قاشق هامون رو واسه هم پر کنیم 

 

اشق هامون رو واسه هم پر کنیم!

اینروزها حرکات عجیبی از مردم شهر میبینم که هضمش برایم کمی سخته.رفتارهایی که اونقدر همه گیر شده که دیگر قبحش ریخته و عادی شده.ریشه بیشتر این رفتارها رو میشه در یک کلمه خلاصه کرد:منیت!

ویژگی روشن سن نوجوانی!

نوجوانی که تنها خودش رو میبیند.نگاش دو قدم جلوتر رو نمیبیند،بقیه رو نمیبیند،فقط نوک دماغش رو میبیند!

اکثریت جامعه ایرونی هنوز نوجوانه!

در رانندگی فقط خود رو میبینیم.در راه همه باید دست به دست هم بدن،پیشی نگیرند و آدمهای خوبی باشن تا ما خیلی آسون به مقصد برسیم.اگه غیر از این باشه عصبانی میشیم و هیچ حقی واسه دیگری قائل نیستیم،انگار اونا واسه وقت گذرانی به اینجا اومدن و باید دست بسته نوکر آماده به خدمت ما باشن.

در آشغال پرت کردن به سطل زباله که مسابقه گذاشتیم.خدا نکنه کسی بیاد و اخطارمان بده،آسمان خدا رو به زمین می آوریم که اینهمه آشغال! چشم کورت این یکی رو گرفته؟ نکن برادر من…نکن خواهر من… یکی تو میریزی،یکی ایشان،یکی اوشان، چاله فضایی هم که بود سرریز میشد دیگر!

بعد فحشش رو به این و اون می دی که اینجا رو کردن آشغالدانی.

کار رو به اونجا رساندیم که هموطنان وقتی از سفر به یکی از کشورهای خارجی برمیگردند اولین چیزی که بهت زدشان میکنه،تمیزی محلها خیابونای آنجاست! تمیزی اونقدر تعجب داره؟ در ولایت ما که داره! نظافت جزیی از ایمانه ثروث ما نبود مگه؟

کارتونی نگاه میکردم که در اون چند نفر سر یک دیگ غذا با قاشقای بلند وایس تاده بودن و هر کدوم قاشق خود رو پر میکردند و به طرف دهانشان میبرند اما قاشق بلند بود و به دهانشان نمیرسید.همه گرسنه بودن!یکی از شخصیتا،اتفاقی قاشق بلند رو به طرف دهن فرد مقابل میگذاره اونم همینکار رو میکنه و هر دو لبی به غذا میزنند! از آنجای کارتون همه افراد دور دیگ قاشق رو واسه بقیه پر می کنن و به دهانشان میگذارند.

به امید روزی که دلواپس حال و احوال هم شیم و با اجازه نوک دماغمان دو قدم آنطرف تر رو هم ببینیم و این اتفاق نمی افتند مگه اونکه قاشق هامون رو واسه هم پر کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید