پایان نامه حقوق درباره : پیامبر اسلام (ص)

واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی‌ایمان) [= روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‌اید، و خداوند بر هر چیزی تواناست.».
نشوند”! (کَیْ لا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ (مکارم شیرازی، 1376، ج‏23، ص: 507).

1-3-2- ادله روایی
الف) روایات اهل سنت
رسول خدا (ص) فرمود: «در رکاز خمس است. کسی پرسید: منظور از رکاز چیست؟ رسول خدا (ص) فرمود: معادن طلا و نقره است که خداوند از روزی که زمین را خلق کرده در آن قرار داده است.» (احمدبن حسین‌بن علی بیهقی، السنن الکبری، ج 4، ص 153، بی‌تا) ابن حجر عسقلانی می‌نویسد که وجوب خمس در رکاز متفق‌علیه است. (فتح ‌الباری، ج 3، ص 288 به نقل از عابدی، 1387)
در نامه‌‌ای که رسول خدا (ص) برای قبیله بنی‌قضاعه نوشت، اهل قبیله را مأمور به دادن خمس فرمود: «بطون زمین و دشت‌ها و اعماق دره‌ها و بیرون آنها همه در اختیار شماست که از گیاهان آن استفاده کنید و آب آن را بنوشید و در برابر آن، خمس آن را بدهید.» (حاکم نیشابوری، کنزالاعمال، 1400ق، ج 7، ص 65، به نقل از عابدی، 1387)
رسول اکرم (ص) در نامه‌‌ای دیگر برای قبیله مسروق‌بن وائل، بر دادن خمس در دفائن و معادن چنین تأکید می‌کند: «به نام خدای بخشنده مهربان! از محمد رسول خدا به سوی رؤسای حضرموت: به آنها دستور می‌دهد که نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ زکات بر حیواناتی است که به چهل برسند و از آن تجاوز کنند و در سیوب که همان گنج‌ها و معدن‌هاست، خمس است. در نخل‌هایی که بدون احتیاج به آبیاری پرورش می‌یابند واجب است یک‌دهم بپردازند.» (ابن اثیر، 1442ق، ج4، ص 38، به نقل از عابدی، 1387).

ب) روایات مکتب اهل بیت (ع)
1. محمد بن مسلم از امام محمد باقر (ع) نقل می‌کند و می‌گوید: من از امام درباره معادن طلا، نقره، مس، فلز و سرب پرسیدم، فرمود: بر همه اینها خمس واجب است. (شیخ طوسی، 1404ق، تهذیب‌الاحکام، ج 4، ص 12)
2. علی بن مهزیار از محمدبن الحسن نقل کرده است: برخی از اصحاب به ابوجعفر ثانی نامه نوشته و سؤال کردند: آیا بر همه آنچه شخص به دست می‌آورد، چه زیاد باشد چه کم، بر صنایع خمس است؟ حکم آن چیست؟ امام به دست مبارک خود نوشت: بعد از اخراج مؤنه سال بر این همه خمس واجب است. (همان)
علی‌بن مهزیار روایت می‌کند علی‌بن راشد گفته است: من به امام گفتم: شما به من فرمان دادید که برای امر شما قیام کنم و حق شما را بگیرم و من این مطلب را به برخی موالیان شما گفتم، ولی برخی از آنان سؤال کردند که حق امام چیست؟ نمی‌دانستم چه جوابی به آنها بدهم. حضرت فرمود: «بر آنها خمس واجب است.» من پرسیدم: بر چه چیز خمس واجب است؟ فرمود: «در کالاها و باغ‌هایشان.» من پرسیدم: آیا تاجر و صنعتگر هم باید خمس بدهد؟ فرمود: «البته وقتی مخارج خود را تحصیل کردند و توانستند خمس بدهند، باید بدهند.» (همان)

1-3-3- دلیل اجماع
برخی از دانشمندان یکی از ادله خمس را اجماع دانسته‌اند. چنان که صاحب مدارک‌الاحکام می‌نویسد: « و اما الاجماع فمن المسلمین کافه» البته این اجماع، مدرکی است و حداکثر فایده آن تأیید ادله قرآن و روایات خواهد بود.» ( موسوی عاملی، 1410ق، ج5، ص359).

فصل دوم
پیشینه تاریخی و فقهی خمس

2- پیشینه تاریخی و فقهی خمس

مدارک موجود اعم از شیعی و سنی از گوناگونی دیدگاه‌ها دربارۀ رواج خمس یا عدم رواج آن در دوره‌های پیش از اسلام، حکایت می‌کند: برخی مؤید رواج خمس، پیش از اسلام است و بعضی از حلّیت آن تنها برای پیامبر اسلام (ص) پرده برمی‌دارد که به سه گونه آمده است: خمس، غنیمت و غنیمت با هم (حر عاملی، 1367، ج1، ص 9).
برخی از منابع، پرداخت خمس را از سوی عبدالمطلب، بر حسب سنت ابراهیمی، مورد توجه قرار داده‌اند (تاریخ ابن عساکر، ج3، ص 90 به نقل از دفتر تبلیغات اسلامی، 1387).
زمان اولین خمس در اسلام را به غزوۀ بنی قینقاع برمی‌گردانند (تاریخ طبری، ج2، ص481) و عده‌ای به سریه نخله، دو ماه پیش از جنگ بدر (تاریخ یعقوبی، ج2، ص 70)؛ اما آن چه از کتاب و سنت برمی‌آید، این است که تشریع خمس با نزول آیۀ ( وَاعًلَمُوا أَنَّما غَنِمتُم مِنً شَیءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَ لِذِی القُربی وَ الیَتامی وَالمَساکِینِ وَ ابًنِ السَّبِیلِ إِنً کُمًتُمً آمَنًتُمً بِاللهِ… انفال/ 41) در سال دوم هجرت و پس از جنگ بدر محقق شده است. برپایۀ این آیه، اموال یا کالاهایی که بر آنها خمس تعلق می‌گیرد و هم‌چنین موارد مصرف آن، مشخص شده است. در دوران پیامبر اسلام، پرسش‌های جدی دربارۀ خمس مطرح نشده؛ اما با رحلت ایشان، برداشت‌های مختلفی پدید آمد که در قالب دو مذهب شیعی و سنی ظاهر شدند. یکی از اساسی‌ترین آنها، پرسش از منابع خمس بود که به نظر شیعیان، غنیمت به معنای فراگیر به کار رفته است که در برگیرندۀ هر سودی است؛ اما از دیدگاه اهل سنت، غنیمت بیشتر به کالاها و امکانات به جا مانده یا گرفته شده از دشمن اطلاق می‌شود.
دومین مسئلۀ مهم، توزیع خمس یا موارد مصرف آن است که پس از رحلت پیامبر(ص)، دچار تغییراتی شد.
از دیدگاه علمای شیعه، جز موارد اندک، خمس به شش سهم تقسیم می‌شود: سهم خدا، پیامبر، ذی‌القربی، یتیمان، بینوایان و در راه ماندگان. سهم خدا، که اعتباری است به پیامبر و پس از درگذشت او همراه با سهم پیامبر به ذی‌القربی انتقال می‌یابد.
سه سهم دیگر، متعلق به یتیمان، بینوایان و در راه‌ماندگان از خاندان هاشم می‌باشد. این برداشت بیشتر علمای شیعه است؛ هر چند برخی از آنها در مواردی با دیدگاه اکثریت موافق نبوده‌اند. با گذشت زمان، دیدگاه اکثریت، با چالش‌هایی روبه‌رو شد که در پی آن برخی از عالمان دین ناگزیر شدند برای پاسخ‌گویی به آن پرسش‌ها و چالش‌ها به تألیف آثاری دست یا زند. در دامن دیدگاه پر قدرت غالب، به تدریج این نظریه شکل گرفت که خمس، مالیات اسلامی است. اگر این دیدگاه، جای خود را مستحکم کند از لحاظ نظری و عملی پی‌آمدهای مهمی به همراه خواهد داشت (دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص26).

2-1- خمس در عصر پیامبر گرامی اسلام (ص)
خمس در لغت به معنای «یک پنجم» است و در اصطلاح فقهی نیز به همان معنا است، با این تفاوت که با توجه به دیدگاه‌های گوناگون دربارۀ منبع یا منابع خمس و هم‌چنین موارد مصرف و فلسفۀ تشریع آن، تعریف و دامنۀ خمس متفاوت می‌شود. البته اختلاف در تعریف و مسائل خمس، پس از دوران رسول اکرم (ص) به ویژه از قرن چهارم به بعد نمایان می‌شود و عنایت به منزلت پیامبر در میان مسلمانان و الگو بودن ایشان برای همه، چون و چرایی در دورۀ ایشان دربارۀ خمس پیش نمی‌آید. در طول تاریخ خمس، دو دیدگاه بیشتر خودنمایی می‌کند: دیدگاه اول، خمس به عنوان حق گروه‌های ویژه و دیگر، خمس به عنوان مالیات اسلامی. دیدگاه نخست، دیدگاه غالب در میان علمای شیعه بوده و دیدگاه دوم، تا کنون نتوانسته با آن رقابت کند. ارتباط مستقیم پیامبر با منبع وحی و پذیرش مسئلۀ خمس از سوی مسلمانان، زمینۀ پرسش از فلسفۀ تشریع خمس را از میان برد؛ ولی چون در آیۀ خمس، به علت تشریع آن، به روشنی اشاره نشده، طبیعی بود که دربارۀ فلسفۀ تشریع آن بیشتر پس از دوران پیامبر در محافل دینی و علمی بحث و گفت و گو شود. با وجود این، برای درک فلسفۀ تشریع خمس، در دوران پیامبر (ص) باید به آیۀ خمس و سنت مراجعه کرد. در آیۀ مزبور به دو دسته تصریح شده است: در دستۀ نخست به نام خداوند متعالی و پیامبر (ص) و ذی القربی که وارثان وی هستند، اشاره شده، دسته دوم نیز عبارتند از: یتیمان، بینوایان، و در راه ماندگان (دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص27).
ویژگی مشترک اعضای دسته دوم، نیازمندی آنها است و در نتیجه، بخشی از خمس، برای رفع نیازمندی آنها تعلق می‌گیرد؛ اما دربارۀ دسته اول، وضع تفاوت می‌کند. تحلیل و تبیین سهم خدا با توجه به معیار و ملاک و ویژگی دسته دوم؛ یعنی نیازمندی میسر نمی‌باشد؛ چون خداوند بی‌نیاز مطلق است؛ بنابراین، سهم خدا از خمس به پیامبر تعلق می‌گیرد. سهم خدا، پیامبر و ذوی القربی در دوران حیات رسول اکرم، در اختیار دایشان بود. اما پرسش این است که در صورت درستی به کاربری ملاک نیازمندی، دربارۀ سهم رسول و ذی القربی، میاز ایشان، شخصی است یا مربوط به موقعیت و مقام حکومتی؟ دربارۀ پیامبر و اهل بیتش هر دو نوع نیاز صدق می‌کند. ایشان به عنوان پیامبر و حاکم اسلامی، هم برای تأمین برخی نیازمندی‌های عمومی و حکومتی به بودجه نیاز داشت و هم برای تأمین خانواده‌اش. چون موقعیت پیامبر و اهل بیت با بقیه تفاوت داشت، خمس برای تأمین نیازها، توأم با حفظ حرمت و کرامت رهبری، در اختیار پیامبر قرار می‌گیرد؛ بنابراین، این برداشت که برای نگرانی از «تصاحب» اموال مردم از سوی بستگان پیامبر (ص) با استفاده از قدرت برگرفته از پیوند با حاکم اسلامی، و قطع ارتباط مستقیم آنان با اموال مردم، خمس تشریع شده، پایه‌ای استوار ندارد؛ زیرا پدیدۀ «تصاحب» از سوی افراد مرتبط با دستگاه رهبری در هر جامعه‌ای، نه تنها از روی ضعف نمی‌باشد، بلکه بیانگر توان‌مندی است. از سوی دیگر، «تصاحب» با «نیاز» که مبنای خمس است سازگاری ندارد. افزون بر این که، «تصاحب» اموال امام از سوی بستگان پیامبر (ص) و ائمه (ع) حتی آن گاه که در اوج نیازمندی بوده‌اند، اتفاق نیفتاده است. مسئلۀ اشباع اقتصادی به دلیل نگرانی از پدیده‌ای که نه نظرا در حکومت پیامبر و برخی از ائمه (ع) اتفاق افتاده و نه عملا توجیه‌پذیر است (صفری، 1374، ص 154).
بنابراین دربارۀ فلسفه تشریع خمس برای دسته اول؛ یعنی پیامبر و ذی القربی دو گونه نیاز وجود دارد: نخست نیاز جامعه اسلامی، به حفظ امنیت و ترویج دین؛ دیگر، نیاز اهل بست رهبر اسلامی.
خمس برای این به اهل بیت رهبر اسلامی تعلق می‌گیرد که مبادا نیاز، حرمت و کرامت آنها را به خطر افکند. دربارۀ دسته دوم، با توجه به ویژگی‌های گروه‌های یاد شده، جز نیاز، دلیل دیگری در آیۀ خمس بیان نشده است.

2-1-1- منابع خمس
آن چه در آیۀ 41 سورۀ انفال دربارۀ منبع خمس، تصریح شده، واژه (غَنِمًتُم) میباشد که در دورههای مختلف، تعریف واحدی از این واژه بیان نشده: برخی آن را به هر سود به دست آمده، تسرّی دادهاند و برخی تنها امکانات و اموال به دست آمده از دشمن یا همان غنایم جنگی را «غنیمت» دانستهاند؛ به ویژه که این آیه، پس از جنگ بدر و برای رفع مشکل توزیع غنایم جنگی نازل شده است.
با توجه به این که در قرآن، بیش از واژۀ (غَنِمتُم) مطلب دیگری دربارۀ منبع خمس نیامده،برای روشن شدن مسئلۀ منبع خمس باید به سیرۀ پیامبر(ص) مراجعه کرد.
یکی از راههای دستیابی به هدف (منبع خمس)، مطالعۀ نامههای ارسالی پیامبر(ص) به والیان و امرای خویش در قلمرو اسلامی است. این نامهها را میتوان از نظر محتوا تحلیل کرد؛ ولی برای این که مطالب روشن و مستند باشد به یکایک نامههایی که در فاصلۀ سالهای نهم و دهم ارسال شده، اشاره میشود:
1-نامۀ پیامبر به ملوک حمیر، حاکمان صنعا و اطراف آن در یمن. در این نامه، دربارۀ خمس آمده است:« اعطا کنید از غنائم، سهم خمس خداوند و نبی را » (بلاذری، بی‌تا، ص82 به نقل از دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص40)
واژه «مغانم» ممکن است چنین معنا دهد که خمس تنها از غنایم جنگی گرفته میشده؛ زیرا در دو سطر پیشین، پیامبر (ص) خطاب به آنها مینویسد: نماینده ملوک حمیر با ایشان در مدینه دیدار کرده و آن چه را فرستاده بودند، رسانده است و همچنین از اوضاع آن جا اطلاعاتی داده؛ از جمله، از کشته شدن مشرکان به دست حاکمان صنعا و اطراف آن، خبر داده است. با توجه به مطالب یاد شده، احتمال می رود که منبع خمس، اموال به دست آمده از همان مشرکان و غنیمت جنگی باشد (پیشین، ص41).
ظاهراً برخی از محققان (سبحانی در الاعتصام بالکتاب و السنه)،غنیمت در این باره را به معنای هر گونه سود دانسته و استدلال میکند که این قبیله در حال جنگ نبوده است. در میان نامههای حضرت رسول (ص) دو نامه برای ملوک حمیر یا فرزندان عبدکلان دیده میشود.به ظاهر، استناد این محققان، نامهای است به روایت ابن عساکر که در آغاز آن، نام شرحبیل بن کلان آمده و سپس نامهای نعیم و حارثبنعبدکلال؛در حالی که در نامه دیگر، نام شرحبیل نیامده است و بقیه عناوین با هم تفاوت ندارد؛ اما در نامهای که مورد استناد آیت الله سبحانی قرار نگرفته، تصریح شده که آنها در قتال با مشرکان بودهاند و با وجود قتال، توجیه غنیمت به غنایم جنگی نزدیکتر است (دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص42).
2-در نامهای خطاب به عبدیغوث بن وعله حارثی، چنین آمده است:«وأعطی المغانم فی الغزو.» (ابن سعد، 1960م، ج1، ص268).
چنان که دیده میشود، در این نامه، خمس به غنایم جنگی محدود میگردد.
3-در نامهای به جهینه آمده است:
إنّ لکم بطونَ الأرض وسهولها، و تلاعَ الأودیه و ظهورَها، علی أن ترعوا نباتها و تشربوا ماءها، علی أن تؤدّوا الخمس (احمدی میانجی، 1388، ص365 به نقل از دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص43)؛ دشت و بیابان آن زمینها از آن شماست تا از چراگاه و آب آن بهره جویید و خمس را بپردازید.
صاحب مکاتیب الرسول هنگام شرح عبارت «لن تؤدوا الخمس»،این پرسش را مطرح میکند:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هل المراد خمس المغانم عند الحرب، أو خمس منافع تلک الأراضی، ثمّ بناء علی الثانی هل المراد خمس الشیعه الذی یُؤخَذَ من جمیع الفوائد من أرباح المکاسب،أوشرط شرطه علیهم لمصالحلإالاسلام؟ (همان، ص367)؛
آیا مراد از خمس، خمس غنایم جنگی است یا خمس منافع آن زمینها و اگر مراد خمس منافع زمینهاست، خمس همۀ فواید و ارباح مکاسب است که دیدگاه شیعه است، یا تنها شرط خمس برای مصالح اسلام بوده است؟
4-نامۀ پیامبر(ص) به اکیدر دومه (دژ و روستایی میان شام و مدینه نزدیک جبل طی)؛ در این نامه پس از آن که پیامبر (ص) خواستار اراضی غیر کشاورزی و کمآب و بلاد بلا اثر می‌شود، چنین مینویسد:
….. ولکم الضامنه من النخل و المعین من المعمور بعد الخمس (احمدی میانجی، 1388، ص365 به نقل از دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص43)؛ نخلهای موجود در داخل عمارات و خانهها و آبهای روان در مراکز آبادی از آن شماست؛ مشروط به پرداخت خمس آن.
این عبارات میرساند که از نخلها و آبهایی با آن شرایط، خمس دریافت میشده است.
5-در نامهای به وائل بن حجر حضر می و قومش، عبارت«وفی السیوب الخمس» آمده است (احمدی میانجی، 1388،ص397)؛ یعنی به رکاز و معدن،خمس تعلق میگیرد.

چنان که دیده میشود در نامههای یاد شده، منبع خمس به گونۀ مطلق،«مغنم» بیان شده است و افعال به کار رفته در جملات دربارۀ خمس از ریشۀ «اعطاء،اقرار، اداء و اخذ» است. شایان گفتن است که در بیشتر نامهها از خمس با همین عنوان و در برخی موارد به شکل «حظ» و «سهم» یاد شده است (به نقل از دفتر تبلیغات اسلامی، 1387، ص44-46).

2-1-2- موارد مصرف خمس
در آیۀ 41 سورۀ انفال، خمس به شش سهم تقسیم می‌شود: سهم خدا، رسول، ذی القربی، یتیمان، بینوایان و در راه‌ماندگان. در نامه‌هایی که در بخش منبع خمس آورده شده، از سهم‌های گوناگون یاد شده؛ اما هیچ‌گاه به شکل کامل، یادی از گروه‌های شش گانه نشده است. در بیست نامۀ یاد شده از سهم و حظّ خدا و رسول و گاهی صفی، سخن به میان آمده است. هم‌چنین واژه «خمس» گاهی به معنای یک پنجم و گاهی در برابر «سهم» مانند «خمس الله و سهم النبّی» و در مواردی به شکل «خمس و سهم نبی» به کار رفته و گاهی به شکل «سهم الله و الصفّی». و در یک مورد، « وأدّوا الخمس من المغنم، و سهم الغارمین، و سهم کذا و کذا » آمده است.
در برخی از نامه‌های پیامبر (ص)، عبارت «خمس الله و سهم نبیّه و صفیّه» و گاهی «خمس الله و سهم النبّی و الصفّی» به کار رفته است، که در هر دو مورد، چنین بر می‌آید که «صفی» در دوران پیامبر (ص) از خمس سهمی می‌برده است؛ اما «صفی» کیست؟ در تعریف «صفی» آمده است: « و هو ما کان یأخذه [النبّی] رئیس الجیش و یختاره لنفسه من الغنیمه و هو یختصّ بالنبّی و الأئمه من بعده» (همان، ص 189).
البته سهم صفی از جمله استثناهای خمس شناخته شده و آن، مقداری از غنیمت است که فرمانده سپاه برای خود می‌گرفت؛ اما پس از آن به پیامبر و ائمه (ص) اختصاص دارد.
به روایت بسیاری از مورخان، پیامبر (ص) هنگام فتح خیبر در سال هفتم هجری، غنایم به دست آمده را به س

دیدگاهتان را بنویسید