منبع پایان نامه درباره آموزش زبان، طرح پژوهش، ابزار پژوهش، دوران باستان

زبان هدف بصورت روان مي باشد.
در حاليکه در رويکرد ساختارگرايي که بيشتر از سوسور نشات گرفته بود به زبان بصورت ساختار نگاه مي کردند و هرگز به روح زبان توجه نمي کردند و زبان آموزان زبان را که در پشت درهاي مدرسه ياد مي گرفتند هرگز نمي توانستند به بيرون از حيطه ي کلاس درس دانش خود را انتقال دهند. در حاليکه در رويکرد ارتباطي هدف ارتباط در محيط واقعي زبان بود (فينوچيار و برومفيت3، 1983).
گرچه سالهاست کتاب هاي مختلف در روش آموزشي (ايران) به کار برده مي شود ولي سخت است به راحتي پيشرفت زبان آموزان را که هدف اصلي مهارت صحبت کردن است تاييد کرد. چرا که دانش آموزان و يا دانشجويان پس از 13 و يا حتي 16 سال از توانايي ارتباط به زبان مقصد ناتوان مي باشند.
1-2 بيان مسئله
اين طور به نظر مي رسد که بعد از گذشت سال ها اغلب مدرسان سنتي زبان هاي خارجي درک واقعي از انقلاب و يا دوره هاي مختلف زبان شناسي (سنتي4، ساختارگرايان5، زايشي6، نقش گرايان7) هرکدام بر حسب ديدگاه هاي روانشناسي(رفتار گرايان8 ، شناختي9 و ارزش انساني10) بودند ندارند .با توجه به اين هر متد يا روش، يا تکنيک ارائه شده در کلاس بر حسب دو فاکتور زبان شناسي و روانشناسي پشت سر آن مي باشد . بطور مثال تکرار کردن در کلاس که بر حسب روانشناسي رفتار گرا و زبان شناسي ساختار گرا انجام مي گيرد. بنابراين پس از درک دو اصل مهم که در بالا ذکر شده است نوبت به متد يا تکنيک در کلاس ميرسد . ارائه تکنيک در کلاس بدون درک کوضوع مهم زبان شناسي پشت سر آن غير ممکن مي باشد. سالها پيش هدف از يادگيري زبان خواندن و درک مطلب بود چرا که بر حسب زبان شناسي سنتي بود و در ديدگاه هاي زبان آن چيزي است که فلسفه، منطق ، ادبيات در آن نوشته شده و افراد ملزم به درک مطلب و خواندن آن ميکند و مهارت صحبيت کردن و ياتلفظ مطرح نبوده در حاشيه امروزه جهان تبديل به يک دهکده اي شده که از طريق دنياي مجازي الکترونيک فاصله ها کم شده و مهارت صحبت کردن را براي افراد بيشتر ضروري نموده است(فرهاديو دلشاد،1385). به همين خاطر دو ديدگاه زبان شناسي ( ساختار گرايانکه بيشتر روي مهارت صحبت کردن در کلاس بصورت ساختارگرا و نقش گرايان که به توانش ارتباطي تاکيد داشتند را مورد بررسي قرار مي دهيم .

1-3 سؤالات تحقيق
– آيا استفاده از رويکرد کاربردي و رويکرد ساختار گرا تاثير برابر روي مهارت صحبت کردن زبان خارجي دارد؟
– آيا استفاده از رويکرد کاربردي نسبت به رويکرد ساختارگرايي در مهارت صحبت کردن خارجي تأثير بيشتري دارد؟
1-4 فرضيه هاي تحقيق
1- استفاده از رويکرد کاربردي و رويکرد ساختار گرا تاثير برابر روي مهارت صحبت کردن زبان خارجي دارد
2- استفاده از رويکرد کاربردي نسبت به رويکرد ساختارگرايي در مهارت صحبت کردن زبان خارجي تأثير بيشتري دارد.
1-5 اهداف و اهميت تحقيق
الف) دانش آموزاني که زبان را در کلاس ياد مي گيرند نمي توانند آن دانش زباني را به دنياي بيرون (بيرون از جو کلاس) انتقال بدهند. اين تحقيق کاربردي زبان مي تواند کمک شاياني روي کاربرد زبان بصورت عملي باشد.
ب)اين تحقيق تئوريهاي زبان شناسي را به صورت عمل و آزمايش کار کرده و در حالي که معمولا اکثر بررسي ها در علم زبانشناسي به صورت توصيفي بوده است.
ج)اين تحقيق ارتباط بين روانشناسي ،زبانشناسي و آموزش در کلاس را به طور هم زمان مورد بررسي قرار داده و اين در حالي است که کتابهاي آموزشي بدون توجه به ديدگاه هاي زبان شناسي پشت سر آن ميباشد .
د) اين تحقيق مي تواند يک انگيزه براي اين جانب براي بکاربردن آن در کلاس باشد و در ضمن بعد از 17 سال تدريس در موسسات مختلف اولين فرصت و شانس اين بود که بصورت علمي آن را انجام
داده ام.
ي)يافته هاي اين تحقيق ميتواند تاثير مثبت در روند آموزش زبان در سياست آموزش و پرورش کشور داشته باشد.

1-6 تحديد و محدوديت در تحقيق
هر طرح پژوهشي دامنه و عمق مشخصي دارد که به بررسي مساله خاص مي پردازد و به پرسش هاي معين پاسخ مي دهد. هر چه اين دامنه خاص تر باشد و مساله مورد بررسي و پرسش هاي آن با دقت بيشتري تبيين شود، پژوهش مورد نظر از اعتبار بيشتري برخوردار خواهد بود.
از سوي ديگر هر طرح پژوهشي در محيط واقعي انجام مي شود و محقق ناگزير است نگاه واقع بينانه به روند کار خود داشته باشد. زمان و توان محققان در اجراي طرح هاي پژوهشي محدود است و نمي توان انتظار داشت آنان فارغ از واقعيت هاي زندگي در فضاي رويايي و خيالي به مطالعه بپردازند.
به اين ترتيب پژوهشگر در ابتدا مرز خود را به دقت مشخص مي سازد تا بتواند همه ي وجوه موردنظر را در آن بررسي کند. مرزي که محقق تعيين کرده از جنس محدوده (يا حدود تحقيق) است که به آن دامنه ي تحقيق گفته مي شود.
الف) محدوده و محدوديت موضوعي: در علم زبان شناسي موضوعات اموزش بصورت اقيانوسي مي باشد که پژوهشگر بررسي دو رويکرد ساختارگرا و نقش گرايان را روي مهارت صحبت کردن محدود نموده است.
ب) محدوده و محدوديت زماني: زمان در تحقيق حداقل از دو جهت اهميت دارد. يکي اينکه محقق براي انجام هر مطالعه مستقل چقدر وقت در اختيار دارد و دوم اينکه براي بررسي پيشينه ي موضوع که دامنه ي زمان را در نظر گرفته، در هر دو شکل، عنصر زمان نقش کليدي دارد. بديهي است که زمان مورد نظر براي انجام هر تحقيق بايد معقول و منطقي باشد. با توجه به اينکه تحقيق گر با دو موضوع زبان شناسي و آموزش بصورت هم زمان سروکار دارد.
حداقل يک و نيم سال جهت اجراي عمل اي
ن تحقيق بکار برده است.
ت) محدوده و محدوديت مکاني: بسته به موضوع و نوع مطالعه ي دامنه ي جغرافيايي هر پژوهش بايد محدود و مشخص باشد. محدودهي مکاني بر اساس موضوع پژوهشي و هدف آن تعيين شده است. در اين جا پژوهشگر محدودهي مکاني را به يک آموزشگاه که متعلق به خود پژوهشگر در شهر اردبيل است اختصاص داده است.
ث) محدوده و محدوديت ابزاري: ابزار پژوهش در مطالعات مختلف بسيار متنوع و گوناگون است و انتخاب مناسب ترين ابزار نقش ويژه اي دراين زمينه خواهد داشت. در اينجا ابزار براي سنجش بصورت مصاحبه ي شفاهي مي باشد و سنجيدن دانش مهارت صحبت کردن دانش آموزان بصورت ذهني مي باشد، نه عيني.
ج) محدوده و محدوديت عددي:
با توجه به اين که دسترسي به تمامي دانشجويان و دانش اموزان در ايران غيرممکن است پژوهشگر فقط روي افرادي که به صورت اتفاقي انتخاب کرده و تقريباً نماينده ي افرادهاي همنوع خود در جامعه مي باشد تحقيق کرده است.
1-7 اصطلاحات کليدي
1-7-1 ساختارگرا
رويکردي در زبان شناسي که بر اهميت زبان به عنوان يک نظام تاکيد مي کند (برلينر11، 1984).
1-7-2 برنامه ي درسي ساختاري12
نوعي سرفصل دروس يا برنامه ي درسي براي تدريس زبان که بر مبناي گزيده اي از واحدها و ساختارهاي دستوري است مثلاً صورت هاي فعل، قواعد دستور ي و الگوي جمله که در زبان موجودند و آن ها را به گونه اي که مناسب تدريس باشند مرتب ميکنند. ترتيب عرضه ي مطالب و ساختار دستور ي ممکن است بر اساس عامل هايي نظير بسامد- دشواري- مفيد بودن يا ترکيبي از آن ها باشد. (الکساندر و همکاران13 ، 1975)
1-7-3 نمونه دادن / سرمشق دادن14
سرمشق دادن، دادن نمونه يا مدل (مثلاً جمله خبري، يا پرسشي) به عنوان مثال به کسي که زبان را ياد مي گيرد.
در يادگيري زبان دوم و يا خارجي در بعضي روش ها تاکيد بر اين است که مدرس نمونه يا مثال بر يادگيرنده بدهد تا تقليد کند. در روش شنيداري- گفتاري اين روش را انجام مي دهند (گود و برافلي15، 1987).
1-7-4- مصاحبه مهارت گفتاري16
نوعي آزمون صحبت کردن که نمونه اي قابل درجه بندي از زبان شفاهي يا گفتاري امتحان دهنده را ضمن مصاحبه اي ساختارمند، دانش آن را اندازه گيري مي نمايد. در اين نوع آزمون، امتحان دهنده و امتحان گيرنده بصورت متقابل با هم گفتگو مي کنند. غالباً گفتار امتحان دهنده ضبط مي شود و سپس توسط چند نفر امتحان گيرنده طبق معيارهاي از پيش تعيين شده درجه بندي مي شود.
1-7-5- رويکرد انسان گرايانه17
نگاه و يا رويکردي که به موارد زير توجه مي کند:
الف: توجه خاص به لياقت انسان
ب: رشته خوداگاهي و درک ديگران
پ: احساس نسبت به احساس ها و عاطفه انسان
1-7-6- رويکرد ترکيبي18
در تدريس زبان اصطلاحي است که گاه براي اشاره به روش هاي تدوين يک برنامه درسي يا يک دوره آموزشي بکار مي رود. در اين رويکرد، نخست زبان مورد تدريس را به قسمت هاي اساسي تقسيم مي کنند (مثلاً دستور زبان را به اجزا کلام و ساخت دستور ي تقسيم مي کنند) و سپس هر يک را جداگانه تدريس مي کنند. وظيفه يادگيرنده آن هست که قسمت هاي منفرد را دوباره کنار هم بگذارد (يعني آن ها را با هم ترکيب کند و ياد بگيرد) (ويلکينز19، 1976).
1-7-7- رويکرد تجزيه اي20
رويکردي که در آن نقطه ي شروع برنامه ي درسي و طراحي درس، واحدهايي از رفتار زبان هستند (مانند توصيف ها، خواهش ها، غذرخواهي ها، پرس و جوها) مي باشند (ويلکينز21 ،1976).
1-7-8- رويکرد ارتباطي22
رويکردي در تدريس زبان خارجي يا زبان دوم که بر اين نکته تاکيد دارد که هدف يادگيري زبان توانش ارتباطي است و در پي آن است که ارتباط معنادار و کاربرد زبان را به کانون توجه کليه فعاليت هاي کلاس درس تبديل نمايد.

1-7-9- مهارت صحبت کردن23
يک نوع فعاليتي که از چند نوع فعاليت ديگر ايجاد مي شود و مستقل نيست و اين چند نوع فعاليت که بايد با هم انجام شود اين نوع مهارت را سخت کرده. در آموزش زبان مهارت صحبت کردن خيلي مهم است. چرا که اين نوع مهارت توليدي مي باشد (بيلي و ساواگ24،1994).
مهارت صحبت کردن در اين تحقيق، بکارگيري زبان را براي ايجاد ارتباط با افرادهاي مختلف در جايگاه هاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد (باکر وستروپ25، 2003).
1-7-10- رويکرد سنتي26
رويکردي که روش هاي قديم بيشتر بر اين اساس ذکر شده و مي باشد مانند روش دستور و ترجمه و يا شنيداري- گفتاري که بيشتر بر روي ساختار دستوري و تکرار متمرکز شده است (برون27،2000).
و زبان را به چند قسمت تقسيم کرده و هر قسمت را به صورت مجزا تدريس مي نمايد (اليس28،1993).

فصل دوم :
ادبيات پژوهش

2-1- مقدمه
آموزش هر زبان خارجي به دانستن اصول و شيوه هاي خاص نياز دارد که ندانستن آن راه پرپيچ و خم زبان آموزي را طولاني تر و پرپيچ و خم تر مي کند. عدم آگاهي از اصول آموزش براي مدرسان و يادگيري براي زبان آموزان، مساله پيچيده زبان آموزي را به مراتب پيچيده تر مي کند.
استفاده ي فراگير از زبان انگليسي در سطح جهان باعث شده است که جهانيان آن را يک زبان بين المللي بنامند. در 50 سال اخير پيشرفت هاي سريع در تمام زمينه هاي علمي از يک سو و نيازهاي روزافزون جامعه بشري به سبب همين پيشرفت ها از سوي ديگر، ايجاد ارتباط با ساير ملل را بيش از پيش ضروري نموده است. بدنبال اين دگرگوني ها از ديرباز مردم جهان در تمام زمينه هاي صنعتي، پزشکي، اقتصادي، کشاورزي، تجاري، تحصيلات دانشگاهي، سفرهاي زميني، هوايي، دريايي، ورزشي، صنعت گردشگري و صدها موارد
مشابه ديگر به ايجاد يک زبان ارتباطي واحد انديشيده اند.
گرچه پيشنهادهايي براي فراگير کردن يک زبان ارتباطي واحد مانند اسپرانتو مطرح شد و موفقيت هايي هم بدست آورد ولي از آن جا که زبان انگليسي بعد از جنگ جهاني دوم بتدريج در بعضي از کشورهاي جهان از جمله در کشور ايران به سرعت گسترش يافت و مورد حمايت قاطع برخي از کشورهاي قدرتمند جهان بويژه ايالات متحده آمريکا قرار گرفت. در بسياري از کشورهاي جهان که زبان انگليسي زبان مادري آنها نمي باشد، اين زبان را به عنوان زبان دوم در سيستم آموزشي مدارس و دانشگاههاي خود گنجانده اند و از دروس اصلي آن ها به شمار مي آيد.
در کنار برنامه هاي درسي مدارس و دانشگاه ها، مرکز آموزش و يادگيري زبان زيادي در تمام کشورها در امر اموزش و يادگيري زبان انگليسي بصورت موسسات خصوصي، نيمه خصوصي و دولتي فعاليت مي نمايند. وجود چنين طيف وسيعي از نياز ملت هاي دنيا به دانستن زبان انگليسي سبب شده است تا محققان و مدرسان زيادي به تحقيق پيرامون آموزش و يادگيري زبان انگليسي زبان دوم29 بپردازند و سالانه با نوشتن هزاران مقاله، کتاب، پايان نامه هاي کارشناسي ارشد و دکترا، ارائه
سخنراني هاي تخصصي، و تشکيل کنفرانس هاي علمي و سمينارهاي متفاوتي پيرامون آموزش و يادگيري زبان در پي يافتن شيوه هاي متناسب آموزش زبان انگليسي باشند و در اين ميان نظريه هاي مختلفي در مورد زبان و در مورد يادگيري پيشنهاد شده هست و اگر افراد دانش کامل در مورد انسان نداشته باشند هرگز نمي توانند زبان را به صورت علمي تدريس نمايند.
به همين خاطر در دوره هاي مختلف نگاه به انسان و نگاه به زبان داشته ايم. مثلاً در دوره صدسال پيش هيچ نگرشي به انسان نداشتند يعني به انسان فکر نمي کردند و فقط در مورد زبان بحث مي کردند. در اوايل قرن نوزدهم علم زبان شناسي نوين متمرکز به شناختن انسان شدند و نگاه هاي مختلف نيز به انسان داشتند و امروز نيز روش هاي مختلف با توجه به نگاه هاي مختلف به انسان و زبان ايجاد شده است. به عنوان مثال، در روش هاي سنتي که هنوز از علم زبان شناسي و آموزش زبان و روش شناسي خبري نبود فقط موضوع بحث روي زبان بود که روش سنتي دستور و ترجمه حاکم بود و هيچ توجهي به انسان نداشتند.
2-2- نگاه به زبان قبل از ساختارگرايان (نگرش سنتي به زبان)
رويکرد سنتي که قبل از رويکرد ساختارگرايان در جهان مرسوم بود. مهمترين بخش آن به بررسي انواع کلام مي پردازد و هنوز هم در مدارس تدريس مي شود (سايتي30، 1382) ريشه در مطالعات انديشمندان قبل از ميلاد دارد.
ارسطو اولين دستور نويسي است که در قرن چهارم قبل از ميلاد مي زيسته است. گفته مي شود که افلاطون مقولات اسم و فعل را از يکديگر تشخيص داد. سپس ارسطو جزء حرف را به آن ها افزود و بدين ترتيب واژه هاي زبان يوناني را به سه مقوله تقسيم نمود. با گذشت زمان، مقولات ديگري نيز به اين طبقه بندي اضافه شد. اين دستور مبناي آموزش زبان در مدارس مغرب زمين قرار گرفت (باطني ،1376؛مشکوه الديني،1386).
از جمله دستور نويسان يونان داگراسيون تراکس بود، که در قرن دوم پيش از ميلاد اولين دستور زبان يوناني را نوشت و جزو اصحاب رواقيون به شمار مي رفت.
دستور زبان در دوران باستان براي مطالعه ي زبان رايج شاعران و نويسندگان نيز به شمار مي رفت.
2-2-1 صورت و معني قبل از ساختار31
اين رويکرد که قبل از ساختارگرايان مي

دیدگاهتان را بنویسید