منابع مقاله درمورد نظام مدیریت دانش

جمله مواردی است که در دستور کار این بخش قرار می‌گیرد.
ج) استفاده از دانش: اطمینان به استفاده مفید از دانش در سازمان، مربوط به این قسمت است. در این بخش، موانعی بر سر راه استفاده مفید از دانش جدید است که باید شناسایی و رفع شوند تا از آن بتوان، به‌طور عملی درارائه خدمات و محصولات (دانش) استفاده کرد.
چ) نگهداری دانش: ذخیره و نگهداری و روزآمدکردن دانش به این بخش مربوط می‌شود. این روش، از نابودی دانش جلوگیری کرده به آن اجازه اینکه مورد استفاده قرار گیرد را می‌دهد که البته در این راستا باید سازو کارهای مناسبی برای به روز کردن سیستم ایجاد شود.
ح) ارزیابی دانش: نحوه رسیدن به هدف‌های معین و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخور، برای تعیین یا اصلاح هدف، به این بخش مربوط است. با نگاه به نتایج بعضا کیفی این فرایند، ضروری است، آنها را با توجه به نتایج کمی و هزینه‌های انجام شده در این زمینه، مورد ارزیابی قرار داد (سرکارآرانی، 1383).
جدول 2-1: مراحل و ابزارهای مدل پایه‌های ساختمان دانش
مرحله
ابزار
هدف‌های دانش
استراتژی دانش‌ها، آرمان‌های دانش، مدیریت بر مبنای هدف‌های دانش
شناسایی دانش
نقشه‌های دانش، واسطه‌های دانش، آشکارسازی درونی دانش در سازمان
کسب دانش
ویزیتورها (واسطه‌ها)، مؤسسات عرضه دانش، خرید مشاوره، استراتژی نسخه‌برداری
توسعه دانش
وصل کننده‌های دانش، سناریو، سمت گیری به سوی مراکز شایستگی
تسهیم دانش
فنون حل مسئله جمعی، مدیریت فضاسازی
استفاده از دانش
مهندسی و چینش کاربردی اسناد، آموزش در عمل مدیریت داده‌ها
نگهداری دانش
یادگیری از رخدادها، حافظه الکترونیکی
ارزیابی دانش
ترازنامه دارایی ناملموس، ارزشیابی/ اندازه گیری چند بعدی دانش
2-1-2-6-10- مدل بک من
“بک من”(1999) هشت مرحله زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
شناسایی کردن: تعیین صلاحیت‌های درونی، منبع استراتژی، قلمرو دانش.
تسخیر کردن: رسمی کردن دانش موجود.
انتخاب کردن: تعیین ارتباط دانش، ارزش و دقت، رفع دانش‌های ناسازگار.
ذخیره کردن: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای دانش.
پخش کردن: توزیع دانش برای استفاده کنندگان به‌طور خودکار بر پایه علاقه و کار و تشریک مساعی دانش در میان گروه‌ها.
به کار بردن: باز یافتن و استفاده دانش در تصمیم گیری‌ها، حل مسائل، خودکار کردن و پشتییبانی کار و مددکاری شغل و آموزش.
ایجاد کردن: تولید دانش جدید در حین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق.
تجارت کردن: فروش و معامله، توسعه و عرضه کردن دانش جدید به بازار در قالب محصولات و خدمات (افرازه، 1384).
2-1-2-6-11- مدل نوناکا و تاکئوچی
نوناکا و تاکئوچی با وجود تمایز بین دو نوع دانش صریح و ضمنی، پیوند و ایجاد هم افزایی میان این دو را ضروری و مکمل یکدیگر می‌دانند. نظربه اینکه، سازمان خود به تنهایی قادر به خلق دانش نیست و دانش ضمنی افراد مبنای دانش آفرینی سازمانی را تشکیل می‌دهد، سازمان موظف به یکپارچه سازی و به حرکت در آوردن دانش ضمنی خلق شده و انباشته شده در سطح فردی و به حرکت درآوردن آن در سراسر سازمان است. به باور نوناکا، اساس دانش آفرینی، تعامل بین دانش صریح و ضمنی است. بنابراین، روش‌های برقراری ارتباط و پیوند بین دانش ضمنی و دانش صریح، و به بیان دیگر دو راهبرد رمزگذاری و شخصی سازی موصوف به فرآیند تبدیل دانش از چهار عنصر اساسی تبعیت می‌کند که بر اساس ایده نوناکا و تاکئوچی مطرح شده‌اند (سالیس و جونز، 2002).
الف) اجتماعی شدن- از ضمنی به ضمنی:
نخستین رکن فرآیند تبادل دانش، تسهیم و تشریک ایده هاست. تعامل دانش ضمنی با دانش ضمنی، این همان چیزی است که در خلال پویاییهای تیمهای کارامد و یا بین همکارانی که ایده‌های مشترک دارند، اتفاق می‌افتد. در این مرحله، افراد در مورد آنچه که برایشان مهم است، به گفتگو می‌نشینند و از اندیشه‌های دیگران بهره میگیرند. در نتیجه آن، دانش توافقی حاصل میشود. این دانش محصول اتفاق نظر اعضاء درباره معانی اصطلاحات و مفاهیم مورد بحث در آن شرایط ویژه است. در این مرحله از فرآیند دانش آفرینی، تجربه یک اصل کلیدی است و نیز ابزار مفیدی برای خلق ایده‌های جدید به شمار می‌رود، بنابراین انتقال صرف اطلاعات کافی، نیست.
ب) برونی سازی- از ضمنی به صریح
در این فرآیند، ایده‌ها به یک واقعیت عملی مبدل می‌شوند. در یک جو تیمی، استعاره‌ها و تمثیل‌ها به افراد کمک می‌کنند تا دانش ضمنی (تجربه‌ها، ایده‌ها، عقیده‌ها و..) خود را برونی و آشکار سازند و تصویری روشن و شفاف از ایده‌های دیگران را در ذهن مجسم کنند. دانش توافقی در خلال دیالوگ‌ها، مباحثه‌ها و تحلیل‌ها تصفیه شده و از زبان رمزی، مانند: تمثیل و استعاره برای برجسته کردن وجوه تشابه مفاهیم استفاده می‌شود. بدینگونه، بین مفاهیم رابطه برقرار میشود. هر یک از بخش‌ها و روابط میان آنها به تعریف مسئله کمک می‌کند و به‌طور کلی، به بدنه دانش انسجام و نظم منطقی می‌بخشد. به باور نوناکا، دانش به دست آمده دانش مفهومی نام دارد؛ دانش بدیع و تازه‌ای که به وسیله اعضای شرکت کننده خلق شده است.
ج) ترکیب- از صریح به صریح
ترکیب، فرآیند قاعده م
ند ساختن مفاهیم در قالب سیستم دانش است. مفاهیم خلق شده در مرحله برونی سازی، در قالب ساختارهای دانش سازماندهی می‌شوند که بدین ترتیب، دانش به دست آمده دانش سیستماتیک نامیده می‌شود. به تعبیر دیگر، دانش صریح با مجموعه‌های سیستماتیک و پیچیده موجود آمیخته شده، دانش صریح سیستماتیک جدید خلق می‌شود. ویژگی مهم ترکیب این است که دانش پردازش شده می‌تواند به گونه مستقیم به دیگران معرفی شود و در جلسه‌های گروهی انتشار یابد (هاسی، 2004). استفاده موثر از شبکه ارتباطهای رایانه‌ای وپایگاه های داده ای، این شیوه از تبدیل دانش را تسهیل می‌کند (نوناکا و تاکئوچی، 1995).
د) درونی سازی – از صریح به ضمنی
این شیوه از تبادل دانش به اعضای تیم کمک می‌کند، تا تصورات ذهنی خود را از مسائلی که نیازمند حل و فصل می‌باشند، بیان کنند. بر این اساس، اعضا سعی میکنند تا ایده‌های خوب را مبنای عمل خویش قرار دهند. درونی کردن این ایده‌ها در ایجاد تفاهم و توسعه یک فرهنگ یادگیری (یادگیری از راه عمل) مؤثر است. این امر مستلزم تصریح دانش ضمنی آشکار شده در قالب اسناد، دستورکارها و حکایتهای موفق در سازمان است (سالیس و جونز، 2002). درونی سازی دانش باعث می‌شود که دریافت کننده حق مالکیت دانش را پیدا می‌کند، نسبت به آن متعهد و از دانش کسب شده خرسند شود. مالکیت دانش به میزان انرژی، وقت، کوشش و توجهی که فرد صرف دانش میکند، اشاره دارد. تعهد ویژگی دوم درونی سازی دانش است. به گونه‌ای که بر قدرت همانندسازی فرد و درگیری مستمر با دانش اثر می‌گذارد (کامینگز، 2003).
الگوی ارائه شده در تئوری دانش آفرینی نوناکا مبتنی بر پنج مرحله دانش آفرینی سازمانی است که در آن تمامی مفاهیم نظری مورد توجه قرار می‌گیرد؛ فرآیند دانش آفرینی سازمانی با اشتراک دانش سازمانی آغاز می‌شودکه تقریباً با شیوه اجتماعی شدن مطابقت دارد. در مرحله دوم، دانش ضمنی توسط اعضای تیم به اشتراک گذاشته می‌شود و در قالب مفهوم جدیدی آشکار می‌شود. مفهوم خلق شده در مرحله سوم، از راه سازمان با تمرکز بر این نکته که آیا ارزش پیگیری دارد، توجیه شده و در نهایت در خلال آنچه همسطح سازی دانش نامیده می‌شود، در سراسر سازمان بسط و توسعه می‌یابد (حسینقلی زاده 1387).
ضمنی
صریح
ضمنی
صریح
ترکیب
درونی سازی
اجتماعی شدن
برونی سازی

شکل 2-7: مدل نوناکا و تاکئوچی (حسینقلی زاده 1387)
2-1-2-7- فرهنگ مدیریت دانش
مدیریت دانش رویکردی ساختاریافته و طراحی شده برای مدیریت خلق، اشتراک گذاری، گردآوری و اشاعه دانش به عنوان دارایی سازمان و برای بهبود توانایی، سرعت و اثربخشی یک سازمان در تحویل خدمات و محصولات خود برای سودمندی مشتریان و براساس استراتژی تجاری اش می‌باشد. فرهنگ یک سازمان ترکیبی از ارزشها و عقاید افراد یک سازمان است. فرهنگ می‌تواند به صورت قواعدی ضمنی و انتظارات از رفتار در یک سازمان احساس شود. این قواعد ممکن است به صورت رسمی نوشته نشده باشد، اما افراد می‌دانند که چه انتظاری از آنها وجود دارد. معمولا فرهنگ سازمانی ارزشها و عقایدی دارد که از اهداف و عملکرد سازمان پشتیبانی نموده و در کل سازمان جاری و نافذ است. فرهنگ مدیریت دانش به مفهوم به اشتراک گذاری دانش به عنوان یک استاندارد در سازمان تعریف می‌شود. برای ایجاد یک فرهنگ اشتراک دانش سازمان‌ها نیازمند این هستند که افراد را تشویق کنند به صورت موثرتری در زمینه اشتراک دانش با یکدیگر همکاری کنند تا به دنبال آن دانش سازمانی را بهره ور تر نمایند. برخی فرهنگ مدیریت دانش را به مفهوم یک تغییر دائمی در دانش مشترک و مفاهیم به اشتراک گذاشته می‌دانند. فرهنگ مدیریت دانش مبتنی بر نیازها و رفتارهای افراد در رابطه با مدیریت دانش در سازمان‌هاست و نیز میزان پویایی افراد تیم وقتی که چرخه مدیریت دانش اجرا می‌شود، در این فرآیند فرهنگ مدیریت دانش در قالب یک فرهنگ سازمانی مشخص می‌شود. مدیریت دانش در یادگیری و درک طبیعت بی نظمی خلاق و ایجاد روشها، عملها و فرهنگی که بتواند در این حرکت از بی نظمی خلاق به سمت خودسازماندهی پیش برود کمک کننده است (دوپلسیس، 2006، به نقل از عباسی؛ 1387).
2-1-2-8- نظام مدیریت دانش
برای اینکه مدیریت دانش قابلیت اصلی سازمان شود، وجود سه مولفه مهم اجتماعی- فرهنگی، سازمانی و فناوری ضروری است. با ترکیب این مولفه‌ها نظام مدیریت دانش خلق می‌شود (عدلی، 1383). بسیاری از نظام‌های مدیریت دانش با طراحی و ادغام فناوریهای مختلفی توسعه یافته‌اند. تمام نظام‌های مدیریت دانش به دنبال تامین انتظارات مدیریت ارشد نظیر نرخ بازده، سرمایه گذاری و افزایش اثربخشی است. در سازمان‌هایی که چالش آنها تولید کالا و ارائه خدمات با توجه به نیازهای درحال تغییر مشتریان است، بهبود فرآیندهای مدیریت با توانایی سازمان در کسب، توزیع و استفاده از دانش جدید همراه است (جاشاپارا، 2004).
از لحاظ معرفت شناسی، دو دیدگاه وجود دارد که فرآیندهای تسهیم‌سازی و مدیریت دانش را با دو روش کاملا متفاوت ترسیم می‌کنند:
دیدگاه عینیت گرا: که روی تدوین و جمع آوری دانش تمرکز داشته و مکانیزم‌هایی را ایجادمی کند که بنیان دانش بتواند قابل دسترسی و تحقیق باشد، از قبیل ایجاد یک پایگاه اطلاعات قابل جستجو و تشویق کارکنان برای تدوین دانش خود و ذخیره آن در پایگاه.
دیدگاه عمل گرا: تسهیم سازی دانش بین فردی از طریق اشکال مختلف تعامل و ارتباطات تسهیل می‌شود، از قبیل گسترش اعتماد بین اعضای یک پروژه جدید از طریق ایجاد امکان تعامل گسترده و چهره به چهره در مراحل اولیه پروژه.
جدول 2-2: مقایسه دیدگاه‌های عینیت گرا و عمل گرا درباره‌ی دانش
دیدگاه عینیت گرا
دیدگاه عمل گرا
دانش از یک فرآیند عقلی سرچشمه می‌گیرد.
دانش شیء/ماهیت قابل تجسم نیست.
دانش واقعیت‌های عینی است.
دانش صریح (عینی) به دانش ضمنی برتری دارد.
طبقه بندی‌های متمایز دانش
دانش ریشه در عمل دارد.
دانستن/انجام دادن غیرقابل جداشدن هستند.
دانش در افراد متجسم است.
دانش از لحاظ اجتماعی ساختارمند است.
دانش قابل بحث است.
دانش از لحاظ فرهنگی ریشه دار است.
دانش صریح و ضمنی غیرقابل جداشدن هستند و ساختار دوطرفه دارند.
دانش چند بعدی است.
درحالی که سازمان‌های زیادی پروژه‌های مدیریت دانش را اجرا کرده‌اند، اما بسیاری از آنها یا نسبتا موفق بوده و یا کاملا شکست خورده اند. بررسی‌های مداوم نشان داده است که موانع اصلی موفقیت در چنین ابتکار عمل‌ها نادیده گرفتن عوامل فرهنگی و اجتماعی می‌باشد. بنابراین برای کسانی که اندیشه درک منطق پویایی مدیریت دانش را در سر دارند و یا کسانی که بخواهند طرح‌های مرتبط با این موضوع را با موفقیت اجرا نمایند، باید فهم و توجه به عوامل فرهنگی و اجتماعی را مد نظر قرار دهند. بینش و درک کامل نسبت به ویژگی و فرضیات ادبیات مدیریت دانش اولیه از بررسی آن مشخص می‌شود (اسکاربرو و همکاران، 1999). تاحدودی نوشته‌ها درباره‌ی دانش از سال 1998 به بعد در بررسی در نظر گرفته شده و بر اساس تمایلات اولیه موضوع آن طبقه بندی شده اند (نگاه کنید به جدول تاکید موضوعی ادبیات مدیریت دانش اولیه). این طبقه بندی نشان داد که تقریبا بیش از 70 درصد این آثار روی فناوری اطلاعات تمرکز کرده و یا به مسائل مربوط به سیستم‌های اطلاعاتی پرداخته و فقط 5 درصد (یک مقاله از 20 مقاله) آن به مسائل منابع انسانی مربوط می‌شود.
جدول 2-3: تاکید موضوعی ادبیات مدیریت دانش اولیه (اسکاربرو و همکاران، 2001)
طبقه بندی موضوعی
تعداد
درصد
فناوری اطلاعات
73
40
سیستم‌های اطلاعات
51
28
مدیریت استراتژیک
35
19
منابع انسانی
9
5
مشاوران
8
4
موارد دیگر
8
4
این ادبیات و ابتکارات مدیریت دانش اولیه، نوعا بر اساس چند فرضیه اصلی استوار است:
افراد تمایل دارند که دانش خود را تسهیم نمایند.
دانش یا تدوین شده و یا قابل تدوین است (دانش ضمنی می‌تواند به شکل صریح تبدیل شود).
دانش می‌تواند از طریق سیستمهای فناوری اطلاعات انتقال یابد.
تفاوت بین این فرضیات و دیدگاه عینیت گرا درباره‌ی دانش که پیشتر مطرح شد باید آشکار باشد، و اکثریت آثار اولیه مهم درباره‌ی فناوری اطلاعات، اساسا بر اساس این دیدگاه معرفت شناسی است. به عنوان یک نتیجه از این فرضیه‌ها تاکید این ادبیات بر روی ایجاد مکانیزم‌ها و زیرساخت‌های مربوطه است (تکنولوژیکی) تا از تلاش‌های مدیریت دانش برای تدوین و انتشار دانش الکترونیکی حمایت کند. سوالاتی از قبیل اینکه آیا افراد تمایل پیدا می‌کنند تا دانش خود را تسهیم نمایند و یا چه چیزی آنها را برای تسهیم سازی دانش تشویق می‌کند تا حدودی نادیده گرفته شده است. اما این فرضیات تا حدی توسط شواهد تجربی زیر سوال رفته و در نتیجه به چالش کشیده شده‌اند. در نتیجه عوامل فرهنگی-اجتماعی و انسانی هم در درک نگرش‌های کارکنان روی مدیریت دانش و هم پویایی فرآیندهای مدیریت دانش ضروری و اساسی است و توجه به ویژگی‌های بافت فرهنگی-اجتماعی در نظام مدیریت دانش از اهمیت ویژه برخوردار است (سیف اللهی، داوری، 1388).
2-1-2-9- انواع نظام مدیریت دانش
نظام (سیستم)‌های اصلی مدیریت دانش عبارتند از:
2-1-2-9-1- نظام‌های مدیریت اسناد و مدارک
مدیریت اسناد و مدارک را به‌طور خلاصه می‌توان این‌طور تعریف کرد: جمع آوری اطلاعات و دانش مناسب برای افراد مناسب در زمان مناسب. سازمان‌ها انواع مدارک و اسناد سازمانی را تهیه و در اختیار استفاده کنندگان داخلی (مانند مدیران) و خارجی (مانند تامین کنندگان، مشتریان و سهام داران) قرار می‌دهند. درپی تقاضای فزاینده برای این قبیل اسناد و مدارک لازم است آنها به نحو مؤثری ذخیره، بازیابی و مدیریت شوند. امروزه استفاده از فایل‌ها و پوشه‌های کاغذی به دلیل دشوار بودن حمل و نقل و اشغال فضای زیاد نامطلوب است. نظام‌های

دیدگاهتان را بنویسید