دانلود پایان نامه حقوق در مورد قصد مجرمانه

اما باعث( انگیزه) عبارت است از تصور دهنی غایت، و عاملی درونی است که انسان را درجهت برآوردن حاجت شخصی سوق می‌دهد. و فعالیتی داخلی هست که مربوط به غایت است و هیچ ارتباطی با غرض(هدف نزدیک) ندارد.بنابراین روشن می‌شود که انگیزه وجودی نفسانی دارد، در حالی که غایت دارای ماهیتی موضوعی است و نمایانگر وجودی حقیقی است، و انگیزه انعکاس درونی برای این وجود است، یعنی تصور آن و استمداد دافع از آن برای حرکت دادن اراده به سمت هدفی مشخص. نمونه‌ی آن جرم قتل است که، کشتن مجنی علیه، هدفی است که فعالیت مجرمانه‌ آن را در نظر دارد، اما غایت در قتل ممکن است برآوردن احساس تنفر از مجنی‌علیه باشد، یا انتقام به خاطر شرف یا آبرو، یا تقاص گرفتن، یا رها ساختن مریضِ نا‌امید از علاج، از رنج و درد و شخص تصور می‌کند که راه محقق ساختن این غایت همان کشتن مجنی‌علیه است و انگیزه(باعث) به این تصور ارتباط پیدا می‌کند،پس به اراده معطوف می‌شود و بر آن مسلط می‌شود و آن را به سوی برآوردن آن سوق می‌دهد، و در نزد وی نیرویی نفسانی آزاد می‌شود که او را به سلاح بدست گرفتن و کشیدن آن به سوی مجنی‌علیه وامی‌دارد و او را می‌کشد. بنابراین انگیزاننده‌ی درونی به سمت برآوردن غایت از قتل همان انگیزه است.

گفتار چهارم: انواع قصد مجرمانه

قصد مجرمانه به گاهی به اعتبار موضوع و گاهی به اعتبار شدت و کیفیت حالت ذهنی قابل تقسیم است.

الف) قصد محدود(معین) و غیر محدود(غیر معین)
نویسندگان قصد را به تبع جهت‌گیری اراده به سمت تحقق نتیجه در موضوع معین یا غیر معین به قصد محدود(معین) یا غیر محدود (غیر معین) تقسیم کرده‌اند. بنابراین هرگاه اراده‌ی مجرم به سمت تحقق نتیجه‌ی مجرمانه در یک موضوع یا بیشتر قبل از اقدام به فعل، سوق پیدا کند، قصد مجرمانه‌ی معین است. بدین ترتیب روشن می‌شود که تعیین بر موضوع جرم واقع می‌شود، نه بر نفس نتیجه که نتیجه شایسته است تا در همه‌ی حالتها معین باشد. نمونه‌ی آن شلیک به سمت یک شخص معین است به قصد قتل آن. اما هرگاه اراده به سمت تحقق نتیجه‌ی مجرمانه جهت‌گیری کند، بدون تعیین موضوع نتیجه قبل از اقدام به رفتار مجرمانه، قصد غیر معین است؛ مانند بمب انداختن بر عده‌ای از افراد به قصد کشتن تعدادی از آنها بدون اینکه قبلا کسی از آنها به صورت معین مشخص شده باشد.

ب) قصد بسیط(ساده)و قصد با سبق تصمیم
قصد مجرمانه ساده همان قصد مجرمانه به شکل عادی‌اش می‌باشد که از اراده فعل و آگاهی از عناصر واقعی و اساسی لازم برای به وجود آمدن قانونی جرم نیز آگاهی از صلاحیت فعل برای ایجاد نتیجه با قصد تحقق آن ایجاد می‌شود. و از قصد با سبق تصمیم به وسیله‌ی یک عنصر اضافی که تعبیر “سبق تصمیم”la premediation بر آن اطلاق می‌شود، متمایز می‌شود.

ج) قصد متجاوز از عمد (ماورء‌العمد، شبه عمد)
تعبیر ” قصد متجاوز” بر حالتی اطلاق می‌شود که در آن مجرم فعلی را مرتکب می‌شود و تحقق نتیجه‌ی مجرمانه‌ی خاصی را از آن اراده کرده است،اما فعل او منجر به نتیجه‌ی دیگری شده است که سنگین‌تر از نتیجه‌ی نخست است و غالبا نیز از همان ماهیت برخوردار است. البته در مورد ماهیت و وصف این نوع از قصد اختلاف‌ نظر وجود دارد. برخی آن را صورت سوم از صورتهای رکن معنوی می‌دانند که با حفظ استقلال در کنار قصد و خطا می‌ماند ، و مستلزم یک حد مثبت و ایجابی است که عبارت است از انصراف قصد به نتیجه‌ی با حجم کمتر و نیز یک حد منفی و سلبی است، و آن عبارت است از عدم انصراف قصد نسبت به نتیجه‌ی سنگین. برخی دیگر به سؤال مبنای مسؤلیت از بابت نتیجه‌ سنگین و واقعیت پیوند معنوی‌ای که بین ذهن مجرم و این نتیجه را به هم پیوند می‌دهد، پاسخ داده‌اند که این پیوند به صورت خطاست: چرا که فرض این است که مجرم آن را پیش‌بینی نکرده است و در مقابل ایجاد آن نیز قرار نگرفته است، در حالیکه این مسأله در توان وی و نیز وظیفه‌ی او بوده است که آن را پیش‌بینی کند، اما آن را نخواسته است، و باید که برای انتفای آن تلاش می‌کرد، اما این کار را نکرده است، ودر هر دو صورت عناصر خطا وجود دارد، بنابراین هرگاه ثابت شود که عناصر آن وجود داشته است، چاره ای جز پذیرش آن وجود ندارد. بدین ترتیب حالت” تجاوز از قصد” مستلزم عنصر معنوی مزدوج التکوین است: چرا که قصد نسبت به نتیجه‌ی سبکتر وخطا نسبت به نتیجه‌ی سنگین‌تر منضم است. نظر سوم بر آن است که علی‌رغم وجود اختلاف بین تجاوز قصد و حدوث نتیجه‌ی مغایر با قصد، لازم است که با همه‌ی آنها یک طور رفتار شود. یعنی از نظر مسِئولیت، فاعل آنها مسئولیت عمدی دارد به خاطر جهش و آغاز از قصد و عمد، اما نتیجه‌ی چیزی از آن دو را تغییر نمی‌دهد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

د) قصد عام و قصد خاص
در این باره که قصد خاص وقصد عام چیستند و چه تعریفی می‌توان از از آنها ارائه داد، بین حقوقدانان اختلاف نظر شدیدی وجود دارد.
عمد عام را تعریف کرده‌اند به« صرف عمد در حرکت بدنی که رفتار ضروری برای تحقق جرم را می‌سازد». البته قصد عام گاه در معنایی مشابه با« عمد مجرمانه» برای اشاره به مفهوم کلی عنصر معنوی به کار می‌رود، در حالی‌که عمد خاص به معنای فعل و انفعال ذهنیِ ضروری در جرمی خاص است، یا اینکه عمد عام ممکن است به معنای شامل بر انواع فعل و انفعالات ذهنی ضروری به کار رود، در حالی‌که ” عمد خاص” به یک نوع خاص از این فعل وانفعالات یعنی عمد محدود می‌شود.

ه) قصد مستقیم
در زبان روز‌مره ما معنای قصد را در ارتباط با اعمال ارادی که مورد هدف داریم یا می‌خواهیم یا آرزو داریم بکار می‌بریم. همین معنا هم در مورد قصد مستقیم بکار ‌می‌رود. بنابراین قصد در زبان معمول مطابقت دارد با خواستن وقوع یک نتیجه‌ی خاص یا در نظر داشتن آن به عنوان یکی از اهداف. مانند اینکه کسی با اسلحه به سمت سر کسی نشانه‌روی کند و نهایتاٌ شلیک کند، و مرگ هدف نیز خواست او است و نسبت به رخدادن آن تمایل و اراده نیز دارد. در این صورت می‌گویند شخص در کشتن مجنیُ‌علیه قصد مستقیم دارد. قصد مستقیم همچنین می‌تواند بدون طرح و نقشه‌ی قبلی رخ دهد، هرچند که معمولا متضمن تصمیم قبلی نسبت به موضوع مشخص است.

ی) قصد غیرمستقیم( تبعی، فرعی، ضمنی، تلویحی، جانبی، عارضی)
قصد غیر مستقیم که با نامهای دیگری چون؛ قصد تیعی، ضمنی، تلویحی، جانبی، عارضی نیز شناخته می‌شود به عنوان محور اصلی این پژوهش، به صورت تفصیلی در دو فصل بعد مورد اشاره قرار خواهد گرفت. اما در اینجا به ذکر تعریف آن اکتفا می‌شود.

1.تعاریف ارائه شده از قصد غیرمستقیم
برخی قصد غیرمستقیم را اینگونه توضیح داده اند: «قصد تنها اراده‌ی نتیجه (هدف) نیست بلکه همچنین پیش بینی قطعیت نتیجه به عنوان یک موضوع از تعریف قانونی نیز هست ». این تعریف می تواند با تعریف ارائه شده در صفحه‌ی قبل نزدیک یا حتی منطبق باشد، چرا که اگر از قسمت اول آن که مربوط به قصد مستقیم است بگذریم، قسمت دوم تعریف مبنی بر «پیش بینی» می تواند معادل «آگاهی» یا «علم» در تعریف ما قرار گیرد و “قطعیت نتیجه” را نیز می توان برابر با عبارت «رخ دادن نتیجه یا فعل مجرمانه در پی فعل با توجه به سیر طبیعی امور» یا « عالم به سببیت فعل برای ایجاد نتیجه یا فعل مجرمانه» دانست. باید توجه داشت که منظور از پیش بینی در تعریف فوق، یک پیش بینی ساده و صرف که ممکن است در جرائم غیرعمدی نیز وجود داشته باشد نیست، بلکه مراد ارائه دهنده‌ی تعریف یک «پیش بینی قطعی» است که برابر با «علم» قرار می گیرد.
بنتام نیز قصد غیرمستقیم را اینگونه تعریف می‌کند که : «….. نتیجه می تواند به صورت عرضی یا جانبی (فرعی) مقصود باشد، در زمانی که علی رغم تصور آن و ظهور احتمال رخ دادن آن، در وقت انجام فعل، حلقه‌ای را در سلسه انگیزه‌هایی که شخص را به ارتکاب فعل وامی‌دارد، تشکیل ندهد ». به نظر می رسد که بنتام در تعریف خود «نظریه احتمال» را که یکی از نظریات مطرح شده در مورد تعیین معیار قصد احتمالی است، پذیرفته است. هرچند که در تعریف وی معنای دقیق «تصور احتمال وقوع» مشخص نشده است. گلانویل ویلیام در باره این تعریف بنتام می گوید که : «برخلاف قصد مستقیم، قصد فرعی، چیزی است که انسان به روشنی آن را می بیند، اما خارج از گوشه‌ی چشمش. نتیجه( به طور مجازی ) در خط مستقیم هدف او نیست، بلکه یک اثر جانبی است که آن را به عنوان همراه و ضمیمه‌ی اجتناب ناپذیر یا قطعیِ قصد مستقیمش قبول کرده است. » وی همچنین می‌افزاید که قصد فرعی «گونه ای شناخت یا ادرک است ».

برخی دیگر از حقوقدانان ضمن ترجیح دادن “نظریه اراده” تعریف زیر را از قصد مجرمانه به طور کلی ارائه داده‌اند که شامل هر دو نوع قصد (مستقیم و غیرمستقیم) می شود: «قصد مجرمانه عبارت است از آگاهی به عناصر جرم و اراده‌ی جهت گیری کرده به سمت تحقق این عناصر یا به سمت قبول آنها ». قسمت اخیر این تعریف که اشاره به تعریف قصد غیرمستقیم دارد، حاکی از پذیرش «نظریه قبول» از جمله معیارهایی ارائه شده درباره ی قصد احتمالی است که در جای خود مورد اشاره قرار خواهد گرفت. تفاوتی که این تعریف با تعاریف قبل به ویژه تعریف ارائه شده توسط ما دارد این است که براساس «نظریه اراده» ارائه شده است، و بنابراین دو عنصر «آگاهی و اراده» را هم نسبت به فعل و هم نسبت به نتیجه لازم می داند، در صورتی که تعاریف قبل از آن، اگرچه هر دوی این عناصر را نسبت به فعل می پذیرند، اما در مورد نتیجه تنها عنصر آگاهی را لازم می دانند، که براساس «نظریه آگاهی» مطرح شده اند.

2. تعریف انتخابی

اگرچه تعریف قصد غیرمستقیم (تبعی) قدری مشکل به نظر می رسد و تاکنون نیز کمتر کسی متعرض این تعریف شده است، اما شاید بتوان تعریف ذیل را از این نوع قصد ارائه داد: «قصدِ (آگاهی و اراده) فعل با آگاهی از اینکه فعل یا نتیجه در پی آن با توجه به روند طبیعی و عادی امور رخ خواهد داد». همین تعریف را به نحو دیگر می‌توان چنین بیان کرد: ” قصد فعل مجرمانه یا قصد فعلی که مقدمه‌ی فعل مجرمانه است با علم به سببیت آن در حدوث نتیجه یا در وقوع فعل مجرمانه در حقیقت، قصد آن نتیجه یا فعل است.” در این تعریف چند نکته وجود داد که توضیح درباره ی آنها لازم است. اولین نکته این است که چرا دو عنصر آگاهی و اراده نسبت به فعل وجود دارند اما، نسبت به نتیجه تنها آگاهی وجود دارد، پاسخ این است که اولاً نسبت به فعل، وجود دو عنصر قصد مجرمانه لازم است و واقعیت این است که اساساً در مورد فعل این دو عنصر تفکیک ناپذیرند، بدین معنی که اولاً با صرف وجود آگاهی فعل رخ نخواهد داد و تا زمانی که ما انجام فعل را اراده نکرده باشیم، آگاهی تنها یک حالت غیرپویا و غیرفعال نسبت به فعل است، به عنوان مثال من می دانم و آگاهی دارم که در صورتی که اسلحه را بدست بگیریم و ماشه را بچکانم، گلوله شلیک خواهد شد، اما تا این لحظه هنوز فعل صورت نگرفته است و تنها زمانی این فعل را مرتکب می شود که آن آگاهی را به مرحله اراده که انجام فعل است برسانم، ولی در مورد نتیجه این گونه نیست و صرف آگاهی از اینکه نتیجه یا فعل براساس مسیر عادی امور رخ خواهد داد یا با علم به سببیت آن اقدام کند، از برای فراهم آمدن قصد غیرمستقیم کافی است. نکته دوم اینکه در صورتی که جرم از جمله جرائم بدون نتیجه (مطلق باشد)، نیز این تعریف قابلیت اعمال شدن را دارد، که توضیحات بیشتر را به بخش های بعدی واگذار می کنیم که در آن جا به طور ویژه درباره قصد تبعی در جرائم مطلق بحث خواهیم کرد.

فصل سوم

مبانی قصد تبعی

قصد غیرمستقیم از جمله مسائلی است که در حقوق جزا مناقشات زیادی را ایجاد کرده است و از نظر سختی و لجوجی در ردیف مسائلی چون رابطه سببیت قرار می گیرد. و این مسئله وظیفه‌ی حقوق جزا را دو چندان سخت‌تر کرده است. همه بحثها درباره‌ی این است که نهایتاً باید قصد غیر مستقیم عمد محسوب شود یا غیر عمد.در حقوق کشورهای مختلف بحث قصد غیر مستقیم (تبعی) مطرح است و هر یک از حقوقدانان له یا علیه این که این قصد در قلمرو عمد قرار می‌گیرد یا سهو استدلال کرده‌اند. البته نظریه پردازی و تلاش برای رسیدن به راه حلی در مورد قصد غیرمستقیم در حقوق کشورهای آلمان و انگلیس بیشتر به چشم می خورد، تا در کشورهای چون فرانسه که حقوق جزای ما نیز متأثر از آن است‌، و به همین دلیل می‌بینیم که در کشور ما کتب حقوق به خصوص تألیف‌هایی که در زمینه جزای عمومی صورت گرفته است ملهم و متأثر از حقوق فرانسه و بالتبع مؤلف‌های حقوق کیفری آن کشور، متعرض این موضوع یا نشده اند یا اشاره وار از کنار آن گذشته اند. اما مطرح شدن قصد غیرمستقیم در حقوق کیفری ما ـ اگرچه از جمله مسائل مبنایی حقوق جزا است فلذا کانون اصلی طرح آن باید در کتابهای حقوق جزائی عمومی باشد ـ به صورت جدی و بحث برانگیز، نشأت گرفته از فقه جزائی اسلام، آن هم در رابطه با جرائم صدمات جسمانی علیه اشخاص- در کتابهای حقوق جزای اختصاصی عنوان شده است.
در مورد طبیعت و ماهیت قصد غیرمستقیم نظرت مختلفی به خصوص توسط جزادانان آلمانی و انگلیسی، بیان شده است‌ـ این نکته قابل یادآوری است که قصد غیر مستقیم در حقوق کیفری آلمان مفهومی وسیعتر از حقوق انگلیس دارد‌ـ که اگرچه شاید نتوانند حقیقت این نوع از قصد را آن گونه که واقعاً هست برای ما روشن سازند اما تا حدود زیادی ما را به ماهیت آن نزدیک می سازند.

گفتار اول: مبانی نظری قصد تبعی

در جهت تشریح طبیعت قصد غیرمستقیم در حقوق کشورهای غربی تلاش هایی صورت گرفته است، که به نظر می رسد، این تلاشها در حقوق آلمان و توسط جزادانان آن کشور چشمگیرتر بوده است، که در قالب دو نظریه ی مستقل «احتمال» و «قبول یا رضایت» متبلور شده اند، همچنین یک نظریه دیگر به نام «تحمل تبعات» نیز مطرح شده است که البته در انتقاد از نظریه «قبول یا رضایت» مطرح شده است. همینطور در حقوق انگلیس نیز معیارهای متفاوتی برای روشن سازی قصد مذکور صورت گرفته است.
مبحث اول: نظریه‌ی احتمال
مبنای این نظریه، نظریه‌ی آگاهی است که به نظر ما برای تعریف قصد تبعی( غیر مستقیم ) باید آن را پذیرفت، خصوصاً اینکه با توجیه قصد تبعی توسط فقها نیز همخوانی دارد. بنابراین نظریه‌ی احتمال نیز با قصد غیر مستقیم آنگونه که در حقوق ما پذیرفته شده است، می‌تواند منطبق باشد.

الف) اساس نظریه
طرفداران این نظریه بین احتمال و امکان صرف تفکیک قائل می‌شوند و می‌گویند که احتمال قلمرو قصد احتمالی ( غیر مستقیم ) است در حالیکه امکان صرف، به معنای کنار گذاشتن قصد احتمالی و انحصار مسئولیت برخطای غیرعمدی است. بنابراین هرگاه که مجرم، فعل را مرتکب می‌شود و وقوع نتیجه را به عنوان یک موضوع احتمالی، پیش بینی می‌کند، مسئولیتش از بابت آن عمدی است، اما هرگاه که آن را به عنوان اثر ممکن فعلش پیش بینی کند، مسئولیتش از بابت آن غیرعمدی است. این تفکیک بین احتمال و امکان در پی انتقاد طرفداران نظریه‌ی اراده از تعریف به عمل آمده از قصد توسط نظریه‌ی آگاهی، مبنی بر اینکه در جرایم غیر عمد نیز پیش‌بینی نتیجه وجود دارد، صورت گرفته است.
سوالی که پیروان نظریه‌ی احتمال با آن روبه رو شده‌اند این است که چگونه می‌توان بین احتمال و امکان صرف تفکیک قائل شد؟ برخی در پاسخ گفته‌اند که احتمال، درجه و حد اعلای امکان است، به عبارت دیگر امکانی است که به اهمیت بسیار بالایی رسیده است. مثلاً اگر تصور کنیم که پیش‌بینی نتیجه به عنوان یک امر غیرلازم، محدوده‌ای دارد، که از محدوده‌ی پیش‌بینی به عنوان امر لازم، تجاوز می‌کند، در این صورت آن مقدار از محدوده‌ی پیش‌بینی به عنوان یک امر غیرلازم‌، که مستقیماً به محدوده‌ی پیش‌بینی به عنوان امر لازم ملحق و ملصق می‌شود، محدوده ی قصد احتمالی است، در حالی که اجزای بعید و دور آن که به نحو روشن و اساسی، بین آنها و پیش بینی به عنوان امر لازم، تفاوت وجود دارد، جایگاه امکان صرف است.
احتمال و امکان دو مفهومی هستند که ظابطه‌ی شخصی و ذهنی دارند، و نمایانگر آنچه هستند که در ذهن مجرم و در هنگام ارتکاب فعل، وجود دارد، و میزان پیش بینی او را نسبت به نتیجه مشخص می‌کنند، و بسته به اینکه آیا مجرم نیتجه را به عنوان موضوعی پیش‌بینی کرده است که وقوع آن غلبه دارد یا عدم وقوع آن متفاوت می‌شوند. بنابراین، احتمال و امکان عاری از خصوصیت

دیدگاهتان را بنویسید