منبع پایان نامه ارشد درباره سیستم های اطلاعاتی

چگونه حمایت می شود؟
سیستم های اطلاعاتی در سازمان ، چگونه با زندگی کاری افراد تناسب پیدا می کنند؟
افراد چگونه می توانند به بهترین وجه با کامپیوتر در تعامل باشند؟
برای پردازش اطلاعات در اجرای سیستم از چه فرمول ها و توابعی استفاده می شود؟
چه مشخصات فنی از سیستم با تجهیزات شناسایی شده ، در ارتباط هستند؟
در متدولوژی چندگانه می توان از رویکرد ترکیب در استفاده از متدولوژی های توسعه سیستم های اطلاعاتی استفاده کرد. در این روش ، سازمان ها با استفاده از برون سپاری بعضی فرایندها و اجرای توسعه روی فرایندهای کلیدی خود ، هزینه های خود را کاهش می دهند. آن ها بر اساس موقعیت های مختلف یک پروژه ، از متدولوژی خاص آن وضعیت استفاده کرده و در انتها برای بستن پروژه ، متدولوژی های برون سپاری شده و درونی را با هم ترکیب می کنند. این کار باعث افزایش کیفیت و تخصصی شدن بخش های پروژه شده ، قابلیت نگهداری افزایش می یابد و بهره وری رشد می کند. از این استراتژی ، جدیدا در فرایند توسعه نرم افزار در محیط های شی گرایی و ایجاد کلاس ها و شناسایی اجزا ، استفاده می کنند. نتیجاتا اینکه بهره گیری از این فلسفه در محیط های پویا و همراه با تغییرات زیاد ، بسیار مفید است. زیرا علی رغم تغییرات در فرایندها ، اشیا و اجزای یک سیستم را می توان جداگانه با متدولوژی های مختلف و با استفاده از برون سپاری ، توسعه داد.

2-5-6- متدهای چابک و پویا در توسعه سیستم های اطلاعاتی
در این اواخر ، کاربرد متدولوژی چابک ، طرفدار زیادی پیدا کرده است که یکی از دلایل آن ، قابلیت انعطاف پذیری بالا در پروژه های مختلف است. متدولوژی چابک ، بسیار سریع تر از متدولوژی های سنتی به جواب می رسد. یکی از انواع متدولوژی های چابک ، DSDM یا متدولوژی توسعه سیستم های پویا است.. تمرکز این متد بیشتر بر روی پذیرش آن توسط افراد و درجه مناسب بودن آن در پروژه های توسعه است. در این رویکرد ، ابتدا هر یک از پروژه ها بررسی می شوند که آیا آن ها معیارهای متدولوژی DSDM را دارند یا خیر. دو نقش مهم در پذیرش DSDM حیاتی است. یکی نقش هدایت کننده پروژه و دیگری مدیر پروژه. مربیان و هدایت کنندگان پروژه به مدیران پروژه در اجرای این متدولوژی کمک می کندد. مربیان ابتدا پروژه ها را از لحاظ ویژگی های آن ها ، روش های مدیریت پروژه ، ارزیابی قابلیت و ریسک ، مورد بررسی قرار داده و سپس آن ها را به مربیان پروژه پیشنهاد می دهند.
این متدولوژی به مشارکت کاربران در فرایند توسعه ، توجه بسیاری می کند. از رویکرد یا استراتژی افزایشی و تکرار در این متد استفاده می شود. رویکرد افزایشی یا تکاملی یعنی اینکه قبل از اجرای کل سیستم ، بخشی از آن به کاربر تحویل داده شود و سپس بازخور گرفته شده را ، یکپارچه می کنند تا مجددا در فرایند توسعه از آن استفاده کنند.
از ترکیب این دو استراتژی ، پنج استراتژی شکل می گیرد که عبارتند از:
DSDM خطی: که در آن تنها یک بار از استراتژی تکاملی استفاده می شود.
One – pass DSDM: این استراتژی با ترکیب یک رویکرد تکاملی و چند رویکرد تکرار ، بوجود می آید.
Hybrid DSDM: به معنی استراتژی است که شامل چند رویکرد تکاملی بوده در بعضی از این رویکردها چند بار از رویکرد تکرار استفاده می شود.
Full DSDM : ترکیبی از رویکردهای تکاملی و تکرار و از هر کدام چند بار
Phased DSDM : استفاده از رویکردهای تکاملی در چندین مرحله و بدون بهره بردن از رویکرد تکرار
در انتخاب هر یک از اینها باید به نوع پروژه و وضعیت مشارکت کاربران توجه کرد. قبل از اجرای این متدولوژی ها ، بهتر است بین مدیران و مربیان ، توافقاتی بر سر زمان و بودجه پروژه ها صورت گیرد. نکته برجسته در اجرای این رویکردها ، رضایت مندی و مشارکت کاربر در فرایند توسعه می باشد. گرفتن بازخور از کاربر علاوه بر اینکه باعث تقویت مداخله کاربر در پروژه می گردد ، اصولا عملی مهم در موفقیت هر یک از رویکردهای افزایشی و تکرار است.(خان بابایی و همکاران،1387)(35)
2-5-7- روش شناسی در طراحی سیستم های اطلاعاتی
2-5-7-1 تاریخچه رویکرد روش شناسانه در طراحی سیستم های اطلاعاتی
فن تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم های اطلاعاتی،عمر چندان درازی ندارد.در واقع این شاخه از علوم مهندسی هم زمان با ظهور کامپیوتر در عرصه های مختلف زندگی انسان پدید آمد و با رشد تکنولوژی انفورماتیک توسعه یافت و این مقارن با ابتدای دههی 30 قرن بیستم میلادی بود.در اوایل دههی 60 قرن بیستم،صنعت نوپای نرم افزار،با انبوهی از سیستم های اطلاعاتی روبرو شد که هزینه نگهداری و اصلاح آنها به مراتب بیشتر از هزینه ساخت آنها شده بود و در عمل هم نمی توانستند انتظارات کاربران خود را برآورده سازند.این وضع به بحران نرم افزار مشهور شد.برای برون رفت از این بحران آراء و نظرات مختلف و متفاوتی مطرح شد ولی قولی که همگان بر آن متفق بودند،این بود که بایستی فرآیند تولید سیستم های اطلاعاتی نیز نظیر عملیات مهندسی با ویژگی های زیر مشخص شود:
الف) مبنای هر عملیات مهندسی یک فعالیت هدفمند،زماندار است که اغلب در قالب یک “پروژه” تعریف می شود.از این منظر پروژه واحد عملیات مهندسی است.
ب) برای هر پروژه،یک زیست چرخ قابل تصور است که از مراحل زیر تشکیل می شود.
1- برنامه ریزی
2- تجزیه و تحلیل
3- طراحی
4- پیاده سازی و ساخت
5-اجراء و نگهداری
این نگرش در ابتدا به دلیل کارایی نسبی که در پاره ای از وجوه از خود نشان داد،مورد استقبال کاربران قرار گرفت و به نگرش مبتنی بر زیست چرخ معروف شد.اما به تدریج به دلیل این که در این نگرش،تنها پیروی از مراحل پیشنهادی زیست چرخ مورد تایید قرار گرفت و چگونگی انجام هر مرحله و یا ابزارهای مورد نیاز هر مرحله اهمیت چندانی نداشت،نتوانست جوابگوی تمامی نیازهای کاربران باشد.در عمل ثابت شد که مدل زیست چرخ به تنهایی نمی تواند صامن موفقیت یک پروژه سیستم اطلاعاتی باشد.از این رو تدوین روش ها و تولید ابزارهای کارآمد برای انجام مراحل مختلف زیست چرخ،گام بعدی بود که می بایست برداشته شود.
در سال های ابتدای دهه 70 قرن بیستم میلاد،دنیای مهندسی نرم افزار شاهد ابداع روش شناسی ها و تولید ابزارهای مختلفی بود که به منظورارائه راه حلهایی برتی رفع نقاط ضعف و ابهام مدل زیست چرخ روانه بازار می شدند.این روش ها به تدریج به روش های ساخت یافته یافته موسوم گردید.
ایده برنامه نویسی ساخت یافته در ابتدای دههی 70 یلادی قرن بیستم میلادی مطرح گردید و به دلیل این که اولین تکنیک ساخت یافته به شمار می آمد،به سرعت متداول گردید.روش هایی نظیر کد نویسی ساخت یافته ،برنامه نویسی به روش بالا به پایین و مفاهیمی نظیر پنهان سازی اطلاعات که هنوز هم کاربردهای وسیعی دارند،طی این سال ها در قالب برنامه ویسی ساخت یافته مطرح شدند.می توان گفت که برنامه نویسی ساخت یافته با هدف بهبود کیفیت برنامه ها پیشنهاد شد.
در میانهی دهه 70 قرن بیستم میلادی،مفهوم اس
تفاده از یک “روش شناسی ها” شکل گرفت.احساس نیاز به این فهوم،زمانی آشکار گردید که معلوم شد ریشهی اکثر مشکلات و مسائل مربوط به سیستم ها،در طراحی و تعیین مشخصات این سیستم ها نهفته است و نه تنها در نحوه پیاده سازی آن ها.
در روش شناسی های طراحی،روش کار بر این اساس بود که سیستم به اجزایی تفکیک می شدو هر جزء تنها یک کارکرد از سیستم را اجرا می کرد.این روش به “رویکرد تجزیه کارکردی ” معروف شد.
در انتهای دههی 70 میلادی،ایده روش شناسی تجزیه و تحلیل که نتیجه منطقی متداول شدن برنامه نویسی ساخت یافته و روش شناسی طراحی بود مطرح گردید.اساس کار در این روش شناسی ها بر سلسله مراتب سازمانی و روش بالا به پایین استوار بوده و از نمودارهای گرافیکی برای مستندسازی نتایج تحلیل استفاده می شد.
در ابتدای دههی 1980،تلاش های زیادی برای مکانیزه کردن فعالیت های مختلف چرخهی حیات ایجاد و توسعهی نرم افزار صورت گرفت.هدف اصلی از این گونه تلاش ها،سرعت بخشیدن به روند کار ایجاد و توسعهی نرم افزار و پایین آوردن هزینه ها بود.هدف مهم دیگر،بالا بردن قابلیت اعتماد به فرآیند ایجاد و توسعه از طریق کاهش میزان خطا بود.مکانیزه کردن،اثر مهم دیگری نیز بر فرآیند تولید نرم افزار باقی گذاشت.به این صورت که در این برهه،برای مکانیزه کردن یک فرآیند،می بایست خود فرآیند به روشنی درک شده و به طور دقیق تشریح می گردید.تکنیک هایی که در این دهه ارائه شد ابزارهایی با خود به همراه داشت که به وسیلهی آن امکان تولید و مدیریت یک پایگاه اطلاعاتی از خواسته های کاربر و مشخصات سیستم فراهم می گردید.
ابزارهای دیگری که در چرخهی حیات نرم افزار به کار گرفته شدند،همگی در ابتدای دههی 1980 تولید گردیدند.این ابزارها،شامل انواع ابزارهای گرافیکی و نموداری به همراه ابزارهای مدیریت آزمون و پیکربندی بود،رویکرد شی ء گرا برای برنامه نویسی،با به کار گیری انتزاع داده ها ،انواع سلسله مراتبی و پنهان سازی اطلاعات،امکان وسیعی برای ایجاد و توسعهی نرم افزار پدید آورد.
دههی 1990 میلادی شاهد غلبهی رویکرد شی ء گرا و تسری مفاهیم و روش های شیء گرایی از برنامه نویسی به حوزه هایی چون طراحی پایگاه های اطلاعاتی و تجزیه و تحلیل سیستم ها بود.
با گسترش ایده های شیء گرا و کاربرد آن ها،به تدریج محیط های ایجاد و توسعهی سیتم به روش دیداری عمومیت یافتند.در این دوره،همچنین محیط های یکپارچه ایجاد و توسعه سیستم که بر اساس یکپارچه سازی فرآیند های تحلیل،طراحی،پیاده سازی و مستند سازی استوار بودند،گسترش یافته و به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفتند.
با تحلیل سیر تکامل ابزارها و روش های مهندسی نرم افزار در سه دههی اخیر،روشن می گردد که گرایش مداوم و مستمری در جهت انتقال کانون توجه از لایه های پایینی (ابزارها،تکنیک ها،زبان های برنامه نویسی) به لایه های بالاتر(محیط ها،روش شناسی ها و مفاهیم اساسی) به وجود آمده است،و این گرایش همچنان ادامه دارد.
در قرن جدید نیز حوزهی اصلی پژوهش در مهندسی نرم افزار به مطالعه و بهبود روش ها و استانداردهای مدیریتی منتقل شده است.
امروزه روش شناسی های شناخته شده ای در زمینه توسعه سیستم های اطلاعاتی،مطرح وارائه شده اند که همه یا بخشی از مراحل زیست چرخ توسعه سیستم ها را پوشش می دهند.هر یک از این روش شناسی ها،الگوی مفهومی و انگارهی مدلسازی خاص خود را دارند و مجموعه ای از ابزارها،روش ها و مفاهیم را برای اجرای مرحله به مرحلهی پروژه های توسعه سیستم به کار می گیرند.طبیعی است که هر یک از این روش شناسی ها در برخی زمینه های عملی کاربرد موفقیت آمیزتری داشته و مناسب تر می باشند.
به طور کلی در زمینه انتخاب روش شناسی دو رویکرد مختلف می توان اتخاذ کرد:
الف)گزینش یکی از روش شناسی های شناخته شده و معتبر،بسته به نوع و ماهیت سیستم و سایر مقتضیات عینی و سپس اجرای موبه مو و دقیق مراحل و روش های آن
ب) تلفیق چند روش شناسی نسبتا مناسب و تعدیل آنها با توجه به شرایط ویژه هر پروژه

2-5-7-2- فرآیند ساخت سیستم های اطلاعاتی
فرآیند ساخت سیستم های اطلاعاتی شامل دو مرحله می باشد.
1- طرح ریزی سیستم های اطلاعاتی
2- توسعه سیستم های اطلاعاتی

شکل شماره 6:فرآیند ساخت سیستم های اطلاعاتی

همانطور که در شکل بالا ملاحظه می شود خروجی فرآیند طرح ریزی سیستم های اطلاعاتی (شامل معماری سیستم،شناسایی سیستم های مورد نیاز،اولویت بندی سیستم ها)،همانند طرح ریزی واحد های صنعتی،وارد جزئیاتی از قبیل طراحی ایستگاه های کاری نمی شود؛بلکه ارتباط بین دپارتمان ها با ایستگاه های کاری را نشان می دهد.
برای ایجاد سیستم های اطلاعاتی باید دو مرحله را طی کرد،خروجی هر یک از این دو مرحله در شکل بالا نشان داده شده است.در طرح ریزی سیستم های اطلاعاتی،ساختار کلی سیستم،زیر بخش های موجود در آن و اولویت بندی زیر سیستم های مشخص خواهد شد و در توسعه سیستم های اطلاعاتی به ترتیب اولویت بندی حاصل از مرحله قبل،اقدام به طراحی جزئیات سیستم های اطلاعاتی می گردد.

2-5-7-3- روش های طرح ریزی سیستم های اطلاعاتی
همانطور که بیشتر نیز گفته شد،طرح ریزی سیستم های اطلاعاتی با هدف شناسایی زیر سیستم های موجود و اولویت بندی آنها انجام می شود .(مددیان،1386)(36)
بدین منظور تا کنون چهار روش ابداع و بکار گرفته شده است
– روش عامل موفقیت بحرانی
– روش برنامه ریزی سیستم های تجاری
– روش برنامه ریزی معماری سازمانی
– روش تحلیل پیوند

2-5-7-3-الف- روش عامل موفقیت بحرانی CSF
روش عامل بحرانی بر اساس سیاست های مدیران عمل می کند،بدین معنا که سیاست هر مدیر در قبال زیر بخش های خود تحت عنوان CSF تدوین گردیده و براساس سیستم های اطلاعاتی تعریف می شود که کلیه اطلاعات مرتبط با سیاست ها را ثبت و منتقل نماید.برای هر یک از CSF می توان شاخص های اندازه گیری مختلفی تعریف کرد.
در اینجا توجه روی نواحی کلیدی سازمان متمرکز می شود که عملکرد سازمان باید در آن طوری متمرکز شود تا سازمان بتواند به حیات خودش ادامه دهد. در این روش برای هر سازمان کمتر از ده ناحیه حیاتی و بحرانی در نظر گرفته می شود که بایستی در تصمیم گیریها مورد توجه قرار گیرند.(هوتاری ،2001)(38).
ایده شناسایی فاکتورهای حیاتی موفقیت به عنوان یک پایه برای تعیین نیازهای اطلاعاتی مدیران بوسیله دانیل(1961) پیشنهاد گردید اما به عنوان یک روش، برای طراحی سیستم های اطلاعاتی به وسیله جان راکارت در انستیتو تکنولوژی ماساچوست در سال 1979 بکار گرفته شد.(حسینی،1383)(39).
در این روش برای هر سازمان چیزی کمتر از 10 عامل حساس و بحرانی معرفی می شودکه در تصمیم گیری ها ملاک عمل قرار می گیرند. این فاکتورها به وضعیت ویژه سازمان ها بستگی تام دارند و بنابر این باید در طول زمان تجربه و تصحیح شوند. لازم است این عامل کلیدی به طور مستمر مورد توجه مجریان قرار داشته باشند.
راکارت برای این عوامل چهار منبع اصلی را معرفی می نماید:
1- یکی از منابع وضعیت صنعت مربوط به حوزه سازمان است. هر صنعتی دارای CSF های متناسب با شرکت های ذیربط در آن صنعت است.
2- منبع دوم خود شرکت و موقعیت نسبی آن در قیاس با سایر رقبا و اقران است.
3- سومین منبع شکل گیری CSF ها محیط و متقاضی است که از ناحیه شرایط محیطی به سازمان تحمیل می شود، از قبیل تمایلات مشتریان، وضعیت اقتصادی در جامعه، عوامل مربوط به وضعیت سیاسی کشور و ….
4- منابع چهارم مسائل موقتی سازمان ها از دیدگاه منابع مادی آنها است. به این معنی که بسیاری از عوامل مادی معمول سازمانها که در شرایط عادی اهمیت خاصی هم ندارد گاه به دلایل ویژه ای موقتا بصورت عوامل بحرانی سازمان در می آیند مثلا در مواردی که لیست موجودی انبارها زیر حد مجاز را نشان می‌دهد و یا بالاتر از سقف گنجایش است این مساله برای مدتی تبدیل به یک CSF می‌شود.(هوتاری،2001)(38).
به عنوان مثال یحیی اسلامی در پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان “نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت در تصمیم گیری مدیران

دیدگاهتان را بنویسید