حل اختلاف، کریم خان زند، زنان و دختران

ابریشم کاری، زری بافی، مخمل بافی، نمد سازی، چیت سازی و باسمه کاری که حداقل کارکنان آن‌ها 6-5 نفر بوده است. به قول شاردن سیاح فرانسوی مقیم دربار شاه عباس خود دربار 32 کارگاه یا کارخانه داشته که در هر یک کم و بیش 150 نفر کارگر مشغول کار بوده‌اند.
از پایان کار صفویه تا ظهور قاجاریه باز هم اوضاع ایران در هم ریخت تنها در زمان کریم خان زند-معروف به وکیل‌الرعایا-وضع طبقه رنجبر و ستم‌کش اندکی بهبود یافته و تحت حمایت دولت قرار گرفته‌اند. کریم خان معتقد به خودکفایی بود و اجازه نمی‌داد اجناس خارجی با پول و طلا مبادله شود و مبادله کالای خارجی با اجناس ایرانی تشویق می‌شد. وی دستور داد قیمت کالاها تثبیت شده و مزد کارگر چنان تعیین شود که بتواند زندگی خود را به راحتی تأمین کند. او 12 هزار کارگر از سراسر ایران زمین استخدام کرد و اراضی ناهموار اطراف شیراز را تسطیح و برای کشاورزی آماده نمود و حتی به هنگام کار نوازندگان را دستور داد که برای کارگران موسیقی و الحان خوش بنوازند تا آن‌ها خسته نشوند و یک بار هم که یک دیگ پر از اشرفی طلا موقع حفر زمین پیدا شد به دستور وی تمام اشرفی‌ها میان کارگران تقسیم شد.

2-1-1-2-5- حقوق کار در دوران قاجار
در اوایل سلطه قاجار به علت جنگ‌های شدید بین مدعیان سلطنت باز هم وضع کارگران نا به سامان شد تا این که کم کم به تبع ایجاد امنیت دوباره اصناف شکل گرفتند و صاحبان حرف و مشاغل دارای تشکیلات منظم شدند. روسای اصناف روابط کارگر و کارفرمایان را منظم می‌کردند. حتی در بعضی موارد برای فرد صنعتگر زن هم می‌گرفتند و در امر تشکیل خانواده پادرمیانی می‌کردند ولی وضع کارگر چندان خوب نبود. ساعات کار از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب بود و هیچ نوع مرخصی در میان نبود، بهداشت محیط کار تعریفی نداشت و حتی برای صرفه جویی و عدم استفاده از میز در زمین کارگاه چاله می‌کندند و کارگران در آن چاله‌ها ایستاده و کار می‌کردند. در اواخر دوران قاجار و همزمان با مشروطیت از زنان و دختران هم در کارگاه‌های قالی بافی و نساجی استخدام می‌کردند ولی این نوع کارگاه‌ها دور از کوچه و بازار بود. در زمان قاجار خصوصاً دوران صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر به علت اصلاحات و ترویج صنایع داخلی و ایجاد کارخانه‌ها برای تولید مصنوعات مشابه خارجی تعداد کارگران باز هم افزایش یافت و برای اولین بار کارخانه‌های کبریت‌سازی، قماش قند و شکر و نساجی ایجاد شد. از طرفی در این زمان کشورهای استعماری با دخالت‌ها و رقابت‌های خود موجبات تعطیلی این کارخانه‌ها و بیکاری کارگران را فراهم آوردند که نتیجه آن ایجاد نارضایتی بین کارگران و صاحبان حرف شد و این نارضایتی به نوبه خود باعث و انگیزه پیدایش قیام تنباکو و قیام مشروطیت شد. نوشته‌اند که از 57 نماینده مجلس شورای دوره اول 27 نفر نماینده اصناف و صاحبان پیشه بوده‌اند ولی قیام مشروطیت و تغییر نظام حکومتی از استبداد به دموکراسی به علت عدم تغییر شکل ساختار جامعه موجب تحولی در امور کار و کارگری نشد. تا اینکه در اسفند ماه 1299 طبق کودتایی رضا شاه به قدرت رسید و 5 سال بعد بساط سلطنت قاجار برچیده شد و چون خود رضاشاه یکی از سرمایه داران و کارخانه داران عمده کشور شد کم کم به فکر ایجاد تحولی در خصوص کار سنتی شد و با توجه به ایجاد حقوق کار جدید در اروپا قوانین مناسبی برای کارگر و کارفرما تنظیم شد و این آغاز حقوق جدید کار یا حقوق کار به معنای اخص در ایران می‌باشد.

2-1-1-2-6- حقوق کار در زمان معاصر
از این زمان به بعد تحولات حقوق کار در ایران سریع و گسترده بوده است و فقط مختصراً به رئوس آن خواهیم پرداخت.
سرآغاز پيدايش قوانين كار در ايران به دوره نهضت مشروطيت بازمي‌گردد. با توجه به اينكه اكثريت جمعيت ايران در آن زمان به كار كشاورزي و دامداري اشتغال داشتند در نتيجه هر نوع اصلاح اجتماعي مي‌بايست با بهبود وضع كشاورزان آغاز مي‌شد.
از لحاظ بررسي وضع كارگران كه بيشترين تعداد آن‌ها در فعاليت‌هاي نوين مانند شركت نفت ايران و انگليس، شيلاتو قطع درختان جنگلي و يا برخي كارهاي راه‌سازی فعاليت مي‌كردند اما تفاوت نوع كار تأثير چنداني در شرايط کار آنان نداشت و شرايط سخت و طاقت فرسا بود. در نخستین سال‌هاي نهضت مشروطيت برخي از آگاه‌ترين قشرهاي كارگران نسبت به ايجاد و تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري اقدام كردند مانند اتحاديه كارگران چاپخانه‌ها در تهران و رشت و يا اتحاديه كرجي رانان بندر انزلي. اين حركت‌ها در سال‌هاي پس از نهضت مشروطيت نيز ادامه داشت.
در سال‌های بين 1300 تا 1325 خورشیدی و در واقع با كودتاي 1299 و روي كار آمدن رضاخان جنبش‌هايي كه پس از مشروطيت در ميان كارگران پديد آمده بود با پاگيري دوباره نظام استبدادي دچار ركود و خاموشي شد و در اين برهه هر چند با اقداماتي كه در جهت ايجاد كارخانه‌ها، راه آهن و ديگر تأسيسات در كشور صورت گرفت و منجر به افزايش شمار كارگران گرديد اما هيچ قانوني از تصويب مجلس نگذشت و رابطه كارگر و كارفرما تابع عقد اجاره اشخاص بود كه احكام آن در قانون مدني مصوب 1307 مقررشده بود.
نخستين اقدام براي ايجاد قانون‌ كار در ايران به سال 1302 هجري شمسي باز ‌مي‌گردد. در اين سال والي كرمان و بلوچستان، فرماني درباره حمايت از كارگران قالي‌باف صادر كرد. در اين فرمان موارد زير در نظر گرفته شده بود:
1- محدود شدن ساعات كار به 8 ساعت كار در روز
2- ممانعت از كار در ر
وزهاي تعطيل
3- ممانعت از كار پسران زير 8 سال و دختران زير 10 سال
4- لزوم جدايي كارگاه پسران از دختران
5- ممانعت حضور سركارگر مرد براي كارگران زن
6- ممنوعيت الزام به كار كارگران بيمار
7- ممنوعيت تشكيل كارگاه در زيرزمين و اتاق‌هاي مرطوب
8- لزوم نصب‌دار قالي به فاصله يك ذرع از كف كارگاه
9- ضرورت بازرسي ماهانه مأمور بهداشت از كارگاه‌ها
10- مجازات 10 تا 50 توماني متخلفان
11- مسئوليت شهرداري در اجراي فرمان
همان‌طور كه از اين مفاد مشخص مي‌شود، قانون مذكور منحصر به كارگران قاليباف، آن هم در محدوده استان كرمان و بلوچستان مي‌شد.
در تاريخ 27/12/1309 هيأت ‌وزيران طي نظام نامه‌اي مصوب كرد از سال بعد با كسر 2 درصد از حقوق روزمزدها و كنتراتي‌ها و 10 شاهي از حقوق كارگران طرق، صندوقي به نام صندوق «احتياط كارگران طرق و شوارع» ايجاد شود.
طبق نظام نامه آن كه 14 ماده و 5 تبصره داشت، اين صندوق پرداخت هزينه معالجه‌ي كارگران راه، تعيين مقرري براي مصدومان كار طبق جدول پيش‌بيني شده و تعيين مقرري براي خانواده كارگراني كه بر اثر حوادث كار فوت مي‌كردند را به عهده مي‌گرفت.
مقررات اين صندوق به ساير كارگران ساختماني دولت و حتي مستخدمان دولت به موجب متمم بودجه 1311 تسري يافت. بر اساس آن به كارگراني كه به امور ساختماني دولت و كارهاي مشابه آن اشتغال دارند، يا براي جبران خسارات مالي ناشي از صدمات جاني يا حوادثي كه موجب از كار افتادگي موقت يا دائم مي‌شود، مبلغ حداقل 10 روز و حداكثر يك سال دستمزد پرداخت شود.
در سال 1312 مقررات نظام‌نامه صندوق احتياط ادارات طرق، طي تصويب نامه‌اي به كارگران و مستخدمان كنتراتي و روزمزد كارخانه‌ها و مؤسسات صنعتي و معدني تابع اداره كل صناعت و فلاحت نيز تعميم داده شد.
در سال 1315 اداره كل صناعت و معادن، آيين‌نامه‌اي را مشتمل بر 9 فصل، 69 ماده و 11 تبصره به تصويب دولت وقت رساند. اين مصوبه به حفاظت و بهداشت كار، روابط كار و تكاليف كارفرما، وظايف كارگران، بازرسي كار، ترتيب تشكيل پست‌هاي امدادي و صندوق احتياط براي معالجه و پرداخت پاداش به آسيب ديدگان و ساير مقررات مربوط به تأمين اجتماعي پرداخته بود.
اين نظام نامه را مي‌توان اولين قانون مربوط به روابط كار در واحدهاي صنعتي دانست و در آن مقررات كار و بيمه‌ي كارگر نيز در كنار هم قرار گرفت. البته در اين قانون به هيچ وجه به وضع كارگران كشاورزي و كارگاه‌هاي كوچك توجهي نشده‌ بود.
با برکناری رضا شاه و ايجاد آزادي نسبي در كشور، فعاليت گروه‌هاي ماركسيستي در ايران افزايش يافت و آن‌ها مهم‌ترين گروه هدف خود را جامعه كارگري تعريف و توجه به مسائل كارگري را در صدر شعارهاي خود اعلام كردند. به اين ترتيب، فضايي ايجاد شد تا قانون كار مجدداً مطرح شود. طرح قانون كار در 28 ارديبهشت 1325 به تصويب هيأت ‌وزيران رسيد. در همان سال، وزارت كار و تبليغات هم تشكيل شد. پيش از آن در وزارت پيشه و هنر در سال 1323 اداره مستقلي به نام اداره كل كار تشكيل شده بود. اين قانون بيشتر ناظر بر چگونگي نظارت بر اعتصاب كارگران بود و كارگران كشاورز را از شمول خود خارج كرده بود. ساعات كار 48 ساعت در هفته، مرخصي 15 روز در سال، تعطيلي يك روز در هفته به ازاي 6 روز كار، حداقل سن كارگري 12 سال و كارآموزي 10 سال، مرخصي زايمان، مهلت شير دادن به نوزادان، تأسيس شيرخوارگاه و اجراي آيين‌نامه بهداشتي براي كارفرمايان از جمله مفاد اين قانون بود. همچنين در اين قانون، تشكيل هيأت‌هاي حل اختلاف براي رسيدگي به اختلافات كارگري و كارفرمايي، مجاز بودن تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري و كارفرمايي، تعيين حداقل دستمزد سالانه و به صورت منطقه‌ا‌‌ي، تساوي مزد كارگر زن و مرد از ديگر مواد اين قانون بود. اين مصوبه تا سال 1328 ادامه داشت؛ اما به علت هرج‌ومرج‌هاي سياسي و اجتماعي به تصويب مجلس شوراي ملي نرسيد.
با فروكش كردن جنبش‌هاي كارگري و تسلط دولت بر اوضاع، پيشنهاد جديدي با مطالعه مشترك كارشناسان داخلي و هيأتي از كارشناسان دفتر بين‌المللي كار تنظيم شد و پس از تصويب شوراي عالي كار به مجلس ارائه شد. اين پيشنهاد در تاريخ 17/3/1328 تحت عنوان قانون اجازه اجراي گزارش كميسيون پيشه و هنر و بازرگاني، مربوط به كارگران و كارفرمايان كه شامل 21 ماده و 15 تبصره بود، به تصويب مجلس رسيد. اين قانون در مقايسه با قانون قبل، مضامين حمايتي كمتري براي كارگران داشت و قرار بود صرفاً‌ به مدت يك سال به صورت آزمايشي به اجرا درآيد تا پس از آن، لايحه جديدي با توجه به مسائلي كه در عمل ايجاد شده، مجدداً تدوين شود.
در عمل اين قانون تا سال 1337 اجرا مي‌شد و بحث آزمايشي بودن آن به بوته فراموشي سپرده شد.
در سال 1336 با همكاري كارشناساني از سازمان بين‌المللي كار،‌ طرح جديدي تهيه‌ و پس از نظرخواهي از دفتر بين‌المللي كار به مجلس ارائه شد. اين لايحه در تاريخ 26/12/1337 مشتمل بر 69 ماده و 23 تبصره به تصويب نهايي كميسيون كار مشترك مجلسين (سنا و ملي) رسيد. اين بار هم قرار بود اين قانون به مدت 2 سال به صورت آزمايشي اجرا و پس از آن براي تصويب قطعي به مجلس تقديم شود؛ اما اين قانون موقت عملاً 32 سال پابرجا بود.
نكته مهم در اين قانون، ماده 33 آن بود كه طبق آن كارفرما مجاز مي‌شد به طور يك جانبه با اخطار كتبي 15 روزه، كارگر دائم را اخراج كند. همچنين شوراي كارگاه و هيأت حل اختلاف، مراجع اختصاصي رسيدگي به
اختلافات كارگر و كارفرما شدند. (دکتر ز- شیدفر،1339، جلد اول، صفحه 113)
در سال‌هاي بعد از جمله سال‌هاي 1341، 1343، 1348، 1349، 1352 و 1353 تغییرات كوچكي در مفاد اين قانون اعمال شد.
در سال 1355 دولت مطالعاتي را پيرامون طرح قانون كار جديد آغاز كرد كه در نهايت، اين طرح مهر سال 1357 در 129 ماده و 57 تبصره تنظيم شد؛ اما به دليل وقوع انقلاب اسلامي عملاً كنار گذاشته شد.
در سال 1358 وزارت كار و امور اجتماعي براي تعطيلي قانون كار اسلامي، از گروه‌هاي مختلفي كه در مسائل كار و امور اجتماعي و اقتصادي ذينفع بودند، نظرخواهي كرد كه به تهيه طرح پيش‌نويس قانون كار در 1360 منجر شد.
با توجه به این که اين طرح مذكور با معيارهاي مورد انتظار هيأت دولت سازگار نبود، طرح كار كنار گذاشته شد. پس از رد اين طرح، موسسه كار و تأمين اجتماعي كه موسسه‌اي پژوهشي و آموزشي وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي است، تهيه‌ پيش‌نويس ديگري را آغاز

دانلود پایان نامه ارشد درباره آفريننده، يادگيرندگان، تفكر

اتومبيلهاي مدل جديد هر سال ، تشابه زيادي به مدلهاي سال پيش از خود دارند . براي اينكه بازار فروش اتومبيل راكد نشود ، طراحان مجبورند كه عادت به تفكر همگراي مشتريهاي خود را رعايت كنند (آقائي فيشاني،1377) .
يكي از كارهاي مهمي كه براي آموزش خلاقيت در افراد مخصوصا كودكان لازم است ، تغيير كلي در روش كار معلم و انتظارات نظام آموزشي از دانش آموزان است . بايد مقداري از وقت كلاس را اختصاص به مواردي داد كه به خلاقيت مربوط مي شوند البته اينكار را نمي توان با اختصاص يك يا دو ساعت در هفته به آموزش خلاقيت انجام داد ، بلكه بايد نحوه تفكر واگرا را در تمام شئون آموزش داد يعني ، در تدريس و آموزش تمام دروس ، علاوه بر تفكر همگرا تفكر واگرا نيز مد نظر معلم باشد . از دانش آموزان خواسته شود كه عقايد و راه حلهاي خود را ، هر چند عجيب و غير منتظره باشند، بيان كنند . حتي دانش آموز مي توانند در مورد نحوه تدريس معلم و امكانات تغيير يا بهبود آن اظهار نظر كند معلم بايد سعي كند كلاس را از حالت قالبي و خشك آن خارج كند و اعتماد به نفس ، نوآوري ، آزادانديشي و نظاير آنرا در دانش آموزان پرورش دهد دانش آموزان بايد بياموزند كه هر فرد با افراد ديگر تفاوت دارد و مي تواند داراي عقايد و نظرات مختلف و متفاوتي باشد . بايد ياد داد كه مطالب كتاب الزاما صد در صد درست و غير قابل تغيير نيستند و هر عقيده جديدي كه بهتر از عقيده قبلي باشد مي تواند جاي آنرا بگيرد ، اين عقيده ممكن است نظر يك دانشمند باشد يا نظر دانش آموز . دانش آموز بايد ياد بگيرد كه ارائه نظرات جديد كه خلاف نظر كتاب و يا نظر بزرگترها است به شرط برخورداري از منطق و دليل كافي نه تنها گناه نيست ، بلكه ممكن است بسيار هم سودمند باشد دانش آموزان بايد بدانند كه پيشرفت و تحول زندگي بشر نتيجه افكار خلاق و جديد بوده است ، نه ثمره پيروي بي چون و چرا از معيارها و چارچوبهاي قديم (آقائي فيشاني، 1377).
براي بروز استعداد بالقوه خلاقيت در دانش آموز توجه به جو حاكم بر كلاس و روابط فردي و تجديد نظر در آن بسيار مهم است . بعنوان مثال نمي توان از دانش آموزان انتظار داشت كه از جاي خود تكان نخورند، حتما قبل از اظهار نظر دست بلند كنند در نيمكتهائي كه به رديف و موازي چيده شده اند بنشينند و هنگام حرف زدن صداي خود را بلند و كوتاه نكنند و در عين حال تفكر واگرا هم داشته باشند و خلاقانه عمل كنند در كلاسي كه همگان به پيروي از يك طرز نشستن ، حرف زدن ، لباس پوشيدن و نظاير آن وادار مي شوند نمي توان خلاقيت را تشويق كرد و آموزش داد . البته منظور هرج و مرج و بي نظمي در كلاس نيست و هر كس به هر كاري كه دوست داشته باشد بپردازد زيرا نظم لازمه آموزش است بلكه هدف ياد آوري اين مطلب است كه در ضمن پيروي از نظم و مقررات بايد امكان انعطاف پذيري را فراهم ساخت ، يعني نظم مربوط به مسائل كلي باشد و جزئيات رفتار و گفتار را تحت فشار قرار ندهد (آقائي فيشاني، 1377).
نكات قابل توجه در آموزش خلاقيت به فراگيران:
1. مسائلي را كه به يادگيرندگان مي دهيد طبقه بندي كنيد .
گتزلر (1964) مسائل را به دو دسته مسائلي كه به دانش آموزان داده مي شوند و مسائلي كه خود آنان آنها را كشف مي كنند تقسيم كرده است . او همچنين بين روشهاي شناخته و ناشناخته حل مسائل تمايز قائل شده است ، گتزلر معتقد است كه آموزش تفكر آفريننده بايد با موقعيتهائي آغاز شود كه در آن مسئله به يادگيرنده ارائه مي شود ، اما روش حل كردن آن براي او ناشناخته است . بعد معلم مي تواند يادگيرنده را با موقعيت ديگري روبرو سازد كه در آن هم مسئله و هم روش حل مسئله براي دانش آموز و براي كل بشريت ناشناخته باشد . هر چه موقعيت براي يادگيرنده ناشناخته تر باشد ميزان آفرينندگي او بيشتر است . در موقعيتهائي كه در آن مسئله معلوم بود و راه حل آن تنها براي يادگيرنده نامعلوم بود ، نه براي كل افراد بشر ، در طرح گتزلر توانائي حل كردن اينگونه مسائل نماينده پائين ترين سطح آفرينندگي است (آقائي فيشاني، 1377).
2. به يادگيرندگان مهارتهاي حل مسئله را آموزش دهيد و آن را به استفاده از اين روش ترغيب کنيد .
پژوهشهاي انجام شده اثر بخشي تعدادي از فنون و مهارتهاي حل مسئله را در يادگيري تفکر آفريننده نشان داده اند . معروفترين آنها روش بارش فکري است در اين روش معلم مسئله اي را به دانش آموزان کلاس مي دهد و از آنها مي خواهد تا هر چه به ذهنشان مي رسد براي مسئله بگويند پيش از ارائه تمام راه حلها بوسيله همه دانش آموزان جواب آن ابراز نمي شود . اين روش شبيه روش تداعي آزاد در روانکاوي است، با اين تفاوت که روش تداعي آزاد يک روش فردي است اما روش بارش مغزي با گروهي از دانش آموزان اجرا مي شود (آقائي فيشاني، 1377) .
3. دستاوردهاي آفريننده يادگيرندگان را مورد تشويق قرار دهيد .
تشويق و تقويت رفتارهاي آفريننده يادگيرنده ، مانند تقويت هر نوع رفتار ديگر باعث نيرومندي آن رفتار مي گردد . تورنس پنج راه را تذکر داده که معلم مي تواند از آن طريق دستاوردهاي آفريننده دانش آموزان را تقويت کند.
– نسبت به سوالهاي غير متعارف يادگيرندگان با احترام برخورد کنيد .
– نسبت به انديشه ها و راه حلهاي غير معمول يادگيرندگان با احترام برخورد کنيد.
– به کودکان نشان دهيد که انديشه هاي آنان با ارزش است.
– فرصتهائي را به يادگيرندگان بدهيد تا در آن به يادگيريهاي مورد علاقه خود بپردازند و يادگيري خود انگيخته آنان را تشويق کنيد .
– به کودکان
فرصت دهيد تا بدون ترس از عواقب ارزشيابي شما از کارشان به يادگيري ، تفکر و اکتشاف بپردازند .
مشکل اساسي مدارس اين است که در آنها انديشه آفريننده يادگيرندگان به سبب معمول بودن به تنها مورد تشويق قرار نمي گيرد ، بلکه مورد ايراد و سرزنش هم واقع مي شود سرزنش دانش آموزان به سبب داشتن رفتار و افکار غير قالبي ممکن است ريشه هاي تفکر خلاق و توانائي کشف مسائل تازه را از همان روزهاي نخستين آموزش رسمي در آنها خشک کند . فرصت دادن به کودک براي ارائه انديشه هاي خود يکي از مهمترين اصول پرورش تفکر آفريننده و ويژگيهاي ابداعي است . گيج و برلاينر در اين مورد مي گويد « معلمان بايد محيطي را براي دانش آموزان فراهم آورند که مشوق و مولد رفتار آفريننده باشد ؛ آنها بايد پس از بروز اين رفتارها آنها را پاداش دهند و نيز فرصتهائي را براي استفاده از انديشه هاي خلاق دانش آموزان در مدرسه فراهم آورند . » (آقائي قيشاني، 1377).
4. تجارب کودکان را به موارد مخصوص محدود نکنيد.
علاوه بر شرايط معمول و موقعبتهاي متداول آموزش رسمي ، براي دانش آموزان فرصتهاي تازه و متنوعي را فراهم آوريد . براي مثال در درس علوم از دانش آموزان بپرسيد اگر نيروي جاذبه وجود نمي داشت چه اتفاقي براي انسان مي افتاد ؟ بيشتر سوالهائي را مطرح کنيد که با «چگونه » و «به چه طريق» شروع مي شوند از دانش آموزان بخواهيد تا به طرح فرضيه بپردازند ، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را براي تبين پديده هاي جديد بکار برند سوالهائي را بپرسند که تعداد زيادي جواب داشته باشد سوالهائي که تنها يک جواب داشته باشند به تفکر همگرا مي انجامند اما سوالهاي داراي جوابهاي زياد مشوق به تفکر واگراهستند .(آقائي فيشاني،1377).
5. نسبت به اختلافات يادگيرنده گان با احترام برخورد کنيد و در پرورش استعدادهاي ويژه آنان بکوشيد .
در يادگيري هرگز دانش آموزان را به رقابت با يكديگر وادار نکنيد ، و از يکسان بار آوردن آنان بپرهيزيد هر فرد دانش آموز داراي استعدادهاي ويژه و مخصوص به خود است که ممکن است از اين لحاظ با ساير دانش آموزان فرق داشته باشد . در پرورش استعدادهاي ويژه فرد فرد دانش آموزان بکوشيد . شواهد موجود نشان مي دهند که برخورد والدين و معلمان با کودکان در سالهاي پائين کودکي بررشد استعدادهاي کودکان تاثير فراوان دارند . محققان همچنين در گزارش بررسيهاي خود در رابطه با تاثير معلمان بر ايجاد توانائيهاي خلاق در کودکان چنين اظهار داشته اند: معلماني كه بيش از همه مورد احترام علاقه افراد نخبه قرار داشتند معلماني بودند که به اين افراد امکان دادند تا متناسب با توانائيهايشان پيش بروند ، فرصت فعاليت کردن در موضوعهاي دلخواهشان را به آنها مي دادند و آنها را به تفکر وا مي داشتند و کتابهاي مهيج به آنان معرفي مي کردند.( آقائي فيشاني ، 1377)
آنچه مربي براي پرورش فكر خلاق بايد انجام بدهد
1) معلم بايد مطالب درسي را به صورت مسئله و معما براي شاگردان طرح كند:
مطالعه كتاب يا گوش دادن به سخنان معلم در حفظ حقايق علمي و تاريخي در نحوه فكر و رشد قوه ابتكار شاگردان تأثير ندارد. شاگرد بايد مطالعه كند و به موقع خود به سخنان معلم گوش كند و حقايق علمي و ادبي و تاريخي را فرا گيرد ولي اينها همه به منزله وسيله‎اي است براي رشد تفكر در افراد.
وقتي معلم به جاي بيان مطالب درسي يا ذكر حقايق علمي يك يا چند مسئله را براي شاگردان طرح كند يا خود آنها را به طرح مسائل تشويق نمايد و بعد شاگردان را به حل مسائل وادارد در اين صورت مطالعه و بررسي حقايق علمي به عنوان وسيله‎اي براي حل مسائل ارزش خواهد داشت.
مراحلي كه درباره اجراي روش علمي يا روش حل مسئله بيان نموديم بايد مورد توجه مربيان قرار گيرد و كار تعليماتي طبق آن تنظيم گردد. در اين باره معلم بايد موارد زير را هم متمايز سازد:
الف ـ خط مطالب يا فهم آنها.
ب ـ فراگرفتن مطالب جزئي و بي اهميت يا درك اصول و قواعد نسبتاً كلي.
ج ـ تقلي و پذيرفتن آنچه ديگران گفته‎اند يا قضاوت مستدل درباره افكار و عقايد و پذيرفتن آنها.
2) تأمين احتياجات اساسي رواني بچه‎ها:
در اين مورد توجه به احتيا

دانلود پایان نامه ارشد درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علم ارتباطات

. گروه براي ايده يابي به تخيل و تفکر ترغيب شده و رهبر جلسه با طرح استعاره ها و تمثيلهائي کار تخيل را ساده تر مي کند . در اين روش نقش رهبر و مشتري بسيار حساس بوده و تجربه و دانش آنها در ثمر بخش بودن جلسه تعيين کننده است .
10. الگو برداري از طبيعت :
يکي از تکنيکهاي خلاقيت و نو آوري که در ابداعات فني کاربرد گسترده و موفقي داشته تکنيک تقليد و الگو برداري از طبيعت است . ابداعاتي که در زمينه علم ارتباطات و کنترل در دهه هاي اخير شکل گرفته اند ، برنامه ريزيهاي کامپيوتر و موضوع هوش مصنوعي همه با الگو برداري و تقليد از فعاليتهاي مغز آدمي انجام داده اند و روند فعاليتها به گونه اي است که در آينده با ادامه اينکار فنون و ابزارهاي بديع و جديدي ساخته خواهد شد . کار ابداع و نو آوري با توجه به رفتارهاي جانوران ونيز متداول و معمول است و بسياري از روشهاي مبارزه با آفات با الهام از نحوه رفتار حشرات ابداع شده است دانشمندان به بسياري از واکنشهاي طبيعي گياهان و نحوه رشد و نموآنها دست يافته اند . انديشمندي در اين زمينه عقيده دارد که ذهن با قدرت انتخا بگرش جريانهاي طبيعي را در قالب قوانيني مي ريزد و مي نگرد که عمدتا موافق با انگاره انتخاب خود اوست و مي توان گفت ذهن در کشف اين نظام قوانين ، همان چيزي را از طبيعت باز پس مي گيرد که در طبيعت نهاده يا به طبيعت نسبت داده است . بدين ترتيب باز اين ذهن خلاق آدمي است که عرصه هاي جديدي را پيش روي انسان مي گشايد و ابداعات و اختراعات جديدي را به او ارزاني مي دارد (آقائي فيشاني،1377) .
11 . تفکر موازي :
خلاقيت گريختن و پرهيز از موانعي است که ذهن را شکل داده است . فرد را به روشها و رويه هائي خوگر ساخته . در مانع شکني فرد به شکستن اين موانع ترغيب مي شود تا به نظرات و مفاهيم نو دست يابد و بصيرتهاي تازه اي را حاصل کند براي شکستن ذهنييتهاي پيشين و ورود به عرصه هاي نوين تکنيکهاي چندي ابداع شده است . که متداولترين آنها « تفکر موازي » است واضع اين شيوه ادوارد دوبونو است روش معمول تفکر را همانند حفر گودالي توصيف مي کند که با افزايش اطلاعات ، فرد همان گودال را عميقتر مي سازد و از ديدن جاهاي ديگر براي حفر کردن باز مي ماند در حاليکه تفکر موازي نگاه فرد را به ديدن نقاط جديد معطوف مي سازد و اطلاعات و تجربه هاي جديد صرفا به انديشه هاي قبلي او افزوده نمي شود . بلکه آنها را تغيير داده و الگو و ساختار جديدي را ايجاد مي کند .
يکي از راههاي تحقق تفکر موازي ، ايجاد يک انديشه واسطه غير ممکن است اين انديشه موجب طيران فکر و ذهن شده و با تعديل آن مي توان به انديشه نو و عملي دست يافت . بعنوان مثال افسانه هاي تخيلي در مورد سفر به اعماق زمين يا به کرات ديگر اگر چه انديشه هايي غير ممکن است ولي بعنوان واسطه اي مي تواند موجب دست يافتن به راههاي جديد سفر به آن مکانها گردد . يا فرضا شما بعنوان مدير مراجعاني داريد که بايد در مذاکره با آنها از افکار و مقاصدشان آگاه باشيد چه خوب بود اگر مغز اين افراد در محفظه اي شفاف قرار داشت و شما مي توانستيد افکار آنان را بخوانيد . اين واسطه اي غير ممکن است و با تعديل آن شايد بتوانيد به روشي دست پيدا کنيد که شما را از انديشه هاي طرف مقابل آگاه سازد .
راه ديگر در تفکر موازي پيوند تصادفي است . فرض کنيد ديوان خواجه حافظ را به قصد تفال مي گشائيد و مطلع غزلي را مي خوانيد و مي کوشيد تا مفاد آنرا با موضوع مورد نظر خود پيوند داده و به نتيجه اي برسيد در اين کار شما از روش پيوند تصادفي استفاده کرده ايد . اين قسمت شباهت زيادي به ارتباط اجباري دارد منتهي تصادفي بودن روش اخير وجه تمايز اين دو روش است . که در آن شخص سعي مي کند تا بين واژه هاي تصادفي و نا آشنا ، با موضوع پيوندي ايجاد کند و در اين جريان به ايده هاي جديدي برسد (آقائي فيشاني،1377).

آموزش خلاقيت :
براي بحث در مورد آموزش خلاقيت آنرا به دو قسمت مجزا تقسيم مي کنيم .
1. آموزش و پرورش عمومي خلاقيت و نوآوري
2. آموزش و پرورش خلاقيت و نوآوري در کودکان و نوجوانان
الف . آموزش و پرورش عمومي خلاقيت :
آموزش اساسي ترين جنبه توسعه منابع انساني بشمار مي رود . با توجه به زمينه اثر آموزشها ، مي توان آنرا به دو بخش تقسيم کرد .
– آموزشهاي اختصاصي : آن بخش از آموزشهائي است که موجب ارتقاء کيفي و کمي توان فرد آموزش گيرنده در زمينه اي مشخص مي گردد ، همچون اغلب رشته هاي آموزش فني و حرفه اي از قبيل : جوشکاري ، روشهاي مختلف ماشين کاري و مانند آنها.
– آموزشهاي عمومي : آن بخش را در بر مي گيرد که بر مجموعه فعاليتهاي فرد يا حداقل بخشي از آنها اثر مثبت مي گذارد . و تکنيکها و تمرينات تقويت خافظه تند خواني از آن جمله است .
همه براين واقعيت آگاهيم که تا قرن اخير ، استعداد و توان هنرمندان بزرگ ، خاص آنان پنداشته شده و کسي فکر نزديک شدن به چنان استعدادهائي را به خود راه نمي داد نقاشان بزرگي که در قرون ميانه اروپا مشاهده مي شوند از آن جمله اند در آن زمان همه نقاشي را استعداد ارثي مي دانستند و معتقد بودند هر کس با استعدادهائيکه در وجودش نهاده شده به دنيا مي آيد و امکان رشد آن استعدادها وجود ندارد. امروزه شاهديم که فن و هنر تقاشي با آموزش براي اکثر انسانها قابل حصول شده است و هر کس به فراخور تلاش و کوشش خود در اين زمينه قادر است تا حدودي پيشرفت داشته باشد . براي رشد استعداد خلاقيت جامعه بايد شرايط لازم را داشته باشد ، گذشته از آن خود فرد
نيز در رشد اين استعداد ، نقش اساسي دارد . در واقع : « همه ما توانائي و ظرفيت خلاقيت را داريم و بسته به تلاش و کوشش و جديت است که تا چه حد خلاقيت خود را رشد داده و آنرا به کار گيريم .
به طور کلي هدف از آموزش خلاقيت شامل مراحل زير است :
– شناخت فراگيرندگان از استعداد خلاقيت
– پي بردن به استعداد خلاقيت در خويشتن
– اعتقاد به رشد استعداد خلاقيت و سعي در جهت آن
– به کارگيري توان خلاقيت در حل مسائل و مشکلات زندگي (آقائي فيشاني،1377).
آموزش خلاقيت در جهان :
بيش از نيم قرن قبل از کاترين پاتريک مدلي را که توسط والاس براي رفتار افراد خلاق طرح شده بود مورد آزمايش تجربي قرار داد . بعدا کاري شبيه به اين توسط راسمن انجام شد . لمان در تحقيقات خود سعي در کشف ارتباط بين جنبه هاي کمي و کيفي رفتار خلاق داشت . اين فعاليتها در آمريکا موجب شد تا مراکز مختلفي براي تحقيق پيرامون اين مقوله به وجود آيد . در مينه سوتا دانشمند عالي قدري بنام پاول تارنس تحقيقات خود را در بررسي محيط و خلاقيت متمرکز نمود . در دانشگاه يوتا ، کالوين تيلر در اين زمينه به فعاليت پرداخت . بيش از 40 سال قبل در اوايل دهه 50 بزرگترين و معروفترين مرکز دست اندر کار تحقيق و آموزش خلاقيت به نام « بنياد تفکر خلاقه » توسط محققي به نام آلکسي اسبورن در بوفالو ايالت نيويورک تاسيس شد. اين بنياد تا پايان دهه 50 بيش از 1000 دوره آموزش خلاق را در کشور آمريکا اجرا نموده بود . دکتر اسبورن به واسطه فعاليتها و خدمات چشمگيرش در اين زمينه ، بعدا لقب « پدر علم خلاقيت » را گرفت . در روسيه آموزش خلاقيت توسط « مدرسه نو آوران » صورت مي گيرد . کشور ژاپن نيز از قافله عقب نمانده و توسط مرکز آموزش خلاقيت ، کار پرورش استعداد خلاقيت را آغاز نموده است . گذشته از اين ، جهت تشويق جوانان به تفکر غيرعادي و کسب شجاعت و جسارت در مطرح کردن ايده هاي نو و غير معمول هر ساله مسابقه اي به نام « المپيک نوآوران » برگزار مي گردد و برنده آن شخصي است که وسيله ساخته شده توسط او در عين حال که مفيد است از ديگران عجيبتر نيز باشد درايران تا کنون فعاليت چشمگيري در اين زمينه انجام نشده است . اخيرا سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران دست اندر کار تاسيس و راه اندازي « مرکز علوم و فنون نوآوران جوان » است اميد مي رود در آموزش و پرورش افراد نقش موثري ايفاء نمايد با توجه به مطالب بالا ، به نکات زير بايد توجه کرد :
1. خلاقيت چون ديگر استعدادهاي بشر تا حدود زيادي اکتسابي است و مختص افراد ويژه نيست .
2. رشد استعداد خلاقيت محتاج به طي مراحل آموزش و پرورش ويژه است .
3. در جهان امروز هر ملتي با تقويت اين استعداد ، سعي در افزايش سرعت پيشرفت و مشکل گسائي هر چه وسيعتر است .
4. در چنين شرايطي ، زمينه وسيع و در عين حال اساسي پيشرفت در جنبه هاي گوناگون تمدن و فرهنگ خلاقيت و نو آوري است که لازم است سريعا فعاليت روي آن توسعه يابد(آقائي فيشاني ، 1377).
ب : آموزش خلاقيت در كودكان و نوجوانان
از اينكه خلاقيت فطري و موروثي است يا اكتسابي ، و اگر اكتسابي است چگونه مي توان آنرا آموزش داد و در آموزش آن چه تكنيكها و روشهائي را بكار برد موضوع تحقيقان مختلفي بوده است محققين در اين زمينه مي گويند :
تا مدتي پيش عده زيادي از محققين عقيده داشتند كه خلاقيت امري فطري و موروثي است و تصور بر اين بود كه مردم بايد به دانشمندان و هنرمندان ارج فوق العاده بگذارند و موجباتي فراهم آورند كه استعدادهاي آنان بارورتر گردد . افراد ديگر در نظر اين متفكران ، افراد معمولي بودند كه از توانائي خلاقيت بهره چنداني نداشتند و صرف پول و وقت براي پرورش خلاقيت در آنان ، سود چنداني نداشت . ولي در اثر تحقيقات انجام شده عقايد در اين زمينه در حال تغيير است . اكنون معلوم شده است كه استعداد خلاقيت در همه افراد با شدت و ضعف مختلف وجود دارد و مي توان آنرا بر اثر آموزش رشد و گسترش داد و شكوفا كرد . اگر به خلاقيت بعنوان يك امر ذاتي بنگريم، گام در جاي پاي افرادي گذاشتيم كه معتقد بودند هوش و حتي شخصيت ذاتي و ارثي هستند در اين صورت پرورش خلاقيت امري عبث جلوه خواهد كرد . درست است كه وراثت در هوش ، شخصيت ، خلاقيت و تمام خصوصيات بشر نقش دارد ، ولي نقش آن تابع محيط است و عامل منحصر به فرد نيست . پس تغيير مطلوب در محيط مي تواند استعدادي را كه در همگان به وديعه گذاشته شده است پرورش داده و آشكار سازد . ما مي توانيم از طريق آموزش ، انعطاف پذيري ، اصالت و رواني را در افكار و اعمال كودكان البته اين آموزش بايد در خانه و از همان سالهاي اول زندگي اعمال شود . به كودكان مي توان ياد داد كه از انديشه هاي يك جانبه و يك بعدي دست بردارند و چند بعدي ، غير سنتي ، غير متداول و غير محافظه كارانه فكر كنند به مسائل از ديدگاههاي جديد غيرمنتظره بنگرند در حل مسائل درسي و غير درسي خود را محدود به يك روش و يا راه حل ندانند . ذهن خود را از قيد آن دسته از سنتهائي كه خشك و دست و پا گير هستند رها كنند و تفكري آزاد و خلاق را جانشين آن كنند . ( اسكوئيلر و جمهري ،1372 ، ص : 125 )
همه ما توانائي و ظرفيت خلاقيت را داريم ولي مي آموزيم كه خلاق نباشيم زيرا تجاربي كه در خانه و محيط كسب مي كنيم و آموزشي كه در مدرسه مي بينيم ما را به تفكر همگرا و زندگي متداول عادت مي دهد به اين ترتيب ، در صورت روياروئي با هر پديده جديد سعي مي كنيم كه آنرا در قالبهاي قبلي و سنتي جاي دهيم و با آنچه در گذشته آموختيم مربوط سازيم . در صورتي كه
اگر خلاقانه بينديشيم ، پديده هاي جديدي را با ديدي نو بررسي خواهيم كرد و سعي خواهيم كرد در صورت لزوم چارچوبهاي قبلي را در هم بشكنيم و چارچوبهاي كاملا جديد جايگزين آنها كنيم در نظامهاي كنوني آموزش و پرورش ، متاسفانه ، تفكر همگرا محور و اساس كار است و تفكر واگرا نه تنها مورد عنايت نيست بلكه اغلب تضعيف هم مي شود در نتيجه وقتي كودك به مرحله بزرگسالي مي رسد ، خلاقيتي را در خود احساس نمي كند و قالبهاي فكري او نيز كه به همان شكل همگرا در آمده اند ، ديگر قابل تغيير نيستند و يا دست كم تغيير آنها بسيار مشكل است .
در زندگي روزمره ، مثالهاي بسيار از رواج تفكر همگرا و اصرار به استفاده از عادتهاي قديم وجود دارد. مثلا اولين اتومبيلهائي كه ساخته شدند شباهت زيادي به ارابه هاي سنتي داشنتد و حتي در بعضي از آنها جاي شلاق هم تعبيه شده بود . حتي امروز نيز،

دانلود پایان نامه ارشد درباره خلاقيت، ايده، محيطي

كنترل افراد و ارائه مدل به آنها ، موجب كاهش خلاقيت و انگيزش دروني آنها مي شود (حسيني،1378) .

تاثيرات عوامل خاص برخلاقيت :
1. سن : پرفسور روزن ويگ ثابت کرده است که اگر مغز تحريک و به کار وادار شود سالخوردگي نمي تواند مسئله اي بيا فريند ، چون از لحاظ فيزيکي برآمدگيهاي روزافزون تري روي شاخکهاي حسي يافته هاي مغزي جوانه مي زند و اين بر آمدگيها ، شمار کلي ارتباطات درون مغز انسان را افزايش مي دهد .
محقق ديگري در يافته است که توانائيهاي ذهني تا حدود 60 سالگي رشد مي کند و سپس کاهش مي يابد اما در سن 80 سالگي به همان کندي 30 سالگي تغيير پيدا مي کن. در حاليکه حافظه ممکن است با کبر سن رو به کاهش بگذارد بر خلاف تصورات اشتباهي که وجود دارد خلاقيت ربطي به سن ندارد .
شواهد علمي مبني بر اينکه خلاقيت از سن تمرد مي کند به وسيله پرفسور هاروي سي لهمان استاد دانشگاه اوهايو مورد تحقيق و تائيد قرار گرفته است . حتي اگر استعداد ذاتي ما رشد نيابد قدرت خلاقيت ما مي تواند سال به سال با سعي و کوششي که در آن زمينه بکار مي بريم به رشد خود ادامه دهد .
سامرست موام گفته است : « قدرت تصور با تمرين رشد مي يابد و بر خلاف اعتقاد عمومي در افراد مسن تر نيرومند تر از جوانان است » (آقائي فيشاني، 1377) .
2. جنسيت : ممکن است در بسياري از موارد زنان از نظر قدرت جسمي از مردان ضعيف تر باشند ليکن قدرت تصور و خلاقيتهاي ذهني عملا تحت تاثير اين عامل قرار نمي گيرد.
دکتر الکس ،اس ،اسبورن معتقد است که « تعداد ستارگان زن در رشته خلاقيت روز به روز در حال افزايش است وشوهران بسياري دريافته اند که به چه نحو بارزي يک زن مي تواند خلاق باشد » .
تحقيقات ديگر نشان مي دهد ، مردان با خصوصيات مذکر ، مسائل را با سهولت بيشتري از مردان با خصوصيات مونث حل مي کند . به همين ترتيب زنان با خصوصيات مذکر بيشتر ، در حل مسائل بهتر از زناني که خود را با نقش مونث شناسائي مي کنند ، هستند » ( اسبورن، قاسم زاذه ، 1371 ).
3 . ارزشها و فشارهاي اجتماعي : جامعه اغلب فشار زيادي را براي کاناليزه کردن انرژي افراد خلاق در زمينه خاصي براي حل مسائل وارد مي آورد . مثل قديمي « نياز ما در اخترع است » هميشه صادق است . آلودگي هوا ، منابع سوخت ، مسئله حمل و نقل ، بعنوان سه مشکل بزرگ امروز جوامع مطرح است و نيازمند راه حلهاي سريع مي باشد . بدين لحاظ اين نيازمنديها طالب افراد خلاق هستند ، بيشترين مسئله اي که فشار جامعه بر آن وارد مي شود بيشترين کوشش را براي يافتن راه حلها مي طلبد (آقائي فيشاني،1377).
4 . تحصيلات : افرادي که تعليمات رسمي نديده اند در بسياري از موارد خلاقيتهائي را بروز داده اند و در صورتيکه افرادي با تحصيلات عالي فاقد خلاقيت بوده اند . ارتباط مستقيم خلاقيت با توازن ژنتيکي احتمالا کمتر از ارتباط آن با هوش است . شخصيت خلاق في نفسه شکل نمي گيرد بلکه در محيط اجتماعي و تعليم و تربيتي پرورش مي يابد . خانه اي که کنجکاوي را ترغيب مي کند کمک به پرورش خلاقيت مي کند معلمي که تاکيدش بر سوال کردن است ، شاگردان را به تفکر خلاق سوق مي دهد (آقائي فيشاني،1377) .
5. نقش مداومت و کوشش در خلاقيت : اعتقاد به مداومت براي رسيدن به مرحله اوج آفرينندگي مي باشد اين ويژگيريهاي انسان حکايت از آن دارد که پيچيدگي و گنجايش مغز بشر فوق العاده است و قياس آن با پيچيده ترين و پر گنجايش ترين کامپيوتر ، با وجود پيشرفت روزافزون تکنولوژي اين صنعت ، قياسي بي مورد است . درباره پيچيدگي مغز بشر همين بس که تمام سيستم اعصاب مورچگان که قدرت سازماندهي آنها معروف است . فقط داراي 250 سلول عصبي است در حاليکه مغز بشر شامل 10 ميليارد از چنين سلولهائي است تقريبا همه انسانها داراي گنجايش مغزي بسيار بالاتري از حدي که بتوايم بکار بريم هستيم . اين حقيقت قاطعي است که غالب مراکز مغز دوقلو هستند قل يدکي تا وقتي که قل ديگر آسيب ببيند يا به مرض مبتلا شود بلا استفاده مي ماند . واحد يدکي را مي توان در آن موقع براي احراز نقش مربوطه آموزش داد . لوئي پاستور يک سکته مغزي کرد که نيمي از مغز وي از کار افتاد با وجود اين ، پس از اين سکته به بعضي از بزرگترين کشفيات خود دست يافت .
اهميت و کاربرد تلاش بي وقفه و مداومت با ذکر اين مثال روشن تر مي شود که قانون دوم ترموديناميک بعد از 20 سال تحقيق در هوشياري سرانجام در خواب به ذهن کپلر آمد (آقائي فيشاني ، 1377)
شرايط محيطي مناسب براي خلاقيت :
لازمه خلاقيت قرار گرفتن در محيطي است كه داراي درجه اي از باز فكري باشد . باز فكري به معناي فقدان ساختار نمي باشد . براي يادگيري موثر در خانه و مدرسه بايد رهنمودهائي براي رفتار وجود داشته باشد . حتي موسسات صنعتي ، تجاري ، دولتي و مردمي . با وجود اين شخص نبايد هرگز ماهيت خود كاري مغز را از نظر دور بدارد . (تورنس، قاسم زاده ، 1375 ).
هل في (1972) شرايط مطلوب براي خلاقيت را در پنج مورد زير بيان مي كند :
1. محيط اطراف شخص خلاق بايد به گونه اي باشد كه همكاران ، او را بعنوان يك شخص ارزشمند مطلق بشناسند به توانائيهاي او ايمان داشته باشند .
2. نتيجه كار فرد خلاق بايد توسط افراد مسئول ارزيابي شود تا در صورت نياز ، در نو آوري انجام شده بهبود حاصل شود .
3. خلاقيت موقعي رشد مي كند كه اطرافيان پيچيدگي مسائلي كه فرد خلاق با آنها روبرو است را درك كنند و هم احساس نشان دهند.
4. فرد خلاق بايد از آزادي تفكر و بيان بر خور دار باشد ؛ بدين معنا كه آزادانه فكر، انديش
ه و تجربه كند ، قدرت تخيل او بايد اجازه اظهار نظر كامل را به او بدهد .
5. خلاقيت ، ابتكار عمل را ايجاب مي شود . قبل از اينکه خلاقيت خود را ظاهر نمايد اشتياقي عميق براي خلاقيت در فرد خلاق ايجاد شود . هر چند كه خلاقيت نتيجه هوش و فرايند فكري انسان است اين فرايند ذهني كاملا از شرايط محيطي او متاثر است . ( شهرآراي و مدني پور ، 1375 ).
آمابيل (1988) در نتايج پژوهشي بسيار وسيعي كه در مصاحبه با 120 دانشمند بعمل آورد يكي از عوامل محيطي موثر در بروز خلاقيت را انگيزه معرفي نموده است كه در ايجاد اين انگيزه مديريت نقش اساسي دارد . ( آمابيل ، حسينيان ، 1375 ) .
فورد (1998) در رابطه با ديدگاه مديران درباره عوامل مهم خلاقيت در سازمانهاي آموزشي آمريكا پژوهشي انجام داد ، نتيجه پژوهش نشان داد كه بين مدرك تحصيلي مديران و خلاقيت آنها رابطه وجوددارد . يعني هر چه مدرك تحصيلي مديران بالاتر مي رفت خلاقيت آنها بيشتر مي شد . البته اين ارتباط مستقيم ناشي از آموزشهاي پرورش خلاقيت در كنار تحصيلات بود .
به نظر آمابيل ، عوامل محيطي تاثير فزاينده بر انگيزه دروني و خلاقيت دارد . او ادعا کرده که محيط اجتماعي ، خود مختاري آموزشي ، چالشهاي بهينه ، قابليت و در گيري با تکاليف را تشويق مي کند . افزايش اين ويژگيهاي ذکر شده به عمل خلاق کمک مي کند . ( niu , 2003 , p : 104)

تكنيكهاي خلاقيت و نوآوري
براي وارد نمودن موضوع خلاقيت به سيستم آموزشي دو راه به نظر مي رسد. اول آنکه همانند ساير دروس در هفته چند ساعتي به اين موضوع اختصاص يافته و به گونه رسمي خلاقيت را در مدارس آموزش داد . شيوه ديگر آن است که با تغيير روش تدريس و نحوه آموزش مطالب به گونه اي عمل کنيم که خلاقيت در تمامي دروس وارد شود و همزمان با تدريس و آموزش ، تفکر خلاق را در دانش آموزان رشد داده و شکوفا نمود . با توجه به نظام کنوني آموزش و پرورش ما و هم چنين با توجه به ماهيت خلاقيت به نظر مي رسد شيوه دوم مناسبتر باشد .
نلر شيوه دوم را مناسبتر مي داند و دو دليل براي برتري اين روش اعلام مي دارد : نخست آنکه هنوزآگاهي ما درباره خلاقيت چندان نيست که بتوان آنرا به طور موثري به عنوان موضوع درس مجزائي تدريس کنيم .ثانيا مهمتر از آن خلاقيت فرايند مجزائي نيست بلکه ترکيبي از انواع بسيار فعاليتهاست . ( نلر ، مسدد ، 1369 ، ص : 60 )
1 . يورش فكري :
اين تكنيك را نخستين بار دكتر الكس ، اس ، اسبورن مطرح كرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرار گرفته كه جزئي از زندگي آنها شده است .
اجراي اين تكنيك گرد همائي كه از طريق آن گروهي مي كوشند راه حلي براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام ايده هائي كه در جامعه به وسيله اعضا ارائه مي گردد بيابند.
در اين تكنيك تمام شركت كنندگان به ايده هائي در محيطي كه موكدا خالي از عوامل باز دارنده است هدايت مي شوند و همين روحيه آزاد منجر به آنچه كه مي توان آنرا ايده هاي خارق العاده ناميد مي گردد . بدين ترتيب زنجيره هاي عادت شكسته شده و ايده ها بدون آنكه بوسيله تجارب گذشته محكوم شده باشند آزادانه به جريان مي افتند. كنفرانس هاي ايده يابي نسبتا بي ثمرند مگر آنكه بعضي از مقررات به وسيله تمام افراد حاضر درك گرديده و با صميميت از آن پيروي شود . در اينجا چهار قانون اساسي يورش فكري گروهي شرح داده مي شود .
1. انتقاد ممنوع است : از ابراز قضاوت مخالف و ناسازگار بايد تا مدتي خودداري شود .
2. چرخش آزاد با استقبال روبرو مي شود : هر چه ايده ها خارج از ذهن تر و جسورانه تر باشد بهتر است . مهار ايده ها آسانتر از تدبير جسورانه و خارج از ذهن ايده ها است .
3. كميت مد نظر است : هر چه تعداد ايده ها بيشتر باشد ، احتمال ظهور ايده هاي مفيد بيشتر است .
4. تركيبات ايده ها و اصلاح آنها : علاوه بر ايفاي سهم خود در ايجاد ايده هاي خويش به شركت كنندگان پيشنهاد كنند كه چگونه مي توان ايده هاي ديگران را به ايده هاي بهتري تبديل نمود يا آنكه چگونه دو يا چند ايده را مي توان تركيب نموده تا به ايده هاي ديگري تبديل كرد .
يورش فکري گروهي فقط براي مسائلي که اساسا به ايده يابي بستگي دارند مناسب است ولي براي مسائلي که اساسا به داوري و قضاوت بستگي دارند مناسب نمي باشند . يورش فکري هم چنين براي مسائلي که دو يا سه راه حل براي آنها وجود دارد مناسب نمي باشد .
الکس ، اس ، اسبورن مي گويد : تجربه نشان داده است که يک هيات ايده ال بايد از 12 نفر که معمولا شامل يک سرپرست ، يک معاون ، در حدود پنج عضو دائمي و يا عضو اصلي و در حدود پنج نفر ميهمان تشکيل گردد . اين اعضاء اصلي به عنوان پيشگام عمل مي نمايند و با اين افرادي که داراي مهارت فوق متوسط ، براي ارائه پيشنهادات هستند انتخاب شوند و افراد گروه حتي الامکان بايد از نظر مقام در يک رديف سازماني باشند .( آقائي فيشاني ، 1377 )
در رگبار ذهني گروهي با ايجاد تداعي معاني جريان دو طرفه ايجاد مي شود . به عبارت ديگر وقتي هر يك از اعضاي گروه مطالبي را باز گو مي كند ، فكر مذكور در تخيل آن فرد محركي مي شود براي توليد فكر ديگر . و همچنين همان فكر ، به صورت محركي براي ايجاد تداعيهاي مربوط در تمام افراد گروه عمل مي كند .
فرد شارپ در اين مورد مي گويد ، جرقه اي كه از فكر يك نفر حادث مي شود ، تخيلات زيادي را در افكار ديگران روشن مي كند درست مانند كبريت زدن به تعدادي ترقه با تحقيقات انجام شده در اين زمينه ثابت شده است كه تعداد 4356 افكار حاصل از رگبار ذهني گروهي 1400 عددآن افكار زا
ئيده افكار ديگر افراد گروه بوده است . (آرلت،1359)

2. مدل سينكتيكس 32:
گوردن و همكاران شيوه جالبي براي رشد خلاقيت ابداع كردند. عبارت سينکتيکس به معني اتصال عواملي که به ظاهر همانند نيستند مي باشد روشها يا عمليات آن کاوش براي به حداکثر رساندن احتمال آنکه سنتزها ترکيبهائي از نوع « آهان » يا « يافتم » يا همان ساتوري به زبان ژاپني که رسيدن به قلعه نتوير فکري مي باشد افزايش مي دهد . گروههاي حل مسائل به جستجوي افرادي مي روند که به انواع مختلف سنتز شده اند افرادي که در دانشگاه دو رشته تخصصي انتخاب کرده اند ، تغيير رشته داده اند ، در موسسه خود مشاغل مختلف داشته اند ، در موسسات مختلف کار کرده اند و نظاير آن . اين مدل اساسا بر استفاده از تشابه ساختي ، مدلها و آزمايش آنها گرد هم آوردن

دانلود پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، تحمل ابهام

اگرآفرينشگري براي اسكاكتل ، نوعي پذيرا بودن نسبت به تجربه است . راجرز افزون بر اين نكات بيشتري را مد نظر دارد . به اعتقاد راجرز ، آفرينشگري ، يعني خود شكوفائي و انگيزه آن خود فرهيختگي است ، ولي مي گويد آفرينشگري عبارت است از ، تمايل به ابراز و فعال كردن تمامي استعدادهاي موجود زنده ، به حدي كه چنين فعاليتي موجود زنده و يا خود را تعالي بخشد .
راجرز مي گويد : آفرينشگري داراي رابطه دروني معيني است . يكي از اين شرايط پذيرا بودن نسبت به « تجربه » و يا « توانائي پاسخ به چيزها » نه بر حسب رده بنديهاي قراردادي ، بلكه بدانگونه است كه وجود دارند . اين كار مستلزم انعطاف پذيري در عقايد و ادراكات و تحمل ابهام بدون تعبير و تفسير اجباري است .
شرط ديگر ، شامل يك مركز سنجش دروني است . يعني ممكن است آفرينشگر نظريات ديگران را در مورد كارش مد نظر قرار دهد ، اما اجازه نمي دهد كه به طور بنيادي آنرا تغيير دهند .
شرط سوم عبارت است از ، توانائي بازي كردن با عناصر و مفاهيمي است كه نتيجه آن ، شعف ، ناشي از كاوش فكر است .
كوستلر27: كتاب آرتور كوستلر به نام «كنش آفرينش» جاه طلبانه ترين كوششي است كه تا كنون براي جمع آوري يافته هاي علوم مختلف و يكپارچه ساختن آنها در نظريه منفردي از آفرينشگري ، انجام شده است.
كوستلر در كتاب خود كه حاوي انديشه هاي جسورانه و سنديت سرشاري است . بر اين است كه نظريه خود در مورد ماهيت آفرينشگري را به گونه اي كه در شوخ طبعي ، هنر و علم ابراز مي شود تاليف كند.
تز اصلي او اين است كه تمامي فرايندهاي خلاق ، الگوي مشتركي دارند كه آنرا ارتباط دو وجهي مي نامد و آن ، پيوند دادن سطوح تجربه هاي بي ارتباط پيشين يا مبناهاي داوري است . تمامي فعاليتهاي خلاق ، متضمن ساختاري از عادات منظم رفتار و انديشه است كه پيوستگي و ثبات را برقرار مي كند اما فضائي را براي نوآوري باز مي گذارند.
به گفته او هر الگوئي از انديشه يا رفتار توسط مجموعه اي از قواعد كنترل مي شود . كه يا ذاتي هستند يا آموخته شده اند . در عين حال، اين الگو برداري ، انعطاف پذيري معيني است تا بتواند به طور گزينشي گستره اي از شرايط محيط واكنش نشان دهد . (نلر، مسدد، 1369).
خصوصيات افراد خلاق :
– تيز هوشتر از ديگران است .
– علاقه او به مسائل علمي ، هنري ، فرهنگي و اجتماعي بيشتر و دامنه اطلاعات او در اين زمينه وسيعتر است .
– دربارمسائل انتزاعي ، در مقايسه با مسائل عيني و مملوس ، بهتر و عميقتر مي انديشد . دانش آموز يا دانشجوي خلاق ، در مقايسه با آنهائي كه تفكر همگرا دارند كمتر به نمرات درسي و كارنامه امتحانات اهميت مي دهند .
– در مقايسه با افرادي تيزهوشي كه تفكر همگرا دارند ، در افكار و تخيلات خود بيشتر غوطه وراست.
– نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي حساس است.
– از آن دسته از آداب و رسوم و ارزشها و معيارهاي اجتماعي كه به نظرش قابل قبول نيستند ، كمتر پيروي مي كند و بيشتر متكي به قضاوت شخصي خودش است .
– دوست دارد كه در مباحثه عقيده خود را بيان كند ولي اصراري به تحميل عقايد خود ندارد .
– انعطاف پذير و بيانش داراي طنز است .
– علاقه به سوال كردن دارد و بسيار كنجكاو است .
– خود خواه نيست .
– به سر نوشت ديگران اهميت مي دهد .
– استقلال طلب است و دوست ندارد كه از راه و روش ديگران پيروي كند .
– ثبات عاطفي بيشتري دارد .
– شخصيت او رشد يافته تر است و اختلال كمتري دارد.
– نسبت به زندگي خود و ديگران احساس مسئوليت مي كند و معتقد است كه زندگي رسالتي به عهده او گذاشته است.
– در فكر و عمل اصالت و نو آوري بيشتري بر خوردار است . (اسكوئيلر و جمهري ،1372 ، ص :120 ).
ويژگيهاي افراد خلاق توسط والاك و كوگان مورد مطالعه قرار گرفته است . از جمله افراد خلاق تمايل زيادي به خطر پذيري دارند . خطر اشتباه كردن ، خطر تصحيح شدن ، خطر مسخره شدن و… .
پذيرش خطر مطمئنا عامل مهمي است كه امكان مي دهد تا شاگرد حرف بزند ، به قول معروف ، حالت مخصوص «خود را به آب و آتش زدن» بيش از هر چيز ديگر به او اين امكان را مي دهد تا از شناختي بي تفاوت و منفي بگذرد و به شناختي فعال برسد . ويژگي ديگر شخصيت افراد خلاق تحمل و بردباري آنان در برابر ابهام و گنگي مطالب است . اينگونه افراد نفهميدن يا بد فهميدن را آنا مي پذيرند ( بودو ، خان زاده ، 1358، ص : 103).
« نلر » خصوصيات افراد خلاق را اينچنين بر مي شمرد:
هوش : فرد خلاق از لحاظ هوش بالاتر از حد ميانگين است. اما لزوما در حد اعلاي هوش نيست درجه هوش لازم براي آفرينشگري بالا مرتبه ، در كارهاي گوناگون متفاوت است . مثلا دارا بودن بهره هوشي بالاتر براي دانشمندان مهمتر است تا براي نقاش يا رمان نويس .
آگاهي : فرد خلاق بيش از حد معمول نسبت به محيط خود حساس است . وي چيزهائي مانند رنگ ، بافت ، واكنشهاي شخصي ، قطعات خبري روز نامه و … را در مي يابد كه ديگران متوجه نمي شوند او بيشتر از ديگران دست به تجربه مي زند . و بيشتر پذيراي محيط خويش است . همانگونه كه آفرينشگري رشد مي كند ، ممكن است آگاهي او به يك يا چند زمينه محدود شود ، مثلا يك نابغه ، معمولا نسبت به چيزهاي معمولي بي توجه است و آگاهي خود را به تجارب معدودي محدود مي كند(نلر، مسدد، 1369).
تسلط : فرد خلاق از تسلطي غير معمولي برخوردار است . به اين معني كه مي تواند بيشتر از اشخاص معمولي ، ايده بيشتري را در مورد يك موضوع ارائه دهد . مثلا نقاش ، ايده هاي خود را در رنگ
و يا خمير نقاشي ، به واقعيت در مي آورد . با اين وجود ، از آنجا كه بيشتر فعاليتها مستلزم شرح گفتاري هستند فرد خلاق غالبا بيشتر از معمول مهارت سخن گفتن دارد (نلر، مسدد، 1369) .
از ديگر ويژگيهاي خلاقيت كه بيشتر به مراحل خلاقيت تاكيد مي كند ماهيت نشان دادن عكس العملها به يك مشكل تعريف نشده و سخت است ، در مقايسه با يك مسئله تعريف شده و آسان ، ماهيت حل مشكل و راه اجراي آن مشخص است .( newel , 1962 )
انعطاف پذيري : فرد خلاق از بيشتر مردم انعطاف پذيرتر است . وي هميشه راههاي گوناگون را مي آزمايد ولي معمولا به كاربردهاي غير معمولي چيزها مي انديشد . مثلا اگر لازم باشد پشم فولاد را براي ريش عروسك بكار مي برد.
ابتكار : ابتكار از وسيعترين ويژگيهاي آفرينشگري است . اين ويژگي در بردارنده توانائيهائي مانند ، ابراز ايده ها ، رهيابي ، و استفاده از چيزها يا موقعيتها به روش غير معمول است . شخص مستقل بيشتر ، بيشتر شايسته موفقيت خلاق است . زيرا نوعي توازن را بين گروه محوري و خود محوري برقرار مي كند . ولي برخلاف شخص همنواگر در ايده هايش ابتكار دارد و پذيراي تجربه است و برخلاف شخص همنواگر در جريان آفرينشگري ، فردي غير قراردادي است . به اندازه كافي با ايده هاي ديگران هماهنگي دارد تا مبادا تماسش را با تفكر جامعه از دست بدهد . (نلرة مسدد، 1369).
يكي از خصوصيات بارز انديشه خلاق ماهيت بكر و بديع آن است . هر چند در تعريف خلاقيت اتفاق نظر وجود ندارد ولي كليه متفكران و انديشمندان ، بديع بودن را از ويژگيهاي اوليه و مهم انديشه خلاق مي دانند . (83torrance , 19)
اعتماد نفس : به فرد خلاق نسبت به ارزش كار خود ، داراي اطمينان دروني است . او ممكن است احساس رسالت كند فرد خلاق شايد دچار افسردگي شود بدين سبب كه اثر آنها ، انتظاراتشان را برآورده نمي كند . فرد خلاق معمولا سرسخت ترين نقاد خود است. بايد هم اينچنين باشد زيرا افراد معدودي هستند كه به اندازه كافي از ثبات او جانبداري كرده و نمي توانند به طور موثري وي را راهنمائي كنند . آفرينشگري با وجود همه نوع زحمت فيزيكي ، مادي و رواني در نهايت به وسيله ايمان به نيروهاي خلاق خود دوام مي آورد نلر، مسدد، 1369)
بسط و گسترش : آفرينشگري شامل ابداع تنها نيست ، بلكه در برگيرنده ابداعي است كه به صورت موفقيتي خلاق ، تحقق مي يابد . از اين رو آفرينشگري نه تنها داراي ايده هاي تازه اي است بلكه آنها را تعقيب مي كند . مثلا اگر استعداد شعر و شاعري دارد صرفا به ابراز معدودي از تصورات خود بسنده نمي كند بلكه آنها را به صورت شعر كاملي عرضه مي كند .
اسبورن معتقد است : افراد خلاق در روياروئي با سوالات و پديده ها داراي تفكر توام با تامل و تعمق هستند و قبل از سخن گفتن به تفكر و بررسي جوانب موضوعات مي پردازند و جوابهاي صحيح و غالبا اصيل ارائه مي دهند .
در واقع به كيفيت تفكر و « ياد گرفتن راه يادگيري » بيش از سرعت انتقال در بيان مجدد مطالب اهميت مي دهند . براون و دولاخ (1978) معتقدند كه : كسب آگاهي در باره چگونه فكر كردن و نحوه تفكر ، عملكرد فرد را در تكاليف شناختي بخوبي تحت تاثير قرار مي دهد . (انصاري جعفري ، 1376).
شك گرائي : بيشتر مردم ، در قلمرو ايده ها محافظه كارند . بدين معنا كه به آنچه قبلا آزمايش شده و شناخته شده ، اعتماد دارند اما به چيزهاي تازه و جديد ، اعتماد نمي كنند . از طرف ديگر ، آفرينشگري نسبت به ايده هاي پذيرفته شده مشكوك است و ايده هاي تازه را كمتر مورد ترديد قرار مي دهد . شك گرائي وي او را از باورهاي قراردادي رها مي كند در حاليكه زود باوري وي نسبت به انديشه هاي تازه ، او را در معرض مخاطرات فكري28 كشف خلاق قرار مي دهد . درمورد انيشتن گفته اند كه : عدم توانائي وي در درك مطالب بديهي ، بخشي از نبوغ وي بشمار مي رود. نلر، مسدد، 1369).
پايداري : خلاقيت پايداري مي طلبد ، چرا كه بايد براي مدت طولاني و در برابر موانع سخت پايدار بود. ميكل آنژ ، 7 سال روي يك چوب بست دراز كشيد تا سقف كليسائي را نقاشي كند ، ميلتون براي نوشتن كتاب « بهشت گمشده » بينائي خود را از دست داد اما همچنان به نوشتن كتاب بهشت باز يافته و كتاب ديگرش ادامه داد .(نلر،مسدد،1369).
آمابيل (1995) معتقد است : هر فرد خلاق استقلال و خود نظمي زيادي در كارها دارند . خود را از جمود فكري رها مي كنند . در مواجهه با موارد مبهم ، در مقابل شكستها ، تحمل و پشتكاري زياد از خود نشان مي دهند . و تمايل قابل توجهي براي پذيرفتن خطرها دارند . (amabile , 1995)
بازيگوشي فكري29 : آفرينشگري ، في نفسه به كاوش ايده ها مي پردازد و با آنها بازي مي كند تا ببيند به كجا منتهي مي شوند . اين ويژگي با تسلط او ارتباط دارد و او بطور طبيعي با ايده ها بازي مي كند زيرا بيشتر از افراد معمولي آنها را بوجود مي آورد (نلر، مسدد، 1369).
شوخ طبعي : آفرينشگري همچنين داراي طبعي شوخ است . به گفته روان شناسان ، مي تواند در برابر ناسازگاري به گونه اي خود جوش ، واكنش نشان دهد . چرا كه بيشتر از افراد معمولي ، معاني زيادتري را در يك موقعيت مي يابد كه بسياري از آنها غير عادي و زيركانه است . در اصطلاح روانكاوي دليل ديگر اين است كه خود او بسيار انعطاف پذير است و از اين رو مي تواند از ذهن نيمه آگاهي عقب نشيني كند كه اجازه برقرار كردن ارتباطات تازه اي را به وي مي دهد كه اساس شوخ طبعي اوست .(نلر، مسدد، 1369).
ناهمنوائي : همنوائي مانع بروز ويژگيهاي خلاق مي شود. و نتيجتا كساني كه همنوائي كمتري دارند معمولا داراي فكر خلاق مي باشند .بعنوان يك قاعده
، همنواگر ، كم هوشتر از شخص مستقل است . از نظر فكري غير قابل انعطاف تر و در ايده هايش ، از تسلط كمتري برخوردار است . وي از نظر عاطفي داراي واپس زدگي بيشتر بوده از اينرو به ذهن نيمه آگاه خلاق خود دسترسي ندارد . او بيشتر به ديگران متكي بوده و اعتماد به نفس كمتري دارد . ( نلر ، مسدد ، 1369 ) .
در يك مطالعه مقايسه اي از 30 موسيقيدان خلاق هنري و 30 كارگر يقه سفيد غير خلاق « ريچارد ريك » دريافت كه خلاقان عاطفي تر ، در قضاوت مستقل تر و خواهان روابط صميميتر بودند و بيشتر از طريق نيازهاي دروني حركت مي كردند . ودر فعاليتهاي اجتماعي بيشتر انديشه ها را مورد تعرض قرار مي دادند آنها همچنين قادر بودند به دنياي خيال كودكي برگردند بدون اينكه كوچك شوند بيشتر مستعد ابهام و پيچيدگي هستند و

دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه

انفعال و بروز نشانه هاي روان تني ادامه مي يابد (هاشمي كوچك سرايي ،1375 ).
موثرترين بررسيهاي مربوط به خلاقيت ، توسط دونيگ ، والاك ، دالاس و كاير انجام شده است . از همه اين بررسيها اين نتيجه بدست آمده است كه خلاقيت به ويژگيهاي شخصيت و به ميزان كمتري به برخي ويژگيهاي فكري كه تا حدودي سازگار و دراز مدت به نظر مي رسند مر بوط مي شود .
دونيگ در بررسي آن دسته از خصلتهاي خانوادگي كه به خلاقيت مربوط مي شود سه ويژگي عمده را تشخيص داده است:
1 . تربيت آزادانه كودك
2 . والدين اين كودكان علايق فكري قوي و گوناگون و گسترده دارند.
3 . کودكان و والدين آنان يك احساس جدائي عاطفي نسبت به هم دارند .
بين كودكاني كه سرانجام به بزرگسالاني خلاق تبديل خواهند شد و اولياء آنها ، كمتر روابط صميمانه يافت مي شود . در تحقيق دلاس و گاير ، تعدادي ويژگي شخصيتي مشابه به صورت تركيبي مهم در بزرگسالان خلاق و هم در كودكان خلاق شناخته شده است . يكي از اين ويژگيها ، بي تعصب بودن نسبت به محركهاست . خواه اين محركها مشخص باشند، خواه نباشد .
نتيجه محكم و سازگار اين است كه فرد خلاق داراي طرز فكر و رفتار اجتماعي مستقلي است . او نه از توده مردم پيروي مي كند نه تحت تاثير آنها قرار مي گيرد زيرا او داراي خود پنداري قوي و حس هويت شخصي است . همين به او مجال مي دهد كه راه خودش را برود .
سرانجام اينكه ، نوعي انگيزه و علاقه باطني قوي وجود دارد كه موجب مي شود فرد خلاق دوران غير قابل اجتناب ناكامي را تحمل كند (گالاگر، مهدي زاده و رضواني،1368ص : 348).
به عقيده گتزل و جكسون ، يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي هوش بهر بالا تمايز مي كند توانائي يا گرايش كودك خلاق به خطر كردن است . محققان مذكور از چند عامل خانوادگي نام مي برند كه ظاهرا محيط خانوادگي خلاق و محيط خانوادگي غير خلاق را از همديگر متمايز مي كند . در خانواده هاي خلاق15 مادران شاغل بيشتر يافت مي شوند . آنها خصوصيات نا مطلوب را در كودكانشان نمي بينند و از شيوههاي تربيتي خود نا خشنودي بيشتري دارند در نتيجه انتقاد كمتر مادر از كودك و حضور كمتر وي در خانه احتمالا، استقلال و عدم وابستگي را در كودك تقويت مي كند بنابراين مي توان گفت كه در تحقيق گتزل و جكسون ، خانواده هاي خلاق به ويژگيهاي دروني نظير پايبندي به ارزشها ، به داشتن علاقه به چيزي و صراحت و رک گويي بيش از ويژگيهاي بيروني نظير خانواده خوب ، حسن سلوك و كوشا بودن اهميت مي دهند . به اين ترتيب خانواده هاي خلاق ظاهرا از نظر الگوي رفتاري ، تمايل به خطر كردن و استقلال دارند در حاليكه به نظر مي رسد خانواده هاي با هوشبهر بالا بيشتر به سازگاري با شيوه هاي رفتاري مناسب گرايش دارند (جليني ، 1379ص :56).
تورنس با توجه به نتايجي كه از دو مدرسه اي كه در آنها تحقيق مي كرده، بدست آورده است پيشنهاد مي كند كه رابطه بين هوش و خلاقيت را بر اساس يك « نظريه آستانه اي »تبيين كنند . اين نظريه چنين عنوان مي كند كه :
وقتي بهره هوشي پائين تر از حد معيني است خلاقيت نيز محدود است ، در حاليكه فراتر از اين حد (بهره هوشي = 115 -120) ، خلاقيت به منزله بعدي تقريبا مستقل در مي آيد ». به عبارت ديگر ، اين گفته به اين معناست كه حدي از طراز عقلي به منزله يك شرط لازم (اما نه كافي) تحول خلاقيت محسوب مي شود . (تورنس ،قاسم زاده، 1967 ص : 11 ).
«ياماهوتو» روابط بين خلاقيت و هوشبهر را با موفقيت تحصيلي كه متغيير « معلم » در آن منظور شده باشد را مورد تحقيق قرار داد . اين تحقيق نشان مي دهد كه در مورد آموزش حساب به شاگردان مدارس ابتدائي در صورتيكه معلم غير خلاق باشد ، شاگردان غير خلاق نسبت به شاگردان خلاق موفقيت بيشتري را كسب مي كنند و بر عكس ، وقتي معلم از نظر سطح خلاقيت در سطح عالي قرار گرفته باشد نتايج شاگردان غير خلاق خيلي ضعيف است حال آنكه نتايج شاگردان خلاق خيلي خوب است . نتيجه گيري عمده ياماهوتو اين است كه وقتي معلم از خلاقيت كمتري برخوردار است شاگردان غير خلاق در درس حساب از شاگردان خلاق جلو مي افتند . (yamamoto,1963)
نتيجه پژوهشهاي جديد در مورد فعاليتهاي مغز نشان مي دهد كه بهره احساسات و هيجانات انسان باE . Q16 است كه معيار واقعي تري براي سنجش ميزان هوش انسان است نه بهره هوشي ياI . Q17 بعبارت ديگر ، بهتر است بگوئيم كه هوش احساسي يا E . Q تعيين كننده موفقيت و كاميابي انسان در زندگي شخصي ، شغلي و اجتماعي است نه بهره هوشي يا . Q I.
«براين تريسي» در كتاب موفقيتهاي كليدي مي نويسد : يكي از هوشمندانه ترين كارها اين است كه به هنگام اخذ تصميمات هم به نداي قلبي خود يا به نداي ضمير ناخودآگاه خود گوش فرا دهيم .
در جايي ديگر مي نويسد : نيرومندترين عاملي كه در اعمال و رفتار ما اثر دارد نيروي عشق است . زيرا هر آنچه در زندگي انجام مي دهيم يا براي عشق است يا براي جبران كمبود عشق » . (آقائي فيشاني ، 1377 ص : 87).

فرايند خلاقيت :
پو انكاره18 رياضي دان مشهور مي گويد : مدتي روي توابع رياضي كار كردم هر روز پشت ميز كار مي نشستم دو يا سه ساعت كار مي كردم ، اما نتيجه اي نمي گرفتم يك شب بر خلاف معمول ، مقداري قهوه سياه نوشيدم و اين باعث شد نتوانم بخوابم . افكار مختلفي از ذهنم گذشت از جمله آنچه قبلا روي آن كار مي كردم دوباره در ذهنم مجسم كردم . دراين هنگام و در زمان كوتاهي ، نتايج را روي كاغذ ياداشت نمودم .
بر اساس آنچه كه پوانكاره طرح نمود و با ال
هام از مراحلي كه ذكر شد والاس تقسيم بندي معروف خويش از مراحل خلاقيت را ارائه نمود .
مراحل والاس :
1. آمادگي19 2 . نهفتگي20 3 . اشراق21 4. اثبات 22
1 . آمادگي : يك دانشمند يا هنرمند ، قبل از خلق اثر خويش بايد از ابعاد مختلف و با زمينه كاري خويش آشنا باشد . مثلا براي ارائه يك نظريه جديد يا يك اثر هنري ، لازم است بر مقدمات آن كار مسلط باشد و از يک نوع آمادگي كلي در زمينه هاي مختلف برخوردار باشد مثلا در نقاشي ،آشنايي با رنگها ، ابعاد ، چشم اندازه ها و … ضروري است .
علاوه براين آمادگي عمومي ، يك نوع آمادگي خاص نيز ضرورت دارد . منظور از آمادگي خاص ، بررسي ، جستجو ، مطالعه و جمع آوري مدارك درباره موضوع مورد نظر است . يكي از روشهاي مفيد در اين زمينه ، مطالعه عقايد و نظريات ديگران در باره آن موضوع است . فرد با آشنايي با نظريات ديگران و مراحلي كه طي كرده اند بسياري از واقعيتها و مشكلات و موانعي كه در كار خود دارد را درك مي كند ، اما بعد از آن براي رشد افكار خويش نظريه هاي ديگر را رها مي نمايد .
2. نهفتگي: در اين مرحله ظاهرا نوعي توقف در كار ديده مي شود و فرد هيچ تلاشي براي رسيدن به نتيجه انجام نمي دهند . در اين مرحله ممكن است حتي راجع به مساله فكر هم نشود . بعضي از روانشناسان معتقدند در اين مرحله ذهن ناخودآگاه شروع به فعاليت مي كند ، يعني هر چند ظاهرا فاقد هر گونه پيشرفت آشكاري است ، در واقع مسئله رها نشده است بلكه ذهن نا خود آگاه آن را دنبال مي كند . پوانكاره در اين زمينه مي گويد : در آغاز قابل توجه تر از همه ، پيدايش يك اشراق ناگهاني است كه نشانه روشني از عمل طولاني و پيشين ناخودآگاه است . من تاثير فعاليت ناخودآگاه در ابداعات رياضي را مسلم مي دانم .
ديده شده است كه بعضي از افراد مسئله اي كه روي آن كار مي كردند به عمد كنار مي گذارند و به فعاليتي ديگر مي پردازند تا براي حل مسئله آمادگي كافي بيابند .
3 . اشراق : اين مرحله در فرايند خلاقيت جايگاه خاصي دارد . چون در اين مرحله تفكر شكل مي گيرد و حل مسئله روشن مي شود . اغلب متفكران ظهور اين مرحله را نا گهاني مي دانند فرد خلاق در طول كار طبيعتا با موانعي برخوردار مي كند كه كار را دچار وقفه مي سازند و امكان هر گونه پيشرفت را از فرد سلب مي كند ولي ناگهان موضوع روشن مي گردد و فرد مي تواند همه موانع را از سر راه بردارد. مرحله اشراق توام با جنبه هاي عاطفي است ، چون فرد با تحقق مسائل كه از آن جدا بوده است احساس لذت مي كند و اين امر ، خود ، انگيزه تلاش و كار را بيشتر مي كند . پوانكاره مي گويد : درست همان وقت كه پيرامون مسئله اي فكر مي كردم براي گردش و مطالعه زمين شناسي ، از شهر خارج شدم ، در موقع مسافرت مسئله رياضي را فراموش نمودم . اما پس از مدتي ، وقتي داشتم سوار اتوبوس مي شدم ، بدون اينكه قبلا راجع به مسئله فكر كرده باشيم يا افکار ديگر مقدمات رسيدن به جواب مسئله را به ذهنم ايجاد كرده باشند ناگهان به ايده تازه اي دست يافتم .
4 . اثبات : در اين مرحله فرد خلاق آنچه را به دست آورده است اعم از اختراع ، اكتشاف يا نظريه تازه اش را مورد ارزيابي قرار مي دهد ، شواهد آنرا دوباره مي سنجد و آنرا از لحاظ منطقي آزمايش مي نمايد . او همين طور مي تواند از ديدگاه و قضاوت ديگران بهره مند شود . تا اثر خويش را تكميل كند . در واقع اهميت و ارزش كار تازه به وسيله باز بيني در اين مرحله روشن مي گردد . بسياري از دانشمندان و متفكران جهت اثبات اشراق خويش ساليان طولاني تلاش نموده اند . بعضي مواقع در اين مرحله ممكن است اثر تازه كاملا تغيير كند يا تصحيح گردد تا نتايج بهتري را در بر داشته باشد(حسيني،1377).

مراحل اسبورن23 :
اسبورن پيرامون فرايند تفكر خلاق ، ديدگاه جامع ديگري را مطرح مي كند . او اعتقاد داشت فرايند تفكر خلاق شامل سه مرحله اصلي است اين مرحله عبارتند از :
1 . حقيقت جوئي : شامل تعريف مسئله و آماده سازي است .
2 . ايده جويي : شامل ايجاد ايده ها و پروراندن ايده هاست .
3. حل مسئله جوئي : شامل ارزيابي و انتخاب است .
1. حقيقت جوئي ، که اول تعريف مسئله را شامل مي شود . هدف از تعريف مسئله اين است كه بدانيم به دنبال چه هستيم . تعريف مسئله ممكن است با يك مسئله كلي آغاز شود و به مسائل فرعي ختم گردد . مسائل گاهي براي فرد ايجاد مي شود و گاهي او مسائل را بوجود مي آورد بسياري از كارهاي بزرگ و با ارزشي كه بوجود آمده بواسطه مسائل خوبي بوده كه طرح شده بعبارتي ، قبل از تحقيق ، هر گونه ابداع ، اختراع، اكتشاف ، يك سوال يا مسئله اي اساسي ، طرح گرديده است .
دوم ، آماده سازي است ، در اين مرحله ازحقيقت جويي ، فرد به جمع آوري اطلاعات وتجزيه و تحليل آن مي پردازد .
ابتدا دانش و تجربه هاي قبلي درباره مسئله تمركز مي شود و سپس تجربه هاي جديدي در رابطه با مسئله جمع آوري مي شود .
متخصصان اعتقاد دارند در جمع آوري اطلاعات نبايد افراط شود .چون زيادي اطلاعات ممكن است منجر به پيروي از كارهاي قبلي شود ، بنابراين جمع آوري اطلاعات اساسي و محوري، كافي است . آنچه در اين مرحله مهم است ، تعمق كافي در اطلاعات بدست آمده است . در اين كنكاش و جستجو بايد مواردي كه منجر به شكست شده است را نيز مد نظر داشت چه بسا علل شكست بتواند ايده هاي تازه به فرد بدهد . در اينجا تجزيه و تحليل نيز اهميت خاصي دارد . زيرا از طريق آن مي توان به ارتباط امور پي برد و تفكر خلاق را هدايت نمود .
2. ايده جوئي : در اين مرحله ايده هاي مختلف و متعددي
طرح مي گردد و در آن تداعي معاني نقش خاصي ايفا مي نمايد بدين ترتيب يك فكر منجر به فكر ديگري مي گردد كه اين امر با اتصال قوه تصور با حافظه ممكن مي شود . براي ايده يابي بهتر و بيشتر بايد موانعي كه فكر را بسته نگه مي دارد كنار زد و عواملي كه مي تواند در يافتن ايده هاي بهتر موثر باشد را تقويت نمود .
متخصصان اعتقاد دارند در اين مرحله بايد به اصل كميت توجه داشت كه اين امر منجر به بهبود كيفيت مي شود . هر چه ايده هاي بيشتر ايجاد گردد ، احتمال يافتن ايده هاي خوب بيشتر خواهد بود بر همين اساس برنامه هاي آموزشي ايده جوئي از جمله ، يورش فكري طرح شده است .
3 . حل مسئله جوئي : اين مرحله مستلزم ارزيابي و آزمايش ايده هاي انتخاب شده در مرحله قبل و در نهايت انتخاب و گزينش

دانلود پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، وزن و آهنگ

كه از دو نيمه مغز هر نفر بر مي خواست را اندازه گيري كرد يافته هاي او در عين حال شگفت انگيز و معنادار بود . به طور كلي مغز چپ ، اداره فعاليتهاي فكري زير را بعهده داشت :
رياضيات
زبان و تركيب عبارات كلام
منطق
بررسي و تجزيه و تحليل
نويسندگي
و ديگر فعاليتهاي مشابه
و سمت راست مغز فعاليتهاي كاملا متفاوت ديگري را به شرح زير عهده دار است :
تصور و تجسم
شناخت رنگها
موسيقي
وزن و آهنگ
خيالات و احلام (خواب و خيالات خوش )
ساير فعاليتهاي مشابه
او هم چنين پي برد افرادي كه كم و بيش عادت كرده بودند بطور انحصاري از يك طرف مغز خود استفاده كنند بطور نسبي قادر به استفاده از سوي ديگر مغز خود نبودند بطور كلي ، و نيز در موارد خاصي كه فعاليتها بطور مشخص در ارتباط سمت ديگر مغز مورد نياز بود ، اين ضعف به چشم مي خورد باز مهمتر از آن ، اورنشتين دريافت زماني كه از ميان دو قسمت مغز ، بخش « ضعيفتر» تحريك و ترغيب به همكاري با مغز بخش قويتر مي شد نتيجه نهائي افزايش فوق العاده در مجموع توانائي و كارائي آنها بود . افزايش نتيجه همكاري دو بخش به مراتب بزرگتر از حد انتظار اورنشتين بود ؛ او انتظار داشت كه با تشويق بكار بخش ضعيفتر در همكاري با بخش قويتر افزايش از نوع متعارف 1بخش + بخش ديگر مغز = 2 برابر كارائي معمول ، در عمل و اجرا بدست آيد نتيجه واقعي نشان داد كه مغز مي تواند به طرزي متفاوت با معيارهاي متعارف رياضي كار كند زيرا فعاليتهاي يك طرف مغز به فعاليت طرف ديگر آن كه افزوده شود ، نتيجه غالبا پنج تا ده برابر كارائي معمول يك طرف را نمودار مي سازد .
از آنجا كه فرايند تفكر خلاق نياز به مقدار زيادي تفكر مربوط به هر دو نيم كره دارد انتظار مي رود كه«فرد خلاق ايده ال»كسي باشد كه بتواند وظايف اختصاصي هر دو نيم كره راست و چپ را به نحوي مكمل اداره نموده و مورد استفاده قرار دهد نهايتا ممكن است اين مطلب به عنوان يك حقيقت كشف شود ولي شواهد موجود ،كه بر اساس مقدار زيادي اطلاعات روان سنجي قرار دارد حاكي از آن است كه در انواع متعدد آزمونهاي تفكر خلاق ، بزرگسالان نرمال كه در وظايف مغزي نيم كره راست تخصص دارند تقريبا بدون استثناء از افرادي كه شيوه ادغام دو نيم كره را بكار مي برند ، پيشي مي گيرند . چنين افرادي هم چنين يادگيريهاي خود را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند. مشكل افرادي كه داراي شيوه يادگيري ادغامي هستند در تغيير جهت تفكر از نوعي كه اسبورن در نظر دارد اشكال دارند . اسبورن اعتقاد داشت كه وي وظايف «اخلاق» و «انتقاد جوئي» مغز مي ناميد نمي توانست به طور همزمان در بالاترين سطح خود عمل كند. فرايند قضاوت و تصور دو پديده نسبتا متفاوت ولي مكمل همديگر هستند در صورتيكه در موارد لازم از يكديكر مي توانند مجزا نگه داشته شوند . در كوشش خلاق بايد مانند دو فرد مختلف عمل كنيم كه گاه بايد مغز قضاوت كننده خود را خاموش كرده و مغز خلاق خود را روشن كنيم و مدت لازم صبر نمود سپس چراغ قضاوت خود را روشن كنيم در غير اين صورت عجولانه ممكن است شعله هاي خلاقيت ما را خاموش نموده و ايده هائي كه جديدا” توليد شده را زايل نمايد (آقائي فيشاني ، 1377 ص: 59 ).
تفكر از جمله مسائلي است كه از دير باز همواره ذهن انديشمندان را بخود مشغول داشته است چرا كه آنها واقف بودند ، انسان ، فرهنگ و تمدن خود را مديون تفكر است . اين عقيده كه نيروي تفكر انسان است كه او را از ساير موجودات متمايز مي كند همواره مطرح بوده است و بنابراين از زمان سقراط و ارسطو تا زمان حال تفكر را با ماهيت و مراحلي توام مي دانند .
از ديدگاه ديوئي تفكر اساسي واقعي تنها با طي اين مراحل ممكن است . اين مراحل عبارتند از :
پيشنهاد3 : اين مرحله ، مرحله پيشنهاد راه حلهاي مختلف است ،كه ممكن است به جواب برسد . بنابراين ، در اين مرحله هر گونه راه حلي به ذهن برسد ارائه مي گردد .
تعقل4 : در اين مرحله فرد به جمع آوري شواهد و مدارك مربوط به مسئله و نيز به بررسي راه حلهاي مختلف پرداخته و درباره آن تفكر مي نمايد
فرضيه سازي5 : پس از تعقل روي راه حلها ، فرد مي تواند راه حل مناسبي كه احتمال بيشتر دارد كه به نتيجه برسد را انتخاب كند . بعبارت ديگر براي مسئله مورد نظر فرضيه اي تشكيل مي دهد .
استدلال6 : در اين مرحله فرضيه مورد بررسي قرار گرفته و با معيار استدلالي مورد پذيرش واقع مي گردد.
كاربرد7 : فرضيه در مورد پذيرش در اين مرحله بكار گرفته مي شود و مورد آزمايش قرار مي گيرد تا بتوان آنرا اثبات نمود (حسيني، 1378 ص:18 ).
و گيلفورد و دوبونو از جمله پيشقدماني هستند كه به بحث در باره تفاوت انواع تفكر مي پردازند.
گيلفورد8 تحت عنوان تفكر «همگرا» و «واگرا» به تفكر منطقي و خلاق مي پردازد . از نظر وي تفكر همگرا همان استدلال يا تفكر منطقي است كه به دنبال يك جواب صحيح مي گردد . در حاليكه تفكر واگرا يا تفكر خلاق به راه حلهاي مختلفي براي يك مسئله توجه مي نمايد .
ادوارد دوبونو9 (1970) ، يك تحقيق وسيع و گسترده از خلاقيت به شيوه خاصي انجام داده است. او تفكر افقي يا جانبي يا واگرا را مطالعه كرد . وآنرا از تفكر عمودي يا همگرايي متفاوت دانسته است . در نظريه دوبونو ، تفكر افقي شبيه به خلاقيت و يك فرايند سنجيده و حساب شده است . تفكر عمودي ، همسو است . آن به گزينش يك روش درست و جواب آن مربوط مي شود ، در حاليكه تفكر افقي با تنوع وگوناگوني مشخص مي شود . و به جاي يك راه ، چندين راه و چندين جايگزين
را جستجو مي كند . دوبونو اظهار مي كند كه، اگر هدف اين باشد كه درباره يك چيز به اطلاعات بيشتري برسيم ؛ به يك راه حل مورد قبول و همگرا برسيم ، تفكر عمودي كاملا مناسب است . اما اگر هدف اين باشد كه راه حلهاي غير معمول، واگرا و خلاق را پيداكنيم ، تفكر جانبي نمايان مي شود . پس مي توان گفت كه تفكر جانبي همان تفكر خلاق است ولي دوبونو بيان كرد كه تفكر جانبي و تفكر خلاق يك چيز نيستند . زيرا تفكر جانبي روشي براي استفاده از ذهن است كه منجر به راه حلها و تفكر خلاق مي شود . به طور كلي تفكر عمودي در رابطه با تهيه و يا توسعه قالبهاي ذهني است در حاليكه تفكر جانبي در رابطه با تغيير ساختار چنين قالبهائي و بر- انگيختن قالبهاي جديد است (صالحي نجف آبادي ، 1379 ، ص:22) .
گيلفورد براي تفکر خلاق ويژگيها ئي قائل است که آزمونهاي خويش را بر اساس آن تنظيم مي کند .
سيالي10 : يعني توانائي برقرار رابطه معني دار بين فکر ، انديشه و بيان است . اين توانايي افراد را قادر مي سازد تا راه حلهاي متعددي در حل مسئله ارائه دهند . به عبارتي رواني، به کميت پاسخهاي فرد يه يک مسئله مرتبط است.
اصالت11 : توانائي تفکر به شيوه غير متداول و خلاف معمول را گويند اصالت و ابتکار، مبتني بر ارائه جوابهاي غير معمول ،عجيب و زيرکانه است .
انعطاف پذيري12 : توانائي تفکر به راههاي مختلف براي حل مسئله جديد است تفکر قابل انعطاف الگوهاي جديدي رابراي انديشيدن ، طراحي مي کند. مانند استفاده مختلف از يک شيء.
بسط13: توانائي توجه به جزئيات در حين انجام يک عمل است انديشه بسط يافته به کليه جزئيات لازم براي يک طرح مي پردازد و چيزي را از قلم نمي اندازد (حسيني، 1378،ص:50 )
مهمترين تفاوتهاي تفكر منطقي و خلاق از نظر دوبونو (1986)عبارتند از :
1. وسعت عمل : در تفكر منطقي معمولا سعي مي كنيم با بررسي شقوق مختلف يك رويا يا مسئله بهترين راه را برگزينيم و آنرا ملاك عمل قرار دهيم . اما در تفكر خلاق ، خود را به يك طريق محدود نكرده و در صددآنيم راههاي هر چه بيشتري براي يك مسئله بيابيم و اين امر حتي پس از يافتن راههاي مناسب ادامه پيدا مي كند.
2. مسير و جهت عمل : در تفكر منطقي جهت و مسير مشخصي دنبال مي شود . در حاليكه در تفكر خلاق نه تنها يك مسير دنبال نمي گردد ، بلكه راه و جهتهاي مختلفي دنبال مي گردد به عبارت ديگر براي فرد در تفكر منطقي روشن است چه مي خواهد و از چه راهي مي تواند به مقصد برسد . در حاليكه در تفكر خلاق فرد جستجو مي كند براي جستجو تا مي تواند تغيير و حركتي ايجاد كند و تنها براي رسيدن به مقصد تلاش نمي كند.
3. توالي عمل : در تفكر منطقي هر مرحله بايد به دنبال مرحله بعد بيايد و مراحل به يكديگر وابسته است . در حاليكه در تفكر خلاق نيازي به توالي مراحل نيست و مي توان از يك مرحله اي به مرحله بالاتر پريد و سپس بار ديگر مراحل باقي مانده را طي كرد .
4. چگونگي بر خورد با مسائل و اشتباهات نامربوط : در تفكر منطقي تلاش مي شود در هر قدم هيچ اشتباهي رخ ندهد در حاليكه در تفكر خلاق امكان اشتباه نيز هست تا در نهايت به جواب درست دست يابد .
همچنين در تفكر منطقي مسائل نا مربوط كنار گذاشته مي شود و تنها به آنچه به مسئله ارتباط دارد پرداخته مي شود ، در حاليكه در تفكر خلاق به هر چيز به ظاهر بي ارتباط نيز توجه مي شود ،چون قرار نيست در يك قالب بماند.
به طور كلي از نظر دوبونو فكر منطقي، جنبه داوري كننده و ارزيابي كننده فكر است يعني مسائل تجزيه و تحليل ، مقايسه و در نهايت انتخاب مي گردد ، در حاليكه در بعد خلاق مسائل ، تجسم ، پيش بيني و ارائه مي گردد . تفكر منطقي با واقعيتهاي موجود محدود مي گردد. اما تفكر خلاق پاي در مسير مجهولات مي گذارد(حسيني،1378، ص :20) .
وايزبرگ (1993) معتقد است علي رغم اينکه ديدگاه نبوغ براي هزاران سال وجود داشته است اما افسانه اي بيش نيست. تفكر خلاق ريشه محكمي در تجربه هاي گذشته دارد و افكاري كه هر روز استفاده مي كنيم منبع آن است .
(ديدگاه نبوغ ،كارهاي بزرگ خلاق را نتيجه به كار گيري تفكر غير معمول افراد غير معمول مي داند).
در ادامه مي گويد : مشكل است باور كنيم كارهاي بزرگ هنري يا علمي يا تكنولوژيكي بتواند نتيجه فرايند شناختي مشابهي مانند درست كردن شام باشد چون شام درست كردن هيچ تازگي ندارد . در حاليكه به نظر من همه رفتارهاي ما تازگي دارد و مي تواند دا شته باشد . پس معمولا فرايندهاي فكري بايد منجر به كارهاي تازه و ارزشمند گردد. (حتي اگر درست كردن سالاد شام باشد). (حسيني ،1378 ص:21)
پژوهشها نشان مي دهد كه آموزش به فرد و گروه در مورد روشهاي خلاق حل مسئله مي تواند موجب افزايش خلاقيت در افراد گرديده و عملكرد فرد و گروه را بهبود بخشد همچنين آ موزش در اين زمينه مي تواند زمينه پيچيدگي تفكرات فردي را بوجودآورد. (mam ford , 2001, eric)
محققان معتقدند هر شخصي داراي ابعاد متفاوتي از خلاقيت مي باشد که، شناخت و درک مشخص از اين ابعاد بسيار حائز اهميت است . استعداد خلاقيت در افراد مختلف ، متفاوت است . و اين استعداد مي تواند ، عملکرد خوبي داشته باشد . ( levesque , 2001 , eric)
تعاريف خلاقيت :
در سه دهه اخير ، عده اي از صاحب نظران سعي بر اين داشته اند که تعاريف جامعي از خلاقيت عرضه كنند گر چه كوششهاي آنان كاملا موفقيت آميز نبوده است ولي بررسي نتايج تحقيقات آنان مي تواند ابهام تعريف خلاقيت را تا حدودي کاهش مي دهد
گيلفورد هوش ر ا، فكر يك جهشي و خلاقيت را چند جهشي مي نامد . (امين افشار ،1378،ص:20).
مع
ناي خلاقيت نزد همه يكسان نيست . در نوشته ها به بيش از 100 نوع تعريف خلاقيت برمي خوريم. يراي خلاقيت انواع مترادفها آورده اند ، مثلا «تفكر مولد » ، «تفكر واگرا» ، «قوه ابداع» ، » قوه تخيل » تفكر پر شاخ و برگيا جانبي » به اين ترتيب ، تعريفها از بعضي جهات متفاوتند و از بعضي جهات متشابه . اما تعريفها را مي توان به دو دسته اصلي تقسيم كرد :
1. تعريفهاي خاستگاهي
2. تعريفهاي فرايندي
1. نگرشهاي خاستگاهي : روانكاوان و گروهي از روان شناسان ، بيشتر به خاستگاه خلاقيت توجه كرده اند تا به خود آن . مثلا زيگموند فرويد معتقد بود كه خلاقيت از تعارض درون فرد ناشي مي شود و هنگامي پديد مي آيد كه انرژي اميال ارضا نشده ، در نيل به هدفهاي ممنوعه ابتدايي به سمت هدفهاي جامعه پسند تغيير جهت دهد . به نظر فرويد ، فرايند خلاق شامل برون

دانلود پایان نامه ارشد درباره موانع رشد، طرح پژوهش

است به نتايج قابل توجهي در اين زمينه دست يابد.
اهداف تحقيق :
خلاقيت گستره وسيعي از مسائل روزانه تا پيشرفتهاي مهم تاريخي در علوم ، ادبيات ، هنر را در بر مي گيرد بر خلاف نظر عمومي ، هر فرد با توانائيهاي شناختي معمولي ، با مقداري تلاش مي تواند از خود خلاقيت به خرج دهد . بررسي اجزاء خلاقيت نشان مي دهد كه خلاقيت يك ويژگي ثابت شخصيتي نيست كه بدون هيچ تغيير و تحولي در وجود انسان نهفته باشد بلكه از جمله مواردي است كه كاملا”تحت تاثير عوامل و يا موانعي تقويت ، تضعيف و يا حتي نابود مي شود .
بعضي شرايط زمينه هاي ظهور و گسترس خلاقيت را فراهم مي كند . در حاليكه بعضي موقعيتها رشته هاي خلاقيت را در وجود آدمي خشك مي كند .
محققان معتقدند كه ، همه انسانها در دوره كودكي از استعداد خلاق برخوردارند . ليكن عدم وجود محيط مناسب و بي توجهي و عدم تقويت اين توانائي مانع ظهور آن مي گردد . براي هر جامعه اي وجود افراد خلاق اهميت زيادي دارد، زيرا جوامع در دوره انتقال و تغيير نيازمند راه حلهاي خلاق ، يراي مسائل حال و آينده هستند.
توين بي معتقد است ، اگر جامعه نتواند از موهبت خلاقيت حداكثر استفاده را بكند و بد تر از آن ، اگر اين توانائي را سركوب كند ، انسان ديگر از خلق ذاتي اش يعني اشرف مخلوقات بودن محروم مي شود. زيرا در آن صورت كم ثمرترين عضو حيات است. همين دليل كافي است كه جامعه براي تعليم و تربيت افراد خلاق اولويت قائل شود. با توجه به مدت زمان زيادي كه بچه ها در مدرسه مي گذرانند مي توان گفت تجربه هاي مدرسه نقش اساسي در تحقق خلاقيت آنها در آينده دارد . لكن تحقيقات نشان مي دهد افراد برجسته بندرت از مدرسه و معلمان بعنوان عامل موثر مهمي در رشد توانائيها و خلاقيتشان ياد نمودند.
آنها برنامه درسي پوچ كه خلاقيت در آن جائي ندارد را مهمترين عامل در عدم موفقيت مدرسه دانسته اند . علت شكست مدرسه تا حد زيادي به تعليم و تربيت هم شكل و يكنواخت مربوط مي شود . اين در حالي است كه هر كدام از بچه ها كاملا” از يكديگر متفاوت اند .
توين بي معتقد است كه ايجاد فرصت براي پرورش خلاقيت براي هر جامعه به منزله مرگ و زندگي است. بدين سبب اغلب جوامع مدتهاست براي شناسائي افراد خلاق و استفاده از شيوه هاي آموزشي خلاق به برنامه ريزي جدي پرداخته اند (حسيني،1378).
در جامعه ما، علي رغم داشتن نيرو هاي مستعد ، توانائيهاي خلاق هرز مي رود . و علت آن ، نا مشخص بودن جايگاه خلاقيت و فقدان بستر رشد آن است . در حاليكه در جامعه رو به رشد و توسعه ما نيز توجه به اين مسئله نقش حياتي دارد. زيرا براي نائل شدن به پيشرفتهاي اجتماعي ، قتصادي ، فرهنگي و آموزشي به افراد مستعد و خلاق نيازمند هستيم . بنابراين به تحقيقات وسيعي درباره خلاقيت ، ماهيت آن ، راههاي پرورش و توسعه آن نياز داريم .
بررسي خلاقيت از جنبه هاي مختلف که عوامل و موانع رشد آن و تکنيکهاي آموزش آن در اولويت است.
سنجش خلاقيت دانشجويان در سه رشته روان شناسي ، مديريت آموزشي و مشاوره دانشگاه شهيد بهشتي و تعيين ميزان تاثيرگذاري تحصيلات دانشگاهي بر روي خلاقيت دانشجويان در دو جنس دختران و پسران از اهداف اين تحقيق است تا ، برآوردي از ميزان تاثيرگذاري اين دوره تحصيلي بررشد خلاقيت آنان بدست آوريم . اميد است که گامي در جهت توجه بيش از پيش به جايگاه و اهميت خلاقيت در مراکز آموزشي و به تبع آن در سطح جامعه باشد .

فرضيه اصلي :
رشد خلاقيت با دوره تحصيل دانشگاهي فرد در ارتباط است .
فرضيات فرعي :
ويژگيهاي شخصي فرد ( سن ، جنس ) با رشد خلاقيت در ارتباط است .
رشد خلاقيت با رشته تحصيلي فرد در ارتباط است .
نمره خلاقيت بالا با نمره معدل بالا در هر کدام از رشته ها در ارتباط است .

تعريف مفاهيم و واژه هاي اساسي :
خلاقيت : فرايند ذهني است كه شخص را به حل مسئله ، ايده ها ، تصورات ، فرمهاي ذهني ، تئوريها و محصولاتي كه منحصر به فرد و جديد هستند رهنمون مي سازد . (خان زاده ،1358، ص :10) .
ورنون خلاقيت را به اين صورت تعريف مي کند : خلاقيت توانائي شخص در ايجاد ايده ها و نظريه ها ، بينشها يا اشياء جديد و نو ، بازسازي مجدد در علوم و ساير زمينه هاست که بوسيله متخصصان به عنوان پديدهاي ابتکاري و از لحاظ علمي ، زيباشناسي ، فن آوري و اجتماعي با ارزش تلقي مي گردد . ( حسيني ، 1378 ، ص : 40 )
خلاقيت فرايندي جهت توليد يک چيز ، يک عقيده يا شکل و ترتيب جديدي از عناصر قديمي است . اختراع ممکن است به صورت ابداع يک اثر يا ذوق و يا حل بعضي از مشکلات باشد . ( مير افضل ، 1371 ص:259 )
خلاقيت فرايندي است که نتيجه يک اثر شخصي است و توسط گروهي اجتماعي در يک برهه زماني بعنوان چيزي مفيد و ارضاءکننده پذيرفته مي شود ( بودو ، خانزاده ، 1358).
با توجه به تعاريف فوق ، در اين تحقيق ، مقصود ما از خلاقيت آن ويژگي است که با تست سنجيده مي شود . و بر اساس تعداد پاسخهاي درستي که افراد به پرسشنامه مي دهند اندازه گيري و سنجيده مي شود .
دانشجو : فردي است كه در هر سال تحصيلي به منظور اخذ مدرك تحصيلي مورد تائيد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در يكي از مراكز آموزش عالي ثبت نام كرده و در آن ترم مشغول به تحصيل باشد.( سالنامه آماري 1375).
تست cree : پرسشنامه cree يک آزمون نيمه نهان مربوط به خلاقيت آفرينشگري است ومي تواند براي شناسائي خلاقيت بالقوه افراد بکار رود . در اين آزمون 145 سوال وجود دارد وهر سوال پرسشي را از آزمودني درباره خود او مطرح مي کن
د . اگر جواب آزمودني « بلي » باشد در پاسخنامه در خانه بلي در جلوي همان شماره ضربدر مي زند و اگر جوابش « خير » باشد در خانه خير و اگر در مورد آن سوال بي تفاوت باشد يا جوابش نا معلوم باشد در خانه « ؟ »در پاسخنامه ضربدر مي زند. نمره فرد برابر تعداد دفعاتي است که جوابهاي او درست منطبق با جوابهائي است که افراد خلاق پاسخ مي دهند . اين پرسشنامه توسط تي . جي. ميلن جر از دانشگاه کاروليناي شمالي تهيه و به وسيله ابوالفضل کرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبائي ترجمه شده است .

محدوديتهاي پژوهش:
1- عمده‌ترين محدوديت اين پژوهش مشكل دسترسي به آزمودنيها بود. از آنجا كه جامعه آماري ما ترمهاي 8 تا 5 را شامل مي‌شدند. دانشجويان ترم 8 و برخي اوقات ترم 7 مدت زمان بسيار كوتاهي را در دانشگاه بودند و در موقع حضور به دليل (كمبود وقتشان و يا دلايل ديگر) از پاسخ دادن به سوالات امتناع مي‌كردند.
به طوريكه جامعه آماري ما كه طبق جدول مورگان 195 نفر بودند با كسر اين تعداد و تعدادي از رشته‌هاي ديگر كه حاضر به همكاري نشدند با مشورت اساتيد طبق جدول مورگان به حدود 125 نفر تقليل پيدا كرد و تنها اين تعداد حاضر به همكاري با پژوهشگر شده‌اند.
2- محدوديت ديگر عدم همكاري اساتيد كلاسهاي رشته مشاوره، مديريت آموزشي و روان‌شناسي بود كه چون هفته‌هاي آخر تدريس‌شان بود به هيچ وجه در مورد زمان لازم براي تكميل پرسشنامه حاضر به همكاري نبودند. در نتيجه دسترسي پژوهشگر به تك تك افراد فقط در خارج از محيط كلاس ميسر بود كه كار را با مشكل مواجه مي‌كرد.
3ـ محدوديت ديگر تعداد زياد سوالات بسته پرسشنامه GREE بود و بعد از آن به دليل خستگي اين سوالات، سوالات مربوط به مصاحبه كتبي را با كراهت حاضر به پاسخگوئي مي شدند.
4ـ محدوديت ديگر جواب محافظه‌كارانه افراد به سوالات بود كه طبق ايده ال پرسشنامه به سوالات جواب دهند نه آنچه در واقع هستند. كه تعداد زياد افراد مي‌تواند چنين مشكلي را (اگر وجود داشته باشد) تعديل كند البته من چنين مشكلي را مشاهده نكردم ولي افراد مورد مشورت عنوان مي‌كردند احتمالاً چنين مواردي وجود دارد. براي به حداقل رساندن چنين احتمالي در پرسشنامه از آزمودني مشخصات بخصوصي كه فرد را معرفي يا شناسايي كند را طلب نمي‌كرديم.

خلاصه فصل
فصل اول تحقيق، در مورد كليات طرح پژوهشي است .
در اين فصل بعد از بيان مقدمه‌اي از موضوع به بيان مسئله اصلي پرداختيم كه آيا دوره تحصيل دانشگاهي و رشد خلاقيت دانشجويان دانشكده روان‌شناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه شهيد بهشتي تاثير داشته است يا خير در مورد اهميت و ضرورت تحقيق در مورد خلاقيت بحث شده است. به اهداف تحقيق پرداختيم كه از اهداف كلي آن توجه بيش از پيش به مسئله خلاقيت در مراكز آموزشي و در سطح جامعه مي‌باشد.
سپس به بيان فرضيات تحقيق پرداختيم كه فرضيه اصلي تحقيق اين است كه دوره تحصيل دانشگاهي با رشد خلاقيت دانشجويان در ارتباط است و مبحث آخر بيان مفاهيم و واژه‌هاي اساسي است كه از جمله اين واژه‌ها خلاقيت و تست CREE مي‌باشد.

فصل دوم
سابقه موضوع پژوهش

مقدمه :
کشف عناصر ناشناخته ، خلق آثار جديد ، ارائه راه حلهاي جديد ، مشخصه افرادي است كه تاثيري عميق بر زندگي بشري دارند . اختراع ماشين بخار ، فرمول مدل مارپيچي DNA ، ساختمان اولين هواپيما، فقط چند مورد برجسته از بروز خلاقيت ، با تاثيري عميق در زندگي و فرهنگ ماست . , 1993 , p . 2) weisberg )
زندگي پيچيده امروز هر لحظه در حال نو شدن است و خلاقيت ضرورت استمرار زندگي فعال بشمار مي رود . انسان براي خلق نشاط و پويائي در زندگي ، نياز به خلاقيت و ابتكار دارد تا انگيزه شوخ طبعي خود را ارضا كند و زمينه شكوفائي استعدادها وتوانائيهاي خويش را فراهم كند چرا كه جامعه انساني براي زنده ماندن و گريز از مرگ و ايستائي ، به تحول نياز دارد.
مسلما” انسان مي تواند به طرق كاملا” زيادي خلاق باشد . درك اين واقعيت چالشي واقعي در اين عصر فضا و فرا رسيدن جامعه فرا صنعتي بوجود مي آورد ، در هر زمينه دانش بشري انفجارهاي اطلاعات وجود دارد . زماني بود كه فكر مي كرديم مرزهاي فضا نه ظرفيتهاي بشر ، و دانش را مي شناسيم . شخص مي توانست چيزهاي خوبي در مدرسه دانشگاه و يا از راه كار آموزي فرا گيرد و اين دانش ، بقيه عمرش برايش مفيد بود، آن روزها گذشت .
يك ارتباط بين خلاقيت و آينده عبارت از رابطه مثبت و قابل ملاحظه بين عملكرد دانش آموزان دبيرستان در آزمونهاي خلاقيت و دستاوردهاي خلاق آينده آنان در بزرگسالي است.
نهضت پرورش استعداد خلاقيت و ابداع در كشورهاي مختلف ، خاصه در كشورهاي صنعتي و پيشرفته ، به سرعت در حال پيشرفت بوده و مورد پذيرش قرار گرفته است . و شايد بتوان سالهاي (1950) را سالهاي ترقي خلاقيت دانست به اين دليل كه اين مفهوم بي هيچ شرح و بسطي به فرايندهاي ذهن اضافه شده است (كراس ، جواديان ، 1369 ).
در اوايل دهه 1950 اسبورن بنياد تفكر خلاق را تاسيس كرد و در شهر بوفالو در ايالت نيويورك رياست اولين جلسه موسسه حل مسئله با روش خلاق را بر عهده گرفت ( مظفري ، 1376 ص:52 ).
و بدين ترتيب پژوهش در مورد خلاقيت پا به عرصه جديدي مي گذارد .

ساختار مغز و عملکرد آن
انسان داراي ساختار مغزي مي باشد كه داراي عاليترين نوع عملكرد است. تحقيق اخير پروفسور اورنشتين2 از دانشگاه كاليفرنيا پرتو بيشتري بر فع
ا ليتهاي گوناگون زير فرمان هر قسمت از ناحيه هاي چپ و راست افكنده است . پروفسور اورنشتين تحقيق را با چنين استنباطي آغاز كرد كه دو نيمه مغز از لحاظ بيولوژيكي مشابهت دارد و به مفهوم واقعي او بجاي يك مغز كه به دو قسمت تقسيم شده باشد آنها را به دو مغز متشابه در نظر گرفت كه هماهنگ عمل مي كنند و خواست بداند آيا همه قسمتهاي جداگانه مغز فعاليتهاي فكري متفاوتي علاوه بر فعاليتهاي فيزيكي متفاوت انجام مي دهند يا نه؟
با قرار دادن سر پوش خاصي روي سر چند دانشجو ، براي اندازه گيري امواج مغزي آنها ، پروفسور اورنشتين از آنان درخواست كرد كه به انواع مختلف كار فكري بپردازند. ستونهاي اعداد را جمع كنند نامه ها و مقاله هاي رسمي بنويسند ، قطعاتي رنگ آميزي شده بسازند ، تجزيه و تحليل منطقي انجام دهند و افكار خوش رويائي در سر بپرورانند . در تمام اين احوال كه فعاليتها ادامه داشت پروفسور اورنشتين امواج مغز را

پایان نامه با کلید واژگان "، فراواني، كمترين

سال
52
5/20
5/20
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني سابقه کار پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 3/54% مربوط به سابقه کار 20-10 سال و كمترين با 5/20% مربوط به سابقه کار 30- 21 سال می باشد.

نمودار4-4-سابقه پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-6)فراواني سوال اول

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
7/16
7/16
کم
63
8/24
25
7/41
متوسط
75
5/29
8/29
4/71
زیاد
64
2/25
4/25
8/96
خیلی زیاد
8
1/3
2/3
100
جمع
252
2/99
100

پاسخ نداده
2
8/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب در سوال اول، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 5/29% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 1/3% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-5-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال اول

جدول4-7)فراواني سوال دوم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
88
6/34
6/34
50
متوسط
75
5/29
5/29
5/79
زیاد
49
3/19
3/19
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه ” کم ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-6- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوم

جدول4-8)فراواني سوال سوم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
33
13
13
13
کم
77
3/30
3/30
3/43
متوسط
84
1/33
1/33
4/76
زیاد
57
4/22
4/22
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سوم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/33% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد..

نمودار4-7-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سوم

جدول4-9)فراواني سوال چهارم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
38
15
15
15
کم
63
8/24
8/24
8/39
متوسط
84
1/33
1/33
8/72
زیاد
64
2/25
2/25
98
خیلی زیاد
5
2
2
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهارم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/33% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2% مربوط به گزینه” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-8-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهارم

جدول4-10)فراواني سوال پنجم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
69
2/27
2/27
5/42
متوسط
88
6/34
6/34
2/77
زیاد
55
7/21
7/21
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پنجم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه
” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-9- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پنجم

جدول4-11)فراواني سوال ششم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
33
13
13
13
کم
74
1/29
2/29
3/42
متوسط
74
1/29
2/29
5/71
زیاد
68
8/26
9/26
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال ششم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/29% مربوط به گزینه‎های ” کم ” و ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-10- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال ششم

جدول4-12)فراواني سوال هفتم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
40
7/15
7/15
7/15
کم
69
2/27
2/27
9/42
متوسط
89
35
35
78
زیاد
56
22
22
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هفتم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 35% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 7/15% مربوط به گزینه” خیلی کم ” می باشد.

نمودار4-11- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هفتم

جدول4-13)فراواني سوال هشتم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
30
8/11
9/11
9/11
کم
77
3/30
4/30
3/42
متوسط
98
6/38
7/38
81
زیاد
48
9/18
19
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هشتم، توسط
پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/38% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 8/11% مربوط به گزینه ” خیلی کم ” می باشد..

نمودار4-12 فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هشتم

جدول4-14)فراواني سوال نهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
40
7/15
7/15
7/15
کم
74
1/29
1/29
9/44
متوسط
88
6/34
6/34
5/79
زیاد
52
5/20
5/20
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال نهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 7/15% مربوط به گزینه” خیلی کم ” می باشد.

نمودار4-13- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال نهم

جدول4-15)فراواني سوال دهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
5/16
5/16
کم
72
3/28
3/28
9/44
متوسط
79
1/31
1/31
76
زیاد
57
4/22
4/22
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/31% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-14- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دهم

جدول4-16)فراواني سوال یازدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
6/16
6/16
کم
75
5/29
6/29
2/46
متوسط
77
3/30
4/30
7/76
زیاد
54
3/21
3/21
98
خیلی زیاد
5
2
2
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال یازدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 3/30% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-15-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال یازدهم

جدول4-17)فراواني سوال دوازدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
47
5/18
8/18
8/18
کم
74
1/29
6/29
4/48
متوسط
77
3/30
8/30
2/79
زیاد
48
9/18
2/19
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
250
4/98
100

پاسخ نداده
4
6/1

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوازدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 3/30% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-16- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوازدهم

جدول4-18)فراواني سوال سیزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
43
9/16
1/17
1/17
کم
59
2/23
4/23
5/40
متوسط
66
26
2/26
7/66
زیاد
78
7/30
31
6/97
خیلی زیاد
6
4/2
4/2
100
جمع
252
2/99
100

پاسخ نداده
2
8/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سیزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 7/30% مربوط به گزینه ” زیاد ” و كمترين پاسخ با 4/2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-17- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سیزدهم

جدول4-19)فراواني سوال چهاردهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
55
7/21
7/21
2/37
متوسط
95
4/37
5/37
7/74
زیاد
58
8/22
9/22
6/97
خیلی زیاد
6
4/2
4/2
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهاردهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 4/37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 4/2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-18- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهاردهم

جدول4-20)فراواني سوال پانزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
6/16
6/16
کم
54
3/21
3/21
9/37
متوسط
95
4/37
5/37
5/75
زیاد
51
1/20
2/20
7/95
خیلی زیاد
11
4/3
4/3
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پانزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 4/37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 4/3% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد..

نمودار4-19- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پانزدهم

جدول4-21)فراواني سوال شانزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
46
1/18
1/18
1/18
کم
52
5/20
5/20
6/38
متوسط
94
37
37
6/75
زیاد
59
2/23
2/23
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال شانزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

پایان نامه با کلید واژگان مدیریت ارتباط، ارتباط با مشتری، کیفیت زندگی کاری

گرفته است. هدف از انجام اين پژوهش بررسي عوامل موثر بر استقرار فرايند مديريت ارتباط با مشتري در شركتهاي بيمه ميباشد. بدين منظور پس از بررسي مباني نظري تحقيق، پرسشنامه تحقيق طراحي شده و پس از تاييد روايي و پايايي آن نسبت به جمع آوري دادهها از جامعه آماري كه مديران و كارشناسان شركتهاي بيمه شهر شيراز ميباشد، اقدام گرديده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها بيانگر آن است كه چهار عامل تمركز بر مشتريان اصلي و كليدي، توجه به مديريت دانش، سازماندهي فرايندهاي كسب و كار و برخورداري از فناوري مدرن و بهروز در استقرار موفقيتآميز فرايند مديريت ارتبط با مشتري در شركت هاي بيمه تاثيرگذار است. همچنين مشخص گرديد كه سازماندهي فرايندهاي كسب و كار نيازمند توجه بيشتري در مقايسه با ساير عوامل ميباشد.

فصل سوم
روش انجام تحقیق

مقدمه
تحقيق عبارت است از مجموعه فعاليت‌هاي منطقي، منظم، منسجم و هدفمند كه درپي دستيابي به يكي از خواسته‌های تحقيق بنیادی، تحقيق پيمايشي و تحقيق كاربردي به صورت فردي گروهي صورت مي‌گيرد. در طي فرآيند تحقيق يا به كارگيري ابزارهاي جمع آوري، داده‌ها به طورعيني و معتبر، مشاهده بررسي و استخراج مي‌شوند و سپس با استفاده از فنون و تجزيه و تحليل توصيفي واستنباطي به طوركمي و غيركمي سعي مي‌شود كه ادعاها و حدس‌هاي علمي اوليه (فرضيه‌ها)آزمون شده و در نهايت فرضيه‌ها رد يا پذيرفته مي‌شود و نتيجه‌گيري نهايي صورت مي‌پذيرد (هومن،1375، ص88). با اين اوصاف روش تحقيق را مي‌توان به عنوان مجموعهای ازقواعد، ابرازها، و راه هاي معتبر نظام يافته براي بررسي واقعيت‌ها، كشف مجهولات و دست يابي به راه حل مشكلات دانست، اتخاذ روش علمي تنها راه دستيابي به دستاورد هاي قابل قبول و علمي است.
در این قسمت به روش‌هاي مورد استفاده درتحقيق جهت بررسي جامعه آماري و تعيين روش هاي نمونه‌گيري و حجم نمونه و هم‌چنين روش‌ها و ابزار مورد استفاده جهت گردآوري اطلاعات و روشهاي تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده خواهيم پرداخت.

3-1) روش تحقيق
روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺑﺮاي درك راﺑﻄﻪ ﻋﻠﺖ و ﻣﻌﻠﻮﻟﻲ اﺳﺖ. اﮔﺮﭼـﻪ ﻣـﺸﺎﻫﺪات ﺗﺠﺮﺑـﻲ‬‬‬‬‬‬ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻧﻈﺮي ﻋﻠﻤﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻟﻴﻜﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻄﻘﻲ، ﻣﻨﻈﻢ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ. روش ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻋﻠﻢ‬‬ و داﻧﺶ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻲ دﻫﺪ و در ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﻛﺸﻒ راﺑﻄﻪ ﻋﻠﺖ و ﻣﻌﻠﻮﻟﻲ، ﻣﻨﻄـﻖ را‬‬ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻗﻮاﻋﺪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻌﺎرﻳﻒ، ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي و اﺳﺘﻨﺒﺎط، ﺗﺌﻮري ﻫـﺎي اﺣﺘﻤـﺎﻻت، روش ﻫـﺎي‬‬ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﻴﺮي، ﻧﺤﻮه ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ، ﻧﺤﻮه اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي و ﻧﺤﻮه ﺳﻨﺠﺶ، از ﺟﻤﻠﻪ وﺳﺎﻳﻞ و اﺑﺰار ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﺤﻘﻘﻴﻦ‬‬ و داﻧﺸﻤﻨﺪان ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ( اﻳﺮان ﻧﮋاد، 2831، ص 91 و 20)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
روش تحقيق حاضر همبستگی و روش گردآوری داده ها میدانی است.

3-2) جامعه آماري
جامعه بنا بر نظر اغلب محققان عبارت از همه اعضاي واقعي يا فرضي كه علاقه‌مند هستيم يافته‌هاي پژوهش را به آنها تعميم دهيم (هومن، 1380، ص40).
جامعه آماري تحقيق حاضر کارکنان شعبات مختلف سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان می‌باشد. با توجه به آمار موجود تعداد 716 نفر در بخش بیمه ای سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان مشغول به کار هستند که جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند.

3-3) نمونه و روش نمونه گیری تحقیق
نمونه عبارت است از مجموعه ای از نشانه ها که از یک قسمت یک گروه یا جامعه ای بزرگ تر انتخاب می شود، بطوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگی های آن قسمت گروه یا جامعه بزرگ تر باشد (خاکی، 1382، ص 250).نمونه بايد بر پايه شانس و احتمال بوده و نظر شخصي دخالت نداشته باشد يعني نمونه نبايد اريب3 باشد. (آذر، 1380، ص3). و نظر به اینکه محقق از چگونگی توزیع جمعیتی افراد جامعه آماری تحقیق اطلاع داشته و امکان دسترسی به همه افراد جامعه ممکن و مقدور بوده است، لذا دراین تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است.

3-4) حجم نمونه
گروه نمونه مجموعه ای کوچک از جامعه‌ی آماری است مشتمل بر برخی از اعضاء که از جامعه آماری انتخاب شده اند. به عبارت دیگر، تعدادی از اعضای جامعه‌ی آماری (امّا نه همه) که گروه نمونه را تشکیل می‌دهد.
با توجّه به محدود و مشخص بودن تعداد افراد جامعه، حجم نمونه که در این تحقیق بهکار رفته است به کمک جدول مورگان برآورد شده است که مقدار آن با توجه به شعبات سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان برابر با 254 می باشد.

3-5) روش و ابزار جمع آوري داده‌ها
در اين تحقيق براي جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات بررسي اسناد ومدارك و از ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شده است. پرسشنامه يكي از روش هاي بسيار متداول در گردآوري داده‌ها به روش میدانی است و امر گردآوري اطلاعات را در سطح وسيع امكان‌پذير مي‌سازد (هومن،1375، ص 152).
در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است که عبارتند از :
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون مشتمل بر24 سوال و پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری برگرفته از عباسی(1388) مشتمل بر 14 سوال
پرسشنامه به کمک طیف لیکرت به‌صورت خیلی مخالفم(1)، مخالفم(2)، مطمئن نیستم(3)، موافقم(
4) و خیلی موافقم(5) نمره‌گذاری شده است.

3-6) روايي ابزار اندازه گيري
منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سؤالات مندرج در ابزار دقیقاٌ متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد، یعنی اینکه هم داده های گردآوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از داده های مورد نیاز در رابطه سنجش متغیر ها در محتوای ابزار حذف نشده باشد یا به عبارت دیگر، عین واقعیت را بخوبی نشان دهد. (شریعتمداری، 1388، ص164)
برای سنجش روایی پرسشنامه های تحقیق از روایی محتوایی و صوری استفاده می گردد. پرسشنامه های مورد استفاده در این تحقیق از روایی صوری و محتوایی برخوردارند، زیرا در تهیه آنها از نظرات اساتید محترم راهنما و مشاور و نیز سایر استادان صاحبنظر استفاده گردیده و از جدیدترین اطلاعات و نظریه‌های علمی موجود در زمینه های مذکور بهره گرفته شده است.

3-7) پايایي ابزار اندازه گيري
پایایی ابزار که از آن به دقت و اعتماد پذیری نیز تعبیر میشود، عبارت است از اینکه اگر یک وسیلهی اندازهگیری که برای سنجش متغیر و صفتی ساخته شده در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد، نتایج مشابهای از آن حاصل شود. به عبارت دیگر، ابزار پایایی متغیر ابزاری است که از خاصیت تکرارپذیری و سنجش نتایج یکسان برخوردار باشد (شریعتمداری، 1388، ص165). در این پژوهش برای اطمینان از پایایی پرسشنامهها، به اجرای آزمایشی پرسشنامه در نمونهای با حجم 30 نفر پرداخته و پایایی آنها از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر کیفیت زندگی کاری عدد 81/0 و برای متغیر مدیریت ارتباط با مشتری عدد 0.79 برآورد گردید. که این میزان نشاندهنده پایایی بالا و انسجام درونی سوالات در پرسشنامه میباشد.

جدول3-1-اعداد مربوط به آلفای کرونباخ
ردیف
متغیر
آلفای کرونباخ
1
کیفیت زندگی کاری
81/0

2
مدیریت ارتباط با مشتری
79/0

3-8) روش تجزيه و تحليل داده ها
اطلاعات خام استخراج شده از پرسش‌نامه با استفاده از نرم افزار رايانه اي SPSS و به اقتضای مورد از آمار توصیفی و استنباطی استفاده و داده‌ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

3-8-1- روش ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
در اﻳﻦ ﻧﻮع ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ، داده ﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺷـﺎﺧﺺ ﻫـﺎي‬‬‬‬‬‬آﻣﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ، ﺧﻼﺻﻪ و ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، در ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴـﻞ ﺗﻮﺻـﻴﻔﻲ، ﭘﮋوﻫـﺸﮕﺮ‬‬‬اﺑﺘﺪا داده‎ﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه را ﺑﺎ ﺗﻬﻴﻪ و ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺟﺪول ﺗﻮزﻳﻊ ﻓﺮاواﻧﻲ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ‬‬‬ﻧﻤﻮدار، آن‎ها را ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﻲ دﻫﺪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﺎﻳﺮ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي آﻣﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ آﻧﻬﺎ را ﺧﻼﺻﻪ ﻣـﻲ‬‬‬ﻛﻨﺪ (دﻻور، 1387، ص 812). ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ روش ﻫﺎي ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از: ﻓﺮاواﻧـﻲ، درﺻـﺪ ﻓﺮاواﻧـﻲ، ‬‬‬ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ، اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﻴﺎر و وارﻳﺎﻧﺲ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

3-8-2- روش اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ و ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
درﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﻣﻮرد‬‬‬ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.(دﻻور، 1387، ص 219) در روش اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ‬‬‬ ﺷـــﺎﺧﺺ ﻫـــﺎي آﻣـــﺎري (ﻣﻴـــﺎﻧﮕﻴﻦ، ﻣﻴﺎﻧـــﻪ، اﻧﺤـــﺮاف ﻣﻌﻴـــﺎر) ﺑـــﺎﻫـــﻢ ﻣﻘﺎﻳــﺴﻪ ‬‬‬ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨﻲ دار آﻣﺎري آﻧﻬﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻣﻌﻠﻮم ﻣﻲ ﮔﺮدد ﻛﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎيﺗﺤﻘﻴﻖ داراي اﻋﺘﺒﺎر اﺳﺖ و ﻧﺎﺷﻲ از ﺗﺼﺎدف ﻧﻴﺴﺖ. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ، از روش ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي و‬‬‬ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ اﺳﺘﻔﺎده و ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي آﻣﺎري ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ و اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨﻲ دار آﻧﻬـﺎ ﻣـﺸﺨﺺ و ﻧﺘـﺎﻳﺞ، ‬‬‬ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

3-9-محدودیت های تحقیق
از مهم ترین محدودیت‌های این تحقیق می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- عدم همکاری صحیح بعضی از پاسخ دهندگان در تکمیل پرسش‌نامه
2- وجود عوامل مداخله گر و غیر قابل کنترل در جریان تحقیق
3- به نظر می رسد اگر کلیه کارکنان و همچنین کارکنان سازمان های دیگر مورد بررسی قرار می گرفت، نتایج صحیح تر و دقیق تری به دست می آمد.

فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه:در اين فصل يافته هاي تحقيق در2 بخش :
الف)يافته هاي توصيفي(توصيف داده ها)
ب) يافته هاي تحليلي فرضيه ها(تجزيه و تحليل داده ها در ارتباط با فرضيه هاي تحقيق)
مورد بررسي و تفسير قرار گرفته اند.

4-1- يافته هاي توصيفي(توصيف داده ها)
4-1-1- مشخصات فردي پاسخگويان
اطلاعات آماري با تفكيك اطلاعات كلي(متغير هاي مستقل)

جدول4-1)فراواني شاخص هاي توصيفي كليه متغيرهاي مستقل پرسشنامه

جنس
تحصیلات
سن
سابقه
کار
تعداد
254
254
254
254
ميانگين
9370/1
8071/2
3701/2
9528/1
ميانه
2
3
2
2
نما
2
3
2
2
انحراف معيار
2434/0
6459/0
7628/0
6755/0
كجي
619/3-
504/0-
123/0
057/0
خطای استاندارد کجی
153/0
153/0
153/0
153/0
حداقل
1
1
1
1
حداكثر
2
4
4
3

جدول4-2)فراواني جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
زن
16
3/6
3/6
3/6
مرد
238
7/93
7/93
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 7/93% مربوط به مردان و كمترين با 3/6% مربوط به زنان می باشد.

نمودار4-1- جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-3)فراواني میزان تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتراز فوق دیپلم
8
1/3
1/3
1/3
فوق دیپلم
58
8/22
8/22
26
لیسانس
163
2/64
2/64
2/90
فوق لیسانس و بالاتر
25
8/9
8/9
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 2/64% مربوط به دارندگان مدرک لیسانس و كمترين با 1/3% مربوط به دارندگان مدرک کمتراز فوق دیپلم می باشد.

نمودار4-2-میزان تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-4)فراواني سن پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتر از 30 سال
28
11
11
11
40-30 سال
120
2/47
2/47
3/58
50-41 سال
90
4/35
4/35
7/93
بالاتراز 50 سال
16
3/6
3/6
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني سني پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 2/47% مربوط به سن40-30 سال و كمترين با 3/6% مربوط به سن بالاتراز 50 سال مي باشد.

نمودار4-3-سن پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-5)فراواني سابقه کار پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتر از 10 سال
64
2/25
2/25
2/25
20- 10 سال
138
3/54
3/54
5/79
30- 21

پایان نامه با کلید واژگان کیفیت زندگی کاری، زندگی کاری، کیفیت زندگی

تحریک کننده تر بری کارکنان به وجود آورد. هر چند برنامه های کیفیت زندگی کاری با یکدیگر تفاوت عمده دارند و دارای اهداف جزئی متمدی هستند اما همه این برنامه ها یک هدف کلی دارند یعنی می خواهند ساختار سازمانی را ارگانیک، پویا، انسانی و در عین حال سازمان را مکانی جاذب تر و رضایتمندانه تر برای کار نمایند.

2-34-موانع برنامه های کیفیت زندگی کاری
بسیاری از برنامه های کیفیت زندگی کاری گروه دارای موفقیت کمی بوده اند، اما غالباً نگهداری یا گسترش آنها بیش از چند سال با مشکلاتی همراه بوده است. پژوهش های انجام شده دلایل محدودیت ها و موانع موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری را بیان نموده اند.
برخی از دلایل این امر را به عقیده گودمن می توان تغییر در روابط و انتظارات اتحادیه ها، تمرکز فعالیت ها و برنامه ها بر سطوح تولید و منشی گری، عدم توجه کافی به تغییرات در سطوح مدیریتی و حرفه ای توجه اندک به پاداش های مالی بلندمدت برای مشارکت کنندگان و مقاومت عمده از جانب سرپرستان نام برد.
از طرف دیگر به عقیده مورین حداقل سه مانع اساسی برای موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری وجود دارد:
1) نظام رشد مالی
۲)نیاز به کنترل عملکرد کارکنان توسط مدیریت در حالی که در اعتماد کردن، دادن اختیار برای تصمیم گیری به کارکنان و سهیم کردن آنها در اطلاعات و قدرت، تردید دارند.
۳) بسیاری از کارکنان نسبت به خودگردانی و استقلال درونی، جوابگو بودن و مسئولیت داشتن در کار دلهره دارند و همین امر باعث می شود در انجام رساندن تصمیمات و تعاملات خویش بی میل شوند.
در حالی که به عقیده جزئی، موانع و محدودیت های برنامه های کیفیت زندگی کاری را می توان؛ تغییرات در رهبری یا مدیریت که باعث از بین رفتن تداوم برنامه ها می شود، دانست. علاوه بر موانع ذکر شده عواملی مانند؛ مداخلات، نامناسب و ضعیف، حمایت مدیریت سطح بالا، مقاومت مدیریت سطح متوسط، فقدان استانداردهای سنجش بهره وری و دوام تغییرات به عنوان مهمترین موانع برنامه های کیفیت زندگی کاری بیان شده اند.

2-35-استراتژی ها و راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری اغلب بر تصور افراد، خط مشی ها و ساختارهای سازمانی مبتنی است. امروزه بسیاری از مؤسسات به پژوهش هائی برای سنجش این برداشت ها دست زده اند. در این راه شیوه های غیررسمی نیز به کار گرفته می شود تا روابط کاری بهبود یابد. افزون بر این هیئت های ایمنی کار و گروه های کار نیز در حال تدوین استراتژی برای بهبود محیط کار هستند. بنابراین سازمان ها نیاز دارند استراتژی هائی به کار ببرند جهت گسترش کیفیت زندگی کاری کارکنان تا بدین وسیله هم اهداف سازمانی حصول شده و هم نیازهای کارکنان برطرف گردد. البته کیفیت زندگی کاری را می توان به عنوان یک استراتژی منابع انسانی و کالبد نهائی برای توسعه در میان تمام نظام های کاری شناخت. اولین استراتژی جهت بهبود کیفیت، در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. اکثر کارخانه های متوسط و بزرگ ژاپنی دارای حلقه های کیفیت بودند. این کوشش به عنوان یک برنامه بهبود کیفیت آغاز شد ولی از آن زمان تاکنون به یک روش عادی برای بسیاری از مدیران و زیربنای کوشش هائی برای بهبود کیفیت زندگی کاری تبدیل گردیده است. استراتژی دیگری که برای بهبود کیفیت زندگی کاری می توان به کار بست، ضرورت پی گیری شغل های ساختاری با جزئیات کمتر و گروه بندی ها و پیوستگی های بیشتر است. در حالی که به عقیده جزئی، استراتژی مؤثر جهت بهبود کیفیت زندگی کاری استفاده از سیستم های اجتماعی فنی است. سیستم های اجتماعی فنی عبارتند از: مداخله در وضعیت کار برای سازماندهی مجدد کار، گروه های کاری و ارتباط بین کارگران و فن آوری هائی که برای انجام کار مورد استفاده آنان قرار می گیرد. یکی دیگر از استراتژی های مهم برای بهبود کیفیت زندگی کاری ایجاد قوانین کاری است که بتواند کمک کند به حفظ یک محیط منظم که برای کارکنان خوشایند باشد تا کار را به طور مؤثر و مفید انجام دهند. ایجاد محیطی که در آن با کارکنان با عزت و احترام رفتار شود. اطمینان دادن به کارکنان که خود هدایتگر به مسیر امن و حرفه ای باشند و تشویق به بهبود روابط بین کارفرما و کارمند. نهایتاً استراتژی دیگر؛ دادن اختیارات کاری قابل انعطاف است که ارائه کننده رویکردهای خلاق در کار و تعادل بین کار و برخوردهای شخصی است.
کیفیت زندگی کاری، نمایانگر نوعی فرهنگ سازمانی و شیوه مدیریت است که کارکنان براساس آن احساس مالکیت، خودگردانی، مسئولیت و عزت نفس می کنند. سازمان هائی که بر کیفیت زندگی کاری کارکنانشان تأکید می ورزند از اثربخشی سازمانی بیشتری برخوردارند، خستگی ملالت آور کار از طریق ایجاد تنوع بیشتر در کار کاهش یافته و با ایجاد طیفی از مهارت ها در درون کارکنان باعث افزایش توان انجام کار در آنها می شود. در واقع توجه به کیفیت زندگی کاری به طور معمول یعنی تأکید بر روش هائی که سازمان را دگرگون می سازد تا رضایت شغلی و بهره وری کارکنان را افزایش دهد، مشارکت در کار و عملکرد آنان را فزونی بخشد، فشار عصبی، ترک خدمت و غیبت را کاهش دهد، نهایتاً همگی اینها تلاش هائی تلقی می‎شود که به ایجاد یک کار پرمعنادارتر و رضایتبخش تر منتهی می شود.

2-36-بخش سوم-پیشینه تحقیق
* رابطه بين كارآفريني مديران و كيفيت زندگي كاري كاركنان در مراكز آموزش عالي (ناظم،1392) 
هدف اساسي پژوهش حاضر بررسي رابطه بين كارآفريني مديران و كيفيت زندگي كاري
كاركنان و تعيين الگوي رياضي براي كيفيت زندگي كاري كاركنان براساس كارآفريني مديران است. جامعه آماري اين پژوهش را كليه مديران واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي تشكيل مي دهد. با روش نمونه گيري تصادفي مرحله اي و طبقه اي تعداد 456 نفر از مديران واحدهاي مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامي و به ازاي هر مدير 3 كارمند تحت سرپرستي آنها يعني 1368 نفر انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارتند از پرسشنامه هاي محقق ساخته كارآفريني و كيفيت زندگي كاري كاركنان است كه پرسشنامه كارآفريني روي مديران و پرسشنامه كيفيت زندگي كاري به طور هم زمان روي سه نفر از كارمندان آنها اجرا گرديد. نتايج تحليل رگرسيون چند متغيري خطي نشان مي دهد كه بين كارآفريني مديران و كيفيت p و 10/0= )، و الگوي رياضي/زندگي كاري كاركنان رابطه وجود دارد (05/0) براي كيفيت زندگي كاري كاركنان در واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي بر اساس كارآفريني مديران به قرار زير است:
621/135 + كارآفريني مديران × 10/0 = كيفيت زندگي كاري
* بررسي رابطه بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در ميان اعضاي هيات علمي دانشگاه شيراز(سلطان زاده و همکاران، 1391) 
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ي بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در ميان اعضاي هيات علمي دانشگاه شيراز و با روش توصيفي همبستگي اجرا شد. ابزار گردآوري داده ها عبارت بودند از: پرسش نامه ي كيفيت زندگي كاري براساس مدل والتون و پرسش نامه ي محقق ساخته ي رضايت شغلي، نتايج به دست آمده از تحليل داده ها نشان داد كه بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي رابطه ي مثبت و معناداري وجود دارد. از ميان مولفه هاي كيفيت زندگي كاري، مولفه هاي قانون گرايي در سازمان، يك پارچگي و انسجام اجتماعي و وابستگي زندگي اجتماعي و كاري بهترين پيش بيني كننده هاي ميزان رضايت شغلي اعضاي هيات علمي بودند. بنابراين، نتايج تحقيق، حاكي از آن است كه اعضاي هيات علمي از كيفيت زندگي كاري راضي هستند و در نتيجه از ميزان رضايت شغلي بالايي برخوردارند.
* بررسي رابطه عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان سازمان هاي دولتي (مطالعه موردي استان قم)( مقيمي و همکاران، 2013 )
هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ارتباط عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان مي باشد. اين تحقيق همچنين رابطه بين ابعاد عدالت سازماني يعني عدالت توزيعي، عدالت رويه اي و عدالت تعاملي را با كيفيت زندگي كاري بررسي مي نمايد. جامعه آماري اين پژوهش كليه كاركنان سازمان هاي دولتي استان قم مي باشند كه تعداد نمونه آماري بدست آمده 264 نفر مي باشند. ابزار جمع آوري داده ها پرسشنامه مي‎باشد. داده ها توسط آزمون هاي كولموگروف اسميرنف، ميانگين يك جامعه آماري و آزمون فريدمن و آزمون همبستگي پيرسون، به وسيله نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته هاي پژوهش رابطه مثبت بين عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري را نشان داد. به علاوه تجزيه و تحليل ابعاد سه گانه عدالت سازماني نشان داد كه اين ابعاد با كيفيت زندگي كاري رابطه مثبت دارند. هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ارتباط عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان مي باشد. اين تحقيق همچنين رابطه بين ابعاد عدالت سازماني يعني عدالت توزيعي، عدالت رويه اي و عدالت تعاملي را با كيفيت زندگي كاري بررسي مي نمايد.
جامعه آماري اين پژوهش كليه كاركنان سازمان هاي دولتي استان قم مي باشند كه تعداد نمونه آماري بدست آمده 264 نفر مي باشند. ابزار جمع آوري داده ها پرسشنامه مي باشد. داده ها توسط آزمون هاي كولموگروف اسميرنف، ميانگين يك جامعه آماري و آزمون فريدمن و آزمون همبستگي پيرسون، به وسيله نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته هاي پژوهش رابطه مثبت بين عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري را نشان داد. به علاوه تجزيه و تحليل ابعاد سه گانه عدالت سازماني نشان داد كه اين ابعاد با كيفيت زندگي كاري رابطه مثبت دارند.
*بررسي رابطه بين كيفيت زندگي كاري و بهره وري نيروي انسان(نصرت پناه و همکاران، 1391)
هدف پژوهش حاضر، بررسي رابطه ي بين كيفيت زندگي كاري و بهره وري نيروي انساني در يكي از شركت هاي نفتي است. روش پژوهش توصيفي همبستگي و جامعه ي آماري شامل تمام كاركنان بخش اداري شركت نفت استان كرمانشاه(625 نفر) بود. حجم نمونه، پس از برآورد آماري، برابر با 238 نفر محاسبه شد كه گزينش آنان، با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي متناسب با جامعه ي آماري پژوهش صورت گرفت. مدل تحليلي اين پژوهش براساس تلفيق مدل هاي الواني (عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني) و والتون (كيفيت زندگي كاري) شكل گرفته است كه پس از تاييد روايي محتوايي توسط متخصصين در يك مطالعه ي مقدماتي، براي پايايي سوالات پرسش نامه از روش آلفاي كرونباخ استفاده شد كه آلفاي به دست آمده براي ابعاد عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني برابر 84/0 و براي ابعاد كيفيت زندگي كاري برابر 86/0 بود. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آماري (K-S) و رگرسيون و ضريب همبستگي پيرسون و فريدمن استفاده شد. نتايج نشان داد كه بين تمام ابعاد كيفيت زندگي و بهره وري نيروي انساني رابطه وجود دارد.

*بررسي رابطه بين كاربست مولفه هاي سازمان يادگيرنده و كيفيت زندگي كاري اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها ( عسگري و همکاران، 1391 )
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه بين به كارگيري مولفه هاي سازمان يادگيرنده (قابليتهاي شخصي، مدلهاي ذهني، آرمان مشترك، يادگيري تيمي و تفكر سيستمي) و كيفيت زندگي كاري اعضاي ه
يئت علمي دانشگاههاي آزاد اسلامي غرب استان مازندران بود. روش پيمايشي از نوع همبستگي براي اين پژوهش انتخاب شد. جامعه آماري شامل كليه اعضاي هيئت علمي تمام وقت دانشگاههاي آزاد اسلامي غرب استان مازندران بود كه از اين تعداد 214 نفر از طريق نمونه گيري تصادفي طبقه اي به طور تصادفي انتخاب شدند. در اين تحقيق دو پرسشنامه محقق ساخته از جمله پرسشنامه سازمان يادگيرنده شامل 30 سوال و پرسشنامه كيفيت زندگي كاري شامل 32 سوال براي توليد داده استفاده شد. ضريب آلفاي كرونباخ براي پرسشنامه سازمان يادگيرده معادل 81/0 و ضريب آلفاي پرسشنامه كيفيت زندگي كاري معادل 84/0 محاسبه شد. براي تحليل داده ها از آزمون تحليل چندگانه، آزمون ضريب همبستگي پيرسون و تحليل واريانس يك راهه استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه بين كاربست مولفه هاي سازمان يادگيرنده و كيفيت زندگي كاري اعضاي هيئت علمي رابطه معنا دار وجود دارد. بين مولفه هاي سازمان يادگيرنده (قابليتهاي شخصي، مدلهاي ذهني، آرمان مشترك، يادگيري تيمي و تفكر سيستمي)

پایان نامه با کلید واژگان رضایت مشتری، بهبود مستمر، نیازمندی‌ها

تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان هر کدام تلاش وافر در تولید بیشتر و بهتر دارند، طبعاً رقابت عامل اصلی ارتقاء کیفیت در جهت کسب رضایت مشتری است. به هر روی، عرضه‌کنندگان به دنبال افرایش سهم بازار یا ازدیاد سود خود هستند؛ اما مهم‌ترین عامل برای آنان نوعاً بهره‌گیری از فناوری بالاتر در تولید یا عرضه یا استفاده از امکانات برتر حمل و نقل و ارتباطات است. در این دوران، هنوز شرایط بازار در حدی نیست که عدم تمرکز پیشرفته روی نیازمندی‌ها و رضایت مشتری بلافاصله منجر به تهدیدی برای بقاء بنگاه باشد. مهم‌ترین جنبه‌های ویژگی‌ها در این دوران به قرار زیر است:
▪ در بازار:
ـ گستردگی نسبی از نظر جغرافیایی و تنوع محصولات مشابه
ـ ظهور قدرت بنگاه‌ها در توافق یا کنترل بخش‌هایی از بازار
ـ قابلیت ورود یا خروج نسبتاً آسان‌تر رقبا
ـ وجود روند رو به رشد اهمیت سلائق و نیازمندی‌های مصرف‌کنندگان
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ مشتری حق انتخاب کالای مورد نظر خود را از میان انبوهی از کالاهای مشابه دارد.
ـ با توجه به امکانات در دسترس، محصولی را که ما تولید می‌کنیم، بهترین است.
ـ بسیاری از مشتریان قدرت درک و شناخت مناسبی در تشخیص کیفیت بالا در کالاهای مشابه ندارند.
ـ برای پیشرفت در تجارت، مهم‌ترین نکته آن است که به هر طریق بتوانیم کالای بیشتری به فروش برسانیم.
ـ مصرف‌کنندگان و مشتریان ما هنوز به آن حد از رشد نرسیده‌اند که برای نوع تولید یا کیفیت کالای ما تعیین تکلیف کنند.
ـ کیفیت و مطلوبیت مناسب محصول مان را ما تشخیص می‌دهیم، نه مشتری.
ـ ما می‌توانیم در فرایندها، سازوکارها و فعالیت‌های درونی بنگاه، با نگرش دیگر به مشتری و در بیرون با نگرش مطلوب به مشتری ماندگار باشیم.
ـ ما فعالیت می‌کنیم تا با فروش کالا یا خدمات به مشتریان خوشبخت شویم.
۳ ـ شاخصه‌های دوران چهارم
در این دوران اساساً نوع روابط عرضه‌کنندگان با مشتری تغییر کرده است. مشتریان به واسطۀ افزایش آگاهی و نیز سازماندهی ساختارهای حفظ منافع خویش، به آسانی سلیقه ها و خواسته‌های خود را بر عرضه‌کنندگان تحمیل کرده‌اند. برای عرضه‌کنندگان در شرایط رقابتی، چاره‌ای به جز تلاش مداوم برای جلب مشتری از طریق تأمین خواسته‌ها و نیازمندی‌های او وجود ندارد. هر گونه بی‌توجهی به خواست و سلیقه های مشتری مستقیماً بر سهم بازار عرضه‌کننده و در نهایت، بر بقای آن اثرگذار است. بارزترین ویژگی‌های این دوران عبارتند از:
▪در بازار:
ـ همۀ عرضه‌کنندگان در شرایط حداکثر تلاش برای بهینه کردن کالای خود می‌باشند.
ـ هیچ عرضه‌کننده‌ای به طور اتفاقی و تصادفی امکان پیشرفت و موفقیت در بازار ندارد.
ـ مهم‌ترین نیروی تعیین‌کنندۀ تعادل عرضه و تقاضا در بازار و قیمت محصولات، کیفیت آن است.
ـ ویژگی‌های کیفیت محصولات توسط مشتریان تعیین می‌شود.
ـ عامل بیرونی در بقا و رشد عرضه‌کنندگان، در رضایت مشتری نهفته است.
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ ما خوشبختی خود را در کسب و جلب رضایت مصرف‌کنندگان و مشتریان می‌بینیم.
ـ تمامی تلاش ما در آگاهی از سلائق و نظرات مصرف‌کنندگان و تغییر خود در جهت تأمین آن متمرکز شده است.
ـ کیفیت مناسب و عوامل رضایت مشتری توسط ما تعیین نمی‌شود، بلکه توسط مشتری مشخص می‌شود.
ـ مشتری و مصرف‌کننده، آگاهی بالا و قدرت تشخیص قوی در شناسایی محصول برتر دارد.
ـ هیچ فعالیت، فرایند، رفتار یا سازوکاری در درون بنگاه بدون توجه کامل به اهمیت نخست مشتری مجاز نیست.
ـ ما به فعالیت می‌پردازیم تا با برآوردن نیازهای مصرف‌کننده و حل مشکلات او خوشبخت شویم.

2-3-تعریف مدیریت ارتباط با مشتری
توسعه روزافزون فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي دستاوردهاي فراواني را براي جامعه بشري به ارمغان آورده است و تاثير شگرفي بر زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است. يكي از مهمترين اين دستاوردها كه منجر به ا فزايش سطح آگاهي جامعه گرديده است، سهولت در دسترسي افراد به حجم وسيعي از اطلاعات گوناگون مي باشد. با افزايش آگاهي افراد جامعه، نيازهاي جامعه نيز افزايش مي‌يابد. برخي از اين نيازها عبارتند از نيازهاي شهري، اجتماعي، قانوني، فرهنگي و شخصي. بخشي از اين نيازها توسط شركت ها و سازمان هاي خصوصي و بخشي ديگر توسط سازمان هاي دولتي مرتفع مي‎گردد. در كشور ما ايران، سازمان ها و ارگان هاي دولتي نقش محوري و اصلي در پاسخگويي به بخش اعظم نيازهاي افراد حقيقي و حقوقي را بر عهده دارند. با توجه به اين موضوع كه سازمان هاي دولتي با حجم وسيعي ازافراد، درخواست ها، ارتباطات، قوانين و دستورالعمل ها مواجه مي باشند لذا پيچيدگي هاي زيادي در فعاليت هاي اين سازمان ها وجود دارد. اين پيچيدگي ها در برخي از موارد مي تواند منجر به اتلاف زمان، صرف هزينه هاي اضافي و بروز مشكلاتي از اين قبيل گردد، سازماني كه بتواند اين تعاريف، دستورالعمل ها، ارتباطات و قوانين را درچهارچوبي مبتني بر تكنولوژي روز دنيا ساماندهي نمايد، مي تواند از رخ دادن مسائل پيش بيني نشده جلوگيري نموده و مبادلات كاري خود را هرچه بيشتر تحت كنترل داشته باشد.امروزه سازمان هاي دولتي در تلاش اند با تكيه بر فن آوري هاي جديد اطلاعاتي، سازمان را به گونه اي تغييردهند كه رسالت پاسخگويي به مردم را در كمترين زمان، با بهترين كيفيت و
كمترين هزينه به انجام رسانند و CRM بهترين راه ممكن براي رسيدن به اين مقصود است. CRM روابط و ارتباطات درون و برون سازماني را بصورت شفاف تعريف مي نمايد و مزاياي بسياري چون ارائه اطلاعات و خدمات بصورت پيوسته و ۲۴ ساعته، كاهش هزينه ها، افزايش بازده و بهره وري را براي سازمان ها به ارمغان مي آورد. مديريت روابط با مشتريان فلسفه عملياتي كسب وكار براي جذب و نگهداري مشتريان، افزايش ارزش مشتري، وفادار نگه‌داشتن مشتري و نگه داشتن آنها و پياده سازي استراتژي هاي مشتري محور مي باشد. CRM به بهبود روابط با مشتريان، تمركز بر تصوير جامع چگونگي يكپارچگي ارزش مشتري، نيازمندي‎ها، استثناء‌ها و رفتارها از طريق تحليل داده‌ها در تعامل با مشتري مي پردازد. سازمان‌ها با استفاده از CRM مي‎توانند چرخه فروش را كوتاهتر و وفاداري مشتري به ايجاد روابط نزديكتر و درآمد را افزايش دهند. بنابراين يك سيستم مديريت روابط با مشتري مي‌تواند كمك كند تا مشتريان موجود حفظ شوند و مشتريان جديدي جذب شوند. سازمان ها از برخي روش‌هايي شامل مديريت ارتباط با مشتري، تحليل ارزش مشتري، استراتژي سازماني و ساز و كارهاي خدماتي كه كارايي ارتباطات مشتري را بهبود مي‌دهد بكار مي‎برند. مديريت ارتباط با مشتري استراتژي اي براي كسب مشتريان جديد و نگهداشتن آنها است. مديريت ارتباط با مشتري عملياتي شامل تمام فعاليت هاي مرتبط با مشتريان بي واسطه همچون شركت ها و. …. مي‎باشد. هر فعاليت مديريت ارتباط با مشتري عملياتي در يكي از سه فرآيند سازماني زير پياده شده است: فروش، بازاريابي و خدمات. در حالي كه اين ها فرآيند هايي مستقيماَ مرتبط با مشتري هستند. مديريت ارتباط با مشتري تحليلي(Analytical CRM) تمام اجزايي كه براي تحليل روابط و ويژگي هاي مشتري كه بر اساس اجراي فعاليت هاي مديريت روابط با مشتري عملياتي با تاكيد بر نياز مشتريان و استثنائات شان وجود دارد، تامين مي كند. قبل از اينكه سازمان بتواند بازاريابي يا استراتژي هاي مديريت روابط با مشتري را توسعه دهد، آنها بايد بدانند كه چگونه مشتريان براي خريد كردن تصميم مي‌گيرند. اين فرآيند تصميم گيري چرخه خريد مشتري(CBC) ناميده مي‌شود. ما فرض مي‌كنيم كه زنجيره تمام چرخه هاي خريد مشتريان از طريق چرخه حيات هركدام از مشتريان اجرا مي‌شود. اين فرآيند با توقف مصرف پايان مي‌پذيرد.
مساله از اينجا شروع مي شود که يک مشتري در محصول , کالا , خدمات و سرويسي که ارائه مي دهيم يک چيزي ديده که به سراغ ما مي آيد و مشتري مي تواند يک تجربه خوب داشته باشد يا اينکه مشتري ما را اخراج مي کند ! آقاي SamWalton مشهور به walmart مي گويد : ((مشتري تنها کسي است که مي‌تواند ما را اخراج کند , از مدير عامل گرفته تا بقيه کارمند )).
CRM از سه بخش اصلي تشکيل شده است : مشتري , روابط و مديريت منظور از روابط , ايجاد مشتريان وفادارتر و سودمند تر از طريق ارتباطي ياد گيرنده مي باشد و مديريت عبارت است از خلاقيت و هدايت يک فرايند کسب و کار مشتري مدار و قرار دادن مشتري در مرکز فرآيند ها و تجارب سازمان.
تعاريف متفاتي از مديريت ارتباط با مشتري ارائه شده است که از آن جمله مي توان به بازاريابي يک به يک يا به بازاريابي در تمام دوره عمر مشتري اشاره نمود. شايد تعريف زير که موئز ليمايم (Moez Limayem) از CRM ارائه نموده بهترين تعريف باشد.
CRM به همۀ فرآيند ها و فناوري هايي اطلاق مي شود که سازمان براي شناسايي، ترغيب، گسترش، حفظ و خدمت به مشتري به کار مي گيرد.

2-4-تاريخچه CRM
شايد بتوان تاريخچه ظهور مباحث مرتبط به CRM را در سه دوره زير خلاصه نمود : الف) دوره انقلاب صنعتي ( توليد دستي تا توليد انبوه ) ابتکارات فورد در بکارگيري روش توليد انبوه به جاي روش توليد دستي، يکي از مهمترين شاخص هاي اين دوره مي باشد. هر چند تغيير شيوه توليد باعث شد که محدوده انتخاب مشتريان از نظر مشخصه هاي محصول کاهش يابد (نسبت به توليدات صنايع دستي) اما محصولات توليد شده به روش جديد از قيمت تمام شده پايين تري برخوردار شدند. به عبارتي ديگر در انتخاب روش توليد انبوه از سوي فورد، افزايش کارايي و صرفه اقتصادي مهمترين اهداف پيش بيني شده بودند.
ب) دوره انقلاب کيفيت (توليد انبوه تا بهبود مستمر) اين دوره هم زمان با ابتکار شرکت هاي ژاپني مبني بر بهبود مستمر فزآيند ها آغاز شد. اين امر به نوبه خود به توليد کم هزينه تر و با کيفيت تر محصولات منجر شد.با مطرح شدن روش هايي نوين مديريت کيفيت مانند TQM اين دوره به اوج خود رسيد. اما با افزايش تعداد شرکت هاي حاضر در عرصه رقابتي و گسترش فرهنگ حفظ و بهبود کيفيت محصول (از طريق ابزارهاي مختلف کيفيتي) ديگر اين مزيت رقابتي براي شرکت ها پيشرو و کارساز نبوده و لزوم يافتن راه هاي جديدي براي حفظ مزيت رقابتي احساس مي شد.
ج) دوره انقلاب مشتري (بهبود مستمر تا سفارش سازي انبوه) در اين دوره با توجه به افزايش توقع مشتريان، توليد کنندگان ملزم شدند محصولات خود را با هزينه کم، کيفيت بالا و تنوع زياد توليد کنند، به معناي ديگر توليد کنندگان مجبور بودند توجه خود را از توليد صرف يافتن راه هايي براي رضايت مشتريان سابق خود معطوف نمايند.

2-5- انواع فناوري CRM
الف) CRM عملياتي:
در اين روش کليه مراحل ارتباط با مشتري، از مرحله بازاريابي و فروش تا خدمات پس از فروش و اخذ بازخورد از مشتري، به يک فرد سپرده مي شود، البته به نحوي که فروشندگان و مهندسان ارائه خدمات بتوانند سابقه هر يک از مشتريان را بدون مرا
جعه به اين فرد در دسترس داشته باشند.از ابزار و روش هاي CRM عملياتي ميتوان به SFA يا قدرت فروش مکانيزه اشاره نمود که کليه عمليات به مديريت تماس بورس و مديريت اداره فروش را برعهده دارد.
CSS ابزار ديگر CRM عملياتي است که در آن به جاي ارتباط تلفني با مشتري، از ابزارهاي ديگري مانند ارتباط رو در رو، اينترنت، فاکس و کيوسک هاي مخصوص پاسخگويي به مشتريان استفاده مي شود.
ب) CRM تحليلي:
در CRM تحليلي ابزارها و روش هايي به کار مي رود که اطلاعات به دست آمده از CRM عملياتي را تجزيه و تحليل نموده و نتايج آن را براي مديرت عملکرد تجاري آماده مي کند. اين سيستم مهمترين نوع از CRM مي باشد. به اين صورت که شامل داده هايي است که برنامه‌ها جهت بر قراري ارتباط با مشتري به آن نياز دارند. به عبارت ديگر اين داده هاي خام در اختيار برنامه هاي CRM قرار مي گيرند و پس از کار بر روي اين داده‌ها، نتيجه مناسب در اختيار شرکت و مشتري قرار داده مي شود. اما اگر بخواهيم يک تعريف کامل ارائه نماييم : بدست آوردن، ذخيره، پردازش، تفسير و ارائه گزارش به استفاده کنندگان داده‌ها مشتري

پایان نامه با کلید واژگان سهم بازار، مدیریت ارتباط، انتخاب کالا

مولفه های کیفیت زندگی کاری بر مدیریت ارتباط با مشتری است که مباحثی از مدیریت بازاریابی و نیز مدیریت منابع انسانی را دربر می گیرد.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

بخش اول:مدیریت ارتباط با مشتری:
2-1- سیر ارتباطات با مشتری
۱ ـ مرحلۀ آغازین: تولید محصول توسط مشتری برای خویشتن
کالا یا خدمات از چه زمانی به وجود آمد؟ طبیعی است از زمان آغاز حیات بشر، بقاء و ادامۀ حیات او نیازمند تأمین مایحتاج ضروری بوده است. به این ترتیب، هر خانواده کالاها و خدمات مورد نیاز را عموماً خود تولید و ایجاد می‌کرد. در این مرحله، روابط با مشتری معنای روشنی نداشته است. در واقع در این دوره، مشتری هر کالا همان تولیدکنندۀ آن بوده است.
۲ ـ مرحله تولید برای مشتری شناخته شده
شکل‌گیری بنگاه‌های نخستین به تدریج با شکل‌گیری جوامع، سازمان‌ها به طور خود به خود برای ایجاد کالاها و خدمات مورد نیاز به وجود آمدند. تفاوت مرحلۀ نخستین با این مرحله آن است که در آغاز، آن که خدمت یا کالایی را نیاز داشت، خود آن را تولید می‌کرد؛ اما با تشکیل سازمان تولیدی (بنگاه) این شرایط دگرگون شد. موارد ابتدایی آن را می‌توان در اشکال سادۀ تولید و عرضۀ کالاها مانند ظروف سفالین و مانند آنها یافت. در این مرحله، هر چند بنگاه کالا یا خدمت تولیدی را خود به مصرف نمی‌رساند (بلکه آن را می‌فروشد)، اما مشتریان خود را در محل فروش مشاهده می‌کند یا حداقل با آنان ارتباط مستقیم دارد.
در چنین شرایطی، طبعاً بسیاری از عرضه‌کنندگان چندان علاقه‌ای به توجه ویژه به مشتریان و سلائق آنان ندارند. صرف‌نظر از معدود عرضه‌کنندگانی که به دلایل اخلاقی و پایبندی به ارزش‌های متعالی، در عین توجه به سود خویش، تا حدودی مصالح مصرف‌کننده را نیز در نظر می‌گرفته‌اند، وجه غالب بازار معمولاً به‌ سوی بی‌توجهی به سلیقه ها و نظر مشتری و تلاش در جهت کسب سود هر چه بیشتر یا دستیابی به سهم بزرگ‌تری از بازار متمایل می‌شود. در واقع، هر میزان توجه به سلیقه ها و نظر مشتری در این دیدگاه مستلزم صرف هزینه است که نهایتاً بر سود بنگاه اثر منفی دارد. مشتریان به جز انتخاب کالا یا خدمت ارائه شده به آنان، انتخاب چندان متفاوتی در پیش رو ندارند. به طور کلی، در این شرایط تلاش در راه تولید هر چه بیشتر با کیفیتی که معیارهای آن توسط بنگاه تعیین می‌شود، خط‌مشی اصلی هر بنگاه را تشکیل می‌دهد. در این حالت، مشتری عملاً وسیله‌ای در جهت سعادت و خوشبختی عرضه‌کننده است. نه تنها خطر رقابت عرضه‌کننده را تهدید نمی‌کند، بلکه درجه اطمینان آن به بقاء بسیار بالاست.
نمونه‌های این گونه بازار را اکنون نیز می‌توان در برخی مناطق دور افتاده یا بازارهایی با تقاضای تحت کنترل (بازارهای اقتصاد جیره‌ای)مشاهده کرد.

۳ ـ مرحلۀ تولید برای مشتری ناشناخته
به تدریج با رشد و توسعۀ جوامع و افزایش کارآمدی و گسترش ارتباطات، بنگاه‌ها محصولات خود را برای مصرف‌کنندگانی تولید یا ایجاد کردند که لزوماً آنان را رؤیت نکرده یا حتی تماس مستقیم نیز با آنان برقرار نکرده باشند. این مرحلۀ سوم، در سیر ارتباطات بنگاه‌ها با مشتری بود.
در این دوره، کالاها و خدمات تولید یا ایجاد و عرضه شده به بازار، در حد کافی بوده و عرضه و تقاضا به تعادل دینامیکی رسیده‌اند. اگر فرض کنیم در بازار محصولات مورد نظر رقابت کامل برقرار باشد، طبعاً آن عرضه‌کننده‌ای موفق‌تر است که بتواند محصول خود را با کیفیت بالاتر، زمان تحویل کمتر و نیز قیمت پایین‌تر عرضه کند. در این شرایط، توسعه و پیشرفت بنگاه وابسته به توان عمل آن در بازار و قدرت و چالاکی آن در پاسخگویی به نیازهای بازار و نیز جلب و جذب مشتریان به روش‌های مختلف از جمله تبلیغات است. در چنین شرایطی، مشاهده می‌شود محصول یک شرکت با صرف هزینه‌های تبلیغاتی فراوان، از قابلیت جذب بالایی توسط بازار برخوردار می‌شود، در صورتی که ممکن است کیفیت آن چندان مورد قبول مصرف‌کننده نباشد.
در این دوره، یا مجموع توان عرضه چندان تفاوتی با تقاضای بالقوه از هر کالا یا خدمت ندارد یا امکان ورود رقبای قدرتمند بیشتر چندان فراهم نیست. بنابراین امکان عرضۀ یکبارۀ کالا به بازار و کاهش سهم بازار هر بنگاه پایین‌تر است. مصادیق این نوع بازار تا یکی دو دهه قبل در مورد بسیاری کالاها در کشورمان قابل مشاهده بود. در این حالت، بقاء بنگاه به درک و رفتار آن در قبال رقبا و نیز در نظر گرفتن نیاز مشتریان بستگی دارد؛ اما به هر روی، تقاضای عمومی برای محصول بنگاه وجود دارد.
مثال‌های این مرحله را می‌توان در اکثریت شرکت‌ها و مؤسسات کشورمان مشاهده کرد.
۴ ـ مرحلۀ مسابقه برای رضایت مشتری
اما مرحلۀ چهارم نیز در این مسیر وجود دارد. به تناسب توسعه و گسترش توانایی‌های تولید محصول در عرصه‌های گوناگون و نیز پیشرفت امکانات حمل و نقل و ارتقاء توانایی‌های ارتباطی، به تدریج بازارها به روی همه گونه محصولات باز شده و به این ترتیب، عملاً رقابت آزاد بر سرتاسر زمین حاکم شد. در این محیط، حفظ سهم بنگاه در بازار به یکی از چالش‌های اساسی تبدیل شد. تا پیش از این مرحله، تلاش برای حفظ سهم بازار نوعاً و عموماً محدود به تصمیم‌گیری و رفتار در چهارچوب دیدگاه‌های مبتنی بر محوریت بنگاه (در برابر مشتریان) می‌شد؛ اما تحت شرایط جدید، دیدگاه‌های قبلی کارآمدی و قابلیت خود را برای بقاء بنگاه از دس
ت دادند. به عنوان نمونه، صاحبان صنعت ساعت‌سازی سوئیس که برای بیش از دو قرن یکه تاز محصولات برتر با کیفیت عالی بود، در سال ۱۹۶۹ پس از مشاهدۀ طرح ساعت دیجیتالی که توسط Texas Instruments عرضه شده بود، چنین عنوان کردند: «ما ساعت‌های نفیس و طراز بالای خود را با ساعت‌های اسباب بازی عوض نمی‌کنیم». در صورتی که سیکو و برخی دیگر از شرکت‌های ساعت‌ساز ژاپن با جذب سریع و هوشمندانۀ آن فناوری توانستند ظرف چند سال تا اواسط دهۀ ۷۰، حدود ۸۰% سهم بازار جهان را در دست بگیرند. اشتباه سوئیسی‌ها چه بود و ریشۀ آن در کجاست؟ عجیب است که دقیقاً مشابه همین خطا چند سال بعد توسط بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عرضه‌کنندۀ سیستم‌های کامپیوتر آن زمان، یعنی آی‌بی‌ام صورت گرفت. در سال ۱۹۷۶ پس از ابداع سیستم PC توسط استیو جابز در شرکت اپل، وقتی موضوع به اطلاع مدیران ارشد آی‌بی‌ام رسید، آنان دقیقاً این جمله را تکرار کردند: «ما اسباب بازی ساز نیستیم که PC بسازیم». آنان در آن شرایط ادعای غلطی نداشتند؛ در آن زمان PC جانشین مناسبی برای تی‌وی‌گیم و بازی آتاری بود، به ویژه پس از ابداع Joystick این کاربرد تشدید شد. ۵ سال بعد آی‌بی‌ام به اشتباه خود پی برد؛ اما همین زمان کافی بود تا سهم بزرگی از بازار را از دست بدهد. این شرکت پس از آن، هیچ گاه به هدف سهم بازار خود در این عرصه دست نیافت.
در دورۀ سوم، هر کالا یا خدمت توسط تعدادی عرضه‌کنندگان ارائه می‌شود و بازار از نظر امکان تولید محصول با محدودیتی مواجه نیست. هر بنگاه در صورتی که نتواند نظر مشتریان را جلب کند، مطلوبیت کالای خود را از دست داده و به زودی سهم بازار را نیز از دست خواهد داد. توسعۀ امکانات تولید و عرضه و نیز نحوۀ به ‌کارگیری فناوری‌های نوین، در این عرصه نقش کلیدی در یافتن قابلیت رقابتی توسط بنگاه کسب می‌کند. به علت توسعۀ امکانات حمل و نقل، توانایی‌های ارتباطات و نیز فناوری‌های نوین در تولید، امکان رشد و توسعۀ سهم هر یک از رقبا در بازار وجود دارد. امکان کسب سهم بزرگ‌تر از بازار علاوه بر وابستگی به متغیرهای درونی بنگاه، متأثر از دیگر عوامل بیرونی نیز می‌باشد. یکی از این عوامل که نقش اساسی در تعیین سهم بازار دارد، نگرش مصرف‌کننده به محصول بنگاه و نحوۀ ارتباط و کسب رضایت وی از آن است.
بقاء بنگاه در این شرایط، با درک آن از مشتری و امکان یافتن، جذب، نگهداری و توسعۀ جمع مشتریان، ارتباط مستقیم دارد.
2-1-1- قانون اساسی بقاء: توجه به مشتری
در دو مثال فوق که مشابه آن بارها و بارها تکرار شده و می‌شود، چه نکته‌ای نهفته است؟ روشن‌ترین استنباط آن است که در موقعیت‌های شرح داده شده، بنگاه اصلیت و محوریت تعیین سلیقه و تصمیم‌گیری برای نوع مصرف کالا برای مصرف‌کننده را در خود می‌دید و آن را متعلق به مشتری نمی‌دانست. در صورتی که در هر یک از سه مورد مذکور، رفتار بعدی بازار نشان داد که تقاضای بالقوه عظیمی برای محصول وجود داشته است.
اهمیت مشتری نه تنها توسط مدیریت بنگاه، بلکه باید توسط همۀ افرادی که در تولید و ارائۀ محصول نقش دارند (یعنی کلیۀ کارکنان) درک شده و به عنوان شرط نخست انجام مسؤولیت‌ها شناخته شود. آنچه مشتری می‌خواهد چیست و چگونه باید به آن دست یافت؟ مأموریت و مسؤلیت هر کدام از کارکنان در این جهت چیست؟ آیا اساساً این موضوع باید توسط همۀ کارکنان مورد نظر باشد؟
2-1-2-ارزش‌آفرینی
برای هر مشتری، روی آوردن به کالا یا خدمتی خاص به معنای دریافت و دستیابی به کارکرد و تأمین خواسته‌ای مشخص است. در شرایطی که عرضه‌کنندگان بسیاری همان محصول را ارائه می‌کنند، به چه علت مشتری باید محصول ما را بجوید؟ آنچه مشتری دنبال می‌کند، یک ارزش است که توسط محصول مورد نظر به او عرضه می‌شود. هر گروه از مشتریان از خرید محصولی معین، قصد دستیابی به ارزش مورد نظر خود را دارند و در صورتی که این ارزش توسط کالایی تأمین نشود، مشتریان به آسانی به دیگر عرضه‌کنندگان روی می‌آورند.
در عرصۀ مدیریت ارتباطات با مشتریان، درک مفهوم ارزش‌آفرینی برای مشتری و تلاش در جهت تأمین واقعی آن برای مشتری، در واقع هستۀ اصلی موفقیت را تشکیل می‌دهد. امروز با آنکه در مرحلۀ چهارم از توجه به مشتری در جهان قرار داریم، موارد متواتری از رفتار بنگاه‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیران ما نشان‌دهندۀ استنباط و برداشتی غیر از این است. بهتر است موضوع را کمی بیشتر مورد تأمل قرار دهیم؛ به این منظور باید شاخص‌های رفتاری عرضه‌کننده در هر کدام از چهار مرحلۀ مذکور را بررسی کنیم.

2-2- شاخص‌های شناختی و رفتاری عرضه‌کنندگان در مراحل چهارگانۀ توجه به مشتری
تاکنون مطالعات و بررسی‌های چندانی روی ویژگی‌های بنگاه‌ها در دوران‌های گوناگون از نظر منشاء و ریشه‌های رفتار آنان با مشتری صورت نگرفته است. در این موقعیت، با اشاره‌ای مختصر به ویژگی‌های عناصر شناختی بنگاه‌ها در روابط با مشتریان، در این عرصه تأملی خواهیم داشت. این بررسی برای هر کدام از دوران‌های متفاوت در سیر نگرش به مشتری و ارتباطات با او، دنبال می‌شود.طبعاً در دوران نخست به علت آنکه مشتری، نوعاً خود عرضه‌کنندۀ کالا نیز بوده است، شاخصۀ روشنی قابل ذکر نیست.
1-شاخصه‌های دوران دوم
در این دوره طبعاً شاخصه‌ها و ویژگی‌های اصلی مورد نیاز برای کارکرد مناسب و کیفیت مطلوب محصول توسط تولیدکننده و عرضه‌کنندۀ آن مشخص می‌شود. مشتری نقش روشنی در تعیین معیارها برای این ویژگی‌ها
ندارد؛ چرا که هنوز ساختارهای بازار و شبکه‌های توزیع به آن درجه از رشد نرسیده‌اند که برای متقاضیان مقایسه و انتخاب کالا از میان طیفی از موارد مشابه قابل حصول باشد. بنابراین هر آنچه که توسط عرضه‌کننده ارائه می‌شود، به ناچار توسط مصرف‌کننده جذب خواهد شد. مهم‌ترین شاخصه‌ها در این دوران عبارتند از:
▪در بازار:
ـ عدم گستردگی بازار
ـ نبود تنوع در گونه‌های محصول
ـ تغییرات بطئی و تدریجی در سلیقه ها و رفتار مصرف‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در تعداد عرضه‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در رفتار عرضه‌کنندگان
ـ تغییرات تدریجی در سهم بازار ( محلی ) هر کدام از عرضه‌کنندگان
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ ما آنچه را که می‌توانیم برای تولید محصول خود انجام می‌دهیم.
ـ تشخیص مطلوبیت محصول تولید شده با خود ماست.
ـ نارضایتی مشتری تأثیری بر کیفیت و نوع رفتار عرضه‌کننده ندارد.
ـ مشتری وسیله‌ای برای خوشبختی عرضه‌کننده است.
ـ چیزی به نام قدرت درک و شناخت مشتری معنا ندارد.
ـ ما هر چه بتوانیم تولید می‌کنیم؛ مشتری خودش ما را پیدا خواهد کرد. ما اصراری در جستجو برای مشتری نداریم.
۲ ـ شاخصه‌های دوران سوم
به علت آنکه

پایان نامه با کلید واژگان ارتباط با مشتری، مدیریت ارتباط، مدیریت ارتباط با مشتری

. روند در حال افزایش رقابت و کاهش وفاداری مشتریان باعث شد تا شرکت ها از سمت محصول محور به مشتری محور سوق پیدا کنند.در اینجا تمرکز بیشتر بر نیازهای مشتری است تا ویژگی‎های محصول (Liou,2009).
امروزه مدیریت ارتباط با مشتری به طور فزاینده ای در همه کسب و کارها برای حفظ اثرات بلندمدت مشتری در محیط رقابتی مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت ارتباط با مشتری فلسفه ای است که نیازهای مشتری را با هدف بدست آوردن مشتریان هدف با محصول مناسب، در زمان مناسب، و مکان مناسب مورد پیش بینی قرار می دهد (Chan, Ip & Cho, 2009).
شرکت ها به دنبال نزدیک تر شدن به مشتریان، تلاش در پیدا کردن راه های جدید برای ایجاد ارزش برای مشتریانشان و تغییر شکل ارتباط با مشتری از طریق استفاده از نظرات و مشارکت آنها، و نه تنها فروش، هستند. سازمان ها برای موفقیت بیشتر، به جای بدست آوردن سهم کل بازار باید بیشتر به جذب و حفظ سهم هر مشتری تمرکز کنند و حفظ یک مشتری، سودآور تر از بدست آوردن یک مشتری جدید است. (Park & Kim, 2003)
اشکال جدید رقابت و تغییرات ساختاری فرایند مبادله به پیدایش الگوی ارتباطی برای ایجاد ارتباطات بلندمدت در میان مشتریان و عرضه کنندگان منجر می شود. این را می توان به خاطر جهانی شدن کسب و کار، بین المللی شدن، کاهش کنترل دولت، پیشرفت هایی در فناوری اطلاعات و کاهش چرخه عمر محصول دانست. (Bennani, 2007 ) مدیریت ارتباط با مشتری در بدست آوردن اطلاعات، نگهداری اطلاعات و عملیات پشتیبانی از تصمیم گیری برای سفارشی سازی خدمات به مشتری مشارکت دارد. مدیریت ارتباط با مشتری، شرکت ها را به تحلیل داده ها و شناسایی و هدف گیری نیازهای مشتریان به منظور افزایش رضایت و حفظ مشتری ترغیب می کند. همچنین به سازمان ها به منظور ایجاد رابطه متقابل با مشتریانشان از طریق وب، پست الکترونیکی، تلفن و… کمک می کند و می توان به صورت آن لاین با مشتریان رابطه برقرار کرده و به نیازهای آنها خیلی سریع جواب داد.. ( Torkzadeh et al., 2006)
مدیریت ارتباط با مشتری باعث افزایش توان رقابتی برای بسیاری از سازمان ها و افزایش درآمد و کاهش هزینه های عملیاتی می شود. اداره روابط اثربخش و کارا با مشتریان باعث افزایش وفاداری و نرخ بازگشت مشتریان می شود. مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان ها از طریق معیارهایی همچون تکرار فرایند خرید، هزینه صرف شده و ماندگاری مشتری به ارزیابی وفاداری و سودآوری مشتریان می پردازد. (Chen & Popovich, 2003)

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
شناسایی رابطه بین مدیریت ارتباط با مشتری وکیفیت زندگی کاری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
1-4-2- اهداف فرعی
– سنجش رابطه بین میزان پرداخت کافی و مناسب و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین شرایط کاری امن و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین ایجاد فرصت برای رشد و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین امکان توسعه قابلیت های فردی برای کارکنان و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین قانون گرایی در سازمان و مدیریت ارتباط با متشری
– سنجش رابطه بین انسجام اجتماعی سازمان و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین حقوق فردی در سازمان مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین فضای کلی زندگی کارکنان و مدیریت ارتباط با مشتری

1-5- فرضیه های پژوهش
فرضيه اصلی: بین مدیریت ارتباط با مشتری و کیفیت زندگی کاری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی1: بین مدیریت ارتباط با مشتری و پرداخت کافی و مناسب در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی2: بین مدیریت ارتباط با مشتری و شرایط کاری امن در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی3: بین مدیریت ارتباط با مشتری و ایجاد فرصت برای رشد در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی4: بین مدیریت ارتباط با مشتری و امکان توسعه قابلیت های فردی برای کارکنان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی5: بین مدیریت ارتباط با مشتری و قانون گرایی در سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی6: بین مدیریت ارتباط با مشتری و انسجام اجتماعی سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی7: بین مدیریت ارتباط با مشتری و حقوق فردی در سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی8: بین مدیریت ارتباط با مشتری و فضای کلی زندگی کارکنان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف مفاهیم و متغیرهای پژوهش
1-6-1- تعریف نظری
کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری انسان موجودي اجتماعي است و نه تنها با خودش سروكار دارد بلكه با همنوعان خود نيز ارتباط دارد. كيفيت زندگي كاري بطور همه جانبه اي با كيفيت تجارب فراد در محيط كار ارتباط دارد. (دب، 206، ص 220) انسان براي برقراري ارتباط  و تشريك مساعي با ديگران همواره انگيزه قوي و نيرومندي داشته است (پي لي، 1997، ص 6) بخشي از نيازهاي اجتماعي اين موجود اجتماعي مانند نياز به احترام، در محيط كار برآورده مي شود، جائيكه انسان ها مي توانند يكديگر را ملاقات كرده با يكديگر گفتگو نموده و تجربيات خود را تسهيم نمايند. شغل، از طريق فراهم نمودن زمينه مشاركت كاركنان در گروه هاي كاري، واحدهاي سازماني و كل سازمان در برآورده نمودن احتر
ام به خود يك كارگر نقش اساسي ايفا مي كند (بج، 1991، ص 35) ضمن اينكه زماني كه كاركنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بيان انديشه هاي خود را داشته باشند و در تصميم گيري بيشتر دخالت كنند، واكنش هاي مناسب و مطلوبي از خود نشان خواهند داد (دولان، 1376، ص 55). كاركنان ( نيروي انساني ) كارآمد مهم ترين سرمايه هر سازماني محسوب مي‌شود. تقريبا تمامي صاحبنظران، منابع انساني را به عنوان اساسي ترين منبع سازمان قلمداد كرده اند و معتقدند كه بايستي اين منبع به عنوان سرمايه اصلي جامعه پرورش داده شود و يا به كارگيري سياست هاي مناسب انگيزه تلاش و كوشش در آنها ايجاد شود. استفاده مطلوب از منابع انساني متكي به اقداماتي است كه براي حفظ و صيانت جسم و روح كاركنان سازمان به عمل مي آيد. اين اقدامات كه شامل امكانات رفاهي و خدمات درماني، طرح هاي تشويقي، تناسب شغلي، امنيت شغلي، طراحي شغلي، غني سازي و توسعه شغلي، اهميت به نقش و جايگاه فرد در سازمان، فراهم نمودن زمينه رشد و پيشرفت كاركنان، آموزش كاركنان و مواردي از اين قبيل مي باشد، مجموعاٌ تحت عنوان كيفيت زندگي كاري ناميده مي شود (داودي، 1377، ص 5) شماري از آگاهان بر اين باورند كه بخشي از ركود بهره وري و كاهش كيفيت زندگي كاري و تغييراتي است كه در علاقمندي ها و اولويت هاي كاركنان پديد آمده است (دولان، 1376، ص 355) كاركنان درخواست دارند در كارشان نظارت و دخالت بيشتري داشته باشند. آنان ميل دارند مانند يك مهره در يك دستگاه بزرگ به شمار نيايند. كيفيت زندگي كاري در سيستم امكاني را فراهم مي كند كه پرسنل پاسخگوي جنبه هاي تكنيكي – اجتماعي آن سيستم باشند (دب، 2006، ص 421). اهميت پاداش هاي غير اقتصادي در مقايسه با پاداش هاي اقتصادي هم اكنون در حال افزايش است، به ويژه در نزد كاركناني كه از آموزش و پرورش بالايي برخوردار هستند. همه موارد فوق در مفهوم انساني كردن محيط كار و يا به عبارت ديگر بهبود كيفيت زندگي كاري ريشه دارد (هالز، 1994، ص 112).
بنابر اين مي توان گفت كيفيت زندگي كاري به همه داده هاي سازماني كه هدفش خشنودي كارمندان و افزايش تاثيرات سازماني مي باشد دلالت دارد (پاتاناياك، 2003، ص 248)
پرداخت کافی و مناسب
میزانی است که پرداخت مزایا و یا سایر پرداخت های جبرانی برای حفظ استاندارد زندگی قابل قبول به وی‍‍‍‍‍‍‍‍ژه در مقایسه با سایر کارهای مشابه کفایت می کند.(Gray and Starke,1988)
شرایط کاری امن و سالم
منظور بی خطر بودن شرایط کار، ساعات کار منطقی، مناسب بودن محیط فیزیکی و روحی کار و شرایطی که بر سلامتی و راحتی کارکنان در حین کار موثر است.(همان منبع)
فرصت برای به کارگیری و توسعه بی واسطه استعدادهای انسانی
میزانی است که کارها ساده و تمایز یافته اند و کنترل ها سخت گیرانه اند. میزانی که شغل، کارکنان را قادر می کند که مهارت و دانش خود را بهبود بخشیده از آن استفاده کنند و کاری را انجام دهند که برای آنها معنی دار و مهم باشد.. (همان منبع)
فرصت برای امنیت و رشد مداوم در آینده
میزانی است که انجام کارهای واگذار شده، در حفظ و رشد ظرفیت اشخاص موثر است. اینکه بتوان دانش و مهارت تازه برای انجام کارهایی که در آینده به کارکنان واگذار می شود به دست آورد. همچنین امکاناتی که برای افزایش و به کارگیری پتانسیل فرد و پیشرفت وی در مسیر سازمان مربوط و به رسمیت شناختن وی از طرف هم قطاران و سایر اعضاء وجود دارد.. (همان منبع)
انسجام اجتماعی در سازمان کار
منظور فرصت برقراری ارتباط با دیگران، رهایی از تبعیض، صراحت بین اشخاص و حمایت از یکدیگر در میان کارکنان، انصاف و امکان بیشرفت به سمت بالا و همچنین پیشرفت بر حسب شایستگی است.. (همان منبع)
حقوق فرد در سازمان کار
چیستی حقوق کارکنان و چگونگی حمایت از آن. اینکه فرهنگ سازمانی تا چه حد به حریم خصوصی افراد، پذیرش اختلاف ایده، وفاداری به استانداردهای تساوی در توزیع پاداش ها و فراهم کردن فرایندهای آن احترام می گذارد. رعایت شان و احترام افراد و اینکه کارکنان چقدر می توانند صادقانه اظهار عقیده کنند و با آنان رفتار منصفانه می شود.(همان منبع)

کار و کل فضای زندگی
منظور تعادل بین کار و زندگی غیر شغلی، میزان فشارهای محسوس و نا محسوس شغلی، حالت فکری کارکنان، امکان رهایی از ناراحتی ها و افسردگی های حین کار و یا خارج از آن است. (همان منبع)
ارتباط اجتماعی زندگی کار
به این معنی است که از دید کارکنان، سازمان در تولید، کاهش هزینه ها، نحوه استخدام، فنون بازاریابی و سایر فعالیت ها به مسئولیت اجتماعی تا چه حد عمل می کند. سازمان های فاقد تعهدات و مسئولیت اجتماعی می توانند موجب شوند که کارکنان ارزش و سوابق کار خود را کم رنگ نشان دهند.(همان منبع)
کیفیت زندگی کاری فرایندی است که به وسیله آن همه اعضاء سازمان از راه مجاری باز متناسبی که برای این منظور ایجاد شده است در تصمیم هایی که به ویژه بر شغل شان و محیط کارشان اثر فراوانی می گذارد به نوعی دخالت می کنند. (نجمی،1385)
مدیریت ارتباط با مشتری
به همه فرآیندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می‌رود. اصول مدیریت ارتباط با مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای ارتباط با مشتریان بیان می کند، از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف.(شیرکوند،1386)

1-6-2- تعری
ف عملیاتی
در این پژوهش برای سنجش متغیرها از دو پرسشنامه استفاده شده است که عبارتند از :
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون مشتمل بر24 سوال و پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری برگرفته از عباسی(1388) مشتمل بر 14 سوال. پرسشنامه به کمک طیف لیکرت بصورت خیلی مخالفم(1)، مخالفم(2)، مطمئن نیستم(3)، موافقم(4) و خیلی موافقم(5) نمره‌گذاری شده است.

1-7- قلمرو تحقیق
1-7-1- قلمرو مكاني تحقيق(جامعه آماري )
قلمرو مكاني اين تحقيق کلیه کارکنان بخش بیمه ای سازمان تامین اجتماعی در استان گیلان است.

1-7-2- قلمرو زماني تحقيق
زمان يا دوره زماني آغاز تا پايان كار توزيع و جمع آوري پرسشنامه (ابزار گرد آوري اطلاعات) و تجزیه و تحلیل نتایج را در بر مي گيرد که محقق یک دوره زمانی 6 ماهه را پیش بینی می کند. (از ابتدای دی نودویک تا انتهای خرداد ماه نود و دو )
1-7-3- قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش، محقق به دنبال بررسی تاثیر

منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، وجود خداوند، صفات خداوند

قائل نیستند نمی‌پذیرد. به نظر وی چنین مدلهای فلسفی میراث هگل ، هایدگر، سارتر و حتی کرکگارد است که انتخاب جهان بینی را کاملاً غیر عقلانی می‌داند.(گوتوبد، 1387،ص30)
به عقیده سوئین‌برن :
چنانچه شاهدی قوی و ایجابی بر عدم وجود خدا داشته باشیم، باید تجاربی را که ظاهراً در مورد خدا هستند نادیده بگیریم .اگر ما نمی‌توانستیم به حواسمان به هنگامی که ظاهراً چیزی را نشان میدهند که از جهات دیگر بنا به احتمالی ضعیف نباید آنگونه باشد، اعتماد کنیم همیشه در زندان باور اولیه خود باقی بمانیم. و بدین ترتیب وظیفه آدم شکاک در مورد تجربه‌ی دینی و نیز در مورد تمامی تجربه‌های دینی، آن است که برای نپذیرفتن آنچه ظاهراً مضمون آن تجربه است، دلیلی ارائه کند. تنها راه برای رد کردن مدعیات مربوط به تجارب دینی اثبات این امر است که توازن قوی شاهد به جانب عدم وجود خدا سنگینی کند و در غیر اینصورت، تجربه‌ی دینی شاهد مهم بیشتری بر وجود خدا خواهد بود. (سوئین‌برن: 1381،ص205)
در جایی دیگر سوئین‌برن بیان‌ می‌دارد:
« بنابراین، به اعتقاد من، باید عقیده به وجود خداوند را به همین صورت توجیه کرد. عقیده به خداوند اساساً به همان طریق توجیه می‌شود که عقاید ما دربار‌ه‌ی این که در محیط کلّی ما چه چیزهایی و چگونه وجود دارند؛ یعنی عقاید اخیر به موجب تأثیر آن محیط بر روی ما توجیه می‌شوند… معقول بودن اعتقاد ما به واقعیت موجوداتی که به ظاهر در تجربه عرضه می‌شوند، خواه به طور بی‌واسطه عرضه شده باشند(مانند وقتی که شیء پیش روی خود را به عنوان یک صندلی تجربه می‌کنیم) و خواه به طور باواسطه (مانند وقتی که احساس می‌کنیم حیات ما در محضر نادیده خداوند سر می‌شود) منوط به دو شرط است: شرط اول این است که ما مسئولانه( یا فرضاً به صورت سنجیده) وجود چنین موجودی را ممکن بدانیم. شرط دوم این است که به نظر برسد آن موجود به نحوی نیرومند مبرم و ناخوانده، چندان که مقتضی عقیده به واقعیت آن است در تجربه ما عرضه شده است، وقتی کسی بر مبنای تجربه‌ی دینی الزام آور به وجود خدا اعتقاد می‌ورزد، اساساً اعتقادش نمونه ای از عقیده عقلانی یا معقول یا کاملاً مبین است.» (به نقل از تالیافرو،ص436)
به زعم سوئین‌‌برن اگر شما تجربه آشکاری از خدا داشته‌اید، احتمالا خدا را تجربه کرده‌اید هرچند که ممکن است واقعیت رنج و درد،به منزله قرائن‌ مخالف،ممکن است با اعتقاد به وجود خدا ناسازگار پنداشته‌ شود یا آن را نامتحمل بنماید و این قرائن ممکن است‌ قوی یا ضعیف باشند.گاهی حتی ممکن‌ است قرائن قوی‌تر باور کسی را که‌ از تجربه بسیار قوی دینی به دست آورده‌ است وی را آشفته نسازد،اما به‌طور کلی،قرائن مخالف‌ مسئله وجود خدا را هم‌چنان باز نگاه می‌دارد. در هر صورت، از نظر وی اگر قرار است خداباوری عقلانی باشد،باید با براهین ایجابی تقویت‌ شود یا آن قرائن مخالف با براهین سلبی ابطال شوند.از آن‌جا که امروزه در مغرب‌زمین شکاک و در دنیای مسیحیت کنونی‌ تردیدهای بسیاری درباره وجود خدا هست،باید بیش از گذشته‌ در تعمیق ایمان مؤمنان و هدایت کافران بکوشیم. اما نه از طریق استدلال قیاسی ؛ زیرا تنها کاری که این استدلال ها می‌توانند انجام دهند این است که چیزی را نتیجه می‌گیرند که در مقدمات مفروض گرفته شده است، و اگر با وجود تصدیق مقدمات نتیجه انکار شود به تناقض منجر می‌گردد.
وی بر این عقیده است هرگونه استدلال از وجود جهان و نظم آن بر وجود خدا استدلالی استقرایی است. زیرا در چنین استدلالی مقدمات تا حدی نتیجه را محتمل و حتی شاید بسیار محتمل می‌سازند، اما به حد یقین نمی‌رسانند. وی با تکیه بر اصل آسان‌باوری، براهین استقرایی را بر براهین قیاسی ترجیح می‌دهد و حتی استدلال های قیاسی را عقیم می‌داند.
سوئین‌برن در نهایت در کتاب «آیا خدایی هست؟» به این نتیجه می‌رسد که وجود جهان، نظام مندي آن و هماهنگي و کوک عالي آن؛ وجود انسانهاي آگاه در اين جهان، که فرصت هاي مناسبي براي شکل دادن خود وديگران و جهان دارند؛ پارهاي شواهد تاريخي مبتني بر معجزه در ارتباط با نيازها و دعاهاي انساني، به ويژه در ارتباط با پايه و بنياد مسيحيت، که نهايتاً با تجربهي ظاهري ميليون ها انسان از حضور خداوند به طور قاطع کامل ميشوند، همگي به طرز چشمگيري وجود خداوند را از عدمش محتملتر مي سازند.(سوئین‌برن، ص211)
سوئین‌برن که تنها استدلال‌های استقرائی، هم چون برهان‌های جهان شناختی، غایت شناسی، و تجربه‌ی دینی را می‌پذیرد براین عقیده است که هیچکدام به تنهایی وجود خداوند را ثابت نمی‌کنند و یا حتی وجود او را محتمل‌تر از عدم او نمی‌سازد. این دلایل در مجموع و در کنار یکدیگر شاهدی فزاینده برای خداشناسی فراهم می‌آورند.
4_2_2 آلستُن و اثبات وجود خدا
آلستُن با استناد به اصل آسان‌باوری بر این عقیده است که همة باورهایی که از یک تجربه‌ی دینی به دست می‌آوریم در نگاه نخست موجه هستند و موجه می‌مانند مگر اینکه دلایل کافی برای ناموجه بودن آن‌ها داشته باشیم و به گفتة سوئین‌برن ردیّه ای برای آن وجود داشته باشد. آلستُن، ردیّه ها را به دو دسته باطل کننده و ضعیف کننده‌ها تقسیم می‌کند. او در توضیح این دو قسم ردیّه می‌نویسد:
« ردیّه ها را می‌توان تقسیم کرد به باطل کننده ها و ضعیف کننده ها، یعنی دلایل قوی کافی برای آنکه تصور کنیم تجربه، در این مورد، به حد کفایت باور را تأیید نمی‌کند. در مورد
فیل دلایل کافی برای آنکه گمان کنیم در دور و بر، فیلی وجود ندارد یک باطل کننده خواهد بود. دلیلی برای آنکه تصور کنیم شخص، شاید بر اثر استعمال نوعی دارو، دستخوش توهمات است یک ضعیف کننده خواهد بود.» (به نقل از پلنتینگا و دیگران، ص72)
همانطور که در فصل دوم از نظر گذراندیم آلستُن دو نوع تلقی از توجیه را مطرح نمود: توجیه دستوری و سنجشگرانه. و سؤالی که برایش مطرح می‌شود این است که آیا توجیه دستوری برای یک باور خاص کافی است و هیچ امر دیگری در تعیین سرنوشت معرفتی آن باور اهمیت ندارد؟ با توجه به ادراک حسی پاسخ وی منفی خواهد بود.
ممکن است من به اتکای این واقعیت که هم اکنون دارای نوع خاصی از تجربه حسی هستم، در باور به این درختی که پیش روی من است موجه باشم، اما این مطلب صرفاً در «شرایط مطلوب» صادق است . اگر من با آرایش پیچیده ای از آینه‌ها مواجه شوم، ممکن است در این باور که درخت بلوطی پیش روی من است، موجه نباشم، حتی اگر برای تمام مردم جهان چنین به نظر برسد که درخت بلوطی در برابر من است. علاوه بر این، ممکن است به نظر همة مردم جهان چنین به نظر برسد که درخت بلوطی در برابر من است. علاوه بر این، ممکن است به نظر همة مردم جهان چنین بیاید که آب سربالا می‌رود. اما نامحتمل بودن کلی این امر، توجیه باور متناظر آن را که از آن تجربه به دست می‌آید، به غایب تضعیف می‌کند. (آلستُن:1379، ص 151)
آلستُن با این مثال به دنبال نشان دادن این است که توجیه به دست آمده از طریق تجربه شخص صرفاً توجیهی ابطال‌پذیر است. این توجیه به طور ذاتی، احتمالاً در اثر ملاحظات قویتر معارض آن ،نادیده گرفته می‌شود، تضعیف می‌گردد و یا باطل می‌شود. بنابراین، توجیه باورهای راجع به محیط مادی که از طریق تجربة حسی به دست آمده است، توجیهی ابطال پذیر یا، به تعبیری دیگر توجیه اولیه است. فاعل تجربه به اتّکای داشتن تجربه، در چنان موضعی در باور خویش موجه خواهد بود، مگر اینکه دلایل کافی محکمی برخلاف آن وجود داشته باشد. اهمیت مفهوم ابطال پذیری، يا توجيه اولیه، در مفهوم توجيه معرفتی هنگامی آشکار می‌شود که بخواهيم از باورهای دينی مبتنی بر تجربة دينی سخن بگوئيم.
از نظر آلستُن توجیه مستقیم تجربیِ باورهای تجلی بنیاد هم، در بهترین شرایط، توجیه اولیه است. و باورهای راجع به ذات و صفات خداوند غالباً در رد و ابطال باورهای تجلی بنیاد، بویژه برای رد باورهای راجع به ارتباطات کلامی با خداوند بکار می‌روند. در توضيح اين نکته يادآور می‌شويم که باورهای تجلی بنياد نبايد با باورهای دينی پيشين شخص در تعارض و ناسازگاری باشند. بنابراین به عقیده وی هم تجربة حسی و هم تجربه‌ی دینی، حداکثر می‌توانند توجیه در نخستین نگاه را، فراهم آورند.
وی برای روشن شدن اعتبار ادراک عرفانی آن را با ادراک حسی مقایسه می‌کند. و معتقد است که نه ادراک حسی و نه ادراک عرفانی هیچکدام از پشتوانة « توجیه دستوری بر مبنای الزام قوی تر»55 (Jns) برخوردار نیستند. از همین رو است که برای رویة معرفتی مسیحی56 CP هم معتقد است همانند ادراک حسی توسط « توجیه دستوری بر مبنای الزام ضعیف تر57( Jnw ) پشتیبانی می‌شود.
« اگر Jnw نهایت توجیهی باشد که ما برای رویه ادراکی داریم، آنگاه اگر CP هم دارای Jnw باشد، دست کم در موضع معرفتی به همان قوت و استحکام رویة ادراکی58 خواهد بود. ( من بدون هیچ دلیلی فرض می‌کنم که _

منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، فاعل شناسا، اعتقادات دینی

در داشتن تجربه ديني نقش علّي دارند ربطي به اين ندارد که آن تجربه، اصيل است يا توهم. دارويي که به چشم من ريخته مي‌شود ممکن است سبب شود که من چيزي را ببينم که اينجا نيست، يا سبب شود چشم هاي من به چيزي باز شوند که در اينجا وجود دارد. و بر فرض وجود خداوند، رياضت روزه‌داري يا هر چيز ديگري که تجربه ي ديني را به ارمغان مي آورد، به مثابه ي ريختن دارو در چشم است براي ديدن چيزي که وجود دارد.
حالت چهارم
علت وجود معرفت‌شناختی x را براي فاعل شناسا بتوان از طریق دیگري غیر از پذیرش وجود عینی x تبیین نمود.
سوئین‌برن مدعی است این شواهد بیشتر در تجارب عادي و روزمره قابل تصور است و در تجارب دینی به ندرت وجود دارند. به همین دلیل نمی‌توان ادعا کرد که به دلیل وجود شواهد فوق اصل آسان‌باوری در تجارب دینی کاربرد ندارد. و همچنین اعمال‌ اصل آسان‌باوری را برای‌ تجربه‌های‌ عادی‌ و روزمره‌ منوط‌ به‌ عدم‌ وجود وضعیت‌های‌ خاص‌ می‌کند.
2_3_4 ویژگی‌های اصل آسان‌باوری از منظرسوئین‌برن
اصل آسان‌باوری جزء اصول عقلانی است.
سوئین‌برن ضمن اشاره به اینکه باور عقلانی، آن باوری است که به لحاظ معرفت‌شناختی موجّه باشد، به بیان معیارهای عقلانیت باور می‌پردازد. وی اصل بهترین تبیین، اصل گواهی، و اصل آسان‌باوری را از جمله مهم‌ترین اصول عقلانیت باورمی‌داند که در تمام حوزه‌های معرفتی به کار می‌روند. وی همچنین کاربرد اصل آسان‌باوری را هم در ادراکات حسی و هم در تجارب دینی بی‌نیاز از شواهد استقرایی می‌داند.
دیویس در این خصوص بیان می‌دارد :
«هیچ فیلسوفی تاکنون موفق نشده است که براي اعتماد ما بر فرایندهاي استدلال، تجربه‌ها، حافظه‌ها و گفته‌هاي دیگر اشخاص توجیه استقرایی فراهم آورد، اما این دلیلی بر تسلیم شدن ما به شک گرایی یا غیرعقلانی شمردن نوع انسان نیست (شاید همچون هیوم به بازيهاي تخته نرد پناه آوریم). اگر اصولی وجود دارد که ما می‌فهمیم باید به وسیله آن‌ها عمل کنیم، و اگر ما خود را موجوداتی عقلانی به شمار می‌آوریم، در این صورت خوب است آن‌ها را « اصول عقلانیت » بنامیم، اما نباید استدلالی استقرایی براي عقلانیت آن‌ها متوقع باشیم. هر تلاشی براي فراهم آوردن چنین استدلالی ناگزیر دور باطل خواهد بود. زیرا چنین تلاشی بدون پیش‌فرض گرفتن اعتبار دست کم برخی از تجربه‌ها وفرایندهاي مورد بحث صورت نمی‌گیرد.» (Davis:1989،122-123 به نقل از اصغری و موسوی:1391،ص24)

اصل آسان‌باوری یک اصل فراگیر (عام14) است.
سوئین‌برن اصل آسان‌باوری را قابل اطلاق بر همه تجارب انسانی می‌داند. به عبارتی اشخاص بر طبق این اصل می‌توانند تمامی تجارب خود از قبیل دینی و غیر دینی اعتماد گرده و آنها را واقع نما بدانند در غیر اینصورت دچار شکاکیت در تمامی باورهای خود خواهند شد.
اصل آسان‌باوری بر حافظه قابل اطلاق است.
سوئین‌برن این اصل را نه تنها بر ادراک بلکه بر حافظه هم قابل اطلاق دانسته و حافظه را که یادآوري تجربه‌اي در گذشته است را قابل اعتماد می‌داند. البته معتقد است حافظه قدرت کمتری نسبت به تجربه حاضر دارد و گاهی اوقات احتمال درستی آن تجربه‌ای را که به یاد می‌آوریم ضعیف باشد.
و همچنین من به طور مشابهی به شما نشان خواهم داد که ( در صورت فقدان ملاحظات خاص) حافظه روشن قابل اعتماد است. اگر به نظر برسد که او یک شی را و یا برخی چیزها را او در گذشته درک کرده و یا برخی کارها را انجام داده. پس (با فقدان ملاحظات خاص) او انجام داده آن‌ها را.
هرچیزی چگونه به نظرمی‌رسد؟ یعنی چگونه به نظر ما می‌رسند؟ ادراک آن‌ها، تجربه آن‌ها، حافظه و یادآوری آن‌ها زمینه‌های خوبی برای یک باور درباره‌ی اینکه چطور چیزها هستند یا وجود دارند می باشند. تجربه قوی‌تر حافظه قوی است ، به احتمال زیاد آنچه به نظر ما می‌رسد برای ادراک یا یادآوری، صادق است و چیزهای دیگر به نحو یکسانی وجود دارند. البته حافظه قدرت کمتری نسبت به تجربه حاضر دارد و گاهی اوقات احتمال آن ضعیف است که آنچه به نظر ما می‌رسد که به یاد می‌آوریم درست باشد. این اصل که من آن را اصل آسان‌باوری می‌نامم و نتیجه بدست آمده از آن به نظر می‌رسد برای من درست باشد.( Swinburne: 2004، P.303)
اصل آسان‌باوری و اعتمادپذیری
به زعم سوئین‌برن اگر اشخاص در مقابل اصل آسان‌باوری قائل شوند که هرگز نباید به نمود‌ها و ظواهر اعتماد کرد مگر آنکه قابل اعتماد بودن آن‌ها اثبات شده باشد، شما هرگز به هیچ باوری دست نخواهید یافت. وی علت آن را چنین بیان می‌دارد.
زیرا قابل اعتماد بودن نمود‌ها را چیزی جز نمود‌های دیگر اثبات نمی‌کند. و چنانچه شما نتوانید به نمود‌ها به معنای دقیق کلمه اعتماد کنید، به نمود‌های جدید هم نمی‌توانید اعتماد کنید. دقیقاً همان اندازه که شما باید به حواس معمولی پنج‌گانة خود اعتماد کنید، اعتمادتان به حس دینی هم معقول است.
کسی که بر این مسئله نظر مخالف دارد، ممکن است بگوید که شما به این دلیل به حواس معمولی خود (مثل حس بینایی) اعتماد می‌کنید که آن‌ها با حواس سایر مردم سازگارند (یعنی شما ادعای دیدن چیزی را دارید که آن‌ها مدعی دیدن آن هستند)، ولی حس دینی شما با حواس سایر مردم سازگار نیست (یعنی یا آن‌ها هرگز تجربه‌ی دینی نداشته‌اند یا اگر داشته‌اند از نوع تجربه‌ی دینی شما نبوده است). اما تشخیص این مطلب مهم است که انسان خردمدار، اصل آس
ان‌باوری را پیش از آنکه از چیستی تجربه دیگران آگاه شود بکار می‌برد.شما به درستی به حواسمان اعتماد می‌کنید حتی اگر مشاهده‌گری که آن‌ها را وارسی کند نباشد و اگر مشاهده‌گری دیگری گزارش کند که ظاهراً همان چیزی را می‌بینید پس از آن شما بایستی به یاد بیاورید که او چنان گزارشی را داده است و این به معنای اعتماد شما بر حافظة خود ( یعنی آنچه شما ظاهراً به یاد می‌آورید که او او شنیده‌اید) بدون تأییدی در مورد آن در حال حاضر است. به هر تقدیر، تجربه‌های دینی غالباً با تجارب دینی بسیاری از مردم و آگاهی کلی آن‌ها از قدرتی ورای قدرت ما انطباق دارند، قدرتی که زندگی‌های ما را اداره و رهبری می‌کند ( هرچند این آگاهی در اینکه ذات خدا دقیقاً چیست و اهداف خاصش کدام است، گاهی تفصیلی ای نیست.) چنانچه برخی از مردم این تجربه‌ها را نداشته باشند این امر حاکی از آن است که آن‌ها نسبت به واقعیات دینی کورند( دقیقاً همانطور که ناتوانی برخی از افراد در دیدن رنگ‌ها هستیم در اشتباهیم، بلکه حاکی از آن است که آن‌ها کور رنگند) (سوئین‌برن:1381،ص 201_203)
اصل آسان‌باوری ادراک حضور است نه غیاب
این اصل، اصلی است ایجابی زیرا مضمون آن گویای تجربه وجودx است و نه غیاب آن.
«نکته‌ای که این اصل بر آن تاکید دارد این است که که چگونه اشیاء به نحو ایجابی‌و مثبتی به نظر می‌رسند، شاهدی بر این است که آن‌ها موجودند اما اینکه چطور چیزها به نظر نمی‌رسند نمی‌توان دلیلی بر نبودشان دانست. به عنوان مثال اگر به نظر من برسد که که هیچ میزی در اتاق وجود ندارد این تنها دلیل بر این فرض است که آن وجود ندارد، اگر دلیل مناسبی برای این فرض وجود داشته باشد که من دارم میبینم همه جای اتاق را و (داشتن چشم ، قابلیت تشخیص یک میز زمانی که آن را می‌بینم و غیره)باید دیده بشود آن میز اگر آنجا وجود داشته باشد.»(Swinburne: 2004 p. 304)
دلیل سوئین‌برن بر این کار آن خواهد بود که تجربه‌هايی که غیرایجابی‌اند نمی‌توانند دلیلی باشند بر اینکه اشیاء واقعاً چگونه‌اند، بلکه تنها تجربه‌هاي ایجابی می‌توانند دلیلی بر آن باشند که اشیاء چگونه‌اند.

اصل آسان‌باوری « احتمالا15» واقع نمایی شیء را ثابت می‌کند.
« من معتقدم که این یک اصل عقلانی است که اگر به نحو معرفت‏شناختی به نظر یک فاعل شناسا برسد که xحاضر است، آنگاه احتمالاً x حاضر است.» (Swinburne،P.303)
همانطور که دیدیم، سوئین‌برن در اصل آسان‌باوری از واژه «احتمالاً» استفاده می‌کند. امر ناشی از دیدگاه خاصی است که سوئین‌برن از آن پیروي می‌کند و آن عبارت است از «عقلگرایی انتقادي» بر اساس این دیدگاه نظام‌هاي اعتقادات دینی را باید مورد نقد و ارزیابی قرار داد، اگر چه اثبات قاطع چنین نظام‌هایی امکان‌پذیر نیست. عقلگرایی انتقادي برخلاف تلقی بیش از حدخوشبینانهاي که عقل‌گرایی حداکثري از عقل دارد، نگاه فروتنانه‌تر و محدودتري به توانمندي‌هاي عقل دارد و همیشه به دو جهت برطرح دیدگاه هاي رقیب تأکید دارد: اولاً محاسن دیدگاههاي رقیب را در مقایسه با دیدگاه خود می‌سنجد؛ و ثانیاً دیدگاه خودشان مورد انتقادات جدي قرار می گیرد و از این روست که مدافعان این دیدگاه بر ماهیت بی وقفه و پایان ناپذیر تأملات تأکید دارند و برخلاف ایمان‌گرایان و عقل‌گرایان افراطی هرگز قاطعانه حکم نمی‌کنند که بحث درباره حقیقت و اعتباراعتقادات دینی به نتیجه نهایی رسیده است و هیچ تضمین عقلی محرزي مبنی بر صحت دیدگاه خود در اختیار ندارند (ر.ک : اصغری و موسوی:1391؛ص34 ،جعفری،ص34)
همچنین نزد سوئین‌برن باور همراه با احتمال‌پذیری است. وی در باب باور، نیز قائل به قطعیت کامل نیست.
« باور به اینکه ( الف، ب است) تا جایی باور «قوی» محسوب می‌شود که دارندة آن باور (فاعل شناسا) معتقد باشد که P محتمل‌تر از غیر P است.»( Swinburne: 2005، p 7)
در جایی دیگر آورده:
«رأی اصیل من آن است که کسی که (باوری در باب احتمالات مرتبط با هم دارد) باور دارد که P اگر و فقط اگر باور داشته باشد که تمام شواهد در دست او،P را از تمام رقبای آن، محتملتر می‌سازد.».( P.P 22)
دراینجا می‌بینیم که او به تفسیر یک احتمال و ارائه ملاک برای آن می‌پردازد. درجة احتمال را بر اساس شواهد توضیح می‌دهد.

فصل سوم
بازسازی دیدگاه آلستُن در قالب اصل آسانباوری در عرصه مباحث معرفتشناسی دینی

در این فصل به بررسی آرای فیلسوف بزرگ دیگری که در این زمینه تلاشهای قابل توجهی نموده است خواهیم پرداخت. ویلیام آلستُن که یکی از فیلسوفان برجسته فلسفه دین محسوب میشود درصدد توجیه باورهاي دینی بوسیله تجارب دینی برآمده و کتاب ادراک خدا گویای تمامی هّم وی برای اثبات حجیت باورهای دینی از طریق ادراک و آگاهی بی‌واسطه از خداوند است.
این فصل درصدد است تا گوشه چشمی از این تلاش بی‌دریغ را به نمایش بگذارد و همچنین کوششی خواهد بود برای نشان دادن جایگاه اصل ‌آسان‌باوری در بطن اندیشه آلستُن که موجب شکلگیری چنین تفکری شده است.
در ابتدا نگاهی گذارا به سیر فکری و آثار وی خواهیم داشت سپس به فحوای اثر جاودان وی «ادراک خدا» نظری افکنده و بعد از آن وارد محورهای اصلی اندیشه آلستُن و بیان دیدگاه وی خواهیم شد.

3_1 کتاب ادراک خدا
ترجمة دقیق واژه Perceiving در عنوان کتاب « Perceiving God» به معنای ادراک حسی است که این انتخاب زیرکانه توسط آل
ستُن بیان‌گر قصد وی برای نشان دادن تشابه میان ادراک حسی با ادراک عرفانی بوده است.
به طور کلی هدف عمدة کتاب «ادراک خدا» دفاع از این دیدگاه است که آگاهی مستقیم مفروض ما از خدا می‌تواند توجیه‌گر برخی از انواع باور‌های راجع به خدا باشد. و شخص می‌تواند به واسطة ادراک خدا به مثابة موجود یا انجام دهندة فلان کار، در اعتقاد به برخی از انواع باورهای مربوط به خدا موجّه باشد. وی در ابتدا به تبیین چگونه اندیشیدن درباره‌ی آگاهی مستقیم از خدا، ویژگی‌های حیاتی او ….، اشاره نموده و سپس مدل ادراکی را مطرح می‌نماید که داعیة هم ساختاری با ادراک حسی را دارد، و از آن دفاع خواهد کرد. در فصل دوم روایتی عام از توجیه معرفتی، و از توجیه باورهای ادراکی بیان می‌دارد.در فصل سوم به بررسی اقدامات انجام شده برای احراز اعتمادپذیری ادراک حسی، آن هم بدون این که گرفتار «دور معرفتی» شود اختصاص داده شده است.و فصل چهارم به دنبال پاسخگویی به این پرسش خواهد بود که آیا ما هیچ مبنای کافی برای فرض قابل اعتماد بودن و توجیه‌گر

منابع و ماخذ مقاله فاعل شناسا، بایزید بسطامی، اعتمادگرایی

توجیه یک موضوع تشکیکی است و هر چه دلایل باوری کافی‌تر (بهتر) باشند، آن باور موجه‌تر خواهد بود.
به عقیده وی می‌توان نظریات توجیهی را برحسب هریک از مؤلفه‌های سه‌گانه، دلایل، پایه بودن و کفایتشان، به درون‌گرا یا برون‌گرا طبقه‌بندی کنیم. (سوئین‌برن،1393،ص92) دیدگاه اصلی نظریه برون‌گرایی توجیه این است که چیز‌هایی که توجیه یک باور را فراهم می‌سازد، حالت‌های اموری هستند که نیازی نیست بطور ذهنی قابل حصول باشند؛ و لزومی ندارد که فرد صاحب باور دسترسی کاملی به درستی آن داشته باشد. عمده نظریات برون‌گرایی کفایت ادله می‌توانند به عنوان نظریاتی با انواع مختلف اعتمادگرایی ارائه شوند، دیدگاه محوری آن‌ها این است که دلایل یک باور خاص کافی هستند، اگر (و تنها اگر) فرآیند خاص (مصداقی، در اصطلاح فیلسوفان) باورساز به یک نوع (نوعی، در اصطلاح فیلسوفان) قابل اعتمادی مرتبط باشد. به هر میزان که باورهای صحیحی که فرایندی بوجود می‌آورد بیشتر باشد، آن فرایند قابل اعتمادتر است؛ و به تبع آن توجیه یک باور مصداقی تولید شده توسط آن فرآیند بیشتر خواهد بود.
نظریات درون‌گرایانه به این صورت خواهند بود که اگر کسی درصدد باشد تا آنچه را که یک فرد به عنوان یک مفهوم زبان معمولی رسا از توجیه در نظر می‌گیرد تحلیل کند، طبیعی است که فرض کند، برای اینکه باور او موجه باشد، دلایل آن باید دلایلی باشد که فرد از آن‌ها آگاه است.(سوئین‌برن:1393،ص96) و برای اینکه باوری موجه باشد،در یک زمان مشخص باید رابطه مشخصی بین آن و حالت‌های ذهنی برقرار باشد.
درون‌گرا اصرار دارد که تنها باورهای فرد هستند که می‌گویند آیا یک فرایند قابل‌اعتماد است یا نه که مربوط به توجیه یک باور منتج هستند، در حالی که برای برون‌گرا این تنها یک حقیقت است که یک فرایند قابل اعتماد است یا نه ـ فارغ از باورهای فرد که به آن مربوط می‌شوند. برای یک درون‌گرا طبیعی است که همچنان ادعا کند که فرد در اعتقاد داشتن به باوری که دلایل ذهنی دارد تنها در صورتی موجه است که واقعیتی که آن دلایل آن را تأیید می‌کنند یا به طور ظاهری آن باور را تأیید می‌کنند برای فرد قابل دسترس باشد؛ و هرچقدر که آن تأیید افزون‌تر باشد آن توجیه بیشتر خواهد بود. به زعم وی کسی می‌تواند تنها درخصوص «دلایل» درون‌گرا باشد، مانند آلستون یا درباره هردوی دلایل و کفایت آن‌ها یا درباره دلایل و پایه بودن آن‌ها، یا نهایتا می‌تواند در مورد هرسه این عوامل درون‌گرا باشد.
2_2 تجربه‌ی دینی از دیدگاه سوئین‌برن
به نظر سوئین‌برن تنها تجربه‌ا‏ی دینی خواهد بود که شخص متعلَّق این تجربه را موجود یا حضوری مافوق طبیعی ‏بداند. البته وی داشتن تجربه‏ی دینی را غیر از کسب بصیرت 5دینی می‌داند البته شاید بتواند منبع و منشأ بصیرت دینی قرار گیرد. اشخاصی چون اشعیاء و اگوستینوس از طریق تجربه‏ی خدا، هم تصوری از الوهیت خدا پیدا کردند و هم تصوری از گناه کاری خودشان، اما بصیرت دینی لزوماً در گرو تجربه‏ی دینی نیست. شرط تجربه‏ی دینی آن است که خداوند یا حقیقت غایی موضوع آن تجربه باشد، یا موضوع آن تجربه تلقی شود.
سوئین‌برن برحسب آن که هر کس خداوند یا حقیقت غایی را به انحای گوناگون تجربه می‏کند، پنج نوع تجربه‏ی دینی را مطرح کرده و آن‌ها را براساس نحوه‏ی تحققشان طبقه‏بندی می‏نماید این نوع تقسیم‏بندی یکی از جامع‏ترین و واضح‏ترین تقسیم‏بندی‏های ممکن در این زمینه به شمار می‌آید که به شرح ذیل می‌باشد:
1) تجربه خداوند یا امر حقیقت غایی به واسطة شیئی محسوس که در قلمرو تجربة همگانی است. برای مثال، ممکن است شخص خداوند را در تمثال شخصیتی مقدس، غروب خورشید یا اقیانوس ببیند.تمثال یک شخص یا غروب خورشید خدا نیستند، اما شخص در قالب این امور یا از طریق آن‌ها با خداوند یا امر مافوق طبیعی مواجهه می‌یابد. (پترسون، ص 38) در اینجا متعلَّق تجربه، چیزی معمولی خواهد بود که شاهدان عادی هم می‏توانند آن را احساس کنند.
2) تجربة خداوند یا حقیقت غایی به واسطة شیئی محسوس، نامتعارف و مشاع6. برای مثال، ممکن است شخص امر مافوق طبیعی را از طریق باکرة لورد7 یا در بوته ای که مشتعل است امّا نمی‌سوزد، تجربه کند.(همان،ص 38)
3) تجربه خداوند یا حقیقت غایی به واسطة پدیده‌ای شخصی که در قالب زبان حسّی متعارف قابل توصیف است.(همان، ص39) در این نوع تجربه‏ عموم مردم قابلیت احساس متعلَّق تجربه را ندارد اما شخص تجربه کننده قادر به توصیف آن در قالب زبان متعارف خواهد بود استفاده می‌کند.
4) تجربة خداوند یا حقیقت غایی به واسطة پدیده‌ای شخصی که در قالب زبان حسّی متعارف قابل توصیف نیست. در اینجا شخص چیزی را احساس می‌کند یا می‌بیند، امّا آن چیز به مثابة امری توصیف ناپذیر به تجربه او در می‌آید.(همان، ص39) این نوع تجربه‌ها ،تجربه‏های دینی را تشکیل می‏دهند، دربرگیرنده احساساتی است که با ادبیات معمولی توصیف نمی‏شوند. عرفا، غالباً، برای توصیف تجربه‏های خود مجبورند از الفاظ متعارض ادبیات سلبی سود جویند. در این تجربه‏ها، غالباً، وحدت فاعل شناسا و موضوع شناسایی تجربه می‌شود. آنچه از عرفایی چون حلاج و بایزید بسطامی نقل شده، در صورت صحت، نشان‏گر چنین تجربه‏هایی است.(اکبری:1379، ص97)
5) تجربة خداوند یا حقیقت غایی بدون واسطة هرگونه امر حسّی. در این حالت شخص به نحو شهودی و بی‌واسطه از خداوند یا آن یگانه مطلق آگاه می
‌شود. (پترسون، ص40) به عبارتی تجربه امر الوهی بدون واسطه هرگونه امر حسی.
اکنون باید از سوئین‌برن پرسید تجربه‌ی دینی‌ تا چه‌ اندازه‌ توجیه‌کنندة‌ وجود حقیقت‌ غایی یا خداوند است؟ البته به گفته‌ی ویلیام پاوِر پاسخ به اين پرسش‌ با توجه به ديدگاه فرد درباره‌ي مفاهيم دين، تجربه، صدق، توجيه عقلاني و امر الوهي مي‌تواند متغير باشد.
افرادی چون «والتراستیس8»، «» و «مایکل‌ مارتین9» که قائل به ذهنی بودن تجربه‌ی دینی هستند معتقدند تجربه‌ی دینی‌ به‌ دلیل‌ ذهنی‌ بودن‌ نمی‌تواند توجیه‌ کنندة‌ وجود خارجی‌ به‌ نام‌ خدا یا هرگونه‌ موجود فراطبیعی دیگر باشد. در مقابل آن‌ها افرادی مانند: «ویلیام‌ جیمز»، «براد10»، «گری‌ گاتینگ11»،«پویمن12» «ریچارد سوئین‌برن» قرار دارند که منشاء تجربه‌ی دینی را وجود واقعیتی خارجی می‌دانند که‌ در مواجهه‌ با آن است که تجربه‌ی دینی‌ حاصل‌ می‌شود. سوئین‌برن اعتبار معرفت شناختي تجربه ي ديني را وابسته به صحت دو اصل آسان‌باوري و گواهي می‌داند. به موجب اصل گواهی، گزارش‌هاي کساني که تجربه‌ي ديني دارند براي کساني که تجربه‌ي ديني ندارند دسترس‌پذير مي‌شوند و بنابراين مي‌توان اصل آسان باوري را در مورد آنها اعمال کنيم. با اصل گواهي، صحت تجارب تجربه کنندگان تأييد مي‌شود و با اصل آسان‌باوري، توهمي و غیر واقعی بودن تجارب نفي می‌گردد.
2_3 سوئین‌برن و اصل آسان‌باوری
ریچارد سوئین‌برن، الاهی‌دان و فيلسوف دين معروف جهان در قرن بيستم، با استناد به دو اصل «آسان‌باوری» و « اصل گواهی» به دنبال تقریر جدیدی در باب‌ جایگاه‌ تجربه‌ی دینی‌ در توجیه‌ باور وجود خداوند یا هرگونه‌ امر ماورای‌ طبیعی‌ است. وی پس از براد اصل آسان‌باوری را به شکل مقنن‌تری تدوین نمود و آن را در جهت اثبات حجیت تجربه‌ی دینی و ارزش معرفتی آن بکارگرفت. وی تجربه‌ی دینی را از سنخ ادراک دارای ارزش معرفتی و به همین دلیل واقع نما می‌داند. در ادامه به بررسی دقیق‌تر اصل آسان‌باوری و لوازم آن خواهیم پرداخت.
سوئین‌برن نظریه‏ی خود را در باب توجیه عقلانیت باور به حقیقت ماورایی، در قالب اصل آسان‌باوری به این شکل بیان می‌دارد:
برخی فلاسفه‌ی تجربه‌ی دینی ادعا می‌کنند که یک تجربه شاهدی برای چیزی ماورای خودش نخواهد بود. پس تجربه‌ی دینی هیچ ارزش مستدلی نخواهد داشت. این نکته نشان دهنده نگرش فلسفی این فلاسفه است که زمانی را برای بحث در مورد تجارب از انواع دیگر را اتخاذ نمی‌کنند.
این کاملا بدیهی خواهد بود داشتن تجربه از آنچه به نظر شما می‌آید. ( به نحو معرفت‌شناسانه) که یک میز در آنجا وجود دارد ( یعنی به نظر شما می آید که می‌ بینید یک میز را در آنجا است) و این شاهدی قوی برای این فرض است که یک میز در آنجا وجود دارد و یا اینکه تجربه‌ای دارید؛ به لحاظ معرفت‌شناسانه که من سخنرانی‌ای ارائه می‌دهم ( یعنی به نظر شما می‌آید که سخنرانی من را بشنوید ) این شاهد قوی است برای اینکه من آنجا در حال سخرانی هستم.
بنابراین به طور کلی برخلاف ادعای اصلی فلسفی، من نشان می‌دهم که یک اصل عقلانی وجود دارد که ( در صورت فقدان ملاحظات خاص) اگر به نظر برسد ( به نحو معرفت‌شناختی) شی x برای فاعل شناسا حاضر است ( ویژگی‌های خاصی دارد) احتمالا x حاضر خواهد بود. ( و آن ویژگی ها را دارا خواهد بود.) آنچه به نظر شخص می‌رسد که آن را ادراک کرده احتمالا همانگونه است.( Swinburne، 2004 P.303)
یعنی وقتی‌ شخصی‌ به‌ نظرش‌ می‌رسد که‌ چیزی‌ وجود دارد، احتمالاً‌ آن‌ چیز وجود دارد، مگر آن‌ که‌ ملاحظات‌ خاصی‌ آن‌ اد‌عا را تضعیف‌ کند؛ یعنی‌ اگر اشیا به‌ نحوة‌ خاصی به‌ نظر می‌رسند، همین‌ امر، مبنای‌ خوبی‌ برای‌ این‌ اعتقاد است‌ که‌ آن‌ اشیا واقعاً‌ به‌ همان‌ نحوة‌ خاص‌ وجود دارند. ما حق‌ داریم‌ آن‌ اعتقاد را بپذیریم، مگر آن‌ که‌ ملاحظاتی‌ در بطلان‌ آن‌ اعتقاد به‌ ما عرضه‌ کنند، و در نتیجه، ما را درباره‌ی‌ ادراک‌ حسی‌ که داشتیم، یا درباره‌ی‌ سلامتی دستگا‌ه‌ ادراکی‌مان‌ به‌ تردید بیندازند.
‌‌ و با تعمیم دادن این اصل به حیطه‏ی تجربه‏ی دینی این اصل به این شکل درخواهد آمد در صورت فقدان ملاحظات خاص، اگر به نحو معرفت‌شناختی به نظر فاعل شناسا برسد که خداوند یا وجود ماورائی حاضر است، آنگاه احتمالاً خدا یا آن حقیقت غایی حاضر است. به عبارتی ‌در نبود ملاحظات‌ خاص، تجربه‌ی دینی‌ مبنای‌ معتبری خواهد بود برای‌ این‌ اعتقاد که‌ خدا یا حقیقت‌ غایی‌ وجود دارد. بنابراین تجربه‌ی دینی‌ در بادی‌النظر اعتقادات‌ مربوط‌ به‌ خداوند را موجّه‌ می‌سازد.
البته ممکن است فاعل شناسا در تجربه‌ و اعتقادش‌ دچار خطا شود؛ اما همانند ادراکات‌ حسی‌‌اش ، حق‌ دارد اعتقادش‌ را حفظ‌ کند، مگر آن‌ که‌ دلیل‌ موجّهی‌ به‌ وی عرضه‌ گردد و نشان‌ دهند که‌ این‌ اعتقاد با سایر اعتقادات‌ موجّه‌ متعارض‌ است‌ یا در دستگاه‌ ادراکی‌اش نقصانی‌ وجود دارد.
2_3_1 دلایل سوئین‌برن بر اصل آسان‌باوری
سؤالی که به ذهن خطور می‌کند آن است که چه دلیلی برای پذیرش چنین اصلی وجود دارد؟ سوئین‌برن دو دلیل برای دفاع از این اصل ذکر می‌کند.
دلیل اول) بدون پذیرش این اصل در باتلاق شکاکیت13 فرو می‏رویم. سوئین‌برن چندان درباره‏ی این دلیل توضیح نمی‌دهد، اما می‏توان توضیحی را، که مایکل مارتین در این باره آ
ورده است، ذکر کرد. مارتین می‌گوید بدون پذیرش اصل آسان‌باوری ما حتی نمی‌توانیم آنچه را خارج از تجربه‏های ذهنی ماست درک کنیم و درباره‏ی این که اشیاء حقیقتاً و خارج از تجربه‏ی ما چگونه هستند توجیه‏هایی بیاوریم. در واقع در این صورت ما محدود به پدیدارها خواهیم بود و هیچ‌گونه حکمی درباره‏ی امور مینوی نخواهیم داشت. ما اگر اصل آسان‌باوری را بپذیریم می‌توانیم درباره امور مینوی نیز حکم کنیم و وجود حقیقی اشیاء را نیز ادراک کنیم. ( Michael Martin،p.41_55 به نقل از اکبری:1379، ص99)
وی در کتاب آیا خدایی وجود دارد؟ چنین می‌گوید: ما بايستي بپذيريم که اشيا همانطوراند که به نظر مي‌رسد باشند(به معناي معرفت شناختي)، مگر اينکه شاهدي به دست آوريم که در اشتباهيم اگر شما در مقابل [اصل آسان باوري] قائل شويد که هرگز نبايد به نمودها و ظواهر اعتماد کرد مگر آنکه قابل اعتماد بودن آنها اثبات شده باشد، شما هرگز به هيچ باوري دست نخواهيد يافت. زيرا قابل اعتماد بودن نمودها را چيزي جز نمودهاي ديگر اثبات نمي‌کند. و چنانچه شما نتوانيد به نمودها به معناي دقيق کلمه اعتماد کنيد، به نمودهاي جديد هم نمي‌توانيد اعتماد کنيد. دقيقاً همان اندازه که شما

منابع و ماخذ مقاله باور دینی، وجود خداوند، اعتقادات دینی

ر وجود خدا دلالت می‌کند، گناه انسانی‌ را مایه تضعیف توان‌مندی او در تشخیص این وجود می‌دانستند،و معتقد بودند در هر موردی راه‌های‌ بهتری برای کسب معرفت درباره خدا وجود دارد. برعکس، پروتستان‌های‌ لیبرال(به‌ویژه پروتستان‌های قرن هجدهم‌ بریتانیایی)به تفصیل از طبیعت بر ذات خداوند استدلال‌ می‌کردند، چنان‌که بسیاری از آن‌ها شگفتی‌های طبیعی،به‌ویژه‌ شگفتی‌های جدیدی را که از طریق میکروسکوپ و تلسکوپ‌ گزارش شده بود، قرائنی بر وجود خداوند می‌دانستند و با استناد به آن‌ها می‌خواستند حیرت معاصران ایمان خود را برانگیزانند. اما سرانجام در قرن نوزدهم ترکیبی از استدلال‌های از هیوم ، کانت و داروین ارائه گردید، موجب ترک‌ برنامه قدیمی الاهیات طبیعی از سوی برخی از بخش‌های سنت‌ مسیحی شد.(سوئین‌برن:1387،ص42_41)
1_3_2 دلیل‌گرایی
از الهیات طبیعی که گذر کنیم وارد مکتب دلیل‌گرایی می‌شویم. دلیل‌گرایی عبارت است از این نگرش که اعتقادات دینی، به این منظور که ما عقلاً به آن‌ها اعتقاد بیاوریم، یا باید به وسیلة دانسته‌های دیگر ما اثبات شوند یا ما به طرز معقولی به صادق بودن آن‌ها باور داشته باشیم. نوعاً دفاعیت دلیل‌گرا از دین به شدت متکی به براهین خداشناسانة توحیدی است، و چنین به نظر می‌رسد که در اواخر قرن بیستم گرایش دوباره‌ای به همه براهین کلاسیک پیدا شده‌است.(هاسکر:1382،ص193) در ادامه به آرای دو نفر از برجسته‌ترین دلیل‌گرایان کلیفورد و جان لاک در زمینه توجیه باور دینی اشاره خواهیم نمود:
به عقیده کلیفورد همیشه، همه‌جا و برای همه‌کس، اعتقاد به هرچیزی بر مبنای قرائن ناکافی، کاری خطا و نادرست است و تحقیق دربارة قرائن یک عقیده، کاری نیست که یکبار و برای همیشه انجام پذیرد و واجد اعتباری قطعی باشد. هرگز نباید مانع شک شد؛ زیرا یا می‌توان آن شک را بر مبنای پژوهش‌های پیشین، واقعاً مرتفع کرد، یا این شک ثابت می‌کند که آن پژوهش‌ها کامل نبوده‌اند به عقیده وی با پذیرش یک اعتقاد بدون قرائن کافی، ممکن است گریبانگیر خود شخص و به ویژه دیگران شود.(پترسون،ص73)
کلیفورد معتقد بود هیچ نظامی از اعتقادات دینی نمی‌تواند معیار‌های سخت‌گیرانه اثبات را برتابد بنابراین شخص عاقل و ملتزم به اخلاق نباید اعتقادات دینی داشته باشد. وی به وسیله تمثیل کشتی خود درصدد بود تا نشان دهد ارزش هر عقیده‌ای به میزان ارزش دلایل اثبات و نفی آن است. بنابراین نه تنها ایمان باید مدلل باشد و نه تنها مدلل بودن با آزادانه بودن آن سازگار است، بلکه ایمان بدون دلیل، با نفی ایمان تفاوتی ندارد.
«اگر به خود اجازه دهم که بر اساس دلایل ناکافی، هر چیزی را باور کنم ، شاید صرف باور، زیان بزرگی نداشته باشد، شاید اساساً آن باور درست باشد، یا شاید هرگز فرصت اظهار آن را نداشته باشم ، ولی می‌توانم این اشتباه بزرگ (باور بر اساس دلیل ناکافی) را در مورد انسان مرتکب شوم،یعنی خود را جزو زودباوران قرار دهم. خطری که جامعه را تهدید می‌کند، فقط این نیست که جامعه به چیزهای نادرست اعتقاد داشته باشد (گرچه این هم تا حدی، خطر بزرگی است) بلکه خطر واقعی این است که جامعه دچار زودباوری شود و عادت ارزیابی اشیا و تحقیق در مورد آن‌ها را از دست بدهد؛ زیرا درآن صورت است که جامعه باید به بربریت بازگردد.»( ، Clifford به نقل از یاندل و سایرین: 1388،ص127)
لاک معتقد بود که انسان، موجودی عاقل است و موجودات عاقل می‌توانند به چیزی باور داشته باشند، و آن باور را بپذیرند یا نقادی کنند. به گمان او، موجودات عاقل تکلیف عقلی دارند که فقط قضایایی را باور کنند که می‌توانند از احتمال درستی آن‌ها در پرتو سایر باورهای یقینی خود مطمئن شوند. این تکلیف ما فاعل‌های عاقل است. شرط توجیه نیز از دیدگاه لاک فقط این است که حقوق خود را پاس بداریم و برخلاف تکلیفمان عمل نکنیم. شما در صورتی در انجام کاری موجهید که آن را برخلاف تکلیف انجام نداده باشید.(پلنتینگا:1380،ص56)
لاک نیز که در دشوارترین دوره‌های تاریخ فکری و روحی بریتانیایی می‌زیست، یعنی در دوره آشوب‌ها، منازعات و اختلاف نظرهای گوناگون دینی که توجه وی را به خود جلب کرده بود. ریشه این هرج و مرج ناشی از آرای دینی متعارض را در این می‌دانست که مردم در مورد باور ناموجه چندان به خود سخت نمی‌گرفتند. به عقیده وی تکلیف ما این است که باورمان را به شیوه‌ای یقینی سامان دهیم؛ وگرنه مسؤول خواهیم بود. کسی که باورش را اینگونه نظم و ترتیب می‌دهد، همچون یک موجود عاقل از عمل به تکلیفش احساس خرسندی می‌کند. موجه بودن در باور به چیزی همانا مسؤول بودن در ایجاد و پذیرش آن باور، و سرپیچی نکردن از تکلیف پذیرش آن است. (همان،ص51_49)
1_3_3 تلقی مصلحتی از باور دینی
افراد دیگری دقیقاً رویکردی برخلاف دلیل‌گرایان داشتند که به نوعی تلقی مصلحتی از باور دینی است که معروف‌ترین آن‌ها پاسکال خواهد بود.
بلز پاسکال، پیشگام این طرز تفکر، بر این باور بود که خرد هرگز نمی‌تواند درباره خدا تصمیم خود را بگیرد، اما دل می‌تواند دلیلی بر این باور بیابد. وی معتقد بود دل دلایل خاص خود را دارد که عقل آن دلایل را نمی‌شناسد.
از طرف سنّت ایمان‏گرای شکاک برهان معروفی وجود دارد که از بُعد دیگری به بحث ایمان و عقل می‏پردازد. این برهان به شرط‏بندی پاسکال معروف است و مبتنی بر این مقدمه تردیدآمیز است که عقل نظری نمی‏تواند تعیین کند
که آیا خدا وجود دارد یا نه. در این اوضاع و احوال مطابق احتیاط است که مشخص کنیم به چه چیزی ایمان داریم. اگر خدا وجود داشته باشد و ما به وجودش ایمان نداشته باشیم، از سعادت ابدی محروم می‏شویم و اگر او وجود نداشته باشد و ما به وجودش ایمان داشته باشیم، تنها اندکی از مزایای ناچیز دنیوی را از دست می‏دهیم، بنابراین، آدم عاقل ایمان آوردن را بر بی‏ایمانی ترجیح می‏دهد. اما پاسکال اذعان دارد که اگر ما مبانی نظری برای ترجیح دادن اعتقاد بر بی‏اعتقادی نداشته باشیم، نمی‏توانیم اعتقاد داشته باشیم که اعتقاد داشتن بهتر است. در چنین اوضاع و احوالی قمارباز محتاط از راه عمل کردن، چنان‏که گویی پیش از این ایمان داشته است، ایمان را در خود تلقین می‏کند؛ یعنی او با انجام دادن کارهایی که مؤمنان از روی اعتقاد انجام می‏دهند، چه بسا اعتقادی را که آنها دارند، در جان خود به وجود می‏آورد.(پنلهام:1383،ص 138)
پاسکال در مورد براهین اثبات وجود خدا چنین می‌گوید:
«براهین مابعدالطبیعی برای اثبات وجود خداوند آنچنان از قوة تعقل و استدلال انسان‌ها چنان فاصله دارد و آن‌چنان پیچیده و معقَّد است که اثر کمی می‌بخشد و تا زمانی که برای بعضی مردم مفید است این فایده فقط در آن لحظاتی است که این مردم برهان را مورد ملاحظه قرار می‌دهند و ساعاتی بعد بیم‌ آن دارند که محتملاً دچار ریب شده باشند».«این براهین فلسفی وجود خداوند نه تنها برای متقاعد ساختن ملحدان کافی نیست بلکه از آن حیث که معرفت حاصله معرفت خداوند بدون مسیح است «بی فایده و عقیم» است. و مؤدی به خدای مکانیکی می‌شود: و قول به خدای مکانیکی مسیحیت نیست.»(پاسکال، به نقل از کاپلستون:1380، ص205_204)
تمام دغدغة پاسکال مصروف به معرفت خداوندی است که در مسیح به عنوان شفیع و منجی ظهور و بروز کرده و به‌عنوان غایت فوق طبیعی انسان محسوب می‌گردد و در مقابل دین طبیعی و توحید فلسفی را از همه جهات منع می‌کند.
1_3_4 ایمانگرایی
ایمان‌گرایی، دیدگاهی است بیانگر این‌که حقیقت در دین، نهایتاً بر ایمان منتهی است نه بر استدلال و قرینه. این ادعا که توسط متألهان (از پولس قدیس گرفته تا نویسندگانی نواورتدکس و ضد عقلگرایی معاصر) در اشکال گوناگونی عرضه شده است، عموماً حاکی از این امر است که اصول زیربنایی دین، نمی‌توانند با استدلال یا قرینة تجربی ثابت شوند، بلکه باید برمبنای ایمان پذیرفته شوند.( پاپکین:1382،ص43)
ایمان‌گرایی در قرون وسطی نیز مطرح بوده است و کسانی را چون ترتولیان را می‌توان از پیشگامان سنتی آن نام برد، اما در دوره معاصر در آثار کسانی چون کارل بارت، کیرکگور و ویتگنشتاین، ظهور و جلوه‌ای نوین یافته است.
در اواسط قرن بیستم ایمان‌گرایی دو شکل اساسی داشت؛ اگزیستانسیالیسم و ایمان‌گرایی ویتگنشتاینی. در دهه‌های بعدی اگزیستانسیالیسم فلسفی همچون همتای الهیاتی‌اش، نوارتودوکسی،مبتلا به سقوطی عظیم گشت. و از سوی دیگر،ایمان‌گرایی ویتگنشتاینی عمدتاً در پاسخ به این اعتقاد پوزیتویستی پدید آمد که سخن گفتن از خدا، از نظر معرفتی، بی‌معنی است، اما با شکست پوزیتویسم اکثر آنچه با این مطلب مرتبط بود نیز بر باد رفت. اکنون بسیاری از متفکران دینی، که خود را از نیاز به دفاع از معناداری معرفتی دین رهانیده‌اند، انگیزة دوباره‌ای به دست و پنجه نرم‌کردن برای نیل به صدق ایمان‌شان احساس کرده‌اند. اما منتقدان دین از این اعتقاد که باور به خدا بی‌معنی است به تصدیق ناسازگاری منطقی دائر بر اینکه باور به خدا کاذب است، و یا به لحاظ قرینه‌ای فاقد پشتوانه است، سریعاً گذر کردند.(هاسکر:1382،ص192)
سورن کیرکگور کسانی را که حقیقت دین را به روشی عینی و فارغدلانه و به مدد قرائن و براهین مورد کاوش قرار می‌دهند، به سختی به تمسخر می‌گیرد.
وی ابتدا نوعی از شکاکیت را که توسط هیوم دربارة شناخت عقلانی، مطرح شده بود پذیرفت و معتقد بود فهم درست باور دینی همان است که هیوم دریافته بود؛ به اینصورت که باور دینی را امری واقعاً خلاف عقل و عرف و تجربه می‌دانست. سپس تأکید کرد که اصل بنیادین مسیحیت (تجسد) نه تنها با قرائن عقلانی ناسازگار است، که حتی برمبنای معیارهای عقلانی، ادعایی خود متناقض است. از نظر وی همین ناموجه بودن ادعای مسیحیت آن را در خور باور می‌سازد و تنها با سرسپردگی کامل یا جهش به درون ایمان می‌توان مسیحیت را پذیرفت هرچند که شاید هیچ دلیل یا توجیهی برای جهش (به درون ایمان) وجود نداشته باشد.(پاپکین:1382،ص45)
سوئین‌برن درباره کیرکگور چنین بیان می‌دارد:
کرکگور معتقد بود بدون خطر کردن، ایمانی وجود ندارد. ایمان دقیقا یعنی همان تناقض میان شور بی‌کران روح فرد و شک و تردید عینی. اگر من بتوانم درکی عینی از خدا داشته باشم،دیگر اعتقاد ندارم،بلکه دقیقا به این دلیل‌ که نمی‌توانم درکی عینی از خدا داشته باشم،باید ایمان بیاورم.اگر بخواهم خود را در آغوش ایمان حفظ کنم،باید پیوسته به آن شک‌وتردید عینی پایبند باشم تا در عمق‌ آب،به تعبیر او حتی در عمق دومتری،همچنان بر ایمانم باقی بمانم.(سوئین‌برن:1385،ص55)
سورن کرکگور سه دلیل برای تأیید این نظر که « در سرشت و ذات‏ ایمان دینى چیزى موجود است که استدلال آفاقى34 برای تأییدش آن را بیهوده مى‏سازد، حتى اگر آن استدلال دارای مقبولیت معتنابهى باشد» با عناوین دلیل تقریب و تخمین، دلیل تعویق و دلیل شورمندى اقامه می‌کند. آنچه در اینجا مدنظر ما خو
اهد بود دلیل تعویق است که بعدها جزء یکی از مهم‌ترین علل گرایش به سمت نگرش اصل آسان‌باوری خواهد شد. و می‌توان آن را نگرشی مقابل دیدگاه اصل آسان‌باوری دانست.
به زعم کرکگور ما تنها زمانی می‌توانیم ایمان دینی اصیلی داشته باشیم که کاملاً به آن ملتزم باشیم و وقتی کسی به یک عقیده التزام کامل دارد باید تمام هّم خود را مبذول دارد تا در هر وضعیت و موقعیتی که حصول آن ممکن است، از عقیده خود دست بر ندارد. و هیچ کس به عقیده‌ای التزام کامل نخواهد داشت مگر اینکه آنها بر اساس تحقیقاتی مبتنی کند که ممکن است در آینده در مورد نتایج حاصل از آن‌ها تجدید نظر کند بنابراین التزام کامل بر آن عقیده به ناچار به تعویق خواهد افتاد.
وضع کسى را در نظر آورید که خود را ملتزم به عقیده‏اى مى‏بیند که بر شواهد آفاقى مبتنى است، اما به امکان اینکه کشفیات آینده توجیه آفاقى آن عقیده را از میان بردارد قائل است. جاى این پرسش هست که اگر مبناى آفاقى عقیده‏اش برافتد، ولو وقوع این امر بسیار نامحتمل باشد، چه واکنشى نشان مى‏دهد؟ آیا حاضر است که، در

منابع و ماخذ مقاله الهیات طبیعی، توماس آکویناس، ادراک حسی

اساسی خود را تأمل در «تجربه متعارف» و تحلیل دقیق آن می‌داند. در میان‌ متفکران‌ حامی‌ این‌ مکتب، می‌توان‌ به‌ تامس‌ رید و نیز جورج‌ ادوارد مور نیز اشاره‌ کرد. این‌ دو متفکر از فلاسفه‌ای‌ هستند که‌ به‌ فهم‌ عادی‌ و عرفی‌ بسیار بها داده‌اند. آن‌ها معتقدند فرایند توجیه‌ باید بر مبنای‌ «هنجار فهم‌ عرف‌ عام» صورت‌ گیرد، و اگر از این‌ هنجار تخطی‌ و تمرد کردیم، یا چونان‌ بارکلی در خود فرو رفته‌ و جهان‌ طبیعت‌ را منکر می‌شویم، و یا مانند هگل‌ در ایده‌آلیسم‌ فرو می‌غلتیم‌ و یا سر از شکاکیت‌ در می‌آوریم. پس‌ راه‌ چاره‌ این‌ است‌ که‌ معارف‌ را همان‌ طور توجیه‌ کنیم‌ که‌ مردم‌ به‌ توجیه‌ حوادث‌ عالم‌ می‌پردازند، یعنی‌ از ذهن‌گرایی‌ افراطی‌ بپرهیزیم.
وی معتقد است که فلسفه هیچ ریشه دیگری بجز درک عام یا عقل سلیم ندارد؛ همین اصول بوده‌اند که فلسفه را رشد داده‌اند و فلسفه نیز دائماً از آن‌ها تغذیه کرده است. وی برخلاف هیوم که اعتبار معرفت فلسفی را در گرو فاصله‌گیری هر چه بیشتر از فهم عرفی می‌دانست، اعتبار معرفت فلسفی را به نزدیک شدن هر چه بیشتر به فهم عرفی وابسته می‌دانست و معتقد بود که هرگونه فلسفه‌ای که سهم فهم عرفی در تبیین ادراکات و احکام آدمی را نادیده گیرد یا اعتبار چنین فهمی را انکار کند، از کشمکش و نبرد نابرابر فهم عرفی و فلسفه همواره بازنده بیرون می‌آید. به عقیده وی فاصله داشتن فلسفه از فهم عرفی، دلالت بر خطا بودن و بر خطا رفتن مسیر فلسفه می‌کند. آنچه ما باید همیشه به آن رجوع کنیم و خود را مورد آزمون قرار دهیم، فهم عرفی است که این خود بنیاد یک مکتب فلسفی شد.
تامس رید پاسخی به مسئله شکاکیت می‌دهد که بر این فرض مبتنی شده است که برخی از باورها کاملاً مواجه‌اند، چرا که باورهایی از نوع خاص‌اند که بدون هیچ استدلال موِّید توجیه‌کننده، موجه‌اند. بدین‌سان، اگر کسی به P باور داشته باشد، در جایی که این باور، باوری پایه از نوع K باشد، در این صورت او در باور به P بدون استدلال کاملاً موجه است، مگر اینکه دلیلی معتبر بر کذب باور به P در کار باشد.(لرر:1381،ص220)
به زعم رید «مبادی متعارفی هستند که بنیاد تمام استدلال و تمام علم‌اند. چنین مبادی متعارف بندرت پذیرای برهان مستقیم‌اند و نیازی نیز به آن ندارند. نیازی نیست که آن‌ها را به آدمیان آموخت؛ زیرا چنان‌اند که همة آدمیان دارای فهم متعارف می‌دانند شان؛ یا دست کم چنان‌اند که همینکه پیشنهاده و فهم شوند، آدمیان یکباره تصدیقشان می‌کنند.» (کاپلستون:1386،ص387)
اعتراض تامس رید عليه شکاک بودن هيوم بود که ديدگاه فلسفى او را تعيين نمود. او فرضيه‌هاى هيوم راجع به روان را قبول نداشت. ريد بر اين نکته پافشارى کرد که اين واقعيت ندارد که روان فقط از جريان خود، آگاهى دارد و در بهترين شرايط تنها مى‌تواند به‌صورت نسبى از وجود اشياء و روان ديگر آگاه باشد. به‌نظر او تمام تجارب بشر خلاف اين ديدگاه را ثابت مى‌کند. او معتقد بود که احساس انسان وجود اشياء بيرونى را به شکل صحيحى منعکس مى‌نمايد و اين امر را مربوط به اراده خداوند مى‌دانست.
وی همچنین، به مبارزه با زیربنای سنت فلسفی دکارت برخاست. پیروان نگرش دکارتی معتقد بودند باید برای باور ما به وجود جهان خارج و اذهان دیگر دلیل آورده شود. مبنای چنین دلیلی هم، تنها ذهن شخص استدلال کننده است. دغدغه تامس رید خاتمه دادن به شالوده نظام دکارتی (یعنی عدم تقارن میان ذهن خود و ذهن دیگران)، با نشان دادن محدودیت و نارسایی چنین رویکردی برای از میان بردن شکاکیت بود.
رید، معتقد بود نباید شکاکیت را جدّی گرفت. کلید تقارن میان دسترسی ما به ذهن خود و اذهان دیگر هم طراز دانستن یافته‌های آگاهی با یافته‌های ادراک حسی است. مدعای آن این است که منبع شناخت ما صرفاً تجربه یا تعقل و استدلال نیست بلکه غالب ادراکات ما ناشی از روابط عملی ما با عالم واقع است پس طرز شناخت ما از عالم واقع، نظری نیست بلکه عملی است و همه چیز انسان را طبیعت او معلوم می‌کند.( Somerville: 1989، p.249 به نقل از اسماعیل‌پور:1384،ص348)
رید که يکى از پيشگامان مکتب «روانشناسی قوای ذهنی» بود، روان را به قواى مختلف تجزيه نمود و براى نخستين بار به شکل جدى مسئله چگونگى احساسات و تبديل آنها به ادراکات را مطرح نمود.
جُرج ادوارد مور نیز یکی از پیشروان «دفاع از شعورعامه » بود که توسط آن به مقابله با ایدئالیست‌ها و شکاکان پرداخت. او دشمن سرسخت همه اشکال مابعدالطبیعی بود که حقایق پذیرفته شده فهم عرفی را متزلزل می‌کردند. مور و راسل در سعی‌ای مشترک در پی ابطال نظریه‌های دو ایدئالیست انگلیسی یعنی «برادلی » (در حوزه آکسفورد) و «جی.ام .مک تگرت» (در حوزه کمبریج) بودند.
مور برای ایجاد چالش برای مدعیات متافیزیکی نو_هگلی‌های آن زمان، بر دو نکته مهم تأکید می‌کرد: پذیرش فهم متعارف یا عقل سلیم و نیز بهره‌گیری از معانی معمول کلمات. وی مدعی بود که با استفاده از این ابزارها می‌توان بسیاری از ادعاها را سنجید و بطلان احتمالی آن‌ها را به سرعت تشخیص داد. بنابراین به نظر وی می بایست ابتدا معانی کلمات و عبارات را با دقت و درستی فهمید و سپس به قضاوت و ارائه حکم نشست. مور، در مقاله معروف خود به نام «دفاع از درک عام» ادعا می‌‌کند که می‌توان به امور یقینی دست یافت و مهم‌ترین ابزار در این راه پذیرش درک عام یا فهم متعارف است. به عبا
رتی، بنظر مور آن دسته از دیدگاه‌های فلسفی را که عامه مردم بطلانشان را بدیهی می‌دانند می‌بایست طرد کرد، همچون این ادعا که جهان ساخته ذهن ما است، یا اینکه دستیابی به معرفت اساسا ً ناممکن است. او همچنین با بهره‌گیری از درک عام از گزاره‌هایی بدیهی و یقینی صحبت می‌کند. بنظر مور، همه می‌توانند تأیید کنند که چنین گزاره‌هایی صادق‌اند. در واقع، هدف وی در بیان این گزاره‌ها، روشن ساختن و توصیف دیدگاه درک عام ما درباب جهان و در ادامه، رد شک‌گرایی قوی در باب آن‌ها است. بنابراین، مور بیش از هر چیز بر این نکته تأکید داشت که در مواجه با مسائل فلسفی باید از عقل عرفی و درک عام مدد گرفت و بر این اساس می‌توان ساختمانی از یقینیات بنا کرد. مور در مقاله «رّد ایدآلیسم» می‌گوید اگر ایدئالیسم جدید اصولاً یک حکم در باب جهان کرده باشد آن این است که «جهان روحانی است» و هر برهانی که برای اثبات این حکم به کار رود، الزاماً یکی از مقدمه‌هایش این گزاره است که « بودن همانا به ادراک درآمدن است» پذیرفتن این گزاره شخص را ملزم به قبول این نظر می‌کند که متعلق یک ادراک نمی‌تواند از خود آن ادراک تمیز داده شود. مور تلاش می‌کند ثابت کند که این نظر نادرست است و بین عمل ادراک و آنچه ادراک شده تمایز وجود دارد. در نتیجه استدلال مور، ایده‌آلیسم کم و بیش از صحنة فلسفة غرب محو شد و جای آن را شکل‌های گوناگون رئالیسم گرفت.
با بررسی اجمالی نظریه «شعور عام یا فهم متعارف» می‌توان گفت این نظریه روزنه هایی را برای تمایل به سمت تفکر اصل آسان‌باوری در دل خود داشته است که توسط فلاسفه چون سی‌دی براد، ریچارد سوئین‌برن، ویلیام آلستُن بسط و گسترش پیدا کرده است. اینگونه اعتبار بخشیدن به درک عام و شعور متعارف و مورد توجه قرار گرفتن آن از سوی این فلاسفه (رید،مور)باعث تعمیم آن به زمینه‌های دیگری چون قابلیت اعتماد به ادراک حسی و سپس ادراک عرفانی گردیده و به شکل اصل آسان‌باوری جلوه‌گر شده است. با توجه به این تفسیر به نظر می‌رسد اصل آسان‌باوری پیشینه‌ای بس قوی در گذشته خود داشته است که اینگونه مورد اقبال و توجه فلاسفه قرار گرفته است.
1_3 علل گرایش فلاسفه به سمت اصل‌ آسان‌باوری
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید سیر تاریخی رویکر‌های توجیهی در حوزه معرفت‌شناسی دینی را از نظر بگذرانیم تا به انگیزه اصلی این فلاسفه پی ببریم.
توجیه و عقلانیت باور دینی یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفه دین است و در بین متدیّنان و اندیشه وران دینی با روش‌های گوناگونی صورت گرفته است؛ به طوری که می‌توان پنج رویکرد معرفت‌شناسانه متفاوت را برای توجیه و عقلانیت باورها و عقاید دینی برشمرد: الهیات طبیعی، تلقی مصلحتی از دین، ایمان‌گرایی، تجربه‌گرایی دینی، معرفت‌شناسی اصلاح شده.
1_3_1 الهیات طبیعی
الهیات طبیعی اولین گام‌هایی است که فلاسفه برای توجیه باورهای دینی خود برداشته‌اند که در مقابل الهیات وحیانی قرار می‌گیرد. الهیات طبیعی که نماد «عقل‌گرایی حداکثری» به شمار‌ می‌آید یکی از رویکردهای غالب در حوزه عقلانیت باورهای دینی است. به عقیده پیروان الهیات طبیعی در طبیعت بشر، قوه‌ای وجود دارد به نام عقل که استعداد شناخت و تمییز حق از باطل را دارا می‌باشد.
الهیات طبیعی، نوعی‌ گفتمان الهیاتی است که درآن دربارة وجود و صفات خداوند بر اساس آنچه از طریق عقل طبیعی می‌توانیم بدانیم بحث می‌شود و در قبال معرفتی قرار دارد که از وحی خاص سرچشمه می‌گیرد، هرچند لزوماً با آن تقابل ندارد (هدلی‌بروک:1382،ص39). به عبارت دیگر می‌توان گفت الهیات طبیعی به آنچه براساس عقل بشر یا فرایندهای شناختی طبیعی بشر دربارة وجود و ذات خداوند می‌توان آموخت یا به نحوی عقلانی باور کرد، برمی‌گردد. به بیانی دیگر الهیات طبیعی مبتنی است بر شیوه‌های مشخص استدلال و واقعیات یا حقایقی که در کل برای همه افراد بشری تنها به واسطه برخورداری از عقل و ادراک حسی قابل دست‌یابی می‌باشند، و پیروان آن در تلاشند تا برای توجیه دعاوی مربوط به واقعیت و اراده خدا، به نظم طبیعی مراجعه نمایند.
الهیات طبیعی در تلقی سنتی‌اش، با اثبات وجود خداوند آغاز می‌شود و در ادامه به اثبات حقایقی درباره خدا و ارتباط خداوند با جهان می‌پردازد.
یک هدف همیشگی در الهیات طبیعی، نشان دادن نقصان فلسفه‌های طبیعت است که ادعا می‌کنند بدون ارجاع به عامل فراطبیعی، ظهور نظم و تدبیر را تبیین می‌کنند. این همان چالشی بود که توماس آکویناس در هنگام به کارگیری فلسفة ارسطو با آن روبه رو شد.(هدلی بروک:1381ص40)
یکی از معروف‌ترین الهیات طبیعی، سنت توماس آکویناس است که براهین «پنج راهه » او شهرت فراوان دارد. ویلیام لین‌کرینگ هم تقریر جدیدی از برهان جهان شناختی ارائه داده است.
ریچارد سوئین‌برن نیز که یکی از بزرگترین متألهان طبیعی در فلسفة معاصر قلمداد می‌شود،کتاب‌های متعددی را به بررسی فلسفی خداگروی اختصاص داده است. سوئین‌برن از برهان «اتقان صنع» دفاعی غایت‌گروانه کرد و در مقاله خود، به ایرادهای هیوم نسبت به برهان اتقان صنع یا برهان نظم، پاسخ داد. وی در کتاب «وجود خداوند» با استفاده از نظریة «تأیید» و سلسله‌ای از شواهد تجربی مرتبط با خداگروی از جمله: وجود جهان و نظم‌های زمانی و کیهانی آن، تنظیم دقیق، شعور، اخلاق و تجربه دینی به اثبات محتمل‌تر بودن وجود خداوند از عدم وجود او می‌پردازد.< br /> سوئین‌برن شرح تاریخی موجز و وسیمی از الهیات طبیعی ارائه داده است که لازم است آن را مورد التفات قرار دهیم:
در ابتدای امر سنت انجیلی در جهان یونانی متأخر با استدلال‌های‌ افلاطون و ارسطو بر وجود مبدأ اعلی هستی درهم آمیخته شد و متکلمان مسیحی در شرق و غرب، را بر آن داشت تا از هزارة نخست کم و بیش به اثبات وجود خدا برپایه وجود یا نظم جهان بپردازند. ایرونئوس،گرگوری، آگوستین،ماکسیموس، و جان‌ دمشقی از جمله این متکلمانند. در میان مسلمانان نیز، معتزله و اشاعره در قرن سوم، شکل‌های مختلفی از براهین اثبات خدا مبتنی‌ بر تناهی و امکان جهان را برپایه منابع یونانی بسط دادند. اوج‌ این کار در آثار غزالی است، موسی بن میمون نیز سهم مؤثری‌ در این روند دارد. با آمدن هزاره دوم میلادی، متکلمان مسیحی غرب میانه‌ (به‌ویژه توماس آکویناس و دانسن اسکاتس) این کار را با اقامه‌ براهینی دقیق و چشم‌گیر در اثبات وجود خدا پی گرفتند و این‌ اقدام الاهیات طبیعی، بی‌وقفه در سنت کاتولیک قرن نوزدهم‌ ادامه یافت. اما پروتستان‌های کلاسیک، هرچند باور داشتند که جهان طبیعی بسی ب

منابع و ماخذ مقاله تجربه دینی، معرفت شناسی، باور دینی

در فقدان شرایطی خاص در باور به این‌که x حاضر است، موجه خواهد بود. سوئینبرن با تعمیم این اصل به‌ حیطهی تجربة‌ دینی‌ رهیافتی نوین برای اثبات ادراک وجود حقیقتی‌ ماورای‌ دست یافت تا به دور از استدلالات و براهین گزاره‌ای ادراک حضور خداوند را اثبات و عقلانیت اعتقاد به آن را توجیه نماید. بر این اساس به زعم سوئینبرن در فقدان ملاحظات خاص، همه تجارب دینی باید از سوي فاعل آنها واقعی دانسته شود و بنابراین به عنوان دلائلی استوار براي باور به وجود متعلق آنها باشد.
ويليام، پي.آلستُن هم يكي از مهمترين معرفت شناسان معاصر است که ادراک حسی را یک رویه معرفتی و یا یک رویه باورساز می‌دانست. یک رویه باورساز مجموعهای از مکانیسمها، رفتارها، روشها، عادتها و گرایشهایی است که با گرفتن ورودی‌های معینی، باورهایی را به عنوان خروجی می‌دهند. وی با اذعان به تفاوت‌های میان تجربه عرفانی و تجربه حسی، بر این باور است که شباهتهای اساسی و مهمی میان آن دو وجود دارند مانند از یک سنخ واحد بودن، دارای قابلیت توجیه در نگاه نخست و همچنین مؤلفه مشترک ظهور موجب میشوند که آنها را در یک دسته قرار داده و از یک سنخ بدانیم .
تفاوت آلستون با سوئینبرن در این است که سوئینبرن تجربه دینی را دلیل و بیّنه‌ایی برای وجود خدا و به طور کلی بیّنهای به نفع باور دینی میدانند که صورتی از استدلال از راه تجربه دینی برای وجود خداست. در این حالت دلالت تجربه دینی غیرمستقیم است اما آلستون معنای محدودتری از تجربه دینی را مدنظر دارد که همانا مواجهه مستقیم و ادراک تجربی و بیواسطه خداست. آلستون تجربه دینی را تجربه ادراکی و باور حاصل از آن را نیز نه باوری استنتاجی بلکه باوری ادراکی میداند پس طبق نظر آن تجربه دینی نه فقط دلیل بلکه علت باور دینی نیز هست.
بسیاری فلاسفه دیگر در حوزه معرفت شناسی و باور دینی از این اصل دفاع کرده و آن را برای اثبات مبانی فکری خود به کار گرفتهاند از جمله سیدی براد، جان هیک، ویلیام وین رایت ، مایکل مارتین و پلنتینگا که در فصل چهارم به برجستهترین آنها خواهیم پرداخت.

اهمیت مسئله
وقتی به گذشته و دورنمای این اصل برمیگردیم متوجه پیشینه تاثیرگذار آن هم در استدلال استعلایی کانت و هم استدلال های ویتگنشتاین که برپایه اعتمادپذیری ادراک حسی بوده خواهیم شد و همچنین در مباحث جدید فلسفه دین مانند تجربه دینی ، معرفت شناسی و باور دینی نیز شاهد تاثیرات بسیاری از جانب آن بوده ایم تمام سعی ما کندوکاو درباره معقولیت دفاع از این اصل و تاثیرگذاری آن در حوزه معرفت شناسی و باور دینی خواهد بود.
سؤال اصلی تحقیق
اصل آسان باوری چه لوازم و نتایجی در فلسفه دین و خصوصا معرفت شناسی دینی در پی داشته است؟ وآیا فی الجمله میتوان از این اصل و استفادههای آن در معرفت شناسی دینی دفاع کرد؟ چرا؟
فرضیه اصلی تحقیق
می‌توان فیالجمله از اصل آسان باوری و لوازم آن در معرفت شناسی دینی دفاع کرد.
فرضیههای فرعی تحقیق:
به نظر میرسد این اصل رهیافتی باشد در زمینه توجیه باور دینی وتبیین تکثر ادیان ، توجیه عقلانیت اعتقاد به باورهای پایه
این اصل احتمالا پیشینه در نظریات فهم عرف عام داشته باشد.
روش تحقیق
روش تحقیق این رساله کتابخانهای و به صورت تحلیلی خواهد بود. داعیه اصلی این رساله حول محور اصل آسان باوری، لوازم و نتایج آن در فلسفه دین و خصوصا معرفت شناسی دینی و همچنین بررسی ادله له و علیه آن میباشد. در این رساله بیشتر تمرکز ما معطوف به دو کتاب ارزنده «وجود خدا» سوئینبرن، «ادراک خدا» آلستُن خواهد بود. البته از سایر آثار ایشان مانندکتاب «آیا خدایی هست؟»، «توجیه معرفتی»، «ایمان و عقل» در این زمینه بهرههای بسیاری برده شده است.
پیشینه مساله
در مورد مقایسه اصل آسانباوری در آراء سوئینبرن و آلستون چندان کار زیادی در زبان فارسی صورت نگرفته است و تنها در زمینهی نگرش معرفتشناختی و نیز اندیشههای آنان در مباحث فلسفه دین، آثار چندی ترجمه یا تألیف شدهاند. در مورد اندیشههای سوئینبرن تنها یک کتاب فارسی برگردانده شده است: سوئین برن، ریچارد. (1381). آیا خدایی هست؟ ترجمه محمد جاودان. قم: دانشگاه مفید
در زمینهی رهیافت آلستون به معرفتشناسی دینی نیز آثار چندی از او در زبان فارسی ترجمه یا تألیف شدهاند که مهمترین آنان به شرح زیر می باشند:
آلستون، ویلیام. (1383) «تجربه دینی» ترجمه حسین فقیه، روششناسی علوم انسانی (حوزه و دانشگاه). شماره 38.
_____ (1381) «تاریخ فلسفه دین» ترجمه رضا کرمانی، ادیان و عرفان. شماره 63.
_____ (1380)« دوگونه مبناگرایی» ترجمه سیدحسین عظیمی دخت شورکی. ذهن. شماره 8.
در زمینه موضوع اصل آسان‌باوری مقالات بسیاری تألیف گردیده از جمله آنها :
اکبری، رضا (1377)تجربه دینی «سوئینبرن» و اصل «زودباوری»، مجله قبسات تابستان و پاييز 1377 شماره 8 و 9
موسوی، اصغری (1392) برهان تجربه دینی از دیدگاه سوئینبرن، مطالعات اسلامی، فلسفه و کلام، سال چهل و پنجم

فصل اول
پیشینه اصل آسانباوری

در این فصل ابتدا با رویکردی تاریخی به پیشینه اصل آسان‌باوری در آثار افرادی چون سی دی براد، تامس‌رید و جورج ادوارد مور پرداخته می‌شود. شاید بتوان گفت جرقه‌های اولیه این اصل در نظریات شعور متعارف و فهم عرف عام زده شده است. و پس از یافتن خاستگاه گرایش به سمت این ن
گرش به بررسی رویکردهای پرفراز و نشیب توجیه باور در معرفت شناسی دینی پرداخته خواهد شد تا داعیه اصلی در شکل‌گیری چنین تفکری را دریابیم. و در نهایت توجه خود را به درون‌مایه اساسی و مهم این اصل یعنی تجربه دینی و انواع آن معطوف خواهیم نمود و تا به مراد فلاسفه این رساله (سوئین‌برن و آلستُن) از نوع تلقی‌ای که از تجربه دینی داشته‌اند، پی ببریم. این فصل با رویکردی تاریخی درصدد است تا به کلیه سؤالاتی که از اهیمت قابل توجهی در زمینه اصل مذکور قابل طرح هستند پاسخ درخوری بدهد.

1_1 اصل آسان‌باوری
در کتاب‌ها، رساله‌ها، و مقاله‌های فارسی از واژة انگلیسی « Principle of Credulity» ترجمه‌های متفاوتی داده شده است. تعبیرهایی با عنوان اصل زود‌باوری، اصل آسان‌باوری، اصل ساده‌باوری، اصل برائت معرفت‌شناسی، اصل اصاله الصحه، اصل خویشتن‌باوری و اصل سهل‌اندیشی. در این رساله از تعبیر آسان‌باوری که ظاهراً مفهوم روشن‌تری نسبت به سایرین خواهد بود استفاده شده است.
سوئین‌برن اصلی عقلانی مطرح می‌نماید تا نظریه خود را در زمینه توجیه باور به وجود ماورایی طبیعی خداوند را در قالب آن بیان دارد. این اصل به قرار ذیل است:
« یک اصل عقلانی وجود دارد که (در صورت فقدان ملاحظات خاص) اگر به نظر برسد (به نحو معرفت‌شناختی) شی x برای فاعل شناسا حاضر است ( ویژگی‌های خاصی دارد) احتمالا x حاضر خواهد بود. (و آن ویژگی‌ها را دارا خواهد بود.) آنچه به نظر شخص می‌رسد که آن را ادراک کرده احتمالاً همانگونه است».( Swinburne، 2004 P.303).
با توجه به آنچه گفته شد اصل آسان‌باوری نوعی رویکرد است که سوئین‌برن توسط آن به بیان نظریه خود پرداخته است و به وسیله مشابهت میان تجربه دینی و ادراک حسی درصدد برآمده تا راه جدیدی را برای توجیه باور دینی بگشاید.
البته باید دید چرا سوئین‌برن به فکر اتخاذ چنین اصلی برای بیان نظریه خود افتاده است؟ و آیا او اولین کسی است که به بیان این اصل پرداخته یا پیش از او نیز کسی داعیه مطرح کردن این اصل را در آثار خود داشته است؟
می‌توان گفت قبل از سوئین‌برن در سال 1939 سی دی براد (1971_1887) در مقاله‌ای با عنوان « براهین وجود خداوند »، برای اولین بار به طرح این اصل پرداخته است. براد را می‌توان یکی از فلاسفه تجربه‌گرا دانست که برای برهان تجربه دینی قائل به فرضیة‌ وجود علت‌ خارجی1 است که‌ براساس‌ آن‌ تجربة‌ دینی‌ را ناشی‌ از وجود واقعیتی‌ خارجی ‌می‌داند که‌ در مواجهه‌ با آن، تجربة‌ دینی‌ حاصل‌ می‌شود. وی بر این باور بود که انسان برای تمایز قائل شدن میان تجارب مطابق با واقع از وهمیات، لازم است از اصلی بنیادین بهره گیرد که بیان اجمالی آن چنین است:
«وقتی کسی تجربه‌ای دارد که آن را تجربه‌ای از x می‌داند، بر مبنای اصل یاد شده، معقول است که نتیجه بگیرد او واقعاً x را تجربه می‌کند ( تجربة او واقعی و نه وهمی است)، مگر اینکه دلایلی را علیه این استنتاج در اختیار داشته باشد. مثلاً کسی که تجربة مشاهدة دریاچه‌ای را در برابر خود دارد، این نتیجه گیری او معقول است که واقعاً در برابر او دریاچه‌ای وجود دارد و آن‌چه را که مشاهده می‌کند سراب نیست، مگر اینکه دلایلی را در رد واقع نمایی این تجربه در اختیار داشته باشد.» ( Broad: 1939، p.157_167)(به نقل از کشفی:1391،ص8)
براد بر این عقیده بود که با صرف نظر از برهان‌های سنتیِ اثبات وجود خدا، می‌توان با استفاده از تجربه دینی، وجود خدا را اثبات کرد، مگر آن که دلیل موجهی برای وهمی بودن این تجربه‌ها در دست داشته باشیم، که خوشبختانه چنین دلیلی وجود ندارد پس می‌توان گفت تجارب دینی مطابق با واقع ‌هستند.
وی احساس دینی را به احساس موسیقی تشبیه کرده است. و بر این عقیده است ظرفیّت افراد برای تجربه دینی از جنبه‌های خاصّی شبیه به گوش برای استماع موسیقی است. عدّه کمی وجود دارند که از تشخیص ساده‌ترین صدا ناتوان هستند. این گونه افراد مثل کسانی که از هرگونه تجربه دینی بی‌بهره‌اند، در اقلّیّت قرار دارند. بسیاری از مردم، از موسیقی درک ساده‌ای دارند؛ امّا مراتب درک آن‌ها از این جهت بسیار متفاوت است و کسانی که استعداد چندانی برای موسیقی ندارند، و معدودی هم در این حوزه، بنیان‌گذار و صاحب سبک در موسیقی هستند؛ مانند باخ و بتهوون. در بین این دو ، افراد معمولی قرار دارند. افراد در برابر تجربه دینی نیز چنین هستند. کسانی که تجربه دینی ندارند نمی‌توانند درباره کسانی که واجد چنین احساسی هستند، داوری کنند. اختلاف عمده در این مقایسه، این است که دین بر خلاف موسیقی، بیانگر چیزی در باب ماهیّت واقعیّت است.
البته نمی‌توان به صراحت این اصل را به وی اطلاق نمود به نظر می‌رسد پیشینه این اصل را باید در مسئله فهم عرف عام2 جستجو نمود. حال بهتر است برای آشنایی با این مسئله جدید، کمی آن را بسط داده و بررسی نماییم.
1_2 نظریات فهم عرف عام
بطور کلی، می‌توان شعور متعارف را عبارت از آن چیزی دانست که مردم، بطور عموم و مشترک، در مورد آن توافق دارند و هم عقیده‌اند. به عبارتی، درک عام به فهم طبیعی مردمان در مورد یک موضوع اشاره می‌کند، و به باورها یا گزاره‌هایی ارجاع می‌دهد که برای افراد بسیاری، درست و صحیح به نظر می‌رسند، بدون آنکه نیاز به معرفتی ویژه یا دانشی خاص داشته باشند. به همین دلیل، به نظر می‌رسد که شعور متعارف نوعی قابلیت بنیادین برای موجودات عا
قل است تا بدان وسیله بتوانند از تجربیات خود در تشخیص و متمایز ساختن امور واضح، برقراری ارتباط اولیه با این امور و نیز پرهیز از تناقضات آشکار در باب آن‌ها، استفاده کنند.
دیدگاه‌ عرف‌‌اندیشی در باب‌ توجیه‌ معرفت‌ بر آن‌ است‌ که‌ ما باید در توجیه‌ معرفت‌ و نیز در مواجهه‌ با شکاکان، به‌ عقل‌ سلیم‌ یا فهم‌ عرف، استناد کنیم. این‌ گرایش‌ در معرفت‌شناسی‌ غرب، معلول‌ وازدگی‌ از دو جریان‌ افراطی‌ ایده‌آلیستی‌ و تجربه‌گرایی‌ بود، چرا که‌ تجربه‌گرایی‌ از یک‌ طرف، هیوم‌ را به‌ شکاکیت‌ کشاند، و از آن‌ طرف‌ هگل‌ را به‌ گونه‌ای‌ دیگر از واقعیت‌ منقطع‌ کرد. لذا این‌ فکر به‌ وجود آمد که‌ یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ این‌ افراط‌ و تفریط‌ها در توجیه‌ معرفت، همانا فاصله‌ گرفتن‌ از فهم‌ عامیانه‌ است، بنابراین «معرفت» هنگامی‌ موجه‌ است‌ که‌ با فهم‌ عرف سازگار باشد.
در عصر جدید، می‌توان جان لاک را از جمله فلاسفه‌ای دانست که بسیار بر عقل سلیم تأکید می‌کند و یکی از اصول

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع خويشآميزي، تودههاي، ميانگين

افشان
تبريز
43/134d
43/114d
61/31e
27/22e
979/0ab
612/0c
03/5f
17/8c
01/64a
66/83a
ياسوج
06/168d
69/150cd
34/45d
57/35de
867/0b
14/1ab
86/7d
30/7d
92/61a
66/81a
کاشان
14/272c
69/144cd
19/135b
40/85b
04/1ab
06/1ab
4/9b
51/9b
32/26d
46e
سميرم
27/155d
20/136cd
88/79c
15/65c
09/1ab
38/1ab
69/4g
85/4g
29/41c
61c
کرمان
06/180d
87/151c
31/51d
10/45d
1ab
39/1ab
96/6e
91/5f
39/45b
71b
همدان
33/190d
11/178c
25/86c
39/64c
961/0ab
27/1ab
71/6e
67/5f
57/25e
55d
تهران
33/322b
20/158c
16/209b
96/143ab
999/0ab
09/1b
73/4g
69/4g
2/44b
66/58d
بوشهر
46/227c
17/156c
48/88c
04/76bc
993/0ab
03/1b
64/5f
50/5f
28/43b
33/51d
نهاوند
7/156d
17/144cd
7/40d
56/35de
01/1ab
40/1ab
79/7d
15/8c
91/30c
33/43ef
شيراز
67/170d
55/160c
67/49d
53/43d
997/0ab
16/1ab
62/7d
79/7d
96/62a
78b
اردبيل
82/161d
03/122cd
59/42d
91/32de
674/0bc
735/0c
17/12a
20/14a
39/26d
33/46e
کرج
73/148d
20/149cd
87/84c
49/76bc
998/0ab
24/1ab
04/11ab
11/11ab
5/39c
33/47e
پاوه
03/197d
03/189c
18/74c
43/69c
36/1a
977/0b
01/6e
87/8c
7/39c
66/54d
ورامين
61/132d
51/143cd
33e
94/28e
989/0ab
64/1a
22/6e
93/5f
26/29d
46e
اصفهان
28/358b
09/223b
20/153b
60/97b
1ab
756/0c
64/4g
29/6e
47/45b
33/58d
اروپا
03/110d
33/95e
23/71c
51/65c
996/0ab
43/1ab
52/5f
19/4g
48/64a
66/72b
شيروان
11/172d
83/183c
10/53d
41/44d
934/0ab
897/0c
96/5f
84/6e
41/29d
33/47e
يزد
34/156d
90/166c
26/76c
40/65c
699/0bc
678/0c
15/11ab
87/13ab
81/40c
33/53d
لهستان
08/110d
55/97e
40/83c
35/78bc
ab1
21/1ab
61/8c
57/9b
43/26d
47e
انگلستان
37/98e
71/82ef
65/72c
37/68c
996/0ab
59/1a
61/7d
63/8c
3/31c
66/56d
گناباد
69/446a
90/319a
35/251a
13/152ab
769/0b
835/0c
12/3h
94/2h
64/29d
33/53d
مشهد
77/310b
13/212b
45/186b
68/161a
624/0bc
585/0cd
62/6e
44/6e
72/61a
74b
آلباني
67/121d
80/140cd
20/94c
76/87b
1ab
60/1a
39/7d
03/8c
03/64a
63c
ميانگين
74/195
43/157
26/90
56/71
956/0
12/1
06/7
58/7
21/42
68/58
LSD
7/11
18/1
7/7
61/6
067/0
093/0
05/0
36/0
85/0
34/2

جدول3-40: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه(g)
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر(%)
شاخص خودسازگاري (%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان

تبريز
32/63de
74e
70/3b
50/4b
22/6g
66/6e
76/23b
51/19b
26/3d
ياسوج
27/124ab
66/121b
49/3b
84/2cd
28/4h
64/4g
12/16d
26/13e
25/3d
کاشان
19/74c
87d
47/3b
83/3c
66/10e
33/8c
21/22b
15/18c
50/3d
سميرم
62/128ab
95c
16/2cd
20/3c
93/10e
66/4g
14/19c
31/15d
54/3d
کرمان
75/112ab
89d
50/2c
46/4b
13/13c
66/4g
89/9h
98/6h
22/3d
همدان
87/122ab
66/90c
33/2c
44/3c
91/16ab
33/8c
48/28b
50/22b
37/5b
تهران
62/74c
66f
31/3b
18/4b
36/16ab
7d
70/18c
39/14d
29/5b
بوشهر
79/77c
75e
8/3b
47/3c
8/9f
8c
88/32ab
43/29a
34/3d
نهاوند
36/78c
33/89d
24/2c
38/2cd
88/14b
10b
20/18c
97/15d
77/4c
شيراز
53/101ab
131ab
32/3b
21/2d
81/13c
e6
64/11g
51/9g
23/4c
اردبيل
39/77c
66/85d
37/3b
59/2cd
9/13c
66/7d
60/31ab
62/27ab
40/5b
کرج
67/69d
66/91c
22/2c
70/2cd
64/9f
66/5f
91/16d
27/15d
60/3d
پاوه
99/81b
66/91c
71/3b
76/3c
67/17a
66/15a
49/31ab
04/29a
58/6a
ورامين
62/80b
33/96c
75/2c
81/4b
11/16ab
7d
96/20b
92/17c
58/4c
اصفهان
65/75c
66/83d
26/3b
73/4b
85/11de
66/10b
50/24b
15/21b
70/5b
اروپا
37/131a
33/169a
16/2cd
04/3c
28/12d
9b
38/14e
73/12e
55/3d
شيروان
95/84b
66/95c
23/3b
64/3c
7/5g
66/4g
20/18c
03/17c
25/2e
يزد
77/70c
86d
38/2c
59/3c
73/14b
7d
89/20b
33/19b
40/4c
لهستان
66/72c
d83
42/4ab
3c
43/14b
66/10b
93/11g
77/10f
33/4c
انگلستان
73/69d
33/80d
27/4ab
17/3c
15/13c
66/8c
95/9h
95/6h
31/3d
گناباد
87/73c
33/79d
69/4a
38/6a
51/10e
33/6e
75/40a
86/27ab
25/4c
مشهد
78/97b
78/101b
37/4ab
58/4b
08/11de
33/5f
14/18c
72/15d
43/3d
آلباني
59/109ab
59/113b
29/3a
91/2cd
7/13c
8c
36/12f
01/10f
41/3d
ميانگين
23/89
63/94
41/3
67/3
25/12
27/7
25/20
23/17
15/4
LSD
03/1
33/1
06/0
13/0
42/0
34/0
43/0
59/0
52/0

3-18 مقايسه ميانگين نتايج حاصل از پسروي خويشآميزي بر روي صفات مورفولوژي
همانطور که در جدول (3-41 و 3-42) مشاهده مي شود خويشآميزي به طور معنيداري بر روي کل صفات زراعي به جز قطر تاج پوش تأثيرگذار بود. مقادير مثبت پسروي خويشآميزي بيانگر آن است که تودههاي آزاد گرده افشان داراي ميانگين صفت بالاتري از تودههاي خودگرده افشان مي باشند در حاليکه مقدار منفي پسروي ناشي از خويشآميزي عکس اين مطلب را نشان ميدهد.
طبق برآورد بدستآمده خويشآميزي تأثير متفاوتي بر ميانگين صفات داشت. ميانگين صفات قطر گلآذين، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي و وزن هزار دانه به ترتيب برابر با 67/14- ، 85/16-، 32/7-، 73/45-، 74/7- و 2
3/16- درصد بود. همچنين ميانگين صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي، وزن تر، وزن خشک، تعداد بذر و عملکرد بذر به ترتيب با ميزان 57/34، 79/12، 51/18، 43/14، 90/17، 74/34 و 34/16 درصد برآورد شد. اين نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي سبب افزايش ميانگين صفات قطر گلآذين، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي و وزن هزار دانه شده است در صورتيکه ميانگين صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي، وزن تر، وزن خشک، تعداد بذر و عملکرد بذر در اثر خويشآميزي کاهش پيدا کردند.
سعيدي و همکاران [151] آثار خويشآميزي را در نتاج خودگرده افشان و آزاد گرده افشان گل اطلسي در مقايسه با هيبريد مورد ارزيابي قرار دادند. آنها پسروي ناشي از خويشآميزي را براي صفات درصد سبز شدن و ارتفاع بوته در نتاج خودگرده افشان مشاهده کردند و هيچ گونه گزارشي مبني بر پسروي ناشي از خويشآميزي براي قطر گل مشاهده نشد . در حاليکه در مطالعه حاضر ميانگين صفات درصد سبز شدن و ارتفاع در اثر خويشآميزي کاهش و ميانگين قطر گلآذين افزايش يافت. در بين صفات مورد بررسي درصد سبز شدن بيشترين پسروي ناشي از خويشآميزي را نشان داد. پسروي ناشي از خويشآميزي بسته به نوع رقم و توده مورد بررسي نتايج متفاوتي را در برداشته است[151]. طبق مطالعات انجام شده پسروي ناشي از خويشآميزي در مراحل اوليه رشد گياه بيشتر است[109].
با توجه به نتايج بدست آمده آثار منفي خويشآميزي سبب شده است که توده ياسوج با 16/56 درصد بيشترين کاهش درصد سبز شدن، اروپا با 82/36 درصد بيشترين کاهش ارتفاع، لهستان با 03/30 و 05/20 درصد به ترتيب بيشترين کاهش تعداد انشعاب فرعي و قطر تاج پوش ، پاوه با 02/46 درصد بيشترين کاهش قطر گلآذين، کاشان با 83/46 درصد بيشترين کاهش وزن تر، گناباد با 47/39 درصد بيشترين کاهش وزن خشک ، تبريز با 48/37 درصد بيشترين کاهش نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، اروپا با 09/24 درصد بيشترين کاهش نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، همدان با 21/26 درصد کمترين روز تا 50%گلدهي را نشان دهند. در بين تودههاي مورد مطالعه، خويشآميزي بيشترين تأثير مثبت را روي صفات قطر گل آذين در توده ورامين، روز تا 50% سبز شدن در تودههاي همدان، لهستان و گناباد نشان داد.
مطابق نتايج اين مطالعه، خودگرده افشاني بر روي اجزاي عملکرد نظير تعداد بذر در چتر، وزن هزار دانه و عملکرد بذر تأثير بسزايي گذاشت. که بيشترين تأثير منفي خويشآميزي روي صفت عملکرد بذر در تودههاي انگلستان و گناباد مشاهده شد، در حاليکه کمترين تأثير منفي را در تودههاي يزد و پاوه نشان داد. تودههاي تهران، کرمان و شيراز بيشترين ميزان پسروي ناشي از خويشآميزي را در ارتباط با تعداد بذر در چتر نشان دادند در حاليکه تودههاي تبريز و ياسوج ار نظر اين صفت،کمتر تحت تأثير خويشآميزي قرار گرفتند. در ارتباط با وزن هزار دانه نيز بيشترين تأثير منفي خويشآميزي در تودههاي شيراز و لهستان و کمترين تأثير منفي خويشآميزي در تودههاي ورامين و کرمان مشاهده شد. طبق مطالعات انجام شده توسط ويمارک (1963) خودگرده افشاني تأثير زيادي بر روي صفات بذري نظير شکل، تعداد و وزن دانه ميگذارد و اين تأثير در ژنوتيپها متفاوت است. آثار مثبت و منفي خويشآميزي بر روي صفات زراعي توسط سعيدي و همکاران گزارش شده است[151].
بنابراين تودههاي يزد، پاوه، تبريز، ياسوج، ورامين و کرمان در اثر خودگرده افشاني عملکرد بذر خود را حفظ کرده و کمتر تحت تأثير خودگرده افشاني قرار ميگيرند و براي انجام کارهاي اصلاحي نظير تلاقي و خودگرده افشاني قابل توصيه ميباشند.

جدول 3-41: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک
توده
درصد سبز شدن
ارتفاع
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين
قطر تاج پوش
وزن تر
وزن خشک
تبريز
46/15
-32/72
18/18
-21/66
17/099
14/87
29/54
ياسوج
56/15
24/26
18/18
-23/96
-0/174
10/33
21/54
کاشان
41/40
16/08
17/15
-50/62
14/52
46/83
36/82
سميرم
37/57
12/73
15/79
-31/32
-9/54
12/28
18/44
کرمان
29/39
29/46
17/15
15/54
3/01
15/65
12/10
همدان
34/57
30/26
16/66
-28/53
8/73
6/42
25/34
تهران
45/45
10/99
10/34
-25/72
2/52
50/91
31/17
بوشهر
40/99
16/87
14/64
11/77
13/18
31/34
14/05
نهاوند
36/34
17/05
20/70
-7/97
-15/43
7/99
12/62
شيراز
26/25
17/06
18/76
-46/99
3/32
5/92
12/36
اردبيل
33/11
10/62
23/09
-39/91
2/63
24/58
22/72
کرج
41/66
25/81
26/10
-30/02
7/37
-0/316
9/87
پاوه
32/69
-24/18
15/79
46/02
11/16
4/06
6/40
ورامين
44/59
26/30
22/22
-68/51
-22/87
-8/21
12/30
اصفهان
27/37
-21/89
10
-14/97
7/94
37/73
36/29
اروپا
27/92
36/82
16/66
-26/99
9/16
13/35
8/03
شيروان
24/15
5/09
17/15
-26/62
8/87
-6/80
16/36
يزد
41/27
5/73
24/00
22/73
8/60
-6/75
14/24
لهستان
25/75
22/23
30/03
-17/04
20/05
11/38
6/05
انگلستان
40/49
18/09
27/28
-19/96
-30/94
15/91
5/89
گناباد
24/03
11/77
6/45
6/13
4/30
28/38
39/47
مشهد
15/79
14/52
12/24
26/28
19/95
31/74
13/28
آلباني
22/07
21/16
27/28
14/88
-26/12
-15/72
6/83
ميانگين
34/57
12/79
18/51
-14/67
2/49
14/43
17/90

جدول3-42: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک
تود
ه
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه
تعداد بذر در چتر
عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، ميانگين، کمترين

ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 06/7 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با56/7 درصد برآورد شد. کمترين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده گناباد به ترتيب برابر 12/3 و 94/2 درصد مشاهده شد. در حاليکه بيشترين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده اردبيل به ترتيب برابر با 17/12 و 20/14 درصد بوده است.
3-17-10 تعداد روز تا 50 درصد سبز شدن
نتايج تجزيه واريانس صفت تعداد روز تا 50 درصد سبز شدن نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين روز تا 50 درصد سبز شدن براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 21/42 روز و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 68/58 روز برآورد شد. کمترين روز تا 50 درصد سبز شدن در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 57/25 روز در توده همدان مشاهده شد. در حاليکه توده نهاوند با 33/43 روز کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين روز تا 50 درصد سبز شدن در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده اروپايي برابر با 48/64 روز بوده است، در حاليکه توده تبريز با 66/83 روز بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-11 تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 23/89 روز و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 63/94 روز برآورد شد. کمترين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 32/63 روز در توده تبريز مشاهده شد. در حاليکه توده تهران با 66 روز کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده اروپا به ترتيب برابر با 37/131 و 33/169 روز بوده است.
3-17-12 وزن هزار دانه
نتايج تجزيه واريانس براي صفت وزن هزار دانه نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن هزار دانه براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 41/3 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 67/3 گرم برآورد شد. کمترين وزن هزار دانه در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 16/2 گرم در تودههاي سميرم و اروپا مشاهده شد. در حاليکه توده شيراز با 21/2 گرم کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين وزن هزار دانه در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد به ترتيب برابر با 69/4 و 38/6 گرم بوده است.
3-17-13 تعداد بذر در چتر
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد بذر در چتر اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد بذر در چتر براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 25/12 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 27/7 برآورد شد. کمترين تعداد بذر در چتر در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 28/4 و64/4 در توده ياسوج مشاهده شد. بيشترين تعداد بذر در چتر در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده پاوه به ترتيب برابر با 67/17 و 66/15 بوده است.
3-17-14 عملکرد دانه در بوته
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت عملکرد دانه در بوته اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين عملکرد دانه در بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 25/20 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 23/17 درصد برآورد شد. کمترين عملکرد دانه در بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 95/9 و 95/6 درصد در توده انگلستان مشاهده شد. بيشترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 75/40 درصد بوده است، در حاليکه توده بوشهر با 43/29 درصد بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-15 شاخص خودسازگاري
تجزيه واريانس براي صفت شاخص خودسازگاري به طور جداگانه انجام گرفت واختلاف بسيار معنيداري نشان داد که نشاندهنده تفاوت بسياري بين تودهها از نظر شاخص خودسازگاري بود. نتايج مقايسه ميانگين نشان داد که توده پاوه با 58/6 درصد، بيشترين درصد خودسازگاري و توده شيروان با متوسط 25/2 درصد، کمترين درصد خودسازگاري را در بين تودهها داشت (جدول3-40).

جدول3-36: تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
درصد سبز شدن
ارتفاع
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين
قطر تاج پوش
وزن تر
وزن خشک
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
تکرار
2
ns002/0
ns75/37
**54/6
**04/4
**62/33
*8/785
ns65/3
ns0003/0
ژنوتيپ
22
**073/0
**5/1916
**58/172
**6174
**4/1116
**26546
**13669
**274/0
تکرار*ژنوتيپ
44
005/0
69/10
846/0
133/0
74/3
5/194
6/29
004/0
حالت گردهافشاني
1
**074/1
**3684
**61/134
**4/5698
**1/160
**45868
**11719
**014/1
ژنوتيپ*حالت گردها
فشاني
22
*004/0
**99/205
ns004/0
**6/6287
**6/117
**9/4277
**7/917
**112/0
خطاي آزمايشي
46
009/0
84/13
012/0
213/0
15/4
9/185
76/27
004/0
ضريب تغييرات (%)

57/10
02/5
989/0
79/3
79/2
72/7
51/6
78/6
n.s، * و**به ترتيب عدم معنيداري، معني-داري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد
جدول3-37: ادامه تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر
تکرار
2
**05/2
ns2/1
ns17/13
ns116/0
**33/5
**96/3
ژنوتيپ
22
**26/36
**25/1003
**48/2407
**26/4
**33/45
**56/309
تکرار*ژنوتيپ
44
715/0
06/3
91/16
121/0
151/0
3/1
حالت گردهافشاني
1
**68/7
**09/9167
**29/999
**89/2
**7/833
**8/298
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**96/1
**16/75
**97/437
**585/0
**71/12
**06/11
خطاي آزمايشي
44
.16/0
4/3
46/16
118/0
177/0
45/1
ضريب تغييرات (%)

44/5
65/3
41/4
71/9
31/4
43/6
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-38: مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
درصد سبز شدن
ارتفاع(cm)
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين(cm)
قطر تاج پوش(cm)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
650/0ab
350/0c
55f
73d
11c
9e
17/5d
29/6a
86/53e
65/44e
ياسوج
333/0d
146/0e
12/86c
22/65e
11c
9e
09/5d
31/6a
7/74c
83/74b
کاشان
483/0c
283/0d
54/109a
92/91b
66/11c
66/9e
01/4e
04/6a
3/114a
70/97a
سميرم
346/0cd
216/0d
44/59f
87/51f
66/12c
66/10d
32/3f
36/4c
93/64d
13/71b
کرمان
330/0d
233/0d
15/81c
24/57f
66/11c
66/9e
40/7b
25/6b
47/81c
01/79b
همدان
616/0b
403/0b
17/80c
91/55f
12c
10d
03/4e
18/5b
12/77c
38/70b
تهران
616/0b
336/0c
48/91b
42/81c
33/19b
33/17b
47/4e
62/5b
48/91b
17/89ab
بوشهر
383/0cd
226/0d
05/77d
05/64e
66/13c
66/11d
20/6c
47/5b
55/76c
46/66c
نهاوند
586/0b
373/0c
17/75d
35/62e
66/9cd
66/7f
89/4e
28/5b
02/76c
75/87ab
شيراز
655/0ab
483/0b
17/81c
32/67e
66/10cd
66/8f
83/3f
63/5b
94/80c
25/78b
اردبيل
613/0b
410/0b
23/105a
05/94b
66/8d
66/6g
56/4e
38/6a
99/70c
12/69c
کرج
480/0c
280/0d
37/84c
59/62e
66/7d
66/5g
93/3f
11/5b
22/84c
01/78b
پاوه
416/0c
280/0d
04/76d
43/94b
66/12c
66/10d
56/10a
70/5b
88/103a
28/92a
ورامين
583/0b
323/0c
58/55f
96/40gh
9cd
7f
78/3f
37/6a
96/54e
53/67c
اصفهان
683/0a
496/0b
73/92b
03/113a
20b
18b
41/5d
22/6a
89/92b
51/85ab
اروپا
666/0ab
480/0b
02/66e
71/41g
12c
10d
89/4e
21/6a
81/65d
78/59d
شيروان
650/0ab
493/0b
53/69e
99/65e
66/11c
66/9e
32/4e
47/5b
01/65d
24/59d
يزد
550/0b
323/0c
72/92b
40/87c
33/8d
33/6g
95/6c
37/5b
87/64d
29/59d
لهستان
466/0c
346/0c
11/57f
41/44g
66/6e
66/4h
81/4e
63/5b
38/57e
87/53d
انگلستان
363/0cd
216/0d
66/55f
59/45g
33/7d
33/5g
21/5d
25/6a
45/55e
61/72b
گناباد
570/0b
433/0b
73/96b
34/85c
31a
29a
87/5d
51/5b
41/74c
21/71b
مشهد
633/0ab
533/0a
07/108a
37/92b
33/16b
33/14c
76/7b
72/5b
51/67d
04/54d
آلباني
616/0b
480/0b
54f
57/42g
33/7d
33/5g
04/5d
29/4c
04/54e
16/68c
ميانگين
532/0
354/0
70/78
70/68
26/12
26/10
63/18
68/5
03/74
74/71
LSD
013/0
029/0
12/3
75/0
34/0
34/0
07/0
668/0
48/3
26/1

جدول3-39: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
وزن تر(g)
وزن خشک (g)
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع(%)
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي(%)
روز تا 50%سبز شدن

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، بيشترين، سانتيمتر

بيشتر از تودههاي خودگرده افشان برآورد شد. همچنين اختلاف ضريب تغييرات فنوتيپي براي صفت عملکرد بذر در تودههاي خودگرده افشان و آزاد گرده افشان ناچيز بود. بيشترين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت وزن خشک (01/65) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به تعداد انشعاب فرعي (8/57) بود. همچنين نتايج نشان داد که کمترين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (86/15) و کمترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به صفت قطر گل آذين (53/11) ميباشد. بيشترين دامنه بين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان براي صفت قطر گل آذين به ترتيب برابر با 88/36 و 53/11 بود.
صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، قطر گل آذين، قطر تاج پوش، وزن تر، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع و عملکرد بذر وراثت پذيري عمومي بيشتري را در تودههاي آزاد گرده افشان نسبت به تودههاي خودگرده افشان از خود نشان دادند. در حاليکه در صفات نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي، وزن هزاردانه و تعداد بذر در چتر وراثت پذيري عمومي بالاتري در تودههاي خودگرده افشان نسبت به تودههاي آزاد گرده افشان مشاهده شد. همچنين اختلاف وراثت پذيري عمومي براي صفات تعداد انشعاب فرعي و وزن خشک در تودههاي خودگرده افشان و آزاد گرده افشان ناچيز بود. بيشترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (74/99%) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به وزن هزاردانه (44/99%) بود. همچنين نتايج نشان داد کمترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت وزن هزاردانه (86/59%) و کمترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به درصد سبز شدن (26/63%) ميباشد. بيشترين دامنه وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان براي صفت وزن هزاردانه به ترتيب برابر با 86/ 59 و 44/99 درصد بود. اختلاف بين ضريب تغييرات ژنتيکي و فنوتيپي در اکثر صفات کم بود و صفت تعداد انشعاب فرعي از اين نظر اختلاف داشت که نشاندهنده تأثيرپذيري بيشتر اين صفت از شرايط محيطي در مقايسه با صفات ديگر بود.

جدول3-34: آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک اندازهگيري شده تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
صفات
درصد سبز شدن
ارتفاع(cm)
تعداد انشعاب فرعي
قطر گل آذين(cm)
قطر تاج پوش(cm)
وزن تر(g)
وزن خشک(g)

شاخص
خودسازگاري (%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان

حداقل
3/0
14/0
53
40
6
4
23/2
21/3
53
32/43
33/97
32/80
43/30
2/22
25/2
حداکثر
7/0
61/0
75/110
32/115
32
30
12/15
72/6
12/115
87/98
44/454
7/324
08/252
5/187
58/6
ميانگين
532/0
354/0
70/78
7/68
26/12
26/10
63/18
68/5
03/74
74/71
74/195
43/157
26/90
56/71
15/4
ضريب تغييرات ژنتيکي
43/21
23/21
4/22
4/22
8/6
65/43
52/34
56/9
46/21
39/18
31/45
75/30
74/64
8/52
59/24
ضريب تغييرات فنوتيپي
77/23
73/35
9/22
7/33
37/48
8/57
88/36
53/11
2/22
39/20
96/46
97/32
01/65
71/53
04/25
وراثت پذيري عمومي
63/81
26/63
65/95
88/76
46/81
46/81
6/87
76/68
47/93
39/81
12/93
98/86
18/99
39/99
39/96
جدول3-35: ادامه آمارههاي توصيفي اندازه گيري شده صفات موفولوژيک تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
صفات
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع(%)
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي(%)
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه(g)
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر(%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
حداقل
613/0
528/0
04/3
86/2
53/24
41
44/62
65
97/1
21/2
21/4
4
21/7
54/6
حداکثر
37/1
76/1
9/12
05/16
66/65
84
34/132
187
89/5
38/6
34/18
15
99/40
30
ميانگين
956/0
12/1
06/7
58/7
21/42
68/58
23/89
63/94
41/3
67/3
25/12
27/7
25/20
23/17
ضريب تغييرات ژنتيکي
86/15
37/28
84/31
46/36
01/34
01/21
32/24
01/21
53/23
69/25
19/28
86/35
15/40
57/38
ضريب تغييرات فنوتيپي
86/15
34/29
09/37
51/40
28/35
63/21
75/24
26/23
41/30
76/25
74/34
36/37
99/40
31/40
وراثت پذيري عمومي
74/99
55/93
63/73
13/81
92/92
37/94
58/96
85/97
86/59
44/99
54/68
54/92
95/95
54/91

3-17 تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک
نتايج تجزيه واريانس صفات زراعي مورد مطالعه در جداول(3-36 و3-37) و مقايسه ميانگين صفات در جدول (3-38، 3-39 و 3-40) آورده شده است. نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي مورد مطالعه از لحاظ تمام صفات زراعي اختلاف بسيار معنيداري با يکديگر داشتند. اين امر نشاندهنده وجود تنوع ژنتيکي بالا از لحاظ صفات زراعي مورد بررسي و امکان گ
زينش براي اين صفات در ميان تودههاي مورد مطالعه بوده است. مقايسه ميانگين LSD براي صفات زراعي مورد مطالعه نشاندهنده دامنه گسترده اختلاف در بين تودههاي مورد آزمايش از لحاظ صفات زراعي بود.
3-17-1 درصد سبز شدن
طبق نتايج بدستآمده در جدول تجزيه واريانس(3-37) تودههاي مورد بررسي از نظر صفت درصد سبز شدن اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين صفت درصد سبز شدن در دوگروه تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف قابل ملاحظهاي داشت، به طوريکه ميانگين اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان 53/0 درصد و در تودههاي خودگرده افشان 354/0 درصد برآورد شد. نتايج مقايسه ميانگين نشان ميدهد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان تنوع زيادي را از نظر صفت درصد سبز شدن دارند. کمترين درصد سبز شدن تودههاي آزاد گرده افشان برابر با33/0 درصد در توده کرمان مشاهده شد. در حاليکه توده ياسوج با 14/0 درصد کمترين درصد سبز شدن را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين درصد سبز شدن برابر با 68/0درصد به توده اصفهان اختصاص داشت. همچنين بيشترين درصد سبز شدن در تودههاي خودگرده افشان مربوط به توده مشهد با 53/0 درصد بود.
3-17-2 ارتفاع
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت ارتفاع اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين ارتفاع براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 70/78 سانتي متر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 70/68 سانتيمتر برآورد شد. کمترين ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 54 سانتيمتر در توده آلباني مشاهده شد. در حاليکه توده ورامين با 96/40 سانتيمتر کمترين ارتفاع را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده کاشان برابر با سانتيمتر 54/109 سانتيمتر بوده است، در حاليکه توده اصفهان با 03/113 سانتيمتر بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-3 تعداد انشعاب فرعي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد انشعاب فرعي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد انشعاب فرعي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 26/12 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 26/10 برآورد شد. کمترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده لهستان به ترتيب برابر با 66/6 و 66/4 مشاهده شد. بيشترين تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 31 و 29 بوده است (جدول3-38).
3-17-4 قطر گلآذين
مطابق نتايج تجزيه واريانس، تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت قطر گلآذين اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين قطر گلآذين براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 63/18 سانتيمتر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 68/5 سانتيمتر برآورد شد. کمترين قطر گلآذين در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 32/3 سانتيمتر در توده سميرم مشاهده شد. در حاليکه توده آلباني با 29/4 سانتيمتر کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين قطر گلآذين در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده پاوه برابر با 56/10 سانتيمتر بوده است، در حاليکه توده اردبيل با 38/6 سانتيمتر بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-5 قطر تاجپوش
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت قطر تاجپوش اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند ميانگين قطر تاجپوش براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 03/74 سانتيمتر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 74/71 سانتيمتر برآورد شد. کمترين قطر تاجپوش در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده تبريز به ترتيب برابر با 86/53 و 65/44 سانتيمتر مشاهده شد. در حاليکه توده کاشان به ترتيب با 3/114 و 70/97 سانتيمتر بيشترين قطر تاجپوش در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان را به خود اختصاص داده بود.
3-17-6 وزن تر بوته
نتايج تجزيه واريانس براي صفت وزن تر بوته نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن تر بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 74/195 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 43/157 گرم برآورد شد. کمترين وزن تر بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده انگلستان به ترتيب برابر با 37/98 و 71/82 گرم مشاهده شد. بيشترين وزن تر بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد به ترتيب برابر با 69/446 و 90/319 گرم بوده است.
3-17-7 وزن خشک بوته
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت وزن خشک بوته اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن خشک بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 26/91 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 56/71 گرم برآورد شد. کمترين وزن خشک بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 61/31 و27/22 گرم در توده تبريز مشاهده شد. بيشترين وزن خشک بوته در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 35/251 گرم بوده است، در حاليکه توده مشهد با 68/161 گرم بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-8 نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
نتايج تجزيه
واريانس براي صفت نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 956/0 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 12/1 درصد برآورد شد. کمترين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده مشهد به ترتيب برابر با 624/0 و 585/0 درصد مشاهده شد. بيشترين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده پاوه برابر با 36/1 درصد بوده است، در حاليکه توده ورامين با 64/1 درصد بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-9 نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت نسبت

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، لايه، 42/91

روزنه
تبريز
-15/85
8/33
-50
61/90
8/63
11/54
68/04
22/37
63/79
ياسوج
9/80
42/85
36/58
78/68
44/04
56/28
8/98
66/72
46/01
کاشان
3/38
33/33
32/65
76/81
17/47
31/33
8/24
60/72
40
سميرم
7/81
53/84
55/55
83/78
12/24
26/10
1/05
34/91
35/65
کرمان
60/97
72/83
47/61
90/19
19/21
38/14
21/97
50
55/26
همدان
68/42
76/92
67/85
92/15
-70/67
71/45
30/61
92/79
57/52
تهران
55
83/75
85
92/68
28/93
43/71
12/5
62/47
56/14
بوشهر
50
89/77
85/18
95/83
8/33
31/33
-42/62
54/54
58/62
نهاوند
17/5
-18/18
35
75/92
22/02
4/30
-14/75
11/87
57/26
شيراز
55/81
80/72
65/21
92/45
-35/30
22/78
-19/67
38/52
53/50
اردبيل
76/08
86/04
83/33
94/64
30/46
50/09
15/55
77/16
54/09
کرج
94/44
82/55
75/75
92/98
27/28
75/04
12/5
84/42
51/32
پاوه
92/85
81/70
84/44
94/23
22/50
35/33
33/67
57/48
54/38
ورامين
97/5
76/62
66/66
90
26/09
68/85
-16/66
97/19
55/75
اصفهان
97/29
76/62
99/77
91/48
15/79
-29/50
32/65
-24/60
58/03
اروپا
50
49/50
41/86
84
33/37
62/47
9/78
81/23
38/26
شيروان
25
5/97
-95/45
15/68
-10/71
53
28/08
69/31
53/04
يزد
8/62
41/83
41/66
79/41
7/18
84/5
-8/64
92/30
40/86
لهستان
85/24
44/55
45/09
80/28
8/63
-11/54
-10/97
2/80
38/26
انگلستان
73/01
31/06
33/96
76/71
24/98
-31/47
-9/41
-24/60
37/06
گناباد
87/30
38/83
42/59
78/87
27/65
37/52
1/08
52/11
35/96
مشهد
31/81
42/85
00/0
77/77
-21/80
46/18
-52/38
72/91
54/31
آلباني
-79/62
50
47/72
82/81
-16/65
64/69
-52/72
74/78
44/34
ميانگين
45/75
53/58
44/70
81/71
9/98
36/62
2/47
52/49
49/54

3-12 مقايسه ميانگين نتايج حاصل از پسروي خويشآميزي بر روي صفات آناتومي بذر
همانطور که در جدول (3-26 و 3-27) مشاهده ميشود خويشآميزي به طور معنيداري بر روي کل صفات آناتومي به جز ضخامت کوتيکول، تعداد لايه اندوکارپ و آندوسپرم به ترتيب با ميزان 94/8، 21/6 و 79/7 درصد تأثيرگذار بود. مقادير مثبت پسروي خويشآميزي بيانگر آن است که تودههاي آزاد گرده افشان داراي ميانگين صفت بالاتري از تودههاي خودگرده افشان مي باشند در حاليکه مقدار منفي پسروي ناشي از خويشآميزي عکس اين مطلب را نشان ميدهد.
طبق برآورد بدستآمده خويشآميزي تأثير متفاوتي بر ميانگين صفات داشت. ميانگين تمامي صفات مورد مطالعه بجز صفات نسبت طول به عرض بذر(78/1-) و کانال ترشحي(36/9-) مثبت بود. (جدول3-26). اين نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي باعث افزايش ميانگين صفات نسبت طول به عرض بذر و کانال ترشحي شده است، در صورتيکه ميانگين بقيه صفات در اثر خويشآميزي کاهش پيدا کردند. همچنين مقدار پسروي خويشآميزي در صفات ضخامت اپيکارپ و پارانشيم مزوکارپ به ترتيب با ميزان 31/64 و 16/41 درصد بيش از صفات ديگر مشاهده شد(جدول3-27).
در بين تودههاي مورد مطالعه، خويشآميزي بر روي صفات تعداد لايه اپيکارپ در تودههاي کاشان، بوشهر و لهستان، تعداد لايه کوتيکول در تودههاي کاشان، همدان و انگلستان، تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال در تودههاي نهاوند و لهستان، حاشيهي سطح ديواره سلولي آنتيکلينال در تودههاي آلباني و سميرم، تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در پاوه و تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي کرج و شيروان تأثيري نشان نداد. در حاليکه خويشآميزي بيشترين تأثير مثبت را روي تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال در توده آلباني و مشهد و تعداد کانال ترشحي در توده مشهد، بيشترين تأثير منفي را روي صفات طول بذر در تودههاي اردبيل و کرمان، ضخامت اپيکارپ در توده اصفهان و ضخامت پارانشيم مزوکارپ در تودههاي همدان و انگلستان نشان داد.

جدول3-26: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک مرتبط با بذر
توده
طول بذر
عرض بذر
نسبت طول به عرض بذر
ضخامت اپيکارپ
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتيکلينال
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکول
تعداد لايه کوتيکول
تبريز
56/58
49/42
-18/43
79/67
42/91
30/03
46/18
8/73
12/40
ياسوج
18/38
35/78
-25/88
60/12
12/40
20/12
20/12
-15/03
28/75
کاشان
55/72
29/38
-6/61
54/38
00/0
23/09
28/54
-9/80
00/0
سميرم
39/51
30/98
-39/63
50
28/75
00/0
60/06
-20/27
12/40
کرمان
70/20
35/71
33/53
70/42
63/66
42/91
28/54
7/04
20/12
همدان
66/15
40/40
5/93
71/75
42/91
36/33
42/91
12/41
00/0
تهران
36/26
28/89
8/22
71/63
28/75
36/33
28/75
17/19
12/40
بوشهر
50
31/75
-10/24
69/85
00/0
46/18
27/32
11/26
42/91
نهاوند
67/46
16/77
13/01
65/69
19/87
18/6
0/00
8/39
30/03
شيراز
57/34
43/11
-15/02
67/58
28/75
12/40
30/03
13/29
63/66
اردبيل
68/36
33/33
11/82
64/18
20/12
42/91
64/37
11/18
28/75
کرج
72/94
40/95
-6/10
64/18
50
30/03
50
2/05
27/32
پاوه
52/04
43/26
-5/62
68/53
-14/16
21/45
-42/91
15/09
42/91
ورامين
54/31
16/81
6/10
69/62
30/03
9/01
23/09
12/08
36/33
اصفهان
44/21
34/70
1/98
73/64
21/45
15/47
30/03
44/64
42/91
اروپا
26/57
19/90
8/10
51/95
42/91
42/91
23/09
-6/02
-9/90
شيروان
44/24
22/39
-1/85
51/90
-14/16
36/33
30/03
24/17
42/91
يزد
59/83
20/34
25/69
61/25
16/54
15/47
9/01
15/46
42/91
لهستان
41/01
10/95
34
55/92
00/0
9/01
0/00
3/79
60/06
انگلستان
30/30
42/10
-20/16
61/49
50
23/09
50
9/77
00/0
گناباد
42/51
35/63
3/64
71/17
20/12
36/33
30/3
11/79
27/32
مشهد
2/52
25/86
-4/66
59/83
42/91
42/91
45/71-
21/19
42/91
آلباني
21/16
43/09
-38/82
64/42
28/75
00/0
87/79-
7/33
39/07
ميانگين
46/85
31/80
-1/78
64/31
46/24
25/70
6/18
8/94
28/09

جدول3-27: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک مرتبط با بذر
توده
ضخامت پارانشيم مزوکارپ
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
تعداد کانال ترشحي
تعداد لايه پوشش بذر
تعداد لايه اندوکارپ
تعداد لايه آندوسپرم
تبريز
-13/35
22/50
8/49
4/14
-4/03
30/03
3/94
10/71
ياسوج
42/63
34/89
10/19
-10/78
-12/51
30/71
9/09
17/36
کاشان
31/43
36/60
10/38
7/89
-4/76
9/01
12/47
5/21
سميرم
27/74
34/89
6/59
8/84
-7/50
50
9/07
9/14
کرمان
58/33
20/03
12/51
7/27
-6/34
20/12
7/32
15/35
همدان
79/16
37/87
23/54
-4/31
-7/82
37/59
10/71
11/68
تهران
77/63
24/37
6/59
3/30
-3/40
23/09
12/47
13/76
بوشهر
31/17
27/53
10/54
14/96
-4/76
7/08
4/66
24/95
نهاوند
59/25
32/44
26/15
41/13
-4/51
9/90
8/49
8/57
شيراز
75/76
29/8
16/87
5/85
-1/1
28/54
8/14
13/76
اردبيل
25/56
24/33
11/01
19/88
-5/17
30/03
3/19
3/19
کرج
56/54
40/92
11/61
12/06
-4/91
37/59
00/0
-8/82
پاوه
35/98
32/44
00/0
7/93
-8/62
18/76
6/7
6/82
ورامين
56/83
27/91
12/49
7/54
-9/85
28/54
8/82
2/30
اصفهان
1/81
31/92
18/98
23/72
-41/38
5/83
6/48
-9/68
اروپا
25/30
48/84
6/31
6/34
-4/91
21/45
6/48
-9/14
شيروان
57/59
24/49
19/33
7/69
-14/07
14/16
00/0
3/81
يزد
34/86
16/22
9/60
7/97
-6/12
9/01
-15/96
13/76
لهستان
38/78
34/89
10/19
7/56
-6/99
23/09
5/77
-5/21
انگلستان
79/11
20/46
19/50
25
-3/76
39/93
5/95
9/68
گناباد
24/38
52/18
4/80
10/94
18/41
30/03
5/58
8/82
مشهد
60/70
50
6/38
9/66
-61/81
28/54
13/76
17/41
آلباني
-20/49
32/61
17/73
17/24
-9/37
60/06
9/68
15/79
ميانگين
41/16
32/07
12/16
10/49
-9/36
25/78
6/21
7/79

3-13 تجزيه خوشهاي
در اين مطالعه بهمنظور گروهبندي تودههاي رازيانه در دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني از تجزيهي خوشهاي به وسيله روش وارد و فاصله اقليدسي به عنوان معيار تشابه استفاده شد و فاصله اقليدسي بهعنوان معيار تشابه استفاده شد. تجزيه خوشهاي بر اساس صفات آناتومي براي 23 توده رازيانه در حالت آزاد گرده افشاني به روشward ، تودههاي مورد نظر را به چهار گروه تقسيم کرد(شکل3-2 الف). در نتايج تجزيه خوشهاي تودههاي رازيانه آزاد گرده افشان، گروه اول شامل تودههاي تبريز و انگلستان بود که اين تودهها از نظر خصوصيات آناتومي ساقه مورد بررسي نظير عرض سلول اپيدرمي شکمي و شاخص روزنهاي، خصوصيات آناتومي دمبرگ مورد بررسي نظير ضخامت کوتيکول شکمي، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي، تراکم روزنهاي و نسبت طول به عرض سلولهاي روزنه، خصوصيات آناتومي بذر مورد بررسي نظير تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال شباهت داشتند. گروه دوم شامل گناباد بود که بيشترين ضخامت کوتيکول پشتي را به خود اختصاص داده بود. گروه سوم شامل تودههاي شيروان، شيراز، اردبيل، سميرم، ورامين، يزد، کرج، اصفهان، کرمان، نهاوند، پاوه، کاشان، بوشهر، ياسوج، اروپا، مشهد، همدان و تهران بود که اين تودهها از نظر ساير خصوصيات آناتومي ساقه، دمبرگ و بذر مورد بررسي شباهت زيادي با هم داشتند. گروه چهارم شامل تودههاي لهستان و آلباني بود که از لحاظ صفات طول روزنه و بذر ، عرض سلول اپيدرم پشتي، طول سلول اپيدرمي شکمي و نسبت طول به عرض سلول اپيدرمي شکمي بههم شبيه بودند.
تجزيه خوشهاي بر اساس صفات آناتومي براي 23 توده رازيانه در حالت خودگرده افشاني به روش ward ، تودههاي مورد نظر را به چهار گروه تقسيم کرد(شکل3-2 ب).با توجه به نتايج تجزيه خوشهاي تودههاي رازيانه خودگرده افشان گروه اول شامل توده تبريز ميباشد که اين توده نسبت به ساير تودهها از لحاظ صفات آناتومي ساقه عرض سلول اپيدرمي شکمي، تعداد دستجات آوندي بزرگ و عرض ستون اسکلرانشيمي، خصوصيات آناتومي دمبرگ نظير شاخص روزنهاي و نسبت طول به عرض سلولهاي روزنه، خصوصيات آناتومي بذر نظير تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ از بقيه تودهها متمايز گرديد. گروه دوم شامل تودههاي شيروان، لهستان، سميرم، ورامين، يزد، کرج، اصفهان، کرمان، نهاوند، پاوه، کاشان، بوشهر، آلباني، ياسوج، اروپا، مشهد، همدان و تهران بود که از نظر ساير خ
صوصيات آناتومي ساقه، دمبرگ و بذر مورد بررسي شباهت زيادي با هم داشتند. گروه سوم شامل تودههاي شيراز، اردبيل و گناباد بود که از لحاظ صفات عرض سلول اپيدرمي شکمي، متوسط قطر کلانشيم، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي و شکمي، نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتي و نسبت طول به عرض روزنه مشابه هم بودند. گروه چهارم شامل توده انگلستان بود که

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، لايه، مزوکارپ

مشاهده شد.
3-9-10 ضخامت پارانشيم مزوکارپ
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين ضخامت پارانشيم مزوکارپ برابر با 329/0 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 195/0 بود. کمترين ضخامت پارانشيم مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده همدان به ترتيب برابر با 312/0 و 065/0 ميکرومتر مشاهده شد. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين ضخامت پارانشيم مزوکارپ در توده اردبيل برابر با 442/0 ميکرومتر بود، در حاليکه توده آلباني با 338/0 ميکرومتر بيشترين مقدار اين صفت در تودههاي خودگرده افشان داشت.
3-9-11 تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
ميانگين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 82/13 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 40/9 برآورد شد. کمترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده همدان برابر با 33/12 بود. در حاليکه در تودههاي خودگرده افشان توده مشهد با 33/6 کمترين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ را نشان داد. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ در توده شيروان به ترتيب برابر با 33/16 و 33/12 بود.
3-9-12 تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
ميانگين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 74/30 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 03/27 بود. کمترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان در توده بوشهر برابر با 33/25 شمارش شد. در حاليکه تودههاي شيراز و اصفهان با 33/21 کمترين ميزان اين صفت را در ميان تودههاي خودگرده افشان داشت. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در توده انگلستان برابر با 33/39 شمارش شد، در حاليکه توده تبريز برابر با 33/32 بيشترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي خودگرده افشان داشت.
3-9-13 اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
ميانگين اندازه دستجات آوندي مزوکارپ براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 143/0 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 123/0 برآورد شد. کمترين اندازه دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده ياسوج برابر با 102/0 ميکرومتر و در تودههاي خودگرده افشان مربوط به تودههاي انگلستان و آلباني برابر با 096/0 ميکرومتر بود. بيشترين ميزان اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان در توده نهاوند برابر با 282/0 و در تودههاي خودگرده افشان مربوط به توده شيراز برابر با 193/0 ميکرومتر بود.
3-9-14 تعداد کانال ترشحي
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد کانال ترشحي برابر با 09/25 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 11/27 بود. کمترين تعداد کانال ترشحي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده يزد به ترتيب برابر با 33/16 و 33/17 شمارش شد. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين ميزان اين صفت در توده انگلستان به ترتيب برابر با 33/44 و 46 شمارش شد.
3-9-15 تعداد لايه پوشش بذر
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد لايه پوشش بذر برابر با 83/3 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 89/2 بود. کمترين تعداد لايه پوشش بذر در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده شيروان برابر با 33/2 شمارش شد. در حاليکه توده سميرم و آلباني با 33/1 کمترين تعداد لايه پوشش بذر در ميان تودههاي خودگرده افشان داشتند. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه پوشش بذر در توده اصفهان به ترتيب برابر با 66/5 و 33/5 شمارش شد.
3-9-16 تعداد لايه اندوکارپ
ميانگين تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 31/12 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 51/11 بود. کمترين تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده يزد برابر با 33/8 شمارش شد. در حاليکه تودههاي همدان و مشهد با 33/8 کمترين تعداد لايه اندوکارپ در ميان تودههاي خودگرده افشان داشتند. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه اندوکارپ در توده انگلستان به ترتيب برابر با 33/22 و 33/21 شمارش شد.
3-9-17 تعداد لايه آندوسپرم
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد لايه آندوسپرم برابر با 85/9 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 72/9 بود. کمترين تعداد لايه آندوسپرم در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده بوشهر به ترتيب برابر با 33/5 و 4 شمارش شد. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين تعداد لايه آندوسپرم در توده مشهد برابر با 33/15 شمارش شد و توده ورامين با 14 لايه آندوسپرم، بيشترين ميزان اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.

جدول3-15: تجزيه واريانس صفات آناتوميک بذر براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
طول بذر
عرض بذر
نسبت طول به عرض بذر
ضخامت اپيکارپ
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتيکلينال
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکول
تعداد لايه کوتيکول
ضخامت پارانشيم مزوکارپ
تکرار
2
**63/1
*41/0
ns031/0
ns001/0
ns006/0
ns347/0
**56/2
ns002/0
**684/0
**862/0
ژنوتيپ
22
**37/2
**192/0
**22/1
**187/0
**41/1
**443/0
**586/0
**043/0
*12/1
*35/1
تکرار*ژنوتيپ
44
181/0
023/0
055/0
015/0
007/0
737/0
767/0
002/0
312/0
26/1
حالت گردهافشاني
1
**49/83
**28/16
**824/0
**21/30
**177/0
**524/0
**574/0
**67/6
**424/0
**45/32
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني< br />22
** 578/0
* 153/0
**604/0
**209/0
**09/0
**224/0
ns116/0
**054/0
**544/0
**37/11
خطاي آزمايشي
46
19/0
083/0
079/0
024/0
007/0
033/0
074/0
006/0
063/0
96/0
ضريب تغييرات (%)

56/4
13/3
69/2
49/10
71/10
68/15
96/1
97/13
02/2
27/9
n.s، * و** به ترتيب عدممعني داري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-16: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک بذر براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
تعداد کانال ترشحي
تعداد لايه پوشش بذر
تعداد لايه اندوکارپ
تعداد لايه آندوسپرم
تکرار
2
ns636/0
ns152/0
ns027/0
ns152/0
ns032/0
ns003/0
**7/8
ژنوتيپ
22
**52/1
**174/0
**884/0
**174/0
*321/0
*175/0
**67/44
تکرار*ژنوتيپ
44
12/1
085/0
327/0
33/2
046/0
001/0
65/2
حالت گردهافشاني
1
*39/1
**67/6
**51/1
*22/1
**45/1
**71/26
**43/4
ژنوتيپ*حالتگرده افشاني
22
ns 373/0
**054/0
**077/0
ns064/0
**098/0
**219/0
ns586/0
خطاي آزمايشي
46
34/0
006/0
32/0
83/0
72/0
029/0
511/0
ضريب تغييرات (%)

04/22
48/3
13/3
34/5
48/3
3
04/22
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد

جدول3-17: مقايسه ميانگين صفات آناتومي بذر تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
طول بذر(mm)
عرض بذر(mm)
نسبت طول به عرض بذر (%)
ضخامت اپيکارپm)µ(
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتي کلينالm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
09/5ab
bc21/2
a61/2
b32/1
c41/1
c67/1
bc123/0
d025/0
c33/2
de33/1
b33/3
b33/2
ياسوج
21/3cd
bc62/2
b90/1
b22/1
c7/1
bc14/2
ab158/0
b063/0
c66/2
b33/2
b33/3
b66/2
کاشان
93/3c
c74/1
b94/1
b37/1
c/1
c29/1
a171/0
ab078/0
b33/3
a3
ab33/4
ab33/3
سميرم
72/3c
bc25/2
cd42/1
c98/0
c64/1
b29/2
a176/0
a088/0
c33/2
d66/1
ab66/4
a66/4
کرمان
96/3c
cd18/1
c68/1
b08/1
c64/1
cd09/1
b142/0
c042/0
b66/3
de33/1
c33/2
c33/1
همدان
90/3c
c32/1
b98/1
b18/1
c18/1
c11/1
131/0b
c037/0
c33/2
de33/1
b66/3
b33/2
تهران
53/3c
bc25/2
ab18/2
ab55/1
c58/1
c45/1
b141/0
c04/0
c33/2
d66/1
b66/3
b33/2
بوشهر
58/4b
bc29/2
c48/1
b01/1
b05/2
b26/2
b136/0
c041/0
c33/2
b33/2
ab33/4
b33/2
نهاوند
04/5ab
c64/1
c55/1
b29/1
c46/1
c27/1
b137/0
c047/0
d66/1
de33/1
a33/5
a33/4
شيراز
56/5ab
bc41/2
c54/1
cd876/0
b13/2
b45/2
b145/0
c047/0
c33/2
d66/1
c66/2
b33/2
اردبيل
67/6ab
bc11/2
b92/1
b28/1
c86/1
c64/1
b148/0
b053/0
b33/3
b66/2
c33/2
c33/1
کرج
1/5ab
c38/1
c68/1
c992/0
c31/1
c39/1
b148/0
b053/0
c66/2
de33/1
b33/3
b33/2
پاوه
9/4b
bc35/2
ab45/2
b39/1
c6/1
c69/1
b143/0
c045/0
c33/2
b66/2
ab66/4
ab66/3
ورامين
1/5ab
bc33/2
ab26/2
a88/1
c31/1
c23/1
b135/0
c041/0
b33/3
b33/2
b66/3
ab33/3
اصفهان
80/3c
bc12/2
ab19/2
b43/1
c51/1
c48/1
bc129/0
c034/0
a66/4
a66/3
ab33/4
ab66/3
اروپا
59/4b
b37/3
ab06/2
ab65/1
b22/2
bc04/2
a179/0
a086/0
c33/2
de33/1
c33/2
c33/1
شيروان
43/4b
bc47/2
b92/1
b49/1
c62/1
c65/1
b131/0
c048/0
c33/2
b66/2
b66/3
b33/2
يزد
66/3c
c47/1
c72/1
b37/1
c44/1
cd07/1
ab160/0
b063/0
c66/2
b33/2
ab33/4
ab66/3
لهستان
29/7a
a30/4
ab10/2
a87/1
a47/3
b29/2
ab152/0
b062/0
d33/1
de33/1
b66/3
ab33/3
انگلستان
62/4b
b22/3
b90/1
b1/1
b43/2
b92/2
a174/0
b067/0
c66/2
de33/1
ab33/4
ab33/3
گناباد
01/5ab
bc88/2
b88/1
b21/1
b47/2
b38/2
a170/0
b067/0
b33/3
b66/2
b66/3
b33/2
مشهد
57/3
b48/3
c74/1
b29/1
b57/2
b69/2
bc122/0
c049/0
c33/2
de33/1
c33/2
c33/1
آلباني
b63/4
b65/3
b81/1
b03/1
b55/2
a54/3
b149/0
c049/0
c33/2
d66/1
d33/1
c33/1
ميانگين
60/4
39/2
91/1
29/1
84/1
87/1
146/0
053/0
28/2
98/1
54/3
32/2
LSD
08/0
34/0
06/0
06/0
19/0
02/0
003/0
008/0
67/0
33/0
67/0
67/0

جدول3-18: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي بذر تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکولm)µ(
تعداد لايه کوتيکول
ضخامت پارانشيم مزوکارپm)µ(
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع 002/0، 001/0، b032/0

**68/11
ns03/0
**05/0
**09/0
**02/0
**01/0
**001/0
**003/0
**72/2
**074/0
خطاي آزمايشي
46
077/0
58/1
007/0
006/0
001/0
001/0
002/0
003/0
001/0
203/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

86/26
11/7
28/7
84/19
84/19
11/19
35/14
88/4
11/4
58/1
69/21
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-9: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک دمبرگ براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
متوسط طول ستون اسکلرانشيمي
تعداد دستجات آوندي بزرگ
عرض ستون اسکلرانشيمي
متوسط قطر کلانشيم
تعداد کانال ترشحي
متوسط طول غلافهاي آوندي
متوسط عرض غلافهاي آوندي
طول اسکلرانشيم حاشيهاي
قطر دهانه آوند چوبي
عرض روزنه
فاصله آوندهاي بدون ستون تا اپيدرم
تکرار
2
ns03/0
ns104/0
ns001/0
ns004/0
ns911/0
ns009/0
ns004/0
ns01/0
ns008/0
ns01/0
ns02/0
ژنوتيپ
22
**003/0
**97/143
*004/0
**001/0
**66/102
*019/0
ns049/0
**007/0
**001/0
*001/0
**002/0
تکرار*ژنوتيپ
44
01/0
17/2
002/0
001/0
341/2
003/0
001/0
005/0
002/0
004/0
003/0
حالت گردهافشاني
1
**001/0
**10/645
**002/0
**007/0
**177/256
**191/0
**126/0
**049/0
**165/0
**013/0
**062/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**003/0
**28/20
**003/0
**009/0
**94/106
**018/0
**004/0
**066/0
**001/0
**001/0
**001/0
خطاي آزمايشي
46
002/0
03/2
004/0
002/0
19/6
003/0
002/0
001/0
006/0
004/0
007/0
ضريب تغييرات (%)

84/7
23/11
12/3
35/14
34/4
4
59/10
81/5
34/13
78/8
22/19
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-10: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک دمبرگ براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي
تعداد لايههاي سلولهاي کلرانشيمي
تعداد لايههاي اپيدرمي
شاخص روزنهاي
تراکم روزنهاي
نسبت طول به عرض روزنه
تکرار
2
ns006/0
ns008/0
ns077/0
ns01/0
ns06/0
ns094/0
ns007/0
ژنوتيپ
22
*007/0
ns003/0
**59/150
**64/37
ns02/0
ns94/37
ns01/0
تکرار*ژنوتيپ
44
006/0
002/0
14/2
537/0
02/0
393/0
001/0
حالت گردهافشاني
1
**008/0
**073/0
**57/517
**39/129
**08/0
**79/301
**06/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**004/0
**01/0
**37/30
**59/7
**01/0
**88/7
**016/0
خطاي آزمايشي
46
002/0
003/0
93/1
484/0
001/0
4/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

22/19
55/6
87/24
78/8
36/10
37/7
33/11
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-11: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
ضخامت دمبرگm)µ(
تعداد دستجات آوندي
طول سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
عرض سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
ضخامت کوتيکول پشتيm)µ(
طول سلول اپيدرمي شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
b48/2
ab20/2
b33/34
b33/32
c123/0
bc116/0
c025/0
b023/0
c012/0
b006/0
d013/0
c016/0
ياسوج
c29/1
c981/0
c22
e33/19
b158/0
b142/0
ab062/0
b024/0
ab031/0
cd004/0
b032/0
c012/0
کاشان
bc15/2
bc10/1
c22
d66/23
a171/0
ab166/0
ab078/0
b027/0
a039/0
b007/0
a040/0
c013/0
سميرم
b35/2
ab20/2
bc66/28
c28
a176/0
a179/0
a088/0
b024/0
a044/0
a012/0
a040/0
c012/0
کرمان
bc18/2
bc15/1
bc28
c33/27
b142/0
b133/0
b042/0
b022/0
b021/0
b006/0
c022/0
d003/0
همدان
b36/2
ab20/2
cd33/18
e66/17
bc131/0
bc127/0
b037/0
c015/0
b018/0
b007/0
cd019/0
d003/0
تهران
ab64/2
a34/2
c33/21
e33/19
b141/0
b139/0
b040/0
b021/0
b020/0
b006/0
c021/0
d006/0
بوشهر
b36/2
a32/2
c22
e66/19
bc136/0
bc127/0
b036/0
b022/0
b018/0
cd004/0
cd019/0
d004/0
نهاوند
b35/2
b22/1
b31
b33/30
bc137/0
bc112/0
b041/0
b022/0
b020/0
c005/0
c021/0
c013/0
شيراز
ab70/2
b70/1
b33/30
e33/19
b145/0
b130/0
b047/0
b023/0
b023/0
b006/0
c024/0
d005/0
اردبيل
bc18/2
bc17/1
c33/20
e66/19
b148/0
b138/0
b053/0
a081/0
b026/0
b007/0
c027/0
d004/0
کرج
ab55/2
b55/1
c33/21
e33/20
b148/0
b133/0
b052/0
bc016/0
b026/0
c005/0
c024/0
d006/0
پاوه
b48/2
b48/1
c33/20
e66/19
b143/0
b134/0
b045/0
bc017/0
b022/0
b007/0
c023/0
d004/0
ورامين
ab57/2
b57/1
c66/23
e33/20
bc135/0
b148/0
b041/0
b020/0
b020/0
b007/0
c021/0
d003/0
اصفهان
ab88/2
a31/2
cd33/19
e66/18
c129/0
c104/0
b034/0
bc017/0
b017/0
b008/0
cd018/0
d005/0
اروپا
ab69/2
b69/1
c33/21
e33/19
a179/0
a173/0
a086/0
b024/0
a043/0
b006/0
a044/0
c018/0
شيروان
a02/3
ab02/2
c66/21
e33/20
bc131/0
bc11/0
b048/0
bc018/0
b024/0
b006/0
c025/0
b036/0
يزد
b53/2
ab03/2
d33/17
f66/16
ab160/0
b140/0
ab063/0
b023/0
ab031/0
a011/0
b032/0
c016/0
لهستان
b40/2
b40/1
b66/35
b33/33
b152/0
bc122/0
ab060/0
b025/0
ab031/0
b008/0
b032/0
c013/0
انگلستان
b48/2
b48/1
a46
a66/45
a174/0
b134/0
ab067/0
b030/0
ab033/0
a013/0
b034/0
b023/0
گناباد
b50/2
ab10/2
c66/23
d66/22
a170/0
b143/0
ab067/0
b022/0
ab033/0
c005/0
b034/0
c016/0
مشهد
ab61/2
b61/1
cd66/19
e33/20
c122/0
cd098/0
ab066/0
bc016/0
c014/0
c005/0
d015/0
c015/0
آلباني
b45/2
ab22/2
c33/23
d66/22
b149/0
b139/0
b049/0
b021/0
b024/0
b008/0
c025/0
a041/0
ميانگين
44/2
74/1
85/24
59/21
147/0
133/0
056/0
024/0
025/0
006/0
026/0
012/0
LSD
05/0
09/0
1
1
002/0
006/0
007/0
001/0
006/0
001/0
002/0
006/0

جدول3-12: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
عرض سلول اپيدرمي شکمي m)µ(
طول روزنهm)µ(
ضخامت کوتيکول شکمي m)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتيm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي شکميm)µ(
متوسط طول ستون اسکلرانشيميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
d013/0
b016/0
c035/0
cd021/0
c127/0
bc022/0
b128/0
bc092/0
765/0ab
bc112/0
123/0b
bc042/0
ياسوج
b032/0
b012/0
c032/0
c031/0
bc151/0
b041/0
b123/0
ab111/0
357/0c
b114/0
086/0c
ab055/0
کاشان
a040/0
b013/0
c029/0
cd022/0
b161/0
b049/0
b127/0
ab119/0
459/0b
ab139/0
041/0d
ab069/0
سميرم
a045/0
b012/0
cd026/0
cd021/0
b166/0
a054/0
b134/0
a124/0
474/0b
a144/0
096/0c
a074/0
کرمان
c021/0
cd003/0
c031/0
cd025/0
bc155/0
b031/0
b126/0
ab101/0
096/0e
ab121/0
046/0d
ab051/0
همدان
cd019/0
cd003/0
c028/0
cd020/0
bc151/0
bc028/0
b123/0
b098/0
131/0d
b118/0
042/0d
b048/0
تهران
c021/0
c006/0
c041/0
c032/0
bc154/0
b032/0
b121/0
ab100/0
144/0d
ab122/0
037/0de
ab055/0
بوشهر
cd019/0
c004/0
b148/0
b078/0
bc150/0
bc028/0
b122/0
b098/0
131/0d
b118/0
028/0e
b047/0
نهاوند
c021/0
b012/0
c045/0
c033/0
bc153/0
b032/0
b122/0
ab103/0
264/0c
ab120/0
083/0c
ab050/0
شيراز
c024/0
c005/0
c036/0
cd028/0
b165/0
b033/0
b123/0
ab102/0
158/0d
ab128/0
041/0d
ab058/0
اردبيل
c027/0
c004/0
c046/0
c033/0
b162/0
b036/0
a181/0
ab106/0
093/0e
ab126/0
071/0cd
ab056/0
کرج
c027/0
c005/0
ab217/0
ab156/0
bc148/0
b031/0
cd116/0
ab106/0
116/0d
ab126/0
037/0d
ab053/0
پاوه
c023/0
c005/0
b183/0
ab177/0
b163/0
b032/0
c117/0
ab102/0
127/0d
ab122/0
048/0d
ab052/0
ورامين
c021/0
c006/0
ab215/0
a198/0
bc145/0
b03/0
b121/0
ab100/0
115/0d
ab120/0
034/0de
b050/0
اصفهان
cd018/0
c004/0
ab217/0
ab165/0
bc139/0
a053/0
c117/0
b097/0
115/0d
b117/0
042/0d
b048/0
اروپا
a043/0
b018/0
a261/0
ab179/0
b173/0
a053/0
b124/0
a123/0
168/0d
a143/0
085/0c
a073/0
شيروان
c025/0
ab036/0
b135/0
b099/0
bc138/0
b035/0
c118/0
ab104/0
267/0c
ab134/0
231/0a
ab054/0
يزد
b032/0
b016/0
c038/0
cd024/0
b160/0
b041/0
b123/0
ab111/0
427/0b
b115/0
065/0cd
ab061/0
لهستان
b032/0
b013/0
b183/0
c045/0
b164/0
b033/0
b125/0
ab112/0
174/0d
ab131/0
067/0cd
ab062/0
انگلستان
b034/0
ab023/0
b164/0
b079/0
b174/0
b041/0
b130/0
ab113/0
143/0d
ab133/0
086/0c
ab063/0
گناباد
b034/0
b016/0
ab245/0
ab134/0
b163/0
b043/0
b122/0
ab113/0
167/0d
bc112/0
094/0c
ab062/0
مشهد
cd015/0
b015/0
c063/0
c032/0
ab229/0
bc024/0
cd116/0
b094/0
247/0c
b114/0
085/0c
b044/0
آلباني
c025/0
a041/0
c053/0
c041/0
a283/0
b034/0
c118/0
ab104/0
777/0a
ab124/0
082/0c
ab054/0
ميانگين
026/0
013/0
119/0
072/0
036/0
836/0
036/0
096/0
257/0
123/0
07/0
055/0
LSD
002/0
001/0
003/0
003/0
005/0
008/0
001/0
005/0
01/0
002/0
004/0
002/0

جدول3-13: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد دستجات آوندي بزرگ
عرض ستون اسکلرانشيميm)µ(
متوسط قطر کلانشيمm)µ(
تعداد کانال ترشحي
متوسط طول غلافهاي آونديm)µ(
متوسط عرض غلافهاي آونديm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع 001/0، c005/0، اپيدرمي

گردهافشاني
1
**003/0
**022/0
**61/804
**39/129
**006/0
**93/184
**001/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**004/0
**001/0
**68/33
**59/7
**008/0
**42/8
**004/0
خطاي آزمايشي
46
003/0
001/0
9/0
484/0
001/0
226/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

6/8
65/3
21/3
348/0
55/3
6/8
66/5
n.s، * و** به ترتيب عدممعني داري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3- 4: مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
ضخامت ساقه(mm)
تعداد دستجات آوندي
طول سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
عرض سلول اپيدرمي پشتي m)µ(
ضخامت کوتيکول پشتيm)µ(
طول سلول اپيدرمي شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
b48/2
a95/1
b33/34
c32
c123/0
bc135/0
b023/0
c014/0
b007/0
b003/0
a026/0
a007/0
ياسوج
d29/1
d652/0
c22
d33/20
ab158/0
b146/0
b023/0
c015/0
c004/0
b003/0
b012/0
a011/0
کاشان
c15/2
b52/1
c22
d66/20
a171/0
a165/0
b027/0
a022/0
bc006/0
ab004/0
b013/0
a011/0
سميرم
bc35/2
c32/1
c66/28
cd33/25
a176/0
ab155/0
b024/0
a020/0
a013/0
b002/0
b012/0
a011/0
کرمان
c18/2
a96/1
c28
cd26
b142/0
bc135/0
b022/0
c013/0
b007/0
b003/0
c003/0
c005/0
همدان
bc36/2
c34/1
cd33/18
e33/17
bc131/0
cd120/0
c016/0
c012/0
b007/0
b003/0
c003/0
c005/0
تهران
b64/2
c25/1
c33/21
d66/20
b141/0
bc135/0
b021/0
c013/0
b008/0
ab004/0
c006/0
a009/0
بوشهر
bc36/2
c23/1
c22
d33/21
bc136/0
bc132/0
b022/0
b016/0
bc006/0
ab004/0
b012/0
a008/0
نهاوند
bc35/2
ab75/1
bc31
c30
bc137/0
bc131/0
b022/0
c013/0
b007/0
b003/0
b012/0
b006/0
شيراز
ab70/2
ab69/1
bc33/30
cd66/26
b145/0
bc137/0
b023/0
c015/0
b008/0
b003/0
c005/0
a009/0
اردبيل
bc18/2
a87/1
c33/20
d66/19
b148/0
b142/0
a081/0
b017/0
b008/0
b002/0
c004/0
c005/0
کرج
b55/2
c32/1
c33/21
d33/19
b148/0
bc135/0
c016/0
c012/0
b007/0
b002/0
c004/0
c005/0
پاوه
b48/2
c35/1
c33/20
d33/19
b143/0
bc135/0
a071/0
b016/0
bc006/0
ab004/0
c005/0
b006/0
ورامين
b57/2
ab66/1
c66/23
d66/18
bc135/0
c128/0
b021/0
c012/0
c004/0
a008/0
c003/0
c005/0
اصفهان
a88/2
a88/1
bc33/30
d33/20
bc129/0
d116/0
c017/0
c015/0
c005/0
a007/0
c003/0
c005/0
اروپا
b69/2
b56/1
c33/21
d19
a179/0
a165/0
b024/0
a022/0
bc006/0
b002/0
b018/0
a011/0
شيروان
a02/3
a22/2
c66/21
d20
bc131/0
d116/0
a081/0
b017/0
bc006/0
ab004/0
a036/0
a008/0
يزد
b53/2
d980/0
d33/17
e39/16
ab160/0
ab153/0
b023/0
a019/0
a013/0
ab005/0
b016/0
a007/0
لهستان
b40/2
ab70/1
b66/35
b33/34
ab152/0
ab152/0
b025/0
b017/0
b008/0
ab004/0
b013/0
a009/0
انگلستان
b48/2
c30/1
a46
a33/45
a174/0
ab157/0
b030/0
a019/0
a013/0
a009/0
a023/0
a009/0
گناباد
b50/2
c33/1
c66/23
d33/22
a170/0
ab157/0
b022/0
a019/0
c005/0
a009/0
b016/0
a009/0
مشهد
b61/2
c23/1
cd66/19
d33/18
c122/0
d119/0
c016/0
d010/0
c005/0
a007/0
b015/0
a007/0
آلباني
b45/2
c36/1
c33/23
d66/22
b149/0
cd127/0
b021/0
b017/0
b008/0
ab005/0
a041/0
a008/0
ميانگين
44/2
48/1
72/111
8/36
147/0
138/0
029/0
015/0
007/0
032/0
013/0
008/0
LSD
01/0
17/0
67/0
33/1
009/0
001/0
005/0
001/0
001/0
001/0
005/0
001/0

جدول3- 5: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
عرض سلول اپيدرمي شکمي m)µ(
طول روزنهm)µ(
ضخامت کوتيکول شکميm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتيm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي شکميm)µ(
متوسط طول ستون اسکلرانشيميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
c035/0
a034/0
c127/0
b077/0
b128/0
ab114/0
d47/5
c22/5
ab765/0
ab304/0
b123/0
b034/0
ياسوج
c032/0
a030/0
b151/0
ab089/0
b123/0
ab110/0
b88/6
c39/5
bc375/0
ab310/0
c086/0
b040/0
کاشان
c029/0
a031/0
b161/0
a102/0
b127/0
ab111/0
c33/6
b22/6
b459/0
ab311/0
e026/0
b041/0
سميرم
cd026/0
a032/0
b166/0
a102/0
b124/0
ab112/0
ab 37/7
b22/6
b474/0
ab312/0
c096/0
b042/0
کرمان
c031/0
ab026/0
b155/0
b076/0
b122/0
ab106/0
c46/6
b33/6
d196/0
ab309/0
e026/0
c022/0
همدان
c028/0
ab028/0
b151/0
ab098/0
bc116/0
ab104/0
ab02/8
a8
d131/0
b120/0
e022/0
b035/0
تهران
c041/0
ab025/0
b154/0
ab093/0
b121/0
ab105/0
c61/6
b33/6
d144/0
b101/0
ef017/0
c024/0
بوشهر
b148/0
ab029/0
b150/0
b079/0
b122/0
b102/0
c21/6
ab50/7
d131/0
b102/0
e028/0
cd012/0
نهاوند
c045/0
ab024/0
b153/0
ab084/0
b122/0
ab106/0
c13/6
c5
c264/0
ab304/0
c083/0
a055/0
شيراز
c036/0
b022/0
b165/0
ab086/0
b123/0
b102/0
c24/6
b6
d158/0
bc035/0
e026/0
b030/0
اردبيل
c046/0
ab027/0
b162/0
ab096/0
a181/0
ab107/0
e82/1
d2
d193/0
ab307/0
ef017/0
b027/0
کرج
ab217/0
ab027/0
bc148/0
ab094/0
bc116/0
ab112/0
a88/8
a8
c216/0
a320/0
ef017/0
c022/0
پاوه
b183/0
ab027/0
b163/0
ab096/0
b117/0
a121/0
ab27/8
a8
c227/0
ab301/0
e028/0
b036/0
ورامين
ab215/0
ab026/0
bc145/0
b067/0
b121/0
b102/0
c34/6
c75/5
e015/0
c011/0
d034/0
b036/0
اصفهان
ab217/0
ab025/0
bc139/0
ab095/0
b117/0
ab105/0
ab 34/7
ab7
e015/0
c011/0
d044/0
b035/0
اروپا
a261/0
a032/0
b173/0
a102/0
b124/0
ab112/0
ab49/7
ab7
d168/0
ab312/0
d058/0
b042/0
شيروان
b135/0
ab024/0
bc138/0
bc066/0
b118/0
ab107/0
ab31/7
b66/6
c268/0
ab301/0
a231/0
c020/0
يزد
c038/0
ab029/0
b160/0
ab088/0
b123/0
ab109/0
b78/6
b2/6
b427/0
ab309/0
d065/0
b039/0
لهستان
b183/0
ab029/0
b164/0
ab087/0
b125/0
ab106/0
c01/6
b6
c274/0
ab313/0
d067/0
b032/0
انگلستان
b164/0
ab029/0
b174/0
ab099/0
ab130/0
ab109/0
c27/6
b45/6
d143/0
b209/0
c086/0
b039/0
گناباد
ab245/0
ab029/0
b163/0
ab099/0
b122/0
ab109/0
ab74/7
ab7
c267/0
ab309/0
c094/0
b039/0
مشهد
c063/0
ab024/0
a229/0
b074/0
bc116/0
ab104/0
ab 36/7
b33/6
c247/0
b132/0
c085/0
b045/0
آلباني
c053/0
ab027/0
a283/0
ab093/0
b121/0
b102/0
ab02/7
b32/6
a777/0
ab305/0
c082/0
b037/0
ميانگين
107/0
027/0
163/0
089/0
129/0
107/0
71/6
04/6
275/0
232/0
062/0
034/0
LSD
003/0
001/0
002/0
003/0
002/0
002/0
43/0
45/0
012/0
007/0
005/0
01/0

جدول3- 6: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
طول اسکلرانشيم حاشيهاي m)µ(
قطر دهانه آوند چوبيm)µ(
عرض روزنهm)µ(
فاصله آوندهاي بدون ستون تا اپيدرمm)µ(
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتيm)µ(
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
تبريز
bc221/0
ab114/0
b073/0
bc032/0
bc221/0
ab032/0
b310/0
b057/0
cd569/0
0/122d
e584/0
0/427d
ياسوج
bc226/0
a120/0
b075/0
ab049/0
bc226/0
ab035/0
b313/0
ab060/0
c610/0
0/22cd
d605/0
0/33e
کاشان
b232/0
a121/0
b077/0
a050/0
bc232/0
a040/0
b316/0
b059/0
c673/0
0/331c
d639/0
0/43d
سميرم
b231/0
a122/0
b077/0
a051/0
bc231/0
a046/0
b315/0
ab061/0
c665/0
0/49bc
d632/0
0/331e
کرمان
b230/0
b113/0
b076/0
ab048/0
bc230/0
ab033/0
b315/0
b054/0
c650/0
0/318c
d641/0
0/528c
همدان
b233/0
ab114/0
b077/0
bc031/0
bc233/0
a041/0
b316/0
b052/0
c682/0
0/222cd
d641/0
0/533c
تهران
b235/0
b112/0
b078/0
ab042/0
bc235/0
a039/0
b317/0
c044/0
c709/0
0/216cd
d654/0
0/433d
بوشهر
b248/0
ab115/0
ab082/0
ab049/0
b248/0
ab035/0
ab324/0
ab062/0
ab835/0
0/321c
c717/0
0/635b
نهاوند
a316/0
ab116/0
a105/0
ab043/0
a316/0
a041/0
a358/0
b059/0
a51/1
0/217cd
a05/1
0/641b
شيراز
ab277/0
ab114/0
ab092/0
ab043/0
ab277/0
ab037/0
ab338/0
b056/0
ab12/1
0/512b
b862/0
0/742a
اردبيل
ab265/0
ab117/0
ab088/0
a051/0
ab265/0
ab038/0
ab332/0
bc049/0
ab1
0/215cd
b802/0
0/438d
کرج
b233/0
ab116/0
b077/0
ab049/0
bc233/0
a046/0
b316/0
a066/0
c682/0
0/318c
d641/0
0/533c
پاوه
b238/0
ab116/0
b079/0
ab048/0
bc238/0
ab038/0
b319/0
b053/0
bc733/0
0/523b
d666/0
0/642b
ورامين
b228/0
ab115/0
b076/0
ab043/0
bc228/0
a047/0
ab331/0
c043/0
ab987/0
0/715a
d615/0
0/431d
اصفهان
ab263/0
ab115/0
ab087/0
ab047/0
ab263/0
ab036/0
ab331/0
b055/0
ab987/0
0/519b
c793/0
0/533c
اروپا
b238/0
a122/0
b079/0
a054/0
bc238/0
a044/0
b319/0
ab062/0
bc732/0
0/424bc
d666/0
0/541c
شيروان
b246/0
ab115/0
ab082/0
ab046/0
b246/0
a039/0
ab323/0
b058/0
b819/0
0/418bc
c709/0
0/432d
يزد
b244/0
ab117/0
ab081/0
ab049/0
b244/0
a045/0
ab322/0
c044/0
bc792/0
0/317c
d696/0
0/438d
لهستان
b234/0
ab119/0
b078/0
ab047/0
bc234/0
a044/0
b317/0
b059/0
c699/0
0/417bc
d649/0
0/337e
انگلستان
b239/0
ab119/0
b079/0
b038/0
bc239/0
a039/0
b319/0
b057/0
bc744/0
0/518b
d672/0
0/639b
گناباد
b243/0
ab118/0
ab081/0
a054/0
b243/0
ab038/0
ab321/0
b056/0
bc786/0
0/419bc
d693/0
0/728ab
مشهد
b235/0
ab114/0
b078/0
ab048/0
bc235/0
ab035/0
b317/0
b058/0
c704/0
0/322c
d652/0
0/144f
آلباني
b233/0
ab116/0
b077/0
ab044/0
bc233/0
ab037/0
b316/0
ab062/0
bc712/0
0/525b
b821/0
0/532c
ميانگين
241/0
116/0
08/0
04/0
242/0
039/0
321/0
055/0
799/0
0/362
609/0
0/49
LSD
006/0
001/0
013/0
001/0
004/0
001/0
002/0
001/0
016/0
08/0
009/0
01/0

ادامه جدول3-7: مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد لايههاي سلولهاي کلرانشيمي
تعداد لايههاي اپيدرمي
شاخص

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رازيانه، تودههاي، تجزيه

ساقه 71
جدول3-21: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک ساقه 72
جدول3-22: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک ساقه 73
جدول3-23: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 75
جدول3-24: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 76
جدول3-25: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 77
جدول3-26: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک بذر 79
جدول3-27: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک بذر 80
جدول3-28: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با ساقه در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 86
جدول3-29: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با ساقه در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 87
جدول3-30: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 90
جدول3-31: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 91
ادامه جدول3-31: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 92
جدول3-32: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با بذر در تودههاي آزاد گرده افشان 94
جدول3-33: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با بذر در تودههاي خودگرده افشان 95
جدول3-34: آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک اندازهگيري شده تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 106
جدول3-35: ادامه آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 106
جدول3-36: تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه 112
جدول3-37: ادامه تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه 112
جدول3-38: مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 113
جدول3-39: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 114
جدول3-40: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 115
جدول 3-41: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک 155
جدول3-42: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک 156
جدول3-43: تجزيه عامل‌هاي صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 125
جدول3-44: تجزيه عامل‌هاي صفات مورفولوژي در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 124
جدول3-45: تجزيه واريانس صفات فيتوشيميايي براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني در رازيانه 128
جدول3-46: مقايسه ميانگين صفات فيتوشيميايي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 129
جدول3-47: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات فيتوشيميايي 131
جدول3-48: ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه با GC/MS 133
ادامه جدول3-48: ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه با GC/MS 134
جدول3-49: همبستگي ترکيبات اصلي اسانس 23 نمونه شيميايي رازيانه 137
جدول3-50: تجزيه عاملهاي ترکيبات اصلي اسانس بذر 139
جدول3-51: همبستگي صفات مورفولوژيک، فيتوشيميايي و آناتوميک 23 نمونه شيميايي رازيانه حالت آزاد گرده افشاني 141
جدول3-52: همبستگي صفات مورفولوژيک، فيتوشيميايي و آناتوميک 23 نمونه شيميايي رازيانه حالت خودگرده افشاني 142
جدول3-53: همبستگي بين پارامترهاي مختلف اندازهگيري شده در مراحل مختلف نمونه برداري گياه رازيانه 152
جدول 3-54: اطلاعات مربوط به نشانگرهاي حاصل از تجزيه ISSR در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 157
جدول 3-56: اطلاعات نشانگرهاي مورد مطالعه در ارزيابي تنوع ژنتيکي ميان تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 160
جدول 3-57: اطلاعات نشانگرهاي مورد مطالعه در ارزيابي تنوع ژنتيکي ميان تودههاي خودگرده افشان رازيانه 161
جدول3-58: تجزيه واريانس مولکولي در 23 توده آزاد گرده افشان رازيانه مفروض در دو گروه کلي 170
جدول 3-59: اطلاعات مربوط به مکانهاي چند شکل، هتروزيگوسيتي موردانتظار در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 170
جدول3-60: تجزيه واريانس مولکولي در 23 توده خودگرده افشان رازيانه مفروض در دو گروه کلي 171
جدول 3-61: اطلاعات مربوط به مکانهاي چند شکل، هتروزيگوسيتي موردانتظار در تودههاي خود گرده افشان رازيانه 171
فصل چهارم: نتيجهگيري و پيشنهادها 174

فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل3-1 ساختمان کانال ترشحي در دمبرگ رازيانه…………………………………………………………………………………………………55
شکل3-2: نتايج گروهبندي تودههاي رازيانه بر اساس صفات آناتومي الف) آزاد گرده افشاني و ب) خود گرده افشاني 83
شکل3-3: نتايج گروهبندي تودههاي رازيانه بر اساس صفات مورفولوژي الف) آزاد گرده افشاني و ب) خود گرده افشاني 121
شکل 3-4: شماي کلي از تودههاي الف) ديررس و پابلند ب) زودرس و پاکوتاه 125
شکل3-5: الف)
نمونه کروماتوگرام و ب) نمونه اسپکتروم بدستآمده از آناليز ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه 135
شکل3-6: نمودار خوشهاي 23 توده رازيانه مورد مطالعه بر اساس ترکيبات اصلي اسانس 138
شکل3-7: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH توسط عصاره تودههاي مختلف آزاد گرده افشان رازيانه 145
شکل3-8: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH توسط عصاره تودههاي مختلف خود گرده افشان رازيانه 145
شکل3-9: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن توسط عصاره تودههاي مختلف رازيانه آزاد گرده افشان 146
شکل3-10: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن توسط عصاره تودههاي مختلف رازيانه خودگرده افشان 146
شکل3-11: مقايسه قدرت آنتياکسيداني عصاره توده هاي مختلف رازيانه آزاد گرده افشان به روش بتاکاروتن 147
شکل3-12: مقايسه قدرت آنتياکسيداني عصاره توده هاي مختلف رازيانه خودگرده افشان به روش بتاکاروتن 147
شکل3-13: (الف ، ب و ج) همبستگي فنول تام و سه مدل سيستم سنجش ظرفيت آنتياکسيداني 148
شکل3-14(الف-ي): محتواي برخي آنتياکسيدانهاي غيرآنزيمي گياه رازيانه در مراحل مختلف نمونهبرداري 151
شکل3-15: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH در طي مراحل فنولوژي رازيانه 153
شکل3-16: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن در طي مراحل فنولوژي رازيانه 153
شکل3-17: مقايسه قدرت آنتياکسيداني رازيانه در طي مراحل فنولوژي به روش بتاکاروتن 193
شکل 3-19: نمونهاي از ژل آگارز يک درصد TAE جهت تعيين کميت و کيفيت DNA 156
شکل 3-20: الگوي نواري آغازگر 12 در برخي از تودههاي رازيانه. 162
شکل3-21: الگوي نواري آغازگر 6 در برخي از تودههاي رازيانه. 162
شکل3-22: گروهبندي تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه مورد مطالعه بر اساس ضريب JACARD 165
شکل3-23: گروهبندي تودههاي خودگرده افشان رازيانه مورد مطالعه بر اساس ضريب JACARD 166
شکل3-24: نمودار تجزيه به مؤلفههاي اصلي تعديل شده دوبعدي براي 23 توده آزادگرده افشان رازيانه 168
شکل3-25: نمودار تجزيه به مؤلفههاي اصلي تعديل شده دوبعدي براي 23 توده خودگرده افشان رازيانه 168

چکيده
گياهان دارويي در ايران جزء ذخاير ژنتيکي ارزشمند محسوب ميشوند. از جمله اين گياهان، گياه دارويي رازيانه با نام علمي (.Mill Foeniculum vulgare) از خانواده چتريان (Apiaceae)، چند ساله و از قديميترين گياهان دارويي و ادويهاي مي‌باشدکه در مناطق مختلف کشور کشت ميشود. هدف از اجراي اين پژوهش، بررسي تأثير خويشآميزي و زمان برداشت روي ميزان متابوليتهاي ثانويه و بررسي تنوع ژنتيکي بين لاينهاي خودگرده افشان و دگرگرده افشان جمعيت رازيانههاي ايراني و خارجي با استفاده از نشانگرهاي مولکولي، مورفولوژيک و آناتوميک بوده است. علاوه بر اهداف ذکر شده، ترکيبات اصلي اسانس بذر هم به وسيله طيف سنجي کرماتوگرافي گازي مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت. اين مطالعه به صورت آزمايش فاکتوريل در قالب طرح بلوک کامل تصادفي در سه تکرار در سالهاي 93-1391 اجرا شد. در اين مطالعه 15 ترکيب نشانگري ISSR در تودههاي دگرگرده افشان در مجموع، 248 نوار چند شکل توليد نمودند که 32/88 درصد آنها چند شکل بودند و PIC در حدود 43/0 حاصل شد در حاليکه در تودههاي خودگرده افشان در مجموع 217 نوار چند شکل توليد نمودند که 32/82 درصد آنها چند شکل بودند و PIC در حدود 42/0 حاصل شد. دادههاي حاصل از تجزيه و تحليل نرم افزارهاي مولکولي با نشانگر ISSR، 23 توده دگرگرده افشان رازيانه را بر اساس مناطق جغرافيايي و اقليم منطقه به پنج گروه و 23 توده خودگرده افشان را به چهار گروه تقسيم کردند. تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي تعديل شده (PCoA) در هر دو حالت خودگرده افشاني و دگرگرده افشاني نيز در اکثر موارد نتايج تجزيه خوشه‌اي را تاييد نمود. نتايج حاصله از تجزيه واريانس دادههاي مطالعات تشريحي بافتهاي اندامهاي رويشي (ساقه ودمبرگ) و زايشي (بذر) بيانگر وجود تنوع زيادي بين تودههاي دگرگرده افشان و خودگرده افشان از نظر اکثر صفات مورد مطالعه بود. خويشآميزي سبب افزايش ميانگين صفات فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي ساقه، نسبت طول به عرض بذر و تعداد کانال ترشحي در ساختار بذر و ساقه شد. توده انگلستان با 46 و توده لهستان با 66/35 کانال ترشحي بيشترين ميزان اين صفت را به ترتيب در بين تودههاي دگرگرده افشان و خودگرده افشان نشان دادند. نتايج نشان داد که ضريب تغييرات ژنتيکي در تودههاي دگرگرده افشان براي صفات تعداد انشعاب فرعي، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، وزن هزاردانه و تعداد بذر در چتر کمتر از تودههاي خودگرده افشان برآورد شد. در حاليکه ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي خودگرده افشان براي صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي ، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع ، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي و تعداد بذر در چتر بيشتر از تودههاي دگرگرده افشان برآورد شد. بيشترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي دگرگرده افشان مربوط به نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (74/99درصد) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به وزن هزاردانه (44/99درصد) بود. نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي سبب افزايش ميانگين درصد اسانس، عملکرد عصاره، فنول تام، فلاونوئيد تام و افزايش فعاليت آنتياکسيداني شده است. در تودههاي دگرگردهافشان توده شيروان بيشترين مقدار فنول تام(29/76) ميليگرم تانيک اسيد بر گرم ماده خشک، عملکرد عصاره(33/17درصد)، فلاونوئيد تام(49/14) ميليگرم کوئرستين بر گرم ماده خشک و بيشترين
فعاليت آنتياکسيداني (29/76) ميکروگرم بر ميليليتر حجم عصاره را نشان داد در حاليکه توده تبريز بيشترين عملکرد عصاره، فلاونوئيد تام و فعاليت آنتي اکسيداني را در تودههاي خودگرده افشان داشت. ترکيب اصلي اسانس بذر رازيانه ترانسآنتول است که بيشترين مقدار آن در توده اصفهان (38/90 %) و کم‌ترين آن در نمونه همدان (07/85 %) مشاهده شد. در تودههاي دگرگرده افشان بيشترين و کمترين درصد اسانس به ترتيب به توده اصفهان (42/6 درصد) و تودههاي اردبيل و بوشهر(4/2 درصد) اختصاص داشت. در حاليکه بيشترين و کمترين درصد اسانس در تودههاي خودگرده افشان به ترتيب در تودههاي همدان (50/6 درصد) و شيروان (5/3 درصد) مشاهده شد. مقايسه ميانگين دادههاي تجزيه متابوليتهاي ثانويه در مراحل

پایان نامه با کلید واژگان فناوری نانو، صنعت و دانشگاه، توزیع فراوانی

به سطح الیاف کمک زیادی می کند و بعد فکر کردند که در الیاف طبیعی و مصنوعی به چه شکل این کار را انجام دهند:
1- در الیاف طبیعی:
به دلیل این که در فرآیند تولید آن نقشی ندارند پس فقط با اصلاح سطح الیاف تا حدودی امکان پذیر است و یا این که با یک سری پیوندهای شیمیایی دوام آن را بیشتر کنند،که در ایران فقط در آزمایشگاه های دانشگاه ها صورت گرفته است.
2- در الیاف مصنوعی:
در این الیاف دست بازتر است، کار به این صورت انجام گرفت که نانو ذرات نقره را در الیاف مثلاً نایلون در زمان تولید و ذوب ریسی، مذابی که از پولیمر نایلون تولید شده است را با نانو ذرات مخلوط و در مرحله ی ریسندگی نایلون آن الیاف را از منافذ ریزی رد می کنند تا رشته ها ساخته شود ولی به محض رد شدن از منافذ هوای خنک دمیده شده و ذرات نانو بر روی لیف نایلون منجمد شده و آن ها آغشته به ذرات نانویی هستند که با شستشو از بین نمی روند.
ایشان در پاسخ به این سؤال که در دنیا چند سال که نانو متولد شده است ؟می گوید: در دنیا حدوداً50 سال در ایران 15 سال و در صنعت 5 سال است به وجود آمده است.
• چه چیزهایی خاصیت نانو دارند؟
نقره – روی– مس – تیتان …
مس ته رنگ پارچه را تغییر می دهد به همین دلیل استفاده نمی شود. روی مقرون به صرفه نیست زیرا مقدار بیشتری از ذرات استفاده می شود اثراتش کمتر می شود و زنجیر پولیمری ها از بین می رود و نقره که از کلیه موارد مقرون به صرفه تر و با دوام تر است.
بعضی از شرکت ها بر روی لباس ورزشی – لباس زیر- جوراب شلواری- کف کفش کار کرده اند و در این بخش نشان ایمنی (سیب سبز سلامت) از وزارت بهداشت دریافت نموده اند.
• چه ضررهایی در بخش کاربرد دارد؟
در خارج از ایران برای استفاده از آن سخت گیری بیشتری انجام می گیرد زیرا هنوز به دلیل سن کم این تکنولوژی هنوز مضرات آن به روشنی معلوم نشده است. از جمله مواردی که باعث محدود تر شدن استفاده آن در ایران می شود این است که نانو ذرات از سطح پوست عبور می کند و مقدار آن از یک حدی بیشتر نباید وارد بدن شود و فعلاً در طیف بسیار کوچکی فقط در آزمایشگاه دانشگاه ها کار می شود. ایشان اعتقاد دارد که به دلیل عدم ارتباط بین صنعت و دانشگاه این تکنولوژی در بیشتر موارد به صورت غیر کارشناسی صورت می گیرد.
«بکارگیری فناوری‌های نوین توسط شرکت‌های کوچک نساجی، به علت وجود مرزهای بسیار مستحکم و نفوذناپذیر اینگونه فناوری‌ها و نیز هزینه بالای تغییرات، بسیار دشوار است، به همین خاطر به‌ نظر می‌رسد که شرکت‌‌های بزرگ نساجی که دارای انواع مختلف محصولات هستند، در این عرصه پیروز میدان باشند. این فرصت رشد سریع، در اختیار بخش منسوجات فنی و محصولاتی مانند منسوجات نظامی و ورزشی است که قیمت تمام‌شده برای آنها زیاد مهم نیست. در زمینه ورود فناوری نانو به بازار پوشاک که حدود 60 درصد بازار منسوجات را تشکیل می‌دهد، موانع زیادی وجود دارد، اما با این وجود، فناوری نانو موجب ارتقاء گسترده‌ای در واحدهای نساجی موجود خواهد شد که بیشتر این رشد در بخش‌های غیرمتعارف خواهد بود.»(همان منبع)
چندین شرکت در ایران در این بخش به خوبی کار می کنند و تحقیقات وسیعی را صورت داده اند.
مثل: مهیارزنجان،کاسپر، نانوسید و برای اولین بار هم گراد
مهندس شریفی یکی از متخصصین شرکت زرنخ تهران که در زمینه ی نانوکار می کنند معتقد است:
“بزرگترین مشکلی که بشر در زمینه ی نسوج با آن مواجه است هاگ باکتری ها هستند که به هر نوع لیفی (طبیعی، مصنوعی) حمله می کند پس در صدد کنترل آن برآمده در دنیا حدود 50 سال که پدیده ای به نام نانو تکنولوژی کشف شده و در ایران هم به طبع در این مورد حدود 15 سال است که کار شده است. ایشان در تعریف نانو می گوید: نانو 9-10 یا یک میلیاردیم یک مقیاس گویند.
از برنامه های آتی این شرکت تولید جوراب – لباس زیر- لباس ورزشی- اسکاچ- ملحفه ی ضد باکتری و … می باشد، در رابطه با تولید محصول جدیدشان می گوید: در حین ذوب ریسی پولیمر تولید شده را آغشته به ذرات نانو نقره کرده که به دلیل این که آن ذرات در زمان تولید الیاف مصنوعی به آن تزریق می شوند لذا ذرات در دمای c2500هم از آن ها جدا نمی شوند و این پیشرفت بسیار جالبی در این زمینه است.”
براي ورزشكاراني كه نگاهي حرفه‌اي به ورزش و رقابت‌هاي قهرماني دارند، بهره‌مندي از پوشاك و كالاهاي ورزشي حرفه‌اي از لوازم پيشرفت برنامه قهرماني و كسب ركوردهاي جهاني به حساب مي‌آيد. اين روزها به لطف استقبال هر چه بيشتر صنعت لوازم ورزشي از دانش و فناوري‌هاي نوين در توليد محصولات جديد، شاهد ظهور نسل تازه‌اي از پوشاك و لوازم فناورانه در دنياي ورزش و قهرماني هستيم كه انصافاً در روند حرفه‌اي شدن و قهرماني ورزشكاران بسيار موثر است .در بخش ورزشی در سطح دنیا کارهایی صورت گرفته است و الیاف هوشمندی تولید که به کمک بازیکنان المپیک آمده است، شركت هاي سازنده وسايل ورزشي نيز رقابتي بسیار نزدیکی در این زمینه دارند، نايك به وضوح از بافت توپ هاي گلف براي توليد پارچه اي با بافت كندو يي شكل براي بخش هايي از اين لباس جديد الهام گرفته است به اين ترتيب، مقاومت هوا را در هنگام حركت ورزشكاران كاهش مي دهد به گفته نايك اين لباس جديد موجب مي شود تا در مسابقه دو سرعت 100 متر زمان 023/0 ثانيه نسبت به لباس قبلي كه نايك توليدكرده بود، صرفه جويي شود.»(تعریف نانو،1389)

فصل 3
روش شناسی

< br />

3-1آمار و جایگاه آن در پژوهش:
برای مفهوم دادن به دادهها از آمار استفاده می کنیم و بر همین اساس در پژوهش فوق یافتههای تحقیق با استفاده از روشهای آماری و نرمافزار spss16 و Excelبازگو خواهد شد و در ادامه در فصل بعدی به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته میشود. روش آماری فوق در این تحقیق با ایجاد 1ـ جداول توزیع فراوانی و تهیه لیست دادهها 2ـ جداول دوبعدی و چندبعدی 3ـ انجام بررسیهای آمار توصیفی 4ـ بررسیهای آمار استنباطی 5- تغییر، اصلاح، جابجایی و مرتب کردن دادهها می پردازد.
3-2 روششناسی پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است در این تحقیق سعی شده هنر الیاف به صورت ساختاری توصیف و به تشریح جایگاه آن در جامعه و رابطه هنرمندان و جامعه ی هنری به آن پرداخته شود.در این جا هنر الیاف به عنوان متغیر و جامعه آماری ما براساس هنرمندان فعالی که در طی سال حداقل یک نمایشگاه دارند مورد بررسی قرار میگیرد و در واقع از نوع بررسی یک متغیر در یک جامعه آماری همراه با سه مؤلفه میباشد.
3-3 متغیر پژوهش
از آنجایی که محقق در پی آن است که به تآثیر هنر الیاف بر روی جامعه به خصوص جامعه هنری دست یابد لذا متغیر این پژوهش هنر الیاف می باشد که از نوع متغیرهای کمی محسوب می شود، متغیر مذکور در یک جامعه ی آماری مورد بررسی قرار می گیرد.
3-4 روشهای جمعآوری دادهها
دادههای این پژوهش براساس مصاحبه به روش باز و بسته جمعآوری شده است. با عده ای از اساتید و هنرمندان هنر الیاف به صورت مستقیم مصاحبه صورت گرفته است و بخشی از پژوهش در غالب پرسشنامه ای با طراحی سؤالاتی پنج گزینه ای انجام گرفته است که بین جامعه آماری مورد نظر پخش شده و آنها به آن سؤالات پاسخ داده اند.
3-5 نحوه طراحی پرسشنامه

پایان نامه با کلید واژگان صنایع دستی، آزادی بیان، دوره سلجوقیان

الیاف اجرا می شود، می تواند در حد ایده یک فرد ارائه و توسط گروهی دیگر اجرا شود. با ظهور جنبش های هنر در سال 1960م شکل ومضمون اثر هنری را تغییر و رابطه اش را با انسان و طبیعت مورد پرسش قرار داد، یکی از نتایج اصلی این تغییرات مدرنیسم بود که برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و نقاشی به روی سطح به شمار می آمد و در این زمان فضای کار هنرمندان تجسمی گسترش و رونق یافت و آثاری در ابعاد بزرگ و متناسب با فضا و عملکرد آن شکل گرفت. که در آن اندیشه و مفهوم خاصی – که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید.
«در واقع دراین هنر مفهوم اثراهمیت خاصی دارد نه چگونگی ارائه آن،فکر هنرمند مهم است نه شیء. هدف رساندن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است،حال وسیله ی بیان هرچه باشد، هنرمندان مفهومی انگارها و اطلاعات شان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان هم چون مقاله، عکس و سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدئویی و … واز طریق زبان گفتاری به مخاطب منتقل می کنند.» (پاکباز،1379)

تصویر 74 – کره زمین – نمایشگاه نیاوران- 1385
• تاپیستری(Tapestry):
در ابتدا به صورت بافته های تصویری به شکل کلاسیک در قطع های بسیار بزرگ بافته می شد درپرده و ديوار كوب و يا حتي تزيين لباس استفاده مي‌شود. «تاپيسري یا“Tapisserie”واژه‌اي فرانسوي كه در زمان انگليسي به آن تاپيستري «Tapestry» از فعل ((Tapisser، به زبان فرانسه21 به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.» (ثمری،1382، :19 – 21) «تاپيستري در درجه اول يك تكنيك است، اين تكنيك امروزه گستره‌اي وسيع از بافت دو بعدي روي سطح پيدا كرده است.
قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار، ابزار مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضارا توصيف مي‌كند .از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري نيزبكارمي‌رود، درهرصورت اصطلاح تاپيستري يك ساختار بافت مشخص با پودهاي ناپيوسته عنوان دیوار آویز یا پارچه های رو مبلی به کار می رفت را در برگرفت.»بریتانیکا،1973-1943،: 1055
«اين واژه از كلمه فرانسوي tapis به معناي كف پوش ريشه گرفته است واصطلاح تاپيستري به دیواركوب‌هاي تصويري با قطع بزرگ در زمان قرون وسطي در اروپاي شمالي اطلاق مي‌شده است ولي امروزه براي هربافته ی رويي توصيف شده كه براي روكش مبلمان ـ كف پوش ـ ضخیم دوروی(Reversible) منقوش تصویری که معمولاً به از جمله آكسفورد،elementary Learners، رفرنس، وبستر و … از آن به پارچه‌اي تصويري و نقش و نگاردار دو، مبل و … می آید. فعل(Tapisser) از کلمه ی(Tapis) به معنای فرش (Carpet)از کلمه یونانی (Tapet) مشتق شده است، ریشه ی لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده اما آن را به ایران22 نسبت داده اند. در دايره‌‌المعارف‌هاي مرجع احجامي سه بعدي بزرگ و كوچك، استوار و آويزان با كاربرد مواد مختلف سواي نخ و پشم در آثار تاپيستري به چشم مي‌خورد كه با رشد و تكامل الياف و مواد امكانات وسيع‌تري براي خلق اين آثار به وجود آمده است.» (غروی،1386)

تصویر 75- تاپیستری – آزاده کمال فر
یکی از اساتید هنر الیاف معتقد است:
«هنر تاپیستری گونه ای از بافت است که در تار و پود آن علاوه بر پشم و نخ، موادی مثل: فلز، چوب، شیشه، کاغذ و … مورد استفاده قرار می گیرد. این هنر در واقع«هنر چیدمانی» است که تلفیقی هنرمندانه از بافت، گرافیک، صنایع دستی، نقاشی، آیینه کاری و … به شمار می آید که امروزه در عرصه ی هنر های تجسمی دنیا جایگاه شاخصی برای خود یافته است. در بافت این هنر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و هنرمند می تواند از تمام تکنیک های موجود در بافت های سنتی استفاده کند یا بهره گیری از فناوری های جدید مانند نانو تکنولوژی، اثری زیبا خلق کند. »(غروی ، 1388)

تصویر 76- مجسمه نرم – مجموعه نمایشگاه نیاوران- 1385
سیر تحول تاپیستری در اروپا:
به دنبال انقلاب صنعتی در قرن 19 م تحول بزرگی در بخش صنعت اتفاق افتاد و سیل عظیمی از صنایع ماشینی وارد بازار شد ولی به مرور زمان فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ تولید گردید و بالطبع تاثیرات زیادی بر نوع نگاه و برخورد جامعه داشت.به نظر می رسید نگاه ماشینی بزرگترین تأثیر خود را در بخش صنعت دارد ولی به مرور زمان تولید بی رویه ارتباط بین طراح و صنعتگر را از بین می برد و در بخش هنر به خصوص نساجی تأثیرات قابل ملاحظه ای را گذاشت و همین امر عده ای از هنرمندان را بر آن داشت تا با سخنرانی ها و بیانیه های پی در پی به مبارزه بر علیه این تفکربرخیزند.جنبش بازگشت به صنایع دستی از جمله مواردی بود که گامی فراتر از استعداد هنر ماشینی برداشت و به مبارزه با این فرهنگ گام نهاد لذا:
«ویلیام موریس نقاش، شاعر، صنعتگر، سخنران و رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی(تولید انبوه) قیام کرد و این حرکت را شورش بر علیه استبد
اد ناشی از مصالحه(مصرف گرایی) و ( سطحی نگری) نامیدوی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه‌ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند.نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد و تأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت«هنرنو» در اورپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر دادو در اواخرسال 1914م دست به کار آماده سازی نقشه های خود برای بنیانگذاری مدرسه ی هنری وایمار شد بازگشایی این مدرسه جدید که یک آکادمی هنری و مدرسه هنر ها و صنایع دستی بود، در سال 1919م در آلمان انجام گرفت نام آن«باوهاوس» بود و پس از چندی مهمترین هسته انرژی های خلاق در اروپا شد. تأثیرات گسترده این جنبش و آزادی بیان در ابراز عقاید هنرمند،تعاریف متعارف صنایع دستی را تغییر و آن را تبدیل به هنر مستقلی در بخش به خصوص نساجی نمود. «جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته‌های تصویری یا تاپستری بودند که تحت تأثیر نقاشی‌های پل کله بافته
می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده‌ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی(گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.گونتا استوند از دیگر استادان باوهاوس، در سال 1926م در یکی ازمقالات خود می نویسد: بافته ها دارای جوهری زیبا شناختی است، ترکیبی از فرم، رنگ و مواد به عنوان یک کل واحد. امروزه جستجو برای نظم در همه ی زمینه های طراحی وجود دارد بنابراین ما نیز در کارگاه‌های بافندگی، خود را موظف به تحقیق درباره عناصر اصولی و عامی می‌دانیم. درهای این مدرسه در سال 1933م توسط آلمان نازی بسته شد اما به دلیل انتشار مکتب باوهاس و همچنین اعتباری که نظریه این مکتب یافته بود، در طول سه دهه(1960.م-1930.م) کاربرد عملی منسوجات، همه نظرات اصلی دیگر را تحت الشعاع قرار داد و این مکتب، اولین و تنها مکتبی نبود که به اهمیت بیانی بافت، ساختار، رنگ و یافتن جنبه‌های نو در نقش بافته‌ها اشاره می‌کرد، اما در خلال تدریس و مهمتر از آن انتشار نوشته های استادان، این تأثیرات مکتب باوهاس بود که در سطح جهانی گسترش یافت.»(مدرسه باووهاس،1390)
این تکنیک که به حکم نزدیکی تکنیک بافت آن به پارچه و سادگی فنی نسبی آن با پیچیدگی فن گره بافی می‌تواند تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.
«این هنر به عنوان پایه‌ی اصلی صنعت بافندگی تا قرن 14 م در خاورمیانه به کار می رفت، خاستگاه اصلی این هنر – صنعت به روشنی مشخص نیست. قدیمی ترین تاپیستری شناخته شده از مقابر مصری به دست آمده و به سال های 1400 ق . م تا 1300 ق . م تعلق دارد اما از آن جا که تاریخ نگاران همواره از شکوه و جلال تاپیستری های بابلی و سوریانی یاد کرده اند ودر مصر نیز تا قرن 4ق.م نمونه های دیگری یافت نشده است و محققین بافت آن را صنایع دستی بومی منطقه ندانسته و احتمال می دهند که مصریان آن را از مردم بین النهرین آموخته باشند.»(بریتانیکا،1973-1943،: 1058) «قدیمی ترین نمونه ی تاپیستری به دست آمده از ایران به روزگار ساسانیان باز می گردد،این نمونه هم اکنون در گالری هنر دانشگاه Yale قرار داشته و به کلکسیون خانم مور (Moore) تعلق دارد، شیوه ی بافت و طراحی این تاپیستری به خوبی برمهارت و استادی بافندگان آن صحه می‌گذارد. این تاپیستری نقوش پارچه های ساسانی را داشته و به شیوه ی گلیمی چاک دار اجرا شده است. در دوران اسلامی چنان چه دیدیم بافندگی منسوجات ایرانی به همان سبک و باشکوه و جلال فراوان همچنان رواج داشت. از قرن 3 ه.ق به بعد پارچه های تاپیستری که تنها در کتیبه شان نامی از فرمانروا می آید به وفور دیده می شود.» (فریه ، 1274،155)

تصویر77- درنا نمدی(درنا،1388)

تصویر78-بزکوهی ،ایران ساسانی – قوچ باصلیبی در میان شاخ هایش،ایران یا
بریتانیکا،1322،:1059)- عراق (فریه،1373،: 154)
«نمونه های تاپیستری ابریشمین موزه ی لوور نیز احتمالاً به دوره های نخستین اسلام و سلجوقیان تعلق داشته و در حقیقت پرده هایی هستند که در نزدیکی اصفهان بافته شده و با تصاویری چون ابوالهولSpanix)، سر انسان با بدن حیوان) با بدن شیر و سر یک شاهزاده خانم، تکرار نقوش، درخت نخل با پرندگان نشسته بر شاخه هایش بر گرفته از شمایل نگاری ومنسوجات مصور دوره سلجوقیان است.»(پوپ،1363،29)
«هنر سغدی23 حد فاصل هنر ایران و خاور دور است و طی قرن 2 تا 5 ه.ق نوعی کتان بسیار لطیف به نام کسب(Qasab)که به صورت تاپیستری بر زمینه ی طلائی رنگ با طرح ترنج در وسط و زنجیر مروارید با نخل تزئینی بوده و می توان آن را همان گیاهانی تعبیر نمود که روی پارچه های ابریشمی شرق ایران در دوره ی ساسانی نقش بسته است.24» (هریس،1993م،: 65) بسیاری از آثار به دست آمده و به جای مانده امروزه درکلیساها و موزه های دنیا نگهداری می شود.

تصویر 79 – تاپیستری ایرانی متعلق به کلیسای سنت گرئونقرنSt. Gereon ،قرن 5و6 ه.ق
(لوبل
،1355،:64)
• تابلوهای تصویری :
به مجموعه دست بافته هایی که با استفاده از انواع شیوه های بافت با طرح و نقشه تصویری بافته می شود.
آثار نگارگری همواره منبع بسیار خوبی جهت بررسی و تحقیق در احوال و عادات و نحوه ی تفکر و شیوه ی زندگی ایرانیان بوده است.«نمونه ای که متعلق به مجموعه ی شخصی یکی از شاهزادگان قدیمی لهستان است که از نظر فنی بسیار پیچیده بوده و بافت آن جناغی25(Twill)است. در این نمونه شاه طهماسب (به احتمال زیاد) در وسط بر تخت شاهی نشسته و چهره ی او قدرت سلطنتی را نشان میدهد. تنوع فوق العاده رنگ ها در حقیقت نوعی طرح هندسی بسیار جالب را پدید آورده و شامل پرندگان، فرشتگان و جانوران است و با الهام از آثار نقاشان و تزئین کنندگان کتب قدیمی طراحی شده است. در مجموع از نظر ترکیب بندی بسیار تأثیر گذار و از نظر فنی در

پایان نامه با کلید واژگان صنایع دستی، قرون وسطی، زیبایی شناختی

رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی تولید انبوه قیام کرد و این حرکت را شورش بر علیه استبداد ناشی از مصالحه (مصرف گرایی) وسطحی نگری نامید وی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20 م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند، نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد وتأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک

تصویر 52- تاپیستری فلورا- طراحی توسط موریس و ادوارد برن جونز(فیلیپس،1994م،:122)
هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت هنرنو Art nouveau)) در اروپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر داد و زمینه‌ی ساخت مدرسه‌ی باوهاوس به آرامی در حال شکل‌گیری بود.» (نهضت هنر نو،1389)
در این میان در بخش صنعتی محصولاتی که وارد عرصه ی بازار می شد از نظر زیبایی شناختی در سطح بسیار پایینی تولید در حالی که از نظر تکنیکی در سطح بسیار عالی قرار داشت و ویلیام موریس برای ایجاد تعادل در جامعه میان هنرمندان و همچنین بهبود بخشیدن به استانداردهای طراحی و ایجاد انگیزه و تحریک هنرمندان شوق و رغبت آن ها با برپایی سخنرانی ها و احیاء تکنیک های سنتی منجمله رنگرزی گیاهی، چاپ دستی و بافت های دستی و … به ایجاد توازن میان حرفه ها از نظر تکنیکی و هم هنری از نظر تزئینی دست یابد.
«موریس معتقد بود هیچ چیز نباید توسط انسان ساخته شود مگر آن که ارزش ساخته شدن را داشته باشد وی می گفت: بشریت نیازمند آن است که دوباره در زندگی لذت را تجربه کند و به خوبی در آثارش مشخص بود آثار وی سرشار از سادگی و زیبایی بود که به اعتقاد وی کامل کننده ی معماری قرون وسطی و تمامیت بی عیب و نقص صنایع دستی بود ویلیام موریس بر این باور بود که هنر از لذت کارگر در انجام کارِ ضروری روزمره ناشی وتزئین آن، بیان این لذت است و به همین دلیل زمانی که تجارت خانه اش از لندن به مورتن ابی (Movtton Abbey)منتقل شد، دارهای عمودی بزرگی در آن جا نصب تا حداکثر نور لازم به آن ها تابیده شود شرایطی که کمتر بافنده ای تاکنون با خود دیده بود. برجسته ترین نکته در این کارگاه ها آزادی هنرمند و بافنده در استفاده از نبوغ وخلاقیت شان بود به خصوص در کارگاه های تاپیستری و شیشه گری.»(فیلیپس،1994،:118)
تأثیرات هنرمندان اروپایی در کلیه کشورهای دنیا و به خصوص آمریکا غیر قابل کتمان است به طوری که استقبال آن ها به گونه ای بود که این هنر در آن کشورها بسیار مستقل و با سبک و سیاق همان کشور اداره و پیش می رفت. «آثار موریس با الهام ازهنر قرون وسطی در انگلیس و فرانسه است و منسوجاتش تحت تأثیر پارچه های ایتالیایی در قرن 15تا17م است وی در اواخر عمر کاری خود به طرح های ایرانی، ترکی و پارچه های هندی گرایش پیدا کرد. محصولات کارگاه های وی عبارتند از:گلدوزی، تاپیستری و پارچه های چاپی (کتان، پشم، ابریشم) و فرش های ماشینی و دستی است. تلاش های وی منجر به تشکیل انجمن های گلدوزی بانوان از دهه ی 1870م به بعد و ایجاد اولین مدرسه‌ی سلطنتی هنر ها سوزن دوزی بود و ایجاد نمایشگاه هایی از آثار این هنرمندان در سطح بسیار عالی. در کارگاه وی استفاده از مواد اولیه ضخیم تر با تعداد تارهای کمتر برخلاف تکنیک های سنتی بافت تاپیستری تا آن زمان بود. در آخرین سال های قرن19م وشروع سبک آرت نووا(Art nouveau)19 است که تمایل به طراحی داخلی در اروپا باب گردیدو مدارس جدید تاپیستری تأسیس شد و در آن جا بافت روکش مبل و پرده و … بسیارصورت می گرفت.در دیگر کشورها موج جدیدی از تأثیرات جنبش اخیر و توجه معماران به طراحی داخلی در حال بروزبود. «که سخنرانی ها،مجلات و کتاب هایی به ارائه‌ی پیشنهادهایی در زمینه ی استفاده از تاپیستری در طراحی داخلی منازل مبادرت ورزیدند و مورد توجه ویژه هم قرار گرفت و در آغاز قرن 20 م تقاضا برای خرید و فروش تاپیستری‌های دست‌باف زیاد شد و همین امر در آمریکا منجر به تأسیس کارگاه های بافت تاپیستری دستی گردید. »(پاری،1988)
مدرسه ی باهاوس بدون تردید از مشهورترین مدارس وکارگاه های دنیا است که بعدها به عنوان نماد مدرنیته مطرح گردید. «مدرسه ی هنرهای کاربردی و معماری در سال 1919م پایه ریزی شد که از ادغام دو مرکز هنرها و پیشه ها و مدرسه ی هنر به وجود آمد، هدف مدرسه، پرورش فارغ التحصیلان معماری بود، که روش آنها،همه ی زمینه های هنر و طراحی را در بر می گیرد، گسترش اندیشه های پیشگام جنبش های هنر و کارهای دستی مانند تفکر ویلیام موریس، سی.ار، اَشبیودبلیو، آر.لِتابی در بریتانیا، والترگرپیوس(Walter Gropius)را امیدوار کرد که بتواند زمینه های زیبایی شناسانه و کاربردی هنر را یکپارچه سازند، دانش آموزان در سال اول پس از آن که در کارگاه، ویژگی دستمایه های مورد استفاده مانند چوب، فلز، منسوجات، سفالگری و چاپ را می آموختند و مسیر بنیادین آموزش را پی می گرفتند، بیشتر به عنوان طراح فارغ التحصیل می شدند تا معمار.این مسیر بنیادین که در آغاز به دست یوهانس ایتن ( Itten(Johannesو سپس لازلو موهولی ناگی از سال 1923م آموزش داده شد، برای ایجاد روشی مشترک در میان دانش آموزان، بسیار ارزشمند بود،این
روش بر آزمایش ویژگی های ظاهری و عملی دستمایه ها برای پیدا کردن اساس طراحی با اندیشه ای اصولی تاکید داشت و به این ترتیب، ایده های انتزاعی بافت، حجم، شکل، فضا، رنگ و شفافیت که بخشی از زبان بصری در گستره تنوع مواد بودند، به شناخت نگرش باهاوس کمک نمودند .بعد از سال 1923م. این مدرسه در پی یافتن راهی برای هماهنگ ساختن صنعت و طراحی از تاکیدهای نخستین بر کارهای دستی تغییر جهت داد، در این هنگام سعی شد صنعتی خود انگیخته ایجاد شود و به همین منظور آنها شروع به بیرون بردن کار از کارگاه به عنوان پیش نمونه های کارخانه های صنعتی کردند، برخی از کارگاه ها در مقایسه با دیگران بهتر نتیجه می گرفتند.از میان موارد موفق می توان به تولید لامپ، صنعت شیشه، منسوجات بافتنی، کاغذ دیواری، اسباب‌خانه و طراحی های گرافیکی اشاره کرد.»(مدرسه باووهاس،1390)
«جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920 م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته های تصویری یا تاپیستری بودند که تحت تاثیر نقاشی هایپل کله (Poul cole) بافته می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی (گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.» (نهضت هنر نو،1389)
«هنری وان ولده از جمله هنرمندان آلمانی که تأکید داشت که پیشه وران بزرگترین ذخایر خلاق آینده هستند و باوری که با خود به مدرسه ی باوهاس برد.هسته ی مرکزی تعلیمات در این مدرسه کارگاه های تولیدی بود مثل:فلز، سفال، نقاشی روی شیشه، بافندگی و چاپ، مجسمه سازی و معماری.»(کنستانتین و لنورلارسن،:17)
درآن جا به شاگردان یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند.«این مدرسه هدف اصلی در شروع کار خود داشت که در تمام مدت فعالیت خود دنبال می کرد و امروزه تأثیرات آن در زندگی روزمره ما دیده می شود:
الف- نجات همه‌ی فرم های هنری از جدایی و تنهایی، ترغیب و تشویق هنرمندان و صنعتگران مستقل به همکاری و به مشارکت گذاردن تجارب و مهارت هایشان.
ب- رساندن مقام و ارزش صنایع دستی،صندلی ها، چراغ های مطالعه و به طور کلی همه ی اثاثیه منزل به همان جایگاه ای که هنرهای تزئینی، نقاشی و مجسمه سازی از آن برخوردار بودند.
ج- ایجاد و برقراری ارتباط میان گردانندگان صنعت و صنایع دستی تا در یک حرکت دسته جمعی و با فروش طرح ها به صنعت سرانجام از حمایت های دولتی بی نیازگردند.»(مدرسه باووهاس،1390(
ایجادکارگاه های بافندگی و سطح بالای تعلیمات در آن کارگاه ها آن را تبدیل به یکی از مهم ترین کارگاه های مؤسسه نمود. «تولیدات کارگاه های باوهاوس عناصر ابتدایی صنایع دستی را در خود داشتند به خصوص در قسمت بافندگی و ابداعات افراطی که در آن صورت می گرفت، موضوعات ذهنی ابتدا انتزاعی شده و سپس به تصویر در آمدند و تاپیستری ها و دیوار آویزهای بسیار زیبایی توسط هنرمندانی مثل آنی آلبرز(Anni Albers) وگونتا استولز(GuntaStolzl) و …طراحی و تولید شدند که چهارچوب متعارف هنرهای دستی (گلیم، پارچه، فرش) خارج شده و به اثر هنری مستقل تبدیل گردیده است. آنی آلبرز در بافته هایش به دنبال رسیدن به مفاهیم ساختارگرایانه ای بود که جایگزین مفاهیم زیبایی شناسانه و تزئینی کند،وی در مورد بافته هایش معتقد بود که: در مورد دیوار آویزهایم می اندیشم که آن ها تلاش برای رسیدن به هنر هستند و کاربرد نخ و الیاف جهت شناسایی احساسی که در آن ها جاری است.»(کنستانتین و لنورلارسن.:24)

تصویر53- آنی آلبرز(آلبرز،1998م)
گونتا استولز دیگر هنرمندی که معتقد بود که منسوج جوهره ای زیبایی شناختی دارد وی شاگردانش را به بافتن با دست ترغیب می نمود تا از توانایی های آن در جهت توسعه و اجرای ایده هایشان و رسیدن به جوهره بهره مند گردند. (وورتمن ولتج،1993) در واقع همه ی این هنرمندان به دنبال یافتن رویکردی جدید و نگرشی تازه به بافت و تاپیستری بودند که بعد ازجنگ جهانی دوم تأثیرات آن راشاهد هستیم.

تصویر54- گونتا استولز)استولز،1996م)
«از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضايا روي زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار ، نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.»(ثمري،1382،:19–21)
این دوسالانه اولین بار به وسیله ی مرکز بین المللی تاپیستری های مدرن و سنتی (CITAM)20در سال 1960 م و با ابتکار ژان لورسا(Jean-Lurcat) نقاش فرانسوی که با دیدن تاپیستری های مربوط به قرن 14م به آن علاقه مند شد و به طراحی و تولید آن همت گمارد. در سال های نخست این نمایشگاه بسیار آزاد بود و تأثیربسیاری بر کارهنرمندان گذاشت و جنبش هنر الیاف را تسریع بخشید. برپای
ی نمایشگاه ها زیادی در اقصاء نقاط اروپا و همچنین معرفی هنرمندان در این عرصه منجر گردید تا هنر الیاف در اروپا قوت بگیرد.

لورسا،1995م))Jean-Lurcatتصویر55-
در دوسالانه ی پنجم،سال 1971م تغییرات بسیار اساسی در ساختار اولیه تاپیستری به وجود آمد و تعریف جدیدی از تاپیستری ارائه گردید:
1. مواد اولیه می تواند هر نوع لیف نساجی اعم از طبیعی،مصنوعی ویا هرنوع جنس دیگر باشد.
2. تکنیک بافت و نحوه ی بیان آزاد است.
3. کاربرد تاپیستری یا شیء بافته شده نیز آزاد بوده می تواند به صورت دیوارآویز، مجسمه‌ی نرم(Soft sculpture)، جدا کننده ی فضا در معماری، عنصری از طراحی صحنه و یا فضای بیرونی و محیط زیست باشد.»(ثمری،1376)
و بعد از آن تکنیک های غیر معمول، الیاف جدید غیر متداول، شیوه های نوین ارائه ی آثار، عناوینی نظیر دیوار آویز، تاپیستری کاربرد لفظ عمومی بافنده را

پایان نامه با کلید واژگان نقوش انتزاعی، پایان نامه ها، فارغ التحصیلان

شیوه های معاصر از سنتی به کار رفته است و اصولاً می تواند به هر حوزه از زندگی اطلاق شود.»(لارنس،1381،:11)
«آغاز جنش نوگرایی در هنر های تجسمی، حدود سال 1319ه.ش و 1320ه.ش بوده است و دانشکده ی هنر های زیبا با سه رشته ی معماری،نقاشی و پیکره سازی با الگوی مدرسه ی هنر های زیبای پاریس با حضور اساتید ایرانی و اروپایی راه اندازی شد.»( افشارمهاجر،1384،:189)

تصویر 33- ناصر اویسی – رنگ و روغن(افشار مهاجر،1384،:245)
هنرمندان نوگرا تلاش زیادی در جهت ترویج هنر مدرن داشتند، «از جمله ی آن ها جلیل ضیاء پور نقاش نوگرایی بود که با سخنرانی های پور شور خود تأثیر زیادی بر این مهم گذاشت از دیگر هنرمندان ژازه طباطبایی (مجسمه ساز، نقاش)، ناصر اویسی که با استفاده از عناصر تصویری کهن ایرانی در قالبی مدرن آثاری زیبا خلق نمودند.»(افشارمهاجر،1384،:193)تغییر دیدگاه هنرمندان بر آثار هنری تأثیرات بسیاری داشت و ابزار بیان هنری دیگر تنها بوم نقاشی و یا مجسمه نبود بلکه هنرمندان با تلفیق سایر عناصر هنری و با شناخت آن ها آثاری را خلق می کردند که نشانه ای ازحضورهنر مدرن است.

تصویر34- حسین زنده رودی-نقاشی رنگ و روغن(افشار مهاجر.1384.:206)
«وجود هنرمندانی مانند شمس الضحاء نشاط در زمینه ی سوزن دوزی و شوکت الملوک شقاقی در زمینه های گلدوزی، خامه دوزی و تابلو های نقاشی در آن دوران و دریافت مدال های افتخار این هنرمندان نشان از بکار گیری این هنر در ابراز بیان تصویری است، مدتی این هنر مورد بی اعتنایی قرار گرفت ولی در سال 1340 ه.ش هنرمندان مدرنیسم مثل هوشنگ سیحون به عنوان نقاش ومهندس معمار با استفاده از نمد با نگاهی نقاشانه و طرح های آبستره و انتزاعی دیدگاهی جدیدی را برای اولین بار در ایران به این هنر بخشید وی با آگاهی از خواص،معایب و مزایای ماده ی مورد نظر یعنی نمد را طراحی نمود، ناصر اویسی هنرمند نوگرایی است که پیوند میان هنر منسوجات و هنرهای تجسمی رابرقرار نمود وی به کمک قالب های چاپ قلمکار و خط نگاری این پیوند را قوی تر نمود.در همان سال ها کارگاه ها وزارت فرهنگ و هنرعلاوه بر بافت پارچه به طراجی و بافت فرش و گلیم همت گماشتند و در کنار آن از هنرمندان نوپردازی مثل بهرام عالیوندی به عنوان طراح و نقاش نوپرداز، جمیله هاشمی به عنوان طراح پارچه، قالی، تزیینات داخلی استفاده نمود و در کنار بافت گلیم و قالی به شیوه ی سنتی شاهد بافت یکی دواثر از عالیوندی در این اداره هستیم(تصویر 35)و همچنین جمیله هاشمی به طراحی برای بافت تاپیستری و آموزش بافت آن به شیوه ی جدید یعنی پیاده کردن طرح به طور مستقیم برروی چله به جای استفاده از نقشه پرداخت.(تصویر 36)

تصویر35- طراح اثر عالیوندی- حدود سال 1330ه.ش
در مدت دو سال چهار اثر تاپیستری اجرا شد که طی برگزاری نمایشگاهی برای اولین بار به معرض نمایش در آمد که در ابتدا بازدیدکنندگان آن را گلیم می پنداشتند. نمونه آثار دیگری در کارگاه های وزارت فرهنگ و هنر بافته شد.

تصویر36- تاپیستری-جمیله هاشمی-سال 1340
از دیگر کسانی که تاثیر بسزایی را بر هنرها سنتی گذاشتند عیسی بهادری (سرپرست هنرستان هنرهای زیبای اصفهان) و شاگردانش:محمود فرشچیان، هوشنگ جزی زاده،رستم شیرازی بودند که با طراحی تحول بزرگی را بر خاصیت بیانی تصویری این هنر گذاشتند.»(پاکباز.1379)
از دیگر عوامل مؤثر برپیشرفت هنر الیاف در ایران استفاده از تاپستری در تزیینات داخلی ساختمان های عمومی و جایگزینی نقاشی دیواری در معماری مدرن است. «یکی از نقاشان فرانسوی به نام ژان لورسا Jean Lurcat-(1892-1966م) معتقد است که :از آن جائیکه معدود کسانی هنوز باقی مانده اند که توانایی نقاشی به شیوه ی فرسک را دارند تاپیستری، دیوار آویز تزئینی است که می تواند به راحتی جایگزین آن گردد و در ضمن قابلیت جابجایی آن مناسب تر از فرسک می باشد.»(فیلیپس،1994،:140)
از مجموعه مکان های عمومی که از تاپیستری در فضای داخلی خویش استفاده نمود به هتل شایان در کیش می توان اشاره نمود.(تصویرشماره37)که یکی از آثار آن توسط شهرزاد غروی از گرافیست هایی است که در زمینه چاپ سیلک و تاپیستری مهارت زیادی دارد نام برد.
شیوه ارائه مجموعه آثاری که در این هتل به نمایش گذاشته شده است به صورت انتزاعی و بسیار نوگرایانه می باشد در ضمن آثار تاپیستری دیگری در این هتل قرار دارد که از هنرمندان غیر ایرانی می باشد.(تصویر37)

تصویر 37- هتل شایان کیش-شهرزاد غروی-1354ه.ش
پرویز تناولی مجسمه سازی است که به دلیل علاقه به دست بافته های عشایر تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام دهد که منجر به طراحی برای بافت گبه و قالی های تصویری به نقشمایه های انتزاعی و نوگرا همت گمارد. از دیگر هنرمندان که در این عرصه فعالیت نمود ویکتوریا افشار،لی لا ثمری، نسرین کیهان و اشرف بافته چیان و مرحوم عاطفه صرافی می توان نام برد که تأثیرات حضورشان در این عرضه همچنان وجود دارد.

تصویر 38- قالیچه های تصویری- پرویز تناولی(تناولی،1368)
«در بخش صنعت در سال های حکومت پهلوی دوم صنعت مجدداً از صفر شروع کرد و در واقع تولدی دوباره یافت ،آهنگ رشد صنایع نساجی از سال های 1320تا 1332ه.ش کند بود و به همین جهت پارچه های خارجی در بازار ایران جولانگاهی یافتند و ارز زیادی از مملکت خارج شد ولی با حمایت دولت و کمک بخش خصوصی وضع کارخانجات تغییر اساسی کردند و کارخانجات دولتی قبل در کنار تأسیس کارخانه چیت سازی تهران با سرمایه دولت به کار خود ادامه
می داند. تولید پارچه هایی پشمی و نخی در سال های 1341ه.ش سیر صعودی داشت تا جائیکه تا سال 1345 ه.ش کشور از ورود پارچه های نخی بی نیاز شد، این پیشرفت تا جایی پیش رفت که در سال 1348ه.ش 62 کارخانه ی بزرگ نخی و 14 کارخانه ی پشم بافی در نقاط مختلف کشور وجود داشت.»(الوند، 1350،صنعت نساجی ایران از دیر باز تا امروز)
همگام با بخش هنری، نساجی در بخش صنعتی رشد فزاینده ای داشت به طوری که ایران را بعضی موارد بی نیاز کرد، «از مجموعه عواملی که باعث رونق صنایع پارچه بافی درآن دوره شده بود عبارتند از سهیم شدن کارگران در سود کارخانجات بود چرا که با شوق و علاقه و میل به تولید بهتر وسود بیشتر کار می کردند ودومین عامل آموزش در دوبخش : 1- آ موزش کارگران شاغل و 2 – ایجاد مدارس حرفه ای و دانشکده های مخصوص این رشته دانست از مهمترین این مراکز و دانشکده ی صنعتی (پلی تکنیک تهران) را در شمار بهترین آن ها می توان نام برد،از انواع پارچه هایی که تولید می شد می توان به چیت، چلوار، پوپلین،پاتیس، ساتین، گاواردین، کرکی، فاستونی، وال، شانتون،کودری، ململ، کرپ، برزنتی، پرده، رومبلی، مخمل و شال و انواع منسوجات ابریشمی که بعد از نفت مهمترین صنعت در کشور محسوب می شد.»( الوند، 1350،صنعت نساجی ایران از دیر باز تا امروز)
در سال های 1320ه.ش توجه به موقعیت دختران و زنان و شرکت آنان در مسائل اجتماعی و راه یابی برخی از آنان به دانشگاه ها خارجی در تداوم هنر(تزیینی، زیبا) تغییرات و تحولات آن نقش مؤثری ایفا نمودند. «از جمله فعالیت های آنان انجام کارهای هنری دستی از قبیل سوزن دوزی بود که دراین دهه شاهد رشد و شکوفایی این هنر هستیم.»(قویمی،1352،:103)
گرایش به سوزن دوزی تابلو های نقاشی های اروپایی،مناظر طبیعی، گل ها و گیاهان و خلق آثاری در این زمینه هر روز بیشتر شده و «زنان هنرمندی نظیر مستغنی،که در نقاشی متبحر بوده کمال الملک وی را در سطح خود می دانست،به سوزن دوزی و یا بافت ،با تکنیک قالی بافی، تابلو های نقاشی خود همت گماردند و گاه به قدری در این کار مهارت یافتند که تشخیص نقاشی ها، از ابریشم دوزی، سوزن دوزی با نخ های ابریشم، مشکل می نمود.» قویمی،1352)
در آن دوران، الیاف طبیعی به دلیل مخارج بالای تولید آن کم کم به صورت الیاف لوکس در آمده است و الیاف سنتیک مانند نایلون و یا پلی استر به خاطر سبکی وزن و قیمت بسیارکمتر و تقاضای بیشتر تولید بیشتری داشته باشد و در نتیجه کمتر تولید شدن الیاف طبیعی (مگر در موارد خاص مثل لباس دربار) و عرضه ی کم منجر به انحطاط آن شد اما در میان عشایر و در بین بعضی از شهر های کشورهمچنان تولید آن الیاف جهت مصارف شخصی ادامه داشت مثلاً برای بافت قالیچه از الیاف طبیعی با رنگرزی طبیعی استفاده می شده است.( مجموعه مقالات رشته ها و بافته ها،1353)

تصویر 39-پارچه – نسرین کیهان
این پویش را در رویکرد دوباره به بافت تاپیستری شاهد هستیم، در کنار اساتید قدیمی مانند جمیله هاشمی که به طراحی برای بافت و چاپ پارچه مشغول بود، شهرزاد غروی، لی لا ثمری با ارائه آثار تاپیستری در جستجو رسیدن به کیفیت بصری بافت الیاف با انواع تکنیک های بافت(دار، دستگاه های بافندگی، مکرمه، رپینگRapping) ادامه دادند و در کنار آنان هنرمندان دیگری نظیر مرحوم عاطفه صرافی که سابقه‌ی تحصیلاتش در طراحی صنعتی بود و در ایجاد آثاری حجمی و سه بعدی تبحر داشت، نسرین کیهان از دیگر هنرمندانی است که در خلق آثار تصویری با دستگاه بافندگی و نمایش توانایی های بالای این تکنیک شهرت دارد.گرایش دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه های هنری و ایجاد رشته هایی با گرایشات به طراحی و بافت پارچه وزیر مجموعه های مذکورو واحد های درسی در دانشگاه ها به دلیل تقاضای هنرمندان و دانشجویان و ارائه ی پایان نامه هایی در زمینه ی کاربرد منسوجات در طراحی داخلی و برگزاری نمایشگاه های متعدد در زمینه ی چاپ دستی و تاپیستری و انواع رودوزی ها از مواردی است که می توان ذکر نمود. در سال 1373 ه.ش فرودگاه مهرآباد شاهد حضور یک اثر نفیس و بزرگ با ابعاد 2/10 متر (در 6 قطعه ی مجزا) است که توسط شهرزاد غروی اجرا شده است که در این جا همکاری هنرمند و دکوراتیو را برای خلق یک اثر هنری با ویژگی های یک اثر دکوراتیو هستیم.(تصویر40)

تصویر 40- تاپیستری- شهرزاد غروی-1373
نصب یک تکه دوزی با ابعاد بسیار بزرگ در هتل هایت خزر (هتل آزادی سابق) از دیگر حرکت های نوگرایانه است.

تصویر 41- تاپیستری- لی لا ثمری
از دیگر هنرمندان به آنه محمد تاتاری که با شیوه ای کاملاً مفهومی به خلق یک اثر در ابعاد طبیعی پرداخته که آلاچیقی است که کف آن نماد تقسیم بندی زمین است وسط آن هر روز ، بامدادان آتش می افروزند و آتشی که فضا را با رنگ گرم و زندگی بخش قرمز روشن می آراید، ان اثر با نام نوستالژی ترکمن در نمایشگاه هنر مفهومی موزه هنر های معاصر اجرا شد.(تصویر42)

تصویر42- آلاچیق – نوستالژی ترکمن(بروشور نمایشگاه هنر مفهومی،:29)
در طی نمایشگاه دیگری محبوبه زاد احمدی به تجربه و اجرای آثاری با تکنیک های چاپ سنتی دست زده است این هنرمند با الهام از نقوش سنتی مینیاتور، نقوش برجسته ی ایرانی در کنار هنرمندانی شبیه محمد بهشتی و اساتید قدیمی و با سابقه چون ویکتوریا افشار کار می کنند.آثار زاد احمدی با الهام از نقوش انتزاعی و سنتی به همراه رنگ های زرد اسپرکی، قرمز روناسی و آبی نیلی تداعی کننده ی هنر شرق ولی با نقوشی متفاوت از آن که به گفته خود هنرمند با تغییر بوم نقا
شی تجربه ی جدیدی را امتحان کرده است.

تصویر 43- چاپ – محبوبه زاد احمدی

مریم اشکانیان هنرمند دیگری است که با برگزاری نمایشگاه های متعدد در ایران و دنیا دست به نوآوری می زند وی که در نمایشگاه آبان سال جاری مجسمه های پارچه ای را به نمایش می گذارد این هنرمند از جمله افرادی است که در این مجموعه آثاراز چاپ، پارچه و دوخت به عنوان ابزار بیان هنری استفاده می کند.

تصویر44 – مجسمه های پارچه ای- مریم اشکانیان(گالری هما،اشکانیان)
جنبش هنر الیاف تأثیرات بسیار شگرفی بر روی هنر و هنرمندان ایران گذاشت و از این رو هنرمندان معاصر ایران همگام با جهان غرب و در برخی موارد با حفظ ارزش های سنتی با نوآوری و تجربه ی تکنیک های جدید دریچه ای دیگربه دنیای گسترده ی هنر الیاف گشوده اند.
هنرمندانی همچون ندا درزی، فریده شهسوارانی از دیگر هنرمندانی هستند که در بخش هنر

منبع پایان نامه درباره فناوری نانو، صنعت و دانشگاه، توزیع فراوانی

سطح اتصال ذرات به سطح الیاف کمک زیادی می کند و بعد فکر کردند که در الیاف طبیعی و مصنوعی به چه شکل این کار را انجام دهند:
1- در الیاف طبیعی:
به دلیل این که در فرآیند تولید آن نقشی ندارند پس فقط با اصلاح سطح الیاف تا حدودی امکان پذیر است و یا این که با یک سری پیوندهای شیمیایی دوام آن را بیشتر کنند،که در ایران فقط در آزمایشگاه های دانشگاه ها صورت گرفته است.
2- در الیاف مصنوعی:
در این الیاف دست بازتر است، کار به این صورت انجام گرفت که نانو ذرات نقره را در الیاف مثلاً نایلون در زمان تولید و ذوب ریسی، مذابی که از پولیمر نایلون تولید شده است را با نانو ذرات مخلوط و در مرحله ی ریسندگی نایلون آن الیاف را از منافذ ریزی رد می کنند تا رشته ها ساخته شود ولی به محض رد شدن از منافذ هوای خنک دمیده شده و ذرات نانو بر روی لیف نایلون منجمد شده و آن ها آغشته به ذرات نانویی هستند که با شستشو از بین نمی روند.
ایشان در پاسخ به این سؤال که در دنیا چند سال که نانو متولد شده است ؟می گوید: در دنیا حدوداً50 سال در ایران 15 سال و در صنعت 5 سال است به وجود آمده است.
• چه چیزهایی خاصیت نانو دارند؟
نقره – روی– مس – تیتان …
مس ته رنگ پارچه را تغییر می دهد به همین دلیل استفاده نمی شود. روی مقرون به صرفه نیست زیرا مقدار بیشتری از ذرات استفاده می شود اثراتش کمتر می شود و زنجیر پولیمری ها از بین می رود و نقره که از کلیه موارد مقرون به صرفه تر و با دوام تر است.
بعضی از شرکت ها بر روی لباس ورزشی – لباس زیر- جوراب شلواری- کف کفش کار کرده اند و در این بخش نشان ایمنی (سیب سبز سلامت) از وزارت بهداشت دریافت نموده اند.
• چه ضررهایی در بخش کاربرد دارد؟
در خارج از ایران برای استفاده از آن سخت گیری بیشتری انجام می گیرد زیرا هنوز به دلیل سن کم این تکنولوژی هنوز مضرات آن به روشنی معلوم نشده است. از جمله مواردی که باعث محدود تر شدن استفاده آن در ایران می شود این است که نانو ذرات از سطح پوست عبور می کند و مقدار آن از یک حدی بیشتر نباید وارد بدن شود و فعلاً در طیف بسیار کوچکی فقط در آزمایشگاه دانشگاه ها کار می شود. ایشان اعتقاد دارد که به دلیل عدم ارتباط بین صنعت و دانشگاه این تکنولوژی در بیشتر موارد به صورت غیر کارشناسی صورت می گیرد.
«بکارگیری فناوری‌های نوین توسط شرکت‌های کوچک نساجی، به علت وجود مرزهای بسیار مستحکم و نفوذناپذیر اینگونه فناوری‌ها و نیز هزینه بالای تغییرات، بسیار دشوار است، به همین خاطر به‌ نظر می‌رسد که شرکت‌‌های بزرگ نساجی که دارای انواع مختلف محصولات هستند، در این عرصه پیروز میدان باشند. این فرصت رشد سریع، در اختیار بخش منسوجات فنی و محصولاتی مانند منسوجات نظامی و ورزشی است که قیمت تمام‌شده برای آنها زیاد مهم نیست. در زمینه ورود فناوری نانو به بازار پوشاک که حدود 60 درصد بازار منسوجات را تشکیل می‌دهد، موانع زیادی وجود دارد، اما با این وجود، فناوری نانو موجب ارتقاء گسترده‌ای در واحدهای نساجی موجود خواهد شد که بیشتر این رشد در بخش‌های غیرمتعارف خواهد بود.»(همان منبع)
چندین شرکت در ایران در این بخش به خوبی کار می کنند و تحقیقات وسیعی را صورت داده اند.
مثل: مهیارزنجان،کاسپر، نانوسید و برای اولین بار هم گراد
مهندس شریفی یکی از متخصصین شرکت زرنخ تهران که در زمینه ی نانوکار می کنند معتقد است:
“بزرگترین مشکلی که بشر در زمینه ی نسوج با آن مواجه است هاگ باکتری ها هستند که به هر نوع لیفی (طبیعی، مصنوعی) حمله می کند پس در صدد کنترل آن برآمده در دنیا حدود 50 سال که پدیده ای به نام نانو تکنولوژی کشف شده و در ایران هم به طبع در این مورد حدود 15 سال است که کار شده است. ایشان در تعریف نانو می گوید: نانو 9-10 یا یک میلیاردیم یک مقیاس گویند.
از برنامه های آتی این شرکت تولید جوراب – لباس زیر- لباس ورزشی- اسکاچ- ملحفه ی ضد باکتری و … می باشد، در رابطه با تولید محصول جدیدشان می گوید: در حین ذوب ریسی پولیمر تولید شده را آغشته به ذرات نانو نقره کرده که به دلیل این که آن ذرات در زمان تولید الیاف مصنوعی به آن تزریق می شوند لذا ذرات در دمای c2500هم از آن ها جدا نمی شوند و این پیشرفت بسیار جالبی در این زمینه است.”
براي ورزشكاراني كه نگاهي حرفه‌اي به ورزش و رقابت‌هاي قهرماني دارند، بهره‌مندي از پوشاك و كالاهاي ورزشي حرفه‌اي از لوازم پيشرفت برنامه قهرماني و كسب ركوردهاي جهاني به حساب مي‌آيد. اين روزها به لطف استقبال هر چه بيشتر صنعت لوازم ورزشي از دانش و فناوري‌هاي نوين در توليد محصولات جديد، شاهد ظهور نسل تازه‌اي از پوشاك و لوازم فناورانه در دنياي ورزش و قهرماني هستيم كه انصافاً در روند حرفه‌اي شدن و قهرماني ورزشكاران بسيار موثر است .در بخش ورزشی در سطح دنیا کارهایی صورت گرفته است و الیاف هوشمندی تولید که به کمک بازیکنان المپیک آمده است، شركت هاي سازنده وسايل ورزشي نيز رقابتي بسیار نزدیکی در این زمینه دارند، نايك به وضوح از بافت توپ هاي گلف براي توليد پارچه اي با بافت كندو يي شكل براي بخش هايي از اين لباس جديد الهام گرفته است به اين ترتيب، مقاومت هوا را در هنگام حركت ورزشكاران كاهش مي دهد به گفته نايك اين لباس جديد موجب مي شود تا در مسابقه دو سرعت 100 متر زمان 023/0 ثانيه نسبت به لباس قبلي كه نايك توليدكرده بود، صرفه جويي شود.»(تعریف نانو،1389)

فصل 3
روش شناس
ی

3-1آمار و جایگاه آن در پژوهش:
برای مفهوم دادن به دادهها از آمار استفاده می کنیم و بر همین اساس در پژوهش فوق یافتههای تحقیق با استفاده از روشهای آماری و نرمافزار spss16 و Excelبازگو خواهد شد و در ادامه در فصل بعدی به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته میشود. روش آماری فوق در این تحقیق با ایجاد 1ـ جداول توزیع فراوانی و تهیه لیست دادهها 2ـ جداول دوبعدی و چندبعدی 3ـ انجام بررسیهای آمار توصیفی 4ـ بررسیهای آمار استنباطی 5- تغییر، اصلاح، جابجایی و مرتب کردن دادهها می پردازد.
3-2 روششناسی پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است در این تحقیق سعی شده هنر الیاف به صورت ساختاری توصیف و به تشریح جایگاه آن در جامعه و رابطه هنرمندان و جامعه ی هنری به آن پرداخته شود.در این جا هنر الیاف به عنوان متغیر و جامعه آماری ما براساس هنرمندان فعالی که در طی سال حداقل یک نمایشگاه دارند مورد بررسی قرار میگیرد و در واقع از نوع بررسی یک متغیر در یک جامعه آماری همراه با سه مؤلفه میباشد.
3-3 متغیر پژوهش
از آنجایی که محقق در پی آن است که به تآثیر هنر الیاف بر روی جامعه به خصوص جامعه هنری دست یابد لذا متغیر این پژوهش هنر الیاف می باشد که از نوع متغیرهای کمی محسوب می شود، متغیر مذکور در یک جامعه ی آماری مورد بررسی قرار می گیرد.
3-4 روشهای جمعآوری دادهها
دادههای این پژوهش براساس مصاحبه به روش باز و بسته جمعآوری شده است. با عده ای از اساتید و هنرمندان هنر الیاف به صورت مستقیم مصاحبه صورت گرفته است و بخشی از پژوهش در غالب پرسشنامه ای با طراحی سؤالاتی پنج گزینه ای انجام گرفته است که بین جامعه آماری مورد نظر پخش شده و آنها به آن سؤالات پاسخ داده اند.
3-5 نحوه طراحی پرسشنامه

منبع پایان نامه درباره صنایع دستی، آزادی بیان، دوره سلجوقیان

همراه با نخ و الیاف اجرا می شود، می تواند در حد ایده یک فرد ارائه و توسط گروهی دیگر اجرا شود. با ظهور جنبش های هنر در سال 1960م شکل ومضمون اثر هنری را تغییر و رابطه اش را با انسان و طبیعت مورد پرسش قرار داد، یکی از نتایج اصلی این تغییرات مدرنیسم بود که برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و نقاشی به روی سطح به شمار می آمد و در این زمان فضای کار هنرمندان تجسمی گسترش و رونق یافت و آثاری در ابعاد بزرگ و متناسب با فضا و عملکرد آن شکل گرفت. که در آن اندیشه و مفهوم خاصی – که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید.
«در واقع دراین هنر مفهوم اثراهمیت خاصی دارد نه چگونگی ارائه آن،فکر هنرمند مهم است نه شیء. هدف رساندن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است،حال وسیله ی بیان هرچه باشد، هنرمندان مفهومی انگارها و اطلاعات شان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان هم چون مقاله، عکس و سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدئویی و … واز طریق زبان گفتاری به مخاطب منتقل می کنند.» (پاکباز،1379)

تصویر 74 – کره زمین – نمایشگاه نیاوران- 1385
• تاپیستری(Tapestry):
در ابتدا به صورت بافته های تصویری به شکل کلاسیک در قطع های بسیار بزرگ بافته می شد درپرده و ديوار كوب و يا حتي تزيين لباس استفاده مي‌شود. «تاپيسري یا“Tapisserie”واژه‌اي فرانسوي كه در زمان انگليسي به آن تاپيستري «Tapestry» از فعل ((Tapisser، به زبان فرانسه21 به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.» (ثمری،1382، :19 – 21) «تاپيستري در درجه اول يك تكنيك است، اين تكنيك امروزه گستره‌اي وسيع از بافت دو بعدي روي سطح پيدا كرده است.
قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار، ابزار مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضارا توصيف مي‌كند .از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري نيزبكارمي‌رود، درهرصورت اصطلاح تاپيستري يك ساختار بافت مشخص با پودهاي ناپيوسته عنوان دیوار آویز یا پارچه های رو مبلی به کار می رفت را در برگرفت.»بریتانیکا،1973-1943،: 1055
«اين واژه از كلمه فرانسوي tapis به معناي كف پوش ريشه گرفته است واصطلاح تاپيستري به دیواركوب‌هاي تصويري با قطع بزرگ در زمان قرون وسطي در اروپاي شمالي اطلاق مي‌شده است ولي امروزه براي هربافته ی رويي توصيف شده كه براي روكش مبلمان ـ كف پوش ـ ضخیم دوروی(Reversible) منقوش تصویری که معمولاً به از جمله آكسفورد،elementary Learners، رفرنس، وبستر و … از آن به پارچه‌اي تصويري و نقش و نگاردار دو، مبل و … می آید. فعل(Tapisser) از کلمه ی(Tapis) به معنای فرش (Carpet)از کلمه یونانی (Tapet) مشتق شده است، ریشه ی لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده اما آن را به ایران22 نسبت داده اند. در دايره‌‌المعارف‌هاي مرجع احجامي سه بعدي بزرگ و كوچك، استوار و آويزان با كاربرد مواد مختلف سواي نخ و پشم در آثار تاپيستري به چشم مي‌خورد كه با رشد و تكامل الياف و مواد امكانات وسيع‌تري براي خلق اين آثار به وجود آمده است.» (غروی،1386)

تصویر 75- تاپیستری – آزاده کمال فر
یکی از اساتید هنر الیاف معتقد است:
«هنر تاپیستری گونه ای از بافت است که در تار و پود آن علاوه بر پشم و نخ، موادی مثل: فلز، چوب، شیشه، کاغذ و … مورد استفاده قرار می گیرد. این هنر در واقع«هنر چیدمانی» است که تلفیقی هنرمندانه از بافت، گرافیک، صنایع دستی، نقاشی، آیینه کاری و … به شمار می آید که امروزه در عرصه ی هنر های تجسمی دنیا جایگاه شاخصی برای خود یافته است. در بافت این هنر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و هنرمند می تواند از تمام تکنیک های موجود در بافت های سنتی استفاده کند یا بهره گیری از فناوری های جدید مانند نانو تکنولوژی، اثری زیبا خلق کند. »(غروی ، 1388)

تصویر 76- مجسمه نرم – مجموعه نمایشگاه نیاوران- 1385
سیر تحول تاپیستری در اروپا:
به دنبال انقلاب صنعتی در قرن 19 م تحول بزرگی در بخش صنعت اتفاق افتاد و سیل عظیمی از صنایع ماشینی وارد بازار شد ولی به مرور زمان فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ تولید گردید و بالطبع تاثیرات زیادی بر نوع نگاه و برخورد جامعه داشت.به نظر می رسید نگاه ماشینی بزرگترین تأثیر خود را در بخش صنعت دارد ولی به مرور زمان تولید بی رویه ارتباط بین طراح و صنعتگر را از بین می برد و در بخش هنر به خصوص نساجی تأثیرات قابل ملاحظه ای را گذاشت و همین امر عده ای از هنرمندان را بر آن داشت تا با سخنرانی ها و بیانیه های پی در پی به مبارزه بر علیه این تفکربرخیزند.جنبش بازگشت به صنایع دستی از جمله مواردی بود که گامی فراتر از استعداد هنر ماشینی برداشت و به مبارزه با این فرهنگ گام نهاد لذا:
«ویلیام موریس نقاش، شاعر، صنعتگر، سخنران و رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی(تولید انبوه) قیام کرد و این حرکت را شورش
بر علیه استبداد ناشی از مصالحه(مصرف گرایی) و ( سطحی نگری) نامیدوی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه‌ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند.نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد و تأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت«هنرنو» در اورپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر دادو در اواخرسال 1914م دست به کار آماده سازی نقشه های خود برای بنیانگذاری مدرسه ی هنری وایمار شد بازگشایی این مدرسه جدید که یک آکادمی هنری و مدرسه هنر ها و صنایع دستی بود، در سال 1919م در آلمان انجام گرفت نام آن«باوهاوس» بود و پس از چندی مهمترین هسته انرژی های خلاق در اروپا شد. تأثیرات گسترده این جنبش و آزادی بیان در ابراز عقاید هنرمند،تعاریف متعارف صنایع دستی را تغییر و آن را تبدیل به هنر مستقلی در بخش به خصوص نساجی نمود. «جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته‌های تصویری یا تاپستری بودند که تحت تأثیر نقاشی‌های پل کله بافته
می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده‌ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی(گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.گونتا استوند از دیگر استادان باوهاوس، در سال 1926م در یکی ازمقالات خود می نویسد: بافته ها دارای جوهری زیبا شناختی است، ترکیبی از فرم، رنگ و مواد به عنوان یک کل واحد. امروزه جستجو برای نظم در همه ی زمینه های طراحی وجود دارد بنابراین ما نیز در کارگاه‌های بافندگی، خود را موظف به تحقیق درباره عناصر اصولی و عامی می‌دانیم. درهای این مدرسه در سال 1933م توسط آلمان نازی بسته شد اما به دلیل انتشار مکتب باوهاس و همچنین اعتباری که نظریه این مکتب یافته بود، در طول سه دهه(1960.م-1930.م) کاربرد عملی منسوجات، همه نظرات اصلی دیگر را تحت الشعاع قرار داد و این مکتب، اولین و تنها مکتبی نبود که به اهمیت بیانی بافت، ساختار، رنگ و یافتن جنبه‌های نو در نقش بافته‌ها اشاره می‌کرد، اما در خلال تدریس و مهمتر از آن انتشار نوشته های استادان، این تأثیرات مکتب باوهاس بود که در سطح جهانی گسترش یافت.»(مدرسه باووهاس،1390)
این تکنیک که به حکم نزدیکی تکنیک بافت آن به پارچه و سادگی فنی نسبی آن با پیچیدگی فن گره بافی می‌تواند تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.
«این هنر به عنوان پایه‌ی اصلی صنعت بافندگی تا قرن 14 م در خاورمیانه به کار می رفت، خاستگاه اصلی این هنر – صنعت به روشنی مشخص نیست. قدیمی ترین تاپیستری شناخته شده از مقابر مصری به دست آمده و به سال های 1400 ق . م تا 1300 ق . م تعلق دارد اما از آن جا که تاریخ نگاران همواره از شکوه و جلال تاپیستری های بابلی و سوریانی یاد کرده اند ودر مصر نیز تا قرن 4ق.م نمونه های دیگری یافت نشده است و محققین بافت آن را صنایع دستی بومی منطقه ندانسته و احتمال می دهند که مصریان آن را از مردم بین النهرین آموخته باشند.»(بریتانیکا،1973-1943،: 1058) «قدیمی ترین نمونه ی تاپیستری به دست آمده از ایران به روزگار ساسانیان باز می گردد،این نمونه هم اکنون در گالری هنر دانشگاه Yale قرار داشته و به کلکسیون خانم مور (Moore) تعلق دارد، شیوه ی بافت و طراحی این تاپیستری به خوبی برمهارت و استادی بافندگان آن صحه می‌گذارد. این تاپیستری نقوش پارچه های ساسانی را داشته و به شیوه ی گلیمی چاک دار اجرا شده است. در دوران اسلامی چنان چه دیدیم بافندگی منسوجات ایرانی به همان سبک و باشکوه و جلال فراوان همچنان رواج داشت. از قرن 3 ه.ق به بعد پارچه های تاپیستری که تنها در کتیبه شان نامی از فرمانروا می آید به وفور دیده می شود.» (فریه ، 1274،155)

تصویر77- درنا نمدی(درنا،1388)

تصویر78-بزکوهی ،ایران ساسانی – قوچ باصلیبی در میان شاخ هایش،ایران یا
بریتانیکا،1322،:1059)- عراق (فریه،1373،: 154)
«نمونه های تاپیستری ابریشمین موزه ی لوور نیز احتمالاً به دوره های نخستین اسلام و سلجوقیان تعلق داشته و در حقیقت پرده هایی هستند که در نزدیکی اصفهان بافته شده و با تصاویری چون ابوالهولSpanix)، سر انسان با بدن حیوان) با بدن شیر و سر یک شاهزاده خانم، تکرار نقوش، درخت نخل با پرندگان نشسته بر شاخه هایش بر گرفته از شمایل نگاری ومنسوجات مصور دوره سلجوقیان است.»(پوپ،1363،29)
«هنر سغدی23 حد فاصل هنر ایران و خاور دور است و طی قرن 2 تا 5 ه.ق نوعی کتان بسیار لطیف به نام کسب(Qasab)که به صورت تاپیستری بر زمینه ی طلائی رنگ با طرح ترنج در وسط و زنجیر مروارید با نخل تزئینی بوده و می توان آن را همان گیاهانی تعبیر نمود که روی پارچه های ابریشمی شرق ایران در دوره ی ساسانی نقش بسته است.24» (هریس،1993م،: 65) بسیاری از آثار به دست آمده و به جای مانده امروزه درکلیساها و موزه های دنیا نگهداری می شود.

تصویر 79 – تاپیستری ایرانی متعلق به کلیسای سنت گرئونقرنSt. Gereon ،قرن 5و
6 ه.ق
(لوبل،1355،:64)
• تابلوهای تصویری :
به مجموعه دست بافته هایی که با استفاده از انواع شیوه های بافت با طرح و نقشه تصویری بافته می شود.
آثار نگارگری همواره منبع بسیار خوبی جهت بررسی و تحقیق در احوال و عادات و نحوه ی تفکر و شیوه ی زندگی ایرانیان بوده است.«نمونه ای که متعلق به مجموعه ی شخصی یکی از شاهزادگان قدیمی لهستان است که از نظر فنی بسیار پیچیده بوده و بافت آن جناغی25(Twill)است. در این نمونه شاه طهماسب (به احتمال زیاد) در وسط بر تخت شاهی نشسته و چهره ی او قدرت سلطنتی را نشان میدهد. تنوع فوق العاده رنگ ها در حقیقت نوعی طرح هندسی بسیار جالب را پدید آورده و شامل پرندگان، فرشتگان و جانوران است و با الهام از آثار نقاشان و تزئین کنندگان کتب قدیمی طراحی شده است. در مجموع از نظر ترکیب بندی بسیار تأثیر گذار و

منبع پایان نامه درباره دوره ساسانی، آسیای مرکزی، طبیعت گرایی

المعز الدين الله خليفه فاطمی در شوشتر بافته شده و مشتمل بر نقشه عالم بصورت اقاليم و كوه‌ها و درياها وشهرها و رودهای آن بود.»
بنابراين شوشتر را بايستی در زمره مراكز مهم تهيه پارچه دانست، متأسفانه از قرن اوليه نمونه‌هايی در دست نيست تنها قطعات باقی مانده متعلق به دوران فرمانروايی آل بويه است كه با کمال دقت بافته شده و از نظر نقش و رنگ بسيار جالب توجه است، مركز بافت اين پارچه ها را به شهرری نسبت می‌دهند بنابراين شهرری كه در دوران سلاجقه در صنعت سفال سازی شهرت داشته در دوران آل بويه يكی از مراكز بزرگ و مهم بافندگی بوده است.
از دوران آل بويه از شهرری و بقعه بی‌بی‌شهربانو و كوه های نقاره‌خانه پارچه‌های نفيسی به دست آمده است كه از آثار صنعتی و با ارزشی ايران به شمار مي‌رود. متأسفانه قسمت اعظم از اين پارچه‌های نفيس از كشور خارج شده به طوری كه بعضی از آن ها هم اكنون زينت بخش موزه‌های اروپا و آمريكا و برخی ديگر نيز متعلق به صاحبان مجموعه‌های خصوصی مي‌باشد. اغلب پارچه‌های باقيمانده از اين دوران يا روپوش تابوت و قبر و يا كفن می‌باشند معذلك نمی‌توان ادعا كرد كه در آن دوران تنها به بافت پارچه‌هایی بدين منظور اكتفا می شده است چنان كه در كتاب روضة الصفا10 ضمن شرح حال فخرالدوله ديلمی11 از جامه‌های دوخته و پارچه‌های نفيس ذكری به ميان رفته است.
در اطراف حرم بی بی شهربانو مقابر زيادی ديده مي‌شود كه قسمت اعظم پارچه‌هاي بدست آمده از اين قبور مي‌باشند، جنس پارچه‌ها از پنبه يا ابريشم و عموماً منقوش است، گاه روی زمينه سفيد نقوشی به رنگ ديگر و يا به عكس نقوش سفيد در زمينه های الوان بافته شده است و زمانی با تار و پود يك رنگ، بافنده نقوشی را برروی پارچه نشان داده است.

تصویر15- روپوش تابوت (آل بویه،1378)

يكي از بهترين نمونه‌ انواع اين پارچه‌ها روپوش تابوتی است از ابريشم متعلق به موزه كليولند استان اوهايو كه شاهكار صنعت پارچه‌بافي دوران آل بويه به شمارمي رود.(تصویر15)(آل بویه،1378)

تصویر 16- اطلس، نيلی كم رنگ و نخودی‌ و سفيد، قرن5هجری، مؤسسه هنری ديترويت(پوپ-اکرمن،1387، :2333)
تصویر17 – قسمتی از طراحی پارچه(همان منبع)
علاقه به محصور کردن نقوش در اشکال هندسی در اواخر دوره ساسانی مشهود بود(تصویر9و8)و این میل در دوره های اول اسلامی هم دیده می شود. «در تصویر شماره 16نقش خرگوش دوان نیز گرفته شده از نقوش سفال های لعابی کاشان است، اما آهوی عجیبی که پایش به پای شیر شباهت دارد در این طرحِ بی سابقه، ناآشناست.
با وجود آن که همه نقوش و رنگ های این پارچه اقتباس از کاشی است، رنگ‌ها و سایه‌ها و ساقه های مارپیچی ظریف و جانوران زیبای آن برای طراحی روی پارچه نازک، بسیار مناسب است .زیبایی این پارچه کامل است، اما چون بافتن پارچه حریر ابریشمی کار تازه ای بوده، شاید هنرمندان و طراحان ناگزیر بوده‌اند که از شیوه‌های طراحی کاشی سازان اقتباس و تقلید کنند، با این حال در بافت پارچه هنوز مشکلاتی وجود داشت. در طراحی دقت بسیار بکار رفته اما درخشندگی جنس پارچه که منظور اصلی بافنده و طراح بوده به مرحله کمال نرسیده ورسیدن به این منظور تا پنج قرن بعد به طول انجامیده است.»(پارچه بافی،1389)

تصویر18- پارچه سنگ قبر-ابريشمي با بافت مركب، نیمه ی دوم قرن6هجری (همان منبع،:2324)

پس همان گونه که گفته شد طراحی رکن اصلی و اساسی یک کار ماندگار است و در این دوره تأکید بسیاری بر این مهم بوده است، پیشرفت نساجی در این دوره مرهون زحمات هنرمندان سایر رشته‌های رایج در آن دوره بوده، چرا که همکاری و هم فکری آنها در کنار هم راه رسیدن به بالاترین درجه‌ی کمال را در دوره های بعدی امکان پذیر می سازد. «روی پارچه ابریشمی دیگری(تصویر18) اشکال هندسی می بینیم که زمینه را به طرح اصلی می پیوندد، متأسفانه قطعاتی که به جا مانده آن قدر بزرگ نیست که موضوع طرح را کاملاً نشان دهد، طرح اصلی عبارت است از کثیرالاضلاع هشت بری که در محور به کثیرالاضلاع شش بر شیب دار متصل می شود، میان حاشیه‌های مضاعف ساده شاخ و برگ پیچیده پرنقشی است که حالت آن شبیه درخت‌های مارپیچی داخل این قاب است، تنه درختان هشت‌بر، استحکام طرح خارجی را تکمیل می‌کند تا به حدی که دو ابوالهول رو به روی هم و درخت‌های مو که میان آنهاست با همه زیبایی مانند طرح‌های بی ارزشی که برای پرکردن فضای خالی رسم شده باشد به نظر می آیند، بافندگی پرمایه متن پارچه بر نفیس بودن آن می افزاید.» انتخاب رنگ، الیاف به کار رفته، رنگرزی طبیعی در کنارطراح و بافنده، زیبایی خاصی به آثار به جای مانده از آن دوره می دهد، چرا که مادر این دوره شاهد پیشرفت چشمگیری در بافندگی هستیم که با وجود پیچیده بودن طرح، هنرمند بافنده با مهارت خاص به خلق اثری بسیار نفیس می پردازد و همچنان سیر صعودی را طی می کند. موارد استفاده از پارچه های فوق به دلیل متقاضیان زیاد از اقصاء نقاط دنیا بسیار متنوع می باشد. این طرح اقتباس گرفته از یکی از تصاویر مانوی است،فرشتگان هوروتات و امرتات(خرداد و مرداد) هستند که وظیفه آسمانی خود را نگهبانی سرو که نشانه”سپنتامینو” (روح مقدس) یا یزدان است انجام می دهند. درنقش فوق همان ترنج باستانی دوره ساسانی حفظ شده است جز در مورد قلم کاری هایی که رنگ آمیزی پارچه های قرن 18 فرانسه را دربر دارد، د
ر طرح ابریشمی، رنگ دخالت مستقیمی ندارد و فقط برای مشخص کردن طرح های خطوط که غرض اصلی هنرمند است به کار می رود. خلاصه آن که طرح این پارچه ها بیشتر جنبه ترسیمی دارد و به این سبب است که ارزش حقیقی آن ها از نزدیک آشکار می شود.»(همان منبع)
گاهی خطوط درشت و محکم و گاهی ریز و ظریف، گاهی نقش های روشن و بزرگ معماری و نقوش تمثیلی و موضوعات شاعرانه و عاشقانه که مشحون از نازک کاری و زیبایی گرم و پر احساس هنرمند است، همه این طرح ها نشان می دهد که هنر بافندگی تا چه حد وسعت داشته و از سویی بیانگر میزان تسلط هنرمند در بیان اندیشه اصلی خویش است وهمان طور که گفته شد هنر پارچه بافی مانند دیگر هنرها تنها مرهون ذوق و سلیقه هنری عصر خویش نیست بلکه خصوصاً مدیون طراحان واستادان هنرهای دیگر است، طراحان اینحریرهای دیلمی و سلجوقی طی تاریخ طولانی و پیوسته‌ی هنر ایران از بهترین استادان به شمار می آیند و بافندگانی که طرح های دشوار و پیچیده ایشان را روی پارچه می آورند می بایستی هم موضوع را خوب درک کنند و هم در کار خود استاد باشند، این هنرمندان در به تصویر کشیدن موضوعات متفاوت مانند: درخت زندگی و تاک های پیچ در پیچ و نخل های زنده و شکل های نرم و ظریف جانوران و صورت های زیبا و ترکیبات پر نقش بسیار بی همتا بوده اند و بیشتر این پارچه ها برای جامه‌ی پادشاهان و امیران سلسله هایی که درتاریخ از بزرگ ترین فرمانروایان شمرده شده اند بافته می شده اند.(تصویر19)

تصویر19 – پارچه سلجوقي، موزه منسوجات واشینگتن(پوپ،:2324)
«تکنیک های گسترده‌ی بافت پارچه در این زمان عبارت اند از :انواع کجراه ها(سرژه ها)، پارچه های دولا و سه لا‌باف، استفاده از نخ های تابیده با تمایز سفت تاب وشل تاب که رگه های اریب را بر سطح پارچه ها نمایان ساخت.»(پوپ،1350،: 2185) علاوه بر صادرات پارچه به همه ی کشورها، صنعت و تکنیک بافت تا جایی پیشرفت که دارهای بافندگی با نام وساخت ایران تولید و به کشورهای دیگر مثل چین فرستاده شد. «توسعه ی بافت پارچه های زری یا زربفت(با پود طلا)و نیز ابریشمینه های گل برجسته و در نهایت ساخت دستگاه بافندگی کاملی که با نام دستگاه ایرانی معروف شدو به همین شکل به چین رفت و در آنجا برای بافت گلیم های کواسو از آن سود بردند.»(وولف،1372،:7-156)

تصویر20- پارچه با رنگرزی مقاوم با کتیبه و نقش حیوان،قرن 5و6 ه.ق(بلوم،1317،:2)

2-2-2 دوره تیموریان :
با توجه به این که در دوره ایلخانان با حمله مغول به ایران و استقرار آنها لطمات جبران ناپذیری به هنر وارد شد ولی تیموریان تأثیرات مثبتی در صنعت نساجی ایران از خود بر جای گذاردند و بر ذخایر هنر نساجی چه از نظر طرح و چه از نظر بافت افزودند، « شواهد آن از نوشته‌های جهانگردانی چون مارکوپولوو از روی مینیاتورها که انواع لباس‌ها، پرده ها و روتختی ها با تزیینات گوناگون مثل اسلیمی های ظریف… را نشان داده است، می توان یافت.در این زمان کارگاههای بافندگی هرات ، تبریز و قم با تولید پارچه های ابریشمی با نام قماش (Gumash) شهرت زیادی یافتند، نفوذ نقوش و طرح ها مانند ابر چینی، اژدها و … در بافته ها در این دوره کاملاً مشهود است و چین منشاء رواج طرح های گیاهی (هم از جهت گرایش به طبیعت و نیز استفاده از حرکات منحنی و خطوط اریب) محسوب می گردد.
چادرهای مغولان به شکل یورت های نمدی بود ولی از پارچه‌های ابریشم و حریرهای راه راه رنگی و طرح های راه راه باریک با تنوع فوق العاده، در پارچه های ایکات(Ikat) با تکنیک رنگرزی به شیوه‌ی گره زنی که مغولان از ترکستان با خود آوردند، دیده می شود، در حقیقت ترکستان از نظر ابداع این پارچه ها به فرهنگ نساجی ایرانی– مغولی(perso-mongolion) کمک می کند، این طرح‌ها به شکل تاپیستری‌های اشکانیان در آسیای مرکزی اجرا می شود.»(پوپ ،1971،جلد پنجم،:6- 2045)
حمایت دربار، توانایی بالای هنرمندان، اساتید و همچنین بستر مناسب جهت همکاری هنرمندان فضای مناسبی را جهت تولید و خلق انواع متنوعی ازنقوش وپارچه‌های بسیار زیبا با کاربری متفاوت در این دوران به منصه‌ی ظهور نشست ولی تا رسیدن به نقطه‌ی طلایی هم چنان فاصله داشتند. از نمونه‌های شاخصِ« این دوره به کفندوک رودلف چهارم اطریش(Duke Rudolf Iv of Asustria) با نام ایل ابوسعید به تاریخ ( 736-717 ه.ق) می توان اشاره نمود و نیز پارچه های ابریشمی دولای ایکات که از گورستان های شهر ری بدست آمده است.سبک چینی – اسلامی (Chino-Islamic)با بافت کاموکا یا کین کوب که هر دو تعبیری از نام چینی کیم خا (Kim – kha)است که پارچه ای است راه راه با نخ پنبه ای، ابریشم، نخ های زرین و با طرح هایی نظیر ترنج کوچک با دایره های کوچک با الهام از طبیعت و استفاده از سیاه قلم در ترسیم نقوش، در ماورالنهر(سمرقند و بخارا…)پی ریزی شد. از دیگر عناصر تزیینی این دوره ، نخل های تزیینی سبک هرات و گل نیلوفر، اسلیمی ها و طرح های مشبک که در حقیقت سبک اسلامی بیشترین منبع این طرح ها محسوب می شده است، را می توان نام برد.
اما در مجموع این دوره از نظر فنی دوره‌ی مأیوس کننده ای است چرا که روش ها و فنون متداول گذشته نه تنها توسعه نیافت بلکه سیر قهقرایی نیز داشت اما از جهت طراحی می توان گفت که این دوره سومین و آخرین مرحله‌ی تاریخ طراحی پارچه ایرانی پی ریزی شده است یعنی همان دوره ای که به تأسیس کارگاه های پارچه بافی سلطنتی در زمان شاه عباس منتهی گردید سبک نخستین، تداوم سبک هخامنشی است و تجسم آن در ابریشم های س
اسانی دیده می شود که در دوران سلجوقی با طرح های چینی، طبیعت گرایی محض بر دیگر طرح ها غلبه یافت.»(پوپ،1971،جلد پنجم)
2-2-3 دوره صفویه :
با توجه به طراحی پارچه در دوره تیموری و فنون بافندگی بسیار پیشرفته در دوره های مختلف و قبل از صفوی و حمایت شاهان در این زمان لذا بستر مناسبی برای صنعت نساجی به وجود آمد. «عهد صفویه را می توان دوران بافندگی کلاسیک ایران نامید در این دوران بافندگی، سلیقه و تنوع به مرحله والای خود رسید، نخستین شاهان صفوی صنعت نساجی را چنان که باید به زیر حمایت خود گرفته به راستی در پیشرفت و رونق آن کوشیدند، اوج هنر بافندگی این سلسله به دوران سلطنت شاه عباس اول ملقب به کبیر12 بود، وی خود سازمان ابریشم بافی کشور را شخصاً زیر نظر گرفت شاردن فرانسوی از وجود سی و دو کارگاه صنایع دستی در محوطه کاخ شاهی سخن به میان می آورد که پیشه وران از هر زمره در آنها به کارهای دستی اشتغال

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، مواد مخدر، بیش فعالی

ترجمه محمد رضا نيكخو، هاماياك آواديس يانس؛ انتشارات سخن (تاریج انتشار به زبان اصلی 2000).
باغبان، ایران؛ بهرامی، فاطمه؛ احمدی، احمد و صالحی، اعظم (1390). رابطه بين راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان و مشکلات هيجاني با توجه به عوامل فردي و خانوادگي. مشاوره و روان درماني خانواده. 1 (1): 1-18.
بشارت، محمدعلي(1380). سمينار بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر؛ ر دسترسي از طريق سايت www.iranpsych .
بخشاني ، نورمحمد ؛ رقيبي ، مهوش ؛ بابايي ، سمانه (1389) . فراواني علائم بيش فعالي و نارسايي توجه بالغين در دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان. مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان ،13(7) :18-22.
جمشيدي، حميدرضا ( 1382). ” آشنايي با فهرست مواد مخدر و روانگردان “، كارگاه آموزشي قضايي، مشهد.
رستمي، رضا؛ سردارپور گودرزي، شاهرخ و بوالهري، جعفر (1382) . سم زدايي فوق سريع: مزايا و معايب. فصلنامه انديشه و رفتار8(4 ): 64-72.
سيام ، شهره (1385). بررسي شيوع سوء مصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف شهر رشت در سال 1384. طبيب شرق،8 (4) :279- 285.
زینالی ، علی ؛ وحدت ،رقیه (1389). رابطه سبکهای والدینی با استعداد به اعتیاد در فرزندان . خانواده پژوهی ،6 (23) :335-352.
صادقی، نگار؛ ولی اله، فرزاد و محمدخانی، شهرام (1390). مدل روابط علي هيجان منفي، باورهاي مرکزي، باورهاي مرتبط با مواد، عقايد وسوسه انگيز و تنظيم هيجان با بازگشت به مصرف مواد. پژوهش های نوین روانشناختی روانشناسی دانشگاه تبریز، 6 (23): 155-181.
عربگل،فریبا ؛ حیاتی ، مرتضی ؛ حدید ،مائده(1383). شیوع اختلال بیش فعالی / کمبود توجه در گروهی از دانشجویان. تازه های علوم شناختی ،سال ششم ، شماره 1 و2 .
عابدي، شيوا ؛ شيرازي ، الهام ؛ حاجبي ، احمد (1386). آيا اختلال بيش فعالي/ كمبود توجه در مبتلايان به وابستگي به مواد شايعتر است؟مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، 13 (3) : 231-227
کوشا، مریم ؛ علاقبندراد ، جواد ؛ شهریور،زهرا ؛ تهرانیدوست ، مهدی ؛محمدی ،محمدرضا؛کیانی، امیر(1382). ارتباط الگوی مصرف مواد با ابتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی در نوجوانان پسر. تازه های علوم شناختی،5 (4):64-72 .
كرد ميرزا، عزت اله ( 1378 ) . هنجاريابي آزمون APS (مقياس آمادگي اعتياد) به منظور شناسايي افراد مستعد سوءمصرف مواد در بين دانشجويان دانشگاههاي. تهران پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه علامه طباطبائي.
گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان(1378). شناخت مواد اعتياد آور ؛ انتشارات ارتقاي سلامت ايرانيان.
مينويي، محمود و صالحي، مهديه(1381). ” بررسي عملي بودن، اعتبار، روايي و هنجاريابي آزمون هاي APS ، AAS ، MAC-R به منظور شناسايي افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بين دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران” . فصلنامه اعتياد پژوهي، 1 (3) : 49-58 .
میرزایی، آزاده، شمس، جمال و عزیزی، علیرضا (1389).بررسي رابطه تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني با ميزان وابستگي دانشجويان به سيگار. حکیم، 13 (11): 11-18.
وحدت، حامدنیا و زینالی (1386).بررسي زمينه هاي پيش اعتيادي معتادان و مقايسه آن با افراد سالم غيرمعتاد. دانش و پژوهش در روان شناسي كاربردي .9(33):149-168.
مولوی، پرویز؛ رسول زاده، بهزاد (١٣٨٣). بررسی عوامل موثر در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر. فصلنامه اصول ﺑﻬداشت روانى، 6 (22): 49-55.

منابع غیر فارسی

Arabgoul F, Hayati M, Hadid M. [Prevalence attention deficit/hyperactivity disorder in group of students] Persian. New Cogn Sci 2004; 6(1,2): 73-77.
Alizade H. [No explanation attention deficit / hyperactivity disorder: Pattern of behavioral inhibition and nature of restraint] Persian. Tehran J Except Child (TJEC) 2005; 3: 4.
Biederman, J., Wilens, T., Mick, E., Milberger, S., Spencer,T.J., & Faraone SV. (1995). Psychoactive substance usedisorders in adults with attention-deficit hyperactivity disorder (ADHD): Effects of ADHD and psychiatric comorbidity.American Journal of Psychiatry, 152, 1652-1658.
Bjork, J. M., Hommer, D. W., Grant, S. J., & Danube, C. (2004). Impulsivity in abstinent alcohol-dependent patients: relation to control subjects and type 1–/type 2–like traits. Alcohol, 34(2), 133-150.
Bar-On R, Parker JDA. Emotional intelligence: Theory, development, assessment: Theory, development, assessment, and application at home, school, and in the workplace. San Francisco, CA, US: Jossey-Bass; 2000.
Berning, L.C. (1999). Relative external validity of the MMPI-2 substance abuse scales.Dissertation Abstracts
Clements, R., & Heintz, J.M. (2002).Diagnostic Accuracy and Factor Structure of the AAS and APS Scales of the MMPI-2. JOURNAL OF PERSONALITY ASSESSMENT, 79(3), 564–58.
Coffey, S. F., Gudleski, G. D., Saladin, M. E., & Brady, K. T. (2003). Impulsivity and rapid discounting of delayed hypothetical rewards in cocaine-dependent individuals. Experimental and clinical psychopharmacology, 11(1), 18.
Doran, N., McChargue, D., & Cohen, L. (2007). Impulsivity and the reinforcing value of cigarette smoking. Addictive behaviors, 32(1), 90-98.
Dillon DG, Ritchey M, Johnson BD, La-Bar KS. Dissociable effects of conscious emotion regulation strategies on explicit and implicit memory. Emotion.2007;7(2):345-62.
Eisenberg N. Emotion regulation and moral development. Annu Rev Psychol. 2000;51:665-97.
Faraone SV, Biederman J. Neurobiology of attentiondeficit/ hyperactivity disorder. Biol Psychiatry 1998; 44(10): 951-958.
Faraone SV, Biederman J. What is the prevalence of adult ADHD? results of a population screen of 966adults. J Atten Disord 2005; 9(2): 384-91.
Fox, H.C., Axelrod, S.R.. Paliwal, P., Sleeper, J., & Sinha, R. (2007). Difficulties in emotion regulation and impulse control during cocaine abstinence. Drug and Alcohol Dependence, 89, 298-301, 33, 388-394.
Fowler M. Attention deficit disorder. National information center for children and youth with disabilities (NICHCY), PO Box 1492. Washington DC; 1991: 20013-1492. http://www.nichcy.org.
Faigel, H. C., Sznajderman, S., Tishby, O., Turel, M., & Pinus, U. (1995). Attention deficit disorder during adolescence:: A review. Journal of Adolescent Health, 16(3), 174-184.
Garnefski N & Kraaij V. Cognitive emotion regulation questionnaire – development of a short 18-item version (CERQ-short), Personality and Individua Diffe
rences.2006;41: 1045–1053.
Granefski N, Kraaij V. Cognitive emotion regulation strategies and depressive symptoms: A comparative study of five specific Sample. Pers Indiv Diff. 2006;(40):1659-69.
Groos JJ. Emotion regulation: Past, present, future. Cogn Emotion. 1999;13(5):551-73.
Gross JJ & John OP. Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology. 2003; 85 (2): 348–362.
Gross, J.J., Munoz, R.F. (1995). Emotion regulation and mental health. Clinical psychology: Science and Practice, 2 (2), 151-164.
Garnefski N, Van Den Kommer T, Kraaij V, Teerds J, Legerstee J, Onstein E. The relationship between cognitive emotion regulation strategies and emotional problems: comparison between a clinical and a non-clinical sample, European journal of personality 2002; 16 (5): 403 – 420.
Heiligenstein, E., Guenther, G., Levy, A., Savino, F., & Fulwiler, J. (1999). Psychological and academic functioning in college students with attention deficit hyperactivity disorder. Journal of American College Health, 47(4), 181-185.
Kaplan, HA, Sadock BJ . Comprehensive textbook of Pschiatry. 5thed. Baltimore: William &Wilkins; 1985.
Kessler RC, Adler L, Barkley R, et al. The prevalence and correlates of adult ADHD in the United States: Results from the national comorbidity survey replication. Am J Psychiatry 2006: 163(4): 716-723.
Martin R, Dahlen ER. Cognitive emotion regulation in the prediction of depression, anxiety, stress, and anger, Personality and Individual Differences.2005; 39: 1249–1260.
Oschner KN, Gross JJ. The cognitive control of emotion. Trend Cogn Sci. 2005; 9(5):242-9.
Parker, JD., Taylor, RN., Eastabrook JM., Schell SL., Wood LM. (2008). Probrm gambling in adolscents: relationship with internet misuse, gaming abuse and emotional intelligence. Personality and individual differences, 45: 174-180.
Rezvan S, Bahrami F & Abedi MR. The Effect of Emotional Regulation on Happiness and Mental Rumination of Students, Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology 2006; 12 (3): 251-257. (Persian).
Rösler, M., Retz, W., Retz-Junginger, P., Hengesch, G., Schneider, M., Supprian, T., … & Thome, J. (2004). Prevalence of attention deficit–/hyperactivity disorder (ADHD) and comorbid disorders in young male prison inmates*. European archives of psychiatry and clinical neuroscience,254(6), 365-371.
Trinidad, D. R., & Johnson, C. A. (2002). The association between emotional intelligence and early adolescent tobacco and alcohol use. Personality and Individual Differences, 32(1), 95-105.
Teeter PA. Interventions for ADHD. Treatment in developmental contex. New York: Guilford Press; 1998:276-319.

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، کمبود توجه، بیش فعالی

اری وجود دارد، که طبق گزارش گارانسفکی و اسپینوون ( 2001) ، این راهبرد جزء چهار زیر مقیاس تنظيم هيجان شناختي ناسازگار و راهبردهاي مقابله اي نابهنجار را تشكيل مي دهند. سطح معناداری برابر با 04/0 می باشد که از 05/0کوچکتر بوده و در نتیجه این سئوال تایید می شود. قبول این سئوال به این معنا است گروه دانشجویان دارای نشانه های ADHD خود را در تجربيات تلخ مسئول و مقصرمی دانستند. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد. گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر، کرائج؛2002 ).فاجعه آمیز پنداری به معنی فكر كردن به اينكه اتفاق رخ داده چقدر وحشتناك بوده و اين اتفاق بدترين چيزي است كه در زندگي هر كسي رخ مي دهد. كاربرد زياد اين راهبرد به مشكلات هيجاني و بيماري هاي رواني منجر مي شود در كل اين راهبرد به نظر مي رسد كه با غير انطباقي بودن، پريشاني هيجاني و افسردگي مرتبط باشد (گارنفسكي،2002).
سئوال سوم مبنی بر این است که راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانگونه که نتایج در فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 30/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال سوم تایید نمی شود و در متغیر کنار آمدن و پذیرش ، بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. راهبرد کنار آمدن و پذیرش در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001) ، بدین معنا می باشد که دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است تفاوتی ندارند. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش بيني و عزت نفس و رابطه منفي (تعديل كننده) با ميزاني از اضطراب دارد. اگرچه خود فرايند پذيرش، خوب است اما براي بسياري از وقايع، سطوح خيلي بالاي پذيرش مي تواند نشانگر نوعي از كناره گيري حسي شود و به احساس عدم توانايي در تأثيرگذاري روي وقايع منجر گردد (گارنفسكي،2002).
سئوال چهارم مبنی بر این است که راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانطوری نتایج فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 90/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال چهارم تایید نمی شود و در متغیر مثبت اندیشی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. این راهبرد در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001).رد این فرضیه به این معنا است که ، دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی در فكر كردن درباره وقايع مثبت به جاي وقايع منفي، با هم تفاوت ندارند. تحقيقات نشان داده اند كه اين راهبرد به خودي خود تأثير مثبت روي سلامت رواني انسان ها دارد؛ اما به كارگيري اين راهبرد در سطوح بالا مي تواند به عنوان ترك رابطه رواني محسوب گردد. گمان بر اين است كه اين راهبرد در كوتاه مدت ياري دهنده ولي در بلند مدت مانع از مقابله سازنده با رويداد منفي گردد (گارنفسكي،2002).
سئوال پنجم مبنی بر این است که آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانگونه که نتایج در فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 19/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال پنجم تایید نمی شود و در متغیر مثبت اندیشی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. . این راهبرد در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار و راهبرد هاي مقابله اي نا بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001).رد این سئوال به این معنا است که ، دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی ، در نحوه تفكر مبتني بر اينكه، ديگران مسئول و مقصر اتفاق بدي كه برايشان رخ داده هستند، تفاوت ندارند. مطالعات نشان داده اند كه تمام نمونه هايي كه تجارب منفي دارند شخص ديگري را در اين رويداد مقصر مي دانند و به سرزنش او مي پردازند، چنانچه گفته مي شود كه سرزنش و مقصر دانستن ديگران با بهزيستي هيجاني ضعيف همراه مي باشد و در سطح عملكردي با مشكلات رفتاري همراه مي شود. سرزنش خود و ديگران سبك هاي اسنادي هر فردي هستند، طرز تفكري دروني، باثبات و كلي بودن عليت تجارب و وقايع بخصوص وقايع منفی (گارنفسكي،2002).
همانطور که ملاحظه می شود از بین چهار راهبرد تنظیم شناختی هیجان ( سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری ،کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی، سرزنش دیگران)، فقط در راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، میان دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی تفاوت وجود دارد.
یافته های سئوال ششم نشان دادند که استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانطور که نتایج فصل چهارم نشان دادند، سطح معناداری برابر با 001/0 می باشد که از 05/0 کوچکتر بوده و در نتیجه سئوال ششم تایید می شود و در متغیر استعداد اعتیاد بین
دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنا که گروه با نشانه های ADHD گرایش بیشتری به اعتیاد دارند . نتایج این سئـوال با نظر وییاوا (2002) ، که گزارش می کند ،نشــــانه های ADHD با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است ، و همچنین با نظر ، ديسني و الكينز و مك گو (1999)، که ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند، همسو می باشد. بررسی ویلنز و همکاران (2011)،که نشان دادند داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد، نیز با پژوهش حاضر همسویی دارد . علائم ADHD به عنوان مقدمه احتمالي سوء مصرف مواد، مورد مطالعه قرار گرفته و مطالعات زيادي تاييد كرده كه ADHD ممكن است يكي از علل گرايش به مصرف مواد باشد (وییاوا،2002).
سئوال هفتم مبنی بر اینکه بین استعداد به اعتیاد و تنظیم شناختی هیجان رابطه وجود دارد. نتایج بدست آمده در فصل چهارم، نشان داد بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد رابطه معنا داری وجود دارد، که از بین مؤلفه های تنظیم شناختی هیجان، دو مؤلفه سرزنش خود و سرزنش دیگران با استعداد به اعتیاد رابطه معنا داری دارد.
5-3- محدودیت های تحقیق
در پژوهش حاضر نيز بايد همه محدوديت هايي كه تحقيقات علوم اجتماعي و انساني را در بر مي گيرد، مدنظر داشت. اما محدوديت هايي كه در تحقيق حاضر برجسته تر مي نمود، عبارت اند از:
– با توجه به محدوديت جامعه اين پژوهش، نتايج اين پژوهش به جامعه هاي شهرها يا شهرستانهاي ديگر، بخصوص شهر ها يا شهرستانهايي با ويژگي هاي فرهنگي، قومي و آموزشي همچنین موقعیت جغرافیایی بسيار متفاوت با تهران،همچنین تعداد محدود نمونه، قابل تعميم به کل دانشجویان نيست و لازم است در تعميم دهي نتايج اين پژوهش ، بسيار محتاط بود .
– عدم امکان نظارت بر تکمیل پرسشنامه ها جهت محرمانه ماندن اطلاعات.
– در پژوهش حاضر صرفا دانشجویان را مورد برسی قرار دادیم، این احتمال می رود که بسیاری افراد با نشانه های ADHD وجود داشته باشند که دانشجو نباشند و تحصیلاتی نداشته باشند و یا اینکه موفق به اتمام تحصیلات خود در دانشگاه نشده باشند و در پایان رساندن تحصیلاتشان با مشکل مواجه شده باشند.
5-4- پیشنهادات
با توجه به شيوع بالاي اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی در بزرگسالان و اهميت تشخيص و درمان به موقع آن و همچنين بررسي و مطالعات گسترده تر در جهت تعيين شيوع در جمعيت عمومي و هم در ارزيابي روانشناختي دانشجويان در هنگام ثبت نام اوليه، توجه بيشتر به اين اختلال در مراكز مشاوره دانشگاهي و آگاه نمودن بيشتر مشاوران محترم و معرفي به موقع فرد به روانپزشك و شناسايي اين افراد، از تاثيرات نامطلوب ADHD بزرگسالان بر زندگي شغلي، تحصيلي و خانوادگي آنها مي كاهد. به طور كلي به نظرمي رسد كه غربالگري دانشجويان داراي اين اختلال و نيز بررسي بيشتر و معرفي آنها به روانپزشك و روانشناس به منظور تشخيص و درمان ضروري باشد، تا از اين طريق به بهبود عملكرد و روابط آنها كمك شود . اين بررسي گرایش به اعتیاد و نیز استفاده نادرست از برخی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی در گروه ADHD را تأييد مي كند. از آن جا كه ADHD اختلالي درما ن پذير است و به دنبال مصرف داروهاي محرك تا 75 درصد بهبودي در علايم و نشانه هاي اين اختلال ديده مي شود (سادوك و سادوك،2003) و خطر مصرف مواد در آينده كاهش مي يابد (ويلنز،2004؛بیدرمن،2003)، تشخيص و درمان زودرس ADHD به عنوان عامل مؤثري در كاهش مصرف مواد در نوجواني و بزرگسالي پيشنهاد مي شود.
برگزاري سمينارها و كنفرانسها به منظور شناخت این اختلال و نیز ارتقاء سطح آگاهي دانشجويان از مضرات جسمي، رواني و اجتماعي مواد مخدر و سيگار حتي در حالت تفنني آن، گام هاي موثري در پيشگيري از تشكيل اين عادت خطرناك بردارند.همچنين رسانه هاي گروهي مخصوصا صدا و سيما در اين زمينه مي تواند بسيار موثر باشد.
الکین400(2005)، معتقد است 42 در صد از اشخاص جوان در مقابل مشكلات زندگي به مواد مخدر ، دخانيات و الكل روي مي آورند. در اين مورد مجيد پور و همكاران(1384)، معتقدند كه دانشجو بايد در بسياري از اوقات مهارت جايگزيني نيازها و رفع مشكلات را داشته باشد كه در بسياري از موانع به دليل نبود اين مهارت وقتي دچار استرس و فشار روحي مي گردند مهارت جايگزين كردن روش هاي سالم كسب آرامش همچون استراحت كردن ، تنفس عميق ، تفريح و… را ندارد و از روش هاي ناسالمي چون استعمال مواد بهره مي برد.
در نهایت می توان گفت که با توجه به بالا بودن شیوع میزان اعتیاد در جامعه ، پیشنهاد می شود با ایجاد مراکز آموزش مهارت های زندگی ، گسترش مراکز مشاوره خانواده ، ایجاد مراکز و کلاس های آموزش هنری، فرهنگی و فنی و حرفه ای از گسترش این معضل جلوگیری کرد.
با توجه به نتايج اين پژوهش مي توان بيان كرد كه يكي از دلايل احتمالي گرايش افراد به مصرف مواد، مشكلات و كاستي هاي وسيع در حوزه هيجانهاست. اين مطالعه مي تواند راهگشاي تحقيقات بعدي در زمينه نقش راهبردهاي تنظيم شناختی هيجاني در رفتار بین فردی در افراد با نشانه های ADHD باشد. تلويحات مهم اين مطالعه حاكي از اهميت تحول مداخلات و روش هاي جديدي است كه افراد با نشانه های ADHD مي بايست براي كنار آمدن با هيجاناتشان ياد بگيرند. درمان هايي كه به طور ويژه بر تحول راهبردهاي تنظيم هيجان سازگارانه اثر مي گذراند ممكن است به كاهش پيامدهاي باليني منفي در اين گروه كمك كند. نارسايي هاي هيجاني در رويارويي افرا
د با حوادث تنش زا از هسته هاي اساسي آسيب شناسي رواني است. همچنين دليل احتمالي ديگر اين است كه آنها مي خواهند از حالت هاي هيجاني آزار دهنده و توان فرسا آسوده شوند. به بيان ديگر، مصرف مواد را به عنوان يك راهبرد مقابله اي اجتنابي، منفي و ناكارآمد براي كاهش مشكلات خود به كار مي گيرند (كوپر، راسل، اسكينر و ويندل401، 1992).
همچنین می توان مشابه این تحقیق را در میان قشر غیر دانشجو انجام داد .

منابع و مآخذ
منابع فارسی
ابولقاسمی، عباس؛ اله قلی، کلثوم؛ نریمانی، محمد و زاهد، عادل (1390). راهبردهای تنظیم هیجان در سوء مصرف‌کنندگان مواد دارای واکنش‌پذیری بالا و پایین. مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 77: 15-22.
انجمن روانپزشكي آمريكا (1381). متن تجديد نظر شده راهنماي تشخيص و آماري اختلالهاي رواني ( DSM-IV-TR)

پایان نامه با کلید واژه های بیش فعالی، مصرف مواد، سوءمصرف مواد

انه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود . حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد344 (آگاتسوما و هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی(فرانک و همکاران،2003)، نسبت داده می شود .
سیگل345 (1998)، در یک جمع بندی بیان می دارد، تحقیقات نشان می دهد که معتادان دارای ویژگی های شخصیتی چون من ضعیف، دامنه پایین تحمل ناکامی، اضطراب وتحمل همه کار توانی هستند .بسیاری از آنها دارای شخصیت اجتماع ستیز و بیماری های روانی جدی هستند. همچنین مصرف کنندگان مواد تمایل به اضطراب ، تکانشی بودن سرکشی و غرور بیشتر دارند آنها در بزرگسالی ناشکیبا و بی طاقت هستند و نیاز قوی به تأیید شدن دارند(لویینسون346، 1997). به طور کلی اختلالات شخصیت پیش بینی کننده قوی در وابسته شدن به مواد افیونی و کوکائین محسوب می شود(فرانکوییس 347،2000).
کلارک348 و دیگران (1998)، به مطالعه عملکرد خانواده از دید مادران و نوجوانان استفاده کننده از الکل پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد نا مطلوب در خانواده های نوجوانان الکلیک بیش از نوجوانان عادی است. مادران نوجوانان الکلیک عملکرد نامطلوب تر خانوادگی را گزارش کردند.
استارک-روبلوسکی349 و پل350 (2006)، دریافتند که سبکهای والدینی(اقتداری،استبدادی و بی اعتنا) با مصرف مواد در نوجوانان دختر و پسر رابطه دارد . اسپیرس نومیستر351 و فینچ352 (2006) ، نشان دادند که سبکهای والدینی متفاوت منجر به هدف گزینی متفاوت در نوجوانان می شود.
وینستین353(1993) ، مطالعه ای روی 338 دانشجو در ایالات متحده انجام داد. در این پژوهش نشان داد که دوستان و همسالان مهمترین تأثیر را در مصرف مواد مخدر دارند .
کروم- مرابیت354 و مایر355 (2005) ، در یک مطالعه مقایسه ای با 4045 نوجوان به عنوان گروه پر خطر و 1709 نوجوان به عنوان گروه گواه دریافتند نوجوانان خطر جو بیشتر اوقات خود را خارج از مدرسه با دوستان صرف می کنند و به جای انجام تکالیف درسی ، اغلب سیگار می کشند ، و الکل مصرف می کنند و با احتمال بیشتری در زد و خورد های فیزیکی درگیر می شوند(به نقل از پژوهش زینالی،1386).
ديسني 356و الكينز357 و مك گو358(1999)، ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند.
ویلنز359 و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی تأثیر اختلال ADHD 360بر دوره سوءمصرف مواد پرداختند. در این مطالعه 130 بزرگسال دارای اختلال ADHD با 71 بزرگسال بدون اختلال ADHD که همگی دارای سابقه اختلال مصرف مواد محرک361 بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد.
طبق تحقیقات انجام شده، فولر362(1991) ،کاپلان(1985) ، ریف (2005)، بیان کردند ، ميزان آسيب رواني ADHD كودكان در بزرگسالي زياد مي باشد. مخصوصا با ريسك بالاي شخصيت ضداجتماعي همراه است . وییاوا363(2002) ، ADHD، با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است و مطالعات نشان داده است كه خصوصا علائم بي توجهي ممكن است زمينه ساز اين مساله باشد. در بيماران ADHD ، سيگار كشيدن به صورت يك رفتار عادتي و مستمر مي گردد. سن مصرف سيگار، پايين و تعداد سيگارهاي مصرفي بيشتر مي شود. اين موضوع به عنوان يك مدرك، ارتباط مشخص بين علائم ADHD و خطر استفاده از تنباكو، را فراهم مي كند )کولینز364،2005).

فصل سوم
روش تحقیق

در اين فصل درباره روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری بحث خواهيم کرد. سپس ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش را معرفی کرده و شيوه اجرا و همچنين روش های آماری مورد استفاده برای تحليل داده ها را توضيح می دهيم.
3-1 – روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای(پس رویدادی) است. گروه مورد مطالعه دانشجویان دارای نشانه های ADHD و گروه مقایسه دانشجویان عادی و بدون نشانه های ADHD است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد اعتیاد و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های ADHD با دانشجویان عادی است. متغیر مستقل در این پژوهش استعداد به اعتیاد و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و متغیر وابسته داشتن نشانه های ADHD و نبود این نشانه ها است.
3-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري
جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب می گردند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. افرادی در گروه با نشانه های ADHD قرار می گیرند که نم
ره آنها در پرسشنامه کانرز بالاتر از نقطه برش باشد.
3-3- ابزار پژوهش
3-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز365 (CAARS-S:S):
پرسشنامه ای است با پایایی و روایی مناسب شامل 26 آیتم صفر تا سه امتیازی که در تصحیح آن از پنج زیر مقیاس شامل:
A کم توجهی- مشکلات حافظه
B بی قراری / بیش فعالی
C بی ثباتی هیجانی/ تکانه ای بودن
D مشکلات با تصور کلی از خود
E شاخص بیش فعالی کم توجهی
استفاده می شود (کانرز و همکاران، 1999). زیر مقیاس E، مقیاسی از سطح کلی علایم مربوط به بیش فعالی را نشان می دهد و از میان زیر مقیاس ها بهترین غربال برای شناسایی افراد در معرض خطر بیماری می باشد. نمرات خام هر زیر مقیاس با استفاده از جدول هنجاری مناسب آن حوزه را نشان می دهند، احتمال بدنمایی یا اغراق در علایم را نیز مطرح می کنند (کانرز و همکاران، 1999 ). این پرسشنامه در ایران توسط عربگل و همکاران (۱۳۸۳) هنجاریابی شده است و نقطه برش آن را 38 تعیین کرده اند پس اگر نمرات بدست آمده بالاتر 38 باشد فرد تشخیص اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی دریافت می کند و نمرات پایین تر از 38 بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی می باشد همچنین روایی آن را که با روش آلفای کرونباخ محاسبه شده است رقم 81/0 به دست آمده است .
3-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز
برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب همسانی درونی که از طریق آلفای کرونباخ محاسبه می شود استفاده گردید. در این روش ابتدا ضریب آلفای کلی پرسشنامه بدست آمده و سپس با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات ، سوالات نامناسب شناسایی می شوند .
جدول3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده
آلفای کرونباخ کلی

تعداد سئوالات
تعداد نمونه

72/0

24

106

همانگونه که از جدول فوق مشخص است مقدار ضریب آلفای محاسبه شده برابر 72/0 می باشد که ضریب پایایی قابل قبولی می باشد. در مرحله بعدی جهت حذف سئوالات نامناسب با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات در جدول 3-2 پرداخته شده است .

جدول3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات

میانگین مقیاس در صورت
حذف سئوال
واریانس مقیاس
در صورت حذف سئوال
همبستگی کلی
سئوال تصحیح شده
آلفای کلی در صورت حذف سئوال
شماره سئوال
51/70
452/102
269/0
713/0
1
29/71
463/106
015/0 –
736/0
2
62/70
327/101
306/0
711/0
3
27/71
467/101
191/0
718/0
4
52/71
313/96
427/0
700/0
5
70/71
342/98
359/0
705/0
6
39/71
301/98
344/0
706/0
7
59/71
815/95
495/0
.696/
8
84/71
658/96
510/0
.696/
9
12/72
228/104
092/0
725/0
10
63/71
452/95
470/0
698/0
11
14/71
543/95
441/0
698/0
12
28/71
062/94
546/0
691/0
13
77/71
151/101
211/0
717/0
14
96/71
069/106
011/0
732/0
15
68/70
992/101
233/0
715/0
16
32/71
129/104
081/0
727/0
17
26/72
713/96
377/0
703/0
18
23/72
339/106
006/0
731/0
19
41/72
524/100
259/0
713/0
20
71/72
086/106
025/0
729/0
21
77/71
548/95
424/0
699/0
22
10/72
251/99
281/0
711/0
23
43/71
797/99
185/0
721/0
24

همانگونه که از جدول 3-2 مشخص است سئوالهای 2 و 19 که با رنگ قرمز مشخص شده اند سئوال نامناسب تشخیص داده شده و در صورت حذف آن ضریب پایایی تا حدودی افزایش می یابد.
3-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان 366(CERQ):
پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان توسط گارنفسكي367 و همكاران ( 2002 )، تدوين شده است. اين پرسشنامه دارای 36 سوال و چند بعدي است كه جهت شناسايي راهبردهاي مقابله اي شناختي افراد پس از تجربه كردن وقايع يا موقعيتهاي منفي مورد استفاده قرار مي گيرد. برخلاف ساير پرسشنامه هاي مقابله اي كه به صورت آشكار بين افكار فرد و اعمال واقعي وي تمايز قايل نمي شوند، اين پرسشنامه افكار فرد را پس از يك تجربه منفي يا وقايع آسيب زا ارزيابي مي كند. اين پرسشنامه يك ابزار خود گزارشي است و داراي 36 ماده مي باشد. اجراي اين پرسشنامه خيلي آسان است و براي افراد 12 سال به بالا (هم افراد بهنجار و هم جمعيت هاي باليني) قابل استفاده مي باشد. پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) نه راهبرد شناختي سرزنش خويش368، پذيرش369، نشخوارگري370، تمركز مجدد مثبت371، تمركز مجدد بر برنامه ريزي372، ارزيابي مجدد مثبت373، ديدگاه پذيري374، فاجعه انگاري375 و ملامت ديگران376 را ارزيابي مي كند. گارنفسكي و همكاران ( 2002)، اعتبار و روايي مطلوبي را براي اين پرسشنامه گزارش كرده اند. ساختار عاملی و اعتبار این ابزار در ایران توسط امین آبادی و همکاران (1390) ، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از 36 سوال مورد بررسی تنها 26 سوال در 4 عامل به نام های سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی و سرزنش دیگران جای گرفتند. لذا از فرم 26 سوالی پرسشنامه در پژوهش حاضر استفاده گردیده است. نمره گذاري اين پرسشنامه در يك پيوستار 5 درجه اي (هميشه،اغلب اوقات، معمولا، گاهي ، هرگز ) به ترتيب از چپ به راست از1 تا 5 نمره گذاري مي شوند و نمرات بدست آمده با هم جمع مي شوند. نمرات هر يك از مؤلفه ها ممكن است از 4 تا 20 نمره در نوسان باشد. نمرات 4 تا 20 هر مؤلفه ميزان كاربرد آن راهبرد را مشخص مي كند. ممكن است در هر كدام از مؤلفه ها يكي ازمواد بدون پاسخ باشد كه در اين صورت آن مواد با متوسط ديگر مواد نمر
ه گذاري مي شود.
راهبردهاي تنظيم هيجان شناختي عبارت اند از:
• سرزنش خود: خود را مسئول و مقصر دانستن در تجربيات تلخ. كسي كه در وقايع پيش آمده به سرزنش خودگناه است. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر377 ، کرائج378؛2002 ).
• پذيرش: دلالت دارد بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش بيني و عزت نفس و رابط

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، عوامل خطر، استعداد اعتیاد

فعالي اتوماتيك منجر به اختلال در درك واقعيت چيزها مي شود كه شامل موارد زير مي باشد:
– شخصيت زدايي: تجربه هاي «خارج از بدن» يا درك نادرست از واقعيت
– سنسيستزيا:198 ديدن صداها و شنيدن درون دادهاي تصويري
– داروهاي توهم زا: بوها، احسا سهاي لامسه اي يا تصويرهاي بصري كه از درون فرد ناشي مي شود.
اين توهم هاي احساسي كه بوسيلة داروي توهم زا به وجود مي آيند، اغلب با تغييرات خلقي كه معمولاً نشاط آور، اما بعضي اوقات شديداً آرام بخش بوده و باعث بيماريهاي شديد نيز مي شود. آسيب جدي قدرت قضاوت مي تواند به تصميم گيري هاي ضعيف و اتفاقات جدي منجر گردد. برخي از مواد توهم زا، منجر به تحمل متقاطع 199مي شوند. برخلاف سركوب كننده ها و محرك ها، مواد توهم زا، عملكرد تقويت كننده در حيوانات ندارند (ابا دينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384).
توهم زاها عبارتند از: ليزرژيك اسيد دي اتيل آميدLSD))، پسيلوسيبن (يا قارچ هاي جادويي)، دي متيل تريپتتامينDmt))، فنالكيلامي نها شامل: مسكالين، دي متوكس يمتيل آمفتامين Stp) یا Dom) متيل دي اكسي آمفتامينMDA))، متيلن دي اكسي متامفتامينMDMA) یا Ecstasy یا x).
MDA و MDMA، توهم زاهاي محرك محسوب مي شود. فن سيكيدين و مار ي جوانا هر چند در گروه هاي ديگري تقسيم بندي مي شوند، ولي توهم زا هستند. اين گروه از مواد، ناراحتيهاي فكري، خلقي و ادراكي ايجاد مي كنند. تحمل نسبت به اين داروها خيلي سريع و پس از 3 تا 4 روز مصرف مستمر پديد مي آيد. مصرف اين مواد بسته به دوز مصرفي و محيط فرد مي تواند سرخوشي و حالتي شبيه گذار به عالم فوق طبيعي ايجاد كند. توهم هاي شنوايي يا بينايي از ديگر آثار اين مواد است. اين مواد مي توانند موجب هذيان شوند و به قضاوت، هوشياري، حافظه و احساس فرد آسيب وارد كنند. اين آشفتگي رواني در اثر محروميت ناشي از قطع مصرف مواد نيز ممكن است ديده شود. فن سيكليدين pcp)) و كتامين يك گروه متنوع و غيرمتجانس هستند كه برخي اثرات توهم زاها را داشته اما اثرات ديگري هم توليد مي كنند. (نادري،بينازاده، صفاتيان و پيوندي،1387).
علامت ها و نشانه هاي مصرف LSD شامل:
• آسيب رساندن زياد به ادراك از واقعيت، براي مثال: تفسير درونداد يكي از حواس به جاي ديگري،مانند شنيدن رنگها
• توهم ها
• پايداري تغييرات ذهني در ادراك
• سريع شدن ضربان قلب
• بالا رفتن فشار خون
• رعشه ها
• عقب برگشتن، تجربه دوباره توهم ها، حتي سالهاي بعد
علامت ها و نشانه هاي مصرفPCP شامل:
• توهم ها
• شنگولي
• هذيان ها
• وحشتزدگي
• از دست دادن اشتها
• افسردگي
• پرخاشگري، احتمالاً رفتار خشونت آميز
نشانه ها و علامتهاي مصرف كتامين شامل:
• افزايش ضربان قلب
• تهوع و استفراغ
• بهت زدگي
• آسيب كاركرد حركتي
• از دست دادن حافظه

2- 2-7 نظریه استعداد اعتیاد200
نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا201، 1970). مصرف مواد یک پدیده رشدی است که به صورت خطی از اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی افزایش می یابد (یانگ202 و همکاران، 2002). ممکن است اوج تجلی استعداد به اعتیاد در طی زندگی اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی باشد (وحدت ، زینالی ، 1388). اعتیاد قبل از آنکه فرد مصرف مواد را شروع کند ، در طی دوران رشد به موازات شکل گیری افکار ، عقاید،رفتار، شیوه زندگی، روابط اجتماعی ،خصوصیات شخصیتی و …بستر ظهورش فراهم می شود (زینالی، وحدت ، عیسوی،1387 ). به عبارت دیگر قبل از آنکه فرد به مصرف مواد روی آورد ، زمینه و آمادگی آن ایجاد می شود که تحت عنوان استعداد اعتیاد مطرح است (زینالی و همکاران،1387، فرانک203 و همکاران،2003 ، فلاگل204 ،وازوگز205 ، رابینسون206،2003 ،آگاتسوما 207، هیرویی208، 2004).
بسياري از مردم در طول زندگي خود ممكن است به مصرف الكل يا داروهاي غيرقانوني بپردازند كه در اين ميان نه تنها تمامي آنها با مشكلات مرتبط با مواد مواجه نمي شوند ، بلكه دامنة مشكلاتي كه احتمالاً تجربه خواهند كرد، از فردي به فرد ديگر متفاوت است ؛ به همين نسبت هر طبقه از داروها، اثرات كوتاه مدت و بلند مدت دارند كه به ميزان مصرف و قدرت دارو بستگي دارد كه اين اثرات نيز از شخصي به شخص ديگر متفاوت است(كردميرزا و همکاران ، 1382). آنچه مهم جلوه مي نمايد سنجش سوء مصرف مواد و وابستگي به مواد، از طريق تعيين عوامل خطرساز 209 و به همين نسبت جلوگيري از بغرنج شدن رفتار اعتيادي است . بر اين اساس و با استناد به مدارك جامع ، برخي از محققان ارزيابي استعداد اعتياد را مسلّم دانسته و تلاش هاي وافري در اين رابطه به عمل آورده اند؛ از جمله اقدامات صورت گرفته، استفاده از آزمون هاي قلم – كاغذي مثل 2- MMPI براي سنجش اعتياد و استعداد گرايش به آن بوده است . برخي اميد به ساخت ابزارهايي براي تشخيص استعداد اعتياد دارند و بعضي ديگر وجود شخصيت معتاد گونه را انكار كرده اند(اخوت ، 1355).
به طور كلي مي توان عوامل و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي گرايش به مواد را به عنوان يك معضل اجتماعي به طور مستقيم با ساير مسائل و پديده هاي اجتماعي ارتباط داد. افزايش آسيب ها و مفاسد اجتماعي كه از پيامدهاي اعتياد است، نيز خود زمينه ساز استعداد براي گرايش به اين معضل را فراهم مي كند. از عوامل و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي گرايش به مواد مي توان به حيطة فرهنگي
– اجتماعي ،شامل در دسترس بودن مواد و شايعات پزشكي و فقر آگاهي(بهرامي ،1383)، حيطة خانوادگي شامل روابط زناشويي والدين، وجود يك معتاد در خانواده(بهرامي ،1383)، روابط والدين و نوجوانان(كلايد210،1381)، متغيرهاي كنترلي والدين (كلايد،1381)، حيطة همسالان و دوستان، حيطة شخصيتي كودك و نوجوان شامل متعارف بودن كنترل هيجاني، عملكرد هيجاني، وابستگي اجتماعي(كلايد، 1381)، اشاره نمود. ازآن جا كه بين زمان شروع مصرف مواد و سوء مصرف و وابستگي به آن، رابطه وجود دارد، مداخلات زود هنگام، جهت پيش دستي برآغاز مصرف مواد مخدر، الكل، دخانيات و ديگر موارد مشابه ضروري بوده و لازم است بسياري از اين برنامه ها نوجوانان دورة راهنمايي و ابتداي دبيرستان را به علت اين كه اكثر افراد براي اولين بار در اين سنين مصرف مواد را تجربه مي كنند، مورد هدف و توجه قرار دهند (جنیفر211،2003). از نظر اكثر افرادي كه با نوجوانان كار مي كنند، مهم ترين خطري كه اين گروه را تهديد مي كند اين است كه آن ها به عنوان واكنشي در قبال قرار گرفتن مكرر در موقعيت هاي نامناسب از جمله احساس ناامني، فشار، آشفتگي رواني، احساس حقارت، طرد شدگي و بيگانگي، تعارض با والدين با مشكلات روزمره به مواد مخدر پناه مي برند . شمار بسياري از نوجوانان آسيب پذير گمان مي كنند كه مي توانند صرفاً به طور تفريحي و يا براي كسب تجربه، مواد مخدر را مصرف كنند، اما به زودي در مي يابند كه مصرف اين مواد به صورت تكيه گاه رواني آنها در مي آيد و نمي توانند آن را كنار بگذارند (رحيمي موقر،1384). دوران نوجواني از ادوار پر اهميت در فرآيند رشد آدمي است . قدم گذاردن به اين دوره معمولاً با بلوغ آغاز مي شود و شكوفايي غريزة جنسي، تثبيت و تحكيم علايق و منافع شخصي و اجتماعي و ميل به آزادگي و استقلال از ويژگي هاي مهم اين دوره است . تغيير و تحول جسمي، رواني و شخصيتي در اين دوران، خواسته هاي جديدي را مطرح مي سازد. از يك سو فشار غرايز و نيازها و ميل ها به تبعيت از ارزش هاي نوجواني، همچنين پذيرفته شدن و جذب در گروه هاي همسال، فشارهاي گروهي، ميل به ابراز وجود، پي ريزي زندگي مستقل وغيره، و از طرف ديگر فقدان امكانات، روابط نامناسب عاطفي، عدم توجه به خواسته ها،ارزش ها و نظرات نوجوان و نيز بي تجربه گي و عدم شناخت كافي، او را در يك بحران كافي و آشفتگي رواني قرار مي دهد و عوارضي چون بي ثمري، پوچي و بي كفايتي به بارمي آورد. در نتيجه گرايش به انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد در آن فراهم مي شود (طارميان،1378). افرادی که وابسته به مواد رشد می کنند ، ممکن است ریسک فاکتورهای روانپزشکی متفاوت تری داشته باشند (فرانک و همکاران،2003). همچنین در اعتیاد ، ریسک فاکتورهای محیطی، در دسترس قرار گرفتن مواد را تسهیل می کند و ریسک فاکتورهای روانپزشکی، احتمال رشد وابستگی به مواد را بالا می برند(فرانک و همکاران،2003) . از سوی دیگر فلاگل و همکاران (2003)، دریافتند که افزایش توجه و رسیدگی والدین به دنبال حوادث استرس آمیز در طی رشد اولیه ، اثرات حفاظتی در مقابل رفتارهای داروجویانه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود. حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد212 (آگاتسوما ، هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی، نسبت داده می شود (فرانک و همکاران 2003).
هنگامي كه فرد براي مصرف مواد از سوي همسالان تحت فشار قرار مي گيرد، مديريت مؤثر هيجا نها خطر سوء مصرف را كاهش مي دهد. توانايي مديريت هيجانها باعث مي شود كه فرد در موقعيت هايي كه خطر مصرف مواد بالاست، از راهبردهاي مقابله اي مناسب استفاده كند.
2- 2-8 عوامل خطرساز اعتياد213
– عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی
مشکلات روانپزشکی ممکن است نقشهاي چندگانه اي را در رشد اعتیاد بازي کند. چنین مشکلاتی اغلب دلیلی براي شروع و نیز حفظ مصرف مواد هستند؛ براي مثال، این احتمال وجود دارد که مردم الکل را به منظور کاهش علائم درد و اضطراب مصرف کنند . اگرچه شاهدي براي یک شخصیت معتاد214 که منجر به اعتیاد شود وجود ندارد، اما یک دسته صفات شخصیتی نظیر سطح پایین تحمل استرس، تصویر منفی از خود، فقدان شایستگی، انزوا و افسردگی وجود دارد که از اعتیاد ناشی می شوند.
– عوامل خطرساز از نظر رفتاري
اجتماع ستیزي اولیه و رفتار بزهکارانه ( مانند اختلال کرداري) با سوء مصرف اولیه مواد و اعتیاد مرتبط است. عملکرد تحصیلی ضعیف و فقدان تعهد آموزشی نیز با احتمال افزایش سوء مصرف مواد مرتبط هستند . سوء مصرف ، اغلب به دنبال یک دوره نگرشهاي منفی نسبت به خود و سایرین، گرفتاري(تعامل) اجتماعی با سایر همسالان ناراحت و رفتار غیر قابل قبو
ل اجتماعی براي دستیابی به خود ارزشی و رضاي خاطر ایجاد می شود.
– عوامل خطرساز جمعیت شناختی
برخی عوامل جمعیتی با سوء مصرف و اعتیاد مرتبط هستند. براي نمونه در مجموع مردان میزان بالاتري از سوء مصرف و اعتیاد را نسبت به زنان نشان داده اند. برخی گروه هاي نژادي و فرهنگی از قبیل آمریکاییهاي آفریقایی تبار و اسپانیاییها ، سطح بالاتري از اعتیاد را نسبت به سایر گروه ها (در جامعه آمریکا) داشته اند. زندگی در داخل شهر با موانع شغلی، آموزشی و اقتصادي توام است که احتمال سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند.
– عوامل خطرساز خانوادگی
والدین و سایر اعضاء خانواده می توانند احتمال مصرف و سوء مصرف مواد کودکان را از طریق الگوسازي و سرمشق گیري افزایش دهند. انظباط متناقض والدین، فقدان صمیمیت خانوادگی و وجود والدینی که فاقد مهارتهاي لازم هستند با درگیري اولیه با الکل و

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، سوء مصرف مواد، مواد مخدر

وسيله عوامل ژنتيكي يا محيطي تعيين مي شوند مطالعه نقش ژنتيك در سوء مصرف مواد، معطوف به تعيين تأثير نسبي وراثت است. پژوهش ژنتيكي تقريباً بطور جامعي بر روي سوء مصرف الكل تمركز دارد، چون سوء مصرف الكل هم قانوني است هم شايع. امكان وجود زمينه ژنتيكي در مورد سايراشكال سوء مصرف مواد تنها به تازگي مورد بررسي قرار گرفته است. مطالعات انساني آشكارا نشان داد ه اند كه خطر سوء مصرف الكل )و احتمالاً مواد ( ژني است. از مطالعات حيواني براي تحليل جنبه هاي خاصي از زمينه ارثي استفاده مي شود. سوء مصرف مواد، نشانگان رفتاري پيچيده است و احتمالاً از مكانيسم هاي ژنتيكي متعددي تأثير مي پذيرد).رنجگر،1383 ).
نظريه روان پويشي
نظريه پردازان اوليه بر جنبه هاي ليبدويي سوء مصرف همچون ارضاي سابق لذت، لذ ت گرايي و دستيابي به حالتهاي بازگشتي تأكيد مي كردند. اين مفهوم پردازيها از سوء مصرف مواد همگام با علايق گسترده تر در حوزه روانشناختي «نهاد» شهوت دهاني و نقش سايق ها در تعيين رفتار است. در حال حاضر،تصور بر اين است كه سوء مصرف مواد در نقش كاركردهاي دفاعي و انطباقي نامناسب و نابجا عمل مي كند. سوء مصرف مواد تلاش براي مقابله با عواطف و جهان خارج (به ويژه دنياي شيء) را بازنمايي مي كند. براي مثال: سوء مصرف مواد به عنوان ايفا كننده نقش دفاع عاطفي تصنعي در نظر گرفته مي شود در مورد سوءمصرف كنندگان مواد، عواطف معمولاً كلي، نامتمايز و پيش كلامي مي باشند بطوري كه تجربه عواطف بدني و توانكاه مي شوند. تجربه بدني جانكاه عواطف، منجر به ميل و اشتياق به مواد در كساني مي شود كه ناتوان از تحليل بيان و كنترل احساسات هستند. شرايطي كه از آن بعنوان الكستيميا177 ياد مي شود (نظريه هاي فعلي روان پويشي سوء مصرف مواد در باورهاي زير مشترك هستند):
1. سوء مصرف مواد به عنوان نشانه اي از آسيب رواني اساسي تر تلقي مي شود.
2. دشواري در كنترل عاطفه بصورت يك مشكل هسته اي در نظر گرفته مي شود.
3. روابط شي و آشفته در ابتلا به سوء مصرف مواد مهم هستند (رنجگر،1383)
نظريه روانكاوي، استفاده از مواد مخدر را نشانه روان رنجوري هايي178 مي داند كه خودشان را در هنگام بلوغ نشان مي دهند. ما مي دانيم كه نوجوانان معمولي مراحلي از ملامت، اضطراب، خشم، ناكامي و حتي افسردگي كوتاه مدت را مي گذرانند. يكي از مشخصه هاي نوجوانان، تغييرات سريع و فراگير، تقريباً در همه جنبه هاي زندگي است كه اين خود به فشار رواني بسيار زيادي منجر مي گردد. تحقيقات نشان داده است كه اين عوامل به همراه گروه همسالان در كشاندن نوجوانان به مصرف مواد نقش دارند. يك نوجوان معمولي مانند يك بزرگسال، تجربه كافي براي رويارو شدن با احساسات ناشي از فشارهاي رواني- اجتماعي را ندارد. مواد مخدر روان گردان به عنوان داروهاي خودتجويزي در اين شرايط فشارزا، توسط نوجوان مصرف مي شود. اين داروها اختلالات رواني به همراه دارند. مواد مخدر و داروهايي كه براي اختلالات عاطفي تجويز بشوند داراي تأثيرات شيميايي عصبي هستند و به احتمال زياد مي توانند نابهنجاري را درمان كنند(ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران،1384).
فنيچل ( 1945 ) در يك چارچوب روان تحليل گرانه مي نويسد : دلايل براي گرايش به الكل (و ساير مواد اعتياد آور)، وجود ناكاميهاي بيروني و يا بازداريهاي دروني است، به گونه اي كه فرد جرأت فعاليت مجدد سوپرايگو را بدون كمك مصنوعي ندارد. براساس ديدگاه روان تحليلگري، سوء مصرف داروها و الكل بر حسب تثبيت ليبيدوئي، با پسرفت به سطح پيش تناسلي، دهاني، يا حتي سطوح ابتدائي تر رشد رواني- جنسي توصيف شده است و بيش از همه بر مرحله دهاني تاكيد شده است (كاپلان و سادوك، 1992). براساس اين ديدگاه ، سوء مصرف كنند ة مواد ، شخصيتي است كه از جنبه اقتصاد رواني عميقاً و براي هميشه براساس نمونه مشهور روان نژند يعني اوديپي – مثلثي – تناسلي شكل گرفته است (برژره179،1987). همچنين، نگرش هاي فردي كه الكل يا مواد را مصرف مي كند ، و انتظاراتي كه در مورد پيامدهاي دلخواه خود دارد، نقشي اساسي را در سوء مصرف بازي مي كند، براي مثال تلقي الكل به عنوان يك” اكسير جادوئي” ( مارنات180، 1987 ) .
نظريه هاي رفتاري و شناختي رفتاري
اعتياد به مواد مخدر يا « اختلال وابسته به مواد» به دليل ماهيت زيستي- رواني- اجتماعي انسان از پيچيدگي خاصي برخوردار است، به همين علت درمان اين اختلال با تأكيد بر يك رويكرد محض اغلب دشوار و ناكارآمد است. نتايج مطالعات پژوهشگران بيانگر اين حقيقت است كه همانند بسياري از اختلالات رواني ديگر، كارآمدترين رويكرد درماني در كاهش يا ترك مصرف مواد اعتيادآور شامل تركيبي از شيوه هاي جسمي و رواني مي باشد (م.كارول، ترجمه قامت بلند،1381). نظريه هاي رفتاري و شناختي- رفتاري سوء مصرف مواد تا اندازه اي از اصول يادگيري شرطي سازي پاولفي، شرطي سازي كنشگر و نظريه يادگيري اجتماعي بدست آمده اند جنبه هاي تقويت كننده سوء مصرف مواد اهم از طريق ايجاد يا افزايش حالات رواني مثبت و هم از طريق تقليل يا حذف حالات رواني منفي بطور واضحي منطبق با پارادايم شرطي سازي عاملي هستند. اصول شرطي سازي كلاسيك كمك به تبيين تداعي قوي بين نشانه هاي محيط و تجربه ميل به مواد مي كند.
عبارتهاي معروف AA181 (الكلي هاي گمنام)/182 NA(معتادان گمنام ) ،«از مردم، مكانها و اشياء دور بمانند» تلاش براي شكستن پيوند بين نشانه هاي محيطي و مصرف مواد را منعكس مي سازند. مؤلفه هاي اساسي نظريه يادگيري اجتماعي از آن
جا كه در درك سوء مصرف مواد به كاربرده مي شود عبارت اند از: نقش سرمشق گيري و ميانجي گري شناختي رفتار. شايد مشخص ترين عامل خطرزاي سوء مصرف مواد تداعي با ساير سوء مصرف كنندگان مواد (هم در خانواده و هم در گروه همسالان) باشد كه سرمشق الگوهاي مصرف يا سوء مصرف مواد هستند . عوامل شناختي زمينه ساز فرد براي سوء مصرف مواد شامل مهارتهاي مقابله و حل مسأله ضعيف، حس خودكارآمد پايين (برداشت از درماندگي) و انتظارات مثبت از اثرات مواد مي شود (رنجگر، 1383). از منظر نظريه شناختي- رفتاري183، وابستگي به الكل و مواد، رفتارهاي آموخته شده تلقي مي شوند. اين رفتارها از طريق تجربه كسب مي شوند. اگر مصرف الكل يا يك ماده بطور مكرر نتايج مطلوب معيني (براي مثال: احساسات خوشايند، كاهش تنش و غيره) به دنبال داشته باشد، مصرف الكل و مواد به شيوه ترجيحي براي دستيابي به آن نتايج تبديل مي شود، خصوصاً اگر شيوه هاي ديگر دستيابي به آن نتايج مطلوب، وجود نداشته باشد. از اين منظر، وظايف اوليه درمانگر عبارتند از:
1. شناسايي نيازهاي خاص كه الكل و مواد براي ارضاي آنها مصرف مي شوند، و
2. گسترش مهارت هايي كه شيوه هاي بديل ارضاي آن نيازها را فراهم مي سازند.
درون اين منظر عام، ديدگاه هاي مختلفي صورت بندي شد ه اند. رويكردهاي رفتاري بر پيش آيندها 184 و پس آيندهاي185 رفتاري مشاهده پذير تأكيد مي ورزند بدون اينكه در اين گونه رويكردها به رويدادهاي دروني مانند شناخت ها كه دستيابي به آنها تنها از طريق گزارش شخصي ممكن است، ارجاعي صورت گيرد. از سوي ديگر، رويكردهاي شناختي- رفتاري از ميان عواملي كه باعث ظهور و تداوم رفتار مي گردند به شناخت ها، افكار و هيجانات توجه دارند. در اين رويكردها براي اصلاح فرآيندهاي شناختي و هيجاني غالباً از روشهاي رفتاري (براي مثال: تمرين مكرر، تقويت) استفاده مي شود ( كادن، ترجمه بخشي پور رودسري،1383).
درمان شناختي- رفتاري بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي186 است. اين رويكرد چنين فرض مي كند كه يك عامل عمده درتعيين علت شروع مصرف مواد توسط افراد ،اين است كه آنها ياد مي گيرند اينگونه رفتار كنند. شيوه هاي مختلفي كه افراد به كمك آنها مصرف مواد را ياد مي گيرند عبارتند از: الگو سازي187، شرطي شدن عامل188 و شرطي شدن كلاسيك189 (كارول، ترجمه قامت بلند،1381).
2-2-4 همه گير شناسي سوء مصرف مواد
استفاده از داروهاي غير مجاز درحال رواج است. اين مسأله در دهه 1970 و 1980 اساساً تغيير يافت و تصور مي شود كه مشكل مهم 20 سال اول هزارة جديد باشد. « عصر دارو» به عنوان يك دورة زماني تاريخي اجتماعي تعريف مي شود كه طي آن دارويي جديد يا يك سبك جديد مصرف دارو (مانند مصرف هرويين يا كراك كه سبكي جديد از كوكايين است) معرفي مي شود و توسط تعدادي زيادي از مردم پذيرفته مي شود و مصرف آن دارو در جمعيت عمومي رسمي مي شود. هر عصر دارو 4 مرحله اصلي دارد.مرحلة اول «نهفتگي» است كه طي آن بعضي از افراد بعنوان پيشگام، شروع به مصرف مي كنند، به بدعت گذاري پرداخته و الگوهاي نسبتاً استاندارد مصرف و يا فروش دارو را گسترش مي دهند. مرحلة «بسط » زماني اتفاق مي افتد كه پيشگامان مصرف دارو تعداد زيادي از مصرف كنندگان را با آن دارو آشنا مي كنند، كه معمولاً افرادي هستند كه تجربة مصرف ساير داروهاي قاچاق را دارند، تعداد زيادي از آنها مصرف كنندگان منظم مي شوند مرحلة فلات زماني اتفاق مي افتد كه اغلب آنها در معرض خطر زياد براي تبديل شدن به مصرف كنندگان عادي هستند و فرصت آن را نيز دارند اما هنوز مصرف كنندة منظم نشده اند، از طرف ديگر جريان آشنا شدن مصرف كنندگان جديد (معمولاً افراد زير 20 سال) كماكان ادامه دارد . مرحلة كاهش مربوط به زماني است كه تعداد كمتري از مبتديان در معرض بالاي خطر آشنايي با مصرف دارو هستند و يا مصرف كنندگان منظم، ميزان مصرفشان را كاهش مي دهند. بنابراين روي هم رفته تقاضا كاهش مي يابد و سودهاي اقتصادي ناشي از فروش دارو محدود مي شود. با اين وجود بسياري از افرادي كه در طول مرحلة اول و دوم با آن دارو آشنا شده اند، آنچنان منظم و پايدار به مصرف آن ماده مي پردازند كه مصرف آنان در طول زندگي عود مي كند. رفتار افراد، عمدتاً بين 16 تا 21 سال براي پي بردن به اينكه در كدام مرحلة عصر دارو هستند تعيين كننده است. داروهايي كه افراد در طي دورة بزرگسالي با آنها آشنا شوند و بطور منظم آنها را مصرف مي كنند ( و نيز داروهايي كه آنها از مصرفشان اجتناب مي كنند) ممكن است اكثر مصرف كنندگان را گرفتار كند و بنابراين مصرف دارو و رفتارهاي مربوط به فروش آن مي تواند تا سالهاي زيادي باقي بماند (لوينسون،1997).
از نظر نگرش نسبت به مواد، الگوهاي مصرف آنها دسترسي به مواد، واكنش هاي فیزيولوژيايي به آنها وشيوع اختلالهاي مرتبط با مواد تفاوت هاي فرهنگي گسترده اي وجود دارد. بعضي گروهها مصرف الكل را ممنوع كرده اند در حاليكه در جاهاي ديگر مصرف مواد گوناگون به خاطر تأثير در تغيير خلق بسيار رايج است. در ارزيابي الگوهاي مصرف مواد در هر فردي بايد اين عوامل را مورد توجه قرار داد. همچنين الگوهاي مصرف دارو و قرار گرفتن در معرض سموم در داخل هر كشور و نيز ميان كشورهاي مختلف متفاوت است. در ميان افرادي كه در محدوده سني ميان 18 تا 24 سال قرار دارند ميزان شيوع مصرف تقريباً همه مواد از جمله الكل نسبتاً زياد است . براي داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند معمولاً بروز مسموميت جزو اولين اختلال هاي مرتبط با مواد است كه بطور معمول در دوره نوجواني آغاز
مي شود. هر گاه يك دارو به مقدار نسبتاً زياد و در يك دوره نسبتاً طولاني مصرف شود احتمال دارد در هر سني عوارض ترك مصرف ظاهر شود. وابستگي به مواد نيز ممكن است در هر سني رخ دهد ولي بطور معمول آغاز آن براي بيشتر داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند در دهه سوم، چهارم و پنجم عمر است. هر گاه يك اختلال مرتبط با مواد به جز مسموميت در اوايل نوجواني آغاز شود اغلب با اختلال سلوك و ناتواني در اتمام تحصيلات رابطه دارد. در مورد سوء مصرف داروها معمولاً تشخيص هاي مرتبط با مواد در مردان بيشتر از زنان مطرح مي شود اما نسبت تشخيص در هر دو جنس در سه طبقه مواد مصرفي متفاوت است (برگرفته DSM-IV-TR ،2007). در ايران آمارهايي كه مشاهده مي كنيم آمارهايي است كه در جرايد و نشريات اعلام شده و چون معارضي ندارد مي توان تأييد شده تلقي نمود. مصرف كنندگان مواد مخدر ايران 1150000 نفر معتاد اصلي است، 880000 نفر مصرف

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد

شده است. هم اكنون اكثر متخصصين و صاحبنظران درمان اعتياد بر اين باورند كه اعتياد يك اختلال رواني، ژنتيكي، جسمي و اجتماعي مي باشد كه بر اين اساس تنوع از درمانهاي دارويي، روانشناختي و مداخلات اجتماعي براي كنترل آن طراحي شده است(نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي، 1387). در زمينة رفتار ناهنجار، متمركز كردن بحثمان روي مصرف نابهنجار يا بيش از حد داروها اهميت دارد. در جامعه ما مصرف برخي مواد روان گردان، نظير قهوه يا مقدار معتدل الكل، رفتار بهنجار و مناسب محسوب مي شود. چه موقعي مصرف دارو نامناسب و ناسازگارانه تلقي مي شود؟ در واقع چگونه سوء مصرف دارو را تعريف مي كنيم؟ اينها سئوالهاي دشواري هستند كه چالش قابل ملاحظه اي را براي متخصصان بهداشت رواني ايجاد كرده اند، و تعريف ها و تشخيص ها طي دهها سال تغيير يافته اند. مانند چندين اختلال روانپزشكي كه نا بهنجاري جسماني واضح يا آزمون تشخيص آزمايشگاهي براي آنها وجود ندارد. در نظر گرفتن جنبه هاي تاريخي و فرهنگي مصرف دارو، چارچوب مناسبي را براي مفاهيم فعلي اختلالهاي مصرف مواد در اختيار مي گذارد. مردم قرنها با هدفهاي اجتماعي، مذهبي، دارويي و تفريحي، داروهاي تغيير دهنده ذهن را مصرف كرده اند. براي مثال بيش از 3000 سال است كه ترياك در جوامع مختلف مصرف شده است. در قرن نوزدهم، در آمريكا و انگلستان انواع فرآوردهاي ترياك وسيعاً در دسترس بوده و حتي به مصرف كودكان مي رسيده است. مصرف ترياك در طبقه متوسط بسيار رايج بوده و اين مشكل اجتماعي عمده يا “اعتياد” محسوب نمي شد. فقط بعدها در اين قرن مصرف افيونها با اعتياد «جرم» و فساد اخلاقي پيوند يافت. به داروهاي توهم زا133 نيز برحسب زمينه اجتماعي به شيوه هاي متفاوتي نگريسته شده است. بسياري از جوامع بدوي، براي مقاصد مذهبي، عبادي يا تشريفاتي گياهان حاوي مواد توهم زاي قدرتمند را مصرف كرده اند (سيد محمدي، 1382). مصرف الكل و سوءمصرف مواد يكي از اصلي ترين مشكلاتي است كه در جوامع امروزي ديده مي شود . سوء مصرف مواد يك پديده شايع در سراسر دنياست و به عنوان مهمترين آسيب اجتماعي، جامعه انساني را مورد هجوم قرار داده است(بخشی پور، 2004 ؛ سیام، 2006). سوء مصرف مواد به الگوي غير انطباقي از مصرف مواد گفته مي شود كه منجر به مشكلات مكرر و پيامدهاي سوء مي شود و مجموعه اي از علايم شناختي، رفتاري و روان شناختي را در بر مي گيرد (مددی، 2004). اعتياد براي هر جامعه ي انساني توام با خساراتي است كه جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انساني را در بر مي گيرد. اعتياد نيروي جوان در واقع زمينه ساز تخريب و انحطاط كامل آن اجتماع مي باشد .
سوء مصرف مواد يكي از مهمترين مشكلات عصر حاضر مي باشد كه گستردة جهاني پيدا كرده است مشكلي كه ميليون ها زندگي را ويران و سرمايه هاي كلان ملي را صرف هزينه مبارزه، درمان و صدمات ناشي از آن مي نمايد. روزانه تعداد زيادي بر شمار مبتلايان اين مصيبت افزوده گشته و بر اين اساس عوارض آن كه شامل اختلالات جسمي، رواني، خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي- اجتماعي مي باشد؛ باعث از بين رفتن مرزهاي فرهنگي جامعه و به خطر افتادن سلامت رواني و اقتصادي بشر مي گردد. كشور ما به دلايل متعدد فرهنگي از قبيل باورهاي غلط و سنتي مردم و يا موقعيت جغرافيايي و همجواري با دو كشور بزرگ توليد كننده داراي شرايط كاملاً بحراني و حساس مي باشد و مبتلايان به اعتياد همه روزه باعث ايجاد خسارت سنگين اقتصادي و فرهنگي به جامعه مي گردند (مناجاتی و همکاران ، 1382). به رغم كاهش مصرف مواد مجاز و غيرمجاز در سال هاي اخير، اعتياد به الكل و مواد مخدر باز هم مشكلات جدي در اوايل بزرگسالي هستند. اين مواد به فرايندهاي شناختي آسيب مي رسانند، مشكلات رواني زير بناي اعتياد را تشديد مي كنند و خطر آسيب غيرعمدي و مرگ را افزايش مي دهند (اي.بِرك، ترجمه سيد محمدي، 1385). انسانها براي مداواي بيماريها، تسكين درد، و كاهش رنج رواني هزاران سال است كه از داروها استفاده كرده اند. به زبان شكسپير، مردم براي درد و رنجهاي زندگي، همواره در جستجوي «ترياقيهاي دلنشين براي عالم بي خبري» بوده اند(موسوی ،1388). اما نقش داروهاي روان گردان 134در جامعة موجود ما بسيار پيچيده و اغلب با جرو بحث داغ و هيجاني توأم بوده است. افراد براي تغيير دادن حالتهاي رواني خود داروهاي روان گردان مصرف مي كنند، براي مثال، اينگونه داروها مي توانند خلق را بهبود بخشند، موجب شنگولي شوند، ادراك را تغيير دهند، يا از اضطراب بكاهند. تبيين ها و نظريه هاي مصرف دارو از حوزهاي مطالعاتي متعددي بدست آمده اند كه از جملة آنها مي توان به پزشكي، روانپزشكي، روانشناسي، قانون و زيست شناسي اشاره كرد. به رغم اقدامات پژوهشي قابل ملاحظه، و تناقضهاي بسيار در رابطه با نحو ه اي كه جامعة ما داروها را در نظر مي گيرد، جنبه هاي متعددي از رفتار مصرف دارو وجود دارند كه ما هنوز آنها را نمي فهميم. براي مثال، عموماً پذيرفته شده است كه نيكوتين بسار اعتيادآور است، با اين حال احتمالاً ما از معتاد به دارو ناميدن يك سيگاري خودداري مي كنيم(روزنهان135 و سليگمن136؛ ترجمه سيد محمدي، 1380). عوامل چندي ممكن است افراد را مستعد مصرف دارو بنمايد، از آن جمله است: پرورش يافتن در يك خانوادة ناشاد، وجود والديني كه يا آسان گير هستند يا اينكه الگويي براي سوء استفاده از دارو فراهم مي كنند، تأثيرات دوستان، و ناهمنوايي اجتماعي با ادامة مصرف دارو وابستگي در شخص بوجود مي آيد كه خود نياز تازه اي
مي آفريند كه بايد ارضا شود )اتكينسون، اتكينسون و هيلگارد؛ ترجمه براهني و همكاران، 1380 ).
هر ساله در كشورهاي مختلف ميليون ها دلار هزينه، صرف مبارزه با مواد يا درمان و نگهداري افراد وابسته به مواد مي گردد. ايران در بين كشورهايي كه درگير مسائل مرتبط با سوءمصرف مواد هستند، جايگاه ويژه اي دارد. از يك سو به دليل همسايگي كشور ما با افغانستان به عنوان بزرگترين توليدكننده مواد افيوني و دسترسي آسان به مواد در داخل كشور و از سوي ديگر جوان بودن جمعيت كشور، ايران را در زمره كشورهاي مساعد براي بروز مشكلات سوءمصرف مواد قرار داده است. براساس گزارش سازمان ملل ( 2005 ) ايران بالاترين نسبت معتادان به هروئين و ترياك را در جهان دارا مي باشد. براساس اين گزارش، در ايران از هر 17 نفر 1 نفر معتاد به اين مواد است. علاوه بر اين 20 درصد از جمعيت 15- 60 سال كشور به نحوي در سوء استفاده از مواد مخدر دست دارند . همچنين سازمان بهداشت جهاني137 (WHO) در گزارش خود در سال 2004 اعلام كرد كه ايران از لحاظ گرايش به مصرف مواد در بين كشورهاي جهان رتبه اول را دارا مي باشد.
اعتياد مصرف تكراري مواد است، به صورتي كه باعث شكست در كار ، تحصيل ، نقش هاي خانوادگي يا موقعيت هاي حساس مثل رانندگي با اتومبيل شده يا مشكلات قانوني مربوط به مصرف مواد ايجاد مي كند (فنتین138،2007). مشكل اعتياد به مواد مخدر، مشكلي جهاني بوده و يكي از معضلات بهداشتي – درماني جوامع مختلف محسوب مي شود و كمتر كشوري را در دنيا مي توان يافت كه از اين آسيب در امان باشد (قریشی زاده،2003). اعتياد يكي از چهار بحران جهان است كه گردش مالي آن بيش از 1600 ميليارد دلار در سال است . اين پديده اي است كه حداقل 200 ميليون شهروند جهان گرفتار آسيبهاي جدي آن هستند(هاشمی ، 2003). بحران اعتياد مثل بحرانهاي ديگر مانند تخريب محيط زيست، فقر و قحطي ، جنگ و خونريزي و ظهور بيماري هاي نوپديد سلامت جوامع بشري را تهديد مي نمايد و منجر به مشكلات و معضلات خانوادگي، فساد و جرايم و بي ثباتي سياسي و اقتصادي جامعه مي شود(قریشی زاده،2003) .
اعتياد به مواد مخدر نتيجه ي مصرف مكرر و مداوم ماده يا مواد تخديركننده و روان گردان تا حدگرفتاري شديد به آن است و فرد معتاد احساس مي كند كه نمي تواند يا نمي خواهد استفاده از اين مواد را ترك و يا ميزان آن را كم كند و در صورت ترك آن معمولاً دچار مسموميت مي شود. در پزشكي به جاي اصطلاح اعتياد معمولاً كلمه ي وابستگي به مواد به كار مي رود و معتاد كسي است كه از نظر رواني و جسمي به يك ماده مخدر وابستگي پيدا مي كند (مرادي، 1381).
اعتياد يك بيماري جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است كه در شكل گيري آن زمينه هاي پيش اعتيادي چندي نقش دارند (گالانتر139، 2006) .به بيان ديگر براي شروع و ادامة مصرف مواد زمينه هاي رشد ناسالم و استعداد ويژه اي لازم است كه بنيان آن در درون نظام خانواده و سپس در اجتماع ريخته مي شود . در زمينه وابستگي به مواد عوامل گوناگون روان شناختي، اجتماعي، خانوادگي و زيست شناختي درگير هستند ، اما هيچ يك از آنها به تنهايي نمي توانند در وابستگي به مواد تعيين كننده باشند(فرانكويس140، اورياكومب141 ، تيگنول142، 2000).
متغيرهاي گوناگوني بر پديدآيي و تداوم و درمان وابستگي به مواد مخدر تأثير مي گذارند. در پژوهش هاي باليني متغيرهاي چندي به منزله ي متغيرهاي پيش بين در زمينه ي وابستگي به مواد مخدر بررسي شده اند كه به چهار دسته تقسيم مي شوند:
1. محيط فرهنگي- اجتماعي
2. عوامل بين فردي
3. عوامل رواني- رفتاري
4. عوامل زيستي- ژنتيكي (نيوكام143 ، ريچاردسون144، 2000؛ لتيري145، 1985؛ نيوكام، 1995).
سادوك و سادوك)2000)، به عوامل فردي و اجتماعي از يك سو و يادگيري هاي اوليه و روابط خانوادگي و بين فردي از سوي ديگر اشاره كرده اند. برخي از پژوهشگران ناراحتي هاي عصبي و رواني،دردهاي بدني، مشكلات جنسي و برخي ديگر، فقر، بي سوادي، بي كاري و تجرد را علت اعتياد دانسته اند، درحالي كه يافته هاي باليني اخير70 در صد معتادان را متأهل و داراي شغل دانسته اند و 30 در صد بقيه در جريان اعتياد شغل خود را از دست داده اند(زينالي، 1379). اين يافته ها هم چنين زمينه هاي رشدي ناسالم، استعداد و آمادگي برا ي اعتياد را داراي نقش اساسي معرفي كرده اند. برخي بررسي ها پنج تا ده درصد افراد جامعه را داراي زمينه مستعد براي اعتياد دانسته اند(پيران، 1376). وابستگي تنها در بخش كوچكي از افراد مستعد وابستگي، داراي يك رشته ويژگي هاي رفتاري و اختلال هاي رفتاري همراه، مانند جستجوي لذت، جستجوي تازگي و شخصيت ضداجتماعي نشان داده شده است(آگاتسوما146 ، هيرويي147 ، 2004). عوامل پيش آگهي بد در اعتياد به شرح زير گزارش شده است :
1. سابقه خانوادگي الكليسم
2. اعتياد دارويي
3. ساير اختلالات ذهني
4. سابقه قبلي انحراف شخصيتي
5. شروع زود هنگام اعتياد دارويي
6. نوع دارو
7. تحصيلات
8. سوءمصرف الكل پيش از اعتياد
9. مدت زمان اعتياد (كوزلو 148،روخلينا149 ، 2000).
بر اساس جهت گيري مواجهه اي، علت اعتياد صرفاً مواجهه با افيون ها است. وقتي شخصي فشار رواني تجربه مي كند، اندروفين ها ترشح مي شوند و يك بي حسي برطرف كننده ي فشار رواني ايجاد مي شود، تحمل درد را افزايش مي دهد. برخي محققان اظهار داشته اند كه ممكن است استفاده از هروئين و ساير افيون ها باعث فروريزي درازمدت دستگاه بيوشيميايي گردد كه اندروفين ها را مي سازد. طبق اين ديدگاه، معتاد به خاطر اين كه دارو سيستم طبيعي تسكين دهن
ده ي درد بدن وي را درهم ريخته به مصرف افيون ها ادامه مي دهد. جهت گيري انطباقي راهي تعاملي است كه در آن، هم شخص و هم محيط عوامل مهمي در بروز اعتياد تلقي مي شوند: ويژگي هاي شخص (انتظارات، نگراني ها و جز اين ها) و موقعيت هايي كه فرد در زندگي با آنها روبرو مي شوند، خصوصاً آن هايي كه ايجاد فشار رواني مي كنند، در كنار هم، نياز به دارو و واكنش هاي او را به داروها تحت تأثير قرار مي دهند (ساراسون150 و ساراسون، 1382).
اگرچه از دیرباز در تمام جوامع بشری سوء مصرف مواد افیونی به عنوان عادتی غیراجتماعی و نامقبول تلقی شده است ، اما با وجود این عدم مقبولیت ، طبقات مختلف اجتماع با این مساله به صورت جدی درگیر می باشند به طوری که هم اکنون مردان و زنان زیادی ، خصوصاً از سنین نوجوانی تا میان سالی مواد مخدرمصرف می کنند و به آ ن وابسته شده اند . این معضل یکی از آسیب های مهم

پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، بیش فعالی

ي رواني ( DSM-IV-TR) ترجمه محمد رضا نيكخو، هاماياك آواديس يانس؛ انتشارات سخن (تاریج انتشار به زبان اصلی 2000).
باغبان، ایران؛ بهرامی، فاطمه؛ احمدی، احمد و صالحی، اعظم (1390). رابطه بين راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان و مشکلات هيجاني با توجه به عوامل فردي و خانوادگي. مشاوره و روان درماني خانواده. 1 (1): 1-18.
بشارت، محمدعلي(1380). سمينار بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر؛ ر دسترسي از طريق سايت www.iranpsych .
بخشاني ، نورمحمد ؛ رقيبي ، مهوش ؛ بابايي ، سمانه (1389) . فراواني علائم بيش فعالي و نارسايي توجه بالغين در دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان. مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان ،13(7) :18-22.
جمشيدي، حميدرضا ( 1382). ” آشنايي با فهرست مواد مخدر و روانگردان “، كارگاه آموزشي قضايي، مشهد.
رستمي، رضا؛ سردارپور گودرزي، شاهرخ و بوالهري، جعفر (1382) . سم زدايي فوق سريع: مزايا و معايب. فصلنامه انديشه و رفتار8(4 ): 64-72.
سيام ، شهره (1385). بررسي شيوع سوء مصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف شهر رشت در سال 1384. طبيب شرق،8 (4) :279- 285.
زینالی ، علی ؛ وحدت ،رقیه (1389). رابطه سبکهای والدینی با استعداد به اعتیاد در فرزندان . خانواده پژوهی ،6 (23) :335-352.
صادقی، نگار؛ ولی اله، فرزاد و محمدخانی، شهرام (1390). مدل روابط علي هيجان منفي، باورهاي مرکزي، باورهاي مرتبط با مواد، عقايد وسوسه انگيز و تنظيم هيجان با بازگشت به مصرف مواد. پژوهش های نوین روانشناختی روانشناسی دانشگاه تبریز، 6 (23): 155-181.
عربگل،فریبا ؛ حیاتی ، مرتضی ؛ حدید ،مائده(1383). شیوع اختلال بیش فعالی / کمبود توجه در گروهی از دانشجویان. تازه های علوم شناختی ،سال ششم ، شماره 1 و2 .
عابدي، شيوا ؛ شيرازي ، الهام ؛ حاجبي ، احمد (1386). آيا اختلال بيش فعالي/ كمبود توجه در مبتلايان به وابستگي به مواد شايعتر است؟مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، 13 (3) : 231-227
کوشا، مریم ؛ علاقبندراد ، جواد ؛ شهریور،زهرا ؛ تهرانیدوست ، مهدی ؛محمدی ،محمدرضا؛کیانی، امیر(1382). ارتباط الگوی مصرف مواد با ابتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی در نوجوانان پسر. تازه های علوم شناختی،5 (4):64-72 .
كرد ميرزا، عزت اله ( 1378 ) . هنجاريابي آزمون APS (مقياس آمادگي اعتياد) به منظور شناسايي افراد مستعد سوءمصرف مواد در بين دانشجويان دانشگاههاي. تهران پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه علامه طباطبائي.
گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان(1378). شناخت مواد اعتياد آور ؛ انتشارات ارتقاي سلامت ايرانيان.
مينويي، محمود و صالحي، مهديه(1381). ” بررسي عملي بودن، اعتبار، روايي و هنجاريابي آزمون هاي APS ، AAS ، MAC-R به منظور شناسايي افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بين دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران” . فصلنامه اعتياد پژوهي، 1 (3) : 49-58 .
میرزایی، آزاده، شمس، جمال و عزیزی، علیرضا (1389).بررسي رابطه تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني با ميزان وابستگي دانشجويان به سيگار. حکیم، 13 (11): 11-18.
وحدت، حامدنیا و زینالی (1386).بررسي زمينه هاي پيش اعتيادي معتادان و مقايسه آن با افراد سالم غيرمعتاد. دانش و پژوهش در روان شناسي كاربردي .9(33):149-168.
مولوی، پرویز؛ رسول زاده، بهزاد (١٣٨٣). بررسی عوامل موثر در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر. فصلنامه اصول ﺑﻬداشت روانى، 6 (22): 49-55.

منابع غیر فارسی

Arabgoul F, Hayati M, Hadid M. [Prevalence attention deficit/hyperactivity disorder in group of students] Persian. New Cogn Sci 2004; 6(1,2): 73-77.
Alizade H. [No explanation attention deficit / hyperactivity disorder: Pattern of behavioral inhibition and nature of restraint] Persian. Tehran J Except Child (TJEC) 2005; 3: 4.
Biederman, J., Wilens, T., Mick, E., Milberger, S., Spencer,T.J., & Faraone SV. (1995). Psychoactive substance usedisorders in adults with attention-deficit hyperactivity disorder (ADHD): Effects of ADHD and psychiatric comorbidity.American Journal of Psychiatry, 152, 1652-1658.
Bjork, J. M., Hommer, D. W., Grant, S. J., & Danube, C. (2004). Impulsivity in abstinent alcohol-dependent patients: relation to control subjects and type 1–/type 2–like traits. Alcohol, 34(2), 133-150.
Bar-On R, Parker JDA. Emotional intelligence: Theory, development, assessment: Theory, development, assessment, and application at home, school, and in the workplace. San Francisco, CA, US: Jossey-Bass; 2000.
Berning, L.C. (1999). Relative external validity of the MMPI-2 substance abuse scales.Dissertation Abstracts
Clements, R., & Heintz, J.M. (2002).Diagnostic Accuracy and Factor Structure of the AAS and APS Scales of the MMPI-2. JOURNAL OF PERSONALITY ASSESSMENT, 79(3), 564–58.
Coffey, S. F., Gudleski, G. D., Saladin, M. E., & Brady, K. T. (2003). Impulsivity and rapid discounting of delayed hypothetical rewards in cocaine-dependent individuals. Experimental and clinical psychopharmacology, 11(1), 18.
Doran, N., McChargue, D., & Cohen, L. (2007). Impulsivity and the reinforcing value of cigarette smoking. Addictive behaviors, 32(1), 90-98.
Dillon DG, Ritchey M, Johnson BD, La-Bar KS. Dissociable effects of conscious emotion regulation strategies on explicit and implicit memory. Emotion.2007;7(2):345-62.
Eisenberg N. Emotion regulation and moral development. Annu Rev Psychol. 2000;51:665-97.
Faraone SV, Biederman J. Neurobiology of attentiondeficit/ hyperactivity disorder. Biol Psychiatry 1998; 44(10): 951-958.
Faraone SV, Biederman J. What is the prevalence of adult ADHD? results of a population screen of 966adults. J Atten Disord 2005; 9(2): 384-91.
Fox, H.C., Axelrod, S.R.. Paliwal, P., Sleeper, J., & Sinha, R. (2007). Difficulties in emotion regulation and impulse control during cocaine abstinence. Drug and Alcohol Dependence, 89, 298-301, 33, 388-394.
Fowler M. Attention deficit disorder. National information center for children and youth with disabilities (NICHCY), PO Box 1492. Washington DC; 1991: 20013-1492. http://www.nichcy.org.
Faigel, H. C., Sznajderman, S., Tishby, O., Turel, M., & Pinus, U. (1995). Attention deficit disorder during adolescence:: A review. Journal of Adolescent Health, 16(3), 174-184.
Garnefski N & Kraaij V. Cognitive emotion regulation questionnaire – development of a short 18-item version (CERQ-short), Pers
onality and Individua Differences.2006;41: 1045–1053.
Granefski N, Kraaij V. Cognitive emotion regulation strategies and depressive symptoms: A comparative study of five specific Sample. Pers Indiv Diff. 2006;(40):1659-69.
Groos JJ. Emotion regulation: Past, present, future. Cogn Emotion. 1999;13(5):551-73.
Gross JJ & John OP. Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology. 2003; 85 (2): 348–362.
Gross, J.J., Munoz, R.F. (1995). Emotion regulation and mental health. Clinical psychology: Science and Practice, 2 (2), 151-164.
Garnefski N, Van Den Kommer T, Kraaij V, Teerds J, Legerstee J, Onstein E. The relationship between cognitive emotion regulation strategies and emotional problems: comparison between a clinical and a non-clinical sample, European journal of personality 2002; 16 (5): 403 – 420.
Heiligenstein, E., Guenther, G., Levy, A., Savino, F., & Fulwiler, J. (1999). Psychological and academic functioning in college students with attention deficit hyperactivity disorder. Journal of American College Health, 47(4), 181-185.
Kaplan, HA, Sadock BJ . Comprehensive textbook of Pschiatry. 5thed. Baltimore: William &Wilkins; 1985.
Kessler RC, Adler L, Barkley R, et al. The prevalence and correlates of adult ADHD in the United States: Results from the national comorbidity survey replication. Am J Psychiatry 2006: 163(4): 716-723.
Martin R, Dahlen ER. Cognitive emotion regulation in the prediction of depression, anxiety, stress, and anger, Personality and Individual Differences.2005; 39: 1249–1260.
Oschner KN, Gross JJ. The cognitive control of emotion. Trend Cogn Sci. 2005; 9(5):242-9.
Parker, JD., Taylor, RN., Eastabrook JM., Schell SL., Wood LM. (2008). Probrm gambling in adolscents: relationship with internet misuse, gaming abuse and emotional intelligence. Personality and individual differences, 45: 174-180.
Rezvan S, Bahrami F & Abedi MR. The Effect of Emotional Regulation on Happiness and Mental Rumination of Students, Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology 2006; 12 (3): 251-257. (Persian).
Rösler, M., Retz, W., Retz-Junginger, P., Hengesch, G., Schneider, M., Supprian, T., … & Thome, J. (2004). Prevalence of attention deficit–/hyperactivity disorder (ADHD) and comorbid disorders in young male prison inmates*. European archives of psychiatry and clinical neuroscience,254(6), 365-371.
Trinidad, D. R., & Johnson, C. A. (2002). The association between emotional intelligence and early adolescent tobacco and alcohol use. Personality and Individual Differences, 32(1), 95-105.
Teeter PA. Interventions for ADHD. Treatment in developmental contex. New York: Guilford Press; 1998:276-319.

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، مصرف مواد، کمبود توجه

ی در مقابل رفتارهای داروجویانه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود . حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد344 (آگاتسوما و هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی(فرانک و همکاران،2003)، نسبت داده می شود .
سیگل345 (1998)، در یک جمع بندی بیان می دارد، تحقیقات نشان می دهد که معتادان دارای ویژگی های شخصیتی چون من ضعیف، دامنه پایین تحمل ناکامی، اضطراب وتحمل همه کار توانی هستند .بسیاری از آنها دارای شخصیت اجتماع ستیز و بیماری های روانی جدی هستند. همچنین مصرف کنندگان مواد تمایل به اضطراب ، تکانشی بودن سرکشی و غرور بیشتر دارند آنها در بزرگسالی ناشکیبا و بی طاقت هستند و نیاز قوی به تأیید شدن دارند(لویینسون346، 1997). به طور کلی اختلالات شخصیت پیش بینی کننده قوی در وابسته شدن به مواد افیونی و کوکائین محسوب می شود(فرانکوییس 347،2000).
کلارک348 و دیگران (1998)، به مطالعه عملکرد خانواده از دید مادران و نوجوانان استفاده کننده از الکل پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد نا مطلوب در خانواده های نوجوانان الکلیک بیش از نوجوانان عادی است. مادران نوجوانان الکلیک عملکرد نامطلوب تر خانوادگی را گزارش کردند.
استارک-روبلوسکی349 و پل350 (2006)، دریافتند که سبکهای والدینی(اقتداری،استبدادی و بی اعتنا) با مصرف مواد در نوجوانان دختر و پسر رابطه دارد . اسپیرس نومیستر351 و فینچ352 (2006) ، نشان دادند که سبکهای والدینی متفاوت منجر به هدف گزینی متفاوت در نوجوانان می شود.
وینستین353(1993) ، مطالعه ای روی 338 دانشجو در ایالات متحده انجام داد. در این پژوهش نشان داد که دوستان و همسالان مهمترین تأثیر را در مصرف مواد مخدر دارند .
کروم- مرابیت354 و مایر355 (2005) ، در یک مطالعه مقایسه ای با 4045 نوجوان به عنوان گروه پر خطر و 1709 نوجوان به عنوان گروه گواه دریافتند نوجوانان خطر جو بیشتر اوقات خود را خارج از مدرسه با دوستان صرف می کنند و به جای انجام تکالیف درسی ، اغلب سیگار می کشند ، و الکل مصرف می کنند و با احتمال بیشتری در زد و خورد های فیزیکی درگیر می شوند(به نقل از پژوهش زینالی،1386).
ديسني 356و الكينز357 و مك گو358(1999)، ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند.
ویلنز359 و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی تأثیر اختلال ADHD 360بر دوره سوءمصرف مواد پرداختند. در این مطالعه 130 بزرگسال دارای اختلال ADHD با 71 بزرگسال بدون اختلال ADHD که همگی دارای سابقه اختلال مصرف مواد محرک361 بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد.
طبق تحقیقات انجام شده، فولر362(1991) ،کاپلان(1985) ، ریف (2005)، بیان کردند ، ميزان آسيب رواني ADHD كودكان در بزرگسالي زياد مي باشد. مخصوصا با ريسك بالاي شخصيت ضداجتماعي همراه است . وییاوا363(2002) ، ADHD، با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است و مطالعات نشان داده است كه خصوصا علائم بي توجهي ممكن است زمينه ساز اين مساله باشد. در بيماران ADHD ، سيگار كشيدن به صورت يك رفتار عادتي و مستمر مي گردد. سن مصرف سيگار، پايين و تعداد سيگارهاي مصرفي بيشتر مي شود. اين موضوع به عنوان يك مدرك، ارتباط مشخص بين علائم ADHD و خطر استفاده از تنباكو، را فراهم مي كند )کولینز364،2005).

فصل سوم
روش تحقیق

در اين فصل درباره روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری بحث خواهيم کرد. سپس ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش را معرفی کرده و شيوه اجرا و همچنين روش های آماری مورد استفاده برای تحليل داده ها را توضيح می دهيم.
3-1 – روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای(پس رویدادی) است. گروه مورد مطالعه دانشجویان دارای نشانه های ADHD و گروه مقایسه دانشجویان عادی و بدون نشانه های ADHD است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد اعتیاد و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های ADHD با دانشجویان عادی است. متغیر مستقل در این پژوهش استعداد به اعتیاد و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و متغیر وابسته داشتن نشانه های ADHD و نبود این نشانه ها است.
3-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري
جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب می گردند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. افرادی در گروه با نشان
ه های ADHD قرار می گیرند که نمره آنها در پرسشنامه کانرز بالاتر از نقطه برش باشد.
3-3- ابزار پژوهش
3-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز365 (CAARS-S:S):
پرسشنامه ای است با پایایی و روایی مناسب شامل 26 آیتم صفر تا سه امتیازی که در تصحیح آن از پنج زیر مقیاس شامل:
A کم توجهی- مشکلات حافظه
B بی قراری / بیش فعالی
C بی ثباتی هیجانی/ تکانه ای بودن
D مشکلات با تصور کلی از خود
E شاخص بیش فعالی کم توجهی
استفاده می شود (کانرز و همکاران، 1999). زیر مقیاس E، مقیاسی از سطح کلی علایم مربوط به بیش فعالی را نشان می دهد و از میان زیر مقیاس ها بهترین غربال برای شناسایی افراد در معرض خطر بیماری می باشد. نمرات خام هر زیر مقیاس با استفاده از جدول هنجاری مناسب آن حوزه را نشان می دهند، احتمال بدنمایی یا اغراق در علایم را نیز مطرح می کنند (کانرز و همکاران، 1999 ). این پرسشنامه در ایران توسط عربگل و همکاران (۱۳۸۳) هنجاریابی شده است و نقطه برش آن را 38 تعیین کرده اند پس اگر نمرات بدست آمده بالاتر 38 باشد فرد تشخیص اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی دریافت می کند و نمرات پایین تر از 38 بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی می باشد همچنین روایی آن را که با روش آلفای کرونباخ محاسبه شده است رقم 81/0 به دست آمده است .
3-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز
برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب همسانی درونی که از طریق آلفای کرونباخ محاسبه می شود استفاده گردید. در این روش ابتدا ضریب آلفای کلی پرسشنامه بدست آمده و سپس با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات ، سوالات نامناسب شناسایی می شوند .
جدول3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده
آلفای کرونباخ کلی

تعداد سئوالات
تعداد نمونه

72/0

24

106

همانگونه که از جدول فوق مشخص است مقدار ضریب آلفای محاسبه شده برابر 72/0 می باشد که ضریب پایایی قابل قبولی می باشد. در مرحله بعدی جهت حذف سئوالات نامناسب با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات در جدول 3-2 پرداخته شده است .

جدول3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات

میانگین مقیاس در صورت
حذف سئوال
واریانس مقیاس
در صورت حذف سئوال
همبستگی کلی
سئوال تصحیح شده
آلفای کلی در صورت حذف سئوال
شماره سئوال
51/70
452/102
269/0
713/0
1
29/71
463/106
015/0 –
736/0
2
62/70
327/101
306/0
711/0
3
27/71
467/101
191/0
718/0
4
52/71
313/96
427/0
700/0
5
70/71
342/98
359/0
705/0
6
39/71
301/98
344/0
706/0
7
59/71
815/95
495/0
.696/
8
84/71
658/96
510/0
.696/
9
12/72
228/104
092/0
725/0
10
63/71
452/95
470/0
698/0
11
14/71
543/95
441/0
698/0
12
28/71
062/94
546/0
691/0
13
77/71
151/101
211/0
717/0
14
96/71
069/106
011/0
732/0
15
68/70
992/101
233/0
715/0
16
32/71
129/104
081/0
727/0
17
26/72
713/96
377/0
703/0
18
23/72
339/106
006/0
731/0
19
41/72
524/100
259/0
713/0
20
71/72
086/106
025/0
729/0
21
77/71
548/95
424/0
699/0
22
10/72
251/99
281/0
711/0
23
43/71
797/99
185/0
721/0
24

همانگونه که از جدول 3-2 مشخص است سئوالهای 2 و 19 که با رنگ قرمز مشخص شده اند سئوال نامناسب تشخیص داده شده و در صورت حذف آن ضریب پایایی تا حدودی افزایش می یابد.
3-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان 366(CERQ):
پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان توسط گارنفسكي367 و همكاران ( 2002 )، تدوين شده است. اين پرسشنامه دارای 36 سوال و چند بعدي است كه جهت شناسايي راهبردهاي مقابله اي شناختي افراد پس از تجربه كردن وقايع يا موقعيتهاي منفي مورد استفاده قرار مي گيرد. برخلاف ساير پرسشنامه هاي مقابله اي كه به صورت آشكار بين افكار فرد و اعمال واقعي وي تمايز قايل نمي شوند، اين پرسشنامه افكار فرد را پس از يك تجربه منفي يا وقايع آسيب زا ارزيابي مي كند. اين پرسشنامه يك ابزار خود گزارشي است و داراي 36 ماده مي باشد. اجراي اين پرسشنامه خيلي آسان است و براي افراد 12 سال به بالا (هم افراد بهنجار و هم جمعيت هاي باليني) قابل استفاده مي باشد. پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) نه راهبرد شناختي سرزنش خويش368، پذيرش369، نشخوارگري370، تمركز مجدد مثبت371، تمركز مجدد بر برنامه ريزي372، ارزيابي مجدد مثبت373، ديدگاه پذيري374، فاجعه انگاري375 و ملامت ديگران376 را ارزيابي مي كند. گارنفسكي و همكاران ( 2002)، اعتبار و روايي مطلوبي را براي اين پرسشنامه گزارش كرده اند. ساختار عاملی و اعتبار این ابزار در ایران توسط امین آبادی و همکاران (1390) ، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از 36 سوال مورد بررسی تنها 26 سوال در 4 عامل به نام های سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی و سرزنش دیگران جای گرفتند. لذا از فرم 26 سوالی پرسشنامه در پژوهش حاضر استفاده گردیده است. نمره گذاري اين پرسشنامه در يك پيوستار 5 درجه اي (هميشه،اغلب اوقات، معمولا، گاهي ، هرگز ) به ترتيب از چپ به راست از1 تا 5 نمره گذاري مي شوند و نمرات بدست آمده با هم جمع مي شوند. نمرات هر يك از مؤلفه ها ممكن است از 4 تا 20 نمره در نوسان باشد. نمرات 4 تا 20 هر مؤلفه ميزان كاربرد آن راهبرد را مشخص مي كند. ممكن است در هر كدام از مؤلفه ها يكي ازمواد بدون پاسخ باشد كه در اين صورت آن
مواد با متوسط ديگر مواد نمره گذاري مي شود.
راهبردهاي تنظيم هيجان شناختي عبارت اند از:
• سرزنش خود: خود را مسئول و مقصر دانستن در تجربيات تلخ. كسي كه در وقايع پيش آمده به سرزنش خودگناه است. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر377 ، کرائج378؛2002 ).
• پذيرش: دلالت دارد بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، مصرف مواد، کمبود توجه

هستند با درگیري اولیه با الکل و سایر مواد، مرتبط هستند. یک مطالعه جدید اشاره کرده است که الکلیسم والدین از طریق استرس و اثر منفی آن، کاهش نظارت والدین و افزایش تهیج پذیري مزاجی آنان، می تواند بر مصرف مواد نوجوانان تاٌثیرگذارد.
– عوامل خطرساز اجتماعی
کودکان از طریق مصرف الکل توسط همسالان و نگرشهاي آنان نسبت به مصرف مواد ، تحت تأثیر قرار می گیرند. نوجوانانی که دوستانشان به الکل و سایر مواد دسترسی دارند بطور فزاینده در معرض خطر بوده و احتمال زیادي براي تبدیل آنها به مصرف کننده مواد وجود دارد. بزرگسالان اغلب از طریق همسالانشان به این صورت تأثیر می پذیرند که ماده خاصی را انتخاب کنند.
– عوامل خطرساز وراثتی
از قدیم یک عامل وراثتی که بر افزایش احتمال اعتیاد به الکل تأثیر می گذارد فرض شده است. به عنوان مثال، پسران و دختران افراد الکلیسم سه یا چهار برابر بیشتر احتمال دارد که نسبت به افرادي که تاریخچه خانوادگی الکلیسم ندارند، به عنوان یک الکلیک رشد کنند. به همین دلیل، اعتیاد به سایر مواد نیز با یک تاریخچه خانوادگی الکلیسم مرتبط است. برخی از افراد، پس از نخستین حمله ناشی از مصرف الکل سطح پایین تري از یک انتقال دهنده عصبی به نام سروتونین را نشان داده اند. بنابراین، ممکن است تعدادي از افراد الکلی یک کاهش از پیش تعیین شده در این انتقال دهنده عصبی داشته باشند. در واقع، مصرف الکل تلاشی براي رهائی از این عدم تعادل انتقال دهنده عصبی است . به عبارت دیگر ممکن است نوعی از الکلیسم با کمبود سروتونین مرتبط باشد و نوعی دیگر، از سایرکمبودهاي زیست شناختی ناشی شود.
– عوامل خطرساز دارو شناختی
داروشناسی عبارتست از مطالعه داروها و اثرات آنها بر بدن. چندین عامل داروشناختی ، خطر ادامه مصرف، سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند (لاندري215،1993).
بسياري از پژوهشگران حوزه اعتياد و به ويژه اكثر افراد عادي جامعه، بر اين باورند كه ساختمان شخصيت برخي افراد براي پذيرش اعتياد مساعدتر از ديگران است. اينان مي پندارند كه اين زمينة مساعد بي گمان شرط اوليه و لازم ابتلا به اعتياد ا ست و بدين ترتيب مسأله را بيش از حد ساده مي انگارند. تنها مزيت اين كار آن است كه به مسأله، ظاهري روشن و آشكار مي بخشد (برژره،1987). بدين ترتيب عواملي وجود دارند كه احتمال يا امكان سوء مصرف مواد و اعتياد را افزايش مي دهند. عوامل خطرساز در گرايش به اعتياد ضامن اعتياد در آينده نيستند ، بلكه بيشتر پيش بيني كننده ها و شاخصهاي اعتياد بالقوه هستند(لاندري،1993).
برخی از منابع دیگر، عوامل خطر آفرین اعتیاد را در قالب مقوله هائی متفاوت از نوع ذکر شده، اما با ماهیتی کم و بیش یکسان دسته بندي کرده اند که در جدول 2-1 به آن اشاره شده است .

جدول 2-1 عوامل مخاطره آفرین در گرایش به سوء مصرف مواد

عوامل مخاطره آفرین فردي

عوامل مخاطره آفرین محیطی و بین فردی

عوامل مخاطره آفرین اجتماعی
• دوره نوجوانی
• استعداد ارثی
• صفات شخصیتی
• صفات ضد اجتماعی
• پرخاشگري
• اعتماد به نفس پائین
• اختلالات روانی
• افسردگی
• فوبی
• نگرش مثبت به مواد
• موقعی تهاي مخاطره آفرین
• ترك تحصیل
• بی سرپرستی
• تأثیر مثبت مواد بر فرد
• عوامل مربوط به خانواده
• غفلت از فرزندان
• وجود الگوي نامناسب در خانواده
• خانواده آشفته
• عوامل مربوط به دوستان
• دوستان مصرف کننده مواد
• عوامل مربوط به مدرسه
• فقدان حمایت
• فقدان محدودیت
• عوامل مربوط به محل سکونت
• شیوع خشونت و اعمال خلاف
• فقدان قوانین و مقررات جدي ضد مواد مخدر
• بازار مواد
• مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
• کمبود فعالیتهاي جایگزین
• کمبود امکانات حمایتی،مشاور هاي و درمانی
• توسعه صنعتی، محرومیت اقتصادي اجتماعی
(منبع : رحیمی، :1376 1و2و4)

همچنین الگوی شروع مصرف را می توان به صورتی که در نمودار 2-1 آمده است، نشان داد :

نمودار 2-1 الگوي کلی شروع مصرف
(اقتباس از گلانتز و هارتل)

2-3- اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)216
2-3-1 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)217 و علایم تشخیصی
اختلال بیش فعالی- کاستی توجه (ADHD ) مجموعه ای از علائم و نشانگان است که با پر تحرکی و رفتارهای تکانه ای و محدودیت میزان توجه که منجر به اختلال تمرکز می شود، قابل تشخیص است. این اختلال نخستين بار در سال ١٨٦٣ توسط هاينريش هافمن218 توصيف گرديد (نجمی،2007). برای تشخیص گذاری، نشانه ها باید حداقل شش ماه دوام داشته باشد و نخستین بار بعد از سه سالگی و قبل از هفت سالگی شروع شده باشد (کاپلان219 ، سادوک220، 2005). محققان دريافته اند كه اختلالهاي رفتاري معمولا نخستين بار در سال هاي آغازين دوره ابتدايي مشاهده مي شوند (يوسفي، 1377 ). اختلالهاي رفتاري به طور چشمگيري بر عملكرد تحصيلي- اجتماعي كودكان، تأثير منفي مي گذارند و احتمال ابتلا به بيماري هاي رواني در دوره بزرگسالي ر ا افزايش مي دهند ( عدل، 1372 ) .
اين اختلال یکی از شایعترین اختلال عصبی رفتاری است که در مراجعان به درمانگاههای روانپزشکی کودک و نوجوان مشاهده می شود (ویلنز221، فارائون222، بیدرمن223 ،گاناواردن224،2004 ). تشخیص دیرهنگام این اختلال می تواند پیامدهای
زیانباری از جمله سوءمصرف مواد و اختلال در روابط اجتماعی، تحصیلی و شغلی را در پی داشته باشد (بیدرمن ، فارائون ، کینان225 ، کنی 226، تسوانگ227 ، 1990؛ بیدرمن و همکاران،1992؛ فارائون و همکاران،1995؛ غنی زاده، بهره دار و معینی، 2006؛ توکلیان، داوری آشتیانی، عربگل و امینی،2003 ). زمانی این اختلال یک بیماری دوران کودکی تلقی می شود که تأثیر اندکی بر عملکرد دوره بزرگسالی بگذارد، در حالی که تحقیقات اخیر نشان داده اند که تعداد زیادی از کودکان ADHD، در طول زندگیشان اثراتی از مهار گسیختگی، تکانشگری، به هم ریختگی، بی توجهی و بی ثباتی هیجانی را تجربه می کنند (تیتر228،1998). ویژگیهای دیگر این بیماری، ناپایداری عاطفی، عصبانیتهای ناگهانی و شدید، پاسخهای هیجانی شدید، آشفتگی در انجام کارها، بی ثباتی در روابط بین فردی، ناکامی شغلی و تحصیلی، سوء مصرف الکل و پاسخهای غیرمعمول به روان درمانی می باشد (کاپلان وسادوک،2000). مشکلات کاری افراد بیش فعال احتمالاً به دلیل پیشرفت تحصیلی پایینتر، مشکلات یادگیری قبلی، مشکلات تکانه ای بود و …آنهاست. علاوه بر موارد فوق، در مطالعات مختلف وضعیت ازدواج و شغل آینده مبتلایان، به این بیماری نشان داده شده است. کارکرد بزرگسالان واجد اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ممکن است در بعضی زمینه ها خوب و در برخی نامطلوب باشد. با آگاهی از این موضوع، درمانگر و فرد مورد نظر می توانند برای تقویت تواناییها و جبران ضعف در دیگر زمینه ها راهکارهایی پیدا کنند (تیتر،1998). تأثیر منفی این اختلال بر وضعیت تحصیلی و شغلی، زندگی اجتماعی، ثبات روابط نزدیک و مهارت حل مسأله (پاری229 و همکاران، 2002) و نیز مفید بودن روش خود گزارشگری در تشخیص این اختلال در بزرگسالان و توصیه برخی مطالعات به بررسی این بیماری در دانشجویان (فولوایلر230، 1999) و نیز پاسخ مناسب و مؤثر درمانی (در صورت تشخیص به موقع این اختلال) پژوهشگران (عربگل و همکاران) را بر آن داشت تا به بررسی این اختلال در بزرگسالی بپردازند . اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه يك اختلال مولتي فاكتوريال بوده و اتيولوژي دقيق آن ناشناخته است(دلی231،2004).ولي مي توان به نقش عوامل رواني اجتماعي، بيولوژيكي، ژنتيكي، عوامل محيطي، تغذيه اي، وزن كم زمان تولد، عوامل خانوادگي ، مصرف تنباكو در طي حاملگي مادر، سابقه فاميلي، استرس رواني در حاملگي و آسيب هاي جزيي(بردهتر232،2006؛یوشیمسو233،2006) اشاره كرد. اختلالات رواني و رفتاري نظير اختلال عملكرد، بي اختياري ادراري، اختلال وسواس و اختلال اضطرابي ممكن است ADHD را همراهي كند(بیدرمن234، 1991؛حیرانی، 1381 ).
اين اختلال كه با ويژگيهاي كلي بي توجهي، عدم تمركز تكانشگري و ناآرامي مشخص مي شود، كاركرد كودك را در مدرسه، خانه و جامعه مختل ساخته، به نحوي كه در صورت عدم درمان، خطر شكست تحصيلي، سوء مصرف مواد و اختلالات روانپزشكي بالا مي رود(والنت235 و سیتل236، 2001) . به جز بيش فعالي،نقص دامنة توجه، ضعف تمركز، حواسپرتي و مشكلات همراه با بيقراري و دمدمي مزاج بودن، كودكان مبتلا اغلب دچار ناتواني در يادگيري و مشكلات هيجاني نيز مي باشند اثرات زيانبار اين اختلال بر جامعه مانند: صرف هزينه هاي گزاف، تنيدگي در خانواده، آشفتگي در مدرسه، استعداد ارتكاب جرايم و سوء مصرف مواد، تداوم اختلالات روانپزشكي تا بزرگسالي در مطالعات مقطعي و گذشته نگر متعددي مطرح شده است (عربگل،2004).
این اختلال 5-3 در صد کودکان را مبتلا می کند و موجب تحرک و فعالیت بیش ازاندازه و یا کاهش توجه و تمرکز بیماران می شود( سادوک و سادوک ،2000). خطر ابتلا در دوقلوهای تک تخمکی بیش از دو تخمکی بوده است. هم چنین احتمال ابتلای پسران ، دو تا نه برابر دختران گزارش شده است. برخی بررسی ها نشان داده اند که فراوانی موارد ابتلا به ADHD در خانواده های دختران مبتلا بیشتر از خانواده های پسران مبتلا است (اسمالی237 و همکاران،2000).
این اختلال به صورت الگوي پايدار كمبود توجه و يا رفتارهاي فعال و تكانه اي تعريف مي شود كه از آنچه معمولاً در كودكان هم سن و يا سطح رشد مشابه ديده مي شود شديد تر است. علايم بيماري بايد قبل از 7 سالگي شروع شده و حداقل به مدت 6 ماه طول كشيده باشد و همراه با اختلال عملكرد در دو موقعيت خانه، مدرسه وارتباط با همبازي كودك باشد اين كودكان در خانه از والدين خود پيروي نكرده و تكانشي عمل مي كنند و دچار بي ثباتي هيجاني بوده و تحريك پذير هستند و در مدرسه قادر به انجام تكاليف نبوده و نيازمند به توجه بيشتر از سوي معلمين مي باشند.
گرچه پژوهش ها درباره خانواده کودکان مبتلا به ADHD دارای سابقه بیست وپنج ساله است ، با این حال خاطر نشان شده است که نقش عوامل خانوادگی در ابتلا به این اختلال کمتر مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از سئوالات در مورد خصوصیات خانوادگی کودکان مبتلا به این اختلال هنوز بدون پاسخ مانده است (جانستون و ماش238،2001 ) . استورمونت- اسپرگین و زنتال (1996) کودکان مراجعه کننده به کلینیک ها ی درمانی را که تشخیص اختلال بیش فعالی دریافت کرده بودند با کودکان عادی مقایسه کردند. نتایج نشان داد که خانواده های کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی با خانواده های کودکان عادی در پاره ای موارد (سابقه بیماری روانی در والدین، ترتیب تولد و …)دارای تفاوت معنا دار می باشند (استورمونت- اسپرگین239 ، زنتال240،1996 ) . میزان بالای اختلالات اضطرابی در خویشاوندان زن کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی گزارش می شود(پرین241 ، لاست242،1996 ).
مطالعات اخير نشان داده
اند كه ADHD مي تواند تا سالهاي نوجواني و بزرگسالي ادامه يابد(فولر2431991؛ ولدیزن244،2006). اختلال بیش فعالی- کمبود توجه يك اختلال رواني متداول در بالغين است كه عليرغم انتشار مطالعات وسيع از اواسط دهه 1970 تا سالهاي اخير به ندرت در بالغين تشخيص داده مي شود (وندر245،2000 ). طي كنترلهاي طولاني مدت نشان داده شد كه اين اختلال در تعداد قابل اندازه گيري از بالغين كه در كودكي ADHD بودند، وجود دارد (برینس246، 2007؛کیت247،2009).
علائم ADHD در گروههاي سني متفاوت، مشابه مي باشد چون علائم اين اختلال در افراد بالغ به روشني علائم در كودكان نمي باشد، ممكن است اين اختلال را در مورد بيمار قطعي ندانند (کاپلان و سادوک،1985) . علائمي از جمله بيش فعالي حركتي، بي توجهي، پاسخ هيجاني شديد، آستانه تحريك پايين و عصبانيت هاي ناگهاني و شديد، تكانشگري و ويژگي ارتباطي ضعيف و پرتنش و بي ثباتي در روابط بين فردي، همچنين ناكامي شغلي و

پایان نامه ارشد رایگان درمورد متادون، مصرف مواد، سوء مصرف مواد

معتاد اصلي است، 880000 نفر مصرف كننده تفنني و 500000 نفر نيمه معتاد هستند. اگر نسبت به جمعيت همه اين ارقام را جمع بزنيم در حدود 4 درصد خواهد شد. البته اگر فقط عدد اول را محاسبه كنيم كمتر از2 درصد معتاد خواهيم داشت. از كل معتادان كشور 6/18 تا 4/21 در تهران زندگي مي كنند، كه 300000 نفر ترياك، 324000 نفر شيره و 72000 نفر هرويين مصرف مي كنند. شيوع مصرف مواد قبل از ده سالگي در سال 1375 صفر درصد بوده ولي در سال 1377 به 12 درصد رسيده است كه اين امري وحشتناك است، زيرا سن قبل از ده سالگي سن رشد است يعني سني كه ما براي تربيت نسل آينده سرمايه گذاري مي كنيم. شروع مصرف قبل از 15 سالگي و بين 15 تا 19 سالگي در طول اين سالها به ترتيب از 3/3 درصد و از 12 به 2/22 درصد افزايش داشته است )موسوی ،1388).
2-2-5 نشانه هاي سوء مصرف مواد
در نتيجة مصرف افيون چند نشانة فيزيولوژيكي ايجاد مي شود كه علت آن اثر دارو بر چندين منطقة مغز است. آثار جسماني عمدة اين داروها كاستن از ادراك درد است. افيونها عموماً با اولين مصرف موجب تهوع و استفراغ مي شوند. آنها همچنين موجب تنگي آشكار مردمك مي شوند كه به « مردمك نوك سوزني190 » معروف است. اين علامت معمولاً در معتادان هرويين ديده مي شود. افيونها حركت غذا در مسير گوارش را كُند مي كنند و به همين خاطر موجب يبوست مي شوند. در واقع، هزاران سال افيونها را براي درمان اسهال و اسهال خوني بكار برده اند، و هنوز هم براي اين منظور استفاده مي شوند. آثار اين داروها بر دستگاه عصبي خودمختار ظريف تر از آثار داروهاي محرك است، آنها اثر زيادي روي قلب ندارند، ولي فشار خون را كاهش داده و موجب عرق كردن مي شوند. گرچه اثر ذهني اولية هرويين به ارگاسم جنسي شباهت دارد، مصرف مزمن آن با كاهش سايق جنسي و كژكاري جنسي همراه است. جدي ترين اثر فيزيولوژيكي، اُفت تنفسي است، وقفة تنفسي رايج ترين علت مرگ ناشي از مصرف بيش از حد است (روزنهان و سليگمن، ترجمه سيد محمدي،1380).
2-2-6 انواع مواد اعتيادآور
اگرچه تعداد مواد اعتيادآور بسيار زياد هستند و هر يك از اين مواد آثار و عوارض خاصي بر روي جسم و روان فرد مصرف كننده بر جاي مي گذارند، ولي بطور كلي تمامي اين مواد به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند:
1- كُند كنند ه ها191
2- محرك ها192
3- توهم زاها193 (موسوی،1388).
يك ماده مخدر مي تواند حداقل سه اسم متفاوت داشته باشد: «ماده شيميايي» ،«جنسي» و« تجارتي». آنهايي كه مصرف دارويي مشروع دارند ممكن است تحت انواع متفاوتي از اسامي تجاري نام گذاري شوند. اسامي تجاري با حرف بزرگ شروع مي شوند، در حالي كه«ماده شيميايي»،«جنسي» با حرف كوچك شروع مي شوند (ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران،1384).
-كُند كننده ها
كُند كننده ها موادي هستند كه گيرنده هاي درد اعصابِ بدن را از كار مي اندازند، و دردهاي رواني راهم سد مي كنند و در نتيجه مصر ف كننده از نظر عاطفي و عملكرد زندگي فردي سست، آرام و كُند مي شود. اين افراد احساس دلهره و نگراني كمتري را در زندگي تجربه مي كنند (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387). مصرف اين مواد منجر به وابستگي رواني و جسمي، يعني اشتياق براي مصرف شده، ترك آنها باعث فشارهاي رواني و جسمي مي شود. مشتقات ترياك (هرويين، مورفين، كديين) و آرام بخشهايي مانند ترياك از قبيل متادون اغلب در دسته ناركوتيك ها قرار مي گيرند. دسته كندكننده ها شامل مواد استنشاقي هم مي شود، يعني دسته اي از مواد متنوع كه به آساني قابل دسترسي هستند و معمولاً در خانه ها موجود است، از قبيل چسب، تينر نقاشي، اسپري مو و پاك كننده لاك ناخن. هنگام استنشاق احساس ضعفي را بوجود مي آورند كه مي توانند باعث مستي شوند ماند آنچه الكل به دنبال دارد (ابادينسكي، ترجمه كريمي وهمكاران،1384). باربيتورات ها و بنزوديازپين ها نمونه هايي از كندكنندهاي سيستم عصبي مركزي هستند. فنوباربيتال،آموباربيتال (آميتال) و سكوباربيتال (سكونال) نمونه هايي از باربيتورا تها هستند. بنزوديازپين ها شامل آرامبخش هايي همچون: ديازپام (واليوم)، آلپرازولام (زاناكس)، اوكزازپام (سراكس)، لورازپام (آتيوان)، كلونازپام(لكونوپين) و كلروديازپوكسايد (ليبريوم).
علامتها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
– حالت خواب آلودگي
– گفتار بريده بريده
– فقدان هماهنگي
– اختلال حافظه
– گم گشتگي
– تنفس آهسته و كاهش فشار خون
– سرگيجه
– افسردگي
شايع ترين موارد مصرف كند كننده در كشور عبارتند از: ترياك، سوخته ترياك، شيره ترياك، هرويين،كراك (هرويين فشرده)، تمجيزك/ نورجيزك، داروهاي آرام بخش- خواب آور، الكل، مواد استنشاقي (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387).
مواد استنشاقي
علامت ها و نشانه هاي مصرف استنشاقي بستگي به مواد استنشاقي دارد. بعضي موارد استنشاقي رايج شامل: چسب، تينرهاي نقاشي، مايع غلط گيري، ماژيك، بنزين، محلول هاي پاك كننده و فرآورده هاي افشانه خانگي. هنگام استنشاق، اين فرآورده ها ممكن است باعث مسموميت كوتاه مدت و كاهش بازداري احساسات شوند. استفاده طولاني مدت ممكن است باعث حمله هاي صرع و آسيب به مغز، كبد و كليه ها شود. همچنين استفاده از استنشاقي ها ممكن است باعث مرگ شود (موسوی، 1388). مشكل سوء مصرف اين مواد بسيار بيشتر از حد قابل تصور است و در همة كشورها چه جوامع صنعتي و چه غيرپيشرفته اين مواد وجود دارند. اين مواد بصورت گسترده در دسترس اند و به صورت قانوني و به قيمت ارزان قابل خريداري اند.
مواد استنشاقي، سرخوشي سريعي ايجاد مي كنند. افرادي كه به فواصل كوتاه و به صورت شديد از اين مواد استنشاق مي كنند، معمولاً سردرد دارند. كساني كه از اين مواد استفاده مي كنند، به سه گروه تقسيم كرده اند:
1- بزرگسالان وابسته به مواد استنشاقي
2- مصرف كنندگان چند دارو(ماده)194
3- افراد جوان وابسته به مواد استنشاقي
گروه اول: چون به مدت طولاني و زياد از اين مواد استفاده كرده اند، مشكل جدي دارند. اگرچه اغلب افراد سوء مصرف كننده مواد استنشاقي از ديگر مواد يا الكل هم استفاده مي كنند، ولي گروه اول بطور غالب (حتي اگر ساير مواد هم در دسترس باشد) مواد استنشاقي را بكار مي برند. گروه دوم: تنها در صورتي كه ساير مواد و مادة اصلي مورد مصرفشان در دسترس نباشد، از اين مواد مصرف مي كنند و مشكل آنها ببيشتر به ساير مواد مربوط مي شود. گروه آخر كه افراد جوان مصر ف كننده اين مواد هستند، دورة كوتاهي اين مواد را تجربه كرده اند. همانطور كه ممكن است الكل يا سيگار حتي ماري جوانا را تجربه كرده باشند. براي اينكه اين افراد همانند گروه اول مشكل شان سخت و جدي نشود، مداخلات و درمان هاي رفتاري براي آنان بسيار مهم است. بعضي گزارش ها وجود خشونت بيشتر را در افراد وابسته به اين مواد ذكر كرده اند و معمولاً اين افراد رفتارهاي اجتماعي ضعيف تري دارند. بسياري از اختلالات عصب شناختي 195مانند انسفالوپاتي يا پاركينسونيسم يا عدم تعادل مخچه اي 196 مي توانند ايجاد شوند. علايمي كه در ضمن مصرف اين مواد ممكن است ديده شود عبار ت اند از: سرگيجه، نيستاگموس، تكلم نامفهوم، لتارژي، كاهش رفلكس ها، لرزش، ضعف عضلاني عمومي، تاري ديد و به ندرت اغما (نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي،1387 ).
هزاران سال است كه از مواد اپيوييدي براي از بين بردن درد استفاده مي شود. اپيوييدها را مي توان ازنظر طبيعي يا صناعي بودن به دو گروه تقسيم كرد:
اپيوييدي هاي طبيعي عبارت اند از: ترياك، شيره، پاراگوريك.
اپيوييدي هاي صناعي عبارت اند از: مورفين و اپيوييدهاي مشابه آن (متادون،LAAM،پروپوكسي فن،Darron) مپريدين و اپيوييدهاي مشابه آن (مپريدين، پتيدين، آنيلريدين، ديفنوكسيلات، فنتانيل، لپروميدآلفاپرودين) و ديگر اپيوييدها (پنتازوسين، بوپره نورفين، بوترفانل، نولبوفين، نالوكسان، نالتركسون و …). از اوايل دهة 1970 ، دانشمندان متوجه شدند كه مواد اپيوييدي به محل هاي اختصاصي (گيرنده ها) در مغز و بدن متصل شده، اثرات خود را بروز مي دهند. در بدن موادي به نام اندورفين وجود دارند كه با اين گيرنده ها تركيب مي شوند. نوع ديگر طبقه بندي مواد اپيوييدي برحسب آگونيست خالص يا آگونيست نسبي يا آنتاگونيست بودن آنان است:
اپيوييدي هاي آگونيست خالص عبارت اند از: مورفين، متادون، اكسي كدون، مپريدين، پروپوكسي فن،هرويين، ترياك، شيره، هيدرومورفون، فنتانيل و كديين.
اپيوييدي هاي آگونيست نسبي (آگونيست، آنتاگونيست) عبارت اند از: پنتازوسين (تالوين)، نالبوفين، بوپره نورفين، بوتورفانول، و آنتاگونيست هاي اپيوييدي عبارت از: نالوكسان و نالتركسون (نادري، بينازاده،صفاتيان و پيوندي، 1387).
شبه افيون يها197 مخدر هستند، داروهاي مسكن بطور طبيعي از ترياك يا بطور مصنوعي توليد مي شوند. اين نوع از داروها شامل: هرویين، مورفين، كديين، متادون و اكسي كدون (اكسي كنتين). علامت ها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
• كاهش احساس درد
• آرامش با داروي مسكن
• افسردگي
• گم گشتگي
• يبوست
• تنفس آهسته
• نشانه هاي سوزن (اگر داروها تزريقي باشد). (بر گرفته از تحقیق موسوی،1388)
– محرك ها
مواد محرك كه موجب وابستگي شديد مي شوند عبارت از: كوكايين، آمفتامين، متلين دي اكسي آمفتامين، فن فرازين، فن دي فرازين، دي اتيل بروپيون، متيل فنيديت (ريتالين) و متامفتامين. از مواد محرك با وابستگي كم نيز مي توان از كافيين، نيكوتين، فني لپروپانولامين، افدرين، سودوافدرين، تئوفيلين، فن فلورامين،استريكنين نام برد (نادري، بينازاده، صفاتيان و پيوندي،1387 ).
اين مواد به شكل پودر سفيد مايل به قهوه اي روشن بوده و به صورت قرص و كپسول در رنگ ها واندازه هاي مختلف وجود دارد و حتي بصورت محلول (قابل تزريق) نيز وجود دارد . شايع ترين مواد محرك در كشور عبارتند از: شيشه، اكستازي، قرص ريتالين (متيل فنيديت )) گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان، 1387).
علامت ها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
• شنگولي
• كاهش اشتها
• گفتار سريع
• تحريك پذيري
• بيقراري
• افسردگي ناشي از كم شدن داروها
• احتقان بيني و آسيب غشاء مخاطي در مصرف كنندگاني كه از راه بيني دارو مصرف مي كنند.
• بي خوابي
• از دست دادن وزن
• افزايش ضربان قلب، فشار خون و دما
• پارانوييد
آهسته شدن هدايت قلبي، تشنج و كاهش اكسيژن مغز، خستگي و از پا افتادگي جسماني، آسيب ديدن قضاوت هوشياري فرد، حالت هاي سايكوتيك، خشونت، كاهش ميزان نوروترانسميترها، تخريب عصبي، رفتارهاي پرخطر (تزريق هاي مشترك، تصادف با اتومبيل، بي بند و باري جنسي و … ) از جملة عوارض مصرف حاد محرك ها با دوز بالا هستند و سايكوز، كاهش طولاني مدت نوروترانسميترها، تخريب عصبي،آسيب به عروق مغزي، آسيب به عملكرد شغلي، خانوادگي و اجتماعي از عوارض مصرف مزمن محرك ها هستند(نادري، بينازاده، صفاتيان و پيوندي، 1387).
مواد محرك خوشي ذهني عميق و
در عين حال همراه با هوشياري ايجاد مي كنند. لذات معمولي را مهم جلوه داده و دلواپسي ها را كاهش، اعتماد به نفس و تسلط بر ادراك و احساسات را افزايش مي دهند. موانع اجتماعي كاهش داده مي شوند و ارتباط بين افراد آسان مي شود. همه جنبه هاي محيط فردي با كيفيت هاي بيشتر اما بدون تحريف ادراكي توه مآور شكل مي گيرد. شور و حساسيت هاي جنسي افزايش داده مي شوند (ابا دينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384).
– توهم زاها
موادي كه حالت آگاهي و ادراكي فرد را تغيير مي دهد. فرد مصرف كننده چيزهايي را كه وجود ندارد، مي بيند و مي شنود و حالت هايي از ديوانگي را تجربه مي كند (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387). داروي توهم زا، درك نادرست يا تحريف شده اي از موضوعات يا وقايع با حسي جذاب از واقعيت آنها. مواد توهم زا هم به شكل مصنوعي و هم طبيعي وجود دارند. آنها دستگاه عصبي مركزي را به گون هاي تحريك مي كنند كه عملاً توانايي تعديل در

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، کمبود توجه، استعداد اعتیاد

ن اهداف (تامپسون25، 1994). تنظيم هيجان مي تواند آگاهانه يا ناآگاهانه، زودگذر يا دائمي و رفتاري و يا شناختي باشد، تنظيم هيجان رفتاري، نوعي از تنظيم هيجان است كه در رفتار آشكار فرد ديده مي شود نسبت به تنظيم هيجان شناختي كه قابليت مشاهده ندارد و زودگذر است. تنظيم هيجان موفق همراه با دستاوردهاي مثبت مي باشد، دستاوردهايي چون رشد صلاحيت هاي اجتماعي (ایزنبرگ26، 2000)، سلامتي به كارگيرنده تنظيم هيجان و در مقابل، هيجان تنظيم نشده با اشكال برجسته آسیب های روانی همراه است .مثلا گفته شده است كه عدم تنظيم هيجان مي تواند منادي رفتارهاي مشكل آفريني همچون خشونت باشد(دیلون27 و همکاران، 2007). پژوهش ها نشان داده اند كه طبقه قدرتمندي از تنظيم هيجان شامل راههاي شناختي اداره اطلاعات هيجاني تحريك كننده است (آسخنر، گروس28، 2005).
اعتیاد یک بیماری جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی29 است که در شکل گیری آن زمینه های پیش اعتیادی متعددی نقش ایفا می کنند. مطالعات نشان داده اند اعتیاد در مصرف کنندگان نیکوتین، الکل و تریاک تنها در بخش کوچکی از جمعیت که به مصرف مزمن مواد می پردازند روی می دهد. به عبارتی این مطالعات سه نکته را نشان می دهند که 1- تمام افرادی که با مواد مخدر مواجه نمی شوند وابسته یا معتاد نمی گردند. 2- مواجه طولانی با مواد مخدر شرط کافی برای اعتیاد نیست. از سوی دیگر برخی اشخاص تنها بعد از چند بار مواجه شدن با مواد معتاد می شوند 3- کسانی که مستعد اعتیاد هستند به مصرف مواد چندگانه تمایل دارند (هیرویی30 ، آگاتسوما31، 2005). نظریه استعداد اعتیاد32 بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که واکنش پذیری بالا و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی بیشتر، از عوامل خطر زا برای سوء مصرف کنندگان مواد است (ابوالقاسمی و همکاران، 1389). همچنین برخورداری از بیماری روانی زمینه ای یکی از عوامل مستعد کننده برای اعتیاد می باشد.
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی ارثی شایع است که از کودکی وجود داشته و احتمالا علت آن را کاهش عملکرد سیستم های تولید کننده دوپامین در مغز عنوان می کنند (روزلر33 و همکاران، 2000). بررسی شیوع ADHD و شرح حال افراد مبتلا نشان می دهد که شیوع آن در کودکان 3 تا 10 درصد می باشد که یک سوم تا دو سوم آنها تا بزرگسالی هم مشکلاتشان ادامه پیدا می کند و شیوع ADHD در جمعیت افراد بزرگسال عادی 1 تا 6 درصد تخمین زده می شود (وندر34 و همکاران، 2001). لذا بر خلاف گذشته امروزه اعتقاد برآن است که نشانه های ADHD بعد از بلوغ عمدتاً ادامه پیدا می کند (وندر و همکاران، 2001 ؛ فاگل 35و همکاران، 1995). پژوهش های مختلف نشان داده اند که ADHD خطر سوء مصرف مواد، بزهکاری، زندانی شدن، شکست های شغلی، طلاق و مشکلات ازدواج را افزایش می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
با توجه به موارد مذکور سوال اصلی پژوهش این است که آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد یا خیر؟
1-4 – ضرورت و اهميت پژوهش
سوء مصرف مواد موضوعی است که مورد توجه روانشناسان بالینی و روانپزشکان قرار گرفته است چرا که این مسئله دارای عواقب سوء منفی بلند مدت در اقشار مختلف جامعه است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال 2005 ایران بالاتری نسبت معتادان به هروئین و تریاک را در جهان دارد. یکی از عوامل موثر در سوءمصرف کنندگان مواد واکنش پذیری36 است. واکنش پذیری بالا منجر به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی شده و در نتیجه استفاده از مواد مخدر را افزایش می دهد. افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالاً در معرض سوءمصرف مواد بیشتری هستند (دوران37 و همکاران، 2007). هیجان طلبی38 و واکنش پذیری از خصوصیات افرادی هست که واکنش پذیری بالایی در مقابل رویداد های زندگی از خود نشان می دهند. این دو از عواملی هستند که بر رفتار های مشکل زا و به ویژه مصرف مواد و بزهکاری نقش دارند (بیجرک39 و همکاران، 2004؛ کافی40 و همکاران، 2003). هنگامی که فرد برای مصرف مواد مخدر تحت فشار قرار می گیرد مدیریت موثر هیجان ها خطر سوء مصرف مواد را کاهش می دهد. توانایی مدیریت هیجان ها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالا است از راهبرد های مقابله ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند. آنها فشار های ناخواسته دیگران را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند و در نتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان می دهند(ترینیداد41 ، جانسون42، 2002). مطالعات نشان داده است که دانشجویان مبتلا به ADHD دارای مشکلات تحصیلی بیشتری نسبت به دانشجویان عادی می باشند (پاری43 و همکاران، 1999). همچنین نشان داده شده است که اختلال های همزمان با اختلال ADHD در دانشجویان عبارتند از :اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات یادگیری، سوء مصرف مواد مخدر و الکل یا هردو، وابستگی، مشکلات قانونی و اختلالات خوردن (پاری و همکاران، 1995). به طور کلی می توان گفت که ADHD موفقیت اجتماعی، تحصیلی و رشد عاطفی دانشجویان دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
دانشجویان یکی از مهمترین اقشار جامعه می باشند که سلامت جسمی و
روانی آنها منجر به سلامت جامعه خواهد شد. بررسی عوامل زمینه ساز گرایش به اعتیاد در دانشجویان می تواند زمینه را برای پیشگیری های اولیه و ثانویه و سیاست گذاری های ملی و آموزشی فراهم سازد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف از پژوهش حاضر مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد.
1-5- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر عبارتست از « مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی».
اهداف ویژه پژوهش عبارتند از:
– مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
– مقایسه استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
1-6- سئوال‌هاي پژوهش
1- آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
سوالات فرعی مرتبط با سوال اول عبارتند از:
1-1 آیا راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-2 آیا راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-3 آیا راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-4 آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
2- آیا استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
3- آیا بین تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد رابطه وجود دارد ؟
1-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی):
1-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان
تعریف مفهومی: مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد ( تامپسون، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) (گارنفسكي و همكاران 2002 ) بدست می آورد.
1-8-2 استعداد اعتیاد
تعریف مفهومی: نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در مقیاس استعداد اعتیاد (AAS) و مقیاس می بارگی مک اندرو(MAC-R )بدست می آورد.
1-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان:
تعریف مفهومی: اختلال ADHD به عنوان الگوی تکراری بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی توصیف شده است که غالبا شروع آن از هفت سالگی بوده و شدیدتر از آن است که قابل اسناد به رشد طبیعی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000)
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در شاخص بیش فعالی کم توجهی (E) پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز44 (CAARS-S:S) بدست می آورد . افرادی که نمرات آنها بالاتر از نقطه برش باشد به عنوان افراد دارای اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ADHD در نظر گرفته می شوند.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 – مفهوم تنظیم هیجان45
2-1-1 تعریف هیجانات46
هیجان ها داده هایی درونی هستند که بر انگیزه و رفتار اثر می گذارند و در واقع ممکن است مقدم بر شناخت باشند. همچنین داده های تجربی بیان می کنند که هیجان توسط ساختارهای زیرین قشر مخ کنترل می شود و می تواند بر دامنه ای از پردازش های شناختی که شامل سوگیری توجه، سوگیری حافظه و قضاوت و تصمیم گیری است، اثر بگذارد(ولز 47، متیوس48، 1994؛ ویلیامز49، واتس50، مک لود51، متیوس، 1988؛ کلور52 ، پاروت53، 1994). هیجان ها انواع مختلفی دارند؛ از سرخوشی تا تنفر و از وحشت تا ملال گسترده اند(پروین54،1996). یکی از ویژگی های مهم هیجان ها، کیفیت دستوری آ نهاست؛ چیزی که فریجدا55(1986) آن را مهار پیشین56 می نامد؛ بدین معنا که هیجانها می توانند کاری را که در حال انجام آن هستیم متوقف کنند. این ویژگی تنظیم هیجانی را ممکن می سازد.
تنظیم هیجان شامل گسترهاي از راهبردهاي شناختی و رفتاري هشیار و ناهشیار است که جهت کاهش، حفظ یا افزایش یک هیجان صورت می گیرد( گراس، 2001). تنظیم هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرآیندهاي اجتماعی روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(گراس، 2007).
تنظيم هيجان به عنوان يكي از متغيرهاي روانشناختي، مورد توجه بسياري از پژوهشگران قرارگرفته است (براي مثال گلمن57، 1995 ؛ شاته58 و همكاران، 1998 ؛ ماير59، كاروسو 60، سالووي61، 1999 ). شواهد زيادي نشان مي دهند كه تنظيم هيجاني با موفقيت يا عدم موفقيت در حوز ه هاي مختلف زندگي مرتبط است (شاته، مالو62، تورستنسون63، بولار64 ، روك65، 2007؛ جاكوبس6
6 و همكاران، 2008).تنظيم هيجان نقش مهمي در سازگاري ما با وقايع استر سزاي زندگي دارد( آيز نبرگ67، فابس68،2000). هنگامي كه فرد با يك موقعيت هيجاني روبرو مي شود احساس خوب و خوش بيني براي كنترل هيجان كافي نيست بلكه وي نياز دارند كه در اين موقعيت ها بهترين كاركرد شناختي نيز داشته باشد (رضوان،2006). در اصل در تنظيم هيجان به تعامل بهينه اي از شناخت و هيجان جهت مقابله با شرايط منفي نياز است(آسخنر69، 2005)، زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي كنند و تفسيرهاي شناختي تعيين كننده واكنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند (جیمنز70 ، گروس71، 2005). از طرفي تغيير در هر كدام از بخش هاي مختل

پایان نامه با واژه های کلیدی قانون مجازات، مجازات اسلامی، قتل عمد

انگیزه ارتکاب جرم
 به خاطر تمام دلایلی که در بحث راجع به علل ابتلا به الکلیسم و اعتیاد بیان گردید می توان گفت که شخص با اراده خود ، خود را مست می کند تا به منظوری غیر از ارتکاب جرم دست یابد . یکی از نقاط قوت بسیار مهم قانون مجازات اسلامی و تفوق این قانون گذار بر قانون مجازات عمومی همین نکته است که قانون مجازات اسلامی نسبت به این اشخاص طوری می نگرد که این افراد تحت تاثیر عوامل اجتماعی و جبر روان به این ورطه کشیده  شده اند و باید آنها را اصلاح کرد . در حالی که قانون مجازات عمومی این اشخاص را موجوداتی دانسته که به حال اجتماع مضر بوده و با سپردن افسار خود به دست امیال خویش مرتکب بزه گردیده و میکروب اجتماع تلقی می شوند . این سیاست کیفری در حالی بود که در زمان حکومت قانون  مجازات عمومی اسباب مستی به وفور در اختیار مردم قرار می گرفت و هیچ معنی هم از این جهت وجود نداشت . حتی در مورد مواد مخدر هم از سال 1338 به بعد قانون منع استعمال  تریاک و مشتقات آن به تصویب رسید که عملاً اجرا نمی شد و تا مدتها استعمال مواد مخدر هیچ کیفری به دنبال نداشت . در واقع با دست پیش می کشید و با پا پس می داد . در حالی که در سایه حکومت قوانین اسلامی و به خصوص قانون مجازات اسلامی زمینه ارتکاب این نوع جرایم بسیار محدودتر از قبل گردیده و حتی در مواردی هم که ارتکاب می یابد به دید اغماض و از راه عفو قانونی به آن نگریسته می شود . در قانون مجازات عمومی مجازات شدید بود و ضمناً باید شخص اقدامات تامینی را هم تحمل می کرد در حالی که قانون مجازات اسلامی شخص از مسئوولیت کیفری معاف بوده و صرفاً به تحمل اقدامات تامینی و تربیتی محکوم می شود .
ه : مستی غیر ارادی
فرع دیگری از این تقسیم بندی وجود دارد و آن مستی غیر ارادی است . ناگفته روشن است در موردی که شخص هیچ دخالتی در مستی خویش ندارد ، مورد خطاب قانون گذار نخواهد بود و از این جهت موضوع حق و تکلیف قرار نگرفته و هیچ مسئوولیتی از لحاظ کیفری متوجه او نیست .
در واقع باید گفت که هر زمان شخص به کیفر شرب خمر محکوم شد باید سراغ او رفت و پرسید که آیا به منظور ارتکاب جرم خود را مست کرده یا خیر و در این حالت مستی غیر ارادی منتفی خواهد بود . همان طور که گفته شد هرگاه شخص بتواند از اسباب عام رافع مسئوولیت استفاده کند مسئوولیتی از جهت جرم ارتکابی متوجه او نخواهد بود .126
قاعده “الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار”
معنای این قاعده چیست؟ این یک قاعده عقلی است که در بردارنده این مطلب است که انسان دارای اراده آزاد است که مسئول تمام اعمال و رفتارهای خود می باشد و شرایط و مقتضیاتی که بشر را احاطه کرده است اثر قابل توجهی بر روی اعمال و تصمیمات او ندارد و او با اراده ی کامل می تواند از عواملی که او را تحت فشار قرار می دهد دوری کند با آنها به مبارزه بپردازد . اگر فردی مقاومت نکرد و کوشش خود را در راه نابودی آنها به کار نبرد و از اراده خود یاری نخواست تا در دام بزه کاری دچار نگردد دلیل آن است که خود وی مایل بوده که گرایش اعمال بزه کارانه در وی ایجاد گردد .
اگر فردی رفتار ضد اجتماعی پیشه کند ریشه اشتباهات او را نباید در جایی جز در خواسته و میل باطنی او جستجو کرد . زیرا آگاهانه به طرف ارتکاب جرم رفته است . لذا کاملاً گناهگار است و باید به کیفر اعمال نادرست خود برد تا دیگر گرد رفتارهای ضد اجتماعی نگردد .
حال که روشن شد که انسان دارای اراده آزاد است و عواقب اعمال خود را باید متحمل شود ، اگر در این بین کاری کرد که اراده اش سلب شد چنان چه با اراده خود این کار ( سلب اراده ) را کرده باشد ، باز هم شخص دارای اراده فرض می شود . به خاطر اینکه افراد باید عواقب کارهای خود را بسنجد اگر چه این عواقب مستند به اراده مستقیم فرد حین ارتکاب نباشد . دکتر گرجی در این باره می گوید :
«… چون خود او بدون عذر مشروع قصد و ادراک خود فاسد نموده لذا به حکم قاعده عقلیه الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار مانند افراد غیر مست مستحق کیفر است . بنابراین اگر عمداً مرتکب جنایت شد می توان از او قصاص کرد…127»
این قاعده که مورد قبول اکثریت فقهاست مستند حکم به مسئوولیت مست است . البته استدلال دکتر گرجی در استناد به این قاعده عام است و شامل سایر استدلالاتی که در این مورد ممکن است مطرح شود نیز می شود و نامشروع بودن اسباب مستی را نیز در بر می گیرد .
در باب عمد یا غیر عمد بودن جرم ارتکابی نیز با توجه به عمدی بودن استعمال مسکر نیازی به تحقیق نیست . چون عمدی بودن جرم ارتکابی در این قاعده موجود است و آن در کلمه‌ی اختیار مستتر است . بنابراین کلمه ی «عمداً» در عبارت دکتر گرجی اضافی به نظر می رسد و ممکن است موجب این شبهه شود که تحقق چنین حالتی عقلاً و منطقاً محال ذاتی و اجتماع نقیضین است . اما با توضیحی که داده شده این شبهه مرتفع می گردد .

فصل سوم : احکام و آثار کیفری و مدنی قتل عمد غیر مستوجب قصاص

مبحث اول : تبدیل قصاص به دیه به علت فرار قاتل
وفق ماده 435- هرگاه در جنایت عمدی، به علت مرگ یا فرار، دسترسی به مرتکب ممکن نباشد با درخواست صاحب حق، دیه جنایت از اموال مرتکب پرداخت می شود و درصورتی که مرتکب مالی نداشته باشد در خصوص قتل عمد، ولی دم می تواند دیه را از عاقله بگیرد و درصورت نبود عاقله یا عدم دسترسی به آنها یا عدم تمکن آنها ، دیه
از بیت المال پرداخت می شود و در غیر قتل، دیه بر بیت المال خواهد بود. چنانچه پس از أخذ دیه، دسترسی به مرتکب جنایت اعم از قتل و غیر قتل، ممکن شود در صورتی که أخذ دیه به جهت گذشت از قصاص نباشد، حق قصاص حسب مورد برای ولی دم یا مجنیٌ علیه محفوظ است، لکن باید قبل از قصاص، دیه گرفته شده را برگرداند.
در‌خصوص مواد فوق چند نکته قابل ذکر است :
نکته اول آنکه ؛ همان‌طور‌که پیش‌تر ذکر شد ، در قتل‌عمد ، مجازات عینی ، قصاص است و تبدیل آن به دیه نیازمند دلیل است که این دلیل می‌تواند تراضی و صلح ولیِ‌دم با قاتل به اخذ دیه ، به‌جای قصاص باشد و نیز این دلیل می‌تواند عدم امکان اجرای قصاص بنا به عللی نظیر فرار قاتل ، فوت وی یا وجود یک مانع خارجی نظیر ترس ولی‌دم از بستگان قاتل و احتمال عقلایی وقوع قتل یا قتل‌هایی دیگر در پی قصاص قاتل باشد که این موارد را حضرت آیت الله خویی (ره) در کتاب مبانی تکمله المنهاج بیان کرده است128 و مجتهد عالی‌قدر استاد آقای دکتر گرجی129 نیز نظر به تبدیل قصاص به دیه در موارد فوق دارند . مع‌الوصف قانون‌گذار قانون مجازات اسلامی فقط در موردی که قاتل فرار نماید و تا هنگام مردن به او دسترسی نباشد ، قائل به تبدیل قصاص به دیه شده است که این امر با موازین عدالت سازگار نمی‌باشد . چرا که اگر ضابطه تبدیل قصاص به دیه ، عدم امکان اجرای قصاص به دلیل فوت قاتل است ، که در هر دو مورد ( مورد فوت قاتل قبل از قصاص و مورد فوت قاتل پس از فرار و قبل از قصاص ) این ضابطه موجود است و اگر علت سقوط قصاص و دیه در فرض فوت قاتل قبل از قصاص ، این است که چون قصاص ، مجازات عینی است که به رقبه تعلق می‌گیرد و لذا با فوت قاتل سالبه به انتفاء موضوع است ؛ که این استدلال در مورد اخیر نیز صادق است .
نکته دوم ؛ در‌خصوص مفاد ماده 435 قانون مجازات اسلامی ، مفهوم کلمه « نزدیک‌ترین خویشان » است . از آنجا که اصل بر این است که کسی ضامن جنایت دیگری نباشد ، لذا قدر متیقن از خویشان ، «عاقله» است و همان‌طور‌که می‌دانیم از نظر اصولی ، قدر متیقن مانع تمسک به اطلاق دلیل می‌شود .
نکته سوم آنکه؛ وفق مفاد این ماده تبدیل قصاص به دیه در مورد فرار قاتل ، مغیا است به مرگ قاتل . فلذا در قتل عمد ، به مجرد فرار قاتل نمی‌توان دیه قتل را از اموال وی اخذ نمود . زیرا مفهوم غایت ، حجت است و باید بگوییم چنانچه قاتل بمیرد ، قصاص تبدیل به دیه می‌شود و آن وقت می‌توانیم دیه را از اموال وی خارج کنیم .

مبحث دوم : مجازات قتل فرزند توسط پدر
یكي از شرايط اجراي قصاص ، انتفاء ابوت يعني نبودن رابطه پدري و  فرزندي بين قاتل و مقتول است . در اين مورد حقوق كيفري ايران با توجه به حق ولايت پدر و جد پدري نسبت به فرزند ، قتل فرزند توسط پدر يا جد پدري را موجب قصاص ندانسته و حكم خاصي براي آن مقرر نموده است كه متاثر از نظرات فقهاي اماميه در كتب فقهي مي‌باشد .
در ماده 301 قانون مجازات اسلامي مقرر گرديده :
“قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب ، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد و مجنی علیه عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد .”
دليل اين حكم ، اجماع علماي شيعه و روايات متعددي است كه در اين مورد وجود دارد . شهيد ثاني در خصوص حكم مزبور مي‌گويد : « بر پدر در برابر قتل فرزندش چه پسر و چه دختر، قصاص واجب نيست . دليل آن گفته پيامبر بزرگ اسلام (ص) : « پدر در برابر فرزند به قصاص نمي‌رسد » و بدليل گفته امام صادق (ع) : « پدر در برابر پسر كشته نمي‌شود و پسر در برابر پدرش كشته مي‌شود هرگاه پدر خود را بكشد ». به علت اينكه پدر سبب وجود فرزند است و پسنديده نيست كه فرزند سبب عدم شود ، اين شايسته احترام پدري نيست و براي رعايت احترام پدري ، پدر بواسط قذف فرزند حد زده نمي‌شود همين طور اجداد در برابر نوه‌ها به قصاص نمي‌رسند خواه نزديك باشند يا دور »130 .
در بررسي حكم ماده 301 قانون مجازات اسلامي موارد زير قابل استنتاج است :
1 – اين حكم شامل جد پدري هم مي‌شود و اگر پدر بزرگي ، نوه خود را به قتل برساند ، مشهور بين فقها آن است كه از او قصاص نمي‌شود . دليل آن عبارت از اين است كه كلمه « والد » در روايات‌ آمده و شامل جد پدري هم مي‌شود ، همچنانكه كلمه « ابن » شامل نوه هم خواهد بود .131
2- معافيت از مجازت قصاص ، منحصر به پدر يا جد پدري است . بنابراين مادر يا جد مادري و يا هر يك از افراد ديگر خانواده ، مشمول اين حكم نبوده و در صورت ارتكاب قتل عمدي مستوجب قصاص خواهند بود .
زيرا عمومات ادله قصاص شامل آنها نيز مي‌شود . بنابراين اگر پدري به همراه مردي بيگانه در قتل فرزند خود شركت نمايد در اين صورت اولياء دم مي‌توانند بيگانه را قصاص نمايند و با توجه به اينكه امكان استيفاي قصاص در مورد پدر وجود ندارد در صورت قصاص بيگانه ، پدر بايد نصف ديه را به او رد نمايد و در صورتي كه قصاص بيگانه اجرا نشود وي بايد نصف ديه فرزند را به اولياء دم رد نمايد .
انتفاي قصاص در مورد پدر يا جد پدري به فرزند تازه متولد شده اختصاص ندارد و سن فرزند در آن بي‌تاثير است . بنابراين ، حكم مزبور صرفاً ناظر به دوران كودكي فرزند نمي‌باشد بلكه شامل ساير دوران زندگي وي نيز مي‌باشد و بدين ترتيب فرزند در هر سني كه باشد اعم از بلوغ و جواني ، قتل وي مشمول حكم مورد بحث است .
4- برابر حكم ماده مذكور ، در اين حالت ، پدر قاتل از ديه‌اي كه پرداخت مي‌كند ارث نمي‌برد ولي از ساير ماترك فرزند ارث مي‌برد.132 اما اگر پدر ، فرز
ندش را از روي خطا بكشد ديه و خونبهاي فرزند را عاقله او مي‌دهد كه در اين صورت ، ارث بردن پدر محل خلاف است . بعضي از فقها گفته‌اند مطلقاً ارث نمي‌برد و بعضي گفته‌اند مطلقاً ارث مي‌برد و برخي نيز قائل به تفصيل شده و گفته‌اند از ديه ارث نمي‌برد و از غير ديه ارث خواهد برد.133
در مورد قتل پدر توسط فرزند ، در ماده 301 اشاره‌اي نشده است و علاوه بر آن در ساير مواد قانوني ديگر نيز حكم خاصي براي كشتن پدر توسط فرزند وجود ندارد . النهايه قتل عمدي پدر و جد پدري از ناحيه فرزند ، مشمول مقررات عمومي قتل عمدي بوده و مستوجب قصاص مي‌باشد . در عين حال علاوه بر كيفر قصاص كه مجازات اصلي مي‌باشد ، محروميت خاصي نيز در اين باره پيش‌بيني شده كه اثر تبعي آن مي‌باشد . طبق ماده 880 قانون مدني ، قتل از موانع ارث است بنابراين كسي كه مورث خود را عمداً بكشد اعم از اينكه قتل

دانلود پایان نامه درباره ارزش دفتری، تسهیلات مالی، سهامداران نهادی

است
BI
نسبت اوراق مشارکت منتشره به ارزش دفتری
011/9
222/0
توزیع نرمال است
LI
نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری
772/2
000/0
توزیع نرمال نیست
Inst
میزان مالکیت سهامداران نهادی
808/3
067/0
توزیع نرمال است
Iown
درصد مالکیت سهامداران حقیقی
610/4
290/0
توزیع نرمال است
Cown
تعداد سهامداران نهادی
346/6
070/0
توزیع نرمال است
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
666/3
105/0
توزیع نرمال است
ROA
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
563/2
231/0
توزیع نرمال است
LEV
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
010/1
260/0
توزیع نرمال است

نمودار زیر (Q-Q plot)، توزیع غیر نرمال متغیر وابسته حاصل از مدل سوم (نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری) را به نمایش گذاشته است.

نرمال بودن متغیر وابسته، شرط لازم برای مدل‌های رگرسیون است، بنابراین لازم است قبل از آزمون فرضیه‏ها این متغیر نرمال سازی شود. در این پژوهش برای نرمال سازی داده‌ها از تابع انتقال جانسون128 بهره گرفته شده و توسط نرم افزار 16 Minitabمورد تجزیه و تحلیل واقع شده است (قابل مشاهده در پیوست).نتایج حاصل از آزمون K-S بعد از فرآیند نرمال سازی داده‌ها به شرح زیر می‌باشد.

جدول 4-8- نتايج آزمون نرمال بودن متغیر وابسته مدل سوم تحقیق بعد از فرآیند نرمال سازی
متغیر
تعداد (N)
آماره (K-S)
سطح اهمیت (Sig)
نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری
265
919/0
368/0

با توجه به شکل بالا از آن‌جایی که بعد از نرمال سازی داده‌ها سطح اهمیت (Sig.) آماره كولموگروف-اسميرنف برای متغیر وابسته بالاتر از 05/0 می‌باشد (368/0)، بنابراین فرضیه در سطح اطمینان 95% تأیید شده و بيان‌گر این است که متغیر نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری بعد از فرآیند نرمال سازی، دارای توزیع نرمال می‌باشند. (Q-Q plot)، توزیع نرمال متغیر وابسته را بعد از فرآيند نرمال سازي توسط تابع انتقال جانسون، به نمایش گذاشته است.

4-4-3-2) آزمون استقلال خطاها
آزمون دوربين واتسون همبستگي سريالي بين باقيمانده (خطا)هاي رگرسيون را بر مبناي فرض صفر آماري زير آزمون مي‌نمايد:
H0: بین خطاها خود همبستگي وجود ندارد.
H1: بین خطاها خود همبستگي وجود دارد.
آماره دوربین واتسن به همراه مقادیر بحرانی در سطح خطای 5% به شرح جدول 4-9 است. با توجه به این که مقدار آماره دوربین واتسون محاسبه شده مدل های اول و دومازمقدار بحرانی در سطح خطای 0.05 بزرگتر است لذا عدم همبستگی پیاپی یا سریالی باقیمانده ها در مدل های رگرسیونی اول و دوم در سطح معنیداري0.05مورد تایید قرار می گیرد.
جدول4-9- آزمون استقلال خطاها
مدل رگرسیونی
مقادیر بحرانی(سطح خطا 1%)
آماره دوربین واتسن

Du
Dl

مدل اول
3
1
375/1
مدل دوم
3
1
157/1
مدل سوم
3
1
268/1
4-4-4) ناهمسانی واریانس ها
یکی از موضوعات مهمّی که در برآورد واریانس ناهمسانی در این تحقیق از آزمون وایت استفاده شده است. نتایج حاصل از این آزمون به صورت زیر بیان می شود:
جدول4-10- نتایج حاصل از آزمون ناهمسانی واریانس
شرح
آماره وایت
P-value
نتیجه آزمون
مدل اول
2.28
0.007
وجود ناهمسانی
مدل دوم
6.88
0.00
وجود ناهمسانی
مدل سوم
28.064
0.00
وجود ناهمسانی
نتایج حاصل از آزمون وایت در جدول (4-10) آورده شده است. نتایج نشان دهنده این است که آماره F هریک مدل های تحقیق در سطح خطای 0.05 معنی دار است در نتیجه فرضیه صفر مبنی بر وجود ناهمسانی واریانس در بین دادهای مدل در سطح خطای 0.05 رد نمی شود. نتایج حاصله نشان دهنده وجود ناهمسانی واریانس در بین داده های مدل است. در صورت وجود ناهمسانی واریانس تخمین زننده های 129OLS همچنان بدون تورش خواهند بود ولی دارای حداقل واریانس نخواهند بود لذا برای رفع این نقیصه از تخمین زننده 130GLS استفاده خواهد شد.

4-4-5- آزمون هم خطی متغیرهای مستقل
با توجه به جدول 4-11، میزان تولرانس و عامل واریانس برای تمامی متغیرهای مستقل بیشتر از 2/0، و عامل تورم واریانس نیز بسیار نزدیک به 1 است (از 5 خیلی کمتر است)، در نتیجه فرضیه عدم وجود هم‌خطی بین متغیرهای مستقل تایید می‌شود.
جدول 4-11 آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل
نام متغیر
تولرانس
عامل تورم واریانس
Iown

درصد سهامداران حقیقی
978/0
028/1
Cown
میزان تمرکز مالکیت
707/0
415/1
Inst
درصد سهامداران نهادی
461/0
175/2
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
951/0
046/1
Lev
میزان اهرم مالی شرکت
962/0
031/1
ROA
بازده دارایی ها
981/0
017/1

پس از بررسی فروض کلاسیکدر قسمت بعد نتایج حاصل از برازش مدل های‌ رگرسیونی تحقیق و به تبع آن فرضیه های تحقیق مورد بررسی و آزمون قرار می گیرد.
4-5) آزمون فرضیات تحقیق
همانطور که در فصل 3 تشریح گردید، در این تحقیق برای آزمون هر یک از فرضیات اصلی تحقیق از یک مدل رگرسیونی استفاده شده است.
4-5-1) آزمون فرضیه اول:
مدل اول تحقیق به شرح زیر است)لین وهمکاران 2013):
SIit = β0 + β1INSTit + β2IOWNit + β3COWNit +β4ROAit + β5SIZEit + β6LEVit + εit
پس از آزمون مفروضات رگرسیون و اطمینان از برقراری آن‌ها، نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون فوق برای شرکت های تولیدی در جدول4 -11 ارائه شده است. مقدار آماره F (22.686) نیز حاکی از معناداری کل مدل رگرسیون می باشد. همان طور که در قسمت پایین جدول 4-11 مشخص شده است، ضریب تعیین و
ضریب تعیین تعدیل شده مدل فوق به ترتیب عبارتند از 8/13 درصد و 2/13 درصد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که در معادله رگرسیونی مزبور ، تنها حدود 2/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته (میزان سهام عادی منتشر شده) توسط متغیرهای مستقل و کنترل مزبور تبیین میشوند.
در این جدول اعداد مثبت (منفی) در ستون مقدار ضریب نشان دهنده میزان تاثیر مستقیم (معکوس) هر یک از متغیرها بر دقت پیش بینی سود هر سهم شرکت‌های مورد بررسی است.
نحوه داوری: در صورتی که مقدار sig محاسبه شده توسط نرم افزار کمتر از سطح اطمینان در ن

دانلود پایان نامه درباره اثرات ثابت، ارزش دفتری، سهامداران نهادی

است طبق متن پیش نویس آیین نامه راهبری شرکتها در بورس اوراق بهادار ایران دارای دو ویژگی کلیدی زیر می باشد :
سهامدارانی که بیش از5در صد سهام شرکت را در اختیار دارند و دارای بیشترین حق کنترل و توان نظارت بر تصمیمات هیأت مدیره میباشند .
بتواند حداقل یک عضو هیأت مدیره را به طور مستقل منصوب نماید (احمدوند ، 1385،8)1 .
تمرکز مالکیت :
عبارت است از چگونگی توزیع سهام بین سهامداران شرکتهای مختلف هرچه تعداد سهامداران کمتر باشد مالکیت متمرکزترخواهد بود.درمالکیت متمرکز عمده سهام شرکت درمالکیت تعداد محدودسهام داران است (نمازی وشمس الدینی ،1388). منظور ازتمرکز مالکیت تعداد سهامداران نهادی است.
بازده سرمایه گذاری:
که بیانگر میزان نسبت سود خالص شرکت تقسیم بر حقوق صاحبان سهام در شرکت خواهد بود (شریعت پناهی، 1376).
3-13) خلاصه فصل سوم
در اين فصل به شرح نوع پژوهش، جامعة آماري مورد استفاده، نمونه گيري، روش گردآوري اطلاعات، متغيرهاي پژوهش و روشهاي مورد استفادة تجزيه و تحليل دادهها، اشاره شده است.
با توجه به توضيحات داده شدهدر این تحقیقدر اين فصل، آزمونها و فرضيههاي تحقیق بيان شده و نحوة رد يا تاييد فرضيهها ارائه شده است.
در ادامه و در فصل چهارم نیز از رگرسیون چند متغیره با به كارگيري داده‌هاي تركيبي استفاده گردیده است. براي تجزيه و تحليل دادههاي تحقيق و آزمون فرضيات تحقيق نیز از روشهاي آماري به دو شكل توصيفي و استنباطي استفاده شده است كه در ابتدا با استفاده از آمار توصيفي به تبيين و توصيف ويژگيهاي جمعيت شناختي دادهها پرداخته شده و سپس براي برآورد پارامترها و بررسي آزمون فرضيات تحقيقاز نرم افزارEviews وSPSSاستفاده شده است. برای تصریح مدلهای تحقیق نیز کلیه فروض کلاسیک رگرسیون آزمون و اقسام آن تشریح گردید و برای انتخاب نوع مدل قابل استفاده در داده های ترکیبی از آزمونهای تعیین مدل چاو و هاسمن استفاده شده است.

فصل چهارم
یافته های پژوهش

4-1) مقدمه
در این فصل براي تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده از روشهاي آمار توصيفي و آمار استنباطي استفاده شده است. استفاده از آمار توصيفي با هدف تلخيص اطلاعات جمع آوري شده و شناخت بيشتر جامعه مورد بررسي صورت پذيرفته است زیرا هدف آمار توصيفي، توصيف، استخراج نكات اساسي و تركيب اطلاعات به كمك زبان اعداد است. هدف آمار استنباطي، به طور كلي انجام استنباط دربارة پارامترهای جامعه از طريق تجزيه و تحليل اطلاعات موجود در داده‌هاي نمونه و همچنين سنجش عدم اطمینانی است كه در اين استنباطها وجود دارد. در این فصل در فرایند اجرای مدل در وهله نخست با استفاده از آماره های چاو و هاسمن نوع مدل مناسب برازش رگرسیون(داده های تلفیقی یا پانل با اثرات ثابت و تصادفی) تعیین شده و با استفاده از آماره های همچون ایم، پسران و شین و لين و لوين پایایی متغیرها بررسی شده است. در ادامه، فروض کلاسیک رگرسیون121 شامل استقلال توزیع خطاها122، نرمال بودن توزیع خطاها123 ، ناهمسانی واریانس ها124 و استقلال متغیرهای مستقل125 بررسی شده است. و در انتها با توجه به معناداری کل مدل و نیز معناداری تک تک ضرایب مدل نهایی جهت تجزیه و تحلیل استخراج گردیده است.پژوهش حاضر از سه فرضیه اصلی تشکیل شده است که هر یک به ترتیب برازش کننده ارتباط میان ساختار سرمایه و تامین مالی از طریق انتشار سهام (فرضیه اول)، تامین مالی از طریق انتشار اوراق مشارکت ( فرضیه دوم) و تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی (فرضیه سوم) می باشند. نتایج بررسی ها بطور خلاصه بیانگر تایید هر سه فرضیه پژوهش است و لذا اینگونه قابل ذکر است که بین ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نحوه تامین منابع مالی شرکتها ارتباط معنی داری وجود دارد و می توان برای تعیین و پیش بینی نوع تامین منابع مالی در شرکتها از ساختار سرمایه آنها کمک گرفت و آن را در مدل های پیش بینی گنجاند.
از فرضیات اصلی نیز خود تشکیل شده از سه فرضیه فرعی خواهند بود.

4-2) توصیف نمونه آماری
جامعه آماریپژوهش حاضر شامل کلية شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران مي‌باشند که تا پایان سال 1391 بر پایه نرم‌افزار ره‌آورد نوین بورس برابر با 470 شرکت بوده که با توجه به روش غربالگري( بر اساس معیارهای جدول 4-1) 122 شرکت باقی ماند.
جدول 4-1) تعداد شرکت ها پس از غربالگری
شـــــــــــــــــرح
تعداد
تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تا پایان سال 1391
470
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش از بورس برون رفت داشته اند
(105)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش وارد بورس شده اند
(38)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش سال مالی آنها به 29/12ختم نمی شوند
(69)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش به امور سرمایه گذاری و واسطه گری مالی اشتغال دارند
(30)
تعدا شرکتهایی که دارای اطلاعات ناقص بوده اند وداده های مربوط به متغیرها دردسترس نبوده است
(106)
تعداد شركت هاي مورد بررسی
122

بر اساس محاسبات انجام شده تعداد نمونه، 122= n شرکت می باشد که نمونه ها بطور هدفمندانتخاب شده اند.

4-3) آمار توصیفی داده ها
در جدول (4-2) ، آمارههای توصیفی متغیرهای تحقیق را در طی دوره مورد بررسی نشان میدهد. آمار توصیفی متغیر‌ها تحقیق که با استفاده
از داده‌های شرکت ها طی دوره آزمون (سال‌های 91-1385) اندازه‌گیری شده‌اند، شامل میانگین، میانه، انحراف معیار، کمینه و بیشینه ارائه گردیده است.
جدول 4-2. آماره های توصیفی متغیرهای تحقیق
نماد متغیرها
شرح متغیرها
تعریف عملیاتی
میانگین
میانه
انحراف معیار
بیشینه
کمینه
SI
متغیر وابسته (سهام عادی)
نسبت سهام عادی به ارزش دفتری
0.201
0.179
0.155
0.872
0.024
BI
متغیر وابسته (اوراق مشارکت)
نسبت اوراق مشارکت به ارزش دفتری
0.047
0.001
0.093
0.574
0.000
LI
متغیر وابسته (تسهیلات بانکی)
نسبت تسهیلات دریافتی به ارزش دفتری
0.211
0.192
0.161
0.858
0.000
Inst

متغیر مستقل (سهامداران نهادی)
میزان مالکیت سهامداران نهادی
0.653
0.710
0.218
0.970
0.050
Iown
متغیر مستقل (سهامداران حقیقی)
درصد مالکیت سهامداران حقیقی

0.421
0.330
0.277
1.000
0.040
Cown
متغیر مستقل (تمرکز مالکیت)
تعداد سهامداران نهادی
2.715
2.000
1.533
8.000
1.000
Size
متغیر کنترلی (اندازه شرکت)
لگاریتم جمع دارایی ها
13.704
13.328
1.803
20.237
9.880
ROA
متغیر کنترلی (بازده دارایی ها)
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
0.105
0.091
0.126
0.726
-0.340
LEV
متغیر کنترلی (اهرم مالی)
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
0.646
0.649
0.216
2.078
0.089

4-4) آمار استنباطی
4-4 -1-آزمون پایایی متغیرها
در این قسمت به بررسی ایستایی یا پایایی متغیرهای پژوهش پرداخته شد. به منظور بررسی پایایی، از آزمون ایم، پسران و شین126 (1997)، لين و لوين127(1992؛ 2003) استفاده شد. نتایج این آزمون در جدول 4-3 و 4-4 نشان داده شده است.با توجه به نتایج آزمون IPS (جدول 4-3)، چون مقدار p-value برای تمامی متغیرها کمتر از 05/0 است، در نتیجه این متغیرهای پژوهش در طی دوره پژوهش در سطح پایا بودهاند.
جدول 4-3. آزمون ایم، پسران و شین (IPS)
متغیر
SI
BI
LI
Inst
Iown
Cown
Size
RoA
LEV
W-stat
-0.770
-6.260
-2.754
14.121
2.908
1.543
2.695
-0.656
-0.948
p-value
0.00
0.00
0.00
0.00
0.01
0.02
0.03
0.02
0.01
جدول 4-4. آزمون لين و لوين (LL)
متغیر
SI
BI
LI
Inst
Iown
Cown
Size
RoA
LEV
T-stat
11.568
3.912
1.426
18.653
3.080
2.495
13.398
-0.017
-0.002
p-value
0.00
0.00
0.02
0.02
0.03
0.01
0.02
0.00
0.00
با توجه به نتایج آزمون LL (جدول 4-4)، چون مقدار p-value کمتر از 05/0 است، کل متغیرهای در طی دوره پژوهش در سطح پایا بودهاند. در نتیجه نتایج آزمون IPS و LL نشان میدهد که، میانگین و واریانس متغیرها در طول زمان و کوواریانس متغیرها بین سالهای مختلف ثابت بوده است. در نتیجه استفاده از این متغیرها در مدل باعث بوجود آمدن رگرسیون کاذب نمیشود.
4-4-2) تعيين مدل مناسب براي تخمين مدل رگرسيون
با توجه به ادبیات تحقیق موجود و نیز ماهیت فرضیه های تحقیق در این پژوهش از داده‌های ترکیبی استفاده شده است. بمنظور پولد یا پانل بودن (تلفیقی یا تابلویی با اثرات ثابت یا تصادفی) برای آزمون فرضیات از آزمون های چاو و هاسمن استفاده شده است.
الف) آزمون چاو
نتايج مربوط به آزمون برای مدلهای‌ رگرسیونی تحقیق حاضر در جدول 4-5 نشان داده شده است.
جدول 4-5. آزمون چاو
مدل رگرسیونی
آزمون F
آماره F
احتمال
نتيجه آزمون
مدل اول
مقدار
9.2949
0000/0
رد فرض صفر
مدل دوم
مقدار
9.467
0000/0
رد فرض صفر
مدل سوم
مقدار
10.6448
0000/0
رد فرض صفر
در مورد مدل اولبا توجه به سطح معناداری نتايجآزمون چاو نشانميدهدفرض0H(مدلتلفيقي) تاييدنميشود.بهبيانديگر،آثارفرديياگروهيوجودداردوبايدازروشدادههايتابلويي(پانل)برايبرآوردمدل رگرسیونی تحقیقاستفادهشود که در ادامه برای تعیین نوع مدل پانل (با اثرات تصادفی یا اثرات ثابت) از آزمون هاسمن استفاده می شود.
ب) آزمون هاسمن
پس از مشخص شدن اينکه عرض از مبدأ براي سال‌هاي مختلف يکسان نيست، بايد روش استفاده در برآورد مدل (اثرات ثابت يا تصادفي) تعيين گردد که بدين منظور از آزمون هاسمن استفاده مي گردد.
در آزمون هاسمن فرضيه مبني بر سازگاري تخمين هاي اثر تصادفي را در مقابل فرضيه مبني بر ناسازگاري تخمين هاي اثر تصادفي آزمون مي نمايد.
جدول4-6. آزمون هاسمن
مدل رگرسیونی
آزمون هاسمن
آماره
احتمال
نتيجه آزمون
مدل اول
مقدار
9.071
0.099
رد فرض یک (تایید تخمین مدل با اثرات تصادفی)
مدل دوم
مقدار
12.916
0.044
رد فرض صفر (تایید تخمین مدل با اثرات ثابت)
مدل سوم
مقدار
28.118
0.000
رد فرض صفر (تایید تخمین مدل با اثرات ثابت)
*** معني‌داري در سطح 95 درصد
نتايج مربوط به آزمون هاسمن برای مدلهای تحقیق در جدول 4-6 نشان داده شده است. نتايج نشان داده که آماره آزمون هاسمن برای مدل اول برابر با 071/9 بدست آمده است که در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نمي باشند که حاکی از رد فرضیه می باشد، لذا با توجه به آزمون هاسمن برازش مدل‌ های رگرسیونی اول این تحقیق با استفاده از مدل داده‌های پانل به روش اثرات تصادفی مناسب خواهد بود. همچنین در مدلهای دوم و سوم با توجه به آماره آزمون هاسمن به ترتیب 12.916 و 28.1183 و سطوح معنی داری کمتر از 5 درصد مشاهده می شود که در سطح اطمينان 95 درصد فرضیه برای هر دو مدل تایید شده و لذا برای برازش مدلهای رگرسیونی دوم و سوم باید از مدل داده های پانل به روش ا
ثرات ثابت استفاده نمود.
4-4-3) آزمون فروض کلاسیک رگرسیون
همان طور که در فصل 3 اشاره شد، پیش از برازش مدل‌های رگرسیون لازم است ابتدا مفروضات رگرسیون خطی مورد آزمون قرار گیرد.
4-4-3-1) آزمون نرمال بودن توزیع متغیرها
برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته و مستقل از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده شده است. این آزمون برای متغیرهای وابسته و کنترل در هریک از مدل های رگرسیونی زیر انجام شده است. جدول خروجی آزمون K-S در نرم‌افزار SPSS برای این متغیر به شرح جدول 4-7 است. با توجه به جدول فوق و آماره Z کولموگروف اسمیرنوف از آنجائیکه سطح معناداری برای تمامی متغیرها بیشتر از 05/0 است فرضیه H0 تایید شده لذا با اطمینان 95% می توان گفت متغیر هایحاصل از مدل اول و دوم نرمال هستند ولی متغیر وابسته مدل سوم از توزیع نرمال پیروی نمی نماید.
جدول 4-7 .آزمون کولموگروف اسمیرنوف
نام متغیر
Z کولموگروف اسمیرنوف
سطح معناداری
نتیجه
SI
نسبت ارزش سهام به ارزش دفتری
751/3
308/0
توزیع نرمال

دانلود پایان نامه درباره جریان نقدی، کارآفرینی، ثروت سهامداران

شرکت مؤثر واقع شود. تمرکز طولانی مدت بر موضوعات خاص و دورههای طولانی مدت سرمایهگذاری برای پژوهش و توسعه و همچنین توسعه بازار و محصول برای قوام و حیات بنگاههای اقتصادی کشور در حال حاضر امری ضروری است. تا بدین وسیله با کسب صلاحیت و توانمندی محوری لازم، آمادگی کافی را برای حضور در صحنههای شدیداً رقابتی بین المللی به دست آورند. علیرغم این واقعیت، کوتاه نظر بودن گروههایی از سرمایهگذاری میتواند به معنای تعقیب هدفهای کوتاه مدت از سرمایهگذاری توسط ایشان باشد. مسأله نزدیک بینی و کوتاه نظری به ویژه از لحاظ تأثیری که برسرمایهگذاری شرکتها در زمینه پژوهش و توسعه و نوآوری بر جای میگذارد حائز اهمیت است و بررسیهای انجام گرفته تاکنون نتایج متفاوتی را به دست دادهاند.

2-2-4-3- سرمایهگذاران مدیریتی
کریزنر66 (1973 و 1980) توجه تمامی افراد بشر را به چیزی معطوف میداند که برای آنها منافع دارد. وی کارآفرین67 را به معنای واقعی کلمه، فردی میشناسد که نقش او برخاسته از آگاهی به فرصتهایی است که به آنها قبلاً توجه نمیشده است. سلدن68 (1980) نقطهنظرهای کریزنر را تحت عنوان نظریه کارآفرینی69 مطرح میکند که محور اصلی آن، مدیر مالک یا کارآفرین در نظریههای کلاسیک مدیریت(مبتنی بر نظریه انسان اقتصادی) است. طبق این نظریه، کارآفرین کسی است که به فرصتها آگاهی پیدا میکند و بصیرت کشف و سرمایهگذاری روی آنها را دارد. اما، نقش کارآفرین بیشتر در سازمانهای دارای وحدت مالکیت و مدیریت متجلی میشود و بهتدریج که مدیریت در پی نیاز به افزایش سرمایه از مالکیت شرکتها جدا میشود، این نقش بسیار کمرنگ میشود. چنین وضعی بهویژه پس از جنگ جهانی دوم شتاب بیشتری مییابد. در پی جدایی مالکیت از مدیریت، نظریههای رفتاری مدیریت با رد مدل کلاسیک کارآفرین یا مدیر مالک، بر انگیزهای مدیر تکیه کرد. این نظریه پیشبینی کرد که میتوان با استفاده از ساز و کارهایی، منافع مدیران و صاحبان سرمایه را در یک راستا قرار داد. آدام اسمیت70 اولین کسیبود که نتایج زیانبار این جدایی را مطرح کرد. به گفته او، «از مدیران سرمایه دیگران نمیتوان انتظار داشت که به اندازه شرکای شرکت خصوصی در حفظ و حراست از سرمایه خود، مدام هوشیار و نگران باشند. بنابراین، غفلت و اسراف در مدیریت چنین شرکتهایی همواره رواج دارد» .
برل71 و مینز72 (1932) پس از آدام اسمیت، ادعا کردند که در شرکتهای سهامی عام، با تکیه بر منافع شخصی مدیران، نمیتوان انگیزه مؤثری برای استفاده کارآمد از داراییهای مؤسسه پدید آورد چرا که بدون مشارکت در مالکیت، مدیران در منافع ناشی از افزایش کارآیی سهیم نیستند. آنان اولین کسانی بودند که عنوان کردند تفکیک مالکیت و کنترل، دست مدیران را در راستای دستیابی به اهداف مغایر با حداکثر کردن ثروت صاحبان سرمایه، باز میگذارد.
طبق نظریه نمایندگی که اکنون مبحث عمده و مهمی در ادبیات اقتصادی و مالی است، مدیران، موقعیت،شهرت و اعتبار، آسایش،احترام و … خود را به هزینه شرکت بالا میبرند.این نظریه که تعارض بین مدیران و سهامداران را تحلیل میکند، به همان نتایج نظریه کارآفرینی، البته از دیدگاهی متفاوت میانجامد: نظریه کارآفرینی از محاسن مالکیت سخن میگوید، در حالیکه نظریه نمایندگی، کاهش هزینههای نمایندگی را درصورت مالک شدن مدیرانپیشبینی میکند. جنسن و مکلینگ(1976)، هزینه نمایندگی را هزینه استفاده بیش از حد مدیریت از مزایای جنبی، و راس73، وسترفیلد74 و جافی75 (1990) آن را فراغت از زیر کار طفره رفتن و استفاده از امکانات شغلی مدیران تعریف میکنند.نظریه جریان نقدی76 آزاد، دلیل اصلی تعارض منافع مدیران و سهامداران را وجود جریان نقدی آزاد در شرکتها میداند. طبق تعریف جنسن ،1986، جریان نقدی آزاد عبارت است از جریان نقدی مازاد بر نیاز واقعی سرمایهگذاری روی تمامی طرحهایی که در صورت تنزیل به نرخ هزینه سرمایه مربوط، دارای ارزش فعلی خالص مثبتاند. به نظر جنسن، مدیران به جای حداکثر کردن ثروت سهامداران، به دنبال کسب قدرت و اعمال کنترل بیشتر بر شرکتاند.نظریه بنگاه اقتصادی77، از دیدگاهی متفاوت با نظریه نمایندگی، مدل کلاسیک کارآفرین(مدیر مالک) را رد میکند، اما رفتار اقتصادی مدیران را بهعنوان نماینده صاحبان سرمایه قبول دارد.
در این نظریه، بنگاه اقتصادی به مثابه «مجموعه قراردادها78» تلقی میشود که طرفهای اصلی این قراردادها «تقبلکنندگان خطر79» و «مدیران»اند. در این دیدگاه که اولبار توسط کوآسه ،1937، مطرح شد، مدیریت به عنوان یکی از طرفهای قرارداد، نوعی کار است که در بازار کار و بازار سرمایه جهت و نظم میگیرد: اگر مدیر در جهت منافع سهامداران کار نکند، ارزش شرکت در بازار سرمایه و ارزش مدیر در بازار کار مدیران کاهش مییابد.از این رو به گمان این نظریهپردازان، ساز و کارهای بازار و و ساز و کارهای قرارداد، عامل کاهش زیان ناشی از تعارض منافع مدیریت و سهامداران است. لذا، تفکیک مدیریت و مالکیت نه تنها مضر نیست، بلکه با انتقال مالکیت از سرمایه داران به مدیران و متخصصان، کارایی به وجود میآید.
در تملک مدیریت معمولاً سه طرف وجود دارد:
مؤسسهای که تملک را توجیه اقتصادی و تضمین میکند.
مدیران.
مؤسسات سرمایهگذار همچون شرکتهای بیمه یا صندوقهای بازنشستگی.
مدیران معمولاً برای تأمین مالی، قرارداد حداقل سه ساله با بانک منعقد میکنند.
سال 1984 سرآغاز شکوفایی تملکهای مدیریت در کشورهای صنعتی پیشرفته بود. از آن سال تا سال 1988،
400 تملک مدیریت به مبلغ 182 میلیارد دلار در آمریکا رخ داد؛ این مبلغ در همین دوره در انگلستان1/2 میلیارد پوند معادل 6/3 میلیارد دلار بود(تملکات مدیران انگلستان، 1989، 14)80.
طبق محاسبات کپلن81 (1989) که رساله دکترای خود را در دانشگاه هاروارد پیرامون تملک مدیریت به رشته تحریر درآورده است، سرمایهگذاران(شامل مدیران)، سهام سهامداران عام را بهطور متوسط 40% بیش از ارزش بازار آن سهام خریدهاند. البته، علت افزایش شدید بهای سهام این شرکتها، اعلام تملک بوده است. دیانجلو82، و رایس83 (1984) نیز در تحقیق روی نمونهای شامل 72 تملک در فاصله سالهای 1973 تا 1980(که هنوز تملک مدیریت وسعت سالهای 1984 به بعد را پیدا نکرده بود)، متوسط افزایش ثروت سهامداران در پی اعلام تملک را 22% محاسبه کردهاند. در این 72 تملک، میانگین و میانه سهم مالکیت مدیران به ترتیب 45% و 51% بوده است. لن84 و پاولسن85 (1988) و لوئناشتاین86 (1985) نیز افزایش ارزش بین 20% تا 56% را در حدفاصل زمانی قبل و پس از اعلام عمومی تملک گزارش کردند.
2-2-4-4- سرمایهگذاران خارجی
در اقتصادهاي آزاد و بازارهاي سرمايه بين المللي بخشي از مالكيت شركت ها در اختيار سرمايه گذاران خارجي قرار دارد. اين پديده حتي در چارچوب اقتصاد از ابعاد مختلفي قابل بررسي است كه در اين گزارش صرفاً اثرات وجود سهامداران خارجي در تركيب سهامداري بر بازده و ارزش شركت ها مورد توجه قرار مي گيرد. به موازات گسترش جهاني سازي در بازارهاي مالي، نقش سرمايه گذاران خارجي در شركت ها بيشتر و پررنگ تر مي شود.
به زعم برخي صاحب نظران به دلايل مختلف حضور سهامداران خارجي در تركيب مالكيت ميتواند بهبود عملكرد و افزايش بازده و ارزش شركت را به دنبال داشته باشد كه عبارتند از:
– اعمال نظارت بيشتر بر مديران؛
– افزايش تخصص و تجربه مديريتي شركت؛
– ورود سرماي ههاي جديد و افزايش انعطاف و توان مالي شركت؛
– تسهيل و تسريع پيوستن شركت به بازارهاي سرمايه جهاني و كاهش نرخ هزينه سرمايه (کمپبل، 2002 ،125 )87.
2-2-5- تئوری نمایندگی88
يكي از موضوعات مطرح درخصوص تركيب مالكيت تئوري نمايندگي درشركت هاست. اين تئوري در اصل به مبحث تضاد منافع بين مالكان و مديران مي پردازد، تضاد و تعارضي كه از دوگانگي و اختلاف بين اهداف مديران و اهداف سهامداران نشأت مي گيرد. در حالي كه هدف اصلي سهامداران به حداكثر رسيدن ثروت خود از طريق حداكثر شدن ارزش شركت است معمولاً دنبال كردن چنين هدفي از سوي مديران مورد غفلت واقع مي شود و در نتيجه سهامداران نسبت به استفاده بهينه ازسرمايه و ثروت خود توسط مديران دچار ترديد مي شوند ( شلیفر و ویشنی،1997،189)89.
در يك دسته بندي كلي هزينه هاي نمايندگي را مي توان به سه گروه اصلي زير تقسيم كرد:
1- هزينه ها و مخارج مربوط به نظارت، مانند هزينه هاي حسابرسي؛
2- هزينه هاي مربوط به ساختار سازماني و فرآيند ايجاد محدوديت براي مديران، از قبيل انتصاب افرادي خارج از شركت در تركيب هيأت مديره؛
3- هزينه هاي فرصت از دست رفته كه مي تواند در اثر محدود كردن اختيارات مديريت براي شركت به وجود آيد (شريعت پناهي، 1382 ،158)1.
حال كه تركيب سهامداري و به ويژه مالكيت مديران در شركت از موضوعات مهمي است كه مي تواند هزينه ها و يا فرصت هايي را در موقعيت هاي مختلف براي شركت به وجود آورد بايد ديد چگونه مي توان ساختار مالكيتي مناسبي را مورد توجه قرار داد كه از يك سو تلاش هاي مديريت در راستاي تأمين اهداف سهامداران باشد و از سوي ديگر حتي الامكان هزينه هاي نمايندگي به حداقل ممكن برسد. دراين زمينه تحقيقات و تجربيات متعددي پيش رو قرار دارد اما تنها بخشي از آنها به بررسي اثر تركيب مالكيت براين موضوع پرداخته اند و مالكيت مديران را مورد توجه قرار داد ه اند (ساک کیون، 2002،89)90.
2-2-6- رابطه ساختار مالكيت با كارآيي بازار سرمايه
ساختار مالكيت از آن جهت با درجه كارآيي بازار سرمايه ارتباط پيدا مي كند كه بالاتر بودن درجه كارآيي بازار و افشاي كامل، دقيق و به هنگام اطلاعات شركت ها در بازار مي تواند اثرات منفي تركيب مالكيت را در مواردي مانند هزينه نمايندگي، ما به التفاوت قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش و غيره كاهش دهد؛ به ويژه در حالتي كه بحث بر سر مالكيت مديران و مالكيت دروني يا سهامداري دارندگان اطلاعات نهاني و معاملات اين گروه ها روي سهام شركت باشد. اگر بنا به فرض بپذيريم كه براساس تئوري بازار كارآ قيمت هاي اوراق بهادار منعكس كننده تمام واقعيات شركت و قيمتي واقعي است كه اثر تمام اطلاعات مثبت و منفي شركت را با خود دارد در اين صورت تركيب مالكيت حداقل تأثيرات منفي بالقوه را در قيمت سهام در بازار خواهد داشت. در چنين وضعيتي هيچ گروه از مالكان شركت قدرت اثر گذاري و اعمال نفوذ در قيمت هاي بازار سهام شركت را نخواهند داشت. به هرحال واقعيت اين است كه هيچ بازاري به طور كامل كارآ نيست و هر چه درجه ناكارآيي بيشتر باشد قدرت اعمال نفوذ سهامداران عمده، نهادي و داخلي بر تصميمات شركت و تأثير گذاري آنها در تعيين قيمت هاي سهام در بازار افزايش خواهد يافت (پاشنر، 1993،189)91.
2-3-گفتاردوم:
بررسی روشهای تأمین مالی
تأمیــن مالی برای هر شرکت یکی از مهمترین موضوعاتی است که مدیران با آن دست و پنجه نرم میکنند. ارزیابی روش تأمین منابع کار سادهای نیست و در هر مورد مدیران از بین چند راه مختلف باید یک روش را برگزیند اما چگونه میتوان یک روش را بر دیگر روشها ترجیح داد؟
آنچه که در تأمین مالی یک شرکت حائز ا
همیت است رعایت اصول تأمین مالی میباشد که در حفظ و نگهداری آن واحد این شیوه نقش بسیار مهمی را ایفا میکند و سلامت شرکت را از جنبههای گوناگون از جمله سوددهی و اجرای برنامههای آینده تضمین میکند. در واقع برنامههای یک شرکت هنگامی کامل خواهد شد که شیوههای تأمین مالی در آن واحد به خوبی طراحی و تدوین شده باشد. در صورتی که مدار فعالیتهای شرکت در زمینه به جریان انداختن پول نقد، دچار اشکال گردد، شرکت با مشکلات ناشی از شیوه تأمین مالی مواجه خواهد شد و در صورت یافتن راه حل مناسب ممکن است خسارات جبران ناپذیری به شرکت وارد شود. یک شرکت در حال فعالیت ممکن است بخواهد بداند که بهترین راه تأمین نقدینگی چه راهی میتواند باشد، آیا وجوه مورد نیاز خود را از طریق انتشار سهام عادی یا سهام ممتاز یا اخذ وام بلند مدت با صدور اوراق قرضه تأمین کند و یا از طریق سود انباشته که هر یک از راه حلهای فوق معایب و مزایایی را به دنبال خواهد داشت. در واقع این راه حلها

دانلود پایان نامه درباره حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، عملکرد شرکت

درتمامی حالتها به فکربرآورده کردن منافع مالک باشد.وجود چنین واقعیت هایی پرسش های اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. این پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تاسیس شده اند اداره می شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می دهند؟
پاسخ بهچنین پرسشهایی باعث شکلگیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی15،ساختار مالکیت16، ترکیب سهامداران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.
2-2-2 حاکمیت شرکتی
واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .”جیمز ولفنسان17″ رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه میگوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت ها کشورها اهمیت بیشتری دارد.(سایت آفتاب 1387)اصطلاح ” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی بکار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،1387 )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه درسال 1973که به ماجرای “واتر گریت”18 شهرت یافت برمیگردد. افشاء این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.
بر این اساس انجمن حسابداران رسمی آمریکا19 استانداردهای ویژه ای را برای حسابرسان مستقل در مورد کنترل داخلی شرکتها وضع نمودند. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب درسال 1987 در گزارشی با عنوان “تریدوی20” نتیجه بررسی های خود را در این باره اعلام نمود . به دنبال آن کنگره آمریکا در سال 1991 قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکت های سهامی عام ملزم به ارایه گزارش در ارتباط با کیفیت و موثر بودن کنترل داخلی گردیدند . اما حاکمیت شرکتی به گونه ای که امروز مطرح است حاصل مطالعات و بررسی هایی است که درکشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه1990 میلادی برمیگردد.گزارش “کادبری21” در انگلستان، مقررات هیأت مدیره جنرال موتورز آمریکا ، گزارش “دی22” در کانادا و گزارش “وی انو23” در فرانسه از آن جمله اند. رسوایی های مالی درشرکت های انرون،ورلد کام،آجیپ سیکو،زیراکس و چند شرکت دیگر کنگره آمریکا را بر آن داشت را تا کمیته خاصی را مأمور بررسی راهکارهایی برای مبارزه با فساد و تقلب ایجاد نمایند.حاصل تمامی این بررسی ها تصویب قانونی به نام “ساربنز-اکسی24″بود.(بت شکن و رهبریخرازی ،1388،3)
در سالهای اخیر نهادها و سازمان هایی نظیر: شبکه جهانی حاکمیت شرکتی25 ،اتاق بازرگانی بین المللی26، بانک جهانی27، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی28 و فدراسیون بین المللی حسابداران29 در ترویج و وضع استاندارد هایی در رابطه با حاکمیت شرکتی فعالیت دارند. موضوع در حال توسعه تا حدی متفاوت است و دستورالعمل های حاکمیت های شرکتی در این کشورها غالبا به پرکردن خلاهای قانونی پرداخته است که در کشورهای پیشرفته از طریق قوانین و مقررات ساختار یافته تامین می شود .قوانینی نظیر : برخورد یکسان با سهامداران ،افشا به موقع و مناسب و نحوه برگزاری مجامع عمومی و مسایلی از این دست در عین حال ، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای پیشرفته تلاش ها در جهت ارائه راهکارهایی برای ملزم نمودن مدیران به پاسخگویی و تنظیم روابط منصفانه با ذینفعان ادامه دارد(بدری،1387،12)30 .
به طور کلی می توان بیان نمود نیاز به حاکمیت شرکتی از تضاد منافع موجود میان مشارکت کنندگان در شرکت (این تضاد منافع اغلب با مسایل نمایندگی در ارتباط است که خود ناشی از این علت است که مشارکت کنندگان مختلف از اهداف و ترجیحات مختلفی برخوردارند) ناشی می شود ( رحمانی، 1387،). به بیان دیگر با توجه به وجود تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکت های مختلف و وجود تضاد میان منافع ذینفعان غیاب استقرار مکانیسم حاکمیت شرکتی میتواند عملکرد شرکت را بجای اینکه به سمت منافع سهامداران هدایت کند به سمت منافع گروه خاصی از جمله مدیران سوق دهد.این مفهوم ناظر بر نحوه حاکمیتی است که بر یک شرکت سهامی عام اعمال میشود و مطابق با آن چگونگی پاسخگویی شرکت به سهامداران و همچنین سایر ذینفعهای سازمانیاش شکل میگیرد. بدین سبب از نظر کارکرد شرکتها و همچنین کل جامعه حائز اهمیت شمرده شده و در سالیان اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این امر موجب شده است که گروههای مختلف حسب علائق و قالبهای ذهنی خود تعاریف متفاوتی از آن ارائه کنند.از جمله این دیدگاهها، پرداختن به موضوع حاکمیت شرکتی به منظور یافتن ساختاری است که قدرت تشخیص و تصمیمگیری مدیران یک شرکت را به بهترین نحو در خدمت سهامداران قرار دهد. این زاویه دید در واقع معطوف به کنترل هزینههای نمایندگی ناشی از تقابل مالکین و مدیران توسط ساختار حاکمیت شرکتی است. در این چارچوب برخی مبحث حاکمیت شرکتی را متوجه روشهایی میدانند که به تأمین کنندگان مالی شرکت اطمینان میدهد که سرمایهشان از برگشت کافی برخوردار خواهد بود. برخی دیگر، موضوع را از حوزه اقتصاد دیده و وظیفه آن را کارآمدتر کردن شرکتها با استفاده از زیر ساختهایی همچون قراردادها، طراحی س
ازمان و مقررات میانگارند. در این قالب نظرات معطوف به مفهوم ارزش (ثروت) متعلق به سهامداران31 است. یعنی مالکین شرکت چگونه میتوانند مدیران را به کسب یک نرخ بازده رقابتی ترغیب کرده و از این امر اطمینان حاصل کنند (ماتیسن، 1999، 5)32.
سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی33 (1998) حاکمیت شرکتی را ساختار روابط ما بین سهامداران، اعضاء هیئت مدیره و مدیران و مسئولیتهای مترتب بر آن میداند. از نظر این سازمان چنین ساختاری زمینه عملکرد رقابتآمیزی را که مستلزم دست یافتن به اهداف اولیه شرکت است، فراهم میآورد.بدین ترتیب حاکمیت شرکتی نظام هدایت و کنترل شرکتها شناخته میشود و ساختار آن حقوق و دامنه مسئولیتهای کنشگران یک سازمان از جمله هیئت مدیره، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را تعیین میکند.
حاکمیت شرکتی34 در اساس، خطوط تصمیمگیری، حوزه و تناسب اختیارات و وظایف سطوح مدیریت عالی سازمان را برای نیل به دو هدف اساسی بررسی میکند:
1- کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود و ارتقای شفافیت35 و پاسخدهی36.
2- بهبود کارایی دراز مدت سازمان از طریق جلوگیری از خودکامگی و عدم مسئولیت مدیریت اجرایی.
حاکمیت شرکتی پیش از هر چیز حیات سالم بنگاه اقتصادی را در دراز مدت هدف قرار میدهد، و به این خاطر درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمانها حفاظت به عمل آورد. واقعیت ورشکستگی شرکتهای عظیم و معتبر در مدت زمان کوتاه از دو پدیده متوالی ناشی شده است: انعکاس اخبار غلط و گزارشهای مالی نادرست درباره وضعیت بنگاه و افشای قریب الوقوع آن، وضعیت حاضر هم اکنون در بازارهای سهام کشورهای صنعتی به بحران بیسابقه بدل گشته و درجه اعتماد سرمایهگذاران به شرکتها را به شدت کاهش داده است.در سالیان اخیر مطالعات متعددی پیرامون حاکمیت شرکتی به عمل آمده است و جملگی سعی داشتهاند که روشی بهینه را برای حکم راندن بر شرکتها بیابند.
بررسیهای صورت پذیرفته توسط پرووز37 (1994) و آئوکی38 و کیم39 (1995) در این میان بیش از دیگران مورد استناد قرار گرفتهاند.
نویسندگان مزبور الگوهای حاکمیت شرکتی را به دو الگوی انگلیسی-آمریکایی (انگلوساکسون) و مدل آلمانی-ژاپنی تقسیم میکنند. توجه الگوی نخست معطوف به بیشینهسازی منافع سهامداران است. بر این مبنا رابطهای حقیقی مابین بانکها و شرکتها برقرار است، سودآوری مورد تأکید قرار میگیرد، قبضه مالکیت امری عادی است و بازار اوراق بهادار منبع مهم تأمین مالی شرکتها به شمار میآید. مدل آلمانیها در نقطه مقابل قرار گرفته و از ذینفعهای سازمان به عنوان وزنه تعادل در مقابل سهامداران استفاده میکند. این دیدگاه شرکتها را ائتلافی از گروههای با علایق و منافع متفاوت میبیند و مدیریت وظیفه دارد نقطه تعادل مابین آنها را بیابد. ژو40 و وانگ41 (1997) دو مدل بالا را در قالب تأمین مالی «مبتنی بر کنترل42» و «تأمین آزاد43» از یکدیگر متمایز میسازند. در مورد اول، سهامدارانی در شرکت سهامی عام حضور دارند که بخش بزرگی از سهام در اختیار آنها است. این سهامداران اصلی میتوانند بانکها، نهادهای مالی و غیر بانکی و یا شرکتهای سهامی دیگر باشند. در این صورت مدیریت بیشتر تحت نظارت قرار میگیرند. مالکیت متراکم انگیزه و توانایی لازم را برای نظارت و کنترل در اختیار سهامداران و سرمایهگذاران قرار میدهد. آلمان و ژاپن مصادیق چنین الگویی هستند(همان، 42)44.
در تأمین مالی آزاد پراکندگی زیادی در مالکیت سهام مشاهده میشود و بدین سبب قدرت تأثیرگذاری سهامداران بر مدیریت شرکت ضعیف است. بنابراین با فروش سهام که معمولاً قبضه مالکیت را به دنبال دارد، نسبت به عملکردهای ناموفق شرکت از خود عکسالعمل نشانمیدهند. چنین حالتی را در الگوی انگلوساکسون مشاهده میکنیم. در آمریکا حسب مقررات دولت که با هدف کسب اطمینان از متنوع بودن پرتفوی داراییهای شرکتهای بیمه، بانکها، صندوقهای متقابل و صندوقهای بازنشستگی تدوین شدهاند، این شرکتها را از داشتن منافع کنترلکننده در شرکتهای سهامی عام باز میدارد. در این الگو بازارهای سرمایه و سهام با نقدینگی بالا، قوانین مربوط به افشای اطلاعات و معاملات مدیران و همچنین مقررات حفظ حقوق سهامداران جزء، زمینه حفاظت از سرمایهگذاران و سهامداران را فراهم میآورند. با وجود تفاوت موجود بین نمونههای بالا، به نظر میرسد که به علت موفقیتهای کسب شده توسط شرکتهای آمریکایی در مسیر مشکلاتی که با آن مواجه بودهاند، انگاره بیشینهسازی منافع سهامداران توجه بیشتری را در حوزه حاکمیت شرکتی کشورهای اروپایی و ژاپن به خود جلب کرده است. کما اینکه OECD در سال 1998 با انتشار اصول مورد نظر خود در مورد حاکمیت شرکتی، وظیفه اصلی شرکتها را برآوردن علائق و توجه به منافع سهامداران میشمارد.
در یک نگاه کلی حاکمیت شرکتی، شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی میشود که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکتها را تعیین میکنند. عناصری که در این صحنه حضور دارند، عبارتند از سهامداران و ساختار مالکیت ایشان، اعضاء هیئت مدیره و ترکیباتشان، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی هدایت میشود و سایر ذینفعها که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت را دارند. در این میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایهگذاران نهادی و حقوقی در دایره مالکین شرکتهای سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گرو
ه بر نحوه حکمرانی و تولیت بر سازمانها و همچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.
2-2-2-1 تعریف حاکمیت شرکتی< br />سازمان همکاری برای توسعه اقتصادی، حاکمیت شرکتی را چنین تعریف میکند: «مجموعه روابط میان مدیریت (اجرایی)، هیأت مدیره، سهامداران و سایر طرفهای ذیربط در یک شرکت» (1998: 158). به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی ساختاری را تبیین میکند که از طریق آن اهداف شرکت معین شده، روشهای نیل به اهداف معلوم گردیده و نهایتاً معیارها و مکانیزمهای نظارت و هدایت عملکرد مشخص میگردند.
2-2-2-2 مکانیسم های حاکمیت شرکتی برای حمایت از سهامداران :
حاکمیت شرکتی به منظور حمایت از حقوق سهامداران از مکانیسم هایی بهره می گیرد که عبارتنداز:
1-هیأت مدیره:
هیأت مدیره از جمله مکانیسم های داخلی حاکمیت شرکتی است که تاثیر زیادی بر عملکرد شرکت و رعایت حقوق ذینفعان بنگاه دارد. نقش هیأت مدیره شرکت ها در نظارت بر نحوه اداره شرکت در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده و هدایت مدیریت اجرایی بسیار تعیین کننده است تا جایی که در مواردی حاکمیت شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیأت مدیره سنجیده می

منابع تحقیق درمورد تسهیلات مالی، ارزش دفتری، سهامداران نهادی

تسهیلات مالی به ارزش دفتری
772/2
000/0
توزیع نرمال نیست
Inst
میزان مالکیت سهامداران نهادی
808/3
067/0
توزیع نرمال است
Iown
درصد مالکیت سهامداران حقیقی
610/4
290/0
توزیع نرمال است
Cown
تعداد سهامداران نهادی
346/6
070/0
توزیع نرمال است
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
666/3
105/0
توزیع نرمال است
ROA
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
563/2
231/0
توزیع نرمال است
LEV
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
010/1
260/0
توزیع نرمال است

نمودار زیر (Q-Q plot)، توزیع غیر نرمال متغیر وابسته حاصل از مدل سوم (نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری) را به نمایش گذاشته است.

نرمال بودن متغیر وابسته، شرط لازم برای مدل‌های رگرسیون است، بنابراین لازم است قبل از آزمون فرضیه‏ها این متغیر نرمال سازی شود. در این پژوهش برای نرمال سازی داده‌ها از تابع انتقال جانسون128 بهره گرفته شده و توسط نرم افزار 16 Minitabمورد تجزیه و تحلیل واقع شده است (قابل مشاهده در پیوست).نتایج حاصل از آزمون K-S بعد از فرآیند نرمال سازی داده‌ها به شرح زیر می‌باشد.

جدول 4-8- نتايج آزمون نرمال بودن متغیر وابسته مدل سوم تحقیق بعد از فرآیند نرمال سازی
متغیر
تعداد (N)
آماره (K-S)
سطح اهمیت (Sig)
نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری
265
919/0
368/0

با توجه به شکل بالا از آن‌جایی که بعد از نرمال سازی داده‌ها سطح اهمیت (Sig.) آماره كولموگروف-اسميرنف برای متغیر وابسته بالاتر از 05/0 می‌باشد (368/0)، بنابراین فرضیه در سطح اطمینان 95% تأیید شده و بيان‌گر این است که متغیر نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری بعد از فرآیند نرمال سازی، دارای توزیع نرمال می‌باشند. (Q-Q plot)، توزیع نرمال متغیر وابسته را بعد از فرآيند نرمال سازي توسط تابع انتقال جانسون، به نمایش گذاشته است.

4-4-3-2) آزمون استقلال خطاها
آزمون دوربين واتسون همبستگي سريالي بين باقيمانده (خطا)هاي رگرسيون را بر مبناي فرض صفر آماري زير آزمون مي‌نمايد:
H0: بین خطاها خود همبستگي وجود ندارد.
H1: بین خطاها خود همبستگي وجود دارد.
آماره دوربین واتسن به همراه مقادیر بحرانی در سطح خطای 5% به شرح جدول 4-9 است. با توجه به این که مقدار آماره دوربین واتسون محاسبه شده مدل های اول و دومازمقدار بحرانی در سطح خطای 0.05 بزرگتر است لذا عدم همبستگی پیاپی یا سریالی باقیمانده ها در مدل های رگرسیونی اول و دوم در سطح معنیداري0.05مورد تایید قرار می گیرد.
جدول4-9- آزمون استقلال خطاها
مدل رگرسیونی
مقادیر بحرانی(سطح خطا 1%)
آماره دوربین واتسن

Du
Dl

مدل اول
3
1
375/1
مدل دوم
3
1
157/1
مدل سوم
3
1
268/1
4-4-4) ناهمسانی واریانس ها
یکی از موضوعات مهمّی که در برآورد واریانس ناهمسانی در این تحقیق از آزمون وایت استفاده شده است. نتایج حاصل از این آزمون به صورت زیر بیان می شود:
جدول4-10- نتایج حاصل از آزمون ناهمسانی واریانس
شرح
آماره وایت
P-value
نتیجه آزمون
مدل اول
2.28
0.007
وجود ناهمسانی
مدل دوم
6.88
0.00
وجود ناهمسانی
مدل سوم
28.064
0.00
وجود ناهمسانی
نتایج حاصل از آزمون وایت در جدول (4-10) آورده شده است. نتایج نشان دهنده این است که آماره F هریک مدل های تحقیق در سطح خطای 0.05 معنی دار است در نتیجه فرضیه صفر مبنی بر وجود ناهمسانی واریانس در بین دادهای مدل در سطح خطای 0.05 رد نمی شود. نتایج حاصله نشان دهنده وجود ناهمسانی واریانس در بین داده های مدل است. در صورت وجود ناهمسانی واریانس تخمین زننده های 129OLS همچنان بدون تورش خواهند بود ولی دارای حداقل واریانس نخواهند بود لذا برای رفع این نقیصه از تخمین زننده 130GLS استفاده خواهد شد.

4-4-5- آزمون هم خطی متغیرهای مستقل
با توجه به جدول 4-11، میزان تولرانس و عامل واریانس برای تمامی متغیرهای مستقل بیشتر از 2/0، و عامل تورم واریانس نیز بسیار نزدیک به 1 است (از 5 خیلی کمتر است)، در نتیجه فرضیه عدم وجود هم‌خطی بین متغیرهای مستقل تایید می‌شود.
جدول 4-11 آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل
نام متغیر
تولرانس
عامل تورم واریانس
Iown

درصد سهامداران حقیقی
978/0
028/1
Cown
میزان تمرکز مالکیت
707/0
415/1
Inst
درصد سهامداران نهادی
461/0
175/2
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
951/0
046/1
Lev
میزان اهرم مالی شرکت
962/0
031/1
ROA
بازده دارایی ها
981/0
017/1

پس از بررسی فروض کلاسیکدر قسمت بعد نتایج حاصل از برازش مدل های‌ رگرسیونی تحقیق و به تبع آن فرضیه های تحقیق مورد بررسی و آزمون قرار می گیرد.
4-5) آزمون فرضیات تحقیق
همانطور که در فصل 3 تشریح گردید، در این تحقیق برای آزمون هر یک از فرضیات اصلی تحقیق از یک مدل رگرسیونی استفاده شده است.
4-5-1) آزمون فرضیه اول:
مدل اول تحقیق به شرح زیر است)لین وهمکاران 2013):
SIit = β0 + β1INSTit + β2IOWNit + β3COWNit +β4ROAit + β5SIZEit + β6LEVit + εit
پس از آزمون مفروضات رگرسیون و اطمینان از برقراری آن‌ها، نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون فوق برای شرکت های تولیدی در جدول4 -11 ارائه شده است. مقدار آماره F (22.686) نیز حاکی از معناداری کل مدل رگرسیون می باشد. همان طور که در قسمت پایین جدول 4-11 مشخص شده است، ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده مدل فوق به ترتیب عبارتند از 8/13 درصد و 2/13 درصد. بنابراین، می‌توان نتیجه گ
رفت که در معادله رگرسیونی مزبور ، تنها حدود 2/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته (میزان سهام عادی منتشر شده) توسط متغیرهای مستقل و کنترل مزبور تبیین میشوند.
در این جدول اعداد مثبت (منفی) در ستون مقدار ضریب نشان دهنده میزان تاثیر مستقیم (معکوس) هر یک از متغیرها بر دقت پیش بینی سود هر سهم شرکت‌های مورد بررسی است.
نحوه داوری: در صورتی که مقدار sig محاسبه شده توسط نرم افزار کمتر از سطح اطمینان در ن

منابع تحقیق درمورد هزینه سرمایه، اوراق قرضه، بورس اوراق بهادار

سرمایه شرکت میگردد.
3) تصمیمهای عملیاتی و تأمین مالی شرکت
تصمیمهای اتخاذ شده در یک شرکت بر روی ریسک شرکت مؤثر میباشد. اگر مدیریت شرکت سرمایهگذاری را با سطح ریسک بالا بپذیرد و یا اینکه به میزان زیادی از بدهی سهام ممتاز استفاده نماید، ریسک شرکت افزایش مییابد در نتیجه سرمایهگذاران نرخ بازده بالاتری را انتظار خواهند داشت و این امر سبب افزایش هزینه سرمایه میگردد.
4) سطح تأمین مالی
هر چه سطح تأمین مالی شرکت افزایش یابد، عواملی همچون هزینههای صدور و فروش اوراق بهادار، افزایش نسبت اهرمی و عرضه زیاد اوراق بهادار موجب افزایش هزینه سرمایه میشوند.
2-3-3-5-2- محاسبه هزینه سرمایه
در دنیای پیچیدة تجارت، مـحاسبه هزینه سرمایه شرکت، توام با مشکــلات و دشواریهای عدیـدهای میباشد. به همین علت و به منظور تسهیل محاسبات، ناچار به لحاظ نمــودن پارهای از مفروضات میباشیم. این مفروضات عبارتند از:
ریسک تجاری ثابت
ریسک مالی ثابت
سیاست تقسیم سود ثابت
بنابراین در محاسبات هزینه سرمایه باید فرض نمائیم که اولاً ترکیب منبع مالی تغییر نخواهد نمود، ثانیاً ریسک سرمایهگذاری در پروژههای جدید مشابه با ریسک پروژههای انجام شده قبلی میباشد و ثالثاً اینکه تغییری در نسبت پرداخت سود سهام به سهامداران ایجاد نشده و شرکت سیاست تقسیم سود ناشی را دنبال میکند. همانگونه که منابع تأمین مالی شرکت متنوع و متعدد بوده و شامل بدهی، سهام ممتاز سهام عادی و سود انباشته میگردد. هزینه سرمایه شرکت نیز ترکیبی از هزینه هر یک از اقلام خاص آن یعنی هزینه بدهی، سهام ممتاز، سهام عادی و سود انباشته میباشد.از آنجائی که هر یک از منابع تـأمین مالی، نسبتی از کل سرمایه شــرکت را تشکیل میدهد، لذا هزینه سرمــایه شرکت نیز میبایستی با توجه به نسبت هر یک از اقلام خاص در تأمین سرمایه شرکت محاسبه گردد. بدین لحاظ برای محاسبه هزینه سرمایه شرکت از میانگین موزون هزینه سرمایه استفاده مینمائیم. فرمول محاسبة هزینه سرمایه شرکت به صورت زیر میباشد :
( رابطه 1-3-2 ) محاسبه هزینه سرمایه
Kf = (%D)(Kd)=(%Ps)(KPs)+(%CE)(Ke)+(%RE)(Kr)
جائی که:
Kf = هزینه سرمایه شرکت (میانگین موزون هزینه سرمایه)
Kd = هزينه بدهی ( بلند مدت )
KPs = هزینه سهام ممتاز
Ke = هزینه سهام عادی
Kr = هزینه سود انباشته
%D= نسبت بدهی بلند مدت به سرمایه شرکت
%Ps = نسبت سهام ممتاز به سرمایه شرکت
%CE = نسبت سهام عادی به سرمایه شرکت
%RE = نسبت سود انباشته به سرمایه شرکت
بنابراین محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه شركت مستلزم طی دو مرحله میباشد. مرحله اول آن محاسبة هزینه هر یک از اقلام تشکیل دهنده سرمایه شرکت و مرحله دوم آن محاسبة نسبت مشارکت هر یک از منابع تأمین مالی در کل سرمایه میباشد.
در ادامه به اختصار نحوه محاسبه هزینه هر یک از اقلام خاص سرمایه بیان میشود.
2-3-3-6- هزینة بدهی
هزینة بدهی به سادگی قابل محاسبه است. بدین ترتیب که هزینه بدهی برابر با نرخ بهره پرداختی بابت استقراض میباشد. یعنی بهره پرداختی تقسیم بر ارزش بدهی :
(رابطه 2-3-2) هزینه بدهی
بهره
Kd =
اصل بدهی

اما طرز محاسبه هزینه مربوط به زمانی است که تأثیر مالیات نادیده گرفته شود و اوراق قرضه به قیمت اسمی به فروش برسد. تأثیر وجود مالیات و فروش اوراق قرضه به کسر یا صرف و نیز تأثیر زمان سررسید بدهی بر هزینه سرمایه به شرح زیر است :
الف) تأثیر مالیات
بهره پرداختی بابت بدهیها ( استقراض ) یک هزینه قابل قبول مالیاتی است. با افزایش میزان هزینه بهره میزان مالیات پرداختی کمتر میشود. بطور خلاصه اینکه هزینه مؤثر بدهی ( به عبارتی هزینه بعد از مالیات ) کمتر از هزينه قبل از محاسبه مالیات است. با در نظر گرفتن تأثیر مالیــات معادله قبل به شرح زیر اصلاح میشود :
( رابطه 3-3-2 ) هزینه بدهی با در نظر گرفتن تاثیر مالیات
Km = Ka(1-t)
Km= هزینه مؤثر بدهی
t= نرخ مالیات
ب) کسر یا صرف اوراق قرضه :
اوراق قرضه عموماً با قیمتی متفاوت با ارزش اسمی به فروش میرسند. این اختلاف اصطلاحاً صرف یا کسر اوراق قرضه نامیده میشود. در اینجا هزینه بدهی معادل نرخ بهره (نرخ کوپن) نیست. این نکته را هم باید در نظر داشت که میزان صرف یا کسر اوراق قرضه در طول زمان انتشار تا سررسید مستهلک میشود.
ج) اوراق قرضه دائمی (فاقد سررسید)
هزینه اوراق قرضه بدون سررسید از طریق تقسیم بهره بر قیمت فروش اوراق محاسبه میشود :
( رابطه 4-3-2 ) هزینه اوراق قرضه بدون سررسید
Kd = R/P(1-t)
R= بهره بدهی
P= قیمت فروش
t= نرخ مالیات
Kd= هزینه بدهی
محاسبه دقیق هزینه تأمین مالی از محل بدهیهای بلند مدت صرف نظر از جزئی بودن درصد آن در ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نیز سوبسیدی بودن نرخ آنها دشوار و تا حدی نیز غیر ممکن میباشد، چرا که مهمترین ویژگی این ابزار تأمین مالی مشمول شدن هزینه آن به عنوان هزینههـای قابل قبول مالیاتی و به عبارت دیگر صرفهجویی مالیاتی آن میباشد. در ایران براساس قانون مالیاتهای مستقیم درآمد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، از مالیات معاف بوده و در واقع کل مالیات متعلقه به شرکت و سهامدار، توسط سـهــامدار و متناسب با میزان و درصد ســهم هریک از سهامداران به کل سهام شرکت پرداخت میگردد. بنابراین تعیین و استفـاده از یک نرخ مشخـص مالیاتی در محاسبه هزینه تأمین مالی بدهـیها امکانپذیر نمیباشد.
2-3-
3-7- هزینه سهام ممتاز
هزینـه سهام ممتاز حـداقل نرخ بازدهی است که جهت جبـران نرخ بازده مورد انتـظار سهـامداران ممتاز میبایستی توسط شرکت تحصیل گردد، فرمول محاسبة هزینه سهام ممتاز بشرح زیر میباشد:
( رابطه 5-3-2 ) هزینه سهام ممتاز
Kp = D/ pn
Kp = هزینه سهام ممتاز
D = سود سالانه سهام ممتاز
pn = خالص وجوه دریافتی از فروش سهام ممتاز (پس از کسر هزینه فروش)
از آنجائی که سود سهام ممتاز از محل سود پس از کسر مالیاتی شرکت پرداخت میگردد، لذا به عنوان هزینه قابل مالیاتی نبوده و صرفهجویی مالیاتی برای شرکت به همراه ندارد. تاکنون سهام ممتاز به عنوان یک ابزار تأمین مالی در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده نشده است.
2-3-3-8- هزینة سهام عادي
هزینة تأمین مالی از محل سهام عادی حداقل نرخ بازدهی است که بایستي شرکت برای سهامداران خود فراهم نماید تا ارزش بازار سهام خود را حفظ نموده و سهامدارانش را نیز راضی نگاه دارد.
در کنار تأمین مالی بواسطه منابع مالی همچون بدهی و سهام ممتاز، سهامداران عادی به دو طریق میتوانند سرمایه مورد نیاز شرکت را فراهم نمایند. یکی فروش سهام عادی که معرف تأمین مالی خارجی است و دیگری انباشته نمودن تمام یا قسمتی از سود قابل تقسیم به منظور تأمین مالی سرمایهگذاریهای آتی که تأمین مالی داخلی نام دارد.
در ادبیات مالی برای محاسبة هزینه تأمین مالی از محل سهام عادی، چهار نظریه و مدل به شرح زیر مطرح شده است:
نظرية مدل بدون رشد93
نظرية مدل رشد گوردون94
نظرية مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای95
نظرية مدل صرف ریسک96
قبل از تشریح مدلهای فوق ذكر یک نکته ضروری به نظر میرسد و آن اینکه اصولاً استفاده از هر مدلی در تحقیقات مالی در صورتی معتبر است که صحت مفروضات آن مدل نيز در تحقيق مورد نظر لحاظ شده باشد. به عبارت ديگر اگر مفروضات مدلی، با شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه مورد تحقیق مطابقت نداشته باشد، مسلماً نمیتوان از آن مدل در برآورد متغیرها و از نتایج حاصل از بکارگیری آن مدل جهت تشریح و توجیه شرایط و واقعیتهای موجود در جامعه تحقیق استفاده نمود. بنابراین در ادامه بحث، ضمن مطرح نمودن ادبیات مالی مربوط به هر یک از مدلها، تا حد امکان مفروضات مدلهای مذکور را با شرایط موجود در بازار سرمایه و شرکتهای ایرانی مقایسه خواهیم نمود.
2-4- گفتار سوم:پیشینه تحقیق
2-4-1- تحقیقات انجام شده در ایران
سینگ و حمید97 (1992) و سینگ (1995) روشهاي تامین مالی پنجاه کشور توسعه یافته و کشورهاي در حال توسعه را بررسی کردند .نتایج اصلی این مطالعه به صورت زیر است.
شرکتهاي واقع در کشورهاي در حال توسعه ، بیشتر از منابع خارجی براي تامین مالی استفاده میکنند.
شرکتهاي واقع در کشورهاي در حال توسعه، براي افزایش خالص دارایی هاي خود بیشتر به انتشار سهام جدید روي میآورند.
مجتهدزاده، علوي طبري و خدابخشي (1388) رابطه تأمين مالي و عملکرد عملياتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسي کردند. نتايج تحقيق آنان نشان داد که نه تنها تأمين مالي اثري بر عملکرد عملياتي قبل و بعد از آن ندارد بلکه نوع و حجم تأمين مالي نيز بر اکثر سنجههاي عملکرد عملياتي تأثير چنداني ندارد.
حسن قاليباف اصل و سلما ايزدي (1388)، در مقاله ای، رابطه عواملي مانند اندازه، سودآوري، دارايي هاي قابل وثيقه، ريسك تجاري و نقدينگي با ميزان استفاده از بدهي در ساختار سرمايه شركت ها، به منظور آزمون يك تئوري نوين ساختار سرمايه، مانند تئوري توازي ايستا در شركت هاي ايراني، بررسي نموده اند. نتايج حاصل نشان مي دهد كه در طول قلمرو زماني تحقيق، عوامل اندازه، سودآوري و نقدينگي جزء عواملي هستند كه ارتباط معكوس و معني دار با ساختار سرمايه شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارند .به طور خلاصه، نتايج حاصل از اين تحقيق، تئوري توازي ايستا در بورس اوراق بهادار تهران را تاييد نمي كند.
حساس یگانه، مردای و اسکندر (1387) طی مطالعه ای بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران در فاصله زمانی سالهای 1376 تا 1383، رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت را مورد آزمون قرار دادند. یافته های تحقیق مبین ارتباط مثبت بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت می باشد. ایشان نتایج تحقیق را این گونه تفسیر نمودند که سرمایه گذاران نهادی با توجه به انگیزه های که برای بهبود عملکرد شرکت های سرمایه پذیر دارند نظارتی مؤثر بر آنها اعمال نموده و مدیران این شرکت ها را با اتخاذ تصمیمات بهینه و در نتیجه بهبود عملکرد شرت ترغیب می کنند.
نمازی، رحمان سرشت و مظلومی «رابطه عملکرد مدیریتی سرمایه گذاران شرکتی با سهم مالکیت این مؤسسات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» را مورد مطالعه قرار دادند. آنان در این پژوهش نقش سرمایه گذاران شرکتی را مورد بررسی قرار دادند و این سؤال را مطرح کردند که آیا ساختار مالکیت سازمانها توان توجیه عملکرد های متفاوت در آن ها را دارد؟ یافته های تحقیق نشان داد که گروههای مختلف مالک و حقیقی و حقوقی به یک میزان از قدرت و هم سویی در اثر گذاری بر عملکرد شرکت برخوردار نیستند و در مجموع تفاوت در ساختار مالکیت شرکت ها توانسته است بخشی از نوسانات در عملکرد شرکتها را توضیح دهد.
نمازی و کرمانی رابطه بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی سالهای 1382 تا 1386 مورد بررسی قرار دارند. نت
ایج پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی حاصل از این بود که رابطه معنی دار و منفی بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت و رابطه معنی دار و مثبت بین مالکیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود دارد. همچنین مالکیت مدیریتی به صورت معنی دار و منفی بر عملکرد تأثیر می گذارد.
2-4-2- تحقیقات انجام شده در سایر کشورها
لین و همکاران (2013) در پژوهشی به بررسی تاثیر ساختار مالکیت و ارتباط آن با انتخاب روشهای تامین مالی از بانکها و یا انتشار اوراق مشارکت پرداختند. پژوهش مزبور برای 9831 شرکت در 20 کشور از ابتدای سال 2001 تا پایان 2010 انجام پذیرفت. نتایج گویای آن است که تنوع در حقوق مالکانه و کنترلی در شرکتهای با ساختار مالکیت نهادی کمتر به سمت تامین مالی از طریق تسهیلات بانکی می روند. همچنین سایر نتایج بیانگر آن است که تنوع در ساختار مالکیت روی دیگر جنبه های ساختار بدهی در شرکت از جمله سررسید پرداخت و یا وثایق مورد نیاز نیز اثرگذار خواهد بود. به عبارتی شرکتهای با ساختار مالکیت نهادی بیشتر به سمت تامین

منابع تحقیق درمورد حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، عملکرد شرکت

اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. این پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تاسیس شده اند اداره می شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می دهند؟
پاسخ بهچنین پرسشهایی باعث شکلگیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی15،ساختار مالکیت16، ترکیب سهامداران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.
2-2-2 حاکمیت شرکتی
واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .”جیمز ولفنسان17″ رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه میگوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت ها کشورها اهمیت بیشتری دارد.(سایت آفتاب 1387)اصطلاح ” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی بکار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،1387 )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه درسال 1973که به ماجرای “واتر گریت”18 شهرت یافت برمیگردد. افشاء این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.
بر این اساس انجمن حسابداران رسمی آمریکا19 استانداردهای ویژه ای را برای حسابرسان مستقل در مورد کنترل داخلی شرکتها وضع نمودند. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب درسال 1987 در گزارشی با عنوان “تریدوی20” نتیجه بررسی های خود را در این باره اعلام نمود . به دنبال آن کنگره آمریکا در سال 1991 قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکت های سهامی عام ملزم به ارایه گزارش در ارتباط با کیفیت و موثر بودن کنترل داخلی گردیدند . اما حاکمیت شرکتی به گونه ای که امروز مطرح است حاصل مطالعات و بررسی هایی است که درکشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه1990 میلادی برمیگردد.گزارش “کادبری21” در انگلستان، مقررات هیأت مدیره جنرال موتورز آمریکا ، گزارش “دی22” در کانادا و گزارش “وی انو23” در فرانسه از آن جمله اند. رسوایی های مالی درشرکت های انرون،ورلد کام،آجیپ سیکو،زیراکس و چند شرکت دیگر کنگره آمریکا را بر آن داشت را تا کمیته خاصی را مأمور بررسی راهکارهایی برای مبارزه با فساد و تقلب ایجاد نمایند.حاصل تمامی این بررسی ها تصویب قانونی به نام “ساربنز-اکسی24″بود.(بت شکن و رهبریخرازی ،1388،3)
در سالهای اخیر نهادها و سازمان هایی نظیر: شبکه جهانی حاکمیت شرکتی25 ،اتاق بازرگانی بین المللی26، بانک جهانی27، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی28 و فدراسیون بین المللی حسابداران29 در ترویج و وضع استاندارد هایی در رابطه با حاکمیت شرکتی فعالیت دارند. موضوع در حال توسعه تا حدی متفاوت است و دستورالعمل های حاکمیت های شرکتی در این کشورها غالبا به پرکردن خلاهای قانونی پرداخته است که در کشورهای پیشرفته از طریق قوانین و مقررات ساختار یافته تامین می شود .قوانینی نظیر : برخورد یکسان با سهامداران ،افشا به موقع و مناسب و نحوه برگزاری مجامع عمومی و مسایلی از این دست در عین حال ، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای پیشرفته تلاش ها در جهت ارائه راهکارهایی برای ملزم نمودن مدیران به پاسخگویی و تنظیم روابط منصفانه با ذینفعان ادامه دارد(بدری،1387،12)30 .
به طور کلی می توان بیان نمود نیاز به حاکمیت شرکتی از تضاد منافع موجود میان مشارکت کنندگان در شرکت (این تضاد منافع اغلب با مسایل نمایندگی در ارتباط است که خود ناشی از این علت است که مشارکت کنندگان مختلف از اهداف و ترجیحات مختلفی برخوردارند) ناشی می شود ( رحمانی، 1387،). به بیان دیگر با توجه به وجود تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکت های مختلف و وجود تضاد میان منافع ذینفعان غیاب استقرار مکانیسم حاکمیت شرکتی میتواند عملکرد شرکت را بجای اینکه به سمت منافع سهامداران هدایت کند به سمت منافع گروه خاصی از جمله مدیران سوق دهد.این مفهوم ناظر بر نحوه حاکمیتی است که بر یک شرکت سهامی عام اعمال میشود و مطابق با آن چگونگی پاسخگویی شرکت به سهامداران و همچنین سایر ذینفعهای سازمانیاش شکل میگیرد. بدین سبب از نظر کارکرد شرکتها و همچنین کل جامعه حائز اهمیت شمرده شده و در سالیان اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این امر موجب شده است که گروههای مختلف حسب علائق و قالبهای ذهنی خود تعاریف متفاوتی از آن ارائه کنند.از جمله این دیدگاهها، پرداختن به موضوع حاکمیت شرکتی به منظور یافتن ساختاری است که قدرت تشخیص و تصمیمگیری مدیران یک شرکت را به بهترین نحو در خدمت سهامداران قرار دهد. این زاویه دید در واقع معطوف به کنترل هزینههای نمایندگی ناشی از تقابل مالکین و مدیران توسط ساختار حاکمیت شرکتی است. در این چارچوب برخی مبحث حاکمیت شرکتی را متوجه روشهایی میدانند که به تأمین کنندگان مالی شرکت اطمینان میدهد که سرمایهشان از برگشت کافی برخوردار خواهد بود. برخی دیگر، موضوع را از حوزه اقتصاد دیده و وظیفه آن را کارآمدتر کردن شرکتها با استفاده از زیر ساختهایی همچون قراردادها، طراحی سازمان و مقررات میانگارند. در این قالب نظرات معطوف به مفهوم ارزش (ثروت) متعلق به سها
مداران31 است. یعنی مالکین شرکت چگونه میتوانند مدیران را به کسب یک نرخ بازده رقابتی ترغیب کرده و از این امر اطمینان حاصل کنند (ماتیسن، 1999، 5)32.
سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی33 (1998) حاکمیت شرکتی را ساختار روابط ما بین سهامداران، اعضاء هیئت مدیره و مدیران و مسئولیتهای مترتب بر آن میداند. از نظر این سازمان چنین ساختاری زمینه عملکرد رقابتآمیزی را که مستلزم دست یافتن به اهداف اولیه شرکت است، فراهم میآورد.بدین ترتیب حاکمیت شرکتی نظام هدایت و کنترل شرکتها شناخته میشود و ساختار آن حقوق و دامنه مسئولیتهای کنشگران یک سازمان از جمله هیئت مدیره، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را تعیین میکند.
حاکمیت شرکتی34 در اساس، خطوط تصمیمگیری، حوزه و تناسب اختیارات و وظایف سطوح مدیریت عالی سازمان را برای نیل به دو هدف اساسی بررسی میکند:
1- کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود و ارتقای شفافیت35 و پاسخدهی36.
2- بهبود کارایی دراز مدت سازمان از طریق جلوگیری از خودکامگی و عدم مسئولیت مدیریت اجرایی.
حاکمیت شرکتی پیش از هر چیز حیات سالم بنگاه اقتصادی را در دراز مدت هدف قرار میدهد، و به این خاطر درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمانها حفاظت به عمل آورد. واقعیت ورشکستگی شرکتهای عظیم و معتبر در مدت زمان کوتاه از دو پدیده متوالی ناشی شده است: انعکاس اخبار غلط و گزارشهای مالی نادرست درباره وضعیت بنگاه و افشای قریب الوقوع آن، وضعیت حاضر هم اکنون در بازارهای سهام کشورهای صنعتی به بحران بیسابقه بدل گشته و درجه اعتماد سرمایهگذاران به شرکتها را به شدت کاهش داده است.در سالیان اخیر مطالعات متعددی پیرامون حاکمیت شرکتی به عمل آمده است و جملگی سعی داشتهاند که روشی بهینه را برای حکم راندن بر شرکتها بیابند.
بررسیهای صورت پذیرفته توسط پرووز37 (1994) و آئوکی38 و کیم39 (1995) در این میان بیش از دیگران مورد استناد قرار گرفتهاند.
نویسندگان مزبور الگوهای حاکمیت شرکتی را به دو الگوی انگلیسی-آمریکایی (انگلوساکسون) و مدل آلمانی-ژاپنی تقسیم میکنند. توجه الگوی نخست معطوف به بیشینهسازی منافع سهامداران است. بر این مبنا رابطهای حقیقی مابین بانکها و شرکتها برقرار است، سودآوری مورد تأکید قرار میگیرد، قبضه مالکیت امری عادی است و بازار اوراق بهادار منبع مهم تأمین مالی شرکتها به شمار میآید. مدل آلمانیها در نقطه مقابل قرار گرفته و از ذینفعهای سازمان به عنوان وزنه تعادل در مقابل سهامداران استفاده میکند. این دیدگاه شرکتها را ائتلافی از گروههای با علایق و منافع متفاوت میبیند و مدیریت وظیفه دارد نقطه تعادل مابین آنها را بیابد. ژو40 و وانگ41 (1997) دو مدل بالا را در قالب تأمین مالی «مبتنی بر کنترل42» و «تأمین آزاد43» از یکدیگر متمایز میسازند. در مورد اول، سهامدارانی در شرکت سهامی عام حضور دارند که بخش بزرگی از سهام در اختیار آنها است. این سهامداران اصلی میتوانند بانکها، نهادهای مالی و غیر بانکی و یا شرکتهای سهامی دیگر باشند. در این صورت مدیریت بیشتر تحت نظارت قرار میگیرند. مالکیت متراکم انگیزه و توانایی لازم را برای نظارت و کنترل در اختیار سهامداران و سرمایهگذاران قرار میدهد. آلمان و ژاپن مصادیق چنین الگویی هستند(همان، 42)44.
در تأمین مالی آزاد پراکندگی زیادی در مالکیت سهام مشاهده میشود و بدین سبب قدرت تأثیرگذاری سهامداران بر مدیریت شرکت ضعیف است. بنابراین با فروش سهام که معمولاً قبضه مالکیت را به دنبال دارد، نسبت به عملکردهای ناموفق شرکت از خود عکسالعمل نشانمیدهند. چنین حالتی را در الگوی انگلوساکسون مشاهده میکنیم. در آمریکا حسب مقررات دولت که با هدف کسب اطمینان از متنوع بودن پرتفوی داراییهای شرکتهای بیمه، بانکها، صندوقهای متقابل و صندوقهای بازنشستگی تدوین شدهاند، این شرکتها را از داشتن منافع کنترلکننده در شرکتهای سهامی عام باز میدارد. در این الگو بازارهای سرمایه و سهام با نقدینگی بالا، قوانین مربوط به افشای اطلاعات و معاملات مدیران و همچنین مقررات حفظ حقوق سهامداران جزء، زمینه حفاظت از سرمایهگذاران و سهامداران را فراهم میآورند. با وجود تفاوت موجود بین نمونههای بالا، به نظر میرسد که به علت موفقیتهای کسب شده توسط شرکتهای آمریکایی در مسیر مشکلاتی که با آن مواجه بودهاند، انگاره بیشینهسازی منافع سهامداران توجه بیشتری را در حوزه حاکمیت شرکتی کشورهای اروپایی و ژاپن به خود جلب کرده است. کما اینکه OECD در سال 1998 با انتشار اصول مورد نظر خود در مورد حاکمیت شرکتی، وظیفه اصلی شرکتها را برآوردن علائق و توجه به منافع سهامداران میشمارد.
در یک نگاه کلی حاکمیت شرکتی، شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی میشود که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکتها را تعیین میکنند. عناصری که در این صحنه حضور دارند، عبارتند از سهامداران و ساختار مالکیت ایشان، اعضاء هیئت مدیره و ترکیباتشان، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی هدایت میشود و سایر ذینفعها که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت را دارند. در این میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایهگذاران نهادی و حقوقی در دایره مالکین شرکتهای سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گرو
ه بر نحوه حکمرانی و تولیت بر سازمانها و همچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.
2-2-2-1 تعریف حاکمیت شرکتی
سازمان همکاری برای توسعه اقتصادی، حاکمیت شرکتی را چنین تعریف میکند: «مجموعه رو
ابط میان مدیریت (اجرایی)، هیأت مدیره، سهامداران و سایر طرفهای ذیربط در یک شرکت» (1998: 158). به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی ساختاری را تبیین میکند که از طریق آن اهداف شرکت معین شده، روشهای نیل به اهداف معلوم گردیده و نهایتاً معیارها و مکانیزمهای نظارت و هدایت عملکرد مشخص میگردند.
2-2-2-2 مکانیسم های حاکمیت شرکتی برای حمایت از سهامداران :
حاکمیت شرکتی به منظور حمایت از حقوق سهامداران از مکانیسم هایی بهره می گیرد که عبارتنداز:
1-هیأت مدیره:
هیأت مدیره از جمله مکانیسم های داخلی حاکمیت شرکتی است که تاثیر زیادی بر عملکرد شرکت و رعایت حقوق ذینفعان بنگاه دارد. نقش هیأت مدیره شرکت ها در نظارت بر نحوه اداره شرکت در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده و هدایت مدیریت اجرایی بسیار تعیین کننده است تا جایی که در مواردی حاکمیت شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیأت مدیره سنجیده می شود.هیأت مدیره علاوه بر هدایت استراتژیک شرکت مسئولیت مهمی در نظارت بر عملکرد

پایان نامه ارشد با موضوع جامعه شناسی، فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق

بزرگمهر، تهران، پنگوئن، 1362.
• باتامور، تام، جامعه شناسي سياسي، ترجمه منوچهر صبوري کاشاني ، تهران، انتشارات کيهان، 1366.
• باربور، ايان، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1362.
• بُدن، ریمون، مطالعاتی در آثار جامعه شناسان کلاسیک، ترجمه ی باقر پرهام، تهران، نشر مرکز،1383.
• بنتون.ت و كرايب، يان، فلسفه علوم اجتماعي؛ بنيادهاي فلسفي تفكر اجتماعي، ترجمه شهناز مسمي پرست و محمود متحد، تهران، نشر آگه، 1384.
• بوريل، گيبسون و گارت مورگان، نظريه‌هاي كلان جامعه‌شناسي و تجزيه و تحليل سازمان، ترجمه محمدتقي نوروزي، تهران، سمت، 1383.
• بيات، عبدالرسول و ديگران، فرهنگ واژه ها ،‌ قم، مؤسسه انديشه و فرهنگ ديني،1381.
• پارسانيا، حميد، روش‌شناسي انتقادي حكمت صدرايي، قم، كتاب فردا، 1389.
• پترسون، مايكل و ديگران، عقل و اعتقاد ديني، ترجمه احمد نراقي و ابراهيم سلطاني، تهران، طرح نو، 1379.
• پولانتزاس، نیکوس، فلسفه حقوق، ترجمه نجاد علی الماسی، میزان، 1386.
• پولانزاس، نیکوس، واقعیت و حقوق، نجاد علی الماسی، دانشگاه شهید بهشتی، 1354.
• تايپتون، فرانک و آلدريچ، رآبرت، تاريخ اقتصادي واجتماعي اروپا، ترجمه كريم پيرحياتي، تهران، شركت انتشارات علمي وفرهنگي، 1375.
• تبیت، مارک، فلسفه حقوق، ترجمه حسن رضایی خاوری، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1384.
• تنهايي، ابوالحسن، نظريه‌هاي جامعه شناسي، مشهد، مرنديز، 1387.
• توسلي، غلامعباس، نظريه‌هاي جامعه‌شناسي، تهران، سمت، 1386.
• جلائي‌پور، حميدرضا، نظريه‌هاي متاخر جامعه‌شناسي، تهران، ني، 1387.
• حسين‌زاده، محمد، معرفت‌ شناسي، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€،1381.
• حميد، صنعت‌جو، اميل دوركيم متفكري همچنان تاثيرگذار، عميدي ، 1392.
• خسروپناه، عبدالحسين، كلام جديد، قم، مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم، 1379.
• دانش پژوه ، مصطفی، شناسه حقوق: دانش حقوق، قاعده حقوقي و رابطه حقوق با عدالت، اخلاق و دين، نشرجنگل، 1391.
• دانش، تاج زمان، مجرم كيست جرم شناسي چيست؟، تهران، مؤسسه كيهان،1364.
• داور، شيخاوندی، جامعه شناسی انحرافات ومسائل اجتماعی، مشهد، نشرمرنديز، 1379.
• دل وکیو، ژرژ، فلسفه حقوق، ترجمه جواد واحدی، نشر میزان، 1380.
• دوركيم، اميل، خودكشي، ترجمه نادر سالارزاده اميري، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1373.
• دورکیم ، امیل، صور بنیانی حیات دینی، باقر پرهام، مرکز، 1383.
• دورکیم، امیل، فلسفه و جامعه‏شناسي، ترجمه فرحناز خمسه‏اي، تهران، مركز ايراني مطالعه فرهنگ‌ها، 1360.
• دورکیم، امیل، تعلیم و تربیت، علی محمد کاردان، فرخی، 1368.
• دورکیم، امیل، درباره تقسيم كار اجتماعي، ترجمه باقر پرهام، مركز، تهران، 1384.
• دورکیم، امیل، درس های جامعه شناسی(فیزیک اخلاقیات و حقوق)، جمال الدین موسوی، نشر نی، 1391.
• دورکیم، امیل، قواعد روش جامعه شناسی، علی محمد کاردان، تهران،دانشگاه تهران، 1343.
• ديليني، تيم، نظريه‌ هاي كلاسيك جامعه شناسي، ترجمه بهرنگ صديقي، تهران، ني، 1387.
• رایحیان اصل، مهرداد، بزه دیده شناسی حمایتی، تهران، نشر دادگستر،1384.
• رباني گلپايگاني، علي، تحليل و نقد پلوراليسم ديني، تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1378.
• رحمانی فرد، شهرداد، جامعه شناسی حقوق،بهینه، تهران، 1386 .
• رحيمي ، مصطفي، حقوق و جامعه شناسی، تهران ، سروش ،1371.
• رشاد، علي امیر، دموكراسي قدسي، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1379.
• ریتزر، جرج، بنیان‌های جامعه‌شناختی، ترجمه تقی آزاد ارمکی، تهران، نشر سیمرغ، 1374.
• ریتزر، جرج، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمه احمدرضا غروی‌زاد، تهران، نشر ماجد، 1373.
• ریچلز، جیمز، فلسفه اخلاق، آرش اخگری، نشر حکمت، 1387.
• ساعي، ‌ايرج و ديگران، زندگي جامعه شناسان بزرگ، تهران، زرباف، 1385.
• سبحاني، جعفر، پلولاريسم ديني يا كثرت گرايي، قم، موسسه امام صادق€، 1381.
• ستوده، هدايت الله، آسيب شناسي اجتماعي، تهران، انتشارات آواي نور، 1382.
• سيدمن، استيون، كشاكش آرا در جامعه شناسي، ترجمه جليلي هادي، تهران، ني، 1386.
• سيموس، بريث ‌ناچ، جرم و مجازات از ديدگاه اميل دوركيم، محمدجعفر ساعد، خرسندي ، 1387.
• شجاعي ‌زند، علي ‌رضا، عرفي شدن در تجربه مسيحي و اسلامي، تهران، باز، 1381.
• شجاعي زند، علي رضا، عرفي شدن در تجربه مسيحي و اسلامي، تهران، نشر باز، 1381.
• صانعى دره‏ بیدى، منوچهر، فلسفه اخلاق در تفکرغرب، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتى، 1368.
• صانعی، پرویز، حقوق و اجتماع و عوامل اجتماعی و روانی، نشر و پخش کتاب، 1347.
• فراستخواه،مقصود، تهران، دین وجامعه، شرکت سهامی انتشار، 1377.
• فراستخواه،مقصود،اخلاق غیر دینی ودین غیر اخلاقی، تفکر،1389.
• فرانكنا، ويليام كي.، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقي، قم، مؤسسة فرهنگي طه، 1376.
• فنایی، ابوالقاسم، دین در ترازوی اخلاق، مؤسسه فرهنگی صراط، 1384.
• قدردان قراملكي، محمدحسن، سكولاريسم در مسيحيّت و اسلام، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم،1379.
• كاپلستون، فردريك ، تاريخ فلسفه، ترجمه امير جلال‌الدين اعلم، تهران، علمي و فرهنگي و سروش، ج5، 1370.
• كاپلستون، فردريك، تاريخ فلسفه، ت
رجمه اسماعيل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران، علمي و فرهنگي و سروش، 1373، ج 6.
• كرايب، يان، نظريه اجتماعي كلاسيك، ترجمه‌ي شهناز مسمي پرست، تهران، نشر آگه، 1382.
• كرايب، يان، نظريه اجتماعي مدرن؛ از پارسونز تا هابرماس، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر آگه، 1383.
• كوزر، ليوئيس، زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، علمي،1385.
• کاتوزیان، ناصر، فلسفه حقوق، دانشگاه تهران، 1352، ج1.
• کانت، ایمانوئل، فلسفه حقوق، منوچهر صانعی دره بیدی،تهران، نقش و نگار، 1380.
• کانت، ایمانوئل، فلسفه فضیلت. منوچهر صانعی دره بیدی، تهران، نقش و نگار،1383.
• کوزر، لوئيس/ برنارد روزنبرگ، نظريه‌هاي بنيادي جامعه شناختي، ‌تر جمه ارشاد فرهنگ، تهران، نشر ني، 1378.
• کوزر، لیوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی،۱۳۸۲.
• کوئين، بروس، مباني جامعه شناسي، ‌تر جمه غلام عباس توسلي و رضا فاضل، تهران، سمت، 1372.
• کیویستو، پیتر، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، نشر نی، 1380.
• گرب، ادوارد ج، نابرابري اجتماعي، محمد سياهپوش و احمد رضا غروي‌زاد، نشر معاصر، 1381.
• گلشني، مهدی، از علم سكولار تا علم ديني، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1380.
• گورويچ ، ژرژ ،درآمدي به جامعه شناسي حقوقي ، تهران ، دانشكده علوم اجتماعي و تعاون ، موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعی،1352.
• گيدنز، آنتوني، جامعه شناسی، ‌تر جمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1378.
• گیدنز، آنتونی، چکیده آثار، ترجمه حسن چاوشیان، تهران،ققنوس،1383.
• گيدنز، آنتوني، دوركم، ترجمه يوسفعلي اباذري، تهران، خوارزمي، 1363.
• گیدنز، آنتونی، سیاست، جامعه شناسی و نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی،1381.
• گيدنز، آنتونی، نظريه های جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري،تهران، نشر ني، 1374.
• لاكوست، ژان، فلسفه در قرن بيستم، ترجمه رضا داوری اردكاني، تهران، سمت، 1384.
• لگنهاوزن، محمد، اسلام و كثرت ‌گرايي ديني، ترجمه نرجس جواندل، قم، موسسه فرهنگي طه، 1379.
• له مان، جنيفر، ساخت شكني دوركيم، ترجمه شهنار مسمي پرست، تهران، ني، 1385.
• لوی برول، هانری، جامعه شناسی حقوق، ابوالفضل قاضی،نشر میزان،1383.
• مور، جورج ادوارد، اخلاق، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1366.
• نجفي توانا ، علي، جرم شناسي ، تهران، انتشارات خيام،1377.
• نراقي، احسان، علوم اجتماعي و سير تكويني آن، تهران، فرزان، 1379.
• هارت، اچ.ال.آ،آزادي، اخلاق، قانون (درآمدي بر فلسفه حقوق كيفري و عمومي) ، محمد راسخ، طرح نو ، چاپ دوم،1388
• هميلتون، ملكلم، جامعه‌شناسي دين، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، تبيان، 1377.