پایان نامه با واژگان کلیدی سطح معنادار

ارائه
کردهاند و حتي نگارش‌هاي مشهور برنامه‌هاي SEM مانند نرم افزارهايLisrel, Amos, EQS نيز تعداد زيادي از شاخص‌هاي برازندگي به دست مي‌دهند.(هومن،1387 ،235) اين شاخص‌ها به شيوه‌هاي مختلفي طبقه بندي شده اند که يکي از عمده‌ترين آنها طبقه بندي به صورت مطلق، نسبي و تعديل يافته مي‌باشد. برخي از اين شاخص ها عبارتند از:
الف- مجذور کاي ( 2? )
در ميان شاخصهاي مطلق، مجذور کاي ( 2? ) به قدرمطلق پس ماندها توجه دارد.
آزمون مجذور كاي (خي دو) اين فرضيه را مدل مورد نظر هماهنگ با الگوي همپراشي بين متغيرهاي مشاهده شده است را مي‌آزمايد، کميت خي دو بسيار به حجم نمونه وابسته مي‌باشد و نمونه بزرگ کمّيّت کاي دو را بيش از آنچه که بتوان آن را به غلط بودن مدل نسبت داد, افزايش مي‌دهد. (هومن.1387. 422).
ب- ريشه ميانگين مجذور پس ماندها(RMR)61
يکي ديگر از شاخصهاي مطلق است که در زبان ليزرل با RMSR و گاه با RMS مشخص
ميشود. مقدار آن به واقع ريشه دوم ميانگين پس ماندها يعني تفاوت بين بين عناصر ماتريس مشاهده شده در گروه نمونه و عناصر ماتريسهاي برآورد با فرض درست بودن مدل مورد نظر است. هرچه RMR براي مدل مورد آزمون نزديکتر به صفر باشد ، مدل مذکور برازش بهتري دارد.

پ- شاخص‌هاي مطلق 62 GFI وAGFI63
شاخص GFI مقدار نسبي واريانس‌ها و کوواريانس‌ها را به گونه مشترک از طريق مدل ارزيابي مي‌کند. دامنه تغييرات GFI بين صفر و يک مي‌باشد. مقدار GFI بايد برابر يا بزرگتر از 90/0باشد.
شاخص برازندگي ديگر AGFI يا همان مقدار تعديل يافته شاخص GFI براي درجه آزادي مي‌باشد. اين مشخصه معادل با کاربرد ميانگين مجذورات به جاي مجموع مجذورات در صورت و مخرج (1- GFI) است. مقدار اين شاخص نيز بين صفر و يک مي‌باشد. مقدار AGFI نيز بايد برابر يا بزرگتر از 9/0 باشد تا مدل مورد نظر پذيرفته شود. شاخص‌هاي GFI و AGFI بستگي به حجم نمونه ندارد.
ت- شاخص RMSEA 64
اين شاخص، ريشة ميانگين مجذورات تقريب مي‌باشد. شاخص RMSEAبراي مدل‌هاي خوب برابر 0.05 يا کمتر است. مدلهايي که RMSEA آنها 0.1 باشد برازش ضعيفي دارند.
ج- شاخصNFI وCFI و IFI
شاخص برازندگي هنجار شده65 (NFI)که شاخص بنتلر-بونت هم ناميده مي‌شود) براي مقادير بالاي 90/0 قابل قبول و نشانه برازندگي مدل است. شاخص برازندگي تطبيقي66 (CFI) از طريق مقايسه يک مدل به اصطلاح مستقل که در آن بين متغيرها هيچ رابطه اي نيست با مدل پيشنهادي مورد نظر، مقدار بهبود را نيز مي‌آزمايد. شاخص CFIاز لحاظ معنا مانند NFI است با اين تفاوت که براي حجم گروه نمونه جريمه مي‌دهد، مقدار آن بر پايه قرارداد بايد دست کم برابر9/0 باشد. شاخص برازندگي فزاينده67(IFI) که شباهت با NFI دارد. مقدار IFI نيز بر پايه قرارداد بايد دست کم 9/0 باشد تا مدل مورد نظر پذيرفته شود.
شاخص‌هاي ديگري نيز در خروجي نرم افزار ليزرل ديده مي‌شوند که برخي مثلAIC, CAIC ECVA , براي تعيين برازنده‌ترين مدل از ميان چند مدل مورد توجه قرار مي‌گيرند براي مثال مدلي که دارايکوچکترين AIC,CAIC,ECVA باشد برازنده‌تر است(هومن1387 ،244-235). برخي از شاخص‌ها نيز به شدت وابسته حجم نمونه اند و در حجم نمونه‌هاي بالا مي‌توانند معنا داشته باشند.
3-10- خلاصه :
در واقع تحقيق عملي است منظم که در نتيجه آن سوالات مطرح شده پاسخ داده ميشوند و پايه و اساس علم، روش تحقيق و شيوه شناخت آن علم ميباشد. در اين فصل ضمن بيان مقدمه اي بر فصل، روش تحقيق، فرآيند تحقيق، جامعه آماري، ابزار گردآوري داده ها، روايي و پايايي پرسشنامه، روش جمع آوري دادهها و در نهايت روش تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق بيان گرديد.

فصل چهارم :
تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق

مقدمه
تجزيه و تحليل يافته‌ها براي بررسي صحت و سقم فرضيههاي براي هر نوع تحقيق از اهميت خاصي برخوردار است. امروزه در بيشتر پژوهش‌ها، تجزيه و تحليل اطلاعات از اصلي‌ترين و مهم‌ترين بخش‌هاي تحقيق محسوب مي‌شود. داده‌هاي خام با استفاده از فنون آماري مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختيار استفاده کنندگان قرار مي‌گيرند.
در اين فصل ابتدا آمار توصيفي حاصل از پرسشنامهها تشريح ميگردد، سپس برازش الگو تحليل معادلات ساختاري ارائه ميگردد و در نهايت به تجزيه و تحليل فرضيهها پرداخته ميشود.
4-1- يافتههاي توصيفي
در اين قسمت به توصيف داده هاي مربوط به ويژگي‌هاي عمومي پاسخ دهندگان مانند جنسيت، سن، تحصيلات، ميزان سابقه کار پاسخ دهندگان پرداخته ميشود، و براي هر مورد، وضعيت پاسخ دهندگان شامل تعداد، درصد و درصد تجمعي آن بيان شده و همچنين نمودار دايره اي مربوط به آن آمده است. و در پايان به تجزيه و تحليل آن‌ها پرداخته شده است. بر اساس داده هاي به دست آمده حاصل از پرسشنامه عمومي، اطلاعات تفصيلي در خصوص مشخصات و ويژگي‌هاي عمومي نمونه به دست آمده که به صورت مرتب در جداول (4-1، 4-2، 4-3 و 4-4 ) و شکل‌هاي زير به آن‌ها اشاره مي‌گردد.

4-1-1- توزيع فراواني متغير جنسيت در نمونه
در اين قسمت به بررسي نسبت جنسيت پاسخ دهندگان برداخته شده است:
جدول 4-1- توزيع فراواني متغير جنسيت در نمونه
جنسيت
فراواني هر طبقه
درصد فراواني داده هاي هر طبقه
درصد فراواني دادههاي معتبر هر طبقه
درصد تجمعي
مرد
186
93.5
93.5
93.5
زن
13
6.5
6.5
6.5
کل
199
100.0
100.0

جدول 4-1، توزيع فراواني متغير جنسيت را
نشان مي‌دهد. بر اساس نتايج به دست آمده از اين جدول بيشتر افراد تشکيل دهنده جامعه آماري مردان مي‌باشد که درصد فراواني آنان 5/93 درصد مي‌باشد و کمترين متعلق به زنان با درصد فراواني 5/6 درصد است. در ادامه نمودار دايره اي توزيع فراواني اين متغير جمعيت شناسي را نيز مي‌توان مشاهده نمود.

شکل 4-1: نمودار دايرهاي متغير جنسيت در نمونه

4-1-2- توزيع فراواني متغير سن پاسخ‌دهندگان در نمونه
در اين قسمت به بررسي نسبت سن پاسخ دهندگان برداخته شده است:
جدول 4-2- توزيع فراواني متغير سن پاسخ دهندگان در نمونه
سن
فراواني هر طبقه
درصد فراواني داده هاي هر طبقه
درصد فراواني داده هاي معتبر هر طبقه
درصد تجمعي
20-29
30
15.1
15.1
15.1
30-39
83
41.7
41.7
56.8
40-49
49
24.6
24.6
81.4
50 و بالاتر
37
18.6
18.6
100.0
کل
199
100.0
100.0

جدول 4-2، توزيع فراواني متغير سن را نشان مي‌دهد. بر اساس نتايج به دست آمده در جدول فوق، 83 نفر از نمونه 199 نفري 30 تا 39 سال دارند که 7/47 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند و بيشترين رده سني را تشکيل ميدهند. تعداد فراواني افرادي که 29-30 سن دارند، 37 نفر در نمونه ميباشند که 6/18 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند و کمترين رده سني در بين افراد نمونه آماري هستند. نمودار دايرهاي توزيع فراواني اين متغير جمعيت شناسي در شکل 4-2 ارائه شده است.

شکل 4-2: نمودار دايرهاي متغير سن در نمونه

4-1-3- توزيع فراواني متغير سطح تحصيلات در نمونه
در اين قسمت به بررسي نسبت سطح تحصيلات پاسخ دهندگان برداخته شده است:
جدول 4-3- توزيع فراواني متغير سطح تحصيلات در نمونه
سطح تحصيلات
فراواني هر طبقه
درصد فراواني داده هاي هر طبقه
درصد فراواني داده هاي معتبر هر طبقه
درصد تجمعي
ديپلم
11
5.5
5.5
5.5
کارداني
6
3.0
3.0
8.5
کارشناسي
137
68.8
68.8
77.4
کارشناسي ارشد
45
22.6
22.6
100.0
کل
199
100.0
100.0

جدول 4-3، توزيع فراواني متغير سطح تحصيلات را نشان ميدهد. بر اساس نتايج به دست آمده از اين جدول، 137 نفر از نمونه 199 نفري داراي مدرک ليسانس ميباشند که 8/68 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند و بيشترين تعداد از افراد نمونه آماري داراي اين مدرک ميباشند. تعداد فراواني افرادي که داراي مدرک کارداني ميباشند، 6 نفر در نمونه ميباشد که 0/3 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند و افراد داراي اين مدرک در حداقل قرار دارند. در ادامه نمودار دايرهاي توزيع فراواني اين متغير جمعيت شناسي را نيز مي‌توان مشاهده نمود.

شکل 4-3: نمودار دايرهاي متغير سطح تحصيلات در نمونه
4-1-4- توزيع فراواني متغير ميزان سابقه اشتغال در نمونه
در اين قسمت به بررسي نسبت سابقه اشتغال پاسخ دهندگان برداخته شده است:
جدول 4-4- توزيع فراواني متغير وضعيت سابقه اشتغال در نمونه
سابقه اشتغال در
سازمان
فراواني هر طبقه
درصد فراواني داده هاي هر طبقه
درصد فراواني داده هاي معتبر هر طبقه
درصد تجمعي
0-10
45
22.6
22.6
22.6
11- 20
92
46.2
46.2
68.8
21- 30
62
31.2
31.2
100.0
کل
199
100.0
100.0

جدول 4-5، توزيع فراواني متغير وضعيت سابقه اشتغال را نشان ميدهد. بر اساس نتايج به دست آمده در جدول فوق، 92 نفر از نمونه 199 نفري داراي تجربه کاري 11-20 سال ميباشند که 2/46 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند و بيشترين افراد مي‌باشند. تعداد فراواني افرادي که سابقه 0-10 سال مي باشند ، 45 نفر در نمونه هستند که 6/22 درصد از کل نمونه را تشکيل ميدهند. نمودار دايرهاي توزيع فراواني اين متغير جمعيت شناسي در شکل 4-4 ارائه شده است.

شکل 4-4: نمودار دايرهاي متغير وضعيت سابقه اشتغال در نمونه

4-2- برآورد الگو
پس از تدوين نظري الگو براي تبيين پديده مورد پژوهش و اندازهگيري متغيرهاي پنهان تعريف شده، لازم است تا به بحث برآورد الگو و تحليل شاخصهاي کلي و جزئي الگو پرداخت، تا مشخص شود که آيا دادههاي تجربي در مجموع حمايت کنندهي الگو نظري تدوين شده هستند يا خير. وجود اجزاي متعدد در الگوي تدوين شده، پژوهشگران را به اين قسمت سوق داد که قبل از آن که الگوهاي تدوين شده در همان گام اول مورد برآورد و آزمون قرار گيرند در ابتدا الگوهاي اندازهگيري حاضر در الگوها برآورد و آزمون شوند. ميتوان گفت بررسي روابط ساختاري بين متغيرهاي پنهان هنگامي منطقيتر و با معناتر تفسير ميشود که اندازهگيري سازههاي پنهان با توجه به معيارهاي علمي قابل قبول باشند. وجود شاخصهاي برازش کلي ضعيف براي هر يک از الگوهاي اندازهگيري به معناي آن است که ورود آن الگو اندازهگيري به الگو معادله ساختاري ميتواند پژوهشگر را در تحليل روابط ساختاري بين متغيرهاي پنهان با اشتباه مواجه شود. به عبارتي ديگر مهمترين مرحله در تجزيه و تحليل آماري SEM ارزيابي برازش الگو به دادهها است. پيش از انجام هرگونه روابط علي ميان سازهها، لازم است برازش الگو به دادهها تاييد گردد. قبل از انجام اين کار به آزمون نرمال بودن جامعه آماري پرداخته مي‌شود.

4-2-1- آزمون کولموگوروف – اسميرنوف
با استفاده از آزمون کولموگوروف – اسميرنوف مي توان توزيع (نرمال، يکنواخت، پواسون و نمايي) داده هاي يک متغير کمّي را مورد بررسي قرار داد. در پژوهش حاضر از اين آزمون جهت بررسي نرمال بودن سؤالات پرسشنامه استفاده شده است تا در صورت برقرار بودن اين شرط بتوان از آزمون هاي
آماري پارامتريک و همچنين از روش حداکثر درست نمايي در معادلات ساختاري استفاده نمود. نتايج اين آزمون در جدول 4- 5 آمده است.
جدول 4-5: نتايج آزمون کولموگوروف – اسميرنوف در نمونه
تعداد داده‌ها
ميانگين
انحراف معيار
سطح معناداري(sig)
نتيجه آزمون
199
2/3
36/0
45/0
تأييد H0

با توجه به اينکه سطح معناداري آزمون بالاتر از 05/0 مي‌باشد، ادعاي نرمال بودن سؤالات پرسشنامه پذيرفته شده و مي‌توان از آزمون‌هاي پارامتريک و از روش ML در مدل سازي معادلات ساختاري استفاده کرد.
4-2-2- برآورد و آزمون الگوهاي اندازهگيري (الگوهاي عاملي تأييدي)
جهت مشخص کردن اينکه شاخصها تا چه اندازه براي الگوهاي اندازهگيري قابل قبول ميباشند، ابتدا بايد تمام الگوهاي اندازهگيري را جداگانه مورد تحليل قرار گيرد. بر مبناي اتخاذ چنين روشي ابتدا هفت الگو اندازهگيري که مربوط به متغيرهاي اصلي پژوهش ميباشند، به طور مجزا مورد آزمون قرار ميگيرند. شاخصهاي کلي برازش الگو براي الگوهاي اندازهگيري (تحليل عاملي

پایان نامه با واژگان کلیدی گونه مطلق

مشخص شده است يک مقياس فاصله اي است که به کمک آن پاسخ دهنده نگرش و باور خود را نسبت به پديده يا موضوعي از طريق انتخاب عبارت مربوط به آن بروز خواهد داد و به اين ترتيب محقق قادر خواهد بود نگرش پاسخگو را تعيين کند.
3-8- روايي و پايايي پرسشنامه
3-8-1- روايي پرسشنامه:
منظور از روايي پرسشنامه اين است که مقياس و محتواي ابزار يا سوالات مندرج در ابزار دقيقاً متغيرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد؛ يعني هم داده هاي گردآوري شده از طريق ابزار، مازاد بر نياز تحقيق نباشد و هم اين که بخشي از داده هاي مورد نياز در رابطه با سنجش متغيرها در محتواي ابزار حذف نشده باشد يا به عبارت ديگر، عين واقعيت را به خوبي نشان دهد. در اين پژوهش با توجه به استاندارد بودن دو پرسشنامه به نوعي روايي آن به طور ضمني مورد تاييد بود. اما به منظوراطمينان بيشتر از روايي پرسشنامه، با استفاده از روش روائي صوري، پرسشنامه در اختيار اساتيد محترم قرار گرفت و نظرات اصلاحي آنان درترجمه و طراحي نهايي پرسشنامه منظور گرديد. پرسشنامه مورد استفاده در اين پژوهش ، يک پرسشنامه استاندارد است بنابراين روايي آن مورد تاييد مي باشد.
3-8-2- پايايي پرسشنامه
پايايي پرسشنامه که به نوعي بيانگر اعتبار، دقت و اعتمادپذيري آن مي باشد، عبارتست از اينکه اگر يک وسيله اندازه گيري که براي سنجش متغير و صفتي ساخته شده در شرايط مشابه، در زمان و مکان ديگر مورد استفاده قرار گيرد، نتايج مشابهي از آن حاصل شود. به عبارت ديگر ابزار پايا يا معتبر ابزاري است که از خاصيت تکرارپذيري و سنجش نتايج يکسان برخوردار باشد. براي سنجش پايايي پرسشنامه در اين پژوهش از روش ضريب آلفاي کرونباخ استفاده شده است. در اين روش اجزا يا قسمت هاي آزمون براي سنجش ضريب پايايي آزمون به کار مي روند.(مومني،1386) در اين راستا ابتدا 31 پرسشنامه در ميان بخشي از کارشناسان و مديران توزيع شد و طبق فرمول زير و با استفاده از نرم افزار spss آلفاي کرونباخ مربوط به هر يک از پرسشنامه ها محاسبه گرديد.

فرمول(3- 1)
? = ضريب پايايي کل آزمون
j = تعداد سوالات (بخش هاي) آزمون
Sj2 = واريانس نمرات سوال (بخش) j
S2 = واريانس نمرات کل سوالات (آزمون) (مومني،1386)
بر اساس فرمول فوق و با استفاده از نرم افزار spss آلفاي کرونباخ براي پرسشنامه اين پژوهش 3-2 برآورد شده که در ادامه به صورت جدول زير براي هر يک از ابعاد آمده است:
اين پرسشنامه در قالب هفت متغير طراحي شده است که در جدول زير به همراه برآورد پايايي هر بعد آمده است:
رديف
مولفه ها
تعداد سوالات
سوال
آلفاي کرونباخ
1
بينش
8
1-8
0.88
2
خود انديشي
12
9-20
0.93
3
انعطاف پذيري شناختي
12
21-32
0.91
4
مقاومت عاطفي
5
33-37
0.89
5
مقاومت رفتاري
5
38-42
0.84
6
مقاومت شناختي
5
43-47
0.85
7
رفتار شهروندي سازماني
9
48-56
0.91

3-9- روش هاي تجزيه و تحليل داده ها:
تصميمگيري در خصوص داده هاي بدست آمده مستلزم استفاده از روشها و فنون آماري است تا بتوان با استفاده از روشهاي کمي و سطح اطمينان خاص و استانداردهاي پذيرفته شده در خصوص سوالات وفرضيات تحقيق حکم محقق را صادر نمود. تجزيه و تحليل داده ها در اين پژوهش در دو سطح به شرح ذيل انجام شد:
3-9-1- تجزيه و تحليل توصيفي:
اين سطح شامل تجزيه و تحليل توصيفي داده هاي جمعيت شناختي شامل جنسيت، وضعيت تأهل، سن، سطح تحصيلات و سابقه کاري مي باشد.
3-9-2- تجزيه و تحليل استنباطي:
به يك مجموعه از مفاهيم و روشهاي به كار گرفته شده جهت سازمان دادن ‏، خلاصه كردن، تهيه جدول، رسم نمودار و توصيف داده هاي جمع آوري شده، آمار توصيفي گفته مي شود. به طور كلي، آمار توصيفي چكيده و تصويري از داده هاي مورد مشاهده را با كمك ارقام استاندارد و نمودارها ارائه مي دهد. (خاكي، 1379،ص 285) در اين پژوهش از مدل يابي معادلا ت ساختاري براي آزمون فرضها استفاده شده است.
3-9-2-1- مدل يابي معادلات ساختاري51
دليل استفاده از معادلات ساختاري تفسيري: در اين پژوهش ازمدلسازي معادلات ساختاري براي آزمون فرضها استفاده شده است. الگوسازي معادلات ساختاري روشي براي آزمون دقيق الگوهاي نظري بر اساس فرضيههايي دربارهي متغيرهاي مشاهده شده و پنهاني که بين آنها همبستگي دروني وجود دارد فراهم ميکند تا روابط مشاهده شده بين اين متغيرها را به صورت هدفمند توصيف نمايد. توانمندي SEM در آزمون کردن روابط فرضي بين متغيرهاي پنهان و قابل اندازهگيري ميباشد و بدين منظور، الگو بايد مبناي نظري داشته و از پيش مشخص شده باشد. علاوه بر آن، SEM مجموعهاي از شاخصها را ارائه ميکند که به کمک آنها ميتوان برازش الگو به دادههاي مشاهده شده را بررسي نمود. اين روش مجموعهاي از روابط پيچيده بين متغيرها را بهطور همزمان(مانند تحليل مسير) آزمون ميکند که با تحليل رگرسيون نميتوان آن را انجام داد؛ همانند تحليل مسير ميتواند براي آزمودن الگوهاي علي استفاده شود، با اين تفاوت که در SEM خطاهاي اندازهگيري برآورد ميشوند و اثرشان از روابط بين متغيرهاي پنهان خارج ميشود. بنابراين آزمونها از دقت بيشتري برخوردار خواهند بود. به علاوه SEM ميتواند الگوهاي غير بازگشتي (براي مثال، الگوهايي با مسيرهاي دو طرفه) را نيز تحليل کند. توانمندي اين ابزار در ارزياب
ي همزمان انواع مختلف ارتباط بين متغيرها، آزمون و مقايسهي شباهتها و تفاوتهاي بين گروههاي مختلف شرکت کننده در مطالعه است(هومن 1387).
مهمترين مرحله در تجزيه و تحليل آماري SEM ارزيابي برازش الگو به دادهها است. پيش از انجام هرگونه بررسي روابط علي ميان سازه ها، لازم است برازش الگو به دادهها تاييد گردد. در اين پژوهش با استفاده از نرم افزار Amos در گام اول از تحليل عاملي تأييدي (برازش الگوهاي اندازهگيري) و در گام دوم از تحليل مسير براي تحليل روابط بين سازهها بهره برده شده است.
با استفاده از نرم افزار Amos مي توان يک مدل پژوهشي را با روش مدل سازس معادلات ساختاريف اجرا کرد. Amos را مي توان يکي از موفق ترين نرم افزارهاي کامپيوتري دانست که به طور خاص براي مدل سازي معادله ساختاري طراحي شده اند. هرچند هدف اصلي از طراحي اين نرم افزار مدل سازي است اما قابليت اجراي مجموعه اي از تحليل هاي کمي و آماري معمول نيز بوسيله اين نرم افزار وجود دارد.
مروري بر مقاله هايي که تحليل داده هاي آن ها برمبناي مدل سازي قرار دارد نشان مي دهد که اين برنامه به خوبي جاي خود را در ميان برنامه هاي کامپيوتري موجود در زمينه مدل سازي باز کرده و به سرعت استفاده از آن در حال گسترش است. با توجه به اين که در حال حاضر به روز کردن و عرضه اين نرم افزار توسط شرکت SPSS انجام مي شود و اين نرم افزار به همراه نگارش هاي 16 به بعد نرم افزار SPSS عرضه مي شود، اين انتظار وجود دارد که عموميت استفاده از آن به تدريج به اندازه عموميت استفاده از نرم افزار SPSS شود.
استفاده از Amos کار برديتر از ليزرل است و با استفاده از آن مي توان روي انواع مدل ها کار نمود، انواع شيوه هاي برآورد پارامترها را محاسبه کرد، حجم نمونه، نرماليزه بودن و يا محاسبه انواع شاخص هاي برازندگي و خروجي هاي مختلف را بدست آورد (قاسمي، 1389).
مدل يابي معادلات ساختاري، يک تکنيک چند متغيري بسيار کلي و نيرومند از خانواده رگرسيون چند متغيري و به بيان دقيقتر بسط”مدل خطي عمومي52″ است که به پژوهشگر امکان ميدهد مجموعهاي از معادلات رگرسيون را به گونهاي همزمان مورد آزمون قرار دهد. مدل يابي معادلات ساختاري يک رويکرد جامع براي آزمون فرضيه هايي درباره روابط متغيرهاي مشاهده شده و مکنون است که گاه تحليل ساختاري کوواريانس، مدل يابي علي و گاه نيز ليزرل53 ناميده شده است(هومن، 1387: 11). يکي از قوي ترين و مناسبترين روشهاي تجزيه و تحليل در پژوهشهاي علوم رفتاري و اجتماعي، تجزيه و تحليل چند متغيره است زيرا اين گونه موضوعات چند متغيره بوده و نميتوان آنها را به شيوه دو متغيري(که هر بار يک متغير مستقل با يک متغير وابسته در نظر گرفته ميشود) حل نمود.
نکته حائز اهميت آنست که مدلهاي SEM را هرگز نميتوان به گونه مطلق پذيرفت، تنها ميتوان آنها را رد نکرد. اين مسئله موجب ميشود که پژوهشگران، يک مدل بخصوص را به گونهاي موقتي بپذيرند، زيرا اذعان دارند که در بيشتر موارد، مدلهاي هم ارز و معادلي وجود دارد که به همان اندازه مدلي که به گونه موقت پذيرفتهاند، با دادهها برازش دارد.
در اين پژوهش از روش دو مرحلهاي معادلات ساختاري پيشنهاد شده آندرسون و جربينگ54(1988) براي تحليل داده ها استفاده شده است. در اين پژوهش در گام اول از تحليل عاملي تأئيدي و در گام دوم از تحليل مسير براي تحليل روابط بين سازه ها بهره برده شده، بنابراين در اين بخش به توضيح اجمالي درباره تحليل مسير و تحليل عاملي پرداخته ميشود.
3-9-2-2- تحليل مسير55
مدل يابي علي يا تحليل مسير که براي نخستين بار از سوي سوول رايت56(1934) توسعه يافت گسترش روشهاي رگرسيون و در حقيقت کاربرد رگرسيون چند متغيري در ارتباط با تدوين بارز مدلهاي علي است. هدف آن به دست آوردن برآوردهاي کمي روابط علي بين مجموعهاي از سازه ها است. پارامترهاي حاصل از تحليل رگرسيون دست کم در سه موقعيت اساسي زير نميتواند اطلاعات لازم را فراهم آورد:
وقتي متغيرهاي مشاهده شده حاوي خطاي اندازه گيري و بين متغيرهاي واقعي روابط جالب و بدون تورش وجود داشته باشد.
وقتي بين متغيرهاي مشاهده شده روابط درهم تنيده جريان علي وجود داشته باشد.
وقتي متغيرهاي مهم تبيين کننده مشاهده نشده باشند.
در علوم اجتماعي و رفتاري برخلاف علوم طبيعي، استنباط روابط علي بر پايه مطالعاتي صورت ميگيرد که در آنها مدلها و فرضيه هاي علي از لحاظ آماري ارزيابي ميشود. در چنين مطالعاتي حتي روابط علي را نميتوان ثابت کرد، تنها منطقي بودن نسبي آنها را در برابر ساير چارچوبهاي تبيين ميتوان تأييد نمود. در اين علوم بيشتر تئوريها و مدلها در قالب سازه هاي نظري که مستقيماً مشاهده پذير و اندازه پذير نيست بيان ميشود. اما براي عملياتي کردن و اندازه گيري متغيرهاي نظري ميتوان از شاخصها يا نشانه هايي که نشانگر57 ناميده ميشود، استفاده کرد. استنباطهاي علي به واقع به مسيرهايي بستگي دارد که طرح مطالعه مشخص کرده است(هومن، 1387: 17).
3-9-2-3- تحليل عاملي
تحليل عاملي مي‌تواند دو صورت اکتشافي و تأييدي داشته باشد. اينکه کدام يک از اين دو روش بايد در تحليل عاملي به کار رود مبتني بر هدف تحليل داده هاست. در تحليل عاملي اکتشافي58 پژوهشگر به دنبال بررسي داده‌هاي تجربي به منظور کشف و شناسايي شاخص‌ها و نيز روابط بين آنهاست و اين کار را بدون تحميل هر گونه مدل معيني انجام مي‌دهد. به بيان ديگر تحليل اکتشافي علاوه بر آنکه ارزش تجسسي يا پيشنهادي دارد مي‌تواند ساختارساز، مدل ساز يا فرضيه
ساز باشد(هومن، 1387).
تحليل عاملي تأييدي59 به واقع بسط تحليل عاملي معمولي است، يکي از جنبههاي مهم SEM است، که در آن فرضيههاي معيني درباره ساختار بارهاي عاملي و همبستگيهاي متقابل بين متغيرها مورد آزمون قرار ميگيرد. با توجه به معيار فرنل و لاکر60(1981) بارهاي عاملي گويه ها بايد بزرگتر از5/0 و معنادار باشدو همچنين پايايي سازه ها بايد از 8/0 بزرگتر باشد. در پژوهش حاضر براي اينکه بتوان فهميد گويه ها بيان کننده عاملها(سازهها) مورد نظر هستند از تحليل عاملي تأييدي استفاده شده است.
3-9-2-4- آزمون‌هاي برازندگي مدل کلي
با آنکه انواع گوناگون آزمون‌ها که به گونه کلي شاخص‌هاي برازندگي(Fitting indexes) ناميده مي‌شوند پيوسته در حال مقايسه، توسعه و تکامل مي‌باشند اما هنوز درباره حتي يک آزمون بهينه نيز توافق همگاني وجود ندارد. نتيجه آن است که مقاله‌هاي مختلف، شاخص‌هاي مختلفي را

پایان نامه با واژگان کلیدی عملکرد سازمان، عملکرد کارکنان، عاطفه مثبت

شناسي و جوانمردي رابطه معنادار مثبت دارد و نهايتاً، تئوري مبادله رهبر- عضو با تمامي مولفه هاي OCB داراي ارتباط معنادار مثبت است.
2-3-4 پيامدها و نتايج رفتار شهروندي سازماني
اگر چه بخش عمده اي از تحقيقات انجام شده در زمينه رفتار شهروندي سازماني برروي ادبيات اين موضوع انجام شده است اما تحقيقات جديد در اين زمينه اخيراً برروي پيامدها و نتايج رفتار شهروند سازماني متمرکز شده اند، بالاخص برروي دو موضوع و مسئله کليدي يعني :
الف) تأثير رفتار شهروندي سازماني بر ارزشيابي عملکرد.
ب) تأثير رفتار شهروندي سازماني بر عملکرد موفقيت سازماني.
در ادامه به خلاصه اي از دلايل تأثير رفتار شهرومند سازماني بر ارزشيابي عملکرد مي پردازيم:
مَکِزي، پودساکوف و همکاران39 چندين دليل عمده در نظر گرفتن رفتار شهروندي سازماني در ارزيابي عملکرد کارکنان از سوي مديران را بدين شرح بيان مي کنند :
الف) قاعده مقابله به مثل بيان مي کند که افراد سعي دارند کمک هاي ديگران به خود را جبران کنند و به آنان توجه و ملاطفت نمايند و با آنان منصفانه برخورد کنند. بنابراين در صورتي که رفتارهاي شهروندي سازماني داراي تأثير مثبت براي مديران و سازمان باشد، مديران نيز اين گونه رفتارها را در ارزيابي عملکرد کارکنان در نظر مي گيرند.
ب) نظريه عملکرد ضمني:
برمن و کني40 (1976)بيان مي کنند که ارزيابان معمولا دربار? رخدادهاي همزمان حوادث و يا رفتارها، داراي نظريه ضمني هستند. بنابراين اگر يک مدير به طور ضمني اعتماد پيدا کند که رفتار شهروندي و عملکرد کلي سازمان با يکديگر در ارتباط اند و مدير اغلب رفتارهاي شهروندي را از کارکنان مشاهده کند به طور ضمني استنباط مي کند کارمندان داراي عملکرد بالايي هستند.
ج) تأثير رفتاري و قابليت دسترسي
دنيسي، کافرتي ومگلينو41 (1984) بيان مي کنند که مديران هنگام ارزيابي عملکرد کارکنان به دنبال اطلاعات مجزا هستند . و از آن جا يي که رفتارها ي شهروندي سازماني جزءرفتارهاي رسمي مورد نياز سازمان نيستند، ممکن است اين رفتارها شکل هاي مجزايي از رفتار باشند که مديران در ارزيابي عملکرد به دنبال آنها هستند. د) فرآيندهاي خصيصه اي ( ثابت/دروني) و قابليت دسترسي دنيسي، کافرتي ومگلينو ( 1984 ) بيان مي کنند که وقايع عملکردي و رفتارهايي که انگيزه و سبب دروني دارند در ارزيابي عملکرد بهتر به چشم مي آيند و يادآوري مي شوند . و به واسطه اين که رفتارهاي شهروندي سازماني جزء وظايف رسمي فرد نمي باشند ، بنابراين مديران اين گونه رفتارها را در زمره رفتارهاي دورني به حساب مي آورند و در ارزيابي عملکرد داراي تأثير بالايي هستند.
ه) همبستگي هاي مشتبه کننده:
چپمن42 (1967) بيان کرده است که همبستگي هاي مشتبه کننده از تمايل افراد به برقرار کردن رابطه بين دو چيز يا حادثه زماني که بيش از آنچه که انتظار مي رود با همديگر اتفاق خاطر نشان کرده است که منابع چندي ) مي افتند ناشي مي شود. افزون بر اين، کوپر43 (1981) وجود دارد مبني بر اين که همبستگي هاي مشتبه کننده ممکن است در وظايف اندازه گيري اتفاق بيافتند از جمله :
1 – ارزياب ممکن است نمونه اي کافي از رفتارهاي شهروندي و يا رفتار درون نقشي نداشته باشد.
2 – ارزياب ممکن است تحت تأثير يک رخ داد رفتاري خاص قرار گيرد.
3 – مقياس هاي اندازه گيري ممکن است ذهني باشند يا تعريف کافي نشده باشند.
4 – ارزياب ممکن است انگيزه کافي نداشته باشد و يا دانش کافي براي انجام کارش به نحو احسن را نداشته باشد.
5 – ممکن است به خاطر آوردن رفتار (عملکرد) ارزيابي شونده توسط ارزياب مخدوش در شکل دادن به ارزشيابي هاي OCB شود (که هم? اين ها مي تواند به اهميت ارزياب منجر شود).
روي هم رفته نتايج پژوهش ها حاکي از اين است که :
– OCB يا عملکرد زمينه اي بر چندين تصميم فردي که مديران اتخاذ مي کنند اثر مثبت دارد.
– ميزان زياد اين شواهد حاکي از اين است که اثر اين مشکل از عملکرد دست کم به اندازه عملکرد درون نقشي است.
– شواهدي وجود دارد مبني بر اين که عملکرد درون نقشي و خارج از نقش زماني که بر قضاوت ها و تصميمات مديريتي اثر مي گذارد ارتباط دارند.
2-3-5 اثرات رفتار شهروندي سازماني بر عملکرد و موفقيت سازمان
يکي از اصول تعريف اوليه ارگان ( 1988 ) از رفتار شهروندي سازماني اين است که :
زماني که بر طول زمان و بر افراد انباشته شود چنين رفتاري ، اثربخشي سازمان را افزايش مي دهد. براي ساليان دراز اين مفروضه مورد آزمايش قرار نگر فت و پذيرش آن بيشتر بر مبناي معقول بر مفهومي استوار بود تا شواهد تجربي مستقيم .
به يک معني، دلايل چندي در مورد چرايي تأثير رفتارهاي شهروندي بر اثربخشي سازمان وجود دارد.
به عنوان مثال OCB مي تواند به طرق زير به موفقيت سازمان کمک کند:
– افزايش بهره وري همکاران و مديريت
– آزاد کردن منابع و در نتيجه استفاده از آنها براي اهداف سودمندتر.
– کاهش نياز به اختصاص منابع کمياب براي فعاليت هاي نگه داري.
– کمک به هماهنگ کردن فعاليت ها در بيرون و هم در داخل گروه کاري.
– افزايش ثبات در عملکرد سازمان.
– توانمند کردن سازمان جهت انطباق هر چه مؤثرتر با تغييرات محيط سازمان.
عليرغم مقبول بودن اين فرض OCB ، به اثربخشي تيم هاي کاري و سازمان ها کمک مي کند، پژوهش هاي بسيار کمي برروي اين مسئله انجام گرفته است. اين جاي تعجب است زيرا عمده علاقه به شهروندي سازماني و سازه هاي مرتبط با آن از اين باور ناشي مي شود که اين رفتارها عملکرد
سازمان را افزايش مي دهد. در واقع اگر چه بالغ بر 16 پژوهش در ادبيات مربوطه به عوامل مؤثر بر رفتار شهروندي سازماني پرداخته اند (تا آنجا که اطلاع داريم) تنها پنج پژوهش از اين دسته تلاش کرده اند تا اثر اين گونه رفتارها بر اثربخشي سازماني را مورد بررسي قرار داده اند.
شايد اولين پژوهشي که ارتباط اين گونه رفتارها را با اثربخشي سازماني يا گروهي بررسي نمود پژوهش کارامبايا ( 1990 ) باشد. او دريافت که کارکنان بخش هاي داراي عملکرد بالا در مقايسه با کارکنان داراي عملکرد پايين، رفتارهاي شهروندي سازماني بيشتري از خود بروز مي دهند.(صنوبري،1387،ص 94)
2-3-6 دلايل تأثير رفتار شهروندي سازماني بر اثربخشي سازمان
2-3-6-1 رشد و تقويت بهره وري همکاران
1 – کارکناني که به همکاران خود کمک مي کنند باعث بهره وري بالاي آنان مي گردند.
2 – رفتارهاي کمکي همواره و در طول زمان به انجام بهتر فعاليت ها کمک کرده است.
2-3-6-2 افزايش بهره وري اداري
1 – اگر کارکنان داراي فضيلت مدني باشند مدير مي تواند از عقايد و پيشنهادات آنان در جهت بهبود اثربخشي سازماني استفاده نمايد.
2 – کارکنان با ادب و نزاکت از ايجاد مشکل براي همکاران خود اجتناب مي کنند و بنابراين از ايجاد بحران در سازمان جلوگيري مي کنند.
2-3-6-3 آزاد کردن منابع براي توليد بيشتر
1 – هنگامي که کارمندان به همکاران شان در مسائل و مشکلات کاري شان کمک مي کنند فرصت بيشتري براي مديران در انجام فعاليت هاي سازمان فراهم مي آورند.
2 – کارکنان هوشيار و زيرک نيازمند نظارت و کنترل کمتري هستند و اين اعتماد را در مدير بوجود مي آورند که مسئوليت بيشتري به آنان تفويض نمايد. بنابراين فرصت و زمان بيشتري براي مدير در پرداختي به مسائل مهم سازمان فراهم مي آورند.
3 – کارکنان با تجربه اي که به همکاران تازه وارد خود آموزش مي دهند و آنان را هدايت مي کنند باعث پايين آمدن هزينه هاي سازمان و تخصيص منابع براي آموزش کارکنان مي شوند.
4 – کارکناني که داراي رفتار انساني و جوانمردي هستند باعث مي شوند که وقت مدير بجاي پرداختي به شکايات جزيي و مسائل جزيي صرف مسائل مهم تر سازماني گردد.
2-3-6-4 جلوگيري از تخصيص منابع کمياب به فعاليت هاي حفظ و نگهداري
1 – از آنجا که رفتارهاي شهروندي، باعث تقويت روحيه تيمي در انجام کار و دلگرمي مي گردد، بنابراين از اختصاص منابع سازماني به فعاليت هاي حفظ و نگهداري گروه جلوگيري مي کند.
2 – کارکنان باادب و نزاکت تضاد بين گروهي کمتري دارند. بنابراين باعث مي شوند که زمان کمتري به فعاليت هاي مديريت تعارض اختصاص داده شود.
2-3-6-5 هماهنگي بين اعضاي تيم و فعاليت هاي گروهي
1 – فضيلت مدني به همراه حضور داوطلبانه و مشارکت فعالانه در جلسات کاري در هماهنگي فعاليت اعضاي تيم مؤثر و باعث افزايش کارآيي و اثربخشي مي گردد.
2 – ادب و نزاکت با اعضاي تيم و ديگر گروه ها ي سازماني از احتمال بروز مسائل و مشکلات زمان بر و وقت گير جلوگيري مي کند.

2-3-6-6 توانايي جذب و نگهداري بهترين افراد از طريق محيط کاري جذاب
1 – فعاليت هاي کمکي باعث تقويت اخلاقيات، انجام کار گروهي و احساس تعلق تيمي مي شود که همگي باعث تقويت عملکرد و کمک به سازمان در جذب و نگهداري کارکنان مستعد م يگردد.
2 – بروز رفتارهاي جوانمردانه و عدم اعتراض به مسائل جزيي باعث حس وفاداري و تعهد سازماني و بقاء کارکنان م يشود.
2-3-6-7 ثبات عملکرد سازماني
1 – انجام دادن فعاليت هاي کارکنان غايب و کمک به کساني که داراي مسئوليت هاي سنگيني هستند به ثبات عملکرد واحد کاري کمک مي کند.
2 – کارکنان هوشيار معمولاً عملکرد بالايي دارند بنابراين باعث کاهش نوسان در
عملکرد واحد کاري مي شوند.
2-3-6-8 توانايي سازمان در انطباق با تغييرات محيطي
1 – کارکناني که داراي اطلاعات در زمينه بازار کار هستند پيشنهادات خوبي در زمينه تغييرات سازماني ارائه مي دهند.
2 – کارکناني را که در جلسات مشارکت فعالانه دادند در انتشار اطلاعات در سازمان و نهايتاً افزايش پاسخگويي سازماني کمک مي کنند.
3 – کارکناني که داراي روحيه جوانمردي هستند از طريق يادگيري مهارت هاي جديد به رشد و تغييرات سازماني به همکاران شان کمک مي کنند.(صنوبري، 1387،ص 96)
2-4 بخش چهارم: پيشينه تحقيق
2-4-1 تحقيقات داخلي
فرح نادري و عليرضا حيدري و مرضيه مشعل پور (1387) در تحقيقي با عنوان “رابطه بين انعطاف پذيري کنشي، عاطفه مثبت و منفي با خودکارآمدي و رضايت شغلي در کارکنان شهرداري اهواز” با هدف بررسي رابطه بين انعطاف پذيري کنشي، عاطفه مثبت و منفي با خودکارآمدي و رضايت شغلي و ابعاد اين روابط احتمالي در کارکنان شهرداري اهواز به پژوهش مي پردازند. نتايج نشان داد که: خودکارآمدي و رضايت از کار و ترفيعات با انعطاف پذيري کنشي و عواطف مثبت و منفي رابطه معني داري دارند. ازاين سه متغير پيش بين تنها انعطاف پذيري کنشي و عاطفه منفي پيش بيني کننده خودکارآمدي و رضايت از کار و ترفيعات م يباشند. همچنين اين نتايج نشان داد با وجودي که رضايت از حقوق جزئي، از رضايت شغلي است، اما داراي اهميت يکساني با ساير متغيرهاي مرتبط با رضايت شغلي نمي باشد.
جهانبخش اورك و عيسي درويش پور(1388) در پژوهشي با عنوان “راهكارهاي مؤثر بر كاهش مقاومت در برابر تغيير از ديدگاه اساتيد وكاركنان دانشگاه آزاد اسلامي” به ارائه راهکارهايي براي كاهش مقاومت افراد در برابر تغيير و نوآوري از ديدگاه اساتيد وكاركنان دانشگاه آزاد اسلامي ايذه پرداخته ان
د. نتايج اين پژوهش نشان داد كه ازديدگاه اساتيد و كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايذه، توجه به عواطف و احساسات ، مشورت كردن با آنها، اعتماد به كاركنان واختيار دادن به آنها بر كاهش مقاومت آنان در برابر تغيير مؤثراست . بنا براين مسؤولان دانشگاه مي بايست قبل از هر تغييري در سيستم بستر هاي لازم آن را فراهم نموده و در اين راستا به خواسته هاي اساتيد و كاركنان خود توجه نمايند تا بتوانند در تحقق رسالت خويش مؤثر عمل نمايند.
مصطفي هادوي نژاد، احمدعلي خائف الهي، محسن عليزاده ثاني (1388) در پژوهشي با عنوان ” سياست پيشگي مديران، ادراك سياسي کارکنان و مقاومت در برابر تغيير” مقاومت کارکنان را در برابر تغيير از منظر نظريه سياسي سازمان مورد توجه قرار مي دهند و هدف آنها بررسي رابطه ادراك سياست سازماني و مقاومت کارکنان در برابر تغيير، ضمن تبيين نقش تعديلگر رفتار سياسي مديران است. داده هاي مربوط به سه پرسشنامه پژوهش، از نمونه متعلق به جامعه آماري کارکنان و مديران سازمانهاي دولتي شهر

پایان نامه با واژگان کلیدی سازماني، رفتارهاي، رهبري

اختياري34 كاركنان است كه جزء وظايف رسمي آنها نيست و مستقيماً توسط سيستم رسمي پاداش سازمان در نظر گرفته نمي شود، ولي ميزان اثر بخشي كلي سازمان را افزايش مي دهد . (رنگريز و موسوي مرادي، 1389، ص 67)
اين رفتارها، شامل رفتارهايي كه فرد در جهت انجام نيازمندي هاي نقش و يا شرح شغلي از خود نشان ميدهد، نيست. (,p5602009 (Aree ,
عناصر كليدي تعريف رفتار شهروندي سازماني عبارتند از:
• گونهاي از رفتارها كه از آن چيزي كه به طور رسمي توسط سازمان تعريف ميشود فراتر ميرود.
• يك گونه از رفتارهاي غيرمشخص.
• رفتارهايي كه به طور مشخص پاداش داده نميشود و بوسيله ساختارهاي رسمي سازمان شناسايي نميشود.
• رفتارهايي كه براي عملكرد، اثربخشي و موفقيت عمليات سازمان بسيار مهم هستند .
نكته قابل توجه اين است كه احتمالاً پيش بيني و ارزش گذاري اي ن رفتارها به كمك معيار هايي كه به نگرشها و حالات كاركنان توجه مي كنند، بهتر از معيار هاي متداول ارزيابي عملكرد است، چرا كه جنبه ارادي و اختياري اي ن رفتارها بسيار برجسته تر از رفتارهاي عادي يك شغل است . هم چنين اثرات مفيد رفتار شهروندي سازماني بر زمينه هاي اجتماعي، روانشناسي، سازماني، و سياسي يك سازمان با ارزش تر از اثرات آن بر شاخص هاي كمي و عملكردي است.
(121,p 2009 (Vigoda & Angert,

2-3-3-ابعاد رفتار شهروندي سازماني
عليرغم توجه فزاينده به موضوع رفتارهاي شهروندي، با مروري بر ادبيات اين حوزه ، فقدان اجماع درباره ابعاد اين مفهوم آشکار مي گردد. نتايج حاصل از مرور ادبيات نشان مي دهد که تقريباً سي نوع متفاوت از رفتار شهروندي قابل تفکيک است و تعاريف متعددي از آن به عمل آمده است که البته همپوشي هاي بسياري بين آنها وجود دارد.
تعداد مطالعاتي که در حال بررسي اين موضوع هستند به نحو چ شمگيري در حال افزايش است. به هر حال اجماعي عمومي بر روي ابعاد مختلف مفهوم (OCB)وجود ندارد.
ارگان ( 1988 ) مقياس چندبعدي از رفتار شهروندي سازماني (OCB) ارائه کرد . اين مقياس متشکل از ابعادي پنجگانه است که ساختار OCBرا تشکيل مي دهد ، اين پنج بعد عبارتند از :
1 – نوع دوستي: کمک به همکاران و کارکنان براي انجام وظايف در شرايط غيرمعمول.
2 – وظيفه شناسي: انجام وظايف تعيين شده به شيوه اي فراتر از آنچه انتظار مي رود (همانند کار در بعد از ساعت اداري براي سود رساندن به سازمان).
3 – جوانمردي: تأکيد برجنبه هاي مثبت سازمان به جاي جنبه هاي منفي آن.
4 – فضيلت مدني: مستلزم حمايت از عمليات هاي اداري سازمان است.
5 – ادب و نزاکت: مشورت با ديگران قبل از اقدام به عمل، دادن اطلاع قبل از عمل، و ردوبدل کردن اطلاعات.
جوانمردي و نزاکت مولفه هايي هستند که بيانگر اجتنا ب از وارد نمودن خسارت به سازمان هستند. جوانمردي عبارت است از تمايل به شکيبايي در مقابل مزاحمت هاي اجتناب ناپذير و اجحاف هاي کاري بدون اين که گله و شکايتي صورت گيرد . در حالي که نزاکت درباره انديشيدن به اين است که چطور اقدامات فرد بر ديگران تأثير مي گذارد . ( Markoczy & Xin, 2004, p. 3)
پودساکوف35 در سال 2000 ميلادي دسته بندي مفصلي از اين گونه رفتارهاانجام داده است که رفتارهاي شهروندي سازماني را در قالب هفت دسته تقسيم مي نمايد.

1 – رفتارهاي ياري گرانه؛
2 – جوانمردي؛
3 – نوآوري فردي؛
4 – فضيلت مدني؛
5 – تعهد سازماني؛
6 – خودرضايت مندي؛
7 – رشد فردي.
مارکوزي36 رفتار شهروندي سازماني را به دو نوع تقسيم مي کند:
1 – ياري و کمک مثبت و فعال
2 – اجتناب از رفتارهايي که به همکاران و سازمان فرد لطمه وارد مي کند.
عملکرد شهروندي شامل فعاليت هايي است که کمک به ديگران در انجام کارشان ،حمايت از سازمان و داوطلب شدن در انجام کارهاي جانبي ي ا مسئوليت پذيري را شامل مي شود. بورمن و موتوويدلو37، بطور خاص براي تبيين عملکرد شهروندي سازماني مدلي پنج بعدي ارائه مي نمايند که اين ابعاد عبارتند از:
1 – پشتکار توأم با شور شوق و تلاش فوق العاده که براي تکميل فعاليت هاي کاري به طور موفقيت آميز ضروري است ؛
2 – داوطلب شدن براي انجام فعاليت هاي کاري که بصورت رسمي بخشي از وظيفه کاري افراد نيست؛
3 – مساعدت و همکاري با ديگران؛
4 – پيروي از مقررات و رويه هاي سازماني؛
5 – پشتيباني، حمايت و دفاع از اهداف سازماني

تقسيم بندي ديگر از رفتار شهروندي سازماني ب ر حسب ابعاد جهاني و محلي آن اختصاص دارد:
الف) ابعاد جهاني رفتار شهروندي سازماني
هفت بُعد رفتار شهروندي سازماني که پ ودس اکوف و همکاران ( 2000 ) ارائه کردند عبارتند از:
1 – کمک به ديگران
2 – جوانمردي
3 – وفاداري سازماني
4 – اطاعت سازماني
5 – ابتکار فردي
6 – فضيلت مدني
7 – رشد فردي.
فار و همکاران( 2004 ) نه بعد عمده رفتار شهروندي سازماني را به شرح ذيل طبقه بندي
کردند:
1 – نوع دوستي
2 – وظيفه شناسي
3 – روحيه جوانمردي
4 – ادب و مهرباني
5 – فضيلت مدني
6 – مشارکت وظيفه اي
7 – مشارکت دفاعي
8 – وفاداري سازماني
9 – راي و نظر.

ب) ابعاد محلي رفتار شهروندي سازماني
1 – سازگاري با افراد ديگر
2 – حفظ منافع سازمان
3 – مشارکت در خدمات اجتماعي
4 – خود آموزي
5 – تميز نگه داشتن محيط کار.
عوامل تاثير گذار بر رفتار شهروندي سازماني بررسي هاي فرا تحليلي در خصوص ارتباط بين OCBو عوامل اثر گذار برآن بيانگر اين واقعيت است که چهار دسته از اين عوامل مورد تأکيد تحقيقات بوده است که عبارتند از :
1 – ويژگي هاي فردي کارکن
ان
2 – ويژگي هاي شغلي
3 – ويژگي هاي سازماني
4 – رفتارهاي رهبري
تحقيقات اوليه در اين حوزه که توسط ارگان و همکارانش صورت گرفته ، عمدتاً بر نگرش هاي کارکنان، گرايشات و رفتارحمايتي رهبر متمرکز بوده است . تحقيقات بعدي در حوزه رهبري که بوسيله پودساکوف و همکارانش انجام گرفته است، قلمرو رفتارهاي رهبري را به انواع مختلف رفتارهاي رهبري تعاملي و تحولي گسترش داده اند . اثرات ويژگي هاي شغلي و سازماني عمدتاً در تئوري هاي مربوط به جايگزين هاي رهبري مطرح شده که توسط صاحب نظران مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است.
پژوهش هاي اوليه اي که ويژگي هاي فردي را مورد توجه قرار مي دهد، بر دو محور اصلي متمرکز است: اولاً ارگان و ريان اين عامل کلي موثر بر روحيه را به عنوان مبناي رضايت کارکنان، تعهد سازماني، درک از عدالت و درک از رفتار حمايتي رهبري تلقي مي کنند و ثانياً تحقيقات نشانگر ارتباط معنادار آنها با رفتار شهروندي سازماني است (البته شدت اين همبستگي ها متفاوت بوده است) که بيانگر اهميت اين متغير ها در تعيين رفتار شهروندي سازماني مي باشد
( 530 (Podsakoff et al. 2000, p
عامل ديگر در فهم رفتار شهروندي سازماني، تاثير حالت روحي مثبت فرد مي باشد . در دهه گذشته بحث هاي زيادي در مورد برتري شناخت بر عاطفه در تعيين رفتار شهروندي سازماني صورت گرفته است.
در حالي که پودساکوف و همکاران ( 2000 ) و ديگران (از جمله1995 (organ&ryan, تاثير متغيرهاي خاص شخصيتي و مزاجي را بر ابعاد مختلف رفتار شهروندي سازماني مورد انتقاد قرار
داده اند، يافته هاي جورج ( 1991 ) پيشنهاد مي کند که پژوهش هاي قبلي که به بررسي اين متغيرهاي روحي و مزاجي پرداخته اند مي توانند به جاي اثرات حالت مزاجي برروي اثرات ويژگي (صفتي) تمرکز نمايند. لازم به ذکر است که اثرات حالتي عموما به توصيف چگونگي احساس فرد در نقطه خاصي از زمان مي پردازد در حالي که اثرات ويژگي (صفتي) عموماً منعکس کننده تفاوت هاي پايدار فرد در طول زمان مي باشد.
علاوه بر اين جورج ( 1991 ) بيان نمود که بين حالت روحي مثبت در کار و تمايل کارکنان براي کمک کردن به ديگران ( بُعد نوع دوستي رفتار شهروندي سازماني ) رابطه وجود دارد بنابراين، عاطفه ( احساسات) نقش مهمي را در رفتار شهروندي سازماني بازي مي کند. در حقيقت مطالعات اخير حاکي از اين است که اين رابطه در مورد ابعاد خاص رفتار شهروندي سازماني هم صدق
مي کند.
با اين وجود، هيچ يک از اين مطالعات به بررسي اين مطلب نپرداخته است که آيا تاثير حالت روحي مثبت به اندازه اي قوي است که بر تفسير کلي اين سازه تاثير بگذارد يا خير.
پژوهش هاي انجام گرفته در روانشناسي اجتماعي رابطه بين کفايت (خودکارآمدي شغلي) و رفتار ياري گرانه را بررسي کرده است و به اين نتيجه رسيده است که افرادي که احساس مي کنند کفايت بيشتري دارند، در اغلب موارد تمايل بيشتري نيز به کمک دارند. علاوه بر اين ميدلارسکي38(1984) گزارش داده است که کفايت ممکن است يکي از عوامل انگيزشي اي باشد که افراد را براي کمک به ديگران تحت تاثير قرار مي دهد بنابراين، افرادي که به ديگران کمک مي کنند احتمال بيشتري دارد که انتظار رفتار منتهي به موفقيت داشته باشند و همچنين نتايج مثبتي را براي ديگر افراد پيش بيني کنند . در ازاي کمکي که فرد کمک کننده ارائه مي دهد، کمک کننده احساس رضايت دروني بيشتر و يا شادي حاصل از انجام يک کار خوب را دريافت مي کند.
بطور مشابه اين مطلب قابل درک است که درک کارکنان از کفايت خود در کار مي تواند به عنوان تمايل به کمک در محيط کار تفسير شود زيرا فرد تسلط بيشتري بر کار خود دارد.
در سال هاي اخير پودساکوف و همکاران ( 2000 ) در يک فراتحليل از تحقيقات مربوط به 15 سال اخير در زمينه رفتار شهروندي سازماني، ميزان تاثير گذاري تعدادي از متغيرها بر ابعاد مختلف رفتار شهروندي سازماني را ترسيم نمود . از جمله متغير هايي که با رفتار شهروندي سازماني رابطه همساز داشته اند عبارت بودند از: متغيرهاي مرتبط با شغل نظير رضايت مندي دروني شغلي، يکنواختي شغلي، و باز خورد شغلي. در خصوص متغيرهاي شغلي، تحقيقات عمدتاً حول مبحث تئوري جانشين هاي رهبري بوده است که نتايج بيانگر ارتباط پايدار ويژگي هاي شغلي با رفتار شهروندي است.
افزون بر آن ، هر سه نوع ويژگي هاي شغلي (بازخورد شغلي ، يکنواختي شغلي ، رضايت مندي دروني شغلي) بطور معناداري با مولفه هاي مختلف رفتار شهروندي سازماني (نوع دوستي، نزاکت، وظيفه شناسي، جوانمردي و فضيلت مدني) ارتباط داشته اند ؛ به گونه اي که بازخورد شغلي و رضاي تمندي دروني شغل، ارتباطي مثبت با رفتار شهروندي سازماني نشان مي دهد. OCB داشته، در حالي که يکنواختي شغلي ارتباط منفي را با روابط بين ويژگي هاي سازماني و رفتارهاي شهروندي سازماني تا اندازه اي داراي به هم ريختگي است. به گونه اي که نه رسميت سازماني، انعطاف ناپذيري سازماني، حمايت ستادي و نه فاصله فضايي، ارتباط مستمري با رفتارهاي شهروندي سازماني نداشته اند. ولي به هر حال مولفه همبستگي گروهي با تمام مولفه هاي رفتار شهروندي سازماني داراي ارتباط مثبت بوده است، حمايت سازماني ادراک شده است با نوع دوستي کارکنان ارتباط معناداري داشته است. علاوه برآن پاداش هاي خارج از کنترل رهبران با مولفه هاي نوع دوستي، نزاکت و وظيفه شناسي ارتباط منفي داشته اند.

که شامل رفتارهاي رهبري است ، در قالب دو OCB دسته ديگر عوامل تاثير گذار بر دسته رفتارهاي تقسيم شده است که عبارتند از:
– رفتارهاي
رهبري تحول آفرين (رفتارهاي تحولي اساسي، تعيين چشم انداز، ايجاد مدل مناسب، ارتقاي پذيرش اهداف گروهي، انتظارات عملکردي بالا و برانگيختگي معنوي)
– رفتارهاي تعاملي (رفتارهاي پاداش دهي و تنبيهي اقتضايي، غيراقتضايي)
– رفتارهايي که با تئوري رهبري مسير- هدف (رفتارهاي تشريح کنندگي نقش، مشخص کردن رويه ها يا رفتار رهبري حمايتي) و يا تئوري رهبري مبادله رهبر- عضو.
در مجموع، رفتارهاي رهبري تحول آفرين با هر پنج مولفه رفتارهاي شهروندي سازماني ارتباط معنادار مثبتي دارد. و از ميان رفتارهاي رهبري تعامل گرا، دو نوع اين رفتارها داراي رابطه معنادار با عناصر پنج گانه OCB مي باشند که عبارتند از: رفتار پاداش دهي اقتضايي که داراي ارتباط مثبت است، رفتار تنبيهي غيراقتضايي که داراي ارتباط منفي مي باشد . از ميان ابعاد تئوري رهبري
مسير – هدف، رفتار رهبري حمايتي با همه مولفه هاي OCBداراي ارتباط مثبت است، و تشريح نقش رهبر فقط با مولفه هاي نوع دوستي، نزاکت، وظيفه

پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، عملکرد سازمان

باز هم سيستم پذيرش و بررسي پيشنهاد مي تواند به كمك مدير بيايد . در كتب گوناگون بارها شاهد اين نكته بوده ايم كه بهترين افراد براي تببين و تشريح موقعيت يك كار افرادي هستند كه به ظور مستقيم با آن كار در ارتباطند . بار ها شده كه در زمان استخدام بعد از توضيحات او.ليه مدير بالا دست شخص را به سراغ افرادي كه مستقيما با آن كار در ارتباط هستند مي فرستند تا توضيحات كافي و اطلاعات تخصصي را ارائه دهد . پس براي تغيير و طراحي روش جديد بهترين داوطلب كسي است كه با آن كار دست و پنجه نرم مي كند . البته نظر كارشناسان و افارد خبره هم بايد در اين مسير راهنما باشد تا روشهاي جديد را هم توضيح بدهد . مثال روشني كه براي تغيير مي توان زد يك كارمند بخش حسابداري است . مدير قصد دارد كه نرم افزار حسابداري را تغيير دهد . او مي تواند با توجه به علايق و احتمالا اطلاعات محدود خود در اين زمينه نرم افزار جديد را انتخاب كند و يا اينكه مي تواند نظر كارمند خود را پرسيده و با نظرات كارشناسان تكامل ببخشد و تصميم نهايي را بگيرد . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
پس از مرحله تغيير وارد مرحله انجماد مجدد مي شويم . اين مرحله مشاركت و استفاده از سيستم پذيرش و بررسي پيشنهاد را امري لاينفك مي باشد . زيرا در طول مسير اجراي انجماد مجدد بار ها و بارها بايد بازخور دريافت كرد تا مبادا ايجاد روش جديد با مشكل مواجه شود . بار ديگر به مثال كارمند حسابداري باز مي گرديم . نرم افزار با توجه به نظرات مديريت ، كارشناسان و شخص كارمند انتخاب شده و سيستم حسابداري تغييرات لازمه را پيدا كرده است . حال كه نوبت به تثبيت شدن و مسلط شدن به نرم افزار جديد مي رسد . احتمالا مشكلات زيادي را به وجود مي آورد كه بايد يكايك اين مشكلات تحليل و بررسي شود .
اگر كارمندي حق اظهار نظر نداشته باشد مسلما زمان انجماد مجدد و رسيدن مجدد به حداكثر بهره وري مورد انتظار افزايش مي يابد و شايد برخلاف انتظارمان بهره وري كمتر از حالت قبل مي شود . ولي با استفاده از سيستم پذيرش و بررسي پيشنهاد مي توان تا انجماد مجدد و كامل نرم افزار جديد از پيشنهادات استفاده و مشكلات احتمالي را برطرف كرد . (هنديچاني و بهارلويي،1389)

2-2-25 پنج ايده کليدي براي مديريت تغيير
1- بازانديشي در مورد مفاهيمي مانند سازمان، مديريت،سلسله مراتب وکنترل: درنظام پيچيده،غيرخطي وآشوبناک، استفاده از نظام سلسله مراتبي چگونه خواهد بود؟ درنظامي که پيش آمدها تصادفي و حوادث از منطق بي نظمي پيروي مي کنند، طرح‌ريزي چه مفهومي خواهد داشت؟ درست مثل اينکه شما برآن شويدکه يک مسير پيچ در پيچ ودرهم راباحرکت برروي يک خط راست طي کنيد. در اين نظام،آينده قابل پيش بيني نيست آنچه ازدست مابرمي آيد حدس وگمان است وهيچ قطعيتي درآن نيست. چيزي که هست، دانش ما احتمال پيش بيني وقوع آنها را بالا و پايين مي‌کند. در اين سيستم‌ها مديريت ازطريق اهداف سلسله مراتبي ياازطريق منطق از پيش تعيين شده، مثل اينکه در طراحي پلها و ساختمانها به کار گرفته مي شود، امکان پذير نيست. مديران بايد ياد بگيرند که رخدادها وتغييرات به شکل آني هستند و آنها بااين گونه رخدادها روبه‌رويند. نظمها درکشمکش بين جاذبه‌هاي مختلف ظهورمي کنند، اما طبيعت دقيق اين نظم، هرگز طرح ريزي شده يا ازقبل تعيين شده نيست. الگوها ظهور مي کنند و نمي توان آنها راتحميل کرد. همه چيز درحال تغيير است و مديران خود نيز بخشي از تغيير هستند. آنها بايد مجموعه ذهنيات و نگرشهاي خود نسبت به “تغيير و کنترل” را تغيير دهند. در سيستم هاي پيچيده، طرح‌ريزي و کنترل پيش از عمل، کارساز نيست، بلکه مديران بايد ياد بگيرند که چگونه جريان و فرايند تغيير را روانسازي کنند.(مورگان،1997، نقل از اعتباريان، 1387)
2- فراگيري هنرمديريت و تغيير زمينه‌ها: نقش اساسي مديران بر اساس منظر پيچيدگي و بي‌نظمي، شکل دهي وايجاد زمينه‌هايي است که درآنها شکلهاي مناسب از طريق خودـ سازماندهي به وجود آيند. در موقعيتهايي که الگوي”جاذبه مسلط”، وضعيت نامطلوبي راحاکم کرده است، بايد مرزهاي سيستم را به روي ناپايداري و بي‌ثباتي بازکرد ياحتي خود اقدام به ايجاد بي ثباتي کرد؛ اين عمل مي تواند به ظهور يک الگوي رفتاري جديد کمک کند. براي شکستن قدرت” جاذبة بسته شده (مسلط)”، مديران بايد راههايي رابراي خلق زمينه هاي جديد پيدا کنند. براي مثال ذهن مشاوران و کارشناسان کليدي سازمان را با ناخوشايند جلوه دادن واقعيتهاي مالي، مطرح نمودن توان و قدرت حياتي نو آوري و خلاقيت ، روشن ساختن وضعيت رقبا و مشخصه هاي رقابتي در حال ظهور و مواردي از اين قبيل درگير کنند. ايجاد ائتلاف بين عناصر کليدي سازمان که قادر به تغيير وضعيت موجود هستند، راهبرد ديگري از اين نوع است. اين راهبردها مي‌توانند سيستم بسته شده را دچار بي ثباتي و درنتيجه آن را مجبور به حرکت به سوي نقاط بحراني کنند. در اين وضعيت اگر نيروهاي تغيير از انرژي کافي براي غلبه بر جاذبه مسلط برخوردار باشند، جاذبة مسلط کنار زده مي‌شود و جاذبة جديد جايگزين آن مي‌شود. همچنين با رفتن به سراغ عمليات نو و جديد، امکان شکل گيري “تغيير” و ظهور زمينه هاي جديد را مي توان ايجاد کرد. براي مثال با تغيير در الگوهاي پاداش، تغيير درترکيب کارکنان کليدي و پست‌هاي آنها‌، ايجاد بحرانهاي مالي ساختگي، تعديل نيروي انساني و رخدادهاي بسيارزياد ديگر مي توان سيستم را از قالب بسته خود به حرکت واداشت. البته بايد به اين نکته مهم توجه شود که در
سيستم‌هاي پيچيده و غير خطي، مديران کنترلي بر تغيير نمي‌توانند داشته باشند. آنها نمي‌توانند شکل دقيق الگوي”جاذبه” جانشين را تعريف کنند؛ اما با تغيير در عناصرکليدي “جاذبة مسلط” و با بازکردن مرزهاي سيستم موجود نسبت به اطلاعات و تجارب جديد، مي توانند زمينه ظهوربراي “جاذبة جانشين ” رافراهم سازند. در واقع مديران به ايجاد شرايطي کمک مي کنند که تحت آن، جاذبه جديد ظهور مي کند.
در سيستم‌هاي پيچيده دو نوع حلقة تقويت ک کننده و متعادل ک کننده در فعاليت وجود دارد. حلقه هاي تقويت ک کننده هميشه به دنبال تغيير”جاذبه” است و حلقه‌هاي متعادل ک کننده ازطريق بازخورد منفي به دنبال پايداري وثبات هستند. بنا به اظهار( سنگه،1382، نقل از اعتباريان، 1387) هر زماني که مقاومتي در مقابل تغيير مشاهده شد، شما بايد توجه کنيد که يک يا چند فرايند متعادل ک کننده مخفي، مشغول فعاليت هستند، اين مقاومت نه پايدار و زودگذر است ونه چيزي اسرارآميز، بلکه ناشي از ترس تغيير درهنجارهاي سنتي سازمان و نحوة انجام امور است. رهبران آگاه و مدير، به جاي افزايش فشار براي انجام تغييرات درسازمان ودرهم شکستن مقاومتها، در جستجوي يافتن منابع اين مقاومت هستند. (اعتباريان، 1387)
3- فراگيري چگونگي استفاده از تغييرات کوچک براي خلق اثرات بزرگ: يکي ديگرازآموزه هاي نظريه آشوب و پيچيدگي براي مديريت تغيير، توجه به ” لبه هاي آشوب” است. در آنجا اگر تغييرات کوچک در زمان و مکان مناسب اعمال شوند، قادر به ايجاد تغييرات بزرگ هستند. سنگه(1382، ص 81)، اين حالت را قانون اهرم کاري مي‌نامد. او معتقد است در حل مسائل بايداز جايي شروع کرد که قانون اهرم کاري بيشترين اثر را دارد تا بتوان باحداقل سعي وتلاش به پيشرفت ونتيجه اي بزرگ دست يافت. تنها چالش پيش روي دست اندرکاران تغيير اين است که موضع مناسب براي اهرم راپيدا کنند والبته اين موضع براحتي مشخص نيست. مورگان (1997) درموردشناسايي نقاط اهرمي مي‌نويسد: اگر مديران يادبگيرند پارادکس‌هاي آني را شناسايي کنند يا اگر لازم باشد، پارادکس‌هايي را ايجاد کنند که موجب تنش بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب شوند؛ آنها قادر به شناسايي نقاط بااهميت اهرمي و استفاده ازآنها براي غلبه برنيروهاي حافظ وضعيت موجود خواهند بود.
4- باتحول وتغييرپيوسته ونظمياني به عنوان امورمعمولي و طبيعي زندگي کردن: درسيستم هاي پيچيده هيچ کس دروضعيتي نيست که عمليات سيستم رابه شکل جامع کنترل ياطرح ريزي کند. شکلها و وضعيتها ظهور مي کنند، آنها را نمي توان تحميل کرد. در بهترين حالت مديران مي توانند سيستم رابه سوي” جاذبة مطلوب”هدايت کنند يا اينکه پارامترهاي بحراني راکه برجريان تکامل سيستم نافذ هستند، فعال سازند. آنها همچنين بايد به هر ابتکار و تجربه اي به عنوان يک فرصت يادگيري نگاه کنند. در بحث هنر ايجاد زمينه هاي جديد، آنچه بيشتر مورد توجه است، استفاده از تجارب و الگوهاي يادگرفته شده به منظور تغيير الگوهاي “جاذبة مسلط” است. تجارب موفق، به مديران راهنمايي مي کند که چه چيز مي‌تواند نقشة ” جاذبة مسلط” راحفظ وچه چيز مي تواندکمک به ظهورجاذبه هاي جديد کند.
مديريت آشوب بايد درمورد “‌مديريت روي لبه” سطح آگاهي خودرا افزايش دهد و در هنر “مديريت روي لبه” کسب مهارت کند. او بايد درهنگامه لازم ابتکارهاي جديد را در برابر فشارهاي “جاذبة مسلط” مصون نگاه داردو وقتي آن ابتکار توانست ازخود محافظت کند، آن رابه حال خويش رها کند. (مورگان، 1997، ص 267 ) امروزه مديران بايد تجربه کردن وآزمايش راسرزنش نکنند بلکه بايداجازه دهند که کارکنان ازآزمايشها وتجارب خويش بياموزند. يادگيري، تجربه وکسب اطلاعات براي سازمانهاي امروزي به علّت پيچيدگي آن مي تواند به عنوان پايگاه اطلاعاتي باشد که شناخت را امکان پذيرمي کند. در سيستم هاي آشوبناک، تعيين يک نقشة ازپيش تعيين شده ويک طرح ماشيني شده به هيچ وجه امکان پذيرنيست. در اين سيستم ها اطلاعات،آگاهي،تجربه، آزمايش مي تواند شناخت ايجادکند، همانطورکه درشناسايي بعضي ازسرطانها، ازطرح وريخت سلولي، پي به بيماري نمي برند، بلکه از اطلاعات وسيعي که به دست مي آورندو مقايسه با اطلاعات تجارب قبلي مي توانند وضعيت را شناسايي کنند .
5- گشودگي دربرابر استعاره هاي جديد، که مي توانند خودسازماندهي را روان کنند: استعاره هايي همچون، سازمان به مثابه مغز، سازمان به مثابه ارگانيزم، سازمان به مثابه هولوگرام، مي توانندراهگشاي مديران براي درک خودسازماندهي وفراهم سازي شرايط آن درسازمان شود. درادبيات پست مدرنيزم، استعارة جديدي به نام “کلاژ” مطرح است. کلاژ يادرهم آميختگي نوعي هنراست که اشيا وقطعات واجزاي مختلف را به گونه اي درکناريکديگر مي چينند تا تصويري جديد، بديع و با معنا حاصل شود.کاربرد اين استعاره درسازمان، يعني اينکه مدير، نظريه پرداز يا رهبر بايد بتواند با به کارگيري شيوه‌ها و ريز رخساره‌هاي گوناگون، رخسارة موردنظرخود را بسازد، بنابراين بايددر نقش يک هنرمند عمل کند. درهنر” درهم آميختگي” هنرمند تعدادي تصوير نامربوط را در کنار يکديگر قرارمي دهد وازاين راه يک ايده واحساس قوي به بي کننده مي دهد. اين ايده و احساس چيزي جدا ازعادات معمول بي کننده است. مدير نيز بايد اينگونه عمل کند و بداند سازمانها رانمي توان فقط با نگرش تک بعدي و از زاوية ديد يک تئوري، توصيف يا درک کرد.(اعتباريان، 1387)
2-3 بخش سوم : رفتار شهروندي سازماني
2-3-1 تاريخچه رفتار شهروندي سازماني
رفتار ش
هروندي سازماني براي نخستين بار در سال1983 توسط باتمن و ارگان مطرح شد ولي در واقع اين مفهوم توسعه مفاهيمي مانند تمايل به همکاري مطرح شده توسط بارنارد 1938 است. ارگان و همکاران (2005) ، رفتار شهروندي سازماني را رفتارهاي آزادانه فردي که بوسيله سيستم پاداش، مستقيم يا اشکارا شناخته نشده و عملکرد کارا و اثر بخش سازمان را بهبود مي بخشد، تعريف نموده اند. (بختي، ترابي، قلي پور،1390، ص 30-32)
2-3-2 تعاريف رفتار شهروندي سازماني
بقاي سازمان در اقتصاد متغير، پيچيده و متلاطم کنوني متکي به کارکناني است که فراتر از نقش ها و مسئوليت هاي تعريف شده در شرح شغل رسمي عمل کنند؛ چراکه پژوهش ها نشان داده اند که رفتار شهروندي سازماني با بهبود در عملکرد سازماني همبستگي دارد. بعلاوه عموما اين بحث مطرح است که سازمان ها با درجه ي بالايي از رفتار شهروندي سازماني با غيبت کمتر کارکنان، خروج از خدمت کمتر و رضايت و وفاداري بيشتر مواجه مي شوند. (بختي و همکاران،1390، ص 30-32)
رفتار شهروندي سازماني شامل رفتار هاي

پایان نامه با واژگان کلیدی رفتار پرخاشگرانه، منابع محدود

رفتارهاي نامطلوب يا مخالف (مقاومت آلود) Coch& French, 1948) ، نقل از هادوي نژاد و همکاران، 1388، ص117 )
زندر (1950) ، نيز در زمره صاحبنظران متقدمي است که به بعد رفتاري مقاومت در برابر تغيير اذعان داشته است. وي معتقد است گاه مقاومت در برابر تغيير ميتواند در قالب رفتارهاي سياسي ظهور کند ( Zander, 1950 ، نقل از همان)
برخي از متأخريني که صبغه رفتاري مقاومت در برابر تغيير را مورد توجه قرار دادهاند، معتقدند مقاومت در برابر تغيير، نوع خاصي از کنش (انجام عمل جهت مقابله با تغيير) و ناکنش23( استنکاف از انجام تغيير) است. ( Brower & Abolafia, 1995،، نقل از همان) عدهاي از آنها به شکل خاصي از مقاومت (فريب دادن فرادستان )اذعان داشته اند( Shapiro, Lewicki, & Devine, 1995، نقل از همان)
و عده اي ديگر نيز در تعريف مقاومت، آن را کنشي ارادي در برابر تغيير ميدانند Ashforth & Mael, 1998) ، نقل از همان)
بعد هيجاني مقاومت در برابر تغييير: کچ و فرنچ (1948) در تبيين رفتارهاي مقاومت آلود، آنها را محصول ناکامي 24کارکنان در اثر به هم خوردن وضع موجود، و نيز مسأله اي انگيزشي معرفي
کرده اند. براون و فاربر (1951) ناکامي را محصول وجود موانعي ميدانند که فرد را از دستيابي به هدفش باز ميدارند Brower & Abolafia, 1995) ، نقل از همان)
زندر نيز به اين بعد از مقاومت اشاره کرده است؛ وي معتقد است ابهام در تغيير براي کساني که در معرض آن واقع شده اند، واکنش سخت هيجاني آنها را به دنبال خواهد داشت. (Zander, 1950) آرجريس و شان (1987) معتقدند مقاومت در برابر تغيير از ناکامي و جريانهاي دفاعي برميخيزد. به زعم کنترل (1985)، مقاومت هيجاني کارکنان به سبب عدم اطمينان فراروي کارکنان و از دست دادن کنترل ايشان بر امور پديد ميآيد. گرسيک (1991) علاوه بر ترس از عدم اطمينان، دلهره از ضرر محتمل ناشي از تغيير را نيز از جمله دلايل مقاومت هيجاني کارکنان در برابر تغيير برميشمرد. کشمن (1998) نيز همين تعبير را دارد و مقاومت در برابر تغيير را دفاع در برابر ترس از ضرر ميداند؛ وي بر اين باور است که اگر انسانها احساس کنند تغيير موجب زوال داشته ها و موقعيت فعلي ايشان
مي شود، به دليل اينکه آينده براي آنها ناشناخته است، توانمنديهاي خود را در مسير حرکت به سوي چنين آتيه اي محدود ميکنند ( Cashman, 1998، نقل از همان)
بعد شناختي مقاومت در برابر تغيير: منظور از شناخت، نظام پردازش و ذخيره سازي اطلاعات جذب شده توسط حواس در سيستم عصبي انسانهاست (Anderson & Ausubel, 1965، نقل از همان) کارکنان با استفاده از طرح واره ها25( ساختارهاي شناختي که نشانگر دانش سازمان يافته فرد نسبت به يک مفهوم يا يک محرك هستند) رويدادهاي سازماني، همچون تغييرات سازماني را درك و تفسير ميکنند Fiske & Taylor, 1984) ، نقل از همان)
مقاومت شناختي در برابر تغيير زماني ايجاد ميشود که فرد تحت تأثير طرحوارههاي خود، تغيير را به گونهاي درك و تفسير نمايد که در قبال اعمال آن، اکراه و عدم تمايل داشته باشد. واتسون (1982) بر اين عقيده است که آنچه اغلب از آن با عنوان مقاومت ياد ميشود، چيزي جز همين اکراه و بي ميلي نيست. آرمناکيس، هريس و ماسهولدر (1993) نيز گرچه مقاومت را به صورت رفتاري تعريف کردهاند، بر تقدم ساحت شناختي آن بر بعد رفتاري اذعان داشتهاند. همچنين بارتلم و لاك(1981) در تفسيري از اثر کچ و فرنچ، مدعي شدهاند چه بسا مشارکت کارکنان بتواند در مقاومت آن ها در برابر تغيير اثرات شناختي داشته باشد. در مجموع آموزه هاي ادبيات پژوهش درباره مقاومت کارکنان در برابر تغيير، نشان ميدهند که اين پديده داراي ابعاد رفتاري، هيجاني و شناختي است. ظهور رفتاري آن در قالب نيروهاي مقاومت ک کننده در برابر نيروهاي اعمالک کننده تغيير است؛ بعد هيجاني آن به ناکامي کارکنان در اثر به هم خوردن وضع موجود، ترس از ضرر احتمالي و آينده اي مبهم اشعار دارد؛ و صبغه شناختي آن به نحوه ادراك تغيير توسط کارکنان اشاره دارد، طوري که از اعمال آن اکراه دارند. (همان، ص 127)
2-2-20 ادراك سياست سازماني و مقاومت در برابر تغيير
به کنشهاي منفي يا مثبتي که جزئي از شغل محسوب نميشوند و سازمان آنها را رسماً مجاز نميداند (رفتارهاي نامصوب)26، و چه بسا براي اهداف سازمان يا منافع ديگران در سازمان زيانبار باشند، رفتارهاي سياسي گفته ميشود. رفتارهاي سياسي ذاتاً در پي کسب ادراك سياست سازماني، , منافع شخصي انجام ميشوند . محصول تفسير سياسي عدهاي از اعضاي سازمان از رفتارهاي ديگران، رويدادهاي سازمان و محيط کاري است؛ کساني که خود نيز اهل سياست بازي اند . (هادوي نژاد و همکاران، 1388، ص 128)
2-2-21 ادراك سياست سازماني و مقاومت شناختي کارکنان در برابر تغيير
با علم به اينکه ادراك فرآيندي است که در آن افراد به منظور معنابخشي به محيط پيرامون خود، به
سازماندهي و تفسير دريافتهاي حسي خود اقدام ميکنند و اينکه تفسير محرکهاي محيطي جز در پرتو طرحوارهها صورت نميپذيرد، کسي که ادراك سياست سازماني بالايي دارد، تحت تأثير طرحواره هايش به اين نتيجه رسيده است که رفتارها، رويدادها و محيط سازماني پيش روي او بسيار سياست زده است؛ به اين معنا که در نظر چنين فردي، قافله منفعت طلبي اعضاي سازمان شتابان طي طريق ميکند، به نحوي که هر يک از اعضا به شدت در پي منافع شخصي خود ره ميپويد. در چارچوب نگاه سياسي به مقوله تغيير، منشأ هرگونه تغييري در سازمان، تلاش براي کسب منافع شخصي يا گروهي است؛ گو اينکه تغيير ماهيتي منفعت طلبانه و سودجويانه دارد بر پاي? چنين انديشهاي، اساساً سازمان با منابع محدو
د و کمياب مواجه است، و هم? افراد و گروهها در پي رقابت بر سر اين منابع دائماً با يکديگر در حال منازعه اند. (همان)
بر اين اساس کسي که ادراك سياست سازماني بالايي دارد، منافع خود را از منابع محدود سازمان در اثر اعمال تغيير در خطر ميبيند، زيرا بر حسب تعريف پيشگفته از ادراك سياست سازماني، تفسير او از محرکهاي محيطي تفسيري سياسي است و چنين ميپندارد که عاملان تغيير در پي منافع شخصي يا گروهي خود عمل ميکنند و اين به معناي کاسته شدن از سهم وي از منابع محدود سازمان است؛ به همين سبب، چنين فردي از اعمال تغيير اکراه دارد و نسبت به آن بيميل است؛ در نتيجه مقاومت شناختي او بيشتر از کسي خواهد بود که ادراك سياست سازماني کمتري دارد. (همان، ص 130)
2-2-22 ادراك سياست سازماني و مقاومت هيجاني کارکنان در برابر تغيير:
پژوهشها از رابطه مثبت معنادار بين ادراك سياست سازماني و فشار رواني توسط کارکنان حکايت دارند.فشار رواني، واکنشي هيجاني از قبيل ترس يا اضطراب است و زماني پديد ميآيد که فرد با موقعيت تهديد ک کنندهاي براي وضعيت فيزيکي يا روانشناختي خود مواجهه ميشود و نميتواند از عهده مديريت آن برآيد.
وقتي کارکنان محيط کاري را سياسي ادراك ميکنند، منافع خود را از ناحيه ديگر بازيگران فعال سياسي در خطر ميبينند، و در نتيجه اين تهديد ميتواند موجب ايجاد فشار رواني در آنها شود. فشار رواني با خود تحليل رفتگي 27 را به دنبال دارد؛ وضعيتي که در آن فرد احساسات مثبت خود را از دست مي دهد و دچار آميزهاي از نگرشهاي منفي ميشود از جمله پيامدهاي تحليل رفتگي، ناکامي است. هريس، جيمز و بونتانوم(2005) در پژوهش خود نشان دادند که به طور کلي رابطه مثبت معناداري بين ادراك سياست سازماني و فشارهاي شغلي 28 که کارکنان تحمل ميکنند وجود دارد. فشارهاي شغلي، واکنشهاي روانشناختي کارکنان به عوامل موجد فشار رواني هستند، که از جمله آنها ميتوان به اضطراب، تنش و ناکامي اشاره کرد. (همان، ص 131)

2-2-23 ادراك سياست سازماني و مقاومت رفتاري کارکنان در برابر تغيير
همانطور که بيان شد ادراك سياست سازماني از سوي کارکنان، رابطه مثبتي با ناکامي ايشان دارد. ناکامي ميتواند با خود پيامدهاي رفتاري خاصي به دنبال داشته باشد: تثبيت 29 ، رفتار پرخاشگرانه30، رفتار واپسگرايانه31، دليل تراشي 32 و بيتفاوتي33 بر اساس پديده رفتاري تثبيت، فرد رفتارهايي را که از سر عادت انجام ميداده است ثابت نگه ميدارد و از پذيرش رفتارهاي جديد دوري ميگزيند. يکي از عوارضتثبيت، امتناع لجوجانه از پذيرش تغيير است. گاه ناکامي به صورت رفتار پرخاشگرانه ظهور مييابد؛ در چنين حالتي فرد ناکام يا مستقيماً اعمال ک کننده تغيير را مورد غضب خود قرار ميدهد، يا اگر نتوانست به کساني پرخاش ميکند که از اهانت به ايشان واهمهاي ندارد.
از ديگر پيامدهاي ناکامي، رفتارهاي واپسگرايانه است؛ اين رفتارها به صورت رفتارهاي بچگانه مثل مشت کوبيدن روي ميز بروز مييابند .برخي اوقات ممکن است دليلتراشي ، پيامد ديگر ناکامي باشد، به اين ترتيب که فرد از اين جهت که تغيير اعمال شده است و او نتوانسته مانع آن شود، عذر و بهانه ميآورد. گاه نيز ممکن است فرد ناکام به اين نتيجه برسد که مقاومت او، تغييري به همراه نخواهد داشت؛ لذا سر تسليم فرود ميآورد و بيتفاوتي ميکند. شکي نيست که از ميان پيامدهاي رفتاري ناکامي، تثبيت و رفتار پرخاشگرانه صبغ? مقاومت آلود دارند؛ همچنين رفتاري مانند بيتفاوتي، خالي از مقاومت است. (هادوي نژاد و همکاران، 1388، ص 132)
2-2-24 برخورد با مقاومت در برابر تغيير
در مرحله ذوب به 2 صورت مي توان از نظرات كارمندان استفاده كرد . نوع اول تحت شرايط آزاد و بدون پيش فرض منتظر نظرات مي مانيم .مزيت اين روش بر اين است كه در نقاطي كه شايد از نظر ما مشكل وجود نداشته باشد ولي در اصل داراي مشكل اساسي و بنيادي است با خبر مي شويم . مزيت ديگري نيز وجود دارد كه كارمندان سرپرستان خود را آماده دريافت نظرات آنان مي دانند و اين از تظر انگيزشي مي تواند به عنوان عامل مثبتي قرار بگيرد . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
مشكلي كه وجود دارد مسئله فرهنگ است . در بسياري از فضاها فرهنگ بررسي و اعلام شرايط نامناسب وجود ندارد و يا بهتر بگوئيم افراد نياز به انجام بهتر كار را احساس نكرده و تمايلي هم براي افزايش بهره وري ندارند . بنا براين اگر مدتها هم در انتظار انتقادات آنها باشيم به نتيجه اي نمي رسيم .
در حالت دوم كه اصطلاحاً در كتب مختلف به نام بذر پاشي نام گرفته مدير ابتدا گوشه اي از مشكل يا شرايط را مطرح مي كند و در اصل فرد توجه خود را به آن قضيه جلب مي كند و از افراد توقع انديشيدن و دادن جواب در مورد آن مشكل را دارد .
توجه خاص به يك قضيه و ناديده گرفتن ديگر مشكلات از معايب اين روش است . شايد هم كاركنان در ذهن خود اين باور را بگنجانند كه مدير تنها به مسائلي اهميت مي دهند كه از نظر خودش مشكل است و به نظرات و مشكلات احساس شده از طرف كاركنان اهميتي نمي دهد . البته در سازمانهاي راكد و بي انگيزه مي توان با اين كار انگيزه تغيير را به وجود آورد . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
با اين 2 راه مي توان تا حد زيادي از مقاومت كاركنان در آغاز عمليات تغيير كاست .
اوج استفاده از اين سيستم در زماني است ك تغيير در ابتدا به ضرر افراد به نظر مي رسد ولي نفع بسياري در طولاني مدت دارد . مثال بارز در اين زمينه را مي توان شركتي تصور كرد كه مي خواهد با صرفه جويي در مصرف برق هزينه ها را كاهش داده
و در نهايت با بهره وري بالاتري دست پيدا كند. در روش سنتي مدير در اولين برخورد از پرسنل خود مي خواهد كه مصرف برق را به هر طريقي كاهش داده و در غير اين صورت با آنها برخورد مي شود . ولي با استفاده از سيستم پذيرش و بررسي پيشنهاد مي توان ابتدا مشكل هزينه بالاي برق را مطرح كرد و از كارمندان و افراد ذي ربط خواسته شود تا نظراتشان را در رابطه با اين قضيه مطرح كنند .
بعد از اينكه بااستفاده از اين سيستم مقاومت اوليه افراد را در زمينه دوب و يا خروج از انجماد از بين برديم وارد مرحله تغيير مي شويم . اگر مرحله ذوب به صورت سنتي انجام شده باشد مدير در اين مرحله هم مي تواند بدون توجه به نظرات افراد درگير در كار و يا حداقل با استفاده از نظر كارشناسان تغييرات را انجام داده و افراد را وادار به انجام كار بكند . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
ولي

پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب

دار(مستمر)، برخوردار از ابعاد متعدد و لازم براي بقا.
در نظريه “تغيير جامع سازماني” به طور همزمان، برسطوح سازماني، کارکردها، وظايف و ابعاد متعدد و مختلف تمرکز شده و از يک منظر گسترده به تغيير سازماني نگريسته شده است وعلاوه بر اجزاي سيستم، کل سيستم نيز مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال مي توان از مديريت برمبناي هدف و مديريت کيفيت جامع نام برد. مديريت کيفيت جامع، يک تغيير سازماني فراگير است که اصلاح و بهبود و توسعه را با هدف رضايتمندي و پاسخگويي به نيازهاي مشتريان وظيفه همه مي داند. در اين تعريف تاکيد بر همه زير سيستم‌ها، محيط، و استمرار تغيير است. الگوي جستجوـ عمل نيز يکي از الگوهايي است که به استمرار تغيير براي دستيابي به تعادل پويا نظر داشته است.(همان)
سير نظريه هاي تغيير نشان مي دهد، تغييرات سازماني در جهتي بوده است که براي مديران در شرايط نامطمئن و نامشخص، تکيه گاه مطمئني را فراهم سازند. نظريه هاي طراحي مجدد ساختار، سازماندهي تيمي، به‌کارگيري تکنولوژي اطلاعات، تواناسازي کارکنان، مشتري محوري همه پاسخهايي به اين نياز هستند. اما آنچه در اين نظريه هاي نوين قابل تعمق است، پايبندي آنها به پارادايم نيوتني است. سه ويژگي مهم نظريه هاي مورد اشاره عبارت‌اند از:
1. تغييرات طرح‌ريزي شده؛
2. محوريت “رهبري” در تمام فرايندهاي تغيير. ( طرح تغيير، آماده سازي فضاي تغيير، دعوت به مشارکت وحمايت از تغيير، غلبه برمقاومت، همه معطوف به رهبري هستند) اين نگرش ريشه در ساختار سلسله مراتبي دارد. شايد به اعتباري بتوان گفت ابزار سلطه عوض شده ، در حالي‌که سلطه همچنان باقي است. هاچ(1997) از زبان فراتجددگراها مي‌نويسد:
بسياري از اين فلسفه‌هاي جديد، براي اتصال نظري بين قدرت، استقلال و نوآوري ساخته شده‌اند. آنها به هرصورت دردست تعدادي از مديران به ابزارهاي سلطه مبدل شده اند. مديران از مشارکت دم مي زنند تا اينکه کارکنان به آنها گرايش پيدا کنند و آنگاه با موذي گري شرايط را وارونه و مطلوبيتهاي خود را تحميل مي‌کنند. آنها به شکلي مي گويند: من شما راتوانا مي سازم تا آنچه را من مي گويم انجام دهيد؛
3. تحميل سازماندهي: در واقع اين مديران ورهبران تغيير هستند که سازماندهي مناسب بعد ازتغيير را انتخاب مي کنند. آنها به نوعي سازمان رايک ماشين انعطاف پذير مي دانند که مي توان طرح آن رابا نقشة قبلي عوض کرد.
2-2-18-2 پارادايم آشوب
در دهة 1960، برخي از هواشناسان، رياضي دان‌ها، فيزيکدان‌ها وزيست شناسان به شواهدي دست پيداکردند ومباحثاتي ميان آنان شروع شد که باعث طيفي از ناراحتيها، علايق، اعجابها و حتي عصبانيتها شد.آنها نمي توانستند باور کنند که طبيعت به گونه‌اي که شواهدش را به تازگي مشاهده مي کردند، رفتار کند. آزمايشها نشان مي دادکه طبيعت داراي رفتارغيرقابل پيش بيني است والگوها وطرحهاي تصادفي وپيچيده اي را ايجاد مي کند که با محاسبات و فرمول‌هاي خطي قابل انطباق نيست، بلکه در نقاط و وضعيتهاي مشخصي شاخه شاخه مي شود و راه خود را از نظر گاههاي ازپيش تعيين شده جدا مي کند. ابر،صاعقه،حبابهايي که درپاي آبشارها تشکيل مي شوند از نمونة اين نوع از پديده‌ها هستند. به دنبال اين مشاهدات و آزمايشها نظريه جديدي به نام نظريه آشوب شکل گرفت.
براساس نظريه آشوب جهان نظامي غيرخطي، پيچيده و غيرقابل پيش بيني است. اين نظريه به سيستم‌هايي اشاره دارد که ضمن نشان دادن بي نظمي، حاوي نوعي نظم نهفته در درون خود هستند وبيانگر رفتارهاي نامنظم، غيرخطي و غيرقابل پيش بيني وپيچيده درسيستم هاست وقائل به وجود يک الگوي نظم غايي در تمام اين بي نظميهاست. به دليل غيرخطي بودن وپيچيدگي سيستم‌هاي آشوب ارائه مدل از اينگونه سيستم‌ها کاري بس مشکل وسخت است.به همين علّت سعي شده است به کمک مثالها ومدل‌هاي کامپيوتري وجهي از سيستم‌هاي آشوبناک نشان داده شود. مثال مورگان (1997) براي اين نوع سيستم‌ها، توده اي از”پرندگان”، “خفاشها‌” يا “ماهيها” است که بر اساس سه قانون “1- حرکت بدون تصادم؛ 2- حفظ حرکت در جوار يکديگر 3- دور نشدن خيلي زياد از يکديگر” حرکت مي کنند. اين الگو يک الگوي کامپيوتري است که نشانگر يک تودة ديناميک يا يک سيستم آشوبناک است که جزئيات حرکات آنهاغيرقابل پيش بيني، ولي در کلّيت از يک نظم برخوردار است. تودة پرندگان، پيشرفت الگوهاي هوا ،واکنشهاي پيچيده شيميايي،اجتماع موريانه ها،پرواز پرسروصداي حشرات ازنمونه هاي سيستم‌هاي آشوبناک هستند.چهارويژگي مشترک درسيستم‌هاي آشوبناک عبارت‌اند از:
1ـ اثرپروانه اي
بر اساس اصل اثرپروانه اي، يک تغييرکوچک هر چند بي اهميت مانندپرزدن يک پروانه مي تواند منجر به تغييرات شگرف در يک سيستم شود، يا اينکه براساس گفته نويسندة مقالات علمي “کوين کلي” درسيستم‌هاي غيرخطي پيچيده applesا=2+2(1) (مورگان،1997) هر تغيير کوچک در سيستم غيرخطي مي تواند تغيير کوچک ديگري را ايجاد کند و تغيير بعدي، تغيير ديگري را تا اينکه درنهايت يک تغيير کيفي رخ مي دهد. براي مثال در رابطة غيرخطي زير تغيير مقدار X از 0 به 01/0 تغييربزرگي را در اندازه مقدار تابع ايجاد مي کند.
F(x)= (10000)100x
X=0 F(x)= 1 X=0/01 F(x)=10000

2ـ سازگاري پويا
سيستم‌هاي بي‌نظم در ارتباط با محيط‌شان هم چون موجودات زنده عمل مي کنند و نوعي تطابق و سازگاري پويا بين آنها وپيرامونشان برقرار است. اين سازگاري مانند هوشمندي مغز انسان از نوع ظهور لحظه‌اي است. ميزان
و چگونگي هوشمندي مغز از قبل تعيين نشده، طرحي براي آن پيش بيني نشده، بلکه يک پديدة در حال ظهور(شدني) برنامه ريزي نشده است که در جريان زمان تکامل
مي يابد. سيستم هاي سازگار شونده پويا داراي ويژگيهاي زيرهستند:
الف) توان خود سازماندهي دارند: هر جزء در چارچوب محدوديتهاي کلي سيستم، خودراباشرايط پيش آمده سازگار و در نظم کلي سيستم سازماندهي مي‌کند. براي مثال هر قسمت مغز
مي تواندباشرايط جديدخودراهماهنگ کند، بدون اينکه هماهنگي باکل را ازدست بدهد. تغيير و تحول در سيستم‌هاي آشوبناک براساس همين ويژگي خود سازماندهي انجام مي‌گيرد. فقيه(1376) اظهار مي دارد: “سيستم‌هاي خود سازمانبخش، داراي درجه اي ازآگاهي نسبت به وضيعت موجودخودوتفاوت آن باوضيعت عموماً مطلوب هستند. آنها مي توانند برپايه اطلاعاتي که ازپيش دارند خود را نوسازي کنند”.
ب) وي‍ژگي هم افزايي: در سيستم‌هاي پيچيده کل بزرگتر از جمع اجزاست. اين بدان معنا است که تلاش افراد در چارچوب يک سيستم باز و آزاد، نسبت به سيستم‌هاي ساده و بسته، اثربخشتر و تاثير‌گذارتر است.
ج)ياد گيرنده هستند: مورگان(1997) چهار اصل زير را براي يادگيرنده بودن يک سيستم لازم
مي داند:
_ سيستمها بايد توان احساس، نظارت وشناسايي منظرهاي با اهميت محيط خود را داشته باشند؛
_ آنها بايد بتوانند اين اطلاعات را باهنجارهاي عملياتي که رفتار آنها را هدايت مي کند مربوط سازد؛
_ آنها بايد بتوانند انحرافات مهم را ازهنجارها تشخيص دهند؛
_ آنها بايد بتوانند عمليات خودرا با تشخيص خطا اصلاح کنند.
در صورت وجود چهار شرط گفته شده، سيستم مي تواند برتغييرات محيط نظارت داشته باشد و واکنشهاي مناسب را از خود بروز دهد و به شيوة هوشمندانه و خود ـ تنظيم عمل نمايد.
3- خود ـ شباهتي
در نظريه آشوب ومعادلات آن، نوعي شباهت بين اجزا و کل قابل تشخيص است. مثال معروف آن، يک صفحة هولوگرام است که توسط ليزر تصويري برآن ضبط شده باشد. اين صفحه داراي خاصيتي است که درصورت جزء جزء شدن ، هرجزء آن تصويرکامل را نشان مي دهد. همچنين يک قطعه آينه که در صورت شکسته شدن، هرجزء آن آينه ديگري است.
4- جاذبه هاي عجيب
جاذبه هاي عجيب، الگوهايي هستند که از منظريامنظرهاي گوناگون بي نظم و آشفته ولي ازمنظريا منظرهاي ديگر داراي نظم هستند. هرچه افق ديد گسترده‌تر باشد، يافتن جاذبه عجيب ممکن تر وقدرت پيش‌بيني بيشتر خواهدبود.(الواني، 1378، نقل از اعتباري، 1387)
نظريه پردازهاي بي نظمي درپژوهشهاي خود، توجه خاصي به چگونگي رفتار سيستم‌ها که تحت نفوذ “جاذبه‌هاي” گوناگون قرارمي گيرند، داشته اند. براي درک بهتر مفهوم “جاذبه هاي گوناگون”، فرض کنيد دريک صبح آفتابي درايواني براي لذت بردن از زيباييهاي صبحگاهي نشسته ايد و در رؤيايي شيرين فرو رفته‌ايد. براي مثال خود را درکنار درياچه اي با آبهاي نيلگون که تصوير آسمان آبي را درخودجاي داده احساس مي کنيد. جنگلي سبز اطراف درياچه را فراگرفته است و پنگوئن ها با زيبايي اغوا کننده اي درآب شيرجه مي‌زنند. ناگهان دراين بين بنا به دليلي، توجه شما به پشت سرتان جلب مي شود. دراين حالت تيک تيک ساعت الکترونيک که با صداي موتوريخچال درهم شده است، براي لحظه اي شمارا ازآن احساس، خارج مي کند. اگرچه ممکن است چشمهايتان هنوز برآن صحنه باشد، ولي ذهن وفکرتان جاي ديگري است. در اين حالت شما اسير دو “جاذبه” شده ايد که از دوزمينة کاملاً متفاوت برخوردارند. هرچقدرکه به سمت يکي کشيده مي‌شويد، از ديگري دور مي شويد. با کشيده شدن به سوي درياچه، صداهاي لوازم خانگي به نيستي سپرده مي‌شوند، اما اگربه سوي تيک تيک ساعت،اجاق ويخچال جذب شويد، )کاري که درشستشوي مغزي انجام مي‌دهند) صداهاي مزاحم غالب مي‌شوند. به نظر مي آيد که سيستم‌هاي پيچيده، ذاتاً اسير تنشهايي از اين نوع هستند. آنها دائماً تحت نفوذ چندين “جاذبه” قراردارند که در نهايت زمينة جاذبة غالب، رفتار سيستم راآشکار مي سازد. بعضي از جاذبه ها سيستم را به سوي وضعيتهاي تعادل يا نزديک تعادل مي‌کشند، اين عمل ازطريق بازخورد منفي انجام مي گيردکه از رشد ناپايداري جلوگيري مي کند. برخي از جاذبه هاي ديگر سعي مي کنند نظم و ريخت جديدي به سيستم بدهند. اگر”جاذبه مسلط” (زمينه موجود) موفق شود، انرژي حرکتي سيستم وناپايداري آن رادفع کند، پتانسيل‌هاي تغيير به تحليل
مي روندو سيستم به وضعيت متزلزل قبلي خودبرمي گردد. ازطرف ديگر، اگرجاذبة جديد غلبه کند، انرژي هاي توليد شده راجذب خواهد کرد و نظم جديد حاکم مي شود.
مديريت درآشوب وپيچيدگي تاثير پارادايم آشوب در نظريه هاي سازمان و مديريت را مي توان در طرح مباحثي همچون سازمانهاي يادگيرنده، تحليل سازمان از طريق استعاره هاي مغز و هولوگرام ، توجه به تيم‌هاي خود گردان و ساختارهاي غير متمرکز و تيمي، مشاهده کرد. بنا به اظهار الواني(1378) نظريه هاي مديريت علمي،روابط انساني، مديريت مقداري وکمي ومديريت سيستمي افسانه مي شوند و واقعيتهاي امروز در تئوريهاي بي نظمي وآشوب باويژگيهاي خاص پديدار مي شوند. به گفته هاچ(1997) “دردوراني که تغيير، مداوم، تصادفي وپيوسته است، ضروري است که شيوه‌هاي تفکرسنتي را درهم بشکينم تا تغيير رابه نفع خويش به کار گيريم. ما وارد عصر منطق گريزي شده‌ايم. دوران خطرات بزرگ اما فرصتهاي بزرگتر”.(اعتباري،1387)
2-2-19 ابعاد مختلف مقاومت در برابر تغيير
بيش از 60 سال است که موضوع مقاومت در برابر تغيير وارد ادبيات
نظري مطالعات مروري بر مجموعه سازماني شده است .مطالعات اين حوزه نشان ميدهد که مقاومت پديدهاي سه بعدي است: رفتاري19 ، هيجاني 20 و شناختي 21(هادوي نژاد و خائف الهي و عليزاده ثاني،1388)
بعد رفتاري مقاومت در برابر تغيير: لوين(1947-1951) نخستين انديشمند شناخته شده اي است که به صورت رسمي درباره مقاومت در برابر تغيير قلم فرسايي کرده است. او ملهم از نظريه ميداني 22 خود، مقاومت را رفتاري ناشي از نيروهاي مقاومت ک کننده در برابر نيروهاي اعمال ک کننده تغيير ميداند. به زعم وي، مادام که نيروهاي اعمال ک کننده تغيير نتوانند نيروهاي مقاومت ک کننده را کاهش دهند، راه براي تغيير هموار نخواهد شد
دو تن ديگر از انديشمنداني که مقاله شان با عنوان “غلبه بر مقاومت در برابر تغيير ” يکي از اثرگذارترين آثار برجاي مانده در حوزه مطالعات مقاومت در برابر تغيير ،محسوب ميشود، کُچ و فرنچ( 1948) هستند. در نظر ايشان، مقاومت متغيري رفتاري و داراي دو قطب است؛ با اين توضيح که کارکنان دو نوع رفتار از خود بروز ميدهند: رفتارهاي مطلوب يا موافق (پالوده از مقاومت) و

پایان نامه با واژگان کلیدی بهبود مستمر

بينشهاي ارزشمندي فراهم مي آورد تا مديران با موفقيت ، تغيير را مديريت كنند.(همان)
2-2-8 پنج گام تأثير گذار بر مديريت تغيير
كتابهاي زيادي در مورد چگونگي ايجاد تغيير سازماني وجود دارد . تئوري هاي جد د مديريت تغيير به نظر مي رسد كه در فواصل كوتاهي و به طور مرتب ارائه مي شوند .به طور يقين چار چوب ها و رو يكردهاي نظري ارزشمند هستند ، اما وقتي شخص به موقع يت هاي واقعي مي نگرد جايي كه تغيير سازماني صورت گرفته است ، مشاهده مي شود كه عوامل اساسي كمي ، تغيير را امكان پذير كرده اند . اساسا تغيير نياز به درك مشترك ، برنامه ريزي و سرانجام مقوله بسيار مهم درك رفتار سازماني دارد.

گام هايي كه در اينجا مطرح مي شوند عصاره تجربه طولا ني موقع يت هاي واقعي زندگي است و بدون شك با ظرافت كمتري نسبت به آنچه انديشمندان و دانشمندان ، مايل هستند بيان شده اند.
گام 1: درك آنچه نياز به تغيير دارد
درك تغيير به آساني بيان آن نيست. زمان بيشتري لازم است تا مشكلات سازمان عميق تر بررسي شود . اگر سود آوري ما دچار مشكل است با يد ديد كه منشا مشكل چيست؟ نكته مهم تشخيص مشكلات و واقعيت ها ،قبل از سرمايه گذاري در هر فرايند تغيير مي باشد.
گام2: شفاف كردن فرايندهاي تغيير
اگر نيار به تغيير را احساس كرديم گام بعدي، تعريف فرايند هاي تغيير ، جزئيات و چگونگي دست يابي به آنهاست .
زماني كه مديريت اعلام مي كند ” به اصلاح عملكرد فروش نياز دار يم” آيا كا في است؟اصطلاح عملكرد فروش دقيقا به چه معناست؟ آيا ساختار حقوق نياز به تغيير دارد؟ آيا قلمرو فروش نياز به باز بيني دارد؟ آيا شرح شغل فعلي ، بر اي
كاركنان مناسب است؟ آيا نياز به يك سيستم فروش جديد داريم؟
معمولا بيشتر از يك بعد بر اي تغيير دادن وجود دارد . براي مثال اگر استراتژي كسب و كار را تغيير ده يم ممكن است ، يك تغيير ساختاري نياز باشد .ابعاد كليدي سازمان عبارتند از :استراتژي، ساختار،كاركنان ، فرهنگ ، سنجش عملكرد ، تكنولوژي و فرايندها ، بنابراين بايد تغيير را به صورت كلي ايجاد كرد ، در غير اين صورت شبيه به چهار پايه اي مي شود كه فقط دو پايه دارد.
زماني كه سازمان از سوي تهديد هاي بيرون در خطر است لازم است كه سرعت بيشتر شود .از طرف ديگر ، تغيير سريع گاهي اوقات منجر به بي ثباتي سازمان مي گردد . همچنين فر ايند طولا ني تغيير ، مي تواند به فرسود گي تغيير منجر و سبب در گير شدن سازمان با مسايل داخلي خود شود.
گام 3: تخصيص بهينه منابع
يكي از بزرگتر ين چالش هاي مديريت تغيير نياز به افراد توانمندي است كه بتواند در فر ايند تغيير ، درگير شوند، زيرا نمي توان ريسك كرد و افراد را از كار روزانه شان بازداشت . اما واقعيت آن است كه به منظور موثر بودن تغيير ،تعدادي از بهترين مديران عالي سازمان مي بايست مستقيما در اداره فرايند تغيير درگير شوند. بديهي است كه مي توان از كمك مشاوران بيرون از سازمان نيز بهره مند شد ، اما آنها به تنهايي نمي توانند همه كارها را انجام دهند.
مديريت ارشد سازمان با يد درباره نحوه انجام و اجراي تغيير بينديشد شايد نيازي به فعاليت تمام وقت مديران بر روي فرايند تغيير نباشد،حتي اگر چنين باشد ميتوان به تفويض وظا يف مديران به ديگران اند يشيد. شايد اين خود فرصتي براي توسعه بيشتر كاركنان جوان و گسترش مديريت جانشيني باشد.
گام 4: به كاركنان توجه كنيد.
در فر ايند تغيير اگر ديدگاه هاي كاركنان را به حساب نياوريم ،دچار اختلال خواهيم شد . روانشناسي تغيير كاملا مشخص است . تغيير دار اي اصول كلي بر اي پيگيري مي باشد . ابتدا لازم است كه كاركنان علت تغ يي ر را درك كنند،
اگر آنها قانع نشدند شا يد لازم باشد كه دليل تغيير ابتدا بر اي خودتان روشن شود . به هر حال درك تغيير توسط كاركنان ، بهترين نقطه آغاز تغيير است . در فرايند تغيير جنبه هاي ديگري نيز وجود دارد كه بعد سياسي و بعد احساسي تغيير را شايد بتوان از مهمترين آنهادانست . بعد سياسي با ميزان قدرتي كه در شغل خود دارد در ارتباط است و بعد احساسي به دليل ابهامي است كه شرايط جديد به وجود خواهد آورد.
گام 5: از بالا رهبري كنيد.
توصيه مشاوران ارشد مد يريت همواره اين است كه در فر ايند تغيير نياز به حما يت مديريت ارشد سازمان مي باشد . به عبارتي د يگر ،با يد مطمئن بود كه تيم مديريت ارشد به طور فعال درگير فرايند تغيير است . شا يد بتوان چنين جمع بندي كرد كه در جهان كنو ني ، تنها تغيير پا يدار است . واژه ژاپ ني Kaizen يا بهبود مستمر روشي در تا ييد نياز مستمر به تغيير استWasson,Robert and Miee, 2004) ، نقل از شهبازي و ابراهيم زاده ، 1391)

– اهداف سازماني براي تغيير:
معمولاً مديران توجه خود را به مجموعه وسيعي از اجزاي سازماني معطوف مي دارند. از جمله مهمترين اهداف تغيير سازماني عبارتند از:
بيان يا ايجاد مأموريت و اهداف جديد ، بروزرساني مكانيزم هاي هماهنگي وطراحي سازماني ، بهبود فن آوري و تسهيل و تسريع روند كاري بروزرساني طراحي شغلي فردي و گروهي ، تبيين يا ايجاد طرحهاي عملياتي و استراتژيك ، روشن سازي يا ايجاد باورها و ارزشهاي مهم بروزرساني امور گزينش و استخدام و … . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
2-2-9 تغييرات سازماني
ادبيات اخير در موضوع تغيير سازماني نيز بيانگر آن است که بيش از 70 درصد تمامي تلاش هاي تغيير سازماني،ناموفق بوده اند. ناآشنايي با مديريت تغيير به عنوان يکي از عوامل موثر در شکست پروژه هاي تغيير در متون مورد بحث قرار گ
رفته است. مديران براي سود جستن از مزاياي استراتژي مي توانند در سازمان چهار نوع تغيير که شامل تغيير در کالاها و خدمات، تغيير در استراتژي و ساختار، تغيير درکارکنان و فرهنگ و تغيير درتکنولوژي مي شود را ايجاد نمايند (دفت،1390، ص 314)
2-2-10- انواع تغييرات سازماني
الف ) تغييرات برنامه ريزي شده
اين دسته از تغييرات، تلاشي هدفمند و سنجيده مي باشند كه توسط مديران و بنا به نياز سازمان در جهت ارتقاي سطح عملكرد سازماني به عمل مي آيند. هدف از اين تلاش تبديل وضع موجود به وضع مطلوب مي باشد. تفاوت موجود بين اين دو وضعيت نشان‌دهنده وجود مسئله و مشكلي است كه بايد حل شود و يا فرصت و موقعيتي است كه بايد از آن بهره برداري نمود. تغييرات برنامه‌ريزي‌شده عمدتاً منشاء درون سازماني دارند. بعضي تغييرات برنامه ريزي شده ممكن است به عنوان تغييرات بنيادي (Radical) توصيف شوند. اينها تغييراتي هستند كه منجر به بازسازي گستر? سازمان و اجزاي آن مي شوند. اين تغييرات اغلب در پي وقايع مهمي مانند انتصاب مدير جديد اجرايي، تغيير مالكيت و جابجايي محل جغرافيايي سازمان ايجاد مي شوند. گاهي اوقات حتي حيات و بقاي سازمان به وقوع اين تغييرات بنيادي وابسته مي شود. (هنديچاني و بهارلويي،1389)
شكل رايجتري از تغيير برنامه ريزي شده سازمان تغيير افزايشي مي باشد. اين تغيير از نظر بنيادي اثر كمتري دارد و بيشتر در جهت تكامل طبيعي سازمان مي باشد. به عنوان مثال معرفي محصولات، فن آوري و سيستم هاي جديد را مي توان نام برد. در اين مقاله عمدتاً تغييرات برنامه‌ريزي شده مورد توجه قرار گرفته‌اند . (هنديچاني و بهارلويي،1389)
ب ) تغييرات برنامه ريزي نشده
همانطور كه مي دانيم سازمان و محيط خارج سازماني بطور پيوسته در حال تغيير مي‌باشند. گاهي اين تغييرات بدون برنامه ريزي قبلي و بصورت خودبخودي به وجود مي‌آيند كه عمدتاً منشاء برون سازماني دارند. اين تغييرات ممكن است در جهت منافع سازماني بوده و به عنوان فرصت تلقي شوند اما برخي اوقات براي سازمان مشكلاتي را ايجاد مي‌نمايند، مانند تغيير در عملكرد رقبا، تغيير قوانين و مقررات دولتي، تغيير سياست كشورها، و بروز تحولات اقتصادي مي باشند. (هنديچاني و بهارلويي،1389)
2-2-11 – ضوابط تغيير برنامه ريزي شده:
پيش از آغاز فرايند تغيير، بايد حداقل چهار ضابطه زير را تامين نمود:
مسير يا نتيجه بايد تعيين شود.
افراد بايد بدانند كه ماندن در شرايط فعلي خيلي سخت‌تر از رسيدن به نتايج تغيير است.
يك سيستم يا راهبرد اجرا و اندازه‌گيري بايد به كار گرفته شود تا فاصله بين شرايط فعلي و آينده مطلوب به خوبي پر شود.
مهارت‌ها و منابع مورد نياز براي دستيابي به نتايج بايد واقعي و دست يافتني باشند. (هنديچاني و بهارلويي،1389)

2-2-12 مدلهاي تغيير و “مدل پوياي تغييرات”
مدلها و نظريه ها، وبژگي هاي مهم برخي از پديده ها را در قالب کلمات و تصاوير نشان مي دهند و ويژگي ها را به عنوان متغيرها توصيف مي نمايند و روابط بين متغيرها را معينّ مي سازند؛ بنابراين بايد نقاط مثبت و منفي مدل هاي عمومي و جامع را دريافت و آنها را به تناسب بکار بست. وجه منفي مدل ها آن است که به دليل جامعيتّ در حکم نسخه اي معتبر براي تمامي شرايط و سازمان ها محسوب شوند. نکته مثبتي که در آنها وجود دارد چارچوبي است که براي مطالعه و بررسي به دست مي دهند.
فدائي و ناخدا (1388) ضمن برشمردن 29 مدل تغيير، به نقل از برک عنوان ميکنند دوکار کرد رايج مدل هاي تغييرعبارتند” تبديل جنبه هاي متنوع سازمان به بخش هاي ساده و قابل مديريت “و ” کمک به نمرکز بر بخش هاي مهم تر” در فرايند تغيير ادامه ابتدا از طريق ارائه چند مدل، چارچوبي براي انديشه و تفکر در مورد تغيير برنامه ريزي شده ارائه شده و سپس مدل پوياي تغييرات تشريح مي گردد. (سيدي و دليري سوسفي، 1391،ص 43)
– فرآيند تغيير سه مرحله اي كرت لوين18:
كرت لوين روان شناس مشهور، اظهار مي دارد كه هر تغيير، يك فرايند سه مرحله اي است كه شامل خروج از انجماد، تغيير و انجماد مجدد مي‌باشد. (هنديچاني و بهارلويي،1389)

جدول 2-2: مدل سه مرحله اي لوين سيدي و دليري سوسفي، 1391،ص 43)
فعاليت
مرحله
انگيزه اوليه براي تغيير را از طريق متقاعد کردن افراد به اينکه حالت فعلي نامطلوب مي باشد ايجاد کنيد
1- خروج از انجماد
رفتارها و هنجارهاي جديد را شناسايي کنيد. ارتباط برقرار کنيد. نگرشها و فرهنگ جديد را اتخاذ نمائيد.
2- تغيير
رفتار جديد را از طريق سيستم هاي پاداش، ارتباطات، ساختارها و غيره تقويت کنيد
3- انجماد مجدد

لوين دو ايده و نظر در مورد تغيير ارائه داده تا قبل از دهه 1940 حائز اهميت فراوان بودند. ايده نخست وي آن است که آنچه در هر لحظه اي از زمان حادث مي شود، برآيندي از نيروهاي متضاد در يک ميدان عمل است.دومين ايده لوين ، فقط يک مدل تغيير است. وي مدعي است که تغيير فرايندي سه مرحله اي دارد که در شکل مشخص شده است. (سيدي و دليري سوسفي، 1391،ص 43)
قبل از بررسي هر مرحله بهتر است كه مفروضات اين مدل را مطالعه كنيم.
1. فراگرد تغيير صورت نمي گيرد مگر آنكه انگيزشي براي تغيير وجود داشته باشد.
2. فراگرد تغيير شامل يادگيري چيزي جديد است.
3. افراد كانون تغييرات سازماني هستند.
4. مقاومت در برابر تغيير وجود خواهد داشت.
5. تغيير اثر بخش نيازمند تقويت است.(شهبازي و ابراهيم زاده ، 1391)
خروج از انجماد: خروج از انجماد، مسئوليتي است مديريتي، براي آماده كردن موقع
يت بمنظور ايجاد تغيير. اين مرحله شامل تاييد نكردن روش و رفتارهاي موجود جهت ايجاد احساس نياز به يك چيز جديد و تازه مي‌باشد. يكي از نكاتي كه كِرت لوين به عنوان عامل اصلي شكست در ايجاد تغيير بيان مي كند، اين است كه مديران و كاركنان سازمان براي ايجاد تغيير به خوبي از انجماد در نيامده باشند. به نظر مي رسد كه سازمانهاي بزرگ گاهي دچار “پديده قورباغه در آب جوشان” مي شوند. يك آزمايش فيزيولوژيكي نشان مي‌دهد زماني كه يك قورباغه در ظرف آب داغ قرار داده شود فوراً بيرون مي پرد. اما وقتي در ظرف آب سردي قرار داده شود كه به آرامي به جوش مي آيد در آنجا مي‌ماند تا بميرد. سازمانها نيز مي توانند قرباني شرايط مشابه شوند. زماني كه مديران در بررسي محيطشان، در تشخيص روندهاي مهم و نيازمند تغيير باز بمانند، سازمانهايشان به آرامي قدرت رقابتي خود را از دست مي دهند.
مرحله تغيير: اين مرحله شامل يك مسئوليت مديريتي است در تعديل و بهبود اوضاع و شرايط و به عبارت ديگر تغيير در

پایان نامه با واژگان کلیدی استان تهران، مقابله با استرس، منابع محدود

(Hammer ,2013: 30)
1-2 بيان مساله تحقيق
معمولاً تغييرات سازماني در هر اندازه اي، مقاومت بدنة نيروي انساني را به دنبال خواهد داشت اما اگر آنها اهداف واقعي تغيير و منافع آن را دريابند، در برابر تغييرات مقاومت كمتري از خود نشان مي دهند. (جعفري و همکاران، 1387: 29)
بعد شناختي مقاومت در برابر تغيير که موضوع اين پژوهش است بيانگر اين است که شناخت، نظام پردازش و ذخيره سازي اطلاعات جذب شده توسط حواس در سيستم عصبي انسانهاست کارکنان با استفاده از طرحواره ها (ساختارهاي شناختي که نشانگر دانش سازمان يافته فرد نسبت به يک مفهوم يا يک محرك هستند) رويدادهاي سازماني، مقاومت همچون تغييرات سازماني را درك و تفسير ميکنند مقاومت شناختي در برابر تغيير زماني ايجاد ميشود که فرد تحت تأثير طرحواره هاي خود، تغيير را به گونه اي درك و تفسير نمايد که در قبال اعمال آن، اکراه و عدم تمايل داشته باشد. واتسون1 1982 ) ) بر اين عقيده است که آنچه اغلب از آن با عنوان مقاومت ياد ميشود، چيزي جز همين اکراه و بي ميلي نيست. آرمناکيس، هريس و بونتانوم ( 2005 )2 نيز گرچه مقاومت را به صورت رفتاري تعريف کرده اند، بر تقدم ساحت شناختي آن بر بعد رفتاري اذعان داشته اند.
همچنين بارتلم و لاك3 ( 1981 ) در تفسيري از اثر کچ و فرنچ، مدعي شده اند چه بسا مشارکت کارکنان مبتواند در مقاومت آن ها در برابر تغيير اثرات شناختي داشته باشد. در مجموع آموزه هاي ادبيات پژوهش درباره مقاومت کارکنان در برابر تغيير، نشان ميدهند که اين پديده داراي ابعاد رفتاري، هيجاني و شناختي است. ظهور رفتاري آن در قالب نيروهاي مقاومت کننده در برابر نيروهاي اعمال کننده تغيير است؛ بعد هيجاني آن به ناکامي کارکنان در اثر به هم خوردن وضع موجود، ترس از ضرر احتمالي و آينده اي مبهم اشاره دارد؛ و صبغه شناختي آن به نحوه ادراك تغيير توسط کارکنان اشاره دارد، طوري که از اعمال آن اکراه دارند. (هادوي نژاد و همکاران،1388)
بنابراين، ويژگي هاي شخصيتي فرد نگرش شخص تحت تاثير تغيير سازماني قرار مي گيرد. و مقابله با استرس ناشي از تغيير سازماني يک مسئله مهم است که ارزش بررسي دارد. عموم محققان پيشين، نگرش کارمند نسبت به تغيير سازماني از بينش صفات شخصيتي مطالعات خود را در پنج مدل تبيين کرده اند. (Su et al ,2012)
در اين مطالعه ما اين موضوع را با استفاده از صفات شخصيت شناختي يعني ، انعطاف پذيري شناختي، بينش، و خود انديشي مورد بررسي قرار مي دهيم. محققان نشان داده اند که باز بودن نسبت به تجربه رابطه مثبت با خود انديشي دارد. 2009)، (Lyke
روانرنجوري منفي به بينش مربوط است، وظيفه شناسي مثبت نيز به بينش مربوط مي باشد. برونگرايي و سازگاري مثبت، هر دو مربوط به انعطاف پذيري شناختي مي باشد. .
(Su et al ,2012)
همچنين رفتار شهروندي سازماني شامل رفتار هاي اختياري كاركنان است كه جزء وظايف رسمي آنها نيست و مستقيماً توسط سيستم رسمي پاداش سازمان در نظر گرفته نمي شود، ولي ميزان اثر بخشي كلي سازمان را افزايش مي دهد اين رفتارها، شامل رفتارهايي كه فرد در جهت انجام نيازمندي هاي نقش و يا شرح شغلي از خود نشان ميدهد، نيست. مطالعات نشان از آن دارد زماني كه مديريت ارشد، تغيير را بپذيرد، براي اجرايي شدن تغيير بايد علايق كاركنان مانند مديران پاييني و مياني در نظر گرفته شود و نياز به تغيير را در آنها متقاعد كرد. بسياري از موانع تغيير، ريشه در آمادگي پذيرش تحول سازماني دارند .
از لحاظ روانشناسي اين موانع، نظير موانع مديريتي، توسط ناامني و ترس از نتايج منفي براي افراد ميتواند تشريح شود. اين علايق بوسيله مشاركت مستقيم يا مشاركت قانوني، دسته بندي و معرفي
مي شوند. (رنگريز و مرادي،1391)در اين پِژوهش تاثير رفتار شهروندي سازماني بر ارتباط بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت در برابر تغيير سازماني مورد بررسي قرار مي گيرد.
اگر عاملان تغيير در سازمان بهنگام اعمال آن با مقاومت مواجه شوند و به واکنشهاي کارکنان توجه نکنند با مخاطره بزرگي روبرو خواهند شد. اين مسأله بخصوص زماني بروز مي کند که تغيير مستقيماً از بالاي سازمان به سطوح پايين تر اعمال شود. علي رغم چنين توجه و تنبه نظري به موضوع مقاومت کارکنان در برابر تغيير سازماني ، خلأ پژوهشي با چنين رويکردي همچنان در اين حوزه مشهود است( Su et al ,2012)
پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن تلاش براي پر کردن اين خلأ پژوهشي، به اين پرسش که : آيا انعطاف پذيري شناختي بر مقاومت در برابر تغيير سازماني در شرکت گاز استان تهران تأثير گذار است؟ پاسخ گويد.
1-3 اهميت موضوع
تغيير در سازمان معمولاً واکنش مقاومت آميز کارکنان را به دنبال دارد ( .(Kyle, 1993مقاومت کارکنان پاسخي طبيعي به تغيير تلقي ميشود، زيرا تغيير حرکتي از شناخته ها به سوي ناشناخته هاست. نظريه پردازان سياسي سازمان معتقدند منشأ هرگونه تغييري در سازمان، تلاش براي کسب منافع بيشتر است(مانند.(Thibodeaux, 1990; Bowen, 1977; Beer, 1976; Burke, 1976 در قاموس چنين انديشه اي، اساساً سازمان با منابع محدود و کمياب مواجه است، و همه افراد و گروهها دائماً با يکديگر بر سر اين منابع در حال رقابت هستند. تغيير سازماني دورنماي سياسي و منابع قدرت را جابجا ميکند
چه بسا کساني که منافع و قدرت آنها در اثر تغيير در معرض تهديد واقع شود، به صورت تدافعي عمل کنند و درصدد حفظ وضع موجود برآيند .اگر عاملان تغيير به هنگام اعمال آن با مقاومت مواجه شوند و به واکنشهاي ادراك شده ، با مخاطره بزرگي روبرو خواهن
د شد. اين مسأله بويژه زماني بيشتر صدق ميکند که تغيير مستقيماً از بالاي سازمان به سطوح پايينتر اعمال شود
عليرغم چنين توجه و تنبه نظري به موضوع مقاومت کارکنان در برابر تغيير از منظر کارکنان، خلأ پژوهشي با چنين رويکردي همچنان در اين حوزه مشهود است. (هادوي نژاد و همکاران،1388) پژوهش حاضر ضمن تلاش براي پر کردن اين خلأ پژوهشي، بر آن است تا به بررسي اثرات ويژگي هاي شخصيتي بر نگرش نسبت به تغيير سازماني از بينش روانشناسي شناختي بپردازد (Su et al ,2012). محقق در اين پژوهش به بررسي رابطه بين سه متغير انعطاف پذيري شناختي،بينش، و خود انديشي مي پردازد و اثرات آنها بر نگرش نسبت به تغيير سازماني را مورد بررسي قرار مي دهد.
1-4 اهداف تحقيق:
هدف علمي اين پژوهش تأثير انعطاف پذيري شناختي و مقاومت در برابر تغيير سازماني تحت تأثيررفتار شهروندي سازماني مي باشد.
هدف کاربردي: نتايج اين پژوهش در شرکت گاز استان تهران و شرکتها و مؤسسات تابعه کاربرد دارد.
اهداف ويژه:
1. تأثير بينش و انعطاف پذيري شناختي کارکنان
2. تأثير خود انديشي و انعطاف پذيري شناختي کارکنان
3. تأثير مقاومت عاطفي و مقاومت رفتاري کارکنان
4. تأثير مقاومت شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان
5. تأثير مقاومت عاطفي و مقاومت شناختي کارکنان
6. تأثير انعطاف پذيري شناختي و مقاومت عاطفي کارکنان
7. تأثير انعطاف پذيري شناختي و مقاومت شناختي کارکنان
8. تأثير انعطاف پذيري شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان
9. سنجش ميزان تأثير رفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان
10. سنجش ميزان تأثير رفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت شناختي کارکنان
11. سنجش ميزان تأثيررفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت عاطفي کارکنان
1-5 چهارچوب نظري:
تعريف رسمي مقاومت درمقابل تغيير، هر رفتار يا واكنشي است كه نشان دهند?،‌ عدم تمايل شخص به ايجاد يا حمايت تغيير مورد نظر باشد. چنين مقاومتي هميشه بد نيست. در واقع بهترين كارگزاران تغيير، عقيده دارند كه مقاومت در مقابل تغيير نوعي بازخور است كه مي توان از آن براي تسهيل اهداف تغيير استفاده كرد. آنها اظهار مي‌دارند زماني كه افراد در مقابل تغيير مقاومت مي‌كنند از چيز مهمي دفاع مي‌كنند، چيزي كه به نظر مي‌رسد با وقوع تغيير مورد تهديد قرار گيرد. مقاومت در مقابل تغيير اجتناب ناپذير است. در مديريت كارآمد يك سلسله دلايل مشترك مقاومت افراد درمقابل تغيير خلاصه شده است ونحو? پاسخ گويي به آنها را پيشنهاد مي‌كند. مديران وكارگزاران خوب تغيير، اين توصيه ها را درك مي‌كنند. آنها مقاومت در مقابل تغيير را پيش بيني مي‌كنند و بر اي به حداقل رساندن نتايج نامطلوب آن، گامهايي به موقع، برمي‌دارند.(هنديجاني و همکاران،1389) مقاومت کارکنان در برابر تغيير سازماني شامل سه بعد مقاومت رفتاري، مقاومت شناختي و مقاومت عاطفي مي باشد. و تأثير متغيرهايي نظير بينش و خود اثر بخشي کارکنان که از مؤلفه هاي انعطاف پذيري شناختي است مورد بررسي قرار ميگيرد. طبق اين نظريه ويژگيهاي شخصيتي کارکنان بر مقاومت آنان در برابر تغيير سازماني تأثير گذار است.
رفتار شهروندي سازماني بعنوان متغير تعديل کننده در اين مدل در نظر گرفته مي شود که بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت در برابر تغيير سازماني تأثير گذار است

1-6 مدل تحقيق:

شکل 1-1: مدل مفهومي پژوهش (Su et al,2012)
1-7 فرضيات يا سوالات تحقيق:
1. بين بينش و انعطاف پذيري شناختي کارکنان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
2. بين خود انديشي و انعطاف پذيري شناختي کارکنان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
3. بين مقاومت عاطفي و مقاومت رفتاري کارکنان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
4. بين مقاومت شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
5. بين مقاومت عاطفي و مقاومت شناختي کارکنان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد
6. بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت عاطفي کارکنان رابطه منفي وجود دارد.
7. بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت شناختي کارکنان رابطه منفي وجود دارد.
8. بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان رابطه منفي وجود دارد.
9. رفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت رفتاري کارکنان تأثير دارد.
10. رفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت شناختي کارکنان تأثير دارد.
11. رفتار شهروندي سازماني بر رابطه بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت عاطفي کارکنان تأثير دارد.
1-8 تعاريف اصطلاحات و متغيرهاي تحقيق
* مقاومت در برابر تغيير
مقاومت هرگونه رفتار يا هدايتي است كه تلاش دارد وضعيت موجود را حفظ كند و قادر است جنبه هاي اصلي را كه به طور مناسب و صحيح در فرايند تغيير مورد توجه قرار نگرفته ، نشان دهد. مقاومت در برابر تغيير را مي توان خويشتنداري نسبت به تغيير ناميد بطوريكه امكان دارد به منبع تضاد و تعارض در سازمان تبديل شود. مقاومت از عوامل زير ناشي مي شود:
? عوامل فردي : عوامل شخصيتي (مانند نياز شديد به كنترل؛ نياز به موفقيت و امثال آنها…)
? عوامل گروهي : انسجام گروهي ،هنجارهاي اجتماعي ، و مشاركت در تصميم گيري
? عوامل سازماني : تهديدهاي عوامل ناشناخته ، چالش براي حفظ وضع موجود، شرايط حجم كار (شاه سمندي اصفهاني، 1
384: 29)
* انعطاف پذيري شناختي
بازتاب خود و بينش عوامل فراشناختي در خصوصي خود آگاهي است که مرکز روند تغيير هستند به گفته مارتين و روبين (1995)، انعطاف پذيري شناختي اشاره به آگاهي يک فرد دارد که در هر شرايط به گزينه هاي موجود داده شود. همچنين تمايل به انعطاف پذيري و انطباق با شرايط، و خودکارآمدي در انعطاف پذيري نيز از اجزاي انعطاف پذيري شناختي است افرادي که داراي انعطاف پذير شناختي هستند قادر به تعيين راه براي انطباق با موقعيت هاي داده شده از طريق فرآيند شناخت اجتماعي دارند . به طور کلي، افرادي که مي توانند در هر شرايط راه هاي مختلف و جايگزين بيابند قابل انعطاف تر از کساني هستند که تنها يک راه براي انعطاف پذيري مي دانند .تمايل يک شخص به انعطاف پذير بودن و انطباق با وضعيت با آگاهي دروني شخص در ارتباط است. به بينش به آگاهي دروني اشاره دارد، آن را به عنوان توانايي درک واضح افکار شخصي ، احساسات، و رفتار توصيف مي شود. آگاهي دروني و بينش ب

پایان نامه با واژگان کلیدی استان تهران، عملکرد سازمان

.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:کليات تحقيق 1
1-1مقدمه 3
1-2 بيان مساله تحقيق 3
1-3 اهميت موضوع 5
1-4 اهداف تحقيق 5
1-5 چهارچوب نظري 6
1-6 مدل تحقيق 7
1-7 فرضيات يا سوالات تحقيق 7
1-8 تعاريف اصطلاحات و متغيرهاي تحقيق 7
1-9 روش تحقيق 9
1-10جامعه تحقيق 9
1-11 قلمرو تحقيق 9
1-11-1 قلمرو مکاني 9
1-11-2 قلمرو زماني 9
1-11-3 قلمرو موضوعي 9
1-12روش نمونه گيري و حجم نمونه 10
1-13روش و ابزار جمع آوري اطلاعات 10
1-14روش تجزيه وتحليل 11
فصل دوم :ادبيات و پيشينه تحقيق 12
2-1- مقدمه 13
2-1بخش اول:انعطاف پذيري 14
2-1-1 انعطاف پذيري منابع انساني 14
2-1-2 نئوري انعطاف پذيري شناختي راند جي. اسپيرو 16
2-1-3 ديدگاه روانشناسي شناختي 17
2-2 بخش دوم: مقاومت در برابر تغيير سازماني 18
2-2-1 تعريف تغيير 18
2-2-2 تعاريف تحول در سازمان 18
2-2-3 مديريت تغيير 19
2-2-4 تغييرات فردي 19
2-2-5- تعريف مقاومت در برابر تغيير 20
2-2-6 مقاومت در برابر تغيير افراد 20
2-2-7 مديريت فرايند مقاومت در برابر تغيير 22
2-2-8 پنج گام تأثير گذار بر مديريت تغيير 23
2-2-9 تغييرات سازماني 25
2-2-10 – انواع تغييرات سازماني 25
2-2-11- ضوابط تغيير برنامه ريزي شده: 26
2-2-12 مدلهاي تغيير و “مدل پوياي تغييرات” 26
2-2-12-1 مدل هفت مرحله اي تغيير 29
2-2-12-2 مدل سيستمي تغيير 29
2-2-12-3 مدل عملکرد فردي و سازماني بورک- ليتون 31
2-2-12-4 مدل پوياي تغييرات 32
2-2-13- مراحل پذيرش تغيير در سازمان 35
2-2-14 موانع تغيير 35
2-2-15 عاملان تغيير و مقاومت در برابر تغيير 36
2-2-16 مشکلات عمده مديريت تغيير 37
2-2-17 كاهش مقامت در برابر تغيير 37
2-2-18 نظريه هاي مختلف تاريخي در باره تغيير 38
2-2-18-1پارادايم نيوتني 38
2-2-18-2 پارادايم آشوب 41
2-2-19 ابعاد مختلف مقاومت در برابر تغيير 44
2-2-20 ادراك سياست سازماني و مقاومت در برابر تغيير 45
2-2-21 ادراك سياست سازماني و مقاومت شناختي کارکنان در برابر تغيير 46
2-2-22 ادراك سياست سازماني و مقاومت هيجاني کارکنان در برابر تغيير 46
2-2-23 ادراك سياست سازماني و مقاومت رفتاري کارکنان در برابر تغيير 47
2-2-24 برخورد با مقاومت در برابر تغيير 47
2-2-25 پنج ايده کليدي براي مديريت تغيير 49
2-3 بخش سوم : رفتار شهروندي سازماني 51
2-3-1 تاريخچه رفتار شهروندي سازماني 51
2-3-2 تعاريف رفتار شهروندي سازماني 52
2-3-3-ابعاد رفتار شهروندي سازماني 52
2-3-4 پيامدها و نتايج رفتار شهروندي سازماني……………………………………………….74
2-3-5 اثرات رفتار شهروندي سازماني بر عملکرد و موفقيت سازمان 59
2-3-6 دلايل تأثير رفتار شهروندي سازماني بر اثربخشي سازمان 59
2-3-6-1 رشد و تقويت بهره وري همکاران 59
2-3-6-2 افزايش بهره وري اداري 60
2-3-6-3 آزاد کردن منابع براي توليد بيشتر 60
2-3-6-5 هماهنگي بين اعضاي تيم و فعاليت هاي گروهي 60
2-3-6-6 توانايي جذب و نگهداري بهترين افراد از طريق محيط کاري جذاب 60
2-3-6-7 ثبات عملکرد سازماني 61
2-3-6-8 توانايي سازمان در انطباق با تغييرات محيطي 61
2-4 بخش چهارم: پيشينه تحقيق 61
2-4-1 تحقيقات داخلي 61
2-4-2 تحقيقات خارجي 62
فصل سوم: روش تحقيق 65
3-1- مقدمه 66
3-2- روش پژوهش 66
3-3- فرايند تحقيق 66
3-4- جامعه آماري 67
3-5- روش نمونه گيري 67
3-6- روش گردآوري اطلاعات 68
3-7- ابزار گردآوري اطلاعات 68
3-8- روايي و پايايي پرسشنامه 68
3-8-1- روايي پرسشنامه 68
3-8-2- پايايي پرسشنامه 69
3-9- روش هاي تجزيه و تحليل داده ها 70
3-9-1- تجزيه و تحليل توصيفي 70
3-9-2- تجزيه و تحليل استنباطي 70
3-9-2-1- مدل يابي معادلات ساختاري 70
3-9-2-2- تحليل مسير 72
3-9-2-3- تحليل عاملي 72
3-9-2-4- آزمون‌هاي برازندگي مدل کلي 73
3-10- خلاصه 74
فصل چهارم :تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق 75
مقدمه 76
4-1- يافته هاي توصيفي 76
4-1-1- توزيع فراواني متغير جنسيت در نمونه 76
4-1-2- توزيع فراواني متغير سن پاسخ‌دهندگان در نمونه 77
4-1-3- توزيع فراواني متغير سطح تحصيلات در نمونه 78
4-1-4- توزيع فراواني متغير ميزان سابقه اشتغال در نمونه 79
4-2- برآورد الگو 80
4-2-1- آزمون کولموگوروف – اسميرنوف 81
4-2-2- برآورد و آزمون الگوهاي اندازهگيري (الگوهاي عاملي تأييدي) 81
4-2-3- نتايج تحليل معادلات ساختاري (آزمون فرضيه هاي پژوهش) 84
خلاصه فصل چهارم 97
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادات تحقيق 98
5-1- مقدمه 99
5-2-خلاصـه تحقيـق 99
5-3- خلاصه نتايج يافته هاي فصل چهار……………………………………………………127
5-4- نتيجه گيري 102
5-5- موانع و محدوديت هاي تحقيق 106
5-5-1- محدوديت هاي در دسترس محقق…………………………………………………….136
5-5-2- محدوديت هاي خارج از دسترس محقق 106
5-6- پيشنهادات پژوهش 107
5-6-1- پيشنهادات کاربردي 107
5-6-2- پيشنهادات پژوهش 108
5-7- خلاصه 108
منابع 109
پيوست 110

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 عوامل ايجاد مقاومت در برابر تغيير از ديدگاه كانتر (شاه سمندي اصفهاني،1385) 22
جدول 2-2: مدل سه مرحله اي لوين سيدي و دليري سوسفي، 1391،ص 43) 27
جدول 3-1 : طيف ليکرت 68
جدول 4-1- توزيع فراواني متغير جنسيت در نمونه 76
جدول 4-2- توزيع فراواني متغير سن پاسخ دهندگان در نمونه 77
جدول 4-3- توزيع فراواني متغير سطح تحصيلات در نمونه 78
جدول 4-4- توز
يع فراواني متغير وضعيت سابقه اشتغال در نمونه 79
جدول 4-5: نتايج آزمون کولموگوروف – اسميرنوف در نمونه 81
جدول 4-6: شاخص هاي کلي برازش الگوهاي اندازه گيري 81
جدول 4-7: نتايج تحليل عاملي تأييدي 82
جدول 4-8: ضرايب رگرسيوني (نتايج آزمون فرضيات) 95

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار2-1:مدل هفت مرحله اي تغيير(جزني ، 1380، نقل از شهبازي و ابراهيم زاده ، 1391) 29
نمودار 2-2: اجزاي اصلي مدل سيستمي 30

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
شکل 1-1: مدل مفهومي پژوهش (Su et al,2012) 7
شکل2-1 : مراحل چهارگانه منحني تحول 19
شکل2-3: مدل آدکار(سيدي و دليري سوسفي، 1391،ص 45) 32
شکل 2-4 مراحل پذيرش تغيير در سازمان(هنديجاني و بهارلويي،1389) 35
شکل 4-1: نمودار دايرهاي متغير جنسيت در نمونه 77
شکل 4-2: نمودار دايرهاي متغير سن در نمونه 78
شکل 4-3: نمودار دايرهاي متغير سطح تحصيلات در نمونه 79
شکل 4-4: نمودار دايرهاي متغير وضعيت سابقه اشتغال در نمونه 80
شکل 4-5: الگوي معادلات ساختاري فرضيه اول 85
شکل 4-6: الگوي معادلات ساختاري فرضيه دوم 85
شکل 4-7: الگوي معادلات ساختاري فرضيه سوم 86
شکل 4-8: الگوي معادلات ساختاري فرضيه چهارم 87
شکل 4-9: الگوي معادلات ساختاري فرضيه پنجم 88
شکل 4-10: الگوي معادلات ساختاري فرضيه ششم 89
شکل 4-11: الگوي معادلات ساختاري فرضيه هفتم 90
شکل 4-12: الگوي معادلات ساختاري فرضيه هشتم 91
شکل 4-13: الگوي معادلات ساختاري فرضيه نهم 92
شکل 4-14: الگوي معادلات ساختاري فرضيه دهم 93
شکل 4-15: الگوي معادلات ساختاري فرضيه يازدهم 94

چکيده:
از آنجا که افرادي که داراي انعطاف پذير شناختي هستند قادر به تعيين راه براي انطباق با موقعيت هاي داده شده از طريق فرآيند شناخت اجتماعي دارند، در نتيجه افرادي که مي توانند در هر شرايط راه هاي مختلف و جايگزين بيابند قابل انعطاف تر از کساني هستند که تنها يک راه براي انعطاف پذيري مي دانند. مقاومت در برابر تغيير را مي توان خويشتنداري نسبت به تغيير ناميد بطوريكه امكان دارد به منبع تضاد و تعارض در سازمان تبديل شود همچنين سازمانها با ، درجه ي بالايي از رفتار شهروندي سازماني با غيبت کمتر کارکنان، خروج از خدمت ، کمتر و رضايت و وفاداري بيشتر مواجه مي شوند .هدف از اين تحقيق در واقع بررسي تأثير انعطاف پذيري شناختي بر مقاومت در برابر تغيير سازماني تحت تأثير رفتار شهروندي سازماني در شرکت گاز استان تهران ميباشد . جامعه آماري اين پژوهش کارشناسان و مديران ارشد و مياني شرکت گاز استان تهران مي باشد . که تعداد آنها 375 نفر مي باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران براي جوامع محدود 196 نفر است که به صورت تصادفي از بين جامعه آماري تحقيق انتخاب مي گردند. از پرسشنامه را براي جمع آوري اطلاعات استفاده شده است. در اين پژوهش از تحليل عاملي تأئيدي و تحليل مسير براي تحليل روابط بين سازه ها بهره برده شده است. نتايج تحقيق حاکي از آن است که بين بينش و خود انديشي و انعطاف پذيري شناختي؛ بين مقاومت عاطفي، مقاومت شناختي با مقاومت رفتاري؛ بين مقاومت عاطفي و مقاومت شناختي؛ بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت عاطفي، بين انعطاف پذيري شناختي و مقاومت شناختي، انعطاف پذيري شناختي و مقاومت رفتاري رابطه معنادار وجود دارد و همچنين رفتار شهروندي سازماني بر اين روابط تأثير گذار مي باشد.
کلمات کليدي : انعطاف پذير شناختي، مقاومت سازماني، مقاومت عاطفي، مقاومت شناختي، رفتار شهروندي سازماني

فصل اول:
کليات تحقيق

1-1مقدمه
حدود500 سال قبل ازميلاد مسيح ، هراکليوس فيلسوف يوناني اظهار داشت: “هيچ کس بيش از يک بار نمي تواند در يک رودخانه جاري شنا کند”. اين نشان مي دهد از دير باز “تغيير” با چنين باريک بيني هايي مورد توجه بوده است. با اين وجود آدمي ثبات را دوست دارد، زيرا در تغيير ترس از ناشناخته ها نهفته است. دکارت طبيعت را مادة بي روحي مي دانست که کل آن را مي توان با تحليل اجزايش شناخت. (شناخت استقرايي) از نظر نيوتن طبيعت ماشين خوش رفتاري است که خداوند با قوانين معيني آن را به کار انداخته است که اگر، آن قوانين راپيدا کنيم، قادر خواهيم بود آن را تحت اختيار خود درآوريم. در اين چارچوب، تغييرات، قابل پيش‌بيني، قابل محاسبه،قابل برنامه‌ريزي وپيشگيري بوده است. ( اعتباريان،1388)
چرخة دگرگوني امروزي، بي ترديد در گذشته سابقه نداشته است. امروزه دگرگوني سريع تر، غير معمول تر و اساسي تر از هر زمان ديگري در گذشته است. برخورد هاي تكنولوژيك و فشار هاي رقابتي و فرهنگي، گردابي را به وجود آورد ه اند كه هر سازماني را مي توانند در خود فرو برند. دگرگوني امروزي، داراي ويژگي هايي از قبيل تلاطم در بازار ها، تلاش سازمان ها و كسب و كار هاي مختلف در تعريف مجدد خود، تعيين مجدد فعاليت ها، شكل هاي يك سازمان براي – جديد سازماني و منسوخ شدن تفكر مديريت سنتي است (چمپي،1387: 8) .
اين كه سازمان بتواند با وضعيتي كه شرح آن گذشت باقي بماند و زندگي كند ناچار به ايجاد تغيير و
دگرگوني در خود است ولي دگرگوني در سازمان هرگز تحقق نمي يابد مگر اين كه صد ها يا هزاران نفر از افراد سازمان، علاقمند به همكاري باشند و تا حد امكان به فرآيند دگرگوني كمك كنند. كاركنان، مخصوصاً در صورتي كه از وضعيت موجود سازمان خود ناراضي باشند، حاضر به همكاري و از خود گذشتگي و ايثار نيستند مگر به اين اعتقاد برسند كه دگرگوني ها مفيدند. بدون ارتباطات معقول، مقبول و داراي اعتبار فراوان، هرگز نمي توان قلب هاي توده هاي كاركنان را تسخير كرد. همين امر ضرورت دگرگوني فرآيند هاي سازمان را با عنايت به مسائل منابع انساني، بيشتر روشن مي كند

منبع پایان نامه ارشد درباره حمل و نقل هوایی، مجمع عمومی، سازمان های بین المللی

محیط زیست
– ارتقا کارایی عملیات هواپیمایی کشوری
– استمرار عملیات هواپیمایی کشوری
– قانون و مقررات و تحکیم حاکمیت قانون بر هواپیمایی کشوری

3-5-5- ساختار و وظایف شورای ایکائو
 
ترکیب شورا
شورا ، یک عضو دایمی است که در مقابل مجمع ایکائو مسئولیت دارد. تعداد اعضای شورا ، ۳۳ عضو می باشد. البته لازم به ذکر است که در بیست و هشتمین اجلاس مجمع عمومی ایکائو در سال ۱۹۹۰ ، تعداد اعضا به ۳۶ عضو افزایش یافته است؛ ولی تاکنون پروتکل اصلاحی آن لازم الاجرا نشده است. بنابراین ، تا زمان لازم الاجرا شدن پروتکل مزبور ، باید تعداد اعضای شورا را همان ۳۳ عضو بدانیم.

اعضای شورا از سوی مجمع عمومی ایکائو به مدت ۳ سال انتخاب می شوند. اعضای شورا معمولا کشورهای هستند که از لحاظ حمل و نقل هوایی اهمیت زیاد و دارای ترافیک سنگین هوایی می باشند. همچنین برخی از اعضای شورا ، کشورهایی هستند که دارای تکنولوژی پیشرفته در امر تسهیلات هوانوردی می باشند. در انتخاب اعضای شورا همانند ارکان دیگر سازمان های بین المللی ، سعی شده است که مناطق عمده جغرافیایی نیز حداقل یک نماینده در آن داشته باشند.
اعضای شورای ایکائو نماینده کشور خود می باشند و بیشتر حافظ منافع کشور خود هستند ، هر چند انتظار می رود که به منافع کشورهای دیگر نیز توجه داشته باشند و نسبت به آنها نیز احساس مسئولیت کنند تا شورا قادر باشد در سطح بین المللی فعالیت کند. ریاست شورا توسط اعضای شورا و به مدت ۳ سال انتخاب می شود که مجددا نیز قابل انتخاب می باشد. اما باید دانست که رییس شورا به هنگام اتخاذ تصمیم ، از دادن رای محروم است.  به همین دلیل رییس می تواند از بین غیر اعضای شورا نیز انتخاب شود.
تصمیمات شورا با رای اکثریت اتخاذ می شود. البته شورا معمولا اختیاراتی به کمیسیون های مختلف که متشکل از اعضای خود شورا می باشند ، تفویض می کند. هر کشور ذینفعی می تواند از تصمیمات کمیسیون ها ، به شورا شکایت کند و چنانچه مساله مورد بررسی در یکی از کمیسیون ها ، به امور اعضا مربوط شود ، عضو مزبور حق شرکت در جلسات کمیسیون را بدون اینکه حق را داشته باشد ، خواهد داشت.
 
 

3-5-6- وظایف و اختیارات شورا

1- براساس مواد ۵۴ و ۵۵
الف : وظایف اجباری
 
– ارایه گزارش های سالانه به مجمع
– انجام دستورالعمل های مجمع
– تعیین ساختار و آیین نامه داخلی خود
– تعیین وظایف کمیته حمل و نقل هوایی
– تشکیل کمیسیون هوانوردی
– اداره امور مالی سازمان
– تعیین دبیرکل و اقدام برای انتصاب کارمندان لازم
– گزارش از موارد نقض کنوانسیون و عدم اجرای توصیه ها به دولت های عضو ایکائو
– تصویب استانداردهای بین المللی
– بررسی مسایلی که دولت های عضو به آن احاله می کنند

منبع پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، مجمع عمومی، مسئولیت مدنی

مقتضی جهت اعاده کنترل هواپیما به فرمانده قانونی آن و یا حفظ و کنترل او بر هواپیما اتخاذ خواهند نمود.
همچنین در این ماده کشور های متعهد ملزم شده اند که اگر هواپیما و مسافرین و خدمه پرواز در قلمرو او می باشند در اسرع اوقات ممکنه تسهیلات لازم را برای ادامه مسافرت مسافرین و خدمه پرواز فراهم آورد و بلافاصله هواپیما و محمولات آن را به اشخاصی که قانونا حق تصرف آن را دارند تسلیم کند.در ماده 10 از کشورهای متعهد دعوت شده است که حداکثر معاضدت قضایی را در مورد رسیدگی های کیفری مربوط به جرم هواپیما ربایان معمول دارند.

ماده 11 کنوانسیون لاهه از هر یک از دول متعهد می خواهد که طبق مقررات قانونی خود کلیه اطلاعاتی که در خصوص موارد مشروحه ذیل در اختیار دارد،در اسرع اوقات ممکنه به شورای سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری اطلاع دهند.
الف)اوضاع و احوال جرم
ب)اقداماتی را که در اجرای مقررات ماده 9 معمول گردید
ج)تدابیری که علیه مرتکب جرم یا مظنون به ارتکاب جرم آن اتخاذ شده و به خصوص نتیجه هر اقدام مربوط به تقاضای استرداد یا سایر اقدامات قضایی دیگر. (فلاح، 1387. ص33)

3-4- کنوانسیون مونترال 1971
 Convention for the Suppression of Unlawful Acts against the Safety of Civil Aviation, signed at Montreal on 23 September 1971

راجع به اقدامات غیر قانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری (دولت ایران طبق قانون مصوب 7 خرداد ماه 1352 به این معاهده ملحق شد.{نقل از حجتی اشرفی و امیری ص62 } با افزایش ناامنی هوایی،تخریب و انهدام تاسیسات هوایی و نیز افزایش خطرات جانی و مالی افراد،ایکائو در صدد برآمد تا جامعه بین المللی را متقاعد نماید که یکسری قوانین و مقررات امنیتی برای پروازها وسایل هوایی،لازم و ضروری است.
در پی تلاش های ایکائو در نهایت جامعه بین المللی در سال 1970فعالیت های ایکائو را پذیرفت و در همین راستا مجمع عمومی ایکائو در مونترال در ژوئن 1970 اعلام نمود که اعمال غیرقانونی علیه امنیت هواپیمایی

کشوری بین المللی امنیت و سلامت افراد و اموال را به طور جدی در معرض خطر قرار می دهد و در عملیات سرویس های هوایی بین المللی اثر می گذارد و به اطمینان و اتحاد مردم دنیا در امنیت هواپیمایی کشوری آسیب می رساند.لذا مجمع عمومی به کمیته حقوقی ایکائو مأموریت داد که طرح یک کنوانسیون را در مورد اعمال غیر قانونی علیه هواپیمایی کشوری بین المللی که به وسیله کنوانسیون لاهه موردتوجه قرار نگرفته بود را آماده نماید.

کمیته حقوقی در یک اجلاس که در سپتامبر و اکتبر 1970 در لندن برگزار شد طرح یک کنوانسیون را در مورد چنین اعمالی ارائه نمود. از سوی ایکائو به منظور بررسی طرح کنوانسیون راجع به جلوگیری از اعمال غیرقانونی علیه هواپیمایی کشور را تصویب نمود.کنوانسیون مونترال در 26 ژانویه 1973 لازم الاجرا گردید. این کنوانسیون را نیز باید مکمل کنوانسیون های توکیو و لاهه دانست. (رسولی توانا، 1376 ص 31 ) .

3-4-1- اهداف کنوانسیون مونترال

در مقدمه این پیمان در بیان اهداف تدوین آن چنین آمده است: دول طرف این کنوانسیون با توجه به اینکه اعمال غیرقانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری،امنیت افراد و اموال را به مخاطره انداخته و بهره برداری سرویس های هوایی را شدیدا مختل و اعتماد مردم جهان را نسبت به امنیت هواپیمایی کشوری متزلزل می سازد و با توجه به اینکه وقوع این قبیل اعمال موجب نهایت نگرانی می باشد و با توجه به اینکه برای جلوگیری از این اعمال ،اتخاذ سریع تدابیر مقتضی جهت مجازات مرتکبین ضروری است .بند یک ماده یک کنوانسیون مونترال قلمرو اجرای آن را چنین بیان میدارد:«هرکس بر خلاف قانون وعامدا مرتکب اعمال زیر گردد مجرم شناخته می شود» :

1) علیه سرنشین هواپیمای در حال پرواز به عمل عنف آمیزی مبادرت کند که طبیعت آن عمل ، امنیت هواپیمارا به مخاطره افکند (بند الف ماده 1)
2) هواپیمای در حال خدمت را از بین ببرد یا به این هواپیما خساراتی وارد سازد که پرواز آن را غیر مقدور ساخته ویا طبیعت آن اعمال هواپیمارا حین پرواز به مخاطره افکند(قسمت اخیر بند ب ماده 1)
3) قرار دادن چیزی در هواپیمای در حال خدمت یا وسیله قراردادن آن،این چیزها برای از بین بردن هواپیما یا ایراد خسارت به آن می باشد(بند ج ماده 1)
4) از بین بردن یا مختل ساختن تأسیسات یا سرویس های هوانوردی یا آسیب رساندن به آنها که طبیعت هر یک از این اعمال امنیت هواپیمای درحال پرواز را به مخاطره اندازد (بند د ماده 1)
5) در دسترس قرار دادن اطلاعات مجعول که در اثر آن امنیت هواپیمای درحال پرواز به مخاطره افتد(بند ه ماده 1)
6) شروع به هریک از اعمال فوق الذکر(قسمت دوم ماده 1 بند الف)
7) شرکت در انجام اعمال فوق الذکر یا شرکت در شروع به آن ها(بند ب قسمت دوم ماده 1) (مظفري، 1391 ص 231)
در ارتباط با این ماده از کنوانسیون مونترال ، نکاتی چند لازم به ذکر است :
نکته اول آن که ، مطابق بند الف ، پیمان شامل اعمال مجرمانه ارتکابی در داخل هواپیما نیز می گردد هرچند هدف اصلی از انعقاد پیمان ، مبارزه با اقدامات خرابکارانه علیه تاسیسات هواپیمایی بوده است .
نکته دوم اینکه در این ماده بر خلاف پیمان های قبلی ، ارتکاب اعمال پیش بینی شده در آن مقید به واژه ” عامدا ” گردیده که باید دید تاثیر آن چیست ؟ به طور مسلم اعمالی که ممکن است در داخل یا خارج هواپیما علیه امنیت هواپیمایی ارتکاب یابد بر سه دسته است :
اول اقدام به تصرف وربودن هواپیما، دوم ارتکاب یکی از
جرایم موضوع قوانین جزایی علیه سرنشینان هواپیما، سوم ارتکاب عملی که موجب ورود خسارت به هواپیما، مسافرین یا تاسیسات فرودگاهی می گردد.
بدون تردید کاربرد کلمه ” عامدا ” تاثیری در جرایم نوع اول و دوم ندارد زیرا به صرف اقدام به تصرف هواپیما و یا ارتکاب جرم علیه سرنشینان هواپیما ، قصد مجرمانه و به اصطلاح عمد مرتکب محرز است .به عبارت دیگر ، عمد فاعل در عمل ارتکابی اش مستتر است زیرا چگونه ممکن است کسی با توسل به زور یا تهدید هواپیما را تصرف نماید یا با عمل عنف آمیزی مبادرت به ارتکاب جرمی علیه یکی از سرنشینان هواپیما نماید بدون اینکه قصد و عمدی داشته باشد ؟
مسلما عمد وی در چنین حالتی در عمل ارتکابی اش نهفته خواهد بود . لذا ذکر کلمه “عامدا” یا عدم ذکر آن در این ماده نسبت به این دو نوع فعل ارتکابی تأثیری نخواهد داشت. بنابر این فقط اعمال نوع سوم باقی می ماند که عبارت از ورود خسارت به هواپیما ، مسافرین و یا تأسیسات فرودگاهی است. واژه “عامدا” ناظر بر این قسم از اعمال ارتکابی است و لازم است جهت شامل شدن مفاد کنوانسیون بر اعمال ذکر شده ابتدا عمد فاعل که در فعل انجام یافته مستتر نیست محرز گردد. زیرا ممکن است کسی در داخل هواپیما خساراتی به سرنشینان و یا خود هواپیما وارد سازد در حالی که هیچ گونه عمدی در ارتکاب جرم نداشته است یا بدون قصد ارتکاب بزه،به تأسیسات یا سرویس های هوانوردی خسارت وارد کند که در این قبیل موارد،چون عمل وی عمدی نبوده است پس به موجب ماده ی یک کنوانسیون مذکور ، مسئولیت جزایی متوجه مرتکب نبوده و مفاد کنوانسیون حاکم بر رفتارش نخواهد بود. مثلا کسی در هواپیما در زمانی که سیگار کشیدن مجاز اعلام شد،سیگاری بکشد که آتش آن بدون توجه و قصد و بدون وجود سوء نیت و به طور غیر عمد صندلی هواپیمارا بسوزاند و یا سیگار وی بر روی دست مسافر دیگری افتاده و وی را مجروح نماید مسلم است که حسب ماده یک پیمان مونترال،فرد مزبور مرتکب جرم مورد نظر این پیمان نشده و صرفا موظف به پرداخت خسارت خواهد بود.( صفوی،1364 ص 615)
در پایان این بحث لازم به ذکر است نقصی که در این کنوانسیون مشاهده می گردد،این است که این کنوانسیون به موضوع حمله به اشخاص در فرودگاه هایی که در خدمت سرویس هوانوردی غیرنظامي می باشند اشاره ننموده است و همچنین در هیچ یک از پیمان های شیکاگو، توکیو، لاهه و مونترال به مسئولیت مدنی ناشی از جرایم هواپیمایی در مقابل زیان دیدگان از آن، اشاره نگردیده البته پیمان ورشو، مسئولیت مدنی ناشی از ارتکاب

جرایم علیه هواپیمایی را متوجه متصدی حمل و نقل دانسته است. که منظور، شرکت هواپیمایی مربوطه است. هرچند در حال حاضر به نظر می رسد غالب شرکت های مسافرتی و متصدیان حمل و نقل هوایی، خود را نزد شرکت های بیمه ،بیمه نموده اند و این شرکت بیمه گر است که مسئول پرداخت خسارات وارده بر مسافران هواپیمایی است که موضوع جرم واقع شده است.

3-5- سازمان بين المللي هوانوردي(ايكائو)

3-5-1- شكل گيري ايكائو
ايكائو ياICAOدر تاريخ 7 دسامبر 1944 در ضمن تنظيم و امضا پيمان حمل و نقل هوايي مرسوم به پيمان شيكاگو تشكيل گرديد. اماموجوديت آن به طور رسمي در سال 1947 اتفاق افتاد و اولين جلسه آن در 6 مي 1947تشكيل گرديد و در 28 مي اعضاء شورا انتخاب گرديدند. دولت ايران نيز در سال 1327هجري شمسي رسماً به پيمان شيكاگو و در نتيجه به ايكائو پيوست.
ایکائو بر اساس کنوانسیون شیکاگو ایجاد شده و بسیاری از کشورهای دنیا به آن پیوسته اند. مقر دائمی ایکائو در مونترال ، کانادا است ، اما به طور موقت می تواند به محل دیگری منتقل شود. پیمان شیکاگو در ۹۶ ماده تدوین شده و در ضمن آن بر اصول کلی حقوق بین المللی و هوانوردی از جمله اصل حاکمیت دولت ها بر قلمرو و تابعیت هواپیما تاکید دارد. نپرداختن حق عضویت در این سازمان مانند سازمان ملل می تواند موجب تعلیق حق رای آن عضو شود. این اتفاق برای کشورهای لهستان ، اردن و نیکاراگوئه افتاده است. شورای ایکائو نهاد اصلی تصمیم گیری در این سازمان است و از نمایندگان ۳۳ کشور عضو ایکائو که توسط اعضای مجمع عمومی برای مدت سه سال انتخاب می شوند ، تشکیل می شود.
 
کشورهای عضو ایکائو آزادی های زیر را برای دیگر اعضا قائلند مگر موارد استثنا مثل ایران و رژیم اشغالگر صهیونیستی

آزادی اول : اختیار عبور از قلمرو هوایی دولت بیگانه بدون اینکه هواپیما حق فرود داشته باشد.

آزادی دوم :
اختیار عبور از قلمرو هوایی دولت بیگانه و حق فرود صرفا برای عملیات غیر بازرگانی مانند تعمیر و سوخت گیری هواپیما
 
آزادی سوم :
اختیار حمل مسافر ، بار و پست از کشور مالک هواپیما به کشور دیگر
 
آزادی چهارم :
اختیار حمل مسافر ، بار و پست از کشور طرف قرارداد به کشور مالک هواپیما
 
آزادی پنجم :
حق سوار کردن مسافر ، بارگیری محمولات پستی و کالای میان کشورهای مختلف
 
آزادی ششم :
حق سوار کردن مسافر ، بارگیری محمولات پستی و کالای میان دو کشور مختلف غیر
 
آزادی هفتم :
حق سوار کردن مسافر ، بارگیری محمولات پستی و کالا در داخل یک کشور غیر

3-5-2- حقوق اصولی هواپیمایی کشورها که به تصویب رسیده است به شرح زیر می باشد :

دولت هر کشور مجاز است در محدوده کشور خود اقدام به فعالیت های هوایی کند. اما در روابط بین المللی و ارتباط هوایی نمی تواند پرواز نماید ، مگر آن که دولت ها متقابلا در زمینه ۷ نوع آزادی مربوطه به هوایی توافق کنند. عموما
دولت ها با امضای پیمان های دو جانبه نسبت به این آزادی ها توافق می کنند.
 
3-5-3- منشور ایکائو:

– اطمینان از رشد منظم و ایمن هواپیمایی کشوری بین المللی در سراسر جهان
– تشویق صنعت و طراحی هواپیما برای مقاصد صلح جویانه
– ترغیب توسعه خطوط هوایی ، فرودگاه ها و تسهیلات هوانوردی برای هواپیمایی کشوری بین المللی
– پاسخ به نیاز مردم جهان به حمل و نقل هوایی ایمن ، منظم ، کارا و با صرفه
– جلوگیری از تضییع اقتصادی ناشی از رقابت مضره
– حفظ حقوق دولت ها عضو و تامین فرصت مساوی برای اعضا ، برای برقراری سرویس هوایی بین المللی
– از بین بردن تبعیض میان کشورهای عضو
– افزایش ایمنی پروازها در ناوبری بین المللی
– ارتقا عمومی همه ابعاد هوانوردی
– و به طور کلی تعمیم و توسعه کلیه امور پشتیبانی هواپیمایی کشوری بین المللی
 
 
 
3-5-4- اهداف ایکائو برای سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ :

– سلامت و ایمنی پرواز
– امنیت پرواز
– حفاظت از

منبع پایان نامه ارشد درباره حمل و نقل هوایی، جنگ جهانی دوم، حمل ونقل هوایی

ایجاد درگیری در هواپیما هر 3 دستگیر و اعدام شدند(اولین نمونه اعدام رباینده در کشور غیر متبوع)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هواپیماربایی در ایران طی سال های 1358، 1362، 1363، 1364، 1365 و 1368 تکرار شد. آخرین هواپیماربایی در سال 1374 اتفاق افتاد، در این واقعه هواپیمای ساها در مسیر تهران- کیش، توسط یکی از خدمه ی هواپیما ربوده شده و در فلسطین اشغالی به زمین نشست. دولت اشغالگر اسراییل در یک برنامه ی نمایشی مسافران را بعد از یک روز توقف آزاد نمود و با تشکیل یک دادگاه فرمایشی، برای رباینده حکم 15 روز حبس و اعطای پناهندگی صادر نمود.(جباري، 1391، ص 125)

هم چنین موارد متعددی از هواپیماربایی به کشور ایران به وقوع پیوسته است که برخی از آن ها عبارتند از:
ـ ربودن بوئینگ 737 خطوط هوایی عراق به ایران در سال 1353. دومین مورد هواپیماربایی به ایران در تاریخ 9/6/58 از فرودگاه رم اتفاق افتاد. در این واقعه هواپیماي 8- DC آلیتالیا با 129 سرنشین در مسیر تهران- بیروت- رم، پس از برخاستن از فرودگاه رم ربوده و به تهران آورده شد.

در تاریخ هوانوردی ایران تاکنون با مواردی از انهدام هواپیما روبه رو بوده ایم:
در تاریخ 13/2/61 هواپیمای حامل اقای بن یحیی، وزیر امور خارجه ی الجزایر، در مسیر پرواز به تهران، مورد حمله ی رژیم عراق قرار می گیرد که در اثر آن کلیه ی سرنشینان هواپیما از بین می روند. در تاریخ 1/12/64 یک فروند هواپیمای شرکت خدمات هوایی کشوری آسمان از نوع اف 27 در حوالی اهواز با 44 سرنشین مورد حمله موشکی هواپیمای جنگی عراق قرار گرفت و کلیه ی سرنشینان آن شهید شدند.

در روز یک شنبه 12 تیرماه 67 (سوم ژوئیه 1988) هواپیمای غول پیکر جت ایرباس 300- A شرکت هواپیمایی ج.ا.ا با 296 سرنشین (با بیش از 118 کودک و زن) از ملیت های مختلف (15 نفر تبعه ی امارات متحده ی عربی، 10 نفر تبعه ی هند، 6 نفر تبعه ی پاکستان، 6 نفر تبعه ی یوگسلاوی، یک نفر تبعه ی ایتالیا، 258 نفر تبعه ی ایران) و با شماره ی پرواز 655 و علامت ثبت EP- IB، در مسیر بندرعباس- دبی، از طریق راه هوایی بین المللی آ- 59 و در ارتفاع 1400 پا، هدف دو فروند موشک (اس- ام) پرتاب شده از سوی ناوگان فوق مدرن وینسنس آمریکای جنایتکار قرار گرفت و در آب های خلیج فارس سقوط کرد.
نسبت به ماهیت حقوقی هواپیماربایی نظرات مختلفی ارائه گردیده است از جمله بعضی ماهیت این جرم را با جرم سرقت یکی می دانند .بعضی دیگر طبیعت این عمل را به توقیف غیرقانونی و جرایم دیگر نظیر « تهدید به قتل » وتخریب در مواردی « اخاذی» نزدیک تر دانسته اند . ( داوودي فر، 1387 شماره46 )
جمع بندی:
با این همه تمایل بیشتر بر این است که هواپیما ربایی در هیچ یک از قالب های جزایی قرار نگیرد ، بلکه هم چنان که مورد تائید ایکائو و امضاکنندگان قرار دادهای توکیو ولاهه قرار گرفته بایستی آن را جرم خاص و مستقلی که زاییده عنصر تکنولوژی است دانست و با اصلاح و وضع قوانین و مقررات جدید، مجازات لازم را برای آن در نظر گرفت.

فصل سوم-کنوانسیون ها
مقدمه
گسترش روز افزون استفاده از خطوط هوایی به عنوان مناسب ترین راه مبادلات اقتصادی و حمل ونقل بار و مسافر، سبب خلق شاخه جدیدی در حقوق به نام «حقوق هوایی » گردید که در تعریف آن گفته شده «مجموعه مقرراتی است که روابط حقوقی ناشی از بهره برداری از هواپیما یا استفاده از فضای هوایی را تحت تنظیم در می آورد ، یا شرایط هوا نوردی کشوری وبهره برداری از آن را تعیین می کند.» ( صفوی، 1364، ص 17- 16) .
هواپیما سریعترین و گران ترین وسیله جابه جایی است. با وجود توجه و تمایل روزافزون به بهره گیری از این وسیله،جای شگفتی نیست اگر عده ای بخواهند برای رسیدن به اهداف و خواسته های شخصی یا گروهی خود به فکر سوء استفاده از آن باشند. دولت ها با هدف مشترک مقابله با این پدیده ناخوشایند ، یعنی ربایش هواپیما که در بیشتر موارد نسبت به هواپیما های مسافری رخ می دهد اقدام به وضع مقرراتی نموده اند. ( مدرس، 1354 ص 8 ) .
مهم ترين اسناد بين المللي در رابطه با هواپيماربايي -3-1
در خصوص برخورد با هواپیما ربایی نشست های بین المللی متعددی تشکیل واسناد گوناگونی تنظیم گردیده و به امضای دولت ها رسیده است . از این میان مهم ترین اسناد بین المللی عبارت اند از:کنوانسیون های1944 شیکاگو ،1963توکیو، 1970 لاهه، 1971 مونترال.
3-1-1- کنوانسیون 1944 شیکاگو
کشورهای تاثیرگذار در کنفرانس شیکاگو:
در سال 1944 ایالات متحد آمریکا ، ابتکار دعوت دول متفق و بی طرف را برای شرکت در یک کنفرانس که در آغاز ماه نوامبر در شیکاگو تشکیل می شد ، به عهده داشت. نظر کشورهای آمریکا،انگلستان و کانادا بیش از دیدگاه های دیگر، طرفدارانی در میان کشورها پیدا کرد.نظر دولت آمریکا از وضعیت خاص و موقعیت ویژه آن ناشی می شد.

آمریکا پیش از جنگ جهانی دوم دارا ی صنایع هواپیمایی پیشرفته ای بود در مدت جنگ هم پیشرفت قابل ملاحظه ای نمود . تعداد هواپیماهای آمریکا در آن زمان شاید به تنهایی با هواپیماهای کشور های دیگر برابری می کرد و این موقعیت ویژه بود که مبین ابتکار دولت آمریکا برای تشکیل کنفرانس شیکاگو شد.همچنین آمریکا قصد داشت انحصار حمل و نقل هوایی را در جهان به دست بگیرد،از نظریه آزادی کامل پرواز ها حمایت می کرد.
انگلستان که از انحصار حمل و نقل و تجارت هوایی به وسیله ایالات متحده آمریکا بیم داشت،سرسختانه با نظریه آزادی کامل هوایی مخالفت می ورزید.دولت کانادا تقریبا با انگ
لستان هم عقیده بود.به نظر دولت کانادا،اختیار تعیین آزادی های هوایی باید به خود دولت ها محول گردد تا با عقد موافقتنامه های دوجانبه،حدود این آزادی ها را در میان خود تعیین کنند.اما در این میان دیدگاه های آمریکا و انگلستان تعیین کننده بود و در نهایت تلفیقی از پیشنهادهای این دو، مورد توافق کشورهای شرکت کننده در کنفرانس قرار گرفت. ( نواده توپچي، 1390ص30-27 )

3-1-2- هدف کنفرانس شیکاگو:
درحقیقت کنفرانس شیکاگو هدفش اولا کامل و یکنواخت نمودن قواعد ومقررات هواپیماربایی قبل از جنگ بود و ثانیا قصد آن ایجاد سازمانی دایمی برای وضع مقررات مورد نیاز کشورها و رفع اختلافات بین دول در امور هواپیمایی و ایجاد محیط سالم و مسالمت آمیز برای بهره برداری از امکانات هوانوردی کشور هایی بوده است که در طول جنگ جهانی دوم پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند و بالاخره رفع مشکل آزادی هوا بود. (جباري،1381 ص43)
در نهایت نتایج کنفرانس تهیه وتنظیم چهار سند یا قرارداد به شرح زیر است :
سند اول : « قرارداد مربوط به سازمان موقت بین المللی کشوری (Picao )1 بود »

1.Previous Internationl Civil Aviation Organization
کنفرانس شیکاگو ، برای رسیدن به هدف تضمین امنیت و گسترش منظم هواپیمایی در سراسر جهان ، قرارداد مربوط به سازمان موقت بین المللی هواپیمایی کشوری را تهیه نمود این سازمان تا تاسیس ایکائو در سال 1947 به کار خود ادامه داد . سند دوم : « قرار داد مربوط به سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری » (ایکائو)1 بود .
تاسیس این سازمان از ابتکارات کنفرانس شیکاگو محسوب می شود. ایکائو در چهار آوریل 1947 در مونترال که مقر اصلی آن انتخاب شد اعلام موجودیت کرد.
سند سوم : « قرارداد مربوط به ترانزیت سرویس های هوایی بین المللی » بود .
مطابق این قرارداد که قرارداد آزادی های دو گانه نیز نامیده می شود، دولت های عضو، متعهد شدند آزادی های غیرتجاری را برای پروازهای منظم دیگر دول عضو تضمین کنند .
دو نوع آزادی ( حقوق ترانزیت ) این موافقتنامه بدین شرح است :
آزادی اول ؛ یعنی آزادی عبور هواپیماهای یک کشور از قلمرو هوایی یک کشور خارجی بدون فرود در آن
مثلا هواپیمای ایران ایر به هنگام عزیمت به لندن می تواند از قلمرو هوایی کشورهای ترکیه ، رومانی ، بلغارستان و آلمان عبور کند ولی نمی تواند در آن کشورها فرود بیاید. آزادی دوم ؛ یعنی حق پرواز هواپیماهای یک کشور از قلمرو هوایی یک کشور دیگر ( کشور عضو پیمان ) با امکان فرود با مقاصد غیر بازرگانی ( مانند سوختگیری یا انجام تعمیرات ).
مثلا هواپیماهای ایران ایر به هنگام عبور از قلمروهوایی کشورهای ترکیه و رومانی به مقصد لندن ، در صورت نیاز به تعمیرات و سوخت گیری می تواند در یکی از این کشورها فرود آید . این قرارداد مورد استقبال بسیاری از کشورهای شرکت کننده در کنفرانس قرار نگرفت.این سند در تاریخ 30 ژانویه 1945 با تصویب 26 کشور به مرحله اجرا در آمد.

1.International Civil Aviation Organization
سند چهارم :« قرارداد مربوط به حمل و نقل هوایی بین المللی » بود .
مطابق این قرارداد ، که بنا به پیشنهاد دولت آمریکا وبه منظور تحکیم اهداف این کشور در زمینه حمل و نقل هوایی بین المللی تنظیم شد، دولت های متعاهد می توانند در قلمرو یکدیگر به حمل ونقل مسافر و بار و محموله های پستی اقدام کنند. این قرارداد ، علاوه بر آزادی های ترانزیتی ، سه نوع آزادی دیگر ( حقوق ترافیک ) را در زمینه حمل ونقل هوایی بین المللی به شرح زیر پیشنهاد کرده است :
آزادی سوم ؛ هواپیما حق دارد مسافر و باری را که از کشور متبوع خود سوار ویا حمل کرده است در کشور مقصد ( کشور عضو پیمان ) پیاده یا تخلیه نماید. مثلا هواپیمای ایران ایر حق دارد مسافر و باری را که در ایران سوار و حمل نموده است در لندن پیاده وتخلیه کند .
آزادی چهارم : هواپیما حق دارد مسافر و باری را که از یکی از کشورهای عضو سوار و حمل کرده است در کشور متبوع خود پیاده یا تخلیه نماید. مثلا هواپیمای ایران ایر حق دارد مسافر و باری را که از لندن سوار و حمل کرده است در تهران پیادئه و خالی کند.
آزادی پنجم ؛ حق سوار نمودن مسافر و حمل بار از سزمین هر کشور متعاهد به مقصد هر کشور متعاهد دیگر و نیز حق پیاده کردن و خالی کردن مسافر وبار که در سرزمین هر کشور متعاهد دیگر سوار یا بار کرده است. به عنوان مثال ، هواپیمای ایران ایر که مقصد مونترال پرواز میکند، می تواند در لندن فرود بیاید و مسافر یا بار به مقصد مونترال سوار و بارگیری نماید. هواپیمای ایران ایر همچنین به هنگام بازگشت از مونترال به مقصد تهران ، حق سوار کردن مسافر و بارگیری به مقصد لندن را خواهد داشت. (ضیایی بیگدلی، 1379 ص 359 )

3-2-کنوانسیون توکیو
  Convention on Offences and Certain Other Acts Committed on Board Aircraft, signed at Tokyo on 14 September 1963

3-2-1- کنوانسیون توکیو 1963 راجع به جرایم وبرخی اعمال ارتکابی دیگر در داخل هواپیما
اولین تلاش برای مقابله با جرائم هواپیمایی، تصویب پیمان توکیو می باشد. اين كنوانسيون كه در 14 سپتامبر 1963 در شهر توكيو امضا شد اولين سند چند جانبه حقوقي بود كه به معضل روبه رشد هواپيما ربايي پرداخت اين كنواسيون تعريف يا فهرست خاصي از اعمالي را كه بايد سركوب شوند ارائه نمي كند.
این سند با نام «کنوانسیون راجع به جرائم و برخی اعمال ارتکابی دیگر در هواپیما»مشتمل بر 7 فصل و 26 ماده است که دولت ایران در سال 1355 آن را امضا نموده است. در خصوص شمول این کنوانسیون نسبت به جرم هواپیماربایی ، تردید وجود دارد؛
چرا که از یک سو می توان آن را صرفا ناظر بر جرائم ارتکابی در داخل هواپیما ، و نه هواپیما ربایی دانست؛ از سوی دیگر نیز بر اساس شقوق الف و ب بند1 ماده 1 می توان قائل به شمول آن نسبت به هواپیما ربایی شد؛زیرا اقدام به تصرف هواپیما و ربودن آن ، از جمله اعمالی است که در داخل هواپیما رخ می دهد و رباینده با اقدام در داخل هواپیما،مبادرت به ربودن آن می کند. (سلمان پور، 1372 ص 51 – 50 ) .

3-2-2- هدف کنوانسیون توکیو
اهداف عمده این پیمان تامین سلامت وامنیت پرواز و حمایت از جان افراد واعمال آنها در داخل هواپیما و به طور کلی بالا بردن امنیت هواپیمایی کشوری است.

3-2-3- موضوع کنوانسیون توکیو
موضوع این پیمان شامل موارد زیر است :
1 . ارتکاب جرم در داخل هواپیمای در حال پرواز ؛ منظور از جرم تمام جرایم

منبع پایان نامه ارشد درباره قوانین داخلی، قوانین داخل، حقوق داخلی

م گفتگوهای زیادی که راجع به اصطلاح « های جکینگ » ونظایر آن در گرفت سرانجام عبارت « تصرف غیر قانونی هواپیما » را پذیرفتند که دارای معنا و مفهوم روشن تری است.ازطرف علمای حقوق تعاریفی از هواپیما ربایی به عمل آمده است از جمله “والادو” راهزنی هوایی ( هواپیما ربایی) را چنین تعریف کرده است«راهزنی هوایی عبارت است از هر عملی که یک هواپیمای نظامی( کشوری) را به طریق غیر قانونی تهدید ، اجبار و نقض مقررات به منظور مقاصد شخصی از اختیار و کنترل مسئولین قانونی آن خارج سازد »

به این تعریف اشکالاتی وارد است ؛ اولا منظور از مقاصد شخصی روشن نیست ثانیا اعمال ارتکابی از حدود افراد داخل هواپیمای در حال پرواز خارج شده وبه اعمال و اقداماتی که در زمین نیز ممکن است صورت گیرد ، سرایت میکند. که در این صورت اصطلاح راهزنی هوایی درست نیست. تعریف دیگر از ” ناوارو”1 است که به موجب آن «راهزنی هوایی» هر عمل تعدی آمیزی است که به طور غیر قانونی در داخل هواپیمای در حال پرواز ارتکاب یابد و هدف آن تصرف غیرقانونی هواپیما باشد.
بالاخره در تعریف مذکور آمده است:
«اجبار یا ارعاب در مورد یک هواپیمای بازرگانی که بر اثر آن هواپیمای مذکور عملا حمایت مقاماتی را که در زمین قرار دارند،از دست می دهد و هدف ارتکاب اعمال مذکور این است که هواپیما را بر خلاف مقررات از مسیر خود که بر حسب نقشه پرواز تنظیم شده منحرف سازد و این عمل سوای انجام امر حمل و نقل که هواپیما به آن اختصاص یافته است،انجام پذیرد. لازم است که اجبار و ارعاب(عنف) از طرف اشخاص داخل هواپیما(مسافران و کارکنان) علیه هواپیما،اشخاص یا اموال اعمال گردد.»
به این تعریف اشکالاتی وارد است: اولا: جرم راهزنی هوایی در مورد هواپیماهای غیربازرگانی(مانند:هواپیماهای شخصی-موسسات غیر انتفاعی) نیز ممکن است. ثانیا: هواپیمای ربوده شده به هیچ وجه حمایت مقامات صالح زمینی را از دست نمی دهد. ثالثا: مواردی مشاهده شده که هواپیما ربا ، هواپیما را از مسیر خود منحرف نمی کند بلکه با در اختیار گرفتن کنترل هواپیما بدون آنکه مسیر را تغییر دهد در مقصد اصلی فرود می آورد. (سلمان پور، 1372 ص 41 )

1.Nawaro

جهت ارائه تعریفی جامع و مانع از جرم هواپیماربایی،از طرف حقوقدانان و صاحب نظران کوشش های فراوانی به عمل آمده است ولی به لحاظ سیاسی، مذهبی، نژادی که این پدیده دارا است و وجود تعاریف و تفاسیر متفاوت از آن، تا کنون تعریف جامع و مانعی از این جرم به عمل نیامده است. معاهدات بین المللی و قوانین داخلی نیز تنها به بیان اعمالی که سلامت و امنیت هواپیما و سرنشینان را با خطر مواجه می سازند اکتفا نموده اند.بدون شك بايد ميان جرم هواپيما ربايي و جرائم مربوط به اقدامات عليه امنيت پرواز قائل به تفاوت شد.
اما جایگاه هواپیما ربایی در تقسیم بندی جرائم ارتکابی در مورد هواپیما1 کجاست؟ هواپیما ربایی در میان جرائمی است که در اسناد حقوقی مانند کنوانسیون توکیو 1963 و کنوانسیون 1971 مونترال و کنوانسیون 1970 لاهه و همچنین قوانین داخلی  مانند ماده واحده مجازات اخلال کنندگان در امنیت پرواز هواپیما (بندهای 1و2و3 )و نیز قانون هواپیمایی کشوری به جرائم علیه امنیت هواپیما تعبیر می شوند.
هواپيماربايي را مي توان ناظر بر تصرف هواپيما دانست به گونه‌اي كه شخص متجاوز هدايت هواپيما را شخصاً بدست گيرد و يا دستور هدايت آن را بدهد. معمولاً اين شكل از تصرف غير قانوني هواپيما همراه با تهديد ، زور و قهر و غلبه مي‌باشد. بنابراين در تعريف جرم هواپيما ربايي مي‌توان گفت : «بدست گرفتن هدايت و كنترل هواپيماي در حال پرواز به شكل غير قانوني به صورت مباشرت و يا تسبيب .»
اما اقدامات عليه امنيت پرواز مي‌تواند برخي جرائم ديگر را نيز شامل شود كه در هواپيما رخ مي‌دهد ولي مي‌تواند مربوط به در دست گرفتن كنترل هواپيماي در حال پرواز نبوده و نسبت به امنيت پرواز و حفظ سلامت مسافران وخدمه‌ي پرواز واجد تاثيرات منفي باشد اين اقدامات ممكن است قتل همراه باايجاد ناامني براي ساير مسافران، ضرب و جرح، هياهو،جنجال، تخريب سيستم‌هاي فني هواپيما، از بين بردن هواپيما و … را شامل گردد.

1. hijacking-skyjacking-piracy

بنابراين اقدامات عليه امنيت پرواز مي‌تواند شكلي جامع‌تر از هواپيماربايي بوده و اقدامات زيادي در سيطره خود گرفته به نحوي كه ميان اين دو رابطه‌ي منطقي عموم و خصوص مطلق وجود داشته باشد. هواپيماربايي خود مي‌تواند صورتي از اقدامات عليه امنيت پرواز تلقي گردد ولي به دليل اهميت خاص اين جرم اقتباس و ناامني و بي‌نظمي فراواني كه در سيستم هواپيمايي و حمل و نقل مسافران و همچنين آحاد جامعه ايجاد مي نمايد داراي عنواني خاص بوده و بحث‌هاي فراواني را به خود اختصاص مي‌دهد.بنابراين در تعريف اقدام عليه امنيت پرواز مي‌توان گفت كه :« اقدام عليه امنيت پرواز عبارت از هر نوع عملي است كه موجب اختلال در سيستم‌هاي فني هواپيما و يا سلامت سرنشينان و محمولات آن و يا اختلال در نظم و آرامش داخلي هواپيما گردد .»

2-1-1- تعریف هواپیما ربایی در حقوق داخلی
تعریف هواپیماربایی در مقررات داخلی تنها در بند 1 ماده واحده  ذکر شده است. اگرچه بعضی حقوق دانان معتقدند ماده 23 قانون هواپیمایی کشوری نیز به آن پرداخته است اما با قدری تامل در این ماده که میگوید: “هر کس به قصد ایجاد خطر برای هواپیما یا سرنشینان آن علامت تقلبی به کار برد یا ……………به حبس از 6 ماه ت
ا 3 سال محکوم خواهد شد.میتوان گفت منظور مقنن تنها عمل خراب کاری بوده است و بس و علت را هم میتوان عدم شیوع جرم هواپیماربایی و نوپا بودن صنعت هواپیمایی در سال تصویب این قانون (1328) جستجو کرد.اما به نظر میرسد هر کدام از قوانین مذکور در دسته بندی یا تعریف مفهوم هواپیماربایی دارای اشکالاتی میباشند. به عنوان مثال:
بند 1 ماده واحده تنها تغییر مسیر و انحراف از مسیر اصلی را در دایره اخلال گری میداند.در حالی که ممکن است هواپیماربایی صورت گیرد ولی مسیر اصلی هواپیما حفظ شود مانند ربودن هواپیمای اسرائیلی توسط

چهار کما ندوی فلسطینی در 1973. یا در بند  2 ماده واحده معلوم نشده که جرم هواپیماربایی از چه زمانی رخ میدهد؟زمان روشن شدن موتور هواپیما یا بستن آخرین درب یا آغاز حرکت بر روی باند.به نظر میرسد بهتر است تعریف واژه هواپیماربایی بدین نحو اصلاح شود که:”در اختیار گرفتن اداره هواپیمای کشوری در حال پرواز با داشتن قصد ربایش و با توسل به هر شیوه و وسیله ای توسط فرد یا افرادی از داخل یا خارج از هواپیما ” (مجله صنعت حمل و نقل ،شماره 26،ص75 ) 

2-1-2- تصرف غیر قانونی هواپیما
جرم تصرف غیر قانونی هواپیما را نیز چنین نیز تعریف کرده اند: «استیلای غیرقانونی بر هواپیمای کشوری در حال پرواز به نحو عدوان یا تهدید و ارعاب یا هر وسیله دیگر به وسیله اشخاص داخل هواپیما » که تعریف مناسبی به نظر می رسد. (رسولی توانا، 1376 ص 72) سرانجام باید گفت هواپیماربایی به معنی تصرف غیر قانونی هواپیما به وسیله یک شخص یاگروه معمولا مسلح می باشد. برعکس سرقت وسایل نقلیه زمینی این جرم معمولا برای ربودن محموله وبار هواپیما انجام نمی شود؛ بلکه بیشتر هواپیماربایان میخواهند به مطامع شخصی خود نائل شوند ویا در مورد هواپیمای آمریکایی که در طول سالهای 1970 ربوده و به کوبا برده شدند،هدف آنان آزادی رفقا و همرزمان در زندانشان بود. در حمله 11 سپتامبر 2001 که از هواپیما به عنوان یک گلوله در عملیات انتحاری استفاده شد،مفهومی که هواپیماربایی را صرفا یک تهدید امنیتی می دانست تغییر داد،اگرچه پیش از آن تلاش برای عملیات مشابهی روی پرواز 8969 هواپیمای فرانسه در سال 1994 صورت گرفته بود(http://en.wikipedia.org )

2-2- تاریخچه هواپیماربایی و بررسی آماری

اولین حادثه ی هواپیماربایی جهان در سال 1930 و در آغاز جنگ سرد، بین شرق و غرب به وقوع پیوست. در این حادثه انقلابیون پرو یک هواپیمای فوکر را به تصرف خود در آوردند تا بدین وسیله از کشور فرار کنند. موج عمده ی هواپیماربایی از آگوست 1947 شروع و تا مارس 1953 ادامه داشت. پنج سال بعد در سال 1958، موج دوم هواپیماربایی شروع شد این دوره آغاز شد که هم زمان با به قدرت رسیدن کاسترو در کوبا بود. به گونه ای که طی مدت 13 سال حدود 25 هواپیماربایی موفق و 7 مورد ناموفق به وقوع پیوست. هدف بیش تر هواپیمارباها فرار از یک کشور کمونیستی به یک کشور غیرکمونیستی بود.
هواپیماربایی های بعدی در 21 فوریه سال 1931 در پرو ، شهر آری کیوپا اتفاق افتاد. شخصی به نام بایرون ریکارد1 که یک هواپیمای فورد را می راند در زمین توسط انقلابیون مسلح دستگیر شد. او از پرواز دادن آن ها به هر نقطه ای امتناع کرد و پس از 10 روز مقاومت ریکارد مطلع شد که انقلاب پیروز گشته و او پس از بردن یکی از آن ها به لیما2 می تواند برگردد.البته بیشتر هواپیماربایی ها به این اندازه مضحک نیستند. اولین هواپیماربایی خط هوایی تجاری در 16 جولای سال 1948 ارتکاب یافت که تلاش بی نتیجه جهت مسلط شدن بر یک هواپیما دریایی اقیانوس آرام موجب سقوط آن در دریای ماکائو گردید.

1. Byron Rickards
2. Lima

در 12 سپتامبر 1948 یک هواپیمای خطوط هوایی T.A.E یونان به صورت موفقیت آمیزی توسط دانشجویان کمونیست که می خواستند به یوگسلاوی بروند مورد تصرف قرار گرفت.هواپیما نزدیک محلی به نام Skopje نشست و بعد از ظهر همان روز بازگشت.از سال 1947 ، 60% هواپیمارباییها جهت فرار و پناهندگی ارتکاب یافته اند، در سال های 69-1968 افزایش شدید جرم هواپیماربایی را شاهد هستیم. در سال 1968 ، 27 مورد هواپیماربایی یا تلاش برای آن، جهت رفتن به کوبا اتفاق افتاد.

در سال 1969 ، 82 مورد در دنیا گزارش شده است که بیشتر از دو برابر کل هواپیماربایی ها در طول سال های 1947 تا 1967 بوده است. بیشتر آنان فلسطینی هایی بودند که از هواپیماربایی به عنوان یک اسلحه ی سیاسی برای انتشار دلایل خود و اعمال فشار به دولت اسرائیل برای آزادسازی فلسطینی ها از زندان، استفاده می کردند. تصرف غیرقانونی هواپیما پس از رسیدن به اوج آن یعنی 385 مورد در سال های 76-1967 کاهش یافت. در سال های 86-1977 جمع آن به 300 مورد کاهش پیدا کرد و در سال های 96-1987 این اندازه تا 212 مورد پایین آمد. به طور کلی 364 مورد هواپیماربایی از سال 1930 تا 1981، در جهان به وقوع پیوسته است که 124 مورد آن در آمریکای شمالی، 103 مورد در آمریکای جنوبی، 83 مورد در اروپا، 40 مورد در آسیا و 14 مورد در آفریقا اتفاق افتاده است.
در فاصله ی سال های 1985 تا 1998، موارد متعددی از حمله به تاسیسات فرودگاه ها و هواپیماها اتفاق افتاد که برخی از موارد مورد اشاره عبارتند از: 2 دسامبر 1984: یک هواپیمای ایرباس خطوط هوایی کویت که با 161 سرنشین راهی کراچی بود، توسط چهار نفر فلسطینی در فرودگاه تهران ربوده شد. این راهزنان هوایی خواستار آزادی 17 زندانی در کویت بودند، نیروهای ایرانی توانستند پس از شش روز هواپیما را به تصرف درآورند و گروگان ها را آزاد کنند.

2
0 آوریل 1988: بوئینگ 737 خطوط هوایی کویت با 11 سرنشین در مشهد (ایران) ربوده می شود. این ماجرا که 16 روز به طول می انجامد، سرانجام در الجزایر با ناکامی هواپیماربایان به پایان می رسد. 21 ژوئن 1995: یکی از اعضای فرقه ی آئوم، یک بوئینگ 747 ژاپنی را، با 365 سرنشین، در فرودگاه هاکودات (شمال ژاپن) به تصرف در می آورد. او خواهان آزادی شوکوآساهارا، رهبر فرقه ی آئوم است، 16 ساعت بعد، حمله ی نیروهای ژاپنی آغاز می شود و تمامی مسافرین بی هیچ آسیبی آزاد می شوند.
26 اوت 1996: یک ایرباس 310- A شرکت هواپیمایی سودان که با 199 مسافر از خارطوم به سوی عمان در پرواز بود، توسط 7 هواپیماربای عراقی ربوده می شود و به فرودگاه استانستر، (در شمال لندن) برده می شود. آنان پس از 20 ساعت و بدون هیچ خشونتی تسلیم می شوند. جداول زیر مهم ترین هواپیماربایی و آمار تلفات انسانی ناشی از آن را در فاصله ی

منبع پایان نامه ارشد درباره قانون مجازات، حقوق داخلی، حقوق بین الملل

گارد پرواز وظيفة حفاظت از ايمني هواپيماها و فرودگاه ها را بر عهده دارد. گارد امنيت پرواز عنوان نيرويي است كه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بنا به دستور سال 1363 حضرت امام (ره) جهت حفظ امنيت هواپيماها و فرودگاه هاي كشور تأسيس گرديد. هرچند دولت در سال هاي 1367 و 1382 خواستار واگذاري اين وظيفه به پليس شده بود لكن با نظر امام و مقام معظم رهبري اين مسئوليت همچنان برعهدة سپاه باقي مانده است.
تابعيت هواپيما:
بر اساس مادة 17 كنوانسيون شيكاگو، هر هواپيما تابعيت كشوري را دارد كه در آنجا به ثبت رسيده است. البته يك هواپيما مي تواند به ثبت مشترك بين چند كشور برسد.
تأسيسات هوايي:
عبارتست از كلية ساختمان ها، تجهيزات و بناهايي كه در يك فرودگاه ايجاد شده و به نحوي با پرواز مربوط مي باشد.

1-11- ساختار تحقيق:

آنچه موضوع این پایان نامه است بررسی سیاست تقنینی ایران در مقابله با جرم هواپیماربایی با نگاهی به اسناد بین المللی می باشد. مطالب این پایان نامه در چهار فصل تشکیل شده که فصل نخست آن مربوط به کلیات تحقیق می باشد که در آن اهمیت و ضرورت این تحقیق که تا چه حد مهم است و سوالات اصلی و فرضیه های مطرح شده و همچنین اهداف و پیشینه ی تحقیق گردآوري شده است.
در بخش های دیگر آن نیز چگونگی روش تحقیق از مطالعات میدانی گرفته تا استفاده از شبکه جهانی اینترنت، کتب، مقالات استفاده؛ و به شیوه ی گردآوری داده ها و اطلاعات آن هم پرداخته ایم. (که برخی محدودیت ها مانع ازمطالعات میدانی گردید. ) محدودیت ها و موانع این پژوهش را هم آورده ایم که از جمله ی آن ها عدم دسترسی به برخی مکان ها و مقاله ها می باشد.

در فصل دوم پایان نامه پیش رو دو مبحث به میان آمده است:
ـ مبحث اول: تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
ـ مبحث دوم: تاریخچه هواپیماربایی و بررسی آماری آن
مبحث نخست از یک مقدمه تشکیل شده است و در ادامه تعریف جرم هواپیماربایی را، هم در حقوق بین الملل و هم در حقوق داخلي ایران آورده ایم و سعی شده این تعریف جامع باشد، هرچند از طرف حقوق دانان و صاحب نظران کوشش های فراوانی به عمل آمده ولی به لحاظ سیاسی، مذهبی، نژادی که این پدیده دارا است و وجود تعاریف و تفاسیر متفاوت از آن، تا کنون تعریف جامع و مانعی از این جرم به عمل نیامده است. در ادامه ی این مبحث تعریف جرم هواپیماربایی در حقوق داخلی پرداخته و در آخر این مبحث به تصرف غیرقانونی هواپیما نیز پرداخته ایم. مبحث دوم از فصل دوم، به تاریخچه ی کامل جرم هواپیماربایی و بررسی این جرم پرداخته كه همراه با جدول آمده است.
با توجه به تصويب قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1392 و پرداختن به صلاحيت قانوني و قضايي در رسيدگي به جرايم موضوع قوانين خاص و نيز تعزيرات به عمل آمده در مبحث شروع به جرم،پرداختن به اين موضوع از اين حيث جديد مي باشد لذا ضرورت اين مسئله ما را بر آن داشت تا پايان نامه ي پيش رو را تهيه و گردآوري نماييم و به تشريح و بررسي راههاي مقابله با جرم هواپيماربايي با نگاهي به اسناد بين المللي و داخلي و مسائل پيرامون آن بپردازيم. باشد که این پژوهش دست اندازی اندکی باشد بر این دنیای گسترده و رو به پیشرفت و نیم نگاهی باشد بر آنچه که در آسمان حمل و نقل رفته است.

در فصل سوم اين پژوهش راجع به كنوانسيون هاي بين المللي و همچنين سازمان بين المللي هوايي(ايكائو) بحث شده است: جامعه بین المللی با توجه به تمام فواید پرواز و استفاده از هواپیما تصمیم گرفت که به مقررات هواپیمایی شکل و نظمی بین المللی بدهد.در مبارزه با جرايم هواپيمايي تا كنون سه پيمان بين المللي مهم به تصويب دولت ها رسيده است كه دولت ايران نيز آن ها را پذيرفته و طرف اين قراردادهاي بين المللي شده است كه عبارتند از:
1. كنوانسيون 1944 شيكاگو
2. كنوانسيون بين المللي راجع به جرايم و برخي اعمال ارتكابي ديگر در هواپيما(كنوانسيون توكيو مصوب 14 دسامبر سال 1963)
3. كنوانسيون بين المللي جلوگيري از تصرف غير قانوني هواپيما(كنوانسيون لاهه مصوب 16 دسامبر سال 1970)
4. كنوانسيون راجع به اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري(كنوانسيون مونترال مصوب 22 دسامبر سال 1971)

در بحث كنوانسيون ها بايد بگوييم كه از همان ابتدا كه كنوانسيون شيكاگو جهت هماهنگي و همكاري بين كشورها به امضاء رسيد، دولت ايران نيز جهت استفاده از مزاياي اين كنوانسيون به آن پيوست و در تاريخ 30/4/1328 معاهدة شيكاگو تحت عنوان قانون اجازة الحاق دولت ايران به مقررات هواپيمايي كشوري بين المللي، به تصويب مجلس شوراي ملّي رسيد و بلافاصله در تاريخ اول مرداد ماه همان سال، قانون هواپيمايي كشوري نيز براي نخستين بار به تصويب رسيد.
متعاقب آن معاهدات و كنوانسيون هاي هوايي يكي پس از ديگري با عضويت ايران در آن معاهدات، به امضاي پارلمان نيز رسيد؛ معاهداتي نظير كنوانسيون توكيو راجع به جرائم و برخي اعمال ارتكابي ديگر در هواپيما مورخ 14 سپتامبر 1963 (23 شهريور 1342)، قرارداد بين‌المللي لاهه راجع به جلوگيري از تصرف غير قانوني هواپيما مورخ25/9/1349 (16 دسامبر 1970)، كنوانسيون مونترال راجع به جلوگيري از اعمال غير قانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري (مصوب 7/3/1352) و نيز پروتكل جلوگيري از اعمال غيرقانوني خشونت آميز در فرودگاه هايي كه در خدمت هواپيمايي كشوري بين‏المللي مي‏باشند مكمل كنوانسيون جلوگيري از اعمال غيرقانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري (مصوب
22/12/1379).
در كنار اجازه به دولت براي الحاق به اين كنوانسيون ها، پارلمان نيز جهت دسترسي به اهداف امنيتي خويش و حمايت از امنيت هوانوردي، قوانين كيفري چندي به عنوان ضمانت اجرا وضع نموده است؛ من جمله قانون هواپيمايي كشوري (1/5/1328)، ‌قانون مجازات اخلال‌كنندگان در امنيت پرواز هواپيما و خرابكاري در وسائل و تأسيسات هواپيمايي ( 4/12/1349)، ‌قانون تشديد مجازات كبوترپراني (15/3/1351)، ‌قانون مجازات اخلالگران درصنايع(2/2/1353)، بعضي مواد قانون مجازات اسلامي و بيش از 60 قانون موافقت حمل و نقل هوايي با كشورهاي مختلف دنيا، كه همگي براي حفظ امنيت هوانوردي و خصوصاً امنيت فرودگاه تدوين گرديده اند. همانگونه كه از پيش بيان گرديد، كنوانسيون هاي بين الملي تماماً به كشورهاي عضو توصيه داشته اند تا اين كشورها در راستاي اهداف كنوانسيون، مجازات هاي شديدي نسبت به متقدمين عليه امنيت هوانوردي تهيه نمايند.
فصل چهارم اين پژوهش در مورد بررسی سیاست های تقنینی ایران در مقابله با جرم هواپیماربایی با نگاهی به اسناد بین المللی مي باشد: قانونگذار ايران در راستاي حمايت از صنعت هواپيما و نقش بسيار زياد اين صنعت در رشد و توسعه‌ي كشور ، جذب توريسم و فراهم كردن زمينه‌ي مساعد براي امور تفريحي و مسافرتي مردم اقدام به تعيين مجازات‌هايي در جهت هر گونه آسيب و اختلال به امنيت پرواز كرده است. از جمله قوانين تصويب شده قانون هواپيمايي كشوري مصوب 1 مرداد 1328 ،‌قانون مجازات اخلال كنندگان در امنيت پرواز هواپيما و خرابكاري در وسائل و تاسيسات هواپيمايي مصوب 4 اسفند 1349 و مواد و قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1375. (فلاح، 1387. ص34)

عناوين قانون داخلي: قانون گذار ايران براي برخورد با اعمال مخاطره آميز نسبت به هواپيما و سرنشينان و تأسيسات هوانوردي وضع كرده است؛عنوان اول مربوط به «قانون هواپيمايي كشوري ايران» مصوب مرداد 1328كه ماده 2 آن به صراحت فقط ناظر بر هواپيماي كشوري است و مواردي از قبيل ممنوعيت راندن هواپيما بدون داشتن گواهينامه مربوطه ، به كار بردن علايم هوايي تقلبي يا مخدوش ساختن علامت هواپيمايي موجود يا راندن عالمانه ي هواپيماي داراي علامت ثبت و تابعيت مجعول يا فاقد علامت ثبت تابعيت و پيش بيني صلاحيت قانوني يا قضايي در برخورد با جرايم داخل هواپيما را در بر مي گيرد كه شامل ربايش هواپيما نمي گردد. عنوان دوم (ماده واحده قانون مجازات اخلال كنندگان در امنيت پرواز و خرابكاري در وسايل و تأسيسات هواپيمايي) است كه در اسفند ماه 1349 به تصويب رسيد و تنها قانون ناظر بر ارتكاب جرم هواپيماربايي است.
فصل دوم-تاریخچه
مبحث اول:تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
مبحث دوم:تاریخچه هواپیماربایی و بررسی آماری
مقدمه
اصولا هر پديده جديدي در كنار فايده ها و تسهيلات خاص خود، مشكلات بخصوصي را نيز به دنبال دارد و مي تواند وسيله اي جهت نيل به برخي مقاصد و اهداف شوم و رذيلانه باشد. هواپيماربايي جرمي است كه سابقه اي ديرينه دارد. از اين رو ما در اين فصل به بيان تاریخچه جرم هواپیماربایی، بررسي آماري آن و همچنين تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق ايران، مهم ترین هواپیماربایی های ارتکاب یافته، انهدام و حملات هوایی به هواپیماها، هواپیماربایی در ایران، خواهیم پرداخت. حال برای اینکه بتوانیم توضیح روشن و شفاف از این عنوان داشته باشیم اول از همه به تعریف جرم هواپیماربایی می پردازیم و نظرات و تعاریف مختلفی که از این جرم شده است را می آوریم.

2-1- تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
جرم هواپیماربایی از جمله جرایم نوظهوری است که در چند دهه اخیر، توجه اذهان را به خود معطوف داشته و مورد بحث مجامع ملی و بین المللی قرار گرفته است. پس از جنگ جهانی دوم کنفرانس های بین المللی متعددی در مورد حقوق هوایی، تشکیل و مقرراتی در این کنفرانس ها خصوصا در توکیو، لاهه و مونترال وضع گردید. واژه هواپیماربایی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم وارد فرهنگ واژگان زبان ها شد و علیرغم تکرار در طول سالیان، هنوز هم هر بار که اتفاق می افتد بسیار مهم و با اهمیت تلقی می شود.
جرم هواپیماربایی علاوه بر خطرات جانی و مالی که مستقیما متوجه مسافران و سرنشینان هواپیماست از جهات دیگر از جمله، اقتصادی و اجتماعی نیز متضمن نتایج و آثار زیانباری است که سلب اعتماد مردم از مسافرت با این وسیله سریع السیر و مشکلات حقوقی و سیاسی ناشی از آن را می توان از جمله ی این آثار زیانبار دانست. به عبارتی دیگر اثر این جرم بر مسافران سبب دشواری مسافرت با هواپیما و عدم تامین حمل و نقل هوایی و در نتیجه، کاهش کارایی این وسیله می گردد و شرکت های هواپیمایی را مواجه با زیان های فوق العاده می نماید.

هواپیماربایی در زبان فارسی دارای عناوین مترادفی چون: هواپیمادزدی و راهزنی هوایی است لیکن در زبان انگلیسی آنچه که در این خصوص متداول است واژه Hi jacking است. که البته در مواردی کلمات jacking Sky و piracy نیز به کار می رود. منتها واژه ی اخیر به معنی دزدی دریایی است و نمی تواندمفهوم دزدی هوایی یا هواپیماربایی داشته باشد. کنوانسیون 1958 ژنو راجع به حقوق دریاها به دلیل همین عدم مشابهت راهزنی دریایی با راهزنی هوایی، پیشنهاد به کار بردن واژه ی واحدی برای هر دو نوع راهزنی را رد کرد، زیرا در راهزنی دریایی برخلاف هواپیماربایی، صرفا اموال و کالاها مورد تهدید قرار میگیرند. بنابراین رساترین واژه ب
رای رساندن مفهوم هواپیماربایی واژه ی Hi jacking است و Hi jacker نیز به معنای هواپیماربا است. علیرغم اطلاق این واژه بر عمل هواپیماربایی لیکن از آن جا که این احتمال وجود دارد که هر نوع عملیاتی را بتوان از مصادیق واژه ی Hi jacking دانست لذا دولت ها در انعقاد پیمان های مربوط به جلوگیری از این جرم، سعی در به کار بردن واژه ی مرکب و کاملأ رسا برای آن دارند. از این رو از واژه ی Hi jacking استفاده نکرده، بلکه به جای آن واژه مرکب: Unlawfull seizure of aircraft به معنای: تصرف غیر قانونی هواپیما را به کار می برند. (نوری فر، 52-1351ص 35) در زبان فارسی از هواپیما ربایی با واژه ها و عبارات متفاوتی نظیر«راهزنی هوایی» و «هواپیماربایی» و «سرقت هوایی» و «هواپیما دزدی» یاد شده است(رسولی توانا 1376ص 71 )در زبان انگلیسی برای عمل ربودن هواپیما به صورت متداول آن اصطلاح معروف (های جکینگ) به کار رفته است(شاملو احمدی، 1380 ص 46)
در پیمان لاهه علی رغ

پایان نامه ارشد رایگان درمورد حمل و نقل هوایی، مجمع عمومی، سازمان های بین المللی

۲۰۱۰ :

– سلامت و ایمنی پرواز
– امنیت پرواز
– حفاظت از محیط زیست
– ارتقا کارایی عملیات هواپیمایی کشوری
– استمرار عملیات هواپیمایی کشوری
– قانون و مقررات و تحکیم حاکمیت قانون بر هواپیمایی کشوری

3-5-5- ساختار و وظایف شورای ایکائو
 
ترکیب شورا
شورا ، یک عضو دایمی است که در مقابل مجمع ایکائو مسئولیت دارد. تعداد اعضای شورا ، ۳۳ عضو می باشد. البته لازم به ذکر است که در بیست و هشتمین اجلاس مجمع عمومی ایکائو در سال ۱۹۹۰ ، تعداد اعضا به ۳۶ عضو افزایش یافته است؛ ولی تاکنون پروتکل اصلاحی آن لازم الاجرا نشده است. بنابراین ، تا زمان لازم الاجرا شدن پروتکل مزبور ، باید تعداد اعضای شورا را همان ۳۳ عضو بدانیم.

اعضای شورا از سوی مجمع عمومی ایکائو به مدت ۳ سال انتخاب می شوند. اعضای شورا معمولا کشورهای هستند که از لحاظ حمل و نقل هوایی اهمیت زیاد و دارای ترافیک سنگین هوایی می باشند. همچنین برخی از اعضای شورا ، کشورهایی هستند که دارای تکنولوژی پیشرفته در امر تسهیلات هوانوردی می باشند. در انتخاب اعضای شورا همانند ارکان دیگر سازمان های بین المللی ، سعی شده است که مناطق عمده جغرافیایی نیز حداقل یک نماینده در آن داشته باشند.
اعضای شورای ایکائو نماینده کشور خود می باشند و بیشتر حافظ منافع کشور خود هستند ، هر چند انتظار می رود که به منافع کشورهای دیگر نیز توجه داشته باشند و نسبت به آنها نیز احساس مسئولیت کنند تا شورا قادر باشد در سطح بین المللی فعالیت کند. ریاست شورا توسط اعضای شورا و به مدت ۳ سال انتخاب می شود که مجددا نیز قابل انتخاب می باشد. اما باید دانست که رییس شورا به هنگام اتخاذ تصمیم ، از دادن رای محروم است.  به همین دلیل رییس می تواند از بین غیر اعضای شورا نیز انتخاب شود.
تصمیمات شورا با رای اکثریت اتخاذ می شود. البته شورا معمولا اختیاراتی به کمیسیون های مختلف که متشکل از اعضای خود شورا می باشند ، تفویض می کند. هر کشور ذینفعی می تواند از تصمیمات کمیسیون ها ، به شورا شکایت کند و چنانچه مساله مورد بررسی در یکی از کمیسیون ها ، به امور اعضا مربوط شود ، عضو مزبور حق شرکت در جلسات کمیسیون را بدون اینکه حق را داشته باشد ، خواهد داشت.
 
 

3-5-6- وظایف و اختیارات شورا

1- براساس مواد ۵۴ و ۵۵
الف : وظایف اجباری
 
– ارایه گزارش های سالانه به مجمع
– انجام دستورالعمل های مجمع
– تعیین ساختار و آیین نامه داخلی خود
– تعیین وظایف کمیته حمل و نقل هوایی
– تشکیل کمیسیون هوانوردی
– اداره امور مالی سازمان
– تعیین دبیرکل و اقدام برای انتصاب کارمندان لازم
– گزارش از موارد نقض کنوانسیون و عدم اجرای توصیه ها به دولت های عضو ایکائو
– تصویب استانداردهای بین المللی

پایان نامه ارشد رایگان درمورد قانون مجازات، حقوق داخلی، حقوق بین الملل

پروازی (هواگردها) ارائه می‌دهد.
از جنبة پيشگيري و دفع جرائم، در ايران گارد پرواز وظيفة حفاظت از ايمني هواپيماها و فرودگاه ها را بر عهده دارد. گارد امنيت پرواز عنوان نيرويي است كه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بنا به دستور سال 1363 حضرت امام (ره) جهت حفظ امنيت هواپيماها و فرودگاه هاي كشور تأسيس گرديد. هرچند دولت در سال هاي 1367 و 1382 خواستار واگذاري اين وظيفه به پليس شده بود لكن با نظر امام و مقام معظم رهبري اين مسئوليت همچنان برعهدة سپاه باقي مانده است.
تابعيت هواپيما:
بر اساس مادة 17 كنوانسيون شيكاگو، هر هواپيما تابعيت كشوري را دارد كه در آنجا به ثبت رسيده است. البته يك هواپيما مي تواند به ثبت مشترك بين چند كشور برسد.
تأسيسات هوايي:
عبارتست از كلية ساختمان ها، تجهيزات و بناهايي كه در يك فرودگاه ايجاد شده و به نحوي با پرواز مربوط مي باشد.

1-11- ساختار تحقيق:

آنچه موضوع این پایان نامه است بررسی سیاست تقنینی ایران در مقابله با جرم هواپیماربایی با نگاهی به اسناد بین المللی می باشد. مطالب این پایان نامه در چهار فصل تشکیل شده که فصل نخست آن مربوط به کلیات تحقیق می باشد که در آن اهمیت و ضرورت این تحقیق که تا چه حد مهم است و سوالات اصلی و فرضیه های مطرح شده و همچنین اهداف و پیشینه ی تحقیق گردآوري شده است.
در بخش های دیگر آن نیز چگونگی روش تحقیق از مطالعات میدانی گرفته تا استفاده از شبکه جهانی اینترنت، کتب، مقالات استفاده؛ و به شیوه ی گردآوری داده ها و اطلاعات آن هم پرداخته ایم. (که برخی محدودیت ها مانع ازمطالعات میدانی گردید. ) محدودیت ها و موانع این پژوهش را هم آورده ایم که از جمله ی آن ها عدم دسترسی به برخی مکان ها و مقاله ها می باشد.

در فصل دوم پایان نامه پیش رو دو مبحث به میان آمده است:
ـ مبحث اول: تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
ـ مبحث دوم: تاریخچه هواپیماربایی و بررسی آماری آن
مبحث نخست از یک مقدمه تشکیل شده است و در ادامه تعریف جرم هواپیماربایی را، هم در حقوق بین الملل و هم در حقوق داخلي ایران آورده ایم و سعی شده این تعریف جامع باشد، هرچند از طرف حقوق دانان و صاحب نظران کوشش های فراوانی به عمل آمده ولی به لحاظ سیاسی، مذهبی، نژادی که این پدیده دارا است و وجود تعاریف و تفاسیر متفاوت از آن، تا کنون تعریف جامع و مانعی از این جرم به عمل نیامده است. در ادامه ی این مبحث تعریف جرم هواپیماربایی در حقوق داخلی پرداخته و در آخر این مبحث به تصرف غیرقانونی هواپیما نیز پرداخته ایم. مبحث دوم از فصل دوم، به تاریخچه ی کامل جرم هواپیماربایی و بررسی این جرم پرداخته كه همراه با جدول آمده است.
با توجه به تصويب قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1392 و پرداختن به صلاحيت قانوني و قضايي در رسيدگي به جرايم موضوع قوانين خاص و نيز تعزيرات به عمل آمده در مبحث شروع به جرم،پرداختن به اين موضوع از اين حيث جديد مي باشد لذا ضرورت اين مسئله ما را بر آن داشت تا پايان نامه ي پيش رو را تهيه و گردآوري نماييم و به تشريح و بررسي راههاي مقابله با جرم هواپيماربايي با نگاهي به اسناد بين المللي و داخلي و مسائل پيرامون آن بپردازيم. باشد که این پژوهش دست اندازی اندکی باشد بر این دنیای گسترده و رو به پیشرفت و نیم نگاهی باشد بر آنچه که در آسمان حمل و نقل رفته است.

در فصل سوم اين پژوهش راجع به كنوانسيون هاي بين المللي و همچنين سازمان بين المللي هوايي(ايكائو) بحث شده است: جامعه بین المللی با توجه به تمام فواید پرواز و استفاده از هواپیما تصمیم گرفت که به مقررات هواپیمایی شکل و نظمی بین المللی بدهد.در مبارزه با جرايم هواپيمايي تا كنون سه پيمان بين المللي مهم به تصويب دولت ها رسيده است كه دولت ايران نيز آن ها را پذيرفته و طرف اين قراردادهاي بين المللي شده است كه عبارتند از:
1. كنوانسيون 1944 شيكاگو
2. كنوانسيون بين المللي راجع به جرايم و برخي اعمال ارتكابي ديگر در هواپيما(كنوانسيون توكيو مصوب 14 دسامبر سال 1963)
3. كنوانسيون بين المللي جلوگيري از تصرف غير قانوني هواپيما(كنوانسيون لاهه مصوب 16 دسامبر سال 1970)
4. كنوانسيون راجع به اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري(كنوانسيون مونترال مصوب 22 دسامبر سال 1971)

در بحث كنوانسيون ها بايد بگوييم كه از همان ابتدا كه كنوانسيون شيكاگو جهت هماهنگي و همكاري بين كشورها به امضاء رسيد، دولت ايران نيز جهت استفاده از مزاياي اين كنوانسيون به آن پيوست و در تاريخ 30/4/1328 معاهدة شيكاگو تحت عنوان قانون اجازة الحاق دولت ايران به مقررات هواپيمايي كشوري بين المللي، به تصويب مجلس شوراي ملّي رسيد و بلافاصله در تاريخ اول مرداد ماه همان سال، قانون هواپيمايي كشوري نيز براي نخستين بار به تصويب رسيد.
متعاقب آن معاهدات و كنوانسيون هاي هوايي يكي پس از ديگري با عضويت ايران در آن معاهدات، به امضاي پارلمان نيز رسيد؛ معاهداتي نظير كنوانسيون توكيو راجع به جرائم و برخي اعمال ارتكابي ديگر در هواپيما مورخ 14 سپتامبر 1963 (23 شهريور 1342)، قرارداد بين‌المللي لاهه راجع به جلوگيري از تصرف غير قانوني هواپيما مورخ25/9/1349 (16 دسامبر 1970)، كنوانسيون مونترال راجع به جلوگيري از اعمال غير قانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري (مصوب 7/3/1352) و نيز پروتكل جلوگيري از اعمال غيرقانوني خشونت آميز در فرودگاه هايي كه در خدمت هواپيمايي كشوري بين‏المللي مي‏باشند مكم
ل كنوانسيون جلوگيري از اعمال غيرقانوني عليه امنيت هواپيمايي كشوري (مصوب 22/12/1379).
در كنار اجازه به دولت براي الحاق به اين كنوانسيون ها، پارلمان نيز جهت دسترسي به اهداف امنيتي خويش و حمايت از امنيت هوانوردي، قوانين كيفري چندي به عنوان ضمانت اجرا وضع نموده است؛ من جمله قانون هواپيمايي كشوري (1/5/1328)، ‌قانون مجازات اخلال‌كنندگان در امنيت پرواز هواپيما و خرابكاري در وسائل و تأسيسات هواپيمايي ( 4/12/1349)، ‌قانون تشديد مجازات كبوترپراني (15/3/1351)، ‌قانون مجازات اخلالگران درصنايع(2/2/1353)، بعضي مواد قانون مجازات اسلامي و بيش از 60 قانون موافقت حمل و نقل هوايي با كشورهاي مختلف دنيا، كه همگي براي حفظ امنيت هوانوردي و خصوصاً امنيت فرودگاه تدوين گرديده اند. همانگونه كه از پيش بيان گرديد، كنوانسيون هاي بين الملي تماماً به كشورهاي عضو توصيه داشته اند تا اين كشورها در راستاي اهداف كنوانسيون، مجازات هاي شديدي نسبت به متقدمين عليه امنيت هوانوردي تهيه نمايند.
فصل چهارم اين پژوهش در مورد بررسی سیاست های تقنینی ایران در مقابله با جرم هواپیماربایی با نگاهی به اسناد بین المللی مي باشد: قانونگذار ايران در راستاي حمايت از صنعت هواپيما و نقش بسيار زياد اين صنعت در رشد و توسعه‌ي كشور ، جذب توريسم و فراهم كردن زمينه‌ي مساعد براي امور تفريحي و مسافرتي مردم اقدام به تعيين مجازات‌هايي در جهت هر گونه آسيب و اختلال به امنيت پرواز كرده است. از جمله قوانين تصويب شده قانون هواپيمايي كشوري مصوب 1 مرداد 1328 ،‌قانون مجازات اخلال كنندگان در امنيت پرواز هواپيما و خرابكاري در وسائل و تاسيسات هواپيمايي مصوب 4 اسفند 1349 و مواد و قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1375. (فلاح، 1387. ص34)

عناوين قانون داخلي: قانون گذار ايران براي برخورد با اعمال مخاطره آميز نسبت به هواپيما و سرنشينان و تأسيسات هوانوردي وضع كرده است؛عنوان اول مربوط به «قانون هواپيمايي كشوري ايران» مصوب مرداد 1328كه ماده 2 آن به صراحت فقط ناظر بر هواپيماي كشوري است و مواردي از قبيل ممنوعيت راندن هواپيما بدون داشتن گواهينامه مربوطه ، به كار بردن علايم هوايي تقلبي يا مخدوش ساختن علامت هواپيمايي موجود يا راندن عالمانه ي هواپيماي داراي علامت ثبت و تابعيت مجعول يا فاقد علامت ثبت تابعيت و پيش بيني صلاحيت قانوني يا قضايي در برخورد با جرايم داخل هواپيما را در بر مي گيرد كه شامل ربايش هواپيما نمي گردد. عنوان دوم (ماده واحده قانون مجازات اخلال كنندگان در امنيت پرواز و خرابكاري در وسايل و تأسيسات هواپيمايي) است كه در اسفند ماه 1349 به تصويب رسيد و تنها قانون ناظر بر ارتكاب جرم هواپيماربايي است.
فصل دوم-تاریخچه
مبحث اول:تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
مبحث دوم:تاریخچه هواپیماربایی و بررسی آماری
مقدمه
اصولا هر پديده جديدي در كنار فايده ها و تسهيلات خاص خود، مشكلات بخصوصي را نيز به دنبال دارد و مي تواند وسيله اي جهت نيل به برخي مقاصد و اهداف شوم و رذيلانه باشد. هواپيماربايي جرمي است كه سابقه اي ديرينه دارد. از اين رو ما در اين فصل به بيان تاریخچه جرم هواپیماربایی، بررسي آماري آن و همچنين تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق ايران، مهم ترین هواپیماربایی های ارتکاب یافته، انهدام و حملات هوایی به هواپیماها، هواپیماربایی در ایران، خواهیم پرداخت. حال برای اینکه بتوانیم توضیح روشن و شفاف از این عنوان داشته باشیم اول از همه به تعریف جرم هواپیماربایی می پردازیم و نظرات و تعاریف مختلفی که از این جرم شده است را می آوریم.

2-1- تعریف هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی
جرم هواپیماربایی از جمله جرایم نوظهوری است که در چند دهه اخیر، توجه اذهان را به خود معطوف داشته و مورد بحث مجامع ملی و بین المللی قرار گرفته است. پس از جنگ جهانی دوم کنفرانس های بین المللی متعددی در مورد حقوق هوایی، تشکیل و مقرراتی در این کنفرانس ها خصوصا در توکیو، لاهه و مونترال وضع گردید. واژه هواپیماربایی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم وارد فرهنگ واژگان زبان ها شد و علیرغم تکرار در طول سالیان، هنوز هم هر بار که اتفاق می افتد بسیار مهم و با اهمیت تلقی می شود.
جرم هواپیماربایی علاوه بر خطرات جانی و مالی که مستقیما متوجه مسافران و سرنشینان هواپیماست از جهات دیگر از جمله، اقتصادی و اجتماعی نیز متضمن نتایج و آثار زیانباری است که سلب اعتماد مردم از مسافرت با این وسیله سریع السیر و مشکلات حقوقی و سیاسی ناشی از آن را می توان از جمله ی این آثار زیانبار دانست. به عبارتی دیگر اثر این جرم بر مسافران سبب دشواری مسافرت با هواپیما و عدم تامین حمل و نقل هوایی و در نتیجه، کاهش کارایی این وسیله می گردد و شرکت های هواپیمایی را مواجه با زیان های فوق العاده می نماید.

هواپیماربایی در زبان فارسی دارای عناوین مترادفی چون: هواپیمادزدی و راهزنی هوایی است لیکن در زبان انگلیسی آنچه که در این خصوص متداول است واژه Hi jacking است. که البته در مواردی کلمات jacking Sky و piracy نیز به کار می رود. منتها واژه ی اخیر به معنی دزدی دریایی است و نمی تواندمفهوم دزدی هوایی یا هواپیماربایی داشته باشد. کنوانسیون 1958 ژنو راجع به حقوق دریاها به دلیل همین عدم مشابهت راهزنی دریایی با راهزنی هوایی، پیشنهاد به کار بردن واژه ی واحدی برای هر دو نوع راهزنی را رد کرد، زیرا در راهزنی دریایی برخلاف هواپیماربا
یی، صرفا اموال و کالاها مورد تهدید قرار میگیرند. بنابراین رساترین واژه برای رساندن مفهوم هواپیماربایی واژه ی Hi jacking است و Hi jacker نیز به معنای هواپیماربا است. علیرغم اطلاق این واژه بر عمل هواپیماربایی لیکن از آن جا که این احتمال وجود دارد که هر نوع عملیاتی را بتوان از مصادیق واژه ی Hi jacking دانست لذا دولت ها در انعقاد پیمان های مربوط به جلوگیری از این جرم، سعی در به کار بردن واژه ی مرکب و کاملأ رسا برای آن دارند. از این رو از واژه ی Hi jacking استفاده نکرده، بلکه به جای آن واژه مرکب: Unlawfull seizure of aircraft به معنای: تصرف غیر قانونی هواپیما را به کار می برند. (نوری فر، 52-1351ص 35) در زبان فارسی از هواپیما ربایی با واژه ها و عبارات متفاوتی نظیر«راهزنی هوایی» و «هواپیماربایی» و «سرقت هوایی» و «هواپیما دزدی» یاد شده است(رسولی توانا 1376ص 71 )در زبان انگلیسی برای عمل ربودن هواپیما به صورت متداول آن اصطلاح معروف (های جکینگ

پایان نامه ارشد رایگان درمورد قانون مجازات، سیاست تقنینی، نیروهای مسلح

یافتن نقاط ضعف و قوت و تبیین کاستی های موجود در زمینه شناساندن منشأ و مبنای جرم هواپیماربایی در داخل و خارج از مرزه جرم هواپيماربايي،به موضوع صلاحيت قضايي و قانوني ايران پرداخته اند؟

1-4 فرضيه تحقيق

در عين حال فرضيه هايي نيز در اين پايان نامه متصور است:

1- قوانين ومقررات ايران ناظر بر جرم هواپيماربايي تا حد زيادي با مقررات و كنوانسيون هاي بين المللي انطباق دارد.
2- قوانين خاص حاكم بر جرم هواپيماربايي به طور كامل به صلاحيت قضايي و قانوني ايران نپرداخته است و در اين رابطه خلأهايي وجود داشته كه با تصويب ماده 5 قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1392 خلأهاي قانوني تا حدي بر طرف گرديده است.

1-5 اهداف تحقيق

یافتن نقاط ضعف و قوت و تبیین کاستی های موجود در زمینه شناساندن منشأ و مبنای جرم هواپیماربایی در داخل و خارج از مرزها می باشد. با توجه به تصویب قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و پرداختن به صلاحیت قانونی و قضایی در رسیدگی به جرایم موضوع قوانین خاص و نیز تعزیرات به عمل آمده در مبحث شروع به جرم، پرداختن به این موضوع از این حیث جدید می باشد.
و همچنین سعی شده، این بحث که: آیا قوانین و مقررات داخلی ناظر بر جرم هواپیماربایی با مقررات مندرج در کنوانسیون هایی که در این رابطه به تصویب رسیده انطباق دارد یا خیر. و همچنین روشن شود که آیا قوانین و مقررات داخلی ناظر به جرم هواپیماربایی، به موضوع صلاحیت قضایی و قانونی ایران پرداخته اند یا خیر. و اینکه چقدر موضوع جرم هواپیماربایی برای کشور ایران اهمیت داشته است.
هدف دیگر از این پژوهش و انتخاب این عنوان، نپرداختن و نبود چنین پژوهشی در این راستا بود.

1-6 هدف كاربردي تحقيق
هدف کاربردی این تحقیق، یافتن خلاهای موجود در معرفی جرم هواپیماربایی است که می تواند در دانشگاهها، مراکز علمی-پژوهشی و قوه قضاییه، پليس فرودگاه و سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد.

1-7 پيشينه تحقيق
باتوجه به اينكه جرم هواپيماربايي يك جرم مخل امنيت و منافع عمومي دولت ها و ملت ها مي باشد اما تاكنون تحقيقات و مقالات زيادي در اين مورد موجود نمي باشد، همين امر برخي افراد جامعه ي حقوقي را برآن داشت تا به جنبه هاي حقوقي اين مهم بپردازند و تحقيقات و پژوهش هاي خود را در كتاب يا مقالات خود بياورند تا توانسته باشند قدمي كوچك در اين موضوع داخلي و بين المللي برداشته باشند.
البته تحقيق و پژوهش پيرامون اين موضوع با موانع و مشكلاتي نيز رو به رو است كه از جمله كمبود منابع و كتب در رابطه ي با اين قضيه و عدم همكاري برخي ارگان ها در كمك به اين موضوع از اين موانع و مشكلات مي باشد، براي مثال از جمله كتاب هايي كه در اين مورد نوشته شده و در ايران تاكنون ترجمه نشده است كتاب اسكاي جك(Sky Jack ) نوشته ي آقاي تيم ويكاري(Tim Vicary) كه انتشارات تهران اشتياق در سال 1377 آن را به چاپ رسانده و متاسفانه ترجمه ي آن در كتابخانه ي ملي ايران نيز يافت نشد.

اما منابعي كه موجود بوده و مورد استفاده بنده در اين پايان نامه واقع شده است موارد زير بوده اند:

پايان نامه دوره كارشناسي ارشد آقاي محمودرضا خاوريان رضايي كه در سال 1357-1356 آن را با عنوان جرايم هواپيمايي در دانشگاه تهران به ثبت رسانده است. در سال 1372 آقاي عباس سلمان پور نيز پايان نامه ي دوره ي كارشناسي ارشد پايان نامه خود را با همين عنوان در دانشگاه شهيدبهشتي به ثبت رساندند و تلاش هايي را براي معرفي اين جرم انجام داده اند. همچنين خانم تهمينه بهارلو در سال 1384-1383 در دانشكده حقوق واحد تهران مركزي دانشگاه آزاد پايان نامه دوره ي كارشناسي ارشد خود را با عنوان هواپيماربايي در حقوق بين الملل مورد تحقيق و پژوهش قرار دادند.
و بنده نيز به تبع اهميت اين موضوع، با توجه به وجود موانع و مشكلات موجود، براي پيشرفت علم و دانش كشورم برآن شدم كه به ادامه پژوهش ها و موضوعات اشاره شده بپردازم و پايان نامه خود را با نگاهي جزيي تر با عنوان بررسي سياست تقنيني ايران در مقابله با جرم هواپيماربايي با نگاهي به اسناد بين المللي مورد پژوهش وتحقيق قرار داده ام.
علاوه بر استفاده از منابع فوق در پايان نامه خود، از كتب و جزواتي ديگر نيز بهره گرفته ام كه از جمله ي آن ها موارد زير مي باشد:كتاب مجموعه قوانين و مقررات حقوق هوايي، نوشته ي احمد مظفري، كتاب آثار راهبردي حقوق بين الملل هوا و دريا تأليف دكتر حسين نواده توپچي، كتاب حقوق بين الملل هوايي از دكتر منصور جباري، كتاب مقدمه اي بر حقوق بين الملل هوايي(بررسي كنوانسيون شيكاگو و ضمائم) نوشته ي دكتر حسين نواده توپچي و همچنين كتاب حقوق جزاي بين الملل نوشته ي دكتر حسن پوربافراني.
و مجلات و نشرياتي كه مورد استفاده بنده قرار گرفته: مجله ي مناطق آزاد شماره 187، مجله صنعت حمل و نقل شماره 26، نشريه جوانه ي انديشه شماره 46 و همچنين برخي سايت هاي اينترنتي و جزوات ديگر.
بنابراین به منظور پاسخگویی به سوالات تحقیق، تبیین منشأ و مبنای این جرم، انجام این تحقیق ضروری به نظر می رسد. كثرت ارتكاب جرايم هواپيمايي، ضرورت و اهميت امنيت هواپيمايي، هواپیماربایی در حقوق بین الملل و حقوق داخلی، آمار هواپیماربایی در جهان، مهم ترین هواپیماربایی های ارتکاب یافته، انهدام و حملات هوایی به هواپیماها، هواپیماربایی در ایران و حادثه هواپيمايي 11 سپتامبر 2001 كه تخريب فراوان به دنبال داشت و آثار آن
هنوز در عرصه بين المللي ادامه دارد انگيزه هاي اصلي اينجانب در اين پايان نامه مي باشد.

1-8 روش تحقيق

نوع روش اين تحقيق توصیفی و تحلیلی است. ابزار مناسب کتابخانه ای است علاوه بر منابع مورد نظر از نرم افزارهای رایانه ای، کتابخانه های مجاز، پایان نامه ها و اطلاعات موجود در شبکه جهانی اینترنت نیز استفاده می گردد.

1-9 شيوه گردآوري داده ها و اطلاعات

به منظور گردآوري اطلاعات لازم حضور در كتابخانه ملي تهران و مطالعات فشرده ي كتابخانه اي؛ و حضور در دانشگاه هاي معتبري مانند دانشگاه شهيد بهشتي، دانشگاه گيلان، دانشگاه قم و برخي دانشگاه هاي ديگر براي دستيابي به پايان نامه ها و جزوات مربوط به موضوع تحقيق مورد نظر، مراجعه به فرودگاه بين المللي امام خميني و دادگاه كيفري استان تهران، ديدار و گفتگو با اساتيد برجسته، و همچنين از ابزار فيش برداري كتب مختلف، اينترنت، جزوات و پايان نامه هاي مرتبط با موضوع بهره گيري شده است.

1-10 مفاهيم و واژه هاي تحقيق

هواپيما، هواپيماي درحال پرواز، تصرف غير قانوني هواپيما، هواپیما ربایی، سیاست تقنینی، جرم هواپیما ربایی، امنيت پرواز، تابعيت هواپيما، تاسيسات هوايي

هواپيما :
در لغت به معناي طي كنندة هوا كه در هوا راه پيمايدآمده است. هواپیما هواگردی سنگین‌تر از هوا است. در هواپیما اختلاف فشار هوائی که از روی بال و زیر بال می‌گذرد ایجاد نیروی برآر می‌کند و با خنثی شدن نیروی وزن، هواپیما به پرواز در می‌آید
به نظر می رسد که هواپیما یکی از محورهای مهم هوانوردی و حقوق هوایی است  که ارائه تعریفی از آن مهم و ضروری به نظر می رسد. هواپیما به عنوان مهمترین شخصیت حقوق هوایی به شمار می رود، در اصطلاح تخصصي، مطابق مادة يك قانون هواپيمايي كشوري، منظور از هواپيما وسيله نقليه‌اي است كه بتواند در نتيجه عكس‌العمل هوا خود را در فضا نگه دارد. (مظفري، 1390. ص32)

قرارداد هواپیمایی کشوری بین‌المللی که سازمان ایکائو بر اساس آن تاسیس شده هواپیماها را به دو نوع کشوری و دولتی تقسیم کرده و اعلام داشته که این قرارداد فقط هواپیماهای کشوری را شامل می‌شود. معاهده تعریفی از هواپیماهای کشوری به دست نداده اما از آنجا که انواع هواپیماهای دولتی را تعریف کرده می‌توان گفت هواپیماهایی که دولتی نباشند و پرواز بین‌المللی انجام دهند هواپیمای کشوری محسوب می‌شوند.
هواپیمای دولتی هم در ماده ۵ این معاهده هواپیماهایی که کارهای نظامی، گمرکی و شهربانی (نیروی انتظامی) را انجام می‌دهند تعریف شده‌اند. ابهام واژه هواپیمای دولتی باعث شده تا نظرات مختلفی در مورد دایره شمول آن بیان می‌شود. یکی از نویسندگان به نام ورشور در کتاب مقدمه‌ای بر حقوق هوایی خود هواپیماهای دولتی را شامل هواپیماهای نظامی و انتظامی یعنی هواپیماهایی که بخشی از نیروهای مسلح را تشکیل می‌دهند، هواپیماهای گمرک، پست، هواپیماهای حامل سران و مقامات بلندپایه کشورها و هواپیماهای در حال ماموریت ویژه دانسته است. هواپیماهای نظامی ، گمرکی و انتظامی را باید در زمره هواپیماهای دولتی دانست. (http://fa.wikipedia.org )

هواپيماي در حال پرواز:
هواپيمايي كه كليه درهاي خروجي آن پس از سوار شدن مسافرين بسته شود تا زماني كه مجددا به منظور پياده شدن مسافرين باز گردد در حال پرواز تلقي مي شود.(ماده 5 كنوانسيون توكيو)

تصرف غيرقانوني هواپيما:
هرگاه شخصي داخل هواپيما از طريق غيرقانوني و با توسل به زور يا تهديد به زور مرتكب عمل مداخله و تصرف و يا اعمال كنترل هواپيماي در حال پرواز بشود…را تصرف غير قانوني هواپيما گويند. (مظفري، 1391. ص 261)

هواپيماربايي:
به عملی گفته می‌شود که طی آن یک هواپیما بر اساس هر نوع اهداف شخصی، تلافی‌جویانه یا سیاسی، دزدیده شود. معمولا پس از ربایش هواپیما، ربایندگان خلبان را مجبور به تغییر مسیر عادی می‌کنند و هواپیما را به نقطه از پیش تعیین شده می‌برند. (http://fa.wikipedia.org )

در اختیار گرفتن اداره هواپیمای کشوری در حال پرواز با داشتن قصد ربایش و با توسل به هر شیوه و وسیله ای توسط فرد یا افرادی از داخل یا خارج از هواپیما (مجله صنعت حمل و نقل ،شماره 26،ص75)
ماده 1 کنوانسیون جلوگیری از توقیف غیر قانونی هواپیما، هواپيماربايي را اينگونه تعريف كرده است: توقیف یا کنترل هواپیمای در حال پرواز یا شروع به این اعمال یا معاونت در انجام آن، بطور غیر قانونی، با زور یا تهدید یا هر نوع ارعاب دیگر.
تعریف هواپیماربایی در مقررات داخلی تنها در بند 1 ماده واحده  ذکر شده است. اگرچه بعضی حقوق دانان معتقدند ماده 23 قانون هواپیمایی کشوری نیز به آن پرداخته است اما با قدری تامل در این ماده که میگوید “هر کس به قصد ایجاد خطر برای هواپیما یا سرنشینان آن علامت تقلبی به کار برد یا……..به حبس از 6 ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد. میتوان گفت منظور مقنن تنها عمل خرابکاری بوده است و بس و علت را هم میتوان عدم شیوع جرم هواپیماربایی و نوپا بودن صنعت هواپیمایی در سال تصویب این قانون (1328 )جستجو کرد.
اما به نظر میرسد هر کدام از قوانین مذکور در دسته بندی یا تعریف مفهوم هواپیماربایی دارای اشکالاتی میباشند. به عنوان مثال: بند 1 ماده واحده تنها تغییر مسیر و انحراف از مسیر اصلی را در دایره اخلال گری میداند. در حالی که ممکن است هواپیماربایی صورت گیرد ولی مسیر اصلی هواپیما حفظ شود مانند ربودن هواپیمای اسرا
ئیلی توسط چهار کماندوی فلسطینی در 1973. (مجله صنعت حمل و نقل ،شماره 26،ص75 ) 

سياست تقنيني:
عبارت است از تدبر و چاره اندیشی قانونگذار در مورد جرم و پاسخ به آن که با توجه به وابستگی سیاست جنایی به نظام سیاسی هر کشور حالت های مختلفی به خود می گیرد. سیاست تقنینی سلیقه ی قانونگذاران مختلف و انتخاب های آنان در انواع جرایم و مجازات ها و به طور کلی نحوه مقابله با پدیده مجرمانه و دادرسی جرایم است. (ابرندآبادي، 1376 ص260)

جرم هواپيماربايي:
بدست گرفتن هدايت و كنترل هواپيماي در حال پرواز به شكل غير قانوني به صورت مباشرت و يا تسبيب.

امنيت پرواز:
به مجموعه اقداماتي گويند كه امنيت هوانوردي را از دو جنبة فني- پروازي و جرائم هوانوردي، در حد مطلوب حفظ نمايد. بخش مراقبت پرواز فرودگاه ها وظيفة حفظ امنيت فني پروازي هواپيما را بر عهده دارند. مراقبت پرواز سیستمی است که برای جلوگیری از تصادفات و ایجاد بستری مناسب و کارآمد برای حرکت روان ترافیک (عبور و مرور) هوایی، راهنمایی های لازم را به کلیه یگانهای

منابع و ماخذ پایان نامه رگرسیون چندگانه، مدل رگرسیون، متغیر مستقل

ن متغیرهای پیش‌بینی کننده در معادله رگرسیون چند متغیری و متغیر ملاک، به وسیله ضریب نشان داده می‌شود(دلاور 1386، 220). مدل رگرسیون چندگانه به شرح زیر می‌باشد:

رگرسیون چند متغیری دارای روش‌های مختلفی است. تفاوت روش‌های آن در نحوه انتخاب متغیرهای پیش‌بینی کننده است. برای تعیین رگرسیون چندگانه از معادله زیر استفاده می‌گردد:

3-7-3 آزمون هم خطی63
کاربرد و تفسیر یک مدل رگرسیون چندگانه به صورت آشکاری به برآورد ضرایب رگرسیون بستگی دارد. در برخی موارد در تحلیل رگرسیون خطی با این پدیده روبرو می شویم که میان متغیر های مستقل، رابطه ای خطی وجود دارد. هم خطی خود بر دو نوع است:
1-هم خطی کامل(دقیق): این حالت زمانی به وجود می‌آید که یکی از متغیر های مستقل ترکیب خطی از دیگر متغیر های مستقل باشد که در این حالت ماتریس متغیر های مستقل دارای رتبه ای کمتر از مرتبه آن بوده و معکوس پذیر نیست.
2- هم خطی تقریبی: در عمل کمتر اتفاق می افتد که میان متغیر های مستقل یم رابطه ی هم خطی کامل وجود داشته باشد و در اکثر موارد، این رابطه ی هم خطی ناقص است که به آن هم خطی تقریبی گفته
میشود.
از جمله مشکلاتی که در هنگام هم خطی بودن به وجود می آید، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- کواریانس مثبت هم خطی باعث می‌شود که تغییرات جزئی در داده‌ها ( افزودن و یا حذف یک یا چند مشاهده)، سبب تغییرات قابل ملاحظه در ضرایب برآوردی می‌شود.
2- کواریانش مثبت میان متغیرهای مستقل، باعث وجود کواریانس منفی میان ضرایب رگرسیون برآوردی خواهد شد.
3- وجود پدیده هم خطی باعث می‌شود که تغییرات جزئی در داده‌ها (افزودن و یا حذف یک یا چند مشاهد)، سبب تغییرات قابل ملاحظه در ضرایب برآوردی می‌شود.
با وجود پدیده هم خطی، برآورد جداگانه ای از هر یک از ضرایب رگرسیون به سبب واریانس نمونه قابل ملاحظه، قابل برآورد نیست، اما معمولا تابعی از پارامترها( ضرایب) می‌توان یافت که امکان برآورد آن وجود دارد، چنین تابعی را «تابع قابل برآورد» می گویند. همچنین با وجود پدیده ی هم خطی، اگر چه برآورد جداگانه پارامتر ها امکان پذیر نیست ولی میانگین متغیر وابسته یعنی به طور منحصر به فرد قابل تخمین است یا به عبارت دیگر می‌توان از رگرسیون برای پیش بینی استفاده کرد. یکی از ساده ترین و رایج ترین شیوه‌های برخورد با پدیده هم خطی، انجام رگرسیون های متعدد با حذف یک یا چند متغیر مستقل است بدین گونه، واریانس نمونه پارامترها کاهش یابد. یکی از معیارهای که می‌توان با استفاده از آن این مسئله را بررسی نمود، دو شاخص تولرانس و عامل تورم واریانس (VIF)64 می‌باشد. عامل تورم واریانس به صورت زیر تعریف می‌شود:

در این تعریف ضریب تعیین حاصل از رگرسیون زدن روی باقیمانده متغیر های رگرسیونی است. این روش منسوب به مارکوارت(1970)65 است.VIF از 5 یا 10 بیشتر باشد، نشان دهنده برآورد ضعیف ضریب رگرسیونی مربوطه است، که علت آن جند هم خطی است. اگر هر دو آماره هم خطی (تولرانس و عامل تورم واریانس) برای متغیرهای مستقل بسیار نزدیک به عدد یک باشند، بیانگر عدم وجود هم خطی و نشان دهنده برآورد خوبی از ضریب رگرسیونی مربوطه است. راه حل هایی که برای رفع مشکل هم خطی توصیه می‌شود به صورت زیر است:
1-با افزایش تعداد نمونه ها یا استفاده از نمونه ی جدید، یعنی با حرکت به سمت جامعه آماری با افزایش حجم نمونه، می‌توان مشکل هم خطی را تا حدودی برطرف نمود.
2- با طراحی مدل رگرسیون که حاوی متغیرهای مستقل کمتری باشد، می‌توان مشکل هم خطی را تا حدودی برطرف نمود.

3-8- معرفي نرم افزار Eviews
نرم افزار Eviewsيك نرم افزار اقتصادسنجي مي باشد كه توسط بانك جهاني طراحي و ارائه شده‌است. واژه Eviews نيز مخفف Econometric Views است. اين نرم افزار در واقع شكل پيشرفته تر و كاملتر نرم‌افزار Micro TSP بوده كه تحت سيستم عامل Windows اجرا مي‌شود و استفاده از آن نيز آسان‌تر و سريع تر صورت مي گيرد. اگرچه ايده طراحي Eviews ابتدا توسط اقتصاددانان شكل گرفته و هدف از آن تهيه ابزاري جهت استفاده در موضوعات اقتصادي بوده است، اما مانعي براي استفاده در تحليل هاي مالي، هزينه و پيش بيني فروش وجود ندارد (شيرين بخش و خوانساري، 1384).
3-9- انواع داده‌ها
داده‌ها و مشاهدات متغیرهای موجود در یک مدل معمولاً در سه نوع مختلف می‌تواند وجود داشته باشد: داده‌های سری زمانی، داده‌های مقطع زمانی و داده‌های تلفیقی یا پنل.
داده‌های سری زمانی، مقادیر یک متغیر را در نقاط متوالی در زمان، اندازه گیری می‌ کند. این توالی می‌تواند سالانه، فصلی، ماهانه، هفتگی یا حتی به صورت پیوسته باشد. داده‌های سری زمانی به طور کلی موضوع کار «اقتصادسنجی کلان» است که روشهای اقتصادسنجی را در سطح کلان بررسی می‌ کند. در اقتصاد کلان عموما از سری زمانی های سالانه یا فصلی استفاده می‌شود چرا که جمع‌آوری اطلاعاتی مانند حسابهای ملی در فواصل کوتاه‌ تر با دشواری

منابع و ماخذ پایان نامه عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، تقارن اطلاعاتی

منافعی از این دیدگاه سنتی سرچشمه گرفته است که افراد درون سازمانی مسلط بر افراد برونسازمانی هستند و لذا افراد برون سازمانی نیاز به حمایت دارند.
مساواتی که در این اینجا بحث میشود از دیدگاهی کاملاً متفاوت ناشی میشود. اصل این تفکر این است که سرمایهگذاران از مرز بیدفاعی فاصله زیادی دارند. حقیقتاً سرمایهگذاران کماطلاع، ابزارهای متنوع و گستردهای در اختیار دارند تا بتواند خود را در مقابل استثمار (تسلط) سرمایهگذاران مطلع حفظ نمایند. مثلاً سرمایهگذاران کماطلاع با حداقل کردن معامله با سرمایهگذاران مطلع میتوانند از خود دفاع کنند. راهکار دیگر این است که سرمایهگذاران کم اطلاع میتوانند گروههای خاصی از افراد درون سازمانی نظیر مدیران که دارای اطلاعات محرمانه هستند را شناسایی کنند و از طریق مقررات قانونی و انعقاد قرارداد، آنها را از معامله اوراق بهادار شرکت منع نمایند. نهایتاً، سرمایه‌گذاران کماطلاع با گمان اینکه عدم تقارن اطلاعات به طور فاحش وجود دارد، ممکن است از معامله اوراق بهادار خاصی صرفنظر کنند یا کلاً از بازار سهام خارج شوند. نکته قابل تامل این است که هر یک از این ابزارهای حمایتی (راه حلها) برای هر دوی سرمایهگذاران مطلع و کماطلاع و همچنین برای کل اقتصاد پرهزینه است، چون نگهداری اوراق بهادار برای مدت طولانی، موجب میشود که سرمایهگذاران نتوانند از منافع تغییر پرتفو که در نتیجه تغییر شرایط اقتصادی لازم می‌شود، استفاده نمایند. همچنین، منع مدیران از معامله اوراق بهادار شرکت خودشان، منافع حاصل از مالکیت چنین سهامهایی را کاهش میدهد. این محدودیتها به نوبه خود سودمندی مالکیت سهام توسط مدیریت را در مسیر منافع مالکین و مدیران (کاهش هزینههای نمایندگی) محدود میسازد. خروج طیف زیادی از سهامداران کم اطلاع از بازار، سهامداران مطلع را از منافع سرشکنشدن هزینههای گزاف تهیه اطلاعات، محروم میکند و به موجب آن انگیزه برای تولید اطلاعات کاهش مییابد. بعلاوه، اقتصاد را از منافع توزیع ریسک و تخصیص منابع توسط بازارهای بزرگ و کارآی سرمایه محروم خواهد کرد. بنابراین در اینجا باید نگرانی خود را به سوی نابرابری در بازار سرمایه معطوف نمائیم.پیامدهای اقتصادی ابزارهای حمایتی اتخاذ شده توسط سرمایهگذاران کماطلاع، هنگام رویارویی با سرمایه‌گذاران مطلع، توسط مدل‌های اخیر که در رابطه با ساختار بازار سرمایه هستند به خوبی تشریح می‌شود. این مدلها بین عدم تقارن اطلاعات (نابرابری) و ویژگیهای بازار همچون هزینه معاملات، حجم معاملات و منافع اجتماعی معاملات، رابطه مستقیمی برقرار میکنند. بعنوان مثال مدل (1985) میلگروم و گلوستن 53 را در نظر بگیرید. در این مدل، رفتار «کارگزار مخصوص» (بازار ساز)، که خریداران و فروشندگان اوراق بهادار را با یکدیگر مطابقت میدهد، مورد بررسی قرار گرفته است. بازارساز با دو گروه از معاملهگران مواجه است، یکی سرمایهگذاران مطلع که بهتر از وی راجع به یک شرکت خاص اطلاع دارند و دیگری سرمایهگذارانی که نقدینگی بالایی دارند و کمتر از بازارساز اطلاعات دارند و یا  باید بدلیل فشار ناشی از نیازهای نقدینگی، دست به معامله بزنند. اساساً بازارساز، مانند هر فرد دیگری در بازار معمولاً به واسطه معامله با سرمایهگذاران مطلعتر ضرر میکند، زیرا اینگونه سرمایهگذاران با بازارساز معامله خواهند کرد مگر آنکه قیمت‌های اعلام شده نسبت به اطلاعات آنها مطلوبتر باشد. بنابراین بازارساز باید این زیانها را بوسیله سودهای معامله با معاملهگرانی که نیاز به نقدینگی دارند و یا مطلع نیستند، جبران نماید. توازن این سود یا زیان با ایجاد یک بازار خرید و فروش (پیشنهاد و درخواست) مناسب، دستیافتنی است. بنابراین این بازار خرید و فروش، یک مکانیزم دفاعی در مقابل زیانهای مورد انتظار بازارسازها (در برابر سرمایهگذاران آگاهتر) است.
در بازارهای سرمایهای که تعداد افراد دارای اطلاعات محرمانه زیاد هستند و یا این افراد از مزیت اطلاعاتی بالایی برخوردار میباشند، احتمال عدم تقارن اطلاعات یا نابرابری افزایش مییابد. اندازه بازار به نوبه خود، هزینه معاملات اوراق بهادار را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین وسعت عدم تقارن اطلاعات، با میزان هزینههای معامله رابطه مستقیم خواهد داشت.
بر اساس تحلیلهای تئوریک و شواهد تجربی، افزایش عدم تقارن یا نابرابری اطلاعات، با کاهش تعداد معاملهگران، هزینههای زیاد معاملات، نقدینگی پائین اوراق بهادار و حجم کم معاملات رابطه دارد و در مجموع منجر به کاهش سودهای اجتماعی ناشی از معامله میشود. در ادامه استدلال میشود که باید هدف مقررات افشاء، تعدیل اثرات نامطلوب ناشی از نابرابری در بازار سرمایه باشد.

2-4-4 عدم تقارن اطلاعات و فرضيه پيام دهي
اگر در يك معامله بالقوه يك طرف اطلاعات بيشتري نسبت به طرف ديگر داشته باشد، عدم تقارن اطلاعات وجود دارد. اين مشكل شامل اطلاعات حسابداري هم مي باشد. مديران شركت‌هاي سهامي درباره ارزش شركت نسبت به سهامداران بيرون از شركت اطلاعات بيشتري دارند. آن شركت‌هايي كه قيمت سهام شان زير ارزش واقعي است، انگيزه دارند كه منابع اضافي براي اطلاعات مالي صرف كنند تا پيام بدهند كه سهام آنها كمتر از واقع ارزش گذاري شده‌است. شركت‌هايي كه سهام آنها بيشتر از واقع ارزش‌گذاري شده‌است، تلويحا اين موضوع را با عدم ارائه اطلاعات اضافي اعلام مي‌كنند و قيمت سهام تنزيل مي‌يابد.
حال، تعدادي از شركت‌هايي كه سهامشان كمتر از واقع ارزش گذاري شده‌است، منابع صرف مي‌كنند تا اطلاعات اضافي ارائه دهند. اين فرآيند ادامه مي‌يابد تا جايي كه شركت‌هاي با عملكرد بد، پيام نمي‌دهند. به اين موضوع فرضيه پيام دهي گفته مي‌شود. پيام‌دهي انگيزه‌اي براي افشا در شركت‌هاي سهامي مي باشد. روشن است كه صرف منابع براي اطلاعات، تخصيص سرمايه را بهبود داده، ستاده را افزايش مي‌دهد. از آنجا كه بخشي از مخارج مربوط به عملكرد گذشته است و مربوط به آينده نمي‌باشد، لذا منافعي ايجاد مي‌كند و از اين رو پيام دهي صرفا تا آن ميزان مي‌تواند توليد اطلاعات اضافي در گزارش هاي حسابداري را باعث شود كه فزوني منافع بر مخارج داشته باشد.

2-5- بیان تئوریک رابطه به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت رشد
گزارشگري مالی ممکن است در قالب صورت‌هاي مالی یا سایر ابزارهاي انتقال دهنده‌ اطلاعات صورت پذیرد. بسیاري از اطلاعات ارائه شده بوسیله‌ي گزارشگري مالی در بردارنده‌ي پیش بینی در خصوص عملیات آینده است. اطلاعات خارج از صورت‌هاي مالی عمدتاً به همین منظور ارائه می گردند. علاوه بر اطلاعات افشا شده خارج از صورت‌هاي مالی، اطلاعات صورت‌هاي مالی که در اقلام صورت‌هاي مالی منعکس می گردند به صورت گسترده اي بر پایه ي پیش بینی ها و برآوردهاي مدیریت قرار دارند. بنابراین انتظار می‌رود که به دلیل برآوردهاي ناقص مدیران از آینده تجاري شرکت ها، اطلاعات افشا شده از طریق صورت‌هاي مالی و خارج از آن در بردارنده خطاهاي مشترکی باشند. یکی از اطلاعات افشا شده خارج از صورت‌هاي مالی پیش بینی سود به موقع توسط مدیریت است که منعکس کننده پیش بینی مدیریت درباره چشم انداز آتی است. اطلاعات سود برای اينکه مربوط باشد، بايد به سرعت در بازار منتشر و در دسترس استفاده کنندگان قرار گیرد. به عبارت ديگر، اطلاعات بايد به موقع باشد. به موقع بودن سود، به توانايی سود جاری در انتقال اطلاعات جاری مربوط می‌باشد. به موقع بودن سود اشاره به اين دارد که سود قادر است اطلاعات را به شکل کارامدتر منتقل کند، از اين رو، اقلام سودها حاوی اطلاعات مفید و کیفی بیشتر برای سرمايه‌گذاران برون سازمانی هستند و باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مديران و سرمايه‌گذاران خواهد شد.
وقتی عدم تقارن اطلاعاتی در رابطه با سهام يک شرکت افزايش می يابد، ارزش ذاتی آن با قیمت در بازار سرمايه متفاوت خواهد بود. بنابراين، وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمايه، سرمايه افراد عادی را در اين بازار، به مخاطره می اندازد. همچنین اگر اطلاعات مربوط به سود به موقع باشند، منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه واقعی شدن بازده موردانتظار سرمايه‌گذاران می‌گردد.
از دیگر مشکلات مربوط بر سر راه رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت‌های رشد، سرمایه گذاری بیش از اندازه است که بر اساس تضاد مدیران و سهامداران شکل می گیرد. مدیران تمایل دارند اندازه شرکت را بزرگ کنند گرچه مجبور باشند پروژه های ضعیف را پذیرفته و ثروت سهامداران را کاهش دهند. اگر جریان های نقدی مازاد در دست نباشد، توانایی مدیران در رسیدن به این هدف محدود شده، ولی این محدودیت می‌تواند با تامین مالی از طریق بدهی برطرف شود. متعاقب آن، مدیر باید اصل و بهره این بدهی ها را با وجه نقدی پرداخت کند که قرار بود در پروژه های ضعیف به کار گرفته شوند. از این رو اهرم مکانیسمی برای غلبه بر مساله سرمایه گذاری بیش از اندازه به شمار می رود و ارتباط منفی میان عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت رشد را در شرکت‌هایی توجیه می کند که فرصتهای رشد کمتری دارند.

2-6- پیشینه پژوهش
2-6-1 تحقیقات خارجی
جاکوبسون و آکر (1993)، در مطالعه خود به بررسی مقایسهای عدم تقارن اطلاعات بین بازار سرمایه ژاپن و آمریکا پرداخته اند. نتایج پژوهش آنهل نشان می‌دهد که بازار سرمایه ژاپن اطلاعات مربوط به سودآوری آتی را زودتر از بازار سهام آمریکا در قیمت سهام منعکس می سازد، چرا که به دلیل ساختار مالکیتی شرکت‌ها و حضور گسترده سهامداران نهادی، سهامداران ژاپنی در مقایسه با آمریکایی‌ها از چشم اندازهای آتی شرکت‌ها بهتر آگاهند.
جیانگ و کیم (2000)، به بررسی اثرات عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سهامداران در رابطه با سودآوری از نظر زمان و مقدار پرداختند. طبق نتایج تحقیق فوق، هر میزان سطح مالکیت نهادی در شرکت‌های ژاپنی افزایش می‌یابد، عدم تقارن اطلاعات کمتری بین مدیران شرکت و سایر اشخاص مرتبط در بازار وجود خواهد داشت. بنابراین در شرکت‌هایی که میزان مالکیت بین شرکتی در آن ها بیشتر است، قیمت بازار سهام اطلاعات مرتبط با سودآوری آینده شرکت را سریع تر از شرکت‌هایی که مالکیت بین شرکتی کم تری دارند، در بر می گیرد.
انسه (2000)، در پژوهشی، به موقع بودن گزارشگري مالي ساليانه 47 شركت غيرمالي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار زيمبابوه را مورد بررسي قرار داد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه 98% شركت‌هاي انتخاب شده به عنوان نمونه در مهلت مقرر قانوني، گزارش‌هاي مالي ساليانه خود را ارائه نموده‌اند. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه متغيرهايي مانند اندازه شركت، توان سودآوري و عمر شركت با زمان گزارشگري مالي ارتباط معني‌داري داشته‌اند.
جوهاماتسون در سال (2002)، در تحقیق خود بازار سرمایه گذاری مشترک را از منظر تئوری اطلاعات نا متقارن مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که می‌توان از مفاهی
م اطلاعات نا متقارن و علامت دهی برای توصیف مشکلات پیش روی موسسان و سرمایه‌گذاران در سرمایه گذاری مشترک استفاده کرد.
واتس (2004)، در پژوهش خود به بررسی عدم تقارن زمانی سود، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و محافظه کاری در گزارشگری پرداخت. نتایج عنوان می کنند که همبستگی مابین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری در یک نقطه از زمان و عدم تقارن زمانی به وسعت دوره ای که عدم تقارن زمانی در آن سنجیده شده و نیز افق زمانی اندازه گیری MTB بستگی دارد.
دشموخ (2005)، نتایج تحقیقی در مورد ارتباط عدم تقارن اطلاعاتی و سیاست سود تقسیمی انجام داده بیانگر پیروی موضوع از تئوری ترتیب هرمی است که وجود یک رابطه منفی و معنادار بین عدم تقارن اطلاعاتی و پرداخت سود تقسیمی را اثبات می‌کند. زیرا سود تقسیمی ممکن است برای کنترل مشکلات سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود.
مورمان در سال (2006)، در مطالعه خود نقش عدم تقارن اطلاعاتی و کیفیت گزارشگری مالی را در معاملات بدهی بررسی کردند. نتایج نشان می‌دهد تفاوت دامنه پیشنهادی خرید و فروش در معاملات وام به طور مثبت با عدم تقارن اطلاعاتی مربوط به شرکت و وام مرتبط

منابع و ماخذ پایان نامه اعلان سود، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن

سهامدار قرار مي گيرد و از اين طريق اكثر شركت‌هاي سرمايه گذار به اين اطلاعات دسترسي پيدا مي‌كنند. لذا رواج مالكيت شركت‌ها توسط شركت‌هاي ديگر مي‌تواند نقش اساسي در كاهش ميزان عدم تقارن اطلاعات بين مديران و سرمايه‌گذاران برون شركتي و در نتيجه كارايي بازار سرمايه در مورد اطلاعات آنها داشته باشد(جهانخاني و عبده تبريزي،1372)، در مورد ويژگي بازاركارا بيان مي‌دارند: افراد مطلع در بازار وجود دارند و اين افراد با اطلاعاتي كه دارند بازار را به كارايي مي‌رسانند. اما آنها نميتوانند از اطلاعات و دانش افزونشان نتايج بهتر و سود بيشتري بدست آورند. در اين محيط فرد متخصص تر و آگاه تر از فرد عامي سود بيشتري نمي برد و افراد ناوارد در بازار كارا مغبون نمي‌شوند. قيمت بازار طوري تعيين مي‌شود كه منعكس كننده تمام اطلاعات خوب و بد است.
در بازار كارا، تعديل قيمت‌ها به سرعت انجام مي شود. در اين بازار افراد زيادي حضور دارند كه اطلاعات را دريافت و ارزيابي و ارزش آن را پيدا مي‌كنند و به فوريت اقدام به خريد و فروش مي‌كنند. اقدام فوري آنها باعث مي‌شود كه اطلاعات موجود دقيقاً و به سرعت روي قيمت‌ها انعكاس يابد.
يكي از معيارهاي سنجش كارايي بازار، تعيين نوع اطلاعاتي است كه در قيمت اوراق بهادار منعكس است كه عبده و جهانخاني سه سطح به شرح زير براي آن مطرح نموده اند:

2-4-1-1 شكل ضعيف
در اين سطح از كارايي، قيمت هاي اوراق بهادار فقط اطلاعاتي را منعكس مي نمايند كه با قيمت‌هاي گذشته ارتباط دارد و از توالي تاريخي قيمت‌ها حاصل مي‌شود. اين اطلاعات بلافاصله در قيمت‌هاي جاري منعكس مي‌شوند. در اين حالت فرض مي‌شود قيمت اوراق بهادار فقط منعكس كننده اطلاعات تاريخي است. پس شكل ضعيف كارايي مي گويد كه با مطالعه روند تاريخي قيمت سهام، قادر نيستيم آينده را پيش‌‌بيني نماييم و قيمت سهام روند خاصي ندارد.

2-4-2-2 شكل نيمه قوي
در اين سطح از فرضيه، قيمت سهام منعكس كننده همه اطلاعات عام و منتشر شده‌است. در اينجا اطلاعات عام محدود به قيمت هاي گذشته نيست و در برگيرنده هر اطلاعي درباره عملكرد شركت و مشخصات صنعتي است كه آن شركت در آن فعاليت مي كند. در بازار كارا در شكل نيمه قوي قيمت بلافاصله با ورود اطلاعات جديد متاثر مي شود. چنين كارايي كمك بزرگي به سرمايه‌گذاران مي نمايد. به ويژه آنهايي كه حضوري كافي در بورس ندارند و نيز براي كساني كه شناختي همه جانبه از امور مالي ندارند.
2-4-1-3 شكل قوي
دراين حالت فرض آن است كه تمام اطلاعات مربوط و موجود اعم از اطلاعات محرمانه و در دسترس عموم در قيمت اوراق بهادار انعكاس دارد. قيمت اوراق بهادار حتي منعكس كننده تمام اطلاعات محرمانه جاري و تاريخي است. در اين سطح كارايي كه گسترده ترين مفهوم كارايي است، اگر اتفاقي در شركت بيفتد ديگر نمي‌شود گفت كه فقط مدير عامل آن را مي‌داند و ديگران از آن بي اطلاعند. در اين زمينه قيمت سهام شركت مورد نظر بلافاصله نسبت به اين اتفاق عكس العمل نشان مي‌دهد. زيرا همه اطلاعات محرمانه هم سريعاً به بازار منتقل مي‌شود و اطلاعات محرمانه افشا نشده‌اي در شركت وجود ندارد.
در چنين وضعيتي، مفروض است كه سيستم‌هاي كنترل داخلي شركت به قدري قوي است كه كسي نمي‌تواند اطلاعات محرمانه يا اطلاعات خاصي داشته باشد. وقتي مثلاً مدير عامل يا هيات مديره از امري با خبر مي‌شوند، بلافاصله بقيه نيز از آن باخبر مي‌شوند و چون همه خبر دارند، قيمت به سرعت متاثر مي‌شود، و بنابر اين اطلاعات به ظاهر محرمانه ديگر ارزش چنداني براي آن مدير عامل و ساير مديران عالي رتبه ندارد. اين نوع كارايي حتي در بورس هاي بسيار معتبر هم واقعيت ندارد.زير بناي فرضيات بازار كارا رقابت براي اطلاعات است(واتز وزيمرمن 1986، 332)33.
رقابت، سرمايه‌گذاران و تحليل گران مالي را به سوي بدست آوردن اطلاعات مرتبط با شركت از بسياري از منابع غير از گزارشات حسابداري شركت و حتي خارج از خود شركت سوق مي‌دهد. براي مثال تحليل گران اطلاعات، توليد هفتگي شركت‌ها را بدست آورده و با مديريت مصاحبه مي‌كنند. تحليل گران همچنين با رقباي شركت در مورد فروش و با اعتبار دهندگان در مورد وضعيت اعتباري شركت مصاحبه مي‌كنند. به طور ميانگين در يك بازار كارا كه قيمت هاي سهام بر اساس نرخ مورد انتظار بازار تعديل شده باشد، اين قيمت‌ها برآورد صحيحي از ارزش آتي سهام هستند. از اين رو اگر سود حسابداري به طور تجربي به قيمت سهام يا تغييرات قيمت سهام ارتباط دارد، اين سودها مي توانند شاخص مناسبي از ارزش يا تغييرات در ارزش سهام باشند. هر چند اين سودها با استفاده از يك مفهوم از سود محاسبه نشده باشند.
مفاهيم بازار كارا به طور واضح با اين فرضيه كه گزارشات حسابداري تنها منبع اطلاعات هستند، متناقض هستند. گروهي از محققين در طي تحقيقات درزمينه كارايي بازار سرمايه به برداشت اشتباهي رسيده‌اند. آنان بر خلاف گروه‌هاي ديگري كه معتقدند بررسي در زمينه كارايي فقط از طريق تجزيه و تحليل آماري امكان پذير است، نظراتي را ارائه داده‌اند كه سبب شكسته شدن حريم مباني شده‌است كه سال ها مبناي اينگونه بررسي‌ها را تشكيل داده است و نظرات اين گروه برداشتي غلط از كارايي و مفهوم آن مي‌باشد. اين اشتباهات شامل تصورات اشتباه در ماهيت كارايي، تصورات اشتباه در شواهد وجود كارايي و برداشت هاي غلط از مفهوم كارايي مي باشد (فدايي نژاد 1373، 22 ).

2-4-2 عدم
تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
تحقیقات تجربی که اخیراً صورت گرفته است ، تاثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به صورت کلی مورد توجه قرار داده اند. بر طبق مطالعاتی که اوشمن و مورس34 (1983) بر روی 25 شرکت انجام دادند به تغییر دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در زمان اعلان سود پی‌بردند. ویکنتاش و چیانگ35 (1986) نیز تغییرات مهمی را در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود ،تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی از جانب شرکت در ظرف 30 روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد مشاهده نمودند.
پاتل36 (1991) مدعی شد که پس از اعلان سود، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام افزایش مییابد. لی، مک لاو ردی37 (1993) با استفاده از اطلاعات بین روزی شواهدی را ارائه نمودند که بر مبنای آن دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت یک روز دارای وسعت بیشتری می‌باشد و قبل از اعلان سود شاهد کاهش قیمت پیشنهادی بودند.
کرینسکی ولی38 (1996) در یافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش می‌دهد.بر طبق مدل عدم تقارن اطلاعاتی که کاپلند و گالی39 (1983) و میلورام و گلشتن40 (1985) ارائه نمودند، در بازار
می‌توان دو نوع معامله گر را متصور شد:
(الف )معامله گران نقد41 (ب)معامله گران مطلع
معامله گران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله می کنند که دارای اطلاعات محرمانه ای هستند که در قیمت‌هامنعکس نشده‌است.
در حالي كه معامله گران نقد(سرمايه گذارن غيرمطلع) تنها به دليل دارا بودن نقدينگي به انجام مبادله اقدام مي‌كنند. البته اين مدل ها بر روابط بين تفاوت قيمت خريد و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زيان مي‌شوند و اين زيان را از طريق گسترش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام جبران مي‌كنند. بر اساس اين مدل عدم تقارن اطلاعاتي در بازار منجر به افزايش دامنه قيمت هاي پيشنهادي مي‌شود.
در مدل كيم و ورچيا42 ( ١٩٩٤) برخي افراد مطلع در بازار از قبيل سهامداران عمده، اطلاعات عمومي (مانند اعلان سود) را به سمت اطلاعات محرمانه سوق مي‌دهند .بديهي است كه اين افراد داراي مزيت اطلاعاتي نسبت به سايرين هستند و از اين رو قادرند تا ارزيابي بهتري نسبت به عملكرد موسسه از طريق اعلان سود داشته باشند. البته تمركز اصلي آن ها بر چگونگي تاثير عدم تقارن اطلاعاتي در مبادلات افر اد مطلع پيرامون زمان اعلان سود است. از نظر آنان اعلان سود منجر به افزايش حجم مبادله و گسترش عدم تقارن اطلاعاتي مي شود. كيم و ورچيا اثرات اين اعلان ها را به دو صورت بيان مي‌كنند: اول اين كه، اعلان هاي سود زمينه را براي معامل‌ اي برابر و يكسان در بازار فرا هم مي كند زيرا منجر به انتشار اطلاعات براي همه افراد حاضر در بازار مي‌شود و بدين ترتيب بايد شاهد افزايش عدم تقارن اطلاعاتي در روزهاي قبل از اعلان سود باشيم. دوم اين كه، بازار متشكل از افرادي است كه توانايي هاي متفاوتي در پردازش اطلاعات دارند. طبق اين ديدگاه عدم تقارن اطلاعاتي نبايد قبل از اعلان سود افزايش يابد بلكه بايد در يك سطح صعودي در پي اعلان سود باقي بماند. زيرا، برخي از معامله گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات هستند و اين پردازش اطلاعات است كه موجب افزايش حجم مبادلات در يك محيط داراي نقدينگي كم ترمي شود، نه عدم تقارن اطلاعاتي. در اين زمان معامله گران غير مطلع به دليل افزايش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از انجام مبادله خودداري مي‌كنند.
كايل43(١٩٨٥) ايزلي و اوهارو44 (١٩٩٢) در يافته هاي خود پي بردند هنگامي كه عدم تقارن اطلاعاتي افزايش يابد شاهد افزايش حجم مبادلات نيز خواهيم بود.

دمسكي و فلتهام45(1994) و مك نيكولاس و ترومن46 (١٩٩٤) بر اهميت تمركز بر فعاليت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارند. به نظر مك نيكولاس و ترومن سرمايه گذاراني كه داراي افق سرمايه گذاري كوتاه مدتي هستند جستجوي اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزايش 1605 مي‌دهند. اين امر بدين معناست كه قبل از اعلان سود، سطح بالايي از عدم تقارن اطلاعاتي را شاهد خواهيم بود.
اسكينر47 (١٩٩١) در تحقيق خود افزايش قابل ملاحظه اي را در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهد نکرد. يان48 (١٩٩٨) به وجود عواملي اشاره مي كند كه طبق آن، حركت هاي مهمي را در قيمت سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهده كرد كه مي‌تواند معامله گران را به گردآوري اطلاعات بيشتر ترغيب كند. وي دريافت كه هم تغييرپذيري سود و هم واكنش بازار نسبت به سود غيرمنتظره رابطه مثبتي با تغييرات در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل از اعلان سود دارد. از اين رو دامنه قيمت پيشنهادي در روز قبل، روز اعلان و روز پس از اعلان داراي روندي افزايشي است.
اكر49 (٢٠٠٢) وجود تفاوت اندك در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و افزايش حجم معاملات را پيرامون زمان اعلان سود گزارش كرده است.
لي بي و همکاران 50 (٢٠٠٣) با بررسي شركت‌هاي فعال در بورس تورنتو دريافتند كه قبل از اعلان سود دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سها م افزايش پيدا كرده است. ويل51(٢٠٠٤) با بررسي شركت‌هاي فعال در بورس يورونكست پاريس، وسعت دامنه قيمت. پيشنهادي خريد و فروش سهام را در زمان اعلان سود مشاهده كرد.

2-4-3 پیامدهای
عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمایه
طبق دیدگاه سنتی حسابداری، سرمایهگذاران کوچک (عموماً کم اطلاع) نیاز به حمایت دارند. این دیدگاه احتمالاً از این واقعیت ناشی شده‌است که در بازار سرمایه نابرابری وجود دارد، ولی نیاز به مقررات جهت تعدیل چنین نابرابریهایی، معمولاً با عباراتی مبهم، ساده و پدرمآبانه بیان شده‌است. همچنین گفته شده‌است سرمایهگذاران کوچک تحت سلطه افراد دارای اطلاعات محرمانه (درون سازمانیها) میباشند. این دلیل که وضع مقررات به منظور مصون بودن سرمایهگذاران کوچک در مقابل خطرات دزدی و کلاهبرداری است، قانعکننده نیست. به طوری که بیان نمودن دلیل مذکور به عنوان لزوم وجود مقررات، به طور چشمگیری علاقه محققین حسابداری و اقتصاد را برای تحقیق در زمینه موضوعات مرتبط با مساوات، کمرنگ کرده است.
آقای روس52 1979 ضمن رد دلیل فوق، عنوان نموده است که:
شناسایی و تفکیک منافع برابری مقررات افشاء، بین افراد برون سازمانی و درون سازمانی مشکل است. به نظر میرسد جدال بر سر چنین

منابع و ماخذ پایان نامه سود سهام، حسابداران، منابع اطلاعاتی

ز ديدگاه اطلاعاتي، اين مفهوم بيانگر نتيجه فعاليت يك شركت از ديدگاه حسابداري و مالي مي‌باشد. بر اساس فرضيات «بازار كارا»14 و همچنين تحقيقات انجام شده مشاهده مي‌شود كه سود حسابداري بار و محتواي اطلاعاتي دارد. محاسبه سود حسابداري بعنوان معياري براي ارزيابي عملكرد شركت‌ها و يا اطلاعاتي كه در محاسبه آن لحاظ مي‌شود، توسط حسابداران حرفه‌اي و تحليل‌گران و مفسران مالي همواره مورد تاكيد قرار داشته است.
اهداف مشخص گزارشگري سود را به شرح زير مي‌توان برشمرد:
1. استفاده از سود به عنوان معياري براي اندازه‌گيري كارايي مديريت.
2. استفاده از مبالغ تاريخي سود (بنا به اصل بهاي تمام شده) براي پيش‌بيني‌هاي آتي سود شركت و توزيع سود سهام درآينده.
3. استفاده از سود بعنوان معياري براي اندازه‌گيري دستاوردها و همچنين نشانه‌اي از تصميمات آتي مديريت.
4. استفاده از سود بعنوان مبنايي براي تشخيص ماليات.
5. استفاده از سود براي بررسي و ارزيابي قيمت محصولات واحدهايي كه مشمول قيمت‌گذاري مي باشند.
6. استفاده از سود جهت تخصيص منابع توسط اقتصاددانان .
پژوهشگران و محققين حسابداري اظهار داشته‌اند كه «سود حسابداري» مبتني بر ميثاق‌ها و قواعدي است كه بايست منطقي و با يكديگر هماهنگ باشد. اگر چه اين قواعد و ميثاق‌ها احتمالاً انعكاسي از مفهوم «سود اقتصادي» نباشد. به هر صورت مفاهيمي نظير «تحقق درآمد»، «تطابق» ،«حسابداري تعهدي» و «تخصيص بهاي تمام شده» را تنها مي‌توان بر اساس قواعد دقيق تعريف كرد زيرا اين مفاهيم در دنياي واقعي همتايي ندارند و درك شواهد غيرعيني نيز كار دشواري است .
در بيانيه شماره يك هئيت استانداردهاي حسابداري مالي (FASB.1)15 فرض شده‌است كه سود حسابداري معيار خوبي براي ارزيابي عملكرد واحد انتفاعي است و مي‌تواند براي پيش‌بيني گزارشات آتي مورد استفاده قرار گيرد. ديگر صاحبنظران بر اين اعتقادند كه سود حسابداري از لحاظ كلي، اطلاعاتي مربوط درباره مدلهاي تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران و اعتباردهندگان محسوب مي‌شوند .
طبق رويكرد سنتي ارزشيابي دارايي‌ها و بدهي‌ها تنها در صورتي كه منتج از معاملات، عمليات و ساير رويدادهاي مالي باشد مبناي ثبت قرار مي‌گيرد. در سطح معاني، سود بعنوان معيار كارايي شركت محسوب مي‌شود. همچنين با مباحث مطرح شده در رابطه با مفهوم سود در سطح ساختاري و معاني و رفتاري آشنا خواهيم شد. لازم به ذكر است كه هنوز متفكران حسابداري به تعريف جامعي كه مورد توافق همگان باشد نرسيده‌اند. در زير مفاهيم متفاوت سود در سه سطح مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

2-2-1 مفهوم سود در سطح ساختار (قواعد و تعاريف)16
حسابداران سود حسابداري را معياري براي تفسير رويدادهاي دنياي واقعي(سود اقتصادي) مي‌دانند اما معمولاً اصول و قواعد حسابداري بر مفروضاتي بنا شده‌اند كه ممكن است با پديده‌هاي دنياي واقعي يا با آثار رفتاري مرتبط نباشد. پس سود گزارش شده توسط شركت‌ها محصول نهايي استفاده از روش‌هاي متفاوت حسابداري مي‌باشد كه بيانگر نتيجه فعاليت‌هاي شركت مي‌باشد. برخي از پژوهشگران بر اين عقيده‌اند كه استفاده‌كنندگان از گزارش سود بايست توجه داشته باشند كه تنها در صورتي سود حسابداري قابل درك و استفاده است كه نحوه اندازه‌گيري و قواعد عملياتي مربوط به آن نيز روشن باشد.

2-2-2 مفهوم سود در سطح معاني ( ارتباط با واقعيت هاي اقتصادي)17
طبق اين سطح، سود يكي از مفاهيم اقتصادي است كه حداكثر كردن آن تحت شرايط معين ساختار بازار، تقاضا براي محصول و اقلام بهاي تمام شده ورودي مورد بحث قرار مي‌گيرد. در اين جا سود به عنوان معيار كارايي در نظر گرفته مي‌شود. عمليات كارآمد واحد انتفاعي بر جريان جاري سود سهام و همچنين بر به كارگيري سرمايه براي تامين جريان آتي سود سهام اثر مي‌گذارد. بنابراين تمام سهامداران به ويژه سهامداران عادي به كارايي مديريت علاقه‌مند مي‌باشند. هدف اندازه‌گيري كارايي واحد انتفاعي در بيانيه شماره يك هيئت استانداردهاي حسابداري مالي به شرح زير انعكاس يافته است: «گزارشگري مالي بايد اطلاعاتي را درباره عملكرد مالي واحد انتفاعي طي دوره مالي ارائه كند». يكي از مفاهيم تفسير شده از واژه كارايي معرف توان نسبي واحد انتفاعي در به دست آوردن حداكثر محصول از مصرف مقدار معيني از منابع و يا تحصيل مقدار معيني محصول از مصرف حداقل منابع و يا تركيب بهينه منابع در قبال تقاضا و قيمت معين براي محصولات به نحوي است كه موجب تحصيل حداكثر بازده براي مالكان شود، مي‌باشد. ضمناً كارايي به هدف واحد انتفاعي نيز بستگي دارد.
2-2-3 مفهوم سود در سطح عمل (نحوه استفاده از آن توسط استفاده كنندگان)
مفاهيم سود در سطح عمل به فرآيندهاي تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران و اعتباردهندگان، واكنش قيمت اوراق بهادار در بازار سرمايه نسبت به سود گزارش شده، تصميمات مديريت درباره مخارج سرمايه‌اي و واكنش مديريت و حسابداران نسبت به سود مربوط است. بدين ترتيب از سود به عنوان وسيله‌اي جهت پيش‌بيني استفاده مي‌شود. در بيانيه شماره يك هيئت استانداردهاي حسابداري مالي آمده‌است كه سرمايه‌گذاران، اعتباردهندگان و ساير استفاده كنندگان علاقمندند كه خالص جريان ورود وجه نقد به واحد انتفاعي را در دوره‌هاي آتي مورد ارزيابي قرار دهند، اما غالباً سود را براي ارزيابي توان سودآوري، پيش‌بيني سودهاي آتي و يا ارزيابي ريسك س
رمايه‌گذاري يا اعطاي وام و اعتبار به واحد انتفاعي مورد استفاده قرار مي‌دهند. بنابراين فرض بر اين است كه ارتباطي بين سود گزارش شده و گردش وجوه نقد، شامل توزيع وجه نقد در بين سهامداران، وجود دارد. تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده‌است كه نشان مي‌دهد سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزش‌هاي تاريخي، در مقايسه با سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزش‌هاي جاري، به منظور پيش‌بيني ارزش‌هاي آتي مناسب‌تر است. ضمناً سودهاي محاسبه شده به دو روش بالا، نسبت به سودهاي محاسبه شده بر مبناي ارقام تعديل شده به واسطه تغيير سطح قيمت‌ها مرجح مي‌باشد.
حال برآنيم اهميت سود را با توجه به موارد فوق مورد بررسي قرار دهيم و براي اين سوال كه اهميت سود تا چه اندازه است پاسخي جامع پيدا كنيم. پاسخ این سوال كه به دیدگاه ما مربوطه بستگی دارد. اگر ما تمام منابع اطلاعاتي را كه در تعيين قيمت سهام تاثير گذار مي‌باشند در نظر بگيريم سودها تنها قسمت کمی از اين منابع را تشکیل می‌دهند. با وجود این، سودها نیز حداقل به‌اندازه‌ی سایر منابع اطلاعاتی نقش دارند، به ویژه اگر واکنش قیمت سهام را نسبت به نوعي اعلام سود که بطور متوالی صورت می‌گیرد، در نظر بگیریم. علاوه بر این، سایر داده‌ها ممکن است که منابع اطلاعاتی درباره سود باشند. حال اگر سودها به عنوان اطلاعات مهم در نظر گرفته شوند، طبیعی است که سرمایه‌گذاران سعی کنند تا اطلاعات دیگر را که در پیش‌بینی سود مؤثرند، به دست آورند.
باید یادآوری شود که شواهد تجربی نشان نداده‌اند که قیمت‌هامستقیماً به سودها واکنش نشان می‌دهند. برای مثال سایر داده‌ها اغلب با اعلام سود همراه می‌باشند. تغییرات سود ممکن است همبستگی بالایی را با تغییرات قیمت نشان دهند چون آنها با سایر داده‌ها که قیمت‌هانسبت به آنها واکنش نشان می‌دهند، همبستگی دارند. لذا باید گفت که اهمیت سود هنوز به خوبی روشن نیست.

2-2-4 چارچوب مفهومي‌گزارشگري
طبق چارچوب ‌مفهومي، هدف حسابداري، گزارشگري مالي به گونه‌ايست كه اطلاعات ارائه شده منجر به اتخاذ تصميمات مفيد از سوي استفاده‌كنندگان شود. بايستي اطلاعات ارائه‌شده داراي ويژگي‌هايي باشند كه از آن‌ها تحت ويژگي‌هاي كيفي ياد شده‌است؛ ويژگي‌هاي كيفي18براي اولين‌بار توسط هيأت استانداردهاي حسابداري مالي (FASB) پس از آن‌كه اهداف حسابداري را شرح و بسط داد در بيانيه مفاهيم حسابداري مالي شماره2 (2 SFAC)19 ارائه شد، بيانيه مفاهيم حسابداري مالي شماره 2 پلي است ميان SFAC شماره1 مربوط به اهداف گزارشگري مالي از يك طرف و در طرف ديگر ساير بيانيه‌هاي مفاهيم حسابداري مالي چارچوب مفهومي. دو ويژگي ‌كيفي اوليه كه به مدد آن‌ها مي‌توان اطلاعات بهتر و با كيفيت‌تر را جهت تصميم‌گيري تشخيص داد عبارتند از مربوط بودن و قابل اتكا بودن و سود به عنوان يكي از اطلاعات مهم گزارشگري مالي نيز از اين قاعده مستثني نيست.
سودي با كيفيت‌تر است كه قابل اتكا بودن و مربوط بودن بالايي داشته باشد و هر چه اين ويژگي‌هاي اطلاعات افزايش يابد جهت تصميم‌گيري فايده‌مند‌تر خواهند بود. با توجه به محدوديت‌هاي مربوط به هزينه اطلاعات و اهميت آن‌ها، مي‌توان گفت كه هر چه مربوط بودن و قابل اتكا بودن اطلاعات افزايش يابد اطلاعات براي استفاده‌كنندگان مفيد‌تر خواهد بود(پرتوي و پوريا‌‌نسب، 1380).
در اتخاذ تصميم‌ يكي از مهم‌ترين نكات مورد‌ توجه نتيجه تصميم ‌است كه به دليل ارتباط نتيجه تصميم ‌به آينده تعيين نتيجه و پيامد تصميم ‌از طريق پيش‌بيني صورت مي‌گيرد. بنابراين اطلاعات حسابداري براي اين كه بتواند در راستاي تسهيل تصميم‌گيري به سرمايه‌گذاران كمك كند، بايد داراي توان پيش‌بيني باشد. ارزش پيش‌بيني از اين جهت كه مي‌تواند با ارتقاء (افزايش) توانايي تصميم‌گيرندگان باعث ايجاد تفاوت در تصميمات شود به بعد مربوط بودن اطلاعات وابسته است، زيرا اين قابليت مي‌تواند از طريق ايجاد نظارات در مورد جريان‌ وجه‌نقد و سودهاي آتي بر تصميمات تأثيرگذار باشد.
ويژگي‌هاي كيفي اطلاعات حسابداري عبارت است از صفت و كيفيتي از اطلاعات حسابداري كه مفيد بودن و اثر‌بخشي آن را افزايش مي‌دهد. در واقع ويژگي‌هاي كيفي خصوصياتي هستند كه اطلاعات را فراهم شده و گزارشات را براي استفاده‌كنندگان قابل استفاده مي‌سازند. يكي از دو بعد اصلي ويژگي‌هاي كيفي مربوط بودن مي‌باشد، به اين مفهوم كه اطلاعات براي اين كه قابل استفاده باشند بايد به نيازهاي تصميم‌گيري استفاده‌كنندگان مربوط باشند و اطلاعات آن‌‌گاه داراي كيفيت مربوط بودن هستند كه بتوانند از طريق كمك به استفاده‌كنندگان در ارزيابي رويدادهاي گذشته، حال و آينده، يا از طريق تأييد يا اصلاح ارزيابي گذشته آنها، تصميمات اقتصادي آنان را تحت تأثير قرار دهند(بهرام‌فر و رسولي، 1387).

2-3- خصوصيات‌كيفي‌اطلاعات‌‌20‌ مالي
خصوصيات‌ كيفي ‌به‌ خصوصياتي‌اطلاق‌ مي‌شود كه ‌موجب‌ مي‌گردد اطلاعات ‌ارائه ‌شده‌ در صورت‌هاي ‌مالي ‌براي ‌استفاده‌كنندگان‌ در راستاي‌ ارزيابي ‌وضعيت ‌مالي‌، عملكرد مالي ‌و انعطاف‌پذيري ‌مالي ‌واحد تجاري ‌مفيد واقع‌ شود. برخي‌ خصوصيات ‌كيفي ‌به ‌محتواي ‌اطلاعات ‌مندرج‌ در صورتهاي ‌مالي ‌و برخي‌ديگر به‌ چگونگي‌ ارائـه ‌اين ‌اطلاعات‌ مربوط ‌مي‌شود.
خصوصيات‌ كيفي ‌اصلي‌مرتبط ‌با محتواي ‌اطلاعات‌،
«مربوط‌بودن»21‌ و «قابل‌اتكابودن»22‌ است‌. هرگاه‌اطلاعات ‌مالي‌ مربوط ‌و قابل ‌اتكا نباشد، مفيد نخواهد بود. اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي ‌مي‌شود كه‌ بر تصميمات ‌اقتصادي ‌استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي ‌رويدادهاي‌گذشته‌، حال‌ يا آينده ‌يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابي‌هاي ‌گذشته ‌آنها مؤثر واقع ‌شود.

جدول 2-1- رابطه بين خصوصيات كيفي اطلاعات مالي

اطلاعاتي كه حائز اهميت نيست نمي‌تواند مفيد باشد كيفيت آستانه اي

نوعي موازنه لازم است خصوصيات كيفي اصلي مرتبط با محتواي اطلاعات

اطلاعاتي كه عاري از اشتباه و تمايلات جانبدارانه باشد اطلاعاتي كه بر تصميمگيريها تاثير گذارد

2-3-1 كيفيت‌«اهميت»23‌
اهميت ‌يك‌كيفيت ‌آستانه‌اي‌است‌. اهميت ‌به ‌جاي ‌اينكه‌ يك ‌خصوصيت ‌كيفي ‌اصلي‌لازم ‌براي ‌اطلاعات‌باشد يك ‌نقطه ‌انقطاع ‌است ‌و بايد قبل ‌از ساير خصوصيات ‌كيفي ‌اطلاعات ‌مورد توجه ‌قرار گيرد. اگر اطلاعات ‌با اهميت

منابع پایان نامه ارشد درباره رگرسیون چندگانه، مدل رگرسیون، متغیر مستقل

غیری» است. در این روش، یک معادله رگرسیون چند متغیری محاسبه می‌شود که ارزش‌های اندازه‌گیری شده پیش‌بینی را در یک فرمول خلاصه می‌کند. ضرایب معادله برای هر متغیر، بر اساس اهمیت آن در پیش‌بینی متغیر ملاک محاسبه و معین می‌شود. درجه همبستگی بین متغیرهای پیش‌بینی کننده در معادله رگرسیون چند متغیری و متغیر ملاک، به وسیله ضریب نشان داده می‌شود(دلاور 1386، 220). مدل رگرسیون چندگانه به شرح زیر می‌باشد:

رگرسیون چند متغیری دارای روش‌های مختلفی است. تفاوت روش‌های آن در نحوه انتخاب متغیرهای پیش‌بینی کننده است. برای تعیین رگرسیون چندگانه از معادله زیر استفاده می‌گردد:

3-7-3 آزمون هم خطی63
کاربرد و تفسیر یک مدل رگرسیون چندگانه به صورت آشکاری به برآورد ضرایب رگرسیون بستگی دارد. در برخی موارد در تحلیل رگرسیون خطی با این پدیده روبرو می شویم که میان متغیر های مستقل، رابطه ای خطی وجود دارد. هم خطی خود بر دو نوع است:
1-هم خطی کامل(دقیق): این حالت زمانی به وجود می‌آید که یکی از متغیر های مستقل ترکیب خطی از دیگر متغیر های مستقل باشد که در این حالت ماتریس متغیر های مستقل دارای رتبه ای کمتر از مرتبه آن بوده و معکوس پذیر نیست.
2- هم خطی تقریبی: در عمل کمتر اتفاق می افتد که میان متغیر های مستقل یم رابطه ی هم خطی کامل وجود داشته باشد و در اکثر موارد، این رابطه ی هم خطی ناقص است که به آن هم خطی تقریبی گفته
میشود.
از جمله مشکلاتی که در هنگام هم خطی بودن به وجود می آید، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- کواریانس مثبت هم خطی باعث می‌شود که تغییرات جزئی در داده‌ها ( افزودن و یا حذف یک یا چند مشاهده)، سبب تغییرات قابل ملاحظه در ضرایب برآوردی می‌شود.
2- کواریانش مثبت میان متغیرهای مستقل، باعث وجود کواریانس منفی میان ضرایب رگرسیون برآوردی خواهد شد.
3- وجود پدیده هم خطی باعث می‌شود که تغییرات جزئی در داده‌ها (افزودن و یا حذف یک یا چند مشاهد)، سبب تغییرات قابل ملاحظه در ضرایب برآوردی می‌شود.
با وجود پدیده هم خطی، برآورد جداگانه ای از هر یک از ضرایب رگرسیون به سبب واریانس نمونه قابل ملاحظه، قابل برآورد نیست، اما معمولا تابعی از پارامترها( ضرایب) می‌توان یافت که امکان برآورد آن وجود دارد، چنین تابعی را «تابع قابل برآورد» می گویند. همچنین با وجود پدیده ی هم خطی، اگر چه برآورد جداگانه پارامتر ها امکان پذیر نیست ولی میانگین متغیر وابسته یعنی به طور منحصر به فرد قابل تخمین است یا به عبارت دیگر می‌توان از رگرسیون برای پیش بینی استفاده کرد. یکی از ساده ترین و رایج ترین شیوه‌های برخورد با پدیده هم خطی، انجام رگرسیون های متعدد با حذف یک یا چند متغیر مستقل است بدین گونه، واریانس نمونه پارامترها کاهش یابد. یکی از معیارهای که می‌توان با استفاده از آن این مسئله را بررسی نمود، دو شاخص تولرانس و عامل تورم واریانس (VIF)64 می‌باشد. عامل تورم واریانس به صورت زیر تعریف می‌شود:

در این تعریف ضریب تعیین حاصل از رگرسیون زدن روی باقیمانده متغیر های رگرسیونی است. این روش منسوب به مارکوارت(1970)65 است.VIF از 5 یا 10 بیشتر باشد، نشان دهنده برآورد ضعیف ضریب رگرسیونی مربوطه است، که علت آن جند هم خطی است. اگر هر دو آماره هم خطی (تولرانس و عامل تورم واریانس) برای متغیرهای مستقل بسیار نزدیک به عدد یک باشند، بیانگر عدم وجود هم خطی و نشان دهنده برآورد خوبی از ضریب رگرسیونی مربوطه است. راه حل هایی که برای رفع مشکل هم خطی توصیه می‌شود به صورت زیر است:
1-با افزایش تعداد نمونه ها یا استفاده از نمونه ی جدید، یعنی با حرکت به سمت جامعه آماری با افزایش حجم نمونه، می‌توان مشکل هم خطی را تا حدودی برطرف نمود.
2- با طراحی مدل رگرسیون که حاوی متغیرهای مستقل کمتری باشد، می‌توان مشکل هم خطی را تا حدودی برطرف نمود.

3-8- معرفي نرم افزار Eviews
نرم افزار Eviewsيك نرم افزار اقتصادسنجي مي باشد كه توسط بانك جهاني طراحي و ارائه شده‌است. واژه Eviews نيز مخفف Econometric Views است. اين نرم افزار در واقع شكل پيشرفته تر و كاملتر نرم‌افزار Micro TSP بوده كه تحت سيستم عامل Windows اجرا مي‌شود و استفاده از آن نيز آسان‌تر و سريع تر صورت مي گيرد. اگرچه ايده طراحي Eviews ابتدا توسط اقتصاددانان شكل گرفته و هدف از آن تهيه ابزاري جهت استفاده در موضوعات اقتصادي بوده است، اما مانعي براي استفاده در تحليل هاي مالي، هزينه و پيش بيني فروش وجود ندارد (شيرين بخش و خوانساري، 1384).
3-9- انواع داده‌ها
داده‌ها و مشاهدات متغیرهای موجود در یک مدل معمولاً در سه نوع مختلف می‌تواند وجود داشته باشد: داده‌های سری زمانی، داده‌های مقطع زمانی و داده‌های تلفیقی یا پنل.
داده‌های سری زمانی، مقادیر یک متغیر را در نقاط متوالی در زمان، اندازه گیری می‌ کند. این توالی می‌تواند سالانه، فصلی، ماهانه، هفتگی یا حتی به صورت پیوسته باشد. داده‌های سری زمانی به طور کلی موضوع کار «اقتصادسنجی کلان» است که روشهای اقتصادسنجی را در سطح کلان بررسی می‌ کند. در اقتصاد کلان عموما از سری زمانی های سالانه یا فصلی استفاده می‌شود چرا که جمع‌آوری اطلاعاتی مانند حسابهای ملی در فواصل کوتاه‌ تر با دشواری

منابع پایان نامه ارشد درباره ضریب همبستگی، ضریب تعیین، آزمون فرضیه

کشف می‌کند. بنابراین، اعتبار داده‌ها اهمیت بسیاری دارد، زیرا داده‌های غیر معتبر مانع کشف حقیقت می‌گردد و مسئله و مجهول مورد نظر پژوهشگر به درستی معلوم نمی‌شود و یا تصویری انحرافی و ناصحیح از آن ارائه خواهد شد. برای حفظ اعتبار داده‌های گردآوری شده، پژوهشگر باید داده‌های صحیح را با دقت تمام گردآوری کند(حافظ نیا 1385، 163). در این پژوهش روش جمع‌‌آوری داده‌ها و اطلاعات مربوط به ادبیات تحقیق و فرضیه، روش کتابخانه‌ای و مراجعه به آرشیوها می‌باشد. بدین صورت که با استفاده از مطالعه کتب، مقالات، پایان نامه‌ها، نشریات تخصصی فارسی و لاتین، اینترنت و همچنین مطالعه صورت‌های مالی حسابرسی شده شرکت‌های نمونه، یادداشت‌های توضیحی، گزارشات هیات مدیره به مجمع، سایت اینترنتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران (این مورد توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران منتشر گردیده است) و نیز استفاده از نرم‌افزارهای تدبیرپرداز و ره‌آورد نوین انجام گرفته است. بنابراین، ابزار گردآوری اطلاعات، اسنادکاوی و بانک‌های اطلاعاتی می‌باشد. داده‌های مورد نیاز از طریق مطالعه صورت‌های مالی، یاداشت‌های همراه و گزارش‌های مالی شرکت‌های مورد مطالعه، نرم‌افزارهای اطلاعاتی، آرشیوهای الکترنیکی و اینترنتی جمع‌آوری و در صحفه گسترده اکسل59 سازماندهی و محاسبه شده تا در نهایت اطلاعات حاصل با استفاده از نرم‌افزار Eviews مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

3-5- جامعه و نمونه آماري
جامعه عبارت از همه اعضای واقعی با فرضی که علاقمند هستیم یافته‌های پژوهش را به آنان تعمیم دهیم(دلاور 1386 ،187). یکی از موارد مهم در تحقیق علمی، تعیین نمونه مورد نظر است. نمونه‌گیری به معنی برداشتن هر نسبتی از جامعه یا کل بعنوان معرف آن جامعه یا کل می‌باشد. نظر به اینکه جامعه آماری را شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران قرار دادیم، نمونه خود را از بین این شرکت‌ها در محدوده زمانی بین سال‌های 1387 الی 1391 انتخاب کرده‌ایم.روش نمونه‌گیری استفاده شده در این تحقیق حذف سیستماتیک می‌باشد.
جهت انتخاب نمونه محدودیت های زیر بر روی شرکت‌های جامعه آماری اعمال می‌شود:
1. به لحاظ افزایش قابلیت مقایسه، دوره مالی آنها منتهی به اسفندماه باشد.
2. شرکت‌هایی که وقفه معاملاتی بیش از 6 ماه نداشته باشند.
3. شرکت‌هایی که داده‌های مورد نظر آها در دسترس باشد.
4. شرکت‌هایی که طي سالهاي 1387 تا 1391 تغيير سال مالي نداده باشند.
5. شرکت‌هایی که قبل از سال 1387 در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشند.
لذا با در نظر گرفتن محدودیت‌های فوق نمونه آماری ما شامل 78 شرکت می‌باشد که از بین 437 شرکت بورسی با در نظر گرفتن پیش فرض‌های زیر به نمونه آماری فوق می رسیم
پیش فرض ها :
1- تعداد شرکت‌هایی که در قلمرو زمانی برون رفت از بورس داشته‌اند (124)
2- تعداد شرکت‌هایی که در قلمرو زمانی پژوهش وارد بورس شده‌اند (146)
3- تعداد شرکت‌هایی که سرمایه گذار و واسطه گر مالی بوده‌اند (28)
4- تعداد شرکت‌هایی که در قلمرو زمانی پژوهش وقفه معاملاتی داشته‌اند (38)
5- تعداد شرکت‌هایی که سال مالی آنها به 29/12ختم نمی‌شود (23)
(به دلیل یکنواختی سالهای مالی از نظر فعالیت)
جمع جامعه مورد مطالعه 78
نمونه مطالعاتی به روش حذف سیستماتیک با توجه به محدودیت های فوق، 78شرکت می‌باشد.

3-6- فرضيه‌هاي پژوهش
فرضیه اول: بین به موقع بودن با عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه ایران رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم: فرصت رشد بر روابط بین به موقع بودن با عدم تقارن اطلاعاتی تاثیر گذار است.

3-6-1 مدل آماری تحقیق
برای آزمون فرضیه اول از مدل رگرسیونی زیر استفاده می‌شود:
= α 0 + α 1 +
که در آن:
Information Asymmtry : عدم تقارن اطلاعاتی ( متغیر وابسته)
Rep_lag : به موقع بودن ( متغیر مستقل)
برای آزمون فرضیه دوم از مدل رگرسیونی زیر استفاده می‌شود :
= α 0 + α 1 + α 2 GROWOP it +
که در آن :
GROWOP it : فرصت رشد شرکت (متغیر تعدیل گر) است.

3-6-2 متغير وابسته
براي سنجش‌عدم تقارن‌اطلاعاتي بين سرمايه‌گذاران و مديران،مدلي را كه ونكاتش و چيانگ (1986) براي تعيين دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام طراحي كرده‌اند به كار برده‌ايم .
ABS
که در آن:
:(SPREAD)ABSit دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
:AP میانگین سالانه قیمت پیشنهادی فروش سهام
:BP میانگین سالانه قیمت پیشنهای خرید سهام

3-6-3 متغيرمستقل
به موقع بودن سود
در این تحقیق به موقع بودن با تاخیر گزارشگری از تاریخ پایان سال مالی تا تاریخ مجمع عمومی صاحبان سهام اندازه گیری می‌شود.

3-6-3-1 متغيرتعدیل گر
متغیر تعدیل گر متغیری است که دارای تاثیری قوی بر رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته می‌باشد، یعنی حضور یک متغیر سوم، رابطه مورد انتظار اصلی اولیه بین متغیر های مستقل و وابسته را تغییر می‌دهد. به عبارت دیگر، هرگاه رابطه بین متغیر مستقل و وابسته مشروط به متغیر دیگری شود، آن متغیر سوم در واقع نقش تعدیل گری را ایفا می کند (سنگر 1996، 67)60. در این تحقیق از متغیر فرصت‌های رشد به عنوان متغیر های تعدیل گر استفاده شده‌است ک
ه به وسیله نسبت ارزش بازار بر ارزش دفتری سرمایه اندازه گیری می‌شود:
GROWOP = Pij / BVij
:GROWOP فرصت رشد
: ارزش بازار سرمایه شرکت
: ارزش دفتری سرمایه شرکت

3-7- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
پس از آنکه پژوهشگر داده‌ها را گردآوری و طبقه‌بندی کرد باید مرحله بعدی فرآیند پژوهش، که به مرحله تجزیه و تحلیل داده‌ها معروف است، را آغاز کند. این مرحله در پژوهش اهمیت زیادی دارد زیرا نشان دهنده تلاش‌ها و زحمات فراوان گذشته است. در این مرحله، پژوهشگر اطلاعات و داده‌ها را در جهت آزمون فرضیه و ارزیابی آن مورد بررسی قرار می‌دهد. در مرحله تجزیه و تحلیل، آن چه را در جهت آزمون فرضیه و ارزیابی آن مورد بررسی قرار می‌دهد. در مرحله تجزیه و تحلیل، آن چه مهم است این است که پژوهشگر باید اطلاعات و داده‌ها را در مسیر هدف پژوهش، پاسخ‌گویی به سوالات پژوهش و نیز ارزیابی فرضیه‌های پژوهش خود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد(حافظ نیا 1385، 231). پس از جمع‌آوری اطلاعات، نخستین گام محاسبه آماره‌های توصیفی از متغیرهای مورد استفاده می‌باشد. این آماره‌ها شامل میانگین، میانه، انحراف استاندارد و سایر اطلاعات مورد استفاده است. پس از بررسی آماره‌های توصیفی، جهت انجام آزمون‌های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و تحلیل واریانس که دارای خطای معیار کمتری در مقایسه با سایر روش‌های آماری می‌باشند استفاده شده‌است. در ادامه به موارد ذکر شده اشاره می‌گردد.

3-7-1 همبستگی
تحلیل همبستگی ابزاری است آماری که به وسیله آن می‌توان درجه‌ای که یک متغیر به متغیری دیگر، از نظر خطی مرتبط است اندازه‌گیری کرد. روش همبستگی برای دو هدف عمده به کار می‌رود:
1- کشف همبستگی بین متغیرها
2- پیش‌بینی یک متغیر از یک یا چند متغیر دیگر.
به طور کلی هدف پژوهش همبستگی عبارت است از درک الگوهای پیچیده رفتاری از طریق مطالعه و همبستگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می‌شود بین آن‌ها رابطه وجود دارد. مزیت عمده روش همبستگی این است که به محقق اجازه می‌دهد که متغیرهای زیادی را اندازه‌گیری کند و همزمان، همبستگی درونی بین آنها را محاسبه نماید. امتیاز دیگر روش همبستگی در این است که می‌تواند درباره درجه همبستگی بین متغیرها مورد مطالعه، اطلاعات لازم را فراهم سازد و روش همبستگی یا درجه همبستگی را در کل دامنه یا محدوده معین مشخص کند. همبستگی را معمولاً با تحلیل رگرسیون به کار می‌برند. در همبستگی درباره دو معیار بحث می‌شود: ضریب تعیین و ضریب همبستگی.

3-7-1-1 ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده
ضریب تعیین مهم‌ترین معیاری است که با آن می‌توان قوت رابطه میان متغیر مستقل(x) و متغیر وابسته (y) را تشریح کرد. مقدار این ضریب در واقع مشخص کننده آن است که چند درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیر مستقل توضیح داده می‌شود. ضریب تعیین همواره بین صفر و یک است؛ اگر یک باشد نشان می‌دهد که خط رگرسیون به طور دقیق توانسته است تغییراتy را به تغییرات x نسبت دهد و اگر ضریب تعیین برابر صفر باشد نشان می‌دهد که خط رگرسیون هرگز نتوانسته است تغییراتy را به تغییرات x نسبت دهد. مقدار ضریب تعییین از رابطه زیر تعیین می‌شود:

با این حال اغلب ترجیح داده می‌شود که از مقیاس دیگری به نام ضریب تعیین تصحیح شده61 برای بررسی نیکویی بر ارزش مدل رگرسیون استفاده کنند. این ضریب به صورت زیر محاسبه می‌شود:

که در آن n تعداد مشاهدات و k تعداد متغیرهای مستقل است. در واقع هدف بکارگیری تسهیل در مقایسه نیکویی بر ارزش62 چندین معادله رگرسیون است که از نظر تعداد متغیرهای مستقل توضیحی متفاوتند.

3-7-1-2 ضریب همبستگی
اگر از ضریب تعیین، ریشه دوم بگیریم، به مقدار به دست آمده ضریب همبستگی می‌گوییم و آن را R نشان می‌دهیم. ضریب همبستگی شدت رابطه و همچنین نوع رابطه (مستقیم یا معکوس) را نشان می‌دهد. از آن جا که همواره بین 0 و 1 است، ریشه دوم آن یعنی R نیز همواره بین 1 و 1- است. همبستگی مثبت از صفر تا 1+ نوسان می‌کند در حالی که، دامنه همبستگی منفی از 1- تا صفر می‌باشد و در صورت عدم وجود رابطه بین متغیرها برابر صفر خواهد بود. هرچه عدد بدست آمده به یک نزدیک‌تر باشد، همبستگی قوی‌تر است. در واقع علامت ضریب همبستگی (r) همان علامت شیب خط رگرسیون (b) است. ضریب تعیین نسبت به ضریب همبستگی معیار گویاتری است. برای محاسبه همبستگی بین متغیرها روش‌های مختلفی وجود دارد که با توجه به مقیاس اندازه‌گیری بایستی روش مناسب انتخاب شود. در این پژوهش برای محاسبه ضریب همبستگی از آزمون همبستگی پیرسون استفاده می‌شود. فرمول محاسبه ضریب همبستگی به قرار زیر می‌باشد:

توجه به این نکته ضروری است که در رگرسیون چندگانه، به جای ضریب همبستگی معمولی، ضریب همبستگی چندگانه داریم. این ضریب نشان می‌دهد که شدت رابطه بین متغیرهای مستقل به کلی با متغیر وابسته به چه میزان است.

3-7-2 رگرسیون
تحلیل رگرسیون، فن و تکنیکی آماری برای بررسی و به مدل در آوردن ارتباط بین متغیرها است. برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از مدل‌های رگرسیونی استفاده می‌شود. مدل رگرسیون تغییرات مشاهده شده در متغیر وابسته که توسط تغییرات متغیرهای مستقل ایجاد شده‌اند را توضیح می‌دهد. در واقع رگرسیون به دنبال برآورد رابطه‌ای ریاضی و تحلیل آن می‌باشد، به طوری که بتوان به کمک
آن کمیت متغیری مجهول را با استفاده از متغیر یا متغیرهای معلوم تعیین کرد.

3-7-2-1 رگرسیون خطی ساده
در رگرسیون خطی یک متغیره، مدل معرف خط رگرسیون جامعه بوده که به وسیله معادله برآورد می‌شود. اگر0b باشد نشان دهنده رابطه معکوس بین دو متغیر است. همچنین، اگر 0=b باشد یعنی شیب صفر باشد، نشان می‌دهد که دو متغیر x و y رابطه خطی ندارند و مستقل هستند (آذر و مؤمنی، 1385: 183).

3-7-2-2 رگرسیون چند متغیره
در برخی از مسائل پژوهشی، به ویژه آنهایی که هدف پیش بینی دارند، تعیین همبستگی بین متغیر ملاک(که قصد پیش‌بینی آن را داریم) و ترکیب متغیرهای پیش‌بینی کننده، که هر کدام از آن‌ها تا حدودی با این متغیر همبستگی دارند، دارای اهمیت زیادی است. روشی که از طریق آن متغیرهای پیش‌بینی کننده ترکیب می‌شوند، «رگرسیون چند

منابع پایان نامه ارشد درباره اعلان سود، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن

اندازهاي تجاري آتي شركت و همچنين استراتژي‌هاي تجاري آن، از طريق ارتباط مستقيم بين مديران و شركت‌هاي مالك عمده سهام به طور انحصاري در اختيار قرار مي گيرد. اين انتقال اطلاعات اغلب از طريق كانال هايي همانند اعضاي مشترك هيات مديره در اختيار شركت‌هاي سهامدار قرار مي گيرد و از اين طريق اكثر شركت‌هاي سرمايه گذار به اين اطلاعات دسترسي پيدا مي‌كنند. لذا رواج مالكيت شركت‌ها توسط شركت‌هاي ديگر مي‌تواند نقش اساسي در كاهش ميزان عدم تقارن اطلاعات بين مديران و سرمايه‌گذاران برون شركتي و در نتيجه كارايي بازار سرمايه در مورد اطلاعات آنها داشته باشد(جهانخاني و عبده تبريزي،1372)، در مورد ويژگي بازاركارا بيان مي‌دارند: افراد مطلع در بازار وجود دارند و اين افراد با اطلاعاتي كه دارند بازار را به كارايي مي‌رسانند. اما آنها نميتوانند از اطلاعات و دانش افزونشان نتايج بهتر و سود بيشتري بدست آورند. در اين محيط فرد متخصص تر و آگاه تر از فرد عامي سود بيشتري نمي برد و افراد ناوارد در بازار كارا مغبون نمي‌شوند. قيمت بازار طوري تعيين مي‌شود كه منعكس كننده تمام اطلاعات خوب و بد است.
در بازار كارا، تعديل قيمت‌ها به سرعت انجام مي شود. در اين بازار افراد زيادي حضور دارند كه اطلاعات را دريافت و ارزيابي و ارزش آن را پيدا مي‌كنند و به فوريت اقدام به خريد و فروش مي‌كنند. اقدام فوري آنها باعث مي‌شود كه اطلاعات موجود دقيقاً و به سرعت روي قيمت‌ها انعكاس يابد.
يكي از معيارهاي سنجش كارايي بازار، تعيين نوع اطلاعاتي است كه در قيمت اوراق بهادار منعكس است كه عبده و جهانخاني سه سطح به شرح زير براي آن مطرح نموده اند:

2-4-1-1 شكل ضعيف
در اين سطح از كارايي، قيمت هاي اوراق بهادار فقط اطلاعاتي را منعكس مي نمايند كه با قيمت‌هاي گذشته ارتباط دارد و از توالي تاريخي قيمت‌ها حاصل مي‌شود. اين اطلاعات بلافاصله در قيمت‌هاي جاري منعكس مي‌شوند. در اين حالت فرض مي‌شود قيمت اوراق بهادار فقط منعكس كننده اطلاعات تاريخي است. پس شكل ضعيف كارايي مي گويد كه با مطالعه روند تاريخي قيمت سهام، قادر نيستيم آينده را پيش‌‌بيني نماييم و قيمت سهام روند خاصي ندارد.

2-4-2-2 شكل نيمه قوي
در اين سطح از فرضيه، قيمت سهام منعكس كننده همه اطلاعات عام و منتشر شده‌است. در اينجا اطلاعات عام محدود به قيمت هاي گذشته نيست و در برگيرنده هر اطلاعي درباره عملكرد شركت و مشخصات صنعتي است كه آن شركت در آن فعاليت مي كند. در بازار كارا در شكل نيمه قوي قيمت بلافاصله با ورود اطلاعات جديد متاثر مي شود. چنين كارايي كمك بزرگي به سرمايه‌گذاران مي نمايد. به ويژه آنهايي كه حضوري كافي در بورس ندارند و نيز براي كساني كه شناختي همه جانبه از امور مالي ندارند.
2-4-1-3 شكل قوي
دراين حالت فرض آن است كه تمام اطلاعات مربوط و موجود اعم از اطلاعات محرمانه و در دسترس عموم در قيمت اوراق بهادار انعكاس دارد. قيمت اوراق بهادار حتي منعكس كننده تمام اطلاعات محرمانه جاري و تاريخي است. در اين سطح كارايي كه گسترده ترين مفهوم كارايي است، اگر اتفاقي در شركت بيفتد ديگر نمي‌شود گفت كه فقط مدير عامل آن را مي‌داند و ديگران از آن بي اطلاعند. در اين زمينه قيمت سهام شركت مورد نظر بلافاصله نسبت به اين اتفاق عكس العمل نشان مي‌دهد. زيرا همه اطلاعات محرمانه هم سريعاً به بازار منتقل مي‌شود و اطلاعات محرمانه افشا نشده‌اي در شركت وجود ندارد.
در چنين وضعيتي، مفروض است كه سيستم‌هاي كنترل داخلي شركت به قدري قوي است كه كسي نمي‌تواند اطلاعات محرمانه يا اطلاعات خاصي داشته باشد. وقتي مثلاً مدير عامل يا هيات مديره از امري با خبر مي‌شوند، بلافاصله بقيه نيز از آن باخبر مي‌شوند و چون همه خبر دارند، قيمت به سرعت متاثر مي‌شود، و بنابر اين اطلاعات به ظاهر محرمانه ديگر ارزش چنداني براي آن مدير عامل و ساير مديران عالي رتبه ندارد. اين نوع كارايي حتي در بورس هاي بسيار معتبر هم واقعيت ندارد.زير بناي فرضيات بازار كارا رقابت براي اطلاعات است(واتز وزيمرمن 1986، 332)33.
رقابت، سرمايه‌گذاران و تحليل گران مالي را به سوي بدست آوردن اطلاعات مرتبط با شركت از بسياري از منابع غير از گزارشات حسابداري شركت و حتي خارج از خود شركت سوق مي‌دهد. براي مثال تحليل گران اطلاعات، توليد هفتگي شركت‌ها را بدست آورده و با مديريت مصاحبه مي‌كنند. تحليل گران همچنين با رقباي شركت در مورد فروش و با اعتبار دهندگان در مورد وضعيت اعتباري شركت مصاحبه مي‌كنند. به طور ميانگين در يك بازار كارا كه قيمت هاي سهام بر اساس نرخ مورد انتظار بازار تعديل شده باشد، اين قيمت‌ها برآورد صحيحي از ارزش آتي سهام هستند. از اين رو اگر سود حسابداري به طور تجربي به قيمت سهام يا تغييرات قيمت سهام ارتباط دارد، اين سودها مي توانند شاخص مناسبي از ارزش يا تغييرات در ارزش سهام باشند. هر چند اين سودها با استفاده از يك مفهوم از سود محاسبه نشده باشند.
مفاهيم بازار كارا به طور واضح با اين فرضيه كه گزارشات حسابداري تنها منبع اطلاعات هستند، متناقض هستند. گروهي از محققين در طي تحقيقات درزمينه كارايي بازار سرمايه به برداشت اشتباهي رسيده‌اند. آنان بر خلاف گروه‌هاي ديگري كه معتقدند بررسي در زمينه كارايي فقط از طريق تجزيه و تحليل آماري امكان پذير است، نظراتي را ارائه داده‌اند كه سبب شكسته شدن حريم مباني شده‌است كه سال ها مبناي اينگ
ونه بررسي‌ها را تشكيل داده است و نظرات اين گروه برداشتي غلط از كارايي و مفهوم آن مي‌باشد. اين اشتباهات شامل تصورات اشتباه در ماهيت كارايي، تصورات اشتباه در شواهد وجود كارايي و برداشت هاي غلط از مفهوم كارايي مي باشد (فدايي نژاد 1373، 22 ).

2-4-2 عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
تحقیقات تجربی که اخیراً صورت گرفته است ، تاثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به صورت کلی مورد توجه قرار داده اند. بر طبق مطالعاتی که اوشمن و مورس34 (1983) بر روی 25 شرکت انجام دادند به تغییر دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در زمان اعلان سود پی‌بردند. ویکنتاش و چیانگ35 (1986) نیز تغییرات مهمی را در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود ،تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی از جانب شرکت در ظرف 30 روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد مشاهده نمودند.
پاتل36 (1991) مدعی شد که پس از اعلان سود، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام افزایش مییابد. لی، مک لاو ردی37 (1993) با استفاده از اطلاعات بین روزی شواهدی را ارائه نمودند که بر مبنای آن دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت یک روز دارای وسعت بیشتری می‌باشد و قبل از اعلان سود شاهد کاهش قیمت پیشنهادی بودند.
کرینسکی ولی38 (1996) در یافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش می‌دهد.بر طبق مدل عدم تقارن اطلاعاتی که کاپلند و گالی39 (1983) و میلورام و گلشتن40 (1985) ارائه نمودند، در بازار
می‌توان دو نوع معامله گر را متصور شد:
(الف )معامله گران نقد41 (ب)معامله گران مطلع
معامله گران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله می کنند که دارای اطلاعات محرمانه ای هستند که در قیمت‌هامنعکس نشده‌است.
در حالي كه معامله گران نقد(سرمايه گذارن غيرمطلع) تنها به دليل دارا بودن نقدينگي به انجام مبادله اقدام مي‌كنند. البته اين مدل ها بر روابط بين تفاوت قيمت خريد و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زيان مي‌شوند و اين زيان را از طريق گسترش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام جبران مي‌كنند. بر اساس اين مدل عدم تقارن اطلاعاتي در بازار منجر به افزايش دامنه قيمت هاي پيشنهادي مي‌شود.
در مدل كيم و ورچيا42 ( ١٩٩٤) برخي افراد مطلع در بازار از قبيل سهامداران عمده، اطلاعات عمومي (مانند اعلان سود) را به سمت اطلاعات محرمانه سوق مي‌دهند .بديهي است كه اين افراد داراي مزيت اطلاعاتي نسبت به سايرين هستند و از اين رو قادرند تا ارزيابي بهتري نسبت به عملكرد موسسه از طريق اعلان سود داشته باشند. البته تمركز اصلي آن ها بر چگونگي تاثير عدم تقارن اطلاعاتي در مبادلات افر اد مطلع پيرامون زمان اعلان سود است. از نظر آنان اعلان سود منجر به افزايش حجم مبادله و گسترش عدم تقارن اطلاعاتي مي شود. كيم و ورچيا اثرات اين اعلان ها را به دو صورت بيان مي‌كنند: اول اين كه، اعلان هاي سود زمينه را براي معامل‌ اي برابر و يكسان در بازار فرا هم مي كند زيرا منجر به انتشار اطلاعات براي همه افراد حاضر در بازار مي‌شود و بدين ترتيب بايد شاهد افزايش عدم تقارن اطلاعاتي در روزهاي قبل از اعلان سود باشيم. دوم اين كه، بازار متشكل از افرادي است كه توانايي هاي متفاوتي در پردازش اطلاعات دارند. طبق اين ديدگاه عدم تقارن اطلاعاتي نبايد قبل از اعلان سود افزايش يابد بلكه بايد در يك سطح صعودي در پي اعلان سود باقي بماند. زيرا، برخي از معامله گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات هستند و اين پردازش اطلاعات است كه موجب افزايش حجم مبادلات در يك محيط داراي نقدينگي كم ترمي شود، نه عدم تقارن اطلاعاتي. در اين زمان معامله گران غير مطلع به دليل افزايش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از انجام مبادله خودداري مي‌كنند.
كايل43(١٩٨٥) ايزلي و اوهارو44 (١٩٩٢) در يافته هاي خود پي بردند هنگامي كه عدم تقارن اطلاعاتي افزايش يابد شاهد افزايش حجم مبادلات نيز خواهيم بود.

دمسكي و فلتهام45(1994) و مك نيكولاس و ترومن46 (١٩٩٤) بر اهميت تمركز بر فعاليت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارند. به نظر مك نيكولاس و ترومن سرمايه گذاراني كه داراي افق سرمايه گذاري كوتاه مدتي هستند جستجوي اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزايش 1605 مي‌دهند. اين امر بدين معناست كه قبل از اعلان سود، سطح بالايي از عدم تقارن اطلاعاتي را شاهد خواهيم بود.
اسكينر47 (١٩٩١) در تحقيق خود افزايش قابل ملاحظه اي را در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهد نکرد. يان48 (١٩٩٨) به وجود عواملي اشاره مي كند كه طبق آن، حركت هاي مهمي را در قيمت سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهده كرد كه مي‌تواند معامله گران را به گردآوري اطلاعات بيشتر ترغيب كند. وي دريافت كه هم تغييرپذيري سود و هم واكنش بازار نسبت به سود غيرمنتظره رابطه مثبتي با تغييرات در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل از اعلان سود دارد. از اين رو دامنه قيمت پيشنهادي در روز قبل، روز اعلان و روز پس از اعلان داراي روندي افزايشي است.
اكر49 (٢٠٠٢) وجود تفاوت اندك در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و افزايش حجم معاملات را پيرامون زمان اعلان سود گزارش كرده است.
لي بي و همکاران 50 (٢٠٠٣) با بررسي شركت‌هاي فعال در بورس
تورنتو دريافتند كه قبل از اعلان سود دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سها م افزايش پيدا كرده است. ويل51(٢٠٠٤) با بررسي شركت‌هاي فعال در بورس يورونكست پاريس، وسعت دامنه قيمت. پيشنهادي خريد و فروش سهام را در زمان اعلان سود مشاهده كرد.

2-4-3 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمایه
طبق دیدگاه سنتی حسابداری، سرمایهگذاران کوچک (عموماً کم اطلاع) نیاز به حمایت دارند. این دیدگاه احتمالاً از این واقعیت ناشی شده‌است که در بازار سرمایه نابرابری وجود دارد، ولی نیاز به مقررات جهت تعدیل چنین نابرابریهایی، معمولاً با عباراتی مبهم، ساده و پدرمآبانه بیان شده‌است. همچنین گفته شده‌است سرمایهگذاران کوچک تحت سلطه افراد دارای اطلاعات محرمانه (درون سازمانیها) میباشند. این دلیل که وضع مقررات به منظور مصون بودن سرمایهگذاران کوچک در مقابل خطرات دزدی و کلاهبرداری است، قانعکننده نیست. به طوری که بیان نمودن دلیل مذکور به عنوان لزوم وجود مقررات، به طور چشمگیری علاقه محققین حسابداری و اقتصاد

منابع پایان نامه ارشد درباره عدم تقارن اطلاعات، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

تشخيص‌دهند. از آنجا كه‌ استفاده‌كنندگان ‌صورت‌هاي ‌مالي‌علاقه‌مند به‌ مقايسه‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي ‌و جريانهاي‌ وجوه‌ نقد واحد تجاري در طول ‌زمان ‌مي‌باشند، ارائـه‌ اطلاعات ‌مقايسه‌اي ‌براي‌حداقل ‌يك‌ دوره‌ مالي ‌قبل ‌ضرورت‌دارد.

2-3-14 قابل‌فهم‌بودن‌31
يك‌ خصوصيت‌ كيفي ‌مهم ‌اطلاعات ‌مندرج‌ در صورت‌هاي‌ مالي ‌اين ‌است ‌كه ‌به ‌آساني ‌براي ‌استفاده‌كنندگان ‌قابل ‌درك ‌باشد.

2-3-15 ادغام‌و طبقه‌بندي‌اطلاعات‌
يك‌ عامل ‌مهم‌ در قابل‌ فهم‌ بودن ‌اطلاعات ‌مالي ‌نحوه ‌ارائـه ‌آنهاست‌. براي ‌اينكه ‌ارائـه ‌اطلاعات ‌مالي ‌قابل ‌فهم ‌باشد لازم ‌است ‌كه‌ اقلام‌ به‌ نحوي ‌مناسب ‌در يكديگر ادغام‌ و طبقه‌بندي‌شود.

2-3-16 توان‌استفاده‌كنندگان‌
صورت‌هاي‌ مالي ‌براي ‌رفع ‌نيازهاي ‌استفاده‌كنندگان‌ مختلفي ‌كه ‌از درجات‌ مختلف‌آگاهي‌ از فعاليت‌هاي‌تجاري ‌و اقتصادي‌ و نحوه‌حسابداري ‌برخوردارند، تهيه‌ مي‌شود. معهذا اطلاعات ‌مالي‌عموماً براساس ‌اين‌ فرض ‌كه ‌استفاده‌كنندگان ‌از آگاهي ‌معقولي‌ در مورد فعاليت‌هاي تجاري ‌و اقتصادي ‌و نحوه‌ حسابداري ‌برخوردارند و اينكه ‌مايل ‌به ‌مطالعه ‌اطلاعات‌ با تلاش‌ معقولي ‌هستند، تهيه ‌مي‌شود. در عين‌ حال‌، اطلاعات ‌پيچيده‌اي‌ كه‌ جهت ‌رفع ‌نيازهاي ‌تصميم‌گيري ‌اقتصادي‌ مربوط‌ تلقي ‌مي‌شود نبايد به ‌بهانه ‌مشكل ‌بودن ‌درك‌ آن ‌توسط ‌برخي ‌استفاده‌كنندگان‌ از صورت‌هاي ‌مالي‌حذف ‌شود، گرچه ‌اين‌ گونه ‌اطلاعات‌ نيز بايد حتي‌المقدور به‌ گونه‌اي ‌ساده ‌ارائه ‌شود.

2-3-17 محدوديتهاي‌حاكم‌بر خصوصيات‌كيفي‌اطلاعات‌مالي‌
به ‌ندرت ‌مي‌توان ‌اطلاعاتي‌تهيه ‌كرد كه‌ كاملاً مربوط‌، قابل‌اتكا، قابل‌ مقايسه ‌و قابل‌ فهم‌ باشد. برخي ‌از مؤثرترين‌ محدوديت‌ها در بندهاي ‌زیر تشريح‌مي‌گردد:

2-3-17-1 موازنه‌بين‌خصوصيات‌كيفي‌
يكي‌از محدوديت‌ها اين‌است‌ كه‌ اغلب ‌نوعي ‌موازنه ‌يا مصالحه‌ بين‌ خصوصيت‌هاي ‌كيفي‌ ضرورت ‌دارد. به‌طور مثال ‌اطلاعاتي ‌كه ‌قابل‌اتكاتر است‌ اغلب ‌از درجه ‌مربوط‌ بودن‌ كمتري ‌برخوردار است ‌و به ‌عكس‌. عموماً هدف‌، دستيابي ‌به ‌نوعي ‌توازن ‌بين ‌انواع ‌خصوصيات‌ به ‌منظور پاسخگويي ‌به ‌اهداف ‌صورت‌هاي ‌مالي‌است‌ .اهميت ‌نسبي‌خصوصيتهاي‌كيفي‌ در موارد مختلف ‌امري‌ قضاوتي‌است‌.
مثال ‌ديگري ‌از تضاد بالقوه ‌بين‌ خصوصيات‌ كيفي‌، تضاد بين ‌«بي‌طرفي» و «احتياط» است‌كه‌ هر دوي ‌آنها از خصوصيات‌ مربوط ‌به ‌قابليت ‌اتكا محسوب‌مي‌شود. بي‌طرفي‌عبارت‌از عاري‌بودن‌از تمايلات ‌جانبدارانه‌است‌. معهذا اعمال ‌احتياط ‌بيش ‌از حد معمول‌، منجربه ‌بيان ‌كمتر از واقع ‌دارايي‌ها و درآمدها و بيان‌ بيشتر از واقع‌بدهيها و هزينه‌ها مي‌شود. براي ‌اجتناب ‌از اين‌خطري ‌كه ‌متوجه ‌«بي‌طرفي» است‌، «احتياط‌» را نبايد به ‌عنوان‌يك ‌انحراف ‌سيستماتيك‌ در اندازه‌گيري ‌تعبير كرد، بلكه ‌احتياط‌را بايد نوعي ‌طرز تفكر تعبير كرد كه ‌ارزيابي‌ دقيق ‌ابهامات ‌و توجه ‌هشيارانه ‌به‌ خطرات ‌احتمالي‌را مي‌طلبد. حالت‌مطلوب‌ اين ‌است ‌كه ‌ميزان ‌ترديد ناشي‌از برخورد محافظه‌كارانه‌، كاملاً با تمايل ‌به ‌خوش‌بيني ‌بيش‌از حد جبران‌شود.

2-3-17-2 به‌موقع‌بودن‌32
هرگاه ‌تأخيري‌ نابجا درگزارش‌اطلاعات‌رخ‌دهد، اطلاعات ‌ممكن‌است‌ خصوصيت‌ مربوط ‌بودن ‌خود را از دست‌ بدهد. ممكن‌است‌لازم‌ شود كه ‌مديريت ‌نوعي ‌موازنه ‌بين ‌مزيت‌هاي ‌نسبي ‌«گزارشگري‌ به ‌موقع‌» و «ارائـه‌اطلاعات ‌قابل ‌اتكا» برقرار كند. براي‌ارائـه ‌به ‌موقع ‌اطلاعات‌، اغلب‌ ممكن‌است ‌لازم ‌شود قبل ‌از مشخص‌ شدن ‌همه‌ جنبه‌هاي ‌يك‌معامله‌يا رويداد، اطلاعات ‌موجود گزارش‌شود كه ‌اين ‌از قابليت‌ اتكاي‌ آن ‌مي‌كاهد. به‌عكس‌، هرگاه ‌به ‌منظور مشخص‌شدن ‌همه ‌جنبه‌هاي‌ مزبور، گزارشگري ‌با تأخير انجام ‌گردد، اطلاعات‌ممكن‌است ‌كاملاً قابل‌ اتكا شود، ليكن ‌براي‌ استفاده‌كنندگاني ‌كه ‌بايد طي ‌اين ‌مدت ‌تصميماتي ‌اتخاذ كنند بي‌فايده‌ شود. براي‌ نيل‌ به‌موازنـه ‌بين‌ خصوصيات‌ مربوط ‌بودن ‌و قابل ‌اتكا بودن‌، با توجه‌ به ‌الزامات‌قانوني‌در مورد زمان ‌ارائـه ‌اطلاعات‌، مهمترين ‌موضوعي‌كه‌ بايد مورد توجه‌ قرار گيرد اين‌است‌كه‌چگونه ‌به ‌بهترين ‌وجه ‌به ‌نيازهاي‌ تصميم‌گيري ‌اقتصادي ‌استفاده‌كنندگان ‌پاسخ‌ داده‌ شود. سود برای اثربخشی باید به موقع در دسترس قرار گیرد. به موقع بودن سود، موجب واقعی شدن بازده می‌گردد و در صورت ارائه در فواصل کوتاه مدت، موجب کاهش ریسک اطلاعاتی می‌گردد. در این حالت سود حسابداری به دنبال اندازگیری سود اقتصادی است، که تغییر دهنده ارزش بازار سهام است ( کردستانی 1386، 88).

2-3-17-2-1 عوامل موثر بر به موقع بودن سود و گزارشگری آن
در تحقيقات انجام شده قبلي، مهمترين عوامل موثر بر گزارشگري مالي به موقع به شرح زير نوان شده‌اند:
الف اندازه شرکت: در بيشتر پژوهش های انجام شده قبلي در خارج از كشور، وجود رابطه معني دار بين به موق
ع بودن گزارشگري مالي ساليانه با اندازه شركت مورد تاييد قرار گرفته است. بيشتر اين محققين معتقد ندكه شركت‌هاي با اندازه بزرگ زودتر از شركت‌هاي كوچك، عمليات حسابرسي خود را اجرا و تكميل مي‌كنند.
اولاً) به دليل استقرار سيستم‌هاي كنترل داخلي قوي درشركت‌هاي بزرگ، احتمال وقوع اشتباه چه سهوي و چه عمدي در صورت‌هاي مالي كاهش پيدا می‌كند و به تبع آن حسابرسان مي‌توانند اتكاي بيشتري بر سيستم كنترل داخلي شركت نموده و به نحو قابل ملاحظه اي از حجم آزمون‌هاي محتوا به کاهند. ثانیاً شركت‌هاي بزرگ به دليل داشتن منابع مالي زياد قادرند كارمندان حسابداري بيشتر با تخصص و تحصيلات بالاتر و همچنين سيستم‌هاي اطلاعاتي پيشرفته تري را به خدمت به گيرند. از طرف ديگر اين شركت‌ها با در اختيار حسابرسان گذاشتن تعدادي از پرسنل خود و انجام قسمتي از كارهاي حسابرسي و بكارگيري موسسات حسابرسي كارآمد و پرداخت حق الزحمه حسابرسي بيشتر، عمليات حسابرسي صورت‎هاي مالي آنها در مدت زمان اندكي بعد از اتمام سال مالي انجام می‌شود.
ثالثاً) شركت‌هاي بزرگ از حساسيت بيشتري نسبت به شركت‌هاي كوچك برخوردارند. شركت‌هاي بزرگتر داراي هزينه هاي سياسي بيشتري نسبت به شركت‌هاي كوچك‌تر هستند. بزرگ بودن شركت، تعداد زياد ذينفعان را به همراه دارد كه تمايل دارند، عمليات شركت را با دقت و حساسيت زيادي تعقيب كنند. بنابراين مديران شركت‌هاي بزرگ تمايل دارند، مدت زمان تاخير در اجرا و تكميل عمليات حسابرسي و گزارشگري مالي را كاهش دهند. زيرا آنها شديداً از طرف سرمايه گذاران، اعتبار دهندگان، نهادهاي قانوني و ديگر استفاده كنندگان براي ارائه به موقع صورت‌هاي مالي خود تحت فشارند. لذا، اين فرض قابل تصور وجود دارد كه ارتباط معني دار آماری بین اندازه شرکت و مدت زمان اجرا و تكميل عمليات حسابرسي وجود دارد.
ب) نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام: اين امكان وجود دارد ،شركت‌هايي كه نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام آنها بالا باشد؛ تمايل داشته باشند ميزان و سطح ريسك خود را پنهان نمايند.آنها ممكن است براي اين منظور درصدد برآيند، صورت‌هاي مالي سالانه خود را با تاخير منتشر کنند. از طرف ديگر بالا بودن نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام، احتمال ناتواني شركت در بازپرداخت بدهي و ايفاي تعهدات را افزايش می‌دهد. در چنين مواردي حسابرسان نگران كمتر از واقع نشان دادن بدهي‌ها توسط شرکت خواهند بود. بنابراين حسابرسان براي كاستن ميزان مسئوليت خود در مقابل دعاوي مطروحه احتمالي در آينده، رسيدگي كامل‌تري را برنامه‌ريزي كرده و روش‌هاي حسابرسي را بگونه‌اي طراحي و اجرا مي نمايند كه از كامل بودن بدهي هاي ثبت شده اطمينان حاصل كنند. انجام این گونه اقدامات از جانب حسابرسان، موجب طولاني شدن زمان تكميل عمليات حسابرسي و تاخير در انتشار صورت‌هاي مالي خواهد شد.
ج)سودآوري: توان سودآوري شركت به عنوان يكي از متغيرهاي اثر گذار بر مدت زمان اجرا و تكميل عمليات حسابرسي مورد مطالعه قرار گرفته است. وجود يك رابطه منفي بين توان سودآوري شركت با مدت زمان تاخير در اجرا و تكميل عمليات حسابرسي شركت قابل تصور است. بدين معني كه شركت‌هاي سود ده زودتر از شركت‌هاي زيان ده، عمليات حسابرسي خود را اجرا و تكميل مي‌كنند.
گزارش سود يا زيان مي‌تواند به عنوان يك خبر خوب يا بد در مورد نتايج عملكرد سالانه شركت مورد توجه قرار گيرد. در مورد شركت‌هاي زيان ده، مديران شركت تمايل دارند انتشار گزارش‌هاي مالي سالانه با تاخير باشد تا از عواقب انتشار يك خبر بد اجتناب نمايند. ازاين رو، مديران شركت‌هاي زيان ده تمايل دارند، حسابرسان از برنامه زماني معمول حسابرسي عقب تر باشند و عمليات حسابرسي با تاخير بيشتري انجام شود. همچنين در مورد شركت‌هاي زيان ده، حسابرسان عمليات حسابرسي را با احتياط و اعمال مراقبت حرفه‌اي بيشتري انجام مي‌دهند. به ويژه زماني كه احتمال بروز ناتواني مالي، ورشكستگي يا عدم تداوم فعاليت يا تقلب مديران در شركت‌هاي زيان ده وجود داشته باشد. در نقطه مقابل، شركت‌هاي سود ده به منظور انتشار يك خبر خوب تمايل به انتشار زودتر از موعد صورت‌هاي مالي سالانه حسابرسي شده دارند. از اين رو نسبت به تكميل سريع عمليات حسابرسي و جلوگيري از تاخير در تكميل عمليات حسابرسي علاقه نشان مي‌دهند. هم چنين در شركت‌هاي سود ده، چنان چه حاشيه سود يا نرخ بازده آنها بالاتر از متوسط صنعت باشد، با انتشار اين خبر خوب، از مزاياي پيش‌بيني‌هاي بازار و تصميمات استفاده كنندگان در مورد شركت منتفع خواهند شد. عملكرد مثبت يك شركت اثر برجسته‌اي بر روي ارزش سهام شركت خواهد داشت.
د) نوع اظهارنظر حسابرسي: مدت زمان تاخير در اجرا وتكميل عمليات حسابرسي به عنوان تابعي از نوع اظهارنظرحسابرسي ارائه شده در نظر گرفته می‌شود. براين اساس عنوان مي‌شود ؛ شركت‌هايي كه اظهار نظر حسابرسي ارائه شده در مورد صورت‌هاي مالي آنها به شكل مقبول است، احتمالا زودتر از شركت‌هايي كه اظهارنظر غيرمقبول دريافت مي‌كنند، عمليات حسابرسي خود را اجرا و تكميل مي‌كنند. به عبارت ديگر، متوسط تاخير در اجرا و تكميل عمليات حسابرسي براي شركت‌هايي كه اظهار نظر مقبول دريافت مي‌كنند، كمتر از شركت‌هايي است كه اظهار نظر غير مقبول دريافت مي‌كنند.
اظهارنظرهاي غير مقبول به عنوان يك خبر بد در نظر گرفته شده و باعث كندي در انتشارصورت‌هاي مالي سالانه
حسابرسي شده شركت مي‌شود. علاوه بر آن، اختلاف نظرهاي موجود بين حسابرس و شركت در خصوص بندهاي شرط گزارش حسابرسي مطرح شده، موجب افزايش مدت زمان تاخير در اجرا و تكميل عمليات حسابرسي شركت می‌شود(مرادی و پور حسینی، 1388).

2-4- عدم تقارن اطلاعاتی
2-4-1 عدم تقارن اطلاعات و کارایی بازار
عدم تقارن اطلاعات زماني ايجاد مي‌شود كه سهامداران به اطلاعات محرمانه اي كه مديران شركت در اختيار دارند، دسترسي نداشته باشند. وجود اطلاعات كافي در بازار و انعكاس بموقع و سريع اطلاعات بر روي قيمت اوراق بهادار ارتباط تنگاتنگي با كارايي بازار دارد. در بازار كارا، اطلاعاتي كه در بازار پخش مي‌شود به سرعت بر قيمت تاثير مي گذارد. در چنين بازاري، قيمت اوراق بهادار به ارزش ذاتي آن نزديك است. به عبارت ديگر ويژگي مهم بازار كارا اين است كه قيمت تعيين شده در بازار، شاخص مناسبي از ارزش واقعي اوراق بهادار است. بازار كارا بايد نسبت به اطلاعات جديد حساس باشد. اگر اطلاعات تازه اي به اطلاعات عموم مي‌رسد، قيمت سهام عادي شركت متناسب با جهت اطلاعات ياد شده تغيير خواهد كرد. اگر بازار نسبت به اطلاعات جديد بي تفاوت باشد و عكس العمل لازم را نشان ندهد، يعني تحليل كننده اي در بازار براي ارزيابي و بررسي اثر اطلاعات جديد برقيمت نباشد، طبعاً آن بازار كارايي نخواهد داشت (جهانخاني و عبده تبريزي، 1372).
جيانگ و كيم،2000، بيان داشتند كه در شركت‌هايي كه سهامداران آنها را نهادها و شركت‌هاي ديگر تشكيل مي‌دهند، اطلاعات داخلي با ارزش درباره چشم

منابع پایان نامه ارشد درباره سود سهام

2-3-1 كيفيت‌«اهميت»23‌
اهميت ‌يك‌كيفيت ‌آستانه‌اي‌است‌. اهميت ‌به ‌جاي ‌اينكه‌ يك ‌خصوصيت ‌كيفي ‌اصلي‌لازم ‌براي ‌اطلاعات‌باشد يك ‌نقطه ‌انقطاع ‌است ‌و بايد قبل ‌از ساير خصوصيات ‌كيفي ‌اطلاعات ‌مورد توجه ‌قرار گيرد. اگر اطلاعات ‌با اهميت ‌نباشد نيازي‌ به ‌بررسي‌بيشتر آن ‌نيست‌.
اطلاعاتي ‌با اهميت‌ است‌ كه ‌بتواند بر تصميمات ‌اقتصادي ‌استفاده‌كنندگان‌ كه بر مبناي‌ صورت‌هاي ‌مالي‌ اتخاذ مي‌شود، تأثير گذارد. اگر اطلاعات‌، نادرست ارائـه ‌شود يا حذف ‌گردد، اهميت ‌ارائـه ‌نادرست ‌يا حذف ‌اطلاعات‌، به ‌ميزان‌ و ماهيت ‌قلم ‌مورد بحث‌ براساس ‌قضاوتي ‌كه ‌در شرايط ‌مربوط ‌اعمال‌ مي‌شود، بستگي‌دارد. جنبه‌هايي ‌از ماهيت ‌كه ‌بر قضاوت ‌در مورد اهميت ‌يك ‌قلم‌ تأثير مي‌گذارد شامل ‌معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ بوجود آورنده آن ‌و نيز سرفصل‌هاي ‌خاص‌صورت‌هاي‌ مالي ‌و افشائياتي‌است كه‌ تحت ‌تأثير قرار گرفته‌است‌. مواردي ‌كه‌ بايد مدنظر قرار گيرد شامل‌ساير عناصر صورت‌هاي‌ مالي در كليت ‌آن‌ و ديگر اطلاعات ‌در دسترس ‌استفاده‌كنندگان‌است‌كه ‌بتواند بر ارزيابي‌آنها از صورت‌هاي‌ مالي ‌تأثير گذارد. اين‌ امر به‌طور مثال ‌متضمن ‌ملاحظه‌ تأثير آن‌ قلم ‌بر ارزيابي‌ روندهاست‌. در مورد دو يا چند قلم ‌مشابه‌، اهميت‌ مجموع‌ و نيز تك‌تك ‌آنها بايد مدنظر قرار گيرد.

2-3-2 مربوط‌بودن‌24
اطلاعاتي ‌مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه ‌برتصميمات ‌اقتصادي ‌استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي ‌گذشته‌، حال‌يا آينده ‌يا تائيد يا تصحيح ‌ارزيابي‌هاي‌ گذشته ‌آنها مؤثر واقع ‌شود.

2-3-3 ارزش‌پيش‌بيني‌كنندگي‌و تأييدكنندگي‌
«اطلاعات ‌مربوط»، يا داراي ‌ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و يا حائز ارزش ‌تأييدكنندگي‌ است‌. نقش‌هاي ‌پيش‌بيني‌كنندگي‌ و تأييدكنندگي‌ اطلاعات‌ به ‌هم‌ مربوط‌ مي‌باشند. به‌ طور مثال‌، اطلاعات‌ در مورد سطح ‌و ساختار فعلي‌داراييهاي‌ واحد تجاري‌، براي ‌استفاده‌كنندگاني‌ كه ‌سعي‌ دارند توان ‌واحد تجاري ‌را در استفاده ‌از فرصتها و واكنش‌ به‌ شرايط ‌نامطلوب ‌پيش‌بيني‌ كنند، داراي ‌ارزش ‌است‌. همين ‌اطلاعات‌ داراي ‌نقش ‌تأييدكنندگي ‌در مورد پيش‌بيني‌هاي‌ گذشته ‌مثلاً درباره‌ ساختار واحد تجاري و ماحصل‌عمليات‌ مي‌باشد.
اطلاعات‌ در مورد وضعيت ‌مالي‌و عملكرد مالي‌گذشته ‌اغلب‌براي‌پيش‌بيني‌وضعيت‌مالي‌و عملكرد مالي‌آتي‌و ساير موضوعات ‌مورد علاقه ‌مستقيم‌ استفاده‌كنندگان‌ از قبيل‌ پرداخت سود سهام‌و دستمزد، تغييرات‌در بهاي‌ اوراق ‌بهادار و توانايي ‌واحد تجاري‌جهت ‌ايفاي‌ تعهدات‌ خود در سر رسيد، مورد استفاده‌قرار مي‌گيرد. براي‌ اينكه ‌اطلاعات‌داراي ‌ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي ‌باشد نيازي‌ نيست‌ كه ‌در قالب‌ يك ‌پيش‌بيني ‌صريح ‌ارائه ‌شود. معهذا توان ‌پيش‌بيني ‌براساس ‌صورت‌هاي ‌مالي ‌تحت ‌تأثير نحوه ‌نمايش ‌اطلاعات‌ در مورد معاملات‌ و ساير رويدادهاي ‌گذشته ‌ارتقا مي‌يابد. به ‌طور مثال‌ هرگاه ‌اقلام ‌غيرمعمول‌، غيرعادي‌ و غيرتكراري ‌درآمد يا هزينه‌ جداگانه‌ افشا شود، ارزش ‌پيش‌بيني‌كنندگي‌صورت‌هاي ‌عملكرد مالي‌افزايش‌مي‌يابد.

2-3-4 انتخاب‌خاصه‌
براي ‌ارائه ‌اقلام‌ در صورت‌هاي‌ مالي ‌بايد خاصه ‌قلم ‌مورد ارائه ‌انتخاب ‌شود. صورت‌هاي ‌مالي ‌تنها مي‌توانند آن‌ خاصه‌هايي‌ را ارائه ‌كند كه ‌برحسب ‌واحد پول ‌قابل ‌بيان ‌است‌. چندين ‌خاصه ‌پولي وجود دارد كه ‌مي‌توان‌ در صورت‌هاي‌ مالي ‌ارائه ‌كرد از قبيل ‌بهاي ‌تمام‌ شده ‌تاريخي‌، بهاي ‌جايگزيني ‌يا خالص ‌ارزش‌ فروش‌.انتخاب ‌خاصه‌اي‌ كه‌ قرار است‌ در صورت‌هاي‌ مالي ‌گزارش‌ شود بايد مبتني ‌بر مربوط ‌بودن‌ آن ‌به‌تصميمات ‌اقتصادي ‌استفاده‌كنندگان‌ باشد. اطلاعات‌ در مورد ساير خاصه‌ها از جمله‌ خاصه‌هاي غيرقابل ‌بيان‌به‌ پول ‌از قبيل‌ مقادير و سررسيدها را مي‌توان‌ با شرح ‌اقلام ‌در صورت‌هاي ‌مالي ‌يا يادداشت‌هاي‌ توضيحي ‌به ‌استفاده‌كننده‌ انتقال ‌داد.

2-3-5 قابل‌اتكا بودن‌25
براي‌ اينكه ‌اطلاعات ‌مفيد باشد بايد همچنين ‌قابل‌ اتكا باشد. اطلاعاتي ‌قابل ‌اتكاست ‌كه ‌عاري ‌از اشتباه ‌و تمايلات‌ جانبدارانه‌ با اهميت ‌باشد و به ‌طور صادقانه‌ معرف‌آن‌ چيزي ‌باشد كه ‌مدعي ‌بيان‌ آن ‌است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيان‌كند.
اطلاعات‌ ممكن‌است ‌مربوط ‌باشد ليكن‌ ماهيتاً يا در بيان‌ چنان‌غيرقابل‌ اتكا باشد كه‌ شناخت آن‌ در صورت‌هاي ‌مالي ‌به‌ طور بالقوه‌ گمراه ‌كننده ‌شود. به طور مثال ‌اگر اعتبار و مبلغ ‌يك ‌ادعاي ‌خسارت‌ در يك ‌اقدام‌ قانوني ‌مورد سئوال‌ واقع ‌شود، ممكن‌است‌شناخت‌كل ‌مبلغ ‌ادعا در ترازنامه‌ براي‌ واحد تجاري ‌نامناسب‌باشد گرچه‌ افشاي ‌مبلغ‌ و شرايط ‌ادعا مي‌تواند مناسب‌ باشد.

2-3-6 بيان‌صادقانه‌
اطلاعات ‌بايد اثر معاملات ‌و ساير رويدادهايي ‌را كه‌ ادعا مي‌كند بيانگر آن است ‌يا به‌گونه‌اي ‌معقول‌ انتظار مي‌رود بيانگر آن ‌باشد به ‌طور صادقانه ‌بيا
ن ‌كند. بدين‌ترتيب ‌مثلاً ترازنامه ‌بايد بيانگر صادقانه‌ اثرات‌معاملات ‌و ساير رويدادهايي ‌باشد كه‌ منجر به‌ عناصري ‌در تاريخ ‌ترازنامه‌شوند كه‌معيارهاي‌شناخت ‌را احراز كرده‌باشند.
بيشتر اطلاعات‌ مالي ‌تا حدي‌در معرض‌اين ‌مخاطره‌قرار دارند كه‌آنچه‌ را كه‌ مدعي ‌نمايش‌آن‌ هستند كاملاً به‌طور صادقانه ‌بيان ‌نكنند. اين ‌بدان دليل ‌است‌ كه‌ در تشخيص ‌معاملات ‌و ساير رويدادهايي‌كه‌قرار است‌اندازه‌گيري ‌شود يا در طراحي‌ و اعمال ‌روش‎‌هاي‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌اي‌كه‌ بتواند پيامهاي‌ مرتبط ‌با آن ‌معاملات‌و ساير رويدادها را انتقال ‌دهد، مشكلات‌ذاتي‌وجود دارد. در برخي‌ موارد اندازه‌گيري ‌اثرات ‌مالي ‌اقلام‌ممكن‌است ‌آنقدر مبهم ‌باشد كه‌ واحدهاي ‌تجاري ‌عموماً از شناخت‌آنها در صورت‌هاي ‌مالي ‌خودداري‌كنند. معهذا در مواردي ‌ديگر ممكن‌ است ‌شناخت ‌اقلام‌ در صورت‌هاي‌ مالي ‌مربوط ‌تلقي ‌شود و خطر اشتباه‌ مربوط ‌به‌ شناخت ‌و اندازه‌گيري ‌آنها نيز افشا گردد.

2-3-7 رجحان‌محتوا بر شكل‌
اگر قرار است ‌اطلاعات ‌بيانگر صادقانه‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي ‌كه‌ مدعي‌ بيان‌ آنهاست ‌باشد، لازم‌است ‌كه‌ اين ‌اطلاعات ‌براساس‌محتوا و واقعيت ‌اقتصادي ‌و نه‌ صرفاً شكل ‌قانوني‌ آنها به‌حساب ‌گرفته ‌شود. محتواي ‌معاملات ‌و ساير رويدادها همواره ‌با شكل ‌قانوني ‌آنها سازگار نيست‌. هرچند اثرات‌ خصوصيات‌قانوني ‌يك ‌معامله ‌خود بخشي ‌از محتوا و اثر تجاري‌آن ‌است‌، اين‌ اثرات ‌بايستي ‌در چارچوب ‌كليت‌ معامله‌از جمله ‌هرگونه ‌معاملات ‌مرتبط ‌مورد تفسير قرار گيرد. به‌طور مثال ‌يك ‌واحد تجاري‌ ممكن‌ است ‌مالكيت‌ قانوني ‌يك‌ كالا را به ‌شخص‌ديگري ‌واگذار كند. ليكن‌ هرگاه‌ به‌ شرايط ‌معامله ‌از يك ‌ديدگاه ‌كلي ‌نگريسته ‌شود، ممكن ‌است ‌اين ‌مطلب ‌آشكار شود كه ‌ترتيباتي ‌وجود داشته‌است‌ كه ‌از ادامه ‌دسترسي‌ واحد تجاري‌ به ‌منافع‌ اقتصادي ‌آتي ‌آن‌ كالا اطمينان ‌حاصل ‌شود. در چنين ‌شرايطي ‌گزارش ‌معامله‌ به ‌عنوان ‌يك ‌معامله فروش ‌از لحاظ ‌مقاصد گزارشگري‌، بيان ‌صادقانه ‌معامله ‌انجام ‌شده ‌نمي‌باشد.

2-3-8 بي‌طرفي26‌
اطلاعات‌مندرج ‌در صورتهاي‌ مالي‌بايد بي‌طرفانه ‌يعني ‌عاري ‌از تمايلات ‌جانبدارانه‌باشد. چنانچه ‌انتخاب ‌و يا ارائـه ‌اين ‌اطلاعات ‌به‌گونه‌اي ‌باشد كه‌ بر تصميم‌گيري ‌يا قضاوت در جهت‌ نيل ‌به‌ نتيجه‌اي ‌از قبل ‌تعيين‌شده‌، اثر گذارد، صورتهاي ‌مالي ‌بي‌طرف ‌نمي‌باشد.

2-3-9 احتيـاط‌27
تهيه‌كنندگان ‌صورتهاي ‌مالي‌در عين ‌حال ‌بايد با ابهاماتي ‌كه‌ به‌گونه‌اي ‌اجتناب‌ناپذير بر بسياري‌ رويدادها و شرايط ‌سايه ‌افكنده‌ برخورد كنند. نمونه‌اين‌ابهامات‌عبارت‌است‌از قابليت ‌وصول ‌مطالبات‌، عمر مفيد احتمالي ‌دارايي‌هاي ‌ثابت ‌مشهود و تعداد و ميزان‌ ادعاهاي‌احتمالي ‌مربوط ‌به‌ ضمانت‌ كالاي‌فروش‌رفته‌. چنين‌مواردي‌با رعايت‌احتياط‌در تهيه‌ صورت‌هاي ‌مالي ‌و همراه‌ با افشاي ‌ماهيت و ميزان‌آنها شناسايي‌ مي‌شود. احتياط‌عبارت‌است ‌از كاربرد درجه‌اي ‌از مراقبت ‌كه‌ در اعمال‌قضاوت‌براي‌انجام‌برآورد در شرايط‌ ابهام‌ مورد نياز است‌به‌گونه‌اي ‌كه ‌درآمدها يا دارايي‌ها بيشتر از واقع ‌و هزينه‌ها يا بدهيها كمتر از واقع‌ارائه‌نشود . اعمال‌احتياط‌نبايد منجر به‌ايجاد اندوخته‌هاي‌پنهاني‌يا ذخاير غير ضروري‌گردد يا دارايي‌ها و درآمدها را عمداً كمتر از واقع‌ و بدهي‌ها و هزينه‌ها را عمداً بيشتر از واقع ‌نشان‌دهد زيرا اين‌امر موجب ‌نقض ‌بي‌طرفي‌است و بر قابليت‌اتكاي‌اطلاعات ‌مالي‌اثر مي‌گذارد.

2-3-10 كامل‌بودن‌
اطلاعات ‌مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي ‌بايد باتوجه‌ به‌ كيفيت ‌اهميت ‌و ملاحظات‌ مربوط‌ به ‌فزوني ‌منافع‌بر هزينه ‌تهيه‌ و ارائـه ‌آن‌، كامل ‌باشد. حذف ‌بخشي ‌از اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ باعث ‌شود كه ‌اطلاعات ‌نادرست ‌يا گمراه ‌كننده‌ شود و لذا قابل‌اتكا نباشد و از مربوط ‌بودن‌ آن ‌كاسته ‌شود.

2-3-11 قابل‌مقايسه‌بودن28‌
استفاده‌كنندگان ‌صورتهاي ‌مالي ‌بايد بتوانند صورت‌هاي ‌مالي ‌واحد تجاري ‌را طي ‌زمان ‌جهت‌ تشخيص‌روند تغييرات‌ در وضعيت ‌مالي‌، عملكرد مالي ‌و انعطاف‌پذيري ‌مالي‌ واحد تجاري‌ مقايسه‌ نمايند. استفاده‌كنندگان ‌همچنين‌بايد بتوانند صورتهاي ‌مالي ‌واحدهاي‌ تجاري ‌مختلف ‌را مقايسه‌كنند تا وضعيت ‌مالي‌، عملكرد مالي ‌و انعطاف‌پذيري ‌مالي ‌آنها را نسبت ‌به ‌يكديگر بسنجند. بدين ‌ترتيب‌ ضرورت ‌دارد اثرات ‌معاملات‌و ساير رويدادهاي‌ مشابه ‌در داخل واحد تجاري ‌و در طول‌ زمان‌براي‌آن‌واحد تجاري‌با ثبات‌رويه‌اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ شود و بين‌ واحدهاي ‌تجاري ‌مختلف ‌نيز هماهنگي ‌رويه ‌در باب ‌اندازه‌گيري ‌و ارائه‌موضوعات ‌مشابه ‌رعايت‌گردد.
رعايت ‌استانداردهاي ‌حسابداري ‌موجب‌مي‌گردد كه ‌قابليت‌ مقايسه ‌صورت‌هاي ‌مالي ‌فراهم‌آيد زيرا به‌موجب ‌الزامات‌ مندرج‌ در استانداردهاي ‌مزبور، واحدهاي ‌تجاري‌ مختلف ‌بايد براي ‌حسابداري ‌مع
املات‌ و رويدادهاي ‌مشابه ‌از رويه‌هاي ‌مشابهي ‌استفاده‌كنند.
نياز به ‌قابليت ‌مقايسه ‌را نبايد با يكنواختي ‌مطلق‌ اشتباه گرفت ‌و اين‌ خصوصيت‌ نبايد مانع‌ از بكارگيري‌روش‌هاي ‌بهبود يافته‌ حسابداري ‌گردد. هرگاه ‌رويه ‌حسابداري ‌مورد استفاده‌ با خصوصيات ‌كيفي‌«مربوط‌بودن‌» و «قابل‌اتكابودن» سازگار نباشد، براي‌واحد تجاري ‌ادامه ‌استفاده ‌از آن‌رويه‌ مناسب‌نخواهد بود. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، در صورت‌ وجود رويه‌هاي ‌جايگزين ‌«مربوط‌تر» و «قابل‌اتكاتر»، براي ‌واحد تجاري ‌مناسب ‌نخواهد بود كه‌در رويه‌هاي ‌حسابداري ‌مورد عمل ‌تغيير ندهد.

2-3-12 ثبات‌رويه‌29
قابل‌ مقايسه‌ب ودن‌ مستلزم ‌اين ‌امر است‌ كه ‌اندازه‌گيري‌ و ارائه ‌اثرات ‌مالي ‌معاملات ‌و ساير رويدادهاي‌مشابه‌ در هر دوره‌ حسابداري ‌و از يك‌دوره ‌به ‌دوره ‌بعد با ثبات ‌رويه‌ انجام‌گيرد و همچنين‌ هماهنگي‌ رويه‌توسط ‌واحدهاي ‌تجاري‌ مختلف ‌حفظ ‌شود. اگرچه ‌براي ‌نيل‌ به‌ قابل ‌مقايسه ‌بودن‌، ثبات ‌رويه ‌لازم‌ است ‌اما هميشه ‌به‌ خودي ‌خود كافي‌نيست‌. به ‌طور مثال‌ در دوران ‌تورمي ‌هرگاه‌ دو واحد تجاري ‌كه‌ شرايط ‌اقتصادي‌و عملكرد آنها عيناً مشابه‌ است‌ از مبناي ‌بهاي‌تمام‌شده‌ تاريخي ‌براي ‌اندازه‌گيري ‌دارايي‌ها استفاده‌كنند، درصورت ‌تحصيل ‌دارايي‌هاي ‌خود در زمان‌هاي ‌مختلف ‌نتايج ‌متفاوتي را گزارش‌خواهند كرد.

2-3-13 افشاء30
يكي ‌از پيش‌شرط‌هاي ‌قابل ‌مقايسه‌ بودن‌، افشاي‌ رويه‌هاي ‌حسابداري ‌بكار رفته ‌در تهيه ‌صورت‌هاي ‌مالي‌و همچنين ‌افشاي ‌هرگونه‌ تغييرات ‌در آن ‌رويه‌ها و اثرات ‌چنين‌ تغييراتي ‌مي‌باشد. استفاده‌كنندگان ‌بايد قادر باشند تفاوت ‌بين ‌رويه‌هاي ‌حسابداري‌ براي ‌معاملات ‌و ساير رويدادهاي ‌مشابه ‌را كه ‌توسط ‌يك ‌واحد تجاري ‌طي ‌دوره‌هاي ‌مختلف ‌بكار گرفته ‌شده ‌و رويه‌هايي ‌را كه ‌توسط‌واحدهاي ‌تجاري ‌مختلف ‌اتخاذ شده‌است‌،

منابع پایان نامه ارشد درباره عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، تقارن اطلاعاتی

سپاس ايزد منان را که مرا توفيق علم حاصل نمود ومرا در جهل خويش رها نکرد.سپاس او را که رحمت است و هر که علمش فزونتر ايمانش به او بيشتر وقويتر در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استاد ارجمند و مهربانم جناب آقای دکتر رحمت اله محمدی پور که مسئولیت استاد راهنمای این رساله را به عهده گرفتند و با حوصله‌ی بسیار و باریک بینی ژرف مرا در این رساله یاری کردند صمیمانه تشکر مینمایم و برایشان توفیقات روز افزون در خدمات علمی و فرهنگی و آموزشی آرزو میکنم .

تقديم به

روح پاک پدرم که عالمانه به من آموخت تا چگونه در عرصه زندگی، ایستادگی را تجربه نمایم…
و به مادرم، دریای بی کران فداکاری و عشق که وجودم برایش همه رنج بود و وجودش برایم همه مهر

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1- مقدمه 3
1-2- بیان مسأله 3
1-3- چارچوب نظري و مدل مفهومي پژوهش 5
1-1-3 چارچوب نظری پژوهش 5
1-2-3 مدل مفهومی پژوهش 6
1-4- اهمیت و ضرورت پژوهش 6
1-5- اهداف پژوهش 7
1-5-1 اهداف کلی 7
1-5-2 اهداف علمی 7
1-5-3 اهداف کاربردی 8
1-6-فرضیات پژوهش 8
1-7- تعريف واژه‌ها و اصطلاحات پژوهش 8
1-7-1 تعاریف مفهومی متغیرهای پژوهش 8
1-7-2 روش تحقیق 9
1-7-3 جامعه و نمونه آماري 9
1-7-4-تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش 10
فصل دوم: پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه 13
2-2- مفهوم سود 13
2-2-1 مفهوم سود در سطح ساختار (قواعد و تعاريف) 15
2-2-2 مفهوم سود در سطح معاني ( ارتباط با واقعيت هاي اقتصادي ) 15
2-2-3 مفهوم سود در سطح عمل (نحوه استفاده از آن توسط استفاده كنندگان) 16
2-2-4 چارچوب مفهومي‌گزارشگري 17
2-3- خصوصيات‌كيفي‌اطلاعات‌‌‌ مالي 18
2-3-1 كيفيت‌«اهميت»‌ 20
2-3-2 مربوط‌بودن‌ 21
2-3-3 ارزش‌پيش‌بيني‌كنندگي‌و تأييدكنندگي‌ 21
2-3-4 انتخاب‌خاصه‌ 22
2-3-5 قابل‌اتكا بودن‌ 22
2-3-6 بيان‌صادقانه‌ 23
2-3-7 رجحان‌محتوا بر شكل‌ 23
2-3-8 بي‌طرفي‌ 24
2-3-9 احتيـاط‌ 24
2-3-10 كامل‌بودن‌ 24
2-3-11 قابل‌مقايسه‌بودن‌ 25
2-3-12 ثبات‌رويه‌ 25
2-3-13 افشاء 26
2-3-14 قابل‌فهم‌بودن‌ 26
2-3-15 ادغام‌و طبقه‌بندي‌اطلاعات‌ 26
2-3-16 توان‌استفاده‌كنندگان‌ 26
2-3-17 محدوديتهاي‌حاكم‌بر خصوصيات‌كيفي‌اطلاعات‌مالي‌ 27
2-3-17-1 موازنه‌بين‌خصوصيات‌كيفي‌ 27
2-3-17-2 به‌موقع‌بودن‌ 28
2-3-17-2-1 عوامل موثر بر به موقع بودن سود و گزارشگری آن 28
2-4- عدم تقارن اطلاعاتی 31
2-4-1 عدم تقارن اطلاعات و کارایی بازار 31
2-4-1-1 شكل ضعيف 32
2-4-2-2 شكل نيمه قوي 32
2-4-1-3 شكل قوي 32
2-4-2 عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام 34
2-4-3 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمایه 36
2-4-4 عدم تقارن اطلاعات و فرضيه پيام دهي 39
2-5- بیان تئوریک رابطه به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت رشد 39
2-6- پیشینه پژوهش 40
2-6-1 تحقیقات خارجی 40
2-6-2 تحقیقات داخلی 42
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه 46
3-2- روش تحقیق 47
3-3- قلمرو تحقیق 48
3-3-1 قلمرو موضوعی 48
3-3-2 قلمرو مکانی 48
3-3-3 قلمرو زمانی 48
3-4- روش و ابزار گردآوری داده‌ها 48
3-5- جامعه و نمونه آماري 49
3-6- فرضيه‌هاي پژوهش 50
3-6-1 مدل آماری تحقیق 50
3-6-2 متغير وابسته 51
3-6-3 متغيرمستقل 51
3-6-3-1 متغيرتعدیل گر 51
3-7- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 52
3-7-1 همبستگی 53
3-7-1-1 ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده 53
3-7-1-2 ضریب همبستگی 54
3-7-2 رگرسیون 55
3-7-2-1 رگرسیون خطی ساده 55
3-7-2-2 رگرسیون چند متغیره 55
3-7-3 آزمون هم خطی 56
3-8- معرفي نرم افزار Eviews 57
3-9- انواع داده‌ها 58
3-10-مدل داده‌های ترکیبی سری زمانی- مقطعی (پنل) 59
3-11- انواع مدل های بکار رفته در داده‌های ترکیبی 59
3-12- تحلیل رگرسیون 60
3-13- فروض کلاسیک 61
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌های آماری
4-1-مقدمه‏ 64
4-2-شاخص های توصیفی متغیرها 64
4-3-روش آزمون فرضیه‌هاي تحقيق 66
4- 4- نتایج تجزیه وتحلیل رگرسیون به روش پنلی 68
4-4-1 آزمون معنادار بودن اثرات ثابت 68
4-4-2 آزمون هاسمن 69
4-4-3 آزمون ریشه واحد در داده‌های ترکیبی 70
4-5- نتایج اماری فرضیات 71
4-5-1 فرضیه اول 71
4-5-2 فرضیه دوم 73
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1- مقدمه 76
5-2- ارزیابی و تشریح نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها 76
5-2-1 نتیجه گیری آزمون فرضیه اول 76
5-2-2 نتیجه گیری آزمون فرضیه دوم 77
5-3- پيشنهادها 78
5-3-1 پیشنهادهایی در راستای یافته های پژوهش 78
5-3-1-1 پیشنهاد به سازمان حسابرسی و حسابداران رسمی 78
5-3-2 پيشنهاد‌هايي مبني بر نتايج پژوهش 79
5-3-3 پیشنهادات برای پژوهش های آتی 79
5-4- محدودیت های تحقیق 80
منابع و مآخذ
منابع فارسی 82
منابع لاتين 84
ضمائم و پیوست ها 85

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره 1-1- معرفی متغیرهای مورد بررسی پژوهش 11
جدول 2-1- رابطه بين خصوصيات كيفي اطلاعات مالي 19
جدول 4-1- شاخص های توصیف کننده متغیرهای تحقیق در قالب شاخص های مرکزی، شاخص (statistics) پراکندگی و شاخص ه
ای شکل توزیع 65
جدول 4-2- نتایج آزمون‌هایF لیمر 68
جدول 4-3- نتایج آزمون‌های هاسمن 69
جدول 4-4-نتایج آزمون‌های مانایی 71
جدول 4-5- نتایج رگرسیون اثرات تصادفی مقطعی 72
جدول 4-6- نتایج رگرسیون اثرات تصادفی مقطعی 74

فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار1-1-مدل مفهومی ( منبع: محقق ساخته ) 6

چکیده
سود برای اثربخشی باید به موقع در دسترس قرارگیرد. به موقع بودن سود، موجب واقعی شدن بازده میگردد و در صورت ارائه در فواصل کوتاه مدت، موجب کاهش ریسک اطلاعاتی می‌گردد ..به موقع بودن يكي از مهمترين ويژگي‌هاي كيفي اطلاعات مالي محسوب مي‌شود. اگر در يك معامله بالقوه يك طرف اطلاعات بيشتري نسبت به طرف ديگر داشته باشد، عدم تقارن اطلاعات وجود دارد. اين امر منجر به عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سهام مي‌شود. در این پژوهش رابطه بین به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی و تعدیل متغیر فرصت رشد در بازار سرمایه ایران، براساس داده‌های 78 شرکت طی دوره زمانی 1387تا1391 بررسی شده‌است. از نرم افزار Eviews روش رگرسیون پنلی برای تحلیل داده‌‎های پژوهش استفاده شده‌است. این پژوهش از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی، از نوع همبستگی می‌باشد. با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه اول، به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی دارای رابطه مثبت و معنادار می‌باشد. طبق نتایج حاصله از آزمون فرضیه دوم، متغیر تعدیل گر فرصت رشد بر روابط بین به موقع بودن با عدم تقارن اطلاعاتی تاثیرگذار است.

واژگان کلیدی: خصوصیات کیفی، به موقع بودن، سود حسابداری ، عدم تقارن اطلاعاتی.

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
پاسخگويي1 كه خاستگاه آن احترام به حقوق انسان هاست، در سطوح مختلف ملي و بنگاه هاي تجاري مطرح است. مديران در مقابل سرمايه گذاران، اعتباردهندگان و ساير اشخاص ذينفع، موظف اند از طريق ارائه اطلاعات به موقع، شفاف و قابل اعتماد، آنها را در جريان نحوه به كارگيري منابع اقتصادي و نتايج عمليات واحد تجاري قرار داده و امكان تصميم گيري و قضاوت منطقي را براي آنها فراهم سازند. اتخاذ تصميمات معقول اقتصادي و تخصيص بهينه منابع محدود و كمياب به سوي فعاليت‌هاي برتر بدون وجود اطلاعات به موقع، معتبر و قابل اتكا، امكان پذير نیست. به موقع بودن2 به اين مفهوم است كه اطلاعات بايد در كوتاه ترين زمان و به سريع ترين شكل ممكن در دسترس استفاده كنندگان قرارگيرد. هر چه فاصله زماني بين پايان سال مالي و تاريخ انتشار صورت‌هاي مالي3 واحدهاي تجاري كوتاه تر باشد، منافع و سودمندي حاصل از صورت‌هاي مالي حسابرسي شده سالانه واحدهاي تجاري افزايش می‌یابد. افزايش فاصله زماني بين پايان سال مالي و تاريخ انتشار صورت‌هاي مالي، احتمال فاش شدن اطلاعات به نفع گروهي از استفاده كنندگان و به زيان سايرين را افزايش مي‌دهد.
در فصل اول پس از بیان مسئله به اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم و سپس اهداف تحقیق را بیان می‌کنیم. همچنین در این فصل فرضیه های تحقیق آورده شده‌است. و برخی اصطلاحات کلیدی در پایان این فصل تعریف می‌شود.

1-2- بیان مسأله
مقوله سود در مباحث حسابداري و مالي با توجه به بحث كيفي آن و همچنين بعنوان ابزاري براي تصميم‌گيري از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. اگر چه مفهوم تعهدي سود به عنوان يك ابزار بنيادي با انتقادهايي مواجه است اما از ديدگاه اطلاعاتي، اين مفهوم بيانگر نتيجه فعاليت يك شركت از ديدگاه حسابداري و مالي ميباشد. بر اساس فرضيات «بازار كارا»4 و همچنين تحقيقات انجام شده مشاهده مي‌شود كه سود حسابداري بار و محتواي اطلاعاتي دارد. محاسبه سود حسابداري بعنوان معياري براي ارزيابي عملكرد شركت‌ها و يا اطلاعاتي كه در محاسبه آن لحاظ مي‌شود، توسط حسابداران حرفه‌اي و تحليل‌گران و مفسران مالي همواره مورد تاكيد قرار داشته است. ويژگي‌هاي كيفي اطلاعات حسابداري عبارت است از صفت و كيفيتي از اطلاعات حسابداري كه مفيد بودن و اثر‌بخشي آن را افزايش مي‌دهد. در واقع ويژگي‌هاي كيفي خصوصياتي هستند كه اطلاعات را فراهم شده و گزارشات را براي استفاده‌كنندگان قابل استفاده مي‌سازند. يكي از دو بعد اصلي ويژگي‌هاي كيفي مربوط بودن مي‌باشد، به اين مفهوم كه اطلاعات براي اين كه قابل استفاده باشند بايد به نيازهاي تصميم‌گيري استفاده‌كنندگان مربوط باشند و اطلاعات آن‌‌گاه داراي كيفيت مربوط بودن هستند كه بتوانند از طريق كمك به استفاده‌كنندگان در ارزيابي رويدادهاي گذشته، حال و آينده، يا از طريق تأييد يا اصلاح ارزيابي گذشته آنها، تصميمات اقتصادي آنان را تحت تأثير قرار دهند (بهرام‌فر و رسولي، 1387). سود برای اثربخشی باید به موقع در دسترس قرارگیرد. به موقع بودن سود، موجب واقعی شدن بازده می‌گردد و در صورت ارائه در فواصل کوتاه مدت، موجب کاهش ریسک اطلاعاتی5 می‌گردد (نصرالهي، 1389) ..به موقع بودن يكي از مهمترين ويژگي‌هاي كيفي اطلاعات مالي محسوب مي شود. به موقع بودن به اين مفهوم است كه اطلاعات بايد در كوتاه ترين زمان و به سريع ترين شكل ممكن در دسترس استفاده كنندگان قرارگيرد. هر چه فاصل
ه زماني بين پايان سال مالي و تاريخ انتشار صورت‌هاي مالي6 واحدهاي تجاري كوتاه تر باشد، سودمندي حاصل از صورت‌هاي مالي حسابرسي شده سالانه واحدهاي تجاري افزايش می‌یابد افزايش فاصله زماني بين پايان سال مالي و تاريخ انتشار صورت‌هاي مالي، احتمال فاش شدن اطلاعات به نفع گروهي از استفاده كنندگان و به زيان سايرين را افزايش مي‌دهد.

زمانی كه عدم تقارن اطلاعاتي7 در رابطه با سهام يك شركت افزايش يابد ارزش ذاتي آن با ارزشي كه سرمايه‌گذاران در بازار سرمايه8 براي سهام مورد نظر قائل مي‌شوند متفاوت خواهد بود. در نتيجه ارزش واقعي سهام شركت‌ها با ارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خواهد داشت (دياموند و ورچيا،1991: 65).
اگر در يك معامله بالقوه يك طرف اطلاعات بيشتري نسبت به طرف ديگر داشته باشد، عدم تقارن

پایان نامه با موضوع فرسودگی زناشویی

اقي مانده
86/56
140

کل
63/76
143

ضرايب رگرسيوني متغيرهاي پيش بين نشان مي دهند سبک هیجان مدار با45/0=β,13/6=t و سبک اجتنابی با 32/-0=β,04/4-=t می توانند فرسودگی زناشویی را پیشبینی کنند. نتایج در جدول
4-10 آمده است.

جدول 4-10 نتايج تحليل رگرسيون براي پيش بيني فرسودگي زناشویی توسط سبکهای مقابلهای

پایان نامه با موضوع ویژگی های شخصیت، فرسودگی زناشویی، سبک های مقابله

پژوهش…………………………………………………………………………………………….67
4-3- یافته های استنباطی……………………………………………………………………………………………………….71

فصل پنجم:نتیجه گیري و پیشنهادات
5-1- تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………..90
5-2- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………….98
5-3- پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….98
5-1-3- پیشنهادهای پژوهشی……………………………………………………………………………………………….98
5-3-2- پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………….99

منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………….100
فهرست منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………101
پیوست ها ………………………………………………………………………………………………………………………….106

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1- میانکین و انحراف استاندارد آزمودنی ها برحسب سن……………………………………………….67
جدول 4-2- توزیع فراوانی نمونه بر حسب مقطع تحصلی و شغل کارکنان……………………………………..68
جدول4-3- میانگین و انحراف استانداد بر حسب متغیرهای پنج عامل شخصیت ………………………………70
جدول 4-4- میانگین و انحراف استاندارد بر حسب سبک مقابله ای و فرسودگی زناشویی…………………71
جدول 4-5- ضرایب همبستگی متغیرهای ویژگی های شخصیتی و فرسودگی زناشویی…………………….72
جدول 4-6- ضرایب همبستگی متغیرهاي سبک هاي مقابلهاي و فرسودگی زناشویی……………………………74
جدول 4-7- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشوئی توسط ویژگی های شخصیتی……………75
جدول 4-8- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی….76
جدول 4-9- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشوئی توسط سبک های مقابله ای………………77
جدول 4-10- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط سبک های مقابله ای…..77
جدول 4-11- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………………….78
جدول 4-12- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….79
جدول 4-13- نتیجه رگرسیون گام به گام برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………81
جدول 4-14- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………81
جدول 4-15- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………82
جدول 4-16- نتیجه رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….83
جدول 4-17- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………………83
جدول 4-18- نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………84
جدول 4-19- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………………………………..85
جدول 4-20- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………86
جدول 4-21- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………87
جدول 4-22- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….88

چکیده:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های مقابله ای با فرسودگی زناشویی در زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب بود.پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی می‏باشد. جامعه آماری را کلیه زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش 144 کارمند زن بود که از بین اداره های این شهرستان به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای به کار گرفته شده شامل، مقیاس فرسودگی زناشو
یی پاینز و نانز، مقیاس پنج عاملی جدید شخصیت و فرم تجدیدنظر شده آن از مک کری و کاستا، مقیاس راهبردهای مقابله با تنیدگی اندلر و پارکر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان صورت گرفت. نتایج نهایی پژوهش حاکی از آن بود که موافق بودن (عامل چهارم ویژگی های شخصیتی) می تواند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کند، اما سائر عامل ها پیش بینی کننده فرسودگی زناشویی نیستند. همچنین نتایج نشان داد که از بین سبک های مقابله ای سبک هیجان مدار و سبک اجتنابی می توانند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کنند. بنابراین یافته های به دست آمده نشان داد که گشودگی، موافق بودن، سبک هیجان مدار، وسبک اجتنابی توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.
کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتی، سبکهای مقابله ای، فرسودگی زناشویی

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه:
به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود. ازدواج، اولین ومهمترین مرحله در چرخه زندگی خانوادگی است که در آن انتخاب همسر صورت می گیرد و موفقیت در دیگر مراحل زندگی به موفقیت در این مرحله بستگی دارد(نیتزل1 و هاریس2،2008). ازدواج مهم ترین رویداد زندگی فرد است و مهمترین مرحله چرخه ی زندگی خانوادگی محسوب می شود(سیاتیری،1384). بدین منظور، وجود مجموعه ای از آگاهی ها و اطلاعات در جهت ارتقای کیفیت ازدواج الزامی می باشد (رفاهی،1387). ویژگی های شخصیتی عامل مهمی است که در کیفیت زندگی فرد تأثیر گذار است. شناخت شخصیت می تواند به انسان کمک کند تا خود و دیگران را بهتر بشناسد، از طریق شخصیت می توانیم پی ببریم که آدمی در یک موقعیت خاص چه رفتاری از خود نشان می دهد وترجیحات وی چیست؟ (شولتز و شولتز،13799). عامل دیگری که در کیفیت زناشویی می تواند مهم باشد سبک های مقابله ای است.
توجه روز افزون به نقش فرسودگی در زندگی روزمره و اثر آن در ارتباط با ابعاد مختلف شخصیت و شیوه هایی که افراد در مقابله با این تنیدگی به کار می برند زمینه ساز انجام تحقیقات متعدد شده است. شواهد بدست آمده حاکی از آن است که شخصیت با هر دو عامل فرسودگی و سبک مقابله مرتبط است. لذا با توجه به اهمیت موضوع، در این تحقیق نیزسعی شده که رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های مقابله ای با فرسودگی زناشویی مورد مطالعه قرار گیرد.

1 -1 بیان مساله
خانواده از ارکان عمده و نهادهای اصلی هر جامعه و یکی از طبیعیترین گروههایی است که میتواند نیازهای مادی، عاطفی، تکاملی و همچنین نیازهای معنوی انسانها را برطرف نماید.
این واحد اجتماعی عدالت انسانی و کانون صمیمانهترین روابط و تعاملات بینفردی است(حسینی، 1382). ازدواج نخستین پیمان عاطفی و قانونی زندگی به شمار میرود و همسر گزینی و پیمان زناشویی، هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی هستند(برنشتاین و برنشتایین3، ترجمه پورعابدی و منشی، 1380). در دوران معاصر وقوع وقایعی چون انقلابها، صنعتی شدن جوامع، جنبش فمینیستی، فراگیر شدن رسانهها، خانواده را دستخوش تغییراتی کرده است. در نتیجه قویترین پیوندهای انسانی در خانواده در معرض تهدید جدی قرار گرفته و آشفتگی در روابط رخ داده است. آثار این آشفتگی ها درخانوده در قالب مشکلات فردی وخانوادگی بروز می کند که یکی از آنها فرسودگی زناشویی4 است(هالفورد5، 1998؛ به نقل از شاهکوه و تبریزی، 1391).
فرسودگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی، بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت به همراه است. در یک ازدواج سرخورده یکی یا هردو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباطات متقابل، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزاینده رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند (کایزر6، 1996). فرسودگی از پا در افتادن جسمی، عاطفی و روانی است که از عدم تناسب بین توقعات ناشی می شود. فرسودگی یک روند تدریجی است و به ندرت به طور ناگهانی بروز می کند. در واقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود. در شدیدترین نوع آن، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود. فرسودگی طبق تعریف، از پا افتادگی جسمی، عاطفی و روانی است که ناشی از عدم تناسب مزمن بین انتظارات و واقعیت است (پاینز7،1996؛ ترجمه گوهری راد و افشار، 1383).
رویکرد صفات یه شخصیت امروزه جایگاه ویژه ای را در مطالعات شخصیت کسب کرده است. بسیاری از محققان رویکرد صفات برآنند که می توان صفات را بر اساس پنج بعد گسترده تر و دو قطبی تنظیم کرد. این ابعاد به عنوان پنج عامل بزرگ8 خوانده می شوند که عبارتند از روان آزرده خویی،9 برون گرایی10، سازگاری11، پذیرا بودن به تجربه12و مسئولیت پذیری13 (قلی زاده، برزگری، غریبی، بابا پور، 1388) کاستا و مک کری (1990) در نظریه ی خود پنج ویژگی شخصیت را ب

پایان نامه با موضوع تحلیل داده، روان تحلیل گری، پنج عامل شخصیت

…تقدیم
به اسوه و الگوی صبر در زندگیم حضرت زینب کبری (س)
…تقدیم
به شهدای سرزمینم ایران
…تقدیم
به پدر و مادرم آن ها که در طول عمر نه چندان دراز خود بندگانی مخلص برای خدا بودند
…و تقدیم
به آرزوها و دردهای در دل مانده، نور چشمم، برادر عزیزتر از جانم مصطفی…
یاعلی مدد …

تقدیر وتشکر:
حمد و سپاس خداوند مهربان را که هرچه دارم و هرچه هستم، همه از لطف و عنایت اوست: و خداوند را شاکر وسپاسگزارم بخاطر چهارده معصوم( صلوات الله علیه) چراغ های هدایت در زندگیم.
و تشکر از پدر ومادرم تا آن زمان که بودند بدون هیچ چشمداشتی برایم زحمت کشیدند.
همچنین برخود لازم میدانم از زحمات استاد راهنمای بزرگوارم جناب آقای دکتر مؤمنی واستاد مشاور عزیزم جناب آقای دکتر کاکابرایی که در انجام این أثر صبورانه مرا یاری دادند قدر دانی نمایم.
از خواهر و برادرانم که دلسوزانه در تمام مراحل زندگیم و همچنین انجام این أثر مرا یاری دادند با تمام وجودم تشکر میکنم.
قدردان راهنمایی های دلسوزانه جناب آقای دکتر گل محمدیان و سرکار خانم دکتر مرضیه پیری هستم.
از دوستان عزیزم ، افسانه جلیلیان، رجاء محسنی، فاطمه جعفرخانی، کژال آشته، زینب مهرانی سعید، و تمامی دوستان عزیزم که یاریگرم بودند کمال تشکر را دارم.
و همچنین سپاسگزار کلیه زنان کارمند شهرستان اسلام آباد غرب که در تکمیل پرسشنامه ها با اینجانب همکاری نمودند هستم.
و در پایان فرصت را غنیمت می شمارم و از همه بندگان مخلص وفداکار خدا که در مسیر زندگیم قرار گرفتند همچون خادمه حسین(ع) استاد اخلاقم ( سرکار خانم سلیمانی) و مابقی عزیزان سپاسگزاری میکنم و دعاگویشان هستم.

فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………………1
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………….3
-1-1 بیان مسئله… ………………………………………………………………………………………………………………….4
-2-1 اهمیت و ضرورت…………………………………………………………………………………………………………..7
1-3- اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..8
1-4- فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………..9

فصل دوم: مروري بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………..12
2-1- دلزدگی و دلزدگی زناشوئی……………………………………………………………………………………………12
2-2- تعریف دلزدگی…………………………………………………………………………………………………………….12
2-3- چگونگی پدیدآیی و تحول دلزدگی………………………………………………………………………………….14
2-4- علائم دلزدگی………………………………………………………………………………………………………………15
2-5- دلزدگی زناشویی………………………………………………………………………………………………………….18
2-5-1- تعریف دلزدگی زناشوئی…………………………………………………………………………………………….18
2-5-2 مبانی نظری دلزدگی…………………………………………………………………………………………………….19
2-5-3- دلزدگی زناشوئی از دیدگاه اصالت وجودی و روان تحلیل گری……………………………………….19
2-5-4- سایر دیدگاه ها دلزدگی……………………………………………………………………………………………..21
2-6- متغیرهایی که سبب تشدید دلزدگی می شوند…………………………………………………………………….21
2-6-1- متغیرهایی که از دلزدگی پیش گیری می کنند…………………………………………………………………23
2-7- عوامل مرتبط با دلزدگی زناشوئی…………………………………………………………………………………….24
2-7-1- استرس و دلزدگی زناشوئی…………………………………………………………………………………………24
2-7-2- وظایف والدینی و دلزدگی زناشوئی……………………………………………………………………………..26
2-7-3- دلزدگی زناشویی و طول مدت ازدواج………………………………………………………………………….27
2-8- تفاوت روند طبیعی زندگی مشترک و دلزدگی زناشوئی……………………………………………………….28
2-8-1- راه های جلوگیری از دلزدگی زناشوئی…………………………………………………………………………29
2-9- شخصیت…………………………………………………………………………………………………………………….31
2-10- نظریه های شخصیت……………………………………………………………………………………………………34
2-10-1- رویکرد روان تحلیل گری…………………………………………………………………………………………34
2-10-2 رویکرد پدیدار شناختی………………………………………………………………………………………………35
2-10-3- رویکرد شناختی……………………………………………………………………………………………………..36
2-10-4- رویکرد رفتاری……………………………………………………………………………………………………….37
2-10-5- رویکرد یادگیری اجتماعی………………………………………………………………………………………..37
2-10-6- نظریه کتل….
………………………………………………………………………………………………………….39
2-10-7- نظریه بقراط……………………………………………………………………………………………………………39
2-10-8- نظریه کرچمر………………………………………………………………………………………………………….40
2-10-9- رویکرد صفات……………………………………………………………………………………………………….41
2-11- تیپ های روان شناختی یونگ……………………………………………………………………………………….42
2-12- پیشینه تاریخی مدل پنج عامل شخصیت………………………………………………………………………….43
2-13- عوامل پنج گانه شخصیت……………………………………………………………………………………………..46
2-13-1- روانژندی……………………………………………………………………………………………………………….47
2-13-2- برون گرایی……………………………………………………………………………………………………………48
2-13-3- انعطاف پذیری……………………………………………………………………………………………………….49
2-13-4- دلپذیر بودن……………………………………………………………………………………………………………50
2-13-5- مسئولیت پذیری و با وجدان بودن……………………………………………………………………………..50
2-14- سبک مقابله ای…………………………………………………………………………………………………………..51
2-14-1- طبقه بندی فرآیند مقابله ای……………………………………………………………………………………….53
2-15- پیشینه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………..55

فصل سوم: روش اجراي تحقیق
3-1- روش شناسی تحقیق……………………………………………………………………………………………………..58
3-2- متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………….58
3-3- جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………..59
3-4- نمونه و روش نمونه گیری………………………………………………………………………………………………59
3-5- ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..59
3-5-1- پرسشنامه فرسودگی زناشوئی………………………………………………………………………………………59
3-5-2- سیاهه ی پنج عامل شخصیت و فرم تجدید نظر شده ی آن……………………………………………….61
3-5-3- مقیاس راهبردهای مقابله با تنیدگی……………………………………………………………………………….63
3-6- روش اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….64
2-7- ابزار تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………65

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………….67
4-2- یافته های توصیفی

پایان نامه ارشد رایگان درمورد فرسودگی زناشویی

اقي مانده
86/56
140

کل
63/76
143

ضرايب رگرسيوني متغيرهاي پيش بين نشان مي دهند سبک هیجان مدار با45/0=β,13/6=t و سبک اجتنابی با 32/-0=β,04/4-=t می توانند فرسودگی زناشویی را پیشبینی کنند. نتایج در جدول
4-10 آمده است.

پایان نامه ارشد رایگان درمورد ویژگی های شخصیت، فرسودگی زناشویی، سبک های مقابله

پژوهش…………………………………………………………………………………………….67
4-3- یافته های استنباطی……………………………………………………………………………………………………….71

فصل پنجم:نتیجه گیري و پیشنهادات
5-1- تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………..90
5-2- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………….98
5-3- پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….98
5-1-3- پیشنهادهای پژوهشی……………………………………………………………………………………………….98
5-3-2- پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………….99

منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………….100
فهرست منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………101
پیوست ها ………………………………………………………………………………………………………………………….106

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1- میانکین و انحراف استاندارد آزمودنی ها برحسب سن……………………………………………….67
جدول 4-2- توزیع فراوانی نمونه بر حسب مقطع تحصلی و شغل کارکنان……………………………………..68
جدول4-3- میانگین و انحراف استانداد بر حسب متغیرهای پنج عامل شخصیت ………………………………70
جدول 4-4- میانگین و انحراف استاندارد بر حسب سبک مقابله ای و فرسودگی زناشویی…………………71
جدول 4-5- ضرایب همبستگی متغیرهای ویژگی های شخصیتی و فرسودگی زناشویی…………………….72
جدول 4-6- ضرایب همبستگی متغیرهاي سبک هاي مقابلهاي و فرسودگی زناشویی……………………………74
جدول 4-7- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشوئی توسط ویژگی های شخصیتی……………75
جدول 4-8- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی….76
جدول 4-9- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشوئی توسط سبک های مقابله ای………………77
جدول 4-10- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط سبک های مقابله ای…..77
جدول 4-11- نتایج رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………………….78
جدول 4-12- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….79
جدول 4-13- نتیجه رگرسیون گام به گام برای پیش بینی فرسودگی زناشویی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………81
جدول 4-14- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………81
جدول 4-15- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………82
جدول 4-16- نتیجه رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی جسمی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….83
جدول 4-17- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………………83
جدول 4-18- نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………84
جدول 4-19- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی عاطفی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………………………………..85
جدول 4-20- نتایج رگرسیون برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………………86
جدول 4-21- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای………………………………………………………………………………………………………………………87
جدول 4-22- نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی خستگی روانی توسط ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای……………………………………………………………………………………………………………….88

چکیده:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های مقابله ای با فرسودگی زناشویی در زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب بود.پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی می‏باشد. جامعه آماری را کلیه زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش 144 کارمند زن بود که از بین اداره های این شهرستان به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای به کار گرفته شده شامل، مقیاس فرسودگی زناشو
یی پاینز و نانز، مقیاس پنج عاملی جدید شخصیت و فرم تجدیدنظر شده آن از مک کری و کاستا، مقیاس راهبردهای مقابله با تنیدگی اندلر و پارکر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان صورت گرفت. نتایج نهایی پژوهش حاکی از آن بود که موافق بودن (عامل چهارم ویژگی های شخصیتی) می تواند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کند، اما سائر عامل ها پیش بینی کننده فرسودگی زناشویی نیستند. همچنین نتایج نشان داد که از بین سبک های مقابله ای سبک هیجان مدار و سبک اجتنابی می توانند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کنند. بنابراین یافته های به دست آمده نشان داد که گشودگی، موافق بودن، سبک هیجان مدار، وسبک اجتنابی توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.
کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتی، سبکهای مقابله ای، فرسودگی زناشویی

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه:
به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود. ازدواج، اولین ومهمترین مرحله در چرخه زندگی خانوادگی است که در آن انتخاب همسر صورت می گیرد و موفقیت در دیگر مراحل زندگی به موفقیت در این مرحله بستگی دارد(نیتزل1 و هاریس2،2008). ازدواج مهم ترین رویداد زندگی فرد است و مهمترین مرحله چرخه ی زندگی خانوادگی محسوب می شود(سیاتیری،1384). بدین منظور، وجود مجموعه ای از آگاهی ها و اطلاعات در جهت ارتقای کیفیت ازدواج الزامی می باشد (رفاهی،1387). ویژگی های شخصیتی عامل مهمی است که در کیفیت زندگی فرد تأثیر گذار است. شناخت شخصیت می تواند به انسان کمک کند تا خود و دیگران را بهتر بشناسد، از طریق شخصیت می توانیم پی ببریم که آدمی در یک موقعیت خاص چه رفتاری از خود نشان می دهد وترجیحات وی چیست؟ (شولتز و شولتز،13799). عامل دیگری که در کیفیت زناشویی می تواند مهم باشد سبک های مقابله ای است.
توجه روز افزون به نقش فرسودگی در زندگی روزمره و اثر آن در ارتباط با ابعاد مختلف شخصیت و شیوه هایی که افراد در مقابله با این تنیدگی به کار می برند زمینه ساز انجام تحقیقات متعدد شده است. شواهد بدست آمده حاکی از آن است که شخصیت با هر دو عامل فرسودگی و سبک مقابله مرتبط است. لذا با توجه به اهمیت موضوع، در این تحقیق نیزسعی شده که رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های مقابله ای با فرسودگی زناشویی مورد مطالعه قرار گیرد.

1 -1 بیان مساله
خانواده از ارکان عمده و نهادهای اصلی هر جامعه و یکی از طبیعیترین گروههایی است که میتواند نیازهای مادی، عاطفی، تکاملی و همچنین نیازهای معنوی انسانها را برطرف نماید.
این واحد اجتماعی عدالت انسانی و کانون صمیمانهترین روابط و تعاملات بینفردی است(حسینی، 1382). ازدواج نخستین پیمان عاطفی و قانونی زندگی به شمار میرود و همسر گزینی و پیمان زناشویی، هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی هستند(برنشتاین و برنشتایین3، ترجمه پورعابدی و منشی، 1380). در دوران معاصر وقوع وقایعی چون انقلابها، صنعتی شدن جوامع، جنبش فمینیستی، فراگیر شدن رسانهها، خانواده را دستخوش تغییراتی کرده است. در نتیجه قویترین پیوندهای انسانی در خانواده در معرض تهدید جدی قرار گرفته و آشفتگی در روابط رخ داده است. آثار این آشفتگی ها درخانوده در قالب مشکلات فردی وخانوادگی بروز می کند که یکی از آنها فرسودگی زناشویی4 است(هالفورد5، 1998؛ به نقل از شاهکوه و تبریزی، 1391).
فرسودگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی، بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت به همراه است. در یک ازدواج سرخورده یکی یا هردو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباطات متقابل، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزاینده رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند (کایزر6، 1996). فرسودگی از پا در افتادن جسمی، عاطفی و روانی است که از عدم تناسب بین توقعات ناشی می شود. فرسودگی یک روند تدریجی است و به ندرت به طور ناگهانی بروز می کند. در واقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود. در شدیدترین نوع آن، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود. فرسودگی طبق تعریف، از پا افتادگی جسمی، عاطفی و روانی است که ناشی از عدم تناسب مزمن بین انتظارات و واقعیت است (پاینز7،1996؛ ترجمه گوهری راد و افشار، 1383).
رویکرد صفات یه شخصیت امروزه جایگاه ویژه ای را در مطالعات شخصیت کسب کرده است. بسیاری از محققان رویکرد صفات برآنند که می توان صفات را بر اساس پنج بعد گسترده تر و دو قطبی تنظیم کرد. این ابعاد به عنوان پنج عامل بزرگ8 خوانده می شوند که عبارتند از روان آزرده خویی،9 برون گرایی10، سازگاری11، پذیرا بودن به تجربه12و مسئولیت پذیری13 (قلی زاده، برزگری، غریبی، بابا پور، 1388) کاستا و مک کری (1990) در نظریه ی خود پنج ویژگی شخصیت را ب

تحقیق رایگان با موضوع سوانح طبیعی، توسعه صنعتی، عوامل طبیعی

گیاهی منطقه موردمطالعه شامل گیاهان جنگلی و کشاورزی می باشد. انواع معروف
رستنی های اطراف و محدوده قائمشهر عبارتند از: درختان توسکا و آزاد و گیاهانی مانند بنفشه و گل گاوزبان که کاربرد دارویی دارند نیز از دیگر گیاهان جنگلی منطقه می باشند.
پوشش گیاهی غیرجنگلی یا گیاهان کشاورزی را می توان تحت عناوین گیاهان سالیانه دائمی نام برد که شامل (هلو – گوجه سبز، شلیل و انجیر و انار و . . . و در مقابل گیاهان سالیانه از قبیل جو، برنج، گندم، سیب زمینی و . . . می باشد که به صورت پراکنده در زمین های اطراف و داخل شهرستان کشت می شود. در نهایت می توان اشاره نمود با توجه به مطالب ارائه شده در مورد منطقه مورد بررسی شده این پهنه قاعدتا دارای خاک مرغوب با کیفیت حاصلخیزی مناسب از جنس خاکهای عمیق با بافت متوسط تا سنگین بوده که عمدتا بدون تکامل پروفیلی می باشد (مهندسین مشاور امکو ایران،1380)

3-1-8- بررسی خطر سوانح طبیعی در سطح شهر قائمشهر:
به تبعیت از ارتباط زایشی دیرینه و چند جانبه بین زمین شناسی (توجه به مقیاس زمان) و ژئومورفولوژی و توجه به مقیاس فضا، بین خطرات ژئوموفولوژیکی و زمین شناختی همپوشی گسترده و شناوری وجود دارد و درجه اشتراک آنها در مجموعه خطرات طبیعی و یا خطرات زمینی (زمین خطرها) تابع هدف مطالعه و شرایط محیطی است (اونق، 1385)
محدوده موردمطالعه به دلیل نبود عوارض توپوگرافی فاقد خطر لغزش یا ریزش است اما به لحاظ زلزله و سیل به ترتیب در تهدیدات رتبه اول و دوم قرار می گیرد طبق نقشه حرائم عوامل طبیعی و مصنوع در پهنه با خطر بالای زلزله قرار دارد. خطر لرزه ای منطقه به دلیل زلزله های تاریخی رخداده و نزدیکی به خط گسل خزر یا قطعه دوم گسل بهشهر و همچنین خطوط راه بابل بسیار بالاست. بطوریکه بیشینه شدت لرزه ای برای این منطقه زلزله های به بزرگی 9/6 برآورد گردیده است. بیشیه شتاب افقی زمین g49/0 و بيشينه سرعت افقي 149 سانتيمتر بر ثانيه برآورد گردیده که حاکی از قدرت تخریبی بسیار بالا در این منطقه است. احتمال بروز سیل و سرریزشدن رودخانه تالاب از دیگر تمهیدات طبیعی برای این منطقه است که در صورت احداث دیواره سیل بند،ساحل سازی و بدنه سازی رودخانه و حفظ حریم آن این خطر مرتفع می گردد. گرچه درحال حاضر نیز مصونیت منطقه به لحاظ سیل برقرار است.

3-2- پیشینه تاریخی شهر قائمشهر:
شهر قائمشهر از جمله مناطق قدیمی مازندران می باشد. ولی با توجه به کم اهمیت بودن این منطقه در دوران قدیم در کتب و اسناد تاریخی کمتر از آن نام برده شده است. با توجه به بررسیهای باستان شناسان در تپه گردکوه قائمشهر به آثار و بقایایی دست یافتند که این شهر را با پیشینیه تاریخی بیش از 5 هزار سال به یک شهر باستانی قدیمی معرفی می کند و ساکنان اصلی شهرستان قائمشهر را از نژاد قوم تپوری از ساکنان اصلی مازندران می دانند که حدود 3300 سال قدمت تاریخی دارد. بر اثر زلزله و سیل های متمادی چندین بار ویران شد که نمونه بارز آن شهر مدفون شده سدیم در شهرستان سوادکوه است و با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجار با نام علی آباد نهاده شده است و بر طبق شواهد و قراین از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و یا آرامگاه علامه فقید شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می دهد.

3-2-1- عوامل پیدایش و رشد شهر:
میرتیمور مرعشی ادعا می کند که چمنو باتبولی جمنون محلی است که هم اکنون علی آباد خوانده می شود. شهری که بعدها قائمشهر خوانده شد و محل خرید و فروش منطقه بود.
قائمشهر تا اوایل قرن اخیر دهی به نام علی آباد بود که از نظر نقطه دسترسی نسبت به روستاهای مجاور دارای مرکزیت مکانی بود و جمعیت آن از چند صدنفر تجاوز نمی کرد. بدلیل موقعیت مکانی این روستا (میان راه ساری – بابل، نقطه ارتباطات ارتفاعات سوادکوه با دشت محل تلاقی راههای دسترسی (شمال- جنوبی و شرق – غربی) روزهای چهارشنبه در هفته بازار عمومی درآن دایر می گردید. در این روز پیشه وران نقاط مختلف شهرستان و شهرهای مازندران اجناس موردنیاز زارعین را در میدانی که در سال 1325 بوسیله شهرداری بنا گردیده آماده و در معرض فروش می گذاشتند زارعین دهستانهای مجاور محصولات طبیعی و دامی خود را در این بازار بفروش رسانیده و احتیاجات خود را تامین می کردند (مهندسین مشاور پارت، 1376)
تشکیل بازار هفتگی علی آباد (چهارشنبه بازار) بخوبی اهمیت جغرافیایی آن را بعنوان یک مرکز مبادله اقتصادی که نسبت به بقیه نقاط پیرامونش از قابلیت دسترسی بهتر و مرکزیت مناسب برخوردار است نشان می دهد. بدین ترتیب می توان علت وجودی هسته اولیه شهر قائمشهر کنونی را در نقش مبادله بازار هفتگی آن و به عبارت دیگر مرکزیت مکانی آن نسبت به روستاهای دیگر که بعدها با عبور راه آهن تهران – شمال و جاده ارتباطی مهم فیروزکوه به سرعت تقویت شده و از کانون روستایی سابق، مرکز جدید شهری بوجود آورده است.
به طورکلی علت وجودی شهر قائمشهر را می توان در دلایل زیر خلاصه کرد:
1- موقعیت مرکزی روستای علی آباد سابق در منظومه روستاهای موجود در نواحی جلگه ای و کوهپایه ای و تشکیل بازار هفتگی در آن.
2- دوربودن مرکز شهری دیگر مانند ساری و بابل از دسترسی روستاهای این قسمت و مشکل ارتباطی آنها در شهرهای مزبور.
3- وجود یک منظومه روستایی فعال و دارای مازاد تولید محصولات کشاورزی درحوزه نفوذ فعلی شهر و نیاز به ایجاد مرکز مبادله و تدارکاتی مستقل.
4- فاصله مکان
ی نسبتا برابر علی آباد (قائمشهر) با شهرهای ساری و بابل حدودا (km20) و فقدان يك مركز شهري معتبر در اين فواصل.
5- عبور راه آهن تهران – شمال از این نقطه و قابلیت ایستگاهی مناسب برای قطار به منظورجلوگیری و تخلیه کالا و مسافر همچنین عبور راه ارتباطی مهم فیروزکوه که مازندران را به مرکز ایران و تهران مرتبط می سازد.
6- توجه خاص مسئولین حکومتی (پهلوی) کشور به استان مازندران بعنوان یک مرکز فعال اقتصادی در چارچوب سیاستهای توسعه ناحیه ای
7- و سرانجام در ارتباط به دلایل فوق سرمایه گذاری مستقیم بخش دولتی و به تبعیت از آن تشویق بخش خصوصی برای احداث واحدهای صنعتی کارخانه ای مانند پارچه بافی، گونی بافی، کنسروسازی، برنج کوبی و . . .
در گذشته قائمشهر یکی از بخشهای تابعه شهرستان ساری بود لیکن به دلایلی که در بالا اشاره شد روز به روز اهمیت یافت و بتدریج در سال 1314 بصورت شهرستان مستقل با مرکزیت شهر قائمشهر فعلی درآمد.
3-3- بررسی جمعیت شهر قائمشهر:
بر اساس آمار و اطلاعا ت موجود، جمعیت شهر قائمشهر در اولین سرشماری عمومی سال 1335 بالغ بر 23055 نفر بوده است كه از میان 11478 نفر را مردان و 11577 نفر را جمعیت زنان تشكیل می‌‌دادند.
در سرشماری سال 1345 جمعیت شهر به 38898 نفر رسید كه نرخ رشد آن بالغ بر 36/5 درصد بوده است.. در سال 1355 نیز جمعیت شهر با نرخ رشد متوسط سالانه‌ای بالغ بر 5 درصد نسبت به سالهای 1345 به 63377 نفر رسید.
در سال 1365 جمعیت شهر به رقم 109288 نفر رسید كه نشانگر نرخ رشدی بالغ بر 6/5 درصد نسبت به سال 1355 می‌باشد..
بر اساس نتایج سرشماری سال1375 نیز جمعیت قائمشهر به 143286 نفر رسیده است كه نسبت به سال 1365 از نرخ رشدی معادل 7/2 درصد برخوردار بوده است. این میزان از نرخ رشد، در طول چهار دوره سرشماری سال‌های75-1335 كمترین میزان به شمار می‌رود كه مهمترین دلایل آن می‌تواند اتخاذ سیاستهای كنترل جمعیت و كاهش مهاجرت ناشی از كند شدن روند توسعه صنعتی شهر و متعاقب آن كاهش نسبت جذب نیروی كار باشد.
نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1385 نشان داد كه در 10 سال 1375 تا1385 جمعیت شهر قائمشهر با 97/21 درصد افزایش عددی به نسبت جمعیت پایه 1375 به 174768 نفر رسیده است. به عبارت دیگر در 10 سال مورد بررسی جمعیت شهر با نرخ رشد مطلق برابر 01/2 درصد به رشد خود ادامه داده كه به نسبت سال1375 معادل 73/0 درصد كاهش در نرخ رشد مطلق را نشان می‌دهد. جدول (3-5) سیر تحول جمعیت شهر را در طول دوره 85-1335 بر اساس بررسی طرح تفصیلی و تحلیل بیان شده نشان می‌دهد.

جدول (3-5)- سیر تحولات جمعیت شهر قائمشهر (در دوره 85-1335)
دوره
سال
جمعیت(نفر)
نرخ رشد (درصد)
45-35
1335
1345
23055
38898
5.36
55-45
1355
63377
5
65-55
1365
109288
5.6
75-65
1375
143286
2.74
85-75
1385
174768
2.01
مأخذ: مركز آمار ایران سرشماری سالهای 1385- 1335.

3-3-1- تغییرات خانوار و بعد خانوار:

تحقیق رایگان با موضوع دریای خزر، رطوبت نسبی، آبهای زیرزمینی

آمل قرار گرفته است و از طریق جاده فیروزکوه به تهران متصل می شود و تا تهران 257 کیلومتر فاصله دارد. (مهندسان مشاور و معمار و شهرساز پارت، 1381)نقشه شماره (1-3) موقعیت شهر قائمشهر را در ایران، نشان می دهد.
جدول شماره 3-1 تقسیمات کشوری شهرستان قائمشهر در سال 1385
شهرستان
نام بخش
نام دهستان
تعداد آبادی
قائمشهر
کیاکلا
کیاکلا
9

تالارپی
20

مرکزی
بالاتجن
51

علی آباد
18

بیشه سر
15

نوکنده
31
ماخذ: سالنامه آماری استان مازندران 1385

نقشه (3-1) تقسیمات سیاسی شهرستان قائمشهربه تفکیک منطقه

3-1-3- زمین شناسی:
قدیمی ترین تشکیلات زمین شناسی در منطقه مربوط به دوران دوم می باشد. این دوران شامل تشکیلات ژوراسیک فوقانی که روی ژوراسیک زیرین قرار گرفته است دارای تشکیلات آهکی است دوران کرتاسه با تشکیلات آهکی مشخص بوده و بعد از آن دوران سوم با ماسه سنگهای خشن و متناوب با لایه های زرد رنگ رسی قرار گرفته است. دوران چهارم با تپه های لسی کم ارتفاع که دارای منشا تشکیلات بادی بوده و توام با آبرفت مخروط افکنه های رودخانه هاست مشخص می گردد. تشکیلات دامنه ای البرز متشکل از گرانیت و بلوکهای آهک و ماسه سنگ می باشد. قسمتهای جنوبی دشت نیز از رسوبات مخروط افکنه ای هراز تا بابل رود و تالار رود در قائمشهرکه از ارتفاعات البرز سرچشمه می گیرند پوشیده شده است. (مهندسین مشاور رامکو، 1376)
به طورکلی نواحی کوهپایه ای شهرستان قائمشهر عمدتا از رسوبات و زمینهای متعلق به دوره پلیوسن تشکیل شده است که در بخش جنوب شرقی زمینهای مربوط به دوره میوسن می باشد و نواحی جلگه ای از نظر زمین شناسی ساختمان ساده ای دارد که این قسمت از نهشته های رسوبی و آبرفتی بوده که در نتیجه فعل و انفعالات آب و هوایی و جریان آبهای سطحی از نواحی کوهستانی مجاور کنده شده و در این قسمت برجای گذاشته که این رسوبات نرم روی رسوبات قدیمی تر از خود قرار گرفته اند.
خط گسل سراسری البرز نیز از جنوب شهر قائمشهر و از فاصله حدودا 3 کیلومتری محدوده موردمطالعه عبور می کند. چندین شاخه گسل موازی و مدفون در محدوده جلگه راستا با گسل سراسری خزر بین قائمشهر تا بابل کشیده شده است که حاکی از فعال بودن منطقه به لحاظ تکتونیکی و شرایط لرزه خیزی است.

3-1-4 – توپوگرافی:
محدوده قائمشهر در بخش جلگه ای در طیف ارتفاعی 100-50 متر قرار گرفته است و از شیب 3 تا 5 درصدی برخوردار است.در کل منطقه قائمشهر 4/84 درصد آن جلگه ای می باشد و درصد کوهستان این محدوده صفر می باشد و فقط قسمت کمی در سمت جنوب منطقه به صورت کوهپایه ای می باشد که در کل 6/15 درصد از وسعت منطقه را دربرمی گیرد (مهندسین مشاور نقش پیراوش، 1385)

3-1-5- اقلیم:
خصوصیات اقلیمی قائمشهر مستقیما به موقعیت خاص جغرافیای آن وابسته است. قائمشهر با ارتفاع 50 متر از سطح آبهای آزاد و 78 متر از سطح دریای خزر مجموعا آب و هوای معتدل و مرطوب دارد که اغلب مانند شهرهای ساحلی دریای خزر مرطوب و نسبتا گرم می باشد. رطوبت هوا در منطقه قائمشهر از غرب به شرق کاسته می شود.
دشت حاصلخیز مازندران جلگه ای است که بین دریای خزر و سلسله جبال البرز واقع است. این سلسله کوهها در واقع دیوار بزرگ اقلیمی می باشد که هوای مرطوب خزری را از هوای خشک فلات ایران جدا می سازد.
صعود توده های مرطوب خزری از این دیواره موجب ریزشهای جوی فراوان می شود. سرسبزی و حاصلخیزی این سرزمین مدیون همین ریزشهای جوی است. بدین ترتیب اقلیم قائمشهر در
طبقه بندی دمارتن گسترش یافته. اقلیم معتدل مرطوب تعریف شده است. از خصوصیات این اقلیم بارندگی و گرمای زیاد می باشد. (گروه مطالعات جغرافیای و محیطی طرح منطقه ای گیلان و مازندران، تیر1386)

3-1-5-1- دما:
براساس بررسی داده های آماری دما در سال های (1386-1363) میانگین دمای سالیانه ایستگاه قراخیل قائمشهر 3/16 درجه سانتی گراد گزارش شده که ماه مرداد با 7/25 درجه سانتی گراد و دی ماه با 7 درجه سانتی گراد به ترتیب گرمترین و سردترین ماه های سال می باشند.
اختلاف بین حداقل مطلق و حداکثر مطلق دما در سال های 1363، برابر 33 درجه سانتی گراد بوده است
جدول شماره (3-2)- روند نوسان شاخص دمایی شهر قائمشهر (88-1363)
شاخص
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
سال
حداکثرمطلق
36
2/36
6/39
5/36
2/39
6/36
8/36
6/30
26
6/26
6/34
33
6/39
حداقل مطلق
8/1
4/5
13
8/16
2/14
6/11
2/4
5/0
6/3-
2/4-
4-
5/1-
2/4-
متوسط حداکثر
2/20
4/24
3/28
2/30
6/30
28
6/23
3/18
8/13
1/12
1/12
14
3/21
متوسط حداقل
9/10
5/15
6/19
7/21
1/22
19
8/13
9/8
7/4
9/2
4/3
8/5
4/12
ميانگين
9/14
5/19
5/23
5/25
7/25
8/22
1/18
13
6/8
7
3/7
5/9
3/16
مأخذ: سایت سازمان هوا شناسی ایران، مازندران، قائمشهر.

3-1-5-2 – بارش:
به لحاظ بارندگي منطقه موردمطالعه همانند ديگر نقاط استان از بارش قابل توجهي برخوردار
مي باشد. به طوري كه براساس نقشه هم بارش ميزان بارندگي سالانه اين منطقه 6/731 ميليمتر بوده و ماه خشك در هيچ يك از فصول مشاهده نمي گردد به گونه اي كه 5/35 درصد ايام سال از بارش برخوردار است.
كم بارانترين ماه ها به ترتيب مربوط به ماه هاي خرداد – ارديبهشت، تير و فروردين است و در مجموع 81/17 درص
د بارش سالانه طي چهارماه مزبور بوقوع مي پيوندد. بيشترين بارش ماهانه به ترتيب از آن ماه هاي مهر – آبان و شهريور است كه اين سه ماه در مجموع حدود 81/38 درصى از بارش سالانه محدود حريم مورد نظر است و فصل پاييز 34/38 درصد بارش سالانه پربارانترين فصل محدوده و فصل بهار با 49/13 درصد بارش سالانه كه بارانترين فصل محدوده به شمار مي آيند. دليل بارش فراوان در فصل پاييز جبهه نسيم دريا و ورود جريانات پرفشار سيبري و عبور آن از پهنه معتدل خزري كه پس از اشباع بارشهايي را بوجود مي آورد.

جدول شماره (3-3) مشخصات بارش شهر قائمشهر (88-1363)
شاخص
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
سال
ميانگين (ميليمتر)
4/36
2/31
1/31
4/31
2/48
4/80
6/103
9/99
77
2/66
6/62
16/63
6/731
درصد
5
26/4
25/4
3/4
58/6
11
16/14
65/13
52/10
04/9
55/8
69/8
100
تعداد روز بارندگي
6/10
5/10
5/8
9/7
6/11
8/10
8/9
1/11
5/11
8/10
8/11
1/14
129
مأخذ: سازمان هواشناسي شهرستان قائمشهر

نمودار شماره (3-1)- توزيع بارش ماهانه شهر قائمشهر

نمودار شماره (3-2)-توزيع بارش فصلي شهر قائمشهر

نمودار شماره (3-3) شاخص حرارتي شهر قائمشهر

3-1-5-3 – يخبندان:
تعداد روزهای یخبندان در منطقه مورد نظر بسیار کم و ناچیز و برابر با 2/14 روز در سال
می باشد. همچنین حداقل مطلق دما نشان می دهد که یخبندان های شدید در منطقه رخ نداده است به گونه ای که تنها محدود به فصل زمستان می باشد و بیانگر این است که در این شهر عملا یخبندان واقعی به دلیل برخورداری از آب و هوای معتدل و رطوبت بالا و نزدیکی به دریای خزر به وقوع نمی پیوندد.
جدول شماره (3-4) تعداد روزهای یخبندان در شهر قائمشهر (88-1363)
شاخص
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
سال
یخبندان
0
0
0
0
0
0
0
0
3.3
5.1
6.4
1.2
14.2
مأخذ: www.weather

نمودار شماره (3-4)- تعداد روزهای یخبندان شهر قائمشهر

3-1-5-4 – رطوبت نسبی:
میانگین رطوبت نسبی در شهر قائمشهر با توجه به داده های هواشناسی ایستگاه قراخیل در یک دوره آماری 23 ساله حدود 82 درصد می باشد. به گونه ای که بالاترین میانگین رطوبت نسبی حدود 86 درصد مربوط به ماه اسفند بوده و پایینترین میانگین رطوبت نسبی با 78 درصد مربوط به ماه اردیبهشت بوده است.

3-1-5-5- باد:
با توجه به موقعيت جغرافياي شهر قائمشهر یعنی قرارگرفتن آن در فاصله میان کوه و دریا وزش باد و جریان هوا از این شرایط جغرافیای به ناگزیر تبعیت می کند.
جریان باد در قائمشهر با توجه به اینکه تحت تاثیر هجوم جریانات برونی قرار نگرفته است از یک نظم و هماهنگی برخوردار است. بدین علت که به اختلاف فیزیکی میان قابلیتهای حرارتی خاک و آب در نیمه های مختلف روز بین دریا و خشکی جریان می یابند و در طول شبانه روز دریا به خشکی و از خشکی به دریا جریان می یابد. بطور متوسط در طی سال بیشترین وفور باد در جهت غرب و کمترین آن در جهت جنوب شرقی می باشد. بدین ترتیب بطور متوسط در طی سال باد غالب قائمشهر در جهت غرب می باشد. در قائمشهر در طی سال سرعت باد 2/2 گره می باشد. مطابق فراوانی بادها حداکثر سرعت باد در جهت غرب به وقوع پیوسته است. بیشترین سرعت باد نیز در فصل بهار و بخصوص در ماه اردیبهشت اتفاق می افتد حداکثر سرعت لحظه ای باد در بهمن ماه و حداقل آن در تیرماه با 18گره به ثبت رسیده است.

3-1-6 – بررسی منابع تامین آب شرب و کشاورزی:
برنامه ریزی توسعه منطقه ای و ساماندهی نظام اسکان نیازمند تدارک زیرساختها و امکاناتی است که همگی به صورتی با منابع آب بعنوان یک اصل حیاتی در ارتباط تنگاتنگ هستند. منابع آب شهرستان برحسب موقعیت منطقه و شرایط طبیعی و برخورداری از اقلیم مرطوب و بسیار مرطوب به دو دسته آبهای سطحی و زیرزمینی تقسیم می شوند.
– آبهای سطحی
آبهای سطحی در سطح شهرستان قائمشهر علاوه بر رودخانه های اصلی تالاررود و سیاه رود، واجد یکسری آبهای سطحی و مسیلهای خزی است که در نهایت این دو رودخانه بعنوان آبریز این شاخه های خزی عمل نموده و نهایتا به دریای مازندران منتهی می شود.
رودخانه تالار که این رودخانه در ارتفاعات کوه های سوادکوه سرچشمه می گیرد و از غرب قائمشهر گذشته، ضمن عبور از منطقه کیاکلای قائم شهر در قسمت غربی قریه کاله و عرب خیل به دریای خزر می ریزد. طول این رودخانه 150 کیلومتر است و در کشاورزی منطقه نقش بسیار مهمی دارد.
رودخانه سیاه رود که از ارتفاعات برنجستانک در 15 کیلومتری جنوب شرقی قائمشهر سرچشمه گرفته حدود 65 کیلومتر طول دارد. شاخه های متعدد آن بین قادیکلا و سادوکلا به هم پیوسته و پس از عبور از شرق قائمشهر و مشروب نمودن اراضی مسیر از روستاهای جویبار گذشته به دریا می ریزد. کشاورزان 30 روستا از آب این رودخانه استفاده می نمایند.
– آبهای زیرزمینی:
کیفیت و کمیت آبهای زیرزمینی هر منطقه ای تحت تاثیر ویژگیهای زمین شناختی، خاکشناسی و آب و هوایی آن منطقه قرار دارد. شهرستان قائمشهر نیز به سبب نفوذ ناپذیری منطقه جلگه ای خویش، ساخت آهکی بعضی از نقاط، بارش مطلوب دارای منابع زیرزمینی نسبتا غنی بوده که بهره برداری از این منابع به دو صورت برداشت از چشمه ها و چاهها صورت می گیرد.در این منطقه چشمه های فراوان به چشم م
ی خورد که با توجه به شدت میزان بارش آب چشمه ها تغییر می کند برخی در فصول گرم سال یعنی در تیر و مردادماه به خشکی می گرایند و برخی دیگر به خاطر غنی بودن سفره های زیرزمینی همیشه غنی هستند.
چاهها نیز که به عنوان اولین منبع آبهای زیرزمینی غالب منطقه به شمار می رود خاصیت
زمین شناسی منطقه (کوهپایه و جلگه ای) که عموما از خاکهای رسی مارنی تشکیل شده که موجب شده سطح ایستایی آب زیرزمینی بالا بوده و حداکثر عمق چاههای حفرشده در منطقه 10 متر و عمق متوسط آن بین 10-6 متر باشد. (شرکت سهامی آب مازندران، 1380: 6)

3-1-7- خاک و پوشش گیاهی:
خاک منطقه مورد مطالعه از نوع خاکهای مدیترانه ای قهوه ای آهکی می باشد. خاک آن خیلی عمیق به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری تیره با بافت شنی و رسی سیلت دار، به روی طبقه ای به رنگ قهوه ای تا قهوه ای تیره و ساختمان مکعبی گوشه دار متوسط که روی آن را پوششی از رس فرا گرفته است. بافت خاک در بعضی نقاط رس و شنی و ساختمان خاک از مکعبی ضعیف تا قوی متغیر است. زهکش طبیعی خاک نسبتا مناسب و اراضی دارای شیب ملایم بدون پستی و بلندی است.
پوشش

تحقیق رایگان با موضوع استان مازندران، مرتبه سازی، رشد جمعیت

کنند، باید تأثیرات ترافیکی آنرا بسنجند. «سنجش ترافیکی» روشی است موثر برای ایجاد هماهنگی بین رشد جمعیت و توسعه شهر از یک سو و بهره مندی از سیستم های جدید حمل و نقل متناسب با آن، از سوی دیگر. با کمک این روش می توان قبل از احداث برج، سطح خدمات ترافیکی فعلی و آینده را محاسبه کرد و با کمک روشهای علمی، تغییرات حاصله و پیامدهای سوء در سیستم حمل و نقل را بعد از احداث برج یا هر بنای دیگر براساس تعداد سفرهای تولید و جذب تولید و جذب شده ارزیابی نمود و با کمک طرحهای پیشنهادی، عوارض ناشی از احداث این بناها را از بین برد (زریونی، 1374).

2-8- آسیبشناسی بلند مرتبه سازی
بررسی ریشه ای و کامل این موضوع و مشکلات ناشی از عدم تطابق اینفناوری با شرایط جامعه ایرانی، کاری نیست که از عهده یک یا چند متخصص و در مدتزمانی کوتاه بر آید. خصوصا آنکه بدلیل تنوع مسائل مرتبط با این موضوع، ضروریستکارشناسانی خبره، با تخصص های مختلف فنی و اجتماعی، ضمن تعامل مثبت و سازنده بایکدیگر و بر اساس برنامه ای منظم و مدون، به آسیب شناسی زیربنایی این موضوعبپردازند. نکته مهم آنست که هرچند زمان زیادی از دست رفته، اما شتابزدگی و اصرار دردستیابی سریع به نتایج  نهایی هم شیوه مناسبی برای برخورد با چنین موضوع گسترده ومهمی نخواهد بود www.melk118.net)).

نمونه ها
شاید ذکر نمونه هایی از مسائل و مشکلات مرتبط با ساخت بلندمرتبه ها در ایران، خالی از لطف نباشد. بدیهی است که برشمردن این موارد، هرگز به معنیپوشش کامل همه مشکلات مبتلابه این بخش از صنعت ساختمان نیست. بلکه این نمونه هایمختصر، تنها جهت یادآوری برخی از جنبه های مختلف موضوع، ارائه میشوند.
● نماسازی
بخش های زیادی از ایران از جمله کلانشهر تهران بر روی کمربند زلزله واقع شده است. از اینرو هرگونه ساخت و ساز، خصوصاً درمورد ساختمان های بلندمرتبه و آسمان خراش ها، نیازمند دقت و محاسبات بسیار دقیق وحتی وسواس گونه است. با این فرض که در محاسبات سازه ای این گونه بناها، حساسیت هایاینچنینی در نظر گرفته شده باشند، اما بنظر می رسد نکته ای مهم کاملا مغفول ماندهاست: نمای خارجی تمام شیشه ای، که بدون هیچ توجیه فنی و منطقی، و صرفاً بدلیل نسخهبرداری از نمونه های خارجی در این بناها مورد استفاده قرار گرفته، می تواند بهسادگی عامل ایجاد مشکلات فراوان شود.
 تصور کنید زلزله ای نه چندان قوی و یا حتی انفجاری خفیف در یکی از طبقات اینگونه ساختمان ها رخ دهد. هرچند ممکن است سازه دراین حادثه هیچ آسیبی نبیند، اما اولین و محتمل ترین اتفاق، خرد شدن و ریزش شیشه هابه پائین ساختمان است. اهمیت این موضوع زمانی آشکار می شود که بیاد آوردیم در شهری همچون تهران، می توان به سادگی چندین ساختمان با این مشخصات را در خیابان ها و حتی کوچه هایی نه چندان عریض و پهن مشاهده کرد. در چنین شرایطی قطعات تیز شیشه ازارتفاع و با سرعت زیاد همچون شمشیرهایی برنده بر سر و روی عابرین پیاده سرازیر شده و چه بسا تلفاتی به مراتب بیش از تلفات احتمالی حادثه اصلی به بار آورد.
امااصولا هدف از به کار گیری شیشه در نمای بیرونی این سازه ها چیست؟
واقعیت آنست که گذشته از سبکی، ارزانی، زیبایی و امکان نصب سریع شیشه، دلیل اصلی استفاده از آن درنمای ساختمان های اروپایی و امریکایی، استفاده حداکثری از نور و گرمای خورشید است. در این کشورها که تعداد روزهای گرم و آفتابی، گاه به کمتر از چهل روز در سال محدودمی شود، استفاده از تمهیداتی برای جذب حداکثر ممکن نور و گرمای خورشید، نه تنهاتوجیه پذیر، بلکه کاملا منطقی است. آنچنانکه طی سال های اخیر و در بسیاری از اینکشورها – از جمله بریتانیا- در لایه زیرین نمای شیشه ای ساختمان های بلند، جهت جذبانرژی پاک خورشیدی و تامین برق مصرفی ساختمان، اقدام به نصب پنل های خورشیدی کردهاند.
در ایران اما، بدلیل تعداد بسیار زیاد روزهای آفتابی و گرم، استفاده ازنمای شیشه ای، عملا هیچ توجیهی ندارد. شاید نصب پنل های خورشیدی در زیر نمای شیشهای این ساختمان ها می توانست تا حدی این شیوه نماسازی را توجیه کند، اما متأسفانههرگز به چنین موضوعی نیز بهایی داده نشد.
وجود پنجره های بزرگ در این ساختمان هانیز به نوعی در همین دسته بندی قرار می گیرد. چنین پنجره هایی در ساختمان هایاروپایی، برای استفاده بهینه از نور خورشید در نظر گرفته می شوند؛ ضمن آنکه حساسیتهای فرهنگی در آن دیار، هرگز قابل مقایسه با ایران نیست. در ایران و بطور کلیجوامع شرقی اما، وضع به گونه ای دیگر است.
هیچ یک از ما نمی پسندیم که پنجرهبزرگ ساختمان مقابل، درست رو به اتاق نشیمن منزل ما باز شده و دید و اشرافی کامل بهزندگی ما ایجاد کند. نتیجه آنکه همواره در مقابل این پنجره های بزرگ و توجیهناپذیر، شاهد پرده هایی ضخیم هستیم که همواره کشیده شده اند.

● برنامه ریزی شهری
در بسیاری از موارد، عدم تطابقنقشه های ساختمان با برنامه های کلان شهرسازی و نقشه جامع شهر، باعث بروز مشکلاتیغیر منتظره و حیرت انگیز شده اند.
به عنوان مثال می توان به برج هایی اشاره کردکه پس از گذشت کوتاه زمانی از اجرا و بدلیل تغییر و تحولات شهرسازی، معنا و کارکرداولیه خود را از دست داده اند. مثلا با احداث پل ها و بزرگراه های چند طبقه، درستدر مجاورت آنها، ساکنین طبقات فوقانی این برج ها هم دیگر از آلودگی صوتی و شیمیاییحاصل از ترافیک بزرگراه ها، و حتی
دید عابران در امان نیستند. از دیگر سو، طبقاتپائینی و حتی میانی این ساختمان ها، حالت طبقات زیرزمینی را به خود گرفته و حتی ازدریافت نور خورشید، محروم می شوند. به عنوان نمونه، تعداد زیادی از این قبیلساختمان ها را می توان در اطراف پل سید خندان و بسیاری از دیگر پل های تهران مشاهدهکرد. بحث مشهور و دامنه دار “تراکم” و در نظر نگرفتن “کشش جمعیتی” مناطق نیز،مثالی دیگر از عدم تطابق سیاست گذاری های ساخت با برنامه ریزی های کلان شهریاست.
طی یکی دو دهه اخیر و با اجرای سیاست هایی از قبیل فروش تراکم، ناگهان شاهدقد برافراشتن قارچ گونه ساختمان های بلند در مناطقی از شهرهای بزرگ بوده ایم. مناطقی که چه بسا از نظر راه های ارتباطی و سایر امکانات شهری، به هیچ روی کشش کافیبرای تمرکز چنین جمعیت های بزرگ انسانی را نداشته اند. تنها نگاهی اجمالی بهوضعیت خیابان های این گونه مناطق، خصوصاً در ساعات اولیه و پایانی روز، برای درکعمق مشکل، کفایت می کند.
فاجعه اصلی اما زمانی رخ می دهد که سانحه ای دراینگونه ساختمانهای متراکم روی دهد. تنها عبور نیروهای امداد و نجات از میان صفوففشرده اتومبیل های موجود درخیابان های کم عرض این مناطق و رسیدن به محل حادثه، بخشمهمی از زمان های حیاتی و انرژی این نیروها را هدر خواهد داد.
● عدم تناسب امکانات
از آنجا که بلندمرتبه ها و آسمان خراش ها، جمعیتنسبتاً زیادی را در خود جای می دهند، می توانند به تنهایی به عنوان جوامعی کوچکشناخته شوند. طبیعتاً چنین جوامعی به طیف متنوعی از امکانات مدنی نیاز دارند که درکشورهای پیشرفته، بخوبی مورد توجه قرار می گیرند. اما متاسفانه در ایران، یا بطورکلی دیده نشده اند و یا شکلی تجملی و نمادین و غیر کاربردی دارند. امکاناتی از قبیل سالن های اجتماعات، سالن های ورزش، کتابخانه، آمفی تئاتر، مراکز خرید اختصاصی، و ازاین قبیل. آنچه بیشتر مایه تاسف است اینکه در بسیاری از موارد، حتی فضاهای عمومی مانند پارکینگ یا فضای سبز کافی و مناسب هم، در زمان اجرای پروژه و به عنوان صرفه جویی، از طرح های اولیه حذف شده و به واحدهای مسکونی تبدیل شده اند.
● مسائل فرهنگی
و بالاخره بحث تداخل و تعارضاتفرهنگی را نیز نمی توان از نظر دور داشت. درحالیکه در جوامع غربی، همسایه ها ارتباطچندانی با هم ندارند، در فرهنگ ایرانی اما، همسایه گاه از بستگان درجه یک و دو نیز،نزدیک تر انگاشته شده و ارتباطاتی گسترده و عمیق بین همسایه ها دیده می شود.اگرچه این موضوع، به خودی خود می تواند به عنوان یک حسن در نظر گرفته شود، امانباید فراموش کرد که تداخل اقشار مختلف اجتماعی با خرده فرهنگ ها و ارزش های متفاوتو گاه متضاد، می تواند به بستری برای بروز مشکلات بزرگ و بعضاًجبران  ناپذیر، تبدیلشود. در مجموع اما،رشد جمعیت، تغییر الگوهای زندگی، گسترش شهرنشینی و کمبود زمین، چاره ای جز توسعهروزافزون ساخت و ساز بلندمرتبه ها و آسمان خراش ها نمی گذارد.
در این رهگذر،آنچه عمیقاً شایان توجه جدی است، رشد و توسعه متوازن فرهنگ بومی ویژه این سبک زندگی،به موازات توسعه فنی اینگونه سازه هاست. کاری که سالهاست مغفول مانده و عزمی جدی ازسوی کارشناسان شهرسازی را می طلبد.

جمع بندی
در این فصل مطالعات انجام شده پیرامون بلندمرتبه سازی و مسائل مرتبط با مجتمع های مسکونی مورد بررسی قرار گرفت. جهت تدوین چارچوب نظری تحقیق مکتب های شیکاگو ، مدرنیسم، ساخت گرایی ، امایش انسانی ، پست مدرنیسم ، توسعه پایدار شهری و رویکرد پایداری مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نهایتا نتیجه زیر حاصل شده است:
راهبرد بلندمرتبه سازي با توجه به رشد روزافزون جمعيت و محدوديت زمين مناسب ساخت وساز درزمان حاضر بيش ازپيش به چشم ميخورد و از طرفي ديگر به علت تجمع كاربران درسطحي محدود و بهره گيري قابل توجه از منابع انرژي در هنگام ساخت و در طول مدت بهره برداري،لازم است تا رويكرد پايداري چه در فرآيند طراح و چه د رمرحله بهره برداري دنبال گردد. نظر به فراگيربودن حيطه هاي مرتبط با اهداف پايداري در معماري اينگونه ساختماني ميبايست تا علاوه بر توجه به ماندگاري منابع براي نسلهاي آينده،ترويج رفتارهاي پايدار بر مبناي نيازهاي انساني نيز مورد توجه قرار گيرد .درراستاي تحقق اين هدف بايدنيازهاي انسان به مثابةشكل دهنده رفتارهاي فردي و جمعي به خوبي شناسائي گردد.

فصل سوم :
ویژگی های عمومی شهر قائم شهر

مقدمه
اساس هر مطالعه شهري ،ارزيابي و شناخت ويژگيهاي طبيعي،اجتماعي،فرهنگي واقتصادي آن شهر است.در همین راستا در این فصل ابتدا به شناخت کلي از استان مازندران وسپس شهرقائم شهرپرداخته ميشود،حدود و موقعيت جغرافيايي، اوضاع طبيعي و ويژگيهاي اجتماعی و اقتصادی استان و شهرقائم شهر نیزموردبررسي مي گيرد.

3-1- ویژگیهای طبیعی و شرایط اکولوژی قائمشهر:
3-1-1 – تقسیمات سیاسی استان مازندران:
استان مازندران با مساحت 3/24091 کیلومترمربع، 46/1 درصد از مساحت کل کشور را تشکیل می دهد به لحاظ موقعیت ریاضی این استان بین 35 درجه و 47 دقیقه تا 36 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 50 درجه و 34 دقیقه تا 54 دقیقه و 10 درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.به لحاظ موقعیت سیاسی حد شمالی آن دریای خزر، حد غربی آن استان گیلان، حد شرقی آن استان گلستان و بالاخره حد جنوبی
آن را استانهای سمنان و تهران تشکیل می دهند. براساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1385 استان مازندران شامل 16 شهرستان و 44 بخش، 51 شهر و 113 دهستان بوده است. (مهندسان مشاور نقش پیراوش، سال1381)
3-1- 2- محدوده و موقع جغرافیایی قائمشهر:
شهر قائمشهر با مساحتی معادل 740 کیلومترمربع (1385) در قسمت مرکزی استان مازندران قرار دارد که مرکز شهرستان قائمشهر می باشد. شهر قائمشهر در 36 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی تا 52 درجه و 53 دقیقه طول شرقی واقع شده و دارای 2/51 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد و در اقلیم معتدل و مرطوب در دشت شیبدار تا نسبتا سطح قرار گرفته است. با توجه به اوضاع طبیعی قائمشهر، بارش و رطوبت کافی جهت ایجاد پوشش گیاهی انبوه فراهم می باشد. قائمشهر یکی از پراتراکم ترین شهرهای مازندران می باشد. شهرستان قائمشهر از نظر موقعیت جغرافیایی از شمال به جویبار، از خاور به ساری، از جنوب به سوادکوه و از باختر به بابل محدود می شود. بابل در فاصله 18 کیلومتری نزدیکترین شهرستان به قائمشهر می باشد.قائمشهر در مسیر راه اصلی ساری –

تحقیق رایگان با موضوع مرتبه سازی، شهر اصفهان، میزان استفاده

، برنامه ها و سياست هاي اجرايي کشورهاي مختلف از جمله ایران مورد توجه قرار گرفت که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود.
در پروژه برج قرن در توكيو معمار بنا نورمن فاستر ، برج را يك ساختمان كاملا ژاپني اعلام مي كند و آن را در ادامه بناهاي شهری ژاپني مي شمرد به طوري كه خود فاستر نيز مي گويد براي او خط آسمان شهر ، سبك بناها و اماكن مهم اطراف ، طبيعت و بافت شهری ، سبك و دوره هايي معماري ساختمانهاي همجوار و مسائل ديگر اهميت دو چنداني دارند .
در پروژه اداري ـ مسكوني سيدني پيانو براي بنا نمايي از جنس شيشه به صورت سطحي ممتد كه جداره اي نسبتا نامرئي را ايجاد مي كند استفاده كرده است. نماشرقي مجموعه با شبكه بندي زيباي شيشه آن بياني هنرمندانه از برج در يك فضاي شهري است كه خود پيانو آنرا مجسمه متحرك توصيف مي كند .آنها سعي نمودند تا در طراحي بلند مرتبه اثرات آن را بر محيط پيراموني بررسي نمايند.
الف- تحقیقات داخلی:
– محمدرضا منعام و ضرابيان در مقاله اي تحت عنوان بررسي اثرات كالبدي –فضايي بلندمرتبه سازي درشهر (نمونه مطالعاتي شهرهمدان)عنوان ميدارند كه نخستين ساختمان بلند مرتبه شهر همدان با نام فعلي 110در پيش از انقلاب ساخته شد.پس از آن در دهه 70خورشيدي برج پاستور در با كاربري تجاري ساخته شد.تاسال1380ديگر برجي در همدان ساخته نشد.امايكباره روندبرج سازي شكل صعودي به خود گرفت به گونه اي كه اكنون در حدود 7برج در سطح شهر در حال ساخت است.ايشان در اين مقاله اثرات بلنمرتبه سازي را بر سيماي شهر، عوارض زيست محيطي، شبكه هاي ارتباطي، دسترسي به خدمات شهري و…مورد بررسي قرار دادند(منعام – ضرابیان، 102:1386).
– داود رهبردر مقاله تحت عنوان ضرورت ارزيابي اثرات زيست محيطي تراكم و بلند مرتبه سازي در تهرانعنوان مي داردمسئله تراكم و بلند مرتبه سازي درتهران با پيچيدگي خاص خودكه مدتهاست فكرو زمان شهروندان ، برنامه ريزان ، سياست گزاران، تصميم گيران اقتصادي ، اجتماعي و دست اندركاران مديريت شهري را به خود مشغول نموده پيامدها و آثار گوناگون مثبت و منفي به دنبال داشته است . در اين رهگذر آ‌نچه كه از اهميت ويژه اي برخوردار است در واقع ايمان به اين اصل است كه موضوع تراكم وبلند مربته سازي بايد در چا‌رچوب رعايت ملاحظات زيست محيطي به همراه ويژگيهاي كالبدي و معناي مشخص و متناسب با آن در برخي مناطق به منظور ساماندهي و نوسازي شهر و صرفه جوئي د ر تغيير كاربري اراضي ، توزبع عادلانه ثروت و غيره مورد توجه قرارگيرد (رهبر،36:1387).
-. اسلامي و ايرواني طی تحقیقی در مورد تراکم ساختماني و توسعه درون زا (نمونه موردي: شهر اصفهان)؛ وضعيت موجود شهر اصفهان را با مدل توسعه درون زا و با استفاده از روش تحليلي مورد بررسي قرار دادند که نتيجه بدست آمده حاکي از عدم همسويي روند رشد شهري اصفهان با مفهوم توسعه درون زا و پايدار است. در انتها راه حلي بنام مدل امتيازي جهت بهبود مشکل تراکم ساختماني با رويکرد توسعه درون زا پيشنهاد گردیده است (اسلامی – ایروانی،56:1382).
-. فرهودي و محمدي طی تحقیقاتی در مورد تاثير احداث ساختمان هاي بلندمرتبه بر كاربري هاي شهري مطالعه موردي: مناطق 1، 2 و 3 شهر تهران به این نتیجه رسیدند که؛ بررسي هاي انجام شده در مورد ساختمان هاي بلند ساخته شده در سطح شهر تهران نيز حاكي از وجود مسائل و مشكلات عديده اي در تعداد قابل توجهي از آنهاست كه اين امر خود معلول عدم رعايت ضوابط و مقررات شهرسازي در خصوص مكانيابي و احداث اينگونه بناها در سطح شهر مي باشد(فرهودی – محمدی ،102:1380).
-داعي پور طی تحقیقاتی در مورد برج سازي در قرن بيستم اینگونه اذغان نموده است کهپديده برج سازي زاييده تحولات اجتماعي – اقتصادي مغرب زمين است. اين پديده بيش از آن كه رشد حجمي و ارتفاعي خود را مرهون معماران باشد، مديون دستاوردهاي صنعتي است. معماران در جهت خلق فضاهايي بودند كه از كسالت فرم هاي اوليه بكاهد و در حين ايجاد تنوع، به نيازهاي مدام در تغيير و تحول صنوف مختلف پاسخ دهد. در اين جهت سه حركت اصلي صورت پذيرفت كه هر يك پيرواني يافت. اين حركت ها در سير پيشرفت خود باعث تحولات مهمي شد و برج سازي را در مسير جديدي قرار داد، به طوري كه پاره اي معماران تلفيقي از اين مجموعه را در طرح هاي خود به كار بردند.
جرقه هاي اوليه ساخت آتريوم در برج ها از جرج اچ وايمن ساطع شد و ظهور آن بيشتر ناشي از تغيير زمينه هاي اجتماعي و طبقاتي بود. اولين نمونه تكميل شده برج هاي آتريوم دار، ساختمان لاركين بود كه فرانك لويدرايت در سال 1904 اجرا كرد. بعد از گذشت حدود يك قرن، هنوز هم الهام از آتريوم و سامان دهي ارتباطات عمودي ساختمان لاركين در برج هاي معاصر ادامه دارد.
دومين سنت شكني در برخورد با برج هاي اداري، مربوط به خلق آسمانخراش هاي شيشه اي ميس وان دروهه است كه اولين آن ها را در 1919 در برلين بنا نهاد ولي نمونه كاملا شكل يافته آن ساختمان لورهاوس است كه در سال 1952 بنا شد و به لحاظ استفاده از سيستم تهويه مطبوع ابداعي توجيه پذير و اجراشدني در هر شرايط آب و هوايي بود كه با سيماي متفاوت خود (كاملا شيشه اي) و صفحات نازك عمودي و افقي روحيه انقلابي مدرنيسم را بيان مي كرد.
سومين سنت شكني بزرگ، كه از ديدگاهي مهم ترين اتفاق در سير تحول برج سازي در قرن بيستم به حساب مي آيد، در برج بانك تجارت ملي جده آشكار مي شود؛ بنايي كاملا درون گرا كه از معماري منطقه الهام گرفته است. اين بنا آغازگر حركتي متفاوت بود. توج
ه به بوم گرايي و شرايط آب و هوايي منطقه در اين نمونه به خوبي خود را نشان مي دهد. فضاي مركزي روباز اين بنا الهام گرفته از حياط هاي مركزي سنتي است. گوردن بانس هاف فضاي باز و باغ گونه مياني را در چند سطح و با چرخش نسبت به هم قرار مي دهد و از تقابل سنت و مدرنيته، به كمك چاشني خلاقيت، بهترين نتيجه را به دست مي آورد. طرح اين بنا اساس و پايه بسياري از بناهاي حياط دار مركزي پر از گل و گياه، چه در مشرق زمين و چه در مغرب زمين، با توجيه بوم گرايي و همخواني با اقليم و غيره و آغازگر حركتي از شرق به سمت غرب شد.
مقاله فوق پس از شرح سه تحول اساسي برج سازي، نمونه هاي هر يك را توصيف و در نهايت اين سوال را مطرح مي كند كه چرا پس از طي اين تحولات، هنوز برج هايي طراحي مي شود كه در تمام دنيا – با هر فرهنگ و قوميتي – بدون كوچك ترين تغيير به صورتي تقريبا يكسان به اجرا در مي آيد؟(داعی پور،65:1380).
ب-تحقیقات خارجی:
1-ال کین (EIKin) : دیدگاه وی در مورد بلندمرتبه سازی به شرح زیر می باشد: اول؛ بلندمرتبه؟
سازی موجب کاهش گسترش های فیزیکی و در نتیجه مصرف کمتر زمین و منابع دیگر می شود. دوم؛
بلند مرتبه سازی امکان سکونت تعداد بالایی از جمعیت در منطقه ای محدود را فراهم ساخته و موجب افزایش برخوردهای اجتماعی می گردد.
سوم؛ در این فرایند مصرف سوخت و خروج گازهای مضر کمتر شده و فضای شهری از لحاظ مصرف انرژی کارامدتر می شود.چهارم؛ دولت ها در تراکم های بالا می توانند سرویس های اساسی را با کارایی بیشتری ارائه داده و اتلاف منابع را به حداقل برسانند 2000:153),Kumar).
2-بروتن (Burton): وی رابطه بلندمرتبه سازی با عدالت اجتماعی را در چند شهر مختلف مورد بررسی قرار داده و نتایج انرا به شرح زیر بیان کرده است: جنبه های مثبت بلندمرتبه سازی عبارتند از بهبود سیستم های حمل و نقل عمومی، کاهش میزان مرگ و میر ناشی از امراض روانی، کاهش جدایی و انفکاک اجتماعی، و دسترسی بهتر به تسهیلات و خدمات شهری.
در مقابل،جنبه های نامطلوب بلندمرتبه سازی در شهرها به صورت کاهش فضای مسکونی،کمبود مسکن قابل تهیه، ضعف دسترسی به فضای سبز، افزایش میزان جرم وجنایت، افزایش میزان مرگ و میر ناشی از امراض تنفسی (198ٍ :1997¸Burton).
3-نیومن و کن ورتی: بر اساس مطالعات این در محقق رابطه بسیار قوی بین میزان استفاده از اتومبیل، مصرف انرژِی و بلندمرتبه سازی وجود دارد و با افزایش بلندمرتبه سازی از میزان استفاده از اتومبیل در حمل و نقل شهری کاسته می شود.
وی این رابطه را با استفاده از روش رگرسیون نشان داده است به طوری که کاهش شیب رگرسیون تا تراکم 100 نفر در هکتر نسبتأ زیاد و بعد از ان شیب مذکور ملایمتر می شود بطوریکه در تراکم های بالای 200 نفر کاهش شیب عملأ قابل توجه نیست(113: 2000¸Kenworthyand Newman).
4-مثنوی: مثنوی چهار شهر را با توجه به چهار مشخصه تراکم، پراکندگی، کاربری مختلط و کاربری یکنواخت مورد بررسی قرار داده و نتایج زیر را بدست اورده است:
از نظر شرایط زندگی ؛ محیطهایی با کاربری یکنواخت وضعیت بهتری نسبت به محیطهای غیر یکنواخت دارند.
از لحاظ محیط زیست ؛ محیطهای کم تراکم به علت وجود فضای سبز ، فضای بازو پارک ها، کیفیت بهتری را ارائه می دهند.
از لحاظ دسترسی؛ در محیطهای فشرده اتکا به استفاده از سیستم های پیاده ودر محیطهای پراکنده استفاده از اتومبیل در اولویت می باشد.
از لحاظ رضایتمندی؛ تفاوت معناداری بین جهار محیط مذذکور وجود نداشت.بر اساس این تحقیق شهر فشرده (افزایش ساختمان های بلندمرتبه) استفاده از اتومبیل شخصی تا 70 درصد و در مورد سفرهای غیرکاری تا 75 درصد در مقایسه با شهر کم تراکم کاهش می هد(72:2000¸Masnavi).
در پایان این بخش ذکر این نکته ضروری است که بررسی موضوع بلند مرتبه سازی از جنبه کالبدی جزء موضوعاتی است که کمتر مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است لذا پیشینه ای در مورد این موضوع در پایانامه ها و مقالات یافت نشده است.

1-7-كاربرد نتايج تحقيق
با توجه به اينکه تحقيق جنبه کاربردي دارد لذا مي تواند براي سازمان ها و نهاد هايي از قبيل؛ سازمان مديريت وبرنامه ريزي،سازمان مسكن وشهرسازي، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و شهرداريها که به نحوي با مسائل شهري درگيرند، مفيد واقع شود. همچنين نتايج تحقيق قابل استفاده براي طرح ها، برنامه ها و سياست هاي ملي، منطقه اي و محلي مي باشد و مي تواند به عنوان يک منبع علمي از سوي محققين و دانشجويان مورد استفاده قرار گيرد.

فصل دوم :
مبانی نظری تحقیق

مقدمه
روندروبه رشدجمعيت شهري،شاخص مهمي دربررسي ساختاراجتماعي و اقتصادي انسان درسدة۲۱است. ازديدگاه جهاني،درسال تنها۲۹٪جمعيت جهان درشهرها زندگي ميكردند كه اين رقم درسال۱۹۹۰ به ۴۵٪ رسيد و اكنون از مرز۵۰٪ فراتررفته است وپيش بيني مي شود كه در سال۲۰۲ ۰ميلادي۶۲٪ جمعيت جهان راشهرنشينان (بويژه دركشورهاي درحال توسعه) تشكيل دهند (پاك،۱۳۸۳: 16).
مسائلي از، قبيل افزايش جمعيت،نياز به اسكان بيشتر مردم در شهرها، ضرورت استفاده بيشتر از زمين در مراكز پرتراكم شهرها ،ضرورت بازسازي و نوسازي در مناطق شهري ،تقاضاي مردم براي سكونت و يا كار در مراكز شهرها و ضرورت كاهش هزينه هاي ناشي از گسترش افقي شهرها جزء عواملي بوده است كه ساخت بناهاي بلند را به عنواني كه ضرورت در شهرهاي بزرگ جهان مطرح نموده است(گلابچي،1380: 9).
انديشه بلند مرتبه سازي و برجسازي طي حيات خود،
همواره از سوي صاحبنظران مسائل اقتصادي ،اجتماعي وكالبدي مورد تحليل وانتقاد واقع شده است . با اين حال حضور اين پديده تداوم داشته و به عرصه فعاليت خود افزوده است (عزيزي،1378: 36).
در کشور ما نیز همانند دیگر کشورهای جهان، با افزایش روز افزون جمعیت ، پدیده بلند مرتبه سازی مورد توجه قرار گرفته است که در پی گسترش این ایده بسیاری از شهرها با مسائل و مشکلات متعددی مواجه شدند که شماری از آنها در سطح جهان گریبانگیر بسیاری از شهرهاست. از این رو با توجه به مشکلات متعدد، مفهوم “بلند مرتبه سازی” در شهر قائم شهر حول محورهای متعددی قابل بررسی است كه دراين فصل به مفاهيم، نظرات و مسائل متعدد پیرامون این موضوع پرداخته می شود.

2-1- تعریف مفاهيم
2-1-1- مفهوم ساختمان بلند
بلند بودن ساختمان يك امر نسبي است و از جنبه هاي مختلف تعاريف گوناگوني براي ساختمانهاي بلندمرتبه ارائه شده است:
به عنوان مثال « شورای ساختمانهای بلند و

پایان نامه ارشد درباره گیاهان دارویی، رژیم غذایی، اکسیداسیون

آنزیم لیپاز پانکراس را بهبود بخشید (128). مونتزوریس82 و همکارانش نشان دادند که افزودن ترکیبی از روغنهای ضروری پونه کوهی، آنیسون و مرکبات به مقدار 125میلیگرم در کیلوگرم جیرهای بر اساس ذرت– سویا، باعث بهبود قابلیت هضم ظاهری چربی در ناحیه ایلئوم جوجه خروسهای سویه تجارتی کاب شد(156).
1–4-5- محرکهای رشد گیاهی و اثر بر فراسنجههای خونی
برطبق یافتههای موهان و همکارانش، بین کاهش کلسترول پلاسما و کاهش کلسترول موجود در لاشه مرغ گوشتی ارتباط مثبت معنیداری وجود دارد(153). محرکهای رشد گیاهی با تعدیل جمعیت میکروبی دستگاه گوارش پرنده میتوانند در کاهش لیپیدهای خون نقش داشته باشند. شریچ83 گزارش کرد که استفاده از کارواکرول سبب تحریک رشد و تکثیر لاکتوباسیلوسها می‏شود(196)پورتوگال84 و همکارانش، نشان دادند لاکتوباسیلوسها با دو مکانیسم منجر به کاهش غلظت لیپیدها در خون میشوند: 1-جلوگیری از جذب کلسترول در روده 2- جلوگیری از تولید لیپیدها در واکنشهای آنزیمی(172). در تعدادی از آزمایشات ثابت شده که برخی از انواع لاکتوباسیل در روده مستقیماً کلسترول را مورد جذب و تحلیل قرار داده و با جلوگیری از جذب کلسترول در روده منجر به کاهش کلسترول خون میشوند(110). همچنین تعدادی از محققین پیشنهاد کردهاند که آنزیمهای باکتریایی تولید شده توسط لاکتوباسیلوسها باعث هیدرولیز نمکهای صفراوی مخلوط شده و بدین ترتیب جذب کلسترول در روده را کاهش میدهند. در نتیجه مقدار قابل توجهی از کلسترول از طریق روده و مدفوع دفع می شوند(172).
قریشی و همکارانش، تاثیر سطوح مختلف خمیر سیر را بر کلسترول سرم جوجه خروسهای گوشتی آزمایش نمودند. در این آزمایش افزودن 1، 2، 4، 6 و8 درصد خمیر سیر به جیره مقدار کلسترول سرم را به ترتیب 18، 21، 24 و 25 درصد کاهش داد، این محققین نشان دادند که اجزای شیمیایی فعال موجود در محرکهای رشد گیاهی، در شرایط آزمایشگاهی از فعالیت آنزیمهای کبدی دخیل در سنتز اسیدهای چرب و لیپیدهای خون(نظیر β هیدروکسی β متیل گلوتاریل کوآنزیم A ردوکتاز و کلسترول 7 آلفا هیدروکسیلاز) جلوگیری میکنند و به این ترتیب مانع سنتز اشکال مختلف لیپیدهای خونی در کبد میشوند(173).
1-4-5-1- عوامل مؤثر بر غلظت کلسترول پلاسما
مهم‏ترین عوامل مؤثر بر غلظت کلسترول پلاسما عبارتنداز:
1. مصرف چربی‏های محتوی اسیدهای چربی اشباع نشده معمولاً غلظت کلسترول خون را به مقدار اندک تا متوسط کاهش می‏دهد که البته مکانیسم آن به خوبی روشن نیست.
2. رژیم غذایی که محتوی چربی‏های اشباع شده باشد غلظت کلسترول خون را 20 درصد افزایش می‏دهد.. مشخص است که رژیم غذایی با مقدار کم چربی‏های اشباع، مهم‏تر از حفظ رژیم کم کلسترول است زیرا این امر ناشی از تجمع چربی در کبد است که مقدار زیادی استیل کوآنزیمA در سلول‏های کبدی برای تولید کلسترول ایجاد می‏کند
3. افزایش مصرف روزانه کلسترول؛ هنگامی که کلسترول خورده می‏شود. بالا رفتن غلظت کلسترول یکی از آنزیم‏های ضروری برای سنتز داخلی کلسترول یعنی3- هیدروکسی-3- متیل گلوتاریل کوآنزیمA–ردوکتاز را مهار می‏کند و بدینوسیله یک سیستم کنترل فیدبکی برای تنظیم غلظت کلسترول پلاسما ایجاد می‏کند(کنترل فیدبکی کلسترول بدن).
4. فقدان هورمون تیروئید غلظت کلسترول را افزایش می‏دهد(106).
1-5-کبد
کبد در اکثر پرندگان دو قسمتی و نسبتا بزرگ میباشد. مجرای چپ کبدی مستقیما به روده در قسمت دوازدهه متصل میگردد و مجرای راست کبدی، شاخهای به کیسه صفرا فرستاده و یا اینکه بهطور موضعی اتساع مییابد و نقش کیسه صفرا را پیدا میکند. کیسه صفرا در مرغ، اردک و غاز وجود دارد و در برخی از پرندگان نظیر کبوتر وجود ندارد. در انتهای باریک کیسه صفرا، مجاری صفراوی منشا گرفته و به بخش دیستال دوازدهه رودهی کوچک وارد میشود(192))تصویر1و2).
در پرندگان، کبد محل اصلی ساخت لیپیدها و بافت چربی؛ و بخصوص حفره شکمی، محل اصلی ذخیره تریگلیسیریدها میباشد(177و46) نقش اصلی کبد، مدیریت متابولیسم کربوهیدرات، پروتئین و چربی است، حفظ و ثبات سطح گلوکز خون توسط برداشت و ذخیرهسازی گلوکز به صورت گلیکوژن(گلیکوژنز)، شکستن گلیکوژن در مواقع نیاز به گلوکز(گلیکوژنولیز) و تشکیل گلوکز از منابع غیر کربوهیدراتی نظیر اسیدهایآمینه(گلیکونئوژنز) از وظایف کبد میباشد و در صورت آسیب دیدن کبد، در متابولیسم گلوکز اختلال ایجاد میشود که خود این اختلال موجب کاهش گلوکز در دسترس شده و عامل مهمی در سکتههای ناگهانی طیور میباشد(14و32).

تصویر 1-1: آناتومی دستگاه گوارش طیور(کبد و کیسه صفرا)

تصویر1-2: آناتومی کیسه صفرا و مجاری صفراوی

اکثر بیماریهای رایج در صنعت مرغداری داخل کشورکه بطور همهگیر جوجههای گوشتی را مبتلا مینمایند، عملکرد کبد را مختل میکنند. کبد به عنوان اندام تشخیصی بسیار مهمی در جوجههای گوشتی مطرح است و از طرفی به دلیل تشدید متابولیسم در جوجههای گوشتی به منظور افزایش تولید و راندمان، کبد به عنوان مرکز مهم درگیر در متابولیسم و واسطهی مهم دستگاه گوارش و خون از اهمیت خاصی برخوردار است و هر گونه آسیب یا اختلال در جوجههای گوشتی در نخستین گام، روی تغذیه و در نتیجه راندمان تولید جوجهها تاثیر خواهد داشت(14). کبد بهعنوان بزرگترین غده ضمیمه دستگاه گوارش، خون وابران روده را دریافت میکند و در نتیجه تمامی مواد جذب شده در روده از جمله سموم و مواد اگزوژن وارد کبد میگردد(109). کبد در بدن طیور به عنوان عضو سمزدا محس
وب میشود که بخش قابل توجهی از فعالیتهای سمزدایی آن مربوط به خنثی نمودن سموم تولیدی توسط میکروبهای مضر میباشد و با توجه به اینکه در استفاده از گیاهان دارویی؛ جمعیت میکروبی مضر کاهش مییابد، لذا کبد متحمل فعالیتهای سم زدایی کمتری شده و عملکرد کبد بهبود مییابد(15). همچنین با محدود کردن ورود مواد سمی به داخل جریان خون و به عنوان یک زباله خردکن، با‏ فرآورده‏های متابولیک سمی تولید شده در جای دیگری در بدن و تبدیل آن‏ها به شکل شیمیایی قابل دفع ، عمل می‏کند.
کبد در دو مرحله موادی را که از گردش خون پورتال منشأ می‏گیرند را برداشته و دتوکسیفه یا متابولیزه می‏کند. اولین مرحلهی آن، فیزیکی بوده و توسط سلول‏های کوپفر85 انجام می‏شود و به فاگوسیتوز باکتری‏ها منجر می‏شود. مرحلهی دوم، بیوشیمیایی است. در سلول‏‏های کبدی آنزیم‏های وسیعی وجود دارد که توکسین‏های اگزوژن و اندوژن را اصلاح و متابولیزه می‏کنند. این واکنش‏ها به دو گروه عمده تقسیم می‏شوند:
واکنش‏های فاز I شامل اکسیداسیون، هیدروکسیلاسیون و دیگر واکنش‏های تسریع شده توسط سیتوکروم P-450.
واکنش‏های فاز II که متعاقب واکنش‏های فاز I دنبال می‏شود که فرآورده‏های حاصل را با مولکول‏های دیگر، همچون اسید گلوکورونیک، سولفات، اسیدهای آمینه یا گلوتاتیون کونژوگه می‏کنند تا دفع‏ آنها را افزایش دهند(155).
با توجه به این که عامل اصلی آسیب سلولهای کبدی و مختل نمودن عملکرد کبد در طیور، هپاتیت ناشی از داروها و سموم میباشد در ادامه به برخی از آنها اشاره شده است:
1-5-1- هپاتیت ناشی از داروها و سموم
طیف گستردهای از بیماریهای کبد ممکن است در اثر داروها و سموم مختلف بروز کند. از طرفی، اثر سمی قابل پیشبینی و وابسته به دوز مستقیم بر روی سلولهای کبد وجود دارد که منجر به نکروزکامل مرکز لبولی سلولهای کبدی میشود که نمونه تیپیک آن، مواردی چون مسمومیت با استامینوفن و تتراکلراید کربن دیده میشود و از طرف دیگر، سایر واکنشها که عموماً غیرقابل پیشبینی است و معمولاً به دلایل ناشناخته در افراد مستعد بروز میکند که اساسا ماهیت ژنتیکی پیدا میکند.
در ادامه چند نمونه مهم هپاتیت دارویی آورده میشود:
1-5-1-1- هپاتیت ناشی از مسکنها
سیستم کبدی سیتوکروم P-450، استامینوفن وارد شده به بدن را به یک متابولیت بالقوه سمی به نام ان- استيل- پارابنزوكين-ايمين(NAPQI) متابولیزه میکند که از طریق کنژوگاسیون با گلوتاتیون، به اسید مرکاپتوریک تبدیل می شود که این اسید محلول در آب بوده و از طریق کلیه دفع می گردد و به میزان زیادی بیخطر میشود(194). ولی در دوز مصرفی بالا، تولید زیاد متابولیتهای سمی، ذخایر گلوتاتیون موجود را تخلیه میکند و در نتیجه، زمینه برای ایجاد نکروز فراهم میگردد(112). در ادامهی این روند، شواهد آزمایشگاهی نکروز سلول کبدی(افزایش سطح ترانسآمینازهای سرم) و اختلال عملکرد کبد دیده میشود. نکروز گسترده کبد ممکن است به نارسایی برقآسای کبد و مرگ منجر گردد که هرگونه تحریک احتمالی سنتز گلوتاتیون کبدی، می تواند حیاتبخش باشد. داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی نظیر: سالیسیلاتها، دیکلوفناک و سولینداک، آن دسته از داروهایی هستند که بیماریهای کبدی را با توجه به دوز مصرفی آنها ایجاد میکنند و در اغلب اوقات قابل برگشت میباشند(31).
آسیب کبدی القا شده توسط استامینوفن همچنین میتواند توسط رادیکالهای آزاد ایجاد شده بوسیلهی متابولیتهای ثانویهی تولید شده توسط استامینوفن نیز انجام گردد(63) و با افزایش رادیکالهای آزاد در شرایط تجویز بیش از حد استامینوفن، فرایند استرس اکسیداتیو رخ داده و پراکسیداسیون در سلولها افزایش یافته و باعث افزایش غلظت لیپوپراکسیدها در بافتها میگردد و با افزایش تولید لیپوپراکسیدها ، فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون پراکسیداز، سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز کاهش می یابد(2و88).
آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز(GSH-Px) با احیای گلوتاتیون، واکنشهای لازم برای تبدیل پراکسید هیدروژن و اسیدهای چرب هیدروپراکسید را به آب، الکل و اسید چرب کاتالیز میکند و به این ترتیب از خسارت اکسیداتیو غشاهای سلولی جلوگیری میکند(119) و در نتیجه میزان گلوتاتیون داخل سلولی با کاهش فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون پراکسیداز، سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز، تا مرز بحرانی کاهش یافته و آسیب سلولهای کبدی رخ میدهد(54). البته شایان ذکر است که در صنعت طیور از مسکنها فقط در کارهای تحقیقاتی استفاده می شود و جنبه تحقیقاتی دارد.
1-5-1-2- هپاتیت ناشی از آنتی بیوتیکها و ضد ویروسها
ایزونیازید و جنتامایسین از آنتیبیوتیکهایی هستند که به طور شایع آسیبهای کبدی را ایجاد نموده وباعث افزایش سطح ترانسآمینازهای سرم میشوند . آموکسیسیلین، کلاوولانیک اسید نیز یکی از علل مهم هپاتیت کلاستیک ناشی از آنتیبیوتیک است. از دیگر آنتیبیوتیکهایی که آسیب کبدی آنها به اثبات رسیده است عبارتند از: جنتامایسین، اریترومایسین، تریمتوپریم- سولفامتوکسازول، نویراپین، ریتوناویر و ایندیناویر(31). آنتیبیوتیکهای موجود در داروخانههای دامپزشکی نظیر جنتامایسین که جزو خانواده آمینوگلیکوزید می‏باشد؛ با ایجاد آپوپتوزیس یا مرگ برنامه ریزی شده سلول و از همه مهم‏تر ایجاد رادیکالهای آزاد بر بافت‏های بدن مانند کبد و کلیه تاثیر منفی می‏گذارند. اثر اتوتوکسیسیتی برخی از داروهای مصرفی در صنعت طیور از جمله جنتامایسین به اثبات رسیده است(1و189).1-5-1-3- هپاتیت ناشی از گیاهان دارویی
بسیاری از گیاهان دارویی بر خلاف تصور موجود در بیخطر بودن آنها بهعلت طبیعی بودن، دارای سمیت کبدی هستند. زلف پیر یا پیر گیاه، آفتابپرست، نخود شنی و هماور یا گوش خر، حاوی آلکالوییدهای پیرولیزیدین هستند که موجب بیماری انسداد وریدی کبدی میشود. سمیت کبد از هپاتیت خفیف گرفته، تا نکروز وسیع و نارسایی برق آسای کبد؛ با مصرف چاپارال، مریم نخودی، روغن پونه معطر، دارواش، سپرک ارتباط داده شده است(31).
1-5-2- بررسی عملکرد کبد
بهدلیل تنوع فراوان اعمال کبد، آزمایشهای موجود برای تست عملکرد کبد شامل اندازهگیری غیر مستقیم و استاتیک سطح سرمی ترکیباتی است که کبد، آنها را سنتز، متابولیزه و یا ترشح میکند. کبد دارای ظرفیت ذخیرهای زیادی میباشد و به همین علت، نتایج آزمایشهای عملکردی کبد ممکن است تا زمان اختلال شدید عملکرد، در حد طبیعی باقی بماند(31). یکی از تست‏های مهم بررسی عملکرد کبد، آنزیم‏های شاخص عملکرد کبد است(133). افزایش سطح AST در سرم، آسیب کبدی را نشان میدهد(86). ولی ALT

پایان نامه رایگان با موضوع اشتغال زنان

معرض ديد آيينه راننده قرار گرفته بود.
بديهي است كه چنين زناني از ديدن هر مردي يا لزوم به برقراري هر ارتباط انساني محدودي با مردان دچار ترس شوند، مرد در نظر آنها به هيولاهاي ناشناخته بي‌شباهت نيست و پيامد تقويت اين نگاه در جمع‌هاي زنانه و نيز محافل خانوادگي آنان ناتواني جدي‌اي است كه در مواجهه با دنياي بيرون از خانه بدان دچار مي‌شوند.

2. حركت در حوزه‌هاي تكراري
با توجه به توصيفاتي كه از گروه اخير زنان ارائه شد، نگفته پيدا است كه اين زنان تعداد معدودي از زنان جامعه ما را تشكيل مي‌دهند و نمي‌توانند تيپ عام زن در جامعه شهري ما باشند. دسته بعدي زنان كه هراس كمتري نسبت به دسته قبلي از شهر و فضاي اجتماعي دارند، را زناني تشكيل مي‌دهند كه اگرچه به برخي دلايل مثل خريد كردن، رفتن به خانه فاميل و دوست و آشنا، شركت در كلاس درس و … وارد كوچه و خيابان مي‌شوند، اما مختصاتي دارند كه هم ترس آنها را نشان مي‌دهد و هم تاحدي آنان را به زنان دسته قبل شبيه مي‌كند.
زنان اين دسته معمولاً متعلق به خانواده‌هايي مذهبي يا سنتي هستند كه به هرحال نگاهي سنتي به زن و فعاليت‌هاي اجتماعي او دارند و كماكان قائل به وظايفي نظير خانه‌داري و بچه‌داري براي زنان هستند و اگرچه ممكن است كه مثلاً با درس خواندن زنان خانواده مشكلي نداشته باشند يا به اصطلاح به آنان اجازه ادامه تحصيل بدهند، اما معمولاً نگرش مثبتي نسبت به اشتغال زنان ندارند و كار و نان‌آوري را وظيفه مردان مي‌دانند و يا در مواردي ديده مي‌شد كه شوهران زنان اين گروه براي موافقت كردن با كار آنان شرايطي را قائل مي‌شدند؛ مثلاً از زن مي‌خواستند كه اول تمام كارهاي مربوط به خانه و خانواده را تمام كند و بعد به كارش برسد يا اين كه به شرطي به زن اجازه كار

پایان نامه رایگان با موضوع پوشيدن، مي‌كنند، لباس‌هاي

مي‌پوشند و نيز بيشتر از دسته‌هاي قبلي تابع مد هستند و الگوي لباس پوشيدن خود را با آن سازگار مي‌كنند.
همچنين لباس‌هاي مورد استفاده اين زنان در فضاي خصوصي خانه چه در حضور شوهر و چه ساير اعضاي خانواده، همان الگوي لباس مهماني را دنبال مي‌كند. اين زنان به دليل آزادي‌هايي كه در فضاي خانه براي لباس پوشيدن خود قائل مي‌شوند، تفاوت چنداني به پوشيدن لباس براي شوهر يا ديگر اعضاي خانواده قائل نمي‌شوند و در عين حال گاهي فضاي خاصي را براي پوشيدن لباس با هدف خاص شوهران خود باز مي‌كنند. لباس‌هاي خاص فضاي رابطه زناشويي آنان نيز مانند ساير گروه‌ها لباس‌خواب‌هاي حرير و ساتن و لباس‌زيرهاي متنوع و زينتي است كه ممكن است نسبت به گروه‌هاي اخير مدرن‌تر و بيشتر مطابق مد باشد.

5. حجاب (مانتو) به مثابه ايدئولوژي
اين مانتويي‌ها توسط مانتوهاي گشاد و بلندي كه مي‌پوشند143 و همچنين به سر كردن مقنعه يا روسري‌هاي بزرگي كه با سنجاق ته‌گرد يا كليپس محكم شده‌اند و نيز پوشيدن آستين چسبان زير آستين گشاد مانتوي خود، از ديگر مانتويي‌ها متمايز مي‌شوند. معمولاً استفاده از اين تيپ حجاب توسط زنان بدين معنا است كه يا آنان به تازگي چادر خود را برداشته و از دسته چادري‌ها به دسته مانتويي‌ها پيوسته‌اند و يا خانواده چنين زناني بيشتر چادري هستند تا مانتويي و اصولاً استفاده از اين نوع از حجاب بدين معنا است كه زن نگران پيدا بودن حجم اندام و بدن خويش در نگاه مردان نامحرم است و مي‌كوشد با لباس‌هايي بلند و گشاد آن را از ديد نامحرمان بپوشاند. به دليل اين نوع نگرش و در واقع ذهنيت معطوف به حجاب زنان اين دسته، بيشتر مي‌توان آنان را به چادري‌هاي دسته دوم (كه از چادر، مانتو و شلوار و مقنعه يا روسري‌هاي بلند استفاده مي‌كنند) نزديك دانست تا ساير مانتويي‌هايي كه در ادامه شرح خواهيم داد. در واقع اين دسته نسخه بدل دسته چادري‌هاي دسته دوم هستند كه چادر از سر برداشته‌اند. پوشش اين زنان نيز در حوزه‌هاي عمومي ‌رسمي و غيررسمي تفاوت چنداني ندارد و شايد تنها تفاوت موجود در آن، استفاده از روسري در حوزه‌هاي عمومي غيررسمي و استفاده از مقنعه در حوزه‌هاي عمومي رسمي باشد. به دليل همين شباهت فكري و نگرشي، ساير لباس‌هاي اين زنان هم با لباس‌هاي مورد استفاده دسته دوم شباهت دارد. اين دسته در خانه و در حضور مردان نامحرم ممكن است از چادر رنگي، همان مانتوي حوزه عمومي و روسري يا مقنعه و در موارد محدودتري نيز ممكن است از لباس‌هاي گشاد و بلندي نظير بلوز و دامن يا پيراهن و روسري استفاده كنند.

6. حجاب بازانديشانه
در ميان زنان ايراني كه به عنوان لباس حوزه عمومي از مانتو استفاده مي‌كنند، گروه ديگري نيز هستند كه رعايت موازين حجاب اسلامي را البته به سبكي غيرفقهي مي‌كنند. اين گروه را مي‌توان متعلق به جريان روشنفكري ديني دانست. براي فهم ذهنيت زنان اين گروه بايد به اين نكته اشاره كنيم كه آنان خود را معتقد به اسلام و احكام آن مي‌دانند و براي خود قائل به هويتي مذهبي هستند و درعين حال دست به بازانديشي‌هايي درون ديني نسبت به متن دين زده‌اند. مثلاً ممكن است حكم فقهي پوشاندن همه بدن زن به جز وجه و كفين از نظر آنان درست نباشد و در عوض حد كمتري براي حجاب قائل باشند يا مانتوهايي به گشادي و بلندي گروه اخير نپوشند و درعين حال هويت مذهبي خود را حفظ كنند. آنها براي انتخاب‌هاي خود ادله ديني ارائه مي‌دادند:
من به حجاب معتقدم، ولي باورم نمي‌شه كه دست فقط بايد تا مچ بيرون باشه. چون تو زمان پيامبر خياطي جوري نبوده كه بتونند لباس رو روي مچ محكم كنند، نه زيپي بوده و نه دكمه‌اي و اشكالي هم نداشته. توي قرآن هم هست كه دست تا هرجا كه موقع حركت عادي پيدا بشه، عيبي نداره.
براي توصيف پوشش اين زنان در حوزه عمومي رسمي مي‌توان گفت كه معمولاً از مانتوهاي نه چندان بلند و نه چندان كوتاه استفاده مي‌كنند، همراه مانتو غالباً شلوار به پا مي‌كنند، از به دست كردن آستين زير مانتو مي‌پرهيزند و گاهي لزومي براي پوشيدن جوراب براي پوشاندن كف و روي پاي خود نمي‌بينند. اما علي‌رغم توضيحات داده شده زنان اين گروه بيشتر به كليت اصل حجاب اعتقاد دارند و اگرچه ممكن است مصاديق آن را به چالش بكشند، خود حجاب را به شكل‌هاي مختلف قبول دارند. اين زنان اگر مجبور به پوشيدن مقنعه در حوزه عمومي رسمي نباشند، از استفاده از آن اجتناب كرده و در عوض از روسري يا شال استفاده مي‌كنند. در حوزه عمومي غيررسمي، ممكن است اين زنان از پوشش‌هاي ديگري نظير بلوز و دامن يا پيراهن‌هاي گشادي كه بدن را بپوشاند استفاده كنند و همچنين براي پوشاندن موها، به جاي مقنعه، روسري يا شال بر سر بگذارند. به دليل نوپا بودن سنت روشنفكري ديني در ايران پس از انقلاب اسلامي سال 1357، لباس‌هاي مورد استفاده اين قشر هر روز در حال تغيير و دگرگوني است و هنوز نمي‌توان شكل ثابتي را براي آن تصور كرد.
به دليل تغييرات نگرشي كه در ميان اين قشر از زنان جامعه ايراني رخ داده است، پوشش‌هاي آنان در مهماني‌ها و مجالس زنانه مي‌تواند تركيبي از مدها و مدل‌هاي غربي و لباس‌هاي رايج جامعه ايراني باشد و اين مسأله بسته به ميزان بازانديشي اين زنان متفاوت است، اما گرايش بيشتري به لباس‌هاي غربي در ميان آنان وجود دارد. همين ايده در مورد لباس‌هاي مورد استفاده اين زنان در فضاي خانه در حضور شوهر يا ساير محارم نيز وجود دارد و همچني
ن به دليل اعتقادات مذهبي، اين زنان در خانه و در حضور مردان نامحرم، به ترتيبي از حجاب (ولي نه به شكل رسمي آن) استفاده مي‌كنند. در اين مورد، لباس‌هاي آنان شبيه همان لباس‌هايي است كه در حوزه عمومي غيررسمي استفاده مي‌كنند و گاهي نيز به دليل فشارهاي موجود در حوزه عمومي غيررسمي، در خانه با آزادي بيشتري از انواع لباس‌ها (مثل بلوز و شلوار، پيراهن و … به همراه شال يا روسري) استفاده مي‌شود.

7. حجاب به مثابه سبك زندگي
همان طوري كه چادري سنتي در بين اقسام چادري‌ها از بيشترين فراواني برخوردار است، مانتويي سنتي هم تيپي از مانتو پوشيدن است كه هم از بيشترين فراواني برخوردار است و هم به پوشش خود به منزله نوعي لباس مي‌نگرد نه بيان نوعي عقيده و ايدئولوژي. اين دسته از زنان، معمولاً براي حوزه‌هاي عمومي رسمي و غيررسمي خود مانتوهايي را انتخاب مي‌كنند كه مانتوهاي معمول جامعه‌اند، يعني نه آنقدر تنگ كه اندام‌شان در آن كاملاً پيدا باشد و نه آنقدر گشاد كه لباس خيلي زشت جلوه كند. همچنين آنها معمولاً تابع مدهاي اجتماعي هستند و هر نوعي از مانتو را كه مد شود، در حد وسع و بضاعت مالي خود امتحان مي‌كنند. در مورد شال، روسري يا مقنعه هم وضع بر همين منوال است، يعني معمولاً براي پوشاندن موها از همان چيزي كه معمول جامعه است، استفاده مي‌كنند و نيز در حوزه عمومي رسمي تابع قوانين بوده و مقنعه سر مي‌كنند. براي دريافت بهتر ذهنيت اين تيپ از جامعه زنان، بايد به اين نكته اشاره كنيم كه لباس براي آنان يكي از عرصه‌هاي معمول زندگي روزمره است و زياد درباره آن تفكر و بازانديشي خاصي صورت نمي‌گيرد.
الگوي مصرف لباس براي آنان در مهماني‌ها و مجالس زنانه و نيز حوزه خصوصي خانه نيز به همين شكل است؛ يعني لباس معمول مهماني و لباس معمول خانه (هرچه كه مد باشد) را مي‌پوشند و با توجه به گستردگي طيف اين دسته از زنان، تفاوت چنداني در ميان آنان به چشم نمي‌خورد.

8. پوشش به مثابه سبك زندگي
براي فهم ذهنيت زنان اين گروه بايد به اين مطلب كليدي اشاره كرد كه آنان بخشي از جنبش‌هاي اجتماعي عرفي شدن و غيرديني شدن هستند كه به‌طور‌پنهان در دل جامعه اسلامي درحال‌گسترشند. بنابراين براي زنان اين گروه، اساساً پوشش به معناي حجاب نيست و اين تفاوت بزرگي است كه آنان را تقريباً از همه تيپ‌هاي ديگر متفاوت و متمايز مي‌كند و نيز به دليل فشار اجتماعي جامعه اسلامي بر اين گروه و اجبار رعايت حجاب در حوزه عمومي، چنين زناني مي‌كوشند تا در هر فرصتي اعتقاد خود را به نمايش بگذارند و هويت اصلي‌شان را نشان دهند.
بر همين مبنا آنها اكثراً در حوزه‌هاي عمومي رسمي و غيررسمي جامعه با لباس‌هايي ظاهر مي‌شوند كه دال بر بي‌اعتقادي‌شان نسبت به مسأله حجاب باشد؛ مثلاً مانتوهاي تنگ و كوتاه را انتخاب مي‌كنند، در صورت اجبار براي استفاده از مقنعه، از مدل‌هايي از آن استفاده مي‌كنند كه رها باشد و موهايشان را نپوشاند يا تا حد امكان مقررات لزوم استفاده از مقنعه را با پوشيدن شال و روسري نقض مي‌كنند و در حوزه عمومي غيررسمي لباس‌هايي راحت‌تر، شلوارهاي كوتاه، مانتوهاي آستين كوتاه، در صورت امكان پوشيدن مانتو و دامن‌هاي تنگ و … را برمي‌گزينند.
در فضاي مهماني‌ها و مجالس نيز برخورد آنها به گونه‌اي است كه هويت غيرديني يا ضدديني آنها را به نمايش بگذارد، مثلاً بيشتر مهماني‌هايشان مختلط يعني تركيبي از زنان و مردان است و در اين فضا بدون حجاب و با لباس‌هايي فاقد پوشش مثل پيراهن‌هاي تنگ، دكولته و … ظاهر مي‌شوند و نكته جالب اين كه علي رغم وجود نداشتن معيارهاي ديني براي اين افراد، از معيارهاي اخلاقي خاصي تبعيت مي‌كنند كه به نظر مي‌رسد ناآگاهانه برگرفته از ملاك‌هاي ديني جامعه ما است. مثلاً برخي از آنان مي‌گفتند:
من توي مهموني‌ها لباساي راحت مي‌پوشم (مثلاً دكولته)، چون كه همه آدمايي كه ما باهاشون رفت‌وآمد داريم قابل اعتمادند و اصلاً اگه كسي قابل اعتماد نباشه، ما باهاش رفت‌وآمد نمي‌كنيم. ولي يه موقعايي هست كه آدما ممكنه تو حال خودشون نباشن و يه‌جوري به آدم نگاه كنن (مثلاً مست باشن)، اون وقت اگه من متوجه يه همچين نگاه‌هايي بشم، خودم رعايت مي‌كنم، مثلاً با يه شال رو شونه‌ام رو مي‌پوشونم.
يا در مورد ديگري زن ديگري در مورد نحوه لباس پوشيدن خود مي گفت:
من توي مهموني‌ها و عروسي‌ها هم لباس باز نمي‌پوشم. لباسم هميشه جوريه كه براي بودن تو جمع زنا و مردا فرق نكنه. چونكه نمي‌خوام حجاب كنم، لباس بي‌يقه و حلقه‌اي يا دكولته نمي پوشم.
طبيعتاً اين زنان در فضاي خانه و در حضور نامحرم‌ها از حجاب اسلامي استفاده نمي‌كنند و بدون پوشاندن سر و گردن در جمع مردان حاضر مي‌شوند، ولي همان‌طوري كه گفتيم معيارهاي اخلاقي خاصي كه به معيارهاي ديني جامعه ما شباهت دارد براي اغلب اين زنان هم ارزشمند است و مثلاً سعي مي‌كنند از پوشيدن لباس‌هاي بي‌آستين، خيلي تنگ و كوتاه و خلاصه نگاه‌هايي كه موجب كالايي شدن بدن آنان در ديدگان مردان مي‌شود، احتراز كنند. اين زنان هم مانند اغلب زنان جامعه ما براي همسران خود و روابطي كه با آنان دارند، فضاي خاصي را تعريف مي‌كنند كه در آن نوع پوشش خاصي دارند و در بين آنان هم استفاده از لباس‌زيرها و لباس‌خواب‌هاي تحريك آميز رواج داشت.

9. پوشش مدمحور (تيپ اينترنتي)
ويژگي بارز اين تيپ همان‌طور كه كه از نام آن برمي‌آيد، گرايشي است كه ز
نان اين دسته به اخذ الگوهاي پوشش و آرايش خود از اينترنت و ماهواره و حركت همگام با مدهاي جهاني هنرپيشه‌ها و مانكن‌هاي غربي و تالارهاي شوي لباس از خود نشان مي‌دهند، حركتي كه شايد بتوان عامل اصلي آن را ميل اعضاي اين گروه به متمايز كردن خود از ساير اعضاي جامعه دانست. اين زنان از تيپ‌ها و تركيب لباس‌هايي در پوشش خود استفاده مي‌كنند كه هنوز در جامعه ايراني به عنوان مد مطرح نشده و تازه چندماه پس از مصرف چنين لباس‌هايي توسط آنان است كه اين تيپ‌ها در بين مردم رايج مي‌شود و اين هنگامي است كه مصرف كنندگان تيپ به اصطلاح اينترنتي، به سراغ تيپ‌هاي جديدتري رفته‌اند. همان طوري كه ارقام نشان مي‌دهند، ميل به ايجاد تمايز تنها در بين 5/15 درصد زنان شهر تهران ديده شده است (فرجي و حميدي، 1384: 160) كه عده كمي از آنان از تيپ‌هاي اينترنتي استفاده مي‌كنند و نيز اين نسبت به ميزاني چشمگير در شهرستان‌ها كاهش مي‌يابد؛ بنابراين مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه تعداد زنان ايراني كه از تيپ‌هاي اينترنتي استفاده مي‌كنند بسيار كم و ناچيز است. مصرف كنندگان تيپ اينترنتي غالباً كساني هستند كه از سطوح بالاي سرمايه فرهنگي و اقتصادي بهره برده‌اند،

پایان نامه رایگان با موضوع طرح و نقش

بگذريم، لباس‌هاي مورد استفاده اين زنان در مهماني‌ها و مجالس زنانه تفاوت چنداني با ساير زنان ندارد و استفاده از مد نيز در آن امري غيرمعمول نيست.
همچنين فضاي خانه براي اين زنان به سه بخش تقسيم مي‌شود140. زمان‌هايي از بودن در فضاي خانه كه در حضور نامحرم‌ها و غريبه‌ها است، زمان‌هايي كه با محارم و فرزندان و والدين سپري مي‌شود و بخشي از اين فضا كه اساساً همراه همسر و بدون حضور ديگران طي مي‌شود. در مورد قسمت اول، يعني بودن مهمان غريبه و نامحرم در خانه، معمولاً پوشش خاصي وجود ندارد، چرا كه اين زنان اساساً در حضور نامحرم‌ها ظاهر نمي‌شوند و فضاي مهماني‌هاي آنان به دو حوزه زنانه و مردانه تقسيم مي‌شود و هيچ مرد يا حتي پسر نابالغي معمولاً وارد حوزه زنانه نمي‌شود. بخش دوم يا ساعتي از شبانه‌روز كه اين زنان در كنار فرزندان يا والدين خود مي‌گذرانند، بنا بر همان اعتقاد به فضيلت حجاب، اصولي رعايت مي‌شود. مثلاً استفاده از دامن‌ها، پيراهن‌ها يا شلوارهاي بلندي كه پاها را بپوشاند، بلوزها و پيراهن‌هاي يقه بسته و آستين بلند براي پوشاندن سينه و دست‌ها و يا مثلاً استفاده از جوراب به همراه دامن‌هاي كوتاه‌تر. البته اين قضيه عام نيست و ميزان تسامح و تساهل اين زنان در انتخاب نوع پوشش مورد استفاده خود متفاوت است، اما معمولاً حدي از ملاحظات اخلاقي و ديني خصوصاً در مورد پسرهاي محرم بالغ مثل برادران و فرزندان مذكر به كار گرفته مي‌شود. برعكس، از آنجا كه تمكين زن در برابر شوهر141 در فقه اسلامي مورد تأكيد قرار گرفته و ارضاي شوهر در خانواده به منزله وظيفه زن مسلمان قلمداد شده، زمان‌هايي از شبانه‌روز كه اين زنان با همسران خود مي‌گذرانند، با هدف اشباع شهواني همسران طي مي‌شود و اين مسأله علاوه بر داشتن ابعاد عاطفي، داراي ابعاد ديني نيز هست و اين زنان استفاده از پوشش‌هاي تحريك‌‌كننده و جنسي براي همسران خود را به منزله وظيفه‌اي ديني براي انجام حداكثر روابط جنسي در فضاي خانه و پاك نگه داشتن فضاي اجتماع و نيز از بين بردن امكان علاقه‌مند شدن شوهران‌شان به ساير زنان انجام مي‌دهند. اين زنان در اين فضاي به شدت خصوصي، از انواع تركيب‌هاي تاپ و شلوارك يا شورت، پوشيدن دامن‌هاي كوتاه و لباس‌زيرها و لباس‌خواب‌هاي رنگارنگ و نمايشي بهره مي‌برند. البته اين قضيه معمولاً براي هميشه بدين شكل باقي نمي‌ماند و با بالارفتن سن اين زنان و يا كاسته شدن از علايق طرفين، از اختصاص دادن قسمتي از وقت پوشش به‌طور‌خاص به همسر اجتناب مي‌شود. بخشي از اين زنان هم كه به دليل رعايت پوشش حداكثري در ساير حوزه‌ها، به اين نوع پوشش عادت كرده‌اند، از قائل شدن يك حوزه خاص براي همسران‌شان احساس اشمئزاز مي‌كنند و لذا در مقابل شوهران هم با لباس‌هاي عادي و بدون جاذبه‌هاي جنسي ظاهر مي‌شوند.

2. حجاب (چادر) به مثابه ايدئولوژي
پس از زناني كه از پوشش چادر و پوشيه (روبنده) استفاده كرده و تعداد آنان بسيار كم و در اقليت است، محجب‌ترين زنان جامعه ايراني، را زناني تشكيل مي‌دهند كه از پوشش چادر به همراه مقنعه (يا روسري و در موارد محدود و ناچيزي شال) استفاده مي‌كنند142. نوعي از مقنعه كه بيشتر مورد استفاده اين زنان است، همان مقنعه‌اي است كه اصطلاحاً “مقنعه چانه‌دار” خوانده مي‌شود و لذا از درجه پوشش بيشتر و سطح ايدئولوژيك بالاتري برخوردار است. انواع ديگر مقنعه و نيز پوشيدن روسري و شال داراي سطوح كمتري از ايدئولوژي تلقي مي‌شود. زنان اين گروه در صورتي كه از روسري يا شال استفاده كنند، آن را با سنجاق ته گرد يا كليپس محكم مي‌كنند و همان حد فقهي پوشاندن همه صورت به جز گردي آن را رعايت مي‌كنند. معمولاً زنان اين دسته نيز در حوزه عمومي رسمي و حوزه عمومي غيررسمي از پوشش مشابهي استفاده مي‌كنند و نوع حجاب آنان در اين دو حوزه تفاوتي ندارد. علاوه بر استفاده از چادر و مقنعه يا روسري، معمولاً در ميان اين زنان پوشيدن مانتوهاي بلند و گشاد و شلوار كاملاً پوشيده زير مانتو و نيز استفاده از آستين‌هاي بلند و چسباني كه دست را دقيقاً تا مچ و گاهي مقداري بيشتر مي‌پوشاند و نيز استفاده از جوراب‌هاي كلفت و سياه عموميت دارد. گاهي نيز براي رعايت بيشتر حجاب اسلامي، به اين مجموعه دستكش هم اضافه مي‌شود. همچنين اين زنان براي رعايت حداكثري حجاب غالباً رو مي‌گيرند، يعني با استفاده از چادر قسمت‌هايي از صورت خود را هم مي‌پوشانند. رنگ لباس‌هاي مورد استفاده اين زنان در حوزه‌هاي عمومي رسمي و غيررسمي معمولاً تيره و بين رنگ‌هاي سياه، سرمه‌اي، خاكستري و قهوه‌اي و در موارد اندكي رنگ‌هاي روشن مانند سفيد و كرم در نوسان است.
اين زنان در اعتقاد به مفاهيمي مانند پوشاندن خود از بچه‌هاي مميز و تمكين در برابر شوهر به دسته نخست شباهت دارند و نيز لباس‌هاي مورد استفاده آنان در دو حوزه خصوصي خانه و مهماني‌ها و مجالس زنانه، تفاوت چنداني با دسته نخست ندارد. تنها تفاوت بزرگ اين زنان با زنان دسته اول، حاضر شدن آنان در مقابل چشمان نامحرم‌ها در خانه است كه با چادر به اصطلاح “سفيد” يا “چادر رنگي” انجام مي‌گيرد. اين چادرها به لحاظ ساختاري دقيقاً مشابه همان چادر مشكي است كه البته در رنگ‌ها و طرح‌هاي مختلفي تهيه مي‌شود و مخصوص رعايت حجاب در مقابل مردان نامحرم در فضاي خانه و مهماني است.

3. حجاب سنتي (چادر سنتي)
به گواهي آمار، حدود نيمي (1/45 درصد) از زنان تهراني ا
ز پوشش چادر استفاده مي‌كنند (فرجي و حميدي، 1384: 147) و اين ميزان در شهرستان‌ها افزايش نيز مي‌يابد و لذا منطقي است كه فكر كنيم همه چادري‌ها ذيل دو عنوان فوق قرار نمي‌گيرند. در واقع چنين به نظر مي‌رسد كه اغلب زنان چادري از جمله كساني باشند كه ما در اينجا با اندكي مسامحه آنان را چادري‌هاي سنتي مي‌ناميم. ويژگي بارز اين دسته از زنان چادري آن است كه مانند زنان دو دسته قبل در مورد استفاده از چادر و اشكال خاص آن نينديشيده‌اند و بلكه اين پوشش را به عنوان پوشش سنتي كه بدان عادت دارند، به كار مي‌برند. اغلب زنان اين دسته را زناني تشكيل مي‌دهند كه در سنين بالاي جواني قرار دارند و خانه‌دار و داراي تحصيلات كمتري هستند و در مقايسه با دو دسته قبل كه وجه مشخصه آنان ايدئولوژيك بودن نگاه و انديشه آنان در مورد مسأله حجاب بود، اين زنان را مي‌توان داراي كمترين ايدئولوژي در اين زمينه دانست. همچنين لباس‌هايي كه اين زنان زير چادر از آن استفاده مي‌كنند، شاهدي است بر سنتي بودن آنان. معمولاً آنها زير چادر از مانتو استفاده نمي‌كنند و در عوض همان لباس‌هاي معمول و سنتي خود مثل بلوز و دامن و يا پيراهن بلند و جوراب و … را بر تن دارند. كمتر پيش مي‌آيد كه از مقنعه استفاده كنند و بيشتر روسري‌هاي رنگارنگ طرح و نقش‌داري را استفاده مي‌كنند كه زير گلو گره زده مي‌شود و گاهي هم اين روسري صرفاً دور گردن آنها است و از سرشان ليز خورده است. براي اين زنان كمتر پيش مي‌آيد كه وارد حوزه‌هاي عمومي رسمي شوند و در صورت پيش آمدن چنين احتمالي هم (مثلاً لزوم سر زدن به مدرسه فرزندان يا انجام كار اداري در يك اداره و …) كمتر تفاوت حوزه‌هاي رسمي و غيررسمي را درك مي‌كنند و معمولاً با همان لباس‌هاي خود (كه در سطور بالا شرح آن گذشت)، در فضاي رسمي ‌حاضر مي‌شوند.
اين زنان را مي‌توان سنتي‌ترين زنان جامعه ايراني دانست و اين مسأله در لباس‌هاي مورد استفاده آنان در خانه و مهماني‌ها هم بروز مي‌يابد. لباس مهماني اين زنان معمولاً بلوز و دامن يا پيراهن است و تقريباً در اين نكته مشترك است كه لباس حتماً شكل منحصراً زنانه و دامن دار دارد. خيلي كم احتمال دارد كه اين زنان راضي به پوشيدن تركيب‌هايي مانند بلوز و شلوار يا كت و شلوار شوند، چراكه از نظر آنان شلوار لباس مردانه است و زنان نبايد چنين لباسي به تن كنند. جنس و كيفيت لباس مهماني و مجلس معمولاً چند درجه‌اي‌گران‌تر و مرغوب‌تر از ساير لباس‌هاي اين زنان است.
لباس خانه اين زنان هم معمولاً همان بلوز و دامن يا پيراهن است كه ممكن است در خانه براي پوشش بيشتر شلوار هم به اين مجموعه اضافه شود. همچنين اين زنان در حضور نامحرم‌ها در خانه و گاهي براي ورود به حوزه عمومي غيررسمي (مثلاً براي خريد در كوچه) از چادر رنگي استفاده مي‌كنند. اغلب اين زنان فضايي براي پوشيدن لباس خاص براي شوهران خود قائل نيستند و تنها ممكن است زنان جواني كه تازه ازدواج كرده‌اند، براي مدت كوتاهي لباس‌هاي زيباتري در مقابل همسران خود بپوشند كه البته اين لباس‌ها هم شامل بلوز و دامن‌ها يا پيراهن‌هاي زيباتر و نوتر است و در آنها حريمي براي پوشيدگي لحاظ مي‌شود. چنين زناني كمتر از لباس‌خواب يا لباس‌زيرهاي زينتي استفاده مي‌كنند و معمولاً چنين لباس‌هايي را مخالف حجب و حياي زنانه تلقي مي‌كنند. توجه به اين تيپ اجتماعي بسيار مهم است، چراكه درصد بالايي از جامعه ايراني را به خود اختصاص مي‌دهند.

4. حجاب زيبايي‌شناختي
تفاوت عمده‌اي كه زنان اين دسته را از سه دسته قبلي متفاوت مي‌كند، نگاه متفاوتي است كه آنان به حجاب دارند و نيز نگاه متفاوتي كه ساير زنان به حجاب آنان دارند. دلايلي كه آنان براي انتخاب چادر به عنوان پوشش مورد استفاده خود مطرح مي‌كنند، جالب است، يكي از آنان مي گفت:
چادر من، كت فراك منه. من دوست دارم كه روي كل لباسام يه چيز مشكي بپوشم و فكر مي‌كنم اين يه چيزي مث كت‌وشلوار مردونه است و به من يه حالت رسمي مي‌ده.
ديگري هم به اين مطلب اشاره داشت كه:
به نظر من زن با چادر خيلي رسمي‌تر و زيباتره.
معمولاً زنان اين دسته را كساني تشكيل مي‌دهند كه اعتقاد آنان به حجاب به اندازه دو گروه گذشته جدي نيست و به دلايل مختلفي مانند پرهيز از سنت شكني (در صورتي كه همه خانواده آنان چادري باشند)، هراس از تغيير دادن ظاهر خود و برداشتن چادر يا به دليل مواجه نشدن با اجبارهاي اجتماعي و خانوادگي مبادرت به استفاده از چادر مي‌كنند. هر دليلي كه موجب استفاده اين زنان به اين شكل از چادر شده باشد، اين نكته در مورد آنان مشترك است كه تلاش مي‌كنند تا عناصر زيبايي شناختي را در پوشش ظاهري خود دخيل كنند. مثلاً به جاي استفاده از چادرهاي معمولي، از انواع ديگري از چادر عربي و ايراني با تزئينات تور و گيپور استفاده مي‌كنند، كمتر پيش مي‌آيد كه مقنعه به سر كنند، مگر در حوزه عمومي رسمي كه ناچار از استفاده از مقنعه باشند، بيشتر از شال و در رنگ‌هاي مختلف و شاد استفاده مي‌كنند تا روسري، گرايش آنان به مد زياد است و معمولاً زير چادر از لباس‌هاي تنگ و كوتاهي كه داراي جاذبه بيشتر باشند، استفاده مي‌كنند. همچنين اين دسته از چادري‌ها معمولاً در حوزه عمومي مبادرت به آرايش مي‌كنند و اغلب نيز موهاي آنان از زير روسري يا شال بيرون است. تعداد اين نوع چادري‌ها در محيط‌هايي مانند شهرهاي مذهبي و سنتي كه اجبار براي چادر به سر كردن زياد است، اضافه مي‌شود و در اي
ن فضاها استفاده از چادرهاي حرير، توري نازك و چادرهاي رنگي (به جز مشكي) نقش دار افزايش مي‌يابد و بر استفاده زنان از لباس‌هايي مانند كت و شلوار و يا مانتوهاي تنگ و كوتاه زير چادر نيز بيش از ساير نقاط است.
معمولاً زناني كه از چنين نگرشي به حجاب و چادر برخوردارند در صورتي كه مجبور نباشند، در خانه و در حضور نامحرم‌ها از چادر سفيد يا رنگي استفاده نمي‌كنند و در عوض از پوشش‌هايي مثل بلوز و دامن و روسري يا بلوز و شلوار و روسري استفاده مي‌كنند. همچنين نگرش زيبايي شناختي اين زنان در ساير حوزه‌ها هم تسري مي‌يابد و آنان بيش از زنان دو دسته اخير به زيبايي لباس‌هاي مورد استفاده خود در حوزه خصوصي اهميت مي‌دهند. بسياري از آنان در محافل زنانه و مهماني‌ها از انواع بازتري از لباس‌ها مانند پيراهن‌هاي دكولته، تاپ و دامن و .. استفاده مي‌كنند و همين الگو در مورد لباس‌هاي منزل آنان نيز صدق مي‌كند. يعني اولاً از پوشيدن لباس‌هاي يقه باز يا پوشيدن دامن بدون جوراب در برابر پدر و برادر و ساير محارم ابايي ندارند، ثانياً الگوهاي مدرن‌تري را در لباس پوشيدن دنبال مي‌كنند و كمتر مانند دسته قبلي لباس‌هاي سنتي

حل اختلاف، کریم خان زند، زنان و دختران

ابریشم کاری، زری بافی، مخمل بافی، نمد سازی، چیت سازی و باسمه کاری که حداقل کارکنان آن‌ها 6-5 نفر بوده است. به قول شاردن سیاح فرانسوی مقیم دربار شاه عباس خود دربار 32 کارگاه یا کارخانه داشته که در هر یک کم و بیش 150 نفر کارگر مشغول کار بوده‌اند.
از پایان کار صفویه تا ظهور قاجاریه باز هم اوضاع ایران در هم ریخت تنها در زمان کریم خان زند-معروف به وکیل‌الرعایا-وضع طبقه رنجبر و ستم‌کش اندکی بهبود یافته و تحت حمایت دولت قرار گرفته‌اند. کریم خان معتقد به خودکفایی بود و اجازه نمی‌داد اجناس خارجی با پول و طلا مبادله شود و مبادله کالای خارجی با اجناس ایرانی تشویق می‌شد. وی دستور داد قیمت کالاها تثبیت شده و مزد کارگر چنان تعیین شود که بتواند زندگی خود را به راحتی تأمین کند. او 12 هزار کارگر از سراسر ایران زمین استخدام کرد و اراضی ناهموار اطراف شیراز را تسطیح و برای کشاورزی آماده نمود و حتی به هنگام کار نوازندگان را دستور داد که برای کارگران موسیقی و الحان خوش بنوازند تا آن‌ها خسته نشوند و یک بار هم که یک دیگ پر از اشرفی طلا موقع حفر زمین پیدا شد به دستور وی تمام اشرفی‌ها میان کارگران تقسیم شد.

2-1-1-2-5- حقوق کار در دوران قاجار
در اوایل سلطه قاجار به علت جنگ‌های شدید بین مدعیان سلطنت باز هم وضع کارگران نا به سامان شد تا این که کم کم به تبع ایجاد امنیت دوباره اصناف شکل گرفتند و صاحبان حرف و مشاغل دارای تشکیلات منظم شدند. روسای اصناف روابط کارگر و کارفرمایان را منظم می‌کردند. حتی در بعضی موارد برای فرد صنعتگر زن هم می‌گرفتند و در امر تشکیل خانواده پادرمیانی می‌کردند ولی وضع کارگر چندان خوب نبود. ساعات کار از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب بود و هیچ نوع مرخصی در میان نبود، بهداشت محیط کار تعریفی نداشت و حتی برای صرفه جویی و عدم استفاده از میز در زمین کارگاه چاله می‌کندند و کارگران در آن چاله‌ها ایستاده و کار می‌کردند. در اواخر دوران قاجار و همزمان با مشروطیت از زنان و دختران هم در کارگاه‌های قالی بافی و نساجی استخدام می‌کردند ولی این نوع کارگاه‌ها دور از کوچه و بازار بود. در زمان قاجار خصوصاً دوران صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر به علت اصلاحات و ترویج صنایع داخلی و ایجاد کارخانه‌ها برای تولید مصنوعات مشابه خارجی تعداد کارگران باز هم افزایش یافت و برای اولین بار کارخانه‌های کبریت‌سازی، قماش قند و شکر و نساجی ایجاد شد. از طرفی در این زمان کشورهای استعماری با دخالت‌ها و رقابت‌های خود موجبات تعطیلی این کارخانه‌ها و بیکاری کارگران را فراهم آوردند که نتیجه آن ایجاد نارضایتی بین کارگران و صاحبان حرف شد و این نارضایتی به نوبه خود باعث و انگیزه پیدایش قیام تنباکو و قیام مشروطیت شد. نوشته‌اند که از 57 نماینده مجلس شورای دوره اول 27 نفر نماینده اصناف و صاحبان پیشه بوده‌اند ولی قیام مشروطیت و تغییر نظام حکومتی از استبداد به دموکراسی به علت عدم تغییر شکل ساختار جامعه موجب تحولی در امور کار و کارگری نشد. تا اینکه در اسفند ماه 1299 طبق کودتایی رضا شاه به قدرت رسید و 5 سال بعد بساط سلطنت قاجار برچیده شد و چون خود رضاشاه یکی از سرمایه داران و کارخانه داران عمده کشور شد کم کم به فکر ایجاد تحولی در خصوص کار سنتی شد و با توجه به ایجاد حقوق کار جدید در اروپا قوانین مناسبی برای کارگر و کارفرما تنظیم شد و این آغاز حقوق جدید کار یا حقوق کار به معنای اخص در ایران می‌باشد.

2-1-1-2-6- حقوق کار در زمان معاصر
از این زمان به بعد تحولات حقوق کار در ایران سریع و گسترده بوده است و فقط مختصراً به رئوس آن خواهیم پرداخت.
سرآغاز پيدايش قوانين كار در ايران به دوره نهضت مشروطيت بازمي‌گردد. با توجه به اينكه اكثريت جمعيت ايران در آن زمان به كار كشاورزي و دامداري اشتغال داشتند در نتيجه هر نوع اصلاح اجتماعي مي‌بايست با بهبود وضع كشاورزان آغاز مي‌شد.
از لحاظ بررسي وضع كارگران كه بيشترين تعداد آن‌ها در فعاليت‌هاي نوين مانند شركت نفت ايران و انگليس، شيلاتو قطع درختان جنگلي و يا برخي كارهاي راه‌سازی فعاليت مي‌كردند اما تفاوت نوع كار تأثير چنداني در شرايط کار آنان نداشت و شرايط سخت و طاقت فرسا بود. در نخستین سال‌هاي نهضت مشروطيت برخي از آگاه‌ترين قشرهاي كارگران نسبت به ايجاد و تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري اقدام كردند مانند اتحاديه كارگران چاپخانه‌ها در تهران و رشت و يا اتحاديه كرجي رانان بندر انزلي. اين حركت‌ها در سال‌هاي پس از نهضت مشروطيت نيز ادامه داشت.
در سال‌های بين 1300 تا 1325 خورشیدی و در واقع با كودتاي 1299 و روي كار آمدن رضاخان جنبش‌هايي كه پس از مشروطيت در ميان كارگران پديد آمده بود با پاگيري دوباره نظام استبدادي دچار ركود و خاموشي شد و در اين برهه هر چند با اقداماتي كه در جهت ايجاد كارخانه‌ها، راه آهن و ديگر تأسيسات در كشور صورت گرفت و منجر به افزايش شمار كارگران گرديد اما هيچ قانوني از تصويب مجلس نگذشت و رابطه كارگر و كارفرما تابع عقد اجاره اشخاص بود كه احكام آن در قانون مدني مصوب 1307 مقررشده بود.
نخستين اقدام براي ايجاد قانون‌ كار در ايران به سال 1302 هجري شمسي باز ‌مي‌گردد. در اين سال والي كرمان و بلوچستان، فرماني درباره حمايت از كارگران قالي‌باف صادر كرد. در اين فرمان موارد زير در نظر گرفته شده بود:
1- محدود شدن ساعات كار به 8 ساعت كار در روز
2- ممانعت از كار در ر
وزهاي تعطيل
3- ممانعت از كار پسران زير 8 سال و دختران زير 10 سال
4- لزوم جدايي كارگاه پسران از دختران
5- ممانعت حضور سركارگر مرد براي كارگران زن
6- ممنوعيت الزام به كار كارگران بيمار
7- ممنوعيت تشكيل كارگاه در زيرزمين و اتاق‌هاي مرطوب
8- لزوم نصب‌دار قالي به فاصله يك ذرع از كف كارگاه
9- ضرورت بازرسي ماهانه مأمور بهداشت از كارگاه‌ها
10- مجازات 10 تا 50 توماني متخلفان
11- مسئوليت شهرداري در اجراي فرمان
همان‌طور كه از اين مفاد مشخص مي‌شود، قانون مذكور منحصر به كارگران قاليباف، آن هم در محدوده استان كرمان و بلوچستان مي‌شد.
در تاريخ 27/12/1309 هيأت ‌وزيران طي نظام نامه‌اي مصوب كرد از سال بعد با كسر 2 درصد از حقوق روزمزدها و كنتراتي‌ها و 10 شاهي از حقوق كارگران طرق، صندوقي به نام صندوق «احتياط كارگران طرق و شوارع» ايجاد شود.
طبق نظام نامه آن كه 14 ماده و 5 تبصره داشت، اين صندوق پرداخت هزينه معالجه‌ي كارگران راه، تعيين مقرري براي مصدومان كار طبق جدول پيش‌بيني شده و تعيين مقرري براي خانواده كارگراني كه بر اثر حوادث كار فوت مي‌كردند را به عهده مي‌گرفت.
مقررات اين صندوق به ساير كارگران ساختماني دولت و حتي مستخدمان دولت به موجب متمم بودجه 1311 تسري يافت. بر اساس آن به كارگراني كه به امور ساختماني دولت و كارهاي مشابه آن اشتغال دارند، يا براي جبران خسارات مالي ناشي از صدمات جاني يا حوادثي كه موجب از كار افتادگي موقت يا دائم مي‌شود، مبلغ حداقل 10 روز و حداكثر يك سال دستمزد پرداخت شود.
در سال 1312 مقررات نظام‌نامه صندوق احتياط ادارات طرق، طي تصويب نامه‌اي به كارگران و مستخدمان كنتراتي و روزمزد كارخانه‌ها و مؤسسات صنعتي و معدني تابع اداره كل صناعت و فلاحت نيز تعميم داده شد.
در سال 1315 اداره كل صناعت و معادن، آيين‌نامه‌اي را مشتمل بر 9 فصل، 69 ماده و 11 تبصره به تصويب دولت وقت رساند. اين مصوبه به حفاظت و بهداشت كار، روابط كار و تكاليف كارفرما، وظايف كارگران، بازرسي كار، ترتيب تشكيل پست‌هاي امدادي و صندوق احتياط براي معالجه و پرداخت پاداش به آسيب ديدگان و ساير مقررات مربوط به تأمين اجتماعي پرداخته بود.
اين نظام نامه را مي‌توان اولين قانون مربوط به روابط كار در واحدهاي صنعتي دانست و در آن مقررات كار و بيمه‌ي كارگر نيز در كنار هم قرار گرفت. البته در اين قانون به هيچ وجه به وضع كارگران كشاورزي و كارگاه‌هاي كوچك توجهي نشده‌ بود.
با برکناری رضا شاه و ايجاد آزادي نسبي در كشور، فعاليت گروه‌هاي ماركسيستي در ايران افزايش يافت و آن‌ها مهم‌ترين گروه هدف خود را جامعه كارگري تعريف و توجه به مسائل كارگري را در صدر شعارهاي خود اعلام كردند. به اين ترتيب، فضايي ايجاد شد تا قانون كار مجدداً مطرح شود. طرح قانون كار در 28 ارديبهشت 1325 به تصويب هيأت ‌وزيران رسيد. در همان سال، وزارت كار و تبليغات هم تشكيل شد. پيش از آن در وزارت پيشه و هنر در سال 1323 اداره مستقلي به نام اداره كل كار تشكيل شده بود. اين قانون بيشتر ناظر بر چگونگي نظارت بر اعتصاب كارگران بود و كارگران كشاورز را از شمول خود خارج كرده بود. ساعات كار 48 ساعت در هفته، مرخصي 15 روز در سال، تعطيلي يك روز در هفته به ازاي 6 روز كار، حداقل سن كارگري 12 سال و كارآموزي 10 سال، مرخصي زايمان، مهلت شير دادن به نوزادان، تأسيس شيرخوارگاه و اجراي آيين‌نامه بهداشتي براي كارفرمايان از جمله مفاد اين قانون بود. همچنين در اين قانون، تشكيل هيأت‌هاي حل اختلاف براي رسيدگي به اختلافات كارگري و كارفرمايي، مجاز بودن تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري و كارفرمايي، تعيين حداقل دستمزد سالانه و به صورت منطقه‌ا‌‌ي، تساوي مزد كارگر زن و مرد از ديگر مواد اين قانون بود. اين مصوبه تا سال 1328 ادامه داشت؛ اما به علت هرج‌ومرج‌هاي سياسي و اجتماعي به تصويب مجلس شوراي ملي نرسيد.
با فروكش كردن جنبش‌هاي كارگري و تسلط دولت بر اوضاع، پيشنهاد جديدي با مطالعه مشترك كارشناسان داخلي و هيأتي از كارشناسان دفتر بين‌المللي كار تنظيم شد و پس از تصويب شوراي عالي كار به مجلس ارائه شد. اين پيشنهاد در تاريخ 17/3/1328 تحت عنوان قانون اجازه اجراي گزارش كميسيون پيشه و هنر و بازرگاني، مربوط به كارگران و كارفرمايان كه شامل 21 ماده و 15 تبصره بود، به تصويب مجلس رسيد. اين قانون در مقايسه با قانون قبل، مضامين حمايتي كمتري براي كارگران داشت و قرار بود صرفاً‌ به مدت يك سال به صورت آزمايشي به اجرا درآيد تا پس از آن، لايحه جديدي با توجه به مسائلي كه در عمل ايجاد شده، مجدداً تدوين شود.
در عمل اين قانون تا سال 1337 اجرا مي‌شد و بحث آزمايشي بودن آن به بوته فراموشي سپرده شد.
در سال 1336 با همكاري كارشناساني از سازمان بين‌المللي كار،‌ طرح جديدي تهيه‌ و پس از نظرخواهي از دفتر بين‌المللي كار به مجلس ارائه شد. اين لايحه در تاريخ 26/12/1337 مشتمل بر 69 ماده و 23 تبصره به تصويب نهايي كميسيون كار مشترك مجلسين (سنا و ملي) رسيد. اين بار هم قرار بود اين قانون به مدت 2 سال به صورت آزمايشي اجرا و پس از آن براي تصويب قطعي به مجلس تقديم شود؛ اما اين قانون موقت عملاً 32 سال پابرجا بود.
نكته مهم در اين قانون، ماده 33 آن بود كه طبق آن كارفرما مجاز مي‌شد به طور يك جانبه با اخطار كتبي 15 روزه، كارگر دائم را اخراج كند. همچنين شوراي كارگاه و هيأت حل اختلاف، مراجع اختصاصي رسيدگي به
اختلافات كارگر و كارفرما شدند. (دکتر ز- شیدفر،1339، جلد اول، صفحه 113)
در سال‌هاي بعد از جمله سال‌هاي 1341، 1343، 1348، 1349، 1352 و 1353 تغییرات كوچكي در مفاد اين قانون اعمال شد.
در سال 1355 دولت مطالعاتي را پيرامون طرح قانون كار جديد آغاز كرد كه در نهايت، اين طرح مهر سال 1357 در 129 ماده و 57 تبصره تنظيم شد؛ اما به دليل وقوع انقلاب اسلامي عملاً كنار گذاشته شد.
در سال 1358 وزارت كار و امور اجتماعي براي تعطيلي قانون كار اسلامي، از گروه‌هاي مختلفي كه در مسائل كار و امور اجتماعي و اقتصادي ذينفع بودند، نظرخواهي كرد كه به تهيه طرح پيش‌نويس قانون كار در 1360 منجر شد.
با توجه به این که اين طرح مذكور با معيارهاي مورد انتظار هيأت دولت سازگار نبود، طرح كار كنار گذاشته شد. پس از رد اين طرح، موسسه كار و تأمين اجتماعي كه موسسه‌اي پژوهشي و آموزشي وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي است، تهيه‌ پيش‌نويس ديگري را آغاز

دانلود پایان نامه ارشد درباره آفريننده، يادگيرندگان، تفكر

اتومبيلهاي مدل جديد هر سال ، تشابه زيادي به مدلهاي سال پيش از خود دارند . براي اينكه بازار فروش اتومبيل راكد نشود ، طراحان مجبورند كه عادت به تفكر همگراي مشتريهاي خود را رعايت كنند (آقائي فيشاني،1377) .
يكي از كارهاي مهمي كه براي آموزش خلاقيت در افراد مخصوصا كودكان لازم است ، تغيير كلي در روش كار معلم و انتظارات نظام آموزشي از دانش آموزان است . بايد مقداري از وقت كلاس را اختصاص به مواردي داد كه به خلاقيت مربوط مي شوند البته اينكار را نمي توان با اختصاص يك يا دو ساعت در هفته به آموزش خلاقيت انجام داد ، بلكه بايد نحوه تفكر واگرا را در تمام شئون آموزش داد يعني ، در تدريس و آموزش تمام دروس ، علاوه بر تفكر همگرا تفكر واگرا نيز مد نظر معلم باشد . از دانش آموزان خواسته شود كه عقايد و راه حلهاي خود را ، هر چند عجيب و غير منتظره باشند، بيان كنند . حتي دانش آموز مي توانند در مورد نحوه تدريس معلم و امكانات تغيير يا بهبود آن اظهار نظر كند معلم بايد سعي كند كلاس را از حالت قالبي و خشك آن خارج كند و اعتماد به نفس ، نوآوري ، آزادانديشي و نظاير آنرا در دانش آموزان پرورش دهد دانش آموزان بايد بياموزند كه هر فرد با افراد ديگر تفاوت دارد و مي تواند داراي عقايد و نظرات مختلف و متفاوتي باشد . بايد ياد داد كه مطالب كتاب الزاما صد در صد درست و غير قابل تغيير نيستند و هر عقيده جديدي كه بهتر از عقيده قبلي باشد مي تواند جاي آنرا بگيرد ، اين عقيده ممكن است نظر يك دانشمند باشد يا نظر دانش آموز . دانش آموز بايد ياد بگيرد كه ارائه نظرات جديد كه خلاف نظر كتاب و يا نظر بزرگترها است به شرط برخورداري از منطق و دليل كافي نه تنها گناه نيست ، بلكه ممكن است بسيار هم سودمند باشد دانش آموزان بايد بدانند كه پيشرفت و تحول زندگي بشر نتيجه افكار خلاق و جديد بوده است ، نه ثمره پيروي بي چون و چرا از معيارها و چارچوبهاي قديم (آقائي فيشاني، 1377).
براي بروز استعداد بالقوه خلاقيت در دانش آموز توجه به جو حاكم بر كلاس و روابط فردي و تجديد نظر در آن بسيار مهم است . بعنوان مثال نمي توان از دانش آموزان انتظار داشت كه از جاي خود تكان نخورند، حتما قبل از اظهار نظر دست بلند كنند در نيمكتهائي كه به رديف و موازي چيده شده اند بنشينند و هنگام حرف زدن صداي خود را بلند و كوتاه نكنند و در عين حال تفكر واگرا هم داشته باشند و خلاقانه عمل كنند در كلاسي كه همگان به پيروي از يك طرز نشستن ، حرف زدن ، لباس پوشيدن و نظاير آن وادار مي شوند نمي توان خلاقيت را تشويق كرد و آموزش داد . البته منظور هرج و مرج و بي نظمي در كلاس نيست و هر كس به هر كاري كه دوست داشته باشد بپردازد زيرا نظم لازمه آموزش است بلكه هدف ياد آوري اين مطلب است كه در ضمن پيروي از نظم و مقررات بايد امكان انعطاف پذيري را فراهم ساخت ، يعني نظم مربوط به مسائل كلي باشد و جزئيات رفتار و گفتار را تحت فشار قرار ندهد (آقائي فيشاني، 1377).
نكات قابل توجه در آموزش خلاقيت به فراگيران:
1. مسائلي را كه به يادگيرندگان مي دهيد طبقه بندي كنيد .
گتزلر (1964) مسائل را به دو دسته مسائلي كه به دانش آموزان داده مي شوند و مسائلي كه خود آنان آنها را كشف مي كنند تقسيم كرده است . او همچنين بين روشهاي شناخته و ناشناخته حل مسائل تمايز قائل شده است ، گتزلر معتقد است كه آموزش تفكر آفريننده بايد با موقعيتهائي آغاز شود كه در آن مسئله به يادگيرنده ارائه مي شود ، اما روش حل كردن آن براي او ناشناخته است . بعد معلم مي تواند يادگيرنده را با موقعيت ديگري روبرو سازد كه در آن هم مسئله و هم روش حل مسئله براي دانش آموز و براي كل بشريت ناشناخته باشد . هر چه موقعيت براي يادگيرنده ناشناخته تر باشد ميزان آفرينندگي او بيشتر است . در موقعيتهائي كه در آن مسئله معلوم بود و راه حل آن تنها براي يادگيرنده نامعلوم بود ، نه براي كل افراد بشر ، در طرح گتزلر توانائي حل كردن اينگونه مسائل نماينده پائين ترين سطح آفرينندگي است (آقائي فيشاني، 1377).
2. به يادگيرندگان مهارتهاي حل مسئله را آموزش دهيد و آن را به استفاده از اين روش ترغيب کنيد .
پژوهشهاي انجام شده اثر بخشي تعدادي از فنون و مهارتهاي حل مسئله را در يادگيري تفکر آفريننده نشان داده اند . معروفترين آنها روش بارش فکري است در اين روش معلم مسئله اي را به دانش آموزان کلاس مي دهد و از آنها مي خواهد تا هر چه به ذهنشان مي رسد براي مسئله بگويند پيش از ارائه تمام راه حلها بوسيله همه دانش آموزان جواب آن ابراز نمي شود . اين روش شبيه روش تداعي آزاد در روانکاوي است، با اين تفاوت که روش تداعي آزاد يک روش فردي است اما روش بارش مغزي با گروهي از دانش آموزان اجرا مي شود (آقائي فيشاني، 1377) .
3. دستاوردهاي آفريننده يادگيرندگان را مورد تشويق قرار دهيد .
تشويق و تقويت رفتارهاي آفريننده يادگيرنده ، مانند تقويت هر نوع رفتار ديگر باعث نيرومندي آن رفتار مي گردد . تورنس پنج راه را تذکر داده که معلم مي تواند از آن طريق دستاوردهاي آفريننده دانش آموزان را تقويت کند.
– نسبت به سوالهاي غير متعارف يادگيرندگان با احترام برخورد کنيد .
– نسبت به انديشه ها و راه حلهاي غير معمول يادگيرندگان با احترام برخورد کنيد.
– به کودکان نشان دهيد که انديشه هاي آنان با ارزش است.
– فرصتهائي را به يادگيرندگان بدهيد تا در آن به يادگيريهاي مورد علاقه خود بپردازند و يادگيري خود انگيخته آنان را تشويق کنيد .
– به کودکان
فرصت دهيد تا بدون ترس از عواقب ارزشيابي شما از کارشان به يادگيري ، تفکر و اکتشاف بپردازند .
مشکل اساسي مدارس اين است که در آنها انديشه آفريننده يادگيرندگان به سبب معمول بودن به تنها مورد تشويق قرار نمي گيرد ، بلکه مورد ايراد و سرزنش هم واقع مي شود سرزنش دانش آموزان به سبب داشتن رفتار و افکار غير قالبي ممکن است ريشه هاي تفکر خلاق و توانائي کشف مسائل تازه را از همان روزهاي نخستين آموزش رسمي در آنها خشک کند . فرصت دادن به کودک براي ارائه انديشه هاي خود يکي از مهمترين اصول پرورش تفکر آفريننده و ويژگيهاي ابداعي است . گيج و برلاينر در اين مورد مي گويد « معلمان بايد محيطي را براي دانش آموزان فراهم آورند که مشوق و مولد رفتار آفريننده باشد ؛ آنها بايد پس از بروز اين رفتارها آنها را پاداش دهند و نيز فرصتهائي را براي استفاده از انديشه هاي خلاق دانش آموزان در مدرسه فراهم آورند . » (آقائي قيشاني، 1377).
4. تجارب کودکان را به موارد مخصوص محدود نکنيد.
علاوه بر شرايط معمول و موقعبتهاي متداول آموزش رسمي ، براي دانش آموزان فرصتهاي تازه و متنوعي را فراهم آوريد . براي مثال در درس علوم از دانش آموزان بپرسيد اگر نيروي جاذبه وجود نمي داشت چه اتفاقي براي انسان مي افتاد ؟ بيشتر سوالهائي را مطرح کنيد که با «چگونه » و «به چه طريق» شروع مي شوند از دانش آموزان بخواهيد تا به طرح فرضيه بپردازند ، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را براي تبين پديده هاي جديد بکار برند سوالهائي را بپرسند که تعداد زيادي جواب داشته باشد سوالهائي که تنها يک جواب داشته باشند به تفکر همگرا مي انجامند اما سوالهاي داراي جوابهاي زياد مشوق به تفکر واگراهستند .(آقائي فيشاني،1377).
5. نسبت به اختلافات يادگيرنده گان با احترام برخورد کنيد و در پرورش استعدادهاي ويژه آنان بکوشيد .
در يادگيري هرگز دانش آموزان را به رقابت با يكديگر وادار نکنيد ، و از يکسان بار آوردن آنان بپرهيزيد هر فرد دانش آموز داراي استعدادهاي ويژه و مخصوص به خود است که ممکن است از اين لحاظ با ساير دانش آموزان فرق داشته باشد . در پرورش استعدادهاي ويژه فرد فرد دانش آموزان بکوشيد . شواهد موجود نشان مي دهند که برخورد والدين و معلمان با کودکان در سالهاي پائين کودکي بررشد استعدادهاي کودکان تاثير فراوان دارند . محققان همچنين در گزارش بررسيهاي خود در رابطه با تاثير معلمان بر ايجاد توانائيهاي خلاق در کودکان چنين اظهار داشته اند: معلماني كه بيش از همه مورد احترام علاقه افراد نخبه قرار داشتند معلماني بودند که به اين افراد امکان دادند تا متناسب با توانائيهايشان پيش بروند ، فرصت فعاليت کردن در موضوعهاي دلخواهشان را به آنها مي دادند و آنها را به تفکر وا مي داشتند و کتابهاي مهيج به آنان معرفي مي کردند.( آقائي فيشاني ، 1377)
آنچه مربي براي پرورش فكر خلاق بايد انجام بدهد
1) معلم بايد مطالب درسي را به صورت مسئله و معما براي شاگردان طرح كند:
مطالعه كتاب يا گوش دادن به سخنان معلم در حفظ حقايق علمي و تاريخي در نحوه فكر و رشد قوه ابتكار شاگردان تأثير ندارد. شاگرد بايد مطالعه كند و به موقع خود به سخنان معلم گوش كند و حقايق علمي و ادبي و تاريخي را فرا گيرد ولي اينها همه به منزله وسيله‎اي است براي رشد تفكر در افراد.
وقتي معلم به جاي بيان مطالب درسي يا ذكر حقايق علمي يك يا چند مسئله را براي شاگردان طرح كند يا خود آنها را به طرح مسائل تشويق نمايد و بعد شاگردان را به حل مسائل وادارد در اين صورت مطالعه و بررسي حقايق علمي به عنوان وسيله‎اي براي حل مسائل ارزش خواهد داشت.
مراحلي كه درباره اجراي روش علمي يا روش حل مسئله بيان نموديم بايد مورد توجه مربيان قرار گيرد و كار تعليماتي طبق آن تنظيم گردد. در اين باره معلم بايد موارد زير را هم متمايز سازد:
الف ـ خط مطالب يا فهم آنها.
ب ـ فراگرفتن مطالب جزئي و بي اهميت يا درك اصول و قواعد نسبتاً كلي.
ج ـ تقلي و پذيرفتن آنچه ديگران گفته‎اند يا قضاوت مستدل درباره افكار و عقايد و پذيرفتن آنها.
2) تأمين احتياجات اساسي رواني بچه‎ها:
در اين مورد توجه به احتيا

دانلود پایان نامه ارشد درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علم ارتباطات

. گروه براي ايده يابي به تخيل و تفکر ترغيب شده و رهبر جلسه با طرح استعاره ها و تمثيلهائي کار تخيل را ساده تر مي کند . در اين روش نقش رهبر و مشتري بسيار حساس بوده و تجربه و دانش آنها در ثمر بخش بودن جلسه تعيين کننده است .
10. الگو برداري از طبيعت :
يکي از تکنيکهاي خلاقيت و نو آوري که در ابداعات فني کاربرد گسترده و موفقي داشته تکنيک تقليد و الگو برداري از طبيعت است . ابداعاتي که در زمينه علم ارتباطات و کنترل در دهه هاي اخير شکل گرفته اند ، برنامه ريزيهاي کامپيوتر و موضوع هوش مصنوعي همه با الگو برداري و تقليد از فعاليتهاي مغز آدمي انجام داده اند و روند فعاليتها به گونه اي است که در آينده با ادامه اينکار فنون و ابزارهاي بديع و جديدي ساخته خواهد شد . کار ابداع و نو آوري با توجه به رفتارهاي جانوران ونيز متداول و معمول است و بسياري از روشهاي مبارزه با آفات با الهام از نحوه رفتار حشرات ابداع شده است دانشمندان به بسياري از واکنشهاي طبيعي گياهان و نحوه رشد و نموآنها دست يافته اند . انديشمندي در اين زمينه عقيده دارد که ذهن با قدرت انتخا بگرش جريانهاي طبيعي را در قالب قوانيني مي ريزد و مي نگرد که عمدتا موافق با انگاره انتخاب خود اوست و مي توان گفت ذهن در کشف اين نظام قوانين ، همان چيزي را از طبيعت باز پس مي گيرد که در طبيعت نهاده يا به طبيعت نسبت داده است . بدين ترتيب باز اين ذهن خلاق آدمي است که عرصه هاي جديدي را پيش روي انسان مي گشايد و ابداعات و اختراعات جديدي را به او ارزاني مي دارد (آقائي فيشاني،1377) .
11 . تفکر موازي :
خلاقيت گريختن و پرهيز از موانعي است که ذهن را شکل داده است . فرد را به روشها و رويه هائي خوگر ساخته . در مانع شکني فرد به شکستن اين موانع ترغيب مي شود تا به نظرات و مفاهيم نو دست يابد و بصيرتهاي تازه اي را حاصل کند براي شکستن ذهنييتهاي پيشين و ورود به عرصه هاي نوين تکنيکهاي چندي ابداع شده است . که متداولترين آنها « تفکر موازي » است واضع اين شيوه ادوارد دوبونو است روش معمول تفکر را همانند حفر گودالي توصيف مي کند که با افزايش اطلاعات ، فرد همان گودال را عميقتر مي سازد و از ديدن جاهاي ديگر براي حفر کردن باز مي ماند در حاليکه تفکر موازي نگاه فرد را به ديدن نقاط جديد معطوف مي سازد و اطلاعات و تجربه هاي جديد صرفا به انديشه هاي قبلي او افزوده نمي شود . بلکه آنها را تغيير داده و الگو و ساختار جديدي را ايجاد مي کند .
يکي از راههاي تحقق تفکر موازي ، ايجاد يک انديشه واسطه غير ممکن است اين انديشه موجب طيران فکر و ذهن شده و با تعديل آن مي توان به انديشه نو و عملي دست يافت . بعنوان مثال افسانه هاي تخيلي در مورد سفر به اعماق زمين يا به کرات ديگر اگر چه انديشه هايي غير ممکن است ولي بعنوان واسطه اي مي تواند موجب دست يافتن به راههاي جديد سفر به آن مکانها گردد . يا فرضا شما بعنوان مدير مراجعاني داريد که بايد در مذاکره با آنها از افکار و مقاصدشان آگاه باشيد چه خوب بود اگر مغز اين افراد در محفظه اي شفاف قرار داشت و شما مي توانستيد افکار آنان را بخوانيد . اين واسطه اي غير ممکن است و با تعديل آن شايد بتوانيد به روشي دست پيدا کنيد که شما را از انديشه هاي طرف مقابل آگاه سازد .
راه ديگر در تفکر موازي پيوند تصادفي است . فرض کنيد ديوان خواجه حافظ را به قصد تفال مي گشائيد و مطلع غزلي را مي خوانيد و مي کوشيد تا مفاد آنرا با موضوع مورد نظر خود پيوند داده و به نتيجه اي برسيد در اين کار شما از روش پيوند تصادفي استفاده کرده ايد . اين قسمت شباهت زيادي به ارتباط اجباري دارد منتهي تصادفي بودن روش اخير وجه تمايز اين دو روش است . که در آن شخص سعي مي کند تا بين واژه هاي تصادفي و نا آشنا ، با موضوع پيوندي ايجاد کند و در اين جريان به ايده هاي جديدي برسد (آقائي فيشاني،1377).

آموزش خلاقيت :
براي بحث در مورد آموزش خلاقيت آنرا به دو قسمت مجزا تقسيم مي کنيم .
1. آموزش و پرورش عمومي خلاقيت و نوآوري
2. آموزش و پرورش خلاقيت و نوآوري در کودکان و نوجوانان
الف . آموزش و پرورش عمومي خلاقيت :
آموزش اساسي ترين جنبه توسعه منابع انساني بشمار مي رود . با توجه به زمينه اثر آموزشها ، مي توان آنرا به دو بخش تقسيم کرد .
– آموزشهاي اختصاصي : آن بخش از آموزشهائي است که موجب ارتقاء کيفي و کمي توان فرد آموزش گيرنده در زمينه اي مشخص مي گردد ، همچون اغلب رشته هاي آموزش فني و حرفه اي از قبيل : جوشکاري ، روشهاي مختلف ماشين کاري و مانند آنها.
– آموزشهاي عمومي : آن بخش را در بر مي گيرد که بر مجموعه فعاليتهاي فرد يا حداقل بخشي از آنها اثر مثبت مي گذارد . و تکنيکها و تمرينات تقويت خافظه تند خواني از آن جمله است .
همه براين واقعيت آگاهيم که تا قرن اخير ، استعداد و توان هنرمندان بزرگ ، خاص آنان پنداشته شده و کسي فکر نزديک شدن به چنان استعدادهائي را به خود راه نمي داد نقاشان بزرگي که در قرون ميانه اروپا مشاهده مي شوند از آن جمله اند در آن زمان همه نقاشي را استعداد ارثي مي دانستند و معتقد بودند هر کس با استعدادهائيکه در وجودش نهاده شده به دنيا مي آيد و امکان رشد آن استعدادها وجود ندارد. امروزه شاهديم که فن و هنر تقاشي با آموزش براي اکثر انسانها قابل حصول شده است و هر کس به فراخور تلاش و کوشش خود در اين زمينه قادر است تا حدودي پيشرفت داشته باشد . براي رشد استعداد خلاقيت جامعه بايد شرايط لازم را داشته باشد ، گذشته از آن خود فرد
نيز در رشد اين استعداد ، نقش اساسي دارد . در واقع : « همه ما توانائي و ظرفيت خلاقيت را داريم و بسته به تلاش و کوشش و جديت است که تا چه حد خلاقيت خود را رشد داده و آنرا به کار گيريم .
به طور کلي هدف از آموزش خلاقيت شامل مراحل زير است :
– شناخت فراگيرندگان از استعداد خلاقيت
– پي بردن به استعداد خلاقيت در خويشتن
– اعتقاد به رشد استعداد خلاقيت و سعي در جهت آن
– به کارگيري توان خلاقيت در حل مسائل و مشکلات زندگي (آقائي فيشاني،1377).
آموزش خلاقيت در جهان :
بيش از نيم قرن قبل از کاترين پاتريک مدلي را که توسط والاس براي رفتار افراد خلاق طرح شده بود مورد آزمايش تجربي قرار داد . بعدا کاري شبيه به اين توسط راسمن انجام شد . لمان در تحقيقات خود سعي در کشف ارتباط بين جنبه هاي کمي و کيفي رفتار خلاق داشت . اين فعاليتها در آمريکا موجب شد تا مراکز مختلفي براي تحقيق پيرامون اين مقوله به وجود آيد . در مينه سوتا دانشمند عالي قدري بنام پاول تارنس تحقيقات خود را در بررسي محيط و خلاقيت متمرکز نمود . در دانشگاه يوتا ، کالوين تيلر در اين زمينه به فعاليت پرداخت . بيش از 40 سال قبل در اوايل دهه 50 بزرگترين و معروفترين مرکز دست اندر کار تحقيق و آموزش خلاقيت به نام « بنياد تفکر خلاقه » توسط محققي به نام آلکسي اسبورن در بوفالو ايالت نيويورک تاسيس شد. اين بنياد تا پايان دهه 50 بيش از 1000 دوره آموزش خلاق را در کشور آمريکا اجرا نموده بود . دکتر اسبورن به واسطه فعاليتها و خدمات چشمگيرش در اين زمينه ، بعدا لقب « پدر علم خلاقيت » را گرفت . در روسيه آموزش خلاقيت توسط « مدرسه نو آوران » صورت مي گيرد . کشور ژاپن نيز از قافله عقب نمانده و توسط مرکز آموزش خلاقيت ، کار پرورش استعداد خلاقيت را آغاز نموده است . گذشته از اين ، جهت تشويق جوانان به تفکر غيرعادي و کسب شجاعت و جسارت در مطرح کردن ايده هاي نو و غير معمول هر ساله مسابقه اي به نام « المپيک نوآوران » برگزار مي گردد و برنده آن شخصي است که وسيله ساخته شده توسط او در عين حال که مفيد است از ديگران عجيبتر نيز باشد درايران تا کنون فعاليت چشمگيري در اين زمينه انجام نشده است . اخيرا سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران دست اندر کار تاسيس و راه اندازي « مرکز علوم و فنون نوآوران جوان » است اميد مي رود در آموزش و پرورش افراد نقش موثري ايفاء نمايد با توجه به مطالب بالا ، به نکات زير بايد توجه کرد :
1. خلاقيت چون ديگر استعدادهاي بشر تا حدود زيادي اکتسابي است و مختص افراد ويژه نيست .
2. رشد استعداد خلاقيت محتاج به طي مراحل آموزش و پرورش ويژه است .
3. در جهان امروز هر ملتي با تقويت اين استعداد ، سعي در افزايش سرعت پيشرفت و مشکل گسائي هر چه وسيعتر است .
4. در چنين شرايطي ، زمينه وسيع و در عين حال اساسي پيشرفت در جنبه هاي گوناگون تمدن و فرهنگ خلاقيت و نو آوري است که لازم است سريعا فعاليت روي آن توسعه يابد(آقائي فيشاني ، 1377).
ب : آموزش خلاقيت در كودكان و نوجوانان
از اينكه خلاقيت فطري و موروثي است يا اكتسابي ، و اگر اكتسابي است چگونه مي توان آنرا آموزش داد و در آموزش آن چه تكنيكها و روشهائي را بكار برد موضوع تحقيقان مختلفي بوده است محققين در اين زمينه مي گويند :
تا مدتي پيش عده زيادي از محققين عقيده داشتند كه خلاقيت امري فطري و موروثي است و تصور بر اين بود كه مردم بايد به دانشمندان و هنرمندان ارج فوق العاده بگذارند و موجباتي فراهم آورند كه استعدادهاي آنان بارورتر گردد . افراد ديگر در نظر اين متفكران ، افراد معمولي بودند كه از توانائي خلاقيت بهره چنداني نداشتند و صرف پول و وقت براي پرورش خلاقيت در آنان ، سود چنداني نداشت . ولي در اثر تحقيقات انجام شده عقايد در اين زمينه در حال تغيير است . اكنون معلوم شده است كه استعداد خلاقيت در همه افراد با شدت و ضعف مختلف وجود دارد و مي توان آنرا بر اثر آموزش رشد و گسترش داد و شكوفا كرد . اگر به خلاقيت بعنوان يك امر ذاتي بنگريم، گام در جاي پاي افرادي گذاشتيم كه معتقد بودند هوش و حتي شخصيت ذاتي و ارثي هستند در اين صورت پرورش خلاقيت امري عبث جلوه خواهد كرد . درست است كه وراثت در هوش ، شخصيت ، خلاقيت و تمام خصوصيات بشر نقش دارد ، ولي نقش آن تابع محيط است و عامل منحصر به فرد نيست . پس تغيير مطلوب در محيط مي تواند استعدادي را كه در همگان به وديعه گذاشته شده است پرورش داده و آشكار سازد . ما مي توانيم از طريق آموزش ، انعطاف پذيري ، اصالت و رواني را در افكار و اعمال كودكان البته اين آموزش بايد در خانه و از همان سالهاي اول زندگي اعمال شود . به كودكان مي توان ياد داد كه از انديشه هاي يك جانبه و يك بعدي دست بردارند و چند بعدي ، غير سنتي ، غير متداول و غير محافظه كارانه فكر كنند به مسائل از ديدگاههاي جديد غيرمنتظره بنگرند در حل مسائل درسي و غير درسي خود را محدود به يك روش و يا راه حل ندانند . ذهن خود را از قيد آن دسته از سنتهائي كه خشك و دست و پا گير هستند رها كنند و تفكري آزاد و خلاق را جانشين آن كنند . ( اسكوئيلر و جمهري ،1372 ، ص : 125 )
همه ما توانائي و ظرفيت خلاقيت را داريم ولي مي آموزيم كه خلاق نباشيم زيرا تجاربي كه در خانه و محيط كسب مي كنيم و آموزشي كه در مدرسه مي بينيم ما را به تفكر همگرا و زندگي متداول عادت مي دهد به اين ترتيب ، در صورت روياروئي با هر پديده جديد سعي مي كنيم كه آنرا در قالبهاي قبلي و سنتي جاي دهيم و با آنچه در گذشته آموختيم مربوط سازيم . در صورتي كه
اگر خلاقانه بينديشيم ، پديده هاي جديدي را با ديدي نو بررسي خواهيم كرد و سعي خواهيم كرد در صورت لزوم چارچوبهاي قبلي را در هم بشكنيم و چارچوبهاي كاملا جديد جايگزين آنها كنيم در نظامهاي كنوني آموزش و پرورش ، متاسفانه ، تفكر همگرا محور و اساس كار است و تفكر واگرا نه تنها مورد عنايت نيست بلكه اغلب تضعيف هم مي شود در نتيجه وقتي كودك به مرحله بزرگسالي مي رسد ، خلاقيتي را در خود احساس نمي كند و قالبهاي فكري او نيز كه به همان شكل همگرا در آمده اند ، ديگر قابل تغيير نيستند و يا دست كم تغيير آنها بسيار مشكل است .
در زندگي روزمره ، مثالهاي بسيار از رواج تفكر همگرا و اصرار به استفاده از عادتهاي قديم وجود دارد. مثلا اولين اتومبيلهائي كه ساخته شدند شباهت زيادي به ارابه هاي سنتي داشنتد و حتي در بعضي از آنها جاي شلاق هم تعبيه شده بود . حتي امروز نيز،

دانلود پایان نامه ارشد درباره خلاقيت، ايده، محيطي

كنترل افراد و ارائه مدل به آنها ، موجب كاهش خلاقيت و انگيزش دروني آنها مي شود (حسيني،1378) .

تاثيرات عوامل خاص برخلاقيت :
1. سن : پرفسور روزن ويگ ثابت کرده است که اگر مغز تحريک و به کار وادار شود سالخوردگي نمي تواند مسئله اي بيا فريند ، چون از لحاظ فيزيکي برآمدگيهاي روزافزون تري روي شاخکهاي حسي يافته هاي مغزي جوانه مي زند و اين بر آمدگيها ، شمار کلي ارتباطات درون مغز انسان را افزايش مي دهد .
محقق ديگري در يافته است که توانائيهاي ذهني تا حدود 60 سالگي رشد مي کند و سپس کاهش مي يابد اما در سن 80 سالگي به همان کندي 30 سالگي تغيير پيدا مي کن. در حاليکه حافظه ممکن است با کبر سن رو به کاهش بگذارد بر خلاف تصورات اشتباهي که وجود دارد خلاقيت ربطي به سن ندارد .
شواهد علمي مبني بر اينکه خلاقيت از سن تمرد مي کند به وسيله پرفسور هاروي سي لهمان استاد دانشگاه اوهايو مورد تحقيق و تائيد قرار گرفته است . حتي اگر استعداد ذاتي ما رشد نيابد قدرت خلاقيت ما مي تواند سال به سال با سعي و کوششي که در آن زمينه بکار مي بريم به رشد خود ادامه دهد .
سامرست موام گفته است : « قدرت تصور با تمرين رشد مي يابد و بر خلاف اعتقاد عمومي در افراد مسن تر نيرومند تر از جوانان است » (آقائي فيشاني، 1377) .
2. جنسيت : ممکن است در بسياري از موارد زنان از نظر قدرت جسمي از مردان ضعيف تر باشند ليکن قدرت تصور و خلاقيتهاي ذهني عملا تحت تاثير اين عامل قرار نمي گيرد.
دکتر الکس ،اس ،اسبورن معتقد است که « تعداد ستارگان زن در رشته خلاقيت روز به روز در حال افزايش است وشوهران بسياري دريافته اند که به چه نحو بارزي يک زن مي تواند خلاق باشد » .
تحقيقات ديگر نشان مي دهد ، مردان با خصوصيات مذکر ، مسائل را با سهولت بيشتري از مردان با خصوصيات مونث حل مي کند . به همين ترتيب زنان با خصوصيات مذکر بيشتر ، در حل مسائل بهتر از زناني که خود را با نقش مونث شناسائي مي کنند ، هستند » ( اسبورن، قاسم زاذه ، 1371 ).
3 . ارزشها و فشارهاي اجتماعي : جامعه اغلب فشار زيادي را براي کاناليزه کردن انرژي افراد خلاق در زمينه خاصي براي حل مسائل وارد مي آورد . مثل قديمي « نياز ما در اخترع است » هميشه صادق است . آلودگي هوا ، منابع سوخت ، مسئله حمل و نقل ، بعنوان سه مشکل بزرگ امروز جوامع مطرح است و نيازمند راه حلهاي سريع مي باشد . بدين لحاظ اين نيازمنديها طالب افراد خلاق هستند ، بيشترين مسئله اي که فشار جامعه بر آن وارد مي شود بيشترين کوشش را براي يافتن راه حلها مي طلبد (آقائي فيشاني،1377).
4 . تحصيلات : افرادي که تعليمات رسمي نديده اند در بسياري از موارد خلاقيتهائي را بروز داده اند و در صورتيکه افرادي با تحصيلات عالي فاقد خلاقيت بوده اند . ارتباط مستقيم خلاقيت با توازن ژنتيکي احتمالا کمتر از ارتباط آن با هوش است . شخصيت خلاق في نفسه شکل نمي گيرد بلکه در محيط اجتماعي و تعليم و تربيتي پرورش مي يابد . خانه اي که کنجکاوي را ترغيب مي کند کمک به پرورش خلاقيت مي کند معلمي که تاکيدش بر سوال کردن است ، شاگردان را به تفکر خلاق سوق مي دهد (آقائي فيشاني،1377) .
5. نقش مداومت و کوشش در خلاقيت : اعتقاد به مداومت براي رسيدن به مرحله اوج آفرينندگي مي باشد اين ويژگيريهاي انسان حکايت از آن دارد که پيچيدگي و گنجايش مغز بشر فوق العاده است و قياس آن با پيچيده ترين و پر گنجايش ترين کامپيوتر ، با وجود پيشرفت روزافزون تکنولوژي اين صنعت ، قياسي بي مورد است . درباره پيچيدگي مغز بشر همين بس که تمام سيستم اعصاب مورچگان که قدرت سازماندهي آنها معروف است . فقط داراي 250 سلول عصبي است در حاليکه مغز بشر شامل 10 ميليارد از چنين سلولهائي است تقريبا همه انسانها داراي گنجايش مغزي بسيار بالاتري از حدي که بتوايم بکار بريم هستيم . اين حقيقت قاطعي است که غالب مراکز مغز دوقلو هستند قل يدکي تا وقتي که قل ديگر آسيب ببيند يا به مرض مبتلا شود بلا استفاده مي ماند . واحد يدکي را مي توان در آن موقع براي احراز نقش مربوطه آموزش داد . لوئي پاستور يک سکته مغزي کرد که نيمي از مغز وي از کار افتاد با وجود اين ، پس از اين سکته به بعضي از بزرگترين کشفيات خود دست يافت .
اهميت و کاربرد تلاش بي وقفه و مداومت با ذکر اين مثال روشن تر مي شود که قانون دوم ترموديناميک بعد از 20 سال تحقيق در هوشياري سرانجام در خواب به ذهن کپلر آمد (آقائي فيشاني ، 1377)
شرايط محيطي مناسب براي خلاقيت :
لازمه خلاقيت قرار گرفتن در محيطي است كه داراي درجه اي از باز فكري باشد . باز فكري به معناي فقدان ساختار نمي باشد . براي يادگيري موثر در خانه و مدرسه بايد رهنمودهائي براي رفتار وجود داشته باشد . حتي موسسات صنعتي ، تجاري ، دولتي و مردمي . با وجود اين شخص نبايد هرگز ماهيت خود كاري مغز را از نظر دور بدارد . (تورنس، قاسم زاده ، 1375 ).
هل في (1972) شرايط مطلوب براي خلاقيت را در پنج مورد زير بيان مي كند :
1. محيط اطراف شخص خلاق بايد به گونه اي باشد كه همكاران ، او را بعنوان يك شخص ارزشمند مطلق بشناسند به توانائيهاي او ايمان داشته باشند .
2. نتيجه كار فرد خلاق بايد توسط افراد مسئول ارزيابي شود تا در صورت نياز ، در نو آوري انجام شده بهبود حاصل شود .
3. خلاقيت موقعي رشد مي كند كه اطرافيان پيچيدگي مسائلي كه فرد خلاق با آنها روبرو است را درك كنند و هم احساس نشان دهند.
4. فرد خلاق بايد از آزادي تفكر و بيان بر خور دار باشد ؛ بدين معنا كه آزادانه فكر، انديش
ه و تجربه كند ، قدرت تخيل او بايد اجازه اظهار نظر كامل را به او بدهد .
5. خلاقيت ، ابتكار عمل را ايجاب مي شود . قبل از اينکه خلاقيت خود را ظاهر نمايد اشتياقي عميق براي خلاقيت در فرد خلاق ايجاد شود . هر چند كه خلاقيت نتيجه هوش و فرايند فكري انسان است اين فرايند ذهني كاملا از شرايط محيطي او متاثر است . ( شهرآراي و مدني پور ، 1375 ).
آمابيل (1988) در نتايج پژوهشي بسيار وسيعي كه در مصاحبه با 120 دانشمند بعمل آورد يكي از عوامل محيطي موثر در بروز خلاقيت را انگيزه معرفي نموده است كه در ايجاد اين انگيزه مديريت نقش اساسي دارد . ( آمابيل ، حسينيان ، 1375 ) .
فورد (1998) در رابطه با ديدگاه مديران درباره عوامل مهم خلاقيت در سازمانهاي آموزشي آمريكا پژوهشي انجام داد ، نتيجه پژوهش نشان داد كه بين مدرك تحصيلي مديران و خلاقيت آنها رابطه وجوددارد . يعني هر چه مدرك تحصيلي مديران بالاتر مي رفت خلاقيت آنها بيشتر مي شد . البته اين ارتباط مستقيم ناشي از آموزشهاي پرورش خلاقيت در كنار تحصيلات بود .
به نظر آمابيل ، عوامل محيطي تاثير فزاينده بر انگيزه دروني و خلاقيت دارد . او ادعا کرده که محيط اجتماعي ، خود مختاري آموزشي ، چالشهاي بهينه ، قابليت و در گيري با تکاليف را تشويق مي کند . افزايش اين ويژگيهاي ذکر شده به عمل خلاق کمک مي کند . ( niu , 2003 , p : 104)

تكنيكهاي خلاقيت و نوآوري
براي وارد نمودن موضوع خلاقيت به سيستم آموزشي دو راه به نظر مي رسد. اول آنکه همانند ساير دروس در هفته چند ساعتي به اين موضوع اختصاص يافته و به گونه رسمي خلاقيت را در مدارس آموزش داد . شيوه ديگر آن است که با تغيير روش تدريس و نحوه آموزش مطالب به گونه اي عمل کنيم که خلاقيت در تمامي دروس وارد شود و همزمان با تدريس و آموزش ، تفکر خلاق را در دانش آموزان رشد داده و شکوفا نمود . با توجه به نظام کنوني آموزش و پرورش ما و هم چنين با توجه به ماهيت خلاقيت به نظر مي رسد شيوه دوم مناسبتر باشد .
نلر شيوه دوم را مناسبتر مي داند و دو دليل براي برتري اين روش اعلام مي دارد : نخست آنکه هنوزآگاهي ما درباره خلاقيت چندان نيست که بتوان آنرا به طور موثري به عنوان موضوع درس مجزائي تدريس کنيم .ثانيا مهمتر از آن خلاقيت فرايند مجزائي نيست بلکه ترکيبي از انواع بسيار فعاليتهاست . ( نلر ، مسدد ، 1369 ، ص : 60 )
1 . يورش فكري :
اين تكنيك را نخستين بار دكتر الكس ، اس ، اسبورن مطرح كرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرار گرفته كه جزئي از زندگي آنها شده است .
اجراي اين تكنيك گرد همائي كه از طريق آن گروهي مي كوشند راه حلي براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام ايده هائي كه در جامعه به وسيله اعضا ارائه مي گردد بيابند.
در اين تكنيك تمام شركت كنندگان به ايده هائي در محيطي كه موكدا خالي از عوامل باز دارنده است هدايت مي شوند و همين روحيه آزاد منجر به آنچه كه مي توان آنرا ايده هاي خارق العاده ناميد مي گردد . بدين ترتيب زنجيره هاي عادت شكسته شده و ايده ها بدون آنكه بوسيله تجارب گذشته محكوم شده باشند آزادانه به جريان مي افتند. كنفرانس هاي ايده يابي نسبتا بي ثمرند مگر آنكه بعضي از مقررات به وسيله تمام افراد حاضر درك گرديده و با صميميت از آن پيروي شود . در اينجا چهار قانون اساسي يورش فكري گروهي شرح داده مي شود .
1. انتقاد ممنوع است : از ابراز قضاوت مخالف و ناسازگار بايد تا مدتي خودداري شود .
2. چرخش آزاد با استقبال روبرو مي شود : هر چه ايده ها خارج از ذهن تر و جسورانه تر باشد بهتر است . مهار ايده ها آسانتر از تدبير جسورانه و خارج از ذهن ايده ها است .
3. كميت مد نظر است : هر چه تعداد ايده ها بيشتر باشد ، احتمال ظهور ايده هاي مفيد بيشتر است .
4. تركيبات ايده ها و اصلاح آنها : علاوه بر ايفاي سهم خود در ايجاد ايده هاي خويش به شركت كنندگان پيشنهاد كنند كه چگونه مي توان ايده هاي ديگران را به ايده هاي بهتري تبديل نمود يا آنكه چگونه دو يا چند ايده را مي توان تركيب نموده تا به ايده هاي ديگري تبديل كرد .
يورش فکري گروهي فقط براي مسائلي که اساسا به ايده يابي بستگي دارند مناسب است ولي براي مسائلي که اساسا به داوري و قضاوت بستگي دارند مناسب نمي باشند . يورش فکري هم چنين براي مسائلي که دو يا سه راه حل براي آنها وجود دارد مناسب نمي باشد .
الکس ، اس ، اسبورن مي گويد : تجربه نشان داده است که يک هيات ايده ال بايد از 12 نفر که معمولا شامل يک سرپرست ، يک معاون ، در حدود پنج عضو دائمي و يا عضو اصلي و در حدود پنج نفر ميهمان تشکيل گردد . اين اعضاء اصلي به عنوان پيشگام عمل مي نمايند و با اين افرادي که داراي مهارت فوق متوسط ، براي ارائه پيشنهادات هستند انتخاب شوند و افراد گروه حتي الامکان بايد از نظر مقام در يک رديف سازماني باشند .( آقائي فيشاني ، 1377 )
در رگبار ذهني گروهي با ايجاد تداعي معاني جريان دو طرفه ايجاد مي شود . به عبارت ديگر وقتي هر يك از اعضاي گروه مطالبي را باز گو مي كند ، فكر مذكور در تخيل آن فرد محركي مي شود براي توليد فكر ديگر . و همچنين همان فكر ، به صورت محركي براي ايجاد تداعيهاي مربوط در تمام افراد گروه عمل مي كند .
فرد شارپ در اين مورد مي گويد ، جرقه اي كه از فكر يك نفر حادث مي شود ، تخيلات زيادي را در افكار ديگران روشن مي كند درست مانند كبريت زدن به تعدادي ترقه با تحقيقات انجام شده در اين زمينه ثابت شده است كه تعداد 4356 افكار حاصل از رگبار ذهني گروهي 1400 عددآن افكار زا
ئيده افكار ديگر افراد گروه بوده است . (آرلت،1359)

2. مدل سينكتيكس 32:
گوردن و همكاران شيوه جالبي براي رشد خلاقيت ابداع كردند. عبارت سينکتيکس به معني اتصال عواملي که به ظاهر همانند نيستند مي باشد روشها يا عمليات آن کاوش براي به حداکثر رساندن احتمال آنکه سنتزها ترکيبهائي از نوع « آهان » يا « يافتم » يا همان ساتوري به زبان ژاپني که رسيدن به قلعه نتوير فکري مي باشد افزايش مي دهد . گروههاي حل مسائل به جستجوي افرادي مي روند که به انواع مختلف سنتز شده اند افرادي که در دانشگاه دو رشته تخصصي انتخاب کرده اند ، تغيير رشته داده اند ، در موسسه خود مشاغل مختلف داشته اند ، در موسسات مختلف کار کرده اند و نظاير آن . اين مدل اساسا بر استفاده از تشابه ساختي ، مدلها و آزمايش آنها گرد هم آوردن

دانلود پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، تحمل ابهام

اگرآفرينشگري براي اسكاكتل ، نوعي پذيرا بودن نسبت به تجربه است . راجرز افزون بر اين نكات بيشتري را مد نظر دارد . به اعتقاد راجرز ، آفرينشگري ، يعني خود شكوفائي و انگيزه آن خود فرهيختگي است ، ولي مي گويد آفرينشگري عبارت است از ، تمايل به ابراز و فعال كردن تمامي استعدادهاي موجود زنده ، به حدي كه چنين فعاليتي موجود زنده و يا خود را تعالي بخشد .
راجرز مي گويد : آفرينشگري داراي رابطه دروني معيني است . يكي از اين شرايط پذيرا بودن نسبت به « تجربه » و يا « توانائي پاسخ به چيزها » نه بر حسب رده بنديهاي قراردادي ، بلكه بدانگونه است كه وجود دارند . اين كار مستلزم انعطاف پذيري در عقايد و ادراكات و تحمل ابهام بدون تعبير و تفسير اجباري است .
شرط ديگر ، شامل يك مركز سنجش دروني است . يعني ممكن است آفرينشگر نظريات ديگران را در مورد كارش مد نظر قرار دهد ، اما اجازه نمي دهد كه به طور بنيادي آنرا تغيير دهند .
شرط سوم عبارت است از ، توانائي بازي كردن با عناصر و مفاهيمي است كه نتيجه آن ، شعف ، ناشي از كاوش فكر است .
كوستلر27: كتاب آرتور كوستلر به نام «كنش آفرينش» جاه طلبانه ترين كوششي است كه تا كنون براي جمع آوري يافته هاي علوم مختلف و يكپارچه ساختن آنها در نظريه منفردي از آفرينشگري ، انجام شده است.
كوستلر در كتاب خود كه حاوي انديشه هاي جسورانه و سنديت سرشاري است . بر اين است كه نظريه خود در مورد ماهيت آفرينشگري را به گونه اي كه در شوخ طبعي ، هنر و علم ابراز مي شود تاليف كند.
تز اصلي او اين است كه تمامي فرايندهاي خلاق ، الگوي مشتركي دارند كه آنرا ارتباط دو وجهي مي نامد و آن ، پيوند دادن سطوح تجربه هاي بي ارتباط پيشين يا مبناهاي داوري است . تمامي فعاليتهاي خلاق ، متضمن ساختاري از عادات منظم رفتار و انديشه است كه پيوستگي و ثبات را برقرار مي كند اما فضائي را براي نوآوري باز مي گذارند.
به گفته او هر الگوئي از انديشه يا رفتار توسط مجموعه اي از قواعد كنترل مي شود . كه يا ذاتي هستند يا آموخته شده اند . در عين حال، اين الگو برداري ، انعطاف پذيري معيني است تا بتواند به طور گزينشي گستره اي از شرايط محيط واكنش نشان دهد . (نلر، مسدد، 1369).
خصوصيات افراد خلاق :
– تيز هوشتر از ديگران است .
– علاقه او به مسائل علمي ، هنري ، فرهنگي و اجتماعي بيشتر و دامنه اطلاعات او در اين زمينه وسيعتر است .
– دربارمسائل انتزاعي ، در مقايسه با مسائل عيني و مملوس ، بهتر و عميقتر مي انديشد . دانش آموز يا دانشجوي خلاق ، در مقايسه با آنهائي كه تفكر همگرا دارند كمتر به نمرات درسي و كارنامه امتحانات اهميت مي دهند .
– در مقايسه با افرادي تيزهوشي كه تفكر همگرا دارند ، در افكار و تخيلات خود بيشتر غوطه وراست.
– نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي حساس است.
– از آن دسته از آداب و رسوم و ارزشها و معيارهاي اجتماعي كه به نظرش قابل قبول نيستند ، كمتر پيروي مي كند و بيشتر متكي به قضاوت شخصي خودش است .
– دوست دارد كه در مباحثه عقيده خود را بيان كند ولي اصراري به تحميل عقايد خود ندارد .
– انعطاف پذير و بيانش داراي طنز است .
– علاقه به سوال كردن دارد و بسيار كنجكاو است .
– خود خواه نيست .
– به سر نوشت ديگران اهميت مي دهد .
– استقلال طلب است و دوست ندارد كه از راه و روش ديگران پيروي كند .
– ثبات عاطفي بيشتري دارد .
– شخصيت او رشد يافته تر است و اختلال كمتري دارد.
– نسبت به زندگي خود و ديگران احساس مسئوليت مي كند و معتقد است كه زندگي رسالتي به عهده او گذاشته است.
– در فكر و عمل اصالت و نو آوري بيشتري بر خوردار است . (اسكوئيلر و جمهري ،1372 ، ص :120 ).
ويژگيهاي افراد خلاق توسط والاك و كوگان مورد مطالعه قرار گرفته است . از جمله افراد خلاق تمايل زيادي به خطر پذيري دارند . خطر اشتباه كردن ، خطر تصحيح شدن ، خطر مسخره شدن و… .
پذيرش خطر مطمئنا عامل مهمي است كه امكان مي دهد تا شاگرد حرف بزند ، به قول معروف ، حالت مخصوص «خود را به آب و آتش زدن» بيش از هر چيز ديگر به او اين امكان را مي دهد تا از شناختي بي تفاوت و منفي بگذرد و به شناختي فعال برسد . ويژگي ديگر شخصيت افراد خلاق تحمل و بردباري آنان در برابر ابهام و گنگي مطالب است . اينگونه افراد نفهميدن يا بد فهميدن را آنا مي پذيرند ( بودو ، خان زاده ، 1358، ص : 103).
« نلر » خصوصيات افراد خلاق را اينچنين بر مي شمرد:
هوش : فرد خلاق از لحاظ هوش بالاتر از حد ميانگين است. اما لزوما در حد اعلاي هوش نيست درجه هوش لازم براي آفرينشگري بالا مرتبه ، در كارهاي گوناگون متفاوت است . مثلا دارا بودن بهره هوشي بالاتر براي دانشمندان مهمتر است تا براي نقاش يا رمان نويس .
آگاهي : فرد خلاق بيش از حد معمول نسبت به محيط خود حساس است . وي چيزهائي مانند رنگ ، بافت ، واكنشهاي شخصي ، قطعات خبري روز نامه و … را در مي يابد كه ديگران متوجه نمي شوند او بيشتر از ديگران دست به تجربه مي زند . و بيشتر پذيراي محيط خويش است . همانگونه كه آفرينشگري رشد مي كند ، ممكن است آگاهي او به يك يا چند زمينه محدود شود ، مثلا يك نابغه ، معمولا نسبت به چيزهاي معمولي بي توجه است و آگاهي خود را به تجارب معدودي محدود مي كند(نلر، مسدد، 1369).
تسلط : فرد خلاق از تسلطي غير معمولي برخوردار است . به اين معني كه مي تواند بيشتر از اشخاص معمولي ، ايده بيشتري را در مورد يك موضوع ارائه دهد . مثلا نقاش ، ايده هاي خود را در رنگ
و يا خمير نقاشي ، به واقعيت در مي آورد . با اين وجود ، از آنجا كه بيشتر فعاليتها مستلزم شرح گفتاري هستند فرد خلاق غالبا بيشتر از معمول مهارت سخن گفتن دارد (نلر، مسدد، 1369) .
از ديگر ويژگيهاي خلاقيت كه بيشتر به مراحل خلاقيت تاكيد مي كند ماهيت نشان دادن عكس العملها به يك مشكل تعريف نشده و سخت است ، در مقايسه با يك مسئله تعريف شده و آسان ، ماهيت حل مشكل و راه اجراي آن مشخص است .( newel , 1962 )
انعطاف پذيري : فرد خلاق از بيشتر مردم انعطاف پذيرتر است . وي هميشه راههاي گوناگون را مي آزمايد ولي معمولا به كاربردهاي غير معمولي چيزها مي انديشد . مثلا اگر لازم باشد پشم فولاد را براي ريش عروسك بكار مي برد.
ابتكار : ابتكار از وسيعترين ويژگيهاي آفرينشگري است . اين ويژگي در بردارنده توانائيهائي مانند ، ابراز ايده ها ، رهيابي ، و استفاده از چيزها يا موقعيتها به روش غير معمول است . شخص مستقل بيشتر ، بيشتر شايسته موفقيت خلاق است . زيرا نوعي توازن را بين گروه محوري و خود محوري برقرار مي كند . ولي برخلاف شخص همنواگر در ايده هايش ابتكار دارد و پذيراي تجربه است و برخلاف شخص همنواگر در جريان آفرينشگري ، فردي غير قراردادي است . به اندازه كافي با ايده هاي ديگران هماهنگي دارد تا مبادا تماسش را با تفكر جامعه از دست بدهد . (نلرة مسدد، 1369).
يكي از خصوصيات بارز انديشه خلاق ماهيت بكر و بديع آن است . هر چند در تعريف خلاقيت اتفاق نظر وجود ندارد ولي كليه متفكران و انديشمندان ، بديع بودن را از ويژگيهاي اوليه و مهم انديشه خلاق مي دانند . (83torrance , 19)
اعتماد نفس : به فرد خلاق نسبت به ارزش كار خود ، داراي اطمينان دروني است . او ممكن است احساس رسالت كند فرد خلاق شايد دچار افسردگي شود بدين سبب كه اثر آنها ، انتظاراتشان را برآورده نمي كند . فرد خلاق معمولا سرسخت ترين نقاد خود است. بايد هم اينچنين باشد زيرا افراد معدودي هستند كه به اندازه كافي از ثبات او جانبداري كرده و نمي توانند به طور موثري وي را راهنمائي كنند . آفرينشگري با وجود همه نوع زحمت فيزيكي ، مادي و رواني در نهايت به وسيله ايمان به نيروهاي خلاق خود دوام مي آورد نلر، مسدد، 1369)
بسط و گسترش : آفرينشگري شامل ابداع تنها نيست ، بلكه در برگيرنده ابداعي است كه به صورت موفقيتي خلاق ، تحقق مي يابد . از اين رو آفرينشگري نه تنها داراي ايده هاي تازه اي است بلكه آنها را تعقيب مي كند . مثلا اگر استعداد شعر و شاعري دارد صرفا به ابراز معدودي از تصورات خود بسنده نمي كند بلكه آنها را به صورت شعر كاملي عرضه مي كند .
اسبورن معتقد است : افراد خلاق در روياروئي با سوالات و پديده ها داراي تفكر توام با تامل و تعمق هستند و قبل از سخن گفتن به تفكر و بررسي جوانب موضوعات مي پردازند و جوابهاي صحيح و غالبا اصيل ارائه مي دهند .
در واقع به كيفيت تفكر و « ياد گرفتن راه يادگيري » بيش از سرعت انتقال در بيان مجدد مطالب اهميت مي دهند . براون و دولاخ (1978) معتقدند كه : كسب آگاهي در باره چگونه فكر كردن و نحوه تفكر ، عملكرد فرد را در تكاليف شناختي بخوبي تحت تاثير قرار مي دهد . (انصاري جعفري ، 1376).
شك گرائي : بيشتر مردم ، در قلمرو ايده ها محافظه كارند . بدين معنا كه به آنچه قبلا آزمايش شده و شناخته شده ، اعتماد دارند اما به چيزهاي تازه و جديد ، اعتماد نمي كنند . از طرف ديگر ، آفرينشگري نسبت به ايده هاي پذيرفته شده مشكوك است و ايده هاي تازه را كمتر مورد ترديد قرار مي دهد . شك گرائي وي او را از باورهاي قراردادي رها مي كند در حاليكه زود باوري وي نسبت به انديشه هاي تازه ، او را در معرض مخاطرات فكري28 كشف خلاق قرار مي دهد . درمورد انيشتن گفته اند كه : عدم توانائي وي در درك مطالب بديهي ، بخشي از نبوغ وي بشمار مي رود. نلر، مسدد، 1369).
پايداري : خلاقيت پايداري مي طلبد ، چرا كه بايد براي مدت طولاني و در برابر موانع سخت پايدار بود. ميكل آنژ ، 7 سال روي يك چوب بست دراز كشيد تا سقف كليسائي را نقاشي كند ، ميلتون براي نوشتن كتاب « بهشت گمشده » بينائي خود را از دست داد اما همچنان به نوشتن كتاب بهشت باز يافته و كتاب ديگرش ادامه داد .(نلر،مسدد،1369).
آمابيل (1995) معتقد است : هر فرد خلاق استقلال و خود نظمي زيادي در كارها دارند . خود را از جمود فكري رها مي كنند . در مواجهه با موارد مبهم ، در مقابل شكستها ، تحمل و پشتكاري زياد از خود نشان مي دهند . و تمايل قابل توجهي براي پذيرفتن خطرها دارند . (amabile , 1995)
بازيگوشي فكري29 : آفرينشگري ، في نفسه به كاوش ايده ها مي پردازد و با آنها بازي مي كند تا ببيند به كجا منتهي مي شوند . اين ويژگي با تسلط او ارتباط دارد و او بطور طبيعي با ايده ها بازي مي كند زيرا بيشتر از افراد معمولي آنها را بوجود مي آورد (نلر، مسدد، 1369).
شوخ طبعي : آفرينشگري همچنين داراي طبعي شوخ است . به گفته روان شناسان ، مي تواند در برابر ناسازگاري به گونه اي خود جوش ، واكنش نشان دهد . چرا كه بيشتر از افراد معمولي ، معاني زيادتري را در يك موقعيت مي يابد كه بسياري از آنها غير عادي و زيركانه است . در اصطلاح روانكاوي دليل ديگر اين است كه خود او بسيار انعطاف پذير است و از اين رو مي تواند از ذهن نيمه آگاهي عقب نشيني كند كه اجازه برقرار كردن ارتباطات تازه اي را به وي مي دهد كه اساس شوخ طبعي اوست .(نلر، مسدد، 1369).
ناهمنوائي : همنوائي مانع بروز ويژگيهاي خلاق مي شود. و نتيجتا كساني كه همنوائي كمتري دارند معمولا داراي فكر خلاق مي باشند .بعنوان يك قاعده
، همنواگر ، كم هوشتر از شخص مستقل است . از نظر فكري غير قابل انعطاف تر و در ايده هايش ، از تسلط كمتري برخوردار است . وي از نظر عاطفي داراي واپس زدگي بيشتر بوده از اينرو به ذهن نيمه آگاه خلاق خود دسترسي ندارد . او بيشتر به ديگران متكي بوده و اعتماد به نفس كمتري دارد . ( نلر ، مسدد ، 1369 ) .
در يك مطالعه مقايسه اي از 30 موسيقيدان خلاق هنري و 30 كارگر يقه سفيد غير خلاق « ريچارد ريك » دريافت كه خلاقان عاطفي تر ، در قضاوت مستقل تر و خواهان روابط صميميتر بودند و بيشتر از طريق نيازهاي دروني حركت مي كردند . ودر فعاليتهاي اجتماعي بيشتر انديشه ها را مورد تعرض قرار مي دادند آنها همچنين قادر بودند به دنياي خيال كودكي برگردند بدون اينكه كوچك شوند بيشتر مستعد ابهام و پيچيدگي هستند و

دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه

انفعال و بروز نشانه هاي روان تني ادامه مي يابد (هاشمي كوچك سرايي ،1375 ).
موثرترين بررسيهاي مربوط به خلاقيت ، توسط دونيگ ، والاك ، دالاس و كاير انجام شده است . از همه اين بررسيها اين نتيجه بدست آمده است كه خلاقيت به ويژگيهاي شخصيت و به ميزان كمتري به برخي ويژگيهاي فكري كه تا حدودي سازگار و دراز مدت به نظر مي رسند مر بوط مي شود .
دونيگ در بررسي آن دسته از خصلتهاي خانوادگي كه به خلاقيت مربوط مي شود سه ويژگي عمده را تشخيص داده است:
1 . تربيت آزادانه كودك
2 . والدين اين كودكان علايق فكري قوي و گوناگون و گسترده دارند.
3 . کودكان و والدين آنان يك احساس جدائي عاطفي نسبت به هم دارند .
بين كودكاني كه سرانجام به بزرگسالاني خلاق تبديل خواهند شد و اولياء آنها ، كمتر روابط صميمانه يافت مي شود . در تحقيق دلاس و گاير ، تعدادي ويژگي شخصيتي مشابه به صورت تركيبي مهم در بزرگسالان خلاق و هم در كودكان خلاق شناخته شده است . يكي از اين ويژگيها ، بي تعصب بودن نسبت به محركهاست . خواه اين محركها مشخص باشند، خواه نباشد .
نتيجه محكم و سازگار اين است كه فرد خلاق داراي طرز فكر و رفتار اجتماعي مستقلي است . او نه از توده مردم پيروي مي كند نه تحت تاثير آنها قرار مي گيرد زيرا او داراي خود پنداري قوي و حس هويت شخصي است . همين به او مجال مي دهد كه راه خودش را برود .
سرانجام اينكه ، نوعي انگيزه و علاقه باطني قوي وجود دارد كه موجب مي شود فرد خلاق دوران غير قابل اجتناب ناكامي را تحمل كند (گالاگر، مهدي زاده و رضواني،1368ص : 348).
به عقيده گتزل و جكسون ، يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي هوش بهر بالا تمايز مي كند توانائي يا گرايش كودك خلاق به خطر كردن است . محققان مذكور از چند عامل خانوادگي نام مي برند كه ظاهرا محيط خانوادگي خلاق و محيط خانوادگي غير خلاق را از همديگر متمايز مي كند . در خانواده هاي خلاق15 مادران شاغل بيشتر يافت مي شوند . آنها خصوصيات نا مطلوب را در كودكانشان نمي بينند و از شيوههاي تربيتي خود نا خشنودي بيشتري دارند در نتيجه انتقاد كمتر مادر از كودك و حضور كمتر وي در خانه احتمالا، استقلال و عدم وابستگي را در كودك تقويت مي كند بنابراين مي توان گفت كه در تحقيق گتزل و جكسون ، خانواده هاي خلاق به ويژگيهاي دروني نظير پايبندي به ارزشها ، به داشتن علاقه به چيزي و صراحت و رک گويي بيش از ويژگيهاي بيروني نظير خانواده خوب ، حسن سلوك و كوشا بودن اهميت مي دهند . به اين ترتيب خانواده هاي خلاق ظاهرا از نظر الگوي رفتاري ، تمايل به خطر كردن و استقلال دارند در حاليكه به نظر مي رسد خانواده هاي با هوشبهر بالا بيشتر به سازگاري با شيوه هاي رفتاري مناسب گرايش دارند (جليني ، 1379ص :56).
تورنس با توجه به نتايجي كه از دو مدرسه اي كه در آنها تحقيق مي كرده، بدست آورده است پيشنهاد مي كند كه رابطه بين هوش و خلاقيت را بر اساس يك « نظريه آستانه اي »تبيين كنند . اين نظريه چنين عنوان مي كند كه :
وقتي بهره هوشي پائين تر از حد معيني است خلاقيت نيز محدود است ، در حاليكه فراتر از اين حد (بهره هوشي = 115 -120) ، خلاقيت به منزله بعدي تقريبا مستقل در مي آيد ». به عبارت ديگر ، اين گفته به اين معناست كه حدي از طراز عقلي به منزله يك شرط لازم (اما نه كافي) تحول خلاقيت محسوب مي شود . (تورنس ،قاسم زاده، 1967 ص : 11 ).
«ياماهوتو» روابط بين خلاقيت و هوشبهر را با موفقيت تحصيلي كه متغيير « معلم » در آن منظور شده باشد را مورد تحقيق قرار داد . اين تحقيق نشان مي دهد كه در مورد آموزش حساب به شاگردان مدارس ابتدائي در صورتيكه معلم غير خلاق باشد ، شاگردان غير خلاق نسبت به شاگردان خلاق موفقيت بيشتري را كسب مي كنند و بر عكس ، وقتي معلم از نظر سطح خلاقيت در سطح عالي قرار گرفته باشد نتايج شاگردان غير خلاق خيلي ضعيف است حال آنكه نتايج شاگردان خلاق خيلي خوب است . نتيجه گيري عمده ياماهوتو اين است كه وقتي معلم از خلاقيت كمتري برخوردار است شاگردان غير خلاق در درس حساب از شاگردان خلاق جلو مي افتند . (yamamoto,1963)
نتيجه پژوهشهاي جديد در مورد فعاليتهاي مغز نشان مي دهد كه بهره احساسات و هيجانات انسان باE . Q16 است كه معيار واقعي تري براي سنجش ميزان هوش انسان است نه بهره هوشي ياI . Q17 بعبارت ديگر ، بهتر است بگوئيم كه هوش احساسي يا E . Q تعيين كننده موفقيت و كاميابي انسان در زندگي شخصي ، شغلي و اجتماعي است نه بهره هوشي يا . Q I.
«براين تريسي» در كتاب موفقيتهاي كليدي مي نويسد : يكي از هوشمندانه ترين كارها اين است كه به هنگام اخذ تصميمات هم به نداي قلبي خود يا به نداي ضمير ناخودآگاه خود گوش فرا دهيم .
در جايي ديگر مي نويسد : نيرومندترين عاملي كه در اعمال و رفتار ما اثر دارد نيروي عشق است . زيرا هر آنچه در زندگي انجام مي دهيم يا براي عشق است يا براي جبران كمبود عشق » . (آقائي فيشاني ، 1377 ص : 87).

فرايند خلاقيت :
پو انكاره18 رياضي دان مشهور مي گويد : مدتي روي توابع رياضي كار كردم هر روز پشت ميز كار مي نشستم دو يا سه ساعت كار مي كردم ، اما نتيجه اي نمي گرفتم يك شب بر خلاف معمول ، مقداري قهوه سياه نوشيدم و اين باعث شد نتوانم بخوابم . افكار مختلفي از ذهنم گذشت از جمله آنچه قبلا روي آن كار مي كردم دوباره در ذهنم مجسم كردم . دراين هنگام و در زمان كوتاهي ، نتايج را روي كاغذ ياداشت نمودم .
بر اساس آنچه كه پوانكاره طرح نمود و با ال
هام از مراحلي كه ذكر شد والاس تقسيم بندي معروف خويش از مراحل خلاقيت را ارائه نمود .
مراحل والاس :
1. آمادگي19 2 . نهفتگي20 3 . اشراق21 4. اثبات 22
1 . آمادگي : يك دانشمند يا هنرمند ، قبل از خلق اثر خويش بايد از ابعاد مختلف و با زمينه كاري خويش آشنا باشد . مثلا براي ارائه يك نظريه جديد يا يك اثر هنري ، لازم است بر مقدمات آن كار مسلط باشد و از يک نوع آمادگي كلي در زمينه هاي مختلف برخوردار باشد مثلا در نقاشي ،آشنايي با رنگها ، ابعاد ، چشم اندازه ها و … ضروري است .
علاوه براين آمادگي عمومي ، يك نوع آمادگي خاص نيز ضرورت دارد . منظور از آمادگي خاص ، بررسي ، جستجو ، مطالعه و جمع آوري مدارك درباره موضوع مورد نظر است . يكي از روشهاي مفيد در اين زمينه ، مطالعه عقايد و نظريات ديگران در باره آن موضوع است . فرد با آشنايي با نظريات ديگران و مراحلي كه طي كرده اند بسياري از واقعيتها و مشكلات و موانعي كه در كار خود دارد را درك مي كند ، اما بعد از آن براي رشد افكار خويش نظريه هاي ديگر را رها مي نمايد .
2. نهفتگي: در اين مرحله ظاهرا نوعي توقف در كار ديده مي شود و فرد هيچ تلاشي براي رسيدن به نتيجه انجام نمي دهند . در اين مرحله ممكن است حتي راجع به مساله فكر هم نشود . بعضي از روانشناسان معتقدند در اين مرحله ذهن ناخودآگاه شروع به فعاليت مي كند ، يعني هر چند ظاهرا فاقد هر گونه پيشرفت آشكاري است ، در واقع مسئله رها نشده است بلكه ذهن نا خود آگاه آن را دنبال مي كند . پوانكاره در اين زمينه مي گويد : در آغاز قابل توجه تر از همه ، پيدايش يك اشراق ناگهاني است كه نشانه روشني از عمل طولاني و پيشين ناخودآگاه است . من تاثير فعاليت ناخودآگاه در ابداعات رياضي را مسلم مي دانم .
ديده شده است كه بعضي از افراد مسئله اي كه روي آن كار مي كردند به عمد كنار مي گذارند و به فعاليتي ديگر مي پردازند تا براي حل مسئله آمادگي كافي بيابند .
3 . اشراق : اين مرحله در فرايند خلاقيت جايگاه خاصي دارد . چون در اين مرحله تفكر شكل مي گيرد و حل مسئله روشن مي شود . اغلب متفكران ظهور اين مرحله را نا گهاني مي دانند فرد خلاق در طول كار طبيعتا با موانعي برخوردار مي كند كه كار را دچار وقفه مي سازند و امكان هر گونه پيشرفت را از فرد سلب مي كند ولي ناگهان موضوع روشن مي گردد و فرد مي تواند همه موانع را از سر راه بردارد. مرحله اشراق توام با جنبه هاي عاطفي است ، چون فرد با تحقق مسائل كه از آن جدا بوده است احساس لذت مي كند و اين امر ، خود ، انگيزه تلاش و كار را بيشتر مي كند . پوانكاره مي گويد : درست همان وقت كه پيرامون مسئله اي فكر مي كردم براي گردش و مطالعه زمين شناسي ، از شهر خارج شدم ، در موقع مسافرت مسئله رياضي را فراموش نمودم . اما پس از مدتي ، وقتي داشتم سوار اتوبوس مي شدم ، بدون اينكه قبلا راجع به مسئله فكر كرده باشيم يا افکار ديگر مقدمات رسيدن به جواب مسئله را به ذهنم ايجاد كرده باشند ناگهان به ايده تازه اي دست يافتم .
4 . اثبات : در اين مرحله فرد خلاق آنچه را به دست آورده است اعم از اختراع ، اكتشاف يا نظريه تازه اش را مورد ارزيابي قرار مي دهد ، شواهد آنرا دوباره مي سنجد و آنرا از لحاظ منطقي آزمايش مي نمايد . او همين طور مي تواند از ديدگاه و قضاوت ديگران بهره مند شود . تا اثر خويش را تكميل كند . در واقع اهميت و ارزش كار تازه به وسيله باز بيني در اين مرحله روشن مي گردد . بسياري از دانشمندان و متفكران جهت اثبات اشراق خويش ساليان طولاني تلاش نموده اند . بعضي مواقع در اين مرحله ممكن است اثر تازه كاملا تغيير كند يا تصحيح گردد تا نتايج بهتري را در بر داشته باشد(حسيني،1377).

مراحل اسبورن23 :
اسبورن پيرامون فرايند تفكر خلاق ، ديدگاه جامع ديگري را مطرح مي كند . او اعتقاد داشت فرايند تفكر خلاق شامل سه مرحله اصلي است اين مرحله عبارتند از :
1 . حقيقت جوئي : شامل تعريف مسئله و آماده سازي است .
2 . ايده جويي : شامل ايجاد ايده ها و پروراندن ايده هاست .
3. حل مسئله جوئي : شامل ارزيابي و انتخاب است .
1. حقيقت جوئي ، که اول تعريف مسئله را شامل مي شود . هدف از تعريف مسئله اين است كه بدانيم به دنبال چه هستيم . تعريف مسئله ممكن است با يك مسئله كلي آغاز شود و به مسائل فرعي ختم گردد . مسائل گاهي براي فرد ايجاد مي شود و گاهي او مسائل را بوجود مي آورد بسياري از كارهاي بزرگ و با ارزشي كه بوجود آمده بواسطه مسائل خوبي بوده كه طرح شده بعبارتي ، قبل از تحقيق ، هر گونه ابداع ، اختراع، اكتشاف ، يك سوال يا مسئله اي اساسي ، طرح گرديده است .
دوم ، آماده سازي است ، در اين مرحله ازحقيقت جويي ، فرد به جمع آوري اطلاعات وتجزيه و تحليل آن مي پردازد .
ابتدا دانش و تجربه هاي قبلي درباره مسئله تمركز مي شود و سپس تجربه هاي جديدي در رابطه با مسئله جمع آوري مي شود .
متخصصان اعتقاد دارند در جمع آوري اطلاعات نبايد افراط شود .چون زيادي اطلاعات ممكن است منجر به پيروي از كارهاي قبلي شود ، بنابراين جمع آوري اطلاعات اساسي و محوري، كافي است . آنچه در اين مرحله مهم است ، تعمق كافي در اطلاعات بدست آمده است . در اين كنكاش و جستجو بايد مواردي كه منجر به شكست شده است را نيز مد نظر داشت چه بسا علل شكست بتواند ايده هاي تازه به فرد بدهد . در اينجا تجزيه و تحليل نيز اهميت خاصي دارد . زيرا از طريق آن مي توان به ارتباط امور پي برد و تفكر خلاق را هدايت نمود .
2. ايده جوئي : در اين مرحله ايده هاي مختلف و متعددي
طرح مي گردد و در آن تداعي معاني نقش خاصي ايفا مي نمايد بدين ترتيب يك فكر منجر به فكر ديگري مي گردد كه اين امر با اتصال قوه تصور با حافظه ممكن مي شود . براي ايده يابي بهتر و بيشتر بايد موانعي كه فكر را بسته نگه مي دارد كنار زد و عواملي كه مي تواند در يافتن ايده هاي بهتر موثر باشد را تقويت نمود .
متخصصان اعتقاد دارند در اين مرحله بايد به اصل كميت توجه داشت كه اين امر منجر به بهبود كيفيت مي شود . هر چه ايده هاي بيشتر ايجاد گردد ، احتمال يافتن ايده هاي خوب بيشتر خواهد بود بر همين اساس برنامه هاي آموزشي ايده جوئي از جمله ، يورش فكري طرح شده است .
3 . حل مسئله جوئي : اين مرحله مستلزم ارزيابي و آزمايش ايده هاي انتخاب شده در مرحله قبل و در نهايت انتخاب و گزينش

دانلود پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، وزن و آهنگ

كه از دو نيمه مغز هر نفر بر مي خواست را اندازه گيري كرد يافته هاي او در عين حال شگفت انگيز و معنادار بود . به طور كلي مغز چپ ، اداره فعاليتهاي فكري زير را بعهده داشت :
رياضيات
زبان و تركيب عبارات كلام
منطق
بررسي و تجزيه و تحليل
نويسندگي
و ديگر فعاليتهاي مشابه
و سمت راست مغز فعاليتهاي كاملا متفاوت ديگري را به شرح زير عهده دار است :
تصور و تجسم
شناخت رنگها
موسيقي
وزن و آهنگ
خيالات و احلام (خواب و خيالات خوش )
ساير فعاليتهاي مشابه
او هم چنين پي برد افرادي كه كم و بيش عادت كرده بودند بطور انحصاري از يك طرف مغز خود استفاده كنند بطور نسبي قادر به استفاده از سوي ديگر مغز خود نبودند بطور كلي ، و نيز در موارد خاصي كه فعاليتها بطور مشخص در ارتباط سمت ديگر مغز مورد نياز بود ، اين ضعف به چشم مي خورد باز مهمتر از آن ، اورنشتين دريافت زماني كه از ميان دو قسمت مغز ، بخش « ضعيفتر» تحريك و ترغيب به همكاري با مغز بخش قويتر مي شد نتيجه نهائي افزايش فوق العاده در مجموع توانائي و كارائي آنها بود . افزايش نتيجه همكاري دو بخش به مراتب بزرگتر از حد انتظار اورنشتين بود ؛ او انتظار داشت كه با تشويق بكار بخش ضعيفتر در همكاري با بخش قويتر افزايش از نوع متعارف 1بخش + بخش ديگر مغز = 2 برابر كارائي معمول ، در عمل و اجرا بدست آيد نتيجه واقعي نشان داد كه مغز مي تواند به طرزي متفاوت با معيارهاي متعارف رياضي كار كند زيرا فعاليتهاي يك طرف مغز به فعاليت طرف ديگر آن كه افزوده شود ، نتيجه غالبا پنج تا ده برابر كارائي معمول يك طرف را نمودار مي سازد .
از آنجا كه فرايند تفكر خلاق نياز به مقدار زيادي تفكر مربوط به هر دو نيم كره دارد انتظار مي رود كه«فرد خلاق ايده ال»كسي باشد كه بتواند وظايف اختصاصي هر دو نيم كره راست و چپ را به نحوي مكمل اداره نموده و مورد استفاده قرار دهد نهايتا ممكن است اين مطلب به عنوان يك حقيقت كشف شود ولي شواهد موجود ،كه بر اساس مقدار زيادي اطلاعات روان سنجي قرار دارد حاكي از آن است كه در انواع متعدد آزمونهاي تفكر خلاق ، بزرگسالان نرمال كه در وظايف مغزي نيم كره راست تخصص دارند تقريبا بدون استثناء از افرادي كه شيوه ادغام دو نيم كره را بكار مي برند ، پيشي مي گيرند . چنين افرادي هم چنين يادگيريهاي خود را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند. مشكل افرادي كه داراي شيوه يادگيري ادغامي هستند در تغيير جهت تفكر از نوعي كه اسبورن در نظر دارد اشكال دارند . اسبورن اعتقاد داشت كه وي وظايف «اخلاق» و «انتقاد جوئي» مغز مي ناميد نمي توانست به طور همزمان در بالاترين سطح خود عمل كند. فرايند قضاوت و تصور دو پديده نسبتا متفاوت ولي مكمل همديگر هستند در صورتيكه در موارد لازم از يكديكر مي توانند مجزا نگه داشته شوند . در كوشش خلاق بايد مانند دو فرد مختلف عمل كنيم كه گاه بايد مغز قضاوت كننده خود را خاموش كرده و مغز خلاق خود را روشن كنيم و مدت لازم صبر نمود سپس چراغ قضاوت خود را روشن كنيم در غير اين صورت عجولانه ممكن است شعله هاي خلاقيت ما را خاموش نموده و ايده هائي كه جديدا” توليد شده را زايل نمايد (آقائي فيشاني ، 1377 ص: 59 ).
تفكر از جمله مسائلي است كه از دير باز همواره ذهن انديشمندان را بخود مشغول داشته است چرا كه آنها واقف بودند ، انسان ، فرهنگ و تمدن خود را مديون تفكر است . اين عقيده كه نيروي تفكر انسان است كه او را از ساير موجودات متمايز مي كند همواره مطرح بوده است و بنابراين از زمان سقراط و ارسطو تا زمان حال تفكر را با ماهيت و مراحلي توام مي دانند .
از ديدگاه ديوئي تفكر اساسي واقعي تنها با طي اين مراحل ممكن است . اين مراحل عبارتند از :
پيشنهاد3 : اين مرحله ، مرحله پيشنهاد راه حلهاي مختلف است ،كه ممكن است به جواب برسد . بنابراين ، در اين مرحله هر گونه راه حلي به ذهن برسد ارائه مي گردد .
تعقل4 : در اين مرحله فرد به جمع آوري شواهد و مدارك مربوط به مسئله و نيز به بررسي راه حلهاي مختلف پرداخته و درباره آن تفكر مي نمايد
فرضيه سازي5 : پس از تعقل روي راه حلها ، فرد مي تواند راه حل مناسبي كه احتمال بيشتر دارد كه به نتيجه برسد را انتخاب كند . بعبارت ديگر براي مسئله مورد نظر فرضيه اي تشكيل مي دهد .
استدلال6 : در اين مرحله فرضيه مورد بررسي قرار گرفته و با معيار استدلالي مورد پذيرش واقع مي گردد.
كاربرد7 : فرضيه در مورد پذيرش در اين مرحله بكار گرفته مي شود و مورد آزمايش قرار مي گيرد تا بتوان آنرا اثبات نمود (حسيني، 1378 ص:18 ).
و گيلفورد و دوبونو از جمله پيشقدماني هستند كه به بحث در باره تفاوت انواع تفكر مي پردازند.
گيلفورد8 تحت عنوان تفكر «همگرا» و «واگرا» به تفكر منطقي و خلاق مي پردازد . از نظر وي تفكر همگرا همان استدلال يا تفكر منطقي است كه به دنبال يك جواب صحيح مي گردد . در حاليكه تفكر واگرا يا تفكر خلاق به راه حلهاي مختلفي براي يك مسئله توجه مي نمايد .
ادوارد دوبونو9 (1970) ، يك تحقيق وسيع و گسترده از خلاقيت به شيوه خاصي انجام داده است. او تفكر افقي يا جانبي يا واگرا را مطالعه كرد . وآنرا از تفكر عمودي يا همگرايي متفاوت دانسته است . در نظريه دوبونو ، تفكر افقي شبيه به خلاقيت و يك فرايند سنجيده و حساب شده است . تفكر عمودي ، همسو است . آن به گزينش يك روش درست و جواب آن مربوط مي شود ، در حاليكه تفكر افقي با تنوع وگوناگوني مشخص مي شود . و به جاي يك راه ، چندين راه و چندين جايگزين
را جستجو مي كند . دوبونو اظهار مي كند كه، اگر هدف اين باشد كه درباره يك چيز به اطلاعات بيشتري برسيم ؛ به يك راه حل مورد قبول و همگرا برسيم ، تفكر عمودي كاملا مناسب است . اما اگر هدف اين باشد كه راه حلهاي غير معمول، واگرا و خلاق را پيداكنيم ، تفكر جانبي نمايان مي شود . پس مي توان گفت كه تفكر جانبي همان تفكر خلاق است ولي دوبونو بيان كرد كه تفكر جانبي و تفكر خلاق يك چيز نيستند . زيرا تفكر جانبي روشي براي استفاده از ذهن است كه منجر به راه حلها و تفكر خلاق مي شود . به طور كلي تفكر عمودي در رابطه با تهيه و يا توسعه قالبهاي ذهني است در حاليكه تفكر جانبي در رابطه با تغيير ساختار چنين قالبهائي و بر- انگيختن قالبهاي جديد است (صالحي نجف آبادي ، 1379 ، ص:22) .
گيلفورد براي تفکر خلاق ويژگيها ئي قائل است که آزمونهاي خويش را بر اساس آن تنظيم مي کند .
سيالي10 : يعني توانائي برقرار رابطه معني دار بين فکر ، انديشه و بيان است . اين توانايي افراد را قادر مي سازد تا راه حلهاي متعددي در حل مسئله ارائه دهند . به عبارتي رواني، به کميت پاسخهاي فرد يه يک مسئله مرتبط است.
اصالت11 : توانائي تفکر به شيوه غير متداول و خلاف معمول را گويند اصالت و ابتکار، مبتني بر ارائه جوابهاي غير معمول ،عجيب و زيرکانه است .
انعطاف پذيري12 : توانائي تفکر به راههاي مختلف براي حل مسئله جديد است تفکر قابل انعطاف الگوهاي جديدي رابراي انديشيدن ، طراحي مي کند. مانند استفاده مختلف از يک شيء.
بسط13: توانائي توجه به جزئيات در حين انجام يک عمل است انديشه بسط يافته به کليه جزئيات لازم براي يک طرح مي پردازد و چيزي را از قلم نمي اندازد (حسيني، 1378،ص:50 )
مهمترين تفاوتهاي تفكر منطقي و خلاق از نظر دوبونو (1986)عبارتند از :
1. وسعت عمل : در تفكر منطقي معمولا سعي مي كنيم با بررسي شقوق مختلف يك رويا يا مسئله بهترين راه را برگزينيم و آنرا ملاك عمل قرار دهيم . اما در تفكر خلاق ، خود را به يك طريق محدود نكرده و در صددآنيم راههاي هر چه بيشتري براي يك مسئله بيابيم و اين امر حتي پس از يافتن راههاي مناسب ادامه پيدا مي كند.
2. مسير و جهت عمل : در تفكر منطقي جهت و مسير مشخصي دنبال مي شود . در حاليكه در تفكر خلاق نه تنها يك مسير دنبال نمي گردد ، بلكه راه و جهتهاي مختلفي دنبال مي گردد به عبارت ديگر براي فرد در تفكر منطقي روشن است چه مي خواهد و از چه راهي مي تواند به مقصد برسد . در حاليكه در تفكر خلاق فرد جستجو مي كند براي جستجو تا مي تواند تغيير و حركتي ايجاد كند و تنها براي رسيدن به مقصد تلاش نمي كند.
3. توالي عمل : در تفكر منطقي هر مرحله بايد به دنبال مرحله بعد بيايد و مراحل به يكديگر وابسته است . در حاليكه در تفكر خلاق نيازي به توالي مراحل نيست و مي توان از يك مرحله اي به مرحله بالاتر پريد و سپس بار ديگر مراحل باقي مانده را طي كرد .
4. چگونگي بر خورد با مسائل و اشتباهات نامربوط : در تفكر منطقي تلاش مي شود در هر قدم هيچ اشتباهي رخ ندهد در حاليكه در تفكر خلاق امكان اشتباه نيز هست تا در نهايت به جواب درست دست يابد .
همچنين در تفكر منطقي مسائل نا مربوط كنار گذاشته مي شود و تنها به آنچه به مسئله ارتباط دارد پرداخته مي شود ، در حاليكه در تفكر خلاق به هر چيز به ظاهر بي ارتباط نيز توجه مي شود ،چون قرار نيست در يك قالب بماند.
به طور كلي از نظر دوبونو فكر منطقي، جنبه داوري كننده و ارزيابي كننده فكر است يعني مسائل تجزيه و تحليل ، مقايسه و در نهايت انتخاب مي گردد ، در حاليكه در بعد خلاق مسائل ، تجسم ، پيش بيني و ارائه مي گردد . تفكر منطقي با واقعيتهاي موجود محدود مي گردد. اما تفكر خلاق پاي در مسير مجهولات مي گذارد(حسيني،1378، ص :20) .
وايزبرگ (1993) معتقد است علي رغم اينکه ديدگاه نبوغ براي هزاران سال وجود داشته است اما افسانه اي بيش نيست. تفكر خلاق ريشه محكمي در تجربه هاي گذشته دارد و افكاري كه هر روز استفاده مي كنيم منبع آن است .
(ديدگاه نبوغ ،كارهاي بزرگ خلاق را نتيجه به كار گيري تفكر غير معمول افراد غير معمول مي داند).
در ادامه مي گويد : مشكل است باور كنيم كارهاي بزرگ هنري يا علمي يا تكنولوژيكي بتواند نتيجه فرايند شناختي مشابهي مانند درست كردن شام باشد چون شام درست كردن هيچ تازگي ندارد . در حاليكه به نظر من همه رفتارهاي ما تازگي دارد و مي تواند دا شته باشد . پس معمولا فرايندهاي فكري بايد منجر به كارهاي تازه و ارزشمند گردد. (حتي اگر درست كردن سالاد شام باشد). (حسيني ،1378 ص:21)
پژوهشها نشان مي دهد كه آموزش به فرد و گروه در مورد روشهاي خلاق حل مسئله مي تواند موجب افزايش خلاقيت در افراد گرديده و عملكرد فرد و گروه را بهبود بخشد همچنين آ موزش در اين زمينه مي تواند زمينه پيچيدگي تفكرات فردي را بوجودآورد. (mam ford , 2001, eric)
محققان معتقدند هر شخصي داراي ابعاد متفاوتي از خلاقيت مي باشد که، شناخت و درک مشخص از اين ابعاد بسيار حائز اهميت است . استعداد خلاقيت در افراد مختلف ، متفاوت است . و اين استعداد مي تواند ، عملکرد خوبي داشته باشد . ( levesque , 2001 , eric)
تعاريف خلاقيت :
در سه دهه اخير ، عده اي از صاحب نظران سعي بر اين داشته اند که تعاريف جامعي از خلاقيت عرضه كنند گر چه كوششهاي آنان كاملا موفقيت آميز نبوده است ولي بررسي نتايج تحقيقات آنان مي تواند ابهام تعريف خلاقيت را تا حدودي کاهش مي دهد
گيلفورد هوش ر ا، فكر يك جهشي و خلاقيت را چند جهشي مي نامد . (امين افشار ،1378،ص:20).
مع
ناي خلاقيت نزد همه يكسان نيست . در نوشته ها به بيش از 100 نوع تعريف خلاقيت برمي خوريم. يراي خلاقيت انواع مترادفها آورده اند ، مثلا «تفكر مولد » ، «تفكر واگرا» ، «قوه ابداع» ، » قوه تخيل » تفكر پر شاخ و برگيا جانبي » به اين ترتيب ، تعريفها از بعضي جهات متفاوتند و از بعضي جهات متشابه . اما تعريفها را مي توان به دو دسته اصلي تقسيم كرد :
1. تعريفهاي خاستگاهي
2. تعريفهاي فرايندي
1. نگرشهاي خاستگاهي : روانكاوان و گروهي از روان شناسان ، بيشتر به خاستگاه خلاقيت توجه كرده اند تا به خود آن . مثلا زيگموند فرويد معتقد بود كه خلاقيت از تعارض درون فرد ناشي مي شود و هنگامي پديد مي آيد كه انرژي اميال ارضا نشده ، در نيل به هدفهاي ممنوعه ابتدايي به سمت هدفهاي جامعه پسند تغيير جهت دهد . به نظر فرويد ، فرايند خلاق شامل برون

دانلود پایان نامه ارشد درباره موانع رشد، طرح پژوهش

است به نتايج قابل توجهي در اين زمينه دست يابد.
اهداف تحقيق :
خلاقيت گستره وسيعي از مسائل روزانه تا پيشرفتهاي مهم تاريخي در علوم ، ادبيات ، هنر را در بر مي گيرد بر خلاف نظر عمومي ، هر فرد با توانائيهاي شناختي معمولي ، با مقداري تلاش مي تواند از خود خلاقيت به خرج دهد . بررسي اجزاء خلاقيت نشان مي دهد كه خلاقيت يك ويژگي ثابت شخصيتي نيست كه بدون هيچ تغيير و تحولي در وجود انسان نهفته باشد بلكه از جمله مواردي است كه كاملا”تحت تاثير عوامل و يا موانعي تقويت ، تضعيف و يا حتي نابود مي شود .
بعضي شرايط زمينه هاي ظهور و گسترس خلاقيت را فراهم مي كند . در حاليكه بعضي موقعيتها رشته هاي خلاقيت را در وجود آدمي خشك مي كند .
محققان معتقدند كه ، همه انسانها در دوره كودكي از استعداد خلاق برخوردارند . ليكن عدم وجود محيط مناسب و بي توجهي و عدم تقويت اين توانائي مانع ظهور آن مي گردد . براي هر جامعه اي وجود افراد خلاق اهميت زيادي دارد، زيرا جوامع در دوره انتقال و تغيير نيازمند راه حلهاي خلاق ، يراي مسائل حال و آينده هستند.
توين بي معتقد است ، اگر جامعه نتواند از موهبت خلاقيت حداكثر استفاده را بكند و بد تر از آن ، اگر اين توانائي را سركوب كند ، انسان ديگر از خلق ذاتي اش يعني اشرف مخلوقات بودن محروم مي شود. زيرا در آن صورت كم ثمرترين عضو حيات است. همين دليل كافي است كه جامعه براي تعليم و تربيت افراد خلاق اولويت قائل شود. با توجه به مدت زمان زيادي كه بچه ها در مدرسه مي گذرانند مي توان گفت تجربه هاي مدرسه نقش اساسي در تحقق خلاقيت آنها در آينده دارد . لكن تحقيقات نشان مي دهد افراد برجسته بندرت از مدرسه و معلمان بعنوان عامل موثر مهمي در رشد توانائيها و خلاقيتشان ياد نمودند.
آنها برنامه درسي پوچ كه خلاقيت در آن جائي ندارد را مهمترين عامل در عدم موفقيت مدرسه دانسته اند . علت شكست مدرسه تا حد زيادي به تعليم و تربيت هم شكل و يكنواخت مربوط مي شود . اين در حالي است كه هر كدام از بچه ها كاملا” از يكديگر متفاوت اند .
توين بي معتقد است كه ايجاد فرصت براي پرورش خلاقيت براي هر جامعه به منزله مرگ و زندگي است. بدين سبب اغلب جوامع مدتهاست براي شناسائي افراد خلاق و استفاده از شيوه هاي آموزشي خلاق به برنامه ريزي جدي پرداخته اند (حسيني،1378).
در جامعه ما، علي رغم داشتن نيرو هاي مستعد ، توانائيهاي خلاق هرز مي رود . و علت آن ، نا مشخص بودن جايگاه خلاقيت و فقدان بستر رشد آن است . در حاليكه در جامعه رو به رشد و توسعه ما نيز توجه به اين مسئله نقش حياتي دارد. زيرا براي نائل شدن به پيشرفتهاي اجتماعي ، قتصادي ، فرهنگي و آموزشي به افراد مستعد و خلاق نيازمند هستيم . بنابراين به تحقيقات وسيعي درباره خلاقيت ، ماهيت آن ، راههاي پرورش و توسعه آن نياز داريم .
بررسي خلاقيت از جنبه هاي مختلف که عوامل و موانع رشد آن و تکنيکهاي آموزش آن در اولويت است.
سنجش خلاقيت دانشجويان در سه رشته روان شناسي ، مديريت آموزشي و مشاوره دانشگاه شهيد بهشتي و تعيين ميزان تاثيرگذاري تحصيلات دانشگاهي بر روي خلاقيت دانشجويان در دو جنس دختران و پسران از اهداف اين تحقيق است تا ، برآوردي از ميزان تاثيرگذاري اين دوره تحصيلي بررشد خلاقيت آنان بدست آوريم . اميد است که گامي در جهت توجه بيش از پيش به جايگاه و اهميت خلاقيت در مراکز آموزشي و به تبع آن در سطح جامعه باشد .

فرضيه اصلي :
رشد خلاقيت با دوره تحصيل دانشگاهي فرد در ارتباط است .
فرضيات فرعي :
ويژگيهاي شخصي فرد ( سن ، جنس ) با رشد خلاقيت در ارتباط است .
رشد خلاقيت با رشته تحصيلي فرد در ارتباط است .
نمره خلاقيت بالا با نمره معدل بالا در هر کدام از رشته ها در ارتباط است .

تعريف مفاهيم و واژه هاي اساسي :
خلاقيت : فرايند ذهني است كه شخص را به حل مسئله ، ايده ها ، تصورات ، فرمهاي ذهني ، تئوريها و محصولاتي كه منحصر به فرد و جديد هستند رهنمون مي سازد . (خان زاده ،1358، ص :10) .
ورنون خلاقيت را به اين صورت تعريف مي کند : خلاقيت توانائي شخص در ايجاد ايده ها و نظريه ها ، بينشها يا اشياء جديد و نو ، بازسازي مجدد در علوم و ساير زمينه هاست که بوسيله متخصصان به عنوان پديدهاي ابتکاري و از لحاظ علمي ، زيباشناسي ، فن آوري و اجتماعي با ارزش تلقي مي گردد . ( حسيني ، 1378 ، ص : 40 )
خلاقيت فرايندي جهت توليد يک چيز ، يک عقيده يا شکل و ترتيب جديدي از عناصر قديمي است . اختراع ممکن است به صورت ابداع يک اثر يا ذوق و يا حل بعضي از مشکلات باشد . ( مير افضل ، 1371 ص:259 )
خلاقيت فرايندي است که نتيجه يک اثر شخصي است و توسط گروهي اجتماعي در يک برهه زماني بعنوان چيزي مفيد و ارضاءکننده پذيرفته مي شود ( بودو ، خانزاده ، 1358).
با توجه به تعاريف فوق ، در اين تحقيق ، مقصود ما از خلاقيت آن ويژگي است که با تست سنجيده مي شود . و بر اساس تعداد پاسخهاي درستي که افراد به پرسشنامه مي دهند اندازه گيري و سنجيده مي شود .
دانشجو : فردي است كه در هر سال تحصيلي به منظور اخذ مدرك تحصيلي مورد تائيد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در يكي از مراكز آموزش عالي ثبت نام كرده و در آن ترم مشغول به تحصيل باشد.( سالنامه آماري 1375).
تست cree : پرسشنامه cree يک آزمون نيمه نهان مربوط به خلاقيت آفرينشگري است ومي تواند براي شناسائي خلاقيت بالقوه افراد بکار رود . در اين آزمون 145 سوال وجود دارد وهر سوال پرسشي را از آزمودني درباره خود او مطرح مي کن
د . اگر جواب آزمودني « بلي » باشد در پاسخنامه در خانه بلي در جلوي همان شماره ضربدر مي زند و اگر جوابش « خير » باشد در خانه خير و اگر در مورد آن سوال بي تفاوت باشد يا جوابش نا معلوم باشد در خانه « ؟ »در پاسخنامه ضربدر مي زند. نمره فرد برابر تعداد دفعاتي است که جوابهاي او درست منطبق با جوابهائي است که افراد خلاق پاسخ مي دهند . اين پرسشنامه توسط تي . جي. ميلن جر از دانشگاه کاروليناي شمالي تهيه و به وسيله ابوالفضل کرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبائي ترجمه شده است .

محدوديتهاي پژوهش:
1- عمده‌ترين محدوديت اين پژوهش مشكل دسترسي به آزمودنيها بود. از آنجا كه جامعه آماري ما ترمهاي 8 تا 5 را شامل مي‌شدند. دانشجويان ترم 8 و برخي اوقات ترم 7 مدت زمان بسيار كوتاهي را در دانشگاه بودند و در موقع حضور به دليل (كمبود وقتشان و يا دلايل ديگر) از پاسخ دادن به سوالات امتناع مي‌كردند.
به طوريكه جامعه آماري ما كه طبق جدول مورگان 195 نفر بودند با كسر اين تعداد و تعدادي از رشته‌هاي ديگر كه حاضر به همكاري نشدند با مشورت اساتيد طبق جدول مورگان به حدود 125 نفر تقليل پيدا كرد و تنها اين تعداد حاضر به همكاري با پژوهشگر شده‌اند.
2- محدوديت ديگر عدم همكاري اساتيد كلاسهاي رشته مشاوره، مديريت آموزشي و روان‌شناسي بود كه چون هفته‌هاي آخر تدريس‌شان بود به هيچ وجه در مورد زمان لازم براي تكميل پرسشنامه حاضر به همكاري نبودند. در نتيجه دسترسي پژوهشگر به تك تك افراد فقط در خارج از محيط كلاس ميسر بود كه كار را با مشكل مواجه مي‌كرد.
3ـ محدوديت ديگر تعداد زياد سوالات بسته پرسشنامه GREE بود و بعد از آن به دليل خستگي اين سوالات، سوالات مربوط به مصاحبه كتبي را با كراهت حاضر به پاسخگوئي مي شدند.
4ـ محدوديت ديگر جواب محافظه‌كارانه افراد به سوالات بود كه طبق ايده ال پرسشنامه به سوالات جواب دهند نه آنچه در واقع هستند. كه تعداد زياد افراد مي‌تواند چنين مشكلي را (اگر وجود داشته باشد) تعديل كند البته من چنين مشكلي را مشاهده نكردم ولي افراد مورد مشورت عنوان مي‌كردند احتمالاً چنين مواردي وجود دارد. براي به حداقل رساندن چنين احتمالي در پرسشنامه از آزمودني مشخصات بخصوصي كه فرد را معرفي يا شناسايي كند را طلب نمي‌كرديم.

خلاصه فصل
فصل اول تحقيق، در مورد كليات طرح پژوهشي است .
در اين فصل بعد از بيان مقدمه‌اي از موضوع به بيان مسئله اصلي پرداختيم كه آيا دوره تحصيل دانشگاهي و رشد خلاقيت دانشجويان دانشكده روان‌شناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه شهيد بهشتي تاثير داشته است يا خير در مورد اهميت و ضرورت تحقيق در مورد خلاقيت بحث شده است. به اهداف تحقيق پرداختيم كه از اهداف كلي آن توجه بيش از پيش به مسئله خلاقيت در مراكز آموزشي و در سطح جامعه مي‌باشد.
سپس به بيان فرضيات تحقيق پرداختيم كه فرضيه اصلي تحقيق اين است كه دوره تحصيل دانشگاهي با رشد خلاقيت دانشجويان در ارتباط است و مبحث آخر بيان مفاهيم و واژه‌هاي اساسي است كه از جمله اين واژه‌ها خلاقيت و تست CREE مي‌باشد.

فصل دوم
سابقه موضوع پژوهش

مقدمه :
کشف عناصر ناشناخته ، خلق آثار جديد ، ارائه راه حلهاي جديد ، مشخصه افرادي است كه تاثيري عميق بر زندگي بشري دارند . اختراع ماشين بخار ، فرمول مدل مارپيچي DNA ، ساختمان اولين هواپيما، فقط چند مورد برجسته از بروز خلاقيت ، با تاثيري عميق در زندگي و فرهنگ ماست . , 1993 , p . 2) weisberg )
زندگي پيچيده امروز هر لحظه در حال نو شدن است و خلاقيت ضرورت استمرار زندگي فعال بشمار مي رود . انسان براي خلق نشاط و پويائي در زندگي ، نياز به خلاقيت و ابتكار دارد تا انگيزه شوخ طبعي خود را ارضا كند و زمينه شكوفائي استعدادها وتوانائيهاي خويش را فراهم كند چرا كه جامعه انساني براي زنده ماندن و گريز از مرگ و ايستائي ، به تحول نياز دارد.
مسلما” انسان مي تواند به طرق كاملا” زيادي خلاق باشد . درك اين واقعيت چالشي واقعي در اين عصر فضا و فرا رسيدن جامعه فرا صنعتي بوجود مي آورد ، در هر زمينه دانش بشري انفجارهاي اطلاعات وجود دارد . زماني بود كه فكر مي كرديم مرزهاي فضا نه ظرفيتهاي بشر ، و دانش را مي شناسيم . شخص مي توانست چيزهاي خوبي در مدرسه دانشگاه و يا از راه كار آموزي فرا گيرد و اين دانش ، بقيه عمرش برايش مفيد بود، آن روزها گذشت .
يك ارتباط بين خلاقيت و آينده عبارت از رابطه مثبت و قابل ملاحظه بين عملكرد دانش آموزان دبيرستان در آزمونهاي خلاقيت و دستاوردهاي خلاق آينده آنان در بزرگسالي است.
نهضت پرورش استعداد خلاقيت و ابداع در كشورهاي مختلف ، خاصه در كشورهاي صنعتي و پيشرفته ، به سرعت در حال پيشرفت بوده و مورد پذيرش قرار گرفته است . و شايد بتوان سالهاي (1950) را سالهاي ترقي خلاقيت دانست به اين دليل كه اين مفهوم بي هيچ شرح و بسطي به فرايندهاي ذهن اضافه شده است (كراس ، جواديان ، 1369 ).
در اوايل دهه 1950 اسبورن بنياد تفكر خلاق را تاسيس كرد و در شهر بوفالو در ايالت نيويورك رياست اولين جلسه موسسه حل مسئله با روش خلاق را بر عهده گرفت ( مظفري ، 1376 ص:52 ).
و بدين ترتيب پژوهش در مورد خلاقيت پا به عرصه جديدي مي گذارد .

ساختار مغز و عملکرد آن
انسان داراي ساختار مغزي مي باشد كه داراي عاليترين نوع عملكرد است. تحقيق اخير پروفسور اورنشتين2 از دانشگاه كاليفرنيا پرتو بيشتري بر فع
ا ليتهاي گوناگون زير فرمان هر قسمت از ناحيه هاي چپ و راست افكنده است . پروفسور اورنشتين تحقيق را با چنين استنباطي آغاز كرد كه دو نيمه مغز از لحاظ بيولوژيكي مشابهت دارد و به مفهوم واقعي او بجاي يك مغز كه به دو قسمت تقسيم شده باشد آنها را به دو مغز متشابه در نظر گرفت كه هماهنگ عمل مي كنند و خواست بداند آيا همه قسمتهاي جداگانه مغز فعاليتهاي فكري متفاوتي علاوه بر فعاليتهاي فيزيكي متفاوت انجام مي دهند يا نه؟
با قرار دادن سر پوش خاصي روي سر چند دانشجو ، براي اندازه گيري امواج مغزي آنها ، پروفسور اورنشتين از آنان درخواست كرد كه به انواع مختلف كار فكري بپردازند. ستونهاي اعداد را جمع كنند نامه ها و مقاله هاي رسمي بنويسند ، قطعاتي رنگ آميزي شده بسازند ، تجزيه و تحليل منطقي انجام دهند و افكار خوش رويائي در سر بپرورانند . در تمام اين احوال كه فعاليتها ادامه داشت پروفسور اورنشتين امواج مغز را

پایان نامه با کلید واژگان "، فراواني، كمترين

سال
52
5/20
5/20
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني سابقه کار پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 3/54% مربوط به سابقه کار 20-10 سال و كمترين با 5/20% مربوط به سابقه کار 30- 21 سال می باشد.

نمودار4-4-سابقه پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-6)فراواني سوال اول

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
7/16
7/16
کم
63
8/24
25
7/41
متوسط
75
5/29
8/29
4/71
زیاد
64
2/25
4/25
8/96
خیلی زیاد
8
1/3
2/3
100
جمع
252
2/99
100

پاسخ نداده
2
8/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب در سوال اول، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 5/29% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 1/3% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-5-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال اول

جدول4-7)فراواني سوال دوم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
88
6/34
6/34
50
متوسط
75
5/29
5/29
5/79
زیاد
49
3/19
3/19
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه ” کم ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-6- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوم

جدول4-8)فراواني سوال سوم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
33
13
13
13
کم
77
3/30
3/30
3/43
متوسط
84
1/33
1/33
4/76
زیاد
57
4/22
4/22
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سوم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/33% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد..

نمودار4-7-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سوم

جدول4-9)فراواني سوال چهارم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
38
15
15
15
کم
63
8/24
8/24
8/39
متوسط
84
1/33
1/33
8/72
زیاد
64
2/25
2/25
98
خیلی زیاد
5
2
2
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهارم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/33% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2% مربوط به گزینه” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-8-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهارم

جدول4-10)فراواني سوال پنجم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
69
2/27
2/27
5/42
متوسط
88
6/34
6/34
2/77
زیاد
55
7/21
7/21
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پنجم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه
” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-9- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پنجم

جدول4-11)فراواني سوال ششم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
33
13
13
13
کم
74
1/29
2/29
3/42
متوسط
74
1/29
2/29
5/71
زیاد
68
8/26
9/26
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال ششم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/29% مربوط به گزینه‎های ” کم ” و ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-10- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال ششم

جدول4-12)فراواني سوال هفتم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
40
7/15
7/15
7/15
کم
69
2/27
2/27
9/42
متوسط
89
35
35
78
زیاد
56
22
22
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هفتم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 35% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 7/15% مربوط به گزینه” خیلی کم ” می باشد.

نمودار4-11- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هفتم

جدول4-13)فراواني سوال هشتم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
30
8/11
9/11
9/11
کم
77
3/30
4/30
3/42
متوسط
98
6/38
7/38
81
زیاد
48
9/18
19
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هشتم، توسط
پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/38% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 8/11% مربوط به گزینه ” خیلی کم ” می باشد..

نمودار4-12 فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال هشتم

جدول4-14)فراواني سوال نهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
40
7/15
7/15
7/15
کم
74
1/29
1/29
9/44
متوسط
88
6/34
6/34
5/79
زیاد
52
5/20
5/20
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال نهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 6/34% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 7/15% مربوط به گزینه” خیلی کم ” می باشد.

نمودار4-13- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال نهم

جدول4-15)فراواني سوال دهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
5/16
5/16
کم
72
3/28
3/28
9/44
متوسط
79
1/31
1/31
76
زیاد
57
4/22
4/22
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 1/31% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-14- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دهم

جدول4-16)فراواني سوال یازدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
6/16
6/16
کم
75
5/29
6/29
2/46
متوسط
77
3/30
4/30
7/76
زیاد
54
3/21
3/21
98
خیلی زیاد
5
2
2
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال یازدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 3/30% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-15-فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال یازدهم

جدول4-17)فراواني سوال دوازدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
47
5/18
8/18
8/18
کم
74
1/29
6/29
4/48
متوسط
77
3/30
8/30
2/79
زیاد
48
9/18
2/19
4/98
خیلی زیاد
4
6/1
6/1
100
جمع
250
4/98
100

پاسخ نداده
4
6/1

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوازدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 3/30% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 6/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-16- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال دوازدهم

جدول4-18)فراواني سوال سیزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
43
9/16
1/17
1/17
کم
59
2/23
4/23
5/40
متوسط
66
26
2/26
7/66
زیاد
78
7/30
31
6/97
خیلی زیاد
6
4/2
4/2
100
جمع
252
2/99
100

پاسخ نداده
2
8/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سیزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 7/30% مربوط به گزینه ” زیاد ” و كمترين پاسخ با 4/2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-17- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال سیزدهم

جدول4-19)فراواني سوال چهاردهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
39
4/15
4/15
4/15
کم
55
7/21
7/21
2/37
متوسط
95
4/37
5/37
7/74
زیاد
58
8/22
9/22
6/97
خیلی زیاد
6
4/2
4/2
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهاردهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 4/37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 4/2% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

نمودار4-18- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال چهاردهم

جدول4-20)فراواني سوال پانزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
42
5/16
6/16
6/16
کم
54
3/21
3/21
9/37
متوسط
95
4/37
5/37
5/75
زیاد
51
1/20
2/20
7/95
خیلی زیاد
11
4/3
4/3
100
جمع
253
6/99
100

پاسخ نداده
1
4/0

جمع
254
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پانزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 4/37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 4/3% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد..

نمودار4-19- فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال پانزدهم

جدول4-21)فراواني سوال شانزدهم

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
خیلی کم
46
1/18
1/18
1/18
کم
52
5/20
5/20
6/38
متوسط
94
37
37
6/75
زیاد
59
2/23
2/23
8/98
خیلی زیاد
3
2/1
2/1
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني گزینه مورد انتخاب درسوال شانزدهم، توسط پاسخگویان مورد مطالعه، بيشترين پاسخ با 37% مربوط به گزینه ” متوسط ” و كمترين پاسخ با 2/1% مربوط به گزینه ” خیلی زیاد ” می باشد.

پایان نامه با کلید واژگان مدیریت ارتباط، ارتباط با مشتری، کیفیت زندگی کاری

گرفته است. هدف از انجام اين پژوهش بررسي عوامل موثر بر استقرار فرايند مديريت ارتباط با مشتري در شركتهاي بيمه ميباشد. بدين منظور پس از بررسي مباني نظري تحقيق، پرسشنامه تحقيق طراحي شده و پس از تاييد روايي و پايايي آن نسبت به جمع آوري دادهها از جامعه آماري كه مديران و كارشناسان شركتهاي بيمه شهر شيراز ميباشد، اقدام گرديده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها بيانگر آن است كه چهار عامل تمركز بر مشتريان اصلي و كليدي، توجه به مديريت دانش، سازماندهي فرايندهاي كسب و كار و برخورداري از فناوري مدرن و بهروز در استقرار موفقيتآميز فرايند مديريت ارتبط با مشتري در شركت هاي بيمه تاثيرگذار است. همچنين مشخص گرديد كه سازماندهي فرايندهاي كسب و كار نيازمند توجه بيشتري در مقايسه با ساير عوامل ميباشد.

فصل سوم
روش انجام تحقیق

مقدمه
تحقيق عبارت است از مجموعه فعاليت‌هاي منطقي، منظم، منسجم و هدفمند كه درپي دستيابي به يكي از خواسته‌های تحقيق بنیادی، تحقيق پيمايشي و تحقيق كاربردي به صورت فردي گروهي صورت مي‌گيرد. در طي فرآيند تحقيق يا به كارگيري ابزارهاي جمع آوري، داده‌ها به طورعيني و معتبر، مشاهده بررسي و استخراج مي‌شوند و سپس با استفاده از فنون و تجزيه و تحليل توصيفي واستنباطي به طوركمي و غيركمي سعي مي‌شود كه ادعاها و حدس‌هاي علمي اوليه (فرضيه‌ها)آزمون شده و در نهايت فرضيه‌ها رد يا پذيرفته مي‌شود و نتيجه‌گيري نهايي صورت مي‌پذيرد (هومن،1375، ص88). با اين اوصاف روش تحقيق را مي‌توان به عنوان مجموعهای ازقواعد، ابرازها، و راه هاي معتبر نظام يافته براي بررسي واقعيت‌ها، كشف مجهولات و دست يابي به راه حل مشكلات دانست، اتخاذ روش علمي تنها راه دستيابي به دستاورد هاي قابل قبول و علمي است.
در این قسمت به روش‌هاي مورد استفاده درتحقيق جهت بررسي جامعه آماري و تعيين روش هاي نمونه‌گيري و حجم نمونه و هم‌چنين روش‌ها و ابزار مورد استفاده جهت گردآوري اطلاعات و روشهاي تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده خواهيم پرداخت.

3-1) روش تحقيق
روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺑﺮاي درك راﺑﻄﻪ ﻋﻠﺖ و ﻣﻌﻠﻮﻟﻲ اﺳﺖ. اﮔﺮﭼـﻪ ﻣـﺸﺎﻫﺪات ﺗﺠﺮﺑـﻲ‬‬‬‬‬‬ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻧﻈﺮي ﻋﻠﻤﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻟﻴﻜﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻄﻘﻲ، ﻣﻨﻈﻢ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ. روش ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻋﻠﻢ‬‬ و داﻧﺶ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻲ دﻫﺪ و در ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﻛﺸﻒ راﺑﻄﻪ ﻋﻠﺖ و ﻣﻌﻠﻮﻟﻲ، ﻣﻨﻄـﻖ را‬‬ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻗﻮاﻋﺪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻌﺎرﻳﻒ، ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي و اﺳﺘﻨﺒﺎط، ﺗﺌﻮري ﻫـﺎي اﺣﺘﻤـﺎﻻت، روش ﻫـﺎي‬‬ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﻴﺮي، ﻧﺤﻮه ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ، ﻧﺤﻮه اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي و ﻧﺤﻮه ﺳﻨﺠﺶ، از ﺟﻤﻠﻪ وﺳﺎﻳﻞ و اﺑﺰار ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﺤﻘﻘﻴﻦ‬‬ و داﻧﺸﻤﻨﺪان ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ( اﻳﺮان ﻧﮋاد، 2831، ص 91 و 20)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
روش تحقيق حاضر همبستگی و روش گردآوری داده ها میدانی است.

3-2) جامعه آماري
جامعه بنا بر نظر اغلب محققان عبارت از همه اعضاي واقعي يا فرضي كه علاقه‌مند هستيم يافته‌هاي پژوهش را به آنها تعميم دهيم (هومن، 1380، ص40).
جامعه آماري تحقيق حاضر کارکنان شعبات مختلف سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان می‌باشد. با توجه به آمار موجود تعداد 716 نفر در بخش بیمه ای سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان مشغول به کار هستند که جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند.

3-3) نمونه و روش نمونه گیری تحقیق
نمونه عبارت است از مجموعه ای از نشانه ها که از یک قسمت یک گروه یا جامعه ای بزرگ تر انتخاب می شود، بطوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگی های آن قسمت گروه یا جامعه بزرگ تر باشد (خاکی، 1382، ص 250).نمونه بايد بر پايه شانس و احتمال بوده و نظر شخصي دخالت نداشته باشد يعني نمونه نبايد اريب3 باشد. (آذر، 1380، ص3). و نظر به اینکه محقق از چگونگی توزیع جمعیتی افراد جامعه آماری تحقیق اطلاع داشته و امکان دسترسی به همه افراد جامعه ممکن و مقدور بوده است، لذا دراین تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است.

3-4) حجم نمونه
گروه نمونه مجموعه ای کوچک از جامعه‌ی آماری است مشتمل بر برخی از اعضاء که از جامعه آماری انتخاب شده اند. به عبارت دیگر، تعدادی از اعضای جامعه‌ی آماری (امّا نه همه) که گروه نمونه را تشکیل می‌دهد.
با توجّه به محدود و مشخص بودن تعداد افراد جامعه، حجم نمونه که در این تحقیق بهکار رفته است به کمک جدول مورگان برآورد شده است که مقدار آن با توجه به شعبات سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان برابر با 254 می باشد.

3-5) روش و ابزار جمع آوري داده‌ها
در اين تحقيق براي جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات بررسي اسناد ومدارك و از ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شده است. پرسشنامه يكي از روش هاي بسيار متداول در گردآوري داده‌ها به روش میدانی است و امر گردآوري اطلاعات را در سطح وسيع امكان‌پذير مي‌سازد (هومن،1375، ص 152).
در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است که عبارتند از :
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون مشتمل بر24 سوال و پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری برگرفته از عباسی(1388) مشتمل بر 14 سوال
پرسشنامه به کمک طیف لیکرت به‌صورت خیلی مخالفم(1)، مخالفم(2)، مطمئن نیستم(3)، موافقم(
4) و خیلی موافقم(5) نمره‌گذاری شده است.

3-6) روايي ابزار اندازه گيري
منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سؤالات مندرج در ابزار دقیقاٌ متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد، یعنی اینکه هم داده های گردآوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از داده های مورد نیاز در رابطه سنجش متغیر ها در محتوای ابزار حذف نشده باشد یا به عبارت دیگر، عین واقعیت را بخوبی نشان دهد. (شریعتمداری، 1388، ص164)
برای سنجش روایی پرسشنامه های تحقیق از روایی محتوایی و صوری استفاده می گردد. پرسشنامه های مورد استفاده در این تحقیق از روایی صوری و محتوایی برخوردارند، زیرا در تهیه آنها از نظرات اساتید محترم راهنما و مشاور و نیز سایر استادان صاحبنظر استفاده گردیده و از جدیدترین اطلاعات و نظریه‌های علمی موجود در زمینه های مذکور بهره گرفته شده است.

3-7) پايایي ابزار اندازه گيري
پایایی ابزار که از آن به دقت و اعتماد پذیری نیز تعبیر میشود، عبارت است از اینکه اگر یک وسیلهی اندازهگیری که برای سنجش متغیر و صفتی ساخته شده در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد، نتایج مشابهای از آن حاصل شود. به عبارت دیگر، ابزار پایایی متغیر ابزاری است که از خاصیت تکرارپذیری و سنجش نتایج یکسان برخوردار باشد (شریعتمداری، 1388، ص165). در این پژوهش برای اطمینان از پایایی پرسشنامهها، به اجرای آزمایشی پرسشنامه در نمونهای با حجم 30 نفر پرداخته و پایایی آنها از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر کیفیت زندگی کاری عدد 81/0 و برای متغیر مدیریت ارتباط با مشتری عدد 0.79 برآورد گردید. که این میزان نشاندهنده پایایی بالا و انسجام درونی سوالات در پرسشنامه میباشد.

جدول3-1-اعداد مربوط به آلفای کرونباخ
ردیف
متغیر
آلفای کرونباخ
1
کیفیت زندگی کاری
81/0

2
مدیریت ارتباط با مشتری
79/0

3-8) روش تجزيه و تحليل داده ها
اطلاعات خام استخراج شده از پرسش‌نامه با استفاده از نرم افزار رايانه اي SPSS و به اقتضای مورد از آمار توصیفی و استنباطی استفاده و داده‌ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

3-8-1- روش ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
در اﻳﻦ ﻧﻮع ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ، داده ﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺷـﺎﺧﺺ ﻫـﺎي‬‬‬‬‬‬آﻣﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ، ﺧﻼﺻﻪ و ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، در ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴـﻞ ﺗﻮﺻـﻴﻔﻲ، ﭘﮋوﻫـﺸﮕﺮ‬‬‬اﺑﺘﺪا داده‎ﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه را ﺑﺎ ﺗﻬﻴﻪ و ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺟﺪول ﺗﻮزﻳﻊ ﻓﺮاواﻧﻲ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ‬‬‬ﻧﻤﻮدار، آن‎ها را ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﻲ دﻫﺪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﺎﻳﺮ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي آﻣﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ آﻧﻬﺎ را ﺧﻼﺻﻪ ﻣـﻲ‬‬‬ﻛﻨﺪ (دﻻور، 1387، ص 812). ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ روش ﻫﺎي ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از: ﻓﺮاواﻧـﻲ، درﺻـﺪ ﻓﺮاواﻧـﻲ، ‬‬‬ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ، اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﻴﺎر و وارﻳﺎﻧﺲ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

3-8-2- روش اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ و ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
درﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﻣﻮرد‬‬‬ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.(دﻻور، 1387، ص 219) در روش اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ‬‬‬ ﺷـــﺎﺧﺺ ﻫـــﺎي آﻣـــﺎري (ﻣﻴـــﺎﻧﮕﻴﻦ، ﻣﻴﺎﻧـــﻪ، اﻧﺤـــﺮاف ﻣﻌﻴـــﺎر) ﺑـــﺎﻫـــﻢ ﻣﻘﺎﻳــﺴﻪ ‬‬‬ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨﻲ دار آﻣﺎري آﻧﻬﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻣﻌﻠﻮم ﻣﻲ ﮔﺮدد ﻛﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎيﺗﺤﻘﻴﻖ داراي اﻋﺘﺒﺎر اﺳﺖ و ﻧﺎﺷﻲ از ﺗﺼﺎدف ﻧﻴﺴﺖ. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ، از روش ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اي و‬‬‬ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﻲ اﺳﺘﻔﺎده و ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي آﻣﺎري ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ و اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨﻲ دار آﻧﻬـﺎ ﻣـﺸﺨﺺ و ﻧﺘـﺎﻳﺞ، ‬‬‬ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

3-9-محدودیت های تحقیق
از مهم ترین محدودیت‌های این تحقیق می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- عدم همکاری صحیح بعضی از پاسخ دهندگان در تکمیل پرسش‌نامه
2- وجود عوامل مداخله گر و غیر قابل کنترل در جریان تحقیق
3- به نظر می رسد اگر کلیه کارکنان و همچنین کارکنان سازمان های دیگر مورد بررسی قرار می گرفت، نتایج صحیح تر و دقیق تری به دست می آمد.

فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه:در اين فصل يافته هاي تحقيق در2 بخش :
الف)يافته هاي توصيفي(توصيف داده ها)
ب) يافته هاي تحليلي فرضيه ها(تجزيه و تحليل داده ها در ارتباط با فرضيه هاي تحقيق)
مورد بررسي و تفسير قرار گرفته اند.

4-1- يافته هاي توصيفي(توصيف داده ها)
4-1-1- مشخصات فردي پاسخگويان
اطلاعات آماري با تفكيك اطلاعات كلي(متغير هاي مستقل)

جدول4-1)فراواني شاخص هاي توصيفي كليه متغيرهاي مستقل پرسشنامه

جنس
تحصیلات
سن
سابقه
کار
تعداد
254
254
254
254
ميانگين
9370/1
8071/2
3701/2
9528/1
ميانه
2
3
2
2
نما
2
3
2
2
انحراف معيار
2434/0
6459/0
7628/0
6755/0
كجي
619/3-
504/0-
123/0
057/0
خطای استاندارد کجی
153/0
153/0
153/0
153/0
حداقل
1
1
1
1
حداكثر
2
4
4
3

جدول4-2)فراواني جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
زن
16
3/6
3/6
3/6
مرد
238
7/93
7/93
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 7/93% مربوط به مردان و كمترين با 3/6% مربوط به زنان می باشد.

نمودار4-1- جنسيت پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-3)فراواني میزان تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتراز فوق دیپلم
8
1/3
1/3
1/3
فوق دیپلم
58
8/22
8/22
26
لیسانس
163
2/64
2/64
2/90
فوق لیسانس و بالاتر
25
8/9
8/9
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 2/64% مربوط به دارندگان مدرک لیسانس و كمترين با 1/3% مربوط به دارندگان مدرک کمتراز فوق دیپلم می باشد.

نمودار4-2-میزان تحصیلات پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-4)فراواني سن پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتر از 30 سال
28
11
11
11
40-30 سال
120
2/47
2/47
3/58
50-41 سال
90
4/35
4/35
7/93
بالاتراز 50 سال
16
3/6
3/6
100
جمع
254
100
100

از نظر فراواني سني پاسخگویان مورد مطالعه بيشترين درصد با 2/47% مربوط به سن40-30 سال و كمترين با 3/6% مربوط به سن بالاتراز 50 سال مي باشد.

نمودار4-3-سن پاسخگویان مورد مطالعه

جدول4-5)فراواني سابقه کار پاسخگویان مورد مطالعه

فراواني
درصد
درصدمعتبر
درصدتجمعي
کمتر از 10 سال
64
2/25
2/25
2/25
20- 10 سال
138
3/54
3/54
5/79
30- 21

پایان نامه با کلید واژگان کیفیت زندگی کاری، زندگی کاری، کیفیت زندگی

تحریک کننده تر بری کارکنان به وجود آورد. هر چند برنامه های کیفیت زندگی کاری با یکدیگر تفاوت عمده دارند و دارای اهداف جزئی متمدی هستند اما همه این برنامه ها یک هدف کلی دارند یعنی می خواهند ساختار سازمانی را ارگانیک، پویا، انسانی و در عین حال سازمان را مکانی جاذب تر و رضایتمندانه تر برای کار نمایند.

2-34-موانع برنامه های کیفیت زندگی کاری
بسیاری از برنامه های کیفیت زندگی کاری گروه دارای موفقیت کمی بوده اند، اما غالباً نگهداری یا گسترش آنها بیش از چند سال با مشکلاتی همراه بوده است. پژوهش های انجام شده دلایل محدودیت ها و موانع موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری را بیان نموده اند.
برخی از دلایل این امر را به عقیده گودمن می توان تغییر در روابط و انتظارات اتحادیه ها، تمرکز فعالیت ها و برنامه ها بر سطوح تولید و منشی گری، عدم توجه کافی به تغییرات در سطوح مدیریتی و حرفه ای توجه اندک به پاداش های مالی بلندمدت برای مشارکت کنندگان و مقاومت عمده از جانب سرپرستان نام برد.
از طرف دیگر به عقیده مورین حداقل سه مانع اساسی برای موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری وجود دارد:
1) نظام رشد مالی
۲)نیاز به کنترل عملکرد کارکنان توسط مدیریت در حالی که در اعتماد کردن، دادن اختیار برای تصمیم گیری به کارکنان و سهیم کردن آنها در اطلاعات و قدرت، تردید دارند.
۳) بسیاری از کارکنان نسبت به خودگردانی و استقلال درونی، جوابگو بودن و مسئولیت داشتن در کار دلهره دارند و همین امر باعث می شود در انجام رساندن تصمیمات و تعاملات خویش بی میل شوند.
در حالی که به عقیده جزئی، موانع و محدودیت های برنامه های کیفیت زندگی کاری را می توان؛ تغییرات در رهبری یا مدیریت که باعث از بین رفتن تداوم برنامه ها می شود، دانست. علاوه بر موانع ذکر شده عواملی مانند؛ مداخلات، نامناسب و ضعیف، حمایت مدیریت سطح بالا، مقاومت مدیریت سطح متوسط، فقدان استانداردهای سنجش بهره وری و دوام تغییرات به عنوان مهمترین موانع برنامه های کیفیت زندگی کاری بیان شده اند.

2-35-استراتژی ها و راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری اغلب بر تصور افراد، خط مشی ها و ساختارهای سازمانی مبتنی است. امروزه بسیاری از مؤسسات به پژوهش هائی برای سنجش این برداشت ها دست زده اند. در این راه شیوه های غیررسمی نیز به کار گرفته می شود تا روابط کاری بهبود یابد. افزون بر این هیئت های ایمنی کار و گروه های کار نیز در حال تدوین استراتژی برای بهبود محیط کار هستند. بنابراین سازمان ها نیاز دارند استراتژی هائی به کار ببرند جهت گسترش کیفیت زندگی کاری کارکنان تا بدین وسیله هم اهداف سازمانی حصول شده و هم نیازهای کارکنان برطرف گردد. البته کیفیت زندگی کاری را می توان به عنوان یک استراتژی منابع انسانی و کالبد نهائی برای توسعه در میان تمام نظام های کاری شناخت. اولین استراتژی جهت بهبود کیفیت، در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. اکثر کارخانه های متوسط و بزرگ ژاپنی دارای حلقه های کیفیت بودند. این کوشش به عنوان یک برنامه بهبود کیفیت آغاز شد ولی از آن زمان تاکنون به یک روش عادی برای بسیاری از مدیران و زیربنای کوشش هائی برای بهبود کیفیت زندگی کاری تبدیل گردیده است. استراتژی دیگری که برای بهبود کیفیت زندگی کاری می توان به کار بست، ضرورت پی گیری شغل های ساختاری با جزئیات کمتر و گروه بندی ها و پیوستگی های بیشتر است. در حالی که به عقیده جزئی، استراتژی مؤثر جهت بهبود کیفیت زندگی کاری استفاده از سیستم های اجتماعی فنی است. سیستم های اجتماعی فنی عبارتند از: مداخله در وضعیت کار برای سازماندهی مجدد کار، گروه های کاری و ارتباط بین کارگران و فن آوری هائی که برای انجام کار مورد استفاده آنان قرار می گیرد. یکی دیگر از استراتژی های مهم برای بهبود کیفیت زندگی کاری ایجاد قوانین کاری است که بتواند کمک کند به حفظ یک محیط منظم که برای کارکنان خوشایند باشد تا کار را به طور مؤثر و مفید انجام دهند. ایجاد محیطی که در آن با کارکنان با عزت و احترام رفتار شود. اطمینان دادن به کارکنان که خود هدایتگر به مسیر امن و حرفه ای باشند و تشویق به بهبود روابط بین کارفرما و کارمند. نهایتاً استراتژی دیگر؛ دادن اختیارات کاری قابل انعطاف است که ارائه کننده رویکردهای خلاق در کار و تعادل بین کار و برخوردهای شخصی است.
کیفیت زندگی کاری، نمایانگر نوعی فرهنگ سازمانی و شیوه مدیریت است که کارکنان براساس آن احساس مالکیت، خودگردانی، مسئولیت و عزت نفس می کنند. سازمان هائی که بر کیفیت زندگی کاری کارکنانشان تأکید می ورزند از اثربخشی سازمانی بیشتری برخوردارند، خستگی ملالت آور کار از طریق ایجاد تنوع بیشتر در کار کاهش یافته و با ایجاد طیفی از مهارت ها در درون کارکنان باعث افزایش توان انجام کار در آنها می شود. در واقع توجه به کیفیت زندگی کاری به طور معمول یعنی تأکید بر روش هائی که سازمان را دگرگون می سازد تا رضایت شغلی و بهره وری کارکنان را افزایش دهد، مشارکت در کار و عملکرد آنان را فزونی بخشد، فشار عصبی، ترک خدمت و غیبت را کاهش دهد، نهایتاً همگی اینها تلاش هائی تلقی می‎شود که به ایجاد یک کار پرمعنادارتر و رضایتبخش تر منتهی می شود.

2-36-بخش سوم-پیشینه تحقیق
* رابطه بين كارآفريني مديران و كيفيت زندگي كاري كاركنان در مراكز آموزش عالي (ناظم،1392) 
هدف اساسي پژوهش حاضر بررسي رابطه بين كارآفريني مديران و كيفيت زندگي كاري
كاركنان و تعيين الگوي رياضي براي كيفيت زندگي كاري كاركنان براساس كارآفريني مديران است. جامعه آماري اين پژوهش را كليه مديران واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي تشكيل مي دهد. با روش نمونه گيري تصادفي مرحله اي و طبقه اي تعداد 456 نفر از مديران واحدهاي مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامي و به ازاي هر مدير 3 كارمند تحت سرپرستي آنها يعني 1368 نفر انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارتند از پرسشنامه هاي محقق ساخته كارآفريني و كيفيت زندگي كاري كاركنان است كه پرسشنامه كارآفريني روي مديران و پرسشنامه كيفيت زندگي كاري به طور هم زمان روي سه نفر از كارمندان آنها اجرا گرديد. نتايج تحليل رگرسيون چند متغيري خطي نشان مي دهد كه بين كارآفريني مديران و كيفيت p و 10/0= )، و الگوي رياضي/زندگي كاري كاركنان رابطه وجود دارد (05/0) براي كيفيت زندگي كاري كاركنان در واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي بر اساس كارآفريني مديران به قرار زير است:
621/135 + كارآفريني مديران × 10/0 = كيفيت زندگي كاري
* بررسي رابطه بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در ميان اعضاي هيات علمي دانشگاه شيراز(سلطان زاده و همکاران، 1391) 
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ي بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در ميان اعضاي هيات علمي دانشگاه شيراز و با روش توصيفي همبستگي اجرا شد. ابزار گردآوري داده ها عبارت بودند از: پرسش نامه ي كيفيت زندگي كاري براساس مدل والتون و پرسش نامه ي محقق ساخته ي رضايت شغلي، نتايج به دست آمده از تحليل داده ها نشان داد كه بين كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي رابطه ي مثبت و معناداري وجود دارد. از ميان مولفه هاي كيفيت زندگي كاري، مولفه هاي قانون گرايي در سازمان، يك پارچگي و انسجام اجتماعي و وابستگي زندگي اجتماعي و كاري بهترين پيش بيني كننده هاي ميزان رضايت شغلي اعضاي هيات علمي بودند. بنابراين، نتايج تحقيق، حاكي از آن است كه اعضاي هيات علمي از كيفيت زندگي كاري راضي هستند و در نتيجه از ميزان رضايت شغلي بالايي برخوردارند.
* بررسي رابطه عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان سازمان هاي دولتي (مطالعه موردي استان قم)( مقيمي و همکاران، 2013 )
هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ارتباط عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان مي باشد. اين تحقيق همچنين رابطه بين ابعاد عدالت سازماني يعني عدالت توزيعي، عدالت رويه اي و عدالت تعاملي را با كيفيت زندگي كاري بررسي مي نمايد. جامعه آماري اين پژوهش كليه كاركنان سازمان هاي دولتي استان قم مي باشند كه تعداد نمونه آماري بدست آمده 264 نفر مي باشند. ابزار جمع آوري داده ها پرسشنامه مي‎باشد. داده ها توسط آزمون هاي كولموگروف اسميرنف، ميانگين يك جامعه آماري و آزمون فريدمن و آزمون همبستگي پيرسون، به وسيله نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته هاي پژوهش رابطه مثبت بين عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري را نشان داد. به علاوه تجزيه و تحليل ابعاد سه گانه عدالت سازماني نشان داد كه اين ابعاد با كيفيت زندگي كاري رابطه مثبت دارند. هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ارتباط عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري كاركنان مي باشد. اين تحقيق همچنين رابطه بين ابعاد عدالت سازماني يعني عدالت توزيعي، عدالت رويه اي و عدالت تعاملي را با كيفيت زندگي كاري بررسي مي نمايد.
جامعه آماري اين پژوهش كليه كاركنان سازمان هاي دولتي استان قم مي باشند كه تعداد نمونه آماري بدست آمده 264 نفر مي باشند. ابزار جمع آوري داده ها پرسشنامه مي باشد. داده ها توسط آزمون هاي كولموگروف اسميرنف، ميانگين يك جامعه آماري و آزمون فريدمن و آزمون همبستگي پيرسون، به وسيله نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته هاي پژوهش رابطه مثبت بين عدالت سازماني و كيفيت زندگي كاري را نشان داد. به علاوه تجزيه و تحليل ابعاد سه گانه عدالت سازماني نشان داد كه اين ابعاد با كيفيت زندگي كاري رابطه مثبت دارند.
*بررسي رابطه بين كيفيت زندگي كاري و بهره وري نيروي انسان(نصرت پناه و همکاران، 1391)
هدف پژوهش حاضر، بررسي رابطه ي بين كيفيت زندگي كاري و بهره وري نيروي انساني در يكي از شركت هاي نفتي است. روش پژوهش توصيفي همبستگي و جامعه ي آماري شامل تمام كاركنان بخش اداري شركت نفت استان كرمانشاه(625 نفر) بود. حجم نمونه، پس از برآورد آماري، برابر با 238 نفر محاسبه شد كه گزينش آنان، با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي متناسب با جامعه ي آماري پژوهش صورت گرفت. مدل تحليلي اين پژوهش براساس تلفيق مدل هاي الواني (عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني) و والتون (كيفيت زندگي كاري) شكل گرفته است كه پس از تاييد روايي محتوايي توسط متخصصين در يك مطالعه ي مقدماتي، براي پايايي سوالات پرسش نامه از روش آلفاي كرونباخ استفاده شد كه آلفاي به دست آمده براي ابعاد عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني برابر 84/0 و براي ابعاد كيفيت زندگي كاري برابر 86/0 بود. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آماري (K-S) و رگرسيون و ضريب همبستگي پيرسون و فريدمن استفاده شد. نتايج نشان داد كه بين تمام ابعاد كيفيت زندگي و بهره وري نيروي انساني رابطه وجود دارد.

*بررسي رابطه بين كاربست مولفه هاي سازمان يادگيرنده و كيفيت زندگي كاري اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها ( عسگري و همکاران، 1391 )
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه بين به كارگيري مولفه هاي سازمان يادگيرنده (قابليتهاي شخصي، مدلهاي ذهني، آرمان مشترك، يادگيري تيمي و تفكر سيستمي) و كيفيت زندگي كاري اعضاي ه
يئت علمي دانشگاههاي آزاد اسلامي غرب استان مازندران بود. روش پيمايشي از نوع همبستگي براي اين پژوهش انتخاب شد. جامعه آماري شامل كليه اعضاي هيئت علمي تمام وقت دانشگاههاي آزاد اسلامي غرب استان مازندران بود كه از اين تعداد 214 نفر از طريق نمونه گيري تصادفي طبقه اي به طور تصادفي انتخاب شدند. در اين تحقيق دو پرسشنامه محقق ساخته از جمله پرسشنامه سازمان يادگيرنده شامل 30 سوال و پرسشنامه كيفيت زندگي كاري شامل 32 سوال براي توليد داده استفاده شد. ضريب آلفاي كرونباخ براي پرسشنامه سازمان يادگيرده معادل 81/0 و ضريب آلفاي پرسشنامه كيفيت زندگي كاري معادل 84/0 محاسبه شد. براي تحليل داده ها از آزمون تحليل چندگانه، آزمون ضريب همبستگي پيرسون و تحليل واريانس يك راهه استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه بين كاربست مولفه هاي سازمان يادگيرنده و كيفيت زندگي كاري اعضاي هيئت علمي رابطه معنا دار وجود دارد. بين مولفه هاي سازمان يادگيرنده (قابليتهاي شخصي، مدلهاي ذهني، آرمان مشترك، يادگيري تيمي و تفكر سيستمي)

پایان نامه با کلید واژگان رضایت مشتری، بهبود مستمر، نیازمندی‌ها

تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان هر کدام تلاش وافر در تولید بیشتر و بهتر دارند، طبعاً رقابت عامل اصلی ارتقاء کیفیت در جهت کسب رضایت مشتری است. به هر روی، عرضه‌کنندگان به دنبال افرایش سهم بازار یا ازدیاد سود خود هستند؛ اما مهم‌ترین عامل برای آنان نوعاً بهره‌گیری از فناوری بالاتر در تولید یا عرضه یا استفاده از امکانات برتر حمل و نقل و ارتباطات است. در این دوران، هنوز شرایط بازار در حدی نیست که عدم تمرکز پیشرفته روی نیازمندی‌ها و رضایت مشتری بلافاصله منجر به تهدیدی برای بقاء بنگاه باشد. مهم‌ترین جنبه‌های ویژگی‌ها در این دوران به قرار زیر است:
▪ در بازار:
ـ گستردگی نسبی از نظر جغرافیایی و تنوع محصولات مشابه
ـ ظهور قدرت بنگاه‌ها در توافق یا کنترل بخش‌هایی از بازار
ـ قابلیت ورود یا خروج نسبتاً آسان‌تر رقبا
ـ وجود روند رو به رشد اهمیت سلائق و نیازمندی‌های مصرف‌کنندگان
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ مشتری حق انتخاب کالای مورد نظر خود را از میان انبوهی از کالاهای مشابه دارد.
ـ با توجه به امکانات در دسترس، محصولی را که ما تولید می‌کنیم، بهترین است.
ـ بسیاری از مشتریان قدرت درک و شناخت مناسبی در تشخیص کیفیت بالا در کالاهای مشابه ندارند.
ـ برای پیشرفت در تجارت، مهم‌ترین نکته آن است که به هر طریق بتوانیم کالای بیشتری به فروش برسانیم.
ـ مصرف‌کنندگان و مشتریان ما هنوز به آن حد از رشد نرسیده‌اند که برای نوع تولید یا کیفیت کالای ما تعیین تکلیف کنند.
ـ کیفیت و مطلوبیت مناسب محصول مان را ما تشخیص می‌دهیم، نه مشتری.
ـ ما می‌توانیم در فرایندها، سازوکارها و فعالیت‌های درونی بنگاه، با نگرش دیگر به مشتری و در بیرون با نگرش مطلوب به مشتری ماندگار باشیم.
ـ ما فعالیت می‌کنیم تا با فروش کالا یا خدمات به مشتریان خوشبخت شویم.
۳ ـ شاخصه‌های دوران چهارم
در این دوران اساساً نوع روابط عرضه‌کنندگان با مشتری تغییر کرده است. مشتریان به واسطۀ افزایش آگاهی و نیز سازماندهی ساختارهای حفظ منافع خویش، به آسانی سلیقه ها و خواسته‌های خود را بر عرضه‌کنندگان تحمیل کرده‌اند. برای عرضه‌کنندگان در شرایط رقابتی، چاره‌ای به جز تلاش مداوم برای جلب مشتری از طریق تأمین خواسته‌ها و نیازمندی‌های او وجود ندارد. هر گونه بی‌توجهی به خواست و سلیقه های مشتری مستقیماً بر سهم بازار عرضه‌کننده و در نهایت، بر بقای آن اثرگذار است. بارزترین ویژگی‌های این دوران عبارتند از:
▪در بازار:
ـ همۀ عرضه‌کنندگان در شرایط حداکثر تلاش برای بهینه کردن کالای خود می‌باشند.
ـ هیچ عرضه‌کننده‌ای به طور اتفاقی و تصادفی امکان پیشرفت و موفقیت در بازار ندارد.
ـ مهم‌ترین نیروی تعیین‌کنندۀ تعادل عرضه و تقاضا در بازار و قیمت محصولات، کیفیت آن است.
ـ ویژگی‌های کیفیت محصولات توسط مشتریان تعیین می‌شود.
ـ عامل بیرونی در بقا و رشد عرضه‌کنندگان، در رضایت مشتری نهفته است.
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ ما خوشبختی خود را در کسب و جلب رضایت مصرف‌کنندگان و مشتریان می‌بینیم.
ـ تمامی تلاش ما در آگاهی از سلائق و نظرات مصرف‌کنندگان و تغییر خود در جهت تأمین آن متمرکز شده است.
ـ کیفیت مناسب و عوامل رضایت مشتری توسط ما تعیین نمی‌شود، بلکه توسط مشتری مشخص می‌شود.
ـ مشتری و مصرف‌کننده، آگاهی بالا و قدرت تشخیص قوی در شناسایی محصول برتر دارد.
ـ هیچ فعالیت، فرایند، رفتار یا سازوکاری در درون بنگاه بدون توجه کامل به اهمیت نخست مشتری مجاز نیست.
ـ ما به فعالیت می‌پردازیم تا با برآوردن نیازهای مصرف‌کننده و حل مشکلات او خوشبخت شویم.

2-3-تعریف مدیریت ارتباط با مشتری
توسعه روزافزون فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي دستاوردهاي فراواني را براي جامعه بشري به ارمغان آورده است و تاثير شگرفي بر زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است. يكي از مهمترين اين دستاوردها كه منجر به ا فزايش سطح آگاهي جامعه گرديده است، سهولت در دسترسي افراد به حجم وسيعي از اطلاعات گوناگون مي باشد. با افزايش آگاهي افراد جامعه، نيازهاي جامعه نيز افزايش مي‌يابد. برخي از اين نيازها عبارتند از نيازهاي شهري، اجتماعي، قانوني، فرهنگي و شخصي. بخشي از اين نيازها توسط شركت ها و سازمان هاي خصوصي و بخشي ديگر توسط سازمان هاي دولتي مرتفع مي‎گردد. در كشور ما ايران، سازمان ها و ارگان هاي دولتي نقش محوري و اصلي در پاسخگويي به بخش اعظم نيازهاي افراد حقيقي و حقوقي را بر عهده دارند. با توجه به اين موضوع كه سازمان هاي دولتي با حجم وسيعي ازافراد، درخواست ها، ارتباطات، قوانين و دستورالعمل ها مواجه مي باشند لذا پيچيدگي هاي زيادي در فعاليت هاي اين سازمان ها وجود دارد. اين پيچيدگي ها در برخي از موارد مي تواند منجر به اتلاف زمان، صرف هزينه هاي اضافي و بروز مشكلاتي از اين قبيل گردد، سازماني كه بتواند اين تعاريف، دستورالعمل ها، ارتباطات و قوانين را درچهارچوبي مبتني بر تكنولوژي روز دنيا ساماندهي نمايد، مي تواند از رخ دادن مسائل پيش بيني نشده جلوگيري نموده و مبادلات كاري خود را هرچه بيشتر تحت كنترل داشته باشد.امروزه سازمان هاي دولتي در تلاش اند با تكيه بر فن آوري هاي جديد اطلاعاتي، سازمان را به گونه اي تغييردهند كه رسالت پاسخگويي به مردم را در كمترين زمان، با بهترين كيفيت و
كمترين هزينه به انجام رسانند و CRM بهترين راه ممكن براي رسيدن به اين مقصود است. CRM روابط و ارتباطات درون و برون سازماني را بصورت شفاف تعريف مي نمايد و مزاياي بسياري چون ارائه اطلاعات و خدمات بصورت پيوسته و ۲۴ ساعته، كاهش هزينه ها، افزايش بازده و بهره وري را براي سازمان ها به ارمغان مي آورد. مديريت روابط با مشتريان فلسفه عملياتي كسب وكار براي جذب و نگهداري مشتريان، افزايش ارزش مشتري، وفادار نگه‌داشتن مشتري و نگه داشتن آنها و پياده سازي استراتژي هاي مشتري محور مي باشد. CRM به بهبود روابط با مشتريان، تمركز بر تصوير جامع چگونگي يكپارچگي ارزش مشتري، نيازمندي‎ها، استثناء‌ها و رفتارها از طريق تحليل داده‌ها در تعامل با مشتري مي پردازد. سازمان‌ها با استفاده از CRM مي‎توانند چرخه فروش را كوتاهتر و وفاداري مشتري به ايجاد روابط نزديكتر و درآمد را افزايش دهند. بنابراين يك سيستم مديريت روابط با مشتري مي‌تواند كمك كند تا مشتريان موجود حفظ شوند و مشتريان جديدي جذب شوند. سازمان ها از برخي روش‌هايي شامل مديريت ارتباط با مشتري، تحليل ارزش مشتري، استراتژي سازماني و ساز و كارهاي خدماتي كه كارايي ارتباطات مشتري را بهبود مي‌دهد بكار مي‎برند. مديريت ارتباط با مشتري استراتژي اي براي كسب مشتريان جديد و نگهداشتن آنها است. مديريت ارتباط با مشتري عملياتي شامل تمام فعاليت هاي مرتبط با مشتريان بي واسطه همچون شركت ها و. …. مي‎باشد. هر فعاليت مديريت ارتباط با مشتري عملياتي در يكي از سه فرآيند سازماني زير پياده شده است: فروش، بازاريابي و خدمات. در حالي كه اين ها فرآيند هايي مستقيماَ مرتبط با مشتري هستند. مديريت ارتباط با مشتري تحليلي(Analytical CRM) تمام اجزايي كه براي تحليل روابط و ويژگي هاي مشتري كه بر اساس اجراي فعاليت هاي مديريت روابط با مشتري عملياتي با تاكيد بر نياز مشتريان و استثنائات شان وجود دارد، تامين مي كند. قبل از اينكه سازمان بتواند بازاريابي يا استراتژي هاي مديريت روابط با مشتري را توسعه دهد، آنها بايد بدانند كه چگونه مشتريان براي خريد كردن تصميم مي‌گيرند. اين فرآيند تصميم گيري چرخه خريد مشتري(CBC) ناميده مي‌شود. ما فرض مي‌كنيم كه زنجيره تمام چرخه هاي خريد مشتريان از طريق چرخه حيات هركدام از مشتريان اجرا مي‌شود. اين فرآيند با توقف مصرف پايان مي‌پذيرد.
مساله از اينجا شروع مي شود که يک مشتري در محصول , کالا , خدمات و سرويسي که ارائه مي دهيم يک چيزي ديده که به سراغ ما مي آيد و مشتري مي تواند يک تجربه خوب داشته باشد يا اينکه مشتري ما را اخراج مي کند ! آقاي SamWalton مشهور به walmart مي گويد : ((مشتري تنها کسي است که مي‌تواند ما را اخراج کند , از مدير عامل گرفته تا بقيه کارمند )).
CRM از سه بخش اصلي تشکيل شده است : مشتري , روابط و مديريت منظور از روابط , ايجاد مشتريان وفادارتر و سودمند تر از طريق ارتباطي ياد گيرنده مي باشد و مديريت عبارت است از خلاقيت و هدايت يک فرايند کسب و کار مشتري مدار و قرار دادن مشتري در مرکز فرآيند ها و تجارب سازمان.
تعاريف متفاتي از مديريت ارتباط با مشتري ارائه شده است که از آن جمله مي توان به بازاريابي يک به يک يا به بازاريابي در تمام دوره عمر مشتري اشاره نمود. شايد تعريف زير که موئز ليمايم (Moez Limayem) از CRM ارائه نموده بهترين تعريف باشد.
CRM به همۀ فرآيند ها و فناوري هايي اطلاق مي شود که سازمان براي شناسايي، ترغيب، گسترش، حفظ و خدمت به مشتري به کار مي گيرد.

2-4-تاريخچه CRM
شايد بتوان تاريخچه ظهور مباحث مرتبط به CRM را در سه دوره زير خلاصه نمود : الف) دوره انقلاب صنعتي ( توليد دستي تا توليد انبوه ) ابتکارات فورد در بکارگيري روش توليد انبوه به جاي روش توليد دستي، يکي از مهمترين شاخص هاي اين دوره مي باشد. هر چند تغيير شيوه توليد باعث شد که محدوده انتخاب مشتريان از نظر مشخصه هاي محصول کاهش يابد (نسبت به توليدات صنايع دستي) اما محصولات توليد شده به روش جديد از قيمت تمام شده پايين تري برخوردار شدند. به عبارتي ديگر در انتخاب روش توليد انبوه از سوي فورد، افزايش کارايي و صرفه اقتصادي مهمترين اهداف پيش بيني شده بودند.
ب) دوره انقلاب کيفيت (توليد انبوه تا بهبود مستمر) اين دوره هم زمان با ابتکار شرکت هاي ژاپني مبني بر بهبود مستمر فزآيند ها آغاز شد. اين امر به نوبه خود به توليد کم هزينه تر و با کيفيت تر محصولات منجر شد.با مطرح شدن روش هايي نوين مديريت کيفيت مانند TQM اين دوره به اوج خود رسيد. اما با افزايش تعداد شرکت هاي حاضر در عرصه رقابتي و گسترش فرهنگ حفظ و بهبود کيفيت محصول (از طريق ابزارهاي مختلف کيفيتي) ديگر اين مزيت رقابتي براي شرکت ها پيشرو و کارساز نبوده و لزوم يافتن راه هاي جديدي براي حفظ مزيت رقابتي احساس مي شد.
ج) دوره انقلاب مشتري (بهبود مستمر تا سفارش سازي انبوه) در اين دوره با توجه به افزايش توقع مشتريان، توليد کنندگان ملزم شدند محصولات خود را با هزينه کم، کيفيت بالا و تنوع زياد توليد کنند، به معناي ديگر توليد کنندگان مجبور بودند توجه خود را از توليد صرف يافتن راه هايي براي رضايت مشتريان سابق خود معطوف نمايند.

2-5- انواع فناوري CRM
الف) CRM عملياتي:
در اين روش کليه مراحل ارتباط با مشتري، از مرحله بازاريابي و فروش تا خدمات پس از فروش و اخذ بازخورد از مشتري، به يک فرد سپرده مي شود، البته به نحوي که فروشندگان و مهندسان ارائه خدمات بتوانند سابقه هر يک از مشتريان را بدون مرا
جعه به اين فرد در دسترس داشته باشند.از ابزار و روش هاي CRM عملياتي ميتوان به SFA يا قدرت فروش مکانيزه اشاره نمود که کليه عمليات به مديريت تماس بورس و مديريت اداره فروش را برعهده دارد.
CSS ابزار ديگر CRM عملياتي است که در آن به جاي ارتباط تلفني با مشتري، از ابزارهاي ديگري مانند ارتباط رو در رو، اينترنت، فاکس و کيوسک هاي مخصوص پاسخگويي به مشتريان استفاده مي شود.
ب) CRM تحليلي:
در CRM تحليلي ابزارها و روش هايي به کار مي رود که اطلاعات به دست آمده از CRM عملياتي را تجزيه و تحليل نموده و نتايج آن را براي مديرت عملکرد تجاري آماده مي کند. اين سيستم مهمترين نوع از CRM مي باشد. به اين صورت که شامل داده هايي است که برنامه‌ها جهت بر قراري ارتباط با مشتري به آن نياز دارند. به عبارت ديگر اين داده هاي خام در اختيار برنامه هاي CRM قرار مي گيرند و پس از کار بر روي اين داده‌ها، نتيجه مناسب در اختيار شرکت و مشتري قرار داده مي شود. اما اگر بخواهيم يک تعريف کامل ارائه نماييم : بدست آوردن، ذخيره، پردازش، تفسير و ارائه گزارش به استفاده کنندگان داده‌ها مشتري

پایان نامه با کلید واژگان سهم بازار، مدیریت ارتباط، انتخاب کالا

مولفه های کیفیت زندگی کاری بر مدیریت ارتباط با مشتری است که مباحثی از مدیریت بازاریابی و نیز مدیریت منابع انسانی را دربر می گیرد.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

بخش اول:مدیریت ارتباط با مشتری:
2-1- سیر ارتباطات با مشتری
۱ ـ مرحلۀ آغازین: تولید محصول توسط مشتری برای خویشتن
کالا یا خدمات از چه زمانی به وجود آمد؟ طبیعی است از زمان آغاز حیات بشر، بقاء و ادامۀ حیات او نیازمند تأمین مایحتاج ضروری بوده است. به این ترتیب، هر خانواده کالاها و خدمات مورد نیاز را عموماً خود تولید و ایجاد می‌کرد. در این مرحله، روابط با مشتری معنای روشنی نداشته است. در واقع در این دوره، مشتری هر کالا همان تولیدکنندۀ آن بوده است.
۲ ـ مرحله تولید برای مشتری شناخته شده
شکل‌گیری بنگاه‌های نخستین به تدریج با شکل‌گیری جوامع، سازمان‌ها به طور خود به خود برای ایجاد کالاها و خدمات مورد نیاز به وجود آمدند. تفاوت مرحلۀ نخستین با این مرحله آن است که در آغاز، آن که خدمت یا کالایی را نیاز داشت، خود آن را تولید می‌کرد؛ اما با تشکیل سازمان تولیدی (بنگاه) این شرایط دگرگون شد. موارد ابتدایی آن را می‌توان در اشکال سادۀ تولید و عرضۀ کالاها مانند ظروف سفالین و مانند آنها یافت. در این مرحله، هر چند بنگاه کالا یا خدمت تولیدی را خود به مصرف نمی‌رساند (بلکه آن را می‌فروشد)، اما مشتریان خود را در محل فروش مشاهده می‌کند یا حداقل با آنان ارتباط مستقیم دارد.
در چنین شرایطی، طبعاً بسیاری از عرضه‌کنندگان چندان علاقه‌ای به توجه ویژه به مشتریان و سلائق آنان ندارند. صرف‌نظر از معدود عرضه‌کنندگانی که به دلایل اخلاقی و پایبندی به ارزش‌های متعالی، در عین توجه به سود خویش، تا حدودی مصالح مصرف‌کننده را نیز در نظر می‌گرفته‌اند، وجه غالب بازار معمولاً به‌ سوی بی‌توجهی به سلیقه ها و نظر مشتری و تلاش در جهت کسب سود هر چه بیشتر یا دستیابی به سهم بزرگ‌تری از بازار متمایل می‌شود. در واقع، هر میزان توجه به سلیقه ها و نظر مشتری در این دیدگاه مستلزم صرف هزینه است که نهایتاً بر سود بنگاه اثر منفی دارد. مشتریان به جز انتخاب کالا یا خدمت ارائه شده به آنان، انتخاب چندان متفاوتی در پیش رو ندارند. به طور کلی، در این شرایط تلاش در راه تولید هر چه بیشتر با کیفیتی که معیارهای آن توسط بنگاه تعیین می‌شود، خط‌مشی اصلی هر بنگاه را تشکیل می‌دهد. در این حالت، مشتری عملاً وسیله‌ای در جهت سعادت و خوشبختی عرضه‌کننده است. نه تنها خطر رقابت عرضه‌کننده را تهدید نمی‌کند، بلکه درجه اطمینان آن به بقاء بسیار بالاست.
نمونه‌های این گونه بازار را اکنون نیز می‌توان در برخی مناطق دور افتاده یا بازارهایی با تقاضای تحت کنترل (بازارهای اقتصاد جیره‌ای)مشاهده کرد.

۳ ـ مرحلۀ تولید برای مشتری ناشناخته
به تدریج با رشد و توسعۀ جوامع و افزایش کارآمدی و گسترش ارتباطات، بنگاه‌ها محصولات خود را برای مصرف‌کنندگانی تولید یا ایجاد کردند که لزوماً آنان را رؤیت نکرده یا حتی تماس مستقیم نیز با آنان برقرار نکرده باشند. این مرحلۀ سوم، در سیر ارتباطات بنگاه‌ها با مشتری بود.
در این دوره، کالاها و خدمات تولید یا ایجاد و عرضه شده به بازار، در حد کافی بوده و عرضه و تقاضا به تعادل دینامیکی رسیده‌اند. اگر فرض کنیم در بازار محصولات مورد نظر رقابت کامل برقرار باشد، طبعاً آن عرضه‌کننده‌ای موفق‌تر است که بتواند محصول خود را با کیفیت بالاتر، زمان تحویل کمتر و نیز قیمت پایین‌تر عرضه کند. در این شرایط، توسعه و پیشرفت بنگاه وابسته به توان عمل آن در بازار و قدرت و چالاکی آن در پاسخگویی به نیازهای بازار و نیز جلب و جذب مشتریان به روش‌های مختلف از جمله تبلیغات است. در چنین شرایطی، مشاهده می‌شود محصول یک شرکت با صرف هزینه‌های تبلیغاتی فراوان، از قابلیت جذب بالایی توسط بازار برخوردار می‌شود، در صورتی که ممکن است کیفیت آن چندان مورد قبول مصرف‌کننده نباشد.
در این دوره، یا مجموع توان عرضه چندان تفاوتی با تقاضای بالقوه از هر کالا یا خدمت ندارد یا امکان ورود رقبای قدرتمند بیشتر چندان فراهم نیست. بنابراین امکان عرضۀ یکبارۀ کالا به بازار و کاهش سهم بازار هر بنگاه پایین‌تر است. مصادیق این نوع بازار تا یکی دو دهه قبل در مورد بسیاری کالاها در کشورمان قابل مشاهده بود. در این حالت، بقاء بنگاه به درک و رفتار آن در قبال رقبا و نیز در نظر گرفتن نیاز مشتریان بستگی دارد؛ اما به هر روی، تقاضای عمومی برای محصول بنگاه وجود دارد.
مثال‌های این مرحله را می‌توان در اکثریت شرکت‌ها و مؤسسات کشورمان مشاهده کرد.
۴ ـ مرحلۀ مسابقه برای رضایت مشتری
اما مرحلۀ چهارم نیز در این مسیر وجود دارد. به تناسب توسعه و گسترش توانایی‌های تولید محصول در عرصه‌های گوناگون و نیز پیشرفت امکانات حمل و نقل و ارتقاء توانایی‌های ارتباطی، به تدریج بازارها به روی همه گونه محصولات باز شده و به این ترتیب، عملاً رقابت آزاد بر سرتاسر زمین حاکم شد. در این محیط، حفظ سهم بنگاه در بازار به یکی از چالش‌های اساسی تبدیل شد. تا پیش از این مرحله، تلاش برای حفظ سهم بازار نوعاً و عموماً محدود به تصمیم‌گیری و رفتار در چهارچوب دیدگاه‌های مبتنی بر محوریت بنگاه (در برابر مشتریان) می‌شد؛ اما تحت شرایط جدید، دیدگاه‌های قبلی کارآمدی و قابلیت خود را برای بقاء بنگاه از دس
ت دادند. به عنوان نمونه، صاحبان صنعت ساعت‌سازی سوئیس که برای بیش از دو قرن یکه تاز محصولات برتر با کیفیت عالی بود، در سال ۱۹۶۹ پس از مشاهدۀ طرح ساعت دیجیتالی که توسط Texas Instruments عرضه شده بود، چنین عنوان کردند: «ما ساعت‌های نفیس و طراز بالای خود را با ساعت‌های اسباب بازی عوض نمی‌کنیم». در صورتی که سیکو و برخی دیگر از شرکت‌های ساعت‌ساز ژاپن با جذب سریع و هوشمندانۀ آن فناوری توانستند ظرف چند سال تا اواسط دهۀ ۷۰، حدود ۸۰% سهم بازار جهان را در دست بگیرند. اشتباه سوئیسی‌ها چه بود و ریشۀ آن در کجاست؟ عجیب است که دقیقاً مشابه همین خطا چند سال بعد توسط بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عرضه‌کنندۀ سیستم‌های کامپیوتر آن زمان، یعنی آی‌بی‌ام صورت گرفت. در سال ۱۹۷۶ پس از ابداع سیستم PC توسط استیو جابز در شرکت اپل، وقتی موضوع به اطلاع مدیران ارشد آی‌بی‌ام رسید، آنان دقیقاً این جمله را تکرار کردند: «ما اسباب بازی ساز نیستیم که PC بسازیم». آنان در آن شرایط ادعای غلطی نداشتند؛ در آن زمان PC جانشین مناسبی برای تی‌وی‌گیم و بازی آتاری بود، به ویژه پس از ابداع Joystick این کاربرد تشدید شد. ۵ سال بعد آی‌بی‌ام به اشتباه خود پی برد؛ اما همین زمان کافی بود تا سهم بزرگی از بازار را از دست بدهد. این شرکت پس از آن، هیچ گاه به هدف سهم بازار خود در این عرصه دست نیافت.
در دورۀ سوم، هر کالا یا خدمت توسط تعدادی عرضه‌کنندگان ارائه می‌شود و بازار از نظر امکان تولید محصول با محدودیتی مواجه نیست. هر بنگاه در صورتی که نتواند نظر مشتریان را جلب کند، مطلوبیت کالای خود را از دست داده و به زودی سهم بازار را نیز از دست خواهد داد. توسعۀ امکانات تولید و عرضه و نیز نحوۀ به ‌کارگیری فناوری‌های نوین، در این عرصه نقش کلیدی در یافتن قابلیت رقابتی توسط بنگاه کسب می‌کند. به علت توسعۀ امکانات حمل و نقل، توانایی‌های ارتباطات و نیز فناوری‌های نوین در تولید، امکان رشد و توسعۀ سهم هر یک از رقبا در بازار وجود دارد. امکان کسب سهم بزرگ‌تر از بازار علاوه بر وابستگی به متغیرهای درونی بنگاه، متأثر از دیگر عوامل بیرونی نیز می‌باشد. یکی از این عوامل که نقش اساسی در تعیین سهم بازار دارد، نگرش مصرف‌کننده به محصول بنگاه و نحوۀ ارتباط و کسب رضایت وی از آن است.
بقاء بنگاه در این شرایط، با درک آن از مشتری و امکان یافتن، جذب، نگهداری و توسعۀ جمع مشتریان، ارتباط مستقیم دارد.
2-1-1- قانون اساسی بقاء: توجه به مشتری
در دو مثال فوق که مشابه آن بارها و بارها تکرار شده و می‌شود، چه نکته‌ای نهفته است؟ روشن‌ترین استنباط آن است که در موقعیت‌های شرح داده شده، بنگاه اصلیت و محوریت تعیین سلیقه و تصمیم‌گیری برای نوع مصرف کالا برای مصرف‌کننده را در خود می‌دید و آن را متعلق به مشتری نمی‌دانست. در صورتی که در هر یک از سه مورد مذکور، رفتار بعدی بازار نشان داد که تقاضای بالقوه عظیمی برای محصول وجود داشته است.
اهمیت مشتری نه تنها توسط مدیریت بنگاه، بلکه باید توسط همۀ افرادی که در تولید و ارائۀ محصول نقش دارند (یعنی کلیۀ کارکنان) درک شده و به عنوان شرط نخست انجام مسؤولیت‌ها شناخته شود. آنچه مشتری می‌خواهد چیست و چگونه باید به آن دست یافت؟ مأموریت و مسؤلیت هر کدام از کارکنان در این جهت چیست؟ آیا اساساً این موضوع باید توسط همۀ کارکنان مورد نظر باشد؟
2-1-2-ارزش‌آفرینی
برای هر مشتری، روی آوردن به کالا یا خدمتی خاص به معنای دریافت و دستیابی به کارکرد و تأمین خواسته‌ای مشخص است. در شرایطی که عرضه‌کنندگان بسیاری همان محصول را ارائه می‌کنند، به چه علت مشتری باید محصول ما را بجوید؟ آنچه مشتری دنبال می‌کند، یک ارزش است که توسط محصول مورد نظر به او عرضه می‌شود. هر گروه از مشتریان از خرید محصولی معین، قصد دستیابی به ارزش مورد نظر خود را دارند و در صورتی که این ارزش توسط کالایی تأمین نشود، مشتریان به آسانی به دیگر عرضه‌کنندگان روی می‌آورند.
در عرصۀ مدیریت ارتباطات با مشتریان، درک مفهوم ارزش‌آفرینی برای مشتری و تلاش در جهت تأمین واقعی آن برای مشتری، در واقع هستۀ اصلی موفقیت را تشکیل می‌دهد. امروز با آنکه در مرحلۀ چهارم از توجه به مشتری در جهان قرار داریم، موارد متواتری از رفتار بنگاه‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیران ما نشان‌دهندۀ استنباط و برداشتی غیر از این است. بهتر است موضوع را کمی بیشتر مورد تأمل قرار دهیم؛ به این منظور باید شاخص‌های رفتاری عرضه‌کننده در هر کدام از چهار مرحلۀ مذکور را بررسی کنیم.

2-2- شاخص‌های شناختی و رفتاری عرضه‌کنندگان در مراحل چهارگانۀ توجه به مشتری
تاکنون مطالعات و بررسی‌های چندانی روی ویژگی‌های بنگاه‌ها در دوران‌های گوناگون از نظر منشاء و ریشه‌های رفتار آنان با مشتری صورت نگرفته است. در این موقعیت، با اشاره‌ای مختصر به ویژگی‌های عناصر شناختی بنگاه‌ها در روابط با مشتریان، در این عرصه تأملی خواهیم داشت. این بررسی برای هر کدام از دوران‌های متفاوت در سیر نگرش به مشتری و ارتباطات با او، دنبال می‌شود.طبعاً در دوران نخست به علت آنکه مشتری، نوعاً خود عرضه‌کنندۀ کالا نیز بوده است، شاخصۀ روشنی قابل ذکر نیست.
1-شاخصه‌های دوران دوم
در این دوره طبعاً شاخصه‌ها و ویژگی‌های اصلی مورد نیاز برای کارکرد مناسب و کیفیت مطلوب محصول توسط تولیدکننده و عرضه‌کنندۀ آن مشخص می‌شود. مشتری نقش روشنی در تعیین معیارها برای این ویژگی‌ها
ندارد؛ چرا که هنوز ساختارهای بازار و شبکه‌های توزیع به آن درجه از رشد نرسیده‌اند که برای متقاضیان مقایسه و انتخاب کالا از میان طیفی از موارد مشابه قابل حصول باشد. بنابراین هر آنچه که توسط عرضه‌کننده ارائه می‌شود، به ناچار توسط مصرف‌کننده جذب خواهد شد. مهم‌ترین شاخصه‌ها در این دوران عبارتند از:
▪در بازار:
ـ عدم گستردگی بازار
ـ نبود تنوع در گونه‌های محصول
ـ تغییرات بطئی و تدریجی در سلیقه ها و رفتار مصرف‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در تعداد عرضه‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در رفتار عرضه‌کنندگان
ـ تغییرات تدریجی در سهم بازار ( محلی ) هر کدام از عرضه‌کنندگان
▪ در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ ما آنچه را که می‌توانیم برای تولید محصول خود انجام می‌دهیم.
ـ تشخیص مطلوبیت محصول تولید شده با خود ماست.
ـ نارضایتی مشتری تأثیری بر کیفیت و نوع رفتار عرضه‌کننده ندارد.
ـ مشتری وسیله‌ای برای خوشبختی عرضه‌کننده است.
ـ چیزی به نام قدرت درک و شناخت مشتری معنا ندارد.
ـ ما هر چه بتوانیم تولید می‌کنیم؛ مشتری خودش ما را پیدا خواهد کرد. ما اصراری در جستجو برای مشتری نداریم.
۲ ـ شاخصه‌های دوران سوم
به علت آنکه

پایان نامه با کلید واژگان ارتباط با مشتری، مدیریت ارتباط، مدیریت ارتباط با مشتری

. روند در حال افزایش رقابت و کاهش وفاداری مشتریان باعث شد تا شرکت ها از سمت محصول محور به مشتری محور سوق پیدا کنند.در اینجا تمرکز بیشتر بر نیازهای مشتری است تا ویژگی‎های محصول (Liou,2009).
امروزه مدیریت ارتباط با مشتری به طور فزاینده ای در همه کسب و کارها برای حفظ اثرات بلندمدت مشتری در محیط رقابتی مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت ارتباط با مشتری فلسفه ای است که نیازهای مشتری را با هدف بدست آوردن مشتریان هدف با محصول مناسب، در زمان مناسب، و مکان مناسب مورد پیش بینی قرار می دهد (Chan, Ip & Cho, 2009).
شرکت ها به دنبال نزدیک تر شدن به مشتریان، تلاش در پیدا کردن راه های جدید برای ایجاد ارزش برای مشتریانشان و تغییر شکل ارتباط با مشتری از طریق استفاده از نظرات و مشارکت آنها، و نه تنها فروش، هستند. سازمان ها برای موفقیت بیشتر، به جای بدست آوردن سهم کل بازار باید بیشتر به جذب و حفظ سهم هر مشتری تمرکز کنند و حفظ یک مشتری، سودآور تر از بدست آوردن یک مشتری جدید است. (Park & Kim, 2003)
اشکال جدید رقابت و تغییرات ساختاری فرایند مبادله به پیدایش الگوی ارتباطی برای ایجاد ارتباطات بلندمدت در میان مشتریان و عرضه کنندگان منجر می شود. این را می توان به خاطر جهانی شدن کسب و کار، بین المللی شدن، کاهش کنترل دولت، پیشرفت هایی در فناوری اطلاعات و کاهش چرخه عمر محصول دانست. (Bennani, 2007 ) مدیریت ارتباط با مشتری در بدست آوردن اطلاعات، نگهداری اطلاعات و عملیات پشتیبانی از تصمیم گیری برای سفارشی سازی خدمات به مشتری مشارکت دارد. مدیریت ارتباط با مشتری، شرکت ها را به تحلیل داده ها و شناسایی و هدف گیری نیازهای مشتریان به منظور افزایش رضایت و حفظ مشتری ترغیب می کند. همچنین به سازمان ها به منظور ایجاد رابطه متقابل با مشتریانشان از طریق وب، پست الکترونیکی، تلفن و… کمک می کند و می توان به صورت آن لاین با مشتریان رابطه برقرار کرده و به نیازهای آنها خیلی سریع جواب داد.. ( Torkzadeh et al., 2006)
مدیریت ارتباط با مشتری باعث افزایش توان رقابتی برای بسیاری از سازمان ها و افزایش درآمد و کاهش هزینه های عملیاتی می شود. اداره روابط اثربخش و کارا با مشتریان باعث افزایش وفاداری و نرخ بازگشت مشتریان می شود. مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان ها از طریق معیارهایی همچون تکرار فرایند خرید، هزینه صرف شده و ماندگاری مشتری به ارزیابی وفاداری و سودآوری مشتریان می پردازد. (Chen & Popovich, 2003)

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
شناسایی رابطه بین مدیریت ارتباط با مشتری وکیفیت زندگی کاری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
1-4-2- اهداف فرعی
– سنجش رابطه بین میزان پرداخت کافی و مناسب و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین شرایط کاری امن و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین ایجاد فرصت برای رشد و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین امکان توسعه قابلیت های فردی برای کارکنان و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین قانون گرایی در سازمان و مدیریت ارتباط با متشری
– سنجش رابطه بین انسجام اجتماعی سازمان و مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین حقوق فردی در سازمان مدیریت ارتباط با مشتری
– سنجش رابطه بین فضای کلی زندگی کارکنان و مدیریت ارتباط با مشتری

1-5- فرضیه های پژوهش
فرضيه اصلی: بین مدیریت ارتباط با مشتری و کیفیت زندگی کاری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی1: بین مدیریت ارتباط با مشتری و پرداخت کافی و مناسب در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی2: بین مدیریت ارتباط با مشتری و شرایط کاری امن در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی3: بین مدیریت ارتباط با مشتری و ایجاد فرصت برای رشد در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی4: بین مدیریت ارتباط با مشتری و امکان توسعه قابلیت های فردی برای کارکنان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی5: بین مدیریت ارتباط با مشتری و قانون گرایی در سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی6: بین مدیریت ارتباط با مشتری و انسجام اجتماعی سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی7: بین مدیریت ارتباط با مشتری و حقوق فردی در سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعی8: بین مدیریت ارتباط با مشتری و فضای کلی زندگی کارکنان در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف مفاهیم و متغیرهای پژوهش
1-6-1- تعریف نظری
کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری انسان موجودي اجتماعي است و نه تنها با خودش سروكار دارد بلكه با همنوعان خود نيز ارتباط دارد. كيفيت زندگي كاري بطور همه جانبه اي با كيفيت تجارب فراد در محيط كار ارتباط دارد. (دب، 206، ص 220) انسان براي برقراري ارتباط  و تشريك مساعي با ديگران همواره انگيزه قوي و نيرومندي داشته است (پي لي، 1997، ص 6) بخشي از نيازهاي اجتماعي اين موجود اجتماعي مانند نياز به احترام، در محيط كار برآورده مي شود، جائيكه انسان ها مي توانند يكديگر را ملاقات كرده با يكديگر گفتگو نموده و تجربيات خود را تسهيم نمايند. شغل، از طريق فراهم نمودن زمينه مشاركت كاركنان در گروه هاي كاري، واحدهاي سازماني و كل سازمان در برآورده نمودن احتر
ام به خود يك كارگر نقش اساسي ايفا مي كند (بج، 1991، ص 35) ضمن اينكه زماني كه كاركنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بيان انديشه هاي خود را داشته باشند و در تصميم گيري بيشتر دخالت كنند، واكنش هاي مناسب و مطلوبي از خود نشان خواهند داد (دولان، 1376، ص 55). كاركنان ( نيروي انساني ) كارآمد مهم ترين سرمايه هر سازماني محسوب مي‌شود. تقريبا تمامي صاحبنظران، منابع انساني را به عنوان اساسي ترين منبع سازمان قلمداد كرده اند و معتقدند كه بايستي اين منبع به عنوان سرمايه اصلي جامعه پرورش داده شود و يا به كارگيري سياست هاي مناسب انگيزه تلاش و كوشش در آنها ايجاد شود. استفاده مطلوب از منابع انساني متكي به اقداماتي است كه براي حفظ و صيانت جسم و روح كاركنان سازمان به عمل مي آيد. اين اقدامات كه شامل امكانات رفاهي و خدمات درماني، طرح هاي تشويقي، تناسب شغلي، امنيت شغلي، طراحي شغلي، غني سازي و توسعه شغلي، اهميت به نقش و جايگاه فرد در سازمان، فراهم نمودن زمينه رشد و پيشرفت كاركنان، آموزش كاركنان و مواردي از اين قبيل مي باشد، مجموعاٌ تحت عنوان كيفيت زندگي كاري ناميده مي شود (داودي، 1377، ص 5) شماري از آگاهان بر اين باورند كه بخشي از ركود بهره وري و كاهش كيفيت زندگي كاري و تغييراتي است كه در علاقمندي ها و اولويت هاي كاركنان پديد آمده است (دولان، 1376، ص 355) كاركنان درخواست دارند در كارشان نظارت و دخالت بيشتري داشته باشند. آنان ميل دارند مانند يك مهره در يك دستگاه بزرگ به شمار نيايند. كيفيت زندگي كاري در سيستم امكاني را فراهم مي كند كه پرسنل پاسخگوي جنبه هاي تكنيكي – اجتماعي آن سيستم باشند (دب، 2006، ص 421). اهميت پاداش هاي غير اقتصادي در مقايسه با پاداش هاي اقتصادي هم اكنون در حال افزايش است، به ويژه در نزد كاركناني كه از آموزش و پرورش بالايي برخوردار هستند. همه موارد فوق در مفهوم انساني كردن محيط كار و يا به عبارت ديگر بهبود كيفيت زندگي كاري ريشه دارد (هالز، 1994، ص 112).
بنابر اين مي توان گفت كيفيت زندگي كاري به همه داده هاي سازماني كه هدفش خشنودي كارمندان و افزايش تاثيرات سازماني مي باشد دلالت دارد (پاتاناياك، 2003، ص 248)
پرداخت کافی و مناسب
میزانی است که پرداخت مزایا و یا سایر پرداخت های جبرانی برای حفظ استاندارد زندگی قابل قبول به وی‍‍‍‍‍‍‍‍ژه در مقایسه با سایر کارهای مشابه کفایت می کند.(Gray and Starke,1988)
شرایط کاری امن و سالم
منظور بی خطر بودن شرایط کار، ساعات کار منطقی، مناسب بودن محیط فیزیکی و روحی کار و شرایطی که بر سلامتی و راحتی کارکنان در حین کار موثر است.(همان منبع)
فرصت برای به کارگیری و توسعه بی واسطه استعدادهای انسانی
میزانی است که کارها ساده و تمایز یافته اند و کنترل ها سخت گیرانه اند. میزانی که شغل، کارکنان را قادر می کند که مهارت و دانش خود را بهبود بخشیده از آن استفاده کنند و کاری را انجام دهند که برای آنها معنی دار و مهم باشد.. (همان منبع)
فرصت برای امنیت و رشد مداوم در آینده
میزانی است که انجام کارهای واگذار شده، در حفظ و رشد ظرفیت اشخاص موثر است. اینکه بتوان دانش و مهارت تازه برای انجام کارهایی که در آینده به کارکنان واگذار می شود به دست آورد. همچنین امکاناتی که برای افزایش و به کارگیری پتانسیل فرد و پیشرفت وی در مسیر سازمان مربوط و به رسمیت شناختن وی از طرف هم قطاران و سایر اعضاء وجود دارد.. (همان منبع)
انسجام اجتماعی در سازمان کار
منظور فرصت برقراری ارتباط با دیگران، رهایی از تبعیض، صراحت بین اشخاص و حمایت از یکدیگر در میان کارکنان، انصاف و امکان بیشرفت به سمت بالا و همچنین پیشرفت بر حسب شایستگی است.. (همان منبع)
حقوق فرد در سازمان کار
چیستی حقوق کارکنان و چگونگی حمایت از آن. اینکه فرهنگ سازمانی تا چه حد به حریم خصوصی افراد، پذیرش اختلاف ایده، وفاداری به استانداردهای تساوی در توزیع پاداش ها و فراهم کردن فرایندهای آن احترام می گذارد. رعایت شان و احترام افراد و اینکه کارکنان چقدر می توانند صادقانه اظهار عقیده کنند و با آنان رفتار منصفانه می شود.(همان منبع)

کار و کل فضای زندگی
منظور تعادل بین کار و زندگی غیر شغلی، میزان فشارهای محسوس و نا محسوس شغلی، حالت فکری کارکنان، امکان رهایی از ناراحتی ها و افسردگی های حین کار و یا خارج از آن است. (همان منبع)
ارتباط اجتماعی زندگی کار
به این معنی است که از دید کارکنان، سازمان در تولید، کاهش هزینه ها، نحوه استخدام، فنون بازاریابی و سایر فعالیت ها به مسئولیت اجتماعی تا چه حد عمل می کند. سازمان های فاقد تعهدات و مسئولیت اجتماعی می توانند موجب شوند که کارکنان ارزش و سوابق کار خود را کم رنگ نشان دهند.(همان منبع)
کیفیت زندگی کاری فرایندی است که به وسیله آن همه اعضاء سازمان از راه مجاری باز متناسبی که برای این منظور ایجاد شده است در تصمیم هایی که به ویژه بر شغل شان و محیط کارشان اثر فراوانی می گذارد به نوعی دخالت می کنند. (نجمی،1385)
مدیریت ارتباط با مشتری
به همه فرآیندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می‌رود. اصول مدیریت ارتباط با مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای ارتباط با مشتریان بیان می کند، از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف.(شیرکوند،1386)

1-6-2- تعری
ف عملیاتی
در این پژوهش برای سنجش متغیرها از دو پرسشنامه استفاده شده است که عبارتند از :
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون مشتمل بر24 سوال و پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری برگرفته از عباسی(1388) مشتمل بر 14 سوال. پرسشنامه به کمک طیف لیکرت بصورت خیلی مخالفم(1)، مخالفم(2)، مطمئن نیستم(3)، موافقم(4) و خیلی موافقم(5) نمره‌گذاری شده است.

1-7- قلمرو تحقیق
1-7-1- قلمرو مكاني تحقيق(جامعه آماري )
قلمرو مكاني اين تحقيق کلیه کارکنان بخش بیمه ای سازمان تامین اجتماعی در استان گیلان است.

1-7-2- قلمرو زماني تحقيق
زمان يا دوره زماني آغاز تا پايان كار توزيع و جمع آوري پرسشنامه (ابزار گرد آوري اطلاعات) و تجزیه و تحلیل نتایج را در بر مي گيرد که محقق یک دوره زمانی 6 ماهه را پیش بینی می کند. (از ابتدای دی نودویک تا انتهای خرداد ماه نود و دو )
1-7-3- قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش، محقق به دنبال بررسی تاثیر