روانشناسی با موضوع نظریه تغییر درمان الیس

۲- باید به طور کاملً بفهمن که اونا توانایی تغییر مشکلات رو دارن.

مشکلات

۳- دریابند که مشکلات عاطفی و رفتاری بطور بزرگی از باورهای منطقی مطلق نشأت می گیرن.

۴- باورهای غیر منطقی خود رو نمایان ساخته و بین اونا و باورهای منطقی فرق و تمییز قائل شن.

۵- باورهای غیر منطقی رو با بهره گرفتن از روشای علمی، منطقی و تجربی به مقابله بطلبند.

۶- جهت داخلی کردن باورهای جدید با بهره گرفتن از روشای تغییر شناختی و عاطفی غیرمنطقی رو ادامه داده و از روشای چند گانه تغییر واسه آروم کردن زندگیشون استفاده کنن (الیس و هارپ؛ ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۱).

هر چند پریشانیای روانی از راه اثرات ترکیبی عواملی مثل تمایلات زیستی و تجربه های زندگی شخص حاصل میان، مع هذا، این نوع پریشانیا به واسطۀ خود تلقینی یا خود آموزی اون، ادامه پیدا میکنه. الیس عقیده داره که کودکان نسبت به بزرگسالان از توانایی کمتری واسه آزمایش عینی خود و محیط دورو برشون بهره مند هستن و بنابرین آمادگی لازم واسه داخلی ساختن نگرشهای انتقادی والدین خود رو دارن. اون می­گوید، حتی در موارد استثنایی که والدین یه کودک بدون نگرشای انتقادی هستن کوکان نگرشای انتقادی و بر اساس کمال گرایی رو از دیگرانی که با اونا در تماس ان، یعنی از آموزگاران، همبستگان، و وسایل رابطه جمعی می آموزند (بهادری، ۱۳۹۳).

به هر حال، کودکان نه فقط به دلیل نگرشایی که والدینشون نسبت به اونا دارن، دچار پریشونی هیجانی می شن، بلکه به دلیل تمایل خود اونا واسه جدی گرفتن، داخلی ساختن و جاودانی ساختن این نگرشا، اینجور پریشانیایی رو پیدا می کنن. در نظریۀ درمان عقلانی برانگیزنده، می گن که هر چند کودکان همراه با رشد و بزرگتر شدن یاد می گیرن که با بعضی از فرضای قبلی خود به جنگ بپردازند، اما همزمان با اون، خودمون رو با خود ترکیبی، خود آموزی و خود تبلیغی، گرفتار فرضای غیر منطقی دیگه می کنن. همین خود تبلیغیه که باعث می­شه اعتقادهای غیر منطقی اصلی در شخص پایدار بمونه (ساعتچی، ۱۳۸۹).

این مطلب را هم بخوانید :  روانشناسی در مورد : آموزش عالی و تحرک اجتماعی

درمانگری عقلانی، هیجانی و رفتاری الیس بر فرضای زیادی بنا شده که میشه اون رو در عبارات زیر طبقه بندی کرد:

۱ـ تفکر، احساس و رفتار مداوماً در تعامل با همدیگه و تحت نفوذ همدیگه قرار می گیرن.

۲ـ اختلالای هیجانی از تعامل پیچیده عوامل زیست شناختی و محیطی ایجاد می شه.

۳ـ آدم تحت اثر افراد و وسایل دور و بر خوده و اونا هم به طور از قصد افراد دور و بر خود رو متأثر میسازن. افراد در عکس العمل به اثرات نظامی که در اون زندگی می کنن تصمیم می گیرن یا انتخاب می کنن که خود رو تخریب کنن یا نکنن.

 

۴ـ افراد خودمون رو از نظر شناختی، عاطفی و رفتاری تخریب می کنن.

۵ـ وقتی وقایع بد اتفاق میفته، افراد تمایل دارن دربارۀ اونا باورهای غیر منطقی تولید کنن که برجستگی اونا مطلق بودن و تفکر جزمی نگرانه س.

۶ـ وقایع بد به خودی خود به عنوان دلیل مشکل هیجانی قرار نمی گیرن، بلکه باورهای غیر منطقی به مشکلات شخصیتی منجر می شن.

۷ـ بیشتر افراد تمایل عجیبی به ایجاد و هیجانای داغون کننده و حفظ خود در این شرایط دارن پس در می­پیدا کنن که واقعاً غیر ممکنه که از نظر روانی سالم و خوب باقی بمونن.

۸ـ وقتی که مردم به روش خود تخریب گرانه عمل نمی کنن، توانایی آگاه شدن از راه های تفکر و نظام باورهای خود و اثر منفی اونا رو دارن. با این آگاهی اونا ظرفییت مباحثه دربارۀ افکار غیرمنطقی و تغییر اونا رو به باورهای منطقی رو در پیدا میکنن و می تونن با تغییر این باورها دربارۀ وقایع خاص، احساسات نامتناسب و رفتارای خود تخریب گرانه رو تغییر بدن.

این مطلب را هم بخوانید :  تعاریف انعطاف پذیری کنشی

۹ـ وقتی باورهای غیرمنطقی کشف شد، میشه اونا رو با روشای روشن سازی، چگونگی ترکیب جنبه­ های شناخت، احساسات و رفتارای خنثی کرد. درمان منطقی – هیجانی، باور داره که در واقع همۀ مشکلات جدی هیجانی آدم مستقیماً به وجود اومده توسط افکار جادویی، تخیلی و از نظر تجربی بدون اعتباره. طبق نظریه درمان منطقی – هیجانی مهم نیس که چه مقدار در وراثت فرد مشکل وجود داشته باشه و یا تجربیات اون از ضربه های اولیه و یا بعدی زندگی چیجوری باشه، دلیل اصلی که اون حالا عکس العمل بیشتری یا کمتری نسبت به محرک آزارنده نشون میده، اینه که حالا دارای عقاید متعصب، غیرمنطقی و تجربه نشده ایه (شیلینگ،۱۹۹۰، ترجمه آرین،۱۳۸۵).