تحقیق با موضوع سود سهام پرداختی

نوآوری کمتری در آنها روی میدهد. بازار پر از رقابت بوده وهزینه ها ثابت باقی میمانند و صنایع حرکت خود را بدون رشد قابل توجه ادامه میدهند. همچنین ممکن است برای مدت زیادی، یا به صورت متناوب، رکود نیز روی دهد. سرمایهگذارانی که به افزایش ارزش سرمایه خود می اندیشند از این مرحله دوری میکنند.

شکل (2-1) چرخه صنعت
(تومپسون و ام سی کارتی ، 2008)
ج) تجزیه و تحلیل شرکت
سرمایهگذار پس از انتخاب صنعت، باید شرکتهایی را در صنعت انتخاب نماید که نسبت به دریافت سود سهام و افزایش قیمت سهام در آینده مطمئن باشد. برآورد کیفیت و کمیت سود در آینده عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت سرمایهگذار است. بنابراین سرمایهگذار باید تجزیه و تحلیلهای وسیعی را در مورد شرکت بشرح زیر انجام دهد:
اولاً: سرمایهگذار باید موقعیت رقابتی شرکت را بررسی کند زیرا اولین متغیری که کمیت سود آینده را تحت تأثیر قرار میدهد موقعیت رقابتی شرکت است. موقعیت رقابتی شرکت با معیارهایی از قبیل: میزان فروش، درآمد سالانه، رشد فروش، ثبات درآمد فروش و تنوع محصولات سنجیده می شود.
ثانیاً: سرمایهگذار باید کارایی مدیریت شرکت را مورد بررسی قرار دهد. مدیریت نقش فوق العادهای در موفقیت یا شکست شرکت دارد. مدیریت می تواند به شرکت حرکت ببخشد و ادامه حیات آن را تضمین کند. برخی از صاحبنظران، مدیران مجرب را سرمایه نامرئی و بسیار با ارزش شرکت تلقی می کنند. به همین خاطر است که برای سرمایهگذار، بررسی کارایی مدیریت ضروری است. تغییرات قیمت سهام بستگی به میزان کارایی مدیریت شرکت دارد و مهمترین عامل در تعیین ارزش سهام عادی، عامل مدیریت است. مطالعات اخیر نشان داده است که در صد بالایی از عدم موفقیت شرکتها، پی آمد مدیریت ناشایست و ناآزموده بوده است. تعیین کارایی مدیریت شرکت، کار بسیار مشکلی است ولی سرمایهگذار با بررسیهای خود میتواند تا حدودی کارایی مدیریت را ارزیابی کند. سرمایهگذار باید اطلاعاتی از قبیل: سن، میزان تحصیلات و میزان تجربیات مدیر را کسب نماید. در مرحله بعد سرمایهگذار باید بررسی نماید که آیا مدیریت توانسته است موقعیت رقابتی شرکت را حفظ نماید یا از قبل بهتر کند؟ آیا در دوران تصدی مدیریت قیمت سهام در بازار افزایش یافته است یا کاهش؟ آیا در مواقع لزوم، مدیریت توانسته است منابع مالی مورد نیاز شرکت را به نحو مطلوبی تأمین کند؟ آیا مدیریت برای رسیدن به اهداف شرکت، استراتژی های مشخصی در آینده دارد؟ (ترابی و هومن، 1389).
ثالثاً: سرمایهگذار باید کارایی عملیاتی شرکت را مورد بررسی قرار دهد. منظور از کارایی عملیاتی این است که شرکت بتواند بازده مناسبی روی منابع (دارئیها) بکار گرفته شده تحصیل نماید. یکی از معیارهایی که میتوان با آن کارایی عملیاتی را سنجید، درصد استفاده از ظرفیت تولیدی شرکت است. درصد استفاده از ظرفیت تولیدی ( و یا فروش) از این جهت مورد توجه سرمایه گذاران است که تأثیر عمده ای بر سود هر سهم دارد. برای تعیین کارایی شرکت و بررسی ریسک فعالیت آن، باید ظرفیت تولید واقعی با ظرفیت شرکت در نقطه سربسر مقایسه گردد. هرچه سطح ظرفیت واقعی بیشتر از سطح ظرفیت در نقطه سربسر باشد، شرکت کارا تر خواهد بود زیرا حاشیه ایمنی بیشتری وجود دارد و طبعاً سود هر سهم بیشتر می گردد. (یکی دیگر از معیارهای سنجش کارایی ، بررسی اهرم عملیاتی شرکت است که در اینجا از تشریح اهرم عملیاتی خودداری میگردد). سومین معیاری که کارایی عملیاتی شرکت را می سنجد، مخارج سرمایهای است. معیارهایی که قبلأ به تشریح آن پرداخته شد، کارایی عملیاتی شرکت را در گذشته و حال می سنجد. بر اساس مخارج سرمایهای که توسط شرکت انجام گرفته است میتوان کارایی عملیاتی را
درآینده پیش بینی کرد. زیرا شرکتها بر اساس پیش بینیهایی که نسبت به سطح تقاضا برای محصولات فعلی یا جدید دارند، اقدام به سرمایهگذاری در تجهیزات جدید خواهند کرد. میزان سرمایهگذاری در حال حاضر راهنمای خوبی جهت تعیین قدرت سودآوری آتی شرکت است (هاشمی و همکاران، 1389).
رابعاً: سرمایه گذار باید تجزیه و تحلیل دقیقی نسبت به بدهیهای شرکت داشته باشد. هدف از تجزیه و تحلیل بدهیها، تعیین توانایی شرکت جهت بازپرداخت آنها در سررسید است. اگر چه بکارگیری منابع دیگران سودآوری را افزایش میدهد ولی استفاده بیش از حد از اینگونه منابع آثار نامطلوبی بر قیمت بازار سهام خواهد گذاشت. بعبارت دیگر ریسک مالی شرکت افزایش خواهد یافت. بنابراین سرمایه گذار باید شرکتهایی را برای سرمایه گذاری انتخاب نماید. که از نظر پرداخت بدهی در سررسید توانمند باشند(پاپاداکی و سیوگل ، 2007).

سرمایهگذار با استفاده از نسبتهای مالی از قبیل نسبتهای جاری، آنی، قادر است توانایی شرکت در پرداخت بدهیهای کوتاه مدت را ارزیابی کند. تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه نیز اهمیت خاصی دارد. برخی از صاحبنظران عقیده دارند که ساختار سرمایه در تعیین ارزش سهام شرکت مؤثر است. بنابراین در ساختار سرمایه شرکت، مبلغ بهینه بدهی باید بگونهای تعیین شود که مزایای ناشی از بکارگیری بدهی بیشتر از افزایش ریسک شرکت باشد. با بکارگیری اهرم مالی، نسبتهای بدهی، پوشش بدهی و پوشش هزینه تأمین مالی میتوان مبلغ بهینه بدهی را در ساختار سرمایه تعیین نمود (موسوی و کشاورز، 1390).
خامساً: سرمایهگذار باید تجزیه و تحلیل دقیقی نسبت به سودآوری شرکت و ثبات سود داشته باشد. در صفحات قبل مطالبی در مورد اهمیت فروش شرکت عنوان گردید. اما فروش باید بگونهای باشد که پس از کسر تمامیهزینه ها، سود معقولی را نصیب شرکت سازد. در شرایط رقابتی، شرکتها برای افزایش سود نمیتوانند قیمت فروش کالا را افزایش دهند، در این شرایط بایدهزینه های شرکت کاهش یابد. بنابراین لازم استهزینه های شرکت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
به طور کلی تجزیه و تحلیل دقیق صورت سود و زیان شرکت ضروری بنظر میرسد. کیفیت سود نیز عامل مهمی است. همچنین سرمایه گذار باید ازرویه های حسابداری شرکت اطلاع داشته باشد، چون تغییر دررویه های حسابداری، سود گزارش شده توسط شرکت را دستخوش تغییر میکند. سرمایهگذار قبل از خرید هر سهم باید پیش بینی دقیقی در مورد سود هر سهم و مهمتر از آن، جریان نقدی هر سهم به عمل آورد. جریان نقدی هر سهم راهنمای خوبی جهت تعیین قابلیت دسترسی به وجوه ناشی از منابع داخلی است که می تواند برای توسعه شرکت بکار گرفته شود. جریان نقدی هر سهم قدرت سودآوری و توانایی تحصیل سود در آینده را به شکل واقع بینانه تری نشان می دهد. براساس اطلاعات گذشته شرکت در مورد سود هر سهم و جریانات نقدی هر سهم، میتوان سود سهام یا جریان نقدی هر سهم را پیش بینی نمود. اگر چه وضعیت سودآوری شرکت در آینده تعیین کننده ارزش سهام عادی است، اما این بدین معنی نیست که سالهای گذشته شرکت مد نظر قرار نگیرد. اگر رویداد مهمی در شرکت رخ نداده باشد، میتوان انتظار داشت که سود سالهای آینده تابعی از سود سالهای گذشته است (هاشمی و صادقی، 1388).

2-3-2-2- تعیین ارزش سهام عادی
تعیین ارزش سهام عادی از طریق مدلهای زیر انجام میشود:
2-3-2-2-1- براساس سود
براساس این مدل، ارزش بازار سهام یک شرکت، به سود شرکت بستگی دارد. به منظور تعیین ارزش فعلی سهام ما می توانیم ارزش فعلی سود هر سهم را براساس نرخ بازده تعدیل شده، محاسبه کنیم. کمترین نرخ بهره اوراق قرضه، براساس ریسکهای مالی و تجاری اصلاح شده است

= کمترین نرخ بهره اوراق قرضه (7%)
= نرخ مالیات بر درآمد، برای این طبقه از درآمد(5%)
= افزایش به علت وجود ریسک های تجاری، در مورد تقاضا : (افزایش رقبای تجاری، ورود محصولات جدید به بازار، تغییرات در سیاستهای دولت، ریسک نوسان در سود) و یا در مورد عرضه: (تغییر در تکنولوژی تولید محصولات، روشهای تولید و ساختار هزینه) 1.5%
= افزایش به علت وجود ریسک های مالی، تضمین زیان سهام داران و یا احتمال افزایش بهره بازار (1%)

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نرخ بازده از فرمول بالا محاسبه میشود. نرخ بازده بدست آمده برابر است با حداقل نرخی که باید سالانه عاید شود تا ارزش فعلی سهم حفظ شود.به عبارت دیگر برابر است با ارزش مورد انتظار سهام که بر اساس سود هر سهم محاسبه شده است. اگرشرکت تمام سود سهام اعلام شده خود را پرداخت کند، میتوان مدل ارزیابی سهام را به صورت رابطه زیر نوشت (Floros, 2008):

2-3-2-2-2- براساس سود سهام پرداختی
خیلی از سهامداران به سود سهام پرداختی علاقه دارند، بنابراین قیمتی که آنها حاضرند برای یک سهم بپردازند به میزان زیادی بستگی به اندازه سود سهام پرداختی توسط شرکت دارد. براساس این مدل، سود سهامهای آینده، پیشبینی میشود و براساس نرخ هزینه سرمایه تنزیل میشود. بنابراین ارزش سهام در حال حاضر برابر با: ارزش فعلی تمام سودهای نقدی که سرمایهگذاران انتظار دارند در آینده دریافت کنند. در این حالت مدل ارزیابی سهام از فرمول زیر محاسبه میشود:

= ارزش فعلی یک سهم
= سود نقدی مورد انتظار، در تاریخ برای یک سهم
= هزینه بهره سرمایه(میانگین موضون هزینه سرمایه) که بر اساس ریسک های مالی و تجاری تعدیل شده است.
مقدار سود سهام پرداختی بستگی به سیاست شرکت دارد. سود سهام اعلام شده ممکن است یک بخش کوچکی از کل سود را در بر بگیرد و در بعضی از مواقع، قسمتی از سودهای انباشته شده در شرکتها، نشان دهنده سودهای عقب افتاده به سهامداران هستند. ممکن است سود سهم پرداختی، بیشتر از سود هر سهم شرکت باشد. بنابراین نسبت به این مدل ایراداتی گرفته می شود به خصوص زمانیکه پرداخت سود سهام روال مشخصی را طی نمیکند. اگر سود اعلام شده توسط شرکت به میزان قابل توجهی از سود هر سهم کمتر باشد، میتوان از بازده سود، برای ارزیابی سهام استفاده کرد. دانشمندی از این مدل دفاع میکند و میگوید درست است که قسمتی از سود، به شکل سود سهام به سهام داران پرداخت نمیشود ولی همین سود دوباره سرمایه گذاری می شود و نهایتأ منجر به تولید بیشتر سود سهام میشود (Eriotis, 2007). در ادامه نحوه محاسبه ارزش سهام عادی در شرکتها را از نظر میزان رشد نشان میدهیم
الف) شرکتهای بدون رشد
این نوع شرکتها دو ویژگی دارند:
1) شرکت سرمایه گذاری جدیدی انجام نمی دهد، مگر برای جایگزینی داراییها.
2) اگر سرمایه گذاری جدیدی انجام گیرد، نرخ بازده سرمایه گذاری با نرخ بازده سهام داران برابر است.
به عبارت دیگر شرکت سیاست ثابتی در قبال پرداخت سود دارد و سودهای پرداختی روند ثابتی دارند. در اینجا ارزش بازار سهام، طبق رابطه زیر برابر است با سود نقدی هر سهم تقسیم بر نرخ عادی بازده یا هزینه سرمایه(هسینگ ، 2008).

ب) شرکتها، با رشد ثابت
در مواردی که سود سهام پرداختی با یک نرخ ثابتی رشد می کند، ما از فاکتورهای مرکب استفاده میکنیم:

سود سهام اعلام شده سال جاری برابر است با سود سهام اعلام سال قبل، به علاوه نرخ رشد درطول یکسال. این گونه از شرکتها به علت تصمیم به سرمایه گذاری، مقداری از سود خود را تقسیم نمی کنند. این نوع شرکتها دو نوع ویژگی دارند:
1) درصد تقسیم سود برای همیشه ثابت است.
2) بازده سرمایه گذاری ثابت است.
بنابراین ارزش فعلی اوراق بهادار طبق رابطه زیر برابر است با:

اگر زمان بیشتر از یک سال باشد، مدل به صورت رابطه زیر در میآید(جینگ و همکاران ، 2006).

شرکتها، با رشد متغیر
اکثر شرکتها در پرداخت سود سهام، رویه مشخصی ندارند. هیچ شرکتی وجود ندارد که نرخ رشد سود سهامش، صفر یا ثابت باشد. در مرحله توسعه، به دلیل اینکه رقبای زیادی در صنعت وجود ندارد و همچنین بازار اشباع نشده است، شرکتها دارای رشد سریعی هستند ولی به تدریج رشد شرکت کاهش یافته و به مقدار ثابتی می رسد. بنابراین فرض بر این است که شرکت برای چند سال، نرخ رشد متغیر دارد و سپس نرخ رشدش ثابت می شود. با توجه به مطالب فوق می توان از رابطه زیر استفاده کرد(لییونگ و همکاران ، 2009).

2-4- عوامل تأثیرگذار بر انتخاب سهام توسط سرمایهگذاران
2-4-1- مفهوم سرمایهگذاری
قبل از بررسی عوامل مؤثر بر تصمیم سرمایهگذاران در انتخاب یک سهام عادی باید با مفهوم سرمایهگذاری آشنا شویم. سرمایه گذاری از دیدگاه کلی، به معنای مصرف پولهای در دسترس برای دستیابی به پولهای بیشتر، در آینده است؛ به عبارت دیگر، سرمایهگذاری یعنی به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به امکان مصرف بیشتر در آینده. در سرمایهگذاری، دو ویژگی متفاوت و مهم وجود دارند که عبارتند از: 1- زمان و 2- ریسک. اهمیت این دو موضوع به این علت است که در سرمایهگذاری، صرف پول، در زمان حال صورت میگیرد و مقدار آن معین است؛ در حالی که پاداش حاصل از آن، در آینده به دست میآید و معمولاً با نبود اطمینان همراه است. در بعضی مواقع، ویژگی زمان غالب میگردد (مانند اوراق قرضه دولتی) و در بعضی مواقع، ریسک از نظر اهمیت مقدم است (مانند برگه اختیار خرید) و در مواقع دیگر هر دو مهم هستند (مانند سهام عادی)(دوف ، 2008).

2-4-2- راهبردهای سرمایهگذاری
دو راهبرد سرمایهگذاری غالب که در بازارهای بورس اوراق بهادار به کار گرفته میشود به شرح زیر است:
راهبرد قدرت نسبی
طبق این راهبرد توصیه میشود سهامی خریداری شود که در دوره گذشته بالاترین بازده را داشته است و سهامی به فروش رسد که در دروههای گذشته پایینترین بازده را کسب کرده است.
راهبرد سرمایهگذاری معکوس
طبق این راهبرد، توصیه میشود سهامی که در گذشته عملکرد خوبی داشتهاند به فروش رسند و سهامی که عملکرد ضعیفی داشتهاند خریداری شوند. به عبارت بهتر، توصیه میشود سهامی خریداری شود که در حال حاضر بازار نسبت به آن سهم بسیار بدبین است و سهامی فروخته شود که بازار نسبت به آن بسیار خوشبین است (نیکبخت و مرادی، 1384).

2-4-3- مدلهای تصمیمگیری سرمایهگذاران
2-4-3-1- مدل تصمیمگیری اقتصادی عقلائی
در مدلهای عقلائی سرمایهگذاران جهت حداکثر نمودن مطلوبیت کل باید تا جایی بخرند که مطلوبیت نهایی آخرین خرید برابر با قیمت شود هر چه قیمت پایین میآید برای برابر شدن مطلوبیت نهایی با قیمت پایینتر سرمایهگذار به خرید بیشتر تحریک میشود از آنجا که با کاهش قیمت، میزان تقاضای سرمایهگذار بیشتر میشود منحنی تقاضای هر یک از سرمایهگذاران و منحنی تقاضای کل نزولی خواهد بود در این مدل منظم ساده هر فردی برای حداکثر ساختن سود کل یا مطلوبیت کل تصمیمات عقلایی میگیرد به این نوع مدلها، مدل اقتصادی عقلائی میگویند(ژنگ و شن،2008 ).

2-4-3-2- مدل اقتصادی رفتاری
حرکت کردن به سوی یک مدل اقتصادی رفتاری و بیان تأثیر تصمیمات غیرعقلائی بر قیمت بازار سهام دشوار نیست. فرض کنید سرمایهگذار، براساس مناسب بودن ریسک و بازده، در خصوص قیمت قضاوت میکند و فرض کنید

دیدگاهتان را بنویسید