روانشناسی در مورد تاریخچه آموزش عالی

مطمئنا  بررسی و جستجو در چگونگی پیدایش و ظهور دانشگاه ها در ایام قدیم و ظریف شدن در تاریخ تغییر اونا، هم از نظر سازمانی و اداری که تعیین کنندۀ چارچوب و صورت اجتماعی اون هستش و هم از نظر گسترش و گسترش شناخت علمی که محتوای فرهنگی اونا رو رو می سازه، خیلی خیلی مهمه.

تأسیس مدارسی واسه آموزش عالی از نظر سنت فرهنگی ریشه در تمدن های ایران، مصر، یونان باستان، رم و بعضی نقاط دیگه داره. با این حال تاریخ دانشگاه های نوین از مراکز آموزشی قرون وسطی شروع می شه. درزمان قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی تعدادی دانشگاه های اروپایی در رشته های حقوق، الهیات و پزشکی برقرار شدن و هنوزم در بین بزرگترین دانشگاه های دنیا وجود دارن. دانشگاه بولونیا در حوزۀ حقوق فعالیت داشت، دانشگاه پاریس در الهیات شهره بود و با مهاجرت تعدادی از دانشجویان دلیل تأسیس دانشگاه های اکسفورد و کمبریج در انگلستان شد. فارغ التحصیلان دانشگاه های انگلیس هم در سال های بعد اولین دانشگاه ها رو در مستعمرات آمریکای شمالی ساختن و کم کم محققان دیگری هم سنت های آموزش عالی اروپا رو به آمریکا بردن (محسنی ۱۳۷۸: ۳۷۰).

دانشجو

اولین دانشگاه ها صورتی از اتحادیه هایی داشتن که مرکب از دانشجویان و مدرسین بودن و فرمون تأسیس خود رو از پاپ ها، امپراطوران و پادشاهان دریافت می کردن. این دانشگاه ها در اداره خود جداگونه بودن و دانشجویان و مدرسین به اتفاق رؤسای دانشگاه رو انتخاب می کردن و به بهای استقلال ناچار بودن هزینه های خود رو تأمین کنن. اما از اون جا که مدرسین می بایست حق الزحمه های خود رو دریافت کنن لازم بود که خوشحالی دانشجویان رو جفت و جور کنن. اولین دانشگاه ها علاوه بر نداشتن ساختمون ثابت، اموال اونا هم بسیار محدود بود و سرنوشت اونا وابسته به دانشجویان ناراضی ای بود که می تونستن به شهر دیگری رفته و محل جدیدی در اون جا تأسیس کنن. مثلا تاریخ دانشگاه کمبریج وقتی شروع می شه که تعدادی دانشجویان از آکسفورد به اونجا جا به جایی مکان کردن و قبل از اونم آکسفورد از مهاجرت دانشجویان از دانشگاه پاریس بوجود اومده بود (محسنی،۱۳۸۶: ۲۲۸).

این مطلب را هم بخوانید :  در مورد : انواع پاداش

فاضلی (۱۳۸۳) دانشگاه رو نهادی پویا و متغیر می دونه که همگام با تغییر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و معرفتی تغییر کرده. ایشون از این دید، شکل گیری و تغییر نقش ها، کارکردها و ساختارهای نهاد آموزش عالی در جهان رو در سه دوره تفکیک می کنه. در هر کدوم از سه دورۀ تاریخی، آموزش عالی و دانشگاه معنا و تعریف متمایزی پیدا کرده ان. اول دورۀ رنسانس بین سدۀ چهاردهم تا هجدهم، دوم عصر صنعتی از اواخر سدۀ هجدهم تا ربع آخر قرن بیستم و سوم عصر اطلاعات و علم که دورۀ معاصر رو شامل می شه. در دورۀ اول که مرحلۀ شکل گیری[۱] اسمشه، دانشگاه در اول بر مبنای درس های متافیزیکی و مذهبی مسیحیت شکل می گیرد. با شروع انقلاب معرفتی و فرهنگی رنسانس در سده های شونزده و هفده دانشگاه به طرف درس های آدم گرایانه[۲] تغییر پیدا می کنه. در مرحلۀ دوم با ظهور خرد مدرنِ جهانی و درس ها و نیازای عصر روشنگری، انقلاب صنعتی، انقلاب دموکراتیک و ظهور دولت- ملت های مدرن، دانشگاه، تربیت شهروندان مدرن، دموکراتیک، خردگرا، سکولار و ناسیونالیست رو که در چارچوب ارزش های ملی دولت- ملت های اروپایی عمل و رفتار می کنن، عهده دار می شه. در این دوره که تا دهۀ ۱۹۷۰ ادامه می یابد، الگوی سنتی نظام ارزش های دانشگاهی در جهان شکل می گیرد، اما بعد از دهۀ ۱۹۷۰ با اتفاق پدیده هایی مثل انفجار علم، ظهور فن بیاری های ارتباطی و اطلاعاتی، ظهور جامعۀ علم محور و جامعۀ فردی شده و … جهان وارد مرحلۀ تازۀ مابعد مدرن شد و در این شرایط جدید دانشگاه ها در حال تبدیل شدن به مؤسسات خدمات عمومی هستن و نهاد آموزش عالی دورۀ انتقالی رو پشت سر می گذارد (فاضلی، ۱۳۸۳: ۸-۷). آموزش عالی با اینکه در طول تاریخ تأسیس خود در خدمت ملت ها به جهت علم اندوزی، پیشرفت و ارتقای سطح علم بوده، لکن خود درزمان دوران گذشته تا به امروز دست خوش تغییراتی عمیق چه از نظر کمی وچه از نظر کیفی شده که پرداختن به یه بعد از ابعاد اون تحقیقات بسیاری رو می طلبد، این مطالعه هم در صدده به یه بعد از ابعاد کمی آموزش عالی که به درستی افزایش تعداد دانشجویان به آموزش عالی با تأکید برگرایش زنان به اون هستش، بپردازه.
مسیحیت

این مطلب را هم بخوانید :  انعطاف پذیری کنشی

– Formative Phase

– Humanistic