منبع پایان نامه درباره بازده مورد انتظار

سرمایه یاری کننده باشد. به بیانی ساده با بالا بردن ریسک می‌توان انتظار بازده بیشتری را نیز داشت. اما این بدان معنا نخواهد بود که با ریسک بی‌نهایت می‌توان بازده فوق‌العاده‌ای را نیز کسب نمود. چراکه همنوایی بین ریسک و بازده تا یک سطحی دارای وابستگی می‌باشد. اما با بالا رفتن ریسک از سطح معینی قدرت بازده کم می‌شود و از نقطه شکست، خط بازده دارای شیب نسبتاً افقی خواهد گردید، به نحوی که از این نقطه به بعد هر چه ریسک را بالا ببریم به بازده انتظاری چیزی اضافه نخواهد شد. در بازار سرمایه هدف به دست آوردن بیشترین بازده ممکن با کمترین ریسک می‌باشد. لازمه این کار این است که درک صحیحی از ریسک داشته باشیم(دیرس، 2012).
ضریب بتا
این ضریب بیانگر نوعی ارتباط سیستماتیک ریسک بازار و سهم مورد بررسی می‌باشد. این ضریب و نوعی ریسک اگرچه از کل بازار نتیجه می‌شود اما از اراده تک تک عناصر بازار خارج خواهد بود. در این ضریب همان‌طور که از فرمول آن استنباط خواهد شد، در واقع نسبت هم‌تغییری و یا همنوایی یک سهم را با بازار به نسبت ریسک خود سهم، ارزیابی می‌شود.

به خاطر داشته باشیم که همواره بتای کل بازار برابر 1 می‌باشد، چراکه کواریانس کل بازار با خودش تقسیم بر واریانس بازار برابر 1 خواهد بود و در سایر اجزای بازار، بزرگ و یا کوچک شدن این ضریب نشان از نوسان‌پذیری مثبت و یا حتی معکوس سهم مورد نظر با بازر خواهد بود. به تعبیری هر چه بتای یک سهم بزرگتر باشد، حکایت از ریسک بیشتر در قیاس با بازار و بالطبع انتظار بازده بیشتر از آن می‌باشد. دامنه نوسانات بتا می‌تواند از ∞+ تا ∞- تغییر نماید که علامت + به معنای تغییرات مستقیم و علامت – نیز به معنای نوسانات معکوس خواهد بود. عدد ß نشان می‌دهد که مقدار ریسک سیستماتیک در سهام شرکت، ß برابر کل شاخص است و با توجه به ارتباط بین ریسک و بازده می‌توان گفت که ß برابر، انتظار بیشتری از این سهم در قیاس با کل بازار می‌رود. لازم به ذکر است که بهتر است که به جای روند قیمتی شرکت از “روند بازده روزانه” شرکت، و به جای روند شاخص کل از “روند بازده کل روزانه بازار” استفاده نمود(تریو ،2010).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ه) افزایش سرمایه
شرکت‌ها به منظور تأمین منابع مورد نیاز برای طرح‌های توسعه‌ای و پاسخگویی به نیاز خود به نقدینگی، اقدام به افزایش سرمایه می‌کنند. افزایش سرمایه از طریق انتشار سهام جدید یا بالا بردن سود انباشته موجود امکان‌پذیر است. با توجه به این که در ماده 6 اساسنامه نمونه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس قید شده است که سرمایه شرکت‌ها باید به سهم عادی یکهزار ریالی با نام تقسیم شود، افزایش سرمایه در این شرکت‌ها به صورت انتشار سهام جدید صورت می‌گیرد. از اهداف این امر (یکسان‌سازی قیمت اسمی سهام شرکت‌ها در اساسنامه شرکت) می‌توان به شفاف‌سازی اطلاعات شرکت‌ها و قابلیت مقایسه وضعیت آن‌ها با یکدیگر اشاره کرد. در حالت افزایش سرمایه به صورت انتشار سهام جدید، شرکت‌ها می‌توانند سهام جدید را برابر مبلغ اسمی بفروش برسانند یا این که مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم به عنوان اضافه ارزش (صرف) از سهامدار دریافت و عواید حاصل از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل یا به صورت نقدی بین صاحبان سهام تقسیم کنند یا در ازای آن، سهام جدید به آنها بدهند. از آن‌جا که قوانین مالیاتی عواید حاصل از اضافه ارزش سهام فروخته شده را درآمد تلقی می‌کند و در نتیجه مشمول مالیات سال مالی انتشار سهام جدید می‌داند، شرکت‌ها تمایل به استفاده از این روش (افزایش سرمایه از طریق دریافت اضافه ارزش علاوه بر مبلغ اسمی سهم) ندارند (فتحی و توکلی، 1388).
و) نوسان قیمت سهام
تمایل شدیدی بین سرمایهگذاران برای خرید سهامهایی که قیمت آن، با یک روند ثابت حرکت میکند، وجود دارد، ولی آنها از سرمایهگذاری روی سهامهایی که قیمتشان زیاد نوسان میکند، دوری میکنند، با این وجود بسیاری از سرمایهگذاران معترف هستند که فرصتهای سودآوری که ممکن است برای یک سهام با یک قیمت بیثبات بوجود آید، بیشتر است. ولی نکته قابل توجه این است که طرفداران روند ثابت قیمت، سرمایهگذاران عادی و طرفداران روند متغیرقیمت، سوداگران هستند (Hoffmann & Fieseler, 2012).
ز) روند قیمت سهام
روند قیمت سهام عبارت است از رگرسیون نوسانات قیمت سهام براساس یک دوره مشخص. خرید سهام تنها با توجه به روند صعودی قیمت آن یک دید ساده لوحانهای است که همواره وجود داشته است، در حقیقت سرمایهگذار با این شیوه ممکن است احتمال سود بر روی قیمت سهام خود را از دست بدهد. یک روند ثابت قیمت سهام، منطقاً باید جذاب باشد. علیرغم ترجیح یک قیمت با سیر صعودی، بعضی از سرمایهگذاران خلاف دیگران عمل کرده و در سهامهایی با سیر نزولی سرمایهگذاری میکنند، احتمالاً این سرمایهگذاران پارامترهای دیگر را در نظر گرفتهاند که قویتر بوده است.
خرید سهامی که روند قیمتش صعودی است در مقایسه با سهامی که روند قیمتش نزولی است توصیه شده است. همچنین میتوان گفت سهامی که روند قیمتش صعودی است مطمئناً ریسک کمتری دارد.البته لزوماً همواره چنین نمی تواند باشد.
ح) شرایط بازار
وضع بازار نشاندهنده میزان رشد سود و قیمت سهام است. سهام شرکتهایی که دارای رشد سریعی هستند و انتظار میرود که سود و قیمت آنها، سریعتر رشد کند، بیشتر مورد توجه سرمایهگذاران هستند. درست است که شرکتهایی که سهام با سابقه سودآوری بالا دارند، همیشه جزء شرکتهای موفق محسوب میشوند، ولی رشد کمتر قیمت و سود این شرکتها، باعث شده که سرمایهگذاران، به سهامهای پررشد، توجه بیشتری کنند (خادمیگراشی و قاضی زاده، 1386).
ط) طریقه شناخت از شرکت
سرمایهگذاران ترجیح میدهند در شرکتهایی سرمایهگذاری کنند که معلومات شخصی یا تجاربی در مورد آن دارند و در بعضی موارد افراد مطلعی در آن شرکتها دارند که آنها را در جریان امور قرار میدهند (تهرانی و خوشنود، 1384).
ابزری و همکارانش (1387)، مهمترین عوامل غیرمالی مؤثر بر تصمیم سرمایهگذاران را بررسی کردند، ایشان عوامل غیرمالی را به دو دسته عوامل ویژگیهای سرمایهگذاران و بازارسرمایه تقسیمبندی کردهاند، که به قرار زیر است:

2-4-5-1- ویژگیهای سرمایه گذاران
تمایل به سرمایه گذاری (تمایل به ریسک)
عبارت است از احتمال درگیر شدن در یک فعالیت خاص و در مورد سرمایهگذاری، بیانگر احتمال سرمایهگذاری در یک محصول ویژه است. تصمیمگیری برای سرمایهگذاری همواره، براساس روابط میان ریسک و بازده صورت میگیرد و یک سرمایهگذار همواره، به عامل ریسک و بازده در تجزیه و تحلیل و مدیریت سبد سرمایهگذاری خود توجه میکند. از طرف دیگر، در اقتصاد و به خصوص، در سرمایهگذاری فرض بر این است که سرمایهگذاران منطقی عمل میکنند؛ بنابراین، سرمایهگذاران منطقی، اطمینان داشتن را به نبود آن ترجیح میدهند و طبیعی است که در این حالت می توان گفت سرمایه گذران به ریسک علاقهای ندارند؛ به عبارت دقیقتر، سرمایه گذران ریسک گریز هستند. یک سرمایهگذار ریسکگریز، کسی است که در ازای قبول ریسک، انتظار دریافت بازده مناسبی دارد. باید توجه داشت که در این حالت، پذیرفتن ریسک یک کار غیرمنطقی نیست، گرچه میزان ریسک خیلی زیاد باشد؛ چون در این حالت، انتظار بازده بالایی وجود دارد. در واقع، سرمایهگذران به طور منطقی نمیتوانند انتظار داشته باشند که بدون قبول ریسک بالا، بازده بالایی کسب کنند.
ادراک ریسک
عبارت است از چگونگی تعبیر و تفسیر اطلاعات راجع به ریسک توسط سرمایه گذران. به نظر می رسد مدیران سرمایهگذاری حرفهای و سرمایهگذاران فردی با تجربه ، ادراک ریسک سرمایهگذاری یکسانی دارند.
ابعاد ادراک ریسک
ادراک ریسک سرمایهگذران را میتوان به وسیله پنج عامل زیر بررسی کرد:
نبود اطمینان در مورد عرضه کنندگان سهام،
نگرانی در مورد وقایع غیرمنتظره،
نگرانی درباره نوسانات قیمتی سهام،
شفاف نبودن اطلاعات،
بی ثباتی و نقض قوانین و مقررات در کشور(ساهی و همکارن،2012).
الف) نبود اطمینان در مورد عرضهکنندگان سهام

این بعد از ریسک را اعمال کسانی که مسئول اداره یک سازمان هستند، به وجود میآورند (ریسک مدیریت) و منتج از تصمیمات بد تجاری- مالی است که خود منجر به پیدایش ریسک تجاری و مالی می شود.
ب) نگرانی در مورد وقایع غیر منتظره
صنایع مختلف و شرکتهای آن تحت تأثیر وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی میتوانند دچار رونق و رکود گردند؛ برای مثال در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآوردههای نفتی، تحت تأثیر قرار گرفته، سهام آنها رونق میگیرد یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته، سهام آنها دچار رکود خواهد شد. بنابراین هر چه میزان وابستگی تولید یک شرکت به عوامل خارجی بیشتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن شرکت بیشتر است.
ج) نگرانی درباره نوسانات قیمت سهام
مهمترین عامل برتری یک سهم، میزان سودآوری آن است. از آنجا که در اغلب تصمیمگیریها برای سرمایهگذاری، براساس روابط میان ریسک و بازده صورت میگیرند و یک سرمایهگذار همواره، به دو فاکتور ریسک و بازده در تجزیه و تحلیل و مدیریت سبد سرمایهگذاریهای خود توجه میکند، هر چه میزان انحراف سودآوری سالهای گذشته و یا سودهای احتمالیدوره های آتی نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسک سهم، بالاتر و در مقابل، ارزش آن کمتر خواهد بود(اسپارا و تیکنن، 2011).
د) بیثباتی نقض قوانین و مقررات در کشور
دولت در جایگاه یک ناظر و سیاستگذار کلان نقش بسیاری در بازار سرمایه دارد و یکی از وظایف آن، ارایه برنامهای است که بتواند به بازار سرمایه رونق بخشد. به طور کلی تکثر مراکز قدرت و تصمیمگیری، ابهام نقش و رابطهای این مراکز با یکدیگر، تداخل قوای سهگانه کشور، شفاف نبودن قوانین و وجود برداشتهای متفاوت و متناقض از آنها، وجود قوانین نامناسب و دست و پاگیر، نبود آزادیهای اقتصادی و بیثباتی دولت موجب میشوند ریسک سیستماتیک افزایش و در نتیجه، سرمایهگذاری به شدت کاهش یابد.
تخصیص سرمایه
عبارت است از بخشی از سرمایه هر سرمایهگذار که در داراییهای خاصی سرمایهگذاری می شود(وانگ و همکاران، 2011).

2-4-5-2- ویژگیهای بازار سرمایه
عمده این ویژگیها که بر تصمیم سهامداران تأثیر میگذارد عبارت است از:
الف) بازده مورد انتظار
واضح است که قیمت سهام هر روز دارای نوسان است و این نوسانات مدام می‌تواند ریسک را تغییر دهد، به عبارتی اگر اطلاعات ما بر مبنای قیمت روزانه یک سهم باشد طبعاً تغییرات روزانه نیز بر این ریسک مؤثر خواهد بود، حال اگر اطلاعاتمان را بر مبنای بازده هفتگی یک سهم تنظیم کنیم، این بار نوسانات روزانه تأثیر کمتری بر ریسک مورد بررسی ما خواهد داشت و بالطبع هرچه این دامنه را بزرگتر نماییم، خواهیم توانست تا نوسانات کوچکتر را از معادلات حذف و ثبات بیشتری به روند تغییرات ببخشیم. اما باید توجه داشت که هرگز نمی‌توان دامنه این نوسانات را به صفر تقلیل داد، اما می‌توان هیجانات لحظه‌ای را از تصمیم‌گیری‌ها خارج ساخت. براساس تحقیقات انجام شده توسط متخصصین علوم آماری همیشه اطلاعات عددی دارای ارتباط منطقی با میانگین هستند، به نحوی که کلیه داده‌ها به سمت میانگین خود تمایل داشته و هر چه این اطلاعات بیشتر باشد، انتظارات در خصوص تمایل داده‌ها به سمت میانگین بیشتر خواهد گردید. در نتیجه می‌توان اظهار داشت که همیشه احتمال تحقق میانگین بازده گذشته بسیار بیشتر از هر بازده دیگر خواهد بود. به کارگیری بازده انتظاری از آن جهت دارای اهمیت است که ممکن است چند شرکت دارای میانگین بازده برابری در طی یک دوره زمانی باشند، در حالی که روند تغییرات بازده آنها کاملاً متفاوت باشد. بنابراین لازم است که تأثیرات متقابل بازار و سهم (ضریب بتا) نیز لحاظ گردد و در واقع اینجاست که نیاز به محاسبه بازده مورد انتظار احساس خواهد شد. بازده مورد انتظار از طریق رابطه ذیل محاسبه می‌شود:

که در آن :
r = بازده خواسته شده
Km = بازده بازار
Rf = بازده بدون ریسک (بازده اوراق قرضه و سپرده نزد بانک‌های دولتی از نمونه‌های بارز آن هستند). بدین ترتیب خواهیم دید فرمول کلی بازده مورد انتظار به صورت زیر خواهد بود (تهرانی و خوشنود، 1384):

ب) اطلاعات عملکرد گذشته
تصمیمگیری سریع و صحیح مستلزم وجود اطلاعات کافی، منظم و شفاف است. هر چه اطلاعات دورهای شرکت، منظمتر و شفافتر منتشر شوند، اثر آن در قیمت سریعتر بوده، سهم مناسبتری از نقد شوندگی خرید و فروش سهام را خواهد داشت و به تبع آن، ریسک سرمایهگذاری در سهام کاهش مییابد. بالطبع قبل از هرگونه سرمایهگذاری لازم است شناختی کلی در مورد صنایع موجود برای فعالیت به دست آید؛ چرا که فعالیت، در صنعتی که مزیت نسبی دارد، یقیناً بازدهای بالاتر از سایر صنایع خواهد داشت. پارامترهای تأثیرگذار بر انتخاب صنایع دارای مزیتی نسبی را میتوان به شرح ذیل طبقه بندی نمود:
1- نرخ بازده گذشته (بازده تاریخی)
بازده در مجموع منافعی است که شرکت، در مقاطع مشخص، عاید سهامدارن خود نموده است که از آن جمله میتوان به سود هر سهم، منافع ناشی از افزایش قیمت سهام که مساوی تفاوت ارزش روز نسبت به قیمت پایهای آن اشاره کرد. کاملاً روشن است که وجود یک روند قابل تشخیص و اعتماد دربازده های تاریخی، تا حدود بسیاری میتواند در انتخاب سهام مناسب تأثیرگذار باشد.
2- درجه نقدشوندگی سهام در گذشته
درجه نقدشوندگی یک ورقه سهام به معنای امکان فروش سریع آن است. هر چه بتوان سهامی را سریعتر و با هزینه کمتری فروخت، قابلیت نقدشوندگی آن بیشتر است. اوراق بهاداری که به طور روزانه و به دفعات متعدد معامله میشوند، نسبت به اوراق بهاداری که با تعداد کم یا در دفعات کم معامله میشوند، قابلیت نقدشوندگی بیشتر و در نتیجه ریسک کمتری دارند. قابلیت نقدشوندگی یک ورقه سهام، تا حدود بسیاری به تعداد سهام در دست عموم آن بستگی دارد. هر چه تعداد سهامی که در دست عموم قرار دارد، بیشتر باشد، حجم معاملات و سرعت گردش معاملات افزایش یافته، بازار قیمت منصفانهتری برای آن پیدا میکند. و هر چه تعداد سهام در دست عموم کمتر باشد، رکود بیشتری برای معاملات سهام حاکم شده، در صورت معامله، قیمتها شکلی یک طرفه (صعودی یا نزولی) خواهند داشت(گوپا و جیتندرانتان ، 20112).
3- ثبات نسبی سودآوری سهام در گذشته
استناد به سود سالانه هر سهم، لزوماً مبنای صحیحی برای ارزیابی سهام نیست؛ زیرا ممکن است سود سال بعد، بسیار کمتر از آن باشد. معیار مهم دیگری که هنگام استفاده از نسبت بازده جاری سهام باید مدنظر داشت، ثبات سودآوری هر سهم است. همانطور که در بحث ریسک اشاره شد، هر چه میزان انحراف سودآوری سالهای گذشته و یا سودهای احتمالیدوره های آتی، نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسک سهم، بالاتر و در مقابل، ارزش آن کمتر خواهد بود.
4- ساختار مالی شرکت
ساختار سرمایه شرکت که ترکیب بدهیها و حقوق صاحبان سهام آن را تعیین میکند، آثار هزینهای و ریسکی بر عملکرد شرکت

دیدگاهتان را بنویسید