دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره جرایم سازمان یافته

ض می باشد».
مراتب ذیل را می توان به عنوان شباهت ها و تفاوت هایی که بین این دو توصیف مجرمانه وجود دارد در نظر گرفت:
1. رفتار مجرمانه
با توجه به تعریف محاربه، رفتار محارب باید به صورت فعل مثبت مادی (عمل) صورت پذیرد. بنابراین ترک فعل و فعل مثبت معنوی «گفتار» و نیز اعتقادات در تحقق محاربه مؤثر نیستند. رفتار محارب عبارت است از دست به اسلحه بردن یا اسلحه کشیدن به روی مردم، در حالیکه در خصوص تروریسم، رفتار خشونت آمیز یا تهدید به استفاده از خشونت علیه اشخاص و اموال و تأسیسات عمومی و حتی محیط زیست و غیره به عنوان رفتار مجرمانه تروریسم شناخته شده است. بنابراین دامنه قلمرو رفتار مجرمانه تروریسم بسیار گسترده تر از محاربه است. در این خصوص نه تنها ضرورت بکارگیری و استفاده از اسلحه شرط نشده است بلکه صرف تهدید به استفاده از خشونت هم می تواند موجبی برای تروریستی قلمداد کردن رفتار مرتکب محسوب گردد. با وجود این اختلاف، در برخی موارد ممکن است رفتار مجرمانه تروریسم با محاربه مطابقت داشته باشد؛ زیرا تردیدی نیست که کشیدن اسلحه به روی مردم یک رفتار خشونت آمیز است و در صورت احراز سایر شرایط ممکن است جرمی که محاربه محسوب می شود، مصداق تروریسم نیز تلقی گردد.
2. مرتکب جرم
از تعریف هایی که برای محاربه و تروریسم ارائه شده، تفاوت معنی داری در مرتکب این دو جرم مشاهده نمی شود. به رغم اینکه مرتکب این جرایم ممکن است حتی یک نفر و به صورت انفرادی باشد، اما معمولاً ارتکاب این جرایم بصورت گروهی واقع می شود. اما معضل شکل نوین ارتکاب جرایم، در جوامع امروزی سازمان یافتگی آنهاست.
در مقررات مربوط به محاربه در حقوق اسلامی این موضوع مشخص است که کیفر محارب فقط برای مباشر جرم قابل اعمال است و معاونت در جرم محاربه تابع سیاست کلی مربوط به معاونت در جرم است. در حالیکه در اسناد بین المللی مبارزه با تروریسم نه تنها مباشر اصلی جرم مورد توجه قرار گرفته است بلکه تأکید شده است که باید کلیه همکاری کنندگان اعم از شرکاء و معاونین و تأمین کنندگان مالی تروریست ها بعنوان مجرم مورد شناسایی قرار گیرند.
3. موضوع جرم
موضوع اصلی هر دو جرم تروریسم و محاربه امنیت مردم است. امنیت مردم با ایجاد رعب و وحشت در جامعه سلب می شود. درجه ارعاب و هراس و سلب امنیت و وسعت عملی سلب آزادی و امنیت تأثیری در ماهیت قضیه ندارد. ملاک مردم هم کمیت آنها نیست، بلکه مقصود آنست که به نحوی موجب اغتشاش و سلب امنیت عمومی شود. با وجود این، تروریسم این قابلیت و انعطاف را دارد که بدون اینکه بطور مستقیم موجب سلب امنیت عمومی گردد، بوقوع بپیوندد. بخصوص در مواردیکه تروریست ها برای رسیدن به مقصود خود، آماج معینی را هدف حملات خود قرار می دهند، همانند سوء قصدهای سیاسی که در آنها قربانی و هدف یکی است و مردم مورد حمله مزبور نیستند. این نوع اقدام با توجه به تعریفی که از محاربه وجود دارد چنانچه هدف مرتکب سلب آزادی و امنیت مردم نباشد نمی تواند محاربه تقلی شود.
از طرفی طبیعت جرم تروریسم بگونه ای است که امکان تحقق آن از راه های گوناگون وجود دارد. بعبارت دیگر تروریسم ماهیت مستقل و بالذاتی ندارد و در هر زمان با توجه به پیشرفت تکنولوژی، صنعت و ارتباطات، دامنه و شیوه های وقوع این جرم تنوع می یابد در حالیکه ماهیت محاربه از این تنوع و نوع آوری برخوردار نیست.
4. نتیجه مجرمانه
محاربین و تروریست ها برای رسیدن به اهداف خود معمولاً مجبورند که قربانیان خود را از بین غیر نظامیان و بطور تصادفی انتخاب کنند. در همین حال تروریستی که از نوع سیاسی است سعی دارد در انتخاب قربانیان خود به نوع وابستگی های قربانیان به نظام حاکم و یاگروه و جمعیت سیاسی یا حزبی توجه نماید تا بدین طریق پیام خود را بهتر بتواند برساند.
5. رکن روانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رکن روانی هر دو جرم محاربه و تروریسم شامل دو جزء سوء نیت عام و سوء نیت خاص است. سوءنیت عام در محاربه عبارتست از: قصد استفاده از سلاح یا دست بردن به اسلحه، در حالیکه سوء نیت عام در اقدام تروریستی گسترده تر است. رفتار مجرمانه در جرم تروریسم محدود به فعل خاصی نیست و هر فعل خشونت آمیزی می تواند به عنوان اقدام تروریستی تلقی گردد. از این رو قصد انجام هر یک از آنها بعنوان سوء نیت عام محسوب می گردد.
در بررسی عنصر معنوی جرم محاربه و تروریسم، وجود سوء نیت خاص در هر دو جرم بعنوان یک جزء ضروری برای تحقق آنها لازم است. با وجودی که در محاربه و تروریسم قصد ایجاد وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم وجود دارد اما بنظر می رسد تروریست ها با این اقدام خود قصد رساندن پیامی به مخاطبان واقعی خود دارند تا از این طریق به خواسته های خود برسند که این وجه تروریسم بیشتر خود را در انگیزه تروریسم نشان می دهد.
یکی از جهات افتراق بین محاربه و تروریسم انگیزه مرتکب جرم می باشد. زیرا غالب تروریست ها خود را انسان هایی نوع دوست می دانند که بر اساس اعتقادها و در راستای تحقق عدالت و براندازی ظلم قیام کرده اند، معرفی می کنند. تفاوت دیگر در انگیزه تروریسم با محاربه در این است که تروریست ها غالباً از یک پشتوانه فلسفی، ایدئولوژیکی، قومی، نژادی، فرهنگی و اخلاقی برخوردارند و درصدد تغییر نظام حاکم می باشند. در حالیکه غالباً چنین خصوصیتی در محاربه نیست.
در پایان تردیدی نباید داشت که ماهیت جرم محاربه در فقه اسلامی در مفهوم سنتی خود شباهت های فراوانی با تروریسم دارد. رابطه بین تروریسم و محاربه را باید عموم و خصوص من وجه دانست یعنی برخی از اقدامات تروریستی با مفهوم محاربه مطابقت دارد اما برخی از عملیاتی که بعنوان عملیات تروریستی شناخته می شوند کاملاً مجزا از مفهوم محاربه است و بالعکس.
بند ب: جرایم سازمان یافته
تروریسم بین المللی و جرایم سازمان یافته فراملی از اشکال نوین بزهکاری اند و هر یک معضل عمده ای برای کشورها محسوب می شوند. تروریسم و جرایم سازمان یافته ارتباط و شباهت های زیادی با یکدیگر دارند و این امر سبب شده است که در بسیاری از آثار، تروریسم در ردیف جرایم سازمان یافته ذکر شود. هر چند اعمال تروریستی غالباً بصورت سازمان یافته بوقوع می پیوندند اما با توجه به مفهوم و ویژگی های خاصی که امروزه برای جرایم سازمان یافته در نظر گرفته شده است، تروریسم حتی به شکل سازمان یافته خارج از قلمرو جرایم سازمان یافته قرار می گیرد. با وجود این جدایی، این دو جرم در موارد بسیاری با یکدیگر ارتباط پیدا می کنند.
جرم سازمان یافته عبارت از فعالیت های غیرقانونی و هماهنگ گروهی منسجم از اشخاص است که با تبانی با هم برای تحصیل منافع مادی به ارتکاب مستمر مجرمانه شدید می پردازند و برای رسیدن به هدف از هر نوع ابزار مجرمانه نیز استفاده می کنند.
1. وجوه تشابه

هر دو پدیده تروریسم و جرم سازمان یافته علاوه بر فراگیری به پدیده ای فراملی تبدیل شده اند و تروریست ها و جنایتکاران فراملی امروزه کمال استفاده و بهره برداری را از جهانی شدن در رسیدن به مقاصد مجرمانه خود می برند. زیرا سرعت جابجایی و بازتر شدن مرزهای بین کشورها و تسهیلات و ایمنی که وسایل ارتباطی ایجاد کرده اند هم برای کاربران قانونی و حکومت های محلی در جهت توسعه و پیشرفت جوامع فایده رسانده است و هم برای کسانیکه در جستجوی صدمه رساندن به دیگران و ارتکاب جرم و بردن سودهای نامشروع و غیرقانونی بوده اند.
هر دو گروه معمولاً از رفتارهای خشونت آمیز و بی رحمانه برای ارعاب مستقیم قربانیان خود و تهدید و توسل به خشونت فیزیکی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند. البته هدف هر یک از گروه ها در استفاده از خشونت متفاوت است.
هر دو گروه از روش ها و تدابیر مشابه در ارتکاب جرم استفاده می کنند. شباهت دیگر بین این دو اینست که اصالتاً دارای یک ماهیت مستقل نیستند بلکه روش و طرق خاص ارتکاب جرایم عمومی به آنها ویژگی تروریستی یا سازمان یافته می دهد. بدین سبب است که برخی از جرایم؛ از جمله آدم ربایی، قتل، و اعمال خشونت با توجه به نوع ارتکاب آن می تواند تروریستی و یا جرم سازمان یافته تلقی شود.
به رغم اینکه جرم تروریسم و جرم سازمان یافته شباهت هایی با یکدیگر دارند اما اختلاف های شناخنه شده بین آنها سبب شده است هر یک از آنها وجود مستقلی داشته باشند.
2. وجوه افتراق
مهمترین عامل افتراق و تفکیک اعمال تروریستی سازمان یافته از جرایم سازمان یافته، انگیزه و داعی ارتکاب جرم است. به گفته متخصصان، جرم سازمان یافته با انگیزه سودجویی صورت می گیرد در حالیکه اقدامات تروریستی با انگیزه سیاسی یا ایدئولوژی ارتکاب می یابد و گروه های تروریست بطور ایدئولوژیک اقدام به عملیات تروریستی می کنند و هدف آنها هم معمولاً اینست که قدرت را در دست بگیرند. در حالیکه گروه مجرمین سازمان یافته برای تحصیل منافع مادی وارد عمل می شوند و بدنبال تحصیل قدرت نیستند.
تمایز دیگر بین گروه های تروریستی و گروه مجرمین سازمان یافته، در رفتار حکومت ها مقابل آنهاست. برخی از حکومت ها با نمایندگان گروه های انقلابی که به عملیات ترور خشونت آمیز مشغولند مذاکره می کنند و چنین مذاکره ای به منظور به رسمیت شناختن چنین گروههایی بدون در نظر گرفتن نوع کارهایی که مرتکب می شوند می باشند ولی این روش مذاکره را دولت ها در برخورد با گروه مجرمین سازمان یافته به کار نمی برند.
تروریسم همواره با خشونت و اعمال خرابکارانه همراه است، لیکن جنایات سازمان یافته غالباً بدون خشونت محسوس صورت می گیرند. دیگر اینکه با توجه به تهدیداتی که از جانب تروریسم متوجه ملل مختلف شده است این جرم در اسناد بین المللی موقعیت ممتازی پیدا کرده است در حالیکه جرایم سازمان یافته از منظر بین المللی به این اندازه از اهمیت برخوردار نبوده است.
بهرحال با وجود اختلافاتی که بین این دو پدیده حقوقی وجود دارد در عمل گروه های تروریستی و گروه مجرمین سازمان یافته در جهت رسیدن به اهداف خود با یکدیگر همکاری می کنند.
بند ج: جرم سیاسی
تروریسم و جرم سیاسی دو مفهوم کلی، عام و قابل تفسیر هستند که در عمل تشخیص آنها از هم همواره مورد مناقشه بین اصحاب سیاست و قدرت بوده است. یکی از جهات تشابه بین تروریسم و جرم سیاسی اینست که با وجود پذیرش چنین عناوینی در حقوق کشورهای مختلف بنا به دلایلی، اهتمامی جدی در ارائه تعریفی دقیق از آنها وجود نداشته است.
حقوقدانان عمدتاً برای تشخیص جرم سیاسی سه رویکرد را مطرح نموده اند که هر یک از این رویکرد ها تأثیر خود را در حقوق کشورهای مختلف بجا گذاشته اند.
1. رویکرد عینی (نظریه عینی)
به موجب این رویکرد، جرایمی که موضوع آنها دولت و تشکیلات آن باشد جرم سیاسی به شمار می رود. به عبارت دیگر کلیه جرایمی که هدف آن وارد آوردن صدمه به سازمان و فعالیت قدرت سیاسی کشور باشد، سیاسی تلقی می شود.
2. رویکرد ذهنی (نظریه ذهنی)
در این روش، تشخیص جرم سیاسی بر اساس هدف و انگیزه مجرم در ارتکاب جرم صورت میگیرد. بر این اساس جرایمی سیاسی قلمداد می گردند که با هدف وارد آوردن ضربه بر پیکره حکومت و منافع آن انجام گرفته باشد. بنابراین چنانچه هدف از ارتکاب جرم صرفاً تغییر حکومت باشد جرم سیاسی تلقی می گردد ولی هرگاه عملیات مجرمانه هرچند متوجه حکومت و رژیم حکومتی باشد برای ارضاء و اقناع اغراض و شهوات شخصی باشد در اینصورت جرم را نباید سیاسی تلقی کرد.
3. رویکرد مختلط (نظریه مختلط)
این معیار نه تنها انگیزه مجرم بلکه موضوع و طبع جرم را نیز در نظر می گیرد. نظریه مختلط جرایمی را سیاسی تلقی می نماید که هم انگیزه و هم موضوع آن سیاسی باشد. در این حالت دامنه جرم سیاسی مضیق می شود زیرا تحقق هر دو شرط در یک جرم چندان فراوان نیست.
بهر حال تاکنون هیچ یک از نظریات ارائه شده نتوانسته اند مسأله تعریف «جرم سیاسی» را بطور کامل حل کنند.
در مقایسه تروریسم و جرم سیاسی، وجود شباهت هایی باعث شده که در آثار متعددی، تروریسم را بعنوان یک جرم سیاسی تلقی کنند و حتی در برخی از تعاریف تروریسم، انگیزه تروریست ها را کسب قدرت سیاسی یا مقابله با نظام حاکم دانسته اند. اما به نظر می رسد چنین برداشتی از تروریسم کامل نیست و تروریسم سیاسی که مرتکب یا مرتکبین در آن دارای اهداف سیاسی هستند فقط یکی از انواع تروریسم است. لذا هر چند مصادیق قابل توجهی از تروریسم، ماهیتاً جرم سیاسی هستند اما امروزه کشورها به هیچ وجه تمایلی به سیاسی محسوب کردن تروریسم ندارند و مرتکب اعمال تروریستی را از رژیم ارفاقی و تخفیف بهره مند نمی سازند. در عین حال، جرایم سیاسی به اقدامات مسالمت آمیزی؛ مانند تظاهرات غیرقانونی، اقدامات تبلیغاتی علیه دولت ها و جرایم مطبوعاتی محدود شده اند. به عبارتی از وجوه اختلاف تروریسم و جرم سیاسی در مواردی که انگیزه تروریست ها همانند جرم سیاسی است خصوصیت استفاده از خشونت توسط تروریست هاست.

هر چند بر سر تعریف واحدی از جرم تروریسم و جرم سیاسی عموماً اتفاق نظر وجود ندارد اما روشی که در تعیین مصادیق هر یک از دو جرم مورد استفاده قرار گرفته متفاوت بوده است. بدین معنا که روش تعیین مصادیق تروریسم بصورت ایجابی است و اعمال مختلفی بعنوان جرم تروریستی شناخته شده اند، در حالیکه روش بکار گرفته شده در تعیین مصادیق جرم سیاسی بیشتر بصورت سلبی است، یعنی توافق بر مواردی شده است که جرم سیاسی نیست. برای مثال مواردی همچون جنایات جنگی و نسل کشی جرم سیاسی تلقی نمی شوند.
نقطه مشترک دیگر بین تروریسم و جرم سیاسی ماهیت وابسته این جرایم به یکدیگر است. بسیاری از جرایم عادی و عمومی تحت شرایطی می توانند بعنوان جرم تروریستی و یا سیاسی شناخته شوند. اما قلمرو ارتکاب این دو پدیده مجرمانه تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. بدین معنا که در شکل گیری و گسترش تروریسم عنصر فرا ملی بر خصیصه آن تفوق یافته است در حالیکه ویژگی اساسی جرایم سیاسی ملی بودن آنهاست و عنصر فرا ملی در شکل گیری این دسته از جرایم تأثیر بسزایی ندارد.

گفتار سوم: مفهوم پیشگیری وضعی
پیشگیری از جرم همواره یکی از موضوعات اساسی و مهم در زندگی بشری بوده که در طول تاریخ به شیوه های مختلف اعمال گردیده است. بشر همواره به دنبال این بوده است که با انجام اقدامات مختلف از وقوع حوادثی که به تمامیت جسمانی و دارایی هایش لطمه می زند پیشگیری نماید. این مسئله در خصوص اعمال مجرمانه از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. زیرا این اعمال به نحو ارادی و معمولاً برنامه ریزی شده واقع می گردند. از جمله اقداماتی که برای پیشگیری از وقوع جرایم از قدیم الایام صورت می گرفته راهکارهای پیشگیرانه وضعی بوده است.
در مباحث آتی سعی می شود که واژه پیشگیری وضعی از لحاظ لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار گیرد.
بند الف: معنای لغوی
واژه پیشگیری به طور کلی به معنای انجام اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از اتفاقات بد و ناخواسته می باشد. این واژه امروزه در معنی جاری و متداول خود، دارای دو بعد است: جلوگیری یا پیشگیری کردن هم به معنی پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی رفتن و هم به معنای آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن است. در جرم شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنی اول آن مورد استفاده قرار می گیرد و آن عبارتست از به جلوی تبهکاری رفتن با استفاده از تکنیک های گوناگون به منظور ممانعت از بزهکاری.
فرهنگ عمید معانی «گذاردن و نهادن» و «هیات و طرز شکل و نهاد» را برای واژه «وضع» آورده است. در فرهنگ های عربی به فارسی مثل منجد الطلاب _ترجمه محمد بندر ریگی _نیز معانی متعددی برای شکل های مختلف کلمه«وضع» بیان شده که مناسب ترین آنها «موضع، جا و مکان» است. حقوقدانان معادل هایی نظیر پیشگیری «موضعی»، «موقعیتی»، یا «وضعیتی» را برای واژه پیشگیری وضعی به کار می برند.
بند ب: معنای اصطلاحی
در معنای اصطلاحی، پیشگیری از جرم یعنی بهره گیری از کاربرد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری.
تقسیم بندی های متفاوتی از پیشگیری به عمل آورده اند و جرم شناسان بر اساس معیارها و شاخص

دیدگاهتان را بنویسید