پایان نامه با کلید واژه های عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، اطلاعات بازار، عناصر بازار

قبل و بعد از خود همكاري و مشاركت نمايند. از تعامل بين شركت و مشتري رضايتمندي جهت استفاده كننده بوجود ميآيد. كاركنان جلو باجه كه نقش مرزباني را ايفا ميكنند نقطه تعامل سازمان با محيط بيرون به شمار ميروند. علاوه بر اين بر نگرش ها و ديدگاه مشتريان نسبت به سازمان اثر ميگذارند. خدمت اينگونه تعريف ميشود كه هر عمل يا عملكردي كه شخصي به شخص ديگر عرضه ميكند به طوريكه كاملاً ناملموس بوده و موجب مالكيت چيزي براي طرف مقابل نميشود (کاتلر، 1382، ص 506). پورتر45 (1980) تأكيد ميكند كه تمركز شركتها بر عرضه محصولاتي با كيفيتي عالي ميتواند در توسعه وفاداري مشتري، كاهش كشش قيمت يا جلوگيري از ورود رقباي بالقوه، يك استراتژي رقابتي مؤثر و كارساز به شمار آيد. اغلب نوشتههايي كه به مقدار كيفيت پرداختهاند آن را از دو ديدگاه مورد بررسي قرارداده اند، برخي از ديد توليد كننده و برخي از ديد مصرف كننده به آن توجه كردهاند. هانسن 46(1999) در بررسيهاي گسترده و تحليلهاي موشكافانه نوشتههاي مقوله كيفيت، به پنج برداشت و تعبير مختلف از كيفيت اشاره كرده است. اگرچه اولين قانون در ارائه خدمات با كيفيت انجام درست در “اولين زمان” ميباشد. با اين حال نبايد اين واقعيت را فراموش كرد كه شكستهايي از ارائه خدمات بطور مستمر روي ميدهد كه گاهي برخي از آنها در خارج از حيطه سازمان ميباشد ( سيدجوادين،1384 ، ص138). ارائه خدمات بهتر به مشتريان باعث تكرار خريد و گسترش تبليغات دهان به دهان مثبتتر و مشتريان بالقوه ميشود. ديگر اثر مستقيم كيفيت خدمات افزايش توانايي سازمان جهت ارائه خدمات بصورت كارا به مشتريان ميباشد. زيرا از آنجا كه سازمان دريافته است مشتريانش چه نيازها و خواسته هايي دارند، خدمات غير ضروري را كاسته و يا آنها را حذف مينمايد. با افزايش كارايي و اثر بخشي در ارائه خدمات، سودآوري سازمان افزايش خواهد يافت.

2-2-4-3 بهبود مداوم كيفيت خدمات
بهبود كيفيت خدمات يك فرايند دائمي نه فرايندي ايستا است. در تمام مراحل اين فرايند مشتري و ارائه كننده خدمت جزء لاينفك فرايند بهبود كيفيت به شمار ميروند به همين دليل اين فرايند بايد بطور همزمان و نه جداگانه انجام گيرد.

2-2-4-4 هزينه مالي خدمات
مشتريان اغلب هزينههاي مالي بيشتر و بالاتري از قيمت خريد را متحمل ميشوند. ممكن است مخارج ضروري ضمني شامل، حركت به محل خدمت، پارك كردن و خريد كالاها يا خدمات، از غذا گرفته تا نگهداري بچه، باشد. تمام اين مخارج به انضمام قيمت خود خدمات هزينههاي مالي خدمات ناميده مي شود. هر چند هزينههاي ديگري بوجود خواهد آمد، زيرا هزينههاي خدمات از هزينههاي صرفاً مالي فراتر ميرود (سيد جوادين، 1384، ص141). نكته مهمي كه بايد بدان توجه داشت اين است كه پيامدهاي اقتصادي از دست دادن مشتريان بالغ47 و جايگزين كردن آنها با مشتريان جديد خنثي نيست. در واقع هيچ يك از مشتريان بالقوه جديد نميتوانند جاي خالي مشتري قديمي كه شركت را ترك ميكند پر كنند.

2-2-4-5 بازاريابي در شركتهاي خدماتي و جايگاه بازاريابي داخلي در آن
بازاريابي سازمانهاي خدماتي، نياز به چيزي بيش از بازاريابي سنتي بر p4 48دارد. گرونروس49 به واسطه وجود پيچيدگيهاي سيستم خدمات استدلال مينمايد كه بازاريابي خدمات نه تنها مستلزم بازاريابي خارجي ميباشد بلكه بازاريابي داخلي و بازاريابي متقابل هم نيازند. بازاريابي خارجي شامل شرح و توصيف كارهاي روزمرهاي است كه شركت براي آماده سازي، قيمت گذاري، توزيع و ارتقاء خدمت به مشتريان انجام ميدهد. بازاريابي داخلي نيز آنچه را كه شركت براي آموزش و ايجاد انگيزش در كاركنانش براي ارائه خدمات بهتر به مشتريان انجام ميدهد را در بر ميگيرد. بري50 اعتقاد دارد مهمترين كاري كه دايره بازاريابي ميتواند انجام ميدهد آن است كه هوشيارانه تمام افراد درون سازمان را وا دارد تا بازاريابي را به كار بندند. بازاريابي متقابل، توانايي و شايستگي كاركنان را در خدمت به مشتري نشان ميدهد. قضاوت بر سر كيفيت خدمت توسط مشتري براساس كيفيت فني و كيفيت حرفهاي انجام ميگيرد. لذا ارائه كننده خدمات بايد ضمن تامين ارتباط و تماس خوب از لحاظ فني نيز ميبايست كارآمدي بالايي داشته باشد.

1- بازاريابي داخلي و بهبود ارائه خدمت
تأكيد روز افزون بر رضايت مشتري اين پرسش را در ذهن مطرح مينمايد كه آيا توجه ويژه به بازاريابي داخلي منجر به افزايش رضايت مشتريان و در نهايت بهبود عملكرد اقتصادي سازمان ميشود. نتايج تحقيقات حاكي از ارتباط مثبت بين رضايت كاركنان، رضايت مشتريان و افزايش سودآوري سازمان ميباشد. بر اين اساس هسكت51 مدل زنجيره سود- خدمت كه رابطه بين رضايت و سودآوري را نشان ميدهد ارائه نموده است. مديران سازمانهاي خدماتي در تدوين خط مشيها و رويهها بايد به يكي از دو رويكرد زير در باب بازاريابي داخلي توجه نمايند تا بتوانند با بوجود آوردن فضايي مناسب براي تشويق و ترغيب خواستههاي كاركنان نسبت به ارائه خدمات خوب، فشار وارده بر كاركنان را اداره نمايند. اين دو رويكرد عبارتند از:

خط مشي خدمت برمبناي علاقه مندي :52
در اين حالت هنگام تدوين خط مشيها و رويهها، رضايت مشتريان و رفتارهايي كه توجه بر مشتريان سازمان را مورد تأكيد قرار ميدهد، هدف ميباشد.

خط مشي خدمت بر مبناي بروكراسي : 53
در اينجا علاقه بر حفظ سيستم و يكسانسازي رويههاي عملياتي تأكيد ميشود. رويكرد اول بر رضايت كاركنان، توجه به مشتري و
قوانين قابل انعطاف تأكيد دارد در مقابل رويكرد بروكراسي بر قوانين رويهها و ابقاي سيستم تأكيد دارد (سيدجوادين، 1384، ص175).

2-2-4-6 نقش كاركنان در بهبود كيفيت خدمات
به خوبي ثابت شده است که درک مشتريان از کيفيت خدمات ارائه شده بشدت تحت تأثير عملکرد کارکنان در تماس با مشتري است (واسمر و برانر54،1991، ص 35- 46). اين وابستگي موفقيت بازاريابي خارجي به کارکنان درتماس با مشتري به وسيله ساسر و آربيت (1976) تأييد شده بود. که بيان نمودند کارکنان خدماتي در تارک تصوير عمومي شرکت هستند، بنابراين کارکنان با انگيزه و شايسته در کيفيت خدمات شرکت بسيار موثر هستند. ساسر و آربيت ادعا ميکنند که حياتيترين منابع مولد، نيروي کار است و پيشنهاد ميکنند که مديران خدماتي به انگيزش و رضايت کارکنان خط مقدم خود در طراحي مشاغل آنها بعنوان محصولات اصلي و کارکنان بعنوان مشتريان داخلي توجه و تمرکز نمايند. بري فراتر رفت و بحث ميکند که نيازهاي مشتريان خارجي بايستي بعد از رفع نيازهاي کارکنان به عنوان مشتريان داخلي مطرح گردد و رضايت مشتريان خارجي بعد از تأمين رضايت کارکنان ميباشد (بري55، 1981، ص 33- 40). در موسسات مالي، كاركنان نقشهاي گوناگوني دارند و هر يك از آنها به واسطه نقشي كه در موسسه دارند تأثير به سزايي بر رابطه مشتري و موسسه مالي دارند .ميزان تأثير كاركنان بر رابطه مشتري با شركت به دو عامل اساسي بستگي دارد:
ميزان رويارويي و تماس مستقيم كارمندان با مشتري
درجه و سطح مشاركت كاركنان در فعاليتهاي بازاريابي
معمولاً تحويلداران، كاركنان واحد ارايه خدمات به مشتري و كاركنان فروش حضوري به طور مكرر با مشتريان در تماسند كه اين وظيفه در سيستم خدماتي بيشتر از جانب تحويلداران ميباشد و در همان حال نيز در فعاليتهاي بازاريابي و اجراي استراتژيهاي بازاريابي درگير هستند. از ديدگاه مشتري، كاركنان مسئوول خدمات ارايه شده هستند. آموزش صحيح كه در توسعه روابط با مشتريان از جايگاه مهمي برخوردار است كاركنان را قادر ميسازد تا با مشتريان ارتباط مؤثري برقرار كنند و به نيازهاي آنها پاسخ دهند و به مهارتها و دانش مورد نياز جهت پاسخگويي مناسب به انتظارات مشتريان مجهز شوند. گروهي از كاركنان هستند كه به طور مستمر با مشتريان در تماسند در حالي كه مستقيماً در اجراي فعاليتهاي بازاريابي مشاركت ندارند، اين گروه نقش مؤثري در تماس با مشتريان دارند. به آنها بايد آموزش داد تا با مشتريان صميمانه و با ادب رفتار كنند و نسبت به نيازهاي آنها بيتفاوت نباشند. گروهي ديگر از كاركنان در فعاليتهاي بازاريابي مشغولند اما با مشتريان در تماس مستقيم نيستند. اين افراد با توجه به ميزاني كه واحد يا نقشهايشان به نوعي با مشتري سروكار دارد، ميتوانند در بهبود روابط با مشتريان مؤثر واقع شوند (بنيت56 ،2002 ص 200 -211).

2-2-5 پژوهشهاي انجام گرفته درخصوص نقش بازاريابي داخلي بر رضايت مشتري
اگرچه تحقيقات زيادي در زمينه بازاريابي داخلي انجام شده است با اين حال بحثهاي اندكي در زمينه اينكه چه آميختهاي از سياستها را ميتوان به كار برد تا بر كاركنان اثر گذاشت به گونهاي كه برانگيخته شوند و به شيوهاي مشتري مدارانه عمل نمايند، صورت گرفته است. اگرچه در اين خصوص چارچوب مشخصي وجود ندارد، با اين حال برخي از عناصر كليدي آميخته بازاريابي داخلي در نوشتارهاي مربوط به بازاريابي داخلي57 به چشم ميخورد؛ از جمله ارتباطات، آموزش و پرورش، اطلاعات، انگيزش، آموزش كاركنان و حتي جذب و استخدام كاركنان، پاداشها، توسعه و ارائه بينش به عنوان عناصر بازاريابي داخلي ياد ميكنند ( سيدجوادين، 1384، ص167).

نتايج
روش
موضوع
نويسنده و سال
تأييد تأثير ابعاد بازاريابي داخلي به تفکيک بر ابعاد بازارگرايي
اين تحقيق از نظر ماهيت و هدف کاربردي و از نظر روش جمعآوري داده ها از نوع توصيفي و پيمايشي است. تعداد 100 پرسشنامه بين مديران توزيع شد که در پايان تحليلها بر روي 80 پرسشنامه کامل انجام شد. تجزيهوتحليل داده ها با روش معادلات ساختاري به کمک نرم افزار ليزرل انجام شده است.
تأثير بازاريابي داخلي بر بازارگرايي و عملکرد سازماني صنعت هتل داري شهر اصفهان
ابزري و همکاران
(1388)
طراحي مدل ارزش، رضايت، سودآوري براي چارچوب افزايش سطح وفاداري و سودآوري
اين تحقيق از نظر ماهيت و هدف کاربردي و از نظر روش جمع آوري داده ها از نوع توصيفي و پيمايشي است. تحليلها بر روي 80 پرسشنامه کامل شده توسط کارکنان با روش تجزيه و تحليل عاملي انجام شد.
بازاريابي براساس وفاداري مشتريان داخلي شرکت بينالمللي فرآوردههاي غذايي خوش طعم
حسيني و حيرتي
(1387)
بازاريابي داخلي از طريق بعد غير رسمي ايجاد اطلاعات، رضايت کارکنان بلافصل مشتري وکيفيت خدمات دريافت شده بوسيله مشتري را تحت تأثير قرار ميدهد.
يک موسسه مالي و اعتباري در کشور اسپانيا که داراي شعب متعددي بوده

بازاريابي داخلي و تأثير آن بر عملکرد سازماني
تورتسا و همکاران58
(2008)
تأييد تاثير فرهنگ سازماني بر گرايش بازار داخلي و بطور مستقيم بر سطح رضايت شغلي کارکنان
از طريق جمع آوري داده ها از 583 نفر از کارکنان عملياتي از 29 هتل 4 و 5 ستاره و انجام مصاحبه با آنها
مقدمات اجراي بازاريابي داخلي ، مقداري شواهد تجربي اوليه
گواناريس59 (2007)
بيان متغيرهاي ارتباط داخلي و تسهيم اطلاعات آموزش نيروي انساني، توانمندسازي تشکيل تيم و فعاليتهاي گروهي
، ساختار سازماني پويا و مشارکت در تعيين چشمانداز سازمان بعنوان شاخصهاي بازاريابي داخلي
جمعآوري داده به وسيله پرسشنامه و تحليل با روش تجزيه و تحليل عاملي

تعيين شاخصهاي بازاريابي داخلي (ارتباط داخلي و تسهيم اطلاعات آموزش)

احمد و رفيق60
(2003)
شناسايي تأثير غيرمستقيم بازاريابي داخلي بر عملکرد سازماني تأييد و بازارگرايي بعنوان متغير واسطهاي
روش جمعآوري اطلاعات: پرسشنامه و مصاحبه حضوري
تحليل: معادلات ساختاري
ارتباط بين بازاريابي داخلي و بازارگرايي و تأثير آن بر عملکرد سازماني
احمد و رفيق
(2003)
ارتباط بين بازاريابي داخلي و بازارگرايي به دنبال تشريح فرهنگ سازماني و مديريت آن در چارچوب فعاليتهاي منابع انساني و بازاريابي داخلي به منظور تمرکز بر نيازها و خواستههاي مشتريان يا بازارگرايي بودهاند
جمعآوري اطلاعات به وسيله پرسشنامهاي که توسط کارکنان پر شده و تحليل با روش همبستگي
ارتباط بين بازاريابي داخلي و بازارگرايي
هريس و ماسشالدر61
(1996)
تاييد ارتباط بازارگرايي و اثربخشي سازمان
براي سنجش بازارگرايي به جاي تمرکز برعناصر بازار بر اطلاعات بازار تأکيد شده وتوليد اطلاعات بازار، انتشار اطلاعات در سطح سازمان و پاسخگويي به آن در گستره سازمان بعنوان معيارهاي بازار گرايي استفاده شده
ارتباط بازارگرايي و اثربخشي سازمان

ليلند و البرات62
(1996)
نتايج
روش
موضوع
نويسنده و سال
سنجش بازارگرايي از مولفههاي مشتريگرا بودن سازمان، رقيب گرايي و هماهنگي ميان وظيفهاي در سازمان
تاييد رابطه بين بازارگرايي و عملکرد سازماني
در اين پژوهش شدت رقابت و اندازه سازمان به عنوان متغيرهاي تعديل گرا معرفي شدهاند
بررسي رابطه بين بازارگرايي و عملکرد سازماني

بري63
(1994)
تاييد تاثير بازاريابي داخلي بر عملکرد سازمان فعاليتهاي منابع انساني بويژه در مبحث مديريت فرهنگ سازماني بازارگرا بودن سازمان را به همراه خواهد داشت
جمعآوري اطلاعات به وسيله پرسشنامهاي که توسط کارکنان پر شده و تحليل با روش همبستگي پيرسون
رابطه بين بازاريابي داخلي و ميزان بازارگرا بودن سازمان
دي64
(1994)

2-2-6 تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق:
بازاريابي داخلي: در پژوهش حاضر براي سنجش اين متغير از پرسشنامهاي استفاده شد که ابعادي چون عوامل انگيزش مادي، عوامل انگيزش غيرمادي، عوامل محيطي، ابزار و تجهيزات کاري، کيفيت خدمات و تجربه را ارزيابي ميکند (لينگز و جريني65، 2005، ص 295).
کيفيت خدمات: مطابق با نظر بردي و کرونين66 (2001) براي سنجش ميزان کيفيت خدمات از شاخصهايي مانند نوع و ميزان تعامل با ديگر کارکنان، امکانات فيزيکي شرکت و مقايسه آن با ساير شرکتها استفاده شده است؛ که به وسيله پرسشنامه سنجيده ميشود.
تجربه : براي سنجش اين بعد پرسشنامهاي 5 گويهاي استفاده خواهد شد که ميزان تجربه، تغييرات در شرکت و آموزش، مناسب بودن آموزش، استفاده از آموزشهاي مرکز آموزش را مورد ارزيابي قرار ميدهد (مرادي، 1385، ص 91).
عوامل انگيزش مادي: براي سنجش اين بعد از گويههايي چون ارائه خدمات مناسب و دريافت پاداش، جذابيت پاداش، حق جذب، عملکرد و پاداش، اضافه کار، اضافه پرداخت، سهيم شدن کارکنان در سود، حقوق و تورم و دريافت حقوق استفاده قرار خواهد گرفت که توسط پرسشنامه مورد ارزيابي قرار ميگيرد (دعايي، 1374، ص243).
ابزار و تجهيزات کاري: اين بعد نيز توسط پرسشنامه مورد سنجش قرار ميگيرد که مشتمل بر

پایان نامه با کلید واژه های حقوق و دستمزد

دربازاريابي داخلي منطقي بنظر ميرسد:
بسياري از ادغامها، تبديلها، اتحادها و كاهش اندازه به صورت اقدامات منظم و مرتبط بوجود ميآيد
برخي از فعاليتها ممكن است مجدداً پديدار شوند و اين مربوط به همه سهامداران از جمله كاركنان ميباشد.
شركتهاي زيادي در حال توانمندسازي نيروهاي خود جهت تمركز برروي مشتريان ميباشند كه به وسيله آموزش اثربخش ميسر خواهد بود.
وجود استخدام دائمي و تعهد بيشتر كه موجب افزيش انگيزه كاركنان مي شود.
معيارهاي داخلي ميتواند راهي براي نزديكتر كردن كارمندان و مديران به هم با توجه به اهداف و ارزشهاي حاكم بر سازمان باشد.

راههاي بديع كار مستلزم وجود سازمانها و كاركناني است كه بطور مستمر مهارتهاي جديد را ياد گرفته و مداوم آنها را با همديگر تركيب نمايند. ايجاد يك سازمان يادگيرنده در آينده هر شركت بسيار مهم است. حفظ و ايجاد ارزشهاي داخلي ميتواند بعنوان چتري براي اين كوششها باشد.
براي ايجاد انگيزه در ميان كاركنان جريان ارتباطات افقي و عمودي در همه سطوح سازمان لازم و ضروري است. اين فرآيند ميبايست در ديدگاه، استراتژي و فلسفه وجودي تك تك كاركنان نهادينه شود. بسياري از شركتها قادر به ايجاد هماهنگي در ميان اين جريان براي رسيدن به همه سطوح در كاركنان نيستند، حتي برخي نميتوانند به يك مورد از اين موارد نيز دست يابند. بازاريابي داخلي شامل ايجاد يك محيط سازماني به طور عام و ايجاد شغل بطور خاص كه به خدمت رساني درست كاركنان در راه منطقي منجر ميگردد ميباشد. بطور واضح در جايي كه عملكرد افراد براساس فروش در نظر گرفته ميشود، وظيفه بازاريابي فقط اين نيست كه مشتريان را تشويق به خريد نمايد بلكه بايد به عملكرد مشتريان داخلي توجه شود. زماني كه مشتريان داخلي نقش خود را به خوبي ايفا مينمايند احتمال اينكه خريد مشتريان خارجي افزايش پيدا كند زياد است.

2-2-1-7 اهميت بازاريابي داخلي در چارچوب بازاريابي رابطه مند 28
در طي دو دهه گذشته شركتها بطور وسيعي اهميت خدمترساني به مشتريان را درك كردهاند. چنانچه پيترز و واترمن در بررسي خود تحت عنوان “در جستجوي كمال”29 به تلاشهاي وسيع شركتها در راستاي ارتباط نزديكتر به مشتري توجه خاصي نموده اند. بازاريابي با تغيير ارتباطات بين يك سازمان و مشتريان آن مرتبط ميباشد. كيفيت بازاريابي و خدمت رساني به مشتري مباحث كليدي در اين بحث هستند. جهت ارتباطات مداوم و مستمر بمنظور دستيابي به حداكثر رضايتمندي مشتري، نيازمند يك الگوي بازاريابي تحت عنوان بازاريابي رابطه مند (RM)ميباشد كه هدف آن تمركز بر فعاليتهاي بازاريابي سنتي و ارتباطات است. ايده اصلي بازاريابي رابطه مند، ايجاد ارتباطات مداوم، با ارزش و در واقع يافتن مشتريان بيشتر ميباشد (کريستوفر و همکاران30، 2000، ص 75). بازاريابي رابطه مند (RM) يك مفهوم جديد نيست بلكه بيشتر تمركز مجدد بر روي بازاريابي سنتي با تأكيد فراوان بر ايجاد گرايش مشتري مدارانه است. گرايش مشتري مدارانه ميتواند به عنوان تلاشهاي مثبت يك شركت ارائه دهنده خدمات قلمداد شود كه بر روي مشتريان تأثير ميگذارد. بازاريابي رابطه مند فرايند روبه رشد شناسايي و ايجاد ارزشهاي جديد براي مشتريان به صورت سهيم كردن آنان در مزاياي همكاري دائمي و مستمر ميباشد. اين موضوع شامل شناخت، تمركز و مشاركت بين ارائه كنندگان خدمات و مشتريان براي ايجاد ارزش مناسب از طريق سهيم شدن آنان ميباشد (کاردون31، 1998، ص 9). بازاريابان دريافتهاند كه روش سنتي بازاريابي (مبتني بر p4 كاتلر) كاملاً متناسب با نيازهاي بازار نيست. شركتها ارزش ارتباطات مستمر را در ارتباطات با مشتريان و ارائهدهندگان خدمت شناختهاند. كاربرد برنامههاي بازاريابي رابطه مند در بسياري از موارد هنوز داراي محدوديتهاي ناشي از علم و آگاهي است. چندين تعريف از RM وجود دارد و گاهي اوقات ابهاماتي را به همراه خود دارد. اگرچه بيشتر معاني بكاربرده شده بطور كلي داراي خصايص زير هستند:
RM همه ارتباطات تجاري را كه داراي بزرگترين معيار، ارزش و سودآوري بالقوه هستند را هدفمند مينمايد.
RM به طور كلي در حال توسعه روابط ارزشمند براساس شناخت عميق مشتري و ارائه دهنده خدمات ميباشد.
RM مستلزم آموزش مداوم و بهبود آن به منظور استواري ارتباطات ميباشد.
RM نيازمند ايجاد يك ديدگاه، استراتژي، سيستم و ابزاري است كه از گرايشات مشتريان و ارائه دهندگان خدمات حمايت نمايند.
توسعه و گسترش اوليه RM از توزيع ساده ارتقاء در يك تلاش براي ايجاد وفاداري استفاده مينمايد. امروزه تأكيد بيشتر بر روي اعتمادسازي با ارائه خدمات مناسبتر بوجود ميآيد. اما يك تفاوت مشخص بايد بين فردگرايي32 و مشتريگرايي33 بوجودآيد. يك دهه پيش بازاريان اعتقاد داشتند كه RM، بسادگي ميتواند مشتري پيدا كند، يا اطلاعات ضروري را براي ارائه دهنده فراهم سازد. اگرچه اطلاعات ضروري نه بعنوان يك راه حل كامل بلكه بايد به عنوان يك ابزار در RM بكار گرفته شوند. اطلاعات ضروري در مورد بازار گسترده ميبايستي در مورد روشها باشد كه به افراد كمك نمايد تا پيشنهادهاي جديدي ارائه نمايد اما مشتريگراها از اين جهت كاملاً متفاوت هستند. مشتريگراها عملاً درگير ايجاد و توليد محصولات و خدمات ارائه شده خاصي هستند كه بيشتر سود ويژه را نصيب آنها نمايد. لذا ميبايست به دنبال شناسايي اختلافات بين بازاريابي رابطه مند (RM) و مديريت رابطه مند مشتري34(CRM) بود. بازاريابي CRMي
ك مجموعه جانبي از بازاريابي قبلي است و فقط با مديريت رابطه مند مشتري مدارانه ارتباط دارد. RM نوع گسترده از بازاريابي است و شامل ارتباطات لازم با مشتريان، ارائهدهندگان خدمات، و واسطهها براي ايجاد تصوير كلي ميباشد. همچنين بازاريابي داخلي كه بر ارتباطات تمركز دارند ميتواند به عنوان زير مجموعهاي35 از بازاريابي رابطه مند مطرح شود. هدف، نسبت دادن تئوريهاي بازاريابي داخلي موجود با گسترش يك مدل جديد است كه در چارچوب بازاريابي رابطه مند وجود دارد. هرشركت داراي روابط است. بررسي ما متمركز است بر 1 Rكه برگرفته از تأثير متقابل بين مديران و كاركنان ميباشد. ما اين مدل را گسترش دادهايم تا تعاملات جانبي را در نظر بگيريم. تصور بر اين است كه ارتباطات مناسب 1 Rجهت استفاده كامل از تمام پتانسيل درون سازماني مربوط ميشود.

2-2-1-8 چرخه ها و تأثير آن بر بازاريابي داخلي و خارجي
براي توصيف ارتباط بين بازاريابي داخلي و خارجي به دو نكته بايد توجه شود:
اول اينكه، بازاريابي داخلي در ميان سازمانها وجود دارد و همچنين بازاريابي داخلي و خارجي لازم و ملزوم همديگر هستند. دوم اينكه ممكن است بسياري از روشهاي بازاريابي خارجي، در بازاريابي داخلي كاربرد داشته باشند.
سطوح مختلف بازاريابي داخلي اعم از عملي و استراتژيك ميتوانند اصلاح و تعديل شوند. در محيطهاي بازاريابي داخلي ميبايست به استراتژي رسمي جهت دستيابي به اجراي مؤثر آن توجه گردد. علاوه بر اين لازم است بازاريابي داخلي در ارتباط با هزينهها، بطور مشخص در زمان و منابع برنامه ريزي شده بكارگرفته شود.
اكثر مواقع چنين به نظر ميرسد كه محيطهاي كاري نامناسب خدماتي بسيار بد ارائه ميدهند، كاركنان با مشتريان همانگونه رفتار ميكنند كه مديرانشان با آنها رفتار كردهاند. شركتها با جابجايي زياد كارمندان غالباً در آنچه چرخه شكست ناميده ميشود گرفتار ميآيند. اما برخي كه امنيت شغلي را عرضه ميكنند اما ميدان كمي براي ابتكارات فردي دارند ممكن است از يك چرخه ناخواسته حد وسط، به تساوي، لطمه ببينند (لاولاك و همکاران،1382، ص617).

1- چرخه شكست:
در بسياري از صنايع خدماتي، فقط به بهرهوري اهميت داده ميشود. چرخه شكست مفاهيم ضمني ذيل را دارد:
چرخه شكست و تأثير آن بر بازاريابي داخلي:
با طرحريزي تنگنظرانه از مشاغل به منظور انطباق با سطوح پايين مهارت، تأكيد بر روي قوانين بجاي تأكيد بر خدمت و استفاده از فناوري جهت كنترل كيفيت آغاز ميشود. راهبرد اين چرخه دستمزد كمتر و آموزش كمتر جهت كاركنان ميباشد كه پيامدهاي آن عبارتند از حضور كاركنان خسته و كسلي كه فاقد توانايي لازم جهت پاسخگويي به مشتريان هستند، نارضايتي و رفتار خدماتي ضعيف كه کاهش كيفيت خدمات و افزايش جابجايي كاركنان را در پي خواهد داشت.
چرخه شكست و تأثير آن بر بازاريابي خارجي:
با تأكيد بر جذب مشتريان جديد شروع ميشود و مشتريان كه از عملكرد كاركنان و بي ثباتي مؤسسه كه از عوض شدن مكرر كارمندان قابل تشخيص است ناراضي هستند و بدليل عدم وفاداري كاركنان اين مشتريان خود به خود از چرخه خريد خارج ميشوند و شركت بدليل حفظ حجم فروش نيازمند جستجوي مداوم براي مشتريان است.

2- چرخه حد وسط:
چرخه استخدامي معيوب ديگر، چرخه حد وسط است كه در بيشتر سازمانهاي ديوانسالاري يافت ميشود. در سازمانهاي ديوانسالاري انگيزه براي بهبود عملكرد وجود دارد و وممكن است ترس از اتحاديههاي متعصب، مديريت را از جريان پذيرش نيروهاي مبتكر دلسرد كند.
چرخه حد وسط و تأثير آن بر بازاريابي داخلي:
در اين محيطها، اغلب كارمندان انتظار دارند تمام زندگي كاري خود را در همين سازمان سپري نمايند. مسئوليتهاي شغلي كوتهبينانه و غير خلاقانه تعريف شدهاند. افزايش حقوق و ترفيعات بر مبناي طول عمر با عملكرد موفقيت آميز در شغل، به جاي آنكه از طريق بهرهوري بالا و خدمت چشمگير به مشتريان سنجيده شود از طريق فقدان اشتباهات سنجيده ميشود. آموزش صرفاً براي فراگيري قوانين و جنبههاي فني شغل تأكيد دارد نه بر بهبود تأثيرات متقابل با مشتريان و همكاران.

چرخه حد وسط و تأثير آن بر بازاريابي خارجي:
مشتريان به دليل جر و بحثهاي اداري، فقدان انعطافپذيري خدمات و عدم تمايل كارمندان در تلاش جهت خدمتگزاري بهتر به آنها در موفقيتهايي نظير “اين كار به من مربوط نيست” مواجهه با چنين سازمانهايي را نااميد كننده مييابند.

3- چرخه موفقيت:
برخي از شركتها مباحث مطرح شده، چرخههاي شكست و حد وسط را قبول ندارند. در عوض جستجوي يك چرخه مناسب براي موفقيت هستند.
چرخه موفقيت و تأثير آن بر بازاريابي داخلي:
در چرخه موفقيت نسبت به عملكردهاي مالي ديد بلندمدتتري وجود دارد كه از طريق سرمايهگذاري براي كارمندان خود جهت ايجاد يك چرخه موفقيتآميز در جستجوي موفقيتهاي ديگري هستند. با تأكيد بيشتر بر استخدام، آموزشهاي وسيعتر، حقوق و دستمزد بيشتر، كارمندان در تأمين خدمات با كيفيت بالاتر مشتريان موفقترند.
چرخه موفقيت و تأثير آن بر بازاريابي خارجي:
مشتريان دائمي تداوم در روابط خدماتي ناشي از عدم جابجايي كارمندان را درك ميكنند و احتمال وفادار باقي ماندن را خواهد داشت، حاشيه سود نيز به افزايش روي خواهد آورد و سازمان ميتواند به منظور استحكام بخشيدن بر وفاداري از طريق راهبرد حفظ مشتريان موجود تأكيد نمايد.

2-2-2 مشتريان داخلي (کارکنان)
رضايتمندي و
ارزيابي مثبت مشتريان در مورد خدماتي كه به آنها ارائه ميشود به طور جدي و اساسي از كاركنان نشأت گرفته ميشود، بنابراين كارمنداني كه در برخورد مستقيم با مشتريان هستند در ارائه خدمت به مشتريان بايد افراد انتقادپذيري باشند. پس يك شركت بهتر است به كاركنان خود نه تنها بعنوان ارزشمندترين دارايي نگاه كند بلكه آنها را بايد به عنوان مشتريان داخلي خود به شمار آورد. اين بدين مفهوم است كه تجربه بازاريابي و استراتژي ترفيع36 را در جهت خدمت به مشتريان خارجي به كار ببرند و كارمندان مشتري محوري37 را بايد سرلوحه كارخود قرار دهند. بنابراين شركت مزيت متفاوتي به لحاظ مشتريمداري در محيط بازاريابي رقابتي براي خود بوجود خواهد آورد. تفاوت اصلي در بازاريابي مشتريان داخلي در اين است كه مشتريان شما در اين نوع بازار كاركنان و همكاران داخل سازمان ميباشند.
مراحل بازاريابي از يك الگوي آشنا پيروي ميكند كه با حروف Aostc پيروي مينمايد:
تجزيه و تحليل، اهداف، استراتژيها، تاكتيكها و كنترل و نظارت از يك روش مشابه به عنوان يك ساختار كاربردي براي بازايابي داخلي استفاده ميكند كه فرآيندهاي آن بدين ترتيب ميباشد:
تنظيم اهداف براي بازاريابي داخلي، به عنوان مثال ترغيب 100 نفر از كاركنان براي پيوستن به سيستم پرداخت مرتبط با عملكرد جديد در طرح جديد استراتژي شما بازاريابي داخلي باشد.
تاكتيك ميتواند شامل آميخته بازاريابي داخلي كه شامل كاركنان رده نخست، ارائه مطلب، استفاده از ويدئو و ملاقاتهاي افراد با مديران و خبرنگاران باشد.
ارزيابي كردن ميتواند شيوه پرداخت مرتبط با عملكرد در برابر اهداف باشد.
در اين مرحله بازاريابي داخلي با مديريت تغيير سنتي مواجه ميشود. ابتدا بايد مشتريان داخلي را از مشتريان خارجي تفكيك دهيم، آنها رفتار خريد مختص به خودشان را دارند كه عبارتست از روش خريد داخلي38. تشابهات در گروههاي مختلف مشتريان داخلي اين مكان را ميسر ميسازد كه آن را به بخشهاي مختلف تقسيم کنيم. به عنوان مثال حمايت كنندگان، گروههاي بي طرف و گروههاي مخالف كه هر گروه براي رسيدن به اهداف بازاريابي داخلي، آميخته بازاريابي متفاوتي نياز دارند.

2-2-3 خدمات
خدمات رکن اصلي اقتصاد در جوامع امروزي است و سازمانهاي خدماتي هدايت و پشتيباني بسياري از فعاليتهاي اقتصادي جامعه را بر عهده دارند. در اين ميان آنچه بقاء و تداوم فعاليت مؤسسات خدماتي را تأمين ميکند ارائه خدمات در شکلي مطلوب و مطمئن و متناسب است تا بتواند با برآوردن انتظارات و خواستههاي مشتريان رضايت و وفاداري آنان را موجب شوند. اين مهم حاصل نميشود مگر اينکه بنگاههاي اقتصادي ضمن توجه به کيفيت خدمات در حفظ و ارتقاء آن کوشش کنند. يک راه مؤثر براي سنجش رضايت از کيفيت خدمات استفاده از آزمونهاي علمي و معتبر موجود در اين زمينه است (باهيا و نانتل39، 2000، ص84 -91). يكي از مهمترين تغييرات در قرن بيستويكم، جهانيشدن فعاليتهايي اقتصادي، صنعتي و خدماتي است. افزايش رقابت در گوشهوكنار جهان شركتهاي حرفهاي و خدماتي را ملزم كرده است كه با ديدگاه جهاني به فرايند عملياتي خود توجه كنند. جهاني شدن، بازارهاي مختلف را وا داشته است تا در نگرشهايشان نسبت به رقابتهاي بينالمللي ارزيابي مجددي داشته باشند، سيستمهاي خدماتي را از راههاي گوناگون تعريف نمودهاند. بيان مشتري تمام تعاريف اين است كه هدف از سيستم خدماتي، اجراي نوعي فعاليت اقتصادي است كه باعث توليد محصولي ناملموس شود كه داراي

پایان نامه با کلید واژه های استان خوزستان، بهبود مستمر

. بازاريابي داخلي تا حدود زيادي متاثر از مديريت كيفيت جامع و بازاريابي خدمات است كه بر اهميت و ضرورت ايجاد كيفيت در كل فرايند ارائه خدمات تاکيد دارد. اين حيطه از علم بازاريابي به بحث پيرامون رابطه مشتريان و عرضهكنندگان داخلي سازمان در ايجاد ارزش براي مشتريان خارجي ميپردازد، كه اين امر ميتواند به صورت يك زنجيره ارزش و ابزاري براي توسعه كيفيت محصولات و خدمات و تعاملات بين سازماني و برون سازماني در سازمان ظاهر گردد (لينگز18، 2000، ص 43- 27).
باتوجه به تغيير و تحولات گسترده در زمينههاي مختلف كسب و كار، نياز سازمانها به افزايش سطح كيفي محصولات و خدماتشان افزايش يافته است. بنابراين در اين راستا سازمانها نيازمند توسعه توانمنديهاي سازماني در جهت ارائه محصولات و خدمات با كيفيت بالا هستند. كاركنان به عنوان مشتريان داخلي سازمان نقش اساسي را برعهده دارند. بنابراين جذب، توسعه، انگيزش و ارتقاي كمي و كيفي تواناييها ، ارزشآفريني، بهبود مستمر ارائه خدمات به آنها و بالا بردن سطح كيفيت شغل به عنوان يك محصول و مشاركت آنها در انجام فرايندها به كمك مديريت، سازمان را در جهت ارائه سطح بالاي كيفيت محصولات و خدمات رهنمون ميسازد كه در نتيجه افزايش سطح رضايتمندي در ميان مشتريان خارجي سازمان را به همراه خواهد داشت. در سازمانهاي خدماتي کارکنان در جذب مشتريان و حفظ ارتباط با آنان نقش اصلي را به عهده دارند (ابراهيمي و عبدالباقي،1382، ص 49- 47). کوپر و کرونين19 بازاريابي داخلي را کوشش سازمان براي آموزش و پاداش و به طور کلي مديريت نيروي انساني براي ارائه خدمات بهتر ميداند (کوپر و کرونين، 2000، ص 181- 177) ساسر و آربيت معتقدند که کارکنان بازار اوليه سازمان را تشکيل ميدهند (ساسر و آربيت، 1989، ص 61 ). پارسورامان20 نيز معتقد است که مشاغل به ويژه در بخش خدمات همان محصولات داخلي هستند که نيازها و خواستههاي کارکنان را برآورده ساخته و به تحقق اهداف سازمان منجر ميشوند و کارکنان نيز مشتريان اوليه سازمان هستند و با ارائه خدمات به مشتريان عوامل اصلي بازاريابي خدمات محسوب ميشوند زيرا بسياري از مشتريان، ارائه دهنده خدمات را به نام سازمان ميشناسند (پاراسورامان و بري، 1994، ص 43). کارکنان در بخش خدمات از طريق تعامل اثربخش با مشتريان اجراي راهبردي سازمان و عملکرد عالي آن را تسهيل ميکنند (براون و جان21، 2004، ص 146- 128) .
لذا راه چاره تضمين عملکرد عالي سازماني را بايد در نقشآفريني موفق مديريت منابع انساني جستجو کرد و براي دستيابي به اهداف و سازمان در اين بخش بايد کار را از توجه به کساني که امور مشتريان را رسيدگي ميکنند، شروع کرد. مطالعات مربوط در اين زمينه حاکي از آن است که فعاليتهاي بازاريابي داخلي از طريق نفوذ و ايجاد انگيزه در کارکنان رقابتپذيري سازمان را بهبود بخشيده و شايستگيها را ارتقاء ميدهند (احمد و رفيق، 2003، ص 1221- 1241). بري و پاراسورامان در مطالعات خود نشان دادند که بين رضايت شغلي کارکنان و رضايت مشتريان ارتباط مستقيمي وجود دارد (بري، 1994، ص 25- 80).
اين پژوهش بر آن است که بصورت تجربي به توسعه و ارزيابي چارچوب نحوه تأثير ابعاد بازرايابي داخلي بر رضايت مشتريان در شعب بانک ملت استان خوزستان بپردازد.

1-4 اهداف تحقيق
در شروع تحقيق، قبل از هر گونه مطالعه و برآوردي بايد هدف محقق از مسئلهاي که براي مطالعه انتخاب کرده است، روشن شود. بدون هدف و ابهام موضوع تحقيق، موجب خواهد شد در طي تحقيق پس از آن، نتايج رضايت بخش نبوده و محقق نداند به کدام سمت و به چه جهتي گام بردارد. با توجه به مطالب بيان شده اين پژوهش در پي بررسي رابطه بين بازاريابي داخلي و رضايت مشتري به عنوان هدف آرماني ميباشد.
بنابراين اهداف کلي اين پژوهش را ميتوان به شرح زير بيان کرد:
هدف اصلي:
شناسايي و بررسي رابطه ميان بازاريابي داخلي و رضايتمندي مشتريان شعب بانک ملت استان خوزستان
اهداف ويژه:
شناسايي و بررسي عوامل بازاريابي داخلي در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گيري آنها؛
شناسايي و بررسي عوامل رضايتمندي مشتريان در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گيري
آنها.

1-5 سوالات تحقيق
1. چه رابطهاي بين عوامل انگيزش مادي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟
2. چه رابطهاي بين عوامل انگيزش غيرمادي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟
3. چه رابطهاي بين عوامل محيطي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟
4. چه رابطهاي بين ابزار و تجهيزات کاري کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟
5. چه رابطهاي بين تجربه کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟
6. چه رابطهاي بين کيفيت خدمات کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان وجود دارد؟

1-6 فرضيه هاي تحقيق
1. ميان عوامل انگيزش مادي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.
2. ميان عوامل انگيزش غيرمادي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.
3. ميان عوامل محيطي کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.
4. ميان ابزار و تجهيزات کاري کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.
5. ميان تجربه کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.
6. ميا
ن کيفيت خدمات کارکنان در ارتباط با مشتري و رضايت مشتريان رابطه معنيداري وجود دارد.

1-7 روش تحقيق
بطور کلي روشهاي تحقيق در علوم رفتاري را ميتوان با توجه به دو ملاک هدف تحقيق و نحوه گردآوري داده ها تقسيم کرد. در تقسيمبندي بر اساس هدف، تحقيقات را ميتوان به سه گروه بنيادي، کاربردي و تحقيق و توسعه تقسيم نمود.
در تقسيمبندي بر اساس نحوه گردآوري داده ها، تحقيقات علمي را ميتوان به دو گروه توصيفي و آزمايشي تقسيم نمود. تحقيقات توصيفي به پنج دسته تقسيم ميشوند: تحقيق پيمايشي، تحقيق همبستگي، اقدام پژوهشي، بررسي موردي و تحقيق پس- رويدادي (سرمد و همکاران،1386،ص 79-83). تحقيق حاضر از نوع کاربردي است و بر اساس نحوه گردآوري داده ها، اين تحقيق توصيفي ميباشد.
1-7 -1 نوع روش مطالعه
براي بررسي ويژگيهاي جامعه آماري، تحقيق حاضر روش پيمايشي را بکار ميگيرد. اين نوع تحقيق براي پاسخ به سوالات پژوهشي از نوع زير مورد استفاده قرار ميگيرد:
الف) ماهيت شرايط موجود چگونه است؟
ب) چه رابطهاي ميان رويدادها وجود دارد؟
ج) وضعيت موجود چگونه است؟ (سرمد و همکاران،1386،ص 79-83).
تحقيق پيمايشي را به سه دستهي مقطعي، طولي و دلفي تقسيم کردهاند (همان منبع). روش مورد استفاده براي تحقيق حاضر روش مقطعي است که به منظور گردآوري داده ها دربارهي يک يا چند صفت در يک مقطع از زمان، انجام ميشود. اين گونه پژوهش به توصيف جامعه بر اساس يک يا چند متغير ميپردازد.

1-7 -2 جمعيت آماري، روش نمونه گيري و حجم نمونه
جمعيت آماري شامل کليه کارکنان و مشتريان شعب بانک ملت استان خوزستان ميشود.
روش نمونه گيري مورد استفاده در اين تحقيق براي مشتريان، نمونه گيري تصادفي ساده است. از آنجايي که اين جامعه آماري نامحدود بوده، از اين رو براي بدست آوردن حجم نمونه از فرمول 1-1 استفاده شده است و براي کارکنان چون تعداد آنها 400 نفر بود از تمامي آنها سرشماري به عمل آمد.

فرمول 1-1

n= حجم نمونه p= نسبت افراد جامعه که داراي ويژگي مورد نظر باشند
q= نسبت افراد جامعه که داراي ويژگي مورد نظر نباشند (1-p)
به دليل عدم وجود نسبت شخص از جامعه 50% p= و 50% q= تعيين گرديده است.
z= ضريب اطمينان 95% (96/1 ) ?= احتمال خطاي نوع اول (0.05)
d=خطاي مورد قبول (0.05)

1-7 -3 روش جمع آوري داده ها
داده هاي اين تحقيق علاوه بر اطلاعات کتابخانهاي، از طريق مطالعات ميداني با استفاده از پرسشنامه جمعآوري خواهند شد.
1-7 -4 روش تجزيه و تحليل داده ها
در اين تحقيق از روشهاي توصيفي و استنباطي با استفاده از نرمافزارSPSS براي تجزيه و تحليل داده ها استفاده خواهد شد.

1-7 -5 قلمرو مکاني و زماني تحقيق
در اين تحقيق قلمرو مکاني شعب بانک ملت استان خوزستان است و قلمرو زماني اطلاعات مربوط به مشتريان و کارکنان شعب بانک ملت استان خوزستان است که در سال 1390 با اين شعب ارتباط و همکاري داشتهاند.

1-7 -6 مدت زمان مورد نياز براي انجام تحقيق
زمان مورد نياز براي انجام اين تحقيق حداقل 8 ماه پس از تصويب نهايي طرح است.

1-7 -7 در صورت کاربردي بودن طرح چه سازمانهايي ميتوانند از نتايج تحقيق استفاده نمايند.
نتايج حاصل از پژوهش حاضر ميتواند در ساير سازمانهاي خدماتي به ويژه سازمانهاي مشابه کاربرد داشته باشد.

1-7 -8 سازمانهايي که در انجام پژوهش همکاري مينمايند
کليه شعب بانک ملت استان خوزستان

1-8 چارچوب کلي تحقيق
در فصل اول موضوع تحقيق و ضرورت انجام آن، اهداف تحقيق، سوالات تحقيق، فرضيه هاي تحقيق، روش تحقيق، مدت زمان انجام تحقيق، استفادهکنندگان از نتايج تحقيق و سازمانهاي همکاريکننده بيان شدهاند.
فصل دوم به مباني نظري پژوهش پرداخته است. فصل دوم در ابتدا به بيان مباني نظري تحقيق (بازاريابي داخلي، رضايت مشتري و کيفيت خدمات) پرداخته و بعد از آن پيشينه تحقيق (رابطه بين بازاريابي داخلي و رضايت مشتريان) مورد مداقه قرار داده و سپس به تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق پرداخته است.
در فصل سوم چگونگي اجراي تحقيق مورد بحث قرار گرفته است. طرح تحقيق، جامعه مورد مطالعه و ويژگيهاي آن، چگونگي انتخاب نمونه از جامعه مورد تحقيق، روش گردآوري داده ها و نيز نحوه انجام تحليلها از مهمترين مطالب اين فصل ميباشد.
در فصل چهارم داده هاي گردآوري شده با استفاده از سايرآزمونهاي مربوط به تحقيق، مورد تحليل قرار گرفته و يافته هاي تحليل داده ها ارائه شده است.
در فصل پنجم نتايج تحقيق و پيشنهادهاي کاربردي ارائه شده و محدوديتهاي تحقيق و پيشنهادهايي براي تحقيقات آينده نيز مطرح شده است.

فصل دوم:
مباني نظري وادبيات موضوع

2-1 مقدمه
بازاريابي داخلي يك تلاش برنامه ريزي شده ميباشد كه رويكردي شبه بازاريابي در جهت غلبه بر مقاومت سازماني براي ايجاد تغيير و توسعه و برانگيختن كارمندان، ايجاد هماهنگي بين وظيفهاي و يكپارچه كردن كاركنان به سوي كاربرد موثر و اثربخش استراتژيهاي وظيفهاي و سازماني دارد. به عبارت ديگر در اين ديدگاه ايجاد رضايتمندي در مشتريان از طريق فرآيند ايجاد انگيزه و تفكر مشتري مدار در كاركنان صورت ميپذيرد. بطور كلي بازاريابي داخلي به افراد درون مرزهاي سازمان و ايجاد رضايتمندي و انگيزش در آنها ميپرداز
د (رفيق و احمد، 2000، ص450-453). با وجود گسترش مفهوم بازاريابي داخلي در ادبيات بازاريابي، عملاً استفاده كمي از آن شده است. مباحثي كه در زمينه بازاريابي داخلي انجام پذيرفت بيانگر اين واقعيت بودند كه اين شاخه از بازاريابي نيازمند تحقيقات گسترده و وسيعتري است. اين شاخه از علم بازاريابي تا حدود زيادي متاثر از مديريت كيفيت و بازاريابي خدمات است كه بر اهميت و ضرورت ايجاد كيفيت در كل فرايند ارائه خدمات تاكيد دارد. اين حيطه از علم بازاريابي به بحث پيرامون رابطه مشتريان و عرضهكنندگان داخلي سازمان در ايجاد ارزش براي مشتريان خارجي ميپردازد، كه اين امر ميتواند به صورت يك زنجيره ارزش و ابزاري براي توسعه كيفيت محصولات و خدمات و تعاملات بين سازماني و برون سازماني در سازمان ظاهر گردد. بنابراين، هدف بازاريابي داخلي ايجاد اطمينان از رضايتمندي بين كاركنان سازمان و توسعه كيفيت محصولات و خدمات به منظور دستيابي به رضايت مشتريان خارجي سازمان است، كه اين امر به صورت فرايندي از مشتريان داخلي به سمت مشتريان خارجي سازمان جريان دارد. مطالعات انجام گرفته در اين زمينه بيانگر ارتباط مثبت بين رضايت شغلي مشتريان داخلي سازمان (كاركنان) و رضايت مشتريان خارجي آن است (بري22،1981، ص 9-33). باتوجه به تغيير و تحولات گسترده در زمينههاي مختلف كسب و كار، نياز سازمانها به افزايش سطح كيفي محصولات و خدماتشان افزايش يافته است. بنابراين در اين راستا سازمانها نيازمند توسعه توانمنديهاي سازماني در جهت ارائه محصولات و خدمات با كيفيت بالا هستند. كاركنان به عنوان مشتريان داخلي سازمان نقش اساسي را برعهده دارند. بنابراين جذب توسعه، انگيزش و ارتقاي كمي و كيفي تواناييها ارزش آفريني، بهبود مستمر ارائه خدمات به آنها و بالابردن سطح كيفيت كار به عنوان يك محصول و مشاركت آنها در انجام فرايندها به كمك مديريت، سازمان را در جهت ارائه سطح بالاي كيفيت محصولات و خدمات رهنمون ميسازد كه درنتيجه افزايش سطح رضايتمندي در ميان مشتريان خارجي سازمان را به همراه خواهد داشت (بارتل23، 2004، ص 57). امروزه موسسات مالي و خدماتي نقش مهمي در ساختار اقتصادي هر كشور برعهده دارند آنچه كه بيشتر ازهمه در ارتباطات پيشرفته مورد توجه قرارگرفته است عامل كيفيت خدمات مي باشد. از يك سو بانکها در تلاش ميباشند كه با ارائه خدمات مطلوبتر به مشتريان، از جايگاه و موقعيتي برتر در بازار رقابت برخوردار گردند و از سوي ديگر كيفيت خدمات مطلوب موجب افزايش رضايتمندي و وفاداري مشتري، اشتياق بيشتر در معرفي سازمان به ديگران، كاهش شكايت و افزايش نرخ حفظ مشتري مي گردد (کاراتپ24، 2005، ص 373-383 ). يكي مهمترين عوامل در ارائه خدمات مطلوب به مشتري ايجاد تفكر مشتري مدار در كارمندان ميباشد، رفتار مشتري مدارانه كاركنان خط مقدم يك از مباحث مهم در سازمانهاي خدماتي ميباشد كه داراي منافع بلندمدت براي سازمان ميباشد. در سالهاي اخير تعداد زيادي از شركتها و سازمانها به دنبال راهكارهاي كليدي براي خلق و غنيسازي گرايشات مشتري گرايانه در كارمندان بودهاند. يكي از اين راهكارها بازاريابي داخلي ميباشد. امروزه با مطرح شدن دو ايده و مفهوم بازاريابي داخلي و كيفيت خدمات ، اهميت و نقش تعيين كننده مشتريان دروني سازمانها (كاركنان) در تحقق كيفيت خدمات بيش از پيش روشن تر شده است (ليائو25، 2009). دراين پژوهش بازاريابي داخلي

پایان نامه با کلید واژه های استان خوزستان، عملکرد سازمان، حفظ کارکنان، توسعه بازار

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 : مدل تورستا و همکاران(2008) 30
جدول 3-1 مقدارآلفاي محاسبه شده مربوط به هر متغير و آلفاي کل 38
جدول3-2 تعريف متغيرهاي تحقيق 39
جدول 4-1 آمار توصيفي کارکنان بر حسب جنسيت 44
جدول 4-2 آمار توصيفي مشتريان بر حسب جنسيت 45
جدول 4-3 آمار توصيفي کارکنان بر حسب طبقات سني 46
جدول 4-4 آمار توصيفي مشتريان بر حسب طبقات سني 47
جدول 4-5 آمار توصيفي کارکنان بر حسب ميزان تحصيلات 48
جدول 4-6 آمار توصيفي مشتريان بر حسب ميزان تحصيلات 49
جدول 4-7 آمار توصيفي کارکنان بر حسب ميزان سابقه کار 50
جدول 4-8 آمار توصيفي کارکنان بر حسب پست سازماني 51
جدول 4-9 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب جنسيت کارکنان 52
جدول 4-10 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب جنسيت مشتريان 53
جدول 4-11 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب طبقات سني کارکنان 54
جدول 4-12 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب طبقات سني مشتريان 55
جدول 4-13 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب ميزان تحصيلات کارکنان 56
جدول 4-14 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب ميزان تحصيلات مشتريان 57
جدول 4-15 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب ميزان سابقه کار کارکنان 58
جدول 4-16 آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق بر حسب پست سازماني کارکنان 59
جدول 4- 17 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه اول 60
جدول 4- 18 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه دوم 61
جدول 4- 19 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه سوم 61
جدول 4- 20 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه چهارم 62
جدول 4- 21 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه پنجم 62
جدول 4- 22 نتايج آزمون همبستگي اسپيرمن متغيرهاي فرضيه ششم 63
جدول 4-23 نتايج آزمون رگرسيون 63
جدول 4-24 نتايج آزمون تحليل واريانس يک طرفه و tمستقل 65
جدول 4-25 نتايج آزمون تحليل واريانس يک طرفه و tمستقل 66
جدول 4- 26 خلاصه نتايج آزمون فرضيات تحقيق 67

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 درصد کارکنان بر حسب جنسيت 45
نمودار 4-2 درصد مشتريان بر حسب جنسيت 46
نمودار 4-3 درصد کارکنان بر حسب طبقات سني 47
نمودار 4-4 درصد مشتريان بر حسب طبقات سني 48
نمودار 4-5 درصد کارکنان بر حسب ميزان تحصيلات 49
نمودار 4-6 درصد مشتريان بر حسب ميزان تحصيلات 50
نمودار 4-7 درصد کارکنان بر حسب ميزان سابقه کار 51
نمودار 4-7 درصد کارکنان بر حسب پست سازماني 52

چکيده:
بازاريابي داخلي يك تلاش برنامهريزي شده ميباشد كه رويكردي شبه بازاريابي در جهت غلبه بر مقاومت سازماني براي ايجاد تغيير و توسعه و برانگيختن كارمندان، ايجاد هماهنگي بين وظيفهاي و يكپارچه كردن كاركنان به سوي كاربرد موثر و اثربخش استراتژيهاي وظيفهاي و سازماني دارد. با وجود گسترش مفهوم بازاريابي داخلي در ادبيات بازاريابي، عملاً استفاده كمي از آن شده است. مباحثي كه در زمينه بازاريابي داخلي انجام پذيرفت بيانگر اين واقعيت بودند كه اين شاخه از بازاريابي نيازمند تحقيقات گسترده و وسيعتري است. اين شاخه از علم بازاريابي تا حدود زيادي متاثر از مديريت كيفيت و بازاريابي خدمات است كه بر اهميت و ضرورت ايجاد كيفيت در كل فرايند ارائه خدمات تاكيد دارد. مطالعات انجام گرفته در اين زمينه بيانگر ارتباط مثبت بين رضايت شغلي مشتريان داخلي سازمان (كاركنان) و رضايت مشتريان خارجي آن است اين در حالي است که بحثهاي اندكي در زمينه اينكه چه آميختهاي از سياستها را ميتوان به كار برد تا بر كاركنان اثر گذاشت به گونهاي كه برانگيخته شوند و به شيوهاي مشتري مدارانه عمل نمايند، صورت گرفته است. اين پژوهش به دنبال بررسي تاثير ابعاد مختلف بازاريابي داخلي شامل عوامل انگيزش مادي، عوامل انگيزش غيرمادي، عوامل محيطي، ابزار و تجهيزات کاري، کيفيت خدمات و تجربه بر رضايت مشتريان ‏است. جامعه آماري پژوهش مشتريان و کارکنان شعب بانک ملت استان خوزستان است که در سال 1390 با اين شعب ارتباط و همکاري داشتهاند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوري داده هاي لازم، براي آزمون 6 فرضيه اين پژوهش، پرسشنامه ميباشد. پرسشنامهها در بين مشتريان و کارکنان شعب بانک ملت استان خوزستان توزيع و نهايتاً 246 پرسشنامه جمعآوري شد. روش آماري در تجزيه و تحليل داده ها، استفاده از آزمون رگرسيون خطي ساده و ضريب همبستگي اسپيرمن ميباشد. داده ها با استفاده از نرمافزار Spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها نشان داد که رابطه بين تمامي متغيرها جز عوامل انگيزش غيرمادي معنيدار است.
واژههاي کليدي:بازاريابي داخلي، عوامل انگيزش مادي، عوامل انگيزش غيرمادي، عوامل محيطي، ابزار و تجهيزات کاري، کيفيت خدمات، تجربه، رضايت مشتريان

فصل اول:
کليات پژوهش

1-1 مقدمه
بازاريابي داخلي يكي از مباحث بازاريابي است كه حدود 30 سال قبل به عنوان شيوهاي براي حل مسائل و مشكلات مربوط به كاركنان سازمانها و ارائه خدمات با كيفيت به آنان توسط بري مطرح گرديد که عبارت است از جذب، توسعه، انگيزش و تداوم كيفيت كاركنان از طريق شغل به عنوان يك محصول و ارضاي نيازمنديهاي آنها. به عبارت
ديگر، بازاريابي داخلي فلسفه رابطه و پيمان مشترك بين مشتريان و كاركنان (مشتريان داخلي) سازمان است. به تعبيري، بازاريابي داخلي به عنوان يك شناخت آكادميك، علمي و تجاري در زمينه ارتقا سطح رضايتمندي مشتريان و كاركنان مطرح است. امروزه بازاريـابي داخـلي به يكي از استراتـژيهاي محوري و حياتي بسياري از شركتهاي خدماتي مبدل شده است، که با چالشهايي كه سازمانها در اوضاع و شرايط رقابت جهاني با آن روبرو هستند قابل توجيه است. ماهيت كسب و كار آنگونه متحول شده كه بسياري از شركتهاي توليدي و خدماتي موفق در جهان با ارائه خدمت كارآمد و منطبق با نياز مشتري به عنوان يك منبع مزيت رقابتي به آن مينگرند. بنابراين، هدف بازاريابي داخلي ايجاد اطمينان از رضايتمندي بين كاركنان سازمان و توسعه كيفيت محصولات و خدمات به منظور دستيابي به رضايت مشتريان خارجي سازمان است، كه اين امر به صورت فرايندي از مشتريان داخلي به سمت مشتريان خارجي سازمان جريان دارد. (بري1،1981، ص 9-33).

1-2 بيان مسأله
موضوع بازاريابي داخلي2 که مديران را با چالشهاي متعددي مواجه نموده و در سال 1980 توسط ساسر و آربيت 3 مطرح شده بود، نهايتاً بوسيله بري مدون و معمول گرديد. در سال 1991 کاتلر4 بازاريابي داخلي را به عنوان وظيفه موفقيت آميز استخدام، انگيزش و توانمند نمودن کارکنان جهت ارائه خدمت عالي به مشتري تعريف نمود (کاتلر، 1991، ص 20).
با در نظر گرفتن مراحل توسعه بازاريابي داخلي و با توجه به اينکه در طول گذران اين زمان در هر مرحله ديدگاهي حاکم بوده است، لذا براي بازاريابي داخلي تعاريف متعددي بر حسب زمان ارائه و ديدگاه حاکمه ارائه شده است که با توجه به گستردگي و واقعگرائي تعاريف از سال 1981 به بعد موارد تحت الذکر مورد اشاره قرار ميگيرد:

1. کارکنان با انگيزه و آگاه (حساس) به مشتري؛
2. توجه، توسعه، ايجاد انگيزه وحفظ کارکنان واجدالشرايط از طريق محصول شغل5 که نيازهايشان را ارضا نمايد. بازاريابي داخلي فلسفه رفتار با کارکنان بسان مشتريان بوده و آن استراتژي شکل دادن به محصول شغل بمنظور ايجاد تناسب با نيازهاي انساني است؛
3. تنظيم، آموزش و ايجاد انگيزه در کارکنان بسوي اهداف نهادي است و فرآينديست که بدان وسيله پرسنل نه تنها ارزش برنامه را درك مي کنند بلکه جايگاه خود را در آن مي دانند؛
4. بازاريابي داخلي تلاش برنامه ريزي شدهايست که از يک رويکرد شبه بازاريابي استفاده مينمايد تا در کارکنان بمنظور اجرا و انسجام استراتژيهاي سازماني بسمت مشتري مداري ايجاد انگيزه نمايد (احمد و رفيق6، 2000، ص 450 – 453)؛
5. در نظر گرفتن” کارکنان” بعنوان “مشتريان داخلي”و “مشاغل” بعنوان “محصولات داخلي” که اهداف سازمان را مخاطب قرار مي دهند؛
6. فلسفهاي براي مديريت منابع انساني سازمان بر مبناي چشم انداز بازاريابي؛
7. ترفيع (ارتقا)”شرکت و خطهاي توليد آن” به “کارکنان شرکت”؛
8. نوعي بازاريابي موسسات خدماتي است که در آن موسسه براي تامين رضايت مشتري، کارکناني را که با مشتري مستقيماً در تماسند و ديگر افرادي را که به نحوي خدمات ارائه شده را پشتيباني ميکنند، آموزش داده و براي اين منظور در آنها ايجاد انگيزه مينمايد. همانگونه که ملاحظه گرديد مفهوم بازايابي داخلي داراي تعاريف متعددي ميباشد اما با تعمق به معاني ارائه شده ميتوان دريافت که در ريشه همه تعاريف 2 اصل اساسي وجود دارد:
اول اينکه بازاريابي داخلي مکانيزمي جهت توسعه مسئوليت بازاريابي در تمام سازمان است؛
دوم بمنظور رسيدن به اين هدف، هر پرسنل بايد به گونهاي تشويق گردد تا جانشينش را در زنجيره خدمت نه صرف يک همکار بلکه بعنوان يک مشتري داخلي در نظر گيرد‏ ‏(سرگينت و همکاران7، 1998 ،ص 67 – 68).‏
در اين راستا بود که رينوسو و موريس8 در سال 1996 شش گام عمومي را در بازاريابي داخلي بر شمردند که عبارتند از :

1. ايجاد آگاهي داخلي
2. شناسائي مشتريان و تامين کنندگان داخلي
3. شناسائي انتظارات مشتريان داخلي
4. آگاه سازي تامين کنندگان داخلي با اين انتظارات بمنظور بررسي قابليتها و/يا موانع جهت برآوردن اين نيازمنديها.
5. تلاش تامين کنندگان داخلي بمنظور ايجاد تغييرات لازم جهت ارائه سطح مورد نياز خدمت
6. و نهايتاً بدست آوردن مقياسي براي کيفيت خدمت داخلي و ارائه بازخور آن به تامينکنندگان داخلي در صورت بهبود خدمات (لينگز9، 2000 ، ص 29).
بلنتاين10 با در نظر گرفتن تعاريف ارائه شده پيش فرضهاي بازاريابي داخلي را موارد ذيل معرفي نمودند:
1. گسترش ارتباطات با مبادله ارزش متقابل بين شرکت کنندگان آغاز ميشود.
2. بازاريابي داخلي به يک فرآيند يادگيري فعاليت نيازمند است.
3. توسعه ارتباط بين فعاليت يادگيري و تجديد اطلاعات قرار مي گيرد.
4. تجديد اطلاعات، هدف بازاريابي داخلي است.
5. بازاريابي داخلي از طريق ارتباط با بازاريابي خارجي مشروعيت مييابد (بلنتاين، 2003 ،ص 1257).
فيسک و همکاران11 (1993) بازاريابي داخلي را به عنوان يک موضوع خاص و با اهميت در ادبيات بازاريابي خدمات تشخيص داده بودند، ايشان دو ايده اساسي که بر اين مفهوم تکيه دارد مطرح نمودند، اول اينکه هرکسي در سازمان يک مشتري دارد و دوم اين که در طراحي شغل مشتريان داخلي بايد خدمت، خوشحالي و انگيزش را، قبل ازاينکه آنها بطور موثر به مشتري نهايي خدمت کنند در نظر گرفت (ليلند و همکاران12، 1996، ص 8). در راستاي تحقق اهداف سازماني از طريق مكانيسم بازاريابي داخلي
سازمانها نيازمند بالابردن سطح كيفي كاركنان از طريق افزايش غناي شغلي، آموزش، پاداش، امنيت شغلي و افزايش توانمنديهاي ارتباطي و مديريتي كاركنان هستند. كليه اقدامات بازاريابي انجام پذيرفته در هر سازماني به منظور جذب، حفظ و ارتقاي وفاداري مشتريان در سازمانها صورت مي گيرد. در كنار اين امر، مديريت منابع انساني در صدد دستيابي به تعهد مشتريان داخلي، رضايت شغلي و جلب اعتماد نسبت به مديران است كه اين امر با فعاليتهاي بازاريابي داخلي سازمان عجين گشته است. بنابراين، هدف بازاريابي داخلي ايجاد اطمينان از رضايتمندي بين كاركنان سازمان و توسعه كيفيت محصولات و خدمات به منظور دستيابي به رضايت مشتريان خارجي سازمان است، كه اين امر به صورت فرايندي از مشتريان داخلي به سمت مشتريان خارجي سازمان جريان دارد. مطالعات انجام گرفته در اين زمينه بيانگر ارتباط مثبت بين رضايت شغلي مشتريان داخلي سازمان (كاركنان) و رضايت مشتريان خارجي آن است. مطالعات كوهرت و لوين(????) بيانگر اين واقعيت است كه رضايت كاركنان (مشتريان داخلي) بر كيفيت محصولات تاثير بسزايي داشته و در نتيجه رضايت مشتريان خارجي را به همراه دارد (ابراهيمي و عبدالباقي، 1382، ص 49- 47). در زمينه ارتباط بين بازاريابي داخلي و عملکرد سازمان بويژه در بخش خدمات مطالعات معدودي صورت گرفته که تمامي اين مطالعات ارتباط غير مستقيمي بين اين دو متغير را نشان ميدهد. هدف تحقيق حاضر تجزيه و تحليل تاثيري که بازاريابي داخلي ممکن است بر جوانب داخلي (رضايت کارکنان در ارتباط با مشتري ) و جوانب خارجي (رضايت مشتري و کيفيت خدمات دريافت شده بوسيله مشتري ) داشته باشد، است (ابزري و همکاران، 1388، ص 29). از اينرو اين پژوهش درصدد بررسي ارتباط بين ابعاد بازاريابي داخلي و رضايت مشتريان شعب بانک ملت استان خوزستان است و دراين تحقيق به دنبال پاسخ به اين سوال هستيم که چه رابطهاي ميان عوامل بازاريابي داخلي و رضايتمندي مشتريان وجود دارد.

1-3 ضرورت تحقيق
در بخش خدمات، نقش کارکنان در ارتباط با مشتري يک تاثير شگرفي بر روابط شرکت با مشتريان دارد (ميلر و هانسان13، 2006، ص 442). از اينرو رفتار و نگرشي که بوسيله نيروي کار در لحظه حساس ارائه خدمت بروز داده ميشود، تعيين کننده کيفيت خدمت دريافت شده بوسيله مشتري خارجي و همچنين رضايت وي است (پراتيبها14، 2008،ص 962). نياز مديران جهت مطالعه در بخش خدمات با تمرکز دروني بر کارکنان و همينطور بصورت خارجي بر مشتريان مدتهاست که احساس شده بود. اين تمرکز دروني در حيطه بازاريابي داخلي است (لينگز15، 2004، ص 405). بازاريابي داخلي عموماً جهت کاربرد ابزار مشابه بازاريابي براي بازار کارکنان داخل شرکت در نظر گرفته ميشود (ساسر و آربيت16 ، 1989، ص 14). ادبيات بازاريابي داخلي بر دو رويکرد مبتني است، رويکرد اول بر ديدگاه مديريت کيفيت فراگير و بر فرايند ارائه خدمات تمرکز دارد، که اين رويکرد به بازاريابي داخلي، همه کارکنان و واحدها و همه عرضهکنندگان داخلي را بطور همزمان مشتريان داخلي ميداند. رويکرد دوم بر مديريت منابع انساني تمرکز دارد و بر ارتباط تنگاتنگي با عنصر انساني درآميخته بازاريابي خدمات (بومز و بيتنر17، 1981، ص 51- 47) و روابط داخلي و خارجي مشخص شده در مثلث بازاريابي خدمات (کاتلر 1994) تأکيد دارد (لينگز، 2004، ص 405).

مقاله با موضوع رابطه علیت

رابطه الگوهای غذایی با افسردگی در مطالعات آینده نگر، جهت اثبات رابطه علیتی قوی بررسی گردد.
با توجه به محدوديت هاي مطالعه حاضر، انجام مطالعات جامع تر و با مقياس وسيع تر در سطح كشور به منظور شناسايي الگوهاي غذايي و ارتباط آنها با افسردگی پیشنهاد می شود.
انجام مطالعات مشابه در گروه های سنی دیگر و هم چنین در جنس مذکر پیشنهاد می شود.

فهرست منابع

Aadahl, M. and Jorgensen, T. (2003). “Validation of a new self-report instrument for measuring physical activity.” Med Sci Sports Exerc 35(7): 1196-1202.

Ahmadi, A. and Yosefi, G. (2008). “The incidence of depression and related causes among Bakhteyari tribal population, Iran – 2006.” Journal of Gorgan University of Medical Sciences 10(2): 65-68.

Akbaraly, T. N. Brunner, E. J. Ferrie, J. E. Marmot, M. G. Kivimaki M. and. Singh-Manoux A. (2009). “Dietary pattern and depressive symptoms in middle age.” British Journal of Psychiatry 195(5): 408-413.

Akhtar-Danesh, N. and Landeen J. (2007). “International Journal of Mental Health Systems.” International Journal of Mental Health Systems 1: 4.

Attari, A. Ekramnia, F. Naghdi, F. Farzaneh, H. Rismanchian, A. and Jaberi, P. (1998). “Epidemiological study of the prevalence of depression in people over 20 years in Esfahan.” Journal of Research in Medical Sciences 1(3): 41-44. (In persian)

Azadbakht, L. Mirmiran, P. Esmaillzadeh, A. and Azizi, F. (2005). “Dairy consumption is inversely associated with the prevalence of the metabolic syndrome in Tehranian adults.” American Journal of Clinical Nutrition 82(3): 523-530.

Ballenger, J. C. Davidson, J. R. Lecrubier, Y. Nutt, D. J. Bobes, J. Beidel, D. C. et al. (1998). “Consensus statement on social anxiety disorder from the International Consensus Group on Depression and Anxiety.” Journal of Clinical Psychiatry 59 Suppl 17: 54-60.

Ballenger, J. C. Davidson, J. R. Lecrubier, Y. Nutt, D. J. Borkovec, T. D. Rickels, K. et al. (2001). “Consensus statement on generalized anxiety disorder from the International Consensus Group on Depression and Anxiety.” Journal of Clinical Psychiatry 62 Suppl 11: 53-58.

Blazer, D. G. and Hybels, C. F. (2005). “Origins of depression in later life.” Psychological Medicine 35(9): 1241-1252.

Cangiano, C. Laviano, A. Del Ben, M. Preziosa, I. Angelico, F. Cascino, A. et al. (1998). “Effects of oral 5-hydroxy-tryptophan on energy intake and macronutrient selection in non-insulin dependent diabetic patients.” International journal of obesity and related metabolic disorders 22(7): 648-654.

Chan, R. Chan, D. and Woo, J. (2014). “A Prospective Cohort Study to Examine the Association between Dietary Patterns and Depressive Symptoms in Older Chinese People in Hong Kong.” PLoS One 9(8): e105760.

Esmaillzadeh, A. Kimiagar, M. Mehrabi, Y. and Azadbakht, L. (2005). “Major dietary patterns and chronic disease risk.” Iranian Journal of Diabetes and Lipid Disorders 5(1): 1-9.

Ghaffarpour, M. Houshiar-Rad, A. and Kianfar, H. (1999). ” The manual for household measures, cooking yields factors and edible portion of foods.” Tehran: Nashre Olume Keshavarzy. (In persian)

Ghassemzadeh, H. Mojtabai, R. Karamghadiri, N. and Ebrahimkhani, N. (2005). “Psychometric properties of a Persian-language version of the Beck Depression Inventory–Second edition: BDI-II-PERSIAN.” Anxiety and Depression 21(4): 185-192.

Hadavi, M. Ali Dallaki, S. and Holagooee, M. (2006). “Prevalence of depression in women referring to RAFSANJAN city health centers.” Iranian Journal of Nursing Research 1(2): 55-61. (In persian)

Hu, F. B. (2002). ” Dietary pattern analysis: a new direction in nutritional epidemiology ” Current Opinion in Lipidology 13(1): 3-9.

Hu, F. B. Rimm, E. Smith-Warner, S. A. Feskanich, D. Stampfer, M. J. Ascherio, A. et al. (1999). “Reproducibility and validity of di

مقاله با موضوع سطح تحصیلات، تعدیل متغیر، اختلال افسردگی، رگرسیون لجستیک

دسته دوم الگوي غذايي سالم قرار داشتند نسبت به افراد قرار گرفته در دسته اول اين الگو به طرز معني داری بالاتر بود (02/0 P=). افرادی که منزل شخصی داشتند میزان کمتری از الگوی غذایی سالم مصرف می کردند (05/0 P=). هيچ گونه اختلاف آماري معني دار ديگري بين افراد قرار گرفته در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي از نظر متغير هاي اقتصادي- اجتماعي وجود نداشت.

جدول 4-6- توزیع متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه (212 نفر) 1
نام متغیر
الگوی غذایی سالم
P-value
الگوی غذایی ناسالم
P-value

دسته اول
دسته دوم

دسته اول
دسته دوم

سطح تحصیلات2

زیر دیپلم
(6/23) 25
(7/21) 23
74/0
(6/22) 24
(6/22) 24
00/1
دیپلم و بالاتر
(4/76) 81
(3/78) 83

(4/77) 82
(4/77) 82

تحصیلات سرپرست خانوار

زیر دیپلم
(3/45) 48
(2/30) 32
02/0
(9/34) 37
(6/40) 43
39/0
دیپلم و بالاتر
(7/54) 58
(8/69) 74

(1/65) 69
(4/59) 63

شغل

خانه دار
(4/59) 63
(0/67) 71
25/0
(3/62) 66
(2/64) 68
77/0
شاغل
(6/40) 43
(0/33) 35

(7/37) 40
(8/35) 38

شغل سرپرست خانوار

بیکار
(8/2) 3
(7/4) 5

(8/1) 2
(7/5) 6

کارگر
(8/20) 22
(0/17) 18
75/0
(8/20) 22
(0/17) 18
30/0
کارمند
(7/37) 40
(7/38) 41

(5/42) 45
(0/34) 36

آزاد
(1/32) 34
(8/35) 38

(2/29) 31
(6/38) 41

بازنشسته
(6/6) 7
(8/3) 4

(7/5) 6
(7/4) 5

مالکیت خانه

شخصی
(1/58) 61
(4/43) 46

(4/52) 55
(1/49) 52

اجاره ای یا رهنی
(3/34) 36
(9/50) 54
05/0
(1/38) 40
(2/47) 50
15/0
منزل بستگان
(6/7) 8
(7/5) 6

(5/9) 10
(7/3) 4

درآمد (تومان)3
1/658973±5/1141372
8/604193±0/1076923
71/0
6/662146±9/1117216
4/599844±0/1099950
95/0
1 براي مقايسه متغير كمي بين دسته هاي هر الگوي غذايي از آزمون تي مستقل يا من – ويتني و براي متغيرهاي كيفي از آزمون مجذور كاي یا آزمون دقیق فیشر استفاده شده است؛ نمرات الگوي غذايي بر اساس ميانه به دو دسته اول (مقادير كمتر يا مساوي ميانه) و دوم (مقادير بيشتر از ميانه) تقسيم شده اند.
2 براي تمام متغيرهاي كيفي، مقادير به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.
3 براي متغير كمي، مقادير به صورت انحراف معيار ± ميانگين گزارش شده است.

4-7- توزیع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، تن سنجی و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي

توزیع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، تن سنجی و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه در جدول 4-7 آورده شده است. میانگین تعداد زایمان در افراد دسته دوم الگوی غذایی سالم نسبت به افراد دسته اول بیشتر بود (007/0= P). میانگین انرژی دریافتی در افراد دسته دوم الگوهای غذایی سالم و ناسالم نسبت به افراد دسته اول این الگوها بیشتر بود (001/0 P). میانگین وزن و نمایه توده بدن افراد قرار گرفته در دسته دوم الگوی غذایی سالم بیشتر از افراد قرار گرفته در دسته اول بود (002/0= P و 01/0= P). هیچ گونه اختلاف آماری معنی دار دیگری بین دسته های مختلف الگوهای غذایی سالم و ناسالم، از لحاظ سایر متغیرها وجود نداشت.

جدول 4-7- توزیع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، تن سنجی و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه (212 نفر)1

نام متغیر
الگوی غذایی سالم
P-value
P-value
الگوی غذایی ناسالم
P-value
P-value

دسته اول
دسته دوم

دسته اول
دسته دوم

مصرف سیگار2

سیگاری
(9/0) 1
(8/2) 3
37/0
(9/0) 1
(8/2) 3
37/0
غیر سیگاری
(1/99) 105
(2/97) 103

(1/99) 105
(2/97) 103

سابقه خانوادگی افسردگی

دارد
(0/16) 17
(3/11) 12
31/0
(0/16) 17
(3/11) 12
31/0
ندارد
(0/84) 89
(7/88) 94

(0/84) 89
(7/88) 94

سابقه ابتلا به بیماری های مزمن

بله
(9/17) 19
(8/20) 22
87/0
(8/20) 22
(9/17) 19
90/0
خیر
(1/82) 87
(2/79) 84

(2/79) 84
(1/82) 87

تعداد زایمان (بار)3
9/0 ± 0/1
1/1 ± 4/1
007/0
0/1 ± 3/1
1/1 ± 1/1
13/0
فعالیت بدنی(MET.h/day)
5/4 ± 3/37
6/4 ± 1/38
20/0
3/4 ± 6/37
9/4± 7/37
91/0
قد (cm)
7/5 ± 3/159
7/5 ± 1/160
27/0
9/5 ± 6/159
5/5 ±8/159
85/0
وزن (kg)
9/9 ± 4/63
5/12 ± 4/68
002/0
1/12 ± 2/67
8/10 ± 6/64
21/0
نمایه توده بدن (kg/m2)
3/4 ± 0/25
5/4 ± 6/26
01/0
4/4 ± 3/26
5/4 ± 3/25
10/0
انرژی دریافتی (Kcal/d)
3/755 ± 3/2241
6/889±6/2877
001/0
9/632 ± 1/2154
3/913 ± 7/2964
001/0
1 براي مقايسه متغيرهاي كمي بين دسته هاي هر الگوي غذايي از آزمون تي مستقل يا من – ويتني و براي متغيرهاي كيفي از آزمون مجذور كاي یا آزمون دقیق فیشر استفاده شده است؛ نمرات الگوي غذايي بر اساس ميانه به دو دسته اول (مقادير كمتر يا مساوي ميانه) و دوم (مقادير بيشتر از ميانه) تقسيم شده اند.
2 براي تمام متغيرهاي كيفي، مقادير به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.
3 براي تمام متغيرهاي كمي، مقادير به ص
ورت انحراف معيار ± ميانگين گزارش شده است.

در جدول 4-8 عوامل مخدوشگری که اختلاف معنی داری بین دو گروه سالم و افسرده داشتند، نشان داده شده اند. همانطور که مشاهده می شود رابطه سن، تعداد افراد خانواده، تحصیلات، تحصیلات سرپرست خانوار، درآمد و انرژی دریافتی با افسردگی معنی دار است.

جدول 4- 8- ارتباط بین سن، تعداد افراد خانوده، تحصیلات، تحصیلات سرپرست خانوار، درآمد و انرژی دریافتی با افسردگی (212 نفر) 1
نام متغیر
سالم
افسرده
نسبت شانس و
فاصله اطمینان 95%
P-value 2
سن (سال)
88/6 ± 46/34
93/6 ± 74/31
(99/0 – 91/0) 95/0
01/0
تعداد افراد خانواده (نفر)
12/1 ± 58/3
17/1 ± 95/3
(69/1 – 02/1) 31/1
03/0
تحصیلات

زیر دیپلم
(5/15)13
(3/27) 35
00/1 (مبنا)

دیپلم و بالاتر
(5/84) 71
(7/72) 93
(98/0 – 24/0) 48/0
04/0
تحصیلات سرپرست خانوار

زیر دیپلم
(4/27) 23
(5/44) 57
00/1 (مبنا)

دیپلم و بالاتر
(6/72) 61
(5/55) 71
(85/0 – 26/0) 47/0
01/0
درآمد (تومان)
7/632252 ± 0/1200000
3/626326 ± 9/1052125
(91/0 – 42/0) 62/0
01/0
انرژی دریافتی

کمتر از Kcal/d 2559
(0/69) 58
(3/52) 67
00/1(مبنا)

بیشتر از Kcal/d 2559
(0/31) 26
(7/47) 61
(62/3 – 13/1) 03/2
01/0
1 براي تمام متغيرهاي كمي، مقادير به صورت انحراف معيار ± ميانگين و براي تمام متغيرهاي كيفي، مقادير به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.
2 مقادیر p-value با استفاده از رگرسیون لجستیک دو حالتی بدست آمده است.

4-8- نسبت شانس و فاصله اطمینان 95% برای ابتلا به افسردگی در بین دستههای الگوهای غذایی
نسبت شانس و فاصله اطمینان 95% برای ابتلا به افسردگی در بین دسته های الگوهای غذایی در جدول 4-9 نشان داده شده است. پس از تعدیل متغیرهای مخدوشگر سن، تحصیلات زن، تحصیلات سرپرست خانوار، تعداد افراد خانواده، درآمد و انرژی دریافتی، شانس ابتلا به افسردگی در افرادی که امتیاز بالاتری در الگوی غذایی ناسالم داشتند (دسته دوم)، 19/2 برابر افرادی بود که امتیاز پایین تری در این الگو کسب کرده بودند (دسته اول) (36/4 – 10/1 CI=95 %, 19/2 OR=). هم چنین پس از تعدیل مخدوشگرها، شانس ابتلا به افسردگی در افرادی که امتیاز بالاتری در الگوی غذایی سالم بدست آورده بودند (دسته دوم)، 13% کمتر بود (72/1 – 44/0 CI=95%, 87/0 OR=) که البته این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود.

جدول 4-9- نسبت شانس و فاصله اطمینان 95% برای ابتلا به افسردگی در بین دسته های الگوهای غذایی 1
الگوهای غذایی
سطوح متغیر
نسبت شانس خام و فاصله اطمینان 95% 2
نسبت شانس تعدیل شده و فاصله اطمینان 95% 3

دسته اول
00/1
00/1
الگوی غذایی سالم
دسته دوم
(87/1 – 62/0) 08/1
(72/1 – 44/0) 87/0

P-value
77/0
69/0

دسته اول
00/1
00/1
الگوی غذایی نا سالم
دسته دوم
(91/3 – 26/1) 22/2
(36/4 – 10/1) 19/2

P-value
005/0
02/0
1 دسته اول شامل مقادیر کمتر و یا مساوی میانه و دسته دوم شامل مقادیر بزرگتر از میانه است.
2 قبل از تعدیل متغیرهای مخدوشگر.
3 بعد از تعدیل سن، تعداد افراد خانواده، تحصیلات، تحصیلات سرپرست خانوار، درآمد و انرژی دریافتی.

فصل پنجم:
بحث، نتیحه گیري و ارائه پیشنهادات

5-1- بحث در مورد یافته های مربوط به افسردگی
5-1-1- بحث در مورد یافته های مربوط به شیوع افسردگی
شیوع افسردگی در زنان مطالعه حاضر 58% بود. به طوری که 2/37% دچار افسردگی خفیف، 9/12% دچار افسردگی متوسط و 9/7% دچار افسردگی شدید بودند. در مطالعه ای که بر روی افراد بالای 20 سال ساکن شهرضا انجام گرفت، شیوع افسردگی در زنان 34% و در مردان 30% گزارش شد (Attari et al., 1998). در مطالعه نظری و همکاران در جمعیت 20 تا 64 سال شهر تهران، شیوع اختلال افسردگی در زنان 2/29 % و در مردان 16% نشان داده شد (Nazari et al., 2001). در مطالعه ای که بر روی ساکنین 20 تا 64 سال شهر خرم آباد انجام گرفت، شیوع علایم افسردگی 4/33 % نشان داده شد .(Nazari et al., 2007)هم چنین در مطالعه احمدی و یوسفی بر روی عشاير ايل بختياری ايران در استان چهارمحال و بختياری، شیوع کلی افسردگی 6/29% گزارش شد (Ahmadi and Yosefi, 2008). در مطالعه ای دیگر بر روی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی– درمانی شهر رفسنجان، شیوع افسردگی خفیف 18%، افسردگی متوسط 1/19% و افسردگی شدید 3/4% نشان داده شد (Hadavi et al., 2006). در مطالعه ای که بر روی ماردان دارای کودک دبستانی ساکن شهرستان ری انجام گرفت شیوع افسردگی 4/51% گزارش شد (Payab et al., 2012). شیوع افسردگی در جمعیت زنان پژوهش حاضر بالاتر از مطالعات ذکر شده بود که علت این امر را می توان به تفاوت در جامعه مورد مطالعه نسبت داد.
در سایر کشورها نیز مطالعاتی در زمینه تعیین وضعیت افسردگی انجام گرفته است. Ballenger و همکارانش در مطالعاتشان گزارش کردند که شیوع افسردگی از 6% در اوایل 1960 به 28% در اوایل سال 1990 رسیده است (Ballenger et al., 1998, Ballenger et al., 2001) و مطالعه انجام شده در شهر مالاتیای ترکیه شیوع علایم افسردگی را در زنان قبل و پس از یائسگی 8/41% نشان داد (Timur and Sahin, 2010). شیوع افسردگی در مطالعه حاضر از تمام مطالعات ذکر شده بالاتر بود.

5-1-2- بحث در مورد عوامل مرتبط با افسردگی
5-1-2-1- سن
در مطالعه حاضر، افسردگی با سن رابطه منفی معنی داری داشت. در مطالعه Akhtar-Danesh و Landeen در کانادا نیز بین افسردگی و سن رابطه منفی معنی داری مشاهده شد (Akht
ar-Danesh and Landeen, 2007). اما در مطالعه عطاری و همکاران روی افراد بالای 20 سال ساکن شهرضا (Attari et al., 1998)، در مطالعه ستوده و همکاران (Sotoudeh et al., 2007) و در مطالعه انجام شده توسط هادوی و همکاران (Hadavi et al., 2006) بین افسردگی و سن رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد. هم چنین در مطالعه رجبی زاده (Rajabizadeh, 2004) ارتباط آماری معنی داری بین افسردگی و سن دیده نشد. فشار و استرس ناشی از انتخاب شغل، انتخاب همسرآینده و ازدواج و هم چنین نداشتن تفریح را می توان از علل شیوع بالاتر افسردگی در افراد جوان تر در مطالعه حاضر ذکر کرد.
5-1-2-2- بعد خانوار و تعداد فرزندان
در مطالعه کنونی، بین تعداد افراد خانواده و افسردگی رابطه مثبت معنی داری وجود داشت. در مطالعه رجبی زاده و رمضانی (Rajabizadeh and Ramazani, 2003) بین تعداد فرزندان و افسردگی رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد. اما در مطالعه رجبی زاده بین افسردگی و بعد خانوار ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد (Rajabizadeh, 2004). با افزایش تعداد افراد خانواده، شرایط زندگی از لحاظ اقتصادی و نیز رسیدگی و توجهات تربیتی و عاطفی سختتر خواهد شد و در صورت عدم تامین نیازهای افراد، مشکلات روحی و روانی از جمله افسردگی ایجاد و یا تشدید خواهد شد.
5-1-2-3- تحصیلات
در مطالعه حاضر افسردگی با سطح تحصیلات رابطه معکوس و معنی داری داشت. در مطالعه عطاری و همکاران نیز بین تحصیلات و افسردگی چنین رابطه ای مشاهده شد (Attari et al., 1998). همچنین در مطالعه ستوده و همکاران تحصیلات و افسردگی رابطه معکوس و معنی داری داشتند (Sotoudeh et al., 2007). هادودی و همکاران در مطالعه خود نشان دادند در زنان با تحصیلات دانشگاهی، افسردگی شدید وجود ندارد (Hadavi et al., 2006). اما در مطالعه رجبی زاده بین افسردگی و تحصیلات ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت (Rajabizadeh, 2004). محدودیت های اجتماعی و فرهنگی و هم چنین ناتوانی افراد در استفاده از شیوه های موثر مقابله با بیماری ها و اختلال های روانی از جمله افسردگی را می توان دلیل شیوع بالاتر افسردگی در افراد با تحصیلات پایین تر ذکر کرد.
5-1-2-4- درآمد
در مطالعه حاضر، درآمد با افسردگی رابطه معکوس معنی داری داشت. در مطالعه ای بر روی زنان ساکن مالاتیای ترکیه و در مطالعه ای دیگر در انتاریوی کانادا نیز بین درآمد و افسردگی رابطه معکوس معنی داری مشاهده شد (Timur and Sahin, 2010, Akhtar-Danesh and Landeen, 2007). اما در مطالعه هادوی و همکاران و بر اساس گزارش مرکز آمار و اطلاعات کانادا بین شیوع افسردگی و درآمد ارتباط آماری معنی داری مشاهده نگردید (Hadavi et al., 2006). سطح پایین اقتصادی– اجتماعی می تواند عامل خطری برای افسردگی محسوب شود. مشکلات اقتصادی خانواده ها می تواند بر روی کیفیت زندگی تاثیر منفی گذاشته و مشکلات روحی از جمله افسردگی را موجب شده و یا تشدید کند.
5-1-2-5- وضعیت مالکیت منزل مسکونی
در مطالعه حاضر،

مقاله با موضوع انحراف معیار، سطح تحصیلات، ابتلا به بیماری، فعالیت بدنی

می شد.

3-11- تعریف واژه ها
ردیف
نام متغیر
نقش متغیر
نوع متغیر
ابزار
واحد یا مقیاس
1
الگوهای غذایی
مستقل
کیفی اسمی
پرسشنامه بسامد خوراک
1.الگوی غذایی سالم
2.الگوی غذایی ناسالم
2
شدت افسردگی
وابسته
کیفی رتبه ای
پرسشنامه Beck
1..طبیعی
2.کمی افسرده
3.نیازمند مشورت با روانپزشک 4.نسبتا افسرده
5.افسردگی شدید
6.افسردگی بیش از حد
3
سن
مخدوشگر
کمی پیوسته
پرسش
سال
4
قد
مخدوشگر
کمی پیوسته
قدسنج
سانتی متر
5
وزن
مخدوشگر
کمی پیوسته
ترازو
کیلوگرم
6
نمایه توده بدن (BMI)
مخدوشگر
کمی پیوسته
محاسبه
محاسبه
7
وضعیت تاهل
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.مجرد
2.متاهل
3.مطلقه
4.بیوه
8
سطح تحصیلات
مخدوشگر
کیفی رتبه ای
پرسش
1.زیر دیپلم
2.دیپلم و بالاتر
9
سطح تحصیلات سرپرست خانوار
مخدوشگر
کیفی رتبه ای
پرسش
1.زیر دیپلم
2.دیپلم و بالاتر
10
شغل
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.خانه دار
2.شاغل
11
شغل سرپرست خانوار
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.بیکار
2.کارگر
3.کارمند
4.آزاد
5.بازنشسته
12
مالکیت خانه
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.شخصی
2.اجاره ای یا رهنی
3.منزل بستگان
13
درآمد ماهیانه خانوار
مخدوشگر
کمی پیوسته
پرسش
تومان
14
مصرف سیگار
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.سیگاری
2.غیر سیگاری

ردیف
نام متغیر
نقش متغیر
نوع متغیر
ابزار
واحد یا مقیاس
15
فعالیت بدنی
مخدوشگر
کمی پیوسته
پرسشنامه فعالیت بدنی
MET.hour/day
16
تعداد زایمان
مخدوشگر
کمی گسسته
پرسش
بار
17
تعدا افراد خانواده
مخدوشگر
کمی گسسته
پرسش
نفر
18
سابقه خانوادگی افسردگی
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.دارد
2.ندارد
19
سابقه ابتلا به بیماری های مزمن
مخدوشگر
کیفی اسمی
پرسش
1.بله
2.خیر
20
انرژی دریافتی
مخدوشگر
کمی پیوسته
پرسشنامه FFQ
Kcal/day

فصل چهارم:
یافته ها

4-1- تعیین شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه
شیوع افسردگی در زنان مورد مطالعه 58% بود. به طوری که 3/37% دچار افسردگی خفیف، 9/12% دچار افسردگی متوسط و 8/7% دچار افسردگی شدید بودند. طبقه بندی شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه در جدول 4-1 نشان داده شده است.

جدول 4-1- شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه (255 نفر)
شدت افسردگی

(%) تعداد
طبیعی

(0/42) 107
کمی افسرده

(3/26) 67
نیازمند مشورت با روانپزشک

(0/11) 28
به نسبت افسرده

(9/12) 33
افسردگی شدید

(6/6) 17
افسردگی بیش از حد

(2/1) 3

4-2- الگوهای غذایی شناسایی شده
با استفاده از روش تحلیل عاملی 2 الگوی غذایی غالب در جمعیت 212 نفری زنان مورد مطالعه شناسایی شد. این الگوها عبارتند از:
الگوی غذایی سالم شامل مصرف بالای سبزی ها، سبزی های زرد، حبوبات، گوجه فرنگی، میوه ها، سبزیهای برگ سبز، لبنیات کم چرب، سبزی های کلمی شکل، تخم مرغ، سیب زمینی آب پز و زیتون.

الگوی غذایی ناسالم شامل مصرف بالای نوشابه، سیب زمینی سرخ کرده، گوشت های فراوری شده، شیرینی و دسر، میان وعده ها، مغزها، روغن های هیدروژنه، ترشی ها، قند و شکر، لبنیات پرچرب، گوشت قرمز، ادویهها، طیور و ماکیان، نمک، گوشت احشاء، آبمیوه و غلات تصفیه شده.

بار عاملي هر يك از گروه هاي غذايي براي الگوهاي غذايي شناسايي شده در جدول 4-2 نشان داده شده است. بالاتر بودن بار عاملی یک گروه غذایی در یک الگو نشان دهنده سهم بیشتر آن گروه غذایی در آن الگوست. درمجموع این 2 الگو 31/18 درصد از کل واریانس مصرف را توجیه می کردند.

جدول 4-2- بار عاملی گروه های غذایی در الگوهای غذایی شناسایی شده 1
گروه های غذایی
الگوی غذایی سالم
الگوی غذایی ناسالم
سایر سبزی ها
74/0
24/0
سبزی های زرد
65/0

حبوبات
59/0

گوجه فرنگی
51/0

میوه ها
50/0

سبزی های برگ سبز
44/0

لبنیات کم چرب
43/0

سبزی های کلمی شکل
41/0

تخم مرغ
38/0

سیب زمینی آب پز
30/0

زیتون
25/0

قهوه


ماهی


روغن مایع


نوشابه

63/0
سیب زمینی سرخ کرده

56/0
گوشت های فراوری شده

53/0
شیرینی و دسر

48/0
میان وعده

45/0
مغزها
21/0
44/0
چربی ها

42/0
ترشی ها
26/0
35/0
قند و شکر

35/0
لبنیات پرچرب

34/0
گوشت قرمز
25/0
33/0
ادویه ها

31/0
طیور و ماکیان

28/0
نمک

27/0
گوشت احشاء
22/0
26/0
آبمیوه

22/0
غلات تصفیه شده

20/0
چای


غلات کامل


درصد از واریانس
40/11
91/6
1 مقادیر بار عاملی کمتر از 2/0 جهت سهولت از جدول حذف شده اند. Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy(KMO) برابر با 61/0 و Bartlett’s test of sphericity کمتر از 001/0 بود.

4-3- توزيع متغيرهاي جمعيتي و اقتصادی- اجتماعی در دستههاي مختلف شدت افسردگی
انحراف معیار ± میانگین سن زنان مورد مطالعه
8/6 ± 2/32 سال بود. 2/79% این افراد متاهل، 18% مجرد و 8/2% مطلقه یا بیوه بودند. انحراف معیار ± میانگین تعداد افراد خانواده 1/1±7/3 نفر بود. 8/20% از زنان مورد بررسی تحصیلات زیر دیپلم و 2/79% تحصیلات دیپلم و بالاتر داشتند. 1/34% سرپرستان خانوار تحصیلات زیر دیپلم و 9/65% آن ها تحصیلات دیپلم و بالاتر داشتند. 7/66% این افراد، خانه دار و 3/33% شاغل بودند. از سرپرستان خانوار 5/3% بیکار، 9/16% کارگر، 8/38% کارمند،1/36% شغل آزاد و 7/4% بازنشسته بودند. 8/48% دارای منزل شخصی بودند، 9/44% در منزل اجاره ای و 3/6% در منزل بستگانشان سکونت داشتند. انحراف معیار ± میانگین درآمد خانوار 2/613006 ± 5/1104314 تومان بود. توزيع متغيرهاي جمعيتي و اقتصادی- اجتماعی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه در جدول 4-3 آمده است. بین دسته های مختلف شدت افسردگی از نظر میانگین تعداد افراد خانواده (05/0 P) ، میانگین درآمد (01/0 P) و تحصیلات تفاوت آماری معنی داری وجود داشت (001/0 P) به طوری که میانگین تعداد افراد خانواده در افرادی که افسردگی خفیف و شدید داشتند، بالاتر از افراد سالم بود. میانگین درآمد در افرادی که افسردگی متوسط و شدید داشتند، پایین تر از افراد سالم بود. با افزایش سطح تحصیلات، شدت افسردگی کاهش می یافت.

جدول 4-3- توزيع متغيرهاي جمعيتي و اقتصادی – اجتماعی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه (255 نفر)1
نام متغیر
وضعیت افسردگی
p-value

سالم
افسردگی خفیف
افسردگی متوسط
افسردگی شدید

سن (سال)2
8/6 ± 2/33
8/6 ± 0/31
0/7 ± 4/31
3/6 ± 5/33
11/0
وضعیت تاهل3

مجرد
(1/13) 14
(2/23) 22
(2/21) 7
(0/15) 3

متاهل
(0/86) 92
(6/71) 68
(8/75) 25
(0/85) 17
30/0
مطلقه و بیوه
(9/0) 1
(2/5) 5
(3/0) 1
(0/0) 0

تعداد افراد خانواده
0/1 ± 4/3

*1/1 ± 8/3

0/1 ± 9/3
*1/1± 7/3

05/0
سطح تحصیلات

زیر دیپلم
(1/12) 13
(9/17) 17
(3/33) 11
(0/60) 12
001/0
دیپلم و بالاتر
(9/87) 94
(1/82) 78
(7/66) 22
(0/40) 8

تحصیلات سرپرست خانوار

زیر دیپلم
(2/26) 28
(0/40) 38
(4/39) 13
(0/40) 8
15/0
دیپلم و بالاتر
(8/73) 79
(0/60) 57
(6/60) 20
(0/60) 12

شغل

خانه دار
(7/61) 66
(4/68) 65
(7/69) 23
(0/80) 16

شاغل
(3/38) 41
(6/31) 30
(3/30) 10
(2/20) 4
38/0
شغل سرپرست خانوار

بیکار
(9/0) 1
(3/6) 6
(0/3) 1
(0/5) 1

کارگر
(0/14) 15
(9/17) 17
(3/27) 9
(0/10) 2
44/0
کارمند
(9/43) 47
(8/35) 34
(3/30) 10
(0/40) 8

آزاد
(6/34) 37
(8/36) 35
(3/33) 11
(0/45) 9

بازنشسته
(6/6) 7
(2/3) 3
(1/6) 2
(0/0) 0

مالکیت خانه (254 نفر)

شخصی
(3/52) 56
(8/46) 44
(4/39) 13
(0/55) 11

اجاره ای یا رهنی
(1/41) 44
(8/45) 43
(5/54) 18
(0/45) 9
72/0
منزل بستگان
(6/6) 7
(4/7) 7
(1/6) 2
(0/0) 0

درآمد (تومان)
4/591549 ±5/1175742

2/669683 ±0/1157500
*4/495260 ±7/932272

*4/479713 ±0/777500

01/0
1 براي مقايسه متغيرهاي كيفي بين دسته هاي شدت افسردگی از آزمون مجذور كاي یا آزمون دقیق فیشر و برای متغيرهاي كمي از آزمون آناليز واريانس يك طرفه یا آزمون كروسكال واليس استفاده شده است. همچنین در صورت معنی دار بودن کروسکال والیس از آزمون من ویتنی برای مقایسه دو به دوی گروه ها استفاده شده است. * وجود تفاوت معنی دار با گروه سالم.
2 برای تمام متغیرهای کمی، مقادیر به صورت انحراف معیار ± میانگین گزارش شده است.
3 برای تمام متغیرهای کیفی، مقادیر به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.

4-4- توزيع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، تن سنجی و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی

از میان زنان شرکت کننده 6/1% سیگاری بودند. 2/12% سابقه خانوادگی افسردگی و20% سابقه ابتلا به بیماری های مزمن داشتند. انحراف معيار ± ميانگين تعداد زايمان در افراد مورد مطالعه 0/1 ± 2/1 بار بود. انحراف معيار ± ميانگين فعاليت بدني و انرژي دريافتي روزانه در زنان مورد بررسي به ترتيب برابر با 6/4± 7/37 MET.h/day و 8/882 ± 4/2559 کیلوکالری در روز بود. هم چنین در جمعیت مورد مطالعه انحراف معيار ± ميانگين قد، وزن و نمایه توده بدن به ترتیب برابر با 7/5 ± 7/159سانتی متر، 6/11± 1/66 کیلوگرم و 4/4± 9/25 کیلوگرم بر مترمربع بود. توزيع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، نمایه توده بدن و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه در جدول 4-4 آمده است. از لحاظ متغیرهای مصرف سیگار، سابقه خانوادگی افسردگی، سابقه ابتلا به بیماری های مزمن، تعداد زایمان، فعالیت بدنی، انرژی دریافتی، قد، وزن و نمایه توده بدن هیچ گونه تفاوت آماری معنی داری بین دسته های مختلف شدت افسردگی وجود نداشت.

جدول 4-4- توزيع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، تن سنجی و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه (255 نفر) 1

نام متغیر
وضعیت افسردگی
P-value

سالم
افسردگی خفیف
افسردگی متوسط
افسردگی شدید

مصرف سیگار 2

سیگاری
(9/0) 1
(1/1) 1
(0/3) 1
(0/5) 1
24/0
غیرسیگاری
(1/99) 106
(9/98) 94
(0/97) 32
(0/95) 19

سابقه خانوادگی افسردگی

دارد
(4/8) 9
(7/14
) 14
(2/15) 5
(0/15) 3
48/0
ندارد
(6/91) 98
(37/85) 81
(8/84) 28
(0/85) 17

سابقه ابتلا به بیماریهای مزمن

بله
(8/16) 18
(9/18) 18
(2/24) 8
(0/35) 7
08/0
خیر
(2/83) 89
(1/81) 77
(8/75) 25
(0/65) 13

تعداد زایمان (بار) 3
0/1 ± 2/1
99/0 ± 1/1
1/1 ± 3/1
98/0 ± 6/1
16/0
فعالیت بدنی (MET.h/day)
6/4 ± 5/37
8/4 ± 2/38
0/4 ± 1/37
1/4± 1/37
54/0
قد (cm)
9/5 ± 9/159
5/5 ± 8/159
4/5 ± 0/160
4/6 ±0/158
56/0
وزن (kg)
6/10 ± 6/66
6/10 ± 6/64
6/15 ± 4/67
5/13 ± 2/67
44/0
نمایه توده بدن (kg/m2)
1/4 ± 1/26
0/4 ± 3/25
6/5 ± 2/26
7/5 ± 9/26
40/0
انرژی دریافتی (Kcal/d)
6/979 ± 8/2461
0/934±6/2676
9/990 ± 5/2634
5/1004 ± 2/2770
25/0
1براي مقايسه متغيرهاي كمي بين دسته هاي شدت افسردگی از آزمون آناليز واريانس يك طرفه یا آزمون كروسكال واليس و براي متغيرهاي كيفي از آزمون مجذور كاي یا آزمون دقیق فیشر استفاده شده است.
2 برای تمام متغیرهای کیفی، مقادیر به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.
3 برای تمام متغیرهای کمی، مقادیر به صورت انحراف معیار ± میانگین گزارش شده است.

4-5- توزیع متغیرهای جمعیتی در دسته های مختلف الگوهای غذایی

توزيع متغيرهاي جمعيتي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه در جدول 4-5 آورده شده است. میانگین سنی افراد قرار گرفته در دسته اول الگوی غذایی سالم نسبت به افراد قرار گرفته در دسته دوم این الگو کمتر بود (01/0= P)، اما افراد قرار گرفته در دسته اول الگوی غذایی ناسالم میانگین سنی بیشتری نسبت به افراد قرار گرفته در دسته دوم این الگو داشتند (04/0= P). در مورد متغیرهای وضعیت تاهل و تعداد افراد خانواده بین دسته های الگوی غذایی سالم و ناسالم اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.

جدول 4-5- توزيع متغيرهاي جمعيتي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه (212 نفر)1
نام متغیر
الگوی غذایی سالم
P-value
P-value
الگوی غذایی ناسالم
P-value
P-value

دسته اول
دسته دوم

دسته اول
دسته دوم

سن (سال)2
2/6 ± 5/31
5/7 ± 9/33
01/0
7/6 ± 7/33
1/7 ± 7/31
04/0
وضعیت تاهل3

مجرد
(5/25) 27
(0/17) 18

(8/19) 21
(6/22) 24

متاهل
(8/69) 74
(1/81) 86
09/0
(4/76) 81
(5/74) 79
74/0
مطلقه و بیوه
(7/4) 5
(8/1) 2

(7/3) 4
(8/2) 3

تعداد افراد خانواده (نفر)
1/1 ± 6/3
1/1 ±9/3
07/0
0/1 ± 8/3
2/1± 8/3
69/0
1 براي مقايسه متغيرهاي كمي بين دسته هاي هر الگوي غذايي از آزمون تي مستقل يا من – ويتني و براي متغير كيفي از آزمون مجذور كاي استفاده شده است؛ نمرات الگوي غذايي بر اساس ميانه به دو دسته اول (مقادير كمتر يا مساوي ميانه) و دوم (مقادير بيشتر از ميانه) تقسيم شده اند.
2 براي تمام متغيرهاي كمي، مقادير به صورت انحراف معيار ± ميانگين گزارش شده است.
3 براي متغير كيفي، مقادير به صورت (درصد) تعداد گزارش شده است.

4-6- توزیع متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي

توزیع متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي در زنان مورد مطالعه در جدول 4-6 نشان داده شده است. سطح تحصیلات سرپرستان خانواری که در دست

مقاله با موضوع افسردگی اساسی، اختلال افسردگی، تحلیل عامل، تحلیل عاملی

فصل دوم:
بررسی متون

1- مقدمه
در این فصل به بررسی مبانی نظری پژوهش و مروری بر مطالعات انجام یافته خواهیم پرداخت.
2-2- روش هاي شناسايي الگوهاي غذايي
از آن جايي كه الگوهاي غذايي را نمي توان به طور مستقيم اندازه گيري كرد، براي شناسايي آن ها از به كارگيري روشهاي آماري بر روي داده هاي جمع آوري شده استفاده مي شود. به طور كلي، سه روش براي شناسايي الگوهاي غذايي در مطالعات مختلف به كار مي رود.
2-2-1- تحلیل عاملی :(Factor analysis)
تحليل عاملي شامل دو روش Analysis) PCA (Principal Component و CFA (Common Factor Analysis) است. PCA يا تحليل اجزاي اصلي به اين علت براي شناسايي الگوهاي غذايي استفاده مي شود كه اجزاي اصلي آن (Principal components) تابع های هاي معين رياضي از متغيرهاي مشاهده شده هستند، در حالی که CFA يا تحليل عامل مشترك با تركيب متغيرهاي مشاهده شده قابل بيان نيست. تحليل عاملي يك روش آماري چند متغيره است كه بر روي داده هاي جمع آوري شده توسط FFQ نيز قابل اجرا بوده و مي توان از آن براي شناسايي ابعاد مشترك (عامل ها يا الگوها) مصرف غذايي در فرد استفاده نمود. در اين روش، اقلام غذايي يا گروه هاي غذايي بر اساس درجه همبستگي كه با هم دارند به صورت يك تابع خطي در يك عامل قرار ميگيرند بطوريكه خود عامل ها مستقل از هم مي باشند. سپس، با استفاده از تركيب خطي متغيرها يك نمره براي هر عامل به دست مي آيد كه مي توان از آن در تحليل همبستگي يا آنالیز رگرسيون استفاده كرد و ارتباط بين الگوهاي غذايي مختلف و پيامد مورد نظر را بررسي كرد.
2-2-2- تحلیل خوشه ای (Cluster analysis):
اين روش يك رويكرد چند متغيره ديگر براي شناسايي الگوهاي غذايي است. در اين روش، بر خلاف تحليل عاملی، افراد به زيرگروه هاي نسبتا همگن (خوشه ها) از رژيم هاي غذايي تقسيم مي شوند. افراد بر اساس تكرر مصرف خود از غذاهاي مختلف، درصد انرژي حاصله از هر غذا يا گروه غذايي، متوسط گرم دريافت غذايي، دريافت هاي استاندارد شده مواد مغذي يا تركيبي از شاخص هاي تغذيهاي و بيوشيميايي مي توانند در خوشه يا گروه هاي مختلف قرار گيرند. پس از شكل گيري خوشه ها، تحليل بيشتر بر روي آنها صورت مي گيرد (مثل مقايسه فراسنجهاي تغذيهاي در اين خوشه ها) تا الگوهاي مشخص شده تفسير گردد.
2-2-3- شاخص های تغذیه ای (Nutritional indexes):
شاخص هاي تغذيه اي مختلفي جهت ارزيابي كيفيت كلي رژيم غذايي پيشنهاد شده اند. اين شاخص ها معمولا براساس توصيه هاي تغذيه اي شكل مي گيرند. به عنوان مثال، شاخص تغذيه سالم يك شاخص خلاصه شده از ميزان تطابق رژيم غذايي فرد با سروينگ هاي توصيه شده توسط هرم USDA براي 5 گروه غذايي مي باشد. شاخص كفايت تغذيه اي يك شاخص خلاصه شده از ميزان تطابق رژيم غذايي فرد با استانداردهاي تغذيه اي و سلامت مي باشد. شاخص ديگر، امتياز تنوع غذايي است كه تعداد گروه هاي غذايي يا غذاها را شمارش مي كند.
دو روش تحليل عاملي و تحليل خوشه اي، روش هاي پسين یا Posteriori محسوب مي شوند زيرا الگوهاي غذايي را از طريق به كارگيري مدل هاي آماري بر روي داده هاي غذايي شناسايي مي كنند. برخلاف آن ها، روش شاخص هاي تغذيه اي يك روش پيشين يا Priori است زیرا شاخص ها بر اساس دانش قبلي ما در مورد رژيم غذايي سالم شكل مي گيرند. این روش به علت محدود بودن دانش كنوني ما و همچنين خوب شناخته نشدن ارتباط تغذيه و بيماري ها با محدودیت مواجه است، در حالی که در روش Posteriori الگوها بر اساس داده هاي موجود بدون وجود هرگونه فرضيه قبلي بدست مي آيد، لذا لزوما بيانگر الگوهاي مطلوب نمي باشند (Esmaillzadeh et al., 2005, Hu, 2002).
2-3- مروري بر مطالعات انجام یافته
2-3-1- مطالعات انجام شده در زمینه افسردگی در ایران
نظری و همکارانش در مطالعه ای که در سال 1380 منتشر شد، میزان شیوع اختلال های افسردگی در شهر تهران را بررسی کردند. در این مطالعه 1191 نفر (585 نفر زن، 606 نفر مرد) از خانوارهای 64-٢٠ ساله ساكن شهر تهران به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شدند و با استفاده از آزمون افسردگي بك و مصاحبه باليني بر اساس ملاك هاي تشخيصي (DSM-IV) Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 4th Edition مورد بررسي قرار گرفتند. نتایج نشان داد میزان شیوع اختلال افسردگی 5/22% بوده است. شیوع افسردگی در زنان 2/29% و در مردان 16% گزارش شد. شیوع اختلال افسردگی اساسی (در يك ماه گذشته) 7/6% بوده که این میزان در خانم ها 1/10% و در آقایان 5/3% بدست آمد. هم چنین 5/0% افراد اختلال دیستایمی داشتند. در اين بررسي ارتباط معني داري بين متغيرهاي سطح تحصيلات، وضعيت تاهل و وضعيت اشتغال با ميزان شيوع اختلال هاي افسردگي مشاهده شد؛ اما بين متغير سن و ميزان شيوع اختلال هاي افسردگي ارتباط معني دار بدست نيامد (Nazari et al., 2001).
رجبی زاده و همکارانش در مطالعه ای که در سال 1383 منتشر شد، به بررسی شیوع و عوامل همراه بیماری افسردگی در شهر کرمان پرداختند. این مطالعه مقطعی بر روی 737 نفر با میانگین سنی 5/13±4/33 سال انجام شد. 288 نفر این افراد (40%) مرد و 449 نفرشان (60%) زن بودند که 555 نفر در شهر و 182 نفر در روستا زندگی می کردند. نمونهگیری به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بود. افسردگی نیز توسط پرسشنامه افسردگی بک ارزیابی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمره افسردگی 6/10±0/15 بود و اختلاف آماری معنیداری بین افسردگی زنان و مردان وجود داشت به طوری که زنان افسردگی بیشتری نسبت به مردان داشتند. هیچ همبستگی آماری بین سن، وضعیت تحصیلی،
تعداد افراد خانوار و افسردگی وجود نداشت (Rajabizadeh, 2004).
هادوی و همکارانش در مطالعه ای که در سال 1385 منتشر شد، شیوع افسردگی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر رفسنجان را بررسی کردند. این مطالعه از نوع مقطعی بود و جمعیت مورد مطالعه را زنانی تشکیل می دادند که در سه ماهه سوم سال 1382 به مراکز بهداشت شهر رفسنجان مراجعه می کردند و مجموع آن ها 350 نفر بود. در این مطالعه شیوع افسردگی خفیف 18%، افسردگی متوسط 1/19% و افسردگی شدید3/4% بود. میزان افسردگی شدید در گروه سنی زیر 30 سال، 30 تا 40 سال و بیشتر از 40 سال به ترتیب 3/2، 9/4 و 9/6% بود. هم چنین این مطالعه نشان داد که در زنانی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، افسردگی شدید وجود نداشت. افسردگی در شاغلین 5/35% و در خانه دارها 7/42% بود. 6/70% از کسانی که در مرحله افسردگی شدید قرار داشتند، وجود سابقه افسردگی در خانواده را ذکر کرده بودند. ارتباط معنی داری بین سن، وضعیت تاهل، شغل همسر و میزان درآمد خانوار با شیوع افسردگی وجود نداشت (Hadavi et al., 2006).
مدبرنیا و همکارانش در مطالعه ای که در سال 2008 منتشر شد، شیوع اختلال های افسردگی در شهر رشت را بررسی کردند. این مطالعه مبتنی بر جامعه ((Community based بر روی 4020 نفر از مردان و زنان 70- 18 ساله ساکن شهر رشت، که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. کار ارزیابی در دو مرحله صورت گرفت. در مرحله اول شرکت کنندگان توسط پرسشنامه افسردگی بک ارزیابی شدند. سپس در مرحله دوم افرادی که در آزمون بک نمره های بالاتر از 15 بدست آورده بودند، در مصاحبه بالینی ساختاریافته براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (ویرایش چهارم) شرکت داده شدند. هم چنین اطلاعات مربوط به خصوصیات جمعیتی و اقتصادی- اجتماعی شامل سن، جنس، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و طبقه اقتصادی- اجتماعی افراد جمع آوری شد. نتایج نشان داد 5/9% از افراد مورد مطالعه، اختلال های افسردگي داشتند. در این مطالعه شیوع اختلال افسردگی خفیف، اختلال دیستایمی و اختلال افسردگی اساسی به ترتیب 5، 5/2 و 1% گزارش شد. همچنین وضعيت اقتصادي- اجتماعي افراد با علایم افسردگی و اختلال های افسردگی ارتباط آماری معنی داری داشت (Modabernia et al., 2008).
احمدی و یوسفی در مطالعه ای که در سال 1387 منتشر شد، به بررسی شیوع افسردگی و عوامل مرتبط با آن در عشایر ایل بختیاري ایران در استان چهارمحال و بختیاری پرداختند. در این مطالعه مقطعی، 400 نفر از جمعیت عشایري استان چهارمحال و بختیاري به صورت نمونه گیري تصادفی منظم با استفاده از آزمون بک بررسی شدند. میزان شیوع کلی افسردگی در جامعه مورد بررسی 6/29% بود. میزان شیوع درجات افسردگی متوسط و بالاتر 24% تعیین شد. شیوع افسردگی در زنان بیشتر از مردان و در مجردها بیشتر از افراد متاهل بود. افسردگی در افراد خانه دار و بیکار به طور معنیداری بیشتر از سایر مشاغل بود (Ahmadi and Yosefi, 2008).
2-3-2- مطالعات انجام شده در زمینه افسردگی در سایر کشورها
Timur و Sahin در مطالعه ای که در سال 2010 منتشر شد، شیوع افسردگی و عوامل تاثیرگذار بر آن را در زنان قبل و بعد از یائسگی در مالاتیای ترکیه بررسی کردند. در این مطالعه مقطعی 685 زن 59 – 45 سال شرکت کردند. اطلاعات از طریق پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص دوران یائسگی و پرسشنامه افسردگی بک جمع آوری شد. میانگین سنی شرکت کنندگان 66/50 سال بود. 2/23% در دوران قبل از یائسگی و 9/56% در دوران یائسگی بودند. شیوع افسردگی در هر دو گروه 8/41% بود (Timur and Sahin, 2010).

2-3-3- مطالعات انجام شده در زمینه الگوهای غذایی و افسردگی در ایران
تنها یک مطالعه در ایران به بررسی رابطه الگوهای غذایی و افسردگی اساسی پرداخته است.
رشیدخانی و همکارانش در مطالعه ای که در سال 2013 منتشر شد، ارتباط میان الگوهای غذایی و شاخص های آنتروپومتری با افسردگی اساسی را بررسی کردند. این مطالعه مورد شاهدی بر روی 45 زن افسرده و 90 زن بیمار فاقد اختلال روانی در تبریز انجام گرفت. پرسشنامه های روانشناختی شامل مصاحبه بالینی ساختار یافته براساس معیار های تشخیصی IV DSM-، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه سلامت عمومی 28 سوالی (GHQ-12) General Health Questionnaire برای افراد تکمیل شد. رژیم غذایی توسط پرسشنامه بسامد خوراک (FFQ) Food Frequency Questionnaire نیمه کمی ارزیابی شد. شاخص های آنتروپومتری (قد، وزن، دور کمر و درو باسن) اندازه گیری شد. با استفاده از روش تحلیل عاملی دو الگوی غذایی سالم (شامل مصرف بالای ماهی، طیور و ماکیان، لبنیات، قهوه، میوه و آجیل، آبمیوه، سبزی ها، حبوبات وزیتون و مصرف کمتر غلات تصفیه شده، چربی ها و نوشابه) و الگوی غذایی ناسالم (شامل مصرف بالای گوشت فراوری شده، گوشت قرمز، چای، سیب مینی سرخکرده، غلات، میان وعدهها، شیرینی ها، روغن ها، قند و شکر و نوشابه) شناسایی گردید. بعد از تعدیل عوامل مخدوش کننده، در افرادی که امتیاز بالاتری در الگوی غذایی سالم داشتند، شانس ابتلا به افسردگی اساسی 84% کمتر بود (44/0- 06/0= CI95/0 ,16/0(OR=. در حالی که شانس ابتلا به افسردگی اساسی در افرادی که امتیاز بالاتری را در الگوی غذایی ناسالم کسب کرده بودند، ارتباط معنی داری نشان نداد. هم چنین بین شاخص های آنتروپومتری و افسردگی اساسی ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. نتایج این مطالعه نشان می دهد الگوی غذایی سالم با شانس کمتر ابتلا به افسردگی اساسی ارتباط آماری معنی داری دارد (Rashidkhani et al., 2013).
2-3-4- مطالعات انجام شده در زمینه الگوهای غذایی و افسردگی در سایر کشورها
Akbaraly و همکارانش
در مطالعه ای که در سال 2009 منتشر شد، ارتباط میان الگوهای غذایی و افسردگی در جمعیت میانسال ساکن لندن را بررسی کردند. آنالیزها بر روی اطلاعات 3486 شرکت کننده (که 2/26 % آن ها خانم ها بودند با میانگین سنی 6/55 سال) که در مطالعه کوهورت آینده نگر Whitehall II شرکت کرده بودند انجام گرفت. این پژوهش در 8 مرحله بین سال های 1985 تا 2006 انجام گرفت. رژیم غذایی توسط پرسشنامه بسامد خوراک 127 آیتمی ارزیابی گردید. اقلام غذایی به 37 گروه غذایی از پیش تعریف شده طبقه بندی شدند. جهت شناسایی الگوهای غذایی از به کارگیری روش تحلیل عاملی بر روی داده های حاصل از پرسشنامه بسامد خوراک استفاده شد. افسردگی خوداظهار پس از 5 سال توسط معیار (CES-D) Center for Epidemiologic Studies–Depression ارزیابی گردید. دو الگوی غذایی شناسایی شد. الگوی غذای کامل (سبزی ها، میوه ها و ماهی) و الگوی غذایی فرآیند شده (دسرهای شیرین شده، شکلات ها، غذای سرخ شده، غلات تصفیه شده و لبنیات پرچرب) بودند. پس از کنترل عوامل مخدوش کننده، شرکت کنندگانی که در بالاترین سهک الگوی غذای کامل قرار داشتند، شانس کمتری برای افسردگی داشتند نسبت به آنهایی که در پایین ترین سهک بودند (99/0- 56/0= CI95/0 ,74/0.(OR= در مقابل مصرف بالای غذای فرآیند شده با افزایش شانس افسردگی CES-D در ارتباط بود (23/2- 11/1= CI95/0 ,58/1(OR=. بر این اساس در این مطالعه الگوی غذایی فرآیند شده عامل خطر افسردگی CES-D در 5 سال بعد بود، درحالی که الگوی غذای کامل عامل محافظت کننده به شمار می آمد (Akbaraly et al., 2009).
Sanchez-Villegas و همکارانش در مطالعه ای که در سال 2009 منتشر شد، ارتباط میان الگوی غذایی مدیترانهای و بروز افسردگی را بررسی کردند. این یک مطالعه کوهورت بود که بر روی فارغ التحصیلان دانشگاه در اسپانیا انجام گرفت. در ابتدا 10094 فرد سالم در سال 1999 وارد مطالعه شدند. بروز افسردگی در این دوران توسط تشخیص پزشک و یا مصرف داروهای ضد افسردگی تعیین شد. برای ارزیابی پیروی از الگوی غذایی مدیترانه ای Mediterranean dietary pattern (MDP) از یک پرسشنامه معتبر بسامد خوراک 136 آیتمی استفاده شد. امتیاز MDP 8 جز دارد: 1) بالا بودن نسبت اسیدهای چرب تک غیراشباع به اسیدهای چرب اشباع 2) مصرف متوسط الکل 3) مصرف بالای حبوبات 4)مصرف بالای غلات ( نظیر نان) 5) مصرف بالای میوه ها و آجیل ها 6) مصرف بالای سبزی ها 7) مصرف پایین گوشت و محصولات گوشتی 8) مصرف متوسط شیر و فراورده های لبنی با چربی کامل. بعدا محققین جز دیگری را به آن اضافه کردند: 9) مصرف بالای ماهی. بعد از پیگیری 4/4 ساله، 485 مورد جدید از افسردگی مشاهده شد. نسبت های خطر (95% فاصله اطمینان) افسردگی برای 4 دسته بالای پیروی از MDP (پایین ترین دسته بعنوان مرجع در نظر گرفته شد) 74/0 (98/0- 57/0) ، 66/0 ( 86/0- 50/0) ، 49/0 ( 67/0-36/0) و 58/0 ( 77/0 – 44/0) بود. نتایج این مطالعه اثر پیشگیری کننده ای را برای الگوی غذایی مدیترانه

منبع مقاله درمورد بر عملکرد سازمان، عملکرد سازمان، پرسش نامه

ومؤديان مالياتي را تامين نمايند؟
برون‌سپاري تنها واگذاري فعاليتها به خارج از سازمان نيست ،بلکه چيزي به مراتب فراتراز اين موضوع است.برون‌سپاري در صورتيکه به خوبي برنامه ريزي واجرا شود، مي تواند نتايج بسيار موفقيت اميزي به دنبال داشته باشد.
به منظور دستيابي به رشدي زود هنگام وپايدار از طريق برون‌سپاري ،بايد سازماني را براي تأمين خدمات مورد نياز خود انتخاب کنيد که بداند چه کاري چگونه وبا چه سرعتي انجام دهد.انتخاب تأمين کننده نيازمند تعيين نيازمندي هاي دقيق کسب وکار ،توسعهي مدل کسبوکار وارائهي خدمات،ايجادمستندات درخواست اطلاعات يا درخواست پيشنهادات ،ارزيابي وانتخاب تأمين کننده ،تحقيق وتفحص شامل مصاحبه هاي مديريتي وبازديد از محل ،نهايي کردن مدل عملياتي ،ايجاد ساختار مديريتي ودر نهايت مذاکره درباره ي قرارداد وتوافقنامهي سطح خدمات است. (دومينگز،???? :71). بخش بزرگي از مشکلات برون‌سپاري،ناشي از فرآيند ناکارآمد تحقيق وتفحص و وجود ارتباطات ضعيف است.آن دسته از مديران اجرايي که در تصورات خود برنامه هاي برون‌سپاري را مي پرورانند ،بايد آشکارا دلايل برون‌سپاري ودستاوردهاي حاصل از آن را تعيين وبه دقت نسبت به طرح ريزي واجراي استراتژي پايدار،باثبات وهمه جانبه اي به منظور دستيابي به برگشت قابل توجه سرمايه اقدام کنند.مديران اجرايي پيش از آغاز همکاري با تأمين کنندگان خدمات بايد اين نکته را به ياد داشته باشند که عملي سازي اين فرآيند نيازمند ايجاد ارتباطي مناسب با تأمين کنندگان اين خدمات است،بنابراين مانند هررابطهي ديگري ،ارتباطات ودرک دوجانبهومتقابل انتظارات براي توسعه ي اين رابطه ضروري است.ميان اعتماد به تأمينکنندهي خدمات از سوي شما وکنترل وي توازن ظريفي وجود دارد واستفاده از اين توازن به شما در توسعه وحفظ روابطي بلندمدت باتأمينکننده ي خدمات ياري خواهد رساند .
مذاکره روي قرار دادهاي برون‌سپاري هيچ گاه ساده نبوده است ومي تواند سالها به طول بينجامد.هنگامي که در حال طراحي وتوسعه ي رابطه اي پنج ساله يا بيشتر هستيد، در واقع در تلاش براي ايجاد حمايتي براي هردو طرف وپيش بيني هرگونه تغيير وتسکين هرگونه مخاطره اي به منظور بهرهگيري از مزاياي فراواني خواهيد بود که طي اين بازهي زماني پنج ساله براي هريک از طرفين حاصل خواهد شد. با برخوردي از رهبري نيرومند ،برنامه ريزي مناسب ،تحقيق وتفحص واستراتژيهايساختاريافته،منافع بسياري از برون‌سپاري حاصل خواهد شد.به ياد داشته باشيد بدون برخورداري از اين عوامل،مخاطرات فراواني در کمين خواهد بود. (دومينگز، ????: 57) .درحال حاضر در سازمان امورمالياتي فرآيند ماليات ستاني ماليات خودرو برون‌سپاري شده است. برون‌سپاري يکي از مباحث کليدي ومهمي است که امروز در بسياري از سازمانها جايگاه ويژهاي پيداکرده است واهميت به کارگيري آن روزبهروز بيشتر مي‌شود دراصل برون‌سپاري رامي‌تواننوعيتجديدنظردرمرزهايسازمانيمعرفيکردکهبينسازمانوتامينکنندگانشان رخ مي دهدبرون‌سپاري منافعيداردکه بهبودعملکرد از جمله آن مي‌باشد.کاهش هزينهها ،افزايشدرآمد،بهبود انگيزه وروحيه کارمندان و رضايت مؤديان مد نظر اين تحقيق است.
.

فصل سوم

روششناسي
پژوهش

?-? مقدمه
هرگز نمي‌توان ادعا نمود ومطمئن بود که شناخت هاي به دست آمده حقيقت دارند،زيرا زمينه ي شناخت مورد پژوهش ،نامحدود وآگاهي و روش هاي ما براي کشف حقيقت ،محدود هستند.حال اگر فرض بر اين باشد که هدف فعاليت هاي پژوهشي ، حقيقت جويي است وپژوهشگران با صداقت به دنبال اين هدف مي باشند، آنچه را که ايشان انجام مي‌دهند ومييابند، مي‌توان کوششي براي نزديکي به حقيقت دانست .دستيابي به هدفهاي تحقيق ميسر نخواهند بود مگر زمانيکه جستجوي شناخت يا روششناسي درست صورت پذيرد. دکارتدراينرابطه،روشراراهيميداندکهبهمنظور دستيابي به حقيقت در علوم بايد پيمود.(خاکي،???? :???)
اساس واقعي پژوهش علمي تبيين رابطهي ميان متغيرها است. دو روش اصلي که براي تعيين روابط در اختيار است ، شامل روش هاي توصيفي وروش هاي پيمايشي است.تحقيق حاضر از نوع پيمايشي مي‌باشد چراکه براساس چهارچوب نظري وآزمون يک سري از فرضيه ها است.
در اين فصل به بحث درباره روش پژوهش پرداخته ميشود که روش پژوهش شامل نوع پژوهش، فرضيههاي پژوهش، جامعه آماري، تعيين حجم نمونه مناسب، روش نمونهگيري، اعتبار پاياي و اعتبار روائي پرسشنامه، روش جمعآوري دادهها و در نهايت روشهاي تجزيه و تحليل دادهها ميباشد.
?-?نوع و روش پژوهش
پژوهش حاضرازنوع پژوهشهاي توصيفي پيمايشي است كه درطي مراحل اجراي آن به دنبال توصيف روابط بين عوامل شناخته شده مرتبط با برون‌سپاري بر عملکرد سازمان امورمالياتي کرمانشاه ميباشد. ابتدا باتشريح مباني نظري پژوهش وتوصيف شرايط موجودباطرح پرسشنامه وتوزيع آن اطلاعات لازم جمعآوري شده وسپس با استفاده ازنرمافزارهاي آماري موردتجزيهوتحليل قرارميگيرد. با توجه به اينکه هدف اين پژوهشبررسيتاثيربرون‌سپاريفرايندهايسازمانامورمالياتيبرعملکردآن(برون‌سپاريماليات برخودرو)درکرمانشاه ميباشد، بنابراين ميتوان اين پژوهش را کاربردي به حساب آورد.
?- ?معرفي جامعه و نمونه آماري
?-?-? جامعه آماري
در اين پژوهش جامعه آماري شامل کارکنان اداره امورمالياتي کرمانشاه به تعداد ???نفر است.

?-?-? نمونه آماري و حجم آن
با استفاده از فرمول کوکران به محاسبه حجم نمونه پرداخته شده است .براساس فرمول کوکران براي حجم جامعه 400 نفري کارمندان ، حجم نمونه 196 نفري بدست آمد که به منظور رفع اثرات ناشي از پرسشنامههاي ناقص،گمشده و پاسخ داده نشده، پرسشنامه اضافي بين پاسخ دهندگان توزيع گرديد ودرنهايت تعداد 196 پرسشنامه صحيح مورد تجزيه وتحليل قرارگرفت. بنابراين حجم نمونه پژوهش حاضر را تعداد 196 نفرتشکيل ميدهد.همچنين 196 نفر از مؤديان نيز به عنوان نمونه انتخاب گرديد.

N= حجم جامعه آماري
n حجم نمونه=
Z مقدار متغير نرمال واحد استاندارد، که در سطح اطمينان 95 درصد برابر 1.96 مي باشد =
P= ( نسبت برآورد شده از وجود صفت يا ويژگي در جامعه(احتمال تاييد يا رد فرضيه= 0/5
q =عدم وجود صفت يا ويژگي
d مقدار اشتباه مجاز=
Z=1.96
p=q=0/5
طبق فرمول بالاحجم نمونه 196 بدست آمده است.
?-? روش وابزار گردآوري اطلاعات
در اين پژوهش از دو دسته اطلاعات اوليه و ثانويه براي دستيابي به هدف استفاده شده است.
الف)روش کتابخانهاي: در اين پژوهش براي جمعآوري اطلاعات مربوط به پيشينه پژوهش و ادبيات موضوع از کتابها و مقالات تخصصي، پاياننامهها و جستجو در پايگاه اينترنتي استفاده شده است.
ب) روش ميداني:به منظور گردآوري دادههاي مورد نياز در مطالعه متغيرهاي مورد بررسي از روش ميداني استفاده شده است. در اين پژوهش براي سنجش و بررسي عوامل موثر از ابزار پرسش نامهاي جهت جمعآوري اطلاعات استفاده شده که براساس روش امتيازدهي در مقياس 1 تا 100طراحي شده است.
* تشريح پرسشنامه ها
پرسشنامه مذکور داراي دو بخش اصلي است:
نامه همراه: در اين قسمت هدف از گردآوري دادهها به وسيله پرسشنامه و ضرورت همکاري پاسخ دهنده در عرضه دادههاي موردنياز، بيان شده است. براي اين منظور بر با ارزش بودن دادههاي حاصل از پرسشنامه تاکيد گرديده تا پاسخدهنده به طور مناسب پاسخ سوالها را عرضه کند.
سوالات پرسشنامه: كه به دو بخش تقسم ميشود
پرسشنامههاي اين پژوهش داراي دو بخش اصلي است:
سوالات عمومي- که در آن اطلاعات کلي و جمعيت شناختي در رابطه با پاسخدهندگان جمعآوري ميگردد که در پرسشنامه مربوط به اين بخش چهار سوال اول به اين بخش تعلق دارد.

منبع مقاله درمورد برنامه سوم توسعه، مشارکت مردم، ارزش افزوده

ها تاثير برون‌سپاري راروي نيروي انساني،فرآيندها،روش ها وابزار ها ودريک کلام ساختارها ورفتارهاي خود،آنگونه که هست در نظر نمي گيرند واقدام به برون‌سپاري مي کنند.انجام برون‌سپاري بدون تحليل اين مسائل،ريسک آن را افزايش مي دهدودرخيلي موارد به فاجعه تبديل مي‌شود.تعهد نداشتن مديريت ارشد،انتخاب نادرست فعاليت ها براي برون‌سپاري،فقدان يک برنامه جامع ومنسجم ارتباطات ،دانش ضعيف درمورد متدولوژي هاي برون‌سپاري،شکست در تشخيص ريسک هاي کسب وکار،شکست در دستيابي به ارائه دهندگان خدمت که حرفه اي باشند،تخصيص نيافتن مناسب ترين منابع داخلي براي پروژه برون‌سپاري ،تهيه نکردن مناسب درخواست براي پيشنهاد ،تشخيص نادرست تاثير تفاوت هاي فرهنگي سازمان ها،عدم اتخاذ يک رويکردبرد-برد در رابطه باارائه کننده خدمت،نداشتن برنامه رسمي ومشخص براي نظارت ،وجودمحدوديت هاي محيطي در رابطه باقوانين ومقرارت وبه طور کلي مهيا نبودن زيرساخت هاي لازم،ازجمله دلايل شکست پروژه هاي برون‌سپاري در کشور ماست.
اتخاذ يک رويکرد ومتدولوژي علمي براي برخورد با اين پديده ميتواند باعث تخفيف جدي بسياري از مشکلات فوق شود.هنوز درسطوح کلان وخرد دررابطه بامفاهيم برون‌سپاري اتفاق نظر وجود ندارد.نمونه آن استفاده ازواژه هايي نظير خصوصي سازي،پيمانکاري فرعي ونظاير آن معادل بابرون‌سپاري است.اگر چه اين واژه ها مرتبط باموضوع برون‌سپاري هستند ولي تفاوت معني داري بايکديگر وبا برون‌سپاري دارند.
علاوه برمشکل تعريف مباني ومفاهيم ،درمتدولوژي اتخاذ شده براي برون‌سپاري نيز ضعف وجود دارد ودربسياري موارد برون‌سپاري باسعي وخطا وبدون اتخاذ يک روش علمي ويک تحليل سيستماتيک انجام شده است.در اين راستا،نقش مشاوران مديريت براي انجام درست پروژه هاي برون‌سپاري براساس نگرشي علمي،نقشي کليدي وحياتي است.(پورمعلم،1390: ??)

?-?-?سازمان امورمالياتي
ماليات به عنوان يکي از مهم ترين منابع درآمدي دولت همواره در برنامه هاي توسعه کشور ،جايگاه ويژه اي داشته است.طرح جامع مالياتي يکي از ضرورت هاي اصلاح نظام مالياتي در قانون برنامه سوم توسعه پيش بيني شد. اين طرح باهدف تهيه زيرساختي مناسب وضروري به منظور گردآوري اطلاعات،يکپارچه کردن شبکه اطلاعاتي ،بهنگام شدن اطلاعات مالياتي ،جلوگيري از فساد مأموران وکارگزاران مالياتي ،حل تناقضات مربوط به احکام ،سرعت گردش اطلاعات وتسهيل روش خود اظهاري پيريزي شده است.(گزارش عملياتي سازمان امورمالياتي،1384)
مأموريت اصلي سازمان امورمالياتي کشور(که از اين به بعد به آن سازمان گفته مي‌شود)،انجام عمليات اداري تمامي امورمالياتي واجراي قوانين وآيين نامه هاي مربوط است.اهداف راهبردي نظام مالياتي در اجراي طرح جامع مالياتي عبارتند از:
* افزايش ميزان رضايت مندي صاحبان منافع با مهندسي مجدد فرآيندهاي سازمان
* اجراي آسان،سريع،دقيق،يکپارچه وگسترده امورمالياتي درجهت افزايش رضايت،اعتماد وتکريم مؤديان درچارچوب قانون
* اجرايي کردن سيستم هاي نوين درسازمان
* رفع نيازهايسازماندرقالبدولتالکترونيکيکهازطريق همراهي باتحولات نوين فناوري اطلاعات،بهبود کارايي خدمات مراجعان،حسابداري مالياتي ،مميزي وتمکين مؤديان به کمک آن تاکيد وتضمين مي شود.
* افزايش درآمدهاي (خالص) مالياتي
* ثبت فعاليتهاي اقتصادي مهم نقش آفرينان اقتصادي از طريق ايجاد شبکه اي يکپارچه از معاملات مهم در سراسر کشور
* افزايش منابع مالياتي وبازنگري ضرايب ومعافيت هاي مالياتي
* کاهش هزينه هاي اجرايي دواير مالياتي
* افزايش تمکين داوطلبانه از طريق تسهيلرابطه مؤديان با سازمان وکاهش هزينه هاي وصول(گزارش عملياتي سازمان امورمالياتي کشور،1384)
فرآيندهاي ماليات ستاني در سازمان امورمالياتي به دوصورت کلي نگاشت ماليات-فرآيند وتفکيک وظايف طبقه بندي مي شوند که در زير به آن پرداخته شده است.
درنگاشتماليات-فرآيند،فرآيندهايمالياتيبراساسمدلارائهشدهدرگزارشوضعيتمطلوب شرکتdeloitteبه تفکيک انواع ماليات براساس مستندات وقوانين مالياتي کشور صورت گرفته است.هرچند مراحل طي شده براي دريافت انواع ماليات براي وصول آنها،باتوجه به ماهيت ونوع آنها بايکديگر متفاوت است،ليکن بعضي گام ها به صورت عمومي در همه آنها به نوعي مطرح است.اين فرآيندها به تفکيک عاملان انجام هريک از گام هاي فرآيند در مدل نگاشت ماليات-فرآيند شکل زير نشان داده شده اند.(پروژه طرح روابط باذينفعان سازمان امورمالياتي SRP،1388)

خدمات مؤديان
استيناف
اطلاعات مؤديان
حسابداري مؤديان (وصول)
حسابداري مؤديان (پرداخت)
مميزي وانطباق
پردازش گزارش هاي مالياتي
پرونده کردن
ثبت کردن
مديريت مجراهاي ارتباطي

ماليات برارث

حق تمبر

ماليات بردرآمد املاک

ماليات بردرآمد کشاورزي

ماليات بردرآمد حقوق

ماليات بردرآمد مشاغل

ماليات بردرآمد اشخاص حقوقي

ماليات بر درآمد اتفاقي

مالياتهاي غير مستقيم وارزش افزوده
صدور گزارش؛ بررسي و تحقيق، مديريت سيستم هاي اطلاعاتي (MIS )، انبار داده ها
پشتيباني؛ منابع انساني، بازرسي داخلي

شکل ?-? مدل نگاشت ماليات-فرايند منبع :عالم تبريز،شايسته

همانطورکه درشکل فوق ملاحظه مي‌شود،فرآيندهاي مالياتي درستون ها وانواع ماليات د
رسطرهاقرارگرفته اند .ترتيب فرآيندهاي مالياتي براساس توالي آنها ازچپ به راست مرتب شده وجهت شکل ها براي هرکدام از انواع ماليات،بيانگر فرآيندهاي مالياتي موجود در هريک از انواع ماليات است.
فرآيندهاييهم وجود دارد که به نوع ماليات وابسته نيستند،مانند فرآيندهاي استيناف وخدمات مؤديان ،همچنين فرآيندهايگزارشگيريوپشتيباني به عنوان فرآيندهاي ستادي وغير عملياتي در نظر گرفته شده اند.ضمناًمالياتهاي حق تمبر وغيرمستقيم به دليل ماهيت خود ،برخي از فرآيندهاي فوق،مانند پرونده کردن،پردازش گزارش هاي مالياتي ،رسيدگيوموافقتوحسابداري مؤديان(پرداخت)راشاملنمي‌شود.در طبقه بندي فرآيندهاي مالياتي براساس منابع مالياتي مستقيم وغيرمستقيم که درشکل (?-?)آمده است،طبقات حاصل از طبقه بندي سطح اول به اين ترتيبعبارتنداز:مالياتحقوق،مالياتعملکردمشاغل،ماليات بردرآمد املاک،اشخاص حقوقي وماليات برارث،شايان ذکر است ،که برخي از زير مجموعه ها همچون ماليات برحق تمبر ويا ماليات بردرآمد کشاورزي ،درعمل تأثير ونمودي در فرآيندهاي مالياتي ندارند.درسطح دوم،تقسيم بندي به زير فرآيندها صورت مي گيرد،به عنوان مثال ،فرآيند ماليات براشخاص حقيقي به ماليات برمشاغل بند الف(برطبق تقسيم بندي ماده 95قانون مالياتهاي مستقيم ) ماليات برمشاغل بندب،ماليات برمشاغل بندج تقسيم مي شوند.
* مالياتهاي مقطوع
مطابق تبصره5ماده 100قانون مالياتهاي مستقيممصوب اسفند ماه 1366واصلاحيه1380سازمان امور مالياتي مي تواند درمورد بعضي ازمنابع اين فصل درهرسال ودرنقاطي که مقتضي بدانددرآمد مشمول ماليات تمام يا برخي از مؤديانمشمول بند(ج)ماده95قانون مالياتهاي مستقيم اين قانون را با نظراتحاديه مربوط تعيين وماليات متعلقه را که قطعي خواهد بودوصول نمايد (قانون مالياتهاي مستقيم) .درواقع مالياتهاي مقطوع مالياتهايي هستند که طبق قانون مالياتهاي مستقيم براي برخي از درآمدها به صورت نرخ ثابت تعيين مي‌گردد مثل فروش ملک??حق کسب وپيشه2? (ماده59ق. م. م )وماليات مشاغل خودرو که به صورت مقطوع براي هر وسيله نقليه طبق جدولي که از طرف سازمان امورمالياتي براي مشاغل خودروهاي تهران تهيه وکليه استانها به صورت درصدي از ارقام مذکوررا به عنوان درآمد وماليات تعيين واخذ مي‌گردد.
* تفکيک وظايف مالياتي
بهمنظوراجرايفرآيندها ،براساس نوع وظيفه مالياتي تفکيک مي شوند.درنظام مالياتي 3دسته وظيفه(تشخيص مالياتي،خدمات مؤديان ،مديريت مالياتي)مشخص وتفکيک شده قابل شناسايي است که در ذيل به آنها اشاره شده است.در مدل کلان ويکپارچه فرآيندهاي مالياتي شکل?-? اين تفکيک وظايف به صورت مستطيل هايي در سمت چپ مدل نمايش داده شده اند.

الف-تشخيص مالياتي
تشخيص مالياتي در برگيرنده کليه وظايف مرتبط باصحت سنجي خود اظهاري مؤديان شامل برنامه ريزي وانجام اين صحت سنجي ها از طريق مميزي ورسيدگي است.

ب-خدمات مؤديان
خدمات مؤديان در برگيرنده کليه وظايف مرتبط باپيگيري انجام وظايف قانوني توسط مؤديان وپاسخ گويي به مراجعات مالياتي ودرخواست هاي مؤديان است.مواردي از قبيل اعتراض وشکايت،اجرائيات،پرداخت هاي مؤديان ،دريافت مدارک ازآنان در اين دسته قرار مي گيرند.
ج-مديريت مالياتي
مديريتمالياتيدربرگيرندهکليهوظايفمرتبطبامديريتاطلاعاتشاملجمع آوري ،ذخيره سازي،پالايش،بازخواني وگزارش گيري از اطلاعات مالياتي واطلاعات مؤديان به منظورپاسخگويي به نيازهاي ذي نفعان مختلف در درون سازمان وبيرون از آن مي‌باشد.(پروژه استانداردسازي فرآيندها PST،1388)

شکل 2-?-مدل يکپارچه فرآيندهاي مالياتي (عالم تبريز،شايسته ، ???? )

?- ?انتخاب فرآيندهاي مالياتي جهت برون‌سپاري
نخستين گام در تصميم برون‌سپاري يک فعاليت،عبور آن از غربال امکان سنجي از لحاظ قوانين جهت برون‌سپاري فعاليت است.فعاليتهايي که از لحاظ قوانين بنا به ويژگي هاي خاص خود قابل واگذاري نيستند وجزءفعاليت هاي کليدي محسوب مي شونداز اين غربال خارج مي شوند.اما درحالتي که فعاليت غير کليدي تشخيص داده شود بايد ارزيابي تصميم برون‌سپاري بااستفاده از شاخص ها صورت پذيرد.در شکل زير مدل تصميم گيري براي بررسي وجوه قانوني آورده شده است.( عالم تبريزوهمکاران, 1390: ?)

راهکارهاي قانوني جديد
قانوني بر عدم برون‌سپاري وجود ندارد.

شکل ?-?- الگوريتم انتخاب فرايندها
ماليات منبع اصلي درآمدهاي دولت جهت انجام وظايف او محسوب مي‌شود نظريه هاي اقتصادي نشان مي دهندکه در شرايط معمول فعاليتهاي اقتصادي دولت موجب کاهش کارايي اقتصادي است لذا کسب در آمدازطريق فعاليتهاي اقتصادي در آمدزا براي دولت بسيار محدود بوده وعمدتأ شامل ارائه بعضي کالاها وخدماتعمومي مي‌شود.چراکه به علت حمايت از گروههاي کم درآمد،دولت نمي تواندهمه کالاهاوخدمات عمومي را قيمتگذاري نموده وهزينه عرضه آنهارا از استفاده کنندگان دريافت نمايدبه هرحال قيمت گذاري برخي از کالاهاي عمومي نيزتقريباً ناممکن ويا با هزينه بسيار انجام مي‌شود .
لذا سهم درآمدهاي مالياتي ازکل درآمدهاي دولت درکشورهاي مختلف جهان به صورت غالب بيش از ساير درآمدها است از آنجا که مالياتها ابزار بسيار مهمي دراجراي سياست هاي اقتصادي شناخته شده واز عمده متغيرهايياس
تکهدولتازطريقاستفاده از آن نه تنها درمتغيرهاي کلان اقتصاد مثل رشد اقتصادي،تورم،بيکاري و…اثر ميگذارد،بلکه در تخصيص منابع وتوزيع درآمدنيز اثرات بسيارعمده وماندگاري را به همراه دارد،سهم مهم ماليات ها از توليد ناخالص ملي نيز مي تواند نشانه اثربخشي سياست هاي مالياتي در اقتصادباشد .
ماليات ريشه تاريخي وعميقي دارد.تاريخ شکل گيري ماليات را مي‌توان هم پاي تشکيل نخستين جوامع بشري دانست با ترک زندگي فردي وتشکيل انسانها درقالب اجتماعات مختلف،حکومتهانيزتشکيل شدندحکومت ها براي تامين نيازهاي عمومي وتحقق سياستهاي خودنيازمندتامين منابع مالي بوده وهستندوبه اذعان اقتصاددانان ومتخصصان ماليه عمومي ،پايدارترين،ديرينه ترين وسالم ترين اين منابع ماليات است بااستقرارحکومت مشروطه درايران وباتوجه به اصول قانون اساسي که وصول ماليات رامنوط به وضع قانون کرده بود قوانين مالياتي متعددي به تصويب مجلس شوراي ملي وقت رسيدوبه اجرا گذاشته شد تا اينکه درسال 1345 اولين قانون جامع ماليات هاي مستقيم درايران به تصويب رسيداين قانون پس از انقلاب دستخوش تغييراتي شد ودرنهايت قانون مالياتهاي مستقيم جديد در اسفندماه1366به تصويب رسيد واصلاحيه هاي آن در سالهاي 1371و1380بوده است .
?-?-?ويژگيهاي نظام مالياتي کارآمد
1-پرداختها در حد امکان با توان نسبي اشخاص حقيقي و حقوقي متناسب باشد، يعني هريک از افراد با درنظر گرفتن کل درآمدشان، رقمي را بعنوان ماليات بپردازند.
2-مقادير ماليات قابل پرداخت، مشخص و قانونمند باشد و ميزان پرداخت ماليات بايد براي پرداخت کنندگان و ساير افراد قابل درک و مشخص باشد.
3-زمان اخذ ماليات و روال دريافت آن به شيوه اي باشد که براي پرداخت کننده ماليات پايين ترين ميزان فشار وارد آيد و در عين حال حقوق دولت زايل نگردد.
4-هزينه گردآوري ماليات تا حد امکان پايين نگه داشته شود وآنچه به صورت ماليات جمع آوري مي‌شود بطور کامل در اختيار دولت و خزانه داري قرارگيرد.
?-?-? مشکلات فعلي نظام مالياتي ايران
1-سهم اندک درآمدهاي مالياتي در توليد ناخالص داخلي
2-سهم اندک درآمدهاي مالياتي در تأمين هزينه هاي دولت با توجه به اتکا به درآمدهاي نفتي
3-سهم اندک پايه ماليات بر ثروت با وجود نقل و انتقالات گسترده داراييها در طول سال
4-بالا بودن نسبت هزينه هاي جمع آوري به نسبت درآمدهاي وصولي(هزينه وصول)
5-سهم اندک شرکتهاي غير دولتي در درآمدهاي مالياتي دولت در مقايسه با شرکتهاي دولتي

دولتها معمولاٌ با سه هدف مبادرت به اخذ ماليات مي نمايند :
1-ماليات به عنوان درآمدي براي پوشش دادن هزينه هاي دولت: به موجب اين اصل که مردم در درآمد هاي دولتي سهيم اند، دولت وظيفه دارد تا سطح زندگي مناسبي براي همه افراد ايجاد نمايد وحداقل نيازهاي اوليه آنها را رفع نمايد.منظورازنيازهاي اوليه، خوراک ،پوشاک، مسکن ،بهداشت ودرمان ،آموزش وپرورش وامکانات لازم براي تشکيل خانواده است .
منظور ازتأمين نيازهاي اوليه مردم به وسيله دولت اين است که حرکت اقتصادي جامعه، توزيع درآمد ها، ايجاد امکانات شغلي وبرنامه ريزي هاي اقتصادي به سمتي برود که با کار فعال و خلاق خود انسانها اين نيازها تأمين شود ،بنابراين اصل بيست و پنجم قانون اساسي برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيکاري، پيري، ازکار افتادگي، بي سرپرستي، درراه ماندگي، حوادث و سوانح و نيازبه خدمات بهداشتي ودرماني ومراقبت هاي پزشکي بصورت بيمه و غيره حقي است همگاني، دولت مکلف است طبق قوانين ازمحل درآمدهاي عمومي ودرآمدهاي حاصل از مشارکت مردم وخدمات و حمايت هاي مالي فوق را براي يک يک افراد کشور تأمين کند .
بنابراصل سي ام قانون اساسي دولت موظف است که وسايل آموزش و پرورش رايگان رابراي همه ملت تاپايان دوره

منبع مقاله درمورد برنامه چهارم توسعه، کارگران مهاجر، منابع محدود، رشد شرکت

کليدي زير پرداخت:
روابطتامين کننده- کارفرما
رفتار سازماني
تحليل رقابت
تاثير تکنولوژي
بعلاوه بايد همزمان به منافع و ريسک هاي برون‌سپاري براي سازمان پرداخت.

دولتها براي اعمال تغيير مناسب در سازمانهاي بخش دولتي ناگزيرند خط مشي هايي را وضع کنند که ناظر برتغييرات بنيادي يا اصلاحيياهردوآنها درسازمانها باشد.سازمان امورمالياتي کشور نيز از اين تغيير وتحولات در امان نبوده وناگزير براي دستيابي به اهداف سازماني،نيازمند توجه به تغييرات است. برون‌سپاري يکي از مباحث کليدي ومهمي است که امروزه در بسياري از سازمانها جايگاه ويژه اي پيداکرده است واهميت به کارگيري آن روز به روز بيشتر مي‌شود .باتوجه به اهداف وسياستهاي کلان دولتي وتحولات پيش روي سازمان،(خصوصي سازي وکوچک سازي بخش دولتي ،قانون خدمات کشوري ،اصل 44قانون اساسي وجهاني شدن) برون‌سپاري فرآيندهاي سازمان وتغيير وتحولات در اين جهت منطبق با سياستهاي بلندمدت ،استراتژي واهداف سازمان است. ( عالم تبريز،شايسته،???? : ?)

?-?پيشينه خارجي
جدول ?-? پيشينه خارجي
رديف
عنوان و مشخصات تحقيق
نتايج
?
بازنگري راه حل برون سپاري ؛فريتاگ وهمکاران ؛????
بررسي عوامل كه موجب تجديد فعاليتهاي برونسپاري مي باشد.
?

نقد وبررسي مفهوم استراتژي رقابتي برون سپاري منابع ASA؛کوک وهمکاران ؛????
برون‌سپاري شرکت را قادر مي سازد که هزينه هاي آتي را با انتخاب رقابتي ترين قرارداد مناقصه پايين نگه دارد.
?
خطرات وفوايد فرآيند کسب وکار برونسپاري؛هيکو وهمکاران؛????
ارائه مدل فرايند كسب و كار برونسپاري شده تجزيه و تحليل آن در صنعت بانكداري آلمان.

?
روند يافتن منابع از خدمات کسب وکار در حال ظهور؛شارما و لو؛????
بنظر مي رسد که استراتژي برون‌سپاري تنها راه حل امروز براي کاهش هزينه هاست.

?
هدف راهبردي براي فناوري اطلاعات برون سپاري؛ديرومالدو و گارباکسين ؛????
يک مطالعه بين المللي که نشان داده 20 درصد از قراردادهاي برون‌سپاري پس از 2 سال خاتمه مي يابند و 50 درصد آنها پس از 5 سال.

?
تحقيقات تجربي از فناوري اطلاعات برون سپاري در مقابل شبه برون سپاري در فرانسه وآلمان ؛ليمي و همکاران ؛????

70 درصد از برون‌سپاري ها يک تجربه منفي دارند، زيرا اهداف آنها از برون‌سپاري محقق نشده است. 25 درصد از برون‌سپاري ها دوباره به سازمان برگردانده مي شوند.
?
برون سپاري فناوري اطلاعات ؛مفاهيم استراتژيک؛ويل کوک وهمکاران ؛????

يک پايه براي برنامه ريزي استراتژيک و6فاکتور که تصميم گيري برون‌سپاري ITمي تواند براساس آنها باشد ارائه شده است.
?
.برون سپاري وتاثير آن بر اهداف عملياتي وعملکرد؛رودريگرز وهمکاران؛????
از معاني مختلف برون‌سپاري مي‌توان نتيجه گرفت که انواع مختلفي دارد که ممکن است بر اساس معيار هاي مختلفي از قبيل سطح تصميم گيري حجم برون‌سپاري درجه اي از ادغام ؛روابط ويژه؛سطح کنترل اداري ومالکيت
?
مطالعات موردي برون سپاري در ادينبرگ ؛تکزاس؛بيلي وهمکاران ؛????

افزايش استفاده از ارزيابي ، بهبود هدف گذاري ، افزايش آموزش وتوسعه کارکنان ، دسترسي به تخصص هاي ويژه وفن آوري ايجاد ارزش جديد براي شرکت
??
استراتژي برون سپاري :رويکرد ساختار يافته براي تصميم گيري برون سپاري وابتکارات ؛گريور؛????
برون‌سپاري تصميمي است که بايد در سطوح عالي سازمان اتخاذ شود و در اين تصميم گيري عواملي چون چشم انداز آينده سازمان ، شايستگي هاي اصلي ،ساختار ،هزينه ها ومزيت رقابتي بايد مورد توجه قرار گيرد.
??
برون سپاري وتشکيل اتحاديه ؛ماگناني وهمکاران ؛????.

تجزيه وتحليل اثر برون‌سپاري در تشکيل اتحاديه ها بين سالهاي ????و????مورد بررسي قرار گرفته است.نتايج نشان مي‌دهند برون‌سپاري به کيفيت بالاتر وبهره وري صنعت کمک مي کند.
??
دست زدن به جنگ؛اعتماد در تعهد در روابط برون سپاري ؛نلسوني؛????
ديدگاههاي نظري اعمال شده به برون‌سپاري را مورد بررسي قرار داده است.اين ديدگاهها ،نظريه سازماني ، نظريه وابستگي منابع ،نظريه شبکه ،نظريه سيستمها،نظريه مبتني بر دانش ومنافع شرکت وهمچنين هزينه معامله اقتصادي مي‌باشد.
??
مزيت ها وخطرات تصميم گيري در IT ؛ مقيمي و همکاران ؛????

مهمترين مزيت برون‌سپاري فناوري اطلاعات از ديد مديران ISPها کنترل وکاهش هزينه هاي کلي ايجاد يک سرويس IT ومهمترين ريسک آن وابستگي زياد به پيمانکاران سرويس هاي IT مي‌باشد.
??
تاثير نوع منابع برکيفيت خدمات و اقدامات نگهدارنده؛
کيم وهمکاران؛????
برون‌سپاري لزوماً منجر به افزايش کيفيت خدمات وکاهش هزينه ها وافزايش کارايي در بلند مدت نمي‌شود.
??
ما در فکر آن هستيم تا برنده شويم: مذاکره موفق جهت معاملات برون سپاري؛گيلبرت وهمکاران ؛????
برون‌سپاري به واسطه کاهش هزينه ها ،دسترسي به بهترين روشها وآخرين تکنولوژي روز دنيا ، امري ضروري است . در اين مقاله مراحل کليدي دخيل در ايجاد پايه براي موفقيت پروژه هاي برون‌سپاري وجلوگيري از مشکلات را بررسي کرده است.
??
خطرات وپاداش در فرآيند کسب وکار برون سپاري؛کانکلين ؛????
با برون‌سپاري وظايفي مانند حقوق ودستمزد وامور مربوط به استخدام ،بخش منابع انساني بهتر مي تواند بر فعاليت هاي اصلي تمرکز کند.

رويکرد واگذاري کارها به نيروهاي خارج از سازم
ان در کشورهاي توسعه يافته ،مدت زمان زيادي است که انجام مي‌شود .در اين ميان ،کشورهاي پيشرفته واقع در شرق آسيا به توفيقات چشم گيري در زمينهيکاهش هزينههاي مربوط به توليد وخدمات دست يافته اند .ازجمله اين کشورها مي‌توان به هند وچين اشاره کرد.اما رويکرد واگذاري کارها به بيرون از سازمان يامنبع يابي خارج از سازمان براي کشور ما رويکردي نو باسابقه اي کوتاه است.شايد هنوز اين باور در ميان مديران ومسئولان سازمانهاي ما نهادينه نشده که اين شيوه مي تواند به افزايش بهرهوري،کاهش هزينه هاونيز جلب مشارکت بيشتر کارکنان منجر شود.(کيل،1385: 16-15)
?-?بررسي تاثير برون‌سپاري فرايندهاي سازمان امورمالياتيبرعملکرد آن
?-?-?برون‌سپاري
برون‌سپاريهمانندديگرموضوعاتعلميباتعاريفمختلف از ديدگاه هاي متفاوتي برخوردار است.برون‌سپاري در مفهوم اوليه خود بدين معناست که کارکنان بخشي از فعاليت هاي شرکت را به بيرون سپرده ودرحقيقت ،خود از فرآيند خارج مي شوند واين کار توسط کارکنانتأمين کننده فعاليت ها انجام مي‌شود. اين مفهوم از برون‌سپاري به برون‌سپاريسنتي معروفاستدرحاليکه دربرون‌سپاري نومطرح مي‌شود که کارکنان درحقيقت جابجا نميشوند وخدمتي نو،توسط يک شرکت در مجموعه فرآيندهاي کسب وکار همان شرکت مورد استفاده قرار مي گيرد.در هرصورت چنانچه بخواهيم تعريفي به صورت جامع تر بيان کنيم،بايدتمامي جوانب برون‌سپاري ودسته بنديهاي گوناگون را شامل شود.برون‌سپاري انتقال ويانمايندگي دادن به يکتأمين کننده خدمات وياعمليات همراه بامديريت روز به روز فرآيند کسب وکار مي‌باشد.براين اساس ،مشتري خدمات مشخص تري را درباره موضوعات فرآيند مرتبط باکسب وکار دريافت مي کند که مجموعه انها فرآيند کسب وکار راتکميل مي کند.بعبارتي،مفهومي که براساسآنبخشي از وظايف يک شرکت از داخل به خارج شرکت منتقل شده وتوسط ديگران انجام مي‌شود،برون‌سپاري راتداعي مي کند. هدف از برون‌سپاري کاهش هزينه ها،افزايش کيفيت ويا آزادسازي برخي منابع شرکت براي تخصيص آن به اموري که داراي اولويت بيشتري است،مي‌باشد.
گستره فرآيند برون‌سپاري تاحدي است که مي تواند در برگيرنده کليه فعاليت هاي توليد وياحتي فعاليت هاي باماهيت خدماتي نيز باشد.برون‌سپاري هنگامي به وقوع مي پيوندد که يک موسسه توليدي ياخدماتي ،تمام يابخشي از پيشنهادهاي دريافتي را به پيمانکاران بيروني واگذار نمايد.اصولاً برون‌سپاري باهدف کاهش هزينه هاي توليد،آشنايي بافناوري هاي نوين ،بهره گيري مطلوب تر از زمان هاي در دسترس ومنابع محدود سازمان ،جلوگيري از پراکندگي فعاليت ها ونهايتاًگسترش بي رويه سازمان وهزينه هاي مربوطه صورت مي پذيرد. .(پورمعلم ،1389: 17 )
* تاريخچه و روند برون‌سپاري
پس از پايان عصر يکپارچه سازي عمودي که سازمان ها از ابتداتا انتهاي فعاليتهايزنجيرهتامين راتماماًخودپياده واجرا مي نمودند،اکنون عصربرون‌سپاري فعاليت هاي سازماني ظهور کرده است.
قدمت مفاهيمي چون مقاطعهکاري ،سرمايهگذاريمشترکومشارکتراهبرديبهصدها سال پيش برمي‌گردد.اين مفاهيم ،درحوزه هاي گوناگون رواج داشته اند.(گريور3،1999: ??)
کشاورزي:به کار گماري گروه هايي ازکارگران مهاجر به منظور ياري آنان در فصل برداشت محصول
شرکت هاي ساختماني: مقاطعه کاري عناصري از ساختمان سازي(نظير برق کشي ولوله کشي )
دولت:بستن پيمان برايتوليدتجهيزات نظامي باپيمانکاراني که شريک راهبردي دولت محسوب مي شدند.اين پيمانکاران نيز براي اجراي کار،قراردادهايي فرعي باپيمانکاران ديگر منعقد مي کردند.
آنچه برون‌سپاري را از اين مفاهيم مشابه جدا مي کند،اين است که در برون‌سپاري ،فعاليت هاي داخلي به بيرون واگذار ميشوند.در حاليکه اين امر،لزوماًدر قراردادفرعيوسرمايه گذاري مشترک مصداق ندارد.به علاوه ،در برون‌سپاري باتجديد ساختار سازماني روبرو خواهيم بود که اين امر در قراردادهاي فرعي الزاماً به چشم نميخورد.طي سالهاي 1970تا1980با رشدجهانيشدن ،سازمان هاتمايل بيشتري به برون‌سپاري فعاليت ها نشان دادند،اما برون‌سپاري به مفهوم امروزي آن ،به عنوان يک راهبرد رسمي بازرگاني ،در اواخر دهه ي 1980مطرح شد.درسال 1989اين اصطلاح براي توصيف روند روبه رشد شرکت هاي بزرگي ظهور يافت که سيستمهاي اطلاعاتي خودرا به تامينکنندگاني بيروني واگذار مي کردند.چالش اصلي در اين دوران مشخص نمودن فعاليت ها وفرآيندهاي اصلي واتخاذ تصميم برون‌سپاري بوده است.در اوايل دهه 90سازمان ها با تمرکز برتوانمندي هاي محوري خود اقدام به برون‌سپاري فعاليت هايي نمودندکه براي ادامه حيات سازمان ضروري بود اما به طور مشخص ومستقيم به فعاليت اصلي کسب وکار ارتباط نداشت.در اين دوره قراردادهاي برون‌سپاري متنوع گرديدوبرخي سازمان ها حسابداري ،منابع انساني،امنيت ،وپردازش اطللاعات را برون‌سپاري کردند.
درگذشته برون‌سپاري تنها هنگامي صورت مي گرفت که سازمان ها به دلايلي همچون عدم توانمندي،فقدان ظرفيت ،فشارهاي مالي يا محدوديت فناوري،قادر به انجام کار خاصي نبودند.اما امروزه سازمان ها تمرکز کمتري برمالکيت ودر نتيجه تمرکز بيشتريبرشراکتهايراهبرديبرايکسبنتايجغنيومطلوب دارند .سازمان ها برون‌سپاري رابراين اساس که چه کسي مي تواند نتايج موثرتري براي يک فعاليت مشخص ارائه دهد انتخاب مي کنند. (الفت،براتي ،1389 :31)
* برون‌سپاري از ديدگاه بهرهوري
سازمان ها براي دستيابي به بهرهوري نياز
دارند تعدادي از فرآيندهاي خود را برون‌سپاري نمايند.بهره وري ازدوجزءاصلي”کارايي”و”اثربخشي”تشکيل مي‌شود که بخش “کارايي “مربوط به تعيين نيازهاوخواسته هاي مشتريان وبخش اثربخشي شامل منابع مورد استفاده مي‌باشد.سنجش هريک از اين دوعنصر ،ميزان بهرهوري سازمان رامشخص مي سازد.از نقطه نظري ديگر،اثربخشي نگاه به بيرون وکارايي نگاه به درون سازمان دارد.براي سنجش کارايي ،سازمان به عمليات دروني خود ونحوه صرف منابع مي پردازدتا اين که دريابد هرخدمت چند واحد پولي هزينه در برداشته وبراساس استانداردها اين هزينه تاچه حد توجيه پذيراست ودر سنجش اثربخشي ،سازمان به بيرون مي نگرد تادريابد خدمات چه اثراتي برجامعه ومشتريان برجاي گذارده است.گاهي برون‌سپاري سازمان ها درجهت حصول به کارايي بيشتر وگاهيدرجهت دستيابي به اثربخشي صورت مي پذيرد.البته برون‌سپاري برخي از فعاليت ها به اين دليل صورت مي گيرد که مديريت اين گونه فعاليت ها وقت زيادي رابه خود اختصاص مي دهد لذا برون‌سپاري در اين حالت باعث مي‌شود تا مديران بتوانند بدون دغدغه فکري بتوانند به مسايل اصلي تر در راستاي اهداف سازمان بپردازندکه اين خود برافزايش بهرهوري تاثير مستقيم مي گذارند.(الواني،اشرف زاده،1387: 20)

* چگونه برون‌سپاري را باموفقيت اداره کنيم
سازمان هايي که به انجام برون‌سپاري مبادرت مي ورزند بايد بدانند موفقيت شان به يک روش شناسي منضبط بستگي دارد.اين روش شناسي نيازمند تعهد ومسئوليت منابع ماهر برگرفته از مديريت اجرايي مي‌باشد.چنين روششناسي موارد متعددي را در بر خواهدگرفت که عبارتند از تدوين استراتژي ،ارزيابي سازماني،برنامه ريزي ،تعيين نيازمندي ها،درخواست براي پيشنهاد ،گزينش وسنجش فروشنده،مذاکرات وتدوين قرارداد،وطرز ادارهي جامع وگستردهي برون‌سپاري ،اين امر همچنين به حمايت واحدهاي ميان کارکردي درون سازمان ها بستگي دارد که ازمقاصد ،اهداف واستراتژي سازمان درک روشني دارند. سازمان هاي انجام دهندهي برون‌سپاري بايد ازقبل به طور کنشگرايانه وبابيغرضي برون‌سپاري را ارزيابي کنند ،مشکلات کنوني وبالقوه راشناسايي نمايند وهمزمان با کاهش ريسک ها،اقدامات اصلاحي را به کار بندند.
برون‌سپاري يک استراتژي پر قدرت تجاري است که نيازمند تغيير پارادايم در روش تجارت جهاني مي‌باشد.چنانچه برون‌سپاري به درستي بکار گرفته شود،درحقيقت مزايايي به همراه دارد ازجمله کاهش هزينه ،توانايي براي تمرکز روي شايستگي هاي اصلي تجاري ،بهبود کيفيت،قابليت ها ومهارتهاي برتر،کاهش زمان رسيدن به بازار ومزاياي رقابتي ،سازمان هايي که برون‌سپاري را به يک شايستگي اصلي تبديل مي نمايندبراي رقابت دربازار جهاني موقعيت خوبي خواهند داشت.(سيدجوادين،حسينقلي پور،1390 :35)
درکشور ما مدتهاست که صحبت از برون‌سپاري به شکلي جدي مطرح شده است.مطالعه برنامه هاي اخير توسعه کشور وبه ويژه برنامه چهارم توسعه نشان مي دهد که دولتمردان نيز به ضرورت توجه بيش از پيش به اين استراتژي واقف شده ودر جهت کوچک سازي وکاهش تصدي گري،اين مفهوم رادر دل برنامه هاي توسعه کشور جاي داده اند.رفتار بسياري از سازمان هاي کشورمان اعم از خصوصي ودولتي در سال هاي اخير نيز نشان از توجه به مقوله برون‌سپاري در کشورمان دارد.
درکشور ما اغلب از زاويه سازماني که قصد برون‌سپاري فعاليت هاي خود رادارد به اين موضوع توجه شده است.واقعيت اين است که بررسي تجربه برون‌سپاري در کشور مانشان ميدهد که عليرغم دستاوردهاي مثبت،متاسفانه به دلايلي در برخيموارد اين امر باعث بروز مشکلات ومسائلي در سطح بنگاه وهمچنين درسطح کلان کشور شده ولذا اهداف از پيش تعيين شده حاصل نشده است.بسياري از دلايل رابراي بروز اين مشکلات ودربرخي موارد بحران حاصله،مي‌توان برشمرد.سازمان

منبع مقاله درمورد اشتراک دانش، عملکرد سازمان، بهبود عملکرد، از دست دادن فرصت

از لحاظ موضوع تحقيق داراي اهميت است، به تناسب در نمونه وجود داشته باشد و بتوان نتايج حاصل از آن را به کل جامعه تعميم داد.

فصل دوم

مباني نظري وپيشينه تحقيق

?-?مقدمه
امروزه بسياري از سازمانها براي حفظ مزيت رقابتي خود در بازارهاي جهاني وکاهش مخاطرات سرمايه گذاريها،فرآيند برون‌سپاري فعاليتهاي سازماني را دنبال مي کنند. (ميمند و همکاران، ???? :?)
سازمانها ناگزيرند براي موفقيت در دنياي کسب وکار امروز،برمزيتهاي رقابتي خود تکيه کنند.براي اين منظور ،استراتژي برون‌سپاري به عنوان راهکاري خواهدبودکه امکان استفاده سازمان از منابع تسهيلات وتخصصهاي ساير سازمانها را بدون اينکه سازمان مالکيتي برمنابع وتسهيلات داشته باشد فراهم مي آورد. (ميمند و همکاران، ???? :?)
هدف نهايي از برون‌سپاري ،افزايش سودآوري ،انعطاف پذيري وکاهش مخاطرات سرمايه گذاري در کسب وکار سازمان است.سازمان زماني بايد از برون‌سپاري استفاده کند که اطمينان داشته باشد برون‌سپاري باعث بهبود وضعيت مالي وبهرهوري خواهد شد.در سازمانهايي که نگران تامين منابع مالي خود نيستند از جمله سازمانهايي که دولت منابع آنها راتامين مي کند (سازمانهاي بخش عمومي ) بويژه در بخش خدمات،نسبت به برون‌سپاري حساسيت چنداني وجود ندارد ومعمولاٌباعث بهبود وضعيت مالي وبهره وري نمي‌شود .براي بررسي تاثيربرون‌سپاري در سازمان ،مي بايست با نگاهي سيستمي اثرات علي ومعلولي آن در عناصر مختلف مرتبط ارزيابي شود تصميم برون‌سپاري ،در کوتاه مدت ، داراي دواثر عمده برسازمان است:ازيک سو باعث کاهش هزينه هاي عملياتي خواهد شدو از سوي ديگر با آزاد شدن سرمايه ،امکان سرمايه گذاري در ساير حوزههارابرايسازمان فراهم خواهد ساخت،در نهايت ،برآيند اين دو تاثير ،مي تواند باعث افزايش سودمندي براي سازمان وايجاد ارزش افزوده بيشتر براي سهام داران گردد. (ميمند و همکاران، ???? : ?)
برون‌سپاري راهي نوين براي حل مشکلات دولت ها است که نيازمند تغييرات بنيادين در نگرش مديران به ماهيتخدمتونوعارتباطشانبابخشخصوصيونيزتغييردرقوانينمرتبط براي تسهيل موضوع دارد.برون‌سپاري موجب کوچک شدن دولت همراه باکاهش هزينه ها ،افزايش بهرهوري وکيفيت خدمات ،ايجاد اشتغال موثر دربخش خصوصي،انتقال فن آوري ،جذب سرمايه گذاري خارجي،ايجاد درآمد ارزي ،کم کردن فاصله ميان بازارهاي داخلي باخارجي وکمک به توسعه مي‌شود.( الواني ، اشرف زاده،1387: ??)
ما در جامعه اطلاعات زندگي مي کنيم ، جامعه اي که مردمان آن با همان سرعت به اطلاعات دسترسي دارند که رهبران ما در عصر بازارهاي تخصصي و تسهيم شده زندگي مي کنيم ،در اين بازارها مشتريان به کالاها و خدمات بسيار مرغوب و وجود انواع گزينه عادت دارند .مقتضاي اين حال و هوا موسساتي است که فوق العادهانعطافپذيروسازگارباشند،کالاهايمرغوبتوليدکنندوپاسخگويمشتريانخودباشند.
(اوزبرن و گبلر2،1991: ?? )
?-?بيان مسئله
درسال هاي اخير،مديرانتحقيقاتيبايک حقيقت گريز ناپذير وقطعيمواجه شدهاند وآن چيزي جز تغييرمحيط فعاليت نيست.ظهور بازارها ورقباي جهاني واستراتژي هاي جديد رقابتي(که برپايه کيفيت ،سرعت ،وپيمان هاي همکاري بناشده اند)،مديران رامجبور به اتخاذ استراتژي هاي مديريتي ،ساختارهاوسيستم هاي جديدي نموده است.
هم اکنون بسياري از سازمان ها وحتيموسسات تحقيقاتي،ازفعاليتهاي معمول داخلي به سوي برنامههاي جديد توسعه وبکارگيري فناوريدرقالبهمکاريهاروي آوردهاند.ضرورت مشارکت وبرون‌سپاري ،سوالهايي است که اکثر شرکت ها باآن مواجه هستند،چرا که شرکت ها منابع محدودي دارند ونمي توانند بضاعت مالي داشتن تمام تکنولوژي را در درون خود راداشته باشند.
نتيجه اين امر افزايش آگاهي نسبت به اهميت تصميمات برون‌سپاري شده است.اگرچه مفاهيم استراتژيک برون‌سپاري طي ساليان زيادي مورد بحث قرار گرفته اند،اما اغلب تصميمات برون‌سپاري صرفاٌبراساس هزينه اتخاذ مي شوند.رويکرد سيستماتيک دربرون‌سپاري امريحياتي است وبه عنوان يکي از عوامل بحراني موفقيت در مديريت تدارکات ومشارکت هاي پروژه هاي تحقيقاتي،به اين مساله پرداخته شده است.مساله برون‌سپاري در سازمان ها موضوعيت دارد.اما درپروژه هاي تحقيقاتي بواسطه وجودريسک از دست رفتن دانش انحصاري سازمان اهميت دوچنداني مي يابد .نتيجه اين امر افزايش آگاهي نسبت به اهميت تصميمات برون‌سپاري شده است.تصميمات برون‌سپاري مقداري از منابع وسرمايه راجهت صرف درموارد ديگر آزاد مي سازد.
برون‌سپاري به اين صورت سبب کاهش هزينه ها حتي تا39%شده است،جدا از اينکه منافعي مثل وارد شدن به بازارهاي کليدي نيز به اين ترتيب وبا اين مشارکت ها تسهيل شده است.اولين موج برون‌سپاري فعاليت ها به فعاليت هايي که مستلزم مهارت هاي سطح پايين بودند محدود مي شد.مثل مشاغل صنعت نساجي يا صنعت اسباب بازي،دومين موج شامل صنايعي مثل تهيه نرم افزارها ،پردازش کارت هاي اعتباري ومواردي از اين دست بود.سومين موج يا موجي که الان درجريان است شامل فعاليت هايي مي‌شود که داراي دستمزد بالايي هستند ونياز به مهارت هاي سطح بالا دارند که از جمله آنها مي‌توان به تراشه ،مهندسي ،تحليل هاي مالي،داروسازي وتحقيق وتوسعه ا
شاره نمود.
بابررسيساختار هزينه شرکت هاي توليدي در کشور هاي مختلف نتايج مشابهي گزارش شده است.همه آنها بيان مي کنند که مواد وقطعات فرآيندهاي خريداري شده از تامين کنندگان به طور متوسط 50%کل هزينه هاي توليدي راتشکيل مي دهد.بنابراين هزينه هاي مديريت زنجيره تامين،يک عنصر اصلي درمديريت هزينه کل وافزايش سودآوري شرکت مي‌باشد.
شواهدحاکياز آن است که در گذشتهرابطه تامين به صورت سيستماتيک انجام نمي شده است.اما در سالهاي اخير مدل هايي در اين رابطه ارائه شده است.
تصميمات تامين تنها به مواد وقطعات فرآيند هاي محصول ،محدود نمي‌شود ودر رابطه بافعاليتهاي غيرتوليدي از قبيل خدمات پشتيباني نيز قابل کاربرد است.در اکثر سازمان ها ،تصميمات تامين بالقوه زيادي وجود دارد.به طور مثال ،شرکت هاي توليدي صدها قطعه دارند که مي تواند از داخل ياخارج سازمان تامين گردد.
نتيجه تصميمات کاملاًمتاثر از کيفيت اطلاعات در دسترس وفرضيات استفاده شده در تحليل مي‌باشد.در کنار ملاحظات هزينه وسود ،در تصميمات تامين،مسائل استراتژيک ،ارزيابي مالي،ابعاد کارايي وريسک در رابطه باکيفيت تامينکننده،قابليتاطمينان،زمانهايپيشبردووتحويلمدنظرقرارميگيرند.زمانيکهتمام اين فاکتورهاباهم درنظرگرفتهميشوند،تصميم تامين مي تواند يک تصميم بسيار پيچيده وحساس باشد که بر سودآوري،سرمايه گذاري وموقعيترقابتيتاثيرميگذارد.يک تصميم اشتباهميتواندمنجربه هزينههاي محصول بالاتر،حيف وميل واز دست دادن فرصتها،مشتريان وسهم بازار شود.
برون‌سپاريدربسياريازسازمانهايامروزي(غربي،شرقي،وياايراني)ازامريغيرعادي وعجيب ،به فعاليتي متداول تبديل شده است.کمي تفکر در اين واژه،مارابه بررسي ومطالعه مفاهيمي چون ساختارهاي سازماني،بنگاه هايدولتيوخصوصي،بازاريابيرقابتيوانحصاري،ايجادارزشافزودهبيشتر،کاهشهزينهوافزايش سودآوري،پروژه ومديريت آن ،مديريت مخاطرات،چابکي وانعطاف پذيري ،نفوذ به بازارهاي جديد وبسياري ابزار ودانش هاي تخصصي ديگر سوق مي دهد.
برون‌سپاري که اين روزها به عنوان يک روش واگذاري بخشي از کارها به خارج از سازمان ياداخل سازمان بهصورت پيمانکاريمطرحاست،مانندهرروشديگريميتواند مفيد باشد.ولي اگر داراي شرايط واستانداردهاي تعريف شده وشفافي نباشدممکن است ضرر وزيان هاي بسياري را به همراه داشته باشد.
امروزه،بسياري از شرکت ها باتمرکز بريک تخصص ويامهارت ويژه فقط براي ارائه خدمات به مجموعه اي بيرون از خود فعاليت مي کنند.تحقيقات نشان ميدهد منافع حاصل از برون‌سپاري از شرکت ها،زياد بوده ومهمترين آنها صرفه جويي در وقت وهزينه وارتقاي کيفيت وآزادسازي منابع داخلي به منظور استفاده بهينه از آنها بوده است.(پورمعلم ،1389: ?)

?-?پيشينه داخلي
جدول 2-1- پيشينه داخلي

رديف

عنوان

نويسنده

سال

ناشر

نتايج
?

مهندسي برون‌سپاري در حمل و نقل
ناصرپورمعلم
1390
وزارت راه وترابري
تصميم گيري در زمينه روش وميزان واگذاري امور به غير که به عنوان اصلي ترين بحث برون‌سپاري مطرح است،ارتباط مستقيمي با انواع تحليل هاي فني واقتصادي داشته ونتايج اين تحليل ها تعيين کننده رفتار آتي سيستم خواهد بود.
2
مديريت برون‌سپاري راهي به سوي توسعه
سيدمهدي الواني
فرزاداشرف زاده
1387
مبتکران
فرآيندي مرحله به مرحله را براي دستيابي به موفقيت در برون‌سپاري را مطرح مي سازد.چارچوبي مفهومي مطرح مي‌شود که از طريق آن مي‌توان تصميم گرفت که چه فعاليتهاي خدماتي بايدبرون‌سپاري شود وچه فعاليتهاي خدماتي بايد در خود سازمان صورت پذيرد.
3
مديريت برون‌سپاري اثربخش
محسن چشم براه
و
محسن مرتضوي
1386
مهربان نشر
حاوي موضوعات زير است:
مسائل مقدماتي در مفهوم، دلايل، ضرورت، اهميت و سطوح برون سپاري
• فرايند اجرايي برون سپاري (با تاکيد بر عزم قاطع مديريت ارشد، هدف گذاري شفاف، ايجاد زبان مشترک بين افراد و گروه هاي درگير، تعيين شايستگي هاي محوري سازمان، …
• تحليل ساخت/ خريد و استراتژي هاي برون سپاري
• شناسايي، ارزيابي و انتخاب تامين کنندگان
• مذاکره و عقد قرارداد
• اجراي قرارداد و مديريت روابط
• سنجش عملکرد تامين کنندگان
• مخاطرات برون سپاري
حوزه هاي اصلي مخاطره در برون سپاري را در چهار گروه دسته بندي کرده است:
1. مخاطرات موجود در حوزه ي عملکرد تامين کنندگان
2. مخاطرات موجود در حوزه ي تصميمات راهبردي
3. مخاطرات موجود در حوزه ي اجراي برون سپاري
4. مخاطرات ناشي از حوزه ي ماهيت نامزد برون سپاري
4
درآمدي بر برون‌سپاري

لعيا الفت ،مسعود براتي

1389
پژواک کيوان
کتاب باهدف ارائه فرآيند جامع ونظام مند برون‌سپاري وکمک به مديران در اجراي صحيح اين راهبرد تدوين شده است.حاصل کار پژوهشي است که باهدف ارائه مدلي براي واگذاري فعاليتها به بخش خصوصي ،شکل گرفته است
5

فرآيند برون‌سپاري
سيد رضاسيدجوادين،طهمورث حسنقلي پور
1390
نگاه دانش نوين
در اين کتاب برون‌سپاري در زمينه کارايي هزينه ها ونيز ابعاد منابع انساني ،رفتار روانشناختي وسازماني،احساس کمبود ونارضايتي ،مشکلات حفظ وفرسايش ودليل وقوع آن بررسي مي‌شود.
6
طراحي مدل اثرات برونسپاري موفق بر فعاليتهاي سازماني

بهروز دري نوكوراني ياسر سبحاني فرد

زمستان
????

اجرايي هر چه موفق تر برونسپاري موجب بهبود فعاليتهاي سازمان مي شود.
7
مدل تصميم گيري سپاري خدماتي
فرزاد اشرف زاده

????
نشريه مطالعات مديريت بهبود وتحول-شماره??
از طريق ارائه مدل استراتژيك بنام ماتريس خدمات براي كمك به مديران در برون سپاري خدمات ارائه مي شود كه از طريق آن مي توان تصميم گرفت كه چه فعاليتهاي خدماتي بايد برون سپاري شوند و چه فعاليتهاي خدماتي بايد در خود سازمان انجام پذيرد.
8
برون‌سپاري در کسب وکارهاي کوچک ومتوسط
کامبيز طالبي،محمدرضا زالي ،بنفشه پيرويان
????

آشنايي صاحبان ومديران کسب وکارهاي کوچک ومتوسط وهم چنين ساير فعالان اين حوزه بامفاهيم وتعاريف ،تاريخچه برون‌سپاري و هم چنين ماهيت ونوع فعاليتهاي برون‌سپاري شده بويژه درسطح کسب وکارهاي کوچک ومتوسط وتمايز آن باکسب وکارهاي بزرگتر تدوين شده است.
9
بررسي اثر استفاده از استراتژي برون‌سپاري بربهره وري صنعت بانکداري
محمدميمند،زين العابدين رحماني،مهدي بصيرت نيا
????

ارتباطات مثبت معناداري بين اجزاي بهره وري مشاهده مي‌شود که اين امکان رافراهم مي کند که باهزينه کمتر موجبات ارتقاءبهره وري درشعب بانک فراهم آورد.
10
ارزيابي واولويت بندي برون‌سپاري فرآيندهاي کاري ماليات ستاني در سازمان امورمالياتي با رويکرد topsisفازي
اکبرعالم تبريز،روياشايسته

????

در اين مقاله مدلي براي تصميم گيري برون‌سپاري ومعيارهايي براي ارزيابي برون‌سپاري فرآيندهاي کاري در سازمان امورمالياتي با استفاده از روش دلفي فازي ومدل تصميم گيري topsisارائه شده است.
11
تحقيقي پيرامون مسائل برون‌سپاري
سيدعلي بربند،محسن ذبيحي
????

طي اين تحقيق درشرکت توزيع برق مشهد پس از ارائه ديدگاه وچشم انداز مناسب از شرکت هاي توزيع به تبيين شرايط خصوصي وبرون‌سپاري فعاليتها پرداخته وطي نه مرحله باشناخت وتدوين طرح جامع برون‌سپاري وبا ارائه تجزيه وتحليل مناسب،راهکارهاي عملي براي اجراي اين طرح وحل مشکلات تدوين گرديده است.
12
تاثير اشتراک دانش برتوفيق برون‌سپاري خدمات فناوري اطلاعات
فرج اله رهنورد،جليل خاوندکار
????

تاثير اشتراک دانش برتوفيق دربرون‌سپاري خدمات فناوري اطلاعات را در سازمان هاي محلي استان زنجان را مورد بررسي قرار داده اند.يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد که اشتراک دانش ،موفقيت راهبرد برون‌سپاري راتحت تاثير قرار مي دهد.
13
بررسي اثرات برون‌سپاري بربهره وري در شرکت سهامي تولي پرس
محمدرضا کيانمهر
????

اثر برون‌سپاري بربهره وري در شرکت سهامي تولي پرس را بررسي کرده ونتيجه گيري نمود که استراتژي برون‌سپاري باعث کاهش هزينه ها،بهبود نظارت وکنترل وپرداختن به کارهاي اصلي سازمان گرديده است.
??

بازآفريني دولت
اوزبرن وگيلر
????
انتشارات افرا
دولت اگر امکان پارو زدن را براي ديگران فراهم کند بهتر مي تواند کشتي جامعه را هدايت کند، اگر بهترين مغزها وانرژي هاي سازمان گرفتار پارو زدن شوند هدايت کشتي دشوار خواهد شد.
??
بررسي اثرات برون‌سپاري منابع انساني برعملکرد سازمان
شهلا سالونه
????

استراتژي برون‌سپاري را به عنوان ابزاري جهت بهبود عملکرد سازمان را معرفي مي کند.
??
راهنماي گام به گام مديران دربرون‌سپاري
ليندا دومينگز
????
انتشارات شرکت مهندسي نيروي نفت وگاز سپانير
در اين کتاب ضمن آشناسازي مديران وکارشناسان با اصول روشها والزامات برونسپاري در سازمان به طرح مشخصه هاي مختلف برون‌سپاري پرداخته شده ومدلي گام به گام براي تدوين وپياده سازي طرح برون‌سپاري اراپه خواهد شد.
??
فرآيند برون‌سپاري : استراتژيهايي براي مديريت وارزيابي

رونان مک لاوور
ترجمه:پوريا مومني وناصر آزاد
????

براي برون‌سپاري بايد به موضوعات

منبع مقاله درمورد عملکرد سازمان، منابع سازمان

ها و ابزار تجزيه و تحليل داده ها ……………………………………………………………………………………………………………??
فصل چهارم (تجزيه و تحليل و بيان نتايج حاصل از تحقيق) ??
4-1 مقدمه ……… ………………………………………………………………………………………………………………………………….??
4-2آمار توصيفي ……… ………………………………………………………………………………………………………………………..??
4-3آزمون نرمال بودن داده ها ……… ………………………………………………………………………………………………………………..??
4-4فرضيه ها……………………. ……… …………………………………………………………………………………………………………………??
4-4-1فرضيه اصلي…………………………………………………………………………………………………………………………………………….??
4-4-2فرضيه فرعي اول………………………………………………………………………………………………………………………………………??
4-4-3فرضيه فرعي دوم………………………………………………………………………………………………………………………………………??
4-4-4فرضيه فرعي سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………….??
4-4-5فرضيه فرعي چهارم………………………………………………………………………………………………………………………………….??
4-4-6فرضيه فرعي پنجم …………………………………………………………………………………………………………………………………. ??
4-5استاندارد سازي ابزارهاي اندازه گيري……………………………………………………………………………………………… ??
4-6تحليل عاملي اکتشافي مولفه برون‌سپاري…………………………………………………………………………………………. ??
4-7مدل اندازه گيري مولفه عملکرد ……………………………………………………………………………………………………………… ??
4-8مدل ساختاري تحقيق …… ………………………………………………………………………………………………………………………..??
فصل پنجم (نتيجه گيري و جمع بندي ) ??
5-1مقدمه…. …… ………………………………………………………………………………………………………………………………. ??
5-2نتايج برگرفته از آزمون فرضيه ها…… ……………………………………………………………………………………………….??
5-3پيشنهادات کاربردي…… ………………………………………………………………………………………………………………. ???
5-4پيشنهادات براي پژوهش هاي آتي…… …………………………………………………………………………………………. …???
5-5موانع و محدوديت ها……………………………………………………………………………………………………………………..???
پيوست
منابع فارسي …………………………………………………………………………………………………………………………………… ???
منايع لاتين……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ???
پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………???
چکيده لاتين……………………………………………………………………………………………………………………………………..???

فهرست جداول

فهرست جداول صفحه
جدول ?-? پيشينه داخلي ………………………………………………………………………………………………………………………………………??
جدول ?-? پيشينه خارجي …………………………………………………………………………………………………………………………………..??
جدول ?-? تقسيم بندي پرسشنامه…………………………………………………………………………………………………………………………??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب پاسخگو ………………………………………………………………………………??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب جنسيت آنها……………………………………………………………………………??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب تحصيلات آنها……………………………………………………………………..??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب سن آنها……………………………………………………………………………..??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب سابقه کاري آنها……………………………………………………………………??
جدول ?-? توزيع فراواني ودرصد آزمودني ها برحسب نوع گواهينامه آنها …………………………………………………………… ??
جدول ?-? نتايج آزمون کلموگروف ـ اسميرنف جهت بررسي پيروي داده ها از توزيع نرمال …………………………………..??
جدول ?-? ضريب همبستگي اسپيرمن رابطهي بين برون‌سپاري فرآيند ماليات بر خودرو و عملکرد سازمان ……………….. ??
جدول ?-? ضريب همبستگي اسپيرمن رابطهي بين برنامه ريزي مقدماتي و عملکرد سازمان ………………………………….. ??
جدول ?-?? ضريب همبستگي اسپيرمن رابطهي بين تحليل استراتژيک برون‌سپاري و عملکرد سازمان………………………… ??
جدول ?-?? ضريب همبستگي اسپيرمن رابطهي بين تحليل هزينه برون‌سپاري و عملکرد سازمان …………………………… ??
جدول ?-?? ضريب همبستگي پيرسون رابطه بين مذاکرات برون‌سپاري و عملکرد سازمان ……………………………………. ??
جدول ?-?? ضريب همبستگي پيرسون رابطه بين الزامات پس از قرارداد برون‌سپاري و عملکرد سازمان ……………………. ??
جدول ?-??نتايج آزمون KM
O-Bartlett مربوط به مولفه برون سپاري………………………………………………………………….. ??
جدول ?-?? کل واريانس تبيين شده عامل مکنون مؤلفه برون‌سپاري ……………………………………………………………….. ??
جدول ?-?? ماتريس همبستگي باز توليد شده بر مبناي بارهاي عاملي ………………………………………………………………… ??
جدول ?-?? شاخصهاي برازش مدل اندازه گيري متغير برون‌سپاري ……………………………………………………….. ??
جدول ?-?? نتايج آزمون KMO-Bartlett مربوط به مولفه عملکرد………………………………………………………………… ??
جدول ?-?? کل واريانس تبيين شده عامل مکنون متغير عملکرد سازمان امورمالياتي ……………………………………………. ??
جدول ?-?? ماتريس همبستگي باز توليد شده بر مبناي بارهاي عاملي ………………………………………………………………. ??
جدول ?-?? شاخصهاي برازش مدل اندازه گيري متغير عملکرد سازمان امورمالياتي …………………………………………. ??
جدول ?-?? بررسي فرضيات پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاري ……………………………………………………. ??
جدول ?-?? شاخصهاي برازش مدل معادلات ساختاري …………………………………………………………………………….. ??

فهرست شکل ها ونمودارها

شماره و عنوان شکل ها و نمودارها صفحه
شکل ?-? مدل نگاشت ماليات -فرآيند…………………………………………………………………………………………………………??
شکل ?-? مدل يکپارچه فرآيند هاي مالياتي …………………………………………………………………………………………………??
شکل ?-? الگوريتم انتخاب فرآيندها ……………………………………………………………………………………………………..??
شکل ?-? فرآيند عملکردي سازمان ………………………………………………………………………………………………………….. ??
شکل ?-? مدل اثرات برون سپاري موفق بر سازمان …………………………………………………………………………………… ??
شکل ?-? مدل مفهومي تحقيق ……………………………………………………………………………………………………………….. ??
نمودار ?-? توزيع فراواني آزمودنيها بر حسب نوع پاسخگويان ………………………………………………………………….. ??
نمودار ?-? درصد فراواني کارمندان بر حسب جنسيت آنها…………………………………………………………………………. ??
نمودار ?-? درصد فراواني آزمودني ها بر حسب تحصيلات آنها……………………………………………………………………. ??
نمودار ?-? درصد فراواني آزمودنيها بر حسب سن آنها…………………………………………………………………………….. ??
نمودار ?-? درصد فراواني آزمودنيها بر حسب سابقه کاري آنها…………………………………………………………………..??
نمودار ?-? معادله خط رابطهي تجزيه و تحليل استراتژيک برون‌سپاري و عملکرد سازمان ……………………………… ??
نمودار ?-? معادله خط رابطهي تجزيه و تحليل مذاکرات برون‌سپاري و عملکرد سازمان…………………………………. ??
نمودار ?-? نمودار اسكري براي تعيين تعداد عوامل مكنون مؤلفه برون‌سپاري………………………………………………… ??
نمودار ?-? نمودار اسكري براي تعيين تعداد عوامل مكنون عملکرد سازمان امورمالياتي…………………………………… ??
شکل ?-? مدل اندازه گيري مؤلفه برون‌سپاري فرآيند ماليات بر خودرو در حالت تخمين استاندارد ………………….. ??
شکل ?-? مدل اندازه گيري متغير عملکرد سازمان امورمالياتي در حالت تخمين استاندارد ……………………………… ??
شکل ?-? مدل معادلات ساختاري در حالت تخمين استاندارد……………………………………………………………………….??

فصل اول
کليات

?-?مقدمه
امروزه، مسائلي چون افزايش فشارهاي رقابتي، دشواريهاي کسب وکار،محدوديت منابع ،پيچيدگي هاي تکنولوژيک وتخصصي ترشدن کارها،شتاب تحولات محيطي،عدم اطمينان به آينده،افزايش هزينه ها،بزرگ شدن بيش از اندازه برخي از سازمانها (بويژه در بخش عمومي ) ونيز محدوديت هاي قانوني سبب شده است تا سازمانها در الگوهاي مديريتي خود تجديد نظر کرده وبراي دست يابي به مزيتهاي رقابتي در دنياي کنوني کسب وکار ،به استراتژيهاي جديدي روي آورند. يکي از اين استراتژيها تمرکز برشايستگي‌هاي اصلي و واگذاري انجام بسياري از فعاليتها به منابع خارج ازسازمان (برون‌سپاري) است.( چشم براه، مرتضوي،1389: ?)
توجه جدي به مفهوم بهره‌وري و استفاده بهينه از امكانات و منابع سازمانها امـري روشن و بديهياست و براي افزايشنرخبهره‌وري،بازبينيدرروشهـايادارهسـازمانودرصورتلزومتجديدنظر در آنها اجتنـابناپـذيرمـيباشـد .از نظـرعلمـي، روشهـاي متعددي وجود دارد كه مديران ميتوانند در انتخاب راه حلهاي استفاده مناسب و عق?يي از منابع، از آنهاكمكبگيرند . سازمانها در سراسرجهان به دنبال تکنيک ها روشهايي بـراي حفظ و توسعه مزاياي رقابتيخود هستند. استفاده از روشهاي نوينمديريتخدمات،ازجملهبرونسپاريكـهدرآنتمـاميابخشيازفعاليتهايسازمانبهافراد يا سازمانهاي بيرونـي واگـذارمـيشـود، يكـيازروشهاي بهرهورياستكه در دو دههاخير مورد توجه قرار گرفته است. (پورمعلم ،????: ? )

منبع پایان نامه ارشد درباره سي، سانتريفيوژ، بيماري، ويروس

پليت
6- سمپلر

الف- طرز تهيه گلوبول قرمز شسته شده

براي اطمينان بايستي از مخلوط خون حداقل سه قطعه جوجه استفاده گردد . اما ناچاراً در صورت استفاده از جوجه‌هاي مايه‌كوبي شده، خون اخذ شده بايد دقيقاً شسته شود. خون را با سرنگ استريل از وريد بال يا قلب گرفته و در يك شيشه در دار به نسبت 4 قسمت خون همراه با يك قسمت سيترات دو سود 4% و يا با نسبت مساوي با محلول Alsever براي جلوگيري از انعقاد مي‌ريزيم و با ملايمت مخلوط مي‌نمائيم.
مخلوط خون با ماده ضد انعقاد را با دور RPM1200 به مدت 10 دقيقه سانتريفيوژ نموده و پلاسما را دور مي‌ريزيم. خون ته نشين شده را به نسبت 1 به 20 با سرم فيزيولوژي مخلوط و مجددا سانتريفيوژ مي‌نمائيم.
عمل سانتريفيوژ كلاً سه بار تكرار مي‌شود. خون ته نشين شده را به نسبت 5/0 تا 1 درصد را در سرم فيزيولوژي مخلوط نموده و سوسپانسيون حاصل در آزمايش‌هاي HA و HI مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
رسوب گلبول قرمز در لوله سانتريفيوژ را مي‌توان به نسبت 1 سي سي گلبول قرمز در 15 سي سي محلول Alsever خارج گردد. بايد توجه داشت كه خون‌گيري از مرغ‌هاي بالغ و سالم به عمل آيد تا سيستم ايمني آن‌ها تكامل يافته باشد و همچنين از مرغ‌هاي تب‌دار نبايد استفاده شود.
ب- آنتي ژن
تهيه آنتي ژن بستگي به نوع عامل بيماري دارد. به عنوان مثال در مورد بيماري نيوكاسل‌، اين عمل با تزريق ويروس به تخم‌مرغ جنين‌دار و برداشت مايع آلانتوئيك حاصل مي‌شود. معمولا سويه لاسوتا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بهتر است ويروس با فرمالين1/0 درصد در حرارت 37 درجه سانتي گراد به مدت 16-24 ساعت غير فعال شود. ويروس غير فعال شده را مي‌توان به مدت 3-2 ماه در يخچال 4 درجه نگه‌داري نمود. ميزان آنتي‌ژن مورد نياز براي آزمون HA نسبت به نوع عامل بيماري متفاوت مي‌باشد.

ج- سرم‌هاي منفي ، مثبت و سرم‌هاي تحت آزمايش
سرم‌هايي كه مورد آزمايش قرار مي‌گيرند بايد صاف و تميز باشند. براي رسيدن به اين هدف و نيز بدست آوردن سرم كافي موارد زير توصيه مي شود:
1- لوله‌هاي مورد مصرف از جنس سيليكون باشند.
2- حجم خون بيش از نصف حجم لوله نباشد.
3- بعد از بستن در لوله ها ، آنها را تقريبا بايد به صورت افقي قرار داد.

منبع پایان نامه ارشد درباره واكسن، ويروس، بيماري، نيوكاسل

چندين سرو تيپ ديگر پاراميكسو ويروس پرندگان و مخصوصاً نمونه‌هاي AMPV-3 بدست آمده از طوطي سانان را نشان مي دهد.
اگر چه احتمال اشتباه تشخيص به ميزان زيادي بوسيله استفاده بيش از حد از سرم هاي كنترلي و آنتي ژنها كمتر مي شود، از طرفي استفاده از مونوكلونال آنتي بادي در تشخيص معمول ، مي تواند همراه با نتايج دقيق و روشن باشد(Meulemans et al., 1988).
1-1-16-5-1- روش هاي مولكولي در تشخيص بيماري نيوكاسل
تكنيك هاي رايج تشخيصي كه قبلا توضيح داده شده است ، تشخيص ويژگي هاي اختصاصي ويروس را پوشش مي دهند. اما فقط مسير باريكي را در مقابل حمايت از تحقيقات اپيدميو لوژيك قرار مي دهند.به علاوه اين تكنيك ها به نظر برخي ها طاقت فرسا و پر زحمت است و مهم تر اين كه گران مي باشند.
روش ها و تكنيك هاي مولكولي مختلف به كار رفته در تشخيص بيماري نيوكاسل توسط الكساندر و الدوس مورد بررسي قرار گرفته اند. اغلب تكنيك هاي مولكولي به صورت واكنش زنجيره پلي مراز شامل (PCR) انجام مي گيرد. چون ويروس بيماري نيوكاسل RNA دار است ، لذا رونوشت برداري معكوس(RT) براي توليد يك نسخه DNA از ژنوم ، براي شروع مراحل ضروري است. تكثير كپي DNA به وسيله (PCR) با استفاده از پرايمر ها انجام مي شود كه به صورت جهاني استفاده شده ، و انحصارا ويروس بيماري نيوكاسل را شنا سايي مي‌كند.
اين پرايمرها مناطقي از ژنوم ويروس كه داراي ويژگي هاي اختصاصي ، پاتو تيپ و غيره مي باشد را مشخص مي كند و يا در روش PCR آشيانه اي تركيبي از اين ويژگي ها را نشان مي دهد.محصولات توليدي (PCR) ممكن است براي استفاده اختصاصي در مطالعات مولكولي بيشتر طراحي شده باشند كه اين مطالعات ممكن است اطلاعات
بيشتر در ويژگي ها يا منشا ويروس مورد نظر را به دست آورد. اين مطالعات ممكن است شامل ارزيابي آنزيم هاي شكاف دهنده، دو رگه سازي پروب و پيدا كردن توالي نوكلئوتيدي براي جايگاه شكاف و مطالعات اپيدميو لوژيكي
باشد (Aldous et al., 2003).
به طور ايده آل و مناسب ، روش هاي مولكولي مي تواند ژنوم ويروس را در بافت هاي آلوده به طور دقيق بدون نياز به جدا سازي ويروس ، نشان دهد.هر چند كه به خاطر ممانعت كننده هاي PCR در بعضي ارگان ها و بافت ها مخصوصا در خون و مدفوع ، اين روش با مشكل مواجه شد.با وجود اين Gohm و همكارانش اين برنامه را پيگيري كردند و در تكثير يك قطعه 182 جفت بازي كه نشانگر مناسبي بود گزارش كردند اين قطعه داراي جايگاه شكاف است كه به طور مستقيم از بافت پرندگان آلوده تهيه شده است.مشكل بزرگ اين بود كه هيچ بافتي به صورت هميشگي و دائم ، مثبت نبود. از اين رو لازم بود كه نمونه ها از ارگان ها و بافتهاي زيادي گرفته شود.محققان زيادي از پروب ها در تست هاي گوناگون براي تشخيص جايگاه اختصاصي روي ژنوم ويروس بيماري نيوكاسل استفاده كردند ، بنابراين مشخص كردن ويروس ، حداقل حدت ويروس را مشخص مي كند. مزاياي استفاده از اين روش ها اين است كه سريع هستند و به صورت خودكار انجام مي شوند ، لذا بررسي تعداد زيادي از نمونه ها را ممكن مي سازد.معايب اين روش ناشي از تشابه پرايمرهاي اوليه كه مربوط به شناسايي پاتو تيپ است كه علت آن هم تنوع در نواحي جايگاه شكاف در ويروس هاي نيوكاسل است كه بعيد است پروب هاي طراحي شده ، تمام ويروس هاي بيماري نيوكاسل را تشخيص دهند.
روش توالي نوكلئوتيدي سريعتر و خودكار است ، و اين باعث شده كه اين روش به عنوان يكي از روش هاي برتر و مناسب ارزيابي حدت مولكولي همچنان كاربرد داشته باشد(King et al., 1998).

(شکل1- 1): درگيري سكال تانسيل‌ها در فرم گوارشي بيماري نيوكاسل

(شکل1- 2): فرم عصبي بيماري نيوكاسل
1-1-17- روش‌هاي مديريتي
1-1-17-1- سياست هاي كنترل بين المللي
امروزه افزايش پرورش طيور و تجارت در محصولات آنها در حوزه هاي بين المللي ، سازماندهي شده واين سازمان ها عموما تحت مديريت شركت هاي چند مليتي قرار دارند.هر چند ويروس نيوكاسل يك محدوديت بزرگ در تجارت بين المللي به حساب مي آيد ، اما گرايش زيادي براي تجارت محصولات طيور و همچنين ذخائر ژنتيكي اين صنعت بوجود آمده است.Bennjean اعتقاد دارد كه پيشگيري و كنترل جهاني بيماري نيوكاسل به شرطي به دست خواهد آمد كه كشورها شيوع بيماري نيوكاسل را در مرزهاي خود به آژانس هاي بين المللي گزارش دهند.دفتر بين المللي شيوع بيماريها ، مسئول سازمان دهي تجارت جهاني است و از اين رو موضوعات مربوط به سلامت حيوانات كه مربوط به تجارت است را ارزيابي مي كند.
تعريف بيماري نيوكاسل از سوي OIE مفهوم رايج قواعد مولكولي حدت ويروس ها را نشان مي دهد. بيماري نيوكاسل ، عفونتي در پرندگان است كه به واسطه پارا ميكسو ويروس سروتيپ 1 پرندگان8 به وجود مي آيد كه معيار هاي زير در مورد اين ويروس تعريف شده است.
1- هر ويروسي كه داراي شاخص پاتو ژنسيته داخل مغزي در جوجه هاي يك روزه براي 7/0 و يا بيشتر باشد.
2- اثبات چندين اسيد آمينه اصلي در ترمينال C بر روي پروتئين F2 و فنيل آلانين در جايگاه 117 كه در ترمينال N از پروتئن F1 قرار دارد. اصلاح چندين اسيد آمينه اصلي يعني داشتن حداقل 3 جايگاه آرژنين و ليزين بين جايگاه هاي 116-113 مي باشد.در اين تعريف جايگاه هاي اسيد آمينه از انتهاي N توالي اسيد آمينه شماره گذاري مي شوند.اين توالي از توالي نوكلئوتيدي ژنF0 بوجود مي آيد.اسيد آمينه هاي جايگاه 116-113 مربوط به جايگاه هاي 1 تا 4 جايگاه شكاف مي باشد(Alexander et al., 2008; Bennejean et al., 1978).
1-1-17-2- سياست
هاي كنترل ملي
سياست هاي كنترلي در سطح ملي به سمت پيشگيري از پيدايش و پيشگيري از پخش آن در داخل كشور سوق داده شده اند.بسياري از كشور ها به منظور تجارت محصولات طيور ، تخم مرغ و طيور زنده را به صورت محدود در آورده اند. اين اصول كاملا بر مبناي قوانين سلامت حيوانات در OIE مي باشد و بسيار گسترده هستند.در اغلب كشور هايي كه احتمال شيوع بيماري وجود دارد قوانيني براي كنترل بيماري نيوكاسل وجود دارد.
از ديگر پيشگيري هاي مورد نياز مي توان به واكسيناسيون پرندگان حتي در شيوع بيماري نام برد. برخي از كشور ها از سياست واكسيناسيون حلقه اي كه در اطراف محل شيوع منطقه حفاظت شده را به وجود آورده ، استفاده كردند(Erickson et al., 1977; Estupinan et al., 1971).
كنترل و پيشگيري در سطح مزرعه
احتمالا مهم ترين فاكتور ها در پيشگيري از روبرو شدن با بيماري نيوكاسل و پخش آن در طول بيماري تحت تاثير شرايط پرورشي و درجه امنيت زيستي مزارع مي باشد. گرچه اقدامات امنيت زيستي ممكن است هزينه بر ، پرزحمت و طاقت فرسا به نظر برسند ، ولي اگر اين معيار ها انجام شود هيچ شكي وجود نخواهد داشت كه بروز ويروس نيوكاسل در گله هاي طيور و گسترش آن به بخش هاي ديگر صنعت طيور به صورت چشم گيري كاهش پيدا خوا هد كرد.
همچنين اين معيار ها به احتمال زياد گسترش بيماري هاي بومي ديگر را كه براي طيور و محصولاتشان اثر سوء دارد كاهش خواهد داد و لذا به صورت سرمايه گذاري مفيدي در افزايش بهره وري محصولات طيور ديده خوا هد شد(Alexander et al., 2008).

1-1-18- واكسيناسيون
واكسيناسيون بر عليه بيماري نيوكاسل باعث ايجاد ايمنيت بر عليه عفونت و تكثير ويروس مي‌شود. به طور واقع بينانه ، هر چند كه واكسيناسيون بر عليه ويروس نيوكاسل ، پرنده را از عوارض جدي بيماري محافظت مي كند، ولي ويروس در بدن تكثير يافته و تغييرات آنتي ژنتيكي ويروس همچنان ادامه دارد.
آلن و همكارانش همه ابعاد واكسيناسيون بيماري نيوكاسل و توليد واكسن را ارائه كردند. ساير بررسي‌ها نيز توسط Muelemans در ارتباط با استفاده از واكسيناسيون در كنترل بيماري نيوكاسل منتشر شد. بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه تحت هيچ شرايطي نمي توان امنيت زيستي خوب و بهداشت طيور اهلي را جايگزين واكسيناسيون كرد(Allan et al., 1979).
1-1-18-1- ابعاد تاريخي واكسيناسيون
مطالعات اوليه نشان دادند كه مواد غير عفوني فعال با تلقيح در جوجه ها در مقابل بيماري ايجاد ايمني مي كند ، ولي مشكلات در توليد و استاندارد سازي آن در اندازه هاي وسيع با نتايج نا اميد كننده همراه بود.
مطالعات صورت گرفته توسط آير و دابسون ، در 1930 بر روي غير فعال كردن سويه هاي حاد ويروس نيوكاسل انجام شد كه منجر به توسعه يك سري واكسن هاي مزوژنيك شد كه هنوز در بسياري كشور ها كاربرد دارد. شناسايي ويروس بيماري نيوكاسل در ايالات متحده منجر به استفاده از واكسن هاي غير فعال در اين كشور شد. مشا هدات بعدي در زمينه بعضي ويروس هاي استراتژيك كه تنها بيماري خفيفي مي دادند باعث ساخت واكسن زنده مزوژنيك روكين شد و به دنبال آن واكسن هاي خفيف تري چون B1 و لاسوتا مورد استفاده قرار گرفت كه امروزه به طور گسترده در دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد.
در واكسن هاي غير فعال معمولا ويروس همراه با هيدروكسيد آلومنيوم ، مي باشد.عملكرد ضعيف در واكسن هاي B1 و لاسوتا سبب شد كه بسياري از كشور ها در پانزئوتيك سالهاي 1974-1970 اروپا ، از اين واكسن ها به طور گسترده استفاده كنند. همچنين اين پانزئوتيك انگيزه اي براي توليد واكسن هاي غير فعال جديد شد كه همراه با امولوسيون روغني بوده و در بالا بردن سطح ايمني بسيار مناسب عمل مي كردند (Alexander et al., 2008).

1-1-18-2- سياست هاي واكسيناسيون
برخي كشور ها با قانون گذاري در اين عرصه براي استفاده و كنترل كيفيت واكسن ها قوانيني وضع كرده اند.اين قوانين برحسب ميزان شيوع بيماري و ميزان تهديد و همه گيري بسيار متنوع اند.بعضي كشور ها مثل سوئد ، استفاده از هر واكسني را محدود كردند و كشور هاي ديگر مثل هلند واكسيناسيون همه طيور را اجباري مي دانند.كشور هاي اتحاديه اروپا براي قدرت بيماريزايي ويروس ها ، معياري را مشخص كردند كه در صورت ديده شدن چنين معياري كشور ها مجاز به استفاده از آن در مناطق مختلف خود هستند.ويروس به كار گرفته شده در واكسن هاي زنده بايد تحت شرايط خاصي تست و سنجيده شود و شاخص ICPI ( شاخص داخل مغزي در جوجه يك روزه ) آن بايد كمتر از 4/0 ، و عصاره ي اوليه اي كه براي واكسن غير فعال به كار مي رود ، شاخص ICPI آن كمتر از 7/0 باشد كه اين شرايط مشابه با تعاريف OIE است.
1-1-18-3- واكسن هاي زنده
سويه هاي ويروس :
واكسن هاي زنده نيوكاسل را به دو گروه لنتوژنيك و مزوژنيك تقسيم مي كنيم كه واكسن هاي مزوژنيك در تعريف جديد OIE در رديف ويروس هاي ايجاد كننده بيماري حاد نيوكاسل قرار مي گيرند. اين واكسن ها فقط در كشور هايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه ويروس نيوكاسل به صورت بومي وجود داشته باشد.اين واكسن ها به علت حدتشان به عنوان واكسيناسيون ثانويه طيور هم به كار مي روند.
بنابراين براي بدست آوردن سطح ايمني مطلوب بدون عوارض مخرب ناشي از واكسيناسيون ، بايد شامل استفاده چند مرحله اي واكسن همراه با افزايش پله اي حدت باشد و يا استفاده از واكسن هايي با سويه هاي حادتر و يا زنده به دنبال استفاده از واكسن هاي كشته و غير فعال باشد(Alexander et al., 2008).

1-1-18-3-
1- استفاده از واكسن هاي زنده
در صورت استفاده از واكسيناسيون با ويروس هاي زنده ، احتمال ايجاد عفونت در گله سالم وجود دارد. واكسن هاي مزوژنيك معمولا بايد در عضله بال تزريق شوند. تقاضاي زياد براي استفاده از واكسن هاي زنده به خاطر هزينه كم كه در هنگام اعمال روش هاي آن است وجود دارد. متداول ترين روش كه به طور جهاني استفاده مي شود ، روش آشاميدني است. در ابتدا براي چند ساعت تشنگي داده مي شود و سپس واكسن با آب تازه در اختيار طيور قرار داده مي شود و يا بعدا با اندازه گيري ميزان دقيق دز كافي هر پرنده ، واكسن را به آب آشاميدني تازه مخلوط كرده و در اختيار پرنده قرار مي دهند.همچنين افزودن واكسن به مخزن اصلي نيز روش مفيدي براي اجراي كار است.در روش آشاميدني بايد به مثائلي چون از بين رفتن واكسن در اثر گرماي محيط ، نا خالصي هاي آب و جنس لوله هاي مجاري توزيع كننده آب آشاميدني ، دقت كرد. اگر به آب آشاميدني مورد نظر پودر شير خشك پس چرب اضافه شود تا حدودي توانايي زنده ماندن در ويروس هاي واكسن افزايش پيدا خواهد كرد(Alexander et al., 2001).
كاربرد وسيع واكسن هاي زنده به صورت اسپري ها و آئروسول ها بسيار مورد استقبال است.روش واكسيناسيون آئروسول به خاطر جلو گيري از عوارض شديد واكسن ، به عنوان واكسن ثانويه به كار نمي‌رود. اسپري درشت با ذرات بزرگ به عمق دستگاه تنفس نفوذ نمي‌كند و بنابر اين عوارض كمتري ايجاد مي‌كند. به همين دليل اين روش مناسب براي واكسيناسيون پرندگان است. حتي با وجود ايمني مادري در جوجه، اسپري درشت در جوجه هاي يك هفته مي تواند ايجاد عفونت با ويروس واكسن بكند. علت به وجود آمدن عفونت هم ماليدن سر به پشت پرندگان ديگر در قسمت مجراي بيني و چشم است و صرفا به خاطر اسپري كردن نمي باشد.دستگاه هاي توليد كننده آئروسول و ذرات درشت به صورت تجاري در دسترس هستند. در ايالات متحده از جعبه براي اسپري درشت جوجه هاي يك روزه به صورت وسيع استفاده مي شود.
واكسني بر اساس ويروس V4 استراليايي ساخته شده كه مخصوصا براي گله هاي روستايي كشور هاي استوايي به كار گرفته مي شود.روش مورد استفاده براي واكسن در جيره هاي پوشش دار به همراه غذاي پلت است. آزمايشات مزرعه نشان مي دهد كه اين روش مؤثر است .اما مطالعات بعدي نشان داد كه بعضي مشكلات در مورد استفاده از آن وجود دارد كه به احتمال زياد مربوط به نوع جيره اي است كه به عنوان حامل واكسن مورد استفاده قرار مي گيرد(Alexander et al., 2008).

1-1-18-3-2- مزايا و معايب واكسن هاي زنده
واكسن هاي زنده معمولا به صورت مايعات آلانتوئيك فريز شده و خشك شده عرضه مي شوند. اين مايعات از تخم مرغ هاي نطفه دار آلوده به ويروس جدا مي شوند.اين واكسن ها نسبتا ارزان بوده و تجويز آنها آسان است. واكسن هاي زنده ، ايمني موضعي را تحريك كرده و حفاظت ايمني بسيار زيادي ايجاد مي كنند. ويروس هاي واكسن مي توانند از پرنده اي كه به خوبي واكسينه شده ، به پرندگان واكسينه نشده انتقال يابند.
چندين عيب نيز در اين ميان وجود دارد.مهمترين

منبع پایان نامه ارشد درباره ويروس، بيماري، نيوكاسل، (نمودار3-

حه
(نمودار3- 1): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش HI در سه گروه مورد مطالعه 51
(نمودار3- 2): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا در سه گروه مورد مطالعه 52
(نمودار3- 3): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در کل فارم‌های مورد مطالعه 53
(نمودار3- 4): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم یک 54
(نمودار3- 5): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم دو 55
(نمودار3- 6): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم سه 56
(نمودار3- 7): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم چهار 57
(نمودار3- 8): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم پنج 58
(نمودار3- 9): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم شش 59
(نمودار3- 10): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هفت 60
(نمودار3- 11): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هشت 61
(نمودار3- 12): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم نه 62
(نمودار3- 13): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم ده 63

فهرست تصاویر

عنوان

صفحه
No table of figures entries found.

فصل اول : مقدمه

1-1- مقدمه
اعضاي خانواده پارا ميكسو ويريده ويروس هاي غشا دار و حاوي RNA هستند كه داراي ژنوم هاي تك رشته اي قطعه قطعه نشده با پولاريته منفي مي باشند .كپسيد اين ويروس ها در سيتوپلاسم و غشاي آنها در سطح سلول هاي آلوده تشكيل مي شود . با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني با روش تباين منفي ذرات ويروسي ، چند شكلي به نظر مي رسند كه اگر كروي باشند قطر معمول آنها 100 تا 500 نانومتر و اگر رشته اي باشند ، عرض آنها حدود 100 نانومتر خواهد بود(Alexander et al., 2008).
ويروس ها برجستگي مشخصي دارند كه سطح آنها را پوشانده و به داخل غشاي ويروسي رفته است . اين برجستگي هاي سطحي از نظر اندازه به دو دسته تقسيم مي شوند.
الف- برجستگي هاي بلند 8 نانومتر كه حاوي گليكوپروتئين منفرد HN هستند كه فعاليتهاي هماگلوتيناسيون و نور آمينيداز مربوط به آن است.
ب- برجستگي هاي كوچكتر كه توسط گليكوپروتئين F تشكيل شدند و توانايي غشاي ويروس براي ممزوج شدن با غشاهاي سلول ، مربوط به آن است. در نتيجه اين خاصيت، مواد ژنتيكي ويروس به داخل سلول ميزبان وارد شده ، موجب اتصال سلول هاي آلوده به يكديگر مي گردد. در نتيجه ما اثر سيتوپاتيك مشخص ويروس يعني تشكيل سن سشيال را خواهيم ديد.
بيماري نيوكاسل از نظر شيوع ، شدت و تيپ در دنيا بسيار متفاوت است ؛اين شيوع اغلب سبب مشكلاتي در تشخيص بيماري نيوكاسل مي شود بخصوص زماني كه در يك كشور يا منطقه معرفي شود وايجاد مشكل در نامگذاري مي كند .زماني نيوكاسل پيچيده تر مي شود ، كه سويه هاي مختلف اين ويروس باعث شيوع اين بيماري با شدت هاي بسيار متنوع مي شود. تقسيم بندي پاتو تيپ هاي نيوكاسل عمدتا بر اساس علائم باليني است(Beard et al., 1985).
1- فرم Doyle : يك فرم حاد و يك عفونت كشنده در تمام سنين است .زخم هاي هموراژيك دستگاه گوارش حضور مستمر دارند و اين فرم بيماري با نام نيوكاسل ولووژنيك احشاء دوست نام گذاري شد(vicserotropic velogenic).
2- فرم Beach : يك فرم حاد است كه اغلب در تمام سنين كشنده است كه علائم عصبي مشخصي ايجاد مي كند و به نام نيوكاسل ولوژنيك نروتروپيك مي باشد(NVND).
3- فرم Beaudette : از نظر علائم كمتر ازNVND است و مرگ فقط در سنين جواني اتفاق مي افتد .ويروس مسبب اين عفونت ، تيپ مزوژنيك است كه به عنوان واكسن زنده ثانويه استفاده مي شود.
4- فرم Hitchner : كه علائم ملايمي ايجاد مي كند و داراي علائم تنفسي است كه مسبب آن يك پاتوتيپ لنتوژنيك است كه به صورت رايج به عنوان واكسن استفاده مي شود.
5- فرم روده اي بدون علائم : عمدتا يك عفونت روده اي است كه مسبب آن ويروس لنتوژنيك است كه بيماري مشخصي ايجاد نمي كند .تعدادي از واكسن هاي تجاري زنده از اين پاتوتيپ هستند.
ويروس بيماري نيوكاسل براي اولين بار در سال 1926 جدا شد و به مدت 30 سال تنها پاراميكسو ويروس شناخته شده پرندگان محسوب مي شد.اما از اوايل دهه 1970 تا كنون، تعداد زيادي از گونه هاي پاراميكسو ويروس هاي پرندگان كه از نظر سرم شناسي از NDV مجزا هستند، جدا شده اند.تا كنون از آزمايشهاي HI،IDD،SN،NI و ساير آزمايشهاي سرم شناسي و خصوصيات ساختماني براي نشان دادن 9 گروه مجزاي پارا ميكسو ويروس هاي پرندگان استفاده شده است.
اين سروتيپ ها تحت عنوان PMV-1 تا PMV-9 ناميده شده اند. از روش نامگذاري ويروس هاي آنفلوانزاي A براي پاراميكسو ويروس هاي پرندگان استفاده شده است. به اين گونه كه يك ويروس جدا شده را بر اساس :
1- سروتيپ
2- گونه يا نوع پرنده اي كه ويروس از آن جدا شده است
3- موقعيت جغرافيايي محل جدا شدن ويروس
4- شماره يا نام مراجعه
5- سال جداسازي ويروس نامگذاري مي نمايند(Alexander et al., 2008).

1-1-تاريخچه
بیماری نیوكاسل برای اولین بار در سال 1926 در جاوه اندونزی و
شهر نیوكاسل انگلستان گزارش گردید. در انگلستان با برقراری قرنطینه و كشتار دسته جمعی طیور مبتلا و با نابودی طیور در معرض سرایت، و نیز با ضدعفونی لانه های آلوده بیماری را كنترل كردند. ولی در جاوه اندونزی مبارزه به صورتی انجام شد كه كانون اصلی بیماری نابود نگردید و می توان ادعا نمود كه منشاء و سرچشمه انتشار و آلودگی بیماری در دنیا از این ناحیه می‌باشد. در حال حاضر بیماری نیوكاسل در تمام دنیا تحت كنترل درآمده است. در كشور ما، هم زمان با ورود جوجه یك روزه در سال 1329 شمسی از خارج و توسعه صنایع مرغداری در كشور این بیماری نیز مشاهده شد. از آن زمان تاكنون بیماری هر چند سال به صورت همه گیری ظاهر می شود. در سال های اخیر به دلیل رشد روز افزون صنعت مرغداری اهمیت این بیماری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و همواره به عنوان مهمترین عامل تهدید كننده طیور صنعتی و سنتی مطرح
بوده است(Saif et al., 2008).
گزارش هاي مربوط به شيوع بيماري نيوكاسل مشابه آنچه كه در 1926 به وقوع پيوسته در اروپاي مركزي نيز نقل شده است. همچنين اچي و هاشيموتو در 1924 در كره عاملي را گزارش كردند كه احتمالا كامل در 1896 در جوجه هاي جزاير اسكاتلند گزارش كرد. ديل در ابتدا نام نيوكاسل را به صورت موقت براي اين بيماري انتخاب كرد تا از اين جهت با عوامل ويروسي ديگر تفريق داده شده باشد. در طي 75 سال گذشته نيز نامي بهتر براي ويروس پيدا نشده است(Alexander et al., 2008).
در ايالات متحده بيماري تنفسي ملايم كه همراه با عوامل عصبي بود در 1930 شناخته و بعدها به نام پنومو آنسفاليت معروف شد. عامل در تست هاي سرولوژي با ويروس بيماري نيوكاسل تفريق شد. در عرض چند سال جدايه هاي زيادي از ويروس كه ايجاد بيماري بسيار ملايم و يا بدون بيماري در ماكيان مي كرد در سرتاسر دنيا گزارش شد. تاريخچه شيوع بيماري نيوكاسل در اغلب كشور هاي دنيا به خوبي مشخص نيست.

1-1-2- اسامي مترادف
بيماري نيوكاسل با نامهاي شبه طاعون پرندگان1، Pseudo poultry، atypische Geflugelpest، Pseudo vogel، طاعون پرندگان، ديستمپر پرندگان، بيماري Tetelo، بيماري Raikhet و پنوموآنسفاليت پرندگان به كار مي رود(Saif et al., 2008).
اين نامگذاري ها ممكن است موجب ابهام شوند. زيرا گاهي عفونت پرندگان با هر سويه اي از ويروس نيوكاسل ممكن است به عنوان بيماري نيوكاسل معرفي شود.كلمه ND بايد به عفونت هايي اطلاق شود كه تعريف آن از نظر بين المللي مورد قبول باشد.

1-1-3- اهميت اقتصادي
ويروس بيماري نيوكاسل از نظر اقتصاد جهاني حائز اهميت است و در مقايسه با ساير ويروس هاي پرندگان وشايد نسبت به ساير ويروس هاي ديگر حيوانات مي تواند يك ضرر اقتصادي جهاني را ايجاد كند. در كشورهاي پيشرفته خسارت بيماري علاوه بر شيوع ويروس بيماري نيوكاسل ، شامل انجام اصول كنترل بيماري وبرنامه هاي كنترل بيماري مي باشد كه جزو هزينه هاي هميشگي بيماري مي باشد. حتي كشورهاي عاري از بيماري براي اهداف تجاري و تست هاي عاري بودن گله هاي مرغداري هزينه هاي بسياري را متحمل مي شوند.در بسياري از كشورهاي توسعه يافته VND اندميك است و بنابراين نيوكاسل يك عامل محدود كننده مهم در توسعه توليدات طيور صنعتي است.بسياري از كشورها از طيور محلي براي تامين پروتئين جيره خود به صورت تخم مرغ و گوشت براي زنان و كودكان استفاده مي كنند. از اين رو ويروس نيوكاسل در كشورهايي كه از جيره هاي غذايي محدود استفاده مي كنند از نظر كمي و كيفي خسارات شديدي ايجاد مي كند.كشورهايي كه از محصولات غذايي بوفور استفاده مي كنند خطر سلامت انساني وخسارات عدم پيشرفت اقتصادي- اجتماعي در آنها ديده مي شود(Lamb et al., 2005).

1-1-4- اهميت سلامت عمومي
غير از اهميت تغذيه، نيوكاسل يك عامل بيماريزا تشخيص داده شده در انسان است.از طرف ديگر گزارش‌هايي از بيماري معمولا چندان مستند نيست. اما مهمترين عامل كلينيكي اثبات شده در عفونت هاي انسان، عفونت چشم كه معمولا شامل قرمزي يك طرفه يا دو طرفه چشم ، ترشح بيش از حد از چشم، ادم پلك چشم، كونژكتيويت و ادم و پرخوني زير ملتحمه ديده مي شود. عفونت معمولا به صورت گذرا است و قرنيه چشم درگير نمي شود.
مداركي دال بر سيستميك شدن ويروس وجود دارد كه به خوبي اثبات نشده است وشامل لرزش ، سردرد، تب همراه و يا بدون كونژكتيويت است. شواهد نشان مي دهند كه سويه هاي حدت دار نيو كاسل ممكن است
در انسان ايجاد عفونت و علائم كلينيكي بكنند .عفونت انسان با VND معمولا در نتيجه تماس مستقيم
با ويروس مثل پاشيدن مايع آلانتوئيك عفوني آلوده به چشم در آزمايشگاه ها ، تماس دست آلوده با چشم،
تماس با ويروس در اثر تماس با پرنده ويا لاشه آلوده وتماس با واكسن هنگام واكسيناسيون در روش اسپري مي‌تواند صورت بگيرد.چنين عفونتي معمولا با رعايت بهداشت و محافظت از چشم ايجاد نمي شود. اين عفونت ها معمولا با ضد عفوني دقيق وپوشيدن لباس مناسب جلوگيري مي شود. تا كنون هيچ گزارشي از انتقال انسان به انسان
گزارش نشده است (Lana et al., 1988).

1-1-5- اپيدميولوژي
بيماري نيوكاسل توسط گروهي از ويروس هاي بسيار نزديك به هم كه سروتيپ 1 (پاراميكسو ويروس‌هاي PMV-1) پرندگان را تشكيل مي‌دهند، ايجاد مي‌گردند. مهمترين نوع ارتباط ويروس بيماري نيوكاسل و ساير سروتيپ‌هاي پاراميكسو ويروس با ويروس هاي سروتيپ 3 بوده است. قبلاً سويه‌هاي ويروس بيماري نيوكاسل و موارد جدا شده را گروه سرمي همگون در نظر مي‌گرفتند و همين تفكر اسا
س روش‌هاي واكسيناسيون را در اكثر كشور‌ها تشكيل مي‌داده است.
با اين وجود روش هاي سرم شناسي دقيق تري كه اخيرا به وجود آمده و مهمتر از همه با استفاده از آنتي بادي هاي مونو كلونال موش نشان داده اند كه تنوع آنتي ژني قابل توجهي بين سويه هاي مختلف ويروس بيماري نيوكاسل وجود دارد.
اين تفاوتها كه بين موارد جدا شده يافت شده اند تا حد زيادي در شناخت همه گيري ويروس بيماري نيوكاسل (به خصوص در همه گيري هايي با منشا كبوتران كه در دهه 80 در سرتاسر دنيا ظاهر گرديد) مفيد بوده است.
ويروس هاي بيماري نيوكاسل را بر اساس بيماريزا ييشان در شرايط آزمايشگاه كه در ماكيان به 5 پاتو تيپ تقسيم مي كنند :
1 – ويروس هاي ويستروپيك ولووژنيك (VVND)، شكل بسيار حاد بيماري را بوجود مي آورند كه همراه با ضايعات هموراژيك مشخص در لوله گوارش است (فرم Doyle ).
2 – ويروس هاي نورو تروپيك ولووژنيك (NVND) ،به دنبال ايجاد نشانه هاي تنفسي و عصبي باعث بروز مرگ و مير بالايي مي شود (فرم Beach).
3- ويروس هاي مزوژنيك باعث ايجاد نشانه هاي تنفسي مي شوند و مرگ و مير بالايي را سبب مي شوند (فرم Beaudette ).
4- ويروس هاي لنتوژنيك تنفسي باعث ايجاد عفونت تنفسي خفيف يا پنهان مي گردند (Hitchner) .
5- ويروس هاي روده اي بدون نشانه باعث ايجاد عفونت روده اي پنهان مي گردند .برخي از واكسن هاي زنده تجاري از اين نوع هستند(Alexander et al., 2008).

1-1-6- ريخت شناسي
در بررسي ويروس بيماري نيوكاسل با ميكروسكوپ الكتروني با كنتراست منفي اغلب به صورت اجزاي ويروسي چند شكلي ديده مي شوند. بطوريكه آنها كروي هستند و 500- 100 نانومتر قطر دارند. هرچند كه شكل نواري آنها در حدود 100 نانومتر هستند ودر طول هاي مختلف ديده مي شوند.سطح خارجي ويروس داراي برآمدگيهايي به درازاي 8 نانومتر مي باشد.در اغلب ميكرو الكترو گراف ها نوكلئو كپسيد ويروس به صورت استخوان شاه ماهي ديده مي شود كه حدودا 18 نانومتر عرض و تقارن مارپيچي دارد كه هم در ويروس هاي سالم و هم در اجزاي ويروسي ليز شده ديده مي شود(Saif et al., 2008).

1-1-7- تركيبات شيميايي
ويروس هاي خانواده پارا ميكسو ويريده شامل يك مولكول تك رشته اي RNA با وزن مولكولي 106×5 مي باشد كه همراه با اجزاي ويروسي آن 5% به وزن طبيعي آن افزوده خواهد شد .توالي نوكلئوتيد ژنوم نيوكاسل شامل 15186 نوكلئوتيد است.
ذره ويروس در حدود 25 – 20 % وزنش از مايعي ايست كه از بدن ميزبان مشتق مي شود و در حدود 6 % آن كربوهيدرات است . كل وزن مولكولي ويروس به طور متوسط 10×500 است كه داراي چگالي ساكاروز g/ml 20 /1-18/1 مي باشد.دراستفاده از الكترو فورز با ژل پلي آكراميد به همراه تصفيه اجزاي ويروسي ، حد اقل 7 پلي پپتيد مشخص مي شود. يكي از اينها اكتين ميزبان است كه با ذره ويروس سازگار شده است .ژنوم نيوكاسل 6 پروتئن دارد كه توسط سانسون2 شرح داده شده است :
1- پروتئن L كه يك RNA پلي مراز وابسته به RNA است كه در همكاري با نوكلئو كپسيد است.

منبع پایان نامه ارشد با موضوع سي، سانتريفيوژ، بيماري، ويروس

پليت
6- سمپلر

الف- طرز تهيه گلوبول قرمز شسته شده

براي اطمينان بايستي از مخلوط خون حداقل سه قطعه جوجه استفاده گردد . اما ناچاراً در صورت استفاده از جوجه‌هاي مايه‌كوبي شده، خون اخذ شده بايد دقيقاً شسته شود. خون را با سرنگ استريل از وريد بال يا قلب گرفته و در يك شيشه در دار به نسبت 4 قسمت خون همراه با يك قسمت سيترات دو سود 4% و يا با نسبت مساوي با محلول Alsever براي جلوگيري از انعقاد مي‌ريزيم و با ملايمت مخلوط مي‌نمائيم.
مخلوط خون با ماده ضد انعقاد را با دور RPM1200 به مدت 10 دقيقه سانتريفيوژ نموده و پلاسما را دور مي‌ريزيم. خون ته نشين شده را به نسبت 1 به 20 با سرم فيزيولوژي مخلوط و مجددا سانتريفيوژ مي‌نمائيم.
عمل سانتريفيوژ كلاً سه بار تكرار مي‌شود. خون ته نشين شده را به نسبت 5/0 تا 1 درصد را در سرم فيزيولوژي مخلوط نموده و سوسپانسيون حاصل در آزمايش‌هاي HA و HI مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
رسوب گلبول قرمز در لوله سانتريفيوژ را مي‌توان به نسبت 1 سي سي گلبول قرمز در 15 سي سي محلول Alsever خارج گردد. بايد توجه داشت كه خون‌گيري از مرغ‌هاي بالغ و سالم به عمل آيد تا سيستم ايمني آن‌ها تكامل يافته باشد و همچنين از مرغ‌هاي تب‌دار نبايد استفاده شود.
ب- آنتي ژن
تهيه آنتي ژن بستگي به نوع عامل بيماري دارد. به عنوان مثال در مورد بيماري نيوكاسل‌، اين عمل با تزريق ويروس به تخم‌مرغ جنين‌دار و برداشت مايع آلانتوئيك حاصل مي‌شود. معمولا سويه لاسوتا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بهتر است ويروس با فرمالين1/0 درصد در حرارت 37 درجه سانتي گراد به مدت 16-24 ساعت غير فعال شود. ويروس غير فعال شده را مي‌توان به مدت 3-2 ماه در يخچال 4 درجه نگه‌داري نمود. ميزان آنتي‌ژن مورد نياز براي آزمون HA نسبت به نوع عامل بيماري متفاوت مي‌باشد.

ج- سرم‌هاي منفي ، مثبت و سرم‌هاي تحت آزمايش
سرم‌هايي كه مورد آزمايش قرار مي‌گيرند بايد صاف و تميز باشند. براي رسيدن به اين هدف و نيز بدست آوردن سرم كافي موارد زير توصيه مي شود:
1- لوله‌هاي مورد مصرف از جنس سيليكون باشند.
2- حجم خون بيش از نصف حجم لوله نباشد.
3- بعد از بستن در لوله ها ، آنها را تقريبا بايد به صورت افقي قرار داد.

منبع پایان نامه ارشد با موضوع واكسن، ويروس، بيماري، نيوكاسل

چندين سرو تيپ ديگر پاراميكسو ويروس پرندگان و مخصوصاً نمونه‌هاي AMPV-3 بدست آمده از طوطي سانان را نشان مي دهد.
اگر چه احتمال اشتباه تشخيص به ميزان زيادي بوسيله استفاده بيش از حد از سرم هاي كنترلي و آنتي ژنها كمتر مي شود، از طرفي استفاده از مونوكلونال آنتي بادي در تشخيص معمول ، مي تواند همراه با نتايج دقيق و روشن باشد(Meulemans et al., 1988).
1-1-16-5-1- روش هاي مولكولي در تشخيص بيماري نيوكاسل
تكنيك هاي رايج تشخيصي كه قبلا توضيح داده شده است ، تشخيص ويژگي هاي اختصاصي ويروس را پوشش مي دهند. اما فقط مسير باريكي را در مقابل حمايت از تحقيقات اپيدميو لوژيك قرار مي دهند.به علاوه اين تكنيك ها به نظر برخي ها طاقت فرسا و پر زحمت است و مهم تر اين كه گران مي باشند.
روش ها و تكنيك هاي مولكولي مختلف به كار رفته در تشخيص بيماري نيوكاسل توسط الكساندر و الدوس مورد بررسي قرار گرفته اند. اغلب تكنيك هاي مولكولي به صورت واكنش زنجيره پلي مراز شامل (PCR) انجام مي گيرد. چون ويروس بيماري نيوكاسل RNA دار است ، لذا رونوشت برداري معكوس(RT) براي توليد يك نسخه DNA از ژنوم ، براي شروع مراحل ضروري است. تكثير كپي DNA به وسيله (PCR) با استفاده از پرايمر ها انجام مي شود كه به صورت جهاني استفاده شده ، و انحصارا ويروس بيماري نيوكاسل را شنا سايي مي‌كند.
اين پرايمرها مناطقي از ژنوم ويروس كه داراي ويژگي هاي اختصاصي ، پاتو تيپ و غيره مي باشد را مشخص مي كند و يا در روش PCR آشيانه اي تركيبي از اين ويژگي ها را نشان مي دهد.محصولات توليدي (PCR) ممكن است براي استفاده اختصاصي در مطالعات مولكولي بيشتر طراحي شده باشند كه اين مطالعات ممكن است اطلاعات
بيشتر در ويژگي ها يا منشا ويروس مورد نظر را به دست آورد. اين مطالعات ممكن است شامل ارزيابي آنزيم هاي شكاف دهنده، دو رگه سازي پروب و پيدا كردن توالي نوكلئوتيدي براي جايگاه شكاف و مطالعات اپيدميو لوژيكي
باشد (Aldous et al., 2003).
به طور ايده آل و مناسب ، روش هاي مولكولي مي تواند ژنوم ويروس را در بافت هاي آلوده به طور دقيق بدون نياز به جدا سازي ويروس ، نشان دهد.هر چند كه به خاطر ممانعت كننده هاي PCR در بعضي ارگان ها و بافت ها مخصوصا در خون و مدفوع ، اين روش با مشكل مواجه شد.با وجود اين Gohm و همكارانش اين برنامه را پيگيري كردند و در تكثير يك قطعه 182 جفت بازي كه نشانگر مناسبي بود گزارش كردند اين قطعه داراي جايگاه شكاف است كه به طور مستقيم از بافت پرندگان آلوده تهيه شده است.مشكل بزرگ اين بود كه هيچ بافتي به صورت هميشگي و دائم ، مثبت نبود. از اين رو لازم بود كه نمونه ها از ارگان ها و بافتهاي زيادي گرفته شود.محققان زيادي از پروب ها در تست هاي گوناگون براي تشخيص جايگاه اختصاصي روي ژنوم ويروس بيماري نيوكاسل استفاده كردند ، بنابراين مشخص كردن ويروس ، حداقل حدت ويروس را مشخص مي كند. مزاياي استفاده از اين روش ها اين است كه سريع هستند و به صورت خودكار انجام مي شوند ، لذا بررسي تعداد زيادي از نمونه ها را ممكن مي سازد.معايب اين روش ناشي از تشابه پرايمرهاي اوليه كه مربوط به شناسايي پاتو تيپ است كه علت آن هم تنوع در نواحي جايگاه شكاف در ويروس هاي نيوكاسل است كه بعيد است پروب هاي طراحي شده ، تمام ويروس هاي بيماري نيوكاسل را تشخيص دهند.
روش توالي نوكلئوتيدي سريعتر و خودكار است ، و اين باعث شده كه اين روش به عنوان يكي از روش هاي برتر و مناسب ارزيابي حدت مولكولي همچنان كاربرد داشته باشد(King et al., 1998).

(شکل1- 1): درگيري سكال تانسيل‌ها در فرم گوارشي بيماري نيوكاسل

(شکل1- 2): فرم عصبي بيماري نيوكاسل
1-1-17- روش‌هاي مديريتي
1-1-17-1- سياست هاي كنترل بين المللي
امروزه افزايش پرورش طيور و تجارت در محصولات آنها در حوزه هاي بين المللي ، سازماندهي شده واين سازمان ها عموما تحت مديريت شركت هاي چند مليتي قرار دارند.هر چند ويروس نيوكاسل يك محدوديت بزرگ در تجارت بين المللي به حساب مي آيد ، اما گرايش زيادي براي تجارت محصولات طيور و همچنين ذخائر ژنتيكي اين صنعت بوجود آمده است.Bennjean اعتقاد دارد كه پيشگيري و كنترل جهاني بيماري نيوكاسل به شرطي به دست خواهد آمد كه كشورها شيوع بيماري نيوكاسل را در مرزهاي خود به آژانس هاي بين المللي گزارش دهند.دفتر بين المللي شيوع بيماريها ، مسئول سازمان دهي تجارت جهاني است و از اين رو موضوعات مربوط به سلامت حيوانات كه مربوط به تجارت است را ارزيابي مي كند.
تعريف بيماري نيوكاسل از سوي OIE مفهوم رايج قواعد مولكولي حدت ويروس ها را نشان مي دهد. بيماري نيوكاسل ، عفونتي در پرندگان است كه به واسطه پارا ميكسو ويروس سروتيپ 1 پرندگان8 به وجود مي آيد كه معيار هاي زير در مورد اين ويروس تعريف شده است.
1- هر ويروسي كه داراي شاخص پاتو ژنسيته داخل مغزي در جوجه هاي يك روزه براي 7/0 و يا بيشتر باشد.
2- اثبات چندين اسيد آمينه اصلي در ترمينال C بر روي پروتئين F2 و فنيل آلانين در جايگاه 117 كه در ترمينال N از پروتئن F1 قرار دارد. اصلاح چندين اسيد آمينه اصلي يعني داشتن حداقل 3 جايگاه آرژنين و ليزين بين جايگاه هاي 116-113 مي باشد.در اين تعريف جايگاه هاي اسيد آمينه از انتهاي N توالي اسيد آمينه شماره گذاري مي شوند.اين توالي از توالي نوكلئوتيدي ژنF0 بوجود مي آيد.اسيد آمينه هاي جايگاه 116-113 مربوط به جايگاه هاي 1 تا 4 جايگاه شكاف مي باشد(Alexander et al., 2008; Bennejean et al., 1978).
1-1-17-2- سياست
هاي كنترل ملي
سياست هاي كنترلي در سطح ملي به سمت پيشگيري از پيدايش و پيشگيري از پخش آن در داخل كشور سوق داده شده اند.بسياري از كشور ها به منظور تجارت محصولات طيور ، تخم مرغ و طيور زنده را به صورت محدود در آورده اند. اين اصول كاملا بر مبناي قوانين سلامت حيوانات در OIE مي باشد و بسيار گسترده هستند.در اغلب كشور هايي كه احتمال شيوع بيماري وجود دارد قوانيني براي كنترل بيماري نيوكاسل وجود دارد.
از ديگر پيشگيري هاي مورد نياز مي توان به واكسيناسيون پرندگان حتي در شيوع بيماري نام برد. برخي از كشور ها از سياست واكسيناسيون حلقه اي كه در اطراف محل شيوع منطقه حفاظت شده را به وجود آورده ، استفاده كردند(Erickson et al., 1977; Estupinan et al., 1971).
كنترل و پيشگيري در سطح مزرعه
احتمالا مهم ترين فاكتور ها در پيشگيري از روبرو شدن با بيماري نيوكاسل و پخش آن در طول بيماري تحت تاثير شرايط پرورشي و درجه امنيت زيستي مزارع مي باشد. گرچه اقدامات امنيت زيستي ممكن است هزينه بر ، پرزحمت و طاقت فرسا به نظر برسند ، ولي اگر اين معيار ها انجام شود هيچ شكي وجود نخواهد داشت كه بروز ويروس نيوكاسل در گله هاي طيور و گسترش آن به بخش هاي ديگر صنعت طيور به صورت چشم گيري كاهش پيدا خوا هد كرد.
همچنين اين معيار ها به احتمال زياد گسترش بيماري هاي بومي ديگر را كه براي طيور و محصولاتشان اثر سوء دارد كاهش خواهد داد و لذا به صورت سرمايه گذاري مفيدي در افزايش بهره وري محصولات طيور ديده خوا هد شد(Alexander et al., 2008).

1-1-18- واكسيناسيون
واكسيناسيون بر عليه بيماري نيوكاسل باعث ايجاد ايمنيت بر عليه عفونت و تكثير ويروس مي‌شود. به طور واقع بينانه ، هر چند كه واكسيناسيون بر عليه ويروس نيوكاسل ، پرنده را از عوارض جدي بيماري محافظت مي كند، ولي ويروس در بدن تكثير يافته و تغييرات آنتي ژنتيكي ويروس همچنان ادامه دارد.
آلن و همكارانش همه ابعاد واكسيناسيون بيماري نيوكاسل و توليد واكسن را ارائه كردند. ساير بررسي‌ها نيز توسط Muelemans در ارتباط با استفاده از واكسيناسيون در كنترل بيماري نيوكاسل منتشر شد. بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه تحت هيچ شرايطي نمي توان امنيت زيستي خوب و بهداشت طيور اهلي را جايگزين واكسيناسيون كرد(Allan et al., 1979).
1-1-18-1- ابعاد تاريخي واكسيناسيون
مطالعات اوليه نشان دادند كه مواد غير عفوني فعال با تلقيح در جوجه ها در مقابل بيماري ايجاد ايمني مي كند ، ولي مشكلات در توليد و استاندارد سازي آن در اندازه هاي وسيع با نتايج نا اميد كننده همراه بود.
مطالعات صورت گرفته توسط آير و دابسون ، در 1930 بر روي غير فعال كردن سويه هاي حاد ويروس نيوكاسل انجام شد كه منجر به توسعه يك سري واكسن هاي مزوژنيك شد كه هنوز در بسياري كشور ها كاربرد دارد. شناسايي ويروس بيماري نيوكاسل در ايالات متحده منجر به استفاده از واكسن هاي غير فعال در اين كشور شد. مشا هدات بعدي در زمينه بعضي ويروس هاي استراتژيك كه تنها بيماري خفيفي مي دادند باعث ساخت واكسن زنده مزوژنيك روكين شد و به دنبال آن واكسن هاي خفيف تري چون B1 و لاسوتا مورد استفاده قرار گرفت كه امروزه به طور گسترده در دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد.
در واكسن هاي غير فعال معمولا ويروس همراه با هيدروكسيد آلومنيوم ، مي باشد.عملكرد ضعيف در واكسن هاي B1 و لاسوتا سبب شد كه بسياري از كشور ها در پانزئوتيك سالهاي 1974-1970 اروپا ، از اين واكسن ها به طور گسترده استفاده كنند. همچنين اين پانزئوتيك انگيزه اي براي توليد واكسن هاي غير فعال جديد شد كه همراه با امولوسيون روغني بوده و در بالا بردن سطح ايمني بسيار مناسب عمل مي كردند (Alexander et al., 2008).

1-1-18-2- سياست هاي واكسيناسيون
برخي كشور ها با قانون گذاري در اين عرصه براي استفاده و كنترل كيفيت واكسن ها قوانيني وضع كرده اند.اين قوانين برحسب ميزان شيوع بيماري و ميزان تهديد و همه گيري بسيار متنوع اند.بعضي كشور ها مثل سوئد ، استفاده از هر واكسني را محدود كردند و كشور هاي ديگر مثل هلند واكسيناسيون همه طيور را اجباري مي دانند.كشور هاي اتحاديه اروپا براي قدرت بيماريزايي ويروس ها ، معياري را مشخص كردند كه در صورت ديده شدن چنين معياري كشور ها مجاز به استفاده از آن در مناطق مختلف خود هستند.ويروس به كار گرفته شده در واكسن هاي زنده بايد تحت شرايط خاصي تست و سنجيده شود و شاخص ICPI ( شاخص داخل مغزي در جوجه يك روزه ) آن بايد كمتر از 4/0 ، و عصاره ي اوليه اي كه براي واكسن غير فعال به كار مي رود ، شاخص ICPI آن كمتر از 7/0 باشد كه اين شرايط مشابه با تعاريف OIE است.
1-1-18-3- واكسن هاي زنده
سويه هاي ويروس :
واكسن هاي زنده نيوكاسل را به دو گروه لنتوژنيك و مزوژنيك تقسيم مي كنيم كه واكسن هاي مزوژنيك در تعريف جديد OIE در رديف ويروس هاي ايجاد كننده بيماري حاد نيوكاسل قرار مي گيرند. اين واكسن ها فقط در كشور هايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه ويروس نيوكاسل به صورت بومي وجود داشته باشد.اين واكسن ها به علت حدتشان به عنوان واكسيناسيون ثانويه طيور هم به كار مي روند.
بنابراين براي بدست آوردن سطح ايمني مطلوب بدون عوارض مخرب ناشي از واكسيناسيون ، بايد شامل استفاده چند مرحله اي واكسن همراه با افزايش پله اي حدت باشد و يا استفاده از واكسن هايي با سويه هاي حادتر و يا زنده به دنبال استفاده از واكسن هاي كشته و غير فعال باشد(Alexander et al., 2008).

1-1-18-3-
1- استفاده از واكسن هاي زنده
در صورت استفاده از واكسيناسيون با ويروس هاي زنده ، احتمال ايجاد عفونت در گله سالم وجود دارد. واكسن هاي مزوژنيك معمولا بايد در عضله بال تزريق شوند. تقاضاي زياد براي استفاده از واكسن هاي زنده به خاطر هزينه كم كه در هنگام اعمال روش هاي آن است وجود دارد. متداول ترين روش كه به طور جهاني استفاده مي شود ، روش آشاميدني است. در ابتدا براي چند ساعت تشنگي داده مي شود و سپس واكسن با آب تازه در اختيار طيور قرار داده مي شود و يا بعدا با اندازه گيري ميزان دقيق دز كافي هر پرنده ، واكسن را به آب آشاميدني تازه مخلوط كرده و در اختيار پرنده قرار مي دهند.همچنين افزودن واكسن به مخزن اصلي نيز روش مفيدي براي اجراي كار است.در روش آشاميدني بايد به مثائلي چون از بين رفتن واكسن در اثر گرماي محيط ، نا خالصي هاي آب و جنس لوله هاي مجاري توزيع كننده آب آشاميدني ، دقت كرد. اگر به آب آشاميدني مورد نظر پودر شير خشك پس چرب اضافه شود تا حدودي توانايي زنده ماندن در ويروس هاي واكسن افزايش پيدا خواهد كرد(Alexander et al., 2001).
كاربرد وسيع واكسن هاي زنده به صورت اسپري ها و آئروسول ها بسيار مورد استقبال است.روش واكسيناسيون آئروسول به خاطر جلو گيري از عوارض شديد واكسن ، به عنوان واكسن ثانويه به كار نمي‌رود. اسپري درشت با ذرات بزرگ به عمق دستگاه تنفس نفوذ نمي‌كند و بنابر اين عوارض كمتري ايجاد مي‌كند. به همين دليل اين روش مناسب براي واكسيناسيون پرندگان است. حتي با وجود ايمني مادري در جوجه، اسپري درشت در جوجه هاي يك هفته مي تواند ايجاد عفونت با ويروس واكسن بكند. علت به وجود آمدن عفونت هم ماليدن سر به پشت پرندگان ديگر در قسمت مجراي بيني و چشم است و صرفا به خاطر اسپري كردن نمي باشد.دستگاه هاي توليد كننده آئروسول و ذرات درشت به صورت تجاري در دسترس هستند. در ايالات متحده از جعبه براي اسپري درشت جوجه هاي يك روزه به صورت وسيع استفاده مي شود.
واكسني بر اساس ويروس V4 استراليايي ساخته شده كه مخصوصا براي گله هاي روستايي كشور هاي استوايي به كار گرفته مي شود.روش مورد استفاده براي واكسن در جيره هاي پوشش دار به همراه غذاي پلت است. آزمايشات مزرعه نشان مي دهد كه اين روش مؤثر است .اما مطالعات بعدي نشان داد كه بعضي مشكلات در مورد استفاده از آن وجود دارد كه به احتمال زياد مربوط به نوع جيره اي است كه به عنوان حامل واكسن مورد استفاده قرار مي گيرد(Alexander et al., 2008).

1-1-18-3-2- مزايا و معايب واكسن هاي زنده
واكسن هاي زنده معمولا به صورت مايعات آلانتوئيك فريز شده و خشك شده عرضه مي شوند. اين مايعات از تخم مرغ هاي نطفه دار آلوده به ويروس جدا مي شوند.اين واكسن ها نسبتا ارزان بوده و تجويز آنها آسان است. واكسن هاي زنده ، ايمني موضعي را تحريك كرده و حفاظت ايمني بسيار زيادي ايجاد مي كنند. ويروس هاي واكسن مي توانند از پرنده اي كه به خوبي واكسينه شده ، به پرندگان واكسينه نشده انتقال يابند.
چندين عيب نيز در اين ميان وجود دارد.مهمترين

منبع پایان نامه ارشد با موضوع ويروس، بيماري، نيوكاسل، (نمودار3-

حه
(نمودار3- 1): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش HI در سه گروه مورد مطالعه 51
(نمودار3- 2): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا در سه گروه مورد مطالعه 52
(نمودار3- 3): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در کل فارم‌های مورد مطالعه 53
(نمودار3- 4): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم یک 54
(نمودار3- 5): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم دو 55
(نمودار3- 6): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم سه 56
(نمودار3- 7): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم چهار 57
(نمودار3- 8): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم پنج 58
(نمودار3- 9): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم شش 59
(نمودار3- 10): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هفت 60
(نمودار3- 11): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هشت 61
(نمودار3- 12): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم نه 62
(نمودار3- 13): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم ده 63

فهرست تصاویر

عنوان

صفحه
No table of figures entries found.

فصل اول : مقدمه

1-1- مقدمه
اعضاي خانواده پارا ميكسو ويريده ويروس هاي غشا دار و حاوي RNA هستند كه داراي ژنوم هاي تك رشته اي قطعه قطعه نشده با پولاريته منفي مي باشند .كپسيد اين ويروس ها در سيتوپلاسم و غشاي آنها در سطح سلول هاي آلوده تشكيل مي شود . با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني با روش تباين منفي ذرات ويروسي ، چند شكلي به نظر مي رسند كه اگر كروي باشند قطر معمول آنها 100 تا 500 نانومتر و اگر رشته اي باشند ، عرض آنها حدود 100 نانومتر خواهد بود(Alexander et al., 2008).
ويروس ها برجستگي مشخصي دارند كه سطح آنها را پوشانده و به داخل غشاي ويروسي رفته است . اين برجستگي هاي سطحي از نظر اندازه به دو دسته تقسيم مي شوند.
الف- برجستگي هاي بلند 8 نانومتر كه حاوي گليكوپروتئين منفرد HN هستند كه فعاليتهاي هماگلوتيناسيون و نور آمينيداز مربوط به آن است.
ب- برجستگي هاي كوچكتر كه توسط گليكوپروتئين F تشكيل شدند و توانايي غشاي ويروس براي ممزوج شدن با غشاهاي سلول ، مربوط به آن است. در نتيجه اين خاصيت، مواد ژنتيكي ويروس به داخل سلول ميزبان وارد شده ، موجب اتصال سلول هاي آلوده به يكديگر مي گردد. در نتيجه ما اثر سيتوپاتيك مشخص ويروس يعني تشكيل سن سشيال را خواهيم ديد.
بيماري نيوكاسل از نظر شيوع ، شدت و تيپ در دنيا بسيار متفاوت است ؛اين شيوع اغلب سبب مشكلاتي در تشخيص بيماري نيوكاسل مي شود بخصوص زماني كه در يك كشور يا منطقه معرفي شود وايجاد مشكل در نامگذاري مي كند .زماني نيوكاسل پيچيده تر مي شود ، كه سويه هاي مختلف اين ويروس باعث شيوع اين بيماري با شدت هاي بسيار متنوع مي شود. تقسيم بندي پاتو تيپ هاي نيوكاسل عمدتا بر اساس علائم باليني است(Beard et al., 1985).
1- فرم Doyle : يك فرم حاد و يك عفونت كشنده در تمام سنين است .زخم هاي هموراژيك دستگاه گوارش حضور مستمر دارند و اين فرم بيماري با نام نيوكاسل ولووژنيك احشاء دوست نام گذاري شد(vicserotropic velogenic).
2- فرم Beach : يك فرم حاد است كه اغلب در تمام سنين كشنده است كه علائم عصبي مشخصي ايجاد مي كند و به نام نيوكاسل ولوژنيك نروتروپيك مي باشد(NVND).
3- فرم Beaudette : از نظر علائم كمتر ازNVND است و مرگ فقط در سنين جواني اتفاق مي افتد .ويروس مسبب اين عفونت ، تيپ مزوژنيك است كه به عنوان واكسن زنده ثانويه استفاده مي شود.
4- فرم Hitchner : كه علائم ملايمي ايجاد مي كند و داراي علائم تنفسي است كه مسبب آن يك پاتوتيپ لنتوژنيك است كه به صورت رايج به عنوان واكسن استفاده مي شود.
5- فرم روده اي بدون علائم : عمدتا يك عفونت روده اي است كه مسبب آن ويروس لنتوژنيك است كه بيماري مشخصي ايجاد نمي كند .تعدادي از واكسن هاي تجاري زنده از اين پاتوتيپ هستند.
ويروس بيماري نيوكاسل براي اولين بار در سال 1926 جدا شد و به مدت 30 سال تنها پاراميكسو ويروس شناخته شده پرندگان محسوب مي شد.اما از اوايل دهه 1970 تا كنون، تعداد زيادي از گونه هاي پاراميكسو ويروس هاي پرندگان كه از نظر سرم شناسي از NDV مجزا هستند، جدا شده اند.تا كنون از آزمايشهاي HI،IDD،SN،NI و ساير آزمايشهاي سرم شناسي و خصوصيات ساختماني براي نشان دادن 9 گروه مجزاي پارا ميكسو ويروس هاي پرندگان استفاده شده است.
اين سروتيپ ها تحت عنوان PMV-1 تا PMV-9 ناميده شده اند. از روش نامگذاري ويروس هاي آنفلوانزاي A براي پاراميكسو ويروس هاي پرندگان استفاده شده است. به اين گونه كه يك ويروس جدا شده را بر اساس :
1- سروتيپ
2- گونه يا نوع پرنده اي كه ويروس از آن جدا شده است
3- موقعيت جغرافيايي محل جدا شدن ويروس
4- شماره يا نام مراجعه
5- سال جداسازي ويروس نامگذاري مي نمايند(Alexander et al., 2008).

1-1-تاريخچه
بیماری نیوكاسل برای اولین بار در سال 1926 در جاوه اندونزی و
شهر نیوكاسل انگلستان گزارش گردید. در انگلستان با برقراری قرنطینه و كشتار دسته جمعی طیور مبتلا و با نابودی طیور در معرض سرایت، و نیز با ضدعفونی لانه های آلوده بیماری را كنترل كردند. ولی در جاوه اندونزی مبارزه به صورتی انجام شد كه كانون اصلی بیماری نابود نگردید و می توان ادعا نمود كه منشاء و سرچشمه انتشار و آلودگی بیماری در دنیا از این ناحیه می‌باشد. در حال حاضر بیماری نیوكاسل در تمام دنیا تحت كنترل درآمده است. در كشور ما، هم زمان با ورود جوجه یك روزه در سال 1329 شمسی از خارج و توسعه صنایع مرغداری در كشور این بیماری نیز مشاهده شد. از آن زمان تاكنون بیماری هر چند سال به صورت همه گیری ظاهر می شود. در سال های اخیر به دلیل رشد روز افزون صنعت مرغداری اهمیت این بیماری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و همواره به عنوان مهمترین عامل تهدید كننده طیور صنعتی و سنتی مطرح
بوده است(Saif et al., 2008).
گزارش هاي مربوط به شيوع بيماري نيوكاسل مشابه آنچه كه در 1926 به وقوع پيوسته در اروپاي مركزي نيز نقل شده است. همچنين اچي و هاشيموتو در 1924 در كره عاملي را گزارش كردند كه احتمالا كامل در 1896 در جوجه هاي جزاير اسكاتلند گزارش كرد. ديل در ابتدا نام نيوكاسل را به صورت موقت براي اين بيماري انتخاب كرد تا از اين جهت با عوامل ويروسي ديگر تفريق داده شده باشد. در طي 75 سال گذشته نيز نامي بهتر براي ويروس پيدا نشده است(Alexander et al., 2008).
در ايالات متحده بيماري تنفسي ملايم كه همراه با عوامل عصبي بود در 1930 شناخته و بعدها به نام پنومو آنسفاليت معروف شد. عامل در تست هاي سرولوژي با ويروس بيماري نيوكاسل تفريق شد. در عرض چند سال جدايه هاي زيادي از ويروس كه ايجاد بيماري بسيار ملايم و يا بدون بيماري در ماكيان مي كرد در سرتاسر دنيا گزارش شد. تاريخچه شيوع بيماري نيوكاسل در اغلب كشور هاي دنيا به خوبي مشخص نيست.

1-1-2- اسامي مترادف
بيماري نيوكاسل با نامهاي شبه طاعون پرندگان1، Pseudo poultry، atypische Geflugelpest، Pseudo vogel، طاعون پرندگان، ديستمپر پرندگان، بيماري Tetelo، بيماري Raikhet و پنوموآنسفاليت پرندگان به كار مي رود(Saif et al., 2008).
اين نامگذاري ها ممكن است موجب ابهام شوند. زيرا گاهي عفونت پرندگان با هر سويه اي از ويروس نيوكاسل ممكن است به عنوان بيماري نيوكاسل معرفي شود.كلمه ND بايد به عفونت هايي اطلاق شود كه تعريف آن از نظر بين المللي مورد قبول باشد.

1-1-3- اهميت اقتصادي
ويروس بيماري نيوكاسل از نظر اقتصاد جهاني حائز اهميت است و در مقايسه با ساير ويروس هاي پرندگان وشايد نسبت به ساير ويروس هاي ديگر حيوانات مي تواند يك ضرر اقتصادي جهاني را ايجاد كند. در كشورهاي پيشرفته خسارت بيماري علاوه بر شيوع ويروس بيماري نيوكاسل ، شامل انجام اصول كنترل بيماري وبرنامه هاي كنترل بيماري مي باشد كه جزو هزينه هاي هميشگي بيماري مي باشد. حتي كشورهاي عاري از بيماري براي اهداف تجاري و تست هاي عاري بودن گله هاي مرغداري هزينه هاي بسياري را متحمل مي شوند.در بسياري از كشورهاي توسعه يافته VND اندميك است و بنابراين نيوكاسل يك عامل محدود كننده مهم در توسعه توليدات طيور صنعتي است.بسياري از كشورها از طيور محلي براي تامين پروتئين جيره خود به صورت تخم مرغ و گوشت براي زنان و كودكان استفاده مي كنند. از اين رو ويروس نيوكاسل در كشورهايي كه از جيره هاي غذايي محدود استفاده مي كنند از نظر كمي و كيفي خسارات شديدي ايجاد مي كند.كشورهايي كه از محصولات غذايي بوفور استفاده مي كنند خطر سلامت انساني وخسارات عدم پيشرفت اقتصادي- اجتماعي در آنها ديده مي شود(Lamb et al., 2005).

1-1-4- اهميت سلامت عمومي
غير از اهميت تغذيه، نيوكاسل يك عامل بيماريزا تشخيص داده شده در انسان است.از طرف ديگر گزارش‌هايي از بيماري معمولا چندان مستند نيست. اما مهمترين عامل كلينيكي اثبات شده در عفونت هاي انسان، عفونت چشم كه معمولا شامل قرمزي يك طرفه يا دو طرفه چشم ، ترشح بيش از حد از چشم، ادم پلك چشم، كونژكتيويت و ادم و پرخوني زير ملتحمه ديده مي شود. عفونت معمولا به صورت گذرا است و قرنيه چشم درگير نمي شود.
مداركي دال بر سيستميك شدن ويروس وجود دارد كه به خوبي اثبات نشده است وشامل لرزش ، سردرد، تب همراه و يا بدون كونژكتيويت است. شواهد نشان مي دهند كه سويه هاي حدت دار نيو كاسل ممكن است
در انسان ايجاد عفونت و علائم كلينيكي بكنند .عفونت انسان با VND معمولا در نتيجه تماس مستقيم
با ويروس مثل پاشيدن مايع آلانتوئيك عفوني آلوده به چشم در آزمايشگاه ها ، تماس دست آلوده با چشم،
تماس با ويروس در اثر تماس با پرنده ويا لاشه آلوده وتماس با واكسن هنگام واكسيناسيون در روش اسپري مي‌تواند صورت بگيرد.چنين عفونتي معمولا با رعايت بهداشت و محافظت از چشم ايجاد نمي شود. اين عفونت ها معمولا با ضد عفوني دقيق وپوشيدن لباس مناسب جلوگيري مي شود. تا كنون هيچ گزارشي از انتقال انسان به انسان
گزارش نشده است (Lana et al., 1988).

1-1-5- اپيدميولوژي
بيماري نيوكاسل توسط گروهي از ويروس هاي بسيار نزديك به هم كه سروتيپ 1 (پاراميكسو ويروس‌هاي PMV-1) پرندگان را تشكيل مي‌دهند، ايجاد مي‌گردند. مهمترين نوع ارتباط ويروس بيماري نيوكاسل و ساير سروتيپ‌هاي پاراميكسو ويروس با ويروس هاي سروتيپ 3 بوده است. قبلاً سويه‌هاي ويروس بيماري نيوكاسل و موارد جدا شده را گروه سرمي همگون در نظر مي‌گرفتند و همين تفكر اسا
س روش‌هاي واكسيناسيون را در اكثر كشور‌ها تشكيل مي‌داده است.
با اين وجود روش هاي سرم شناسي دقيق تري كه اخيرا به وجود آمده و مهمتر از همه با استفاده از آنتي بادي هاي مونو كلونال موش نشان داده اند كه تنوع آنتي ژني قابل توجهي بين سويه هاي مختلف ويروس بيماري نيوكاسل وجود دارد.
اين تفاوتها كه بين موارد جدا شده يافت شده اند تا حد زيادي در شناخت همه گيري ويروس بيماري نيوكاسل (به خصوص در همه گيري هايي با منشا كبوتران كه در دهه 80 در سرتاسر دنيا ظاهر گرديد) مفيد بوده است.
ويروس هاي بيماري نيوكاسل را بر اساس بيماريزا ييشان در شرايط آزمايشگاه كه در ماكيان به 5 پاتو تيپ تقسيم مي كنند :
1 – ويروس هاي ويستروپيك ولووژنيك (VVND)، شكل بسيار حاد بيماري را بوجود مي آورند كه همراه با ضايعات هموراژيك مشخص در لوله گوارش است (فرم Doyle ).
2 – ويروس هاي نورو تروپيك ولووژنيك (NVND) ،به دنبال ايجاد نشانه هاي تنفسي و عصبي باعث بروز مرگ و مير بالايي مي شود (فرم Beach).
3- ويروس هاي مزوژنيك باعث ايجاد نشانه هاي تنفسي مي شوند و مرگ و مير بالايي را سبب مي شوند (فرم Beaudette ).
4- ويروس هاي لنتوژنيك تنفسي باعث ايجاد عفونت تنفسي خفيف يا پنهان مي گردند (Hitchner) .
5- ويروس هاي روده اي بدون نشانه باعث ايجاد عفونت روده اي پنهان مي گردند .برخي از واكسن هاي زنده تجاري از اين نوع هستند(Alexander et al., 2008).

1-1-6- ريخت شناسي
در بررسي ويروس بيماري نيوكاسل با ميكروسكوپ الكتروني با كنتراست منفي اغلب به صورت اجزاي ويروسي چند شكلي ديده مي شوند. بطوريكه آنها كروي هستند و 500- 100 نانومتر قطر دارند. هرچند كه شكل نواري آنها در حدود 100 نانومتر هستند ودر طول هاي مختلف ديده مي شوند.سطح خارجي ويروس داراي برآمدگيهايي به درازاي 8 نانومتر مي باشد.در اغلب ميكرو الكترو گراف ها نوكلئو كپسيد ويروس به صورت استخوان شاه ماهي ديده مي شود كه حدودا 18 نانومتر عرض و تقارن مارپيچي دارد كه هم در ويروس هاي سالم و هم در اجزاي ويروسي ليز شده ديده مي شود(Saif et al., 2008).

1-1-7- تركيبات شيميايي
ويروس هاي خانواده پارا ميكسو ويريده شامل يك مولكول تك رشته اي RNA با وزن مولكولي 106×5 مي باشد كه همراه با اجزاي ويروسي آن 5% به وزن طبيعي آن افزوده خواهد شد .توالي نوكلئوتيد ژنوم نيوكاسل شامل 15186 نوكلئوتيد است.
ذره ويروس در حدود 25 – 20 % وزنش از مايعي ايست كه از بدن ميزبان مشتق مي شود و در حدود 6 % آن كربوهيدرات است . كل وزن مولكولي ويروس به طور متوسط 10×500 است كه داراي چگالي ساكاروز g/ml 20 /1-18/1 مي باشد.دراستفاده از الكترو فورز با ژل پلي آكراميد به همراه تصفيه اجزاي ويروسي ، حد اقل 7 پلي پپتيد مشخص مي شود. يكي از اينها اكتين ميزبان است كه با ذره ويروس سازگار شده است .ژنوم نيوكاسل 6 پروتئن دارد كه توسط سانسون2 شرح داده شده است :
1- پروتئن L كه يك RNA پلي مراز وابسته به RNA است كه در همكاري با نوكلئو كپسيد است.

نفوذپذیری، رطوبت نسبی، بازدارندگی، ظرفیت جذب

شدند و در 2 ± 23 درجه سانتیگراد و با رطوبت نسبی (RH) 5 ± 50 درصد داخل دسیکاتور نگه داری شدند تا اینکه آزمایش شوند. تمام فیلمها (شامل کنترل) در سه مرتبه آماده شدند.

3-3 – ضخامت فیلم
ضخامتفیلم باریزسنج مدل insize با قدرت تفکیک 01/0 میلیمتر به طور تصادفی در 5 موقعیت تعیین و میانگین آنها برای محاسبات استفاده شد.

3-4- آنالیز فیلم
آزمونهای صورت گرفته در این تحقیق شامل اندازگیری ویژگیهای مکانیکی، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی (میزان جذب آب و حلالیت) و ممانعتی ( نفوذ پذیری به بخار آب و اکسیژن) و بررسی پارامترهای رشد میکروبی باکتری اشریشیا کلی با تغییر غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم بر فیلمهای SSPS و نشاسته کاساوا میباشد.

3-4-1- ویژگی های مکانیکی
یک آزمون برای ارزیابی تغییر شکل (کششی) در سرعت ثابت در یک نمونه با ابعاد استاندارد برای اندازهگیری نیروی لازم برای پارگی مواد مورد استفاده قرار گرفت. منحنی نیرو در مقابل جابجایی این پارامترها را تعیین میکند.
تنش کششی (Tensil stress) (استحکام کششی نیز نامیده میشود) که در واحد MPa بیان میشود. نیروی لازم برای پارگی (گسیختگی) قسمتی از نمونه را اندازهگیری میکند.
بیشترین نیرویی که سبب گسیختگی جسم میشود تقسیم بر سطح مقطع نمونه، نشان دهنده قدرت کششی فیلم (مقاومت فیلم) است.
σ=F/A
که در آن F نیرو بر حسب نیوتن و A مساحت قسمتی از فیلم که مورد آزمون قرار میگیرد (ضخامت × عرض در mm2)
کشیدگی Elongation (Strain هم نامیده میشود) که واحد آن درصد است. که این نسبت جابجایی به طول اولیه نمونه است:
بیشترین تغییر طول به طول اولیه، انعطافپذیری فیلم را بررسی میکند (چند درصد طولش میتواند کش بیاید ولی پاره نشود).
ε=∆l/L0×100
که در آن L جابجایی (mm) و L0 طول اولیه (mm) کشیدگی در نقطه شکست به صورت درصد نسبی است که مقیاسی از انعطافپذبری فیلمها است.
مدول یانگ (Yang’s Modulus) این پارامتر برابر است با شیب در ناحیه خطی منحنی تنش-کرنش (نسبت stress به strain) بیانگر میزان سختی فیلمها است.
E=σ/ε
ویژگیهای مکانیکی در هر شکست مشخص میشود. در هر شکستن تنش و کرنش (σ,ε) برای هر نمونه محاسبه شد. قسمتی از آزمون که متفاوت باشد در طول اندازهگیری خیلی قابل توجه نیست. شکل منحنی تنش -کرنش رفتار خاص مواد شکننده (شکستن در محدوده الاستیک) یا انعطافپذیر (شکست در پلاستیک) را تعریف کند.
ویژگیهای مکانیکی در هر پارگی مشخص شدند. استرس واسترین پارکنندگی (σ، ε) برای هرنمونه محاسبه شد. بخش آزمایش به طورچشمگیری درطی اندازهگیری تفاوتی نکرد. میتوان برای تعریف کردن رفتارخاص ماده به عنوان ترد (شکست درمحدوده الاستیک ) یاductile (شکست درپلاستیک)، از شکل منحنیهای stress و strain استفاده کرد. D882-10ASTM باتغییری (اصلاحی) برای تعیین کردن ویژگیها مکانیکیدرشرایطاستانداردمورد استفاد هقرار گرفت (ASTM ,2010). نوارهای فیلم به طول 100mmو عرض 20mm بریده شد و به مدت 48 ساعت در دمای℃ 23 و رطوبت نسبی 53 % تنظیم شد. آنالیز بافت مجهز شده با نرم افزارTexture Exponent 32 به منظور اندازهگیری ویژگیهای مکانیکی فیلم به کارگرفته شد. جداسازی سرعت اولیه و سرعت crosshead به ترتیب 50mmوmm/min 30 بود. Elongation و قدرت کشش درنقطه پاره شدن از تغییرشکل و نیروی داده ثبت شده توسط نرم افزارمحاسبه شد. 8 تکرارهرنمونه مورد ارزیابی قرارگرفت.

3-4-2- نفوذ پذیری بخار آب (WVP)
از روش اصلاح شده کاپ گراومتریک به روش استاندارد ملی آمریکا ASTM E96-05 که برای تعیین میزان نفوذ پذیری در فیلم ها استفاده شده است( ASTM ,2005b). در این آزمون کاپ ها با آب پر شدند و هوا حدود 5/1 سانتیمتر بین سطح فیلم و آب بود. فیلم ها به اندازه دهانه کاپ بریده شدند و به کمک خمیر بازی بر روی کاپ نگه داشته شدند. در ابتدا وزن اولیه کاپ ها با ترازو با دقت 0001/0 اندازه گیری شد و سپس درون دسیکاتور که با سیلیکاژل(خشک کن) برای تولید رطوبت نسبی %0 پر شده بود قرار گرفتند. پس از آن هر 2 ساعت یک بار نمونه ها توزین شد تا 7 نقطه این روند ادامه داشت. سپس از نمودار وزن بدست آمده در مقابل زمان برای تعیین (WVTR) استفاده شد. شیب قسمت خطی این نمودار نشان دهنده مقدار حالت پایدار از نفوذ بخار آب در میان فیلم در هر واحد زمان (g/h) (WVTR) بر اساس gr بر m2 در هر روز بیان شد. رگرسیون دامنه ضرایب %99/0 یا بالاتر بدست آمده. (WVP) فیلم توسط ضرب کردن (WVTR) در ضخامت متوسط فیلم و تقسیم آن بر فشار بخار آب در سطح فیلم محاسبه می شود.

WVP=(WVTR ×t)/(A(P1-P2))

3-4-3- حلالیت فیلم ها
حلایت فیلمها در آب بر طبق نظر مایزورا106 و دیگران (2007 ) و با قدری تغییرات تعیین شد پس از تعیین میزان رطوبت موجود در هر فیلم میزان مواد جامد موجود در آن قابل تعیین بود با توجه به این مسأله، تکههای از فیلم (600 میلی گرم) بریده شده در یک دسیکاتور با ( (0% RH کلرید کلسیم به مدت 24 ساعت در دمای 40 درجه سانتیگراد حرارت داده شد. سپس درون بشر با 100 سیسی آب دیونیزه قرار داده شد این نمونهها با تکان خوردنهای دائمی به مدت24 ساعت در دمای اتاق به همزده شدند. سپس مخلوط فیلم و آب بر روی یک کاغذ صافی که قبلا به وزن ثابت رسیده و دقیقا توزین شده بود صاف شد. کاغذ صافی به همراه نمونه تا رسیدن به وزن ثابت در دمای40 درجه سانتیگراد قرار داده شد. درصد حلالیت فیلمها در آب از رابطه زیر محاسبه گردید.
100×(فیلم اولیه شده خشک وزن –فیلم نهایی شده خشک وزن)/(فیلم اولیه شده خشک وزن)= درصد حلالیت

3-4-4- ظرفیت جذب آب (WAC)
برای بررسی میزان ظرفیت جذب آب تکه هایی از فیلم
(2×2 cm) بریده و در دسیکاتور که زیر آن کلرید کلسیم (برای صفر شدن رطوبت) قرار داشت به مدت 2 روز قرار داشت. نمونه ها با ترازویی با دقت 0001/0 توزین گردید، درون دسیکاتوری که زیر آن آب قرار دارد، قرار داده میشود. و بعد از 24 ساعت نمونهها توزین شدند، و از طریق فرمول زیر میزان جذب آب بدست آمد:

وزن خشک فیلم/وزن آب جذب شده =WAC

3-4-5- نفوذ پذیری به اکسیژن
اندازهگیری نفوذپذیری فیلمها به وسیله MoconOxtran 2/21 انجام شد و با استفاده از نرمافزار نفوذپذیری WinPermTM و با کمک روش استاندارد ASTM-D3985-05 نفوذ پذیری به اکسیژن به دست آمد. فیلمها در پوششهای فویل آلومینیوم با یک فضای باز cm25 قرار داده شدند و روی یک سل دیفوزیون قرار داده شدند. آزمون در دمای ℃25، فشار اتمسفری و رطوبت نسبی %50 (RH)، %21 گاز اکسیژن به عنوان تست گاز انجام شد. اکسیژن منتقل شده از میان فیلمها با استفاده از حمل کننده گاز (N2/H2) به سنسورهای کالمتریک عبور داده میشود. حمل کننده خارجی هر 1 ساعت 1 بار برای رسیدن به حالت پایدار انتقال اکسیژن به صورت همگرا اندازه گیری شد.
ضریب نفوذپذیری cc-cm/(m2 day atm) بر اساس نرخ انتقال اکسیژن در حالت ثابت با در نظر گرفتن ضخامت فیلم محاسبه شد ( ASTM 2005a).

3-4-6- خاصیت ضد میکروبی
کارآیی ضد میکروبی فیلم آماده با استفاده از ارزیابی روش لرزش فلاسک توسط Appendini and Hotchkiss (2002) مورد بررسی قرار گرفت. برای روش لرزش فلاسک هشت نمونه ( cm 5 /1 × 2) از فیلمهای نانو کامپوزیت در ml 100 از محیط کشت استریل نوترینت براث برای باکتری 150 دور در دقیقه غوطه ور شد و سپس در انکوباتور دمای 37 درجه سانتیگراد قرار داده شدند. مدارک و شواهد حاکی از رشد میکروبی بود. مدارک و شواهد از رشد میکروبی با خواندن تغییرات جذب در 600 نانومتر با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در فواصل منظم (2 ساعت) به دست آمد ( هان و همکاران، 2007). جذب دادهها با استفاده از معادله گامپرتز که تغییر افتهاست توسط 1990 Zwietering et al ارائه شده، مدل شد.
برای تخمین پارامترهای سنتیک رشد میکروبی

X = غلظت سلولی میکروارگانیسم در محیط کشت
˳X= مقدار اولیه جذب t= زمان λ= فاز تاخیر
A= حداکثر غلظت باکتریایی بدست آمده در فاز ثابت و مقدار اولیه آن است
µmax= حداکثر سرعت رشد ویژه (h-1).

3-5- تجزیه و تحلیل آماری
از آزمون های آنووا یک طرفه و توکی (یا دانکن) برای ویژگی های فیزیکی و مکانیکی، و پارامترهای مختلف در میان انواع مختلف فیلم در سطح معنی دار %5 به کار برده شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از گراف پد پریزم 6، انجام شد. برای انجام مدل سازی از تکنیک کمینه کردن مجموع مربعات اختلاف داده های تئوری و عملی به کمک افزونه Solver در نرم افزار اکسل 2010 استفاده شد.

فصل چهارم: نتایج و بحث

4-1- ارزیابی کیفی فیلم زیستتخریبپذیر خوراکی
4-1-1- بررسی اثر نانو دی اکسید تیتانیوم بر خواص ظاهری فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS
فیلمهای تهیه شده، فیلمهای کاملاً یکنواخت بودند که نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم به طور یکدست در آن پخش شده بودند. سطح روی فیلمها براق بودند، فیلمها به راحتی و بدون هیچ ابزاری از سطح پلیت کاستینگ جدا شدند. ضخامت در نقاط مختلف تقریبا یکسان بوده و با افزایش درصد نانو ذرات تأثیری روی ضخامت فیلمها مشاهده نشد در حالی که بر روی رنگ فیلمها تأثیر واضحی داشت به طوری که فیلم شاهد ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، تقریبا زرد و شفاف بودند ولی با افزایش نانو ذرات تا 5 % ، فیلمها کاملاً شیری رنگ بودند و همچنین با توجه به شکل 4-2 نیز با افزایش نانو ذرات رنگ فیلمها رو به افزایش بودند.

شکل 4- 1: رنگ فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، با غلظتهای متفاوت ( %0، 5%)، نانو دی اکسید تیتانیوم.

4-1-2- بررسی اثر نانو دی اکسید تیتانیوم بر ضخامت فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS

برای اندازهگیری ضخامت فیلمها از ریزسنج دستی استفاده شد که ضخامت کلی فیلمهای ترکیبی نانو کامپوزیتی بدست آمده، با اضافه کردن نانو ذرات بدون تغییر باقی ماند. مقادیر میانگین ضخامت کلی برای فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا /SSPS، حاوی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم ( 13/0-14/0 ) میلی متر میباشد. و در (جدول 4-1) نشان داده شده است.

جدول 4- 1: میانگین ضخامت فیلمهای شاهد ترکیبی نشاسته کاساوا /SSPS و نمونههای حاوی نانو دی اکسید تیتانیوم.
ضخامت
نوع نمونه
01/0 ± 13/0a
0 % ( نمونه شاهد)
03/0 ± 13/0a
1 % نانو دی اکسید تیتانیوم
02/0 ± 14/0a
3 % نانو دی اکسید تیتانیوم
01/0 ± 14/0a
5 % نانو دی اکسید تیتانیوم
داده ها بیانگر میانگین ± انحراف معیار می باشد. مشابه بودن حروف لاتین بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار بین میانگین ها در سطح احتمال 5% می باشد.

4-2- بررسی اثر نانو دی اکسید تیتانیوم بر خواص ممانعتی فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS
4-2-1- تعیین میزان نفوذ پذیری به بخار آب
یکی از مهمترین عملکردهای بسته بندی غذا، جلوگیری و یا به حداقل رساندن انتقال رطوبت بین غذا و محیط اطراف است. سپس نفوذ پذیری بخار آب باید به کمترین حد ممکن برسد، تا محیط بسته بندی غذا بهینه سازی شده و عمر بالقوه محصول غذایی بر روی قفسهی مغازهها افزایش یابد. ( حسینی و همکاران، 2013). شکلهای 4-2، نشان دهنده نفوذ پذیری نسبت به بخار آب فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، با درصدهای مختلف از نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم میباشد. بعد از اضافه کردن نانو
ذرات کاهش قابل توجهای در میزان نفوذ پذیری به بخار آب ایجاد شد. نفوذ پذیری نسبت به بخار آب فیلمهای ترکیبی از 34/6 تا 98/2 [g m-1 s-1 Pa-1]، به صورت معنی داری (05/0p) کاهش داشتند. که میتوان به مقاومت بیشتر از نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم در مقایسه با ماتریکس بایوکامپوزیت نسبت داد. بنابراین تلفیقی از نانو ذرات به ماتریکس یک مسیر غیر مستقیم برای عبور از میان مولکولهای آب را ایجاد میکند (یو107 و همکاران، 2004). این کاهش نفوذ در فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، ساپورت شده با نانو ذرات را میتوان بر اساس مدل نیلسن108 (1967)، مسیرهای پیچشی و غیر مستقیم توضیح داد. بازدارندگی ضعیف نسبت به بخار آب از عیبهای اساسی فیلمهای پلی ساکاریدی به حساب میآید به علت ماهیت آبدوست پلی ساکاریدها، فیلمهای حاصل از آن نفوذ پذیری بالایی نسبت به بخار آب دارد این حساسیت نسبت به رطوبت باعث ایجاد تغییر در خواص کاربردی فیلم پلی ساکاریدی در شرایط محیطی مختلف شده و در نتیجه کاربرد فیلمهای پلی ساکاریدی در شرایط مختلف (به ویژه در رطوبتهای نسبی بالاتر) را محدود میسازد (قنبرزاده و همکاران، 1388). هنگامی که نانو ذره در ماتریکس پلیمری وجود دارد، یک ملکول آب باید مسیر پیچیده تری را نسبت به ترکیب خالص پلیمر طی کند تئوری که توسط ﺛلن بیان شد (ﺛلن109، 2005).
همان طور که در شکل 4-2، مشاهده میکنیم خاصیت نفوذپذیری با افزایش غلظت نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم کاهش یافت و درغلظت 5% کمترین مقدار را داشت. نانو ذرات به دلیل اندازه خیلی کوچکشان به آسانی میتوانند فضاهای خالی ماتریکس فیلم خلل وفرج دار را پر کنند لذا پخش آسان آب یا رطوبت مشکل میشود. (تانگ110 و همکاران ، 2008 ؛ دی مورا111 و همکاران، 2009) ضمن این که مسیر پیچ در پیچ اطراف لایه های نانو، مولکولهای نفوذ کننده را وادار میکند که از یک مسیر طولانی از میان فیلم عبور کنند. (سوتورنویت112 و همکاران، 2010).

شکل 4-2: میزان نفوذ پذیری به بخار آب فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، با غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم.
*متفاوت بودن حروف لاتین بر روی ستونها نمایانگر اختلاف معنی دار در سطح 5% احتمال میباشد ( 05/0 р).

4-2-2- نفوذ پذیری نسبت به بخار اکسیژن
نفوذپذیری نسبت به گاز و ترکیبات فرار آروما در فیلم های پلی ساکاریدی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد: نسبت نواحیکریستالی به نواحیآمورف، میزان تحریک زنجیرههای پلیمری و میزان برهمکنشها بینگروههای عملگرای پلیمر و مولکولهای گاز و ترکیبات فرار در نواحی آمورف ( کومار و ساینق113، 2008). فیلمهای بایوپلیمری به دلیل وجود تراکم و فشردگی بالا بین زنجیره ها، وجود مقدار زیاد پیوندهای هیدروژنی، وجود حالت نیمه کریستالی، بازدارندگی عالی در مقابل اکسیژن دارند و همین امر استفاده از آن را در بسته بندی میوه ها و سبزی ها جهب کاهش سرعت تنفس و افزایش ماندگاری میسرمیسازد ( مانو114 و همکاران، 2004). در این پژوهش همانطور که در شکل 4-3، نشان داده شده است در فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا

فناوری نانو، مواد غذایی، بازدارندگی، مواد معدنی

در دهه ۷٠ میلادی قرن بیستم و به اوج رسیدن آن در دهه ۹٠، سویا توسط حامیان آن بعنوان “ماده غذایی سالم” معرفی گردید و از مزایای آن میتوان موارد زیر را برشمرد: منبعی ایده آل از پروتئین، کاهنده کلسترول، محافظت کننده در برابر سرطان، کاهنده علائم یائسگی و خطر ابتلا پوکی استخوان، تاثیر بر سطوح تستسترون در مردان به دلیل محتوای فیتواسترون، کمک به هضم غذا و حفظ سلامت روده و معده، جلوگیری از ابتلا به بیماری های قلبی، تقویت سیستم ایمنی بدن، حفظ سلامت پوست و مو بدلیل وجود ویتامینE، کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات و طاسی در مردان، تقویت استخوانها، منبع آنتی اکسیدان، پیشگیری از ابتلا به آلزایمر به شرط استفاده متعادل از سویا، کمک به بازسازی ماهیچه ها با مصرف یک مشت سویا در روز.

2-2-1- پلی ساکارید محلول در سویا
به تازگی یک پلی ساکارید از مواد دیواره سلولی لپه سویا استخراج شده است. SSPSاز خانواده پکتین مانند از بیوپلیمر اسیدی استخراج شده از محصول فرعی کربوهیدرات باقی مانده از تولید پروتئین سویا جدا شده (SPI) تولید میشود. مزایای SSPS برای سلامتی انسان، پایین آوردن کلسترول خون، بهبود رخوت و کاهش خطر ابتلا به دیابت گزارش شده است ( شوری46 و همکاران، 1985). به غیر از ارزش غذایی آن، عملکردهای مختلفی از جمله پراکندگی، تثبیت کننده، امولسیون و چسبندگی، ویسکوزیته کم، و قادر به تشکیل فیلم سطحی قوی با ضخامت 17-30 نانومتر نیز دارد ( آی سای47 و همکاران، 1994). امروزه محبوبیت پروتئین سویا به عنوان امولسیفایر در حال افزایش است زیرا میتواند یک جایگزین vegetable-based به جای پروتئینهای روزانه باشد. نتایج حاصل از مطالعات گوناگون نشان داد که SSPS میتواند فیلمهای زیست تجزیه پذیر با ظاهر خوب و خواص مکانیکی رضایت بخش تولید کنند. ( سالار باش48 و همکاران، 2013).
2-2-2- ساختار SSPS
پلی ساکارید محلول در سویاSSPS ، دارای یک ساختار پکتین مانند است که متشکل از ستون اصلی نام برده در زیر میباشد ( ناکامورا49 و همکاران، 2002).
1- Homogalacturonan (α-1,4-galacturonan)
Rhamnogalacturonan
2- (واحد های تکراری تشکیل شده از α-1,2-rhamunose و α -1,4-galacturonic acid)
3- منشعب شده توسط α-1,3-یا α-1,5-arabinan chains و
β-1,4-galactan .

2-3- نانو تکنولوژی
علم نانو و علوم مرتبط با آن جدید نیستند چرا که صدها سال است شیمیدانان از تکنيک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علم نانو در کار خود استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. از پنجره های رنگارنگ کلیساهای قرون وسطی گرفته تا شمشیرهای یافت شده در حفاری های سرزمینهای مسلمان همگی گویای این مطلب هستند که بشر مدت هاست که از برخی شگردهای این فناوری در بهینه کردن فرایندها و ساخت با کیفیت تر اشیاء بهره میبرده است اما تنها به دلیل پیشرفت کم فناوری و نبود امکانات امروزی نتوانسته حوزه مشخصی برای این فناوری تعیین کند. اولین بار ریچارد فیمن در سال 1959 طی سخنرانی خود با بیان امکان به راه اندازی فرآیندی برای دستکاری اتمها و مولکولها با استفاده از ابزارهای دقیق سبب شده تا افکار به سمت توسعه چنین امکانی متمایل شوند. در سال 1974، پروفسور نوریو تانیگوشی، مدرس دانشگاه علوم توکیو، نخستین بار واژه “فناوری نانو” را بکار گرفت. او در مقاله ای با نام “مفهوم اساسی فناوری نانو” اشاره میکند که فناوری نانو اساسا مجموعه ای از فرایندهای تفکیک، ادغام و تشکیل مواد در حد یک اتم یا یک مولکول است. در دهه 1980 این تعریف به طور وسیع تر توسط دکتر درکسلر (نویسنده کتاب های موتور خلقت) مورد بررسی قرار گرفت. فناوری نانو و نانوعلوم در اوایل دهه 1980 با تولد علم کلاستر آغاز به کار کرد. این توسعه سبب کشف فلورین در سال 1986 و نانولوله های کربنی در مدت چند سال بعد شد. مقیاس نانو، ابعادی کمتر ازnm 100 (معمولا nm 1/0 تا nm 100) را شامل میشود، که شامل موادی یا سطوح خارجی بسیار زیاد و ناهمگونی کم که پدیدههای کوانتومی بروز میدهند میباشد. علم نانو، مطالعه پدیدهها و خواص نوین مواد، در این مقیاس (در حد اتم ها و مولکولها ) میباشد. فناوری نانو، کاربرد دانش ، مهندسی و فناوری در مقیاس نانو در جهت تولید مواد و سیستمهایی است که وظایف خاص الکتریکی، مکانیکی، بیولوژیکی، شیمیایی یا محاسباتی را انجام میدهند. نانو تکنولوژی بر اساس ارائه خواص و عملکردهای نوینی از نانو ساختارها، دستگاه ها و سیستم ها به علت ساختار بسیار کوچک آنهاست. این دستگاه ها عموما کاربردهای بیولوژیکی و پزشکی دارند به طور کلی نانوتکنولوژي، فن آوري تغيير در خواص مولکولهاي تشکيل دهنده مواد است. و به همين دليل مقياس نانو بهترين تعريف براي تکنولوژي ميباشد (سورنتینو50 و همکاران، 2007).

2-3-1- بایو نانو تکنولوژی
نانو بایو تکنولوژی حوزه نوظهور علمی و فنی است که گرایش چند رشته ای از علوم (شیمی ، زیست شناسی، فیزیک، علم مواد) است. این حوزه از یک سو، به فعالیتهای همگام علم مواد و بیولوژی اشاره دارد و از سوی دیگر حد فاصل علم فیزیک و بیولوژی است. نانو بایوتکنولوژی با سیستمهایی در مقیاس نانو که با راهکار بالا به پائین ساخته شدهاند (خرد کردن واحدهای بزرگتر به اجزای کوچکتر ) یا از روش پائین به بالا برای سامان دادن اجزا بهره میبرند، سرکار دارند. نانو بایو تکنولوژی بیش از آنکه شاخه ای از بایوتکنولوژی باشد شاخه ای از نانو تکنولوژی است. بایوتکنولوژی از سازوارههای زنده در کاربردهای صنعتی مختلف است، ولی نانو بایوتکنولوژ
ی استفاده از قابلیتهای نانوتکنولوژی در کاربردهای زیستی است. بنابراین واژه نانو بایوتکنولوژی نیز مانند واژههایی چون بیومکانیک و بیومتریال به استفاده از تکنولوژیهای مختلف، در کاربردهای زیستی اشاره دارد و نه به استفاده از قابلیتهای ارگانیزمهای حیاتی در کاربردهای مختلف صنعتی. نانو کامپوزیتها جایگزین خوبی برای بطریهای پلاستیکی نوشیدنیها هستند استفاده از پلاستیک برای ساخت بطری باعث فساد و تغییر طعم نوشیدنی میشوند، نانوکامپوزیتها میتوانند به عنوان مواد بسته بندی جدید استفاده شوند، یک مثال نانوکامپوزیتهای تشکیل شده از نشاسته سیب زمینی و کلسیم کربنات است، این فوم مقاومت خوبی به حرارت دارد، سبک و زیست تخریب پذیر است و میتواند برای بسته بندی مواد غذایی به کار رود. افزودن 5-3% از نانو خاک رس به ماده پلاستیک آن را سبک تر، قویتر و مقاومتر به حرارت می کند و خواص ممانعت کنندگی بهتر در برابر اکسیژن، دی اکسید کربن، رطوبت و مواد فرار دارد (پاپر51، 1999)
2-3-2- کامپوزیت
رشد فزاینده تکنولوژی در سال‌های اخیر باعث شد تا موادی که در دسترس بشر بود برای جامه حقیقت پوشاندن بر رویاهای مدرن کافی نباشد و از این رو تلاش برای رسیدن به مواد جدید آغاز شد. امروزه در بیشتر کاربردهای مهندسی، اغلب به تلفیق خواص مواد نیاز داریم. موادی که ضمن داشتن استحکام بالا، سبک باشند، مقاومت سایشی وجذب UV^1خوبی داشته باشند که از جمله آن انواع کامپوزیت ها را میتوان نام برد.
کامپوزیتها، ترکیبات ساخته شده از پلیمر و پر کننده آلی یا غیر آلی هستند. استفاده از پر کنندهای غیرآلی در ماتریکس پلیمر، استحکام و سفتی پلیمر را افزایش میدهد و تولید آنها به صورت بالقوه میتواند باعث بهبود ویژگیهای مکانیکی مواد بسته بندی و ظروف نشاستهای گردد.
کامپوزیت‌ها از دیدگاه زیستی به دو دسته کامپوزیت‌های طبیعی. مانند استخوان، ماهیچه، چوب و …
و کامپوزیت‌های مصنوعی(مهندسی) تقسیم میشود.
کامپوزیت‌های سبز(کامپوزیت‌های زیست‌تجزیه‌پذیر)
در اینگونه کامپوزیت‌ها، فاز زمینه و تقویت کننده، از موادی که در طبیعت تجزیه می‌شوند، ساخته می‌شوند. در کامپوزیت‌های سبز، معمولاً فاز زمینه از پلیمرهای سنتزی قابل جذب بیولوژیکی و تقویت کننده‌ها از فیبرهای گیاهی ساخته می‌شوند (سورنتینو52 و همکاران، 2007).

2-3-3- تعریف نانو کامپوزیت
فناوری نانو به دلیل تعامل نزدیکی که با سایر رشتههای علوم دارد به سرعت در حال گسترش است و در این علم پلیمر را نیز از مزایای خود بی بهره نگذاشته است. استفاده از فناوری نانو در زمینهی علم پلیمر به تولید پلیمرهای نانوکامپوزیت منجر شده است. نانوکامپوزیتها پلیمرهایی هستند که در آنها از ترکیبات آلی یا غیرآلی مختلفی که دارای اشکال مختلف صفحه ای، کروی و یا به صورت ذرات ریز بوده و اندازه ای در حد ابعاد نانو دارند به عنوان فیلر یا پرکننده استفاده میشود. فیلمهای حاصل از ترکیب نانو مواد و بیوپلیمرها و یا به اصطلاح نانو کامپوزیتهای بیوپلیمری خواص کاربردی مطلوبتری از خود نشان میدهند که مهمترین آنها افزایش مقاومت مکانیکی و کاهش نفوذپذیری نسبت به بخار آب میباشد. افزایش بازدارندگی در برابر نفوذ گازها، افزایش کارایی فیلم در استفاده به عنوان بسته بندی فعال، افزایش مقاومت حرارتی ماده بسته بندی و ایجاد شفافیت و بهبود خواص ظاهری فیلم از دیگر مزایای نانوکامپوزیتهای بیوپلیمری است (قنبرزاده، 1388).

2-3-4- تعریف بایو نانو کامپوزیت
در طول چند سال اخیر “بایونانوکامپوزیت” تبدیل به یک اصطلاح رایج برای تعیین نانوکامپوزیتها که شامل پلیمرهای طبیعی در ترکیب با مواد معدنی هستند و نشان دهنده حداقل یک بعد در مقیاس نانومتر است ( سالمیدی و لاکروکس53، 2006؛ دمورا54 و همکاران، 2012). که ویژگیهای آنها در مقایسه با نانوکامپوزیتهای مشتق شده از پلیمرهای سنتزی بسیار مطلوب تر است ( اوتارا55 و همکاران، 2000). علاوه بر این بایونانوکامپوزیت ها مزیت قابل توجه ای از زیست سازگاری، زیست تخریب پذیری و بهبود ویژگیهای عملکردی به وسیله ارائه بایولوژی یا بخش معدنی نشان دادند. موجودات زنده تولید کننده نانوکامپوزیتهای طبیعی هستند که آرایش ترکیبی از ترکیبات آلی و معدنی در مقیاس نانو نشان میدهد ( فیگویرو56 و همکاران، 2004).
در واقع بایو نانو کامپوزیتها نسل جدیدی از نانوکامپوزیتها هستند که شامل ترکیبی از بیوپلیمرها و مواد معدنی هستند که حداقل یکی از ابعاد آنها در مقیاس نانومتری باشد ( لیو57 و همکاران، 2004). علاوه بر این، مواد بیوپلیمر به عنوان یک فن آوری سبز شناخته شده ( میر58 و همکاران، 1959). و در صنایع دارویی، بسته بندی مواد غذایی و تکنولوژیهای کشاورزی قابلیت تجزیه بیولوژیک و زیست سازگاری از خود نشان داده اند ( رایس59، 1994).

2-3-5- فلز تیتانیوم
بسیاری از مهندسین و طراحان هنوز تیتانیوم را فلزی گران و ناشناخته قلمداد میکنند اما پیشرفت های اخیری که در زمینه تولید این فلز صورت گرفته است نشان می دهد که تیتانیوم ماده ای بسیار فوق العاده برای استفاده های مهندسی است. تیتانیوم با عدد اتمی 22 و نماد Ti از عناصر گروه فلزات واسطه میباشد. نقطه ذوب 1668درجه سانتیگراد، نقطه جوش 3287 درجه سانتیگراد و وزن اتمی 88/47 دارد. یکی از ویژگی های مهم تیتانیوم چگالی پایین آن 506/4 گرم بر سانتیمتر مکعب می باشد. این ویژگی همراه با استحکام و مقاومت بالا در برابر خراشیدگی تیتانیوم را به فلزی ایده آل تبدیل کرد
ه است. تیتانیوم عمدتاً در صنایع هوا فضا و همینطور در کارخانه ها و تجهیزات صنایع شیمیایی مورد استفاده قرار می گیرد. این فلز همچنین در ساخت عینک ها، مهندسی کنترل و فناوری پزشکی خصوصاً مواردی که حد تحمل بیولوژیک از اهمیت زیادی برخوردار است مورد استفاده قرار می گیرد. تیانیوم ماده ای غیر سمی حتی در مقادیر بالا می باشد. همچنین این ماده هیچ نقشی در سیستم طبیعی بدن انسان ایفا نمی کند. بطور تخمینی روزانه 8 میلی گرم تیتانیوم وارد بدن انسان می شود. اگر چه تقریباً بدون جذب شدن از بدن دفع میگردد ( بهاور و همکاران، 1392).

2-3-5-1- نانو دی اکسید تیتانیوم
دی اکسید تیتانیوم در اندازه نانومتری یک فوتو کاتالیست ایده آل است که مهم ترین دلیل وجود این خاصیت در این ماده قابلیت جذب اشعه فرابنفش است. فوتون های فرابنفش بسیار پرانرژی هستند و در بیشتر موارد می توانند به سادگی باعث تخریب اجسام گردند. دی اکسید تیتانیوم با جذب اشعه فرابنفش و به واسطه خاصیت فوتوکاتالیستی خود می تواند پوششی ضد باکتری روی سطوح ایجاد کند و هم چنین مانع از عبور اشعه گردد. وجود همین خواص ویژه، نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم را تبدیل به گزینه ای مناسب برای استفاده در کرم های ضدآفتاب نموده است. حذف بوی نامطبوع و تجزیه سموم آلی و معدنی و میکروارگانیسم های مضر و بیماری زای موجود در آب و فاضلاب کاربرد عمده دیگر این ماده است. نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم خاصیت آب دوستی بالایی دارند ( بهاور و همکاران، 1392).

2-3-6- فیلمهای خوراکی
امروزه آلودگیهای ناشی از پلیمرهای سنتزی، توجه همگان را به استفاده از مواد زیست تخریب پذیر معطوف کرده است و در طی دو دهه اخیر مطالعه بر روی مواد زیست تخریب پذیر حاصل از پروتئین ها و کربوهیدارت ها گسترش وسیعی یافته است. این ماکرومولکول ها به طور بالقوه میتوانند جایگزینی مناسب برای پلیمرهای سنتزی حاصل از مشتقات نفتی به شمار روند. بسته بندی های زیست تخریب پذیر که قابلیت خوراکی بودن و مصرف به همراه ماده غذایی را دارند به دو دسته فیلمها و پوشش های خوراکی تقسیم میشوند. فیلمهای خوراکی قبل از کاربرد در بسته بندی ماده غذایی به صورت لایه ای نازک تولید میشوند و بعد همانند پلیمرهای سنتزی برای بسته بندی به کار میروند. فیلم پوششی یکنواخت و یکپارچه با ضخامت کمتر از 01/0 اینچ است. فیلم ها می توانند به شکل لفاف، کپسول و کیسه تولید شوند که این محصولات با ضخامت مشخصی قالب گیری میشوند. پوششهای خوراکی بر خلاف فیلمها بر روی ماده غذایی تشکیل میشوند. بنابراین پوشش به عنوان بخشی از محصول بوده و موقع استفاده روی محصول باقی میماند. این کار توسط روش هایی نظیر واکس زدن، اسپری کردن و غوطه ور کردن صورت می گیرد. فیلم ها و پوشش های خوراکی در مقایسه با پلیمرهای سنتی دارای مزایای منحصر به فردی میباشند. زیست تخریب پذیری، بازدارندگی خوب از تبادل گازهای تنفسی CO2 و O2 و در نتیجه کنترل تنفس میوهها و سبزیها، بازندارندگی از انتقال و تبادل ترکیبات بودار و طعم دار و همچنین حفاظت محصول در مقابل صدمات مکانیکی از جمله مهمترین مزایای فیلم ها و پوشش های خوراکی می باشند. زمان ماندگاری مواد غذایی از طریق برهمکنش های متعدد آنها با محیط اطراف کنترل شده و با استفاده از فیلم های محافظ افزایش مییابد

مواد غذایی، گیاه شناسی، رطوبت نسبی، بازدارندگی

ست ( مارایا و همکاران، 2009).
پلی ساکارید SSPS از خانواده پکتین مانند از بیوپلیمر اسیدی استخراج شده از محصول فرعی کربوهیدرات باقی مانده از تولید پروتئین سویا جدا شده، تولید میشود ( شوری36 و همکاران، 1985). SSPS میتواند فیلمهای زیست تجزیه پذیر با ظاهر خوب و خواص مکانیکی رضایت بخش تولید کنند ( سالار باش37 و همکاران، 2013). پلی ساکارید سویا، نرم و سفید رنگ بوده و دارای نشاسته یا قند نمیباشد. پلی ساکارید سویا، دارای %٧٥ فیبر رژیمی است و در آن، ترکیبات مهم مانند سلولز، همی سلولز، پکتین، صمغ و موسیلاژ وجود دارند (آرسکار و همکاران38، ٢۰١٢).
تلفیق نانو ذرات فلزی دی اکسید تیتانیوم در فیلم ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، موجب ایجاد نوعی بسته بندی فعال میگردد. بسته بندی فعال نوعی بسته بندی است که علاوه بر داشتن خواص بازدارندگی اصلی بسته بندی های معمول (مانند خواص بازدارندگی در برابر گازها، بخارآب و تنش های مکانیکی)، با تغییر شرایط بسته بندی، ایمنی، ماندگاری و یا ویژگیهای حسی ماده غذایی را بهبود میبخشد و در عین حال کیفیت ماده غذایی را حفظ میکند.

1-5- اهداف تحقیق
هدف اصلی از این پژوهش تهیه فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/ SSPS، غنی شده با نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم می باشد. همچنین با توجه به نقصان در جذب عنصر روی مواد غذایی توسط بدن و عوارض ناشی از کمبود آن، این فیلمها میتواند تا حدی در جبران این مشکل مؤثر باشند. زیست تخریب پذیر بودن و شکل پذیری خوب نشاسته کاساوا و خواص مکانیکی خوب فیلمهای SSPS، موجب اهمیت کاربرد آن در تهیه فیلمهای خوراکی جهت بسته بندی مواد غذایی و داروها میباشد.

1-6- محدودیتهای تحقیق
در این پژوهش حداکثر غلظت ترکیب نانو به عنوان یک محدود کننده مطرح میگردد. بیشتر از 5% ترکیب نانو باعث هتروژن نمودن فیلم میشد.

1-7- نمودار تحقیق
شکل 1-1 نمودار تحقیق را برای این پژوهش نشان میدهد.

شکل 1-1: نمودار فرآیند پژوهشی

فصل دوم: مروری بر پژوهشهای پیشین

2-1- معرفی نشاسته و نشاسته کاساوا
نشاسته نوعي پليساكاريد است كه در شرايط عادي در آب نامحلول است اما در آب داغ دانه هاي تشكيلدهنده آن تا 15 برابر وزن خود آب جذب كرده، متورم شده و سرانجام پاره يا متلاشي ميشود. در اين فرآيند تودهاي با ويسكوزيته بالا توليد ميشود كه آن را خمير نشاسته و اين پديده را ژلاتينهشدن نشاسته مي‌نامند. نشاسته از تركيب گلوكز با خارج شدن مولكول آب حاصل ميگردد و درواقع نوعی ماكرومولكول است كه طي مراحل رشد گياه گندم بصورت ذرات ريز يا گرانول در دانه ذخيره ميشود و ممكن است تا حدود 65 درصد وزن آن را تشكيل دهد.گرانولها از لحاظ شكل ممكن است به صورت هاي كروي يا بيضي باشند كه با ميكروسكوپ قابل بررسي هستند. گرانولهاي نشاسته از دو قسمت آميلوز كه خطي است، 23 تا 27 درصد وزن نشاسته را تشكيل ميدهد و مركب از حدود 5000 واحد گلوكز است و آميلو پكتين كه بصورت زنجير انشعابي به ميزان حدود 73 تا 77 درصد وزن نشاسته را تشكيل ميدهد و مركب از حدود يك ميليون واحد گلوكز است تشكيل شده، آميلوز به صورت خالص به مقدار كم در آب داغ حل ميشود و اگر محلول را در جاي آرام قرار دهيم دوباره رسوب ميكند، برعكس آميلوپكتين در آب داغ به آساني حل ميشود و اگر محلول را در جاي آرام قرار دهيم به صورت ژل درنيامده و رسوب نمي‌كند (پايان، 1380).
در گروه مواد تجدید شدنی بر پایه ی مواد پلیمری زیست تخریب پذیر، نشاسته یکی از قابل توجه ترین مواد بود به دلیل این که به آسانی در دسترس است و میتواند محصولات نهایی موثری ایجاد کند. نشاسته فرم اصلی کربوهیدرات در گیاهان است. نشاسته یک پلیمر نیمه بلورین تشکیل شده از یک مخلوطی از آمیلوز یک پلی ساکارید خطی وآمیلوپکتین یک پلی ساکارید منشعب میباشد. نسبت مقدار آمیلوز و آمیلوپکتین به منبع گیاهی بستگی دارد. در کاربرد های بسته بندی، مواد برپایه نشاسته ، به دلیل زیست تخریب پذیری، به طور گسترده در دسترس بودن و هزینه ی کم مورد توجه زیاد واقع شده اند( زپا39 و همکاران، 2008).
نشاسته در بین بیو پلیمرها مقاوم ترین فیلم را تولید میکند و خواص مکانیکی آن در مقایسه با سایر فیلمهای پلی ساکاریدی و هم چنین فیلمهای پروتئینی نسبتا بهتر میباشد. خواص مکانیکی فیلمهای نشاسته ای تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد به عنوان مثال نسبت آمیلوز به آمیلو پکتین در نشاسته نقش تعیین کنندهای در خواص مکانیکی فیلم دارد یکی از عوامل موثر در خواص مکانیکی فیلمهای نشاستهای سایر ترکیباتی است که در فرمولاسیون محلول تشکیل دهنده فیلم مورد استفاده قرار میگیرند و مهمترین عامل از این نظر میزان نرم کننده میباشد که استفاده بیش از حد از آن میتواند باعث تضعیف بیشتر خواص مکانیکی فیلم شده و کاربردهای فیلم نهایی را محدود سازد (امینی، 1391).
نشاسته فیلمهای شفاف، نیمه شفاف، بی طعم و بی مزه و بیرنگ تولید میکند ( میلارینن40،2002). نشاسته به دلیل فراوانی در طبیعت ( دومین بایو پلیمر فراوان در طبیعت است)، ارزان بودن و قابلیت ترمو پلاستیک شدن به عنوان ماده بسته بندی مورد توجه زیادی قرار دارد. هرچند نشاسته به تنهایی، دارای معایبی مانند آبدوستی بالا و ویژگی مکانیکی ضعیف (شکنندگی) میباشد ( قنبرزاده،2007؛ لی و همکاران41، 2009)
عموما پلاستی سایزرها برای فیلم های خوراکی بر پایه نشاسته برای غلبه بر شکنندگی فیلم مورد استفاده قرار میگیرند. معمولا پلاستی
سایزر هایی که برای فیلم های نشاسته ای استفاده میشود سوربیتول و گلیسرول است .یکی از معایب عمده فیلمهای نشاسته مقاومت پائین آنها به رطوبت است (مالی، 2005).
فیلم هایی که بر پایه نشاسته تهیه میگردند نسبت به رطوبت نسبی محیط پیرامون حساس میباشند؛ به همین دلیل رطوبت نسبی محیط باعث تغییر ویژگی های مکانیکی و مقاومت نسبت به نفوذ گاز ها میگردد ( شی42، 2007)
نشاسته به دلیل ماهیت پلیمری قابلیت فیلم سازی دارد. به علاوه به دلیل قیمت مناسب و در دسترس بودن توجه زیادی به آن میشود ( بمیلر، 2009). یکی از معایب فیلمهای نشاسته، مقاومت پایین آنها به رطوبت است ( آهویناینن43، 2003). برای حل این مشکل میتوان از چربی ها یا پلیمر های زیست تخریب پذیر مقاوم به رطوبت استفاده کرد (کاتر44، 2006).

2-1-1- نشاسته کاساوا
کاساوا مانیهوت اسکولنتا Manihot esculenta، یوکا یا مانیوت هم نامیده میشود گیاهی است چوبی از تیره فرفیون (خانواده فرفیون) بومی آمریکای جنوبی است که به طور گسترده به عنوان یک محصول هر ساله در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری برای  ریشه غده ای نشاسته ای آن کشت شده است که عمده ترین منبع کربوهیدرات هستند. آرد تولید شده از ریشه تاپیوکا نامیده میشود. کاساوا سومین منبع بزرگ کربوهیدرتها برای غذای انسان در جهان است. و محصولی کم هزینه برای جمعیت ساکن در مناطق مرطوب استوایی میباشد. شواهد مستقیم نشان میدهد که 1400 سال پیش کشت  کاساوا در السالوادور صورت گرفته است. نشاسته کاساوا نشات گرفته از منبع متفاوتی نسبت به نشاستههای رایج مانند غلات (برنج، ذرت)، غده ای (سیب زمینی )، ریشهای (تاپیوکا ) و (نخود و لوبیا) است نام گذاری این گیاه تا حدی زیادی بستگی به منطقه ای که در آن رشد میکند دارد مانند ( آمریکای مرکزی (yucca anioca M یاMadioca در برزیل و Tapioca در هند و مالزی و در آفریقا و آسیای جنوبی Cassada یا Cassava) (محمدی و همکاران، 2011 ؛ ماریا و همکاران، 2009).

شکل 2-1: ریشه کاساوا

جدول 2- 1: گیاه شناسی گیاه کاساوا
طبقه بندی علمی
رده
دولپه ایها
راسته
مالپیگیالس
خانواده
تیره فرفیون
زیرخانواده
کروتنوییده
نژاد
مانیهوته
گونه
اسکولنتا
نام علمی
مانیهوت اسکولنتاکرانتز

2-1-1-1- مرفولوژی گیاه کاساوا
بوته کاساوا چوبی و چند ساله است که تا ارتفاع 2 تا 4 متر رشد می کند برگ ها به صورت توده ای در تاج درخت شبیه به برگ نخل گسترده و روی دمبرگ بلند و باریکی شامل 5 تا 9 پهنه به وجود میآیند آنها فقط به سوی انتهای شاخه رشد میکنند. وقتی گیاه درحال رشد است. ساقه اصلی به سه شاخه تقسیم شده وبعد به همین ترتیب شاخهها ی دیگری بر روی آن ها تشکیل میشود ریشه یا غده ها نیز در زیرسطح زمین توسعه مییابند. گل نر و ماده به صورت مجزا مرتب شده و به روی همان بوته تشکیل میشوند. شکل میوه سه گوش و حاوی سه دانه است که قابل دوام بوده و برای انتشار گیاه مورد استفاده قرار میگیرد. تعداد ریشه های غدهای و ابعاد آنها و تا حد زیادی در میان گونههای مختلف متفاوت است. ریشه ی کاساوا مخروطی وطویل است و با گوشت سفت همگن در پوسته ای قابل تفکیک که حدود یک میلی متر ضخامت دارد و با رنگ قهوه ای و درقسمت خارجی زبر میباشد گوشت غده میتواند سفید گچی یا زرد باشد. ممکن است اندازه ی طول ریشه از 30 تا 120 سانتی متر و قطر آن 4 تا 15 سانتی متر و وزن 1 تا 8 کیلوگرم یا بیشتر برسد. ترکیب شیمیایی ریشههای کاساوا متفاوت است مطالعهی 30 گونه در مکزیک نتایجی به شرح ذیل در بر داشته است ریشه های آن بسیار غنی از نشاسته است و حاوی مقادیر قابل توجهی از کلسیم، فسفر و ویتامین ‏c‏ می باشد. ولی فقیر از پروتئین است. دربرگ این نوع گیاهان، منبع خوبی از پروتئین لیزین، اما کمبود اسید آمینه احتمالا متیونین و تریپتوفان است ( بچ و همکاران، 2012 ؛ چیو و همکاران، 2010).

جدول 2- 2: آنالیز ریشه کاساوا (ماریا و همکاران، 2009).
درصد
کاساوا
رطوبت
7/25
مواد نشاستهای
21/45
قندها
5/13
پروتئین
1/12
چربیها
0/41
فیبر
1/11
خاکستر
0/54

2-1-1-2- فرآوری و تبدیل کاساوا
عمر مفید کاساوا چند روز است و خواص ویژه خود را از دست میدهد اگر برگ های کاساوا دو هفته قبل از برداشت حذف شوند عمر مفید آن دو هفته طولانی تر میشود. قرار دادن ریشه در پارافین یا موم یا ذخیره کردن آن در کیسه پلاستیکی خطرات آن را کاهش داده و عمر مفید آن را به 3 تا 4 هفته افزایش میدهد ریشه پوست گیری شده را میتوان منجمد کرد.روش سنتی عبارتست از بسته بتدی ریشه در مالچ مرطوب برای تمدید عمر مفید آن میباشد .ریشه های خشک را میتوان کوبید و به آرد تبدیل کرد در خلال فرآیند کوبیدن ریشه، ذرت را میتوان اضافه کرد تا پروتئین آرد افزوده شود. آرد کاساوا دارای ظرفیت نگهداری آب زیادی میباشد و از آن در تهیه پخت نان، کیک، کراکر و پودینگ استفاده میشود. بعضا آرد کاساوا با مشتقات جزیی ممکن است به عنوان جانشین آرد گندم در تهیه نان استفاده شود. نانی که بطور کامل از آرد کاساوا تهیه شده در امریکا به بازار عرضه شده و نیاز افراد دارای آلرژی به آرد گندم را برآورده کرده است. ریشه های تازه را میتوان به صورت قطعه های نازک کاملا سرخ کرده و محصولی مشابه چیپس سیب زمینی تهیه کرد.ریشه ها را میتوان پوست گیری رنده کرده و با آب شستشو داده و نشاسته را استخراج نمود و همچنین پروتئین برگ را میتوان به خوراک دام اضافه کرد. در افریقا فرآوری ریشه به چند روش مختلف صورت میگیرد. آن ه
ا ممکن است برای اولین بار در آب تخمیر شده سپس آن ها را بوسیله آفتاب خشک کرده برای ذخیره سازی یا رنده نمودن آن سپس خمیر تهیه می نمایند و می پزند. نوشیدنی های الکلی را نیز میتوان از ریشه کاساوا تهیه نمود. برگهای جوان حساس می تواند به عنوان سبزیهای معطر خوراکی مورد استفاده قرار گیرد که حاوی سطوح بالایی از پروتئین می باشد. استفاده های صنعتی از کاساوا و فرآیند تبدیل آن در کارخانجات و تولید محصولاتی شامل کاغذسازی، پارچه، چسب، شربت فروکتوز، سوخت زیستی، خوراک دام و کیسه های زیست تخریب پذیر میباشد ( ماریا و همکاران، 2009 ؛ بچ و همکاران، 2012).

2-2- سویا
سویا یکی از بقولات است. نیام و دانه آن غذای میلیون‌ها نفر را فراهم می‌کنند و در تهیه مواد شیمیایی نقش عمده دارند. سویا احتمالاً حاصل اهلی‌سازی گیاهی وحشی در شرق آسیا است. روغن استخراج شده از دانه‌های سویا یکی از مهم‌ترین انواع روغنها است. این روغن حاوی اسید لینولئیک بسیار بالایی است و به همین دلیل از آن نمی‌توان برای تهیه روغن سرخ کردنی استفاده کرد. دانه سویا از لحاظ اسید آمینه میتونین نسبت به کنجد فقیر است اما از لحاظ اسید آمینه لیزین در سطح بالایی قرار دارد. سویا بیش از سایر دانه‌ها به پروتئین حیوانی شباهت دارد. روغن سویا ۴۹ درصد لینولئیک اسید و ۲۵ درصد اسیداولئیک دارد. میزان پروتئین دانه سویا بسیار بیشتر از سایر دانه‌های روغنی است. ارقام زیر نشان دهنده تفاوت عمده سویا با سایر دانه‌های روغنی به لحاظ میزان روغن و پروتئین است. میزان پروتئین سویا (۳۰-۵۰ ) درصد، کلزا (۱8-۲۵) درصد، آفتابگردان ( ۱۵-۲۵) درصد، گلرنگ ( ۱۵-۲۵ ) درصد، کنجد ( ۱۹-۲۵ ) درصد، بادام زمینی ( ۲۵-۳۵ ) درصد می‌باشد. وجود پروتئین زیاد سبب شده است که کنجاله روغن کشیده شده آن برای تغذیه انسان بسیار مناسب باشد.
از دیدگاه گیاه شناسی لوبیا روغنی با نام علمی Glycine max گیاهی است از تیره نخود) لگومینوز) که به صورت بوته‌ای استوار و با شاخ بر گ زیاد رشد می‌کند. ریشه سویا مستقیم و با انشعاب زیاد است اما در شرایط ایران ریشه در عمق ۳۰ سانتی متر خاک پراکنده است. بر روی ریشه سویا نوعی باکتری همزیست Rhizobium japonicum مشاهده می‌شود. باکتری‌های ریزو بیوم، کربوهیدرات‌ها و سایر مواد غذایی را از آوند ابکشی گرفته و انرژی دریافتی را صرف تبدیل نیتروژن هوا به یون آمونیوم و در نهایت اسیدهای آمینه می‌کند. مقداری از نیتروژن تولید شده که مازاد مصرف باکتری است در اختیار گیاه قرار می‌گیرد و مقداری نیتروژن هم از تجزیه بافت گره‌های مرده (قطع در اثر پیری و رشد ثانویه ریشه) آزاد گردیده و در اختیار گیاه قرار می‌گیرد. سویا دارای دو فرم رشد محدود و نامحدود است. در گیاهان با فرم محدود گل‌ها در ابتدای گره‌های فوقانی به ظهور رسیده و به طرف پایین ادامه می‌یابد. در ارقام رشد نامحدود گل دهی در گره‌های پایینی آغاز گردیده و به طرف بالا پیش می‌رود. در سویا اشکال رشد نامحدود بزرگ ترین بر گ‌ها در وسط بوته قرار دارند و در بخش‌های بالایی و پایینی بوته از سطح برگ‌ها و طول دمبرگ کاسته می‌شود. در ارقام رشد محدود برگ‌های قسمت انتهایی بوته دارای سطح برگ کمتر و دمبرگ کوتاهتر می‌باشند، ولی نزدیک شدن به طرف پایین بوته، سطح برگها و طول دمبر گ افزایش می‌یابد ( تاجیک45 و همکاران، 2013).
با افزایش محبوبیت گیاه خواری

پایان نامه با کلمات کلیدی زايمان، بنفش، (0/100)، معاينه

پذيرش )
27
(9/51)
25
(1/48)
52
(0/100)

مرحله سوم (4 ساعت بعد از پذيرش)
24
(8/64)
13
(2/35)
37
(0/100)

مرحله چهارم (5 ساعت بعد از پذيرش)
20
(6/60)
13
(4/39)
33
(0/100)

مرحله پنجم (6 ساعت و بيشتر بعد از پذيرش)
65
(0/73)
24
(0/27)
89
(0/100)

کل
150
(7/66)
75
(3/33)
225
(0/100)

پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش: در مرحله اول معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش در 6/96 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 4/3 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت .و در مرحله پنجم 1/78 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 9/21 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت(جدول 25-4).
جدول25-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش

متغير
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مرحله اول (2ساعت بعد ازپذيرش)
57
(6/96)
2
(4/3)
59
(0/100)

df=4
P< 001/0
مرحله دوم ( 3 ساعت بعد از پذيرش )
230
(3/97)
20
(7/2)
250
(0/100)

مرحله سوم (4 ساعت بعد از پذيرش)
136
(2/87)
20
(8/12)
156
(0/100)

مرحله چهارم (5 ساعت بعد از پذيرش)
74
(6/60)
16
(4/39)
90
(0/100)

مرحله پنجم (6 ساعت بعد از پذيرش وبيشتر)
114
(1/78)
32
(9/21)
147
(0/100)

کل
612
(2/87)
90
(8/12)
702
(0/100)

هدف اختصاصي شماره 5 تا 7 : تعيين حساسيت، ويژگي، ارزش اخباري مثبت، ارزش اخباري منفي وجود و عدم وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت مرحله اول ، دوم و کل مراحل زايمان
وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان مرحله اول زايمان داراي حساسيت2/90 درصد ،ويژگي 3/45 درصد ، در مرحله دوم زايمان داراي حساسيت6/87 درصد ،ويژگي 4/52 درصد و در کل مراحل زايمان ( مرحله اول و دوم)داراي حساسيت 57/68درصد ،ويژگي 66/42درصد بود (جدول 26-4).

جدول 26-4 : ارزش تشخيصي وجود و عدم وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان و کل مراحل زايمان

حساسيت
(درصد)
ويژگي
(درصد)
ارزش اخباري مثبت
(درصد)
ارزش اخباري منفي
(درصد)
اعتبار
نسبت احتمال مثبت (PLR)*
مرحله اول زايمان
2/90
3/45
1/88
0/51
82
03/2
مرحله دوم زايمان
6/87
4/52
5/96
0/22
4/85
7/1
کل مراحل زايمان
75/68
66/42
32/85
85/43
57/80
19/1
*PLR=Positive Likelihood Ratio

هدف اختصاصي شماره 8 تا11 :
تعيين حساسيت طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ويژگي طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ارزش اخباري مثبت طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ارزش اخباري منفي طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبل

در اين مرحله ابتدا بر اساس منحني ROC نقطه برش طول خط بنفش که داراي بالاترين حساسيت و ويژگي (تا حد امکان بالاتر از 50 درصد بودند ) در هر مرحله معاينه مهبلي (هر دو ساعت يکبار ) مشخص گرديد سپس پيشرفت طبيعي و غير طبيعي زايمان در هر مرحله بر اساس نقاط برش تعيين گرديد وسپس حساسيت ،ويژگي ،ارزش اخباري مثبت و منفي در هر مرحله بر اساس نقاط برش تعيين شده محاسبه گرديد.

مرحله اول معاينه مهبلي(2ساعت بعد ازپذيرش) : در مرحله اول معاينه مهبلي بر اساس منحني ROC نقطه برش طول خط بنفش 85 ميليمتر تعيين شد(نمودار1-4) که در طول خط بنفش بيشتر مساوي از 85 ميليمتر 9/92 درصد موارد پيشرفت زايمان طبيعي داشتند(جدول 27-4).

جدول27-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در مرحله اول معاينه مهبلي(2ساعت بعد ازپذيرش) در زنان داراي خط بنفش

نقطه برش (ميليمتر)
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

بيشتر مساوي 85
53
(9/92)
0
(0)
53
(8/89)

df=1
P< 001/0
کمتر از 85
4
(1/6)
2
(0/100)
6
(1/10)

کل
57
(0/100)
2
(0/100)
59
(0/100)

مرحله دوم معاينه مهبلي(3ساعت بعد ازپذيرش): در مرحله دوم معاينه مهبلي نقطه برش طول خط بنفش 5/102 ميليمتر تعيين شد (نمودار2-4) که در طول خط بنفش بيشتر مساوي از 5/102 ميليمتر 3/57 درصد موارد پيشرفت زايمان طبيعي داشتند(جدول 28-4).

جدول28-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در مرحله دوم معاينه مهبلي(3ساعت بعد ازپذيرش) در زنان داراي خط بنفش

نقطه برش (ميليمتر)
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون

پایان نامه با کلمات کلیدی بنفش، زايمان، طبيعي، (0/100)

جدول15-4: ميانگين فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد(ميليمتر) هر يک ساعت يکبار در واحد هاي پژوهش دا راي خط بنفش

فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد (ميليمتر)
نتايج آزمون آماري کراسکال واليس

تعداد
ميانگين
انحراف معيار

در بدو ورود به مطالعه
259
72/91
99/18

df=1
P= 36/0
1 ساعت بعد
275
80/90
77/17

2 ساعت بعد
251
39/91
54/17

3 ساعت بعد
163
07/91
85/17

4ساعت بعد
101
71/89
11/18

5 ساعت بعد
64
83/88
49/18

6 ساعت بعد
42
14/86
73/17

7 ساعت بعد
31
90/85
53/17

8 ساعت بعد
19
95/88
11/19

9 ساعت بعد
10
50/87
44/18

بخش دوم: يافته هاي مربوط به اهداف پژوهش

* در اين بخش ، ابتدا درصد فراواني وجود يا عدم وجود خط بنفش در کليه واحد هاي پژوهش محاسبه شد .
* سپس در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش طول خط تعيين شد.
* در مرحله بعدي پيشرفت طبيعي و غير طبيعي زايمان در مرحله اول ، دوم وکل مراحل زايمان و همچنين در هر مرحله معاينه مهبلي (هر دو ساعت يکبار) در کل واحد هاي پژوهش ودر واحد هاي پژوهش با و بدون وجود خط بنفش تعيين شد .
* در مرحله بعدي ارزش تشخيصي وجود يا عدم وجود خط بنفش در پيشگويي مرحله اول ، دوم وکل مراحل زايمان تعيين شد.
* در مرحله انتهايي در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش نقطه برش طول خط بنفش بر اساس منحني ROC در هر مرحله معاينه مهبلي تعيين و ارزش تشخيصي پيشرفت زايمان در هر مرحله نسبت به نقاط برش محاسبه گرديد .

هدف اختصاصي شماره 1: تعيين فراواني وجود خط بنفش در طي ليبر درزنان مراجعه کننده به زايشگاه بيمارستان ام البنين(س)
تعداد کل معاينات مهبلي انجام شده 1581 بار بود که در 3/75 درصد موارد خط بنفش وجود داشت . در اتساع 3 سانتي متري دهانه رحم در 4/66 درصد از معاينات مهبلي انجام شده خط بنفش وجود داشت و در اتساع 10 سانتي متري در 84 درصد موارد خط بنفش وجود داشت و نتايج آزمون آماري من ويتني نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش و اتساع دهانه رحم ارتباط آماري معني دار وجود دارد (جدول16-4) .
جدول16-4 : توزيع فراواني معاينات مهبلي با وبدون وجود خط بنفش طي ليبر بر حسب اتساع دهانه رحم
معاينات مهبلي
متغير
با وجود خط بنفش
بدون وجود خط بنفش
تعدادکل
نتايج آزمون
من و يتني

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

اتساع دهانه رحم (سانتيمتر )
3
140
(4/66)
71
(6/33)
211
(3/13)

Z= 35/6-
P 001/0

4
292
(4/69)
129
(6/30)
421
(6/26)

5
124
(9/70)
51
(1/29)
175
(1/11)

6
133
(6/75)
43
(4/24)
176
(1/11)

7
118
(3/80)
29
(7/19)
147
(3/9)

8
84
(3/90)
9
(7/9)
93
(9/5)

9
21
(8/80)
5
(2/19)
26
(6/1)

10
279
(0/84)
53
(0/16)
332
(0/21)

کل
1191
(3/75)
390
(7/24)
1581
(0/100)

در اتساع( 3 تا 6 سانتيمتري دهانه رحم ) خط بنفش در 1/70 درصد و در اتساع (10 تا 7 سانتيمتري دهانه رحم ) در 9/83 درصد از معاينات مهبلي خط بنفش وجود داشت (جدول17- 4).
جدول17-4 : توزيع فراواني معاينات مهبلي با و بدون وجود خط بنفش طي ليبر در هر مرحله فاز فعال زايمان
معاينات مهبلي
متغير
با وجود خط
بنفش
بدون وجود خط
بنفش
تعدادکل
نتايج آزمون
من ويتني

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مراحل فاز فعال زايماني
مرحله اوليه فاز فعال
( ديلاتاسيون 6 – 3 سانتيمتر)

689
(1/70)
294
(9/29)
983
(2/62)

Z= 35/6-
P 001/0

فاز انتقالي
(ديلاتاسيون 10 – 7 سانتيمتر )

502
(9/83)
96
(1/16)
598
(8/37)

کل
1191
(3/75)
390
(7/24)
1581
(0/100)

وجود و عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش بر حسب نوع پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان :در6/76 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي مرحله اول زايمان ، در بدو پذيرش خط بنفش وجود داشت در حاليکه در0/50 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت .نتايج آزمون کاي اسکوئر نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش با نوع پيشرفت در مرحله اول زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد (P= 0/000) در مرحله دوم زايمان 2/74 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي ، در بدو پذيرش خط بنفش وجود داشت در حاليکه در6/47 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت .نتايج آزمون کاي اسکوئر نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش با نوع پيشرفت در مرحله دوم زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد (P= 0/008) (جدول18-4).
جدول18-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظروجود و عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش بر حسب نوع
پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان

نوع پيشرفت زايمان
متغير

پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله اول ز ايمان

219
(6/76)
32
(0/50)
251
(7/71)
df=1
P 001/0

خير

67
(4/23)
32
(0/50)
99
(3/28)

کل

286
(0/100)
64
(0/100)
350
(0/100)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله دوم زايمان

233
(2/74)
10
(6/47)
243
(5/72)

df=1
P= 008/0

خير

81
(8/25)
11
(4/52)
99
(5/27)

کل

314
(0/100)
21
(0/100)
335
(0/100)

وجود و عدم وجود خط بنفش در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم بر حسب نوع پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان:در 5/88 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي مرحله اول زايمان ، در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم خط بنفش وجود داشت در حاليکه در 7/54 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت .نتايج آزمون کاي اسکوئر نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم با نوع پيشرفت در مرحله اول زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد. در 4/86 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي مرحله دوم زايمان ، در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم خط بنفش وجود داشت در حاليکه در6/47 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت .نتايج آزمون کاي اسکوئر نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم با نوع پيشرفت در مرحله دوم زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد (جدول 19-4).

جدول 19-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظروجود و عدم وجود خط بنفش در اتساع 10 سانتيمتري دهانه رحم بر حسب نوع پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان

نوع پيشرفت زايمان
متغير

پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله اول ز ايمان

253
(5/88)
35
(7/54)
288
(3/82)

df=1
P 001/0

خير

33
(5/11)
29
(3/45)
62
(7/17)

کل

286
(0/100)
64
(0/100)
350
(0/100)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله دوم زايمان

270
(4/86)
10
(6/47)
280
(6/83)

df=1
P 001/0

خير

44
(0/14)
11
(4/52)
55
(4/16)

کل

314
(0/100)
21
(0/100)
335
(0/100)

وجود و عدم وجود خط بنفش بر حسب نوع پيشرفت زايمان در مرحله اول,دوم و کل مراحل زايمان: در2/90 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي مرحله اول زايمان ، خط بنفش وجود داشت در حاليکه در7/54 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت . در مرحله دوم زايمان 6/87 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي ، خط بنفش وجود داشت در حاليکه در6/47 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت . در کل مراحل زايمان 9/90 درصد از واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت طبيعي ، خط بنفش وجود داشت در حاليکه در3/57 درصد واحد هاي پژوهش داراي پيشرفت غير طبيعي خط بنفش وجود داشت .نتايج آزمون کاي اسکوئر نشان داد که بين وجود و عدم وجود خط بنفش با نوع پيشرفت ارتباط آماري معني دار وجود دارد(جدول 20-4).

جدول20-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظروجود و عدم وجود خط بنفش بر حسب نوع پيشرفت مرحله اول ، دوم و کل مراحل زايمان

نوع پيشرفت زايمان
متغير

پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله اول ز ايمان

258
(2/90)
35
(7/54)
293
(7/83)
df=1
P 001/0

خير

28
(8/9)
29
(3/45)
57
(3/16)

کل

286
(0/100)
64
(0/100)
350
(0/100)

وجود خط بنفش
بلي
مرحله دوم زايمان

275
(6/87)
10
(6/47)
285
(1/85)
df=1
P 001/0

خير

39
(4/12)
11
(4/52)
50
(9/14)

کل

314
(0/100)
21
(0/100)
335
(0/100)

وجود خط بنفش
بلي
کل مراحل زايمان
250
(9/90)
43
(3/57)
293
(71/83)
df=1
P 001/0

خير

25
(1/9)
32
(7/42)
57
(29/16)

کل

275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

هدف اختصاصي شماره 2: تعيين طول خط بنفش در هر مرحله معاينه مهبلي درزنان مراجعه کننده به زايشگاه بيمارستان ام البنين(س)
با توجه به اينکه تعيين چگونگي پيشرفت زايمان در مرحله اول زايمان هردو ساعت يکبار تعيين مي شد مراحل معاينه مهبلي نيز هر 2 ساعت يکبار تعيين شد و ميانگين طول خط بنفش در هر مرحله محاسبه گرديد.

ميانگين طول خط بنفش در مرحله اول معاينه مهبلي 68/19± 42/94 مليمتر و در مراحل انتهايي به 39/23± 38/ 112 ميليمتر رسيد ونتايج آزمون آماري کراسکال واليس نشان داد بين مراحل مختلف معاينه مهبلي و طول خط بنفش اختلاف آماري معني دار وجود دارد (P= 0/000)(جدول21-4).

جدول (21-4): ميانگين طول خط بنفش(ميليمتر) در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش دا راي خط بنفش
مراحل معاينه مهبلي
طول خط بنفش(ميليمتر)
نتايج آزمون آماري کراسکال واليس

تعداد
ميانگين
انحراف معيار

مرحله اول (2ساعت بعد از پذيرش)
528
42/90
68/19

df=1
P 001/0
مرحله دوم ( 3 ساعت بعد از پذيرش )
253
01/104
15/21

مرحله سوم (4 ساعت بعداز پذيرش)
165
23/107
44/21

مرحله چهارم (5 ساعت بعد از پذيرش)
103
55/108
08/22

مرحله پنجم ( 6 ساعت بعد از پذيرش وبيشتر)
160
38/112
39/23

کل
1209
01/100
69/22

هدف اختصاصي شماره 3: تعيين پيشرفت زايمان در مرحله اول و دوم زايمان و کل مراحل زايمان درزنان مراجعه کننده به زايشگاه بيمارستان ام البنين(س)

در مرحله اول زايمان 7/18 درصد و در مرحله دوم زايمان 3/6 درصد پيشرفت غير طبيعي داشتند(جدول 22-4)
جدول22-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر نوع پيشرفت زايمان در مرحله اول و دوم زايمان و کل زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
مراحل زايماني

مرحله اول زايمان

286

(7/81)

64

7/18)

350

(0/100)

مرحله دوم زايمان

314

(7/93)

21

(3/6)

335

(0/100)

کل مراحل زايمان
275
(6/78)
75
(4/21)
350
(0/100)

هدف اختصاصي شماره 4: تعيين پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي درزنان مراجعه کننده به زايشگاه بيمارستان ام البنين(س)
پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در کل واحد هاي پژوهش: در مرحله اول معاينه مهبلي در کل واحد هاي پژوهش در 2/97 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 8/2 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت .و در مرحله پنجم 1/82 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 4/23 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت(جدول 23-4).
جدول23-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در کل واحد هاي پژوهش

متغير
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مرحله اول (2ساعت بعد ازپذيرش)
70
(2/97)
2
(8/2)
72
(0/100)

df=4
P 001/0
مرحله دوم ( 3 ساعت بعد از پذيرش )
257
(8/84)
46
(2/15)
303
(0/100)

مرحله سوم (4 ساعت بعد از پذيرش)
160
(9/82)
33
(1/17)
193
(0/100)

مرحله چهارم (5 ساعت بعد از پذيرش)
95
(6/76)
29
(4/23)
124
(0/100)

مرحله پنجم (6 ساعت بعد از پذيرش وبيشتر)
179
(2/76)
56
(4/23)
235
(0/100)

کل
761
(1/82)
166
(9/17)
927
(0/100)

پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش بدون خط بنفش: در مرحله اول معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش بدون خط بنفش در 0/100 درصد موارد پيشرفت طبيعي وجود داشت .و در مرحله پنجم 0/73 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 0/27 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت(جدول24-4).
جدول 24-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش بدون خط بنفش

متغير
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مرحله اول (2ساعت بعد ازپذيرش)
14
(0/100)
0
(0)
14
(0/100)

df= 4
P 001/0
مرحله دوم ( 3 ساعت بعد از پذيرش

پایان نامه با کلمات کلیدی زايمان، (0/100)، P=، آماري

(3/97)
326
(1/93)
کاي اسکوئر
df=1
P= 140/0

خير
22
(0/8)
2
(7/2)
24
(9/6)

رنگ پوست مادر
تيره
21
(6/7)
5
(7/6)
26
(4/7)
من ويتني

Z=263/2-
P= 024/0

گندمي
166
(4/60)
51
(0/68)
217
(0/62)

سفيد
88
(0/32)
19
(3/25)
107
(6/30)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

تعداد بارداري , زايمان و نوع زايمان قبلي: از نظر تعداد بارداري 4/61 % افراد مورد پژوهش بارداري اول و 4/63% آنها نولي پار بودند و نتايج آزمون آماري نشان داد که از نظر تعداد بارداري , زايمان و نوع زايمان قبلي با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار ندارد(جدول6-4).

جدول6-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر تعداد بارداري ،تعداد زايمان و نوع زايمان قبلي بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

تعداد بارداري
اول
164
(6/59)
51
(0/68)
215
(4/61)
من ويتني

Z=656/0
P= 512/0

دوم
65
(6/23)
14
(7/18)
79
(6/22)

سوم
32
(6/11)
7
(3/9)
39
(1/11)

چهارم و بيشتر
14
(2/5)
3
(0/4)
17
(9/4)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

تعداد زايمان
صفر
165
(0/60)
57
(0/76)
222
(4/63)
من ويتني

Z=0617/1-
P= 106/0

يک
65
(6/23)
8
(7/10)
73
(9/20)

دو
32
(6/11)
10
(3/13)
42
(0/12)

سه
99
(3/3)
0
(0)
9
(6/2)

چهارم و بيشتر
44
(5/1)
0
(0)
4
(2/1)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

نوع زايمان قبلي
مهبلي
109
(1/99)
17
(4/94)
126
(5/98)
کاي اسکوئر
df=1
P= 553/0

سزارين
1
(9/0)
1
(6/5)
2
(5/1)

کل
110
(0/100)
18
(0/100)
128
(0/100)

سطح اضطراب آشکار مادر در بدو پذيرش: سطح اضطراب آشکار 6/36% از واحد هاي پژوهش در بدو پذيرش متوسط به بالا بود و نتايج آزمون من ويتني نشان داد سطح اضطراب آشکار در بدو پذيرش با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار دارد (جدول 7-4).

جدول7-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر سطح اضطراب آشکار در بدو پذيرش بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون من ويتني

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

اضطراب آشکار
خفيف
79
(7/28)
14
(7/18)
93
(6/26)

Z=033/2
P= 042/0

متوسط به پايين
105
(2/38)
23
(7/30)
128
(6/36)

متوسط به بالا
68
(7/24)
31
(3/41)
99
(3/28)

نسبتا شديد
23
(4/8)
7
(3/9)
30
(4/8)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

شدت درد ,خستگي و گرسنگي مادر در بدو پذيرش: نتايج آزمون من ويتني نشان داد ,شدت درد زايمان و گرسنگي در بدو پذيرش با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار ندارد در حاليکه شدت خستگي با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار (P= 0/04)دارد(جدول8-4)
جدول8-4 : ميانگين نمره شدت درد زايمان ,خستگي و گرسنگي مادر در بدو پذيرش بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

نمره شدت درد زايمان (ميلي متر)
77/19± 59/44

3/22± 8/44
31/20± 65/44

Z=64/0-
P= 52/0

(275)
(75)
(350)

نمره شدت خستگي
(ميلي متر)
9/24± 49/27
(275)
88/25± 77/32
(75)
19/25± 63/28
(350)

Z=-04/2
P= 041/0
نمره شدت گرسنگي
(ميلي متر)
3/19± 06/19
(275)
8/20± 08/24
(75)
78/19± 17/20
(350)

Z=57/1-
P= 116/0

اتساع ,کوتاه شدن دهانه رحم و تعداد , مدت انقباضات رحم در بدو پذيرش: ميانگين اتساع دهانه رحم واحد هاي پژوهش در بدو پذيرش62/0± 69/3سانتي متر بود . نتايج آزمون من ويتني نشان داد اتساع و کوتاه شدن دهانه رحم ومدت انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد اما بين تعداد انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار وجود ندارد( جدول9-4 ).
جدول9-4 : ميانگين اتساع و کوتاه شدن دهانه رحم , تعداد و مدت انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش بر حسب
نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

اتساع دهانه رحم
(سانتي متر )
47/0± 66/3

53/0± 52/3
62/0± 69/3

Z=66/2-
P= 008/0

(275)

(75)

(350)

کوتاه شدن دهانه رحم
(ميلي متر)
6/9± 32/53

0/10± 0/50
1/10± 41/52

Z=61/3-
P= 002/0

(275)

(75)

(350)

تعداد انقباضات رحم در 10 دقيقه
74/0±21/3

69/0± 19/3
73/0
± 21/3

Z=73/0-
P= 462/0

(275)

(75)

(350)

مدت انقباضات رحم در 10 دقيقه(ثانيه)

55/9± 86/42

55/10± 89/39
58/9± 21/42

Z=74/2-
P= 006/0

(275)

(75)

(350)

قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت , پهلو و قائم : ميانگين قرار گيري واحد هاي پژوهش در وضعيت خوابيده به پشت99/85± 82/122دقيقه ,در وضعيت خوابيده به پهلو 29/11± 33/48دقيقه و وضعيت قائم 41/68± 14/74دقيقه بود .نتايج آزمون من وينتني نشان داد مدت قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت ، به پهلو و قائم با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار دارد(جدول10-4).

جدول10-4 : مقايسه ميانگين مدت قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت ,به پهلو و قائم بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وضعيت خوابيده به پشت (دقيقه)
2/61± 101

144± 200
99/85± 82/122
Z=767/5-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وضعيت خوابيده به پهلو (دقيقه)
50± 8/59

94± 126
29/11± 33/48

Z=774/6-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وضعيت قائم (دقيقه)

45± 27

95/96± 135
41/68± 14/74
Z=916/7-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وزن ,دور سر , دور سينه، آپگار دقيقه اول و پنجم و حلقه بند ناف دور کردن نوزاد : نتايج آزمون من ويتني نشان داد وزن, دور سر وتعدادحلقه بند ناف دور گردن نوزاد با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار دارد ولي دور سينه , قد , آپگار دقيقه اول و پنجم با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دارندارد (جدول11-4).

11-4 : ميانگين وزن ,دور سر , دور سينه، آپگار دقيقه اول و پنجم و حلقه بند ناف دور کردن نوزاد بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وزن نوزاد (سانتي متر )
1716± 3318

573± 3384
1543± 3332
Z=428/3-
P= 001/0

(275)
(75)
(350)

دور سر نوزاد (سانتي متر)
45/2±96/33

49/1± 34
29/2± 02/34
Z=105/2-
P= 03/0

(275)
(75)
(350)

دور سينه نوزاد (سانتي متر)

6/1± 58/32

(275)
51/1± /89/32

(75)
59/1± 65/32

(350)
Z=43/1-
P= 153/0
قد نوزاد
(سانتي متر)
89/2± 82/49

34/5±9/49
46/3± 82/49

Z=313/2-
P= 2/0

(275)
(75)
(350)

آپگار دقيقه اول
4/0±89/8

2/1± 52/8
67/0± 81/8

Z=883/0-
P= 377/0

(275)
(75)
(350)

آپگار دقيقه
پنجم

Z=883/0-
P= 4 /0

49/0± 9/9

(275)

35/1± 53/9

(75)
78/0± 83/9

(350)

حلقه بند ناف دور گردن (تعداد)
45/0± 21/0

(275)

37/0± 09/0

(75)
45/0± 19/0

(350)

Z=94/1-
P= 05/0

وزن ,دور سر , قد نوزاد، وشاخص توده بدن مادر : نتايج آزمون من ويتني نشان داد وزن, دور سر , قد و شاخص توده بدن مادر با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دارندارد (جدول12-4).

جدول12-4 : ميانگين وزن ,دور سر , قد نوزاد و شاخص توده بدني مادربر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وزن نوزاد (سانتي متر )
25± 3242

488± 3798
1543± 3332
Z=13/1-
P= 25/0

(293)
(57)
(350)

دور سر نوزاد (سانتي متر)
64/1± 71/32

20/1± 29/32
29/2± 02/34
Z=67/0-
P= 49/0

(293)
(57)
(350)

قد نوزاد
(سانتي متر)
73/3± 70/49

28/1±42/50
46/3± 82/49

Z=29/2-
P= 25/0

(293)
(57)
(350)

شاخص توده بدن مادر
08/4± 31/23

82/3± 99/22
04/4± 25/23

Z=366/0-
P= 715/0

(293)
(57)
(350)

رنگ پوست مادر , تعداد زايمان ، نحوه شروع و نوع زايمان : نتايج آزمون آماري من ويتني نشان داد که از نظر تعداد زايمان با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني داروجود ندارد در حاليکه آزمونهاي آماري من ويتني و کاي اسکوئر نشان داد بين رنگ پوست مادر ، نوع زايمان و نحوه شروع زايمان با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دار وجود دارد بطوريکه در 90.6 درصد زنان سفيد پوست ،61.5 درصد زنان غير سفيد پوست و 84.6 درصد زنان با شروع خودبخودي زايمان ،77.8 درصد زنان با شروع زايمان تحريک شده و 85?زنان با زايمان مهبلي 50 ? زايمان سزارين خط بنفش وجود داشت (جدول13-4).

جدول13-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر رنگ پوست مادر ،تعداد زايمان و نحوه شروع و نوع زايمان بر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

رنگ پوست مادر
تيره
16
(5/5)
10
(5/17)
26
(4/7)
من ويتني

Z=182/3-
P= 001/0

گندمي
180

(4/61)
37
(9/64)
217
(0/62)

سفيد
97
(1/33)
10
(5/17)
107
(6/30)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

تعداد زايمان
صفر
181
(8/61)
41
(9/71)
222
(4/63)
من ويتني

Z=28/1-
P= 199/0

يک
65
(2/22)
8
(0/14)
73
(9/20)

دو
36
(3/12)
6
(5/10)
42
(0/12)

سه
8
(7/2)
1
(8/1)
9
(6/2)

چهارم و بيشتر
3
(0/1)
1
(8/1)
4
(2/1)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

نحوه شروع زايمان
خودبخودي
258
(1/88)
47
(5/82)
305
(1/87)
کاي اسکوئر
df=1
P 001/0

با تحريک
35
(9/11)
10
(5/17)
45
(9/12)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

نوع زايمان
مهبلي
285
(3/93)
49
(0/86)
334
(4/95)
کاي اسکوئر
df=1
P 001/0

سزارين
8
(7/2)
8
(7/14)
16
(6/4)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

مولدينگ,وضعيت,ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش : نتايج آزمون من ويتني و مجذور کاي نشان داد مولدينگ,ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دار ندارد ولي وضعيت سر جنين در بدو پذيرش با وجود يا عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش ارتباط آماري معني دارد بطوريکه در وضعيت پس سري قدامي و عرضي ظهور خط بنفش بيشتر از وضعيت پس سري خلفي بود .(جدول 14-4 ).

جدول14-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظز مولدينگ , وضعيت , ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش بر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مولدينگ سر جنين
0
281
(9/95)
55
5/96)
336
(96)
من ويتني
Z=207/0-
P= 83/0

+1
12
(1/4)
2
(5/3)
14
(0/4)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

وضعيت سر جنين
پس سري قدامي
247
(3/84)
47
(5/82)
294
(0/84)
کاي اسکوئر

df=1
P= 000/0

پس سري عرضي
33
(3/11)
4
(0/7)
37
(6/10)

پس سري خلفي
13
(4/4)
6
(5/10)
19
(4/5)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

ايستگاه سر جنين
3-
49
(7/16)
12
(1/21)
61
(4/17)

من ويتني

Z=198/1-
P= 231/0

2-
180
(4/61)
36
(2/63)
216
(7/61)

1-
59
(1/20)
9
(8/15)
68
(4/19)

0
3
(0/1)
0
(0/0)
3
(9/0)

1+
2
(7/0)
0
(0/0)
2
(6/0)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

وضعيت پرده هاي جنيني
سالم
174
(4/59)
38
(7/66)
212
(6/60)
کاي اسکوئر
df=1
P= 83/0

پاره
119
(6/40)
19
(4/33)
138
(4/39)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد: نتايج آزمون آماري کراسکال واليس نشان داد که ميانگين فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد در ساعتهاي مختلف تفاوت آماري معني داري ندارد جدول (15-4).

تحقیق رایگان درمورد زايمان، بنفش، (درصد)، معاينه

نجم 1/78 درصد موارد پيشرفت طبيعي و 9/21 درصد موارد پيشرفت غير طبيعي وجود داشت(جدول 25-4).
جدول25-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي در واحد هاي پژوهش داراي خط بنفش

متغير
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مرحله اول (2ساعت بعد ازپذيرش)
57
(6/96)
2
(4/3)
59
(0/100)

df=4
P< 001/0
مرحله دوم ( 3 ساعت بعد از پذيرش )
230
(3/97)
20
(7/2)
250
(0/100)

مرحله سوم (4 ساعت بعد از پذيرش)
136
(2/87)
20
(8/12)
156
(0/100)

مرحله چهارم (5 ساعت بعد از پذيرش)
74
(6/60)
16
(4/39)
90
(0/100)

مرحله پنجم (6 ساعت بعد از پذيرش وبيشتر)
114
(1/78)
32
(9/21)
147
(0/100)

کل
612
(2/87)
90
(8/12)
702
(0/100)

هدف اختصاصي شماره 5 تا 7 : تعيين حساسيت، ويژگي، ارزش اخباري مثبت، ارزش اخباري منفي وجود و عدم وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت مرحله اول ، دوم و کل مراحل زايمان
وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان مرحله اول زايمان داراي حساسيت2/90 درصد ،ويژگي 3/45 درصد ، در مرحله دوم زايمان داراي حساسيت6/87 درصد ،ويژگي 4/52 درصد و در کل مراحل زايمان ( مرحله اول و دوم)داراي حساسيت 57/68درصد ،ويژگي 66/42درصد بود (جدول 26-4).

جدول 26-4 : ارزش تشخيصي وجود و عدم وجود خط بنفش در پيشگويي پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان و کل مراحل زايمان

حساسيت
(درصد)
ويژگي
(درصد)
ارزش اخباري مثبت
(درصد)
ارزش اخباري منفي
(درصد)
اعتبار
نسبت احتمال مثبت (PLR)*
مرحله اول زايمان
2/90
3/45
1/88
0/51
82
03/2
مرحله دوم زايمان
6/87
4/52
5/96
0/22
4/85
7/1
کل مراحل زايمان
75/68
66/42
32/85
85/43
57/80
19/1
*PLR=Positive Likelihood Ratio

هدف اختصاصي شماره 8 تا11 :
تعيين حساسيت طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ويژگي طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ارزش اخباري مثبت طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبلي
تعيين ارزش اخباري منفي طول خط بنفش در پيشگويي پيشرفت زايمان در هر مرحله معاينه مهبل

در اين مرحله ابتدا بر اساس منحني ROC نقطه برش طول خط بنفش که داراي بالاترين حساسيت و ويژگي (تا حد امکان بالاتر از 50 درصد بودند ) در هر مرحله معاينه مهبلي (هر دو ساعت يکبار ) مشخص گرديد سپس پيشرفت طبيعي و غير طبيعي زايمان در هر مرحله بر اساس نقاط برش تعيين گرديد وسپس حساسيت ،ويژگي ،ارزش اخباري مثبت و منفي در هر مرحله بر اساس نقاط برش تعيين شده محاسبه گرديد.

مرحله اول معاينه مهبلي(2ساعت بعد ازپذيرش) : در مرحله اول معاينه مهبلي بر اساس منحني ROC نقطه برش طول خط بنفش 85 ميليمتر تعيين شد(نمودار1-4) که در طول خط بنفش بيشتر مساوي از 85 ميليمتر 9/92 درصد موارد پيشرفت زايمان طبيعي داشتند(جدول 27-4).

جدول27-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در مرحله اول معاينه مهبلي(2ساعت بعد ازپذيرش) در زنان داراي خط بنفش

نقطه برش (ميليمتر)
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

بيشتر مساوي 85
53
(9/92)
0
(0)
53
(8/89)

df=1
P< 001/0
کمتر از 85
4
(1/6)
2
(0/100)
6
(1/10)

کل
57
(0/100)
2
(0/100)
59
(0/100)

مرحله دوم معاينه مهبلي(3ساعت بعد ازپذيرش): در مرحله دوم معاينه مهبلي نقطه برش طول خط بنفش 5/102 ميليمتر تعيين شد (نمودار2-4) که در طول خط بنفش بيشتر مساوي از 5/102 ميليمتر 3/57 درصد موارد پيشرفت زايمان طبيعي داشتند(جدول 28-4).

جدول28-4 : توزيع فراواني پيشرفت زايمان در مرحله دوم معاينه مهبلي(3ساعت بعد ازپذيرش) در زنان داراي خط بنفش

نقطه برش (ميليمتر)
پيشرفت زايمان
نتايج آزمون
کاي اسکوئر

طبيعي
غير طبيعي
تعدادکل

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

بيشتر مساوي 5/102
132
(3/57)
6
(0/30)
138
(2/55)

تحقیق رایگان درمورد زايمان، (0/100)، P=، آماري

ن ارتباط آماري معني دار ندارد(جدول6-4).

جدول6-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر تعداد بارداري ،تعداد زايمان و نوع زايمان قبلي بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

تعداد بارداري
اول
164
(6/59)
51
(0/68)
215
(4/61)
من ويتني

Z=656/0
P= 512/0

دوم
65
(6/23)
14
(7/18)
79
(6/22)

سوم
32
(6/11)
7
(3/9)
39
(1/11)

چهارم و بيشتر
14
(2/5)
3
(0/4)
17
(9/4)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

تعداد زايمان
صفر
165
(0/60)
57
(0/76)
222
(4/63)
من ويتني

Z=0617/1-
P= 106/0

يک
65
(6/23)
8
(7/10)
73
(9/20)

دو
32
(6/11)
10
(3/13)
42
(0/12)

سه
99
(3/3)
0
(0)
9
(6/2)

چهارم و بيشتر
44
(5/1)
0
(0)
4
(2/1)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

نوع زايمان قبلي
مهبلي
109
(1/99)
17
(4/94)
126
(5/98)
کاي اسکوئر
df=1
P= 553/0

سزارين
1
(9/0)
1
(6/5)
2
(5/1)

کل
110
(0/100)
18
(0/100)
128
(0/100)

سطح اضطراب آشکار مادر در بدو پذيرش: سطح اضطراب آشکار 6/36% از واحد هاي پژوهش در بدو پذيرش متوسط به بالا بود و نتايج آزمون من ويتني نشان داد سطح اضطراب آشکار در بدو پذيرش با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار دارد (جدول 7-4).

جدول7-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر سطح اضطراب آشکار در بدو پذيرش بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون من ويتني

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

اضطراب آشکار
خفيف
79
(7/28)
14
(7/18)
93
(6/26)

Z=033/2
P= 042/0

متوسط به پايين
105
(2/38)
23
(7/30)
128
(6/36)

متوسط به بالا
68
(7/24)
31
(3/41)
99
(3/28)

نسبتا شديد
23
(4/8)
7
(3/9)
30
(4/8)

کل
275
(0/100)
75
(0/100)
350
(0/100)

شدت درد ,خستگي و گرسنگي مادر در بدو پذيرش: نتايج آزمون من ويتني نشان داد ,شدت درد زايمان و گرسنگي در بدو پذيرش با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار ندارد در حاليکه شدت خستگي با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار (P= 0/04)دارد(جدول8-4)
جدول8-4 : ميانگين نمره شدت درد زايمان ,خستگي و گرسنگي مادر در بدو پذيرش بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

نمره شدت درد زايمان (ميلي متر)
77/19± 59/44

3/22± 8/44
31/20± 65/44

Z=64/0-
P= 52/0

(275)
(75)
(350)

نمره شدت خستگي
(ميلي متر)
9/24± 49/27
(275)
88/25± 77/32
(75)
19/25± 63/28
(350)

Z=-04/2
P= 041/0
نمره شدت گرسنگي
(ميلي متر)
3/19± 06/19
(275)
8/20± 08/24
(75)
78/19± 17/20
(350)

Z=57/1-
P= 116/0

اتساع ,کوتاه شدن دهانه رحم و تعداد , مدت انقباضات رحم در بدو پذيرش: ميانگين اتساع دهانه رحم واحد هاي پژوهش در بدو پذيرش62/0± 69/3سانتي متر بود . نتايج آزمون من ويتني نشان داد اتساع و کوتاه شدن دهانه رحم ومدت انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش با نوع زايمان ارتباط آماري معني دار وجود دارد اما بين تعداد انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار وجود ندارد( جدول9-4 ).
جدول9-4 : ميانگين اتساع و کوتاه شدن دهانه رحم , تعداد و مدت انقباضات رحم طي 10 دقيقه در بدو پذيرش بر حسب
نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

اتساع دهانه رحم
(سانتي متر )
47/0± 66/3

53/0± 52/3
62/0± 69/3

Z=66/2-
P= 008/0

(275)

(75)

(350)

کوتاه شدن دهانه رحم
(ميلي متر)
6/9± 32/53

0/10± 0/50
1/10± 41/52

Z=61/3-
P= 002/0

(275)

(75)

(350)

تعداد انقباضات رحم در 10 دقيقه
74/0±21/3

69/0± 19/3
73/0± 21/3

Z=73/0-
P= 462/0

(275)

(75)

(350)

مدت انقباضات رحم در 10 دقيقه(ثانيه)

55/9± 86/42

55/10± 89/39
58/9± 21/42

Z=74/2-
P= 006/0

(275)

(75)

(350)

قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت , پهلو و قائم : ميانگين قرار گيري واحد هاي پژوهش در وضعيت خوابيده به پشت99/85± 82/122دقيقه ,در وضعيت خوابيده به پهلو 29/11± 33/48دقيقه و وضعيت قائم 41/68± 14/74دقيقه بود .نتايج آزمون من وينتني نشان داد مدت قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت ، به پهلو و قائم با نوع پيشرفت زايمان ارتبا
ط آماري معني دار دارد(جدول10-4).

جدول10-4 : مقايسه ميانگين مدت قرار گيري مادر در وضعيت هاي خوابيده به پشت ,به پهلو و قائم بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وضعيت خوابيده به پشت (دقيقه)
2/61± 101

144± 200
99/85± 82/122
Z=767/5-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وضعيت خوابيده به پهلو (دقيقه)
50± 8/59

94± 126
29/11± 33/48

Z=774/6-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وضعيت قائم (دقيقه)

45± 27

95/96± 135
41/68± 14/74
Z=916/7-
P= 001/0

(275)

(75)

(350)

وزن ,دور سر , دور سينه، آپگار دقيقه اول و پنجم و حلقه بند ناف دور کردن نوزاد : نتايج آزمون من ويتني نشان داد وزن, دور سر وتعدادحلقه بند ناف دور گردن نوزاد با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دار دارد ولي دور سينه , قد , آپگار دقيقه اول و پنجم با نوع پيشرفت زايمان ارتباط آماري معني دارندارد (جدول11-4).

11-4 : ميانگين وزن ,دور سر , دور سينه، آپگار دقيقه اول و پنجم و حلقه بند ناف دور کردن نوزاد بر حسب نوع پيشرفت زايمان
نوع پيشرفت زايمان
متغير
پيشرفت طبيعي
پيشرفت غير طبيعي
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وزن نوزاد (سانتي متر )
1716± 3318

573± 3384
1543± 3332
Z=428/3-
P= 001/0

(275)
(75)
(350)

دور سر نوزاد (سانتي متر)
45/2±96/33

49/1± 34
29/2± 02/34
Z=105/2-
P= 03/0

(275)
(75)
(350)

دور سينه نوزاد (سانتي متر)

6/1± 58/32

(275)
51/1± /89/32

(75)
59/1± 65/32

(350)
Z=43/1-
P= 153/0
قد نوزاد
(سانتي متر)
89/2± 82/49

34/5±9/49
46/3± 82/49

Z=313/2-
P= 2/0

(275)
(75)
(350)

آپگار دقيقه اول
4/0±89/8

2/1± 52/8
67/0± 81/8

Z=883/0-
P= 377/0

(275)
(75)
(350)

آپگار دقيقه
پنجم

Z=883/0-
P= 4 /0

49/0± 9/9

(275)

35/1± 53/9

(75)
78/0± 83/9

(350)

حلقه بند ناف دور گردن (تعداد)
45/0± 21/0

(275)

37/0± 09/0

(75)
45/0± 19/0

(350)

Z=94/1-
P= 05/0

وزن ,دور سر , قد نوزاد، وشاخص توده بدن مادر : نتايج آزمون من ويتني نشان داد وزن, دور سر , قد و شاخص توده بدن مادر با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دارندارد (جدول12-4).

جدول12-4 : ميانگين وزن ,دور سر , قد نوزاد و شاخص توده بدني مادربر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري
من ويتني

انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)
انحراف معيار± ميانگين (تعداد)

وزن نوزاد (سانتي متر )
25± 3242

488± 3798
1543± 3332
Z=13/1-
P= 25/0

(293)
(57)
(350)

دور سر نوزاد (سانتي متر)
64/1± 71/32

20/1± 29/32
29/2± 02/34
Z=67/0-
P= 49/0

(293)
(57)
(350)

قد نوزاد
(سانتي متر)
73/3± 70/49

28/1±42/50
46/3± 82/49

Z=29/2-
P= 25/0

(293)
(57)
(350)

شاخص توده بدن مادر
08/4± 31/23

82/3± 99/22
04/4± 25/23

Z=366/0-
P= 715/0

(293)
(57)
(350)

رنگ پوست مادر , تعداد زايمان ، نحوه شروع و نوع زايمان : نتايج آزمون آماري من ويتني نشان داد که از نظر تعداد زايمان با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني داروجود ندارد در حاليکه آزمونهاي آماري من ويتني و کاي اسکوئر نشان داد بين رنگ پوست مادر ، نوع زايمان و نحوه شروع زايمان با وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دار وجود دارد بطوريکه در 90.6 درصد زنان سفيد پوست ،61.5 درصد زنان غير سفيد پوست و 84.6 درصد زنان با شروع خودبخودي زايمان ،77.8 درصد زنان با شروع زايمان تحريک شده و 85?زنان با زايمان مهبلي 50 ? زايمان سزارين خط بنفش وجود داشت (جدول13-4).

جدول13-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظر رنگ پوست مادر ،تعداد زايمان و نحوه شروع و نوع زايمان بر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

رنگ پوست مادر
تيره
16
(5/5)
10
(5/17)
26
(4/7)
من ويتني

Z=182/3-
P= 001/0

گندمي
180
(4/61)
37
(9/64)
217
(0/62)

سفيد
97
(1/33)
10
(5/17)
107
(6/30)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

تعداد زايمان
صفر
181
(8/61)
41
(9/71)
222
(4/63)
من ويتني

Z=28/1-
P= 199/0

يک
65
(2/22)
8
(0/14)
73
(9/20)

دو
36
(3/12)
6
(5/10)
42
(0/12)

سه
8
(7/2)
1
(8/1)
9
(6/2)

چهارم و بيشتر
3
(0/1)
1
(8/1)
4
(2/1)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

نحوه شروع زايمان
خودبخودي
258
(1/88)
47
(5/82)
305
(1/87)
کاي اسکوئر
df=1
P 001/0

با تحريک
35
(9/11)
10
(5/17)
45
(9/12)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

نوع زايمان
مهبلي
285
(3/93)
49
(0/86)
334
(4/95)
کاي اسکوئر
df=1
P 001/0

سزارين
8
(7/2)
8
(7/14)
16
(6/4)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

مولدينگ,وضعيت,ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش : نتايج آزمون من ويتني و مجذور کاي نشان داد مولدينگ,ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش وجود يا عدم وجود خط بنفش ارتباط آماري معني دار ندارد ولي وضعيت سر جنين در بدو پذيرش با وجود يا عدم وجود خط بنفش در بدو پذيرش ارتباط آماري معني دارد بطوريکه در وضعيت پس سري قدامي و عرضي ظهور خط بنفش بيشتر از وضعيت پس سري خلفي بود .(جدول 14-4 ).

جدول14-4 : توزيع فراواني واحد ها ي پژوهش از نظز مولدينگ , وضعيت , ايستگاه سر جنين و وضعيت پرده هاي جنيني در بدو پذيرش بر حسب وجود خط بنفش
وجود خط بنفش
متغير
بلي
خير
کل
نتايج آزمون آماري

تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)
تعداد
(درصد)

مولدينگ سر جنين
0
281
(9/95)
55
5/96)
336
(96)
من ويتني
Z=207/0-
P= 83/0

+1
12
(1/4)
2
(5/3)
14
(0/4)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

وضعيت سر جنين
پس سري قدامي
247
(3/84)
47
(5/82)
294
(0/84)
کاي اسکوئر

df=1
P= 000/0

پس سري عرضي
33
(3/11)
4
(0/7)
37
(6/10)

پس سري خلفي
13
(4/4)
6
(5/10)
19
(4/5)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

ايستگاه سر جنين
3-
49
(7/16)
12
(1/21)
61
(4/17)

من ويتني

Z=198/1-
P= 231/0

2-
180
(4/61)
36
(2/63)
216
(7/61)

1-
59
(1/20)
9
(8/15)
68
(4/19)

0
3
(0/1)
0
(0/0)
3
(9/0)

1+
2
(7/0)
0
(0/0)
2
(6/0)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

وضعيت پرده هاي جنيني
سالم
174
(4/59)
38
(7/66)
212
(6/60)
کاي اسکوئر
df=1
P= 83/0

پاره
119
(6/40)
19
(4/33)
138
(4/39)

کل
293
(0/100)
57
(0/100)
350
(0/100)

فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد: نتايج آزمون آماري کراسکال واليس نشان داد که ميانگين فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد در ساعتهاي مختلف تفاوت آماري معني داري ندارد جدول (15-4).

جدول15-4: ميانگين فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد(ميليمتر) هر يک ساعت يکبار در واحد هاي پژوهش دا راي خط بنفش

فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکاييل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد (ميليمتر)
نتايج آزمون آماري کراسکال واليس

تعداد
ميانگين
انحراف معيار

در بدو ورود به مطالعه
259
72/91
99/18

df=1
P= 36/0
1 ساعت بعد
275
80/90
77/17

2 ساعت بعد
251
39/91
54/17

3 ساعت بعد
163
07/91
85/17

4ساعت بعد
101
71/89
11/18

5 ساعت بعد
64
83/88
49/18

6 ساعت بعد
42
14/86
73/17

7 ساع

تحقیق رایگان درمورد شهرستان مشهد، زنان باردار

ميزان اتساع دهانه رحم ، تعداد انقباضات رحم ، مدت انقباضات رحم ، تعداد ضربان قلب جنين، فشار خون سيستوليک، فشار خون دياستوليک ،درجه حرارت بدن مادر ،نبض مادر، نمره اضطراب، نمره خستگي ، نمره درد ، طول مدت قرار گيري مادر در وضعيت هاي قائم ،خوابيده به پشت، خوابيده به پهلو،اتساع دهانه رحم در هنگام پاره شدن کيسه آب، وزن نوزاد ،فد نوزاد، دور سر نوزاد،دور سينه نوزاد ،آپگار دقيقه اول و پنجم .

متغيرهاي کيفي:
سطح تحصيلات زائو، وضعيت اقتصادي اجتماعي ، آسنکليتيسم سر جنين ،وضعيت قرار گيري سر جنين ،مولدينگ سر جنين ، وجود حلقه بند ناف دور گردن جنين،وضعيت پرده هاي جنيني ، رنگ مايع آمنيوتيک ، نوع پيشرفت زايمان ،شدت انقباضات رحمي ، استفاده از اکسي توسين ، استفاده از دارو هاي ضد درد ، وضعيت دماغه ساکروم 100 ، تقعر استخوان ساکروم ، بريدگي ساکروسياتيک، ليگامان ساکرواسپاينوس، وضعيت خار هاي ايسکيال ،فاصله خار هاي ايسکيال ،وضعيت ديواره هاي لگن ،قوس پوبيس، تحرک دنبالچه،فاصله برجستگي هاي ايسکيال ،اندازه گيري کونژوگه دياگونال .

ابزار گردآوري داده ها و ويژگي هاي آن:
ابزارهاي مورد استفاده در اين پژوهش عبارت بودند از:چک ليست انتخاب واحد پژوهش، فرم اطلاعات فردي- بارداري، فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان و وضعيت جنين – مادر، فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در معاينه مهبلي در بدو پذيرش ، فرم اطلاعات مربوط به زايمان و نوزاد ، فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش ، فرم نظر سنجي مادران از روشهاي ارزيابي پيشرفت زايمان ، پرسشنامه اضطراب آشکار اشپيل برگر، مقياس ديداري درد ، خستگي وگرسنگي ، متر نواري يکبار مصرف200 ميليمتري ، وزنه يک کفه اي نوزاد ، دماسنج دهاني و فشار سنج عقربه اي ، متر نواري متحرک و متصل به ديوار

* چک ليست انتخاب واحد پژوهش
اين فرم شامل معيارهاي انتخاب واحد پژوهش(معيارهاي ورود و خروج)با13 سوال مي باشد که با توجه به اهداف تحقيق، و مطالعه جديدترين منابع و مقالات مرتبط و مشورت با اساتيد راهنما و مشاور تهيه گرديده است.

* فرم اطلاعات فردي- بارداري
که شامل دو بخش مي باشد و توسط پژوهشگر تکميل مي شد.
بخش الف: شامل مشخصات فردي- بارداري که مشتمل بر 11 سوال ،شامل: سن، تحصيلات و شغل مادر و همسر ، تعداد زايمان ،نوع زايمان قبلي ، نحوه شروع زايمان فعلي،خواسته يا ناخواسته بودن بارداري فعلي ، ساعت آخرين وعده غذايي مادر و رنگ پوست مادر است
بخش ب: که مشتمل بر4 سوال ،شامل: اطلاعات مربوط به وزن ، شاخص توده بدن ،ميزان افزايش وزن مادر طي بارداري ، تاريخ و ساعت پذيرش که ازپرونده و دفترچه بهداشتي وي تکميل مي شد.

* فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان ، وضعيت جنين و مادر
اين فرم مشتمل بر 26 سوال در مورد اتساع و آنگاژمان دهانه رحم، جايگاه و وضعيت قرار گيري سر جنين ، نحوه پاره شدن پرده هاي جنين، اتساع دهانه رحم در هنگام پاره شدن پرده هاي جنيني ، رنگ مايع آمنيوتيک ، مولدينگ و آسنکليتيسم سر جنين ، نوع آسنکليتيسم، تعداد،شدت وميانگين مدت انقباضات در 10 دقيقه ، تعداد ضربان قلب جنين، فشارخون ، درجه حرارت ، نبض ، تنفس ،مدت قارگيري مادر در وضعيتهاي قائم- خوابيدهبه پشت و پهلو، استفاده از اکسي توسين و دارو حين ليبر، نوع- ميزان و روش دريافت مايعات و زورزدن فعال مادر مي باشد.

* فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در معاينه مهبلي در بدو پذيرش
اين فرم مشتمل بر 13 سوال در مورد پرومونتار ساکروم ، اندازه گونژوکه دياگونال ، تقعر استخوان ساکروم ، اندازه بريدگي ساکروسياتيک ، ليگامان ساکرو اسپاينوس ، وضعيت خار هاي ايسکيال ، ديواره هاي لگن ، تحرک دنبالچه ، فاصله برجستگي هاي ايسکيال ، قد مادر ، وزن مادر در هنگام پذيرش مي باشد.

* فرم اطلاعات مربوط به زايمان و نوزاد
اين فرم مشتمل بر 13 سوال در مورد نمره بيشاب ، فاصله زماني از پذيرش تا اتساع کامل دهانه رحم ، طول مرحله دوم زايمان، استفاده از اکسي توسين در مرحله دوم زايمان ، نوع پيشرفت مرحله اول و دوم زايمان ، نوع زايمان ، وضعيت پرينه ، علت زايمان سزارين يا فورسپس و واکئوم ، وزن، دورسر، دور سينه و قد نوزاد ، آپگار دقيقه اول و پنجم ، جنس نوزاد و وجود حلقه بند ناف دور گردن نوزاد مي باشد .

* فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش
اين فرم مشتمل بر 6 سوال در مورد وجود يا عدم وجود خط بنفش ، طول و عرض خط بنفش ، فاصله زاويه تحتاني لوزي ميکائيل ساکرال تا حاشيه خلفي مقعد ، قطر عرضي ميکائيل ساکرال و رنگ خط بنفش مي باشد که توسط کمک پژوهشگر تکميل مي شد.

* فرم نظر سنجي مادران از روشهاي ارزيابي پيشرفت زايمان

اين فرم مشتمل بر 5 سوال در مورد احساس ناراحتي ، درد و خجالت مادران از روشهاي ارزيابي زايمان و روشي که مادر براي سنجش پيشرفت زايمان خود ترجيح مي دهد ، مي باشد که بعد از زايمان توسط پژوهشگر تکميل مي شد .

* پرسشنامه اضطراب آشکار اشپيل برگر
اين پرسشنامه شامل 20 سوال است که سوالات به صورت ليکرت 5 نقطه اي اصلا(1)، تا حدي (2)، متوسط(3)، خيلي زياد(4) نمره بندي مي شود. نمره کل پرسشنامه بين 20 تا 80 است که نمره گذاري اين ابزار به صورت زير مي باشد
.
رتبه بندي ابزار اضطراب آشکار اشپيل برگر
متغيرها

شدت

خفيف
متوسط به پايين
متوسط به بالا
نسبتا ش
ديد
شديد
بسيار شديد
اضطراب آشکار
31-20
42-32
53-43
64-54
75-65
76+

در اين پژوهش به علت اينکه زنان زائو درد داشتند و تمرکز کافي براي خواندن و پاسخ دادن به سوالات را نداشتند ،سوالات و گزينه هاي مقابل آنها در ابتداي پژوهش ودر بين انقباضات و زماني که بيمار درد نداشت توسط پژوهشگر براي زائو قرائت مي شد و زائو يکي از اين گزينه ها را انتخاب مي کرد .

* مقياس ديداري درد ، خستگي وگرسنگي
خطي است که از 0 تا 100 درجه بندي مي باشد و عدد صفر نشان دهنده عدم متغير مربوطه و عدد 100 نشان دهنده بيشترين مقدار آن مي باشد.
* متر نواري يکبار مصرف200 ميليمتري
نوار کاغذي است که براي اندازه گيري طول وعرض خط بنفش استفاده شد .

* وزنه يک کفه اي نوزاد :
براي سنجش وزن نوزاد مورد استفاده قرار گرفت

* دماسنج دهاني و فشار سنج عقربه اي
براي اندازه گيري درجه حرارت بدن و فشار خون مادر استفاده شد.

* سوني کيت و ساعت ثانيه شمار
سوني کيت براي سنجش صداي قلب جنين و ساعت ثانيه شمار براي تعيين مدت انقباضات رحمي ،شمارش صداي قلب جنين و نبض مورد استفاده قرار گرفت

* متر نواري متحرک و متصل به ديوار
براي اندازه گيري دور سر نوزاد از متر نواري متحرک و براي اندازه گيري قد مادر از متر نواري متصل به ديواراستفاده شد .

روايي و پايايي ابزارهاي گرد آوري داده ها :

الف) روايي ابزار:

* فرم انتخاب واحد پژوهش ، فرم اطلاعات فردي- بارداري ، فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان و وضعيت جنين – مادر، فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در بدو پذيرش ، فرم اطلاعات مربوط به زايمان و نوزاد ، فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش ، فرم نظر سنجي مادران از روشهاي ارزيابي پيشرفت زايمان
در مطالعه حاضر روايي فرم انتخاب واحد پژوهش ، فرم اطلاعات فردي- بارداري ، فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان و وضعيت جنين – مادر، فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در معاينه مهبلي در بدو پذيرش ، فرم اطلاعات مربوط به زايمان و نوزاد ، فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش ، فرم نظر سنجي مادران از روشهاي ارزيابي پيشرفت زايمان ، به روش روايي محتوا تعيين شد. به اين صورت که اين ابزارها با مطالعه جديدترين کتب و مقالات در زمينه موضوع پژوهش زير نظر اساتيد راهنما و مشاور تنظيم گرديد و سپس جهت ارزيابي در اختيار ده نفر از صاحب نظران و اساتيد دانشگاه علوم پزشكي مشهد( 4 متخصص زنان و 6 هيئت علمي گروه مامايي) قرار گرفت و نظرات و پيشنهادات اصلاحي آنها در ابزارهاي نهايي لحاظ شد.

* مهارت پژوهشگر در معاينه مهبلي و اندازه گيري خط بنفش
مهارت پژوهشگر در معاينه مهبلي با پنج جلسه آموزش عملي دو ساعته در حضور يک نفر از مربيان مامايي و مهارت پژوهشگر در اندازه گيري خط بنفش با پنج جلسه آموزش عملي دو ساعته در حضور استاد راهنما و مشاور تخصصي در بخش زايشگاه بيمارستان ام البنين (س) تاييد شد .

* پرسشنامه اضطراب آشکار اشپيل برگر
اين مقياس ابزاري استاندارد است و براي اولين بار اشپيل برگر (1983) آن را به کار برده است ، روايي ويرايش فارسي آن توسط مهرام (1372) تاييد شده است (89).

* مقياس ديداري درد ، خستگي و گرسنگي
اين ابزار ها ابزارهايي استاندارد هستند که روايي ابزار درد توسط بوند101، پيلوسکي102 1996 و ملزاک103 1991 تاييد شده و ابزار خستگي نيز توسط روحاني مشهدي و ابزار گرسنگي توسط نظري (1384) تاييد شده است(90) .همچنين گيفت104 1989 و نظري 1384 نيز روايي اين ابزارها را تاييد کرده اند(91).

* ترازو و دستگاه فشارسنج جيوه اي
ترازو و دستگاه فشارسنج وسايلي روا براي اندازه گيري وزن و فشارخون مي باشند.

متر نواري ، نوار 200 ميليمتري يکبار مصرف ، ساعت ثانيه شمار ، سوني کيت، دماسنج دهاني، ابزار هاي استاندارد اندازه گيري بوده وروايي آنها مورد تاييد است.

ب) پايايي ابزار:
* فرم انتخاب واحد پژوهش ، فرم اطلاعات فردي- بارداري و فرم اطلاعات مربوط به زايمان و نوزاد
از آنجاييکه در مطالعه حاضر سؤالات فرم انتخاب واحد پژوهش ، فرم اطلاعات فردي- بارداري و فرم اطلاعات مربوط به زايما ن و نوزاد ، عيني بوده و به کرات در مطالعات متعدد تعيين پايائي شده اند، لذا نيازي به بررسي پايايي مجدد نداشت.

* فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان و وضعيت جنين – مادر، فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش ، فرم نظر سنجي مادران از روشهايّ ارزيابي پيشرفت زايمان ، فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در بدو پذيرش
پايايي فرم اطلاعات مربوط به پيشرفت زايمان و وضعيت جنين – مادر، فرم اطلاعات مربوط به خط بنفش ، فرم نظر سنجي مادران از روشهاي ارزيابي پيشرفت زايمان ، فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در بدو پذيرش به روش توافق ارزيابيها تعيين شد ، به اين ترتيب که اين فرمها در مورد 10 نفر از واحد هاي پژوهش همزمان توسط پژوهشگر و کمک پژوهشگر به طور جداگانه تکميل گرديده و همبستگي بين نتايج محاسبه شد و به ترتيب به( 62/97/0 (r =، ( 58/94/0 (r =،( 74/94/0 (r =،( 48/84/0 (r =تائيد شد.
* مهارت پژوهشگر در معاينه مهبلي و اندازه گيري خط بنفش
پايايي مهارت پژوهشگر در زمينه معاينه مهبلي ، از طريق توافق ارزيابها تائيد شد به اين ترتيب که 10 زائو توسط پژوهشگر و ويک نفر مربي مامايي،همزمان معاينه شدند . ديلاتاسيون
، افاسمان ،نزول و وضعيت لگن استخواني (تقعر ساکروم ، تحرک دنبالچه ،اندازه قوس پوبيس ، اندازه شيار ساکروسياتيک ، تقارب ديواره هاي لگن ،برجستگي خار هاي ايسکيال و پرومونتار ساکروم ) در معاينه مهبلي و وضعيت انقباضات رحمي در معاينه شکمي ،توسط آنها بررسي و ثبت گرديد و پس از برسي همبستگي داده ها با 2/94/0r = پايايي مهارت پژوهشگر تاييد شد.

پايايي مهارت پژوهشگر در مورد اندازه گيري خط بنفش از طريق توافق ارزيابها تائيد شد به اين ترتيب که اندازه گيريهاي مربوط به خط بنفش براي 10 نفر از واحد هاي پژوهش به طور همزمان توسط پژوهشگر و استاد راهنما اندازه گيري شد و پس از بررسي همبستگي داده ها ، با 67/86/0r = پايايي عملکرد پژوهشگر تائيد شد .

پايايي مهارت کمک پژوهشگر در مورد اندازه گيري خط بنفش از طريق توافق ارزيابها تائيد شد به اين ترتيب که اندازه گيريهاي مربوط به خط بنفش براي 10 نفر از واحد هاي پژوهش به طور همزمان توسط پژوهشگر و کمک پژوهشگر اندازه گيري شد و پس از بررسي همبستگي داده ها ، با 58/84/0r = پايايي مهارت کمک پژوهشگر تائيد شد .

* پرسشنامه اضطراب آشکار اشپيل برگر
پرسشنامه اضطراب آشکار اشپيل برگر مکرراً در مطالعات ايراني استفاده شده وابزاري پايا ميباشد.

* مقياس ديداري درد ، خستگي و گرسنگي
پايايي مقياس تطابق ديداري براي سنجش درد، خستگي وگرسنگي به روش توافق ارزيابها تعيين شد. بدين ترتيب که در بدو پژوهش ، شدت درد، خستگي وگرسنگي يک بار توسط پژوهشگر و يک بار توسط کمک پژوهشگر ، در مورد 10 نفر از واحد هاي پژوهش با استفاده از مقياس مذکور اندازه گيري شد با همبستگي ( 58/95/0 (r =، ( 55/96/0 (r =، ( 39/95/0 (r =تائيد شد.
* ترازوي يک کفه اي نوزاد و ترازوي عقربه اي مادر

پايايي ترازوي يک کفه اي نوزاد و پايايي ترازوي عقربه اي جهت اندازه گيري وزن مادر ، هر روز توسط يک وزنه 500 گرمي تائيد شد.

* فشار سنج عقربه اي ، ساعت ثانيه شمار و متر نواري
پايايي فشار سنج عقربه هاي با يک فشار سنج نو ديگر به صورت هفته اي و پايايي متر نواري توسط يک متر فلزي تعيين شد . پايايي ساعت ثانيه شمار با کنترل روزانه آن با اخبار ساعت 8 صبح تائيد شد.
* دماسنج دهاني و سوني کيت
پايايي دماسنج دهاني و سوني کيت تائيد شده است .

روش گرد آوري داده ها:
پس از تائيد موضوع پژوهش توسط کميته اخلاق دانشگاه علوم پزشکي ، با معرفي نامه کتبي از دانشکده پرستاري و مامايي مشهد به رياست بيمارستان ام البنين (س) شهرستان مشهد ،پژوهشگر و کمک پژوهشگر جهت جمع آوري اطلاعات از تاريخ 20/02/91 لغايت 23/07/91 به زايشگاه مورد نظر مراجعه و اقدام به نمونه گيري کردند.
پژوهشگر در زايشگاه مستقر و پس از معرفي خود به زنان باردار مراجعه کننده به اين بخش و بيان اهداف مطالعه و ارائه توضيحات لازم در خصوص نحوه انجام پژوهش به مادران و کسب رضايت کتبي از آنها در بدو ورود به زايشگاه ،فرم انتخاب واحد پژوهش را که شامل معيار هاي ورود و خروج به مطالعه است را تکميل کرد و در صورتي که مادر واجد شرايط پژوهش بود فرم اطلاعات فردي – بارداري تکميل مي شد و سپس معاينه لگني ، وزن و قد مادر توسط پژوهشگر اندازه گيري و در فرم اطلاعات مربوط به وضعيت لگن استخواني در بدو پذيرش ثبت مي

پایان نامه با کلید واژگان نظام مالی، آزادسازی مالی، نهادهای قانونی، توسعه مالی

ر قابل توجهی افزایش یافته است. متوسط شاخص مذکور برای کشورهای جنوب آسیا از قبیل چین، هند، پاکستان و نپال برای دوره 1990 تا 2008 به ترتیب 39 / 5، 72 / 4، 45 / 6 و 12 / 7 و برای کشورهای جنوب شرقی آسیا از قبیل کره جنوبی و مالزی به ترتیب 10/41 و 16 / 10 و برای مصر و تونس به ترتیب 18 / 8 و 53 / 6 و تر یکه 57 / 10 و ایران 13 / 2 است. هما نطور که ملاحظه م یشود، شاخص مذکور برای ایران از همه کشورهای مورد مطالعه پا یی نتر بوده است و بالاترین شاخص در بین کشورها، مربوط به کشورهای تر یکه، مالزی و کره جنوبی مي باشد.
2-6 بررسی تأثیر سیاست آزادسازی مالی بر توسعه بخش مالی
در 10 کشور در حال توسعه تأثیر سیاست آزادسازی مالی بر توسعه بخش مالی و همچنین تأثیر سایر متغیرهای کنترلی از قبیل نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، نقش کیفیت نهادهای قانونی و مقررات و نظار تهای احتیاطی برای کشور در حال توسعه از جمله کره جنوبی، مالزی، هند، چین، پاکستان، نپال، مصر، تونس، ترکیه و ایران طی دوره 1973 تا 2007 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیمی‌افته مورد بررسی قرار گرفته است. قبل از ارائه نتایج لازم است اندکی راجع به شاخص های مورد استفاده در تحلیل تجربی )شاخص توسعه بخش مالی، شاخص كيفيت نهادهای قانونی، شاخص مقررات و نظار تهای احتیاطی بانکی( توضیح داده شود. از آنجا که در نظریه های اقتصادی کی شاخص کلی و منفرد برای توسعه بخش مالی وجود ندارد، محققین در مطالعات تجربی، شاخص های گوناگونی را برای این منظور به کار برده اند که این شاخصها دربرگیرنده بخش مالی و بازار سرمایه می باشند. رایجترین این شاخصها عبارت اند از: نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی اسمی، نسبت مانده مطالبات بانکها از بخش خصوصی و دولتی به تولید. شاخصی که در بیشتر مطالعات تجربی مورد استفاده قرار گرفته است نسبت مطالبات بانکها از بخش خصوصی به تولید مي باشد.
شاخص كيفيت نهادهای قانونی از تر کیب شاخصهای ريسك قانوني، اقتصادي و سياسي كشورها شامل حاكميت قانون و اجراي آن، كيفيت سياست هاي بروكراتيك، كشمكش داخلي و خارجي، شفافيت دموكراسي، فساد، محيط سرمايه گذاري به دست مي آيد. این شاخص ترکیبی، در واقع سطح کل توسعه نهادی و قانونی را نشان میدهد.
شاخص مقررات و نظار تهای احتیاطی بانکی به اين شرح سیاست آزادسازی مالی بر توسعه مالی کشورها تأثیر مثبت داشته است ولي اثربخشي اين سياست در كشورهايي كه از كيفيت نظارتي مقررات احتياطي بالايي برخوردارند، بالاتر مي باشد ب هدست مي آيد:
كد صفر : در كشور هيچ نوع مقررات نظارتي احتياطي مناسب براي نظارت بر بانكها وجود نداشته باشد.
كد يك : حداقل برنامههاي نظارتي وجود دارد و ترتيباتي نيز اتخاذ شده است كه وضعيت نظارتي را با نظام بازار تطبيق دهد ولي نظارت در مراحل خيلي اوليه قرار دارد.
كد دو : مقررات احتياطي مطابق كميته بال تنظيم شده است ولي تا به حال به طور كامل اجرا نشده است.
كد سه : مقررات كميته بال تا حدود زيادي اجرا ميشود و نسبت كفايت سرمايه مطابق كميته بال رعايت ميشود.خلاصه نتایج به شرح زیر حاصل شده است:
سیاست آزادسازی مالی بر توسعه مالی کشورها تأثیر مثبت داشته است ولي اثربخشي اين سياست در كشورهايي كه از كيفيت نظارتي مقررات احتياطي بالايي برخوردارند، بالاتر مي باشد.
نرخ تورم بر توسعه بخش مالی تأثیر منفی داشته است. بدین مفهوم که با افزایش تورم، منابع احتمالاً از واسط هگری مالی به سمت جایگزین های آن انتقال میی‌ابند.
افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه به عنوان شاخص توسعه اقتصادی آن کشور، بر توسعه بخش مالی تأثیر مثبت و معن یداری داشته که در واقع تأ ییدی بر فرضیه مبتنی بر تقاضا می باشد. یعنی با توسعه اقتصادی، تقاضا برای واسط هگری مالی و ابزارهای نوین مالی افزایش یافته که به نوبه خود به توسعه بخش مالی منجر م يشود.
کیفیت نهادهای قانونی بر توسعه مالی تأثیر مثبت داشته است. این یافته بیانگر آن است که در نبود شرایط نهادی و قانونی خوب، سیاستها نمی توانند به خوبی تنظیم و اجرا شوند و احتمال اینکه در چنین شرایطی آزادسازی مالی موجب توسعه بخش مالی گردد ضعيف است. از اين رو اصلاح اين نهادها در كشور مي تواند نقش مؤثري را در توسعه بخش مالي ايفا نمايد.
مقررات و نظار تهای احتیاطی بر اثربخشی سیاستهای آزادسازی مالی تأثیر مثبت داشته است و بیانگر آن است که در شرایطی که بانکها به لحاظ سرمایه از وضعیت خوبی برخوردارند، در انتخاب پروژ ه ها، ریسک را بیشتر مدنظر قرار می دهند و بدین ترتیب احتمال بحران کاهش می یابد.
2-7.ویژگی‏های اساسی بازار مالی کارآمد
1)  هماهنگی با فرهنگ رایج جامعه: نظام مالی، نهادها و ابزارهای مورد استفاده در هر جامعه‏ای در درجه اوّل باید با فرهنگ عمومی جامعه به ویژه با اعتقادات دینی و مذهبی آن سازگارباشد؛ چرا که در غیر این صورت، استمرار و پایداری لازم را نخواهد داشت و به تدریج از عرصه مبادلات خارج خواهد شد.
2)   همسویی با اهداف و انگیزه‏های شرکت کنندگان: نظام مالی موفّق باید به اهداف و انگیزه‏های شرکت کنندگان (عرضه کنندگان و متقاضیان وجوه) توجّه کافی داشته باشد تا بتواند به صورت زاینده، توجّه آنان را به مشارکت در نظام جلب کند، و روشن است که این اهداف و انگیزه‏ها در افراد گوناگون، و حتّی در یک فرد متفاوت است.
3)  تناسب با روحیات شرکت کنندگان: شرکت کنندگان در بازار مالی از جهت روحیه به سه گروه ریسک‏گریز، ریسک‏پذیر و متعارف تقسیم می‏شوند. صاحبان
وجوه ریسک‏گریز می‏کوشند با نهادها و مؤسّسه‏هایی کار کنند که در زمان مشخّص، سود مشخّص و از قبل تعیین شده‏ای را به آنان می‏پردازد؛ هر چند نرخ آن سود در مقایسه با سود انتظاری مؤسّسه‏های دیگر کم‏تر باشد. در مقابل، صاحبان وجوه ریسک‏پذیر، به دنبال مؤسّسه‏هایی هستند که در قبال تحّمل ریسک و مخاطره سود انتظاری بالایی را ارائه می‏کنند و افراد متعارف بیش‏تر از موجودی بازار متأثّر هستند و جهتگیری خاصّی ندارند. متقاضیان وجوه نیز اگر ریسک‏گریز باشند، دوست دارند سراغ واسطه‏های مالی بروند که حاضرند در تحّمل مخاطره‏ها، بنگاه اقتصادی را یاری کنند و اگر ریسک‏پذیر باشند، به معامله‏های قطعی علاقه دارند و ترجیح می‏دهند با پذیرش تمام مخاطره‏ها کلّ سود را خودشان بردارند، و متقاضیان متعارف به طور معمول ترکیبی از انواع ابزارهای تأمین مالی (مانند فروش سهام و استقراض) را بر می‏گزینند. نظام مالی کامل باید با طرّاحی مؤسّسه‏ها و ابزارهای متنّوع پاسخگوی تمام روحیات و نیازهای مشتریان باشد.
4) قابلیت انطباق با بازارهای مالی بین‏المللی: گر چه دغدغه اصلی بازار مالی، تطابق با فرهنگ، اهداف و انگیزه‏ها و روحیات شرکت کنندگان داخلی است، با پیشرفت بازارهای مالی بین‏المللی و گسترش ارتباط‏ها و همکاری‏های فراملّی نمی‏توان به بازار مالی بسته بسنده کرد. باید در طرّاحی نهادها و ابزارها حدّاکثر دقت‏ها و ظرفیت‏ها را به کار برد تا هنگام لزوم، چه در طرف عرضه سرمایه نقدی و چه در طرف تقاضا بتوان با بازارهای مالی بین‏المللی به ویژه کشورهای اسلامی تعامل کرد. ( موسویان،1382)
2-8.مزاياي بازارهاي مالي
در شرايط رونق بازارهاي مالي، جرياني از بازار پول به طرف بازار سرمايه به وجود مي‌آيد.بازارهاي مالي در صورت عملكرد درست، مي‌توانند اثر مثبت و قابل ملاحظه‌اي بر روي متغيرهاي كلان اقتصادي داشته باشند. ( برومند،1387)
بازار مالي، سرمايهها را براي سرمايهگذاري در فناوري بسيج ميکند.  بازارهاي مالي، از يک طرف با تأمين پول مورد نياز کارآفرين به رشد فناوري و تجاري شدن ايده او کمک كرده، از طرف ديگر تشويق‌كننده‌اي براي سرمايه‌گذاران کوچک، براي سرمايه‌گذاري در اين فرصتها هستند.بازارهاي مالي در زمينه‌ فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري، اطلاعات ايجاد مي‌کنند.بازارهاي مالي نقش نظارتي قوي‌اي براي شرکتهاي بزرگ فراهم ميسازند.بازارهاي مالي با عمومي کردن اطلاعات، تشويق شرکتهاي موفق و تنبيه شرکتهاي زيان‌ده، نقش نظارتي قوي‌اي را ايفا ميکنند که از بسياري از سيستمهاي نظارت بوروکراتيک مؤثرتر عمل ميکنند. با توجه به عدم تقارنهاي اطلاعاتي که در بازارهاي مالي وجود دارد و باعث مي‌شود تا مؤسسات وامدهنده اطلاعات کافي از کيفيت شرکت وامگيرنده نداشته باشند، اين نقش بازارهاي مالي تأثير مهمي در کاهش شکستهاي بازار در بخش وام و اعتبارات ايفا ميکند.
بازارهاي مالي، ريسک سرمايهگذاري را تقسيم ميکنند. اگر سرمايهگذاران مجبــور باشند که خــودشان در پروژه‌ها سرمايهگذاري کنند، قـدرت تنوعسازي آنها به شدت کاهش مييابد. حال آنکه نقدشـوندگي بالاتر در بازار سهام و امکان خريد سبد متنوعي از سهام، اين امکان را فراهم ميســازد تا سرمايهگذاران خود را در برابر ريسک شرکتي، مصون کنند.                      
2-8-1وظایف بازار مالی
بازار مالی وظایفی را برعهده دارد که اجرای درست آن تخصیص کارایی منابع را به دنبال می آورد .طوری که این وظایف نقش تعیین کننده ای در رشد وتوسعه اقتصادی دارد این وظایف عبارتند :
واسطه مالی وظیفه خطیروپرهزینه وزمان بر ارزیابی مدیران بنگاها وطرح ها را انجام میدهند
نظام مالی اقدام به تجهیز منابع از پس انداز های کوچک وپراکنده برای هدایت به سمت بنگاهها وطرح هایی که نام اقتصادی بر روی آنها گذاشته شده است
واسطه های مالی ومشارکت کنندگان در بازارزمینه اداره وکنترل شرکتها ،بنگاها ومدیران را فراهم می کند
  نظام مالی تجارت ومبادله راآسان می کند
نظام مالی ریسک را قیمت گذاری کرده ومکانیسم ادغام وکنترل را فراهم می کند
(صمدی و همکاران 1386)

2-8-2انگیزه های نوآوری مالی
 نوآوري در بازارهاي مالي و معرفي ابزار جديد، تأثير مثبتي بر كارايي بازارهاي مالي دارد. دوعقیده افراطی درباره نوآوری مالی وجود دارد. گروهی که معتقدند مهمترین انگیزه نوآوری تلاش برای گریز از مقررات (آربیتراژ)ویافتن رخنه ایدر قوانین مالیاتی است در قبال این عقیده ,گروهی دیگر اعتقاد دارند جوهر نوآوری معرفی ابزاری است که برای توزیع مجدد خطر در میان مشارکت کنندگان در بازار کارایی بیشتری دارد. دسته دیگر از انگیزه هاعبارتند از عقاید مذهب ورقابت. درواقع اگر عمل غایی نوآوری مالی رادر نظر بگیریم موارد زیر بیشتر اهمیت دارند
افزايش تغييرپذيري نرخ بهره، قيمت اوراق بهادار و نرخ مبادله و در نتيجه معرفي ابزارها و استراتژي ها براي توزيع مؤثر خطر
پيشرفت در ارتباط راه دور تكنولوژي كامپيوتري
پيچيدگي بيش تر كارها و آموزش علمي مشاركت كنندگان حرفه اي بازار
رقابت ميان واسطه هاي مالي
وجود انگيزه براي گريز از مقررات و قوانين مالياتي
تغيير الگوهاي جهان ثروت
2-9طبقه بندی نوآوری های مالی (تبریزی،1376)
در دهه 1960 موجی از نوآوریهای مالی بهوجود امد.صاحب نظران بازار مالی این نوآوریهارا به شیوه های گوناگون طبقه بندی کرده اند که به شرح زیر است:
ابزار بازا
رگشا نقدینگی بازارودسترسی پذیری وجوه را باجذب سرمایه گذاران جدید وارائه فرصت جدیدبه وام گیرندگان,افزایش میدهند.
ابزارهاي مديريت خطر توزیع مجددخطر مالی به سوی کسانی که آمادگی خطر پذیری بیشتری دارندیا می توانند خطر را خنثی کنند وبنابراین بهتر می توانند آنرا تحمل کنند
نوآوري انتقال خطر قيمت نوآوریهایی هستندکه وسایل موثری برای مقابله باخطر قیمت یا نرخ مبادله در میان مشارکت کنندگان در بازار قرار دارد
ابزارهاي انتقال خطر اعتباري توزیع مجدد خطر نکول یا عدم پرداخت  است
نوآوريهاي نقدينه ساز سه کار انجام میدهند:
  الف)نقدینگی بازار راافزایش می دهند
    ب)به وام گیرندگان امکان می دهند که از منابع جدیدپول استفاده کنند
 ابزارها و فرايندهاي خريد و فروش هم زمان که به سرمایه گذارن ووام گیرندگان امکان میدهن از تفاوت هزینه وبازده میان بازارها استفاده کنند ودر عین حال تفاوت در برداشت مردم از خطر ,ونیز تفاوت دیدگاه آنها دربارا اطلاعات مالیات مقررات رانشان میدهد.
ü      محصولات مالي جديد(دارايي هاي مالي و اسناد مشتقه( که با مقتضیات زمان مثل تورم هم خوانی بیشتری دارند .ونیز تناسب بیشتری بابازار دارندکه در آن دادوستد می کنند.
ü      استراتژي هاي استفاده از محصولات مالي یعنی استراتژیهایی که بیشتر از هر چیز دیگر ازمحصولات مالی استفاده میکنند
ü      ابزارهاي اعتبار ساز   و  ابزارهاي حق مالي
  2-9-1 واسطه هاي مالي
 واسطه مالی افرادی هستند که اوراق بهادار موجود در بازار را گردآوری و به انواع متفاوت آ تبدیل می کنند(هیبتی وهمکاران،1387)
واسطه های مالی بنگاه هایی هستند که به عنوان دلّالان نظام مالی در قبال سپرده های مردم اقدام به ایجاد پس انداز و وام م یکنند؛ وام های بلند مدت را تجهیزمی کنند و از این طریق نقدینگی را افزایش می دهند و از طریق ادغام تعداد زیادی وام،ریسک وام دهندگان کوچک )سپرده گذاران(را کاهش م یدهند (ختایی،1378)
2-9-2مشخصه هاو ماهيت واسطه‎هاي مالي
•          واسطه‎هاي مالي وجوه را از يك گروه (پس‎اندازكنندگان) مي‎گيرند و در اختيار گروه ديگر (بنگاهها) قرار مي‎دهند.
•          هر يك از دو گروه از دريافت كنندگان و واگذاركنندگان بسيار بزرگ هستند تا بتوانند تنوع لازم را در دو طرف تأمين كنند. با توجه به اين شرط، وضعيتي كه يك نفر به نفر ديگر پولي قرض بدهد، مورد بحث نيست. به عبارت ديگر، اگر تعداد افراد در دو گروه زياد نباشد، واسطه‌گري مالي محسوب نمي‎شود. (احسانی،1382)
2-9-3 مهمترين واسطه هاي مالي
در کشورهای پیشرفته موسسات مالی مختلفی وجود دارد، ولی در ایران مهم ترین آنها عبارتند از:
•                  نهادهای سپرده پذیر(بانك هاي تجاري ,موسسات پس انداز ,بانکهای پس انداز,اتحادیه های اعتباری)
•                  مؤسسات تأمين مالي
•                  صندوق هاي بازنشستگي
•                  شركت هاي بيمه(بیمه سوانح,بیمه عمر,بیمه اموال) ، (تبریزی،1376)
 2-9-4 نقش وکارکرد واسطه های مالي
ü      وساطت در انطباق سر رسیدها
ü      کاهش خطرباایجادتنوع
ü      کاهش هزینه های عقد قرارداد وپردازش اطلاعات
ü      ایجاد مکانیسم کنترل
2-9-5 بازارهاي مالي و تأثير آن بر رشد و توسعه اقتصادي
در سالهای اخیر، مطالعه مجددی در مورد رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی انجام شده است که این مطالعات بیشتر متوجه نظریه رشد درونزا بوده است. ادبیات موجود در این موضوع توسط اقتصاددانانی که روی توسعه کار میکنند، به کار گرفته شده است تا نشان داده شود که توسعه

ارزش افزوده

پاراگراف دوم بايد بنا به درخواست واردکننده و صرفاً مقايسه مورد استفاده قرار گيرد.ارزش‌هاي جايگزين را نمي‌توان برطببق مقررات قسمت (ب) پاراگراف دوم ايجاد نمود.

ماده دوم (ارزش معاملاتي کالاي مثل):
1-الف) اگر ارزش گمرکي کالاهاي وارده را نتوان برطبق مقررات ماده يک تعيين نمود، آنگاه ارزش معاملاتي کالاي مثل کالاي مورد نظر که به صورت همزمان يا نزديک به آن جهت صدور به همان کشور محل ورود فرخته شده بايد مبناي تعييين ارزش گمرکي قرار گيرد.
1-ب)در اجراي اين ماده ارزش معاملاتي کالاي مثل در همان سطح تجاري و حتي المقدور همان سطح مقداري با کالاي مورد نظر بايد مبناي تعيين ارزش گمرکي قرار گيرد و در صورت عدم دسترسي به آن ارزش معاملاتي کالاي مثل فروخته شده در سطوح تجاري و مقداري متفاوت مورد استفاده قرار خواهد گرفت مشروط بر اين که به تفاوت‌هاي ناشي از سطوح تجاري يا مقداري توجه شده و تعديلات لازم بر مبناي مدارک عيني منطقي و دقيق به عمل آيد ولو اين که منجر به افزايش يا کاهش ارزش گردد.
2-چنانچه هزينه‌ها و مخارج مورد اشاره در پاراگراف دوم ماده 8 در ارزش معاملاتي منظور شده باشد تعديلاتي بايد در خصوص تفاوت‌هاي مهم اين قبيل هزينه‌ها و مخارج بين کالاهاي وارده و کالاهاي مثل مورد نظر بابت تفاوت‌هاي مربوط به بعد مسافت و شيوه حمل به عمل آيد.
3-چنانچه در اجراي اين ماده بيش از چند ارزش معاملاتي از کالاهاي مثل بدست آيد کمترين ارزش بايد مبناي تعيين ارزش گمرکي کالاي وارده قرار گيرد.

ماده سوم (ارزش معاملاتي کالاي مشابه):
1-الف) اگر ارزش گمرکي کالاهاي وارده را نتوان برطبق مقررات مواد 1 و 2 تعيين نمود آنگاه ارزش معاملاتي کالاي مشابه کالاي مورد نظر که به صورت همزمان يا نزديک به آن جهت صدور به همان کشور محل ورود فروخته شده بايد مبناي تعيين ارزش گمرکي قرار گيرد.
1-ب) در اجراي اين ماده ارزش معاملاتي کالاي مشابه در همان سطح تجاري و حتي المقدور همان سطح مقداري کالاي مورد نظر براي تعيين ارزش بايد مبناي تعيين ارزش گمرکي قرار گيرد و در صورت عدم دسترسي به آن ارزش معاملاتي کالاي مشابه فروخته شده در سطوح تجاري يا مقداري متفاوت مورد استفاده قرار خواهد گرفت؛ مشروط بر اين که به تفاوت‌هاي ناشي از سطوح تجاري و يا مقداري توجه شده و تعديلات لازم بر مبناي مدارک عيني منطقي و دقيق بعمل آيد ولو اين که اين تعديلات منجر به افزايش يا کاهش ارزش گردد.
2- چنانچه هزينه‌ها و مخارج مذکور در پاراگراف دوم ماده 8 در ارزش معاملاتي منظور شده باشد، تعديلاتي بايد در خصوص تفاوت‌هاي مهم اين قبيل هزينه‌ها و مخارج بين کالاهاي وارده و کالاهاي مشابه مورد نظر بابت تفاوت‌هاي مربوط به بعد مسافت و شيوه حمل به عمل آيد.
3-چنانچه در اجراي اين ماده اگر بيش از يک ارزش معاملاتي از کالا مشابه بدست آيد کمترين ارزش بايد مبناي تعيين ارزش گمرکي کالاي وارده قرا ر گيرد.

ماده چهارم (جابجايي ترتيب کاربرد مواد 5 و 6 طبق درخواست واردکننده):
اگر ارزش گمرکي کالاهاي وارده را نتوان بر طبق مقررات مواد 1،2 و 3 تعيين کرد، ارزش گمرکي بايد بر طبق مقررات ماده 5 يا در صورتي که ارزش گمرکي بر طبق مقررات آن ماده تعيين نشود بر طبق مقررات ماده 6 تعيين خواهد شد ،به جز در مواردي که بر حسب درخواست وارد کننده ترتيب کاربرد مواد 5 و 6 معکوس گردد.

ماده پنجم (ارزش تفريقي) :
1-الف) اگر کالاي وارده يا کالاهاي مثل يا مشابه در کشور محل ورود به همان حالت زمان ورود به فروش رسيده باشند؛ ارزش گمرکي کالا ي وارده برطبق مقرراتي ماده بر مبناي قيمت واحد فروش کالاهاي وارده يا مثل يا مشابه در بيشترين حجم مقداري هم زمان يا نزديک به تاريخ ورود کالاي مورد نظر به اشخاص غير مرتبط با فرد فروشنده کالا تعيين خواهد شد مشروط بر اين که عناصر زير از قيمت فوق کسر شود:
1-کميسيون‌هاي معمول پرداخت شده يا مورد توافق براي پرداخت يا مبالغي که معمولاً براي سود و هزينه‌هاي کلي در ارتباط با فروش کالاي وارده از همان طبقه يا نوع در کشور محل ورود به قيمت اضافه مي‌شود.
2-هزينه‌هاي متداول در حمل و نقل و بيمه و هزينه‌هاي مربوطه که در کشور محل ورود به کالا تعلق مي‌گيرد.
3-در صورت لزوم هزينه‌ها و مخارج اشاره شده در پاراگراف 2 ماده 8 .
4-حقوق گمرکي و ساير ماليات‌ها و عوارض ملي که در کشور محل ورود در پي ورود يا فروش کالاها پرداخت مي‌شود.
1-ب) چنانچه کالاي وارده يا کالاهاي مثل يا مشابه کالاهاي وارده همرمان يا نزديک به تاريخ ورود کالاي وارده مورد نظر براي تعيين ارزش به فروش نرسيده باشد؛ در اين صورت ارزش گمرکي آن طبق مقررات پاراگراف 1-الف برمبناي قيمت واحد فروش کالاي وارده يا مثل يا مشابه در کشور محل ورود به همان حالت و وضعيت ورود در اولين تاريخ پس از ورود کالاي مورد نظر پيش از انقضاي 90 روز از تاريخ ورود تعيين خواهد شد.
2) اگر هيچ يک از کالاهاي وارده يا مثل يا مشابه کالاي وارده در کشور محل ورود به همان حالت ورود به فروش نرسيده باشد؛ ارزش گمرکي بر مبناي قيمت واحد فروش کالاي وارده پس از انجام عمليات بيشتر روي آن در بيشترين حجم مقداري به افراد خريدار غير مرتبط با فروشنده ؛ مشروط به افزايش درصدي براي ارزش افزوده براي عمليات بيشتر و انجام کسورات مقرر در پاراگراف 1-الف ؛ تعيين خواهد شد.

ماده ششم (ارزش محاسباتي):
1-ارزش گمرکي کالاي وارده بر طبق مقررات اين ماده بر مبناي ار
زش محاسباتي مي‌باشد ؛ ارزش محاسباتي از مجموع عناصر زير به دست مي‌آيد :
الف) قيمت مواد و ساخت يا پردازش‌هاي به کار گرفته شده در توليد کالاي وارده .
ب) مبلغي به عنوان سود و هزينه‌هاي کلي برابر آن چيزي که معمولاً توليد کنندگان کشور محل صدور جهت صدور کالاي مورد نظر يا از همان نوع يا طبقه در فروش کالاها به کشور محل ورود منظور مينمايند.
ج) قيمت يا ارزش ساير هزينه هايي که کشور‌هاي عضو طبق پاراگراف 2 ماده 8 مي‌توانند در تعيين ارزش منظور کنند.
2- هيچ يک از کشورهاي عضو نمي‌توانند شخصي را که در سرزمين او اقامت ندارد به اراية صورت حساب يا سوابقي مجبور کند که براي رسيدگي و تعيين ارزش محاسباتي لازم است ؛ با اين حال ؛ اطلاعات ارايه شده توسط توليد کننده کالا‌ها براي تعيين ارزش گمرکي بر طبق مقررات اين ماده ممکن است در کشور ديگري به وسيله مقامات کشور محل ورود با توافق توليدکننده مورد بررسي قرار گيرد مشروط بر اين که آنها از پيش به دولت کشور مزبور اطلاعات کافي داده باشند و آن دولت نسبت به رسيدگي‌هاي فوق اعتراض ننمايد.

ماده هفتم (روش برگشتي و روش‌هاي ممنوعه براي تعيين ارزش‌هاي گمرکي):
1-اگر نتوان ارزش گمرکي کالاهاي وارده بر طبق مقررات مواد 1 الي 6 تعيين نمود ارزش گمرکي بايد با استفاده از راهکارهاي منطقي منطبق با اصول و مقررات کلي اين موافقت نامه و ماده هفت گات 1994 و بر مبناي اطلاعات موجود در کشور محل ورود تعيين گردد.
2- ارزش‌هاي گمرکي را نبايد بر طبق مقررات اين ماده بر مبناي موارد زير تعيين نمود:
الف)قيمت فروش کالاي توليد شده در کشور محل ورود کالاي وارده.
ب) سيستمي که در آن براي مقاصد گمرکي قيمت بالاتر از ميا ن دو قيمت پذيرفته مي‌شود.
ج)قيمت کالا در بازار داخلي کشور محل صدور.
د) هزينه توليد کالا به غير از ارزش محاسباتي که براي کالاهاي مثل يا مشابه بر طبق مقررات ماده 6 تعيين شده است.
ه) قيمت کالا براي صدور به کشوري غير از کشور محل ورود .
و) ارزش‌هاي گمرکي حداقل .
ز) ارزش‌هاي ساختگي يا تقلبي .
3- ارزش‌هاي تعيين شده و روش مورد استفاده براي آن بر طبق مقررات اين ماده در صورت در خواست وارد کننده بايد کتباً به اطلاع وي رسانيده شود.

ماده هشتم (عناصري که بايد به ارزش کالا اضافه شود) :
1-مطابق مقررات ماده 1 و به منظور تعيين ارزش کالاهاي وارده عناصر زير بايد به قيمت واقعاً پرداخت شده يا قابل پرداخت اضافه شود:
الف) مبالغ زير تا ميزاني که به وسيله خريدار پرداخت ولي در قيمت واقعاً پرداخت شده يا قابل پرداخت کالا منظور نشده است:
1-حق کميسيون و کارمزد به جز حق کميسيون‌هاي خريد.
2-قيمت ظروف؛جلد و محفظه‌هاي کالاها که براي مقاصد گمرکي با کالاي مربوطه يکجا طبقه بندي مي‌شوند.
3-هزينه‌هاي مربوط به بسته بندي کالا شامل کار و مواد مربوطه .
ب) ارزش کالاها و خدمات زير که به نحو مناسبي تخصيص يافته و به طور مستقيم يا غير مستقيم توسط خريدار به صورت رايگان يا با بهاي کم فراهم شده تا در توليد و فروش و صدور کالاي وارده به کار برده شود در ؛در صورتي که ارزش آن‌ها در قيمت واقعاً پرداخت شده يا قابل پرداخت منظور نشده باشد:
1-مواد ؛ اجزاء و قطعات و اقلام مشابهي که با کالاي وارده توأم شده‌اند.
2-ابزار ؛ قالب‌ها و اقلام مشابهي که در توليد کالاي وارده به کار برده شده‌اند.
3-موادي که در توليد کالاهاي وارده به مصرف رسيده‌اند.

سازمان ملل، حل اختلاف

بايد به خاطر داشت که اين حقوق، عمدتاً مورد حمايت قواي حاکمه جوامع کهن نبوده است. حمايت از اين حقوق، وقتي مورد پيگيري قرار گرفت که زمينه سوءاستفاده از اين حقوق، بيشتر فراهم شد و شروع اين دوران را مي‌توان به دوران اختراع صنعت چاپ توسط گوتنبرگ در دهه 1440م، نسبت داد که در پي آن، زمينه‌هاي تجاوز به آثار علمي، ادبي و هنري نيز فراهم شد.
نياز به حمايت جدّي بين المللي از مالکيت فکري، زماني آشکارتر شد که خارجيان از حضور در نمايشگاه بين المللي اختراعات در وين در سال 1873م، خودداري کردند؛ چون از اين بابت که امکان داشت، ايده هايشان به سرقت برود و در ساير کشورها در تجارت، مورد بهره برداري قرار بگيرد، شديداً نگران بودند.
سازمان جهاني مالکيت معنوي در سال 1970م، تأسيس شد و در سال 1974 م، به عنوان يکي از آژانس‌هاي تخصّصي سازمان ملل متحد درآمد. اهداف اين سازمان در چارچوب تأمين حمايت از ميراث فکري در سراسر دنيا، با همکاري ميان 178 کشور عضو، و تضمين همکاري اجرايي و اداري بين اتحاديه‌هاي تأسيس يافته است .(وکيل، 1383: 119)

تعريف حقوق مالكيت فكري
حقوق مالكيت فكري در معناي وسيع كلمه عبارت است از: حقوق ناشي از آفرينش‌ها و خلاقيت‌هاي فكري در زمينه‌هاي علمي، صنعتي،‌ ادبي و هنري. حقوق مالكيت فكري معمولاً به دو حوزه تقسيم مي‌شود:
? – حقوق مالكيت صنعتي
? – كپي‌رايت و حقوق جانبي آن.
حقوق مالكيت صنعتي را هم مي‌توان به دو بخش عمده تقسيم كرد:
? – حقوق مربوط به علائم مثل علائم تجاري و علائم جغرافيايي كه در صورت حفظ شكل متمايز آنها مي‌توانند تا مدتي نامحدود حمايت شوند.
? – حقوق مربوط به اختراع و طراحي صنعتي كه شامل اختراعات، طرح‌هاي صنعتي و اسرار تجاري مي‌شود و مدت حمايت از آنها معمولاً محدود است.كپي‌رايت هم كه از نظر لغوي به معناي حق نسخه‌برداري يا حق مؤلف است، از نظر اصطلاحي به حقوق پديدآورندگان آثار ادبي و هنري و علمي اطلاق مي‌شود كه مي‌تواند طيف گسترده‌اي از آثار مكتوب تا آثار سمعي – بصري و آثار تجسمي و صنايع دستي و نقشه قالي و گليم و نرم‌افزارهاي رايانه‌اي را دربرگيرد.
حقوق مربوط به كپي‌رايت را هم مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد:
1- كپي‌رايت يا حقوق پديدآورندگان اصلي آثار مذكور
2- حقوق جانبي يا حقوق اجراكنندگان، توليدكنندگان آثار صوتي و سازمان‌هاي پخش راديو – تلويزيوني.

اهميت حمايت از حقوق مالكيت فكري
انديشه و دانش در تجارت بين‌الملل، نقشي روزافزون يافته است. بخش اعظم محصولات مبتني بر تكنولوژي پيشرفته، مرهون تحقيقات و نوآوري‌هاي انجام شده است و خريد و فروش فيلم‌ها، نوارهاي موسيقي، كتاب‌ها، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و ساير كالاهاي فرهنگي تا حد زيادي به خاطر اطلاعات و خلاقيت نهفته در آنهاست. فقدان يك نظام حقوقي موثر براي حمايت از حقوق مالكيت فكري، باعث گسترش توليد كالاهاي جعلي و تقلبي و تجارت غيرمنصفانه يا مكارانه مي‌شود و اين امر حقوق و منافع تجاري مشروع صاحبان مالكيت فكري را ضايع و پيشرفت علمي و زندگي فرهنگي را هم مختل مي‌كند. بنابراين، براي جلوگيري از تجارت غيرمنصفانه، حمايت از حقوق مالكيت فكري كاملاً ضروري است. گذشته از موضوع تجارت، در متون مختلف روي تأثير و نقش مثبت حمايت از حقوق مالكيت فكري در فرايند توسعه حتي در مراحل اوليه اين فرايند تأكيد شده است. ازجمله فوايدي كه براي يك نظام حقوقي موثر در حمايت از حقوق مالكيت فكري برشمرده‌اند، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
? – تشويق خلاقيت و نوآوري داخلي و در نتيجه ارتقاي سطح توسعه علمي و فني و اقتصادي و تقويت رقابت كيفي در توليد و تجارت از طريق از ميان بردن خطر سرقت و تقلب و تضمين عوايد اقتصادي مشروع مخترعان و پديدآورندگان آثار جديد و جبران هزينه‌هاي خلق و توليد اين آثار.
? – تشويق و تسهيل جذب و انتشار اطلاعات فني يا تكنولوژي از طريق واردات كالاها و دستگاه‌هاي پيشرفته، جذب سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي و خريد امتياز (ليسانس)
? – تشويق سرمايه‌گذاري روي تحقيق و توسعه (R&D) و ايجاد فضاي مناسبي براي مبادله تجارت علمي، بدون نگراني از سرقت و سوءاستفاده غيرمنصفانه از اين تجارب و اختراعات.

سابقه حمايت از حقوق مالكيت فكري
تلاش‌هاي بين‌المللي براي توسعه مقررات ناظر بر حمايت از حقوق مالكيت فكري در بيش از يك قرن عمدتاً تحت عنايت سازمان جهاني مالكيت فكري (وايپو) و سازمان‌هاي سلف آن انجام شده است. اين تلاش‌ها به تصويب تعدادي كنوانسيون و موافقتنامه انجاميده است كه تعهدات بين‌المللي براي حمايت از صاحبان حقوق مالكيت فكري را وضع كرده‌اند. اكنون سازمان جهاني مالكيت فكري كه يكي از سازمان‌هاي تخصصي سازمان ملل متحد است، ??? عضو از آمريكا تا بنگلادش )ازجمله ايران ) دارد و بر ?? معاهده بين‌المللي نظارت دارد. اين معاهدات را به طور كلي مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد:
اول) معاهدات مربوط به استانداردهاي حمايت از مالكيت فكري مانند: كنوانسيون پاريس براي حمايت از مالكيت صنعتي (????) و كنوانسيون برن براي حمايت از آثار ادبي و هنري (????(
دوم)‌معاهدات حاوي يك نظام حمايت جهاني مانند: موافقتنامه مادريد درباره ثبت بين‌المللي علائم (????)، معاهده همكاري در مورد حق اختراع (????( موافقتنامه لاهه درباره سپرده‌گذاري بين‌المللي طرح‌هاي صنعتي (????(، موافقتنامه ليسبون براي حمايت از علائم منبع و ثبت
بين‌المللي آنها (????) و معاهده بوداپست درباره شناسايي بين‌المللي سپرده‌گذاري ميكروارگانيسم‌ها در ارتباط با حق اختراع (????(
سوم) معاهدات مربوط به طبقه‌بندي مانند: موافقتنامه نيس درباره طبقه‌بندي بين‌المللي كالاها و خدمات براي ثبت علائم (????)، موافقتنامه استراسبورگ درباره طبقه‌بندي بين‌المللي حق اختراع (????)، موافقتنامه لوكارنو درباره طبقه‌بندي بين‌المللي طرح‌هاي صنعتي (????) و موافقتنامه وين درباره طبقه‌بندي بين‌المللي عناصر تصويري علائم (????).با اين حال،‌ نقايص كنوانسيون‌ها و موافقتنامه‌هاي قبلي و نبود يك ساز و كار اجرايي مؤثر در آنها باعث شد حقوق مالكيت فكري در مذاكرات دور اروگوئه در قالب موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت (گات) مطرح شود كه سرانجام به تصويب موافقتنامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالكيت فكري (تريپس) منجر شد. (اماني،1358: 33-26)

موافقتنامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالكيت فكري (تريپس)
موافقتنامه تريپس كه از ? قسمت و ?? ماده تشكيل مي‌شود، يكي از اجزاي تفكيك‌ناپذير سند نهايي دور اروگوئه و يكي از سه ركن موافقتنامه‌هاي سازمان جهاني تجارت (شامل موافقتنامه‌هاي مربوط به تجارت كالا، خدمات و مالكيت فكري) است. اين موافقتنامه، جامع‌ترين سند بين‌المللي در مورد حقوق مالكيت فكري است و حوزه‌هايي مثل حق نسخه‌برداري (كپي‌رايت) و حقوق جانبي، علائم تجاري، علائم جغرافيايي، طرح‌هاي صنعتي، حق اختراع، طرح‌هاي ساخت مدارهاي يكپارچه و اطلاعات افشا نشده يا اسرار تجاري را دربرمي‌گيرد. اين موافقتنامه:
? – اصول اساسي گات مثل شفافيت، رفتار ملي و دولت كاملة ‌الوداد را به حقوق مالكيت فكري گسترش مي‌دهد.
? – استانداردهاي حداقل را براي حمايت از حقوق حوزه‌هاي فوق تعيين مي‌كند.
? – اصلاحات و رويه‌هاي لازم براي اجراي حقوق مالكيت فكري در كشورهاي عضو را تجويز مي‌كند.
? – نظام عمومي حل اختلاف در سازمان جهاني تجارت را براي رسيدگي به اختلافات مربوط به موافقتنامه تريپس نيز قابل دسترسي مي‌كند.
براي اينكه كشورهاي عضو، در قوانين ملي خود تغيير لازم را به وجود آورده و براي اجراي مفاد موافقتنامه تريپس آماده باشند به اين كشورها مهلت‌ها يا دوره‌هاي انتقالي زير اعطا شده است كه اين دوره‌ها براساس سطح توسعه كشورها با هم فرق مي‌كنند (مواد ?? و ??)
? – كشورهاي توسعه يافته: يك سال، يعني تا اول ژانويه ????
? – كشورهاي در حال توسعه: پنج سال، يعني تا اول ژانويه ???? كه اين مهلت تا پنج سال ديگر در مورد حمايت از حق اختراع در مورد محصولات (و نه فرايندها) قابل تمديد است.
? – نظام‌هاي اقتصادي در حال گذار: پنج سال، يعني تا اول ژانويه ???? در صورتي كه در اصلاح قانون مالكيت فكري خود با مشكلاتي رو به رو باشند.
? – كشورهايي با كمترين درجه توسعه‌يافتگي (LDCs) : يازده سال، يعني تا اول ژانويه ????، كه اين مهلت قابل تمديد است. در خلال اين دوره‌هاي انتقالي، كشورهاي عضو مكلف هستند تحت هيچ شرايطي باعث تنزل سطح حمايت آن كشور از حقوق مالكيت فكري نشوند.
? – استثنائات و محدوديت‌هاي مجاز
در موافقتنامه‌هاي سازمان جهاني تجارت از جمله موافقتنامه تريپس، براي تعديل آثار منفي اجراي اين موافقتنامه‌ها به ويژه براي كشورهاي در حال توسعه مفادي گنجانده شده است. براي مثال، در مواد ??-?? و ??-?? گات ???? و ماده ? موافقتنامه اقدامات حفاظتي اشاره شده است كه كشورهاي عضو در مواردي مثل به هم خوردن موازنه پرداخت‌ها، ورود لطمه جدي به توليدكنندگان داخلي، يا بروز كمبود مواد غذايي، مي‌توانند واردات را محدود كنند و به برنامه‌هاي توسعه‌اي، منافع امنيتي، اخلاق عمومي، بهداشت عمومي و منابع طبيعي تمام شدني اعضا نبايد لطمه‌اي وارد كنند. در خود موافقتنامه تريپس هم با وجود فشارهايي كه اين موافقتنامه بر كشورهاي در حال توسعه وارد مي‌كند، مفادي وجود دارد كه مي‌تواند به تعديل اين فشارها و ايجاد توازني بين منافع مالكان حقوق مالكيت فكري و منافع مصرف‌كنندگان كمك كند. برخي از اين مفاد عبارتند از:در مقدمه و مواد ? و ? موافقتنامه بر لزوم توجه به توسعه اقتصادي و تكنولوژيك كشورهاي در حال توسعه و كشورهايي با كمترين درجه توسعه يافتگي تاكيد شده است. در ماده ?? مهلت‌هاي طولاني‌تري براي اجراي موافقتنامه تريپس در كشورهاي در حال توسعه و كشورهايي با كمترين درجه توسعه يافتگي در نظر گرفته شده است. در مواد ? و ?? و ?? و ?? بر لزوم جلوگيري از سوء‌استفاده از حقوق مالكيت فكري به شكلي كه تجارت مشروع و رقابت اقتصادي و انتقال تكنولوژي را محدود كند تأكيد شده و صدور مجوزهاي اجباري براي استفاده از يك اختراع با وجود مخالفت مخترع جايز دانسته شده است.در مواد ?? و ?? به لزوم اعطاي كمك‌هاي فني و مالي به كشورهاي در حال توسعه و كشورهايي با كمترين درجه توسعه‌يافتگي اشاره شده است. در ماده ?? نيز صريحاً اشاره شده كه هيچ‌چيز در اين موافقتنامه نبايد به گونه‌اي تفسير شود كه به منافع امنيتي اساسي يك عضو لطمه بزند. ضمناً در ماده ?? هم به حق تجديدنظر در كل موافقتنامه براساس شرايط و تحولات جديد اشاره شده است. و در پايان بايد اشاره كرد كه طبق مفاد گوناگون موافقتنامه تريپس و ساير موافقتنامه‌هاي مربوط به حقوق مالكيت فكري، فقط استفاده تجاري غيرمجاز از دارايي‌هاي فكري ديگران ممنوع شده و استفاده‌هاي شخصي، پژوهشي و آموزشي از آثار فكري ديگران مجاز است.

گفتار چهارم: موافقت ن
امه تعيين ارزش سازمان جهاني تجارت:
اين موافقت نامه شامل يک مقدمه و 24 ماده و 3 ضميمه است.مواد 1 تا 8 ان ارزش گمرکي کالا را تعريف ميکند و قواعد روشها و شيوه‌هاي مختلف محاسبه آن را ارايه ميدهد.مواد 9 تا 17 به موضوعاتي که غير مستقيم به تعيين ارزش ارتباط دارد اشاره مي‌کنند.مواد 18 تا 24 به جنبه‌هاي حقوقي ،اداري و تجاري تعيين ارزش و نحوه عضويت و اجرا و انصراف مي‌پردازد.ضميمه يک يادداشت‌هاي توضيحي است که اصطلاحات بکار رفته در موافقتنامه را تفسير ميکند و توضيحات کامل را ارايه مي‌کند.ضميمه دو اختصاص به وظايف و تشکيلات و طرز کار کميته فني ارزش دارد.ضميمه سه مشتمل بر رفتار ويژه و برقراري امتيازات خاص در مقابل کشورهاي درحال توسعه است .(طارم سري، 1386: 18)

بررسي مواد 1 تا 8 موافقت نامه :
ماده اول (ارزش معاملاتي کالاي وارده)
ارزش گمرکي کالاهاي وارده بايد ارزش معاملاتي بعني ارزش واقعا پرداخت شده يا قابل پرداخت براي کالاهاي فروخته شده جهت صدور به کشور محل ورود باشد، مشروط بر اين که بر طبق مقررات ماده 8 اين موافقت نامه تعديلات لازم انجام و شرايط چهارگانه زير رعايت شده باشد:
الف)هيچ نوع محدوديتي در خصوص تملک يا استفاده از کالا براي خريدار وجود نداشته باشد،به جز محدوديت هايي که:
1-توسط قانون يا مقامات دولتي در کشور محل ورود کالا وضع يا مقرر مي‌شود.
2-منطقه جغرافيايي که فروش مجدد کالا را محدود ميکند .
3-تأثيرات مهمي برقيمت کالاها ندارد.
ب) فروش يا قيمت تابع برخي شرايط يا ملاحظاتي نباشد که نتوان ارزش کالاي مورد نظر را تعيين نمود.
ج) هيچ بخشي از درامدهاي حاصل از هرگونه فروش مجدد، تملک يا استفاده کالا توسط خريدار مستقيما يا به صورت غير مستقيم به فروشنده تعلق نگيرد،مگر اين که تعديلات لازم بر طبق مقررات ماده 8 به عمل ايد.
د) خريدار و فروشنده با يکديگر مرتبط نباشند و يا در صورت ارتباط انها با يکديگر ارزش معاملاتي براي مقاصد گمرکي مطابق مقررات پاراگراف دوم قابل پذيرش خواهد بود.
2-الف)در خصوص اين که ارزش معاملاتي براي منظورهاي پاراگراف يکم قابل پذيرش است يا نه ،صرف اين که خريدار و فروشنده با توجه به مفهوم ماده 15 با يکديگر ارتباط دارند دليلي مبني بر رد يا عدم پذيرش ارزش معاملاتي محسوب نمي‌شود.در اين قبيل موارد بايد شرايط حاکم بر فروش بررسي شده و ارزش معاملاتي مشروط بر اين که ارتباط خريدار و فروشنده قيمت را تحت تأثير قرار نداده باشد، قابل پذيرش خواهد بود.با اين حال اگر اداره گمرک بر مبناي اطلاعات ارايه شده توسط وارد کننده يا به هر طريق ديگر دلايلي در مورد تأثير ارتباط خريدار و فروشنده بر قيمت در دست دارد، اداره مذکور بايد دلايل خود را به اطلاع واردکننده رسانيده و يک فرصت مناسب براي پاسخگويي به او بدهد، در صورت درخواست وارد کننده دلايل فوق بايد کتباً به وي ابلاغ گردد.
2-ب) ارزش معاملاتي در فروش بين افراد مرتبط، بر طبق مقررات پاراگراف يکم زماني که وارد کننده ثابت کند که ارزش او به يکي از ارزش‌هاي زير تقريبا نزديک بوده و از نظر زماني نيز متقارن است، قابل پذيرش خواهد بود:
1)ارزش معاملاتي فروش کالاهاي مثل يا مشابه براي صدور به همان کشور محل ورود به خريداران غير مرتبط .
2)ارزش گمرکي کالاهاي مثل يا مشابهي که بر طبق مقررات ماده 5 تعيين شده اند .
3)ارزش گمرکي کالايي مثل يا مشابه که بر طبق مقررات ماده 6 تعيين شده‌اند.
2-ج)ارزش‌هاي آزموني مندرج در قسمت (ب) در

حل و فصل اختلافات، سازمان تجارت جهاني، تجارت دو جانبه، قصد استفاده

محصولات لبني
13-3-موافقتنامه تجارت هواپيماي كشوري يا غيرنظامي (Civil aircraft)
اين موافقتنامه كه از اول ژانويه سال ???? به اجرا گذاشته شد، جزو موافقتنامه‌هاي ميان چند طرف است.اكثر موافقتنامه‌هاي سازمان جهاني تجارت، چند جانبه هستند يعني بايد تمامي اعضاي سازمان جهاني تجارت آنها را امضا كنند. موافقتنامه تجارت هواپيماهاي غيرنظامي به همراه موافقتنامه خريدهاي دولتي تنها موافقتنامه هايي هستند كه پذيرش آنها اختياري است. بنابراين، توسط تعداد كمتري از اعضا امضا شده‌اند. تاكنون ?? كشور، موافقتنامه فوق را امضا كرده‌اند. امضاكنندگان اوليه اين قرارداد، اكثراً توليدكنندگان اصلي هواپيماهاي غيرنظامي بودند. هدف اصلي اين موافقتنامه، تجارت آزاد هواپيماهاي غيرنظامي و قطعات آن است تمامي امضاكنندگان قرارداد، عوارض واردات انواع هواپيما (به جز هواپيماهاي نظامي) و كالاهاي مربوط به آنها، شامل موتور هواپيما و اجزا و قطعات هواپيما و هواپيماهاي مدل و قطعات آنها را حذف كرده‌اند. يكي ديگر از اهداف اين موافقتنامه، نظام مند كردن يارانه‌هاي دولتي در توليد هواپيماست. اين موافقتنامه نظام حل و فصل اختلافات خاص خود را دارد.
13-4-موافقتنامه خريدهاي دولتي
آن دسته از خريدهاي كالا و خدماتي كه دستگاه‌هاي دولتي صرفاً به منظور تأمين نيازهاي سازماني خود انجام مي‌دهند، امروزه در حدود ?? تا ?? درصد از توليد ناخالص داخلي كشورها برآورد مي‌شود. اين حجم از تجارت بين الملل تا قبل از سال ???? كه “موافقتنامه خريد دولتي” در بين تعدادي از كشورهاي متعهد گات به اجرا درآمد، از شمول تعهدات نظام تجاري چند جانبه، عمدتاً اصل “رفتار ملي” و “دولت كاملة الوداد”، صراحتاً مستثني شناخته شده بود. اين مسأله باعث مي‌شود (براي كشورهاي غيرعضو اين موافقتنامه ) تا دولت‌ها از آزادي عمل خود در اين حوزه درجهت پيشبرد بهتر اهداف اقتصادي و سياسي خود ازجمله حمايت از توليدكنندگان داخلي بهره گيرند. موافقتنامه خريد دولتي، مصوب در دور توكيو (????) كه صرفا خريدهاي كالايي دستگاه‌هاي دولتي را شامل مي‌شد، همزمان با مذاكرات دور اروگوئه به حوزه تجارت خدمات نيز گسترش يافت. با اين وجود، موافقتنامه خريد دولتي همچنان يك موافقتنامه “ميان چند طرف ” (Plurilateral) به شمار مي‌رود. به اين معني كه برخلاف موافقتنامه‌هاي چند جانبه (Multilateral) عضويت در آن براي اعضاي سازمان جهاني تجارت اختياري است. اين مساله باعث شده است فقط دو كشور در حال توسعه تاكنون به عضويت آن درآيند. هدف نهايي از تأسيس اين موافقتنامه، گشايش بازار خريدهاي دولتي كشورهاي عضو به روي شركت‌هاي تجاري يكديگر از طريق تضمين شرايط رقابت عادلانه و حاكم كردن ملاحظات صرفاً تجاري بر خريدهاي دولتي است. اعمال اصل رفتار ملي و شرط دولت كاملة الوداد بر حوزه خريدهاي دولتي از مهم ترين تعهداتي است كه كشورهاي عضو اين موافقتنامه در زمينه منع تبعيض مي‌پذيرند. در اين ارتباط، كشورهاي عضو موافقتنامه خريد دولتي مكلفند فهرستي از دستگاه‌هاي دولتي و همچنين كالاها و خدماتي كه مايلند مقررات اين موافقتنامه در ارتباط با آنها اجرا شود را ارائه كنند. علاوه بر تعهدات منع تبعيض، مهم ترين دغدغه ديگر بنيان گذاران اين موافقتنامه، تضمين شفافيت در خريدهاي دولتي به منظور جلوگيري از هرگونه تقلب بوده است. در اين ارتباط اين موافقتنامه، ضوابط دقيقي براي اجراي انواع مناقصات توسط نهادهاي دولتي تنظيم كرده است كه هدف از آنها، تضمين اطلاع رساني و شفافيت در مراحل مختلف خريد است. هرچند طرفداران اين موافقتنامه معتقدند آزادسازي خريدهاي دولتي باعث كاهش هزينه‌هاي دولت‌ها شده و اقدامي در جهت مقابله با مشكلات مزمن كسري بودجه به شمار مي‌آيد، ولي كشورهاي در حال توسعه تاكنون استقبال چنداني از اين موافقتنامه نكرده و غالب اعضاي آن، كشورهاي توسعه يافته هستند. در اين ارتباط، اجلاس وزراي سنگاپور در سال ???? به تأسيس يك گروه كاري متشكل از همه اعضاي سازمان جهاني تجارت اقدام كرد كه هدف از آن، بررسي راه‌هاي تضمين شفافيت در خريدهاي دولتي با هدف نهايي انعقاد يك موافقتنامه چندجانبه به منظور تضمين حداقل تعهدات WTO در زمينه خريدهاي دولتي براي همه اعضاست.
اين چهار “موافقتنامه بين چند طرف” در ضميمه چهار موافقتنامه مراكش جا گرفتند و فقط از سوي اعضاي امضاكننده آن قابل اجرا بودند. در دسامبر سال ???? دو مورد مربوط به گوشت دام و محصولات لبني خاتمه يافتند ولي هنوز دو مورد ديگر پابرجاست.سعي شده است كه كشورهايي كه پس از ايجاد سازمان به آن پيوسته اند موافقتنامه‌هاي بين چند طرف را نيز بپذيرند تا با افزايش تعداد اعضاي امضاكننده به اجراي موافقتنامه‌هاي مذكور جنبه قانوني دهند. فشار وارده به اعضاي جديد براي پذيرش اين موافقتنامه‌ها و ديگر شرايط غيرمعمول را اصطلاحاً تحميل شرايط مازاد يا (WTO plus) مي‌نامند.

گفتار سوم: موافقت نامه‌هاي غير کالايي سازمان تجارت جهاني
اگر موافقتنامه‌هاي چند جانبه سازمان جهاني تجارت را به دو دسته کالايي و غيرکالايي تقسيم کنيم، دسته دوم شامل موافقتنامه عمومي تجارت خدمات (گاتس) و موافقتنامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالکيت فکري (تريپس) مي‌شود.
اين دو موافقتنامه از نظر موضوعي دو رکن اصلي موافقتنامه‌هاي چند جانبه سازمان جهاني تجارت را تشکيل مي‌دهند. موافقتنامه گاتس از ? قسمت، ?? ماده و ? ضميمه و موافقتنامه تريپس از ? قسمت و ?
? ماده تشکيل شده است. در سطور زير به معرفي اين دو موافقتنامه مي‌پردازيم.

الف – موافقتنامه عمومي تجارت خدمات (گاتس)
? – اهميت تجارت خدمات
بخش خدمات و تجارت آن در اقتصاد به دليل تأثيرگذاري عمده‌اي که در فرايند توليد و نيز توسعه اقتصادي دارد و باعث افزايش اشتغال و ايجاد فرصت‌هاي جديد شغلي مي‌شود اهميت ويژه‌اي دارد و توجه اکثر کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه را به تغييرات ساختاري در اين بخش معطوف ساخته است. امروزه توليدکنندگان و صادرکنندگان کالا بدون دسترسي به خدماتي مثل بانکداري، بيمه، حسابداري، ارتباطات راه دور و سيستم‌هاي حمل و نقل مدرن، نمي‌توانند به حيات اقتصادي خود ادامه دهند. از اوايل دهه ???? تاکنون، تجارت خدمات بالاترين رشد را در تجارت جهاني به خود اختصاص داده و در دهه ???? همپاي رشد تجارت کالا، سالانه به طور متوسط ? درصد رشد داشته است، به طوري که در برخي سال‌ها حتي رشد تجارت خدمات از تجارت کالا پيشي گرفته است. در مجموع، آمارهاي جديد نشان مي‌دهد که اکنون خدمات بيش از ?? درصد تجارت ثبت شده جهان و اکثريت فعاليت‌هاي داخلي در بيشتر کشورهاي دنيا را تشکيل مي‌دهد. علاوه بر اين، سهم کشورهاي در حال توسعه و در حال گذار در تجارت خدمات هم رو به افزايش است. بر اساس آمار بانک جهاني، در سال‌هاي ???? تا ???? ميانگين رشد صادرات خدمات کشورهاي توسعه يافته ?/? درصد بود در حالي که اين رقم براي کشورهاي در حال توسعه معادل ?/? درصد بوده است. برخي تحليلگران هم معتقدند تجارت خدمات در آينده‌اي نه چندان دور از تجارت کالا پيشي خواهد گرفت. اين درحالي است که استخراج ارقام دقيق تجارت بين‌المللي خدمات بخصوص ارقام تجارت دو جانبه بسيار مشکل است، زيرا بسياري از خدمات را نمي‌توان مانند کالا شناسايي و اندازه‌گيري کرد. (اردکاني و نصيري، 10-4)

? – تجارت خدمات در دور اروگوئه
اين اهميت فزاينده تجارت خدمات باعث شد آزادسازي و اصلاح مقررات در بازارهاي خدماتي به عنوان بخش مهمي از سياست‌هاي کشورها در دهه ???? در دستور کار قرار گيرد و طبيعتاً به همراه اين پديده تحولات مربوط به سياست‌هاي موثر بر تجارت و سرمايه‌گذاري خدمات در مذاکرات دور اروگوئه به طور جدي مطرح شد. البته بسياري از کشورهاي در حال توسعه ازجمله برزيل، هند، مصر و يوگسلاوي ابتدا مقاومت نشان دادند، آنها از اين موضوع بيم داشتند که آزادسازي در بخش خدمات به افزايش قدرت شرکت‌هاي چند مليتي، مشکل‌تراز پرداخت‌ها، سوءاستفاده از اطلاعات و تهديد فرهنگ ملي منجر شود اين کشورها همچنين نگران بودند که طرح بحث خدمات در چارچوب گات باعث تسري اصل رفتار ملي به خدمات شود و در صورت رعايت نکردن اين اصل با اقدامات تلافي‌جويانه در حوزه تجارت کالا مواجه شوند. به هر حال، مذاکرات مربوط به تجارت خدمات با فراز و نشيب بسياري همراه بود، به نحوي که حتي در روزهاي پاياني مذاکرات دور اروگوئه هنوز اختلافات مهمي بين اعضا وجود داشت ازجمله اينکه برخي اعضا مايل بودند در برخي حوزه‌هاي حساس مانند خدمات مالي، مخابرات، حمل و نقل دريايي و خدمات سمعي و بصري از معافيت از اصل دولت كاملة ‌الوداد برخوردار شوند. بنابراين، قرار شد اين کشورها مجاز باشند در مواردي از اين اصل معاف شوند و همچنين با توجه به آنکه حوزه‌هاي وسيعي براي آزادسازي باقي مانده بود و با توجه به توافق براي آزادسازي تدريجي، مقرر شد مذاکرات آزادسازي در بخش خدمات ادامه يابد که شروع آن به پنج سال پس از پايان دور اروگوئه موکول شد و هيچ موافقتنامه چند جانبه‌اي در مورد قواعد تجارت خدمات تا سال ???? وجود نداشت.

? – موافقتنامه عمومي تجارت خدمات (گاتس)
در سازمان جهاني تجارت، خدمات به ?? بخش اصلي و ??? زير بخش تقسيم مي‌شود. بخش‌هاي خدماتي اصلي عبارتند از:
1- خدماتي بازرگاني
2- خدمات ارتباطات
? – خدمات ساختماني و خدمات مهندسي مرتبط
4- خدمات توزيع
5- خدمات آموزشي
6- خدمات زيست‌محيطي
7- خدمات مالي
8- خدمات بهداشتي و اجتماعي
? – خدمات گردشگري و مسافرت
10- خدمات تفريحي، فرهنگي و ورزشي (جز خدمات سمعي – بصري)
11- خدمات حمل و نقل
12- ساير خدماتي که در هيچ کجا از آنها نام برده نشده است.
به علاوه در موافقتنامه گاتس به چهار شيوه عرضه خدمات اشاره شده است (بند ? ماده ?)
? – عرضه خدمات با عبور از مرزها مثل انتقال پول از طريق بانک‌ها يا ارسال گزارش مشاوران از طريق پست الکترونيک
2- حضور مصرف‌کننده در کشور عرضه‌کننده خدمات مثل جهانگردي يا آموزش در خارج از کشور
3- حضور تجاري مثل تأسيس يک شرکت يا شعبه براي عرضه خدمات در کشورهاي ديگر
4- جابجايي اشخاص حقيقي مثل مسافرت وکلا يا معماران به کشور ديگر براي ارائه خدمات خود.
در موافقتنامه گاتس هم که از ? قسمت، ?? ماده و ? ضميمه تشکيل شده است، اصول کلي سازمان جهاني تجارت مثل اصول نداشتن تبعيض (شرط دولت كاملة ‌الوداد و شرط رفتار ملي)، شفافيت و آزادسازي تدريجي تکرار شده ولي به موارد بسياري از استثنائات و محدوديت‌هاي مجاز نيز اشاره شده است. علاوه بر تاکيد مواد مختلف موافقتنامه بر لزوم کمک به توسعه کشورهاي در حال توسعه و تسهيل مشارکت آنها در تجارت خدمات، طبق بند ? ماده ? موافقتنامه گاتس، اعضا با استفاده از معافيت‌هاي اصل دولت کامله‌الوداد مي‌توانند طبق شرايط مندرج در ضميمه مربوط به معافيت‌هاي ماده ? از اجراي اصل مذکور خودداري کنند، طبق بند ? ماده
?? نيز اعضا در بخش‌هاي مذکور در جدول آنها و با رعايت قيود و شرايط مقرر در آن، ملزم به رعايت اصل رفتار ملي هستند. در مواد ??، ?? دوم و ?? به اقدامات حفاظتي اشاره شده است. طبق ماده ?? موافقتنامه، خريدهاي دولتي (خريد خدمات به وسيله مؤسسات دولتي براي مقاصد دولتي و نه به منظور فروش مجدد تجاري يا به قصد استفاده در عرضه خدمات براي فروش تجاري) از مواد ? (اصل دولت كاملة الوداد) و ?? (دسترسي به بازار ) و ?? (رفتار ملي) مستثني شده است. در ماده ?? نيز ضمن اشاره به لزوم انجام مذاکرات چند جانبه در مورد يارانه‌ها، نقش يارانه‌ها در برنامه‌هاي توسعه کشورهاي در حال توسعه و نياز اعضا به ويژه کشورهاي در حال توسعه به برخورداري از انعطاف در اين زمينه مورد تأييد قرار گرفته است، در ماده ?? موافقتنامه هم مجدداً ضمن اشاره به لزوم انجام مذاکرات پياپي براي آزادسازي تدريجي به منظور پيشبرد منافع کليه شرکت‌کنندگان بر مبنايي متقابلاً سودمند و با هدف تامين توازن کلي بين حقوق و وظايف آمده است، فرايند آزادسازي با توجه مقتضي به اهداف سياست ملي و سطح توسعه يکايک اعضا اعم از کلي يا در بخش‌هاي خاص انجام خواهد گرفت و براي يکايک کشورهاي در حال توسعه، عضو انعطاف مقتضي وجود خواهد داشت که بخش‌هاي کمتري را باز کنند، انواع کمتري از مبادلات را آزاد سازند، دسترسي به بازار را به موازات وضعيت توسعه خود به تدريج گسترش دهند و هنگامي که بازارهاي خود را در اختيار عرضه‌کنندگان خارجي خدمات قرار مي‌دهند با هدف دستيابي به اهداف مذکور در ماده ? شرايطي را (درباره افزايش مشارکت کشورهاي در حال توسعه) منظم کنند. با استفاده از همين استثنائات و محدوديت‌هاي مجاز، ‌کشورها در موارد بسياري از پذيرش تعهد در تجارت خدمات خودداري کرده يا براي تجارت خدمات محدوديت‌هاي بسياري به وجود آورده‌اند.
برخي محدوديت‌هاي رايج در زمينه دسترسي به بازار در بند ? ماده ?? موافقتنامه ذکر شده‌اند که عبارتند از:
1) ‌برقراري محدوديت‌هايي در مورد تعداد عرضه‌کنندگان خدمات، چه به صورت سهميه‌هاي عددي، انحصارات، عرضه‌کنندگان انحصاري خدمات يا در قالب الزاماتي ناشي از يک معيار نيازهاي اقتصادي
2) برقراري محدوديت‌هايي در مورد کل ارزش مبادلات خدمات يا دارايي‌ها، چه به صورت سهميه‌هاي عددي يا در قالب الزام ناشي از يک معيار نيازهاي اقتصادي
3) برقراري محدوديت‌هايي در مورد تعداد کل عمليات خدمات يا مقدار کل ستانده خدماتي اعلام شده بر حسب واحدهاي عددي تعيين شده، چه به صورت سهميه يا در قالب الزام ناشي از يک معيار نيازهاي اقتصادي
4) ‌برقراري محدوديت‌هايي در مورد تعداد کل اشخاص حقيقي که مي‌توانند در بخش خدماتي خاصي استخدام شده يا يک عرضه‌کننده خدمات مي‌تواند آنها را استخدام کند و اشخاص مزبور مستقيماً براي عرضه خدمتي خاص لازم بوده و به آن مرتبط باشند. چه به صورت سهميه‌هاي عددي يا در قالب الزام ناشي از يک معيار نيازهاي اقتصادي
5) اقداماتي که انواع خاصي از واحدهاي حقوقي يا سرمايه‌گذاري مشترک که عرضه‌کننده خدمات مي‌تواند از طريق آنها خدمتي عرضه کند، مقرر مي‌دارند يا ممنوع مي‌کنند.
6) برقراري محدوديت‌هايي در مورد مشارکت سرمايه خارجي از نظر حداکثر درصد سهام خارجي يا برحسب کل ارزش يکايک يا مجموع سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي.

ب – موافقتنامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالکيت فکري (تريپس)
علي رغم اين که حمايت از حقوق مالکيت فکري، از پديده‌هاي کهن جوامع انساني است، امّا

سازمان تجارت جهاني، حل اختلاف، حل و فصل اختلافات

جامع‌ترين دور مذاكرات تا به امروز بوده است كه هفت سال به طول انجاميد و موافقتنامه مقدماتي آن در 15 آوريل 1994 توسط اعضاء امضاء گرديد. در انتهاي دور اروگوئه 123 كشور شركت داشتند و تقريباً همه مسائل تجاري را در برمي‌گرفت. اين دور بزرگترين مذاكره تجاري تا آن زمان بود وشايد بتوان گفت بزرگترين مذاكره در نوع خود در تاريخ است. دور اروگوئه در مواقعي به نظر مي‏رسيد كه به شكست منجر مي‏شود‏، اما در پايان اين دور بزرگترين اصلاح سيستم تجارت جهاني بعد از جنگ جهاني دوم را به ارمغان آورد عليرغم پيشرفتهاي سخت‏ دور اروگوئه مشاهده برخي نتايج دور از انتظار بود. تنها طي دو سال، شركت كنندگان روي مجموعه‏اي از كاهشها در مورد حقوق و عوارض واردات بر محصولات گرمسيري كه بيشتر توسط كشورهاي در حال توسعه صادر مي‏شد موافقت كردند. آنان همچنين در مقررات حل و فصل اختلاف تجديد نظر كردند كه برخي از اين ضوابط بي‏درنگ اجرا شدند. آنان خواستار ارائه گزارشات منظم در مورد سياستهاي تجاري اعضا براي شفاف ساختن رژيمهاي تجاري در سطح دنيا شدند كه بسيار مهم بود.
تعرفه‏ها، موانع غيرتعرفه‏اي، محصولات منابع طبيعي، منسوجات و پوشاك، كشاورزي محصولات گرمسيري، مواد گات، مجموعه مقررات دور توكيو، ضد دامپينگ، يارانه‏ها، دارائيهاي فكري، اقدامات سرمايه‏گذاري‏، حل و فصل اختلاف، سيستم گات، خدمات در دستور كار دور اروگوئه بود.
بذر اوليه دور اروگوئه در نوامبر 1982 در اجلاس وزراي اعضاي گات در ژنو پاشيده شد. گرچه وزراء قصد داشتند كه يك مذاكره جديد و مهم راه اندازند. اما اجلاس بر سر موضوع كشاورزي متوقف گرديد و اين يك شكست براي گات ارزيابي شد. در حقيقت برنامه كاري كه وزراء در مورد آن توقف كردند، مبناي دستور جلسة مذاكرات دور اروگوئه قرار گرفت.
با وجود اين، اجماع براي قبول آغاز دور جديد توسط وزراء چهار سال به طول انجاميد و در سپتامبر 1986 در پونتادل استه (Puntadel Este) اروگوئه گرد هم آمدند. دستور جلسة مذاكرات در واقع همة موضوعات مهم در سياستهاي تجاري بود. گفتگوها در پي اين بود كه سيستم تجاري را به حوزه‏هاي جديد خصوصاَ تجارت خدمات و مالكيت معنوي توسعه دهد و تجارت در بخشهاي حساس كشاورزي و منسوجات را اصلاح كند. تمام ماده‏هاي اوليه گات براي بازنگري در دستور كار قرار گرفت اين بزرگترين دستور مذاكرات تجاري بود كه تا آن زمان مورد قبول قرار گرفته بود و وزراء براي تكميل آن چهار سال مهلت در نظر گرفتند. دو سال بعد، در دسامبر 1988، وزراء براي ارزيابي نيمي از دور اروگوئه و بررسي پيشرفت كار دوباره در مونترال كانادا گرد هم آمدند. هدف اين بود كه دستور جلسه را براي دوسال باقيمانده روشن كنند اما گفتگوها به بن بست انجاميد و به صورت لاينحل درآمد تا اينكه مسئولين رسمي در ماه آوريل سال بعد به آرامي و بدون سر و صدا در ژنو ديدار كردند.
وزراء طي اجلاس مونترال در زمينه مجموعه نتايج اوليه توافق كردند كه شامل برخي امتيازات در مورد دسترسي به بازار محصولات گرمسيري به منظور كمك به كشورهاي در حال توسعه و ايجاد سيستم حل و فصل اختلافات كارا و نيز مكانيسم بررسي سياست تجاري بود كه براي اولين بار سياستها و رويه‏هاي تجاري اعضاء گات به صورت جامع و سيستماتيك بازنگري مي‏شد. قرار بود اين دور از مذاكره موقعي كه در دسامبر 1990 وزراء بار ديگر در بروكسل با يكديگر ديدار كردند خاتمه يابد. اما آنان در مورد چگونگي اصلاح تجارت محصولات كشاورزي به توافق رسيدند و تصميم گرفتند كه به گفتگوها ادامه دهند. بدين ترتيب دور اروگوئه وارد سردترين دور خود شد.
علي‏رغم چشم انداز ضعيف سياسي، كار فني به طور قابل توجهي ادامه يافت كه به تنظيم اولين پيش‏نويس موافقتنامه نهايي منجر شد. اين پيش‏نويس در دسامبر 1991 در ژنو در دستور كار قرار گرفت. اين پيش‏نويس همانند دستورالعمل پونتادل استه بود. فقط استثناء در مورد كاهش حقوق و عوارض واردات و باز كردن بازارهاي خدمات به آن اضافه شده بود. اين پيش‏نويس مبنايي براي موافقتنامه نهايي قرار گرفت. در طول دو سال بعد‏، مذاكرات با انتظارات شكست و موفقيت ادامه يافت. نكات اختلاف برانگيز جديدي به بخش كشاورزي، خدمات‏، دسترسي به بازار،‌قواعد ضد دامپينگ و ايجاد يك نهاد جديد اضافه شد. اختلاف بيشتر بين ايالات متحده و اروپا بود.
در نوامبر 1992، ايالات متحده و اتحاديه اروپا اكثر اختلافاتشان در زمينه كشاورزي را با روشي حل كردند كه به طور غير رسمي توافق Blair House ناميده مي‏شود. در ژوئيه 1993 گروه چهار Quad ايالات متحده، اتحاديه اروپا، ژاپن و كانادا اعلام كردند كه در مذاكرات تعرفه‏ها و ساير موضوعات مرتبط (دسترسي به بازار) به پيشرفت مهمي دست يافته‏اند. حل نهايي موضوعات و مذاكرات براي دسترسي به بازار كالاها و خدمات تا 15 دسامبر 1993 طول كشيد. در 15 آوريل 1994‏ تمام وزراي 123 كشور شركت كننده در اجلاس مراكش موافقتنامه را امضاء كردند. (Anderson/2001:48)
اين تأخير فوايدي در برداشت از جمله باعث مذاكراتي شد كه پيشرفت بيشتري را نسبت به آنچه در 1990 ممكن بود حاصل كرد به ارمغان آورد. براي مثال برخي از جنبه‏هاي مربوط به خدمات و مالكيت معنوي (دارايي فكري) و همچنين تشكيل سازمان تجارت جهاني از آن جمله است. اما وظيفه بسيار بود و خستگي مذاكرات فرسايشي در بوروكراسي‏هاي تجاري دنيا احساس مي‏شد. مشكل دستيابي به موافقتنامه كاملي كه تقريباَ همه موضوعات تجاري را در برگيرد باعث اين نتيجه‏گيري شد
كه مذاكره‏اي در اين مقياس دوباره امكان‏پذير نيست. با وجود اين موافقتنامه‏هاي دور اروگوئه جدول زماني براي مذاكرات جديد در مورد برخي موضوع‏ها داشت. در سال 1996 بعضي كشورها علناَ خواستار دور جديدي از مذاكرات در ابتداي قرن بعدي شدند. بايد توجه داشت كه موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت ابتدا دو چيز بود. يكي موافقتنامه‏اي بين‏المللي كه در آن مقرراتي براي هدايت تجارت بين‏الملل وجود داشت و ديگر سازماني بين‏المللي كه بعدها ايجاد شد تا از موافقتنامه حمايت كند.
گات به عنوان كارگزاري بين‏المللي ديگر وجود ندارد و هم اكنون جاي خود را به سازمان تجارت جهاني داده است امروز موافقتنامه گات وجود دارد اما مجموعه مقررات آن همان مقررات اصلي اوليه براي تجارت بين‏المللي نيست و به روز شده است. موقعي كه گات بعد از جنگ جهاني دوم ايجاد شد بازرگاني بين‏المللي عمدتاً شامل تجارت كالا بود. از آن زمان بتدريج تجارت در خدمات (حمل و نقل، مسافرت، بانكداري، بيمه، ارتباطات راه دور، مشاوره و غير آن) اهميت بيشتري مي‏يافت و همين طور تجارت در ايده‏ها (اختراعات و طراحي و كالاها و خدمات موضوع آنها كه مجموعاً دارايي فكري ناميده مي‏شود. موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت اصلاح شده در موافقتنامه‏هاي جديد سازمان تجارت جهاني وارد گشته است. سازمان تجارت جهاني سه موافقتنامه گات به روز شده و موافقتنامه عمومي تجارت خدمات (GATS) و موافقتنامه جنبه‏هاي تجاري حقوق مالكيت معنوي (TRIPs) را در يك سازمان گرد هم مي‏آورد. و يك مجموعه مقررات و يك سيستم واحد براي حل اختلافات در اين سازمان وجود دارد. به طور خلاصه سازمان تجارت جهاني امتداد ساده‏اي از گات نيست بلكه بسيار بيشتر از آن است. گات به عنوان يك سازمان بين‏المللي ديگر وجود ندارد، موافقتنامه گات هنوز زنده است. متن قديمي گات، گات 1947 ناميده مي‏شود و متن به روز شده آن گات 1994 نامگذاري شده است. اصول كليدي گات را موافقتنامه‏هاي خدمات و مالكيت فكري تشكيل مي‌دهد. اين اصول شامل اصل عدم تبعيض، اصل شفافيت و اصل قابليت پيش‏بيني هستند. در حقيقت سازمان تجارت جهاني به شكل كامل‏تري از درون گات بيرون آمد.
گات موقت بود‏، موافقتنامه عمومي هرگز در پارلمانهاي اعضاء به تصويب نرسيد و هيچ شرطي براي تأسيس يك سازمان را در بر نداشت. سازمان تجارت جهاني و موافقتنامه‏هاي آن دائمي هستند. سازمان تجارت جهاني به عنوان سازمان بين‏المللي مبناي قانوني مستحكم دارد. زيرا اعضاء موافقتنامه‏هاي سازمان تجارت جهاني را به تصويب پارلمانهاي خود رسانده و خود موافقتنامه‌‏ها برنحوه عمل سازمان تجارت جهاني ناظر و حاكم هستند. سازمان تجارت جهاني داراي اعضاء است در حالي كه گات داراي طرفهاي متعاهد بود و اين ويژگي گات را به عنوان يك متن قانوني زيرسئوال مي‌برد. گات با تجارت كالا در ارتباط بود در حالي كه سازمان تجارت جهاني خدمات و دارائيهاي فكري را هم پوشش مي‏دهد. سيستم حل اختلاف سازمان تجارت جهاني سريع‏تر و خودكارتر از سيستم قديمي گات است و اجراي احكام آن نمي‏تواند متوقف شود.
مفاد موافقتنامه 38 ماده‏اي گات جهت عضويت كشورها در سازمان تجارت جهاني ملحوظ گرديد لذا كشورهايي كه داوطلب عضويت در سازمان تجارت جهاني هستند به دنبال درخواست خود بايد با تشكيل سه گروه كاري در سه زمينه مشخص و مرتبط زير به مذاكره بپردازند.
1- مذاكرات سيستماتيك يا چند جانبه
2- مذاكرات مربوط به دسترسي به بازار
3- مذاكرات مربوط به تعهدات خاص در بخش خدمات
جلب رضايت دو سوم كشورهاي عضو جهت عضويت كشور متقاضي در سازمان تجارت جهاني ضروري است. به طور كلي الزامات عضويت در سازمان تجارت جهاني براي كليه كشورها به دو دسته الزامات عمومي و خصوصي تقسيم مي‏شود اهم الزامات عمومي عضويت عبارتند از:
1- عدم تبعيض عمومي و رفتار‏هاي مبتني بر آن
2- مخالفت با پركردن بازار و عوارض بازدارنده
3- رويه‏هاي اعطاي تخفيف و تعرفه بندي
4- ارزش گذاري براي مقاصد گمركي
5- حقوق و تشريفات وابسته به صادرات و واردات
6- تدوين و اراده مقررات تجاري
7- پذيرش شرط حذف عمومي محدوديت‏هاي مقداري
8- پذيرش موافقتنامه راجع به يارانه
9- پذيرش چارچوب مربوط به بنگاههاي تجاري دولتي كه اين مؤسسات را به رفتاري غيرتبعيض‏آميز و رعايت اصل شفافيت در تبادل اطلاعات مكلف مي‏كند
10- توافق‏هايي كه اتحاديه گمركي مرزي و مناطق آزاد تجاري را شامل مي‏شود
11- پذيرش موارد استثناء از مقررات عمومي گات
الزامات خصوصي جهت عضويت در سازمان تجارت جهاني نيز براي هركشور متفاوت است و در مورد الزامات خصوصي و قانوني عضويت ايران در اين سازمان در قسمتهاي بعدي اشاره خواهيم نمود.
چارچوب نظام تجارت جهاني بر اين اساس طرح گرديده كه به كشورها در ارتقاء توسعه اقتصادي‌شان از طريق بسط تجارت كمك كند. حذف تعرفه‌ها و ديگر موانع تجارت در خلال مذاكرات ميان اعضاء به عنوان راهكار بسط تجارت مورد پذيرش واقع شده است. دسترسي به بازار به مفهومي كه سازمان تجارت جهاني مد نظر دارد، در مورد كالاها از طريق اقدامات مرزي همچون كاهش تعرفه‌ها، رفع محدوديت‌هاي مقداري و ديگر اقدامات غيرتعرفه‌اي مطرح مي‌گردد. هدف مذاكرات تجاري چند جانبه آزادتر كردن دسترسي به بازارها است. در مورد كالاها، شرط لازم گات آن بوده است كه تعرفه‌بايد به عنوان تنها وسيله حمايت از صنعت داخلي مورد استفاده قرار گيرد. به ع
لاوه، تعرفه‌ها بايد دو ويژگي پيش‌بيني پذيري و ثبات (در نرخ) را داشته باشند تا دسترسي به بازار به عنوان يكي از مفاهيم و اهداف اساسي موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت (گات) و در حال حاضر سازمان تجارت جهاني تحقق يابد.(همان منبع)
دور جديد مذاكرات تجاري جهان از ابتداي فوريه سال 2002 ميلادي آغاز شد. كه اولين دور مذاكرات آزادسازي تجاري جهان پس از تشكيل سازمان تجارت جهاني در سال 1995 و نهمين دور مذاكرات از زمان تأسيس موافقتنامه گات 1947 محسوب مي‌شود. اين دور ابتدا قرار بود همزمان با سومين نشست كنفرانس وزيران سازمان تجارت جهاني در سال 1999 در شهر سياتل آمريكا آغاز شود اما به دليل اختلاف نظر كشورهاي عضو در دستور كار، نشست سياتل در اين خصوص موفق نبود و آغاز اين دور كه دور دوحه ناميده مي‌شود تا زمان چهارمين نشست كنفرانس وزيران در سال 2001 در شهر دوحه قطر به تعويق افتاد. بر اساس بيانيه دوحه، اين دور از مذاكرات از آخر ژانويه 2002 آغاز و تا اول سال 2005 پايان خواهد پذيرفت.
موضوعاتي كه در دوردوحه در دستور كار مذاكرات قرار دارند شامل دسترسي به بازار محصولات كشاورزي،‌جنبه‌هاي تجاري حقوق مالكيت فكري، سرمايه‌گذاري و تجارت ارتباط ميان تجارت و سياست‌هاي رقابتي، شفافيت‌در خريدهاي دولتي، تسهيل تجاري، مقررات سازمان تجارت جهاني، تجارت و محيط زيست، ظرفيت‌سازي و همكاري فني، تجارت الكترونيكي، تجارت و انتقال فن‌آوري، برخورد ويژه و متفاوت با كشورهاي در حال توسعه، كم توسعه‌يافته‌ترين كشورها و اقتصادهاي كوچك و مسائل و موضوعات مربوط به اجراي موافقتنامه‌هاي قبلي سازمان تجارت جهاني مي‌باشد.
در حال حاضر 147 كشور تا 24 آپريل 2004 عضو سازمان جهاني بازرگاني هستند كه تقريباَ 90 درصد تجارت جهاني را به خود اختصاص داده‏اند. با توجه به مقررات خاص اين سازمان‏، در برخي موارد كشورهاي عضو مي‏توانند تا 600 درصد بر كالاهايي كه از كشورهاي غير عضو وارد كشورشان مي‏شود تعرفه ببندند. به عبارت ديگر عضو نبودن در اين سازمان به معناي انزواي بين‏المللي و ناتواني از صادر كردن كالا به ساير كشورهاست. از آنجائيكه قوانين و مقررات سازمان جهاني بازرگاني از پشتيباني 147 كشور جهان برخوردار و نتيجه حدود هفتاد سال مذاكرات سخت، مداوم و جدي ميان كشورهاست نمي‏توان آن را ناديده گرفت.
اينكه اين مقررات عادلانه است يا نه جاي بحث دارد. در سالهاي اخير،‌همزمان با نشست‏هاي متعدد اين سازمان در نقاط مختلف جهان مانند سياتل‏، آمريكا، ايتاليا و يونان، اعتراض‏هاي توأم با خشونت نسبت به جهاني شدن اقتصاد مشاهده مي‏گردد. پايه و اساس اين سازمان بر تفكر اقتصاددانان غرب پي‏ريزي شده است. كشورهايي كه در آنها ابزارهاي نظام سرمايه‏داري در بخشهاي مختلف توليدي، خدماتي، پولي و مالي، ‌اجتماعي و فرهنگي به گونه‏اي هماهنگ و تنگاتنگ تدريجاً طي پنج قرن نضج گرفته و تكامل يافته است. در حقيقت اين سازمان شكل توسعه يافته چنين نظامي است كه درسطح بين‏المللي مجال فعاليت و گسترش يافته است. مشكلات متعدد اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي كشورهاي در حال توسعه و تعامل آنها به نحوي كه هريك زاييده و در عين حال متأثر از ديگري است پيچيده‏تر از آن مي‏نمايد كه سهم قابل توجهي از بازار جهاني نصيب آنها شود. هر چند كشورهاي تازه صنعتي شده در چند دهة اخير راههايي براي صنعتي شدن و توسعه اقتصادي يافته‏اند و اكثريت كشورهاي در حال توسعه در اين مسابقه در ابتداي راهند و بايد به

سازمان تجارت جهاني، موازنه قدرت، حل اختلاف

ت مربوط به عضويت رسمي خود را در طول 5 سال از زمان پذيرفته شدنشان به عنوان عضو ناظر با سازمان شروع کنند.

فصل دوم:
اصول روابط و همکاري‌هاي بين المللي با تکيه بر ابزارهاي توسعه تجارت

گفتار اول: ابزارهاي توسعه و تحکيم همکاري بين المللي
روابط بين الملل بيانگر مناسبات بازيگران جهاني به مانند دولت‌ها و سازمان‌هاي بين المللي است و دانش مربوط به آن، مطالعه وضعيت رفتاري کشورها با يکديگر ،آن گونه که هست و نه آنطور که بايد باشد. اين روابط واقعيت‌هاي موجود را بازتاب مي‌دهد و نه حقيقت را. بر خلاف حقوق بين الملل که پايبندي دولت‌ها به قوانين و مقررات بين المللي را نظارت مي‌کند. روابط بين الملل رفتار کشورها را با يکديگر بررسي مي‌کند.
عوامل تأثير گذار بر روابط بين الملل را مي‌توان به شرح زير در نظر گرفت:
محيط و شرايط بين المللي/
موقعيت هر دولت و جايگاه آن در صحنه بين المللي /
توانايي‌هاي کشورها در داخل (موقعيت جغرافيايي، توان اقتصادي؛ نظامي، تکنولوژيک…،سامان سياسي)/ ويژه گي‌هاي ملي/
نوع حکومت/ احزاب و نهادها/
گروه‌هاي داراي نفوذ Pressure Groups/
افکار عموميPublic Opinion/
شخصيت سياستمداران و برداشت آنان نسبت به روابط بين الملل و ………(Anderson/2001: 40)
اغلب دانشمندان روابط بين الملل مبنا و انگيزه اساسي رفتار دولت‌ها را در صحنه بين المللي تأمين منافع ملي National Interests دانسته‌اند. اين مفهوم در بر گيرنده تمامي ارزش‌هاي ملي(ملت و دولت) National Values است و عبارت از هدف‌هاي عام و هميشگي هستند که ملت‌ها براي کسب و حفظ آن تلاش مي‌کنند. از دامنه منافع ملي تفاسير متفاوتي ارائه مي‌شود. تفسير محدود آن حفظ منافع دولت و ادامه حاکميت آن به هر قيمتي است. اما تفسير گسترده آن از نگاه اين بحث بر اين انديشه استوار است که نيازهاي حياتي ملت را از طريق همکاري‌هاي بين المللي تأمين کند. گرچه از نظر تئوريک منافع ملي در کشورهاي مختلف تعريف‌هاي مشابهي دارند اما در عمل منافع ملي دولت‌ها با يکديگر متفاوند. زيرا اهداف کلان و خرد کشور‌ها ممکن است متفاوت باشند. با تغيير اهداف دولت‌ها منافع ملي هم تغيير مي‌کند. تغيير اهداف کشورها به عوامل فراوان داخلي وبين المللي بستگي دارد. گاهي تغيير منافع ملي يک دولت بر تغيير رفتار آن تأثير مي‌گذارد، و گاهي تغيير شرايط بين المللي و رفتار ديگران بر منافع ملي کشور اثر گذار است. (تغيير موازنه قدرت/ شکل گيري دولت‌هاي کمونيستي/ جنگ اول و دوم/ جنگ سرد/ فروپاشي بلوک شرق/ تروريسم و….)(همان منبع)

بطور کلي دولت‌ها مي‌توانند از 3 نوع سياست در روابط بين الملل پيروي کنند:
سياست همکاري Co-operation Policy
سياست ائتلاف Coalition Policy
سياست انزوا Isolation Policy
هدف اصلي از همکاري بين المللي دست يابي به ثبات و موقعيتي برتر در جهان است. اين موقعيت از طرق مختلف به دست مي‌آيد که مهمترين آن‌ها چنين اند:
حفظ تماميت ارضي و وحدت کشور Territorial Integrity
تأمين امنيت ملي National Security
کسب قدرت بيشتر Acquisition of power
افزايش پرستيژ ملي و بين المللي Increasing National and International Prestige
رسيدن به درجه‌اي مناسب از رفاه ملي Acquiring National Welfare

با عنايت به تغيرات مداوم و اخيراً سريع در روابط بين الملل ابزارهاي نويني براي توسعه و تحکيم همکاري‌ها مورد نياز است. گرچه بسياري از ابزارهاي تأسيسي هم چنان نقش اساسي در همکاري دارند.(Keohane/1997: 34)

الف- اسناد همکاري:
هر گونه ديپلماسي چند جانبه اعم از سازمان بين المللي يا منطقه‌اي نيازمند تدوين وتصويب اسناد همکاري مي‌باشد.

ب- سند مؤسس:
مبناي ايجاد و ادامه کار سازمان‌هاي بين المللي رضايت دولت‌ها و اراده مشترک آن‌ها از طريق اقدامي حقوقي بين المللي است که در سندي بين المللي حاوي اهداف، اختيارات و شيوه عمل ثبت مي‌گردد. اين سند به سازمان بين المللي استقلال و نظمي حقوقي مي‌دهد که فقط در محدوده آن سند رشد و توسعه مي‌يابد. بر اساس رأي مشورتي ديوان بين المللي دادگستري: اسناد مؤسس سازمان‌هاي بين المللي معاهدات ويژه‌اي هستند که موضوع آن‌ها ايجاد تابعان جديد حقوق با شخصيت بين المللي (تابع حقوق بين الملل و واجد اهليت براي داشتن حق و تکليف و استيفاي حقوق خود از طريق اقامه دعوي بين المللي) است.

ج- معاهدات، موافقتنامه‌ها، قراردادها،يادداشت تفاهم‌هاي منعقده توسط سازمان‌ها
ماده 6 عهدنامه وين 1985 در مورد حقوق معاهدات ميان سازمان‌هاي بين المللي قيد کرده است که اهليت يک سازمان بين المللي براي انعقاد معاهدات به وسيله مقررات همان سازمان معين مي‌شود.
اغلب سازمان‌هاي بين المللي داراي اهليت انعقاد موافقتنامه با سازمان‌ها و دولت‌هاي ديگر هستند که ممکن است به فعاليت يا موقعيت سازمان (موافقتنامه مقر،موافقتنامه امتيازات و مصونيت‌ها،و….) کمک‌هاي فني، مالي و يا نظامي مربوط باشد. براي برخي از سازمان‌هاي تخصصي به مانند آژانس بين المللي انرژي اتمي انعقاد موافقتنامه‌هاي چندجانبه ابزار مستقيم و عادي انجام وظيفه تلقي مي‌شوند.

گفتاردوم: موافقت نامه‌هاي کالايي سازمان تجارت جهاني
در حال حاضر به غير ا
ز موافقتنامه تعرفه و تجارت (گات) كه در اصل موافقتنامه مادر و اوليه به شمار مي‌رود، دوازده موافقتنامه ديگر در حوزه تجارت كالا وجود دارد كه هر يك به نوعي در صدد تفصيل مواد گات در حوزه‌هاي ذي ربط هستند. اين موافقتنامه‌ها عمدتاً در دور اروگوئه ايجاد و در پايان اين دور به موافقتنامه مادر (گات) ملحق شدند. خلاصه و چكيده‌اي از موافقتنامه گات و موافقتنامه‌هاي الحاقي در متن زير آمده است:
از سال 1948 تا 1994، موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت (گات) قواعدي را براي بخش زيادي از تجارت جهاني وضع كرد و در طول اين دوره رشد بازرگاني بين‌المللي از نرخ بالايي برخوردار بود. اين سازمان بسيار خوب استقرار يافت اما در طول 47 سال يك سازمان و موافقتنامه موقتي بود.
نحوه فعاليت گات تاكنون انجام مذاكرات تجاري به منظور كاهش و الزام‌آور نمودن محدوديت تعرفه‌هاي گمركي و ديگر موانع تجاري موجود بر سر راه مبادلات بين‌المللي بوده است بطوريكه از سال 1947 تا به امروز نُه دور مذاكرات علاوه بر نشست‌هاي سالانه بين كشورهاي عضو بعمل آمده است كه در زير ذكر شده‌اند.(polaski/2006: 122)
نتيجه اولين دور مذاكرات توافق راجع به 45000 مورد امتيازات تعرفه‌اي بود كه بر 10 ميليارد دلار تجارت كه حدود يك پنجم كل تجارت جهان را در بر مي‌گرفت اثر داشت. 23 كشور شركت كننده همچنين توافق كردند كه بايد برخي از قواعد تجاري مندرج در منشور (ITO) را نيز بپذيرند. آنها معتقد بودند كه اين كار بايد به سرعت و در عين حال به صورت موقتي انجام شود تا از ارزش امتيازات مورد مذاكره حمايت شود. اين در حالي است كه منشور (ITO) همچنان در دستور مذاكره بود.
عليرغم تلاش زياد در مذاكرات چهار دوره آنسي، توركوئي، ژنو و دور ديلون، كاهش اندك نرخ‌هاي تعرفه‌اي حاصل گرديد. عمده دلايل اين امر را مي‌توان تشكيل جامعه اقتصادي اروپا (EC) و عدم تمايل اعضاي آن به اعطاي امتيازات تعرفه‌اي به كشورهاي غير عضو و نيز عدم تمايل كشور انگلستان و كشورهاي مشترك‌المنافع به كاهش ترجيحات تجاري خود ذكر نمود. به علاوه در اين ادوار شيوه مذاكره كالا به كالا نيز تقريباً به حالت اشباع رسيده بود. (اخوي،1384: 4-2)
در دور كندي بر خلاف چهار دور مذاكرات قبلي پيشرفتهاي چشمگيري حاصل گرديد و مجدداً گروه وسيعي از محصولات به ويژه محصولات صنعتي مورد مذاكره قرار گرفتند كه به كاهش متوسط تعرفه‌هاي صنعتي از 36 تا 39 درصد منجر گرديد. عمده دلايل اين امر كاهش قدرت انگلستان در ارتباط با كشورهاي جامعه مشترك‌المنافع و استفاده از پذيرش اصل كاهش عمومي به جاي شيوه مذاكره كالا به كالا بود. بر اساس اين اصل به جاي مذاكره در مورد تك تك كالاها هر يك گروه از كالاها مثل كالاهاي صنعتي يا گروهي از كالاهاي صنعتي انتخاب مي‌گرديدند و مذاكره در مورد اين گروه صورت مي‌پذيرد و نتايج حاصل شده به تمامي كالاهاي گروه گسترش مي‌يابد. به علاوه در اين دور مذاكرات به منظور كمك به كشورهاي در حال توسعه آنها از رعايت در اصل دول کاملة الوداد و اصل معامله متقابل معاف گرديدند. همچنين مذاكراتي در زمينه موانع غيرتعرفه‌اي صورت پذيرفت.

دورهاي تجاري گات(polaski/2006: 122)
سال
محل
موفقيت
كشورها
1947
ژنو
گات قدرت اجرايي يافت
23
1949
آنسي فرانسه
كاهش تعرفه‌ها
13
1951
توركوئي (انگلستان)
كاهش تعرفه‌ها
38
1956
ژنو
كاهش تعرفه‌ها
26
1961- 1960
ژنو (دور ديلون)
كاهش تعرفه‌ها
26
1967- 1964
ژنو (دور كندي)
قوانين ضد دامپينگ
62
1979-1973
دور توكيو
كاهش محدوديتهاي تعرفه‌اي و غيرتعرفه‌اي
102
1994-1986
دور اروگوئه
تشكيل سازمان جهاني

2005-2000
دور دوحه
رفع موانع غيرتعرفه‌اي كشاورزي و محيط زيست و اعطاي يارانه و قوانين ضد دامپينگ
147

مذاكرات دور توكيو به مذاكرات چند جانبه تجاري معروف شده است. دور توكيو با حضور 102 كشور از سال 1973 تا 1979 به طول انجاميد. اين دور از مذاكرات به تلاش‏هاي گات براي كاهش فزاينده تعرفه‏ها ادامه داد. موضوعات مورد بحث در اين دور علاوه بر كاهش بيشتر تعرفه‌هاي گمركي به موانع غيرتعرفه‌اي و ساير اقداماتي كه باعث تحريف تجارت بين‌الملل مي‌گردند (از قبيل دامپينگ) نيز تسرّي يافت. به علاوه در اين دور توجه خاصي به مسائل تجاري كشورهاي در حال توسعه معطوف گرديد و بر اين اساس سيستم ترجيحات عمومي كه در كل براي كشورها شرايط آسانتري را در نظر مي‌گرفت بوجود آمد.
در نتيجه اين دور از مذاكرات‏، به طور ميانگين يك سوم حقوق و عوارض گمركي در نُه بازار بزرگ صنعتي پائين آمد و ميانگين تعرفه محصولات صنعتي نيز 7/4 درصد كاهش يافت. كاهش تعرفه‏ها در يك دور هشت ساله مرحله‏بندي شدند.
در موضوع‏هاي ديگر، دور توكيو نتايج متفاوتي داشت اين دور نتوانست با مشكلات اساسي كه بر تجارت محصولات كشاورزي اثر مي‏گذاشت مقابله كند و تهيه موافقتنامه جديد در خصوص حفاظت‏ها (تدابير اضطراري در مورد واردات) متوقف شد. با وجود اين در زمينه موانع غيرتعرفه‏اي موافقت‏هايي شكل گرفتند كه در برخي موارد مقررات گات را تفسير مي‏كردند و در موارد ديگر از پيدايش زمينه‏هايي كاملاَ جديد خبر مي‏دادند. در اكثر موارد تعداد كمي از اعضاي گات (عمدتاً صنعتي‏ها) اين ترتيبات و موافقتنامه‏ها را امضاء كردند از آنجا كه تمام اعضاي گات آنها را نپذيرفتند به صورت غيررسمي مجموعه مقررات ناميده مي‏شوند. اين موافقتنامه‏ها چند جانبه نبودند اما
نقطه شروع به حساب مي‌آمدند. تعدادي از اين مجموعه مقررات در دور اروگوئه اصلاح شدند و به تعهدات چند جانبه تبديل گشتند كه توسط تمام اعضاي سازمان تجارت جهاني پذيرفته شد. تنها چهار موافقتنامه ميان چند طرف باقي ماند كه در زمينه خريدهاي دولتي، گوشت گاو، هواپيماي غيرنظامي و محصولات لبني هستند. در سال 1997 اعضاء سازمان تجارت جهاني توافق كردند كه موافقتنامه‏هايي مربوط به گوشت گاو و محصولات لبني را از پايان همان سال لغو كنند.(همان منبع)
مجموعه مقررات دور توكيو را مي‏توان به موارد زير خلاصه نمود:
* رويه‏هاي صدور و مجوز واردات
* يارانه‏ها و تدابير جبراني
* خريدهاي دولتي
* ضد دامپينگ
* موانع فني تجارت
* ارزش‏گذاري گمركي
* ترتيبات محصولات لبني
* ترتيبات گوشت گاو
* تجارت هواپيماهاي غيرنظامي
گات حوزة پوشش محدود و ماهيتي موقتي داشت اما بي‏ترديد در بهبود اطمينان بخشي به آزاد سازي بيشترتجارت جهاني موفق بود. كاهش دائمي تعرفه‏ها به تنهايي به نرخ بالاي رشد تجارت جهاني در دهه‏هاي 1950 و 1960 (به طور ميانگين 8 درصد در سال) كمك كرد. نيروي محركه آزادسازي تجاري اطميناني بود تا رشد با ثبات تجارت، رشد توليد در عصر گات را سرعت بخشد. هجوم اعضاي جديد طي دور اروگوئه اثبات كرد كه سيستم تجارت چند جانبه يك نقطه اطمينان براي توسعه و ابزاري براي اصلاحات اقتصادي و تجاري است. دور توكيو اقدامي براي رفع پاره‏اي مشكلات بود ليكن نتايج محدودي داشت.
موفقيت گات در كاهش تعرفه‏ها به چنين سطح پائيني‏ با يك ركودهاي اقتصادي در دهه 70 و اوايل دهة 1980 همراه بود. اين باعث شد تا دولتها تدابير ديگري را براي حمايت از بخشهايي كه با افزايش رقابت خارجي مواجه بودند بيانديشند. نرخ بالاي بيكاري و بسته شدن مداوم كارخانه‏ها‏، دولتهاي اروپاي غربي و آمريكاي شمالي را بر آن داشت تا ترتيبات دو جانبه مشاركت در بازار را با رقبا در پيش گيرند و براي حفظ تجارت يارانه‏ها را دنبال كنند.
در ابتداي دهة 1980 تجارت جهاني مهمتر و پيچيده‏تر از 40 سال قبل شده بود. جهاني سازي اقتصاد در راه بود‏، تجارت خدمات كه در مقررات گات وجود نداشت، مورد علاقة بسياري از كشورها قرار گرفته بود و سرمايه‏گذاري بين‏المللي افزايش يافته بود. توسعه خدمات به مسائلي همچون افزايش تجارت جهاني كالاها وابسته شده بود. در ساير موارد نيز گات كمبودهايي داشت.، به عنوان مثال در كشاورزي از مفرهاي موجود در سيستم چندجانبه شديداً بهره‌برداري مي‌شد و تلاش براي آزاد سازي تجارت كشاورزي با موفقيت كمي روبه رو بود. در بخش منسوجات و پوشاك استثنائاتي در نظام عادي گات در دهة 1960 و اوايل دهه 1970 مورد توافق قرار گرفت و به ترتيبات الياف چندگانه منجر گرديد. علي رغم اينكه ساختار نهادي گات و سيستم حل اختلاف خود مايه نگراني بودند. اين مشكلات و ساير عوامل اعضاي گات را به تلاشي جديد براي تقويت و توسعه سيستم چندجانبه فراخواند. اين تلاش در دور اروگوئه با اعلاميه مراكش و تشكيل سازمان تجارت جهاني نتيجه داد. (اخوي،همان 15-12)
مذاكرات دور ارگوئه طولاني‌ترين و

منبع پایان نامه درباره شکاف اطلاعات، آموزش مهارت، آموزش زبان

(ساختارگرايان و كاربرديان) است كه هر كدام به صورت مستقل روش هاي جداگانه ي آموزش زبان را تاكيد مي كردند كه بر اساس اين مطالعه، كاربرديان نگاه جديد تر و عملي تر نسبت به روش قديمي ساختارگرايان داشتند.
همان طور كه ذكر شد در روش كاربردي نقش زبان مورد توجه بوده منظور يا مقصودي كه يك پاره گفتار يا واحد زباني به خاطر آن بكار مي رود. در تدريس زبان، نقش هاي زباني را غالباً بصورت انواع رفتار توصيف كرديم. مثلاً نقش تقاضا- عذرخواهي- تعارف- پيشنهاد، كاربرديان اثبات كردند كه نقش زبان را نمي توان فقط با مطالعه و يادگيري الگوهاي زبان تعيين كرد (ويلكينز372) و (ريچارد و راجرز373)
بسياري از روان شناسان و محققان، روش كاربردي را كه روش غالب در امر آموزش مهارت زبان خارجي مي باشد مي دانند. چرا كه در روش نقش گرايان به كاربرد انگليسي واقعي توجه شده بود.
با نقش بازي کردن، بازي با زبان، ايجاد شکاف اطلاعاتي با زبان در بين افراد زبان آموز که در نوع خود باعث انگيزه زياد در ايجاد ارتباط مي شد. سو374 (1: 1990P).

منبع پایان نامه درباره آموزش زبان، مهارت خواندن، دانش آموزان دختر، تلاش مضاعف

است که دانش آموزان را تشويق به بيان خود و احساسات و تجارب مشترک کند.
5. کاربرد اکتشافي333: کاربرد “Tell me why” سوال پرسيدن يک مشکل هميشگي براي کاربران زبان جديد بوده است. در بسياري از کلاس ها معلمان سوال مي پرسند و دانش آموزان فقط پاسخ مي دهند. اگر دانش آموزان در گروههاي کوچک کار کنند و به زبان انگليسي با هم صحبت کنند اين مشکل به راحتي حل مي شود. بسياري از بازي ها مستلزم پرسيدن است که مي تواند در فعاليت هاي کلاسي گنجانده شود.
6. کاربرد تخيلي334: کاربرد “Let’s pretend” اين کاربرد زبان براي فرض کردن، تصور و خيال کردن مي باشد و عباراتي مانند: If I were you, suppose you , It might be possible, were و از اين قبيل مي تواند براي اين نوع از زبان استفاده شود.
7. اطلاع رساني335 : کاربرد “I’ve got something to tell you” اين کاربرد براي رساندن اطلاعات جديد به ديگران بکار مي رود و حيطه ابرازت مثبت و منفي را شامل مي شود. جملات خبري در اکثر زبان ها مورد توجه واقع مي شوند اما بايد به ترکيب جملات و جملات پيچيده توجه شود. جملات ساده، امکان استفاده از گذشته، حال و آينده در ساده ترين فرم هاي جمله، بهتر است در مراحل اوليه آموزش مورد توجه قرار گيرد (ريورز،1981).
2-19-7 مهارت خواندن و آموزش زبان بصورت کاربردي
خواندن فرايندي است که مستلزم فعال کردن دانش مرتبط و مهارت هاي زباني مربوط براي تبادل اطلاعات از يک شخص به شخص ديگر مي باشد. خواندن مستلزم تمرکز خواننده بر روي مطلب خواندني و ترکيب اطلاعات قبلي و مهارت ها براي فهميدن مطلب نوشته شده است. خواندن مستلزم يک فرايند ذهني فعال است تا ارتباط ايجاد شود.
خواندن يک مهارت دريافتي است که در آن خواننده پيام را از نويسنده دريافت مي کند. هدف از خواندن، خواندن براي درک معني و يا بازتوليد مفهومي است که نويسنده درنظر داشته است. خواندن براي بهبود تلفظ، تمرين فرم هاي دستور ي و مطالعه واژگان هرگز مهارت خواندن محسوب نمي شوند زيرا با توجه به تعريفي که بيان شد خواندن مستلزم درک مطلب است.
همان گونه که اهداف خواننده ها براي خواندن مطالب متفاوت است، شيوه خواندن هم فرق مي کند. آن ها ممکن است مطلبي را براي پي بردن به اطلاعات خاصي336 و يا براي بدست آوردن اطلاعات کلي337 بخوانند. اگر براي لذت بردن مطلبي را مي خوانند، اين خواندن معمولاً با سرعت بالا و بدون توجه به جزئيات338 صورت مي گيرد. اگر براي بدست آوردن اطلاعات و يادگرفتن، مطلبي را مي خوانند، خواندن بصورت آهسته و با توجه به تمام جزئيات صورت مي گيرد (چسيتن، 1988).
2-19-8 مهارت نوشتن و آموزش زبان بصورت کابردي
نوشتن، مهارت ارتباطي پايه اي است که ممکن است جزء اهداف تمام دوره هاي زبان آموزي گنجانده نشود. اهداف نوشتن مانند ساير مهارت هاي زباني براي همه ي معلمان يکسان نيست. بعضي از معلمان تماماً روي خود زبان تکيه مي کنند. بعضي روي ارتباط و پيام و برخي ديگر روي هدف هاي زباني و پيام، هر دو تکيه دارند.
در سطح زباني339 هدف، يادگيري به کاربردن کلمات و تسهيل در ساختن جملاتي است که از لحاظ دستور ي درست باشند و در سطح ارتباطي340 هدف، وفق دادن اهداف نويسنده با نيازهاي خواننده است که اين موردنظر محقق است.
نويسنده بايد خواننده و تاثيري را که قرار است او از اين نوشته بپذيرد در نظر بگيرد. به عبارت ديگر در اين سطح از نوشتن، نويسنده بايد ارتباطي را که مي خواهد با خواننده برقرار کند، توليد مفهوم و کاربرد زبان و درستي روش را در نظر بگيرد. واضح است که نوشتن به منظور برقراري ارتباط، زماني ميسر است که فراگير به اندازه کافي بر روي سيستم نوشتن و دستور کنترل داشته باشد تا بتواند خودش را به ديگران بفهماند (چسيتن، 1988).
ريورز (1978 و 1981) چهار نوع فعاليت در هم تنيده براي مهارت نوشتن را ذکر مي کند:
يادداشت کردن341 : يادگيري فنون نگارش؛ نوشتن با استفاده از زبان342 : يادگيري توانايي به کارگيري فنون نگارش؛ توليد343 : تمرين ساختن جمله هاي معنادار و تفسير کردن؛ بيان نگارش يا انشاء344 : بکاربردن فنون نگارش براي ارتباط هدفمند.
فعاليت يادداشت کردن ساده ترين نوع نوشتن است که شامل کپي کردن و دوباره توليد کردن مي باشد. در کپي کردن فرم هاي قراردادي نوشتن تمرين مي شود و در دوباره توليد کردن، چيزهايي که خوانده و يا نوشته شده، دوباره نوشته مي شود. اين فعاليت فقط مستلزم توانايي بکار بردن فنون نگارش از قبيل حروف بزرگ، نقطه گذاري، پاراگراف بندي، حرف هاي ابهام زا (براي مثال حرف S در his و she’s )، مخفف و غيره است.
در فعاليت نوشتن با استفاده از زبان، فراگيران انواع تمرينات دستوري را انجام مي دهند: جايگزيني لغات و عبارات، تبديل جملات، ترکيب جملات به شکل هاي مختلف، بسط دادن آنها ها و اطلاعات بيشتر را در کلمات محدود گنجاندن، کوتاه کردن آنها با جايگزين کردن ضمائر به جاي اسم و يک کلمه به جاي گروهي از کلمات.
در سطح توليد از مهارت نوشتن، فراگيران آزادي بيشتري در انتخاب واژگان و الگوهاي دستور ي براي تمرينات نوشتاري خود دارند. در ابتداي اين مرحله ممکن است از دانش آموزان خواسته شود تا تمريناتي را کامل کنند. در مراحل بعدي به آن ها آزادي بيشتري داده مي شود. تمرين از داستان ها و يا مقالاتي که آن ها خوانده اند، انتخاب مي شود. آن ها ممکن است به سوالاتي از متن پاسخ دهند که نياز به ذوق شخصي دارد و يا ممکن است از آن ها خواسته شود که داستاني را خلاصه و يا بازنويسي کنند.
اگر از تصوير استفاده شود بر به کار بردن واژه تکيه مي شود. در اين مرح
له نوشتن هنوز تحت نظارت معلم است.
مرحله بيان نگارش يا انشا، فرد را ملزم به استفاده شخصي از واژگان و ساختار دستوري براي بيان مفاهيم شخصي مي کند. در اين مرحله آن ها درک تفاوت بين زبان نوشتاري و زبان گفتاري را تقويت مي کنند. تمرين انشا نوشتن در ابتدا تا حد زيادي مرتبط با مطالبي که خوانده و يا بحث شده مي باشد. از دانش آموزان خواسته مي شود صرفاً شرح دهند، نقل کنند، توضيح دهند و يا خلاصه کنند. در مراحل بعد از آن ها خواسته مي شود که نظر دهند و عقايد خود را بيشتر از چيزي که خوانده اند، بسط دهند.
2-20 پيشينه تحقيق در مورد رويکرد نقش گرايان و ساختار گرايان
به وسيلهي خيلي از زبان شناسان و محققان اين افکار پذيرفته شده است که نقش گرايان345 يکي از غالب ترين نگاه، به آموزش زبان خارجي بوده است
و در ضمن موثرترين روش آموزش نسبت به روش هاي ساختارگرايان روش کاربردي بوده و هست (يون346، 2: 2004).
عليرغم اينکه ضعف هايي نيز در اين روش وجود دارد به وسيله ي صاحبنظران اعلام شده است
ودسون نيز در سال 1989 اين امر را تاييد نموده است. با پذيرفتن چند ضعف محدود در اين روش افرادهاي زير عملي بودن اين روش را نسبت به ساختارگرايان که نگاه سنتي به زبان داشتند تاييد
مينمايند:
(ساويگنون347، 1972؛استيپ348، 1996)؛برادلي349، 1981؛آدام350، 2004)؛کنسانتيک351، 2005؛فلانيگان352، 1999؛سو353، 2002؛تونسل354، 2006؛ليو355، 2003؛گوتايرز356، 2005).
و ساويگنون، 1972 دو گروه زبان آموزاني که زبان مادريشان فرانسه بودند، براي يک گروه، آموزش بصورت کاملاً ساختاري357 و گروه ديگر را از رويکرد کاربردي يعني آموزش زبان بصورت کاربردي358، آموزش داد و اين آزمايش روي 60 نفر از زبان آموزان انجام شد که گروهي که روش کاربردي را دنبال کردند بصورت معنادار در يادگيري مهارت صحبت کردن موفق بودند.
مطالعه ي ديگري را شخصي به نام (گوترز359، 2005) بصورت عملي روش کاربردي را انجام داده است و به نتيجه مشابه رسيده است بعضي از محققان (آدام، 2004؛کنسانتيوک، 2003؛چن360، 2003) با بررسي توانش ارتباطي زبان آموزان که به روش کاربردي مشغول فراگيري زبان بودند به نتيجه ي برتري دانش آموزان در فعاليت مهارت سخن گفتن شدند که با روش ديگر سنتي مقايسه شده بودند.
در روش مشابه (چن361، 2000) بصورت آزمايشي به اين نتيجه رسيد دانش آموزان که به روش کاربردي زبان خارجي را ياد مي گرفتند نتيجه ي بهتري نسبت به روش ساختارگرايان داشتند.
(استپ، 1996362) دو گروه از معلمان را که روش غيرمشابه در آموزش زبان بکار مي بردند را مقايسه نمود، يعني يک گروه از معلمان از روش کاربردي و گروه ديگر از روش شنيداري – گفتاري363 استفاده نمودند که گروه کاربردي نتيجهي بهتري نسبت به روش ساختارگرايان داشتند.
در روش کاربردي تنوع مواد درسي خيلي متنوع تر از روش ساختارگرايان بوده، بدون آنکه معلم از اساس و قوانين آگاهي داشته باشد. کاربرد اين روش نسبت به ساختارگرايان سخت تر خواهد بود.
شخصي به نام (امبيس364، 1994) درک معلمان را در مورد تئوري و عمل کاربردي مورد بررسي قرارداد و به اين نتيجه رسيد در بسياري از موارد يک شکاف بين درک معلم از تئوري تا عمل وجود دارد که باعث عدم موفقيت آن ها در عمل مي شود. و نتيجه مشابه به وسيله ي (بکرمن365، 2004) در مورد عدم آگاهي معلم از کاربرد اساسي معلمان زبان در عربستان بوده است که موجب عدم موفقيت آن ها در کلاس مي شده است.
مطالعه و بررسي ديگري نشان مي دهد عدم آگاهي کامل معلم از کاربرد روش کاربردي موجب شکاف بين تئوري و عمل ايجاد مي نمايد که توسط محقق ديگري بنام (فلانينگان366، 1999) بررسي شده است .
از طرف ديگر بعضي از محققان مانند (مينينگ، 2001؛ ميهال، 2001؛ ژانگ، 1997367) ليستي از موانعي که از روش کاربردي ارائه داده بودند در زير آورده شده است و مي تواند يک مانع در کاربرد آن نسبت به روش سنتي (ساختارگرايان) در کلاس باشد.
نبودن مرجع آموزشي از قبل مشخص شده، نبودن معلم بومي مانند (براي اين روش يک معلم بايد مثل يک بومي صحبت کند)، نبودن فضاي کافي براي اين روش معمولاً براي کلاس هايي که تعدادشان زياد است نمي توان به راحتي اين روش را اجرا نمود، نبودن يک روش خاص امتحان، نبودن امکانات براي اجراي روش (يعني امکانات زياد مي طلبد)، نبودن علاقه بعضي از دانش آموزان به کار گروهي و يا نقش بازي کردن. موانع موجود در روش و يا رويکرد کاربردي مي باشد.
و يک دليل و علت اصلي مي تواند اين باشد که اين روش به وسيله ي غربي ها که زبان مادريشان انگليسي است براي کساني که در اين زبان بومي نيستند مطرح شده است را دنبال مي کند. اين فرضيه عدم تطابق بودن مطالبي را که غربي ها براي ديگر کشورهايي که زبان مادريشان غيرانگليسي است توسط (اسليوان368، 2001) مطرح شد را بيان مي نمايد.

فصل سوم
روش پژوهش

3-1 مقدمه
هدف از انجام اين پژوهش كمك به حفظ و ارتقاء توانايي دانش آموزان در جهت استفاده كاربردي از زباني كه در كلاس ياد گرفته اند و استفاده از آن در خارج از كلاس مي باشد. بنابراين .انتخاب روش انجام تحقيق بستگي به اهداف، ماهيت موضوعي تحقيق و امکانات اجرائي آن دارد در تحقيق حاضر با توجه به هدفهاي آن که با عنايت به کاربردي بودن آن تلاش مضاعفي به عمل آمده تا از اصول علمي براي حل مسأله استفاده شود و از اين طريق گامي کوچک در جهت غناي پژوهش علمي برداشته شود.
3-2- نوع تحقيق
واژه ي نوع تحقيق ، به ماهيت تحقيق اشاره مي كند. به لحاظ نوع، دو نوع تحقيق موسوم به اكتشافي و تصديقي وجود
دارد. هر يك از اين دو نوع تحقيق نيز در دو سطح محض و كاربردي انجام مي پذيرند. (حسين فرهادي، 1384)
تحقيق تصديقي به تكرار كامل يا ناقص تحقيقات قبلي( به منظور تثبيت حقايق كه قبلا كشف شده اند و روابط بين آن ها) اشاره دارد. در رشته آموزش زبان، اكثر پروژه هاي تحقيقاتي، تكراري كامل يا ناقص از تحقيقات قبلي هستند علت اين امر همان تنوع متغيرها و عواملي است كه در زبان و عرصه هاي مرتبط با زبان نقش دارند و در اين جا نيز اين پايان نامه بر حسب موقعيت جديدي كه يك متغير جديد محسوب مي شود (چرا كه افراد به زبان تركي صحبت مي كنند)نوع تحقيق تصديقي وكاربردي مي باشد.
3-3- روش تحقيق
روش تحقيق بصورت توصيفي و تجربي حقيقي مي باشد. اين تحقيق از آن جهت توصيفي محسوب مي گردد كه به جهت بررسي مطالعات نظري از روش كتابخانه اي استفاده شده است و از آن جهت تجربي حقيقي است كه محقق تمام شرايط يك روش تجربي حقيقي را بطور همزمان آورده است. گروه شركت كنندگان بصورت تصادفي انتخاب شده و بصورت تصادفي در دو گروه جاي گرفتند. يك گروه را گروه آزمايش و گروه ديگر را شاهد شامل مي شود براي هر دو گروه يك پيش آزمون برگزار گرديد تا اطمينان حاصل شود كه اين دو گروه از نظر متغير تحت بررسي، برابر هستند سپس گروه آزمايش روش كاربردي را دريافت كرده و گروه شاهد روش ساختار گرا را دريافت كردند در پايان يك پس آزمون براي هر دوگروه برگزار شد.
3-4- واحد تحليل
واحدي است که از آن اطلاعات به دست مي آوريم و خصوصياتش را توصيف مي کنيم در اين تحقيق واحد تحليل فرد مي باشد. از آنجايي كه مشخصات تمامي افرادي كه در كلاسها شركت دارند ثبت گرديده است لذا با مراجعه به يك يك افراد مورد نظر كه به عنوان پايه اساس تحليل محسوب مي گردد اقدامات لازم صورت پذيرفت.
3-5- جامعه آماري
از آنجايي كه موضوع پژوهش حول محور توانايي دانش آموزان در خصوص روش ساختارگرا و نقش گرا مي باشد لذا بهترين جامعه مورد مطالعه در اين زمينه دانش آموزان در حال تحصيل در آموزشگاه زبان در اردبيل مي باشند. لذا دانش آموزان دختر در سنين 14-الي 16 سال كه زبان مادريشان تركي است برابر اهداف پژوهش انتخاب گرديدند.

3-6- تعيين حجم نمونه
از آنجايي كه تعداد دانش آموزان در حال تحصيل 100 نفر مي باشد به لحاظ حفظ و ارتقاءسطح علمي تحقيق ميداني از روش تمام شمارشي به جهت انتخاب اعضاي نمونه استفاده گرديد و به جهت مشخص نمودن گروه كنترل و آزمايش از روش زير استفاده گرديد:
جهت ارزيابي سطح اوليه ي زبان آموزان براي تقسيم بندي آن ها به گروه آزمايش و كنترل يك پيش آزمون كه به نوبه ي خود يك تست مهارت مكاني نيز مي باشد اجرا گرديد.
. به جهت محدوديت در تعداد زبان آموزان از روش نمونه گيري لايه اي استفاده گرديد لذا از انجايي كه زبان آموزان هم سطح در گروه ها وجود ندارد اما به جهت اينكه زبان آموزان همگن مي باشند. يعني در هر دو گروه پراكندگي معدل هاي مختلف وجود دارد به عبارت ديگر در كلاس ها گروه هاي ضعيف- متوسط و قوي داريم كه بر حسب تكرار نمره هايشان تقسيم شده اند و در نهايت چهار كلاس داراي معدل تقريباً يكسان مي باشند.
براي مثال 4 نفر نمره ي 13 را در امتحان پيش آموزن دريافت نمودند. اين چهار نفر بصورت تصادفي

منبع پایان نامه درباره حافظه کوتاه مدت، دستور زبان، مدت استفاده، سلسله مراتب

که حاوي برخي مطالب درباب تصريف و اشتقاق زبان فارسي است (زمرديان،1379). اغلب علما ساخت زبان فارسي را از رهگذر مقولات زبان عربي فرا مي گرفتند و مي آموختند. در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري (1305)، ميرزا حسن بن محمدتقي طالقاني دستور نامه اي به تقليد از کتب صرف و نحو عربي به فارسي نوشت: ولي عنوان آن را “کتاب لسان العجم” گذاشت که در کلاس هاي درس دارالفنون ارائه مي شد. ميرزا حبيب اصفهاني اولين دستور نويس زبان فارسي است که واژه ي “دستور ” را براي عنوان کتاب قواعد زبان فارسي، فارغ از قواعد عربي، اختيار نموده، وي دو اثر “دستور سخن” (1286 قمري) و “دبستان سخن” (1308 قمري) تاليف نموده که هر دو در شهر اسلامبول منتشر شدند.
پس از ميرزا حبيب اصفهاني مي توان از ميرزاعبدالعظيم گرگاني ملقب به قريب نام برد. وي عنوان کتاب خود را “دستور زبان فارسي: با اسلوب السنه مغرب زمين” (دوره دوم، چاپ 1326) ناميد. قريب همان گونه که از عنوان اثر استنباط مي شود از اصول نگاه به زبان در غرب تقليد و اقتباس نموده است. بعد از دستور نامه قريب، “دستور پنج استاد” رايج مي شود. دستور نامه زبان فارسي که اين پنج استاد (قريب، بهار، فروزانفر، همايي و رشيد ياسمي) نوشته اند سال هاي مديد در مدارس ايران تدريس شده است تا اين که سرانجام سنت دستور نويسي در ايران رونق گرفت و تاکنون دستور نامه هاي متعددي براي زبان فارسي عرضه شده است؛ اما اکثر آن ها متاثر از سنت دستور نويسي زبان هاي اروپايي يا عربي مي باشند.
در سال 1351 خانلري (1365) کتابي را با عنوان “دستور زبان فارسي” منتشر کرد که گرچه برخلاف روش اسلاف خود از تحليل جمله (و نه واژه) شروع مي کند؛ اما همچنان در قالب سنتي به تقليل عناصر زباني مي پردازد. اين در حالي است که سه سال قبل از چاپ دستور نامه خانلري، باطني “توصيف ساختمان دستور ي زبان فارسي” را در سال 1348 چاپ کرد که کماکان اولين و بهترين دستور نامه در ايران به شمار مي رود، زيرا بر مبناي يکي از نظريات زبان شناسي شکل گرفته است (باطني،1364).
بنابراين سنت ديرينه نگاه به زبان در ايران متاثر از سنت غرب يا سنت زبان عربي است. سنت دستور نويسي غرب به نوبه خود از دستور نويسي لاتين الهام گرفته و سنت لاتين نيز از دستور نويسي يونانيان تقليد نموده است. مشاهده مي کنيم که اصول دستور سنتي از نسلي به نسل ديگر و از قومي به قوم ديگر بصورت تقليدي منتقل شده است (باطني،1356).
در اينجا سه نوع ديدگاه سنتي، ساختارگرايان و زايشي را مورد بحث قرار داديم که هدف خود زبان بود نه انسان. زبان را از زاويه هاي گوناگون مورد مطالعه قرار مي دادند و بعد از اين نگاه هاي مختلف به انسان خواهيم داشت.

2-15 يادگيري زبان و نگاه به انسان
2-15-1 نگاه به يادگيري و انسان قبل از ساختارگرايان
براي قرن ها (165F.C) به عنوان رويکرد روان شناسي در يادگيري بصورت وسيع استفاده مي شود. اين رويکرد اعتقاد داشت مغز انسان مثل ماهيچه است و هر چقدر با آن کار شود قوي مي شود. مطالعه کردن موضوعات خاص مانند رياضيات، فلسفه، لاتين و زبان يونان را بهترين دارو براي توانمند کردن مغز ارائه مي دادند و براي يادگيري زبان نيز از بر کردن لغات و قواعد دستوري و ترجمه هاي سخت و زياد را بهترين و ايده آل ترين روش براي يادگيري زبان خارجي مي دانستند. علي رغم اين باور در اواسط قرن 20 نگاه سنتي به يادگيري مورد انتقاد قرار گرفت. چون هيچ تئوري پشت آن نبود. (ريچارد رودسرس166، 1986)
2-15-2 يادگيري از ديدگاه ساختارگرايان
رفتارگرايان معتقدند تمام دانش- عقايد- افکار و اعمال به طور کلي تمام آنچه رفتار بيروني و دنياي درون انسان را تشکيل مي دهد محصول يادگيري است و يادگيري خود نتيجه يک رشته پيوندهايي است که بين يک دسته محرک و يک دسته پاسخ برقرار مي شود و در زبان عادي “عادت” ناميده مي شود. درباره ي اين که اين پيوندها چگونه برقرار مي شوند رفتارگرايان نظريه هاي متفاوتي دارند.
در ميان روان شناسان رفتار گرا اسکينر167 بيش از همه درباره ي يادگيري حيوانات مطالعات آزمايشگاهي انجام داده و نظريه هاي او در اين زمينه در بين روان شناسان شناخته و رايج است و هم اوست که در کتاب رفتار زباني168 خود کوشيده اصولي را که از يادگيري حيوانات استنتاج کرده و در توجيه زبان آموزي کودک بکار ببندند.
اسکينر پاسخ ها يا رفتار حيوانات را به دو دسته عمده تقسيم مي کند. دسته ي اول که آن ها را پاسخگر169 مي نامد، صرفاً پاسخ هايي انعکاسي هستند که در مقابل محرک هاي خاص از موجود سر مي زنند مانند تنگ و گشاد نمودن مردمک چشم در مقابل نور.
دسته دوم آنهايي که عامل170 ناميده شدند پاسخ هايي هستند که براي آن ها محرک آشکاري نمي توان ذکر کرد. آزمايشات اسکينر بيشتر درباره ي پاسخ هاي دسته دوم بوده است زيرا در اين نوع رفتار است که يادگيري موثر واقع مي شود و با استفاده از فرايند “مشروط سازي171” مي توان بين محرک هاي مختلف و پاسخ هاي مختلف پيوندهاي پيچيده و متنوع برقرار کرد. ابزاري که او براي آزمايشات خود بکار مي برد عبارت است از جعبه يا قفسي که ميله اي به يک ديوار آن متصل شده است. وقتي که اين ميله فشرده شود باعث مي شود که يک گرده غذا از مخزني که در قفس وجود دارد آزاد شده و روي يک سيني بيفتد. وقتي موشي در چنين جعبه اي قرار گيرد به زودي برحسب تصادف ميله را فشار خواهد داد و به دنبال آن يک گرده غذا جلو او مي افتد.
اين گرده غذا که در حکم “پاداش” عمل اوست باعث تشويق موش مي شود و اين رفتار يعني فشردن ميله را در او تقويت مي
کند يا به بيان ديگر موش ياد مي گيرد که اگر نيازي به غذا داشته باشد بايد ميله را فشار دهد. ناگفته نماند که هميشه رابطه بين محرک و پاسخ و عامل تقويت کننده به اين سادگي نيست ولي در هر صورت اصول نظريه اسکينر درباره يادگيري زبان چنان است که در بالا ذکر شد.
با توجه به ديد فلسفي رفتارگرايان که اصولاً اختلافي کيفي بين رفتار انسان و ديگر حيوانات (و حتي ماشين) قائل نيستند و با توجه به اين که فقط جنبه هاي قابل مشاهده رفتار موجود را قابل اعتنا و مطالعه مي دانند و حتي مي کوشند پديده هاي بسيار پيچيده اي مانند تفکر انسان را در چهارچوب تظاهرات عيني آن بررسي کنند، طبيعي است که بخواهند زبان را نيز به عنوان يک رفتار تلقي کنند، همان اصولي را که از يادگيري حيوانات بدست آورده اند درباره ي زبان اموزي کودک نيز صادق بدانند و در واقع عنوان کتاب معروف اسکينر، رفتار زباني خود گوياي اين سخن است.
در نظر رفتارگرايان يادگيري زبان عبارت است از ايجاد شدن يک رشته عادات صوتي در کودک. پدر و مادر و اطرافيان با خود و با کودک صحبت مي کنند. کودک به صداها و کلمات آنان گوش مي دهد و بتدريج شروع به تقليد آن صداها مي کند. در اين تلاش گاهي موفق مي شود و گاهي موفق نمي شود، يعني گاهي درست تقليد مي کند و گاهي غلط.
وقتي صداهايي که توليد مي کند شبيه به صداهاي زبان بزرگسالان باشد گفته ي او مفهوم مي شودو چيزي را که دلخواه اوست بدست مي آورد. اين موفقيت يا پاداش باعث تشويق کودک در بکاربردن مجدد آن الگوي صوتي در موقعيت هاي مشابه مي شود ولي صداهايي که توليد مي کند شبيه به صداهاي بزرگسالان نباشد با گفته ي او مفهوم نمي شود و دلخواه خود را بدست نمي آورد و يا بزرگسالان متوجه اشتباه او مي شوند و گفته ي او را اصلاح مي کنند و در نتيجه رفتار زباني او با عدم تاييد بزرگسالان مواجه مي شود (اسلاوين و رابرت، 2006).
در هر دو حال عدم موفقيت او باعث تضعيف و از بين رفتن آن الگوي صوتي غلط مي شود و سرانجام به اين ترتيب کودک رفته رفته زبان مادري خود را ياد مي گيرد.
2-15-3 يادگيري و روان شناسي شناختي172
نگاه به يادگيري انسان بر حسب شناخت هاي چامسکي
در فصل قبل ديدگاه روان شناسي رفتارگرا را مورد مطالعه قرار داديم و به اين نتيجه پي برديم که اين گروه توجه خود را فقط به چيزهاي قابل مشاهده متمرکز کرده است. در حالي که روان شناسان شناختي اتفاقاتي که در ذهن در يادگيري انجام مي شود را مورد بررسي قرار مي دهند.173
اتفاقات ذهن عبارتند از:
– فراگيري- عملياتي کردن و سازماندهي کردن و ذخيره کردن و برگرداندن موضوع از ذهن را مورد بررسي قرار مي دهند که در اين بخش تصوير آن بصورت رياضي نشان داده خواهد شد.
در رويکرد شناختي افراد که ياد مي گيرند با هم برابر نيستند چون افراد نسبت به هم دانش قبلي يا اطلاعات پس زمينه يکسان و برابر ندارند و راهبردهاي يادگيريشان با هم فرق مي کند. طرفداران و دانشمندان که شناختي174 هستند آنها ساختار ذهن را به سه گروه تقسيم مي کنند:
2-15-3-1 حافظه حسي
مربوط به ماده خام که ميخواهيم ياد بگيريم و اطلاعات که از طريق لمس کردن- نگاه کردن- شنيدن- چشيدن و بوييدن وارد حافظه مي شود و ظرفيت اين نوع حافظه از لحاظ زمان خيلي محدود يعني کمتر از يک ثانيه مي باشد.
در اين مدت روي اطلاعات خام عمليات شروع مي شود يعني اگر آن چيزي که در حافظه حس است به آن توجه شود وارد حافظه کوتاه مدت مي شود و اگر توجه نشود فراموش مي شود.
2-15-3-2- حافظه کوتاه مدت175
اشاره به بخشي از حافظه دارد که اطلاعات دريافتي جهت تجزيه و تحليل و تفسير براي دوره هاي کوتاه مدت در ان ذخيره مي شود. حافظه کاري176 اصطلاحي است برتر براي حافظه کوتاه مدت که حافظه را دستگاهي انفعالي براي ذخيره موقتي نمي داند بلکه آن را نظامي فعال مي داند براي ذخيره کردن و کاربرد موقتي اطلاعات مورد نياز جهت اجراي فعاليت هاي شناختي پيچيده نظير يادگيري- استدلال و درک.
حافظه کوتاه مدت نيز از لحاظ ظرفيت کاملاً محدود مي باشد فقط به اضافه دو و يا منهاي دو نقطه مجزا در چند ثانيه کارها روي انسجام انجام مي شود و اگر اين موضوع موجود در حافظه کوتاه مدت تکرار نشود و يا از بر نشود در کمتر از بيست ثانيه فراموش خواهد شد و چون هفت نقطه مجزا نيز براي حافظه کوتاه مدت زياد مي باشد، موضوع به صورت گروه بندي177 و يا دسته بندي مرتبط به هم در حافظه کوتاه مدت جاي مي گيرد.
2-15-3-3 حافظه بلندمدت178
بخشي از نظام حافظه است که اطلاعات به صورت دائمي تر در آن ذخيره مي شود، در حافظه بلند مدت اطلاعات به همان شکلي که دريافت مي شود ذخيره نمي شود. مثلاً ممکن است شنونده جمله “الف” را در زير بشنود و بتواند بلافاصله پس از اين که شنيد دقيقاً آن را تکرار کند، براي انجام چنين کاري شنونده از حافظه کوتاه مدت استفاده کرده است وقتي چند روز بعد او بخواهد همان جمله را به ياد بياورد، ممکن است جمله “ب” را به زبان بياورد چون از اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت با شکل اوليه پيام تفاوت دارد استفاده مي کند.
A. The car the doctor parked by the side of the road was struck by a passing bus.
B. The doctor’s car hit by a bus.
(کلارک و کلارک179، 1977)
چند عمل مهم عبارتند از گرفتن اطلاعات به حافظه حسي و حفظ آن در حافظه کوتاه مدت و در ضمن انتقال آن از حافظه کوتاه به حافظه طولاني که بعداً از حافظه بلند مدت استفاده خواهد شد تمام اين اعمال در عمليات شناختي180 ذخيره مي شود.
سه تا از مهمترين عمليات در قسمت شناختي عبارتند از: تمرين181- توضيح
182 و آخرين اعمال، سازمان دهي183 مي باشد.
همان طوري که قبلاً اشاره شد تمرين184 مفهومش تکرار کردن مي باشد. براي اينکه اطلاعات از حافظه حسي به حافظه کوتاه مدت انتقال داده شود نياز به دقت و توجه دارد و براي اينکه مطالب از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال داده شود نياز به تکرار و تمرين دارد و اما بسط185، اين يکي ديگر از مراحل شناختي مي باشد که نقاط موجود در ذهن بايد با تصوير ذهني آميخته بشود.
مثلاً مي خواهيم يک آدرس را در ذهن نگه داريم ما در آن زمان خيابان و شکل خانه هاي اطراف آن را بايد به آن اضافه و يا آميخته کنيم. يک روش ديگر بسط عبارت است از ترکيب کردن و يا وصل کردن اطلاعات جديد به اطلاعات قبلي که در ذهن مي باشد. دانشمندان و زبان شناسان معتقدند زماني که موضوع در ذهن بصورت مفهوم ذخيره شده است بهتر به خاطر آورده مي شود و اما سومين مرحله شناختي، سازمان دهي مي باشد. سازمان دهي عبارت است از گروه بندي کردن- تنظيم کردن و ارتباط دادن چيزهايي که هم سان مي باشد و گروه بندي کردن186 يعني تکه تکه کردن ساختارهاي پيچيده به ساختارهاي ساده به عبارت ديگر تقسيم پاره گفتار به بخش يا اجزاي، به عنوان قسمت هاي مختلف يک فرايند يا براي يادگيري يا درک مطلب قسمت هاي مختلف آن پاره گفتار را تکه يا قطعه187 گويند.
It was because of the rain that I was late.
را مي توان به دو قسمت تقسيم کرد:
It was raining, I was late.
و سپس جداگانه به معناي هر قسمت پرداخت:
گاه اين قطعات را سازه188 مي نامند و فرايند تقطيع را شناسايي سازه ها189.
گاه اين قطعه ها را در زمينه ي توليد جمله، گفته کليشه اي يا روزمره190 مي نامند.
اين اصطلاح به چند شيوه ي گوناگون بکار مي رود:
1- به فرايند ترکيب کردن واحدهاي کوچکتر (مثلاً تکواژها و کلمه ها و غيره) بصورت واحدهاي بزرگتري که بتواند بصورت يک واحد در حافظه ذخيره يا پردازش شوند. مثلاً پاره گفتارهاي زير:
In the final analysis
I told you so
Y’ know what your problem is?

را مي توان طبق قواعد دستور کلمه به کلمه توليد نمود. اما اگر گوينده بعضي از آن ها را مکرراً بکار ببرد اين احتمال هست که بصورت يک تکه در حافظه ذخيره شوند. اين فرايند را قطعه سازي يا آميختگي قطعه ها مي نامند.
2- اشاره دارد به فرايندهاي تقسيم واحدهاي بزرگ تر به واحدهاي کوچکتر مثل تقسيم يک متن بلند به قطعات کوچکتر تمرين ياد گيرندگان. اين پديده را تجزيه و تحليل قطعات191 گويند.
3- اشاره دارد به تنظيم قطعات زبان به شکل يک سلسله مراتب192 براي کمک به حافظه. مثل تبديل يک شماره تلفن ده رقمي به سه رقمي که حفظ کردن آن آسان شود. 938-9569-808 که تکه ي اول کد شهرستان است و تکه هاي بعد شماره تلفن، حفظ کردن اين شماره دشوار است اما اگر به قطعاتي تقسيم شود مثل 808 “کد ناحيه” 9569 (کد تبديل) 9238 (کد تلفن) به خاطر سپردن آن آسان تر مي شود. شرکت هاي تلفن دنيا از نظر تقطيع شماره ها روش هاي متفاوتي دارند.
اما هر کدام سيستم خاص خود را دارد که اين کار را به نحوي انجام مي دهد. (منبع: کلارک و کلارک، 1977)193
2-15-3-4 راهبردهاي شناختي194
آن دسته از راهبردها يا روش هايي که مستقيماً بر اطلاعات ورودي به نحوي عمل مي کنند

منبع پایان نامه درباره زمان گذشته، دستور زبان، صورت و معنا، زبان مقصد

باشد، صورت و معنا را در هم مي آميخت. يعني براي هر صورت زباني يک معادل معنايي دقيق تصور مي کردند و در آن صورت زباني را هميشه بيان کننده آن معنا مي دانستند، در حاليکه اين طور نيست. البته منظور اين نيست که بين صورت زبان و قلمرو معنا رابطه اي نيست. بدون ترديد تمايزات صوري براي تمايزات معنايي بوجود آمدند. اما اين رابطه چنان نيست که در رياضيات معمول هست. مثلاً در زبان انگليسي مثل هر زبان ديگر اکثر واژه ها بيش از يک معنا دارند و بسياري از واژه ها با يک يا چند واژه ديگر هم معني هستند. (واترمن32، 1347)
2-2-2- عدد دستور ي
براي مثال در دستور سنتي مفرد به يک فرد و جمع به بيش از يک فرد دلالت مي کند. اين نکته با مشکل مواجه مي شود مثلاً در پاره گفتارها آب ها ريخت به بيش از يک آب دلالت دارد، در حالي که نمي توان آب را شمارش نمود (بلومفيلد33،1935).
2-2-3 جنسيت دستور ي و زيست شناسي
در بسياري از دستور نامه هاي سنتي تمايزي بين نر و ماده قائل مي شوند. در حاليکه مثلاً در زبان آلماني بسياري از اشيا با حرف تعريف مذکر يا مونث همراه هستند يا حتي واژه هايي مانند دختربچه و دوشيزه با حروف تعريف خنثي بيان مي شوند.
2-2-4 زمان دستور ي و زمان غيردستور ي
گاهي زمان دستور ي منطبق بر زمان واقعي نيست براي مثال در پاره گفتاره، اتوبوس آمد زمان واقعي منطبق بر حال و گذشته است.
دستور سنتي تجويزي است و نه توصيفي.
هدف دستور سنتي تجويز است يعني بايد و نبادها را معيار قرار مي دهد.
2-2-5 ابديت دستور ي و اهميت زبان نوشتاري
دستور نويسان معتقدند دستور زبان جامع همواره معتبر است در حالي که زبان دائماً دست خوش تغيير است.

تقدم زبان نوشتار به زبان گفتار در سنتي ها.
دستور سنتي نوشته ها را مبنا قرار مي دهد. اين رويکرد حرف را ملاک قرار مي دهد و نه آوا را (داين لارس فريمن34،1997).
2-2-6 الگوگيري از مقولات زبان خارجي براي تدوين زبان مقصد
مقولات و اصطلاحات در رويکرد سنتي بر اساس الگوپذيري از منطق يونان و دستور لاتين تبيين و تعريف شده اند در حاليکه اين تعاريف قابل انتقال به زبان هاي امروزي نيست. هر زبان ساختار و قواعد خاص خود را داراست و نمي توان معيارها و دسته بندي هاي زبان بيگانه را وارد زبان ديگر نمود.
دستور نويسي سنتي فارسي يا تقليد از قواعد صرف و نحو عربي است مانند دسته بندي انواع کلام به اسم، فعل، حرف يا از سنت دستور نامه هاي غربي بويژه فرانسه- انگليسي پيروي مي کند مانند حالات اسم و نيز طبقه بندي انواع کلام به نُه دسته به عنوان نمونه اسم در زبان فارسي حالت (فاعلي- مفعولي و غيره) دارد در حاليکه در زبان فارسي نوين فاقد عنصر صوري حالت35 هست و تحميل مقولات زبان هاي بيگانه موجب نابساماني و شيفتگي در قواعد دستور زبان فارسي شده است.
2-2-7 آميزش دستور در زماني36 و هم زماني37
رويکردي در زبان شناسي که چگونگي تغيير زبان در يک دوره زماني را مطالعه مي کند مانند تغيير در نظام صوتي زبان هاي رومانس38 و از ريشه لاتين و ساير زبان ها به زبان هاي نوين و يا مطالعه تغييرات حاصله در نظام صوتي انگليسي، از انگليسي قديم به انگليسي بريتانيايي نوين.
زبان شناسي در زماني با زبان شناسي هم زماني که نظام زبان را در يک نقطه خاص: مثلاً نظام صوتي انگليسي بريتانياي نوين، مطالعه و بررسي مي نمايد در مقابل هست (سوسور39، 1966؛اتچيسون40،1981). در نگاه سنتي به زبان تمايز در بين اين دو وجود ندارد.
2-2-8 اجزاء کلام قبل از ساختارگرايان
تقسيم اجزا کلام به نُه يا ده دسته زاييده تخيلات بشر و ناپايدار است. دستور سنتي بيشتر به بررسي واژه ها مي پردازد. در حاليکه جمله واحد اصلي زبان است. تعاريف اجزاء کلام بر اساس مصاديق خارجي صورت مي گيرد نه روابط و کارکرد آن در جمله. براي مثال تعاريف سنتي در خصوص چند جز کلام به شرح زير است:
اسم: کلمه اي است که بر فرد، جانور يا چيزي دلالت مي کند.
فعل: کلمه اي است که بر عمل دلالت مي کند.
صفت: به ويژگي اشياء دلالت مي کند (ابومحبوب،1383).
زبان شناسان دستور نامه هاي رايج را که از دستور يوناني نشات گرفته اند دستور سنتي41 ناميده اند. زبان شناساني که شديداً از نگاه سنتي انتقاد کرده اند، ساخت گرايان هستند که به نوبه خود مورد حمله پيروان دستور گشتاري قرار دارند.
2-3 ساختارگرايان به زبان چگونه نگاه مي کردند؟
در اوايل قرن بيستم زبان شناسان نگاه کاملاً متفاوت نسبت به سنتي گرايان در مورد زبان داشته اند. آن ها افکار سنتي گرايان را که مربوط به دستور ي بودن يا آنچه که بهترين کاربرد يا درست ترين کاربرد به حساب مي آيد ارائه مي دادند را رد کردند. اين زبان شناسان بيشتر روي حرف زدن واقعي انسان متمرکز شدند به عبارتي ديگر آنها آنچه را که مردم بکار مي بردند را مطالعه نمودند نه اينکه آنچه را که سنتي گرايان مي گفتند که بايد گفته شود که اين رويکرد را توصيف گرايي42 گويند.
افکار ساختارگرايان را در چند شماره بصورت خلاصه مي توان گفت: ساختارگرايان زبان را به سه لايه نحو43، تکواژ44، واج45 تقسيم کردند و گفتند که همه ي زبان ها در 3 سطح با همديگر فرق دارند و سنتي گرايان مي گفتند زبان ها با همديگر شباهت دارند. البته واج شناسي در سنتي گرايان نبود پس سنتي گرايان روي شباهت زبان ها ولي ساختارگرايان روي تفاوت زبان ها متمرکز شدند و کار کردند و همه آن ها را از يک زبان نمي دانستند.
2-3-1 ساختارگرايان و مهارت صحبت کردن
ساختارگرايان تحقيق خود را روي مهارت صحبت کردن م
تمرکز کردند و صداي واقعي مردم را ضبط مي کردند و در حاليکه سنتي گرايان روي نوشتار متمرکز شده بودند.
2-3-2 ساختارگرايان و هم زماني و در زماني
ساختارگرايان زبان را بصورت هم زماني و درزماني مطالعه و تاکيد مي کردند که اين دو نبايد در هم آميخته شود. زبان شناسي درزماني از اين بحث مي کند که يک زبان بخصوص چگونه تغيير کرده و تحول يافته تا بصورت امروزي درآمده در حاليکه در هم زماني نظام زبان را در يک نقطه خاص بررسي مي نمايد. در زبان شناسي سنتي تمايزي بين اين دو قائل نمي شدند.
زمان 1 توصيف نظام صوتي فارسي کهن
توصيف تغييرات بين اين دو نظام
زمان 2 توصيف نظام صوتي فارسي نوين

2-3-3 ساختارگرايان و شبکيه زبان
در زبان شناسي ساختارگرايان که بيشتر از سوسور تاثير پذيرفته اند زبان را از يک شبکه بهم بافته نشان مي دهد. در حالي که سنتي گرايان زبان را بريده بريده و جزئي مي دانند و هيچ گاه از دستگاه زبان تصوير کلي و يک جا بدست نمي دهند.
2-3-4 ساختارگرايان هم نشيني46 و جانشيني47
در ساختارگرايان رابطه اي که واحدهاي زبان مثل واژه ها- جمله واره ها با ديگر واحدها دارند بدين سبب که مي توانند همواره در يک زنجيره متوالي بيايند با آن ها رابطه هم نشيني دارند اما رابطه جانشيني رابطه يک کلمه با کلماتي است که مي تواند در آن جمله با آن بيايند. مثال: خط هاي افقي رابطه هم نشيني و خط هاي عمودي رابطه جانشيني. در روش سنتي کلمه تک تک مورد بررسي قرار مي گيرد و طول و عرض ندارد.
ساختارگرايان اين اصطلاح را غالباً به زنجيره اي از زبان اشاره دادند که داراي نوعي رابطه با يکديگرند. مثلاً يکي از ساختار گروه اسمي مي تواند بصورت: اسم + صفت + حرف تعريف باشد مانند :
The friendly ape
و يکي از ساختارهاي ممکن هجا در انگليسي C.V.C است48.
2-3-5 ساختارگرايان و جنبه فيزيکي زبان
ساختارگرايان روي جنبه فيزيکي و قابل لمس زبان متمرکز شدند. سوسور قبلاً بين زبان49 و گفتار50 تمايز گذاشته بود. تاکيد زبان شناسان روي جنبه ي عيني، فيزيکي و قابل مشاهده بود عيني را کنار گذاشتند و فقط روي گفتار شفاهي متمرکز شدند.
در نظر ساختارگرايان امريکايي پيکره اي که از گفتار مردم عادي بدست آمده باشد، تنها مواد اوليه ي قابل اعتمادي است که مي تواند جهت کشف و نوشتن دستور يک زبان مورد استفاده قرار گيرد.
بطور مثال فردي به نام چارلس. فرايز51 براي نوشتن دستوري براي زبان انگليسي که نام آن را ساخت زبان انگليسي گذاشت. در حدود 50 ساعت مکالمه تلفني افراد معمول را ضبط کرد. بدون اينکه گفتگوکنندگان بدانند که صداي آنها ضبط مي شود و سپس اين مواد را تجزيه و تحليل نمود و دستور خود را صرفاً براساس اطلاعاتي که از اين راه بدست آمد قرار داد و از شم زبان خود به عنوان فردي که انگليسي زبان بود به آن اضافه يا تجويز ننمود و اين زماني بهتر انجام مي شود که محقق در مورد زباني بررسي نمايد که خود آن زبان را نمي داند.
2-3-6 ساختارگرايان و معنا
در زبان شناسي ساختارگرا نسبت به مطالعه ي معنا رغبتي نشان نمي دادند. ساختارگرايان معناي واژه را برابر با توصيف علمي پديده اي که اين واژه به آن اشاره مي کند مي دانستند و ادعا مي کردند چون ما هرگز نمي توانيم معناي واژه را لمس کنيم مانند لغت عشق.
پس سعي در مطالعه معناي زبان را بي ثمر مي دانستند. اين زبان شناسان به دنبال واقعيت هاي عيني و قابل مشاهده بودند و با توجه به اينکه معناي اکثر کلمات قابل لمس نبود. پس از ديدگاه خودشان آن را از حوزه زبان شناسي بيرون مي کردند (فينو چيارو برومفيت52، 1983).
بلومفيلد اعتقاد داشت مطالعه ي معنا ضعيف ترين و بي ربط ترين قسمت زبان است و اگر روزي دانش انسان به حدي رسيد که بتواند مثل فرمول آب H2O ترکيبات و يا سازنده واژه را در جهان خارج حتي به صورت آزمايشگاهي نشان دهد آن وقت مي توان در مورد معناي کلمات فکر کرد. همين افکار بلومفيلد باعث شد تا دهه 1960 قريب به 30 سال نسبت به مطالعه معنا رغبتي نشان ندهند.
آنچه براي ساختارگرايان به عنوان مواد اوليه زباني داراي اعتبار است گفتارهايي هستند که اساساً ضبط شده باشند به همين خاطر ان ها هميشه از زنجيره گفتار حرف مي زنند درباره ي ساخت جمله يا هر قطعه اي از زنجيره گفتار معتقدند که آن را مي توانند به عناصر کوچکتر تجزيه نموده تا سرانجام واحدهايي را بدست آورند که ديگر قابل تجزيه نباشند. يعني اگر آن ها را بيشتر تجزيه کنيم اجزايي بدست مي آيند که ديگر نه معنا دارند و نه مي توانند نقش دستور ي به عهده بگيرند هر يک از اين واحدها را تکواژ53 مي نامند.
هيچ کدام از اين تکواژها ديگر نمي توانند تجزيه شوند بطوري که اجزاي حاصل از آنها معنا و نقش دستور ي داشته باشند.

2-4 روش بررسي و يا تحليل در تجزيه دوگانه در ديدگاه ساختارگرايان
قبل از همه چيز بايد گفت در شناسايي تکواژها بين ساختارگرايان افکار مشترکي وجود ندارد و اين شامل شناسايي واج ها نيز مي شود. ولي به طور کلي مي توان گفت ساختارگرايان به نحوي يا روشي از شيوه جانشيني54 استفاده مي کنند. اين جا روش جانشيني را در شناساندن تکواژها بررسي مي کنيم.
اگر بخواهيم دريابيم که يک صورت زباني شامل چند تکواژ مي شود بايد تکه هايي از آن را با تکواژهاي ديگري که از پيش ساخته ايم به ترتيب و به نوبت عوض کنيم. اگر تکواژي که جانشين تکواژ موجود شود و بتواند در آن بافت صورت هاي معنا بسازد آن تکه هاي جدا شده تکواژ هستند ولي
اگر اين جانشيني يا جايگزيني صورت معناداري نسازد تکواژ شمرده نمي شود. مثلاً فعل مي ترسانيدم را در نظر بگيريد مي توانيد در پايان کلمه ي مي ترسانيدم يکي از تکواژهاي 0 صفر “ي”، “ايم” مانند مي ترسانيدم، مي ترسانيدي، مي ترسانيد، مي ترسانيديم، مي ترسانيديد، مي ترسانيدند و يا به جاي بن، فعل ديگر يا به جاي پيشوند “م” نه قرار بدهيم و جانشين بسازيم که داراي مفهوم مي باشند يا فعل انگليسي مانندstopped به جاي stop فعل هاي ديگري قرار بدهيم و “ed” در جاي خودش قرار بگيرد.
در شناختن واج هاي زبان نيز از همين روش جانشيني استفاده مي شود. به عنوان مثال: تکواژ “کوش” (به معناي کوشيدن) را مورد بررسي قرار مي دهيم. اين تکواژ از سه واج ترکيب شده است که به ترتيب عبارت است از: [/k/u/sh/]. به نظر ساختارگرايان ما اين مطلب را از همين جا مي دانيم که در 3 نکته از اين زنجيره ي صوتي براي واج هاي ديگر امکان جانشيني وجود دارد. در آغاز زنجيره به جاي /k/ و به جاي /u/ و به جاي /sh/ مي توان واج هاي ديگري قرار داد که مي تواند داراي مفهوم باشد.
بنابراين چون فقط در سه نقطه امکان جانشيني وجود دارد و زنجيره آوايي کوش از سه واج k-u-sh تشکيل شده است با توجه به مثال هاي بالا مشخص مي شود که ساختارگرايان چگونه از روش جايگزيني براي تقطيع، شناسايي و طبقه بندي واحدهاي زباني استفاده مي کنند.
روش جانشيني در زبان هاي پيوندي از جمله ترکي بهتر جواب خواهد داد، چرا که عناصر سازنده آن زنجيروار در کنار آن قرار مي گيرند. بطور مثال: گتيرديم به جاي تمام تکواژها مي توان تکواژ ديگري جانشين کرد که داراي مفهوم باشند و اين تکواژها بطور منظم و پشت سر هم در کنار هم قرار گرفته اند. متاسفانه روش جانشيني که ساختارگرايان به اين اعتقاد داشتند مخصوصاً در زبان هاي صرفي55 جوابگو نيست. مانند Take/Took را اگر مقايسه کنيم مي توانيم بگوييم اولي زمان حال و دومي زمان گذشته است.
اين جا از نظر صوري تکواژ مستقلي که نماينده زمان گذشته باشد وجود ندارد. آن چه که اتفاق افتاده تغيير يک مصوت به مصوت ديگر است. اينجاست که کار تجزيه ي دوگانه دوباره به بن بست مي رسد. بطوريکه از بحث بالا فهميده مي شود تصوري که ساختارگرايان از زبان دارند يک ارتباط خطي يا زنجيره اي است.
بطور کلي مي توان گفت تجزيه دوگانه و نظام خطي زبان حقيقت هست ولي تمام حقيقت نيست با اين معني که در هر زبان ساخت ها و روابطي هست که در چهارچوب اين مقولات توجيه شدني نيستند. مثلاً رابطه تطابقي که در بيشتر زبان ها وجود دارد با ملاک هاي خطي يا زنجيره اي قابل توجيه نيست. به مثال زير توجه کنيد (باقري، 1384).
The girl who is comeing is not from Tabriz.
در اين جمله بين دختر و است دومي تطابق وجود دارد ولي رابطه ما براي ارتباط خطي بين تکواژهاست. زيرا رابطه خطي تکواژها محدود به تکواژ قبلي و بعدي آنها مي شود.
2-5 سازه هاي پياپي در ساختارگرايان
زبان شناسان ساختارگرا درباره ي شناسايي و طبقه بندي کوچکترين واحد دستور ي يعني تکواژها (و نيز درباره ي کوچکترين واحدهاي صوتي يعني واج ها) تحقيقات زيادي انجام داده اند ولي در مورد واحدهايي که شامل بزرگ تر از تکواژها، چگونه هستند و چگونه بايد متمايز شوند چيز راضي کننده ارائه ننمود اند.
آنها باور داشتند کار هر زبان شناس تنه

منبع پایان نامه درباره آموزش زبان، طرح پژوهش، ابزار پژوهش، دوران باستان

زبان هدف بصورت روان مي باشد.
در حاليکه در رويکرد ساختارگرايي که بيشتر از سوسور نشات گرفته بود به زبان بصورت ساختار نگاه مي کردند و هرگز به روح زبان توجه نمي کردند و زبان آموزان زبان را که در پشت درهاي مدرسه ياد مي گرفتند هرگز نمي توانستند به بيرون از حيطه ي کلاس درس دانش خود را انتقال دهند. در حاليکه در رويکرد ارتباطي هدف ارتباط در محيط واقعي زبان بود (فينوچيار و برومفيت3، 1983).
گرچه سالهاست کتاب هاي مختلف در روش آموزشي (ايران) به کار برده مي شود ولي سخت است به راحتي پيشرفت زبان آموزان را که هدف اصلي مهارت صحبت کردن است تاييد کرد. چرا که دانش آموزان و يا دانشجويان پس از 13 و يا حتي 16 سال از توانايي ارتباط به زبان مقصد ناتوان مي باشند.
1-2 بيان مسئله
اين طور به نظر مي رسد که بعد از گذشت سال ها اغلب مدرسان سنتي زبان هاي خارجي درک واقعي از انقلاب و يا دوره هاي مختلف زبان شناسي (سنتي4، ساختارگرايان5، زايشي6، نقش گرايان7) هرکدام بر حسب ديدگاه هاي روانشناسي(رفتار گرايان8 ، شناختي9 و ارزش انساني10) بودند ندارند .با توجه به اين هر متد يا روش، يا تکنيک ارائه شده در کلاس بر حسب دو فاکتور زبان شناسي و روانشناسي پشت سر آن مي باشد . بطور مثال تکرار کردن در کلاس که بر حسب روانشناسي رفتار گرا و زبان شناسي ساختار گرا انجام مي گيرد. بنابراين پس از درک دو اصل مهم که در بالا ذکر شده است نوبت به متد يا تکنيک در کلاس ميرسد . ارائه تکنيک در کلاس بدون درک کوضوع مهم زبان شناسي پشت سر آن غير ممکن مي باشد. سالها پيش هدف از يادگيري زبان خواندن و درک مطلب بود چرا که بر حسب زبان شناسي سنتي بود و در ديدگاه هاي زبان آن چيزي است که فلسفه، منطق ، ادبيات در آن نوشته شده و افراد ملزم به درک مطلب و خواندن آن ميکند و مهارت صحبيت کردن و ياتلفظ مطرح نبوده در حاشيه امروزه جهان تبديل به يک دهکده اي شده که از طريق دنياي مجازي الکترونيک فاصله ها کم شده و مهارت صحبت کردن را براي افراد بيشتر ضروري نموده است(فرهاديو دلشاد،1385). به همين خاطر دو ديدگاه زبان شناسي ( ساختار گرايانکه بيشتر روي مهارت صحبت کردن در کلاس بصورت ساختارگرا و نقش گرايان که به توانش ارتباطي تاکيد داشتند را مورد بررسي قرار مي دهيم .

1-3 سؤالات تحقيق
– آيا استفاده از رويکرد کاربردي و رويکرد ساختار گرا تاثير برابر روي مهارت صحبت کردن زبان خارجي دارد؟
– آيا استفاده از رويکرد کاربردي نسبت به رويکرد ساختارگرايي در مهارت صحبت کردن خارجي تأثير بيشتري دارد؟
1-4 فرضيه هاي تحقيق
1- استفاده از رويکرد کاربردي و رويکرد ساختار گرا تاثير برابر روي مهارت صحبت کردن زبان خارجي دارد
2- استفاده از رويکرد کاربردي نسبت به رويکرد ساختارگرايي در مهارت صحبت کردن زبان خارجي تأثير بيشتري دارد.
1-5 اهداف و اهميت تحقيق
الف) دانش آموزاني که زبان را در کلاس ياد مي گيرند نمي توانند آن دانش زباني را به دنياي بيرون (بيرون از جو کلاس) انتقال بدهند. اين تحقيق کاربردي زبان مي تواند کمک شاياني روي کاربرد زبان بصورت عملي باشد.
ب)اين تحقيق تئوريهاي زبان شناسي را به صورت عمل و آزمايش کار کرده و در حالي که معمولا اکثر بررسي ها در علم زبانشناسي به صورت توصيفي بوده است.
ج)اين تحقيق ارتباط بين روانشناسي ،زبانشناسي و آموزش در کلاس را به طور هم زمان مورد بررسي قرار داده و اين در حالي است که کتابهاي آموزشي بدون توجه به ديدگاه هاي زبان شناسي پشت سر آن ميباشد .
د) اين تحقيق مي تواند يک انگيزه براي اين جانب براي بکاربردن آن در کلاس باشد و در ضمن بعد از 17 سال تدريس در موسسات مختلف اولين فرصت و شانس اين بود که بصورت علمي آن را انجام
داده ام.
ي)يافته هاي اين تحقيق ميتواند تاثير مثبت در روند آموزش زبان در سياست آموزش و پرورش کشور داشته باشد.

1-6 تحديد و محدوديت در تحقيق
هر طرح پژوهشي دامنه و عمق مشخصي دارد که به بررسي مساله خاص مي پردازد و به پرسش هاي معين پاسخ مي دهد. هر چه اين دامنه خاص تر باشد و مساله مورد بررسي و پرسش هاي آن با دقت بيشتري تبيين شود، پژوهش مورد نظر از اعتبار بيشتري برخوردار خواهد بود.
از سوي ديگر هر طرح پژوهشي در محيط واقعي انجام مي شود و محقق ناگزير است نگاه واقع بينانه به روند کار خود داشته باشد. زمان و توان محققان در اجراي طرح هاي پژوهشي محدود است و نمي توان انتظار داشت آنان فارغ از واقعيت هاي زندگي در فضاي رويايي و خيالي به مطالعه بپردازند.
به اين ترتيب پژوهشگر در ابتدا مرز خود را به دقت مشخص مي سازد تا بتواند همه ي وجوه موردنظر را در آن بررسي کند. مرزي که محقق تعيين کرده از جنس محدوده (يا حدود تحقيق) است که به آن دامنه ي تحقيق گفته مي شود.
الف) محدوده و محدوديت موضوعي: در علم زبان شناسي موضوعات اموزش بصورت اقيانوسي مي باشد که پژوهشگر بررسي دو رويکرد ساختارگرا و نقش گرايان را روي مهارت صحبت کردن محدود نموده است.
ب) محدوده و محدوديت زماني: زمان در تحقيق حداقل از دو جهت اهميت دارد. يکي اينکه محقق براي انجام هر مطالعه مستقل چقدر وقت در اختيار دارد و دوم اينکه براي بررسي پيشينه ي موضوع که دامنه ي زمان را در نظر گرفته، در هر دو شکل، عنصر زمان نقش کليدي دارد. بديهي است که زمان مورد نظر براي انجام هر تحقيق بايد معقول و منطقي باشد. با توجه به اينکه تحقيق گر با دو موضوع زبان شناسي و آموزش بصورت هم زمان سروکار دارد.
حداقل يک و نيم سال جهت اجراي عمل اي
ن تحقيق بکار برده است.
ت) محدوده و محدوديت مکاني: بسته به موضوع و نوع مطالعه ي دامنه ي جغرافيايي هر پژوهش بايد محدود و مشخص باشد. محدودهي مکاني بر اساس موضوع پژوهشي و هدف آن تعيين شده است. در اين جا پژوهشگر محدودهي مکاني را به يک آموزشگاه که متعلق به خود پژوهشگر در شهر اردبيل است اختصاص داده است.
ث) محدوده و محدوديت ابزاري: ابزار پژوهش در مطالعات مختلف بسيار متنوع و گوناگون است و انتخاب مناسب ترين ابزار نقش ويژه اي دراين زمينه خواهد داشت. در اينجا ابزار براي سنجش بصورت مصاحبه ي شفاهي مي باشد و سنجيدن دانش مهارت صحبت کردن دانش آموزان بصورت ذهني مي باشد، نه عيني.
ج) محدوده و محدوديت عددي:
با توجه به اين که دسترسي به تمامي دانشجويان و دانش اموزان در ايران غيرممکن است پژوهشگر فقط روي افرادي که به صورت اتفاقي انتخاب کرده و تقريباً نماينده ي افرادهاي همنوع خود در جامعه مي باشد تحقيق کرده است.
1-7 اصطلاحات کليدي
1-7-1 ساختارگرا
رويکردي در زبان شناسي که بر اهميت زبان به عنوان يک نظام تاکيد مي کند (برلينر11، 1984).
1-7-2 برنامه ي درسي ساختاري12
نوعي سرفصل دروس يا برنامه ي درسي براي تدريس زبان که بر مبناي گزيده اي از واحدها و ساختارهاي دستوري است مثلاً صورت هاي فعل، قواعد دستور ي و الگوي جمله که در زبان موجودند و آن ها را به گونه اي که مناسب تدريس باشند مرتب ميکنند. ترتيب عرضه ي مطالب و ساختار دستور ي ممکن است بر اساس عامل هايي نظير بسامد- دشواري- مفيد بودن يا ترکيبي از آن ها باشد. (الکساندر و همکاران13 ، 1975)
1-7-3 نمونه دادن / سرمشق دادن14
سرمشق دادن، دادن نمونه يا مدل (مثلاً جمله خبري، يا پرسشي) به عنوان مثال به کسي که زبان را ياد مي گيرد.
در يادگيري زبان دوم و يا خارجي در بعضي روش ها تاکيد بر اين است که مدرس نمونه يا مثال بر يادگيرنده بدهد تا تقليد کند. در روش شنيداري- گفتاري اين روش را انجام مي دهند (گود و برافلي15، 1987).
1-7-4- مصاحبه مهارت گفتاري16
نوعي آزمون صحبت کردن که نمونه اي قابل درجه بندي از زبان شفاهي يا گفتاري امتحان دهنده را ضمن مصاحبه اي ساختارمند، دانش آن را اندازه گيري مي نمايد. در اين نوع آزمون، امتحان دهنده و امتحان گيرنده بصورت متقابل با هم گفتگو مي کنند. غالباً گفتار امتحان دهنده ضبط مي شود و سپس توسط چند نفر امتحان گيرنده طبق معيارهاي از پيش تعيين شده درجه بندي مي شود.
1-7-5- رويکرد انسان گرايانه17
نگاه و يا رويکردي که به موارد زير توجه مي کند:
الف: توجه خاص به لياقت انسان
ب: رشته خوداگاهي و درک ديگران
پ: احساس نسبت به احساس ها و عاطفه انسان
1-7-6- رويکرد ترکيبي18
در تدريس زبان اصطلاحي است که گاه براي اشاره به روش هاي تدوين يک برنامه درسي يا يک دوره آموزشي بکار مي رود. در اين رويکرد، نخست زبان مورد تدريس را به قسمت هاي اساسي تقسيم مي کنند (مثلاً دستور زبان را به اجزا کلام و ساخت دستور ي تقسيم مي کنند) و سپس هر يک را جداگانه تدريس مي کنند. وظيفه يادگيرنده آن هست که قسمت هاي منفرد را دوباره کنار هم بگذارد (يعني آن ها را با هم ترکيب کند و ياد بگيرد) (ويلکينز19، 1976).
1-7-7- رويکرد تجزيه اي20
رويکردي که در آن نقطه ي شروع برنامه ي درسي و طراحي درس، واحدهايي از رفتار زبان هستند (مانند توصيف ها، خواهش ها، غذرخواهي ها، پرس و جوها) مي باشند (ويلکينز21 ،1976).
1-7-8- رويکرد ارتباطي22
رويکردي در تدريس زبان خارجي يا زبان دوم که بر اين نکته تاکيد دارد که هدف يادگيري زبان توانش ارتباطي است و در پي آن است که ارتباط معنادار و کاربرد زبان را به کانون توجه کليه فعاليت هاي کلاس درس تبديل نمايد.

1-7-9- مهارت صحبت کردن23
يک نوع فعاليتي که از چند نوع فعاليت ديگر ايجاد مي شود و مستقل نيست و اين چند نوع فعاليت که بايد با هم انجام شود اين نوع مهارت را سخت کرده. در آموزش زبان مهارت صحبت کردن خيلي مهم است. چرا که اين نوع مهارت توليدي مي باشد (بيلي و ساواگ24،1994).
مهارت صحبت کردن در اين تحقيق، بکارگيري زبان را براي ايجاد ارتباط با افرادهاي مختلف در جايگاه هاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد (باکر وستروپ25، 2003).
1-7-10- رويکرد سنتي26
رويکردي که روش هاي قديم بيشتر بر اين اساس ذکر شده و مي باشد مانند روش دستور و ترجمه و يا شنيداري- گفتاري که بيشتر بر روي ساختار دستوري و تکرار متمرکز شده است (برون27،2000).
و زبان را به چند قسمت تقسيم کرده و هر قسمت را به صورت مجزا تدريس مي نمايد (اليس28،1993).

فصل دوم :
ادبيات پژوهش

2-1- مقدمه
آموزش هر زبان خارجي به دانستن اصول و شيوه هاي خاص نياز دارد که ندانستن آن راه پرپيچ و خم زبان آموزي را طولاني تر و پرپيچ و خم تر مي کند. عدم آگاهي از اصول آموزش براي مدرسان و يادگيري براي زبان آموزان، مساله پيچيده زبان آموزي را به مراتب پيچيده تر مي کند.
استفاده ي فراگير از زبان انگليسي در سطح جهان باعث شده است که جهانيان آن را يک زبان بين المللي بنامند. در 50 سال اخير پيشرفت هاي سريع در تمام زمينه هاي علمي از يک سو و نيازهاي روزافزون جامعه بشري به سبب همين پيشرفت ها از سوي ديگر، ايجاد ارتباط با ساير ملل را بيش از پيش ضروري نموده است. بدنبال اين دگرگوني ها از ديرباز مردم جهان در تمام زمينه هاي صنعتي، پزشکي، اقتصادي، کشاورزي، تجاري، تحصيلات دانشگاهي، سفرهاي زميني، هوايي، دريايي، ورزشي، صنعت گردشگري و صدها موارد
مشابه ديگر به ايجاد يک زبان ارتباطي واحد انديشيده اند.
گرچه پيشنهادهايي براي فراگير کردن يک زبان ارتباطي واحد مانند اسپرانتو مطرح شد و موفقيت هايي هم بدست آورد ولي از آن جا که زبان انگليسي بعد از جنگ جهاني دوم بتدريج در بعضي از کشورهاي جهان از جمله در کشور ايران به سرعت گسترش يافت و مورد حمايت قاطع برخي از کشورهاي قدرتمند جهان بويژه ايالات متحده آمريکا قرار گرفت. در بسياري از کشورهاي جهان که زبان انگليسي زبان مادري آنها نمي باشد، اين زبان را به عنوان زبان دوم در سيستم آموزشي مدارس و دانشگاههاي خود گنجانده اند و از دروس اصلي آن ها به شمار مي آيد.
در کنار برنامه هاي درسي مدارس و دانشگاه ها، مرکز آموزش و يادگيري زبان زيادي در تمام کشورها در امر اموزش و يادگيري زبان انگليسي بصورت موسسات خصوصي، نيمه خصوصي و دولتي فعاليت مي نمايند. وجود چنين طيف وسيعي از نياز ملت هاي دنيا به دانستن زبان انگليسي سبب شده است تا محققان و مدرسان زيادي به تحقيق پيرامون آموزش و يادگيري زبان انگليسي زبان دوم29 بپردازند و سالانه با نوشتن هزاران مقاله، کتاب، پايان نامه هاي کارشناسي ارشد و دکترا، ارائه
سخنراني هاي تخصصي، و تشکيل کنفرانس هاي علمي و سمينارهاي متفاوتي پيرامون آموزش و يادگيري زبان در پي يافتن شيوه هاي متناسب آموزش زبان انگليسي باشند و در اين ميان نظريه هاي مختلفي در مورد زبان و در مورد يادگيري پيشنهاد شده هست و اگر افراد دانش کامل در مورد انسان نداشته باشند هرگز نمي توانند زبان را به صورت علمي تدريس نمايند.
به همين خاطر در دوره هاي مختلف نگاه به انسان و نگاه به زبان داشته ايم. مثلاً در دوره صدسال پيش هيچ نگرشي به انسان نداشتند يعني به انسان فکر نمي کردند و فقط در مورد زبان بحث مي کردند. در اوايل قرن نوزدهم علم زبان شناسي نوين متمرکز به شناختن انسان شدند و نگاه هاي مختلف نيز به انسان داشتند و امروز نيز روش هاي مختلف با توجه به نگاه هاي مختلف به انسان و زبان ايجاد شده است. به عنوان مثال، در روش هاي سنتي که هنوز از علم زبان شناسي و آموزش زبان و روش شناسي خبري نبود فقط موضوع بحث روي زبان بود که روش سنتي دستور و ترجمه حاکم بود و هيچ توجهي به انسان نداشتند.
2-2- نگاه به زبان قبل از ساختارگرايان (نگرش سنتي به زبان)
رويکرد سنتي که قبل از رويکرد ساختارگرايان در جهان مرسوم بود. مهمترين بخش آن به بررسي انواع کلام مي پردازد و هنوز هم در مدارس تدريس مي شود (سايتي30، 1382) ريشه در مطالعات انديشمندان قبل از ميلاد دارد.
ارسطو اولين دستور نويسي است که در قرن چهارم قبل از ميلاد مي زيسته است. گفته مي شود که افلاطون مقولات اسم و فعل را از يکديگر تشخيص داد. سپس ارسطو جزء حرف را به آن ها افزود و بدين ترتيب واژه هاي زبان يوناني را به سه مقوله تقسيم نمود. با گذشت زمان، مقولات ديگري نيز به اين طبقه بندي اضافه شد. اين دستور مبناي آموزش زبان در مدارس مغرب زمين قرار گرفت (باطني ،1376؛مشکوه الديني،1386).
از جمله دستور نويسان يونان داگراسيون تراکس بود، که در قرن دوم پيش از ميلاد اولين دستور زبان يوناني را نوشت و جزو اصحاب رواقيون به شمار مي رفت.
دستور زبان در دوران باستان براي مطالعه ي زبان رايج شاعران و نويسندگان نيز به شمار مي رفت.
2-2-1 صورت و معني قبل از ساختار31
اين رويکرد که قبل از ساختارگرايان مي

دانلود مقاله با موضوع آداب و رسوم، دوره قاجار، دارالفنون

دارد و با استفاده ازطاق هاي مرسوم روستايي ونورگيرهاي برگرفته ازبادگيرهاي کويري طراحي شده است وطرح مارپيچ داخلي آن از الگويي کاملا مدرن پيروي مي کند.132
اين شيوه طراحي هم اداي ديني به معماري سنتي است و هم مبين اين نکته که تلفيق اين دو معماري (الهام از اصول معماري سنتي ومدرن) امکان پذير است. در طراحي موزه هنرهاي معاصر دو ديدگاه مورد بررسي قرارگرفته که هر دو آنها به درستي انتخاب و مورد بازبيني قرار گرفتند: يکي در محوطه اطراف موزه است يعني بوستان لاله که فضايي نسبتا بزرگ است و ديگري مسير دسترسي به موزه که در کنار يکي از محورهاي حرکتي پارک لاله قرار دارد. طراح موزه حياط مرکزي را انتخاب کرد که علاوه بر اينکه يکي از نشانه هاي معماري ايراني باشد بتواند به کمک آن فضايي مجزا از بوستان را ايجاد کند(ميرزايي، 1388).

تصوير(3-15) : نمايش بخش هاي مختلف موزه هنرهاي معاصر تهران(منبع: صالحي،1389).

علاوه بر آن با طراحي ديد مناسب از حياط مرکزي به بوستان، سعي بر برقراري رابطه با بوستان نيز دارد. اين رابطه در طراحي داخلي نيز با پنجره هاي ديواري و سقفي حفظ شده است. در دل اين بوستان بزرگ محوطه ي وسيعي وجود دارد که به دليل نصب مجسمه هايي از هنرمندان نامدار ايراني وخارجي به “به باغ مجسمه” معروف است ودقيقا يادآور باغ هاي ايراني است که از دل تاريخ وانديشه باصلابت وشکوهند ايران بيرون آمده است. آنهايي که با جغرافياي ايران آشنايي دارند به درستي درک مي کنند که درپهنا وحاشيه کوير، باغ هايي با درختان سربه فلک کشيده قد علم کرده اند ودرون هريک از باغ ها ،عمارتي يا بناهايي ساخته شده که کام ودل ساکنانش را با پيچش نسيم به بار نشسته درون بادگيرها، هشتي، چهارسو ومعبر همراه مي کند. بنابراين اقليم ومختصات کوير، بهترين وبيشترين موضع معماري درجهت همراهي با طبيعت را انتخاب مي کند. ساختمان موزه درزمان حال بيشتر وواضح تر تاريخ گذشته ايران را درذهن ها جا مي اندازد. ساختمان موزه از سنگ وبتون ساخته شده و روي هم رفته8500مترمربع مساحت دارد.133
سطح کلي ديوارهاي موزه نيز مساحتي بالغ بر2500 مترمربع را تشکيل مي دهد. که شامل 9 گالري کوچک وبزرگ وداراي تجهيزات کامل جهت نمايش آثار هنري است .اين موز ه يکي از فعال ترين وپرثمرترين مراکز فرهنگي وهنري در تهران است که دربافت شهري نمودي بسيار زيبا وخوشايند دارد. موزه هنرهاي معاصر تهران ساختماني پست مدرنيستي است که با بهره گيري از عناصر معماري کهن ايراني به صورتي ميني ماليستي خود نمايي مي کند.

تصوير(3-16) : نمايي از ساختمان موزه ي هنرهاي معاصر تهران(منبع: http://www.tmoca.com)
بادگيرها به وضوح در کالبد و فرم بنا خود نمايي مي کنند. بادگيرهايي که سابقا نقش تهويه و جريان باد را در ساختمان داشتند اکنون وظيفه انتقال نور به داخل بنا را دارند. باد از دل بادگيرها عبور کرده و در دل فضا بخش مي شود. سايه ها – نيم سايه ها و نورها به طوري کنار يکديگر قرار گرفته اند که هر گالري را به بخشي مجزا براي نمايش آثار تبديل مي کند. مسير آغازين بازديد کنندگان يک رمپ است که با حرکت دوراني مخاطب خودرا به زير زمين هدايت مي کند. مخاطب مجبور است درادامه حرکتي آرام و مارپيچ را دنبال کند. ودرآخر هم مخاطب بدون اين که احساسي ناخوشايندي از حرکت در مسير پيچ درپيچ داشته باشد به جاي نخست خود باز مي گردد يعني سردرموزه هنرهاي معاصر تهران.
طراحي مجموعه با الهام از معماري سنتي و بر مفاهيم فلسفي آن بنا شده هشتي، چهار سر، معبر و گذرگاه پلان موزه از تکرار مربع و مستطيل در تمام سطوح پلان مي باشد. ورودي ورودي بنا از طرف خيابان کارگر نبش پارک لاله مي باشد. وجود نورگيرهاي بادگير مانند بنا از بيرون يکي از علل جذب بازديدکنندگان ازميان پارک و خيابان هاي اطراف مي باشد(نادعليان،1383).
يکي از اصول مهم در طراحي موزه ايجاد شيب در طرح اين بناست که توسط رامپ با شيب تقريباً 17- 16% به قسمت هاي ديگر موزه از قبيل اداري ارتباط مستقيم و درجه يک داشته است. در مسير نمايشگاه طراح بازديدکننده را با شيب ملايمي هدايت مي کند که بازديدکننده را که از رامپ پايين رفته دوباره با شيب به محل لابي باز مي گرداند. فضاي باز طراح فضاي باز را جهت آرامش و استراحت بازديدکنندگان پس از مشاهدات طولاني ايجاد کرده اما بدليل مسائل امنيتي و ايجاد نور زياد، به داخل موزه مسدود نموده است.134
بدنه موزه، از بتن به دليل خشن بودن و کشته بودن رنگ و جذب نور و جلوگيري از انعکاس آن و همچنين خواص اکوستيک و مجزا کردن اثر از ديواره بنا که بازديدکننده راحت تر اثر را درک کند استفاده شده است. در ساخت کف سازي، استفاده از موکت جهت جلوگيري از ايجاد صداي حرکت بازديدکنندگان و همچنين جلوگيري از انعکاس نورهاي نقطه اي تأييد شده است. نور در اين موزه با ايجاد نورگيرهاي بادگير شکل که با استفاده از قوس نور مستقيم تأييد شده را به طور غيرمستقيم به داخل هدايت مي کند، تامين مي گردد. نورهاي نقطه اي جهت مشخص کردن و برجسته نشان دادن اثر از کليت بنا استفاده مي شود. اما به دليل ابعاد بزرگ پنجره ها از پرده استفاده شده تا نور را کنترل کند.
همچنين سيرکولاسيون ورودي بنا طوري است که بيننده ابتدا به زيرزمين هدايت شده سپس توسط شيب ملايم و نامحسوس دوباره به همکف بازگردانده شده است. عليرغم وجود طراحي بالا و قدرتمند، طراح در سيرکولاسيون آن ضعيف بوده يا مدير موزه اثرات زيادي را در محلي کوچ
ک گنجانده است(ميرزايي و نادعليان،1388).
3-3-2-موزه ي ملي ايران
در موزه ي ملي ايران کاسه‌‏هاي سفالين پرنقش سرزمين شوش و تمدن عيلام، خنجرها و زيورهاي مفرغي لرستان با طرح‌‏هاي اساطيري، جام‌‏هاي زرين وسيمين تمدن هخامنشيان با نقش‌‏هايي از شيران و گل‌‏هاي نيلوفر آبي، کتيبه‌‏هاي خط ميخي تمدن‌‏هاي بين‌‏النهرين، بشقاب‌‏هاي لعابي الوان عصر صفويان و صدها شي‌‏ء باستاني زيبا و ارزشمند، آدمي را مي‌‏برند به اعصار دور گذشته، به روزگاران کهن ايران‌‏زمين.

تصوير(3-17): نمايي از موزه ي ملي ايران(منبع: ارشيو نگارنده)
ايران سرزميني با پيشينه ديرين و يکي از پنچ کشور داراي تمدن کهن است و در بطن خود ميراث‌هاي کهن و با ارزشمندي را جاي داده‌‏است. “موزه ملي ايران” مأواي اين ميراث گرانبهاست که طي ساليان زيادي با تلاش و کوشش باستانشناسان و محققان بسياري اکتشاف، گردآوري و نگهداري شد. 135
برطبق اسناد تاريخي در سال ???? هجري شمسي هنگامي‌‏که وزارت معارف و صنايع مستظرفه در ايران تأسيس شد، اولين موزه ايران (به معناي اعم آن) به نام “موزه ملي” به کوشش مرتضي قلي خان ممتازالملک در يکي از اتاق‌‏هاي مدرسه دارالفنون برپا گرديد. آثار اين موزه که شامل بيش از ??? قلم شيء بود پس از مدتي به تالار آئينه واقع در ساختمان مسعوديه (واقع در ميدان بهارستان) منتقل شد.

تصوير(3-18) : فضاهاي داخلي و گالري ها(منبع: ارشيو نگارنده)
با شروع به کار نخستين موزه ايران و پي بردن عموم به اهميت حفظ آثار تاريخي و فرهنگي و نيز همزمان با آغاز حفاري هاي باستان شناسان اروپايي در شوش به سرپرستي “ژاک دمرگان136” در سال ???? لزوم ايجاد موزه اي براي نگهداري و نمايش آثار کشف شده از حفاري ها احساس شد. به همين دليل دولت وقت به “آندره گدار” معمار فرانسوي که مطالعات شرق‌‏شناسي فراواني نيز داشت، مأموريت داد تا نقشه نخستين موزه علمي ايران را طراحي کند.137
گدار اين ساختمان را به سبک معماري ايراني و با الهام از ايوان بلند طاق کسري طراحي کرد. در اين طرح وجود يک حياط مرکزي و ورودي طاق ضربي و استفاده از آجرهاي قرمز و ستون‌‏هاي تزئيني، شاخصه‌‏هاي معماري کاخ کسري تيسفون و کاخ اردشير فيروزآباد متعلق دوره اشکاني و ساساني را به‎‌‏وضوح نشان مي‌‏دهد؛ که چنين طرحي کاملا متناسب با اهداف و فعاليت‌‏هاي موزه ملي بود. ساخت اين موزه با همکاري آندره گدار و معماري “حاج عباس قلي معمار باشي” در سال ???? آغاز و پس از ? سال مورد بهره ‌‏برداري قرارگرفت.

تصوير(3-19): برخي از اشياي گران بهاي گالري هاي موزه ملي ايران(منبع: آرشيو نگارنده)
در حال حاضر، موزه ملي ايران با ? ساختمان مجزا به نام‌‏هاي موزه ايران باستان (تاريخ تأسيس ???? هجري شمسي) و موزه دوره اسلامي (تاريخ تأسيس ???? هجري شمسي) و ?? بخش مختلف مشغول به کار است.
3-3-3-موزه هنرهاي ملي
موزه هنرهاي ملي در تهران، در دوره فتحعلي شاه قاجار، در محل ساختمان‌هاي وزارت فرهنگ و سازمان برنامه و بودجه‌، باغي بزرگ بود که از آن تنها ساختمان و حوضي باقي مانده است که اين ساختمان در سال 1309 تبديل به موزه هنرهاي ملي ايران شد و حوض وسط تالار از ميان برداشته شد. ساختمان موزه از بناهاي دوره قاجار درزمان فتحعلي شاه بوده است که اسم قديمي بنا حوزخانه باغ نگارستان بوده است که يکي از سه باغ درتهران قديم بوده است.
پنجاه سال قبل براي اينکه ساختمان حوضخانه براي شکل گيري اين موزه متناسب شود قسمت هايي دربخش جنوبي و شمالي حوضخانه با همان طرح قبلي به آن الحاق گرديد که مجموعاً شکل کنوني موزه را پديد آورده است. ديوارهاي اين دو بخش الحاقي (درابتدا و انتهاي موزه) برخلاف قسمت هاي اصلي فاقد آن گچبري هاي زيبا هستند وازطرح گچبري ها به صورت نقاشي روي ديوارهاي کشيده شده است.138
حسين طاهرزاده بهزاد در سال ???? با تلاش زياد موزه هنرهاي ملي و اداره هنرهاي ملي را تحت عنوان مدرسه صنايع قديمه به انگيزه احياء و تجديد حيات هنرهاي ملي و سنتي ايراني بنياد نهاد. در اواسط عهد صفوي به سبب برقراري ارتباط سياسي و نظامي و به تبع آن فرهنگي هنرهاي مغرب زمين مباني پراعتبار و ارزشمند هنرهاي اصيل ايراني را تحت سيطره خود گرفتند و آرام آرام هويت هنري ما را خدشه دار کردند. اين تغيير درآثار به جا مانده ازآن دوران تا عهد قاجاربسيارچشمگيرو قابل ملاحظه است بدين ترتيب اين مکان کانون حفظ و احياي ارزشهاي اصيل هنرهاي ملي وسنتي ايران گرديد.

تصوير(3-20): نماي ورودي ساختمان موزه هنرهاي ملي(منبع: www.tmoca.com)
در زمان فتح‌علي‌شاه‌، در محل ساختمان‌هاي وزارت فرهنگ و سازمان برنامه و بودجه‌، باغ بزرگي بود که از شمال تا خيابان هدايت فعلي و از جنوب تا ميدان بهارستان گسترده بود. اکنون، از آن باغ و قصر فقط حوض خانه‌اي باقي‌مانده که به موزه هنرهاي ملي تبديل شده است و شايد همين آن را از خطر نابودي محفوظ داشته است‌. اين مجموعه در برگيرنده بهترين هنرهاي ملي ايران در همه سال‌هاي اخير مانند مينياتور، تذهيب‌، خاتم‌، کاشي‌کاري‌، قالي‌بافي‌، پارچه‌بافي‌، زري دوزي مخمل بافي‌، ميناکاري‌، قلم‌زني و معرق است‌. اين ساختمان درسال????، به موزه تبديل شده است‌. ساختمان موزه از همان دوران باقي مانده و فقط حوض وسط تالار برداشته شد.

تصوير(3-21): نماي ورودي و داخلي موزه هنرهاي ملي(منبع: www.tmoca.com)
نام موزه از نام ب
اغ بر گرفته شده و چون اين محل حوض خانه بوده‌، به حوض خانه باغ نگارستان معروف است‌. اين موزه به همت مرحوم استاد حسين طاهرزاده بهزاد تأسيس شده است‌. دراين موزه آثارمختلفي به چشم مي خورد که نشان دهنده هفتاد سال شکوفايي و افتخارآفريني درگستره هنرهاي ناب و اصيل ايران زمين است ازجمله : مينياتور، خاتم ، فرش و اشياء متنوع با چوب و…139

تصوير(3-21): معماري فضاهاي موزه(منبع: www.tmoca.com)
3-4-جمع بندي بررسي نمونه هاي موردي
بررسي نمونه هاي داخلي و خارجي
نمونه ي مورد بررسي
شاخص هاي طراحي
نمونه هاي خارجي
موزه هنرهاي مدرن ژاپن
-ارتباط مناسب طرح با بستر و معماري سنتي ژاپن
-استفاده و ترکيب از احجام خالص هندسي، جزئيات رخ بام ها و رنگ اي سياه و سفيد
-استفاده از مصالح فلزي و صيقلي
-استفاده از شيشه نماي شفاف
-گريز از تقارن در طرحي احجام
-ريشه در سمبل ها و مشخصات معماري سنتي از يک طرف و معماري مدرن و امروزي از طرف ديگر
-دسترسي مناسب سواره و پياده
-استفاده از نورپردازي مناسب در فضاهاي داخلي موزه

موزه هنرهاي مدرن واکاياما
-استفاده از احجام بي پيرايه و سطوح هندسي ساده در بستري از بستري از مدولاسيون ساده
-استفاده از مصالح ابتدايي مانند بتن نمايان، شيشه و چوب
-فضايي ميني ماليستي، آرام وبا مقياس انساني
-هماهنگي ساختمان موزه با ساختمان هاي اطراف
-انتخاب فرم خطي براي بنا به دليل امکان بسط و گسترش در آينده
-دسترسي مناسب سواره و پياده
-استفاده از پوشش شفاف شيشه اي

موزه هاي هنرهاي مدرن نيويورک
-فضاي داخلي مناسب و با نورپردازي خاص
-وجود آثار با ارزش و کم نظير از هنرهاي مدرن و معاصر
-استفاده از آثار متلف نقاشي، معماري و طراحي، مجسمه سازي، عکاسي و رسانه هاي الکترونيکي در موزه
-طراحي محوطه اي خاص با طراحي زيبا با استفاده از گياهان مختلف
نمونه هاي داخلي
موزه هنرهاي معاصر تهران
-طراحي فضايي سبز و زيبا در اطراف بنا
-الهام از معماري سنتي و مفاهيم فلسفي در طراحي موزه
-استفاده از نورگيرهاي برگرفته از بادگيرهاي کويري ايران
-استفاده از بتن در بدنه ساختمان به علت خشن بودن، کشته بودن رنگ و جذب نور و جلوگيري از انعکاس آن و همچنين خواص اکوستيک و مجزا نمودن اث از ديواره ي بنا
-استفاده از موکت در کف براي جلوگيري از ايجاد صداي حرکت و جلوگيري از انعکاس نورهاي نقطه اي
-استفاده از عناصر معماري سنتي ايران مانند حياط مرکزي، هشتي، چهارسو، معبر و گذرگاه در طراحي
-طراحي داخلي با طرح مارپيچي با الگويي کاملا مدرن
-استفاده مناسب از شيب محوطه در طراحي

موزه ملي ايران
-سبک معماري ايراني
-تقليد مناسب از آثاري هم چون ايوان بلند طاق کسري و کاخ هاي دوره اشکاني و ساساني در طراحي قسمت هاي مختلف موزه
-استفاده مفهومي از آداب و رسوم و فرهنگ ايراني در طراحي اجزاي بنا و در عناصر موجود در محوطه
-نگهداري آثار بسيار باارزش ملي ايران در اين موزه

موزه هنرهاي ملي تهران
-کانون حفظ و احياي ارزش هاي اصيل هنرهاي ملي و سنتي ايران

دانلود مقاله با موضوع تناسب اندام، تلفن همراه، روشنفکران

27-29).
2-3-4-طراحي و توليد چندرسانه اي
با اينکه تهيه يک چند رسانه اي يک کار گروهي مي باشد، معمولا يک شخص در راس قرار گرفته و مسئوليت هماهنگ نمودن و همچنين تقسيم وظايف بين افراد گروه را برعهده دارد. فرآيند توليد چندرسانه اي، فرايند پيچيده اي است که طي آن متخصصين بسياري همکاري دارند و بالطبع هريک، از نرم افزارهايي در مسير اين توليد، بهره مي برند.
براي توليد يک چندرسانه اي، به شکل امروزي، متخصصين علوم رايانه، مهندسين نرم افزار، هنرمندان طراح گرافيک، هنرمندان پويا نما، متخصصين صدابرداري، ضبط و تدوين صدا، متخصصين فيلم برداري، ضبط و تدوين تصوير، هنرمندانئ عکاس، هنرمندان موسيقي و آهنگسازان و گويندگان مجرب همکاري مي نمايند. در کنار بهره مندي از همه اين تخصص ها، سيستم راهبري محيط63(کنترل روند دسترسي به مطالب) نيز بايد طراحي شده باشد تا دسترسي کاربر به همه مطالب به درستي انجام شود(ماير،1384: 43).
2-3-5-ارزيابي بصري در يک محيط چندرسانه اي
هر هنري براي ارزيابي بصري نياز به معيار دارند، هنر چندرسانه اي نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد. ازآن جايي که اين هنر در قلمرو هنرهاي فناورانه قرار مي گيرد، هر تحول و پيشرفتي در زمينه ي فن آوري رايانه موجب تحول عظيمي در محيط هاي چندرسانه اي مي گردد و اين تحولات و تغييرات موجب شکل گيري امکاناتي متفاوت با گذشته در اين محيط ها مي گردد. با توجه به اين موضوع، تعيين ملاک ها و معيارهاي ثابت براي ارزيابي بصري اين هنر جديد، بسيار سخت مي باشد، از سوي ديگر، براي وضع اين معيارهاي زيباشناسانه، بايد قوانين، ترکيبي از معيارهاي هنرهاي قبلي، نظير سينما، گرافيک و موسيقي باشد.
امکانات زيادي که در محيط چندرسانه اي وجود دارد، در هيچ هنر تصويري قابل تصور نيست. به عنوان مثال امکان تاثير متقابل و قابليت دخالت مؤثر مخاطب در يک اثر هنري و تعيين سرنوشت آن، يک امکان جديد و بي سابقه است که در برخي محيط هاي چندرسانه اي موجود است(پورخليلي و احساني،1388: 16).
وقتي حرف از دوربين و تصاوير متحرک به ميان مي آيد، اولين هنري که به ذهن خطور مي کند، سينما مي باشد. مخاطبان رسانه ها اولين بار حرکت دوربين و تصاوير متحرک را در سينما تجربه کرده اند اما اين مخاطب در هنر سينما، تاثيري بر شکل گيري تصاوير يا حرکت دوربين ندارد. سينما هنري است از پيش آماده شده که مخاطب فقط به تماشاي آن مي نشيند و نه مي تواند سرنوشت آن را در دست بگيرد و نه مي تواند برحرکت اجزاي آن تأثيري بگذارد. بنابراين ارزيابي زيباشناسانه صفحات تعاملي چندرسانه اي بايد از خود اين آثار شروع شود، زيرا گذشته اي که بتوان به آن استناد کرد وجود ندارد.
اما در طراحي گرافيک، که يکي از بنيادي ترين جنبه هاي مؤثر در محيط هاي چندرسانه اي مي باشد، تا حدودي ملاک ها و معيارهايي را براي ارزش گذاري جنبه بصري اين عرصه جديد هنري، يافت مي شود(دانسي،1387: 38).
در طراحي گرافيک سنتي، طراح با توجه به علايق شخصي خود، و شرايط جغرافيايي و اجتماعي خود رشد و تعالي مي يافت. اما با پديد آمدن پيشرفت هاي اخير در زمينه علم، تکنولوژي و صنعت، طراحي گرافيک سنتي و به تبع آن رسانه هاي جديد، موجب همکاري گسترده بين هنرها، علوم و صنايع مختلف شده است و تقسيم بندي هاي جديد و بسياري را در اين هنر باعث شد(هروکس،1386: 4) در واقع طراحي گرافيک، رسانه هاي بسياري را در فرم و شکل يک رسانه جديد به نام “چندرسانه اي” به هم مرتبط مي سازد و به طور کلي لغت “طراحي” و قوانين وابسته به آن در شاخه هايي همچون معماري، طراحي فضاهاي شهري، طراحي صنعتي و ساير زمينه هاي تکنولوژيکي و زير مجموعه هاي آنها پيشرفت کرده و معاني و مفاهيم جديدي پيدا کرده است.
2-3-6-طراحي گرافيک در هنر چندرسانه اي
طراحي گرافيکي، از توليدات فرهنگي است که با بياني بصري در ارتباط با جامعه قرار دارد و فرهنگ بصري خاص خود را به ذهن مردم تلقين مي کند، آموزش مي دهد و مستقر مي سازد. طراحي گرافيک داراي فرآيندي است که خود به شاخه هاي مختلفي تقسيم مي شود و به همين دليل تعريف کاملي براي يک چرخه ي طراحي گرافيک وجود ندارد، اما مي توان آن را از طريق کارکرد و روند توليد رسانه هاي مبتني بر کاغذ درک نمود(ماير، 1384: 43) طراحي گرافيکي که مبتني بر کاغذ است به دسته هايي مانند، طراحي و صفحه آرايي کتاب، تايپوگرافي، تبليغات، طراحي براي اصناف يا محصول تقسيم مي شود. اما امروزه که عصر رسانه هاي فراگير مي باشد، مسلما تکيه بر بيان بر روي کاغذ کافي نيست و محيط هاي چندرسانه اي به عنوان يک بستر جديد ارتباطي، کارکردهاي بسيار وسيع تري از هنر گرافيک را مي طلبد.
بنابراين مي توان ذکر نمود که از تراوش نخستين ايده ها درباره يک پروژه آغاز و تا تهيه نتيجه نهايي که شامل چاپ، وب، تبليغات تلويزيوني، چندرسانه اي و..مي باشد، طراحي گرافيک، حضور دارد. طراحي گرافيک سنتي توجه مخاطب را با استفاده از ” لي آوت64″ جلب مي کرد، لي آوت چيدمان عناصر بصري است در فضاي دو بعدي(پوپر، 1993: 8).
با پيشرفت در زمينه هنر چندرسانه اي، تمامي اصول درک بصري با پشت سرنهادن قوانين اصيل گرافيک براي رسيدن به زبان بصري به کار گرفته مي شود. لي اوت نه تنها در گرافيک بلکه در معماري، طراحي فضاهاي شهري و حتي طراحي پيچيده ترين سخت افزارهاي رايانه نيز کاربرد دارد.
هر اثر گرافيکي را مانند همه هنرهاي ديگر از دوبخش “قالب و محتوا”65 تشکيل يافته است و بااينکه قالب و محتوي در بررسي آثار
هنري لازم و ملزوم يکديگرند، اما با يکديگر متفاوتند. کيفيات بصري عناصر بصري، بدون قرار گرفتن در قالب يک ترکيب، نمي تواند واقعيت بصري پيدا کند. هر ترکيبي که به اين ترتيب به وجود مي آيد، مي تواند يک طرح بصري شناخته شود. هنر گرافيک نيز به عنوان يکي از شاخص ترين هنرهاي بصري از همين اصول تبعيت مي کند(بسکابادي،1389: 5). به عبارتي ديگر براي گرافيک نمي توان اصول و قواعدي کاملا جدا تدوين کرد. تنها شيوه انتقال پيام، و نوع پيام ارائه شده است که در هنر گرافيک تقسيم بندي هايي متفاوت مانند: پوستر، کاتالوگ، بروشور و … را موجب مي شود و همين تفاوت در شيوه ارائه پيام مي تواند شاخه اي مستقل در حيطه گرافيک رايانه اي باشد. اين کار بر عهده طراح هنرمند است که عناصري چون: خط، شکل، بافت، نور و سايه و رنگ را در قالب يک مجموعه ساختماني منظم دو بعدي يا سه بعدي، ترکيب مي کند و بدين وسيله، ايده ها و مفاهيم ذهني خود را به ديگران انتقال مي دهد(اسماگولا،1381: 27).
اگر براي به وجود آوردن يک ترکيب بندي، تعدادي تعريف عام و محدوده هاي مشخص وجود داشت، کار آسان تر مي شد. اما از طرف ديگر قواعد ساده و مشخص جنبه هاي منفي را هم به دنبال خواهد داشت، هر چه قواعد فرمول وارتر باشد، نيروي خلاقيت و تنوع در بيان بصري نيز محدودتر مي شود (دانديس، 1382: 14). و اين نکته اي است که در مورد صفحات چندرسانه اي نيز بايد به آن دقت فراواني شود، چرا که با وجود محدوديت هاي فني که در برخي موارد پيش پاي طراح قرار دارد، تعريف فرمول واره هاي جزء به جزء ممکن است نيروي خلاقيت را تا حدود زيادي از بين ببرد.
در سال هاي اخير با پيشرفت هاي صورت گرفته در زمينه ي فناوري، استفاده از قوانين بصري و تهيه آنچه که بر مبناي رسانه کاغذ شکل مي گرفت، به صورت هاي گوناگون به پايگاه هاي ديجيتال مانند همچون وب و اينترنت (رسانه هاي آنلاين)، فيلم ها و تصاوير مجازي (رسانه هاي آفلاين) در هر دو شبکه با پهناي باند بالا و پايين، تلويزيون هاي پويا، سيستم پيام کوتاه تلفن همراه، سيستم پيام چندرسانه اي، فيلم ها و رسانه هاي خانگي(سي دي ها و دي وي دي ها) و بازي ها و نرم افزارها منتقل شده است. برخي از مفاهيم گرافيکي در انتقال از کاغذ به اين محيط هاي متفاوت، ناگزير شرايط متفاوتي را در برخي از عناصر و ويژگي هاي بصري خواهند داشت(اتحاد، 1386: 28).
مزيت ها و محدوديت هايي در يک محيط ممکن است در روند طراحي دخيل باشند، شرايط لي آوت در صفحات چندرسانه اي را متفاوت مي کند مانند از قطع متفاوت کار، شکل پيکسل، صدا و موسيقي که بر تاثير بيشتر تصاوير و جذابيت آنها بسيار مؤثر است، تعاملي بودن محيط يعني نقش آفريني مخاطب که پيش از اين وجود نداشت و يا بسيار کمرنگ بود، رنگ که به صورت نور است و نه پيگمنت و به همين خاطر طراح از ترکيبات نوري و رنگي آزادانه تري مي تواند بهره ببرد و در نهايت حرکت که خود به تنهايي تعاريف و قوانين خود را داراست. اين محدوديت ها و در عين حال ويژگي ها شرايط متفاوتي را براي طراح به همراه دارد.
2-3-7-انواع هنرهاي چندرسانه اي
2-3-7-1-ويدئوآرت66
گرچه در نيمه ي دوم قرن بيستم، تجهيزات و فناوري ويدئويي براي ثبت و پخش واقعيت درک گرديد، اما اين مسئله خيلي زودتر از آن چيزي که انتظار مي رفت، به عنوان يک رسانه ي جديد به حوزه ي زيبايي شناسي مستقل دست يافت و معناي تصوير متحرک را به جهت گيري هاي جديد بکشاند.
از يک طرف، فناوري ويدئو با قابليت هاي بي شمار خود در تهيه گزارش هاي مستند و شوهاي تصويري به شدت مورد توجه رسانه جمعي تلويزيون قرار گرفت و از طرف ديگر، رواج اين رسانه خود چالش بزرگي بود در برابر نهاد قدرتمند سينما که تا آن زمان به دليل نظام سفارشي67، هزينه هاي مصرفي گزاف و تدارکات و فرايندهاي توليدي غالبا پيچيده68 از دسترس عموم علاقه مندان به حرفه فيلمسازي به دور مانده بود. بنابراين، توليدات ويدئويي سبب ساز ميدان وسيعي از تجربه هاي بصري شد و به ويژه موج جديدي را در زمينه مستند سازي در دنياي سينما برانگيخت که منطق سينمايي و دراماتيک تصوير متحرک را به چالش مي کشاند(افشار مهاجر،1387: 7).
آغاز شکل گيري ويدئو ارت را مي توان آغاز دهه شصت در آثار ولف وستل69و نام جون پايک70(بنيان گذار حقيقي اين گرايش) دانست. از آن زمان تاکنون، ويدئوآرت با نام هنرمندان بزرگي چون بروس ناومن71، بيل ويولا72، ويتوآکسوني73، فابريتزيو پلتسي74، جفري شاو75 و سايريني همراه بوده است که برخي از آنها هم اينک واجد جايگاهي کلاسيک در هنر چندرسانه اي گشته اند(دامود،1384: 6). آثار ويدئوآرت را به لحاظ رهيافت هاي اجرايي مي توان به گروه هاي زير تقسيم کرد:
1. خلق تصاوير متحرک، که اجازه تمرکز بيننده بر تصاوير را نمي دهد. اين تصاوير يا يک جنبه شبه روايي کوتاه مدت دارند و يا از مجموعه متنوعي از اشکال انتزاعي تشکيل شده اند. به عنوان مثال، مي توان به اثري از ديترکايسلينگ76، به نام تلويزيون موزون77 در سال 1983 اشاره کرد که طي آن يک مانيتور تلويزيون به وسيله چهار سيم فلزي در ارتفاع پايين تر از سطح ديد عادي انسان از سقف آويزان گشته و تصويري متشکل از چند که سياه و خطوط عمودي درآن به نمايش درآمده است. در طول زمان پخش، اين نقاط از پيش تصويربرداري شده به حالت شناور در فضاي سفيد زمينه به حرکت درمي آيند، به هم برخورد مي کنند، با هم ادغام مي شوند و يا در جهات مختلف از کنار هم مي گذارند. هنرمند در باطن امر تاثيرات روان شناختي تصوير متحرک را مد نظر داشته است(لوسي اسميت،2004: 5).
2. گروه دوم شامل پخش هم زمان نوارهاي ويدئويي مختلف به شکل مانيتورهاي متعدد به هم متصل شده اند. مدل تصويري اين دسته آثار ويدئوآرت هر چند که نماد روشنفکرانه هيجانات لحظه اي و ناپايدار است اما بيننده در نهايت يک تاثير کلي و کامل را از تصاوير اخذ خواهد کرد. يکي از نمونه هاي بسيار مشهور اين رهيافت در آثار “نام جون پايک78” يافتني است. به طور مثال، پايک در اثري به نام “گذر79” در سال 1986 با بهره گيري از سيزده مانيتور تلويزيون، دو ديسک ليزري، دو پخش کننده ليزري80محفظه هاي چوبي تلويزيون، قفسه هاي چند طبقه، کابل هاي برق و چراق هاي متعدد به چيدماني جذاب دست يافت. در اين اثر، بر صفحات هشت مانيتور اصلي تصاوير متحرک جداگانه اي به نمايش در مي آيد و بر قاب هاي گشوده شده هر قفسه دست نوشته ها و علائمي از تمدن هاي باستاني نظير ديوارنگاره ها، هيروگليف هاي مصري و خطوط چيني و کره اي ثبت شده است(دامود،1384: 8). هنرمند در اين چيدمان به گذر فرهنگ هاي ارتباطي بشر، از اشکال بدوي آن تا رسانه فراگير تلويزيون مي پردازد.
3. روش ديگر گسترش زمان بند81 توالي تصاوير منطبق با منطق فيلم و الگوهاي تکامل و روايت. البته، شکل بندي داستان هاي ويدئويي از ساختار زيبايي شناسي خاص پيروي مي کند و در واقع، توالي مانيتورهاي تلويزيوني و شکل پي رفت حوادث نحوهاي بياني جديدي را ميسر مي سازد. بدين معنا، بيننده مي تواند در طول زمان پخش شاهد برش هاي جداگانه اي از يک موضوع با پي رنگ روايي باشد و از نيروي تخيل خويش براي تکميل روايت بهره گيرد(دامود،1384: 7). از جمله مثال هاي جالب توجه، مي توان به آثار خانم” ماري جولا فونتين82″ اشاره کرد. يکي از ساخته هاي او به نام “اشک هاي فولاد83” در سال 1987 چيدماني است از شش کانال ويدئويي و دو کانال صوتي، بيست و هفت مانيتور، شش ديسک ليزري و شش پخش کننده آن و يک محفظه چوبي عظيم، لافونتين با زمان بندي گذر تصاوير در مانيتورها و بهره گيري از الگوهاي روايي، حرکت ملايم و پيوسته چهره يک مرد هيکل مند و تناسب اندام او را با يک محيط صنعتي شهري مي آميزد و معاني خود را پي مي افکند. درونمايه اغلب آثار لافئنتين به نقد فرهنگ غرب و چالش در برابر تقابل هاي دوگانه اي چون عشق و خشونت، قدرت و درد، و زيبايي و وحشت بر مي گردد(لوسي اسميت،2004: 5).
4. استفاده از تصاوير ويدئويي و الکترونيکي و القاي فضايي توسط آن از ديگر روش هاي اجرايي ويدئوآرت مي باشد. استفاده از ابزارهاي پيشرفته پخش سه سه بعدي84نيز يکي از امتيازات و دلايل توسعه اين گونه تصاوير است. مشهورترين مثال هاي اين رويکرد را مي توان در آثار بيل ويولا و يکي از کارهاي نوع نمونه اش در آستانه85 شاهد بود (براکت،1388: 9) اين اثر ترکيبي است از سه کانال ويدئويي و دو کانال صوتي، نه ديسک و سه پخش کننده ليزري، سه دستگاه ويدئو پروجکشن، دو نوار خبري متحرک ديود ساطع نور(LED) با امکان اتصال مستقيم به يک آژانس خبري که در سال 1992 در ZKM (مرکز هنر و رسانه شهر کارلزروهه آلمان) به نمايش درآمد. اين اثر از دو بخش تشکيل شده است. فضاي بيروني که ديواره اي ثابت است و بر روي آن نوارهاي خبري با شتاب اطلاعات و حوادث واقعي دنياي پيرامون را اعلام مي کنند. بيننده از طريق مدخل هاي تعبيه شده به فضاي دروني چيدمان قدم مي گذارد. اتاقي

تحقیق رایگان درمورد گروه کنترل، سطح معنادار، دانش آموزان متوسطه، دانش آموزان دختر

ه آزادي
T
معناداري
F

.50536
2.78571
.000
54
5.512
0.710
0.139
فرض يکساني واريانس ها
يادگيري
.50536
2.78571
.000
53.762
5.512

فرض عدم يکساني واريانس ها

با توجه به جدول 4-7، نتيجه آزمون لوين 139/0 در سطح 710/0 معنادار مي باشد و چون مقدار سطح معناداري بزرگتر از 05/0 مي باشد بايد بـراي تجزيه و تحليل داده ها از رديف يکساني واريانس ها استفاده شود . به مقدار t محاسبه شده برابـر بـا 512/5 و درجـه آزادي 54 در سطح 05/0P معنادار مي باشد .يعني بين ميزان يادگيري دانش آموزان دو گروه آزمايش و کنترل تفاوت معناداري وجـوددارد .بنابراين فرض صفر تأييد نمي شود.

4-3-2- تحليل کوواريانس به منظور کنترل اثر معدل و پيش آزمون بر نمرات يادگيري
در انجام آزمون کوواريانس لازم است که مفروضات آناليز بررسي شود فرض نرمال بودن متغير وابسته با استفاده از آزمون کلموگراف – اسميرنوف تاييد شد. ضريب همبستگي پيرسون همبستگي متغير کواريانس با متغير وابسته (يادگيري) را در گروه ها نشان داد. همچنين نتايج آزمون لون براي بررسي همگني واريانسها نشان ميدهد که دادههاي مفروضه، تساوي خطاي واريانس را زير سؤال نبرده و به عبارت ديگر واريانس دو گروه همگن ميباشد. پس از تعديل نمرات معدل ترم اول و پيش آزمون با استفاده از تجزيه و تحليل کوواريانس اثر معنادار کاربرد نوع روش تدريس (000/0=,sig686/166=F ) مورد تاييد قرار گرفت و با در نظر گرفتن ضريب اتا ميتوان گفت نوع روش تدريس پس از تعديل اثر پيش آزمون و معدل ترم اول 77 درصد واريانس نمره پسآزمون را تبيين مينمايد (جدول شماره 4-8).
همچنين مقايسه ميانگين‌هاي تعديل شده، مبين اين نکته است که روش تدريس فعال فناورانه (46/13) در مقايسه با روش معمول (71/10) از تأثيرگذاري بيشتري در افزايش يادگيري دانشآموزان برخوردار بوده است.

جدول 4-8: نتايج تحليل کوواريانس نمرات پس آزمون يادگيري دوگروه با کنترل پيش آزمون و معدل ترم اول
ضريب تأثير
Sig
F
ميانگين مجذورات
درجه آزادي
مجموع مجذورات
منبع تغيير
033/0
192/0
648/1
070/1
1
070/1
پيش آزمون
804/0
000/0
611/213
771/130
1
771/130
معدل ترم اول
773/0
000/0
686/166
166/108
1
166/108
گروه

612/0
52
834/31
خطا

56
000/8453
مجموع

55
554/268
مجموع اصلاح شده

4-3-3- فرض شماره 2: ميان ميزان يادداري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد.
تفاضل ميانگين پيشآزمون و آزمون يادداري گروه هاي آزمودني نشان مي‌دهد که گروه آزمايش با اختلاف ميانگين 82/10 (07/2=s) نسبت به گروه کنترل67/8 (29/2=s) از اختلاف عملکرد بيشتري در ميانگين‌ها برخوردار بوده است (جدول شماره 4-9).
جدول4-9 : ميانگين و انحراف معيار تفاضل نمرات پيش آزمون و آزمون پي گيري(يادداري) گروههاي آزمودني
گروه
تعداد
ميانگين
انحراف معيار
آزمايش
28
82/10
07/2
کنترل
28
64/8
31/2

جدول 4-10: آزمون t مستقل در مورد مقايسه تفاوت ميزان يادداري دانش آموزان

دو گروه t مستقل

آزمون لوين

تفاوت انحراف معيارها
تفاوت ميانگين ها
سطح معنا داري
درجه آزادي
T
معناداري
F

.58705
2.17
.000
54
3.711
.916
.011
فرض يکساني واريانس ها
يادگيري
.58705
2.17
.000
53.369
3.711

فرض عدم يکساني واريانس ها

با توجه به جدول 4-10، نتيجه آزمون لوين 011/0 در سطح 916/0 معنادار مي باشد و چون مقدار سطح معناداري بزرگتر از 05/0 مي باشد بايد بـراي تجزيه و تحليل داده ها از رديف يکساني واريانس ها استفاده شود . به مقدار t محاسبه شده برابـر بـا 711/3 و درجـه آزادي 54 در سطح 05/0P معنادار مي باشد .يعني بين ميزان يادداري دانش آموزان دو گروه آزمايش و کنترل تفاوت معناداري وجـوددارد .بنابراين فرض صفر تأييد نمي شود.

4-3-4- تحليل کوواريانس به منظور کنترل اثر معدل و پيش آزمون بر نمرات يادداري
در انجام آزمون کوواريانس لازم است که مفروضات آناليز بررسي شود فرض نرمال بودن متغير وابسته با استفاده از آزمون کلموگراف – اسميرنوف تاييد شد. ضريب همبستگي پيرسون همبستگي متغير کواريانس با متغير وابسته (يادداري) را در گروه ها نشان داد. همچنين نتايج آزمون لوين براي بررسي همگني واريانسها نشان ميدهد که دادههاي مفروضه، تساوي خطاي واريانس را زير سؤال نبرده و به عبارت ديگر واريانس دو گروه همگن ميباشد. پس از تعديل نمرات معدل ترم اول و پيش آزمون با استفاده از تجزيه و تحليل کوواريانس اثر معنادار کاربرد نوع روش تدريس فعال فناورانه(000/0=,sig380/50=F ) مورد تاييد قرار گرفت و با در نظر گرفتن ضريب اتا ميتوان گفت نوع روش تدريس پس از تعديل اثر پيش آزمون و معدل ترم اول 48درصد واريانس نمره پسآزمون را تبيين مينمايد (جدول شماره 4-10).
همچنين مقايسه ميانگين‌هاي تعديل شده، مبين اين نکته است که روش تدريس فعال فناورانه (96/11) در مقايسه با روش معمول (82//9) از تأثيرگذاري بيشتري در افزايش يادداري دانشآموزان برخوردار بوده است.

جدول 4-11: نتايج تحليل کوواريانس نمرات پس آزمون يادداريدوگروه با کنترل پيش آزمون و معدل ترم اول
ضريب تأثير
Sig
F
ميانگين مجذورات
درجه آزادي
مجموع مجذورات
منبع تغيير
001/0
812/0
057/0
077/0
1
077/0
پيش آزمون
707/0
000/0
451/125
385/169
1< br />385/169
معدل ترم اول
487/0
000/0
386/49
682/66
1
682/66
گروه

350/1
52
211/70
خطا

56
000/6950
مجموع

55
357/305
مجموع اصلاح شده

فصل پنجم
بحث و نتيجهگيري

5-1- مقدمه
به طور کلي اعتبار هر عمل پژوهشي به نتايج استخراج شده و قابليت بهرهبرداري از آن بستگي دارد. در اين پژوهش تلاش شده تا تاثير روش تدريس فعال فناورانه (TEAL) برميزان يادگيري وياد داري درس شيمي مقطع متوسطه بررسي شود. در فصل اول، کليات پژوهش شامل شرح موضوع و زمينهي پژوهش، سؤالاتي که پژوهش گر در جستجوي پاسخ به آنهاست، اهداف و سابقه پژوهش، فرضيههاي پژوهش، روش انجام پژوهش، ابزار گردآوري اطلاعات، جامعه آماري و قلمرو زماني و مکاني پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است. فصل دوم بررسي ادبيات موضوع ميباشد.
در فصل سوم روش انجام پژوهش ارائه گرديد و در فصل چهارم، تجزيه و تحليل دادهها با نرم افزار آماريSPSS وآزمون t و تحليل کوواريانس صورت گرفت. مطالب اين فصل به نتايج و يافتههاي پژوهش، محدوديتهاي پژوهش و پيشنهادات براي ارتقاء يادگيري و يادداري و غني کردن محيط هاي يادگيري و پژوهش هاي آتي اختصاص يافته است.

5-2- خلاصه فصل هاي پنج گانه پژوهش
تغييرات سريع و غير قابل پيش بيني عصر حاضر در حوزه تکنولوژي و فن آوري اطلاعات و ارتباطات، تمام ابعاد زندگي زندگي بشر را تحت تأثير خود قرار داده است. نظام آموزشي به عنوان محور توسعه ي همه جانبه، نمي تواند در مقابل اين همه پيشرفت و تغيير منفعل باشد و از خود واکنش نشان ندهد. لذا متخصصان و دست اندرکاران حوزه ي تعليم و تربيت حرکتي را آغاز نموده اند که از طريق آن، بتوانند ضمن به خدمت گرفتن آخرين دستاورد هاي تکنولوژي و فن آوري اطلاعات و ارتباطات، رويکردهاي جديدي را در تدريس و يادگيري ايجاد نمايند.
آموزش و يادگيري همواره از مسايل و دغدغه هاي اصلي پيش روي انسان بوده است. صاحبنظران و دانشمندان علوم تربيتي و روانشناسي سعي در يافتن قوانين و عوامل تاثيرگذار در يادگيري را داشته اند و حاصل تلاش آن ها مباني نظري يادگيري مي باشد، که اينک به صورت رويکرد ها و نظريه هاي يادگيري نمود يافته و در اختيار طراحان آموزشي، برنامه ريزان درسي و معلمين قرار گرفته است، تا در عرصه آموزش و يادگيري از آن بهره مند شوند. مهمترين رويکرد هاي يادگيري، رفتارگرايي، شناخت گرايي و ساختن گرايي هستند که در طراحي محيط هاي يادگيري و به کارگيري انواع روش هاي تدريس مورد توجه قرار مي گيرند.
تحول ايجاد شده در مواد و رسانه هاي آموزشي، و استفاده ي گسترده از چند رسانه اي هاي آموزشي، شبيه ساز هاي آموزشي، نرم افزارهاي آموزشي و فناوري هاي برخط، عرصه را بر روش هاي تديس سنتي صرف، که در آن ها معلم محور آموزش و يادگيري است را تنگ نموده و ميدان عمل را در اختيار روش هاي تدريس فعال و نوين که در آن ها فراگيران محور و اساس يادگيري مي باشند قرار داده است.
در سال هاي اخير محققان، پژوهش هاي فراواني را در خصوص ميزان اثر بخشي روش هاي نوين و فعال تدريس انجام داده اند که نتايج اغلب آن ها، برتري اين روش ها را بر روش هاي سنتي تدريس اثبات نموده است. از ميان اين روش ها مي توان به تدريس با استفاده از چند رسانه اي هاي آموزشي، نرم افزارهاي آموزشي، شبيه ساز هاي آموزشي، آموزش الکترونيکي و روش هاي ترکيبي تدريس اشاره نمود. هيچکدام از اين روش ها را نمي توان به تنهايي، بهترين و مؤثرترين روش تدريس دانست و ان را براي تدريس تمام درس ها، پايه ها و مقاطع تحصيلي تجويز نمود. چه بسا روش تدريسي که براي يک درس مناسب نيست، براي درس ديگر بهترين روش تدريس ممکن باشد.
امروزه، روش هاي ترکيبي که در آن ها از ترکيب چند روش تدريس استفاده مي شود، اثر بخشي خود را در آموزش و به تبع آن، يادگيري بهتر و بيشترنشان داده اند. نتايج پژوهش هاي متعدد مؤيد اين موضوع است. از جمله روش هاي ترکيبي نوين، ترکيب اموزش الکترونيکي و آموزش سنتي چهره به چهره است. در اين روش در کلاس هاي درس معمولي مي توان از انواع فن آوري هاي برخط، چند رسانه اي ها و شبيه سازهاي آموزشي بهره گرفت.
روش تدريس فعال فناورانه (TEAL) از روش هاي ترکيبي تدريس است که در آن از تركيب روش تدريس كاوشگري گروهي در آزمايشگاه و شبيه سازي(يا استفاده از فيلم، اينترنت، انيميشن يا تصوير سه بعدي بنا به ضرورت تدريس ) و سخنراني كوتاه در موقعيت هاي مختلف( بنا به ضرورت ) استفاده مي شود. مبناي نظري اين روش تدريس، که در آن كلاس و آزمايشگاه از هم جدا نيست و در زمره روش هاي فعال تدريس مي باشد، ساختن گرايي مي باشد. بنابراين در اين روش تدريس دانش آموزان فعالانه در جريان يادگيري هستند و خودشان دانش و مهارت خود را مي سازند و معلم نقش راهنما دارد. همکاري و تعامل از جمله ويژگي هاي ديگر اين روش تدريس مي باشد.
با وجود پيشرفت هاي چشمگير در حوزه تعليم و تربيت و تاثير تکنولوژي و فناوري بر محيط هاي آموزشي و تنوع ايجاد شده در روش هاي تدريس، متاسفانه در دروس پايه، مانند شيمي شاهد افت تحصيلي و کج فهمي هايي هستيم که اغلب، آن ها را نتيجه استفاده معلمان از روش هاي تدريس سنتي مانند سخنراني مي دانند. درس شيمي به خاطر مفاهيم انتزاعي، از جمله درس هاي سخت محسوب مي شود. لذا بايد با بهره گيري از روش هاي فعال تدريس و به خدمت گرفتن تکنولوژي هاي نوين، تدريس آن را
براي دانش آموزان لذت بخش نمود و زمينه يادگيري عميق آن را ايجاد نمود. در اين پژوهش مسأله اصلي اين است که آيا روش تدريس فعال فناورانه بر يادگيري و يادداري درس شيمي دانش آموزان متوسطه مؤثر است؟
در اين تحقيق که به منظور بررسي تاثير روش تدريس فعال فناورانه (TEAL) بر يادگيري و يادداري درس شيمي دوره متوسطه انجام شد، ابتدا مبحث ” محلول ها ” از کتاب شيمي 3 و آزمايشگاه که در بازه ي زماني نيمسال دوم سال تحصيلي تدريس مي شود، انتخاب گرديد تا محتواي آن در 8 جلسه آموزشي 90 دقيقه اي در هر دو گروه آزمايش و کنترل تدريس شود. طرح درس جلسات آموزشي تهيه گرديد. در گروه آزمايش تدريس به روش فعال فناورانه و در گروه کنترل به روش معمول (سخنراني ) انجام شد.
جامعه آماري تحقيق را تمام دانش آموزان دختر سال سوم متوسطه شهر ايوانغرب که در سال تحصيلي 93/92 درس شيمي3 و آزمايشگاه را مي گذراندند تشکيل داده است. از بين 7 کلاس از 4 دبيرستان، دو کلاس سال سوم رشته علوم تجربي از دبيرستان دخترانه دولتي کوثر به روش خوشه اي انتخاب شدند و يکي از کلاس ها به تعداد 28 نفر به عنوان گروه آزمايش و کلاس ديگر به تعداد 28 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شد. بنابراين حجم نمونه تحقيق 56 نفر مي باشد که 28 نفر را گروه کنترل و 28 نفر را گروه آزمايش تشکيل مي دهد.
به منظور گردآوري داده ها از آزمون هاي محقق ساخته استفاده شد. سوالات اين آزمون ها که شامل پيش آزمون و پس آزمون بودند بر اساس جدول دو بعدي هدف – محتوا که قبلا تهيه شده بود طرح شد. روايي آزمون ها را متخصصان موضوع تاييد کردند و پايايي آزمون با استفاده از نرم افزار SPSS به روش الفاي کرونباخ 703/0 تعيين شد. قبل از اجراي تدريس، پيش آزمون به طور همزمان در دو گروه آزمايش و کنترل انجام شد و نتايج لازم استخراج شد. پس از تدريس مباحث مورد نظر در گروه ها، پس آزمون يادگيري برگزار شد و سه هفته بعد از آخرين جلسه آموزشي پس آزمون يادداري نيز انجام شد و نتايج لازم از اين آزمون ها استخراج شد. به منظور تجزيه و تحليل نتايج داده هاي تحقيق از نرم افزار SPSS استفاده شد. تحليل داده ها به استفاده از آزمون t و تحليل کوواريانس انجام شد. در ادامه با طرح فرضيه هاي پژوهش به بحث در خصوص نتايج حاصل از اين تحقيق مي پردازيم.
5-3- نتايج و دستاوردهاي حاصل از پژوهش
5-4- فرضيه هاي تحقيق:
5-4-1- فرضيه اول تحقيق:
ميان ميزان يادگيري و يادداري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد.
بررسي ادبيات پژوهش که در فصل دوم آمده است نشان ميدهد که مطالعات متعددي ارتباط بين روش هاي فعال تدريس و يادگيري را بررسي کردهاند. پژوهش هايي که در اين خصوص انجام گرفته، عموما مؤيد اين فرض بوده که روش هاي فعال تدريس بر يادگيري و يادداري تأثير مثبت دارد. با توجه به مسايل مطروحه، فرضيه H1 مدعي اين است که ميان ميزان يادگيري و يادداري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد.با توجه به جدول شماره 4-7 که نتايج آزمون t مستقل براي تفاوت ميانگين ها را نشان مي دهد، مقدار t محاسبه شده برابـر بـا 512/5 و درجـه آزادي 54 در سطح 05/p معنادار مي باشد. يعني بين ميزان يادداري دانش آموزان دو گروه آزمايش و کنترل تفاوت معناداري وجـود دارد . همچنين با استناد به داده هاي جدول شماره4-8 که نتايج تحليل کوواريانس را نشان

تحقیق رایگان درمورد گروه کنترل، دوره متوسطه

آموزان بتوانند استفاده کنند. براي ارزشيابي الکترونيکي از آزمون هاي الکترونيکي آنلاين و آزمونهاي ساخته شده توسط نرم افزار ادوب کاپتيويت استفاده گرديد.

3-9-4- انتخاب نمونه آماري
نمونه آماري اين تحقيق شامل دو گروه آزمايش و کنترل مي باشد. که براي انتخاب آن ها به شيوه خوشه اي از ميان 4 دبيرستان دخترانه شهرستان ايوان، که در سال تحصيلي 93/92 کلاس هاي پايه سوم داراي درس شيمي 3 و آزمايشگاه بودند، دبيرستان کوثر انتخاب شد. سپس دو کلاس سوم رشته تجربي آن مدرسه به صورت گمارش تصادفي براي گروهاي آزمايش و کنترل انتخاب شدند.

3-9-5- همسان سازي (همگن نمودن)گروه ها
براي کنترل متغير هاي مزاحم و همسان سازي هرچه بيشتر گروه ها اقدامات زير انجام شد:
* انجام آزمون رفتار ورودي به منظور آگاهي از ميزان آموخته هاي قبلي دانش آموزان
* بررسي و مقايسه ميانگين نمرات درس شيمي دانش آموزان در نيمسال اول سال تحصيلي
* بررسي و مقايسه معدل درسي دانش آموزان در نيمسال اول سال تحصيلي
* انتخاب گروه ها از يک جنس(دختران)
* انتخاب گروه ها از يک پايه تحصيلي
* انتخاب گروه ها از يک رشته تحصيلي(دو رشته رياضي و تجربي در درس شيمي 3 مشترک هستند)
* انتخاب گروه ها از يک منطقه جغرافيايي و آموزشي

2- 9 – 6- اجراي تدريس
در اين پژوهش براي آموزش مبحث محلول ها از کتاب شيمي 3 و آزمايشگاه پايه سوم دبيرستان انتخاب شد و از اين مبحث 8 موضوع براي تدريس در 8 جلسه انتخاب شد. در جدول شماره 4-3 موضوع و هدف کلي هر جلسه آموزشي مشخص شده است.
جدول شماره 3-4: موضوع و هدف کلي درس جلسه هاي آموزشي
هدف کلي درس
موضوع و عنوان درس
جلسه
شناخت محلول و فاز و اجزاي آن
محلول ها ، فاز ، محلول هاي مايع واجزاي آن
اول
بررسي انحلال پذيري مواد در يکديگر
انحلال پذيري مواد، حلال هاي قطبي وناقطبي
دوم
آشنايي با انتالپي انحلال ، چگونگي تعيين انتالپي انحلال
انتالپي انحلال، تعيين انتالپي انحلال
سوم
آشنايي با انحلال پذيري ترکيبات يوني و گاز ها در آب
پيش بيني انحلال پذيري ترکيبات يوني و گاز ها در آب
چهارم
شناخت محلول هاي الکتوليت وغير الکتروليت
محلول هاي الکتروليت وغير الکتوليت
پنجم
آشنايي با خواص کوليگاتيو محلول ها
خواص کوليگاتيو محلول ها
ششم
آشنايي با ويژگي هاي کلوييد ها
ويژگي هاي کلوييد ها
هفتم
آشنايي با پاک کننده هاي صابوني وغير صابوني
صابون ها ونقش امولسيون کنندگي
هشتم

در گروه کنترل، تدريس درس شيمي به روش معمول(روش سخنراني) و به مدت 8 جلسه آموزشي (هرجلسه 90 دقيقه) صورت گرفت. در اين گروه، از دانش آموزان در اين 8 جلسه هيچ امتحاني به عمل نيامد و فقط تدريس و پرسش کلاسي صورت گرفت. در گروه آزمايش، تدريس به شيوه ي فعال فناورانه ( TEAL)انجام شد. مراحل تدريس به شيوه ي فعال فناورانه (TEAL) به طور خلاصه به قرار زير اجرا گرديد:
1. قبل از شروع جلسات آموزشي دانش آموزان در کارگاه آموزشي توسط محقق، با نحوه ارسال و دريافت ايميل ، استفاده از اينترنت براي جستجوي مطالب و نحوه استفاده از رايانه براي نشان دادن فايل هاي صوتي، تصويري، ويديو و … آشنا شدند.
2. در طي 8 جلسه ي آموزشي، معلم (محقق) سوال هاي ارزشيابي آغازين را چند روز قبل از تشکيل کلاس درس براي دانش آموزان ايميل مي نمود و از دانش آموزان پاسخ دريافت مي کرد. دانش آموزاني که در خانه امکان دسترسي به اينترنت نداشتند، با همکاري کادر دبيرستان از امکانات دبيرستان استفاده مي کردند.
3. در تمام طول اين 8 جلسه، کلاس درس در آزمايشگاه تشکيل شد و دانش آموزان از همان جلسه اول گروه بندي شدند. به اين صورت که دانش آموزان در گروه هاي 4 نفره به دور يک ميز آزمايشگاه نشستند.در هر گروه يک رايانه وجود داشت. علاوه بر آن وسايل آزمايش مورد نياز بر روي ميز ها قرار مي گرفت.
4. معلم با نشان دادن تصاوير، فيلم وسؤال از طريق ويديو پروژکشن که براي همه گروه ها قابل رؤيت بود يا از طريق سخنراني کوتاه دانش آموزان را بر مي انگيخت. سپس دانش آموزان با وسايل موجود بر روي ميز ها، کاوشگري را آغاز مي کردند.
5. دانش آموزان از کامپيوتر جهت مشاهده ي انيميشن يا فيلم و آنچه در آزمايشگاه با چشم ديده نمي شد(مانند جابجا شدن يون ها در محلول ها، حل شدن نمک در آب در مقياس ميکروسکوپي ) و تجزيه وتحليل نمودارها (مانند، نمودار انحلال پزيري گازها در آب) يا دريافت اطلاعات بيشتر استفاده مي کردند.
6. معلم از قبل انيميشن، فيلم و عکس هاي مربوط به بحث کلاسي را تهيه کرده بود و در صورت لزوم ( قطع اينترنت يا نياز به سخنراني از پروژکشن استفاده مي کرد.
7. معلم با سوال هاي خود از دانش آموزان، پيشروي صحيح آن ها را کنترل مي کرد.
8. دانش آموزان مي توانستند با سؤال کردن و راهنمايي گرفتن از معلم به کاوشگري خود عمق بخشند.
9. در پايان هرجلسه ارزشيابي پاياني به صورت گروهي به عمل مي آمد.
10. جهت تعيين تکليف در خانه از دانش آموزان خواسته مي شد با استفاده از اينترنت در باره سوال هايي که معلم مطرح کرده بود جستجو نمايند وپاسخ هاي خود را که شامل متن، انيميشن يا فيلم بود ، براي معلم پست الکترونيکي نمايند.

2-9-7- اجراي آزمون هاي مربوطه
آزمون ها به صورت همزمان و در موعد مقرر با کمک کادر اجرايي دبيرستان انجام شدند. جدول3-4 مشخصات آزمون ها را به تفکيک نشان مي دهد:
جدول شماره 3-5: شرح آزمون ها
ي تحقيق
رديف
نام ازمون
متغير مربوطه
زمان اجرا
1
پيش آزمون
يادگيري
قبل از اجراي تحقيق
2
پس آزمون يادگيري
يادگيري
بعد از اجراي تحقيق
3
پس آزمون يادداري
يادداري
سه هفته بعد از اجراي تحقيق

3-10- روش تجزيه و تحليل دادهها
به منظور تجزيه و تحليل دادهها از آمار توصيفي و استنباطي به شرح ذيل استفاده شده است:

3-10-1- آمار توصيفي:
جهت تجزيه و تحليل دادها در آمار توصيفي از جدول، نمودار، ميانگين، انحراف معيار استفاده شد.

3-10-2- آمار استنباطي:
جهت تجزيه وتحليل داده ها در آمار استنباطي از آزمون t گروه هاي مستقل جهت مقايسه ميانگين نمرات پيش آزمون و پس آزمون استفاده شد. همچنين از آزمون کواريانس جهت بررسي اثر مداخله ( روش تدريس فعال فناورانه براي کنترل متغير معدل نيمسال قبل به عنوان متغير کواريانس استفاده شد. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss انجام شده است.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل داده ها

4-1- مقدمه
فصل چهارم، هسته اساسي پژوهش و مشتمل بر جداول، نمودارها و تجزيه و تحليل اطلاعات است. تجزيه و تحليل اطلاعات به عنوان بخشي از فرآيند روش پژوهش علمي يكي از پايه‌هاي اصلي هر مطالعه و بررسي است. به عبارتي در اين بخش، پژوهش گر براي پاسخ گويي به مسئله تدوين شده و يا تصميم‌گيري در مورد رد يا تأييد فرضيه يا فرضيه‌هايي كه براي پژوهش در نظر گرفته است، از روش‌هاي مختلف تجزيه و تحليل استفاده مي‌كند. ليكن ، ذكر اين نكته نيز ضروري است كه تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده به تنهايي براي يافتن پاسخ پرسش هاي پژوهش كافي نيست، تعبير و تفسير اين اطلاعات نيز لازم است. قبل از پرداختن به آزمون فرضيه ها ، لازم است اطلاعات مختصري نسبت به توصيف جامعه آماري ارائه شود. در اين پژوهش که با هدف بررسي تاثير روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) بر يادگيري و يادداري درس شيمي دوره متوسطه، مي باشد اطلاعات حاصل بر اساس آزمون هاي مربوطه ( يادگيري، يادداري ) براي پيش آزمون و پس آزمون 56 نفر دانش آموز در دو گروه آزمايش و کنترل، فراهم آمده است، اين اطلاعات به ترتيب آزمون هاي ياد شده در سطوح مقايسه اي به صورت جدول ها و نمودارهاي جداگانه ي هرکدام ارائه مي گردند. جدول ها شامل توزيع فراواني و درصد نمرات دانش آموزان هردو گروه در آزمون هاي فوق و شاخص هاي گرايش به مرکز و پراکندگي مي باشد.

4-2- آمار توصيفي
در بخش آمار توصيفي اطلاعات بدست آمده در قالب جدول ها ونمودارهاي آماري خلاصه مي شود در اين بخش از فراواني، درصد، ميانگين و انحراف معيار و ساير آماره ها استفاده شده است.

4-2-1- توزيع فراواني و درصد گروه هاي شرکت کننده در تحقيق
جدول 4- 1- توزيع فراواني و درصد گروه هاي پاسخ دهندگان
گروه
فراواني
درصد
گروه کنترل
28
50
گروه آزمايش
28
50
کل
56
100

با توجه به جدول و نمودار شماره 4- 1 فراواني پاسخ دهندگان نشان ميدهد، که 50 درصد پاسخ دهندگان در گروه کنترل و 50 درصد ديگر در گروه آزمايش هستند.

نمودار 4- 1توزيع فراواني و درصد گروه هاي پاسخ دهنده
4 – 2- 2- بررسي توزيع فراواني و درصد نمره معدل دانش آموزان دوگروه کنترل و آزمايش در نيمسال اول سال تحصيلي 93/92
به منظور بررسي توزيع فراواني و درصد نمره ي معدل نيمسال اول دانش آموزان برحسب گروهي که در آن قرار دارند يک جدول توافقي دو طرفه که سطر هاي آن شامل گروه و ستون هايش معدل دانش آموزان مي باشد را رسم نموده بررسي مي نماييم.

جدول 4-2 توزيع فراواني و درصد نمره معدل دانش آموزان در نيمسال اول سال تحصيلي 93 /92 بر حسب گروه

گروه ها
معدل دانش آموزان
کل

14 تا 16
16 تا 18
18 تا 20

آزمايش
فراواني
4
14
10
28

درصد
14
50
36
50

کنترل
فراواني
5
9
14
28

درصد
18
32
50
50

کل
فراواني
9
23
24
56

درصد
16
40
44
100

با توجه به داده هاي موجود در جدول 4-2 مشاهده مي شود از 56 دانش آموزي که در اين تحقيق شرکت کرده اند، معدل 9 نفر بين 14 تا 16 مي باشد که از اين تعداد 4 نفر در گروه آزمايش و 5 نفر در گروه کنترل قرار دارد و معدل 23 دانش آموز در گستره ي 16 تا 18 مي باشد که از اين تعداد 14 نفر در گروه آزمايش و تعداد 9 نفر در گروه کنترل جاي دارند، معدل 24 دانش آموز نيز بين 18تا 20 است که از اين تعداد 10 نفر در گروه آزمايش و 14 نفر در گروه کنترل قرار دارند.

نمودار 4-2 توزيع فراواني نمرات معدل نيمسال اول دانش آموزان بر حسب گروه

4-2-3- بررسي نمرات پيش آزمون
با توجه به داده هاي جدول 4-3، مي نيمم و ماکزيمم نمرات پيش آزمون در هر دو گروه به ترتيب، صفر و مي باشد. ميانگين نمرات در گروه آزمايش 14/1 و در گروه کنترل 17/1 مي باشد. واريانس نمرات در گروه آزمايش 755/0 و در گروه کنترل 818/0 است.

گروه آزمايش
گروه کنترل
ميانگين
14/1
17/1
واريانس
755/0
818/0
مينيمم
0
0
ماکزيمم
2
2

جدول 4-3: آناليز نمرات پيش آزمون

4-2-4- بررسي توزيع فراواني و درصد نمره دانش آموزان در آزمون هاي يادگيري و يادداري برحسب گروه
4-2-4-1- بررسي توزيع فراواني و درصد نمرات حاصل از پس آزمون ( يادگيري )
با توجه به اطلاعات موجود مشاهده مي گردد که مينيمم نمرات پس آزمون (ي
ادگيري) دانش آموزان گروه آزمايش نمره ي 10 و مينيمم نمرات يادگيري گروه کنترل نمره ي 7 مي باشد، ماکزيمم نمرات يادگيري در گروه آزمايش نمره ي 17 و ماکزيمم نمرات گروه کنترل نمره ي 14 مي باشد. ميانگين نمرات يادگيري در گروه هاي آزمايش و کنترل به ترتيب نمرات 46/13 و 71/10 مي باشد.

جدول 4-4 نمرات حاصل از پس آزمون ( يادگيري)
نمره
گروه آزمايش
گروه کنترل

فراواني
درصد
درصد تجمعي
فراواني
درصد
درصد تجمعي
0 تا 4
0
0
0
0
0
0
4 تا 8
0
0
0
2
7
7
8 تا 12
9
32
32
22
14
21
12 تا 15
15
54
86
4
79
100
15 تا 18
4
14
100
0
0

کل
28
100

28
100

ميانگين
46/13
71/10
واريانس
83/1
62/1
مي نيمم
10
7
ماکزيمم
17
14

4-2-4-2- نمرات حاصل از آزمون پيگيري ( يادداري )
با توجه به اطلاعات موجود مشاهده مي گردد که مينيمم نمرات آزمون پيگيري (يادداري) دانش آموزان گروه آزمايش نمره ي 8 و مينيمم نمرات يادداري گروه کنترل نمره ي 5 مي باشد، ماکزيمم نمرات يادداري در گروه آزمايش نمره ي 17 و ماکزيمم نمرات گروه کنترل نمره ي 14 مي باشد. ميانگين نمرات يادداري در گروه هاي آزمايش و کنترل به ترتيب نمرات 96/ 11و 82/9 مي باشد.

جدول 4-5 نمرات حاصل از آزمون پي گيري (يادداري)
نمره

گروه آزمايش
گروه کنترل

فراواني
درصد
درصد تجمعي
فراواني
درصد
درصد تجمعي
0 تا4
0
0
0
0
0
0
4 تا 8
1
4
4
8
29
29
8 تا 12
15
53
57
16
57
86
12 تا 15
9
32
89
4
14
100
15 تا 18
3
11
100
0
0
0
کل

100

28
100

ميانگين
96/11
82/9
واريانس
08/2
4/2
مي نيمم
8
5
ماکزيمم
16
14

4-3- يافته هاي استنباطي
در اين بخش ابتدا فرضيههاي تحقيق مطرح و سپس نتايج حاصل از محاسبه آزمونهاي آماري ارائه مي گردد.
4-3-1- فرضيه شماره 1: ميان ميزان يادگيري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد.
نتايج نشان مي‌دهد که ميانگين عملکرد دو گروه در پيشآزمون و پسآزمون يادگيري به ترتيب (آزمايش 14/1 و 46/13، کنترل 14/1 و 80/12) بوده است. که از نظر آماري در پيشآزمون، اختلاف معنيدار آماري بين دو گروه مشاهده نشد(1=sig و000/0=F)؛ لذا ميتوان گفت گروهها از نظر پيش دانسته‌ها همگن ميباشند. اما اختلاف عملکرد دو گروه در پسآزمون معنيدار و حاکي از تأثير گذاري بيشتر روش تدريس فعال فناورانه در گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل مي باشد (000/0=sig و 143/0=F).
يکي از روش هاي صحيح تحليل آماري عبارت است از تحليل اختلاف نمره هاي به دست آمده به وسيله ي کم کردن نمره پيش آزمون هر آزمودني از نمره پس آزمون او، و سپس محاسبه ميانگين نمره ها براي هر دو گروه و سرانجام مقايسه ميانگين هاي محاسبه شده (دلاور، 1389، ص338).
تفاضل ميانگين پيشآزمون و پسآزمون يادگيري گروه هاي آزمودني نشان مي‌دهد که گروه آزمايش با اختلاف ميانگين 32/12 (82/1=s) نسبت به گروه کنترل53/9 (95/1=s) از اختلاف عملکرد بيشتري در ميانگين‌ها برخوردار بوده است (جدول شماره 4-6).
جدول4-6: ميانگين و انحراف معيار تفاضل نمرات پيش آزمون و پس آزمونيادگيري گروههاي آزمودني
گروه
تعداد
ميانگين
انحراف معيار
آزمايش
28
32/12
82/1
کنترل
28
53/9
95/1

جدول 4- 7: آزمون t مستقل در مورد مقايسه تفاوت ميزان يادگيري دانش آموزان

دو گروه t مستقل

آزمون لوين

تفاوت انحراف معيارها
تفاوت ميانگين ها
سطح معنا داري
درج

تحقیق رایگان درمورد پردازش اطلاعات، دوره متوسطه، بهبود عملکرد، گروه کنترل

فراگيران بايد در ساختن دانش درگير شوند وخودشان دانش را بسازند.ايده ي ساختن گرايي، ناشي از تعهدي است که در اثر چيدمان فراگيران در کلاس حاصل مي شود. اين تعهد از چيدماني که اشخاص به صورت انفرادي نشسته اند حاصل نمي شود. تعامل اجتماعي، هسته ي مرکزي تدريس و يادگيري علوم در دنياست. محيط (TEAL) در جهت حمايت از تعامل اجتماعي، تشويق فراگيران به يادگيري فعال وعلاقه مند کردن آن ها و نيز ايجاد فضاي کلاسي که پرورش دهنده و ايجاد کننده اصلاح در تصور مي باشد، طراحي شده است. در اين رويکرد به فراگيران کمک مي شود تا تصور کنند، فرضيه سازي کنند و نگرششان را در باره بهبود بخشند. اين پيشرفت، حاصل به کاري فناوري آموزشي، آزمايشي و کسب تجربه است. يادگيري فعال اغلب حاصل تبادل ايده ها مي باشد و در پايان باعث ارتقاي دانش افراد مي گردد. بهبود فضاي يادگيري، تجربيات فيزيکي( کاوشگري در آزمايشگاه ) و دسترسي به وب و ورود به فضاي واقعي و سه بعدي، زندگي واقعي بدون محدوديت را امکان پذير مي کند. بايد متذکر شد که کليد تغيير در اين روش انعطاف پذيري مدل از طريق شبيه سازي کاوشگرانه و بهبود فهم مفاهيم اصلي متون علمي است(پريشاني و همکاران،1390).

2-2-40- نظريه ساختن گرا اساس يادگيري در روش فعال فناورانه (TEAL)
روش هاي تدريس مبتني بر رويکرد ساختارگرايي (ساخت گرايي) مستقيما برمبناي باورها و فرض هايي که براي بسياري از نظريه هاي يادگيري و رشد شناختي مانند” يادگيري جديد بر مبناي يادگيري پيشين است، يادگيري در بر گيرنده ي پردازش اطلاعات است، معنا وابسته به روابط است و در تدريس و يادگيري بايد بر روابط و راهبردها تاکيد گردد” استوار است. تأکيد کلاس هاي درس ساختگرايي بر”تجربه هاي علمي، تامل انفرادي، پردازش اطلاعات و همياري گروهي “است. در اين رويکرد دانش آموز پذيرنده ي منفعل دانش و اطلاعات نيست، بلکه با دانش، مهارت و نگرش از قبل آموخته، به کسب دانش جديد، پردازش آن و بسط روابط دروني و ارتباط با پيش دانسته ها با رويکردي جمع محور مي پردازد. همچنين در ساخت گرايي، يادگيري فرايند فعالي است که در آن يادگيرنده از درون دادهاي حسي بهره مي گيرد و به اطلاعات دريافتي معنا مي دهد. در اصل ساختار گرايي بر آن است که “ما از طريق فرايند پيوسته ي بازنمايي واقعيت بر مبناي تجربه هاي خودمان از واقعيت ها مي آموزيم. يادگيري شامل عناصر اجتماعي است و رشد مفهومي حاصل تسهيم نظر گاه ها و اصلاح تجسم دروني در برابر تسهيم است”(آقازاده، 1385، ص 39و47).
سازه گرايان، حواس پنجگانه را تنها ابزار دست يافتني براي يادگيرنده مي دانند و معتقدند صرفآ از طريق ديدن، شنيدن، لمس کردن، بويايي و چشايي است که فرد با محيط تعامل مي کند و با پيام هاي حواس خود تصويري از جهان را مي سازد. لذا دانشمندان سازه گرا برآنند تا دانش در ذهن افراد ماندگار شود. از اين رو که دانش از ذهن معلم بي کم کاست به فراگير منتقل نمي شود. يادگيرنده ها تلاش مي کنند تا با هماهنگي دروس و تجارب خود مفهومي جديد را بسازند. در نتيجه، واژه ها به تنهايي معنا نمي دهند، بلکه مفهوم آنها مبتني بر آن چيزي است که افراد آن را مي سازند. معلمان با استفاده از سازه گرايي به عنوان مرجع، اغلب از شيوه حل مسأله براي يادگيري استفاده مي کنند. هنگامي که تعريف يادگيري “مطابقت با جهان تجربه شده ” باشد، استنباط از جهان بايد اطمينان بخش و مفاهيم آن موجود باشد و وقتي مفاهيم موجود نباشد، فرد بر پايه دانسته هاي پيشينش خود تلاش مي کند تا مفهومي بسازد (يعني دانش پيشين براي معنادهي به داده هاي ادراکات حسي به کار مي رود). افراد ديگر بخشي از جهان تجربه شده اند، لذا براي معناسازي اهميت دارند. از اين رو يادگيري مشارکتي، استراتژي اوليه تدريس است و به افراد اين امکان را مي دهد تا تجربيانشان را با تجربيات ديگران بيازمايند. تجربه مستلزم تعامل فرد است با حوادث، اشياء يا پديده هاي موجود جهان. براي متفکر چيزهاي عيني دانش را توليد نمي کند، بلکه دانشي کارآمد است که فرد را به تعقيب اهداف ويژ هاي قادر سازد. لذا ازديدگاه سازه گرايي، علم، جستجوي حقيقت نيست بلکه به ما کمک مي کند تا جهان خود را معنا ببخشيم. امروزه با افزايش استفاده ازفناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، از سازه گرايي، درطراحي محيط هاي يادگيري الکترونيکي بيشتر استفاده مي شود(دارل68 و ترايل69، 2009و آلن70، 2007، به نقل از ظريف صنايعي، 1390، ص 54). با ابزارها و فناوري هاي يادگيري الکترونيکي، به يادگيرنده اجازه داده مي شود که فعالانه اطلاعات را به اشتراک بگذارد، اطلاعات جديد را جستجو و دريافت و با ديگران بحث و گفتگو کند. با اين شيوه، شناخت در گروه، بازسازي مي شود. فرآيندهاي آموزشي مانند توليد يا خلق ايده، توليد دانش را تسهيل مي کند. گردآوري عقايد در آموزش برخط، به صورت بارش مغزي71، به اشتراک گذاردن اطلاعات، بحث و گفتگو و کسب اطلاعات است که با کنفرانس هاي کامپيوتري تقويت مي شود(کلارک72 و ماير73، 2008، به نقل از: ظريف صنايعي،1390، ص 54). بنابراين دانشمندان روز به روز بيشتر به سمت شيوه سازه گرايي براي طراحي محيط يادگيري الکترونيکي گرايش پيدا مي کنند. اندرسون و الومي نيز بر اين باور هستند که رو ش هاي ساختن گرايانه براي يادگيري مناسب است. در اين شيوه يادگيرندگان، از زمان رويارويي با محيط يادگيري درگير شده و نقشي فعال دارند.
اجزاي زير متضمن چارچوب نظري ساز ه گرايي است:
1. ذهن واقعي است، وقايع ذهني ارزش مطالعه را دارند.

2. دانش در ذهن است.
3. دانش پوياست.
4. معنا ساخته مي شود.
5. براي خبره شدن، تفکر و انتزاع( تجريد) اهميت دارد.
6. يادگيري شامل ساخت تصورات (بازنمايي ها) است.
7. فرآيند تدريس، مذاکره براي ساخت معناست.
8. تفکر و ادراک تفکيک ناپذيرند.
9. حل مسآله در شناخت اهميت دارد(آلن، 2007، به نقل از: ظريف صنايعي، 1390، ص 54).

2-2-41- رابطه روش تدريس و يادگيري
در کنار شرايط و امکانات آموزشي نيرويي انساني و بويژه معلم ، از مهمترين عوامل تشکيل دهنده محيط‌هاي آموزشي است. تاثير موقعيت و امکانات مناسب بر هيچ فردي پوشيده نيست. اما امکانات و تجهيزات بدون وجود معلم کارايي لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهيز مناسب محيط آموزشي مي‌پردازد. محيط و امکانات آموزشي را سازماندهي مي‌کند‌، موقعيت آموزشي مناسب را بوجود مي‌آورد و با شناخت استعداد، علايق و توانايي شاگردان، آنان را در طريق صحيح يادگيري هدايت مي‌کند.
البته چنين نقشي به دانش و اعتقادات معلم بستگي دارد. اگر چه کنجکاوي و ارضاي آن را بديهي ترين احتياجات شاگردان است. اگر معلم با نظريه ها و اصول يادگيري آشنا نباشد و تدريس را فقط انتقال واقعيت‌هاي علمي بداند و تجارب يادگيري را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنيده شده يا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقويت کنجکاوي و پرورش استعداد و تفکر علمي شاگردان چندان موفقيتي به دست نخواهد آورد. زيرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسي عوامل مختلف بايد فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌هاي آموزشي برسد. يادگيري بدون تلاش و فعاليت و تعامل با محيط صورت نخواهد گرفت. کسي که مي‌خواهد ياد بگيرد بايد فعاليتي متناسب با علايق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدريس معلم اين نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس براي شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ايجادکننده شرايط مطلوب يادگيري بداند و بجاي انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بياموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهي آن خواهد پرداخت و آن را تحليل خواهند کرد تا به حل مسائل نايل شوند .با چنين روشي ، شاگرد نه فقط حقايق علمي را فرا مي‌گيرد. بلکه با روش‌هاي علمي کسب معرفت نيز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسي براي حل مسأله را خواهد آموخت و در فرايند يادگيري، ابتکار و خلاقيت خود را به کار خواهد انداخت(شعباني،1384، ص 19).

2-3- مروري بر پژوهش هاي انجام شده
به طور کلي بررسي تحقيقات انجام شده در باره روش هاي تدريس فعال نشان مي دهد که همواره اين روش هاي فعال، کارا و مؤثر بوده اند.
2-3-1- پژوهش هاي انجام شده در داخل کشور
1. نصرت و همکاران(1389) در پژوهشي که با عنوان تأثير آموزش فعال فناورانه (TEAL) فيزيك بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه شهر فلاورجان انجام داد به اين نتيجه رسيد که 24 درصد تفاوت موجود بين پيشرفت تحصيلي گروه آزمايش كه با روش يادگيري فعال فناورانه آموزش ديده بودند، با گروه گواه كه به روش سنتي آموزش ديده بودند، نتيجه تأثير اين روش تدريس مي باشد كه در واقع تأكيدي بر به كارگيري روشهاي فعال است.
2. پريشاني و همکاران (1390 ) تحقيقي را با عنوان تأثير آموزش فعال فناورانه (TEAL) در درس زيست شناسي بر انگيره ي تحصيلي دانش آموزان انجام دادند به اين نتيجه رسيد که تدريس زيست شناسي به شيوه ي فعال فناورانه (TEAL) بر انگيزه ي تحصيلي تأثير معناداري داشته است.
3. معتمدي تلاوکي و همکاران( 1390) در پژوهشي در باره تأثير روش هاي فعال تدريس بر بهبود عملکرد درس فيزيک به اين نتيجه رسيدند: روش هاي فعال تدريس بر بهبود عملکرد درس فيزيک دانش آموزان در سطح دانستن بي تأثير اما در سطوح بکار گيري مفاهيم، حل مسايل متداول و استدلال به طور معنادار مؤثرند.
4. خجسته و نوروزي(1390) تأثير چند رسانه اي ها را بر ميزان يادگيري و يادداري درس لوحه نويسي فارسي بر روي دانش آموزان پايه اول ابتدايي شهر تهران بررسي کردند و به اين نتيجه دست يافتند که چند رسانه اي ها بريادگيري درس لوحه نويسي فارسي مؤثر است اما لزوما بر يادداري آن در دراز مدت تأثيري ندارد.
5. لاکدشتي، يوسفي و خطيري(1390) در يک تحقيق با عنوان تأثير نرم افزارهاي شبيه ساز آموزشي بر يادگيري و يادسپاري دانشجويان و مقايسه آن با روش سنتي تدريس را انجام دادند و به اين نتيجه دست يافتند که بين يادگيري و يادسپاري در آموزش با نرم افزارهاي شبيه ساز و روش سنتي تفاوت معني دار وجود دارد.
6. شريفي، محمد داودي و اسلاميه(1391) رابطه ميزان استفاده از فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات با عملکرد دبيران در فرآيند ياددهي و يادگيري را در يک تحقيق تحليل کردند. نتايج به دست آمده نشان داد که بين ميزان استفاده دبيران از فن آوري اطلاعات و ارتباطات با عملکرد آنها در فرآيند ياددهي و يادگيري رابطه معناداري وجود دارد و 6/60 درصد تغييرات متغير وابسته تحقيق (عملکرد دبيران) را به ترتيب مؤلفه هاي استفاده از نرم افزارهاي کاربردي، استفاده از پايگاه هاي اطلاعاتي و سپس استفاده از اينترنت تبيين مي کنند.
7. عبداله زاده(1392) در پژوهشي که به منظور مقايسه کارايي دوره يادگيري ترکيبي با دوره هاي يادگيري الکترونيکي و حضوري در درس رياضي در ميان دانش آموز
ان دختر و پسر سال اول دبيرستان شهرستان اردبيل انجام داد به اين نتيجه دست يافت: ميزان يادگيري دانش آموزاني که در دوره هاي ترکيبي درس رياضي شرکت کرده بودند از دانش آموزاني که در دوره هاي صرفاً الکترونيکي و صرفاً حضوري در درس رياضي شرکت کرده بودند بيشتر است.

2-3-2- پژوهش هاي انجام شده در خارج از کشور
1. گيج و برلاينر (1984) در تحقيقي نشان داده اند که کيفيت يادگيري در روش هاي تدريس فعال از جمله روش بحث گروهي بيشتر از روش هاي غير فعال مانند سخنراني و تمرين و تکرار است(لطف آبادي،1374).
2. دوري و بلچر در پاييز سال 2001 روش تدريس فعال فناورانه (TEAL) را براي 176 دانش آموز و در پاييز 2003 براي 514 دانش آموز، براي بررسي درک مفهومي دانش آموزان قبل و بعد از مطالعه الکترومغناطيس با موفقيت اجرا کردند. گروه کنترل شامل 121 دانش آموز بود که همين محث را با روش سنتي در بهار 2002 آموزش ديدند. دانش آموزان به سه گروه قوي، متوسط و ضعيف تقسيم شدند. تمام دانش آموزان در گروه هاي آزمايش كه به روش فعال فناورانه(TEAL) آموزش ديده بودند، در فهم مفاهيم فيزيك به صورت شگرف و معناداري نسبت به گروهي كه به صورت سخنراني آموزش ديده بودند، نمرات شان پيشرفت كرده بود(دوري و بلچر،2005).
3. بويل و همکاران (2003) پژوهشي را با عنوان استاده از دوره يادگيري ترکيبي براي بالا بردن يادگيري در برنامه هاي آموزشي انجام دادند. در اين پژوهش از ترکيبي از تدريس سنتي، روش هاي نوين آموزشي و منابع انلاين و… استفاده شد. نتايج نشان داد که استفاده از روش هاي ترکيبي از روش هاي سنتي وآنلاين به ميزان چشمگيري يادگيري دانش آموزان دبيرستان را در درس رياضي بهبود بخشيده است(به نقل از عبداله زاده، علي اکبر،1392).
4. باراك و دوري ( 2005 ) نشان دادند كه وارد شدن فن آوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه آموزشي ويژه دانش آموزان دوره متوسطه، منجر به ارتقاي درك مفاهيم شيمي ، نظريه ها و ساختارهاي مولكولي مي شود(به نقل از بدريان، هنرپرور و ناصري آذر،1389).
5. پلونز و رولتا (2007) نيز در پزوهشي به بررسي تأثير يادگيري مشارکتي مبتني بر کامپيوتر بر رياضيات پرداختند. اين تحقيق که به روش شبه آزمايشي انجام شد نشان داد که اين شيوه مي تواند در تغيير ادراک رياضي گروه آزمايش موثر باشد.
6. سوان و همکاران(2008) پژوهشي با عنوان نقش نرم افزار هاي شبيه ساز در پيشرفت تحصيلي در دروس رشته هاي فني انجام دادندکه نتايج آن حاکي از تاثير استفاده از اين نرم افزارها در پيشرفت تحصيلي دروس فني دانشجويان بوده است.
7. همچنين در درس هاي مختلف فيزيك پس از استفاده از روش يادگيري فعال فناورانه(TEAL) درصد مردودي ها به طور متوسط از 15 درصد به كمتر از 4 درصد كاهش يافته است (درمشکين ، 2008).
8. شيه ، چانگ و ليو(2008) در بررسي تأثير يادگيري فعال فناورانه در يادگيري فيزيک عمومي به اين نتيجه رسيدندکه ميزان يادگيري گروه آزمايش که با روش فعال فناورانه آموزش ديده بودند 11 درصد بيشتراز گروه کنترل بوده است.
9. لورنز و همکاران(2009) با تحليلي که از تأثير چند رسانه اي گرافيکي بر فرايند پبش نوشتاري دانش آموزان دوره ابتدايي داشته است معتقد است که استفاده از چند رسانه اي گرافيکي مزايايي در افزايش مهارت نوشتن براي دانش آموزان دبستاني در بر دارد.
10. آديمي (2012) در بررسي تأثير

تحقیق رایگان درمورد گروه کنترل، دوره متوسطه، دانش آموزان دختر

4-2- آمار توصيفي 70
4-2-1- توزيع فراواني و درصد گروه هاي شرکت کننده در تحقيق 70
4-2-2- بررسي توزيع فراواني و درصد نمره معدل دانش آموزان دوگروه کنترل و آزمايش در نيمسال اول سال تحصيلي 93/92 71
4-2-3- بررسي نمرات پيش آزمون 72
4-2-4- بررسي توزيع فراواني و درصد نمره دانش آموزان در آزمون هاي يادگيري و يادداري برحسب گروه 73
4-2-4-1- بررسي توزيع فراواني و درصد نمرات حاصل از پس آزمون ( يادگيري ) 73
4-2-4-2- نمرات حاصل از آزمون پيگيري ( يادداري ) 73
4-3- يافته هاي استنباطي 74
4-3-1 فرضيه شماره 1: ميان ميزان يادگيري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد. 74
4-3-2- تحليل کوواريانس به منظور کنترل اثر معدل و پيش آزمون بر نمرات يادگيري 76
4-3-3- فرضيه شماره 2: ميان ميزان يادداري شيمي از طريق روش تدريس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنراني ) تفاوت معني دار وجود دارد. 74
4-3-4- تحليل کوواريانس به منظور کنترل اثر معدل و پيش آزمون بر نمرات يادداري 76
فصل پنجم ” بحث و نتيجه گيري” 79
5-1- مقدمه 80
5-2- خلاصه فصل هاي پنجگانه پژوهش 80
5-3- نتايج و دستاوردهاي حاصل از پژوهش 83
5-4- فرضيه هاي تحقيق 83
5-4-1- فرضيه اول تحقيق: 83
5-4-2- فرضيه ي دوم تحقيق: 84
5-5- نتيجه کلي پژوهش 85
5-6- پيشنهادها و توصيه هاي کاربردي: 86
5-7- پيشنهادهايي براي پژوهش هاي آينده 87
5-8- محدوديتهاي پژوهش 88
5-8-1- محدوديت هاي خارج از اختيار پژوهشگر: 88
5-8-2- محدوديت هاي در اختيار پژوهشگر: 88
منابع 89
پيوست ها 98

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 خلاصه پيشينه پژوهش 56
جدول 3-1 جامعه آماري 60
جدول 3-2 جايگزيني نمونه ها در گروه ها 61
جدول 3-3 ميزان پايايي در الفاي کرونباخ 63
جدول 3-4 موضوع و هدف کلي درس جلسه هاي آموزشي 66
جدول 3-5 شرح آزمون هاي تحقيق 68
جدول4-1 توزيع فراواني و درصد گروه هاي پاسخ دهندگان 70
جدول4-2 توزيع فراواني و درصد نمره معدل دانش آموزان در نيمسال اول سال تحصيلي 93/92 بر حسب گروه 71
جدول4-3 آناليز نمرات پيش آزمون 72
جدول4-4 نمرات حاصل از پس آزمون (يادگيري) 73
جدول4-5 نمرات حاصل از آزمون پي گيري (يادداري) 74
جدول4-6 ميانگين و انحراف معيار تفاضل نمرات پيش آزمون و پس آزمون يادگيري در گروه هاي آزمودني 75
جدول4-7 نتايج آزمون t مستقل در مقايسه تفاوت ميزان يادگيري دانش آموزان 75
جدول4-8 نتايج تحليل کوواريانس نمرات پس آزمون يادگيري دو گروه با کنترل پيش آزمون و معدل نيمسال اول 76
جدول4-9 ميانگين و انحراف معيار تفاضل نمرات پيش آزمون و آزمون پي گيري (يادداري) در گروه هاي آزمودني 77
جدول4-10 نتايج آزمون t مستقل در مقايسه تفاوت ميزان يادداري دانش آموزان 77
جدول4-11 نتايج تحليل کوواريانس نمرات پس آزمون يادداري دو گروه با کنترل پيش آزمون و معدل نيمسال اول 78

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 توزيع فراواني و درصد گروه هاي پاسخ دهنده 71
نمودار 4-1 توزيع فراواني نمرات معدل نيمسال اول دانش آموزان بر حسب گروه 72

چکيده
اين پژوهش با هدف بررسي تاثير روش تدريس فعال فناورانه (TEAL ) بر يادگيري و يادداري درس شيمي دوره متوسطه انجام گرفته است. روش پژوهش بر اساس ماهيت شبه تجربي با طرح پيش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماري در اين پژوهش را دانش آموزان دختر پايه سوم متوسطه که در سال تحصيلي 93/92 درس شيمي 3 و آزمايشگاه داشتند، تشکيل مي دهند. از بين جامعه تحقيق دو گروه ( کلاس ) 28 نفره به عنوان نمونه آماري به شيوهي خوشه اي انتخاب شدند. يک گروه ها به عنوان گروه آزمايش و گروه ديگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. گروه آزمايش با روش فعال فناورانه و گروه کنترل با روش معمول آموزش ديدند. يادگيري و يادداري از طريق آزمون هاي معلم ساخته ( پيش آزمون و پس آزمون ) مورد سنجش قرار گرفت. روايي آزمون ها را متخصصان تاييد کردند و پايايي آن به کمک آلفاي کرونباخ 703/0 برآورد گرديد. در اين تحقيق نمره معدل نيمسال قبل به عنوان متغير کوواريانس تحت کنترل قرار گرفت. داده ها از طريق آمار استنباطي ( آزمون t و تحليل کوواريانس ) با استفاده از نرم افزار spss تجزيه و تحليل شد. نتايج تحقيق نشان داد که تاثير آموزش با استفاده از روش فعال فناورانه ( TEAL ) بر يادگيري و يادداري درس شيمي دانش آموزان بيشتر از روش هاي معمول است.
واژگان کليدي: روش فعال فناورانه، TEAL ، يادگيري، يادداري

فصل اول
كليات پژوهش

1-1- مقدمه
فصل اول يا کليات پژوهش همانند نقشه يک ساختمان مي‏باشد که توسط پژوهش گر طراحي گرديده است. در اين فصل به مباحثي از قبيل موضوع پژوهش، اهداف پژوهش، فرضيات و واژه ها و مفاهيم مي پردازيم. دنياي آموزش و پرورش امروز، نقطه توجه خود را از تدريس، به يادگيري معطـوف کـرده اسـت. اين رويکرد، يادگيري را محور و پايه همه برنامه ها، سياست ها و خـط مشـي هـاي آموزشـي قـرار مي دهد. لازمه تحقق هدف هاي چنين رويکردي، با توجه به دانش گسـترده فـنآوري اطلاعـاتي ، بهره وري از تمام امکانات و فن آوري هاي غني در دسترس است (رئيس دانا، 1381).
در ورود به عرصه مدي
ريت نوين شاهد اين واقعيت هستيم که تکنولوژي همه چيز را تحت تأثيرخود قرار داده است و نظام تعليم و تربيت نيز از اين امر مستثني نميباشد . نظام آموزشي کنوني تنها بر پايه تئوري ها و نظرياتي است که دانش آموز با تلاش متعلم و پشتکار خويش آنها را خوب به اذهان ميسپارد ولي آنگاه که پاي عمل به ميان ميآيد، تربيتي صورت نگرفته و مهارتي کسب نشده است (عطاران، 1387). هدف تکنولوژي آموزشي فراهم کردن شرايطي است که بايد امکان يادگيري ساده تر همراه با بازدهي بيشتر را فراهم سازد. تکنولوژي آموزشي مي تواند، اجازه دهد که يادگيري از جهات ديگري که ممکن است رخ دهد، وسيلهاي براي پيشرفت يادگيري در تمام موضوعات شود. توانايي هاي خلاقانه دانش آموزان را توسعه دهد، دانش آموزان را تشويق نمايد خودشان مسؤول، يادگيري خود باشند و آنان را به ارتباط متقابل با يک جامعه بزرگتر تشويق نمايد (مولرا و هال1،2002، به نقل از مجدفر، 1375، ص 105).
توسعه آموزش و بهبود فرآيند يادگيري مسألهاي است که از گذشته هاي دور توجه و علاقه انديشمندان و افراد آگاه و مسؤول را به خود جلب نموده است .همواره با توجه به رشد فنآوري ها، سعي در به روز آمد کردن و متحول نمودن روش هاي آموزشي و ارتقاء و بهبود کيفيت يادگيري و به يادسپاري مطالب آموخته شده، بوده است . فرآيند ياددهي – يادگيري به جهت برخورداري از ويژگي هاي خاص، فرآيندي داراي جنبه هاي مختلف و اجزا و عناصري هست که داراي کنش هاي متقابل بوده و هر يک بر ديگري تأثير مي گذارد و از ديگري تأثير ميپذيرد (فردانش، 1387).
از آنجايي که قالب بسياري از کتاب هاي درسي و ساير مواد آموزشي با روش هاي سنتي انجام ميپذيرد، سيستم آموزش و پرورش تا حصول نتايج، آرمان و اهداف مورد انتظار فاصله بسياري دارد که اين خود همانند ديگر سازمان هاي سنتي مستلزم تغييرات سازماني اساسي و بنيادي است که با برنامه ريزي، شناخت و آگاهي همراه باشد (محمدي، 1385 به نقل از لاکدشتي،1390، ص 5).
با مروري بر آموزش و پرورش کشورهاي جهان، در مي يابيم که بسياري از کشورها از جمله کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه براي تجهيز مدارس با امکانات گوناگون همچون رايانه و اينترنت، برنامه هاي جامعي تدوين شده است. ابداع روش هاي جديد آموزشي، بهره گيري از رايانه در کلاس هاي درس، بهره گيري از نرم افزارهاي آموزشي و چند رسانه اي، بهره گيري از اينترنت و پست الکترونيکي، گسترش شبکه هاي آموزش، ظهور آموزش الکترونيکي و … از پيامدهاي نوين به کارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در امر آموزش بوده است. اين مفاهيم ما را وا مي دارد تا به الگوهاي نوين کار در آموزش و پرورش براي پاسخ گويي به نيازهاي روز افزون دنياي کنوني روي آوريم(پريشاني، 1389).
با بهره گيري از فن آوري اطلاعات معلمان مي توانند منابع آموزشي مورد نياز جهت استفاده در کلاس درس را سريع تر و آسان تر بدست آورند، همچنين انتظار مي رود که فن آوري اطلاعات بتواند مواد آموزشي مختلف مانند تصاوير، متن، صدا و ساير موارد مشابه را با کيفيت بهتر در اختيار معلمان قرار دهد.

1-2- بيان مسأله
انسان قرن بيست و يكم هر روز شاهد تغييرات وسيعي در عرصه تكنولوژي است و اين تحو?ت، او را بامسائل جديدتر و پيچيدهتر روبهرو ميكند و نوعي چالش براي چگونه همگام شدن با اين تحو?ت، ايجاد ميكند. بهترين راه آماده شدن براي زندگي در اين عصر توجه بيشتر به آموزش است. مدارس بايد عادتها و رويه ها را محك بزنند و با ديدي نقادانه به راهيابي بهتر در همه زمينه ها بپردازند(سيف، 1384).
شيمي شاخه اي از علوم تجربي است كه به مطالعه تركيب، ساختار و خواص مواد مي پردازد.كاربردهاي گسترده علم شيمي در پزشكي، داروسازي، صنايع غذايي، كشاورزي، آرايشي و بهداشتي،تهيه رنگ، پلاستيك، لاستيك و انواع پوششها، محيط زيست، انرژي و،… نشان از اهميت زياد اين علم در بهداشت، سلامت، تأمين رفاه، رشد اقتصادي و توسعه پايدار جوامع بشري دارد(بدريان، هنرپرور، ناصري آذر1389، ص 102).
دانووان و نخله (2001) معتقدند كه اهميت روز افزون علم شيمي در زندگي انسانها سبب شده است تا آموزش مناسب و اثربخش آن به ويژه در برنامه ي درسي مدارس به عنوان يكي از حوزه هاي فعال علوم تجربي از اهميت به سزايي برخوردار گردد. از نظر آنان، با ورود به قرن 21، عوامل مختلفي شيوه هاي ياددهي و يادگيري علم شيمي را تحت تاثير قرار داده است. گسترش نظريه هاي شناختي و افزايش درك پژوهشگران از چگونگي يادگيري دانش آموزان، استفاده گسترده از رايانه و فن آوري اطلاعات براي تجسم و مرئي سازي پديده هاي علمي پيچيده، عوامل بيروني مانند نگراني هاي جهاني نسبت به انرژي، منابع آب و محيط زيست، افزايش سطح سواد علمي، تبيين سطوح مختلف سواد شيمي و افزايش درك عمومي ازعلوم مختلف، سبب شده است تا ياددهي يادگيري اثربخش شيمي در مدارس و دانشگاه ها،مورد توجه مسئولان ، سياست ورزان، جامعه شناسان و حتي اقتصاددانان قرار گيرد. بايد توجه داشت كه يادگيري و درك مفاهيم شيمي به خاطر پديده‌هاي شيميايي پيچيده و غير قابل لمس، اغلب دشوار است. در فرايند ياددهي و يادگيري شيمي، معلمان و دانش‌آموزان با نظريه‌ها و فرضيه‌هايي روبرو هستند كه به راحتي قابل تجسم نيستند. بررسي ويژگي‌ها و رفتار مواد شيميايي كه در اندازه‌هاي مولكولي و اتمي هستند و با چشم مسطح و حتي ميكروسكوپ هاي قوي نيز قابل مشاهده نيستند، اغلب مشكل است و منجر به كج‌فهمي مي‌گردد. همچنين برخي پديده‌هاي شيميايي را به لحاظ م
حدوديت زماني و يا ايمني، نمي‌توان در آزمايشگاه مدرسه تجربه كرد. (همان منبع).
دميرچي اوغلو و دميرچي اوغلو و آياس 2(2006، به نقل از: دووارچي3،2010،ص2507) باور دارند كه درس شيمي به خاطر وجود مفاهيم انتزاعي در آن، يكي از درس هاي بسيارسخت براي دانش آموزان است. سوكمن و بايرام 4 (1999، به نقل از: دووارچي، 2010، ص 2507) در پژوهش خود، 97 كلاس پايه نهم را مورد مطالعه قرار دادند و نتيجه گرفتند كه در بسياري از مفاهيم شيمي، از جمله عنصر، تركيب ، مخلوط، تغيير شيميايي ، تغيير فيزيكي و غيره در دانش آموزان يادگيري معنا دار، صورت نمي گيرد و دچار كج فهمي مي شوند. آنها استدلال مي كنند كه اين مسئله ممكن است نتايج حاصل از برنامه هاي گسترده مدارس در روش حفظ كردن مطالب باشد.
كتابهاي درسي به گونه اي نگارش يافته اند كه تنها انبوهي از وقايع علمي را به دانش آموزان منتقل مي كنند و معلمان در فرايند اجر ا، اغلب با استفاده از شيو ه هاي سنتي فرصت هرگونه انديشيدن و خلاقيت را از دانش آموزان مي گيرند( حسن بيگي، 1382). از آن جايي كه بسياري از مطالب کتاب هاي شيمي دبيرستان به صورت انتزاعي و خشك در كتابهاي درسي وجود دارد، بنابراين به معلمان در اين موارد استفاده از شبيه‌سازي، ساخت مدل و نيز انيميشن‌هاي رايانه‌اي پيشنهاد شده است. استفاده از مدل‌ها و شبيه‌سازي‌ها كمك بسيار زيادي به درك عميق و مفهومي شيمي نموده و بسياري از كج‌فهمي‌هاي رايج را برطرف مي‌سازد(بدريان، هنرپرور، ناصري آذر، 1389).
استفاده از ترکيب روش تدريس کاوشگري گروهي در آزمايشگاه، شبيه سازي(و يا استفاده از فيلم، اينترنت، انيميشن، و يا تصاوير گرافيکي بنا به ضرورت تدريس) و سخنراني کوتاه در موقعيت هاي مختلف که به نام روش تدريس فعال فناورانه (TEAL5) مي باشد، در زمره روش هاي تدريس فعال مي باشد. حال از انجا که در دنياي پر شتاب کنوني، بسياري از روش هاي تدريس سنتي نا کارامد و کند هستند و قدرت کافي را براي انتقال مفاهيم جديد به فراگيران را ندارند بنابراين لازم است که از ابزارهايي که فن آوري هاي نوين در اختيار ما قرار مي دهند، در اين زمينه به نحو احسن استفاده نماييم( نوروزي، 1385، ص11) يکي از روش هاي تدريس فعال که از فن آوري هاي نوين استفاده مي کند، روش فعال فناورانه مي باشد. بر اساس يافته هاي فوق، مسأله اساسي پژوهش حاضر، بررسي اثر بخشي تدريس فعال فناورانه (TEAL) بر يادگيري و يادداري دانش آموزان نسبت به درس شيمي دوره متوسطه مي باشد.

1-3- اهميت و ضرورت پژوهش
يادگيري فرايند پيچيده اي است که مي تواند در نتيجه کسب مهارت هاي نو، دانش، ادراک، حقايق، اصول واطلاعات جديد رخ دهد( گيل6 ، 1997 ). دست اندرکاران تعليم وتربيت ، حرکتي را از آموزش هاي سنتي به سوي روش هاي غير سنتي و غير متداول شروع کرده اند ( کو و هارلين 7 ، 2001 ). مهم ترين پرسشي كه در ذهن هرمعلم ايجاد مي شود اين است كه چگونه مي توان يادگيري، به ويژه يادگيري مطالب درسي را موثرتر و پربارتركرد، بنابراين بسياري از روانشناسان اين فرايند را در شرايط دقيق و كنترل شده اي مطالعه كرده اند تا ماهيت آن را بهتر كشف كنند و چگونگي بهبود بخشيدن به آن را دريابند (كديور، 1387).
بي

پایان نامه رایگان درمورد ، 97/19، (%)، 158/0

در پاسخ به تیمارهای هورمونی
منابع تغییرات
درجات آزادی
میانگین مربعات

درصد ریشه زایی
طول ریشه
تیمار
15
**84/2659
**388/1
اشتباه آزمایشی
32
971/0
158/0
ضریب تغییرات (%)

76/4
97/19
**: نشان دهنده اختلاف معنی دار در سطح احتمال 1 درصد می باشد.

پایان نامه رایگان درمورد گیاهان دارویی، افغانستان، فیزیولوژی، کشورهای در حال توسعه

فصل اول
مقدمه و کلیات
1-1- گیاهان دارویی1
از زمانهای قدیم، انسانها از گیاهان به عنوان غذا، طعم دهنده، دارو و کاربردهای دیگر استفاده می کردند. نوشته های باستان از فرهنگ ها و تمدن (مصری، چینی و رومی) شواهد قوی در مورد استفاده از گیاهان دارویی جهت درمان بیماریها وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، 80 درصد از مردم کشورهای در حال توسعه جهان، از گیاهان دارویی برای مراقبت های بهداشتی استفاده می کنند. حدود 40 درصد از ترکیبات استفاده شده در صنعت داروسازی بطور مستقیم یا غیر مستقیم از گیاهان مشتق می شود (Sidhu, 2010). امروزه گیاهانی به عنوان گیاهان دارویی شناخته می شوند که دارای صفات زیر باشند:
1- در پیکر این گیاهان مواد خاصی ساخته و ذخیره می شود به نام “مواد مؤثره2″ (مواد فعال)، که این مواد تأثیر فیزیولوژیکی بر پیکر موجود زنده بر جای می گذارند. این گیاهان برای مداوای برخی از بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرند. مواد فعال مذکور در طی یک سلسله فرایندهای ویژه و پیچیده بیوشیمیایی، به مقدار بسیار کم- معمولاً کمتر از وزن خشک گیاه- ساخته می شوند و به ” متابولیتهای ثانوی3″ نیز معروفند.

1- Medicinal plants
2- Active substances
3- Secondary metabolites
2- کاشت، داشت و برداشت گیاهان دارویی، صرفاً به خاطر استفاده از مواد مؤثره آنها صورت می گیرد.
3- ممکن است اندام خاصی چون ریشه، ساقه، برگها، گل و… حاوی مواد مؤثره مورد نظر باشند. از این رو، نمی توان تمام اندامهای گیاه مربوط را منبع ماده دارویی مورد نظر دانست.
4- معمولاً از اندامهای مورد نظر بصورت تازه استفاده نمی شود.
5- گیاهان دارویی حاوی مواد مؤثره، در مقایسه با عموم گیاهان مورد عمل در کشاورزی چون غلات و سبزی ها که بطور عام و روزمره مورد استفاده انسان هستند، در موارد خاصی قابل استفاده اند (امید بیگی، 1384).
2-1- کشت بافت به کشت قطعه ای از بافت گیاه در شرایط آزمایشگاهی و کاملاً استریل گفته می شود که در نهایت از این قطعه، یک گیاه کامل بدست می آید.
– برخی از کاربردهای کشت بافت در باغبانی:
1) تولید گیاهان عاری از ویروس و بیماری
2) تکثیر و ریزازدیادی گیاهان (Micropropagation)
3) تولید گیاهان هاپلوئید و سپس دیپلوئید کاملاً هموزیگوس از طریق کشت میکروسپور یا بساک
4) دست ورزی ژنتیکی و دورگ گیری سوماتیکی با استفاده از الحاق پروتوپلاسمی و همچنین ایجاد تلاقی بین گونه ای در شرایط درون شیشه ای
5) کشت سوسپانسیون سلولی و تولید متابولیت های اولیه مثل قند و کربن و نیز متابولیت های ثانویه
6) ایجاد گیاهانی با خصوصیات جدید با استفاده از تنوع سوماکلونال
7) نجات جنین با استفاده از کشت جنین های نارس در تلاقی بین گونه ای
8) نگهداری ژرم پلاسم گیاهان در شرایط درون شیشه ای
9) استفاده از کشت بافت در انتقال ژن به گیاه
10) استفاده در مطالعات بافت شناسی، سلول شناسی و فیزیولوژی گیاهی (باقری و صفاری، 1388).
3-1- خصوصیات گیاهشناسی زنیان
زنیان در کتب طب سنتی با نام های مختلف نانخواه (به دلیل استفاده آن در پخت نان)، آنیسون بری و بادیان رومی، با اسامی انگلیسی Ajowan، Ajowain، Bishop weed و Carum و نام های علمی Trachyspermum ammi و Carum copticum که مترادف یکدیگر هستند، آورده شده است و از تیره چتریان (Apiaceae) می باشد (اکبری نیا و همکاران، 1384). Trachyspermum ammi L.، کلمه ای یونانی متشکل از دو کلمه Trachy به معنای خشن و spermum به معنای بذر دار می باشد، در حالیکه ammi نام گیاه به زبان لاتین و مترادف Carum copticum است (Dwivedi et al., 2012). زنیان گیاهی یکساله با ارتفاع کمتر از 1 متر، پر شاخه و برگ، برگ های بریده بریده و نخی شکل است. گل ها با گلبرگ های سفید و کوچک و پرچم های صورتی رنگ، میوه کوچک و دارای 5 خط طولی نازک، معطر و دارای طعمی تند و نافذ است و به اندازه و شکل کرفس دارویی بوده، اما طعم آن متفاوت است ( مجنون حسینی و دوازده امامی، 1386).
وزن هزاردانه آن 1 تا 2 گرم و این گیاه در مرحله رویشی شباهت بسیاری به شوید دارد. در مرحله گرده افشانی حشرات زیادی جلب گلها شده و گرده افشانی توسط زنبورها انجام می پذیرد. گلدهی از اوایل بهار در مناطق گرم و اواخر بهار در مناطق معتدل شروع می شود و همزمان با رشد رویشی ادامه می یابد. با ظهور گلها، رشد طولی ساقه ها متوقف شده و رشد جانبی شروع می گردد. بنابراین می توان گفت که زنیان گیاهی است که رشد نامحدود دارد ( اکبری نیا، 1382 و 1999 . (Krishnamoorthy et al., تعداد کروموزوم های زنیان 2n=2x=18 می باشد (Dalkani et al., 2010).
4-1- تاریخچه و پراکنش گیاه زنیان
در کتاب قانون ابو علی سینا، زنیان تحت نام نانخواه عنوان شده که این گیاه رطوبت معده را برمی چیند و دل به هم آمدن و تهوع را تسکین می دهد و برای کبد و معده سرد نیز مفید است. در طب سنتی عربستان سعودی دانه خشک شده این گیاه در اختلالات گوارشی به عنوان بادشکن و هضم کننده استفاده می شود (حسین زاده و محرابی، 1382). در هند و افغانستان، بعنوان طعم دهنده در غذاهای آماده و سرپایی، کنسرو لوبیا و انواع نان بکار می رود (مجنون حسینی و دوازده امامی، 1386). منشأ گیاه زنیان در آسیا بوده و در کشورهای هند، ایران و مصر می روید و یا کشت می شود (اکبری نیا و همکاران، 1384). در اطراف مدیترانه، جنوب شرقی آسیا، افغانستان و مصر هم کشت می شود ولی عمدتاً در هند وجود دارد (Wahab et al., 2008). زنیان در ایران، در شهرهای بلوچستان، تبریز، اصفهان، خوزستان، کرمان، تربت حیدریه و سیستان می روید ( معاونی، 1388).
5-1- ن
یازهای اکولوژیکی زنیان
زنیان گیاهی است که در طول رویش خود به آب و هوای گرم و آفتابی کامل نیاز دارد. زنیان برای جوانه زنی به دمای 20 الی 25 درجه سانتیگراد و در مرحله ساقه دهی تا گلدهی به مقدار کافی آب نیاز دارد. آبیاری منظم باعث افزایش عملکرد بذر و مقدار اسانس می شود. چنانچه در طول رویش آب کافی در دسترس گیاهان نباشد، عملکرد بذر به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. خاک های سبک و تهی از مواد غذایی و همچنین خاک های سنگین رسی برای کشت زنیان مناسب نیست. pH مناسب برای این گیاه بین 5/6 تا 2/7 می باشد (معاونی، 1388). زنیان از متحمل ترین گیاهان دارویی نسبت به شوری محسوب می شود. همچنین به خاک های قلیایی تحمل خوبی دارد. این گیاه با تراکم بالا قابل کشت بوده، بنابراین برای مقابله با علف های هرز می توان از آن استفاده کرد (مجنون حسینی و دوازده امامی، 1386).
6-1- ترکیبات شیمیایی گیاه
قسمت مورد استفاده زنیان در طب سنتی دانه (بذر) آن است. بذور زنیان بطور کلی حاوی 4/7 درصد رطوبت، 1/17 درصد پروتئین، 8/21 درصد چربی، 9/7 درصد مواد معدنی، 2/21 درصد فیبر و 6/24 درصد کربوهیدرات در هر 100 گرم می باشد (Dwivedi et al., 2012).
اسانس بذر زنیان از فنول ها و ترپن ها تشکیل شده است و حاوی بیش از 27 ترکیب است که تیمول (61 درصد) جزء اصلی آن و ترکیبات مهم دیگر آن پاراسیمن (6/15 درصد)، آلفا- ترپینن (9/11 درصد)، بتا- پینن (5-4 درصد)، دی پینن (6-4 درصد)، کامفن و میرسن می باشد. اسانس آن علاوه بر تیمول حاوی یک هیدروکربن مایع که سیمول یا کریمین نامیده می شود نیز می باشد. احتمال دارد که اسانس حاوی هیدروکربن دیگری باشد که با تورپنتین اسانس ایزومریک می باشد (Malhotra and Vijay, 2004). زنیان همچنین حاوی کاتیونهایی شامل سدیم، پتاسیم، آهن، کلسیم، منیزیوم و روی است (میرحیدر، 1380). Saharkhiz و همکاران (2005)، اثرات مراحل مختلف برداشت (مراحل خمیری و رسیدگی بذر) را روی محتوی و ترکیب اسانس بذر زنیان کشت شده در ایران مطالعه کردند. محتوی اسانس میوه های برداشت شده در مراحل خمیری و رسیدگی به ترتیب 1/7 درصد و 2/3 درصد بدست آمد. ترکیبات اصلی در اسانس میوه هایی که در مرحله خمیری برداشت شدند شامل آلفا-ترپینن 2/43 درصد و تیمول 4/32 درصد و پاراسیمن 7/20 درصد، در حالی که ترکیبات اصلی اسانس میوه هایی که در مرحله رسیدگی برداشت شدند به ترتیب شامل تیمول 7/36 درصد، آلفا- ترپینن 5/36 درصد و پارا- سیمن 1/21 درصد بود.
7-1- خواص درمانی
در طب سنتی از بذور و ریشه گیاه زنیان استفاده فراوان می شود. به عنوان بادشکن (ضد نفخ)، تونیک و زیاد کننده تنفس، مداوای ترش کردن معده بکار می رود (مجنون حسینی و دوازده امامی، 1386). همچنین بطور سنتی، عصاره زنیان جهت فرونشاندن علائم آنفلوانزا در کودکان استفاده می شود (Goudarzi et al., 2011). در طب مدرن به عنوان ضد عفونی کننده قوی، تقویت هاضمه، و در مصرف خارجی به منظور درمان رماتیسم استفاده می شود. عصاره بذر زنیان در داروهای ضد سرفه و مشتقات آپوکسی به کار می رود. در هند و افغانستان به عنوان طعم دهنده در غذاهای آماده و سرپایی، کنسرو لوبیا و تهیه انواع نان به کار می رود (مجنون حسینی و دوازده امامی، 1386). تیمول، ترکیب فنلی فراوان موجود در زنیان است که میکروب کش، ضد اسپاسم، ضد قارچ (Wadhwa, 2010) و اثر کاهش دهنده فشار خون را دارد و در درمان بیماری های پوستی مانند آکنه و درماتیت همراه سایر ترکیبات فنلی کاربرد دارد (Srivastava, 1999). عصاره الکلی زنیان شامل ساپونین با شاخص 500، فلاونوئید زرد کریستاله و یک ماده استروئیدی است که به عنوان ضد میکروب بر 9 گونه باکتری گرم مثبت و گرم منفی مؤثر است (Sadananda, 2000; Srivastava, 1999). همچنین عصاره الکلی زنیان به عنوان آنتی هیستامین کاربرد دارد (Boskabady, 2000). همچنین زنیان در رفع بیماری های معده و کبد، محرک، مقوی معده، بادشکن، مقوی، ضد اسپاسم، ضد عفونی کننده، ضد تهوع، مقوی قوه باء، ضد کرم و مدر است ( معاونی، 1388).
8-1- کشت بافت گیاهی
با توجه به اینکه امروزه روش های قدیمی و کلاسیک تکثیر و اصلاح گیاهان به تنهایی جوابگوی بسیاری از نیازها نمی باشد، لازم است روش های جدیدتری جایگزین یا تکمیل کننده روش های قبلی مورد استفاده قرار گیرد. مناسب ترین راه برای نیل به این هدف، استفاده از روش های زیست فن آوری می باشد (مشایخی، 1386). کشت بافت گیاهی، به تکثیر و رشد سلولها، بافت ها و اندام های گیاهان اطلاق می شود که در محیط های جامد یا مایع، تحت شرایط استریل و در شرایط محیطی کنترل شده باشند. کشت بافت گیاهی به مفهوم توتی پوتنسی وابسته است که به توانایی سلولها و بافت های گیاهی جهت نمو به گیاه جدید کامل می باشد (Sidhu, 2010). در سال 1838 شوان وشلیدن تئوری توتی پوتنسی را ارائه نمودند که بر اساس این تئوری، هر سلول، مستقل بوده و در اصل قادر به تولید یک گیاه کامل است. در واقع تئوری آنها، پایه و اساس کشت بافت و سلول گیاهی بود (Pieric, 1979). اولین تلاش به وسیله Haberlandt، گیاهشناس آلمانی که بعنوان پدر کشت بافت گیاهی شناخته شد، صورت گرفت که سلولهای گیاهی را جدا و در محلول نمک Knops در سال 1898 کشت کرد (Krikorian, 1969)، ولی او در روش کشت بافت، ناموفق بود. معذالک هاریون، باروز و کارل (1909-1907)، موفق به کشت درون شیشه ای بافت های حیوانی و انسانی، شدند. گرچه محققین تحقیقاتی را در ارتباط با کشت درون شیشه ای، در مورد بذور گیاهچه های ارکیده، جنین و اندام های گیاهی، انجام دادند ولی نوبکرت، گوستریت و وایت (1939)، برای اولین بار موفق به تولید گیاه حاصل از کشت بافت، شدند (Pierik, 1979). کشت بافت های گیاهی،
از قطعات کوچک که به آنها ریزنمونه گفته می شود و از بخش های مختلف گیاه گرفته می شود، آغاز می شود. به طور کلی، همه بخش های گیاه به عنوان منبع ریزنمونه بطور موفقیت آمیزی استفاده شده اند.

9-1- کاربردهای کشت بافت گیاهی در کشاورزی
• تکثیر کلونی سریع و در مقیاس وسیع گیاهان یکسان از یک منبع گیاهی برتر
• حذف عوامل بیماری زا، همچنین تسهیل انتقال ماده گیاهی از راه مرزهای بین المللی
• تهیه منابع عاری از بیماری به صورت کشت درون شیشه ای
• ذخیره ژرم پلاسم و ذخیره بلند مدت منابع گیاهی
• گزینش از جهش های خود بخودی یا القایی
• تولید ریز قلمه های ریشه دار شده در گونه های زینتی چوبی سخت ریشه زا
• بازیابی دورگها از گونه های ناسازگار توسط کشت رویان یا تخمک
• تولید گیاهان هاپلوئید: با استفاده از کشت بساک گیاهان هاپلوئید برای بازیابی جهش های مغلوب در برنامه های اصلاحی استفاده می شود. باززایی متوالی، باعث تولید هاپلوئید های مضاعف شده، هموزیگوس شده و بنابراین لاین های اصلاحی خالص فراهم می شوند ( آزادی و باقری، 1382).
10-1- روش های مختلف کشت بافت گیاهی
هر گیاه، شامل اندام های متفاوتی است، که هر یک از این اندامها از معدودی بافت تشکیل شده اند و بافت ها به نوبه خود از سلولهای اختصاصی به وجود آمده اند. اگر دیواره این سلولها توسط آنزیم هضم شوند، پروتوپلاست حاصل می شود. از آن جایی که گیاه، از مواد ساختمانی بسیار متفاوتی تشکیل شده است، انواع مختلفی از کشت درون شیشه نیز وجود دارد.
1- کشت گیاه کامل: یک بذر ممکن است در شرایط درون شیشه کشت شود و یک گیاهچه و در نهایت یک گیاه کامل تولید کند.
2- کشت اندام گیاهی: یک اندام جدا شده، در شرایط درون شیشه ای رشد می کند. در کشت اندام، انواع مختلفی مثل کشت مریستم، کشت نوک ساقه، کشت ریشه ، کشت پرچم قابل تشخیص هستند.
3- کشت جنین1: پس از حذف پوسته بذر ، جنین جدا شده و کشت می شود.
4- کشت کالوس2: اگر یک بافت تمایز یافته جدا شود و در شرایط درون شیشه تولید یک توده تمایز نیافته به نام کالوس نماید، این پدیده را کشت کالوس می نامند.
5- کشت سلول3: کشت سلول های منفرد که به کمک آنزیمها یا به روش های مکانیکی از یک بافت گیاهی، کالوس یا سوسپانسیون سلولی به دست می آیند، کشت سلول نامیده می شود.
4- کشت پروتوپلاست4: کشت پروتوپلاستهایی که در اثر هضم آنزیمی دیواره سلول بوجود آمده اند، کشت پروتوپلاست می نامند (باقری و صفاری، 1388).
11-1- ریزازدیادی5
ریزازدیادی فرایند رشد رویشی و تکثیر از بافت یا دانه گیاهان می باشد. ریزازدیادی با استفاده از حداقل فضا و مکان، شرایط مناسبی را برای رشد گیاهان ایجاد می کند. مزایای استفاده از ریزازدیادی به شرح زیر است:
1- مقادیر بالای تکثیر
2- کنترل محیط و فراهم کردن احتیاجات گیاه
3- در دسترس بودن گیاه در تمام طول سال (مستقل از تغییرات منطقه ای و فصلی)
4- شناسایی و تولید کلون ها با ویژگی های مورد نظر

1-

پایان نامه با کلید واژگان الگوریتم ژنتیک

ت برابر 100 باشد، و تعداد متغیرهای تابع برازندگی برابر 3 باشد، جمعیت با یک ماتریس 3×100 نشان داده می شوند. ممکن است در یک جمعیت ، یک فرد ثابت بیشتر از یکبار وجود داشته باشد. برای مثال، فرد (1، 3-، 2) ممکن است در چند سطر از ماتریس وجود داشته باشد.
در هر مرحله، الگوریتم ژنتیک تعدادی محاسبات بر روی جمعیت کنونی انجام می دهد تا جمعیت جدیدی را به وجود آورد. هر جمعیت متوالی ، یک نسل جدید نامیده می شود.
تنوع93: تنوع یا پخشی به میانگین فاصله بین افراد هر جمعیت گفته می شود. اگر میانگین فاصله بزرگ باشد ، جمعیت دارای پخشی زیادی است.
تنوع در الگوریتم ژنتیک بسیار حائز اهمیت است زیرا به الگوریتم اجازه می دهد که محدوده بزرگتری از فضا را جستجو کند.
مقادیر برازندگی و مقادیر بهترین برازندگی94 : مقدار برازندگی یک فرد، مقدار تابع برازندگی برای آن فرد است. از آنجایی که الگوریتم ، کمترین مقدار تابع برازندگی را پیدا می کند، بهترین مقدار تابع برای یک جمعیت ، کوچکترین مقدار تابع برای هر فرد درآن جمعیت است.
والدین و فرزندان 95: برای تولید نسل بعدی ، الگوریتم ژنتیک افراد مشخصی را از نسل کنونی انتخاب می کند که به این افراد والدین گفته می شود و از آنها برای تولید نسل آینده استفاده می شود. نسل بعدی فرزندان خوانده می شوند. معمولا الگوریتم ژنتیک والدینی را انتخاب می کند که مقادیر برازندگی کمتری داشته باشند.
3-9-2- نحوه عملكرد الگوریتم ژنتیک:
در اینجا به طور خلاصه توضیح داده شده است که الگوریتم ژنتیک چگونه کار می کند:
• الگوریتم با تولید یک جمعیت اولیه تصادفی شروع می شود.
• سپس الگوریتم، رشته ای از جمعیت های جدید را به وجود می آورد. درهر مرحله ، الگوریتم از افراد نسل کنونی استفاده می کند تا جمعیت بعدی را بسازد. برای تولید جمعیت جدید، الگوریتم مرحل زیر را انجام می دهد:
الف- با محاسبه مقدار برازندگی، به هر عضو جمعیت کنونی نمره می دهد.
ب- نمرات خام تابع را تغییر مقیاس می دهد (نرمالیزه می کند( تا در محدوده ای قابل استفاده تر قرار بگیرند.
پ- والدین را بر اساس مقدار برازندگی آنها انتخاب می کند.
ت-تعدادی از افراد جامعه کنونی که برازندگی کمتر دارند، به عنوان نخبه انتخاب می شوند و مستقیما به نسل بعد منتقل می شوند.
ث-از روی والدین فرزندان را تولید می کند. فرزندان یا به صورت جهش ( انجام تغییرات تصادفی روی تنها یک والد) ، یا به صورت تقاطع ( ترکیب دو بردار ورودی به صورت یک جفت والد) تولید می شوند.
ج-جمعیت کنونی را با فرزندان جایگزین می کند تا نسل بعد را تولید کند.
• هنگامی که یکی از معیارهای توقف به وقوع بپیوندد، الگوریتم متوقف می شود.
3-9-3- روند انتخاب ويژگي هاي مؤثر با استفاده از الگوريتم ژنتيك و SFAM
در اين روش انتخاب ويژگي شرايط، تابع برازندگي، افراد، نحوه انتخاب جمعيت نسل بعد، شرايط توقف الگوريتم ژنتيك و ساير مسائل جزئي مربوطه به تفصيل بيان شده اند.
الف) افراد: افراد تشكيل دهنده جمعيت ها در اين روش بردارهاي 39 مولفه اي با مقادير باينري مي باشند. مولفه هاي 0 يا 1 در اين بردارها در حقيقت ضرايب 39 مولفه اساسي اول هر يك از مجموعه دادگان تصادفي معرفي شده در بخش 3-6 هستند. ضريب 1 به معني حضور و ضريب 0 به معني عدم حضور مولفه اساسي متناظر با انديس ضريب در بردار مي باشد.
ب) تابع برازندگي: افراد با برازندگي بالاتر، در صورت ضرب نظیر به نظیر در بردار مولفه هاي اساسي مجموعه داده تصادفي مربوطه، مولفه هاي اساسي موثرتر را حفظ كرده و بقيه را حذف مي كنند. لذا آرگومان ورودي تابع برازندگي فرد يا بردار 39 مولفه اي بوده و خروجي آن درصد صحت كلاسه بندي با علامت منفي مي باشد. علامت منفي از آن جهت است كه الگوريتم در حالت كلي، سعي در كمينه كردن تابع برازندگي دارد. در شبيه سازي هاي اين بخش ، هر نسل الگوريتم شامل 100 فرد مي باشد.
ج) انتخاب: انتخاب افراد نسل بعد: 5% از افراد نسل جاري كه بيشترين برازندگي را دارند مستقيماً به نسل بعد مي روند 80% از افراد هر نسل فرزندان تقاطع و الباقي باجهش توليد شده اند. تابع مقياس برازندگي،‌Rank در نظر گرفته شده است كه نمرات خام هر فرد را بر اساس رتبه فرد و نه نمره او مقياس مي كند به اين صورت كه رتبه فردي با بهترين برازندگي 1 است و فرد برتر بعد از او،‌ رتبه 2 را خواهد داشت و به همين ترتيب.
د) تابع انتخاب: تابع انتخاب در اين جا “Stochastic Uniform” در نظر گرفته شد. اين تابع، خطي را در نظر گرفته كه هر بخش آن به يك فرد مربوط است و هر بخش،‌متناسب با مقدار مقياس شده، براي آن فرد مي باشد. الگوريتم با گام هاي مساوي در طول خط پيش مي رود و در هر گام،‌الگوريتم به بخشي كه در آن قرار گرفته يك والد نسبت مي دهد. گام اول به اندازه يك مقدار تصادفي يكنواخت از اندازه گام كمتر است.
ه) شرايط توقف الگوريتم: شرط توقف، با محدود كردن بيشينه تكرارهاي ممکن الگوريتم به ميزان 100 نسل و همچنين عدم تغيير بهترين برازندگي در طول 20 نسل ،در نظر گرفته شده است.
3-9-4- نتايج شبيه سازيها (سري سوم آزمايشات):
آزمايشهاي اين بخش با استفاده از مجموعه هاي داده هايي شامل 2، 4 و 6 نمونه براي آموزش از هر كلاس انجام گرفته است. از هر يك از اين مجموعه ها، 10 مجموعه تصادفي،‌چنانكه در 3-6 ذكر شده است،‌ايجاد شده و حاصل 100 بار ميانگين گيري در تابع برازندگي با علامت منفي، به عنوان مقدار برازندگي انتخاب شده است. به اين شكل كه يك بار در هر مجموعه كلي،‌ 100 چينش مختل
ف از نمونه هاي آموزش انتخاب شده تا بتوان براي هر كدام از 10 مجموعه تصادفي مربوط به آن، از يك مجموعه 100 چيدماني يكسان استفاده كرد.
نتايج شبيه سازيها براي مجموعه دادگان شامل 2، 4 و 6 نمونه براي آموزش به ترتيب، در جداول 3-4، 3-5 و 3-6 نمايش داده شده است. درتمامي اين آزمايش ها شبكه عصبي SFAM در مود آموزش تك تكراري مي باشد.
جدول 3-4: نتايج حاصله از انتخاب ويژگي هاي موثر با استفاده از الگوريتم ژنتيك و شبكه عصبي SFAM به ازاي داده هايي با 2 نمونه براي آموزش
بعد فضاي ويژگي
منتخب
درصد صحت كلاسه بندي
ميانگين زمان آموزش
متوسط تعداد خوشه هاي ايجاد شده
پايگاه داده تصادفي
17
15/89
008/0
26
1
23
9/87
006/0
22
2
17
42/90
0067/0
25
3
20
86/87
0068/0
7/25
4
22
04/87
0061/0
75/23
5
16
54/88
0069/0
26
6
14
83/83
0082/0
29
7
22
34/91
0056/0
24/22
8
21
65/87
0056/0
16/22
9
24
68/87
0068/0
88/24
10
6/19
14/88
0067/0
4/24
ميانگين

پایان نامه با کلید واژگان ورودي، بندي، FAM، يادگيري

ديگر داراي پيكر بندي ثابتي هستند. براي مثال در شبكه MLP تعداد لايه هاي مخفي و نودهاي آنها بايد ابتدا برآورد شوند از اين رو كه درطي فرايند آموزش قابل تغيير نمي باشند. بنابراين اگرتعداد نودهاي مخفي شبكه كمتر يا بيشتر از تعداد مورد نياز مسئله باشد. دو نوع مشكل اساسي در شبكه رخ مي نمايد. درصورت كم بودن گره ها شبكه قادر به ارايه تقريب مناسبي از پيچيدگي فضاي الگوها نيست24. اگر تعداد گره هاي مياني بيش از حد زياد باشد، به قدري دقيق فضاي مشخصه ها فراگيري شده و شبكه به آن منطبق مي شود كه قابليت تعميم دهي شبكه و با بالتبع آن، درصد صحت كلاسه بندي، بر روي داده ها آزمايش، به شدت كاهش مي يابد25. در هر دو مورد ذكر شده كارايي شبكه بهينه نمي باشد. لذا استفاده از FAM، به سبب انعطاف پذيري ذاتي آن، كه در اكثر شبكه‌هاي عصبي ديگر موجود نيست، كار طراحي را بسيار ساده مي كند. به صورتي كه ديگر به آزمايشهاي فراوان اوليه براي تخمين پارامترهاي مناسب شبكه، نيازي نيست. مزيت ديگر اين شبكه، عدم وابستگي طراحي آن به ريزه كاري هاي فراوان وتنظيم پارامترهاي زياد و پيچيده است. همچنين بازه هاي زماني كوچك براي آموزش و همگرايي سريع از مزاياي ديگر FAM مي باشد. [7،6،4]
كارآيي FAM و ديگر گونه هاي منشعب از آن در بسياري ازمسايل كلاسه بندي، به عنوان سيستم هاي يادگيري دقيق و سريع به اثبات رسيده است، از جمله مي توان به بازشناسي خودكار هدف براساس پروفايل برد را دار [8]، باز شناسي واكه هاي صوتي مستقل از گوينده [9]، بازشناسي دستخت بلا درنگ [10]، بازشناسي سيگنال هاي QRS [11]، تشخيص انواع سرطانهاي سينه و بيماري هاي قلبي [12]، يادگيري وتشخيص ابعاد اشياء سه بعدي از روي سري تصاوير دو بعدي آنها [13]، كلاسه بندي سيگنالهاي نويزي [14] تشخيص فرد الكلي از غير الكلي [15]، تشخيص ناهنجاري هاي ژنتيكي [16]، كه اخيراً بسيار مورد توجه قرار گرفته است، و بسياري موارد ديگر [23،22،21،20،19،18،17] ، اشاره كرد.
مهمترين نقص FAM مربوط به حساسيت آن به هم پوشاني 26 بين خوشه هاي ايجاد شده است. طبيعت خود سامانده بودن آموزش در اين شبكه باعث مي شود كه عليرغم پيوستگي يادگيري نمونه هاي جديد، در مورد نمونه هاي نويزي مشكل ايجاد شود و آنها به اشتباه، خوشة جديد و منحصر به فردي را به خود نسبت دهند از اين حساسيت كه منجر به ايجاد خوشه ها (نودهاي) بيش از حد مورد نياز مي شود. تحت عنوان پديدة تكثير بي روية خوشه ها27 ياد مي شود. افزايش حافظه مورد نياز و پيچيدگي شبكه، بار محاسباتي اضافه و در نتيجه كاهش قابل ملاحظه صحت كلاسه بندي از عواقب رخ نمودن اين پديده مي باشد. [29، 28 و 27 و 26و 25و 24و 16و 9و 7]. افزايش صحت كلاسه بندي و كاهش پيچيدگي و تعداد نودهاي شبكه FAM در سالهاي اخير توجه اكثر محققان را جلب كرده و بيشترين مطالعات بر روي اين موارد متمركز بوده است.
در اين فصل ابتدا با مقدمات و الگوريتم Fuzzy ART و ARTMAP Fuzzy آشنا مي شويم (بخش 2-2). مدلهاي پيشرفته تر مبتني بر FAM كه در آنها ساختار و الگوريتم مدل پايه اصلاح شده و برخي چالشهاي آن در جهت بهبود كلاسه بندي، مرتفع شده است، در بخش بعدي مورد بررسي قرار خواهند گرفت. پيكربندي اين بخش بر اساس سير تكاملي مدلهايي است كه در جهت رفع يا بهبود پديده تكثير بي رويه خوشه ها و افزايش قابليت تعميم دهي28 شبكه FAM مي باشد.
در بخش انتهايي، مروري بر كاربرهاي موفق شبكه هاي عصبي از خانواده ARTMAP و واريته هاي آنها خواهيم داشت و در نهايت خلاصه فصل ارائه خواهد شد.
2-2- پيكربندي و الگوريتم شبكه ART MAP Fuzzy
شبكه عصبي FAM كه يادگيري در آن به صورت افزايشي و با ناظر مي باشد، از اتصال دو ماژول Fuzzy ART با نامهاي ARTa و ARTb پديد آمده است. اين دو ماژول توسط يك ماژول ميدان نگاشت29، كه نودها (كلاسترها) را از ARTa به ARTb، مرتبط مي سازد. به هم متصلند. هر ماژول Fuzzy ART قادر است، به صورت افزايشي و بي ناظر عمل خوشه بندي نمونه هاي m بعدي ورودي را در ناحيه هايي به شكل ابر مستطيلي در فضاي m بعدي مشخصه هاي ورودي، انجام دهد. [4 و 30] هر كدام از اين نواحي ابر مستطيلي، نماينده يك دسته يا خوشه مي باشند. هر خوشه يك نود شبكه را تشكيل مي دهد.
j امين خوشه با برداري از وزنها، نشان داده مي شود كه در ابتدا اين وزنها با 1 مقدار دهي اوليه مي شوند. و در طي فرآيند يادگيري كاهش يافته يا ثابت مي مانند. اين خود يكي از مواردي است كه ابداع كنندگان اين شبكه، به عنوان عامل تكثير بي رويه خوشه از آن ياد مي كنند،‌ چون طي آموزش، عناصر بردارهاي مشخصه ورودي، كه ها را تشكيل مي دهند،‌ فقط مي توانند كوچكتر شوند. يك ماژول FA هميشه به ايجاد نمونه هاي بيشتر و بيشتر تمايل دارد و اين بدان علت است كه ممكن است انطباق الگوهاي ورودي با مقادير بزرگتر، در حالي كه ها در طي يادگيري خيلي كوچك شده باشند. امكان پذير نباشد. از اين رفتار مي توان بانرمال سازي ورودي به يك طول ثابت اجتناب كرد. يك روش ممكن، استفاده از نرمال سازي اقليدسي است كه يك الگوي ورودي A را به ورودي كدگذاري شده I تبديل مي كند.

(2-1)
عيب اين روش، از دست دادن هر اطلاعاتي در مورد طول يك الگوي ورودي است. بنابراين جهت مقداردهي كردن همه الگوهاي ورودي به يك طول ثابت از يك نرمال سازي تغيير يافته كه كدگذاري مكمل30 ناميده مي شود، استفاده مي شود [4]. يك بردار اصلي ، به وسيله افزودن مكمل عناصرش به بردار اصلي، به يك الگوي كد مي شود. اين عمل بعد الگوهاي ورودي و نمونه ها را دو برابر مي كند.

(2-2)

نرم 31 در بردارهاي كدگذاري شده مكمل با بعد يكسان، مستقل از مقادير عناصرش، مقداري ثابت دارد.

(2-3)
خوشه بندي در FA در سه مرحله اساسي انجام مي شود: انتخاب دسته (choice) انطباق دسته يا آزمون مراقبت (match) و آموزش (Adaptation). در مرحله انتخاب دسته يا خوشه،‌تابع انتخاب براي ورودي حاضر I و تك تك هاي موجود كه هر يك نماينده يك نود يا خوشه هستند، محاسبه مي شود.
(2-4)
در اين جا عملگر AND فازي مي باشد، و نيز پارامتر انتخاب32 نام دارد و نماد ، معرف نرم مي باشد.
خوشه اي كه بيشترين مقدار را داشته باشد،‌خوشه منتخب خواهد بود و با نمايش داده مي شود.
هنگامي كه خوشه J انتخاب شد يك آزمون فرضي با نام آزمايش مراقبت33 صورت مي گيرد تا ميزان تطابق خوشه انتخاب شده، با ورودي I،‌مشخص شود. اگر خروجي تابع تطابق از مقدار پارامتر مراقبت بيشتر شد، خوشه انتخابي اصطلاحاً برنده شده است و يادگيري انجام مي شود.

(2-5)
در غير اين صورت،‌ خوشه انتخابي از ليست خوشه هاي قابل جستجو براي ورودي حاضر، خارج مي شود. در نتيجه يك دسته يا خوشه جديد كه تابع انتخاب را بيشينه كند (رابطه 2-4)، مجدداً انتخاب شده و اين پروسه آن قدر ادامه مي يابد تا رابطه 2-5، ارضا شود.

شكل 2-1: شماي كلي ماژول ART: ورودي تحت كدگذاري مكمل وارد مي شود
و نودهاي لايه F2 همان خوشه هاي شبكه هستند
انتخاب مقادير كوچك (نزديك به صفر) براي پارامتر مراقبت باعث افزايش قابليت تعميم دهي شبكه و ايجاد خوشه هاي بزرگتر با تعداد كمتر مي شود و بالعكس. در واقع پارامتر مراقبت تعيين كننده ميزان شباهت مورد نياز بين خوشه يا همان نود انتخابي و ورودي مي باشد كه در صورت محقق شدن اين ميزان از شباهت، آموزش صورت مي گيرد. اگر هيچكدام از نودهاي شبكه معيار مراقبت را ارضا نكنند، شبكه با ايجاد يك نود جديد براي آن ورودي،‌بدون آزمون مراقبت، يادگيري را انجام خواهد داد.
به هر صورت، آموزش با بروزرساني بردار وزن نود يا خوشه برنده (يا جديد) بر اساس رابطه ذيل صورت مي پذيرد.
(2-6)
كه در اين رابطه ، نرخ يادگيري مي باشد. اگر اختيار شود،‌ اصطلاحاً يادگيري سريع انجام مي شود. [4] (شبكه در مد يادگيري سريع است)

شكل 2-2- فلوچارت كلي ماژول ART

در مسئله طبقه بندي الگو، ورودي به بردارهاي مشخصه هاي ورودي و ورودي Ib به ، برچسب آن بردار مي باشد. لذا پارامتر، مراقبت ، با مقداردهي مي شود. در نتيجه هر برچسب يك كلاستر يا نود مخصوص به خود را خواهد داشت. ميدان نگاشت بين و ، ماتريسي از وزنها با نماد مي باشد كه خوشه هاي و را به هم مرتبط مي سازد. J امين سطر ماتريس بر نودهايي از دلالت داردكه در نتيجه برنده شدن خوشه يا نود J ام در ، فعال مي شوند. خروجي ميدان نگاشت بدين صورت خواهد بود:

(2-7)
كه در اين رابطه كه خروجي مي باشد، داراي مختصات بولين بدين شكل مي باشد.

(2-8)

مقدار خروجي است كه پيش بيني مي كند اگر نود J ام در برنده شود، كدام نود از K نود انتخاب مي شود.
حين اجراي فاز آموزش، آزمون مراقبتي مشابه آنچه در اتفاق مي افتد، در ميدان نگاشت هم انجام مي پذيرد تا حداقل مشابهت لازم بين خروجي و J امين سطر ماتريس ،‌ تاييد شود.

(2-9)
در پي ارضا شدن رابطه (2-9) اصطلاحاً روزنانس به وقوع پيوسته و آموزش انجام مي شود. اين آزمون، پيش بيني كلاس صحيح را به واسطه برچسبي كه k امين نود پيروز ، نماينده آن مي باشد، تضمين مي كند. در پي ارضانشدن اين رابطه فرآيند ره گيري تطابق34 فعال شده و شبكه به دنبال يافتن خوشه مناسب ديگري در خواهد بود. اين فرآيند بدين شكل صورت مي گيردكه ميدان نگاشت، را به شكل ذيل افزايش مي دهد.
(2-10)
لذا J امين خوشه ، در آزمون مراقبت مردود شده و از صحنه رقابت خوشه ها حذف مي شود. فرآيند جستجو بين نودهاي آغاز مي شود و تا زمانيكه خوشه مناسبي در پيدا شود، كه با نود صحيح در ارتباط يابد، ادامه مي يابد. در غير اين صورت يك خوشه جديد ايجاد خواهد شد. زماني كه خوشه مناسب پيدا شد. ارتباط وزني آن با نودهاي طبق رابطه ذيل به روز مي شود:
(2-11)
اين فرآيند زمان به وقوع پيوستن رزونانس در ميدان نگاشت صورت مي گيرد. در مورد يادگيري سريع، ارتباط J امين خوشه و K امين نود ، دايمي خواهد بود. به عبارت بهتر به ازاي تمام وروديها، خواهد شد. در فاز آزمايش شبكه، تنها فعال خواهد بود، لذا آزمون مراقبت در ميدان نگاشت انجام نخواهد شد و پيش بيني كلاس صحيح با توجه به وزنهاي ثابت مربوط به نود برنده در ميدان نگاشت انجام مي پذيرد.

شكل 2-3- پيكربندي كلي شبكه عصبي Fuzzy ART MAP

2-3- پيشرفت هاي اخير در زمينه شبكه هاي عصبي بر اساس FAM
پس از طرح الگوريتم و ساختار FAM در مجامع بين المللي و كنفرانس هاي علمي در سال 1992 ميلادي، پيشرفت و نوآوري در زمينه بهينه سازي الگوريتم و پيكربندي اين شبكه ها و واريته هاي آن به شكل روزافزوني گسترش يافت. اين پيشرفت ها را مي توان به دو دسته كلي تقسيم بندي نمود: يكي بهينه سازي ساختار و الگوريتم ابتدايي FAM و ديگري معرفي و بهبود الگوريتمهاي جديد بر پايه FAM. اين تقسيم بندي در واقع كمك مي كند تا بين موارد ذيل تميز ايجاد شود.
• متدهاي نوين آموزش و بهينه سازي FAM
• اصلاح و ساده سازي FAM
• بهينه
سازيهايي كه در آنها تغييرات ايجاد شده، اساساً‌ باعث تغيير ساختار كلي FAM نشده اند، از يك سو و از سوي ديگر تغييراتي كه بر پايه رويكردهاي نوين بنا شده اند.
با اين وجود، باز هم نمي توان در برخي موارد دقيقاً مرز بين اين دو حيطه را مشخص كرد.

2-3-1- اصلاحات و بهينه سازي FAM
متدهاي مختلف آموزش FAM نظير تك كراري35، كامل36 و آموزش همراه با مجموعه ارزيابي37 در [27 و 16] به تفصيل مورد بحث قرار گرفته اند. در روش تك تكراري همه الگوهاي آموزش به صورت يك دنباله و فقط يك بار به شبكه ارائه مي شوند در آموزش به روش آموزش كامل دنباله اي كه از همه الگوهاي يادگيري تشكيل شده به شبكه ارائه خواهد شد و آنقدر اين عمل تكرار مي شود تا شبكه بتواند همه داده هاي آموزش را درست طبقه بندي كند. يا اينكه در وزنهاي شبكه و تعداد نودهاي آن ديگر تغييري حاصل نشود. در آموزش همراه با مجموعه ارزيابي پس از هر تكرار آموزشي، صحت طبقه بندي با استفاده از يك مجموعه داده جداگانه، ارزيابي مي شود و اين فرآيند آنقدر تكرار مي شود تا ديگر بهبودي در درصد صحت كلاسه بندي مشاهده نشود. اين روش آموزش درمحافل علمي يادگيري ماشين، روشي معروف است كه با هدف كاهش جلوگيري از آموزش بيش از حد38 شبكه و همچنين افزايش قابليت تعميم دهي سيستم يادگيري، بناشده است [1]. لذا بر روش آموزش كامل كه تكرار هاي غير ضروري بسيار زيادي دارد و به همين دليل شبكه را مستعد ابتلا به انطباق بيش از حد با الگوها مي كند، برتري دارد. از طرف ديگر در مقالات علمي مرتبط، روش آموزش كامل، بيشتر مدنظر و مورد علاقه محققين بوده و به كرات در آزمايشات مورد استفاده واقع شده است [27، 16، 4].
اين سه روش آموزش، روي پايگاه هاي داده39 مصنوعي و طبيعي مورد آزمايش و مقايسه قرار گرفته اند [27،‌ 16]. در [27] صحت كلاسه بندي پس از ارائه هر 100 نمونه داده آموزشي، با يك مجموعه داده مجزا، مورد ارزيابي قرار گرفته شده است. در پايگاه هاي داده مصنوعي، اگر همپوشاني بين كلاسها متوسط يا بسيار زياد باشد، اين روش آموزش، صحت كلاسه بندي را به شكل فزاينده اي بالا خواهد برد، (درجه همپوشاني بين كلاسي در [27] توسط نويسنده مقاله معين شده است) و شبكه ايجاد شده به طور قابل ملاحظه اي كوچكتر (به دليل ايجاد تعداد نود يا خوشه كمتر) و ساده تر خواهد بود. در پايگاه هاي داده طبيعي، تفاوت قابل ملاحظه اي در صحت كلاسه بندي و تعداد نودهاي ايجاد شده در شبكه،‌ بين روش همراه با داده هاي ارزيابي و آموزش كامل وجود ندارد. درجه صحت طبقه بندي در روش همراه با داده هاي ارزيابي بيشتر از روش تك تكراري مي باشد اما در مقابل، پيچيدگي و اندازه شبكه (تعداد نودهاي آن) در روش اول بيشتر از روش دوم است.
يكي از روشهاي آموزشي نوين براي FAM،‌ استفاده از الگوريتم پرندگان40 ) [32]،‌ است كه يك الگوريتم تصادفي بر اساس جمعيت بوده و به دسته الگوريتم هاي تكاملي تعلق دارد. هر راه حلي در فضاي جستجو، يك ذره يا همان پرنده بوده وجمعيت پرندگان دسته ناميده م

پایان نامه با واژگان کلیدی آلودگي، نمونه‌هاي، غني، شدگي

ونه‌ي S7.2 داراي غني شدگي بسيار زياد و ساير نمونه‌ها داراي غني شدگي فوق العاده زياد مي‌باشند. نمونه‌ي S12.1 بالاترين ميزان غني شدگي يعني مقدار 1439 را در بين نمونه‌هاي معدني نشان مي‌دهد. ميانگين فاکتور غني شدگي نمونه‌هاي معدني نسبت به عنصر سرب 05/317 است.
ميانگين فاکتور غني شدگي نمونه‌هاي باطله 1745 است. تمام نمونه‌هاي باطله نسبت به عنصر سرب داراي غني شدگي بسيار زياد مي‌باشند. در بين نمونه‌هاي باطله بالاترين مقدار غني شدگي متعلق به نمونه‌ي T7 با ميزان 24/3714 است.
در بين نمونه‌هاي دشت نمونه‌هاي LP3، LP6، LP9 و LP10 داراي غني شدگي متوسط، نمونه‌هاي LP11، LP12، LP13 و LP14 داراي غني شدگي بسيار زياد و ساير نمونه‌ها داراي غني شدگي زياد مي‌باشند. بيش‌ترين فاکتور غني شدگي نمونه‌هاي دشت متعلق به نمونه‌ي LP14 با مقدار 59/37 است. ميانگين فاکتور غني شدگي اين نمونه‌ها نسبت به عنصر سرب 30/12 مي‌باشد.
4 – 2 – 3- 2- 2 غني شدگي روي
در نمونه‌هاي معدني ميانگين غني شدگي روي 58/344 است. بيش‌ترين غني شدگي با مقدار 26/425 متعلق به نمونه‌ي S12.1 است. نمونه‌ي معدني S7.2 داراي غني شدگي بسيار زياد و ساير نمونه‌ها داراي غني شدگي فوق العاده زياد مي‌باشند.
در نمونه‌هاي باطله ميانگين غني شدگي روي 30/1378 است. بالاترين غني شدگي مربوط به نمونه‌ي T7 با مقدار 88/2167 است. پايين‌ترين غني شدگي متعلق به نمونه‌ي T4 با مقدار 27/301 است. تمامي نمونه‌هاي باطله نسبت به روي داراي غني شدگي فوق العاده زياد مي‌باشند.
در نمونه‌هاي دشت ميانگين غني شدگي روي 9/8 است. بالاترين غني شدگي مربوط به نمونه‌ي LP14 با مقدار 8/33 است. پايين‌ترين غني شدگي متعلق به نمونه‌ي LP9 با مقدار 38/1 است.
نمونه‌هاي LP1، LP12، LP13 و LP15 نسبت به روي داراي غني شدگي زياد، نمونه‌ي LP14 داراي غني شدگي بسيار زياد و ساير نمونه‌ها داراي غني شدگي متوسط مي‌باشند.
در زير نمودارهاي ميانگين شاخص غني شدگي براي دو عنصر سرب و روي در سه نوع خاک معدني، باطله و دشت آورده شده است.

شکل4- 5. نمودار دايره‌اي شاخص غني شدگي سرب در سه نوع خاک

شکل4- 6. نمودار دايره‌اي شاخص غني شدگي روي در سه نوع خاک
همانگونه که در نمودارها به خوبي مشهود است براي هر دو عنصر سرب و روي غني شدگي نمونه‌هاي باطله بيش‌تر از معدني و نمونه‌هاي معدني بيش‌تر از دشت مي‌باشد که نشان دهنده‌ي کاهش آلودگي‌ها از داخل معدن به سمت خارج آن است.
4 – 2 – 3 – 3 شاخص آلودگي مجموع فلزات (MCI)
با استفاده از اين شاخص مي‌توان ميزان آلودگي فلزي را در هر نمونه بررسي کرد. شاخص آلودگي فلزي را از طريق فرمول زير مي‌توان محاسبه نمود:
(4 – 5) i MCI = ?
i نشان دهنده فلزات مربوطه، Cm بيان کننده غلظت اندازه گيري شده فلزات در خاک و Bm غلظت پس زمينه‌ي فلزات در ناحيه مورد مطالعه است که يا از طريق ترکيب پوسته‌اي فلز مربوطه پيش از صنعتي شدن و يا از طريق غلظت پس زمينه‌ي اندازه گيري شده از يک ناحيه زمين شناسي بکر غير آلوده مشخص مي‌شود (Meybeck et al., 2004).
بر اساس شاخص آلودگي فلزات خاک‌ها به پنج دسته تقسيم مي‌شوند. اگر مقدار MCI کم‌تر از 5 باشد نمونه داراي آلودگي بسيار پايين، بين 5 تا 25 آلودگي متوسط، 25 تا 50 آلودگي بالا، 50 تا 100 آلودگي بسيار بالا و بيش‌تر از 100 آلودگي بسيار بسيار بالا است (Aikpokpodion et al., 2010).
در زير نمودارهاي مربوط به مقادير MCI براي نمونه‌هاي معدني، سد باطله و خاک‌هاي دشت بر حسب ميلي گرم بر کيلوگرم آورده شده است.

شکل4- 7. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي معدني

شکل4- 8. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي باطله

شکل4- 9. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي دشت
همانطور که از نمودار 4 – 7 استنباط مي‌شود در بين نمونه‌هاي معدني نمونه‌هاي S6 و S7.2 در رده‌ي آلودگي بسيار بالا و ساير نمونه‌ها در رده‌ي آلودگي بسيار بسيار بالا قرار مي‌گيرند.
با توجه به نمودار 4 – 8 کليه‌ي نمونه‌هاي سد باطله‌ي قديم و جديد از نظر شاخص MCI در رده‌ي آلودگي بسيار بسيار بالا قرار مي‌گيرند.
با توجه به نمودار 4 – 9 مي‌توان اظهار داشت که نمونه‌هاي LP1، LP12، LP13، LP14 و LP15 در رده‌ي آلودگي متوسط، نمونه‌ي LP11 در رده‌ي آلودگي بالا و ساير نمونه‌ها در رده‌ي آلودگي بسيار پايين قرار مي‌گيرند.
4 – 2 – 3- 4 فاکتور آلودگي
Hakanson در سال 1980 جهت ارزيابي آلودگي خاک‌ها فاکتوري را تحت عنوان فاکتور آلودگي ارائه کرده است که مطابق فرمول زير قابل محاسبه است:
Cf = Mx/Mb
در اين فرمول Mx غلظت ميانگين فلز در رسوبات آلوده و Mb غلظت فلز در پوسته‌ي زمين پيش از صنعتي شدن است.
از فاکتور آلودگي مي‌توان جهت بررسي آلودگي تک تک نقاط نمونه برداري استفاده نمود (Abrahim & Parker, 2008).
علاوه بر آن مي‌توان از اين فاکتور براي ارزيابي يک منطقه نيز استفاده نمود که در آن صورت Mx ميانگين غلظت يک آلاينده از حداقل پنج نمونه‌ي برداشت شده از منطقه‌ي آلوده مي‌باشد (Nikolaidis et al., 2010).
بر اساس فاکتور آلودگي خاک‌ها به چهار دسته تقسيم مي‌شوند. اگر مقدار اين شاخص از يک کم‌تر باشد آلودگي نمونه در حد کم، اگر بين 1 تا 3 باشد آلودگي متوسط، بين 3 تا 6 آلودگي قابل توجه و بيش‌تر از 6 باشد آلودگي بسيار زياد است.
در جدول 4 – 19 ميزان شاخص Cf براي تک تک نقاط خاک آورده شده است.
جدول4- 19. فاکتور آلودگي محاسبه شده براي نمونه‌هاي خاک
CF (Cd)
CF (Zn)
CF (Pb)
شماره نمونه
44.5
28.42
38.33
S1
1849.5
356.48
633.63
S2
214
107.37
110
S3
303.5
261.05
115
S4
99.45
122.38
77.05
S5
24.85
24.5
21.39
S6
99.6
29.98
34.48
S7.1
24.85
15.07
14.67
S7.2
174.85
313.43
214.08
S8.1
124.95
146.66
69.21
S8.2
174.65
180.67
125.74
S9.1
74.5
66.61
45.7
S9.2
174.2
114.2
108.99
S10
99.5
188.53
125.87
S11
350
416.84
695.5
S12.1
124.8
151.34
230.13
S12.2
90.65
53.76
17.74
S13
124.8
90.95
46.12
S14
424.65
65.2
401.35
T1
249.55
54.11
323.67
T2
74.45
47.56
230.36
T4
422.8
1099.54
614.05
T5
324.25
577.62
1404.27
T6
650
840.59
1544.72
T7
0
4.7
6.46
LP1
0
1.62
2.74
LP2
0
0.99
2.23
LP3
0
0.79
2.24
LP4
0
0.78
2.24
LP5
0
0.58
1.99
LP6
0
0.68
1.99
LP7
0
0.53
2
LP8
0
0.52
1.74
LP9
0
0.63
1.98
LP10
49.8
13.68
14.69
LP11
0
4.92
9.45
LP12
0
5.95
7.68
LP13
0
12.34
14.72
LP14
0
4.24
5.97
LP15
کليه‌ي نمونه‌هاي معدني و نمونه‌هاي باطله از نظر فاکتور آلودگي داراي آلودگي بسيار زياد مي‌باشند. در بين نمونه‌هاي دشت نسبت به عنصر سرب نمونه‌هاي LP1، LP11، LP12، LP13، LP14 و LP15 داراي آلودگي بسيار زياد و ساير نمونه‌ها داراي آلودگي متوسط هستند.
براي عنصر روي نمونه‌هاي LP3، LP4، LP5، LP6، LP7، LP8، LP9 و LP10 داراي آلودگي کم، نمونه‌ي LP2 داراي آلودگي متوسط، نمونه‌هاي LP1، LP12، LP13 و LP15 داراي آلودگي قابل توجه و نمونه‌هاي LP11 و LP14 داراي آلودگي بسيار زياد مي‌باشند.
براي عنصر کادميوم نمونه‌هاي دشت بجز نمونه‌ي LP11 که داراي آلودگي بسيار زياد است ساير نمونه‌ها آلودگي نشان نداده اند.
جهت مقايسه‌ي خاک‌هاي دشت، معدني و باطله، مجموع فاکتور آلودگي براي اين خاک‌ها نيز محاسبه گرديد که در جدول 4 – 20 مقادير آن آورده شده است:
جدول4- 20. مجموع فاکتور آلودگي خاک‌هاي معدني، باطله و دشت
151.81
CF-Pb-S
148.24
CF-Zn-S
231.84
CF-Cd-S
1743.69
CF-Pb-T
447.44
CF-Zn-T
357.62
CF-Cd-T
5.21
CF-Pb-LP
3.53
CF-Zn-LP
3.32
CF-Cd-LP

با توجه به داده‌هاي جدول بالا به طور کلي مي‌توان اظهار داشت که خاک‌هاي معدني و سد باطله نسبت به هر سه عنصر سرب، روي و کادميوم شديدأ آلوده هستند ولي خاک‌هاي دشت به طور متوسط داراي آلودگي قابل توجه نسبت به سه عنصر ذکر شده مي‌باشند. آلودگي خاک‌هاي دشت بسيار بسيار پايين‌تر از دو نوع خاک ديگر است که از جمله‌ي علل آن مي‌توان به حضور سازندهاي کربناته و حضور ماده‌ي معدني در اين سازندها و pH قليايي محيط اشاره نمود (قاضي فرد، 1380) که سبب عدم تحرک اين عناصر مي‌شود.
4 – 2 – 3 – 5 شاخص تجمعي آلودگي (MCd):
شاخص تجمعي آلودگي شاخص است که توسط Abrahim و Parker در 2008 ابداع شده است و با نام درجه اصلاح آلودگي نيز عنوان مي‌شود و از طريق فرمول زير محاسبه مي‌شود:
MCd=?Cf/n
Cf فاکتور آلودگي و n تعداد نمونه‌هاي آناليز شده است.

پایان نامه با واژگان کلیدی استان کرمان، استان همدان، دندانپزشک

ک و دومي هگزاگونال6 است. به ميزان کم‌تر ديگر کاني‌هاي روي شامل کربنات روي (اسميت زونيت با فرمول شيميايي ZnCO3) و يا سيليکات روي (همي مورفيت با فرمول شيميايي Zn?[(OH)?-Si?O?].H?O ) مي‌باشند (Alloway, 2013).
کاني‌هاي روي حاوي عناصر مختلفي از جمله سرب، مس، نقره و کادميوم هستند که در اين ميان کادميوم بيش‌ترين تجمع با روي را دارا مي‌باشد (et al., 2007 Kabata-Pendias).
کاربردهاي مهم آن در صنايع ريخته گري، صنعت ساخت و ساز و آلياژهايي از قبيل برنج و برنز است. غبار روي به عنوان کاتاليست داراي استفاده‌ي گسترده‌اي در توليدات شيميايي مختلف (به عنوان مثال لاستيک، رنگدانه، پلاستيک، گريس و آفت کش) است. از اين عنصر همچنين به عنوان يک عامل کاهنده و رسوب دهنده در شيمي آلي و تحليلي استفاده مي‌شود. ترکيبات و اجزاي غيرآلي روي در موتور خودروها، ذخيره سازي و باتري‌هاي خشک و لوله‌ها بکار مي‌روند. سولفيد، سولفات و کلريد روي داراي کاربردهاي دندانپزشکي و پزشکي مي‌باشند. اکسيد روي اغلب در پمادها، پودرها و ديگر فرمولاسيون‌هاي پزشکي استفاده مي‌شود. نمک‌هاي روي به عنوان عوامل انحلال در داروها (مثلأ انسولين تزريقي) به کار برده مي‌شوند. ترکيبات روي به عنوان قارچ کش، آنتي بيوتيک‌هاي موضعي و گريس استفاده مي‌شوند. از صابون‌هاي روي (پالميتات روي، استئارات روي و اولئات روي) براي از بين بردن خشکي، عوامل ضد سائيدگي براي لاستيک‌ها و عوامل ضد آب براي منسوجات، کاغذ و بتن استفاده مي‌کنند. از آن جا که فسفيد روي آزاد کننده‌ي گاز سمي فسفين مي‌باشد از آن جهت تهيه‌ي سم موش استفاده مي‌کنند (Merian et al., 2001).
1 – 1 – 7 – 1 روي در خاک
EPA (2003) حد مناسب روي براي خاک‌ها را 200 ميلي گرم بر کيلو گرم معرفي کرده است.
غلظت‌هاي روي در خاک‌هاي غيرآلوده در محدوده‌ي بين 10 تا 300 ميلي گرم برکيلوگرم گزارش شده است. روي در pHهاي معمول خاک نسبتأ متحرک است. در pHهاي بالاي خاک (بيش‌تر از 5/6) واکنش با ليگاندهاي آلي شيمي روي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. شيمي روي در خاک بدليل ترکيبات يوني مختلف و قابليت انحلال آن همراه با همه‌ي فلزات سنگين، بسيار پيچيده است. روي به صورت اوليه در لايه‌هاي سطحي خاک به حالت‌هاي محلول در آب و خاک، به طور قابل تبادل متصل به ذرات خاک، متصل به ليگاندهاي ارگانيک، همراه با کاني‌هاي رسي ثانويه و هيدروکسيدها و اکسيدهاي فلزي و حاضر در کاني‌هاي اوليه تجمع مي‌يابد. فقط بخش‌هايي از روي که قابل حل هستند و يا ممکن است محلول شوند مي‌توانند در دسترس گياه قرار گيرند (Merian et al., 2001).
اگرچه روي در اغلب خاک‌ها بسيار متحرک است اما بخش‌هاي رسي و آلي خاک به خصوص در pH‌هاي خنثي و قليايي قادر به نگهداري شديد روي مي‌باشند. طبق محاسبات مشخص شده است که بخش رسي حدود 60 درصد از روي توزيع شده در خاک را کنترل مي‌کند (et al., 2007 Kabata-Pendias).
رفتار و دسترسي گياهي روي بوسيله‌ي چندين پارامتر خاک کنترل مي‌شود که تا حد زيادي در خاک‌هاي مختلف متفاوت هستند. سيليکات‌ها، کربنات‌ها، فسفات‌ها، اکسيدها و مواد آلي ممکن است به حفظ فلز در خاک کمک کنند. در محلول خاک‌ها روي به صورت آزاد و يون‌هاي کمپلکس شده به صورت کاتيون‌هاي Zn2+، ZnCl+، ZnOH+، ZnHCO+3 و همچنين آنيون‌هاي ZnO22-، Zn(OH)3- و ZnCl3- است (et al., 2007 Kabata-Pendias).
روي به حالت اکسيداسيون 2+ در خاک‌ها وجود دارد. pHفاکتور غالب مؤثر در توزيع روي در فازهاي جامد و مايع خاک است که بيش‌ترين تحرک روي هم در خاک‌هاي اسيدي يافت مي‌شود (Alloway, 2013).
متغيرهاي ژئوشيميايي زيادي وجود دارد که مي‌تواند بر غلظت روي در محلول خاک و آب‌ها بواسطه‌ي چگونگي تأثير بر حلاليت کاني‌هاي روي و چگونگي جذب روي بر روي سطوح کاني‌ها و مواد آلي اثر بگذارد.
متغيرهاي ژئوشيميايي که مستقيمأ بر حلاليت و جذب اين فلز تأثير مي‌گذارند عبارتند از دما، فشار، pH، ريداکس (Eh)، غلظت عنصر، يون‌ها و ترکيباتي که با روي تشکيل کمپلکس مي‌دهند (مانند Cl-،HS-، SO42+ و ..) و نيز فشارهاي جزيي گازها (مانند O2، CO2، H2S، S2 و NH3). به علاوه عناصر و ترکيباتي هستند که به طور غير مستقيم غلظت‌هاي روي محلول و حلاليت کاني‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهند، مانند افزايش غلظت‌هاي کربنات و فشار جزيي گاز CO2 که تمايل به پايداري اسميت زونيت و ديگر کاني‌هاي روي کربناته دارد (McPhail et al., 2003).
1 – 1 – 7 – 2 روي در آب
EPA (2003) حد مجاز روي در آب را 2 ميلي گرم بر ليتر و WHO (2005) اين مقدار را 3 ميلي گرم بر ليتر گزارش کرده است.
روي به حالت دو ظرفيتي در سيستم‌هاي آبزي وجود دارد. گونه زايي روي مطابق با pH متنوع است. در pH بين 4 و 7 روي در آب شيرين به صورت يوني در آب وجود دارد. در pH:7 فرم غالب روي به صورت يون آزاد است (98%) و 2% هم به صورت ZnSO4 است. و در pH:9 گونه‌ي اصلي روي به صورت يون مونوهيدروکسيد است (78%) و 16% به صورت ZnCO3 و 6% به صورت يون آزاد است (Merian et al., 2001).
در زماني که رسوبات غني از روي باشند روي به وسيله‌ي واکنش‌هايي مانند جذب و يا تبادل يوني با کاني‌هاي رسي با CEC بالا مانند کلريت به رسوبات وارد مي‌شود که ممکن است مجددأ به درون آب دفع شده و سبب بالا رفتن غلظت اين فلز در آب شود. از سوي ديگر زماني که غلظت روي در رسوبات پايين است روي تمايل دارد که به شکل يک اسيد محلول حضور داشته باشد و بنابراين فرض مي‌شود که روي به شکل هيدروکسيد يا کاني‌هاي سولفيدي باشد و در نتيجه در رسوبات تثبيت مي‌شود. در اين مورد روي نسبتأ غير محلول است و به درون آب
وارد نمي‌شود.
رگه‌هاي معدني و ورود آلودگي‌هاي معدني بر آلودگي روي آب‌هاي اين مناطق تأثير مستقيم دارد. کادميوم و روي هميشه با يکديگر در طبيعت يافت مي‌شوند و غلظت آن‌ها با يکديگر به طور نزديک در ارتباط است (Shikazono et al., 2008).
1 – 2 بيان مسئله و اهداف تحقيق
در دنياي امروز با پيشرفت صنعت، آلودگي انسان زاد خاک‌ها بوسيله‌ي عناصر فلزي همچون کادميوم، روي، سرب، مس، نيکل، آرسنيک و جيوه در بسياري از کشورها اتفاق افتاده است. در سال‌هاي اخير اين مسئله يکي از مشکلات زيست محيطي مهم در بسياري از کشورهاي توسعه يافته همچون ژاپن، آمريکا و آلمان بوده و فعاليت‌هاي معدني، استفاده از کودها و نيز استفاده از آفت کش‌ها به عنوان مهم‌ترين فاکتورهاي آلوده کننده‌ي خاک شناخته شده‌اند (Gnandi et al., 2002).
کانسار سرب و روي لنجان در20 کيلومتري جنوب غرب اصفهان واقع شده است و از بزرگترين ذخاير سرب و روي ايران به حساب مي‌آيد. کانسنگ اين ذخيره معدني از کانه‌هاي اسميت زونيت، سروزيت، اسفالريت وگالن تشکيل شده و کاني‌هاي گانگ شامل دولوميت، کلسيت، باريت، همي مورفيت، مالاکيت و مارکاسيت است. آبشويي و هوازدگي شيل‌هاي سياه رنگ، سنگ آهک دولوميتي ميزبان و کانه‌ها و گانگ‌ها در طول زمان سبب رها شدن فلزاتي مي‌شود که در کانه زايي اين کانسار يافت مي‌شوند. از جمله اين فلزات مي‌توان به نقره، آنتيموان، کادميوم، آرسنيک، سرب و روي اشاره کرد (داوودي فرد و همکاران، 1390).
از آن جا که در اين منطقه روستاهاي زيادي وجود دارد که در آن جمعيت قابل توجهي از مردم ساکن بوده و فعاليت‌هاي کشاورزي نيز در آن جا انجام شده و محصولات حاصل از آن به مصرف دام‌ها و انسان‌ها مي‌رسد لذا بررسي ميزان آلودگي خاک و آب منطقه ضروري مي‌باشد.
جهت انجام چنين بررسي‌هايي ابتدا با مشخص نمودن موقعيت زمين شناسي و مشخصات منطقه عمل نمونه گيري از آب و خاک با هدف تشخيص آلودگي فلزات سنگين انجام شد. نمونه‌هاي آب از داخل معدن ايرانکوه و چاه‌هاي آب روستاهاي منطقه برداشت شده و جهت بررسي پارامترهاي کيفي و نيز عناصر سمي مورد آناليز قرار گرفت و با استانداردهاي جهاني مقايسه گرديد. نمونه‌هاي خاک از داخل معدن و دشت‌ها و زمين‌هاي کشاورزي مجاور معدن برداشت شده و به منظور تعيين عناصر و فلزات سنگين مورد آزمايش قرار گرفتند.
1 – 3 تاريخچه‌ي مطالعات پيشين
1 – 3 – 1 مطالعات پيشين منطقه مورد مطالعه
– قاسمي تودشکچويي در سال 1374 در غالب پايان نامه کارشناسي ارشد به بررسي زمين شناسي، آناليز رخساره و ژئوشيمي کانسار روي و سرب کلاه دروازه – گود زندان – خانه گرگي در دامنه جنوبي ايرانکوه پرداخته است ولي در اين مطالعه هيچ اشاره‌اي به مسائل زيست محيطي ناشي از معدن کاري نشده است.
– قاضي فرد و شريفي در سال 1380 در غالب طرحي به بررسي تأثيرات فعاليت‌هاي صنعتي و معدني بر آلودگي آب‌هاي زيرزميني منطقه لنجان پرداخته اند. همچنين قاضي فرد و همکاران در سال 1382 ميزان آلودگي‌هاي سرب ناشي از استخراج معادن ايرانکوه بر محيط اطراف سپاهان شهر را مورد ارزيابي قرار دادند.
– غفاري در سال 1383 غلظت سرب در تعدادي از گونه‌هاي گياهي طبيعي اطراف معدن سرب و روي ايرانکوه در اصفهان را سنجيده است. در اين مطالعه غلظت سرب در خاک و پنج گونه‌ي گياهي اطراف معدن ايرانکوه سنجيده شده و محاسبات آماري نشان داد که برخي گياهان رشد يافته در اين منطقه مي‌توانند جهت کاربردهاي گياه پالايي مورد استفاده قرار گيرند.
– تيموري و همکاران در سال 1389 در غالب پايان نامه کارشناسي ارشد به بررسي عناصر سنگين در رسوبات آواري معدن ايرانکوه در جنوب غرب اصفهان پرداخته‌اند ولي اين مطالعه جنبه‌هاي زيست محيطي دارا نبوده و در آن بيش‌تر به بررسي منشأ عناصر سنگين پرداخته شده است.
– داودي فرد و همکاران در سال 1390 در غالب پايان نامه کارشناسي ارشد توزيع عناصر جزيي و گونه‌هاي شيميايي آن‌ها را در اطراف معدن بررسي کرده اند. آن‌ها عناصر سرب، روي، آنتيموان، کادميوم و باريم را به عنوان عناصر آلاينده‌ي اين منطقه معرفي کرده اند.
در موارد فوق مطالعات دقيق و کامل از نظر کيفيت آب و خاک و تأثير گونه سازي بر گسترش آلودگي در دشت پايين دست انجام نشده است.
1 – 3 – 2 مطالعات مشابه در ساير نقاط ايران
– شهبازي و ديگران در سال 1391 ميزان آلودگي فلزات سنگين خاک را با استفاده از شاخص‌هاي فاکتور آلودگي، زمين انباشتگي و شاخص جامع فاکتور آلودگي در شهرستان نهاوند بررسي کردند. در اين مطالعه شاخص‌هاي ذکر شده پس از اندازه گيري فلزات سنگين خاک‌ها بوسيله‌ي اسپکتروفتومتري جذب اتمي محاسبه گرديده و آلودگي خاک‌هاي منطقه را تأييد کردند.
– جنيدي جعفري و همکاران در سال 1391 به بررسي تأثير جنس خاک بر نشت و جذب فلزات سنگين کروم، سرب و کادميوم بعد از کاربرد کمپوست بر روي خاک‌ها پرداخته اند. از اين مطالعه نتيجه گرفته شد که جنس و ويژگي‌هاي خاک بر غلظت فلزات تأثيرگذار مي‌باشند و خاک‌هاي درشت دانه مي‌توانند سبب آلودگي آب‌هاي نواحي اطراف شوند.
– پيرزاده و ديگران در سال 1391 در مطالعه‌اي به بررسي وضعيت روي و کادميوم در خاک‌هاي شاليزاري و برنج استان‌هاي فارس، اصفهان و خوزستان پرداخته‌اند که در آن مقادير فلزات سنگين موجود در خاک‌ها و شرايط قرار گرفتن اين فلزات در دسترس گياهان مورد ارزيابي قرار گرفت.
– فرقاني و قشلاقي در سال 1390 گونه سازي ژئوشيميايي، دسترس پذي
ري و تحرک عناصر را در خاک‌هاي کشاورزي جنوب شرق شيراز مورد مطالعه قرار دادند که در آن توزيع فلزات در فازهاي مختلف خاک‌هاي منطقه ارزيابي شد.
– فرقاني در سال 1390 عوامل مؤثر بر گونه سازي فلزات سنگين در رسوبات بستر محيط‌هاي آبگين را بررسي کرده است. در اين مطالعه نوع اتصال عناصر سنگين در فصل‌تر و خشک درياچه‌ي مهارلو توسط استخراج ترتيبي مورد بررسي قرار گرفت.
– کرباسي و ديگران در سال 1388 ميزان غلظت عناصر سنگين در منابع تأمين کننده‌ي آب شرب شهرستان الشتر را مورد مطالعه قرار داده‌اند که در آن ميزان فلزات سنگين آب‌ها اندازه گيري شده و ميزان آلودگي آب‌ها نسبت به اين عناصر بررسي شده است.
– شريعتي و ديگران در سال 1388 مطالعه‌اي جهت بررسي ميزان آلايندگي ناشي از صنايع معدني و فراوري سرب و روي بر آب و خاک منطقه‌ي انگوران – دندي انجام داده اند. ايشان با اندازه گيري فلزات سنگين باطله‌ها و خاک‌هاي ديگر روند آلودگي منطقه را مورد ارزيابي قرار دادند.
– چراغي و بلمکي در سال 1386 اثرات زيست محيطي معدن سرب و روي آهنگران را بر منطقه حفاظت شده‌ي لشگردر استان همدان بررسي کرده اند. در اين مطالعه غلظت فلزات سنگين در نمونه‌هاي آب، خاک و گياه منطقه اندازه گيري شده و با توجه به پارامترهاي آماري ميزان آلودگي منطقه سنجيده شده است.
– کلانتري و ديگران در سال 1385 آلودگي زيست محيطي ناشي از فلزات سنگين کادميوم، سرب و جيوه را در برخي مناطق صنعتي استان کرمان مورد بررسي قرار داده‌اند و نتيجه گرفتند که ميزان اسيديته و ساير شرايط خاک بر مقادير فلزات سنگين آن تأثيرگذار است.
1 – 3 – 3 مطالعات مشابه در ساير کشورها
– Kashem و همکاران در سال 2011 جزء بندي و تحرک سرب، روي و کادميوم را در برخي خاک‌هاي آلوده و ناآلوده‌ي ژاپن با استفاده از استخراج ترتيبي بررسي کردند. ايشان با محاسبه‌ي فاکتور تحرک به اين نتيجه رسيدند که هرچه مقدار فاکتور تحرک بيش‌تر باشد ميزان خطراتي که از جانب فلزات سنگين منطقه را تهديد مي‌کند نيز بيش‌تر است.
– Ning و همکاران در سال 2011 آلودگي فلزات سنگين را در آب‌هاي سطحي يک ناحيه‌ي معدني در چين ارزيابي کردند و به اين نتيجه رسيدند ک در نواحي معدني، شرايط ژئوشيميايي و فاصله از معدن و نيز مقدار زهاب حاصل از معدن بر آلودگي آب‌ها تأثيرگذار مي‌باشند.
– Nikolaidis و همکاران در سال 2010 آلودگي ناشي از فلزات سنگين را با استفاده از شاخص‌هاي فاکتور غني شدگي و شاخص زمين انباشت در نزديکي يک معدن سرب و روي رها شده در شمال شرق يونان مورد مطالعه قرار دادند.
– Oros و همکاران در سال 2009 روند آلودگي آب و خاک توسط فلزات سرب، روي و کادميوم در ناحيه‌ي Copsa Mica بررسي نمودند و به اين نتيجه رسيدند که در نواحي پايين دست معدني مقدار آلودگي آب‌ها بيش‌تر از نواحي بالادست مي‌باشد. همچنين در اين مطالعه تأثير آلودگي خاک به فلزات سنگين بر روي کيفيت خاک و گياهان کشت شده در نواحي آلوده مورد ارزيابي قرار گرفت.
– Cidu و همکاران در سال 2009 در جنوب غرب ايتاليا به بررسي اثر فعاليت‌هاي معدني گذشته بر کيفيت آب زيرزميني اين منطقه پرداختند. در اين مطالعه پس از بررسي نمونه‌هاي آب منطقه مشاهده شد که مقدار اسيديته و حضور سازندهاي کربناته بر تحرک فلزات

پایان نامه با واژگان کلیدی نسبت تمرکز، عوامل خطر، توسعه شهر

نصر سرب (Pb) 62
4 – 2 – 2 – 2 عنصر روي (Zn) 62
4 – 2 – 2 – 3 عنصر کادميوم 63
4 – 2 – 3 محاسبه‌ي شاخص‌ها 63
4 – 2 – 3- 1 شاخص زمين انباشت (Igeo) 63
4 – 2 – 3- 2 فاکتور غني شدگي (EF) 66
4 – 2 – 3- 2- 1 غني شدگي سرب 68
4 – 2 – 3- 2- 2 غني شدگي روي 68
4 – 2 – 3 – 3 شاخص آلودگي مجموع فلزات (MCI) 69
4 – 2 – 3- 4 فاکتور آلودگي 71
4 – 2 – 3 – 5 شاخص تجمعي آلودگي (MCd): 74
4 – 2 – 3 – 6 تعيين گونه‌ي عناصر بر اساس استخراج ترتيبي انتخابي 74
4 – 2 – 3 – 6 – 1 نتايج حاصل از استخراج ترتيبي سرب 75
4 – 2 – 3 – 6 – 2 نتايج حاصل از استخراج ترتيبي روي: 77
4 – 2 – 3 – 6 – 3 نتايج حاصل از استخراج ترتيبي کادميوم 78
4 – 2 – 1 – 6 – 4 تحرک کادميوم، سرب و روي در خاک‌هاي منطقه 79
4- 2 – 3 – 7 ماتريس همبستگي پارامترهاي خاک 80
فصل پنجم: نتايج و بحث آب 81
5 – 1 بررسي نتايج حاصل از تجزيه و اندازه گيري نمونه‌هاي آب 82
5 – 1 – 1 مقدمه 82
5 – 1 – 2 بررسي پارامترهاي صحرايي pH، EC، TDS و دما در منابع آب منطقه 82
5 – 1 – 2 – 1 هدايت الکتريکي (EC) 83
5 – 1 – 2 – 2 اسيديته (pH) 84
5 – 1 – 2 – 3 دما 84
5 – 1 – 2 – 4 مجموع مواد محلول1 (TDSC) 84
5 – 1 – 3 اندازه گيري آنيون‌ها و کاتيون‌هاي اصلي آب 85
5 – 1 – 3 – 1 درصد خطا يا درصد واکنش 85
5 – 1 – 3 – 2 آنيون‌هاي اصلي منطقه 86
5 – 1 – 3 – 3 کاتيون‌هاي اصلي منطقه 88
5 – 1 – 4 اندازه گيري فلزات سنگين در منابع آب منطقه 89
5 – 2 تعيين کيفيت آب‌هاي منطقه 91
5 – 2 – 1 تعيين کيفيت آب از نظر مصارف آشاميدني و تيپ آب‌هاي منطقه 91
5 – 2 – 1 – 1 نمودار شولر و کيفيت آب آشاميدني 91
5 – 2 – 1 – 2 نمودار پايپر و تعيين تيپ آب‌هاي منطقه 92
5 – 2 – 2 تعيين کيفيت آب از نظر مصارف کشاورزي 93
5 – 2 – 2 – 1 نسبت جذب سديم (SAR): 93
5 – 2 – 2 – 2 درصد سديم ((Na% 95
5 – 2 – 2 – 3 سديم کربنات باقي مانده (RSC) 97
5 – 2 – 2 – 4 درصد سديم محلول (SSP) 97
5 – 2 – 2 – 5 نسبت منيزيم (MR) 98
5 – 2 – 2 – 6 بي‌کربنات سديم باقي مانده (RSBC) 99
5 – 2 – 2 – 7 سختي کل (TH) 100
5 – 2 – 2 – 8 شاخص نفوذ پذيري (PI): 101
5 – 2 – 2 – 9 شاخص کلروآلکالين (CAI) 102
5 – 2 – 2 – 10 شاخص Kelley 103
5 – 2 – 3 آلودگي فلزي در آب‌هاي منطقه 103
5 – 2 – 3 – 1 شاخص فلزي (MI) 104
5 – 2 – 3 – 2 شاخص آلودگي فلزات سنگين (HPI) 105
5 – 2 – 4 ماتريس همبستگي پارامترهاي اندازه گيري شده 106
فصل ششم: نتيجه گيري و پيشنهادات 108
آلودگي خاک منطقه 109
آلودگي آب منطقه 111
پيشنهادات 112
منابع و مآخذ 113

فهرست جداول
عنوان جدول صفحه

جدول3- 1. شرح نقاط نمونه برداري خاک 35
جدول3- 2. شرح نقاط نمونه برداري آب 37

جدول4- 1. نتايج آناليز عنصري نمونه‌هاي خاک 48
جدول4- 2. پارامترهاي آماري محاسبه شده در خاک‌هاي معدني (n=18) 49
جدول4- 3. پارامترهاي آماري محاسبه شده در خاک‌هاي سد باطله (n=6) 49
جدول4- 4. پارامترهاي آماري محاسبه شده در خاک‌هاي دشت (n=15) 49
جدول4- 5. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي S2 52
جدول4- 6. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي S4 52
جدول4- 7. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي S7.1 53
جدول4- 8. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي 1.S12 53
جدول4- 9. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي S13 53
جدول4- 10. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي S14 53
جدول4- 11. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي T1 53
جدول4- 12. داده‌هاي حاصل از استخراج متوالي نمونه‌ي T7 54
جدول4- 13. درصد دانه‌هاي موجود در نمونه‌هاي خاک و بافت خاک 55
جدول4- 14. ميزان EC، pH ، کربنات و ماده آلي اندازه گيري شده براي نمونه ها 58
جدول4- 15. ميزان اکسيدهاي آهن و منگنز اندازه گيري شده براي نمونه ها 60
جدول4- 16. ميانگين عناصر در پوسته زمين 63
جدول4- 17. مقادير Igeo نمونه‌هاي خاک منطقه 64
جدول4- 18. مقادير EF محاسبه شده براي نمونه ها 67
جدول4- 19. فاکتور آلودگي محاسبه شده براي نمونه‌هاي خاک 72
جدول4- 20. مجموع فاکتور آلودگي خاک‌هاي معدني، باطله و دشت 73
جدول4- 21. فاکتور تحرک نمونه‌هاي تحت استخراج 80
جدول4- 22. ماتريس همبستگي اسپيرمن نمونه‌هاي خاک 80
ج
جدول5- 1. مقادير پارامترهاي pH، EC، TDS و دما در نمونه‌هاي آب منطقه 83
جدول5- 2. مقادير آنيون‌ها و کاتيون‌هاي اصلي نمونه‌هاي آب منطقه 85
جدول5- 3. مقادير فلزات سرب و روي در نمونه‌هاي آب منطقه 90
جدول5- 4. پارامترهاي آمار توصيفي عناصر سرب و روي نمونه‌هاي آب 90
جدول5- 5. مقادير شاخص SAR، EC و رده بندي نمونه‌هاي آب بر طبق آن 94
جدول5- 6. مقادير و رده بندي نمونه‌هاي آب بر اساس درصد سديم و RSC 96
جدول5- 7. مقادير MR، RSBC و SSP مربوط به نمونه‌هاي آب 98
جدول5- 8. ميزان و رده بندي سختي آب هاي منطقه 100
جدول5- 9. مقادير شاخص هاي PI، CAI و KI نمونه هاي آب منطقه 102
جدول5- 10. شاخص‌هاي MI و HPI نمونه‌هاي آب منطقه 106
جدول5- 11. ماتريس همبستگي پارامترهاي آب‌هاي منطقه 107

فهرست اشکال
عنوان شکل صفحه

شکل2- 1. نقشه‌ي راه‌هاي دسترسي به منطقه مورد مطالعه 22
شکل2- 2. موقعيت زون سنندج – سيرجان 23
شکل2- 3. نقشه زمين شناسي منطقه مورد مطالعه 30
ج
شکل3- 1. تصوير نقاط نمونه برداري خاک و آب 36
شکل3- 2. تصوير آزمايشات تعيين بافت خاک 38
شکل3- 3. تصوير آزمايش تعيين م
اده آلي 40

شکل4- 1. نمودار ميله‌اي نسبت تمرکز عناصر سرب، روي و کادميوم در نمونه‌هاي معدني 50
شکل4- 2. نمودار ميله‌اي نسبت تمرکز عناصر سرب، روي و کادميوم در نمونه‌هاي سد باطله 50
شکل4- 3. نمودار ميله‌اي نسبت تمرکز عناصر سرب، روي و کادميوم در نمونه‌هاي دشت 51
شکل4- 4. نمودار تعيين بافت نمونه‌هاي خاک 56
شکل4- 5. نمودار دايره‌اي شاخص غني شدگي سرب در سه نوع خاک 69
شکل4- 6. نمودار دايره‌اي شاخص غني شدگي روي در سه نوع خاک 69
شکل4- 7. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي معدني 70
شکل4- 8. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي باطله 70
شکل4- 9. نمودار ميله‌اي مربوط به مقادير MCI نمونه‌هاي دشت 71
شکل4- 10. نمودار توزيع سرب در فازهاي مختلف خاک 76
شکل4- 11. نمودار توزيع روي در بين فازهاي مختلف خاک 77
شکل4- 12. نمودار توزيع کادم