منابع تحقیق درباره ارتباطات بین المللی

مشتری به سراغ تولید کننده می‏رود و تولید کننده‏ است که در تعیین قیمت و کیفیت نقش اصلی را دارد.
تفکر دیگر، تفکر جهانی تجارت نرم افزار، تفکر مبتنی بر مشتری است که در آن«حق با مشتری است». تولیدکنندگان با ابزاری چون اعتبار، کیفیت و قیمت مناسب سراغ مشتریان رفته‏ و آن‏ها را جذب می‏کنند. با توجه به این دو تفکر، تولیدکنندگان داخلی نرم افزار که مشتریان خود را دارند و جذابیت‏های دیگر بازار از جمله‏ خرید و فروش سخت افزار آن‏ها را مشغول کرده است، تنها منتظر مشتریان جدید هستند. از آن طرف مشتریان خارجی‏ به دنبال تولیدکنندگان معتبر با کیفیت و ارزان قیمت هستند که از نزدیک‏ترین جا برمی‏گزینند. مشتریان خارجی منتظر تولیدکنندگان و تولیدکنندگان داخلی‏ منتظر مشتریان هستند. با این بن بست، صادرات نرم افزار هیچ گاه انجام نمی‏گیرد.
2-1-6)بحران نرم افزار و کمبود نیروی انسانی متخصص
دنیای نرم افزار تا کنون با دو بحران اساسی مواجه شده است. بحران نخست در اواخر دهه 60 و در پی شکست بسیاری از پروژه‏های نرم افزاری بزرگ(و اتمام آن‏ها با هزینه و زمانی به‏ مراتب بیشتر از میزان پیش‏بینی شده) بروز کرد. بحران دوم‏ در دهه 80 پس از رشد سریع صنعت الکترونیک و ارزان شدن‏ سخت افزار و در نتیجه بکارگیری رایانه در تمام عرصه‏ها بروز کرد. کمبود نیروی انسانی لازم جهت طراحی و تولید نرم افزارهای‏ مورد نیاز، بارزترین نمونه بحران مذکور تلقی می‏شود.
در صورتی که برنامه درستی برای کشور تدوین شود و اهدافی برای صادرات نرم افزار تعیین گردد، مسلما” نیروی انسانی‏ به مراتب کیفی‏تر و کمی‏تر از امروز مورد نیاز خواهد بود.
2-1-7) ارتباطات بین المللی و بازاریابی
برخی از صاحب نظران انفورماتیک، مهم‏ترین دلیل ضعف‏ صادرات نرم افزار را کمبود نیروی برنامه‏نویس تلقی می‏کنند. بر اساس این نظر در یک سیستم مبتنی بر تولید، با افزایش‏ برنامه‏نویس، میزان کار داخل کاهش می‏یابد و این خود باعث‏ رقابت می‏گردد. از نتایج این رقابت، افزایش کیفیت و رواج‏ تفکر مبتنی بر مشتری خواهد بود. در نتیجه افراد و شرکت‏ها از بن بست خارج شده و برای یافتن کار مجبور به بازاریابی خارجی‏ و برقراری ارتباطات بین المللی می‏گردند. پس باید دولت در تربیت برنامه‏نویس ماهر اقدام کند.
هر چند کلیت این نظر درست است ولی اشکالاتی نیز بر آن وارد است: این طرح در صورتی یک طرح دراز مدت‏ چندین ساله است؛ در حالی که شرکت‏ها بیشتر تمایل به‏ طرح‏های کوتاه مدت هستند. مهاجرت برنامه‏نویسان زبده به‏ خارج از کشور یکی از مهم ترین موانع این طرح است. هم چنین‏ گستردگی کار نرم افزار(بخصوص نرم افزارهای بی‏کیفیت که‏ برای ادارات دولتی ساخته می‏شود)و افزایش روز افزون نیاز به آن با مقوله کمبود کار داخلی در تضاد است و تا موقعی‏ که بر کیفیت نرم افزارهای تولید داخل، نظارتی اعمال نشده و سفارش‏های دولتی از طریق مناقصه و رقابت واقعی ارائه نشوند، این طرح به نتیجه موفق نهایی دست نخواهد یافت.(اکرمی فر، 1384)
2-2) وضعیت صادرات ایران از نظر آمار و ارقام:
بر اساس آمارهای موجود ایران تا سال 1388 تقریبا 75میلیون دلار صادرات نرم افزار داشته است (طلایی، 1390). این در حالی است که بازار نرم افزار جهانی در سال2007، 251 میلیارد اعلام شده است . (نهاوندیان، 1387) نمودار 2-1 رشد صادرات نرم افزار از سال 1382 تا سال 1388 را نشان می دهد. که هرچند مبلغ کل صادرات کم است اما صعودی است.
سال
نمودار2-1 رشد صادرات نرم افزار از سال 1386تا سال1388
رشد
درصد تغییرات
1388
1387
9.3
109
70
64
رشد
درصد تغییرات
1387
1386
45.5
64
64
44
جدول 2-1رشد و درصد تغییرات صادرات نرم افزار از سال 1386 تا سال 1388(واحد میلیون دلار)
2-3) کشورهای واردکننده نرم افزار ایران
افغانستان، ازبکستان، امارات، کانادا، آلمان، دومینیکن، مکزیک، تاجیکستان، مالزی، زیمباوه واردکننده نرم افزار ایران هستند این نرم افزارها بیشتر در حوزه‌های آموزشی، مالی، قرآنی، فرهنگی، ادبی و هنری، فیلم و حتی بازی‌های رایانه‌ای هستند که نرم‌افزار‌های آموزشی و قرآنی بیشترین حجم صادرات ما را به خود اختصاص می‌دهند و بازی‌های رایانه‌ای کمترین میزان را شامل می‌شوند.
شکل 2-1 نحوه پراکندگی کشورهای هدف صادرات نرم افزار
ارزش به میلیارد ریال
سال
نمودار 2-2 وضعیت پرداخت جوایز صادراتی به صادرکنندگان نرم افزار
توضیح: همانطور که در این نمودار ملاحظه می کنید دولت از اوایل دهه 1380 جهت تشویق صادرکنندگان نرم افزار پرداخت جوایز صادراتی را در دستور کار قرار داده است.که روند پرداخت روند صعودی داشته است (غضنفری، 1388).
بخش سوم
3-3) تشریح مدل
3-3-1)مدل الماس پورتر
مایکل پورتر از استادان دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد یکی ازمحققان فعال در زمینه مطالعات رقابت پذیری است. وی در سال ۱۹۸۰ کتاب «استراتژی رقابتی»، در سال ۱۹۸۵ کتاب «مزیت رقابتی» را به رشته تحریر در آورده است. همچنین در سال ۱۹۹۰ کتاب «مزیت رقابتی ملت ها» را عرضه داشت که در آن مدل “الماس“در رقابت پذیری معرفی شده است. پورتر در این مدل رقابت پذیری را حاصل تعامل و بر همکنش چهار عامل اصلی می داند:
١- فاکتورهای درونی
٢- شرایط تقاضای داخلی
٣- صنایع مرتبط و حمایت کننده
۴- استراتژی، ساختار و رقابت
به اعتقاد «پورتر»، این فاکتورهای چهارگانه به صورت متقابل بر یکدیگر
تاثیر دارند و تغییرات در هر کدام از آنها می‌تواند بر شرایط بقیه فاکتورها مؤثر باشد. علاوه بر آن، دو عامل بیرونی دولت و اتفاقات پیش‌بینی نشده نیز بر عوامل چهارگانه تأثیر غیر مستقیم دارند و از طریق تاثیر بر آنها می‌توانند در رقابت‌پذیری نیز تاثیر گذار باشند.
الف – فاکتورهای درونی: مجموعه‌ای از عوامل مؤثر در تولید کالا یا خدمات، مانند مواد اولیه، کیفیت و میزان دسترسی به آن، نیروی انسانی بدون مهارت و یا ماهر و آموزش دیده، بهره وری و خلاقیت و نوآوری نیروی انسانی، زیر ساختها، مسائل تکنولوژیک، میزان سرمایه و دسترسی به آن، توانمندیها و قابلیتهای مدیریتی و … که برای رقابت در عرصه بازارهای رقابتی ضروری است، فاکتور‌های درونی را تشکیل می‌دهند.
پورتر فاکتورهای درونی را در دو دسته تقسیم بندی می‌کند:
١-فاکتورهای عمومی شامل مواردی مانند مواد اولیه، انرژی، نیروی انسانی بدون مهارت خاص.
٢-فاکتورهای تخصصی شامل مواردی مانند نیروی انسانی ماهر و متخصص، دانش فنی پیشرفته و فناوری پیشرفته.
فاکتورهای تخصصی در مقایسه با فاکتورهای عمومی مزیت رقابتی پایدارتری را ایجاد می کند .
ب- شرایط تقاضای داخلی: شرایط تقاضای داخلی ماهیت و چگونگی تقاضا را در بازارهای داخلی برای محصولات یک صنعت مشخص می‌کند. اندازه و رشد تقاضا در رقابت‌پذیری صنایع تاثیر بسزایی دارد. پورتر معتقد است که وجود بازار داخلی بزرگ و در حال رشد موجب تشویق سرمایه گذاران برای توسعه فناوری و بهبود بهره‌وری گردیده و این مسئله به عنوان مزیت رقابتی برای آن ملت محسوب می‌گردد. در مقابل، بازارهای داخلی کوچک که دارای رشد پایینی هستند شرکتها و صنایع را به دنبال فرصتهای صادراتی می‌کشاند. تقاضای داخلی دارای دو جنبه کمی و کیفی بازار است. اندازه تقاضای داخلی حداقل مقیاس اقتصادی فعالیتهای بنگاه‌های داخلی را تعیین کرده و آنها را قادر می سازد تا از یک تقاضای پایدار برخوردار گردند. اما باید توجه داشت که منافع اصلی تقاضای داخلی در رقابت‌پذیری از دیدگاه کیفی است. انتظارات مشتریان از کیفیت محصولات و خدمات می‌تواند انگیزه‌ای برای افزایش قدرت رقابت‌پذیری یک کسب و کار گردد و به عنوان محرکی قدرتمند در جهت توسعه و ارتقای رقابت‌پذیری بنگاه‌ها و حتی از دید کلان رقابت‌پذیری کشورها گردد.
ج- صنایع مرتبط و حمایت کننده: صنایع مرتبط و حمایت کننده می تواند شامل تأمین کنندگان مواد اولیه یا تجهیزات و ابزارآلات، توزیع کنندگان و فروشندگان، سیستم‌های توزیع محصول، موسسات تحقیقاتی، سرویس‌های مالی مانند بانک‌ها و بورس اوراق بهادار، سیستم‌های حمل و نقل، دانشگاه‌ها، مراکز و مؤسسات تحقیقاتی و صنایعی باشد که از یک نوع فناوری، مواد اولیه و امکانات آزمایشگاهی استفاده می‌کنند. ارتباط و همکاری با این صنایع و مراکز در توسعه سطح محصولات و خدمات و بهبود آنها و در نهایت ارتقای رقابت‌پذیری مؤثر است.

 
 
د- استراتژی، ساختار و رقابت: شرایطی که طبیعت و جوهره رقابت را در سطح کلان اجتماع تحت کنترل دارد و همچنین راه و روشی که بنگاه‌ها و سازمانها تأسیس، سازماندهی و مدیریت می‌شوند بر رقابت‌پذیری تأثیر بسزایی دارد. بنابراین، ساختار و استراتژی‌هایی که برای مدیریت و راهبری یک بنگاه یا صنعت تدوین و اجرا می‌گردد، تاثیری مستقیم بر عملکرد و رقابت‌پذیری آن دارد. پورتر به منظور ایجاد مزیتهای رقابتی، استراتژی‌های عمومی را پیشنهاد می کند. بر اساس این استراتژی‌ها یک کسب و کار از دو راه می‌تواند برای خود مزیت رقابتی ایجاد کرده و موقعیت رقابتی خود را بهبود ببخشد:
١- ارائه کالا و یا خدمات با هزینه کمتر (مزیت هزینه‌ای)
٢- ارائه کالا و خدمات متنوع با ویژگی‌های متمایز (مزیت تمایز)

هر یک از این استراتژی‌ها می‌تواند توسط بنگاه‌ها اعمال گردد و یا تنها بخشی از آن را پوشش دهند. هر یک از این استراتژی‌ها موقعیت رقابتی خاصی را برای بنگاه ایجاد می‌کند.
علاوه بر این، پورتر ماهیت و میزان رقابت در هر محیط صنعتی را به مجموعه‌ای از پنج نیروی مختلف که در شکل مشخص شده اند، وابسته می‌داند و معتقد است که با افزایش تعداد رقبا و شدت یافتن رقابت بین این نیروهای پنج گانه، رقابت‌پذیری کل صنعت و به تبع آن کل کشور افزایش خواهد یافت. دلیل این مسئله را می‌توان در تلاش متقابل رقبا برای افزایش کیفیت و یا کاهش هزینه‌های محصولات و یا خدمات برای کسب رضایت مشتریان دانست که در نهایت موجب افزایش سطح استانداردهای زندگی و رضایتمندی بیشتر در مشتریان خواهد شد.
ه – دولت: دولت به عنوان یک نیروی عمده، همواره در رقابت‌پذیری مؤثر است و با مداخله خود در امور مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و اعمال قوانین و مقررات بر رقابت‌پذیری تأثیر مثبت و حتی منفی داشته است. سیاستهای پولی، مالی و بازرگانی و قوانین مالیاتی، سیاستهای حمایتی، سیاستهای اداری و تشکیلاتی، قوانین مربوط به صادرات و واردات، نرخ ارز، حجم پول و نرخ بهره، تورم، هزینه‌های دولت و تصمیم‌گیریهای دیگر در سطح اقتصاد خرد و کلان، توافقهای رسمی و غیر رسمی مقامات سیاسی، برقراری یا توسعه روابط سیاسی تجاری و یا قطع روابط اقتصادی- تجاری با سایرکشورها از جمله بارزترین عوامل تأثیر گذار بر رقابت‌پذیری بنگاه‌ها، صنایع و کشورها هستند که به طور مستقیم با دولتها در ارتباطند.
و- اتفاقات پیش‌بینی نشده: اتفاقات پیش‌بینی نشده حوادث و مسائلی هستند که بر رقابت‌پذیری تأثیر- مثبت و یا منفی- داشته ولی به صورت تصادفی و خارج از کنترل بنگاه‌ها، صنایع و حتی دولتها رخ می‌دهند. حوادث غیر مترقبه، جنگ، تحریمهای اقتصادی، شوک‌های نفتی، بحرانهای اقتصادی- سیاسی و یا نوآوریهای عمیق تکنولوژیک نمونه ای از اتفاقات پیش‌بینی نشده هستند.(مرادی و شفایی، 1384)
شکل 2-2 مدل الماس پورتر
3-3-2)مدل هیکز و نیکلسون (مدل مبنای تحقیق)
این مدل که توسط هیکز و نیکلسون ارائه شده است برای بسیاری از کشورها استفاده شده است. در این مدل که الهام گرفته شده از مدل الماس مایکل پورتر است. عوامل زیر را در صادرات نرم افزار مهم دانسته اند. که شامل تقاضا، اعتماد و ارتباط بین المللی، استراتژی و دیدگاه ملی، ویژگی های صنعت نرم افزار و زیر ساخت ها و عوامل درون شرکتی است. این مدل با توجه به اینکه تمام جوانب مرتبط با صادرات نرم افزار را در نظر گرفته است به عنوان مبنای تحقیق قرار گرفته است.که در زیر به طور مختصر توضیح داده شده اند.
تقاضای بازار بین المللی برای نرم افزار

ارتباط بین المللی اعتماد

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ویژگی های صنعت نرم افزار
همکاری (رقابت) خوشه ها

سایر R&D مالی تکنو لوژی مردم
زیر ساخت های نرم افزار ملی

استراتژی و دیدگاه ملی نرم افزار
صنعت دولت

شکل 2-3مدل موفق صادرات نرم افزار هیکز و نیکلسون
تقاضا: هیکز و نیکلسون بیان می کنند که تقاضای بین المللی می تواند برای همه کشورها صرف نظر از جایگاه آنها وجود داشته باشد.
استراتژی و دیدگاه ملی: به نقش دولت در توسعه دادن صنعت نرم افزار اشاره دارد. آیا دولت این صنعت را مهم می داند؟ آیا محیط قانونی و مناسبی برای پشتیبانی از صنعت وجود دارد؟ آیا آموزش و زیر ساخت ها خوب پشتیبانی می شوند؟ آیا شواهدی مبنی بر اینکه دولت صادرات نرم افزار را پشتیبانی می کند وجود دارد؟
اعتماد و ارتباط بین المللی: یعنی ضرورت ارتباط برای فروش و صادرات. ارتباط باعث دسترسی به بازارها و بنابراین مشتریان و فروش می شود. آیا ما روابط مناسبی با کشورهای هدف صادراتی داریم؟
ویژگی های صنعت نرم افزار: هیکز و نیکلسون سه عنصری که در کشورهای تراز اول به عنوان مشخصه های صنعت نرم افزار شناسایی شده است را شامل رقابت، خوشه بندی و همکاری می دانند عنصر رقابتی بیان می کنند که اکثریت شرکتها باید اندازه متوسط داشه باشند (بین 50تا 500 نفر). عنصر خوشه بندی: دومین عنصر حیاتی صنعت نرم افزار است. یعنی مراکز آموزشی در شهرهای اصلی متمرکز شده اند و شرکتها در اطراف دانشگاه ها و مراکز تحقیق و توسعه برای دسترسی آسان متمرکز شده اند(بصورت خوشه ای مثلا” مالی وصنعتی یا آموزشی). آقای کارمل به همکاری در دو سطح نگاه کرده است اول انسجام در صنعت ملی کشور، یعنی اینکه چگونه کشورها و شرکت ها خودشان را از یکدیگر متفاوت می کنند؟ چگونه خودشان را متمایز می سازند. مثلا اگر هند به عنوان محلی برای خدمات IT معروف شده است و یا روسیه به عنوان محلی برای محصولات و منابع علمی با مهارت بالا شناخته می شود کشور ما در چه زمینه ای شناخته شده یا تمرکز نموده است؟
سطح دوم از همکاری، همکاری پیرامون موسسات ملی یا کنسرسیوم است. مشارکت و همکاری میان شرکت ها خوب است البته اگر که شرکت ها مهارتهای مکمل داشته باشند نه اینکه مهارتهای یکسان داشته باشند.
زیر ساخت ها و عوامل درون شرکتی:
منظور از زیر ساخت ها و عوامل درونی این است که وضعیت نیروی انسانی متخصص(فنی، مدیریتی)، مالی ، تکنولوژی(زیر ساخت های ارتباطی، ماهواره ای، سرعت انتقال داده ها، هزینه و….) و تحقیق و توسعه به چه صورت است. آیا مناسب است؟(هیکز و نیکلسون،

دیدگاهتان را بنویسید