معادلات ساختاری

مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها

*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
توسعه و مشارکت کارکنان
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
توسعه شراکت ها
*
*
*


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

*
*
*
*
*
مسئولیت اجتماعی شرکت
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
جدول2-6 : رابطه بین مفاهیم بنیادین سرآمدی و معیارهای مدل EFQM
مأخذ:(عالم تبریز و رحیمی،1388)
2-4-6- 20 مدل تعالی در کسب و کار کانجی(KBEM)
این مدل توسط دکتر کانجی برای تعالیارائه شد. وی در سال 1996 مدل خود را (هرم تعدیل یافته کانجی) ارایه داده است.کانجی به دلایل اجرایی و عملیاتی مدل فشرده خود را در سال 1998 اصلاح و معرفی کرد.
خشنود سازی مشتری
بهبود
مستمر
مدیریت بر مبنای
واقعیات
مدیریت مردمی
تعالی در کسب و کار

شکل 2-9: هرم تعدیل یافته کانجی مأخذ:(غلامحسینی،1391)
2-4-6-20-1- ارزشهای مدل تعالی در کسب و کار کانجی
در وجوه این هرم, هشت ارزش محوری به شرح زیر قرار دارد:
چرخه بهبود مستمر
جلب رضایت مشتری بیرونی
پیشگیری
سنجش
جلب رضایت مشتری داخلی
کار تیمی
کارکنان کیفیت را ایجاد می کنند
هر کاری فرایند است
رهبری
خشنود سازی
مشتریان
مدیریت برمبنای واقعیت
مدیریت مردمی
براساس رای ونظرکارکنان
بهبود مستمر
توجه به
مشتری
عملکرد
فرایند
عملکردکارکنان
تعالی در
کسب وکار
فرهنگ بهبود
تعالی در کسب و کار مفاهیم محوری اصول شالوده

شکل 2-10: مدل فشرده تعالی کانجی مأخذ:(شایق ،1384)
در این مدل فشرده 8 ارزش و مفهوم محوری قبلی، در 4 ارزش محوری به صورت زیر ترکیب شده است:
توجه به مشتری
عملکرد فرآیند
عملکرد کارکنان
فرهنگ بهبود
2-5- بخش دوم(پیشینه تحقیق)
2-5-1- پیشینه تحقیق در مورد EFQM
در این قسمت در ابتدا به تحقیقات و پیشینه بررسی ها و تحقیقاتی که در زمینه خود EFQM صورت گرفته اشاره می شود و سپس به تحقیقاتی که به بررسی و یا ادغام معیارهای مدل تعالی EFQM با دیگر ابزارهای مدیریتی پرداخته و یا حتی به بررسی روابط علّی و اهمیت هریک از معیارهای 9 گانه مدل تعالی EFQM پرداخته اند اشاره می شود.
پژوهش ها در زمینه EFQM به سال 1950 باز می گردد. زمانیکه مؤسسه JUSE آقای دکتر ادوارد دمینگ را برای انجام سخنرانی های مختلف در زمینه کیفیت به ژاپن دعوت نمود. در سال 1951 این مؤسسه به پاس خدمات دکتر دمینگ جایزه ای به نام ایشان بنیان نهاد که همچنان ادامه دارد. این مدل نگرش جدید در بحث کیفیت ایجاد کرد و عنوان کرد که برای تولید محصولات و خدمات با کیفیت نیاز به هماهنگی همه جانبه ها در سطح سازمان داریم . این نگرش منجر به شکل گیری کنترل کیفیت فراگیر در دهه 60 میلادی گردید ( نجمی و حسینی، 1389). در اواخر دهه 1980 که اقتصاد اروپا در معرض تهدید بازارهای خاور دور به ویژه ژاپن قرار داشت، انجمنی از مدیران عامل 14 سازمان پیشرو در اروپا گرد هم آمدند تا راه خروج از بحران و سردمداری آینده را بیابند. مشورت این گروه و عزم گروهی آنان به تأسیس بنیاد غیر وابسته کیفیت انجامید.بنگاهی که وظیفه آن افزایش آگاهی ها و ارائه دوره های مدیریت، شناسایی دستاوردها و تشویق و انگیزش راهیان مسیر توسعه و تعالی است. بدین ترتیب در سال 1989EFQM تأسیس و به تصویب کمیسیون اروپا رسید (گرامی و نور علیزاد، 1388).
مدل تعالی EFQM از ابتدای سال 1992 به عنوان چارچوبی برای ارزیابی بکارگیری جوایز تعالی اروپایی و ملی به کارگرفته شده و به شرکت های رو به تعالی تعلق یافت. این مدل یکی از پر استفاده ترین چارچوب های سازمانی در اروپا است که به عنوان پایه و اساسی برای بیشتر جوایز ملی و منطقه ای مثل جایزه تعالی اروپایی قرارگرفته است(2010Lay Hill Solution,). از آن پس این الگو به طور مستمر بازبینی و رفع نقص گردیده تا بتواند به طور خاص منعکس کننده فرضیاتی باشد که قبلاً در عمل به اثبات رسیده است. نتیجه آن که، این الگو بر تعالی سازمان متمرکز است و ناگزیر همه جنبه های مدیریت یک سازمان را شامل می شود بنابراین این سازمان ها در گوشه و کنار جهان سعی در دستیابی به استانداردهای EFQM دارند و تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است( گرامی و نورعلیزاد،1388).
2-5-2- مرور اجمالی بر تحقیقات انجام گرفته در ایران
در سال (1390) عبدالهی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به راهنمایی اصغری زاده(دانشیار دانشگاه تهران) به بررسی روابط بین معیارهای توانمند ساز و نتایج در مدل تعالی سازمانی EFQM و معیارهای بهره وری با استفاده از روش همبستگی متعارف در شرکت های برق منطقه ای( توانیر) پرداختند که به این نتایج نایل آمدند:
نتایج در شرکت های برق منطقه ای بین حوزه های توانمندسازها و حوزه های نتایج در مدل تعالی EFQM و همچنین بین حوزه توانمندسازها در مدل تعالی EFQM و مجموعه شاخص های بهره وری رابطه معنی دار مثبت وجود دارد. بعلاوه در شرکت های برق منطقه ای بین حوزه های نتایج در مدل تعالی EFQM و مجموعه شاخص های بهره وری رابطه معنی دار مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج ضریب همبستگی نشان می دهد که در این شرکت ها بین معیارهای حوزه توانمند سازها و معیارهای حوزه نتایج در مدل تعالی EFQM و شاخص های مجموعه بهره وری همبستگی مثبت وجود دارد. نتایج ارتباطات معیارهای توانمندساز و معیارهای نتایج در مدل تعالی EFQM با نتایج تحقیقات گذشته بولیوسر و دیگران(2005) و اسکیلدسن و همکاران(2000) هماهنگی دارد.
در پژوهشی دیگر که توسط شاهرودی و همکاران در سال 1390 انجام گرفت به بررسی روابط علت و معلولی بین زیر معیار در مدل کسب و کار EFQM (با تأکید بر منابع انسانی)
در صنایع اتومبیل سازی ایران پرداخته شد که در آن از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بهره جستند، که جامعه آماری تحقیق را شرکت های سازنده خودرو، شرکت های بزرگ بیمه قطعات، شرکت های تولید کننده قطعات، شرکت های خدمات مهندسی و شرکت های تجاری که همگی آنها سازندگان زنجیره ارزش صنعت خودرو هستند تشکیل داند و از آنجا که صنعت خودروی ایران یک صنعت تابعی است نقش و اهمیت منابع انسانی در آنها بسیار حیاتی است و در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که منابع انسانی عامل بسیار حیاتی و مؤثر در فعالیت های شرکت ها و صنعت خودروی ایران است و برای بهبود نتایج کلیدی عملیات مسیر علت و معلولی باید در مدل تعالی کسب و کار EFQM شناخته شوند.
در پژوهشی توسط رضا شرطان به راهنمایی دکتر اکبر عالم تبریز در سال 1388، بررسی تأثیر اجرای مدل EFQM در عملکرد صنعت برق کشور مورد بررسی قرار گرفت. هدف از این پژوهش تأثیر بکارگیری مدل EFQM در کل زیر معیارهای توانمند ساز و نتایج بوده است. در این پژوهش به این نتیجه نایل شدند که بکارگیری مدلEFQM در کل حوزه توانمند سازها و کل حوزه نتایج مؤثر واقع گردیده و از رشد قابل قبولی برخوردار است( شرطان،1388).
در تحقیقی که توسط محمد دهقانی و همکاران در سال 1387 انجام شد به تحلیل مدل تعالی EFQM با استفاده از سیستم های دینامیکی پرداخته شد تا بتواند از بین سیاست های قابل اجرا در سازمان ها بهترین سیاست را انتخاب کند.که در نهایت در این پژوهش از مدلی استفاده شد که روابط بین شاخص های موجود در بخش نتایج و توانمندسازها را نشان می داد. لذا در مدلارائه شده، سعی شد تا تأثیر عوامل توانمندساز بر روی نتایج با استفاده از مدل سیستم های دینامیکی نشان داده شده و در نهایت با استفاده از نرم افزار روند تغییرات به ازای مقادیر مختلف بدست آورده و تجزیه و تحلیل شود.
شاهرودی و دیگران در سال (1386)، در مرکز مطالعات و برنامه ریزی استراتژیک گروه سایپا پیرامون تجزیه و تحلیل روابط علت و معلولی میان معیارهای توانمند ساز و نتایج در مدل تعالی EFQM تحقیقی را انجام دادند که به نتایج ذیل نایل آمد:
حرکت شرکتها به سمت تعالی مستلزم آگاهی و شناخت آنها از تاثیر معیارها بر یکدیگر و تجزیهوتحلیل روابط علت و معلولی میان معیارهای توانمندساز و نتایج است. مدل تعالی سازمانی EFQM اینگونه تعاملات را به صورت شفاف نشان نمیدهد بنابراین شرکتها پس از خودارزیابی و شناسایی نقاط قابلبهبود قادر به تجزیه و تحلیل دقیق تاثیر اینپروژه ها بر معیارها نیستند. شناخت روابط منطقی میان عناصر مدل، این امکان را فراهم میآورد تا هنگام هدفگذاری و طرحریزی آینده مسیر تعالی، شرکتها بهتر بتوانند تاثیرپروژه ها را بر معیارهای مدل تحلیل و از ابزارهای مناسب برای بهبود استفاده کنند لذا پیش از تعریف هر پرژوه بهبود، باید با استفاده از مدل روابط علت و معلولی پیشنهادی، تاثیر این پروژه بر سایر مدلها بررسی شود. مدل پیشنهادی نشان میدهد که شرکتها بهطور کلی از دو کانال میتوانند نتایج کلیدی عملکرد را تحت تاثیر قرار دهند: یکی مباحث مربوط به کارکنان و دیگری فرایندها و سیستمهای سازمانی.
حمیدزاده و همکارانش ارتقای TQM را بر مبنای مدل EFQM در شرکت لوله سازی اهواز بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که بخش فرآیندها دارای بهترین نتیجه و بخش منابع انسانی دارای ضعیف ترین نتیجه می باشد( Hamidzadeh & Aminzadeh، 2005).
2-5-3- مروری بر تحقیق های انجام شده خارجی
بر طبق نظر السرایره و خودیر در سال 2012، از مدلسازی معادلات ساختاریSEM)) برای تجزیه و تحلیل بین توانمندساز و نتایج مدلEFQM در شرکت های آموزش های حرفه ای اردن استفاده شد که بر طبقیافته های تحقیق، مجموعه معیارهای توانمندساز به طور قابل توجهی با مجموعه معیارهای نتایج مرتبط است و تمام معیارها در هر دو مجموعه، یک بارگذاری بالایی درSEM در ایجاد یک متغیر در مجموعه خودشان دارند. بنابراین آنها در ایجاد رابطه قابل توجه بین توانمند سازها و نتایج بسیار مؤثر هستند و همچنین بر طبق نتایج، سازمان ها نباید تنها بر مبنای تعداد کمی از معیارهای مدل عمل کنند بلکه باید به هر عنصر(عامل)توجه نموده و دیدگاه سیستمی به مدل داشته باشند. این نتایج مطابق با مطالعات انجام شده در مورد مدل تعالی EFQM (از قبیل کالوو مورا و همکاران 2005) می باشد. و همچنین بر طبق نتایج، ما می توانیم بیان نماییم که در معیارهای توانمند ساز رهبری و فرآیندها، و در معیارهای نتایج، نتایج کلیدی عملکرد و نتایج مشتری بالاترین اثر را بر ایجاد رابطه ای چشمگیر دارند.
بر طبق نظر بو- لیوسر و همکاران درسال 2009، مدل EFQM به عنوان یک راهنما برای مدیریت کیفیت جامع TQM و همچنین از مفهوم اصلی TQM به منظور مدیریت ابعاد فنی و اجتماعی با هدف دستیابی به نتایج تعالی مورد توجه قراردادند؛ که تحقیق خود را با این نیت که آیا ساختار درونی مدل تعالی EFQM را به عنوان فرضی
ات TQM به حساب آورند صورت دادند. بر پایه فرضیات TQM آنها رهبری و معیار افراد را به عنوان توانمندسازهای اجتماعی و معیارهای مشارکت- منابع و فرآیندها را به عنوان توانمندسازهای فنی درنظر گرفتند که در نهایت سعی در پی پاسخ به سؤالات ذیل برآمدند: آیا فاکتورهای اجتماعی و فنی قابل بیان و مجزایی وجود دارد که در غالبEFQM بیان شود و…، در نهایت آیا توانمندسازها اثر مثبت بر روی نتایج در مدل تعالی EFQM دارند؟ و آنها از مدل سازی معادلات ساختاری(SEM) برای اعتبار سنجی مدل استفاده کردند، و از نرم افزار آماری(6.1 EQS )برای تحلیل داده ها استفاده نموده و در نهایت به نتایج ذیل نایل آمدند:
1- ابعاد اجتماعی و فنی در مدل نهفته شده است.
2- روابط علت و معلولی بین معیارهای توانمند ساز و نتایج وجود دارد.
3- توانمندسازها مشترکاً نتایج را ارتقا می دهند.
مارتینز- لورنت و همکاران(2009 ) به منظور ارزیابی روابط بین مؤلفه هایارائه شده توسط مدل تعالی EFQM تحقیقاتی را انجام دادند. آنها تلاش کردند تا ببینند آیا روابط بین معیارها از منطق EFQM تبعیت می کند. به منظور بررسی روابط مستقیم چندین فرضیه را مورد توجه قرار دادند که این 19 فرض همان فرضیاتی است که ما در این تحقیق از آن بهره خواهیم برد. از تکنیک رگرسیون به طور مجزا برای بررسی روابط مستقیم و غیر مستقیم درونی در بین 71 سازمان با به کارگیری پرسشنامه استفاده شد. نتایج، تمام فرضیه ها را تأیید نمود و روابط بین معیارها که در مدل اصلی یا اولیه EFQM بدست فراموشی سپرده شده بود را نیز نشان داد.
کیندا و محامد (2007) به منظور بررسی روابط علی بین عناصر کلیدی ( پنج توانمند ساز و نتایج) و فرهنگ ایمنی تحقیقی را انجام دادند. آنها سعی کردند تا روابط مثبت بین 5 معیار توانمند ساز EFQM ( رهبری، خط مشی – استراتژی، افراد، منابع- مشارکت و فرآیندها) و نتایج را با فرهنگ ایمنی مورد بررسی قرار دهند. آنها تعداد تصادف، تصویر صنعتی، روحیه نیروی کار و هزینه تصادف را به عنوان اهداف معرفی کردند و از مدل سازی معادلات ساختاری برای بدست آوردن تعامل و ارتباط بین توانمند سازهای مختلف مدل استفاده کردند؛ نتایج تحقیق نشان داد که رهبری اثرات مثبتی بر روی افراد، مشارکت- منابع و خط مشی- استراتژی دارد. همچنین نتایج نشان از اثر افراد بر روی مشارکت- منابع و فرآیندها دارد. علاوه بر این، نتایج اثر منابع- مشارکت را بر روی خط مشی- استراتژی را حمایت نمود. در کنار این، خط مشی و استراتژی بر روی فرآیندها اثر داشتند و در نهایت اثر فرآیندها را بر روی نتایج نشان داد.
بیخاند و گنزالس (2007)، با هدف تعیین اثر معیارهای توانمند ساز بر روی نتایج پیش بینی شده در مدل EFQM با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحقیقاتی را انجام دادند. آنها مشکلات محدودیت تجزیه و تحلیل جامع نتایج کیفیت EFQM و پیامدهایی که برای پر کردن این شکاف در نظر گرفته شد را مورد توجه قرار دادند. فرضیه اصلی آنها اثر مستقیم و مثبت توانمند سازهای EFQM بر روی معیارهای نتایج بود. داده های آنها از شرکت های خدماتی و تولیدی اسپانیایی بود که از طریق ایمیل کردن جمع آوری شده و در نهایت 93 پرسشنامه از این داده ها تکمیل شد. تحلیل عاملی تاییدی برای بررسی مقیاس های اندازه گیری و فرضیه سازی ارتباط بین توانمندسازها و نتایج مورد استفاده قرار گرفت و از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) برای بررسی روابط بین معیارها استفاده شد که نتایج SEM نشان از وجود یک رابطه علت معلولی بین توانمندسازها و نتایج دارد.
سیلا (2007) به تعیین روابط بین عامل های نتایج در سیستم مدیریت کیفیت جامع TQM که شامل نتایج افراد، نتایج مشتری، (اثر بخشی سازمانی) نتایج جامعه و نتایج عملکردی کلیدی (مالی و بازار) همت نمود، آنها نسبت به ابهامات موجود در روابط بین معیارهای نتایج در یک سیستم تعالی مطلع شده و برای تحقیق خود فرضیه هایی به شرح ذیل قایل شدند:
1- نتایج افراد اثر مثبت و مستقیم بر روی نتایج مشتری دارد.
2- نتایج افراد اثر مستقیم و مثبتی بر روی نتایج جامعه دارد.
3- نتایج جامعه اثر مستقیم و مثبتی بر

دیدگاهتان را بنویسید