منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، وجود خداوند، صفات خداوند

قائل نیستند نمی‌پذیرد. به نظر وی چنین مدلهای فلسفی میراث هگل ، هایدگر، سارتر و حتی کرکگارد است که انتخاب جهان بینی را کاملاً غیر عقلانی می‌داند.(گوتوبد، 1387،ص30)
به عقیده سوئین‌برن :
چنانچه شاهدی قوی و ایجابی بر عدم وجود خدا داشته باشیم، باید تجاربی را که ظاهراً در مورد خدا هستند نادیده بگیریم .اگر ما نمی‌توانستیم به حواسمان به هنگامی که ظاهراً چیزی را نشان میدهند که از جهات دیگر بنا به احتمالی ضعیف نباید آنگونه باشد، اعتماد کنیم همیشه در زندان باور اولیه خود باقی بمانیم. و بدین ترتیب وظیفه آدم شکاک در مورد تجربه‌ی دینی و نیز در مورد تمامی تجربه‌های دینی، آن است که برای نپذیرفتن آنچه ظاهراً مضمون آن تجربه است، دلیلی ارائه کند. تنها راه برای رد کردن مدعیات مربوط به تجارب دینی اثبات این امر است که توازن قوی شاهد به جانب عدم وجود خدا سنگینی کند و در غیر اینصورت، تجربه‌ی دینی شاهد مهم بیشتری بر وجود خدا خواهد بود. (سوئین‌برن: 1381،ص205)
در جایی دیگر سوئین‌برن بیان‌ می‌دارد:
« بنابراین، به اعتقاد من، باید عقیده به وجود خداوند را به همین صورت توجیه کرد. عقیده به خداوند اساساً به همان طریق توجیه می‌شود که عقاید ما دربار‌ه‌ی این که در محیط کلّی ما چه چیزهایی و چگونه وجود دارند؛ یعنی عقاید اخیر به موجب تأثیر آن محیط بر روی ما توجیه می‌شوند… معقول بودن اعتقاد ما به واقعیت موجوداتی که به ظاهر در تجربه عرضه می‌شوند، خواه به طور بی‌واسطه عرضه شده باشند(مانند وقتی که شیء پیش روی خود را به عنوان یک صندلی تجربه می‌کنیم) و خواه به طور باواسطه (مانند وقتی که احساس می‌کنیم حیات ما در محضر نادیده خداوند سر می‌شود) منوط به دو شرط است: شرط اول این است که ما مسئولانه( یا فرضاً به صورت سنجیده) وجود چنین موجودی را ممکن بدانیم. شرط دوم این است که به نظر برسد آن موجود به نحوی نیرومند مبرم و ناخوانده، چندان که مقتضی عقیده به واقعیت آن است در تجربه ما عرضه شده است، وقتی کسی بر مبنای تجربه‌ی دینی الزام آور به وجود خدا اعتقاد می‌ورزد، اساساً اعتقادش نمونه ای از عقیده عقلانی یا معقول یا کاملاً مبین است.» (به نقل از تالیافرو،ص436)
به زعم سوئین‌‌برن اگر شما تجربه آشکاری از خدا داشته‌اید، احتمالا خدا را تجربه کرده‌اید هرچند که ممکن است واقعیت رنج و درد،به منزله قرائن‌ مخالف،ممکن است با اعتقاد به وجود خدا ناسازگار پنداشته‌ شود یا آن را نامتحمل بنماید و این قرائن ممکن است‌ قوی یا ضعیف باشند.گاهی حتی ممکن‌ است قرائن قوی‌تر باور کسی را که‌ از تجربه بسیار قوی دینی به دست آورده‌ است وی را آشفته نسازد،اما به‌طور کلی،قرائن مخالف‌ مسئله وجود خدا را هم‌چنان باز نگاه می‌دارد. در هر صورت، از نظر وی اگر قرار است خداباوری عقلانی باشد،باید با براهین ایجابی تقویت‌ شود یا آن قرائن مخالف با براهین سلبی ابطال شوند.از آن‌جا که امروزه در مغرب‌زمین شکاک و در دنیای مسیحیت کنونی‌ تردیدهای بسیاری درباره وجود خدا هست،باید بیش از گذشته‌ در تعمیق ایمان مؤمنان و هدایت کافران بکوشیم. اما نه از طریق استدلال قیاسی ؛ زیرا تنها کاری که این استدلال ها می‌توانند انجام دهند این است که چیزی را نتیجه می‌گیرند که در مقدمات مفروض گرفته شده است، و اگر با وجود تصدیق مقدمات نتیجه انکار شود به تناقض منجر می‌گردد.
وی بر این عقیده است هرگونه استدلال از وجود جهان و نظم آن بر وجود خدا استدلالی استقرایی است. زیرا در چنین استدلالی مقدمات تا حدی نتیجه را محتمل و حتی شاید بسیار محتمل می‌سازند، اما به حد یقین نمی‌رسانند. وی با تکیه بر اصل آسان‌باوری، براهین استقرایی را بر براهین قیاسی ترجیح می‌دهد و حتی استدلال های قیاسی را عقیم می‌داند.
سوئین‌برن در نهایت در کتاب «آیا خدایی هست؟» به این نتیجه می‌رسد که وجود جهان، نظام مندي آن و هماهنگي و کوک عالي آن؛ وجود انسانهاي آگاه در اين جهان، که فرصت هاي مناسبي براي شکل دادن خود وديگران و جهان دارند؛ پارهاي شواهد تاريخي مبتني بر معجزه در ارتباط با نيازها و دعاهاي انساني، به ويژه در ارتباط با پايه و بنياد مسيحيت، که نهايتاً با تجربهي ظاهري ميليون ها انسان از حضور خداوند به طور قاطع کامل ميشوند، همگي به طرز چشمگيري وجود خداوند را از عدمش محتملتر مي سازند.(سوئین‌برن، ص211)
سوئین‌برن که تنها استدلال‌های استقرائی، هم چون برهان‌های جهان شناختی، غایت شناسی، و تجربه‌ی دینی را می‌پذیرد براین عقیده است که هیچکدام به تنهایی وجود خداوند را ثابت نمی‌کنند و یا حتی وجود او را محتمل‌تر از عدم او نمی‌سازد. این دلایل در مجموع و در کنار یکدیگر شاهدی فزاینده برای خداشناسی فراهم می‌آورند.
4_2_2 آلستُن و اثبات وجود خدا
آلستُن با استناد به اصل آسان‌باوری بر این عقیده است که همة باورهایی که از یک تجربه‌ی دینی به دست می‌آوریم در نگاه نخست موجه هستند و موجه می‌مانند مگر اینکه دلایل کافی برای ناموجه بودن آن‌ها داشته باشیم و به گفتة سوئین‌برن ردیّه ای برای آن وجود داشته باشد. آلستُن، ردیّه ها را به دو دسته باطل کننده و ضعیف کننده‌ها تقسیم می‌کند. او در توضیح این دو قسم ردیّه می‌نویسد:
« ردیّه ها را می‌توان تقسیم کرد به باطل کننده ها و ضعیف کننده ها، یعنی دلایل قوی کافی برای آنکه تصور کنیم تجربه، در این مورد، به حد کفایت باور را تأیید نمی‌کند. در مورد
فیل دلایل کافی برای آنکه گمان کنیم در دور و بر، فیلی وجود ندارد یک باطل کننده خواهد بود. دلیلی برای آنکه تصور کنیم شخص، شاید بر اثر استعمال نوعی دارو، دستخوش توهمات است یک ضعیف کننده خواهد بود.» (به نقل از پلنتینگا و دیگران، ص72)
همانطور که در فصل دوم از نظر گذراندیم آلستُن دو نوع تلقی از توجیه را مطرح نمود: توجیه دستوری و سنجشگرانه. و سؤالی که برایش مطرح می‌شود این است که آیا توجیه دستوری برای یک باور خاص کافی است و هیچ امر دیگری در تعیین سرنوشت معرفتی آن باور اهمیت ندارد؟ با توجه به ادراک حسی پاسخ وی منفی خواهد بود.
ممکن است من به اتکای این واقعیت که هم اکنون دارای نوع خاصی از تجربه حسی هستم، در باور به این درختی که پیش روی من است موجه باشم، اما این مطلب صرفاً در «شرایط مطلوب» صادق است . اگر من با آرایش پیچیده ای از آینه‌ها مواجه شوم، ممکن است در این باور که درخت بلوطی پیش روی من است، موجه نباشم، حتی اگر برای تمام مردم جهان چنین به نظر برسد که درخت بلوطی در برابر من است. علاوه بر این، ممکن است به نظر همة مردم جهان چنین به نظر برسد که درخت بلوطی در برابر من است. علاوه بر این، ممکن است به نظر همة مردم جهان چنین بیاید که آب سربالا می‌رود. اما نامحتمل بودن کلی این امر، توجیه باور متناظر آن را که از آن تجربه به دست می‌آید، به غایب تضعیف می‌کند. (آلستُن:1379، ص 151)
آلستُن با این مثال به دنبال نشان دادن این است که توجیه به دست آمده از طریق تجربه شخص صرفاً توجیهی ابطال‌پذیر است. این توجیه به طور ذاتی، احتمالاً در اثر ملاحظات قویتر معارض آن ،نادیده گرفته می‌شود، تضعیف می‌گردد و یا باطل می‌شود. بنابراین، توجیه باورهای راجع به محیط مادی که از طریق تجربة حسی به دست آمده است، توجیهی ابطال پذیر یا، به تعبیری دیگر توجیه اولیه است. فاعل تجربه به اتّکای داشتن تجربه، در چنان موضعی در باور خویش موجه خواهد بود، مگر اینکه دلایل کافی محکمی برخلاف آن وجود داشته باشد. اهمیت مفهوم ابطال پذیری، يا توجيه اولیه، در مفهوم توجيه معرفتی هنگامی آشکار می‌شود که بخواهيم از باورهای دينی مبتنی بر تجربة دينی سخن بگوئيم.
از نظر آلستُن توجیه مستقیم تجربیِ باورهای تجلی بنیاد هم، در بهترین شرایط، توجیه اولیه است. و باورهای راجع به ذات و صفات خداوند غالباً در رد و ابطال باورهای تجلی بنیاد، بویژه برای رد باورهای راجع به ارتباطات کلامی با خداوند بکار می‌روند. در توضيح اين نکته يادآور می‌شويم که باورهای تجلی بنياد نبايد با باورهای دينی پيشين شخص در تعارض و ناسازگاری باشند. بنابراین به عقیده وی هم تجربة حسی و هم تجربه‌ی دینی، حداکثر می‌توانند توجیه در نخستین نگاه را، فراهم آورند.
وی برای روشن شدن اعتبار ادراک عرفانی آن را با ادراک حسی مقایسه می‌کند. و معتقد است که نه ادراک حسی و نه ادراک عرفانی هیچکدام از پشتوانة « توجیه دستوری بر مبنای الزام قوی تر»55 (Jns) برخوردار نیستند. از همین رو است که برای رویة معرفتی مسیحی56 CP هم معتقد است همانند ادراک حسی توسط « توجیه دستوری بر مبنای الزام ضعیف تر57( Jnw ) پشتیبانی می‌شود.
« اگر Jnw نهایت توجیهی باشد که ما برای رویه ادراکی داریم، آنگاه اگر CP هم دارای Jnw باشد، دست کم در موضع معرفتی به همان قوت و استحکام رویة ادراکی58 خواهد بود. ( من بدون هیچ دلیلی فرض می‌کنم که _

منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، فاعل شناسا، اعتقادات دینی

در داشتن تجربه ديني نقش علّي دارند ربطي به اين ندارد که آن تجربه، اصيل است يا توهم. دارويي که به چشم من ريخته مي‌شود ممکن است سبب شود که من چيزي را ببينم که اينجا نيست، يا سبب شود چشم هاي من به چيزي باز شوند که در اينجا وجود دارد. و بر فرض وجود خداوند، رياضت روزه‌داري يا هر چيز ديگري که تجربه ي ديني را به ارمغان مي آورد، به مثابه ي ريختن دارو در چشم است براي ديدن چيزي که وجود دارد.
حالت چهارم
علت وجود معرفت‌شناختی x را براي فاعل شناسا بتوان از طریق دیگري غیر از پذیرش وجود عینی x تبیین نمود.
سوئین‌برن مدعی است این شواهد بیشتر در تجارب عادي و روزمره قابل تصور است و در تجارب دینی به ندرت وجود دارند. به همین دلیل نمی‌توان ادعا کرد که به دلیل وجود شواهد فوق اصل آسان‌باوری در تجارب دینی کاربرد ندارد. و همچنین اعمال‌ اصل آسان‌باوری را برای‌ تجربه‌های‌ عادی‌ و روزمره‌ منوط‌ به‌ عدم‌ وجود وضعیت‌های‌ خاص‌ می‌کند.
2_3_4 ویژگی‌های اصل آسان‌باوری از منظرسوئین‌برن
اصل آسان‌باوری جزء اصول عقلانی است.
سوئین‌برن ضمن اشاره به اینکه باور عقلانی، آن باوری است که به لحاظ معرفت‌شناختی موجّه باشد، به بیان معیارهای عقلانیت باور می‌پردازد. وی اصل بهترین تبیین، اصل گواهی، و اصل آسان‌باوری را از جمله مهم‌ترین اصول عقلانیت باورمی‌داند که در تمام حوزه‌های معرفتی به کار می‌روند. وی همچنین کاربرد اصل آسان‌باوری را هم در ادراکات حسی و هم در تجارب دینی بی‌نیاز از شواهد استقرایی می‌داند.
دیویس در این خصوص بیان می‌دارد :
«هیچ فیلسوفی تاکنون موفق نشده است که براي اعتماد ما بر فرایندهاي استدلال، تجربه‌ها، حافظه‌ها و گفته‌هاي دیگر اشخاص توجیه استقرایی فراهم آورد، اما این دلیلی بر تسلیم شدن ما به شک گرایی یا غیرعقلانی شمردن نوع انسان نیست (شاید همچون هیوم به بازيهاي تخته نرد پناه آوریم). اگر اصولی وجود دارد که ما می‌فهمیم باید به وسیله آن‌ها عمل کنیم، و اگر ما خود را موجوداتی عقلانی به شمار می‌آوریم، در این صورت خوب است آن‌ها را « اصول عقلانیت » بنامیم، اما نباید استدلالی استقرایی براي عقلانیت آن‌ها متوقع باشیم. هر تلاشی براي فراهم آوردن چنین استدلالی ناگزیر دور باطل خواهد بود. زیرا چنین تلاشی بدون پیش‌فرض گرفتن اعتبار دست کم برخی از تجربه‌ها وفرایندهاي مورد بحث صورت نمی‌گیرد.» (Davis:1989،122-123 به نقل از اصغری و موسوی:1391،ص24)

اصل آسان‌باوری یک اصل فراگیر (عام14) است.
سوئین‌برن اصل آسان‌باوری را قابل اطلاق بر همه تجارب انسانی می‌داند. به عبارتی اشخاص بر طبق این اصل می‌توانند تمامی تجارب خود از قبیل دینی و غیر دینی اعتماد گرده و آنها را واقع نما بدانند در غیر اینصورت دچار شکاکیت در تمامی باورهای خود خواهند شد.
اصل آسان‌باوری بر حافظه قابل اطلاق است.
سوئین‌برن این اصل را نه تنها بر ادراک بلکه بر حافظه هم قابل اطلاق دانسته و حافظه را که یادآوري تجربه‌اي در گذشته است را قابل اعتماد می‌داند. البته معتقد است حافظه قدرت کمتری نسبت به تجربه حاضر دارد و گاهی اوقات احتمال درستی آن تجربه‌ای را که به یاد می‌آوریم ضعیف باشد.
و همچنین من به طور مشابهی به شما نشان خواهم داد که ( در صورت فقدان ملاحظات خاص) حافظه روشن قابل اعتماد است. اگر به نظر برسد که او یک شی را و یا برخی چیزها را او در گذشته درک کرده و یا برخی کارها را انجام داده. پس (با فقدان ملاحظات خاص) او انجام داده آن‌ها را.
هرچیزی چگونه به نظرمی‌رسد؟ یعنی چگونه به نظر ما می‌رسند؟ ادراک آن‌ها، تجربه آن‌ها، حافظه و یادآوری آن‌ها زمینه‌های خوبی برای یک باور درباره‌ی اینکه چطور چیزها هستند یا وجود دارند می باشند. تجربه قوی‌تر حافظه قوی است ، به احتمال زیاد آنچه به نظر ما می‌رسد برای ادراک یا یادآوری، صادق است و چیزهای دیگر به نحو یکسانی وجود دارند. البته حافظه قدرت کمتری نسبت به تجربه حاضر دارد و گاهی اوقات احتمال آن ضعیف است که آنچه به نظر ما می‌رسد که به یاد می‌آوریم درست باشد. این اصل که من آن را اصل آسان‌باوری می‌نامم و نتیجه بدست آمده از آن به نظر می‌رسد برای من درست باشد.( Swinburne: 2004، P.303)
اصل آسان‌باوری و اعتمادپذیری
به زعم سوئین‌برن اگر اشخاص در مقابل اصل آسان‌باوری قائل شوند که هرگز نباید به نمود‌ها و ظواهر اعتماد کرد مگر آنکه قابل اعتماد بودن آن‌ها اثبات شده باشد، شما هرگز به هیچ باوری دست نخواهید یافت. وی علت آن را چنین بیان می‌دارد.
زیرا قابل اعتماد بودن نمود‌ها را چیزی جز نمود‌های دیگر اثبات نمی‌کند. و چنانچه شما نتوانید به نمود‌ها به معنای دقیق کلمه اعتماد کنید، به نمود‌های جدید هم نمی‌توانید اعتماد کنید. دقیقاً همان اندازه که شما باید به حواس معمولی پنج‌گانة خود اعتماد کنید، اعتمادتان به حس دینی هم معقول است.
کسی که بر این مسئله نظر مخالف دارد، ممکن است بگوید که شما به این دلیل به حواس معمولی خود (مثل حس بینایی) اعتماد می‌کنید که آن‌ها با حواس سایر مردم سازگارند (یعنی شما ادعای دیدن چیزی را دارید که آن‌ها مدعی دیدن آن هستند)، ولی حس دینی شما با حواس سایر مردم سازگار نیست (یعنی یا آن‌ها هرگز تجربه‌ی دینی نداشته‌اند یا اگر داشته‌اند از نوع تجربه‌ی دینی شما نبوده است). اما تشخیص این مطلب مهم است که انسان خردمدار، اصل آس
ان‌باوری را پیش از آنکه از چیستی تجربه دیگران آگاه شود بکار می‌برد.شما به درستی به حواسمان اعتماد می‌کنید حتی اگر مشاهده‌گری که آن‌ها را وارسی کند نباشد و اگر مشاهده‌گری دیگری گزارش کند که ظاهراً همان چیزی را می‌بینید پس از آن شما بایستی به یاد بیاورید که او چنان گزارشی را داده است و این به معنای اعتماد شما بر حافظة خود ( یعنی آنچه شما ظاهراً به یاد می‌آورید که او او شنیده‌اید) بدون تأییدی در مورد آن در حال حاضر است. به هر تقدیر، تجربه‌های دینی غالباً با تجارب دینی بسیاری از مردم و آگاهی کلی آن‌ها از قدرتی ورای قدرت ما انطباق دارند، قدرتی که زندگی‌های ما را اداره و رهبری می‌کند ( هرچند این آگاهی در اینکه ذات خدا دقیقاً چیست و اهداف خاصش کدام است، گاهی تفصیلی ای نیست.) چنانچه برخی از مردم این تجربه‌ها را نداشته باشند این امر حاکی از آن است که آن‌ها نسبت به واقعیات دینی کورند( دقیقاً همانطور که ناتوانی برخی از افراد در دیدن رنگ‌ها هستیم در اشتباهیم، بلکه حاکی از آن است که آن‌ها کور رنگند) (سوئین‌برن:1381،ص 201_203)
اصل آسان‌باوری ادراک حضور است نه غیاب
این اصل، اصلی است ایجابی زیرا مضمون آن گویای تجربه وجودx است و نه غیاب آن.
«نکته‌ای که این اصل بر آن تاکید دارد این است که که چگونه اشیاء به نحو ایجابی‌و مثبتی به نظر می‌رسند، شاهدی بر این است که آن‌ها موجودند اما اینکه چطور چیزها به نظر نمی‌رسند نمی‌توان دلیلی بر نبودشان دانست. به عنوان مثال اگر به نظر من برسد که که هیچ میزی در اتاق وجود ندارد این تنها دلیل بر این فرض است که آن وجود ندارد، اگر دلیل مناسبی برای این فرض وجود داشته باشد که من دارم میبینم همه جای اتاق را و (داشتن چشم ، قابلیت تشخیص یک میز زمانی که آن را می‌بینم و غیره)باید دیده بشود آن میز اگر آنجا وجود داشته باشد.»(Swinburne: 2004 p. 304)
دلیل سوئین‌برن بر این کار آن خواهد بود که تجربه‌هايی که غیرایجابی‌اند نمی‌توانند دلیلی باشند بر اینکه اشیاء واقعاً چگونه‌اند، بلکه تنها تجربه‌هاي ایجابی می‌توانند دلیلی بر آن باشند که اشیاء چگونه‌اند.

اصل آسان‌باوری « احتمالا15» واقع نمایی شیء را ثابت می‌کند.
« من معتقدم که این یک اصل عقلانی است که اگر به نحو معرفت‏شناختی به نظر یک فاعل شناسا برسد که xحاضر است، آنگاه احتمالاً x حاضر است.» (Swinburne،P.303)
همانطور که دیدیم، سوئین‌برن در اصل آسان‌باوری از واژه «احتمالاً» استفاده می‌کند. امر ناشی از دیدگاه خاصی است که سوئین‌برن از آن پیروي می‌کند و آن عبارت است از «عقلگرایی انتقادي» بر اساس این دیدگاه نظام‌هاي اعتقادات دینی را باید مورد نقد و ارزیابی قرار داد، اگر چه اثبات قاطع چنین نظام‌هایی امکان‌پذیر نیست. عقلگرایی انتقادي برخلاف تلقی بیش از حدخوشبینانهاي که عقل‌گرایی حداکثري از عقل دارد، نگاه فروتنانه‌تر و محدودتري به توانمندي‌هاي عقل دارد و همیشه به دو جهت برطرح دیدگاه هاي رقیب تأکید دارد: اولاً محاسن دیدگاههاي رقیب را در مقایسه با دیدگاه خود می‌سنجد؛ و ثانیاً دیدگاه خودشان مورد انتقادات جدي قرار می گیرد و از این روست که مدافعان این دیدگاه بر ماهیت بی وقفه و پایان ناپذیر تأملات تأکید دارند و برخلاف ایمان‌گرایان و عقل‌گرایان افراطی هرگز قاطعانه حکم نمی‌کنند که بحث درباره حقیقت و اعتباراعتقادات دینی به نتیجه نهایی رسیده است و هیچ تضمین عقلی محرزي مبنی بر صحت دیدگاه خود در اختیار ندارند (ر.ک : اصغری و موسوی:1391؛ص34 ،جعفری،ص34)
همچنین نزد سوئین‌برن باور همراه با احتمال‌پذیری است. وی در باب باور، نیز قائل به قطعیت کامل نیست.
« باور به اینکه ( الف، ب است) تا جایی باور «قوی» محسوب می‌شود که دارندة آن باور (فاعل شناسا) معتقد باشد که P محتمل‌تر از غیر P است.»( Swinburne: 2005، p 7)
در جایی دیگر آورده:
«رأی اصیل من آن است که کسی که (باوری در باب احتمالات مرتبط با هم دارد) باور دارد که P اگر و فقط اگر باور داشته باشد که تمام شواهد در دست او،P را از تمام رقبای آن، محتملتر می‌سازد.».( P.P 22)
دراینجا می‌بینیم که او به تفسیر یک احتمال و ارائه ملاک برای آن می‌پردازد. درجة احتمال را بر اساس شواهد توضیح می‌دهد.

فصل سوم
بازسازی دیدگاه آلستُن در قالب اصل آسانباوری در عرصه مباحث معرفتشناسی دینی

در این فصل به بررسی آرای فیلسوف بزرگ دیگری که در این زمینه تلاشهای قابل توجهی نموده است خواهیم پرداخت. ویلیام آلستُن که یکی از فیلسوفان برجسته فلسفه دین محسوب میشود درصدد توجیه باورهاي دینی بوسیله تجارب دینی برآمده و کتاب ادراک خدا گویای تمامی هّم وی برای اثبات حجیت باورهای دینی از طریق ادراک و آگاهی بی‌واسطه از خداوند است.
این فصل درصدد است تا گوشه چشمی از این تلاش بی‌دریغ را به نمایش بگذارد و همچنین کوششی خواهد بود برای نشان دادن جایگاه اصل ‌آسان‌باوری در بطن اندیشه آلستُن که موجب شکلگیری چنین تفکری شده است.
در ابتدا نگاهی گذارا به سیر فکری و آثار وی خواهیم داشت سپس به فحوای اثر جاودان وی «ادراک خدا» نظری افکنده و بعد از آن وارد محورهای اصلی اندیشه آلستُن و بیان دیدگاه وی خواهیم شد.

3_1 کتاب ادراک خدا
ترجمة دقیق واژه Perceiving در عنوان کتاب « Perceiving God» به معنای ادراک حسی است که این انتخاب زیرکانه توسط آل
ستُن بیان‌گر قصد وی برای نشان دادن تشابه میان ادراک حسی با ادراک عرفانی بوده است.
به طور کلی هدف عمدة کتاب «ادراک خدا» دفاع از این دیدگاه است که آگاهی مستقیم مفروض ما از خدا می‌تواند توجیه‌گر برخی از انواع باور‌های راجع به خدا باشد. و شخص می‌تواند به واسطة ادراک خدا به مثابة موجود یا انجام دهندة فلان کار، در اعتقاد به برخی از انواع باورهای مربوط به خدا موجّه باشد. وی در ابتدا به تبیین چگونه اندیشیدن درباره‌ی آگاهی مستقیم از خدا، ویژگی‌های حیاتی او ….، اشاره نموده و سپس مدل ادراکی را مطرح می‌نماید که داعیة هم ساختاری با ادراک حسی را دارد، و از آن دفاع خواهد کرد. در فصل دوم روایتی عام از توجیه معرفتی، و از توجیه باورهای ادراکی بیان می‌دارد.در فصل سوم به بررسی اقدامات انجام شده برای احراز اعتمادپذیری ادراک حسی، آن هم بدون این که گرفتار «دور معرفتی» شود اختصاص داده شده است.و فصل چهارم به دنبال پاسخگویی به این پرسش خواهد بود که آیا ما هیچ مبنای کافی برای فرض قابل اعتماد بودن و توجیه‌گر

منابع و ماخذ مقاله فاعل شناسا، بایزید بسطامی، اعتمادگرایی

توجیه یک موضوع تشکیکی است و هر چه دلایل باوری کافی‌تر (بهتر) باشند، آن باور موجه‌تر خواهد بود.
به عقیده وی می‌توان نظریات توجیهی را برحسب هریک از مؤلفه‌های سه‌گانه، دلایل، پایه بودن و کفایتشان، به درون‌گرا یا برون‌گرا طبقه‌بندی کنیم. (سوئین‌برن،1393،ص92) دیدگاه اصلی نظریه برون‌گرایی توجیه این است که چیز‌هایی که توجیه یک باور را فراهم می‌سازد، حالت‌های اموری هستند که نیازی نیست بطور ذهنی قابل حصول باشند؛ و لزومی ندارد که فرد صاحب باور دسترسی کاملی به درستی آن داشته باشد. عمده نظریات برون‌گرایی کفایت ادله می‌توانند به عنوان نظریاتی با انواع مختلف اعتمادگرایی ارائه شوند، دیدگاه محوری آن‌ها این است که دلایل یک باور خاص کافی هستند، اگر (و تنها اگر) فرآیند خاص (مصداقی، در اصطلاح فیلسوفان) باورساز به یک نوع (نوعی، در اصطلاح فیلسوفان) قابل اعتمادی مرتبط باشد. به هر میزان که باورهای صحیحی که فرایندی بوجود می‌آورد بیشتر باشد، آن فرایند قابل اعتمادتر است؛ و به تبع آن توجیه یک باور مصداقی تولید شده توسط آن فرآیند بیشتر خواهد بود.
نظریات درون‌گرایانه به این صورت خواهند بود که اگر کسی درصدد باشد تا آنچه را که یک فرد به عنوان یک مفهوم زبان معمولی رسا از توجیه در نظر می‌گیرد تحلیل کند، طبیعی است که فرض کند، برای اینکه باور او موجه باشد، دلایل آن باید دلایلی باشد که فرد از آن‌ها آگاه است.(سوئین‌برن:1393،ص96) و برای اینکه باوری موجه باشد،در یک زمان مشخص باید رابطه مشخصی بین آن و حالت‌های ذهنی برقرار باشد.
درون‌گرا اصرار دارد که تنها باورهای فرد هستند که می‌گویند آیا یک فرایند قابل‌اعتماد است یا نه که مربوط به توجیه یک باور منتج هستند، در حالی که برای برون‌گرا این تنها یک حقیقت است که یک فرایند قابل اعتماد است یا نه ـ فارغ از باورهای فرد که به آن مربوط می‌شوند. برای یک درون‌گرا طبیعی است که همچنان ادعا کند که فرد در اعتقاد داشتن به باوری که دلایل ذهنی دارد تنها در صورتی موجه است که واقعیتی که آن دلایل آن را تأیید می‌کنند یا به طور ظاهری آن باور را تأیید می‌کنند برای فرد قابل دسترس باشد؛ و هرچقدر که آن تأیید افزون‌تر باشد آن توجیه بیشتر خواهد بود. به زعم وی کسی می‌تواند تنها درخصوص «دلایل» درون‌گرا باشد، مانند آلستون یا درباره هردوی دلایل و کفایت آن‌ها یا درباره دلایل و پایه بودن آن‌ها، یا نهایتا می‌تواند در مورد هرسه این عوامل درون‌گرا باشد.
2_2 تجربه‌ی دینی از دیدگاه سوئین‌برن
به نظر سوئین‌برن تنها تجربه‌ا‏ی دینی خواهد بود که شخص متعلَّق این تجربه را موجود یا حضوری مافوق طبیعی ‏بداند. البته وی داشتن تجربه‏ی دینی را غیر از کسب بصیرت 5دینی می‌داند البته شاید بتواند منبع و منشأ بصیرت دینی قرار گیرد. اشخاصی چون اشعیاء و اگوستینوس از طریق تجربه‏ی خدا، هم تصوری از الوهیت خدا پیدا کردند و هم تصوری از گناه کاری خودشان، اما بصیرت دینی لزوماً در گرو تجربه‏ی دینی نیست. شرط تجربه‏ی دینی آن است که خداوند یا حقیقت غایی موضوع آن تجربه باشد، یا موضوع آن تجربه تلقی شود.
سوئین‌برن برحسب آن که هر کس خداوند یا حقیقت غایی را به انحای گوناگون تجربه می‏کند، پنج نوع تجربه‏ی دینی را مطرح کرده و آن‌ها را براساس نحوه‏ی تحققشان طبقه‏بندی می‏نماید این نوع تقسیم‏بندی یکی از جامع‏ترین و واضح‏ترین تقسیم‏بندی‏های ممکن در این زمینه به شمار می‌آید که به شرح ذیل می‌باشد:
1) تجربه خداوند یا امر حقیقت غایی به واسطة شیئی محسوس که در قلمرو تجربة همگانی است. برای مثال، ممکن است شخص خداوند را در تمثال شخصیتی مقدس، غروب خورشید یا اقیانوس ببیند.تمثال یک شخص یا غروب خورشید خدا نیستند، اما شخص در قالب این امور یا از طریق آن‌ها با خداوند یا امر مافوق طبیعی مواجهه می‌یابد. (پترسون، ص 38) در اینجا متعلَّق تجربه، چیزی معمولی خواهد بود که شاهدان عادی هم می‏توانند آن را احساس کنند.
2) تجربة خداوند یا حقیقت غایی به واسطة شیئی محسوس، نامتعارف و مشاع6. برای مثال، ممکن است شخص امر مافوق طبیعی را از طریق باکرة لورد7 یا در بوته ای که مشتعل است امّا نمی‌سوزد، تجربه کند.(همان،ص 38)
3) تجربه خداوند یا حقیقت غایی به واسطة پدیده‌ای شخصی که در قالب زبان حسّی متعارف قابل توصیف است.(همان، ص39) در این نوع تجربه‏ عموم مردم قابلیت احساس متعلَّق تجربه را ندارد اما شخص تجربه کننده قادر به توصیف آن در قالب زبان متعارف خواهد بود استفاده می‌کند.
4) تجربة خداوند یا حقیقت غایی به واسطة پدیده‌ای شخصی که در قالب زبان حسّی متعارف قابل توصیف نیست. در اینجا شخص چیزی را احساس می‌کند یا می‌بیند، امّا آن چیز به مثابة امری توصیف ناپذیر به تجربه او در می‌آید.(همان، ص39) این نوع تجربه‌ها ،تجربه‏های دینی را تشکیل می‏دهند، دربرگیرنده احساساتی است که با ادبیات معمولی توصیف نمی‏شوند. عرفا، غالباً، برای توصیف تجربه‏های خود مجبورند از الفاظ متعارض ادبیات سلبی سود جویند. در این تجربه‏ها، غالباً، وحدت فاعل شناسا و موضوع شناسایی تجربه می‌شود. آنچه از عرفایی چون حلاج و بایزید بسطامی نقل شده، در صورت صحت، نشان‏گر چنین تجربه‏هایی است.(اکبری:1379، ص97)
5) تجربة خداوند یا حقیقت غایی بدون واسطة هرگونه امر حسّی. در این حالت شخص به نحو شهودی و بی‌واسطه از خداوند یا آن یگانه مطلق آگاه می
‌شود. (پترسون، ص40) به عبارتی تجربه امر الوهی بدون واسطه هرگونه امر حسی.
اکنون باید از سوئین‌برن پرسید تجربه‌ی دینی‌ تا چه‌ اندازه‌ توجیه‌کنندة‌ وجود حقیقت‌ غایی یا خداوند است؟ البته به گفته‌ی ویلیام پاوِر پاسخ به اين پرسش‌ با توجه به ديدگاه فرد درباره‌ي مفاهيم دين، تجربه، صدق، توجيه عقلاني و امر الوهي مي‌تواند متغير باشد.
افرادی چون «والتراستیس8»، «» و «مایکل‌ مارتین9» که قائل به ذهنی بودن تجربه‌ی دینی هستند معتقدند تجربه‌ی دینی‌ به‌ دلیل‌ ذهنی‌ بودن‌ نمی‌تواند توجیه‌ کنندة‌ وجود خارجی‌ به‌ نام‌ خدا یا هرگونه‌ موجود فراطبیعی دیگر باشد. در مقابل آن‌ها افرادی مانند: «ویلیام‌ جیمز»، «براد10»، «گری‌ گاتینگ11»،«پویمن12» «ریچارد سوئین‌برن» قرار دارند که منشاء تجربه‌ی دینی را وجود واقعیتی خارجی می‌دانند که‌ در مواجهه‌ با آن است که تجربه‌ی دینی‌ حاصل‌ می‌شود. سوئین‌برن اعتبار معرفت شناختي تجربه ي ديني را وابسته به صحت دو اصل آسان‌باوري و گواهي می‌داند. به موجب اصل گواهی، گزارش‌هاي کساني که تجربه‌ي ديني دارند براي کساني که تجربه‌ي ديني ندارند دسترس‌پذير مي‌شوند و بنابراين مي‌توان اصل آسان باوري را در مورد آنها اعمال کنيم. با اصل گواهي، صحت تجارب تجربه کنندگان تأييد مي‌شود و با اصل آسان‌باوري، توهمي و غیر واقعی بودن تجارب نفي می‌گردد.
2_3 سوئین‌برن و اصل آسان‌باوری
ریچارد سوئین‌برن، الاهی‌دان و فيلسوف دين معروف جهان در قرن بيستم، با استناد به دو اصل «آسان‌باوری» و « اصل گواهی» به دنبال تقریر جدیدی در باب‌ جایگاه‌ تجربه‌ی دینی‌ در توجیه‌ باور وجود خداوند یا هرگونه‌ امر ماورای‌ طبیعی‌ است. وی پس از براد اصل آسان‌باوری را به شکل مقنن‌تری تدوین نمود و آن را در جهت اثبات حجیت تجربه‌ی دینی و ارزش معرفتی آن بکارگرفت. وی تجربه‌ی دینی را از سنخ ادراک دارای ارزش معرفتی و به همین دلیل واقع نما می‌داند. در ادامه به بررسی دقیق‌تر اصل آسان‌باوری و لوازم آن خواهیم پرداخت.
سوئین‌برن نظریه‏ی خود را در باب توجیه عقلانیت باور به حقیقت ماورایی، در قالب اصل آسان‌باوری به این شکل بیان می‌دارد:
برخی فلاسفه‌ی تجربه‌ی دینی ادعا می‌کنند که یک تجربه شاهدی برای چیزی ماورای خودش نخواهد بود. پس تجربه‌ی دینی هیچ ارزش مستدلی نخواهد داشت. این نکته نشان دهنده نگرش فلسفی این فلاسفه است که زمانی را برای بحث در مورد تجارب از انواع دیگر را اتخاذ نمی‌کنند.
این کاملا بدیهی خواهد بود داشتن تجربه از آنچه به نظر شما می‌آید. ( به نحو معرفت‌شناسانه) که یک میز در آنجا وجود دارد ( یعنی به نظر شما می آید که می‌ بینید یک میز را در آنجا است) و این شاهدی قوی برای این فرض است که یک میز در آنجا وجود دارد و یا اینکه تجربه‌ای دارید؛ به لحاظ معرفت‌شناسانه که من سخنرانی‌ای ارائه می‌دهم ( یعنی به نظر شما می‌آید که سخنرانی من را بشنوید ) این شاهد قوی است برای اینکه من آنجا در حال سخرانی هستم.
بنابراین به طور کلی برخلاف ادعای اصلی فلسفی، من نشان می‌دهم که یک اصل عقلانی وجود دارد که ( در صورت فقدان ملاحظات خاص) اگر به نظر برسد ( به نحو معرفت‌شناختی) شی x برای فاعل شناسا حاضر است ( ویژگی‌های خاصی دارد) احتمالا x حاضر خواهد بود. ( و آن ویژگی ها را دارا خواهد بود.) آنچه به نظر شخص می‌رسد که آن را ادراک کرده احتمالا همانگونه است.( Swinburne، 2004 P.303)
یعنی وقتی‌ شخصی‌ به‌ نظرش‌ می‌رسد که‌ چیزی‌ وجود دارد، احتمالاً‌ آن‌ چیز وجود دارد، مگر آن‌ که‌ ملاحظات‌ خاصی‌ آن‌ اد‌عا را تضعیف‌ کند؛ یعنی‌ اگر اشیا به‌ نحوة‌ خاصی به‌ نظر می‌رسند، همین‌ امر، مبنای‌ خوبی‌ برای‌ این‌ اعتقاد است‌ که‌ آن‌ اشیا واقعاً‌ به‌ همان‌ نحوة‌ خاص‌ وجود دارند. ما حق‌ داریم‌ آن‌ اعتقاد را بپذیریم، مگر آن‌ که‌ ملاحظاتی‌ در بطلان‌ آن‌ اعتقاد به‌ ما عرضه‌ کنند، و در نتیجه، ما را درباره‌ی‌ ادراک‌ حسی‌ که داشتیم، یا درباره‌ی‌ سلامتی دستگا‌ه‌ ادراکی‌مان‌ به‌ تردید بیندازند.
‌‌ و با تعمیم دادن این اصل به حیطه‏ی تجربه‏ی دینی این اصل به این شکل درخواهد آمد در صورت فقدان ملاحظات خاص، اگر به نحو معرفت‌شناختی به نظر فاعل شناسا برسد که خداوند یا وجود ماورائی حاضر است، آنگاه احتمالاً خدا یا آن حقیقت غایی حاضر است. به عبارتی ‌در نبود ملاحظات‌ خاص، تجربه‌ی دینی‌ مبنای‌ معتبری خواهد بود برای‌ این‌ اعتقاد که‌ خدا یا حقیقت‌ غایی‌ وجود دارد. بنابراین تجربه‌ی دینی‌ در بادی‌النظر اعتقادات‌ مربوط‌ به‌ خداوند را موجّه‌ می‌سازد.
البته ممکن است فاعل شناسا در تجربه‌ و اعتقادش‌ دچار خطا شود؛ اما همانند ادراکات‌ حسی‌‌اش ، حق‌ دارد اعتقادش‌ را حفظ‌ کند، مگر آن‌ که‌ دلیل‌ موجّهی‌ به‌ وی عرضه‌ گردد و نشان‌ دهند که‌ این‌ اعتقاد با سایر اعتقادات‌ موجّه‌ متعارض‌ است‌ یا در دستگاه‌ ادراکی‌اش نقصانی‌ وجود دارد.
2_3_1 دلایل سوئین‌برن بر اصل آسان‌باوری
سؤالی که به ذهن خطور می‌کند آن است که چه دلیلی برای پذیرش چنین اصلی وجود دارد؟ سوئین‌برن دو دلیل برای دفاع از این اصل ذکر می‌کند.
دلیل اول) بدون پذیرش این اصل در باتلاق شکاکیت13 فرو می‏رویم. سوئین‌برن چندان درباره‏ی این دلیل توضیح نمی‌دهد، اما می‏توان توضیحی را، که مایکل مارتین در این باره آ
ورده است، ذکر کرد. مارتین می‌گوید بدون پذیرش اصل آسان‌باوری ما حتی نمی‌توانیم آنچه را خارج از تجربه‏های ذهنی ماست درک کنیم و درباره‏ی این که اشیاء حقیقتاً و خارج از تجربه‏ی ما چگونه هستند توجیه‏هایی بیاوریم. در واقع در این صورت ما محدود به پدیدارها خواهیم بود و هیچ‌گونه حکمی درباره‏ی امور مینوی نخواهیم داشت. ما اگر اصل آسان‌باوری را بپذیریم می‌توانیم درباره امور مینوی نیز حکم کنیم و وجود حقیقی اشیاء را نیز ادراک کنیم. ( Michael Martin،p.41_55 به نقل از اکبری:1379، ص99)
وی در کتاب آیا خدایی وجود دارد؟ چنین می‌گوید: ما بايستي بپذيريم که اشيا همانطوراند که به نظر مي‌رسد باشند(به معناي معرفت شناختي)، مگر اينکه شاهدي به دست آوريم که در اشتباهيم اگر شما در مقابل [اصل آسان باوري] قائل شويد که هرگز نبايد به نمودها و ظواهر اعتماد کرد مگر آنکه قابل اعتماد بودن آنها اثبات شده باشد، شما هرگز به هيچ باوري دست نخواهيد يافت. زيرا قابل اعتماد بودن نمودها را چيزي جز نمودهاي ديگر اثبات نمي‌کند. و چنانچه شما نتوانيد به نمودها به معناي دقيق کلمه اعتماد کنيد، به نمودهاي جديد هم نمي‌توانيد اعتماد کنيد. دقيقاً همان اندازه که شما

منابع و ماخذ مقاله باور دینی، وجود خداوند، اعتقادات دینی

ر وجود خدا دلالت می‌کند، گناه انسانی‌ را مایه تضعیف توان‌مندی او در تشخیص این وجود می‌دانستند،و معتقد بودند در هر موردی راه‌های‌ بهتری برای کسب معرفت درباره خدا وجود دارد. برعکس، پروتستان‌های‌ لیبرال(به‌ویژه پروتستان‌های قرن هجدهم‌ بریتانیایی)به تفصیل از طبیعت بر ذات خداوند استدلال‌ می‌کردند، چنان‌که بسیاری از آن‌ها شگفتی‌های طبیعی،به‌ویژه‌ شگفتی‌های جدیدی را که از طریق میکروسکوپ و تلسکوپ‌ گزارش شده بود، قرائنی بر وجود خداوند می‌دانستند و با استناد به آن‌ها می‌خواستند حیرت معاصران ایمان خود را برانگیزانند. اما سرانجام در قرن نوزدهم ترکیبی از استدلال‌های از هیوم ، کانت و داروین ارائه گردید، موجب ترک‌ برنامه قدیمی الاهیات طبیعی از سوی برخی از بخش‌های سنت‌ مسیحی شد.(سوئین‌برن:1387،ص42_41)
1_3_2 دلیل‌گرایی
از الهیات طبیعی که گذر کنیم وارد مکتب دلیل‌گرایی می‌شویم. دلیل‌گرایی عبارت است از این نگرش که اعتقادات دینی، به این منظور که ما عقلاً به آن‌ها اعتقاد بیاوریم، یا باید به وسیلة دانسته‌های دیگر ما اثبات شوند یا ما به طرز معقولی به صادق بودن آن‌ها باور داشته باشیم. نوعاً دفاعیت دلیل‌گرا از دین به شدت متکی به براهین خداشناسانة توحیدی است، و چنین به نظر می‌رسد که در اواخر قرن بیستم گرایش دوباره‌ای به همه براهین کلاسیک پیدا شده‌است.(هاسکر:1382،ص193) در ادامه به آرای دو نفر از برجسته‌ترین دلیل‌گرایان کلیفورد و جان لاک در زمینه توجیه باور دینی اشاره خواهیم نمود:
به عقیده کلیفورد همیشه، همه‌جا و برای همه‌کس، اعتقاد به هرچیزی بر مبنای قرائن ناکافی، کاری خطا و نادرست است و تحقیق دربارة قرائن یک عقیده، کاری نیست که یکبار و برای همیشه انجام پذیرد و واجد اعتباری قطعی باشد. هرگز نباید مانع شک شد؛ زیرا یا می‌توان آن شک را بر مبنای پژوهش‌های پیشین، واقعاً مرتفع کرد، یا این شک ثابت می‌کند که آن پژوهش‌ها کامل نبوده‌اند به عقیده وی با پذیرش یک اعتقاد بدون قرائن کافی، ممکن است گریبانگیر خود شخص و به ویژه دیگران شود.(پترسون،ص73)
کلیفورد معتقد بود هیچ نظامی از اعتقادات دینی نمی‌تواند معیار‌های سخت‌گیرانه اثبات را برتابد بنابراین شخص عاقل و ملتزم به اخلاق نباید اعتقادات دینی داشته باشد. وی به وسیله تمثیل کشتی خود درصدد بود تا نشان دهد ارزش هر عقیده‌ای به میزان ارزش دلایل اثبات و نفی آن است. بنابراین نه تنها ایمان باید مدلل باشد و نه تنها مدلل بودن با آزادانه بودن آن سازگار است، بلکه ایمان بدون دلیل، با نفی ایمان تفاوتی ندارد.
«اگر به خود اجازه دهم که بر اساس دلایل ناکافی، هر چیزی را باور کنم ، شاید صرف باور، زیان بزرگی نداشته باشد، شاید اساساً آن باور درست باشد، یا شاید هرگز فرصت اظهار آن را نداشته باشم ، ولی می‌توانم این اشتباه بزرگ (باور بر اساس دلیل ناکافی) را در مورد انسان مرتکب شوم،یعنی خود را جزو زودباوران قرار دهم. خطری که جامعه را تهدید می‌کند، فقط این نیست که جامعه به چیزهای نادرست اعتقاد داشته باشد (گرچه این هم تا حدی، خطر بزرگی است) بلکه خطر واقعی این است که جامعه دچار زودباوری شود و عادت ارزیابی اشیا و تحقیق در مورد آن‌ها را از دست بدهد؛ زیرا درآن صورت است که جامعه باید به بربریت بازگردد.»( ، Clifford به نقل از یاندل و سایرین: 1388،ص127)
لاک معتقد بود که انسان، موجودی عاقل است و موجودات عاقل می‌توانند به چیزی باور داشته باشند، و آن باور را بپذیرند یا نقادی کنند. به گمان او، موجودات عاقل تکلیف عقلی دارند که فقط قضایایی را باور کنند که می‌توانند از احتمال درستی آن‌ها در پرتو سایر باورهای یقینی خود مطمئن شوند. این تکلیف ما فاعل‌های عاقل است. شرط توجیه نیز از دیدگاه لاک فقط این است که حقوق خود را پاس بداریم و برخلاف تکلیفمان عمل نکنیم. شما در صورتی در انجام کاری موجهید که آن را برخلاف تکلیف انجام نداده باشید.(پلنتینگا:1380،ص56)
لاک نیز که در دشوارترین دوره‌های تاریخ فکری و روحی بریتانیایی می‌زیست، یعنی در دوره آشوب‌ها، منازعات و اختلاف نظرهای گوناگون دینی که توجه وی را به خود جلب کرده بود. ریشه این هرج و مرج ناشی از آرای دینی متعارض را در این می‌دانست که مردم در مورد باور ناموجه چندان به خود سخت نمی‌گرفتند. به عقیده وی تکلیف ما این است که باورمان را به شیوه‌ای یقینی سامان دهیم؛ وگرنه مسؤول خواهیم بود. کسی که باورش را اینگونه نظم و ترتیب می‌دهد، همچون یک موجود عاقل از عمل به تکلیفش احساس خرسندی می‌کند. موجه بودن در باور به چیزی همانا مسؤول بودن در ایجاد و پذیرش آن باور، و سرپیچی نکردن از تکلیف پذیرش آن است. (همان،ص51_49)
1_3_3 تلقی مصلحتی از باور دینی
افراد دیگری دقیقاً رویکردی برخلاف دلیل‌گرایان داشتند که به نوعی تلقی مصلحتی از باور دینی است که معروف‌ترین آن‌ها پاسکال خواهد بود.
بلز پاسکال، پیشگام این طرز تفکر، بر این باور بود که خرد هرگز نمی‌تواند درباره خدا تصمیم خود را بگیرد، اما دل می‌تواند دلیلی بر این باور بیابد. وی معتقد بود دل دلایل خاص خود را دارد که عقل آن دلایل را نمی‌شناسد.
از طرف سنّت ایمان‏گرای شکاک برهان معروفی وجود دارد که از بُعد دیگری به بحث ایمان و عقل می‏پردازد. این برهان به شرط‏بندی پاسکال معروف است و مبتنی بر این مقدمه تردیدآمیز است که عقل نظری نمی‏تواند تعیین کند
که آیا خدا وجود دارد یا نه. در این اوضاع و احوال مطابق احتیاط است که مشخص کنیم به چه چیزی ایمان داریم. اگر خدا وجود داشته باشد و ما به وجودش ایمان نداشته باشیم، از سعادت ابدی محروم می‏شویم و اگر او وجود نداشته باشد و ما به وجودش ایمان داشته باشیم، تنها اندکی از مزایای ناچیز دنیوی را از دست می‏دهیم، بنابراین، آدم عاقل ایمان آوردن را بر بی‏ایمانی ترجیح می‏دهد. اما پاسکال اذعان دارد که اگر ما مبانی نظری برای ترجیح دادن اعتقاد بر بی‏اعتقادی نداشته باشیم، نمی‏توانیم اعتقاد داشته باشیم که اعتقاد داشتن بهتر است. در چنین اوضاع و احوالی قمارباز محتاط از راه عمل کردن، چنان‏که گویی پیش از این ایمان داشته است، ایمان را در خود تلقین می‏کند؛ یعنی او با انجام دادن کارهایی که مؤمنان از روی اعتقاد انجام می‏دهند، چه بسا اعتقادی را که آنها دارند، در جان خود به وجود می‏آورد.(پنلهام:1383،ص 138)
پاسکال در مورد براهین اثبات وجود خدا چنین می‌گوید:
«براهین مابعدالطبیعی برای اثبات وجود خداوند آنچنان از قوة تعقل و استدلال انسان‌ها چنان فاصله دارد و آن‌چنان پیچیده و معقَّد است که اثر کمی می‌بخشد و تا زمانی که برای بعضی مردم مفید است این فایده فقط در آن لحظاتی است که این مردم برهان را مورد ملاحظه قرار می‌دهند و ساعاتی بعد بیم‌ آن دارند که محتملاً دچار ریب شده باشند».«این براهین فلسفی وجود خداوند نه تنها برای متقاعد ساختن ملحدان کافی نیست بلکه از آن حیث که معرفت حاصله معرفت خداوند بدون مسیح است «بی فایده و عقیم» است. و مؤدی به خدای مکانیکی می‌شود: و قول به خدای مکانیکی مسیحیت نیست.»(پاسکال، به نقل از کاپلستون:1380، ص205_204)
تمام دغدغة پاسکال مصروف به معرفت خداوندی است که در مسیح به عنوان شفیع و منجی ظهور و بروز کرده و به‌عنوان غایت فوق طبیعی انسان محسوب می‌گردد و در مقابل دین طبیعی و توحید فلسفی را از همه جهات منع می‌کند.
1_3_4 ایمانگرایی
ایمان‌گرایی، دیدگاهی است بیانگر این‌که حقیقت در دین، نهایتاً بر ایمان منتهی است نه بر استدلال و قرینه. این ادعا که توسط متألهان (از پولس قدیس گرفته تا نویسندگانی نواورتدکس و ضد عقلگرایی معاصر) در اشکال گوناگونی عرضه شده است، عموماً حاکی از این امر است که اصول زیربنایی دین، نمی‌توانند با استدلال یا قرینة تجربی ثابت شوند، بلکه باید برمبنای ایمان پذیرفته شوند.( پاپکین:1382،ص43)
ایمان‌گرایی در قرون وسطی نیز مطرح بوده است و کسانی را چون ترتولیان را می‌توان از پیشگامان سنتی آن نام برد، اما در دوره معاصر در آثار کسانی چون کارل بارت، کیرکگور و ویتگنشتاین، ظهور و جلوه‌ای نوین یافته است.
در اواسط قرن بیستم ایمان‌گرایی دو شکل اساسی داشت؛ اگزیستانسیالیسم و ایمان‌گرایی ویتگنشتاینی. در دهه‌های بعدی اگزیستانسیالیسم فلسفی همچون همتای الهیاتی‌اش، نوارتودوکسی،مبتلا به سقوطی عظیم گشت. و از سوی دیگر،ایمان‌گرایی ویتگنشتاینی عمدتاً در پاسخ به این اعتقاد پوزیتویستی پدید آمد که سخن گفتن از خدا، از نظر معرفتی، بی‌معنی است، اما با شکست پوزیتویسم اکثر آنچه با این مطلب مرتبط بود نیز بر باد رفت. اکنون بسیاری از متفکران دینی، که خود را از نیاز به دفاع از معناداری معرفتی دین رهانیده‌اند، انگیزة دوباره‌ای به دست و پنجه نرم‌کردن برای نیل به صدق ایمان‌شان احساس کرده‌اند. اما منتقدان دین از این اعتقاد که باور به خدا بی‌معنی است به تصدیق ناسازگاری منطقی دائر بر اینکه باور به خدا کاذب است، و یا به لحاظ قرینه‌ای فاقد پشتوانه است، سریعاً گذر کردند.(هاسکر:1382،ص192)
سورن کیرکگور کسانی را که حقیقت دین را به روشی عینی و فارغدلانه و به مدد قرائن و براهین مورد کاوش قرار می‌دهند، به سختی به تمسخر می‌گیرد.
وی ابتدا نوعی از شکاکیت را که توسط هیوم دربارة شناخت عقلانی، مطرح شده بود پذیرفت و معتقد بود فهم درست باور دینی همان است که هیوم دریافته بود؛ به اینصورت که باور دینی را امری واقعاً خلاف عقل و عرف و تجربه می‌دانست. سپس تأکید کرد که اصل بنیادین مسیحیت (تجسد) نه تنها با قرائن عقلانی ناسازگار است، که حتی برمبنای معیارهای عقلانی، ادعایی خود متناقض است. از نظر وی همین ناموجه بودن ادعای مسیحیت آن را در خور باور می‌سازد و تنها با سرسپردگی کامل یا جهش به درون ایمان می‌توان مسیحیت را پذیرفت هرچند که شاید هیچ دلیل یا توجیهی برای جهش (به درون ایمان) وجود نداشته باشد.(پاپکین:1382،ص45)
سوئین‌برن درباره کیرکگور چنین بیان می‌دارد:
کرکگور معتقد بود بدون خطر کردن، ایمانی وجود ندارد. ایمان دقیقا یعنی همان تناقض میان شور بی‌کران روح فرد و شک و تردید عینی. اگر من بتوانم درکی عینی از خدا داشته باشم،دیگر اعتقاد ندارم،بلکه دقیقا به این دلیل‌ که نمی‌توانم درکی عینی از خدا داشته باشم،باید ایمان بیاورم.اگر بخواهم خود را در آغوش ایمان حفظ کنم،باید پیوسته به آن شک‌وتردید عینی پایبند باشم تا در عمق‌ آب،به تعبیر او حتی در عمق دومتری،همچنان بر ایمانم باقی بمانم.(سوئین‌برن:1385،ص55)
سورن کرکگور سه دلیل برای تأیید این نظر که « در سرشت و ذات‏ ایمان دینى چیزى موجود است که استدلال آفاقى34 برای تأییدش آن را بیهوده مى‏سازد، حتى اگر آن استدلال دارای مقبولیت معتنابهى باشد» با عناوین دلیل تقریب و تخمین، دلیل تعویق و دلیل شورمندى اقامه می‌کند. آنچه در اینجا مدنظر ما خو
اهد بود دلیل تعویق است که بعدها جزء یکی از مهم‌ترین علل گرایش به سمت نگرش اصل آسان‌باوری خواهد شد. و می‌توان آن را نگرشی مقابل دیدگاه اصل آسان‌باوری دانست.
به زعم کرکگور ما تنها زمانی می‌توانیم ایمان دینی اصیلی داشته باشیم که کاملاً به آن ملتزم باشیم و وقتی کسی به یک عقیده التزام کامل دارد باید تمام هّم خود را مبذول دارد تا در هر وضعیت و موقعیتی که حصول آن ممکن است، از عقیده خود دست بر ندارد. و هیچ کس به عقیده‌ای التزام کامل نخواهد داشت مگر اینکه آنها بر اساس تحقیقاتی مبتنی کند که ممکن است در آینده در مورد نتایج حاصل از آن‌ها تجدید نظر کند بنابراین التزام کامل بر آن عقیده به ناچار به تعویق خواهد افتاد.
وضع کسى را در نظر آورید که خود را ملتزم به عقیده‏اى مى‏بیند که بر شواهد آفاقى مبتنى است، اما به امکان اینکه کشفیات آینده توجیه آفاقى آن عقیده را از میان بردارد قائل است. جاى این پرسش هست که اگر مبناى آفاقى عقیده‏اش برافتد، ولو وقوع این امر بسیار نامحتمل باشد، چه واکنشى نشان مى‏دهد؟ آیا حاضر است که، در

منابع و ماخذ مقاله الهیات طبیعی، توماس آکویناس، ادراک حسی

اساسی خود را تأمل در «تجربه متعارف» و تحلیل دقیق آن می‌داند. در میان‌ متفکران‌ حامی‌ این‌ مکتب، می‌توان‌ به‌ تامس‌ رید و نیز جورج‌ ادوارد مور نیز اشاره‌ کرد. این‌ دو متفکر از فلاسفه‌ای‌ هستند که‌ به‌ فهم‌ عادی‌ و عرفی‌ بسیار بها داده‌اند. آن‌ها معتقدند فرایند توجیه‌ باید بر مبنای‌ «هنجار فهم‌ عرف‌ عام» صورت‌ گیرد، و اگر از این‌ هنجار تخطی‌ و تمرد کردیم، یا چونان‌ بارکلی در خود فرو رفته‌ و جهان‌ طبیعت‌ را منکر می‌شویم، و یا مانند هگل‌ در ایده‌آلیسم‌ فرو می‌غلتیم‌ و یا سر از شکاکیت‌ در می‌آوریم. پس‌ راه‌ چاره‌ این‌ است‌ که‌ معارف‌ را همان‌ طور توجیه‌ کنیم‌ که‌ مردم‌ به‌ توجیه‌ حوادث‌ عالم‌ می‌پردازند، یعنی‌ از ذهن‌گرایی‌ افراطی‌ بپرهیزیم.
وی معتقد است که فلسفه هیچ ریشه دیگری بجز درک عام یا عقل سلیم ندارد؛ همین اصول بوده‌اند که فلسفه را رشد داده‌اند و فلسفه نیز دائماً از آن‌ها تغذیه کرده است. وی برخلاف هیوم که اعتبار معرفت فلسفی را در گرو فاصله‌گیری هر چه بیشتر از فهم عرفی می‌دانست، اعتبار معرفت فلسفی را به نزدیک شدن هر چه بیشتر به فهم عرفی وابسته می‌دانست و معتقد بود که هرگونه فلسفه‌ای که سهم فهم عرفی در تبیین ادراکات و احکام آدمی را نادیده گیرد یا اعتبار چنین فهمی را انکار کند، از کشمکش و نبرد نابرابر فهم عرفی و فلسفه همواره بازنده بیرون می‌آید. به عقیده وی فاصله داشتن فلسفه از فهم عرفی، دلالت بر خطا بودن و بر خطا رفتن مسیر فلسفه می‌کند. آنچه ما باید همیشه به آن رجوع کنیم و خود را مورد آزمون قرار دهیم، فهم عرفی است که این خود بنیاد یک مکتب فلسفی شد.
تامس رید پاسخی به مسئله شکاکیت می‌دهد که بر این فرض مبتنی شده است که برخی از باورها کاملاً مواجه‌اند، چرا که باورهایی از نوع خاص‌اند که بدون هیچ استدلال موِّید توجیه‌کننده، موجه‌اند. بدین‌سان، اگر کسی به P باور داشته باشد، در جایی که این باور، باوری پایه از نوع K باشد، در این صورت او در باور به P بدون استدلال کاملاً موجه است، مگر اینکه دلیلی معتبر بر کذب باور به P در کار باشد.(لرر:1381،ص220)
به زعم رید «مبادی متعارفی هستند که بنیاد تمام استدلال و تمام علم‌اند. چنین مبادی متعارف بندرت پذیرای برهان مستقیم‌اند و نیازی نیز به آن ندارند. نیازی نیست که آن‌ها را به آدمیان آموخت؛ زیرا چنان‌اند که همة آدمیان دارای فهم متعارف می‌دانند شان؛ یا دست کم چنان‌اند که همینکه پیشنهاده و فهم شوند، آدمیان یکباره تصدیقشان می‌کنند.» (کاپلستون:1386،ص387)
اعتراض تامس رید عليه شکاک بودن هيوم بود که ديدگاه فلسفى او را تعيين نمود. او فرضيه‌هاى هيوم راجع به روان را قبول نداشت. ريد بر اين نکته پافشارى کرد که اين واقعيت ندارد که روان فقط از جريان خود، آگاهى دارد و در بهترين شرايط تنها مى‌تواند به‌صورت نسبى از وجود اشياء و روان ديگر آگاه باشد. به‌نظر او تمام تجارب بشر خلاف اين ديدگاه را ثابت مى‌کند. او معتقد بود که احساس انسان وجود اشياء بيرونى را به شکل صحيحى منعکس مى‌نمايد و اين امر را مربوط به اراده خداوند مى‌دانست.
وی همچنین، به مبارزه با زیربنای سنت فلسفی دکارت برخاست. پیروان نگرش دکارتی معتقد بودند باید برای باور ما به وجود جهان خارج و اذهان دیگر دلیل آورده شود. مبنای چنین دلیلی هم، تنها ذهن شخص استدلال کننده است. دغدغه تامس رید خاتمه دادن به شالوده نظام دکارتی (یعنی عدم تقارن میان ذهن خود و ذهن دیگران)، با نشان دادن محدودیت و نارسایی چنین رویکردی برای از میان بردن شکاکیت بود.
رید، معتقد بود نباید شکاکیت را جدّی گرفت. کلید تقارن میان دسترسی ما به ذهن خود و اذهان دیگر هم طراز دانستن یافته‌های آگاهی با یافته‌های ادراک حسی است. مدعای آن این است که منبع شناخت ما صرفاً تجربه یا تعقل و استدلال نیست بلکه غالب ادراکات ما ناشی از روابط عملی ما با عالم واقع است پس طرز شناخت ما از عالم واقع، نظری نیست بلکه عملی است و همه چیز انسان را طبیعت او معلوم می‌کند.( Somerville: 1989، p.249 به نقل از اسماعیل‌پور:1384،ص348)
رید که يکى از پيشگامان مکتب «روانشناسی قوای ذهنی» بود، روان را به قواى مختلف تجزيه نمود و براى نخستين بار به شکل جدى مسئله چگونگى احساسات و تبديل آنها به ادراکات را مطرح نمود.
جُرج ادوارد مور نیز یکی از پیشروان «دفاع از شعورعامه » بود که توسط آن به مقابله با ایدئالیست‌ها و شکاکان پرداخت. او دشمن سرسخت همه اشکال مابعدالطبیعی بود که حقایق پذیرفته شده فهم عرفی را متزلزل می‌کردند. مور و راسل در سعی‌ای مشترک در پی ابطال نظریه‌های دو ایدئالیست انگلیسی یعنی «برادلی » (در حوزه آکسفورد) و «جی.ام .مک تگرت» (در حوزه کمبریج) بودند.
مور برای ایجاد چالش برای مدعیات متافیزیکی نو_هگلی‌های آن زمان، بر دو نکته مهم تأکید می‌کرد: پذیرش فهم متعارف یا عقل سلیم و نیز بهره‌گیری از معانی معمول کلمات. وی مدعی بود که با استفاده از این ابزارها می‌توان بسیاری از ادعاها را سنجید و بطلان احتمالی آن‌ها را به سرعت تشخیص داد. بنابراین به نظر وی می بایست ابتدا معانی کلمات و عبارات را با دقت و درستی فهمید و سپس به قضاوت و ارائه حکم نشست. مور، در مقاله معروف خود به نام «دفاع از درک عام» ادعا می‌‌کند که می‌توان به امور یقینی دست یافت و مهم‌ترین ابزار در این راه پذیرش درک عام یا فهم متعارف است. به عبا
رتی، بنظر مور آن دسته از دیدگاه‌های فلسفی را که عامه مردم بطلانشان را بدیهی می‌دانند می‌بایست طرد کرد، همچون این ادعا که جهان ساخته ذهن ما است، یا اینکه دستیابی به معرفت اساسا ً ناممکن است. او همچنین با بهره‌گیری از درک عام از گزاره‌هایی بدیهی و یقینی صحبت می‌کند. بنظر مور، همه می‌توانند تأیید کنند که چنین گزاره‌هایی صادق‌اند. در واقع، هدف وی در بیان این گزاره‌ها، روشن ساختن و توصیف دیدگاه درک عام ما درباب جهان و در ادامه، رد شک‌گرایی قوی در باب آن‌ها است. بنابراین، مور بیش از هر چیز بر این نکته تأکید داشت که در مواجه با مسائل فلسفی باید از عقل عرفی و درک عام مدد گرفت و بر این اساس می‌توان ساختمانی از یقینیات بنا کرد. مور در مقاله «رّد ایدآلیسم» می‌گوید اگر ایدئالیسم جدید اصولاً یک حکم در باب جهان کرده باشد آن این است که «جهان روحانی است» و هر برهانی که برای اثبات این حکم به کار رود، الزاماً یکی از مقدمه‌هایش این گزاره است که « بودن همانا به ادراک درآمدن است» پذیرفتن این گزاره شخص را ملزم به قبول این نظر می‌کند که متعلق یک ادراک نمی‌تواند از خود آن ادراک تمیز داده شود. مور تلاش می‌کند ثابت کند که این نظر نادرست است و بین عمل ادراک و آنچه ادراک شده تمایز وجود دارد. در نتیجه استدلال مور، ایده‌آلیسم کم و بیش از صحنة فلسفة غرب محو شد و جای آن را شکل‌های گوناگون رئالیسم گرفت.
با بررسی اجمالی نظریه «شعور عام یا فهم متعارف» می‌توان گفت این نظریه روزنه هایی را برای تمایل به سمت تفکر اصل آسان‌باوری در دل خود داشته است که توسط فلاسفه چون سی‌دی براد، ریچارد سوئین‌برن، ویلیام آلستُن بسط و گسترش پیدا کرده است. اینگونه اعتبار بخشیدن به درک عام و شعور متعارف و مورد توجه قرار گرفتن آن از سوی این فلاسفه (رید،مور)باعث تعمیم آن به زمینه‌های دیگری چون قابلیت اعتماد به ادراک حسی و سپس ادراک عرفانی گردیده و به شکل اصل آسان‌باوری جلوه‌گر شده است. با توجه به این تفسیر به نظر می‌رسد اصل آسان‌باوری پیشینه‌ای بس قوی در گذشته خود داشته است که اینگونه مورد اقبال و توجه فلاسفه قرار گرفته است.
1_3 علل گرایش فلاسفه به سمت اصل‌ آسان‌باوری
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید سیر تاریخی رویکر‌های توجیهی در حوزه معرفت‌شناسی دینی را از نظر بگذرانیم تا به انگیزه اصلی این فلاسفه پی ببریم.
توجیه و عقلانیت باور دینی یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفه دین است و در بین متدیّنان و اندیشه وران دینی با روش‌های گوناگونی صورت گرفته است؛ به طوری که می‌توان پنج رویکرد معرفت‌شناسانه متفاوت را برای توجیه و عقلانیت باورها و عقاید دینی برشمرد: الهیات طبیعی، تلقی مصلحتی از دین، ایمان‌گرایی، تجربه‌گرایی دینی، معرفت‌شناسی اصلاح شده.
1_3_1 الهیات طبیعی
الهیات طبیعی اولین گام‌هایی است که فلاسفه برای توجیه باورهای دینی خود برداشته‌اند که در مقابل الهیات وحیانی قرار می‌گیرد. الهیات طبیعی که نماد «عقل‌گرایی حداکثری» به شمار‌ می‌آید یکی از رویکردهای غالب در حوزه عقلانیت باورهای دینی است. به عقیده پیروان الهیات طبیعی در طبیعت بشر، قوه‌ای وجود دارد به نام عقل که استعداد شناخت و تمییز حق از باطل را دارا می‌باشد.
الهیات طبیعی، نوعی‌ گفتمان الهیاتی است که درآن دربارة وجود و صفات خداوند بر اساس آنچه از طریق عقل طبیعی می‌توانیم بدانیم بحث می‌شود و در قبال معرفتی قرار دارد که از وحی خاص سرچشمه می‌گیرد، هرچند لزوماً با آن تقابل ندارد (هدلی‌بروک:1382،ص39). به عبارت دیگر می‌توان گفت الهیات طبیعی به آنچه براساس عقل بشر یا فرایندهای شناختی طبیعی بشر دربارة وجود و ذات خداوند می‌توان آموخت یا به نحوی عقلانی باور کرد، برمی‌گردد. به بیانی دیگر الهیات طبیعی مبتنی است بر شیوه‌های مشخص استدلال و واقعیات یا حقایقی که در کل برای همه افراد بشری تنها به واسطه برخورداری از عقل و ادراک حسی قابل دست‌یابی می‌باشند، و پیروان آن در تلاشند تا برای توجیه دعاوی مربوط به واقعیت و اراده خدا، به نظم طبیعی مراجعه نمایند.
الهیات طبیعی در تلقی سنتی‌اش، با اثبات وجود خداوند آغاز می‌شود و در ادامه به اثبات حقایقی درباره خدا و ارتباط خداوند با جهان می‌پردازد.
یک هدف همیشگی در الهیات طبیعی، نشان دادن نقصان فلسفه‌های طبیعت است که ادعا می‌کنند بدون ارجاع به عامل فراطبیعی، ظهور نظم و تدبیر را تبیین می‌کنند. این همان چالشی بود که توماس آکویناس در هنگام به کارگیری فلسفة ارسطو با آن روبه رو شد.(هدلی بروک:1381ص40)
یکی از معروف‌ترین الهیات طبیعی، سنت توماس آکویناس است که براهین «پنج راهه » او شهرت فراوان دارد. ویلیام لین‌کرینگ هم تقریر جدیدی از برهان جهان شناختی ارائه داده است.
ریچارد سوئین‌برن نیز که یکی از بزرگترین متألهان طبیعی در فلسفة معاصر قلمداد می‌شود،کتاب‌های متعددی را به بررسی فلسفی خداگروی اختصاص داده است. سوئین‌برن از برهان «اتقان صنع» دفاعی غایت‌گروانه کرد و در مقاله خود، به ایرادهای هیوم نسبت به برهان اتقان صنع یا برهان نظم، پاسخ داد. وی در کتاب «وجود خداوند» با استفاده از نظریة «تأیید» و سلسله‌ای از شواهد تجربی مرتبط با خداگروی از جمله: وجود جهان و نظم‌های زمانی و کیهانی آن، تنظیم دقیق، شعور، اخلاق و تجربه دینی به اثبات محتمل‌تر بودن وجود خداوند از عدم وجود او می‌پردازد.< br /> سوئین‌برن شرح تاریخی موجز و وسیمی از الهیات طبیعی ارائه داده است که لازم است آن را مورد التفات قرار دهیم:
در ابتدای امر سنت انجیلی در جهان یونانی متأخر با استدلال‌های‌ افلاطون و ارسطو بر وجود مبدأ اعلی هستی درهم آمیخته شد و متکلمان مسیحی در شرق و غرب، را بر آن داشت تا از هزارة نخست کم و بیش به اثبات وجود خدا برپایه وجود یا نظم جهان بپردازند. ایرونئوس،گرگوری، آگوستین،ماکسیموس، و جان‌ دمشقی از جمله این متکلمانند. در میان مسلمانان نیز، معتزله و اشاعره در قرن سوم، شکل‌های مختلفی از براهین اثبات خدا مبتنی‌ بر تناهی و امکان جهان را برپایه منابع یونانی بسط دادند. اوج‌ این کار در آثار غزالی است، موسی بن میمون نیز سهم مؤثری‌ در این روند دارد. با آمدن هزاره دوم میلادی، متکلمان مسیحی غرب میانه‌ (به‌ویژه توماس آکویناس و دانسن اسکاتس) این کار را با اقامه‌ براهینی دقیق و چشم‌گیر در اثبات وجود خدا پی گرفتند و این‌ اقدام الاهیات طبیعی، بی‌وقفه در سنت کاتولیک قرن نوزدهم‌ ادامه یافت. اما پروتستان‌های کلاسیک، هرچند باور داشتند که جهان طبیعی بسی ب

منابع و ماخذ مقاله تجربه دینی، معرفت شناسی، باور دینی

در فقدان شرایطی خاص در باور به این‌که x حاضر است، موجه خواهد بود. سوئینبرن با تعمیم این اصل به‌ حیطهی تجربة‌ دینی‌ رهیافتی نوین برای اثبات ادراک وجود حقیقتی‌ ماورای‌ دست یافت تا به دور از استدلالات و براهین گزاره‌ای ادراک حضور خداوند را اثبات و عقلانیت اعتقاد به آن را توجیه نماید. بر این اساس به زعم سوئینبرن در فقدان ملاحظات خاص، همه تجارب دینی باید از سوي فاعل آنها واقعی دانسته شود و بنابراین به عنوان دلائلی استوار براي باور به وجود متعلق آنها باشد.
ويليام، پي.آلستُن هم يكي از مهمترين معرفت شناسان معاصر است که ادراک حسی را یک رویه معرفتی و یا یک رویه باورساز می‌دانست. یک رویه باورساز مجموعهای از مکانیسمها، رفتارها، روشها، عادتها و گرایشهایی است که با گرفتن ورودی‌های معینی، باورهایی را به عنوان خروجی می‌دهند. وی با اذعان به تفاوت‌های میان تجربه عرفانی و تجربه حسی، بر این باور است که شباهتهای اساسی و مهمی میان آن دو وجود دارند مانند از یک سنخ واحد بودن، دارای قابلیت توجیه در نگاه نخست و همچنین مؤلفه مشترک ظهور موجب میشوند که آنها را در یک دسته قرار داده و از یک سنخ بدانیم .
تفاوت آلستون با سوئینبرن در این است که سوئینبرن تجربه دینی را دلیل و بیّنه‌ایی برای وجود خدا و به طور کلی بیّنهای به نفع باور دینی میدانند که صورتی از استدلال از راه تجربه دینی برای وجود خداست. در این حالت دلالت تجربه دینی غیرمستقیم است اما آلستون معنای محدودتری از تجربه دینی را مدنظر دارد که همانا مواجهه مستقیم و ادراک تجربی و بیواسطه خداست. آلستون تجربه دینی را تجربه ادراکی و باور حاصل از آن را نیز نه باوری استنتاجی بلکه باوری ادراکی میداند پس طبق نظر آن تجربه دینی نه فقط دلیل بلکه علت باور دینی نیز هست.
بسیاری فلاسفه دیگر در حوزه معرفت شناسی و باور دینی از این اصل دفاع کرده و آن را برای اثبات مبانی فکری خود به کار گرفتهاند از جمله سیدی براد، جان هیک، ویلیام وین رایت ، مایکل مارتین و پلنتینگا که در فصل چهارم به برجستهترین آنها خواهیم پرداخت.

اهمیت مسئله
وقتی به گذشته و دورنمای این اصل برمیگردیم متوجه پیشینه تاثیرگذار آن هم در استدلال استعلایی کانت و هم استدلال های ویتگنشتاین که برپایه اعتمادپذیری ادراک حسی بوده خواهیم شد و همچنین در مباحث جدید فلسفه دین مانند تجربه دینی ، معرفت شناسی و باور دینی نیز شاهد تاثیرات بسیاری از جانب آن بوده ایم تمام سعی ما کندوکاو درباره معقولیت دفاع از این اصل و تاثیرگذاری آن در حوزه معرفت شناسی و باور دینی خواهد بود.
سؤال اصلی تحقیق
اصل آسان باوری چه لوازم و نتایجی در فلسفه دین و خصوصا معرفت شناسی دینی در پی داشته است؟ وآیا فی الجمله میتوان از این اصل و استفادههای آن در معرفت شناسی دینی دفاع کرد؟ چرا؟
فرضیه اصلی تحقیق
می‌توان فیالجمله از اصل آسان باوری و لوازم آن در معرفت شناسی دینی دفاع کرد.
فرضیههای فرعی تحقیق:
به نظر میرسد این اصل رهیافتی باشد در زمینه توجیه باور دینی وتبیین تکثر ادیان ، توجیه عقلانیت اعتقاد به باورهای پایه
این اصل احتمالا پیشینه در نظریات فهم عرف عام داشته باشد.
روش تحقیق
روش تحقیق این رساله کتابخانهای و به صورت تحلیلی خواهد بود. داعیه اصلی این رساله حول محور اصل آسان باوری، لوازم و نتایج آن در فلسفه دین و خصوصا معرفت شناسی دینی و همچنین بررسی ادله له و علیه آن میباشد. در این رساله بیشتر تمرکز ما معطوف به دو کتاب ارزنده «وجود خدا» سوئینبرن، «ادراک خدا» آلستُن خواهد بود. البته از سایر آثار ایشان مانندکتاب «آیا خدایی هست؟»، «توجیه معرفتی»، «ایمان و عقل» در این زمینه بهرههای بسیاری برده شده است.
پیشینه مساله
در مورد مقایسه اصل آسانباوری در آراء سوئینبرن و آلستون چندان کار زیادی در زبان فارسی صورت نگرفته است و تنها در زمینهی نگرش معرفتشناختی و نیز اندیشههای آنان در مباحث فلسفه دین، آثار چندی ترجمه یا تألیف شدهاند. در مورد اندیشههای سوئینبرن تنها یک کتاب فارسی برگردانده شده است: سوئین برن، ریچارد. (1381). آیا خدایی هست؟ ترجمه محمد جاودان. قم: دانشگاه مفید
در زمینهی رهیافت آلستون به معرفتشناسی دینی نیز آثار چندی از او در زبان فارسی ترجمه یا تألیف شدهاند که مهمترین آنان به شرح زیر می باشند:
آلستون، ویلیام. (1383) «تجربه دینی» ترجمه حسین فقیه، روششناسی علوم انسانی (حوزه و دانشگاه). شماره 38.
_____ (1381) «تاریخ فلسفه دین» ترجمه رضا کرمانی، ادیان و عرفان. شماره 63.
_____ (1380)« دوگونه مبناگرایی» ترجمه سیدحسین عظیمی دخت شورکی. ذهن. شماره 8.
در زمینه موضوع اصل آسان‌باوری مقالات بسیاری تألیف گردیده از جمله آنها :
اکبری، رضا (1377)تجربه دینی «سوئینبرن» و اصل «زودباوری»، مجله قبسات تابستان و پاييز 1377 شماره 8 و 9
موسوی، اصغری (1392) برهان تجربه دینی از دیدگاه سوئینبرن، مطالعات اسلامی، فلسفه و کلام، سال چهل و پنجم

فصل اول
پیشینه اصل آسانباوری

در این فصل ابتدا با رویکردی تاریخی به پیشینه اصل آسان‌باوری در آثار افرادی چون سی دی براد، تامس‌رید و جورج ادوارد مور پرداخته می‌شود. شاید بتوان گفت جرقه‌های اولیه این اصل در نظریات شعور متعارف و فهم عرف عام زده شده است. و پس از یافتن خاستگاه گرایش به سمت این ن
گرش به بررسی رویکردهای پرفراز و نشیب توجیه باور در معرفت شناسی دینی پرداخته خواهد شد تا داعیه اصلی در شکل‌گیری چنین تفکری را دریابیم. و در نهایت توجه خود را به درون‌مایه اساسی و مهم این اصل یعنی تجربه دینی و انواع آن معطوف خواهیم نمود و تا به مراد فلاسفه این رساله (سوئین‌برن و آلستُن) از نوع تلقی‌ای که از تجربه دینی داشته‌اند، پی ببریم. این فصل با رویکردی تاریخی درصدد است تا به کلیه سؤالاتی که از اهیمت قابل توجهی در زمینه اصل مذکور قابل طرح هستند پاسخ درخوری بدهد.

1_1 اصل آسان‌باوری
در کتاب‌ها، رساله‌ها، و مقاله‌های فارسی از واژة انگلیسی « Principle of Credulity» ترجمه‌های متفاوتی داده شده است. تعبیرهایی با عنوان اصل زود‌باوری، اصل آسان‌باوری، اصل ساده‌باوری، اصل برائت معرفت‌شناسی، اصل اصاله الصحه، اصل خویشتن‌باوری و اصل سهل‌اندیشی. در این رساله از تعبیر آسان‌باوری که ظاهراً مفهوم روشن‌تری نسبت به سایرین خواهد بود استفاده شده است.
سوئین‌برن اصلی عقلانی مطرح می‌نماید تا نظریه خود را در زمینه توجیه باور به وجود ماورایی طبیعی خداوند را در قالب آن بیان دارد. این اصل به قرار ذیل است:
« یک اصل عقلانی وجود دارد که (در صورت فقدان ملاحظات خاص) اگر به نظر برسد (به نحو معرفت‌شناختی) شی x برای فاعل شناسا حاضر است ( ویژگی‌های خاصی دارد) احتمالا x حاضر خواهد بود. (و آن ویژگی‌ها را دارا خواهد بود.) آنچه به نظر شخص می‌رسد که آن را ادراک کرده احتمالاً همانگونه است».( Swinburne، 2004 P.303).
با توجه به آنچه گفته شد اصل آسان‌باوری نوعی رویکرد است که سوئین‌برن توسط آن به بیان نظریه خود پرداخته است و به وسیله مشابهت میان تجربه دینی و ادراک حسی درصدد برآمده تا راه جدیدی را برای توجیه باور دینی بگشاید.
البته باید دید چرا سوئین‌برن به فکر اتخاذ چنین اصلی برای بیان نظریه خود افتاده است؟ و آیا او اولین کسی است که به بیان این اصل پرداخته یا پیش از او نیز کسی داعیه مطرح کردن این اصل را در آثار خود داشته است؟
می‌توان گفت قبل از سوئین‌برن در سال 1939 سی دی براد (1971_1887) در مقاله‌ای با عنوان « براهین وجود خداوند »، برای اولین بار به طرح این اصل پرداخته است. براد را می‌توان یکی از فلاسفه تجربه‌گرا دانست که برای برهان تجربه دینی قائل به فرضیة‌ وجود علت‌ خارجی1 است که‌ براساس‌ آن‌ تجربة‌ دینی‌ را ناشی‌ از وجود واقعیتی‌ خارجی ‌می‌داند که‌ در مواجهه‌ با آن، تجربة‌ دینی‌ حاصل‌ می‌شود. وی بر این باور بود که انسان برای تمایز قائل شدن میان تجارب مطابق با واقع از وهمیات، لازم است از اصلی بنیادین بهره گیرد که بیان اجمالی آن چنین است:
«وقتی کسی تجربه‌ای دارد که آن را تجربه‌ای از x می‌داند، بر مبنای اصل یاد شده، معقول است که نتیجه بگیرد او واقعاً x را تجربه می‌کند ( تجربة او واقعی و نه وهمی است)، مگر اینکه دلایلی را علیه این استنتاج در اختیار داشته باشد. مثلاً کسی که تجربة مشاهدة دریاچه‌ای را در برابر خود دارد، این نتیجه گیری او معقول است که واقعاً در برابر او دریاچه‌ای وجود دارد و آن‌چه را که مشاهده می‌کند سراب نیست، مگر اینکه دلایلی را در رد واقع نمایی این تجربه در اختیار داشته باشد.» ( Broad: 1939، p.157_167)(به نقل از کشفی:1391،ص8)
براد بر این عقیده بود که با صرف نظر از برهان‌های سنتیِ اثبات وجود خدا، می‌توان با استفاده از تجربه دینی، وجود خدا را اثبات کرد، مگر آن که دلیل موجهی برای وهمی بودن این تجربه‌ها در دست داشته باشیم، که خوشبختانه چنین دلیلی وجود ندارد پس می‌توان گفت تجارب دینی مطابق با واقع ‌هستند.
وی احساس دینی را به احساس موسیقی تشبیه کرده است. و بر این عقیده است ظرفیّت افراد برای تجربه دینی از جنبه‌های خاصّی شبیه به گوش برای استماع موسیقی است. عدّه کمی وجود دارند که از تشخیص ساده‌ترین صدا ناتوان هستند. این گونه افراد مثل کسانی که از هرگونه تجربه دینی بی‌بهره‌اند، در اقلّیّت قرار دارند. بسیاری از مردم، از موسیقی درک ساده‌ای دارند؛ امّا مراتب درک آن‌ها از این جهت بسیار متفاوت است و کسانی که استعداد چندانی برای موسیقی ندارند، و معدودی هم در این حوزه، بنیان‌گذار و صاحب سبک در موسیقی هستند؛ مانند باخ و بتهوون. در بین این دو ، افراد معمولی قرار دارند. افراد در برابر تجربه دینی نیز چنین هستند. کسانی که تجربه دینی ندارند نمی‌توانند درباره کسانی که واجد چنین احساسی هستند، داوری کنند. اختلاف عمده در این مقایسه، این است که دین بر خلاف موسیقی، بیانگر چیزی در باب ماهیّت واقعیّت است.
البته نمی‌توان به صراحت این اصل را به وی اطلاق نمود به نظر می‌رسد پیشینه این اصل را باید در مسئله فهم عرف عام2 جستجو نمود. حال بهتر است برای آشنایی با این مسئله جدید، کمی آن را بسط داده و بررسی نماییم.
1_2 نظریات فهم عرف عام
بطور کلی، می‌توان شعور متعارف را عبارت از آن چیزی دانست که مردم، بطور عموم و مشترک، در مورد آن توافق دارند و هم عقیده‌اند. به عبارتی، درک عام به فهم طبیعی مردمان در مورد یک موضوع اشاره می‌کند، و به باورها یا گزاره‌هایی ارجاع می‌دهد که برای افراد بسیاری، درست و صحیح به نظر می‌رسند، بدون آنکه نیاز به معرفتی ویژه یا دانشی خاص داشته باشند. به همین دلیل، به نظر می‌رسد که شعور متعارف نوعی قابلیت بنیادین برای موجودات عا
قل است تا بدان وسیله بتوانند از تجربیات خود در تشخیص و متمایز ساختن امور واضح، برقراری ارتباط اولیه با این امور و نیز پرهیز از تناقضات آشکار در باب آن‌ها، استفاده کنند.
دیدگاه‌ عرف‌‌اندیشی در باب‌ توجیه‌ معرفت‌ بر آن‌ است‌ که‌ ما باید در توجیه‌ معرفت‌ و نیز در مواجهه‌ با شکاکان، به‌ عقل‌ سلیم‌ یا فهم‌ عرف، استناد کنیم. این‌ گرایش‌ در معرفت‌شناسی‌ غرب، معلول‌ وازدگی‌ از دو جریان‌ افراطی‌ ایده‌آلیستی‌ و تجربه‌گرایی‌ بود، چرا که‌ تجربه‌گرایی‌ از یک‌ طرف، هیوم‌ را به‌ شکاکیت‌ کشاند، و از آن‌ طرف‌ هگل‌ را به‌ گونه‌ای‌ دیگر از واقعیت‌ منقطع‌ کرد. لذا این‌ فکر به‌ وجود آمد که‌ یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ این‌ افراط‌ و تفریط‌ها در توجیه‌ معرفت، همانا فاصله‌ گرفتن‌ از فهم‌ عامیانه‌ است، بنابراین «معرفت» هنگامی‌ موجه‌ است‌ که‌ با فهم‌ عرف سازگار باشد.
در عصر جدید، می‌توان جان لاک را از جمله فلاسفه‌ای دانست که بسیار بر عقل سلیم تأکید می‌کند و یکی از اصول

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع خويشآميزي، تودههاي، ميانگين

افشان
تبريز
43/134d
43/114d
61/31e
27/22e
979/0ab
612/0c
03/5f
17/8c
01/64a
66/83a
ياسوج
06/168d
69/150cd
34/45d
57/35de
867/0b
14/1ab
86/7d
30/7d
92/61a
66/81a
کاشان
14/272c
69/144cd
19/135b
40/85b
04/1ab
06/1ab
4/9b
51/9b
32/26d
46e
سميرم
27/155d
20/136cd
88/79c
15/65c
09/1ab
38/1ab
69/4g
85/4g
29/41c
61c
کرمان
06/180d
87/151c
31/51d
10/45d
1ab
39/1ab
96/6e
91/5f
39/45b
71b
همدان
33/190d
11/178c
25/86c
39/64c
961/0ab
27/1ab
71/6e
67/5f
57/25e
55d
تهران
33/322b
20/158c
16/209b
96/143ab
999/0ab
09/1b
73/4g
69/4g
2/44b
66/58d
بوشهر
46/227c
17/156c
48/88c
04/76bc
993/0ab
03/1b
64/5f
50/5f
28/43b
33/51d
نهاوند
7/156d
17/144cd
7/40d
56/35de
01/1ab
40/1ab
79/7d
15/8c
91/30c
33/43ef
شيراز
67/170d
55/160c
67/49d
53/43d
997/0ab
16/1ab
62/7d
79/7d
96/62a
78b
اردبيل
82/161d
03/122cd
59/42d
91/32de
674/0bc
735/0c
17/12a
20/14a
39/26d
33/46e
کرج
73/148d
20/149cd
87/84c
49/76bc
998/0ab
24/1ab
04/11ab
11/11ab
5/39c
33/47e
پاوه
03/197d
03/189c
18/74c
43/69c
36/1a
977/0b
01/6e
87/8c
7/39c
66/54d
ورامين
61/132d
51/143cd
33e
94/28e
989/0ab
64/1a
22/6e
93/5f
26/29d
46e
اصفهان
28/358b
09/223b
20/153b
60/97b
1ab
756/0c
64/4g
29/6e
47/45b
33/58d
اروپا
03/110d
33/95e
23/71c
51/65c
996/0ab
43/1ab
52/5f
19/4g
48/64a
66/72b
شيروان
11/172d
83/183c
10/53d
41/44d
934/0ab
897/0c
96/5f
84/6e
41/29d
33/47e
يزد
34/156d
90/166c
26/76c
40/65c
699/0bc
678/0c
15/11ab
87/13ab
81/40c
33/53d
لهستان
08/110d
55/97e
40/83c
35/78bc
ab1
21/1ab
61/8c
57/9b
43/26d
47e
انگلستان
37/98e
71/82ef
65/72c
37/68c
996/0ab
59/1a
61/7d
63/8c
3/31c
66/56d
گناباد
69/446a
90/319a
35/251a
13/152ab
769/0b
835/0c
12/3h
94/2h
64/29d
33/53d
مشهد
77/310b
13/212b
45/186b
68/161a
624/0bc
585/0cd
62/6e
44/6e
72/61a
74b
آلباني
67/121d
80/140cd
20/94c
76/87b
1ab
60/1a
39/7d
03/8c
03/64a
63c
ميانگين
74/195
43/157
26/90
56/71
956/0
12/1
06/7
58/7
21/42
68/58
LSD
7/11
18/1
7/7
61/6
067/0
093/0
05/0
36/0
85/0
34/2

جدول3-40: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه(g)
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر(%)
شاخص خودسازگاري (%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان

تبريز
32/63de
74e
70/3b
50/4b
22/6g
66/6e
76/23b
51/19b
26/3d
ياسوج
27/124ab
66/121b
49/3b
84/2cd
28/4h
64/4g
12/16d
26/13e
25/3d
کاشان
19/74c
87d
47/3b
83/3c
66/10e
33/8c
21/22b
15/18c
50/3d
سميرم
62/128ab
95c
16/2cd
20/3c
93/10e
66/4g
14/19c
31/15d
54/3d
کرمان
75/112ab
89d
50/2c
46/4b
13/13c
66/4g
89/9h
98/6h
22/3d
همدان
87/122ab
66/90c
33/2c
44/3c
91/16ab
33/8c
48/28b
50/22b
37/5b
تهران
62/74c
66f
31/3b
18/4b
36/16ab
7d
70/18c
39/14d
29/5b
بوشهر
79/77c
75e
8/3b
47/3c
8/9f
8c
88/32ab
43/29a
34/3d
نهاوند
36/78c
33/89d
24/2c
38/2cd
88/14b
10b
20/18c
97/15d
77/4c
شيراز
53/101ab
131ab
32/3b
21/2d
81/13c
e6
64/11g
51/9g
23/4c
اردبيل
39/77c
66/85d
37/3b
59/2cd
9/13c
66/7d
60/31ab
62/27ab
40/5b
کرج
67/69d
66/91c
22/2c
70/2cd
64/9f
66/5f
91/16d
27/15d
60/3d
پاوه
99/81b
66/91c
71/3b
76/3c
67/17a
66/15a
49/31ab
04/29a
58/6a
ورامين
62/80b
33/96c
75/2c
81/4b
11/16ab
7d
96/20b
92/17c
58/4c
اصفهان
65/75c
66/83d
26/3b
73/4b
85/11de
66/10b
50/24b
15/21b
70/5b
اروپا
37/131a
33/169a
16/2cd
04/3c
28/12d
9b
38/14e
73/12e
55/3d
شيروان
95/84b
66/95c
23/3b
64/3c
7/5g
66/4g
20/18c
03/17c
25/2e
يزد
77/70c
86d
38/2c
59/3c
73/14b
7d
89/20b
33/19b
40/4c
لهستان
66/72c
d83
42/4ab
3c
43/14b
66/10b
93/11g
77/10f
33/4c
انگلستان
73/69d
33/80d
27/4ab
17/3c
15/13c
66/8c
95/9h
95/6h
31/3d
گناباد
87/73c
33/79d
69/4a
38/6a
51/10e
33/6e
75/40a
86/27ab
25/4c
مشهد
78/97b
78/101b
37/4ab
58/4b
08/11de
33/5f
14/18c
72/15d
43/3d
آلباني
59/109ab
59/113b
29/3a
91/2cd
7/13c
8c
36/12f
01/10f
41/3d
ميانگين
23/89
63/94
41/3
67/3
25/12
27/7
25/20
23/17
15/4
LSD
03/1
33/1
06/0
13/0
42/0
34/0
43/0
59/0
52/0

3-18 مقايسه ميانگين نتايج حاصل از پسروي خويشآميزي بر روي صفات مورفولوژي
همانطور که در جدول (3-41 و 3-42) مشاهده مي شود خويشآميزي به طور معنيداري بر روي کل صفات زراعي به جز قطر تاج پوش تأثيرگذار بود. مقادير مثبت پسروي خويشآميزي بيانگر آن است که تودههاي آزاد گرده افشان داراي ميانگين صفت بالاتري از تودههاي خودگرده افشان مي باشند در حاليکه مقدار منفي پسروي ناشي از خويشآميزي عکس اين مطلب را نشان ميدهد.
طبق برآورد بدستآمده خويشآميزي تأثير متفاوتي بر ميانگين صفات داشت. ميانگين صفات قطر گلآذين، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي و وزن هزار دانه به ترتيب برابر با 67/14- ، 85/16-، 32/7-، 73/45-، 74/7- و 2
3/16- درصد بود. همچنين ميانگين صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي، وزن تر، وزن خشک، تعداد بذر و عملکرد بذر به ترتيب با ميزان 57/34، 79/12، 51/18، 43/14، 90/17، 74/34 و 34/16 درصد برآورد شد. اين نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي سبب افزايش ميانگين صفات قطر گلآذين، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي و وزن هزار دانه شده است در صورتيکه ميانگين صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي، وزن تر، وزن خشک، تعداد بذر و عملکرد بذر در اثر خويشآميزي کاهش پيدا کردند.
سعيدي و همکاران [151] آثار خويشآميزي را در نتاج خودگرده افشان و آزاد گرده افشان گل اطلسي در مقايسه با هيبريد مورد ارزيابي قرار دادند. آنها پسروي ناشي از خويشآميزي را براي صفات درصد سبز شدن و ارتفاع بوته در نتاج خودگرده افشان مشاهده کردند و هيچ گونه گزارشي مبني بر پسروي ناشي از خويشآميزي براي قطر گل مشاهده نشد . در حاليکه در مطالعه حاضر ميانگين صفات درصد سبز شدن و ارتفاع در اثر خويشآميزي کاهش و ميانگين قطر گلآذين افزايش يافت. در بين صفات مورد بررسي درصد سبز شدن بيشترين پسروي ناشي از خويشآميزي را نشان داد. پسروي ناشي از خويشآميزي بسته به نوع رقم و توده مورد بررسي نتايج متفاوتي را در برداشته است[151]. طبق مطالعات انجام شده پسروي ناشي از خويشآميزي در مراحل اوليه رشد گياه بيشتر است[109].
با توجه به نتايج بدست آمده آثار منفي خويشآميزي سبب شده است که توده ياسوج با 16/56 درصد بيشترين کاهش درصد سبز شدن، اروپا با 82/36 درصد بيشترين کاهش ارتفاع، لهستان با 03/30 و 05/20 درصد به ترتيب بيشترين کاهش تعداد انشعاب فرعي و قطر تاج پوش ، پاوه با 02/46 درصد بيشترين کاهش قطر گلآذين، کاشان با 83/46 درصد بيشترين کاهش وزن تر، گناباد با 47/39 درصد بيشترين کاهش وزن خشک ، تبريز با 48/37 درصد بيشترين کاهش نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، اروپا با 09/24 درصد بيشترين کاهش نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، همدان با 21/26 درصد کمترين روز تا 50%گلدهي را نشان دهند. در بين تودههاي مورد مطالعه، خويشآميزي بيشترين تأثير مثبت را روي صفات قطر گل آذين در توده ورامين، روز تا 50% سبز شدن در تودههاي همدان، لهستان و گناباد نشان داد.
مطابق نتايج اين مطالعه، خودگرده افشاني بر روي اجزاي عملکرد نظير تعداد بذر در چتر، وزن هزار دانه و عملکرد بذر تأثير بسزايي گذاشت. که بيشترين تأثير منفي خويشآميزي روي صفت عملکرد بذر در تودههاي انگلستان و گناباد مشاهده شد، در حاليکه کمترين تأثير منفي را در تودههاي يزد و پاوه نشان داد. تودههاي تهران، کرمان و شيراز بيشترين ميزان پسروي ناشي از خويشآميزي را در ارتباط با تعداد بذر در چتر نشان دادند در حاليکه تودههاي تبريز و ياسوج ار نظر اين صفت،کمتر تحت تأثير خويشآميزي قرار گرفتند. در ارتباط با وزن هزار دانه نيز بيشترين تأثير منفي خويشآميزي در تودههاي شيراز و لهستان و کمترين تأثير منفي خويشآميزي در تودههاي ورامين و کرمان مشاهده شد. طبق مطالعات انجام شده توسط ويمارک (1963) خودگرده افشاني تأثير زيادي بر روي صفات بذري نظير شکل، تعداد و وزن دانه ميگذارد و اين تأثير در ژنوتيپها متفاوت است. آثار مثبت و منفي خويشآميزي بر روي صفات زراعي توسط سعيدي و همکاران گزارش شده است[151].
بنابراين تودههاي يزد، پاوه، تبريز، ياسوج، ورامين و کرمان در اثر خودگرده افشاني عملکرد بذر خود را حفظ کرده و کمتر تحت تأثير خودگرده افشاني قرار ميگيرند و براي انجام کارهاي اصلاحي نظير تلاقي و خودگرده افشاني قابل توصيه ميباشند.

جدول 3-41: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک
توده
درصد سبز شدن
ارتفاع
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين
قطر تاج پوش
وزن تر
وزن خشک
تبريز
46/15
-32/72
18/18
-21/66
17/099
14/87
29/54
ياسوج
56/15
24/26
18/18
-23/96
-0/174
10/33
21/54
کاشان
41/40
16/08
17/15
-50/62
14/52
46/83
36/82
سميرم
37/57
12/73
15/79
-31/32
-9/54
12/28
18/44
کرمان
29/39
29/46
17/15
15/54
3/01
15/65
12/10
همدان
34/57
30/26
16/66
-28/53
8/73
6/42
25/34
تهران
45/45
10/99
10/34
-25/72
2/52
50/91
31/17
بوشهر
40/99
16/87
14/64
11/77
13/18
31/34
14/05
نهاوند
36/34
17/05
20/70
-7/97
-15/43
7/99
12/62
شيراز
26/25
17/06
18/76
-46/99
3/32
5/92
12/36
اردبيل
33/11
10/62
23/09
-39/91
2/63
24/58
22/72
کرج
41/66
25/81
26/10
-30/02
7/37
-0/316
9/87
پاوه
32/69
-24/18
15/79
46/02
11/16
4/06
6/40
ورامين
44/59
26/30
22/22
-68/51
-22/87
-8/21
12/30
اصفهان
27/37
-21/89
10
-14/97
7/94
37/73
36/29
اروپا
27/92
36/82
16/66
-26/99
9/16
13/35
8/03
شيروان
24/15
5/09
17/15
-26/62
8/87
-6/80
16/36
يزد
41/27
5/73
24/00
22/73
8/60
-6/75
14/24
لهستان
25/75
22/23
30/03
-17/04
20/05
11/38
6/05
انگلستان
40/49
18/09
27/28
-19/96
-30/94
15/91
5/89
گناباد
24/03
11/77
6/45
6/13
4/30
28/38
39/47
مشهد
15/79
14/52
12/24
26/28
19/95
31/74
13/28
آلباني
22/07
21/16
27/28
14/88
-26/12
-15/72
6/83
ميانگين
34/57
12/79
18/51
-14/67
2/49
14/43
17/90

جدول3-42: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک
تود
ه
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه
تعداد بذر در چتر
عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، ميانگين، کمترين

ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 06/7 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با56/7 درصد برآورد شد. کمترين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده گناباد به ترتيب برابر 12/3 و 94/2 درصد مشاهده شد. در حاليکه بيشترين نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده اردبيل به ترتيب برابر با 17/12 و 20/14 درصد بوده است.
3-17-10 تعداد روز تا 50 درصد سبز شدن
نتايج تجزيه واريانس صفت تعداد روز تا 50 درصد سبز شدن نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين روز تا 50 درصد سبز شدن براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 21/42 روز و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 68/58 روز برآورد شد. کمترين روز تا 50 درصد سبز شدن در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 57/25 روز در توده همدان مشاهده شد. در حاليکه توده نهاوند با 33/43 روز کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين روز تا 50 درصد سبز شدن در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده اروپايي برابر با 48/64 روز بوده است، در حاليکه توده تبريز با 66/83 روز بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-11 تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 23/89 روز و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 63/94 روز برآورد شد. کمترين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 32/63 روز در توده تبريز مشاهده شد. در حاليکه توده تهران با 66 روز کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين تعداد روز تا 50 درصد گل‌دهي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده اروپا به ترتيب برابر با 37/131 و 33/169 روز بوده است.
3-17-12 وزن هزار دانه
نتايج تجزيه واريانس براي صفت وزن هزار دانه نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن هزار دانه براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 41/3 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 67/3 گرم برآورد شد. کمترين وزن هزار دانه در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 16/2 گرم در تودههاي سميرم و اروپا مشاهده شد. در حاليکه توده شيراز با 21/2 گرم کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين وزن هزار دانه در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد به ترتيب برابر با 69/4 و 38/6 گرم بوده است.
3-17-13 تعداد بذر در چتر
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد بذر در چتر اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد بذر در چتر براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 25/12 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 27/7 برآورد شد. کمترين تعداد بذر در چتر در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 28/4 و64/4 در توده ياسوج مشاهده شد. بيشترين تعداد بذر در چتر در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده پاوه به ترتيب برابر با 67/17 و 66/15 بوده است.
3-17-14 عملکرد دانه در بوته
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت عملکرد دانه در بوته اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين عملکرد دانه در بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 25/20 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 23/17 درصد برآورد شد. کمترين عملکرد دانه در بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 95/9 و 95/6 درصد در توده انگلستان مشاهده شد. بيشترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 75/40 درصد بوده است، در حاليکه توده بوشهر با 43/29 درصد بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-15 شاخص خودسازگاري
تجزيه واريانس براي صفت شاخص خودسازگاري به طور جداگانه انجام گرفت واختلاف بسيار معنيداري نشان داد که نشاندهنده تفاوت بسياري بين تودهها از نظر شاخص خودسازگاري بود. نتايج مقايسه ميانگين نشان داد که توده پاوه با 58/6 درصد، بيشترين درصد خودسازگاري و توده شيروان با متوسط 25/2 درصد، کمترين درصد خودسازگاري را در بين تودهها داشت (جدول3-40).

جدول3-36: تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
درصد سبز شدن
ارتفاع
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين
قطر تاج پوش
وزن تر
وزن خشک
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
تکرار
2
ns002/0
ns75/37
**54/6
**04/4
**62/33
*8/785
ns65/3
ns0003/0
ژنوتيپ
22
**073/0
**5/1916
**58/172
**6174
**4/1116
**26546
**13669
**274/0
تکرار*ژنوتيپ
44
005/0
69/10
846/0
133/0
74/3
5/194
6/29
004/0
حالت گردهافشاني
1
**074/1
**3684
**61/134
**4/5698
**1/160
**45868
**11719
**014/1
ژنوتيپ*حالت گردها
فشاني
22
*004/0
**99/205
ns004/0
**6/6287
**6/117
**9/4277
**7/917
**112/0
خطاي آزمايشي
46
009/0
84/13
012/0
213/0
15/4
9/185
76/27
004/0
ضريب تغييرات (%)

57/10
02/5
989/0
79/3
79/2
72/7
51/6
78/6
n.s، * و**به ترتيب عدم معنيداري، معني-داري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد
جدول3-37: ادامه تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر
تکرار
2
**05/2
ns2/1
ns17/13
ns116/0
**33/5
**96/3
ژنوتيپ
22
**26/36
**25/1003
**48/2407
**26/4
**33/45
**56/309
تکرار*ژنوتيپ
44
715/0
06/3
91/16
121/0
151/0
3/1
حالت گردهافشاني
1
**68/7
**09/9167
**29/999
**89/2
**7/833
**8/298
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**96/1
**16/75
**97/437
**585/0
**71/12
**06/11
خطاي آزمايشي
44
.16/0
4/3
46/16
118/0
177/0
45/1
ضريب تغييرات (%)

44/5
65/3
41/4
71/9
31/4
43/6
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-38: مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
درصد سبز شدن
ارتفاع(cm)
تعداد انشعاب فرعي
قطر گلآذين(cm)
قطر تاج پوش(cm)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
650/0ab
350/0c
55f
73d
11c
9e
17/5d
29/6a
86/53e
65/44e
ياسوج
333/0d
146/0e
12/86c
22/65e
11c
9e
09/5d
31/6a
7/74c
83/74b
کاشان
483/0c
283/0d
54/109a
92/91b
66/11c
66/9e
01/4e
04/6a
3/114a
70/97a
سميرم
346/0cd
216/0d
44/59f
87/51f
66/12c
66/10d
32/3f
36/4c
93/64d
13/71b
کرمان
330/0d
233/0d
15/81c
24/57f
66/11c
66/9e
40/7b
25/6b
47/81c
01/79b
همدان
616/0b
403/0b
17/80c
91/55f
12c
10d
03/4e
18/5b
12/77c
38/70b
تهران
616/0b
336/0c
48/91b
42/81c
33/19b
33/17b
47/4e
62/5b
48/91b
17/89ab
بوشهر
383/0cd
226/0d
05/77d
05/64e
66/13c
66/11d
20/6c
47/5b
55/76c
46/66c
نهاوند
586/0b
373/0c
17/75d
35/62e
66/9cd
66/7f
89/4e
28/5b
02/76c
75/87ab
شيراز
655/0ab
483/0b
17/81c
32/67e
66/10cd
66/8f
83/3f
63/5b
94/80c
25/78b
اردبيل
613/0b
410/0b
23/105a
05/94b
66/8d
66/6g
56/4e
38/6a
99/70c
12/69c
کرج
480/0c
280/0d
37/84c
59/62e
66/7d
66/5g
93/3f
11/5b
22/84c
01/78b
پاوه
416/0c
280/0d
04/76d
43/94b
66/12c
66/10d
56/10a
70/5b
88/103a
28/92a
ورامين
583/0b
323/0c
58/55f
96/40gh
9cd
7f
78/3f
37/6a
96/54e
53/67c
اصفهان
683/0a
496/0b
73/92b
03/113a
20b
18b
41/5d
22/6a
89/92b
51/85ab
اروپا
666/0ab
480/0b
02/66e
71/41g
12c
10d
89/4e
21/6a
81/65d
78/59d
شيروان
650/0ab
493/0b
53/69e
99/65e
66/11c
66/9e
32/4e
47/5b
01/65d
24/59d
يزد
550/0b
323/0c
72/92b
40/87c
33/8d
33/6g
95/6c
37/5b
87/64d
29/59d
لهستان
466/0c
346/0c
11/57f
41/44g
66/6e
66/4h
81/4e
63/5b
38/57e
87/53d
انگلستان
363/0cd
216/0d
66/55f
59/45g
33/7d
33/5g
21/5d
25/6a
45/55e
61/72b
گناباد
570/0b
433/0b
73/96b
34/85c
31a
29a
87/5d
51/5b
41/74c
21/71b
مشهد
633/0ab
533/0a
07/108a
37/92b
33/16b
33/14c
76/7b
72/5b
51/67d
04/54d
آلباني
616/0b
480/0b
54f
57/42g
33/7d
33/5g
04/5d
29/4c
04/54e
16/68c
ميانگين
532/0
354/0
70/78
70/68
26/12
26/10
63/18
68/5
03/74
74/71
LSD
013/0
029/0
12/3
75/0
34/0
34/0
07/0
668/0
48/3
26/1

جدول3-39: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
توده
وزن تر(g)
وزن خشک (g)
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع(%)
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي(%)
روز تا 50%سبز شدن

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، بيشترين، سانتيمتر

بيشتر از تودههاي خودگرده افشان برآورد شد. همچنين اختلاف ضريب تغييرات فنوتيپي براي صفت عملکرد بذر در تودههاي خودگرده افشان و آزاد گرده افشان ناچيز بود. بيشترين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت وزن خشک (01/65) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به تعداد انشعاب فرعي (8/57) بود. همچنين نتايج نشان داد که کمترين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (86/15) و کمترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به صفت قطر گل آذين (53/11) ميباشد. بيشترين دامنه بين ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان براي صفت قطر گل آذين به ترتيب برابر با 88/36 و 53/11 بود.
صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، قطر گل آذين، قطر تاج پوش، وزن تر، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع و عملکرد بذر وراثت پذيري عمومي بيشتري را در تودههاي آزاد گرده افشان نسبت به تودههاي خودگرده افشان از خود نشان دادند. در حاليکه در صفات نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، روز تا 50%سبز شدن، روز تا 50%گلدهي، وزن هزاردانه و تعداد بذر در چتر وراثت پذيري عمومي بالاتري در تودههاي خودگرده افشان نسبت به تودههاي آزاد گرده افشان مشاهده شد. همچنين اختلاف وراثت پذيري عمومي براي صفات تعداد انشعاب فرعي و وزن خشک در تودههاي خودگرده افشان و آزاد گرده افشان ناچيز بود. بيشترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (74/99%) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به وزن هزاردانه (44/99%) بود. همچنين نتايج نشان داد کمترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به صفت وزن هزاردانه (86/59%) و کمترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به درصد سبز شدن (26/63%) ميباشد. بيشترين دامنه وراثت پذيري عمومي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان براي صفت وزن هزاردانه به ترتيب برابر با 86/ 59 و 44/99 درصد بود. اختلاف بين ضريب تغييرات ژنتيکي و فنوتيپي در اکثر صفات کم بود و صفت تعداد انشعاب فرعي از اين نظر اختلاف داشت که نشاندهنده تأثيرپذيري بيشتر اين صفت از شرايط محيطي در مقايسه با صفات ديگر بود.

جدول3-34: آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک اندازهگيري شده تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
صفات
درصد سبز شدن
ارتفاع(cm)
تعداد انشعاب فرعي
قطر گل آذين(cm)
قطر تاج پوش(cm)
وزن تر(g)
وزن خشک(g)

شاخص
خودسازگاري (%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان

حداقل
3/0
14/0
53
40
6
4
23/2
21/3
53
32/43
33/97
32/80
43/30
2/22
25/2
حداکثر
7/0
61/0
75/110
32/115
32
30
12/15
72/6
12/115
87/98
44/454
7/324
08/252
5/187
58/6
ميانگين
532/0
354/0
70/78
7/68
26/12
26/10
63/18
68/5
03/74
74/71
74/195
43/157
26/90
56/71
15/4
ضريب تغييرات ژنتيکي
43/21
23/21
4/22
4/22
8/6
65/43
52/34
56/9
46/21
39/18
31/45
75/30
74/64
8/52
59/24
ضريب تغييرات فنوتيپي
77/23
73/35
9/22
7/33
37/48
8/57
88/36
53/11
2/22
39/20
96/46
97/32
01/65
71/53
04/25
وراثت پذيري عمومي
63/81
26/63
65/95
88/76
46/81
46/81
6/87
76/68
47/93
39/81
12/93
98/86
18/99
39/99
39/96
جدول3-35: ادامه آمارههاي توصيفي اندازه گيري شده صفات موفولوژيک تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه
صفات
نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع(%)
نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي(%)
روز تا 50%سبز شدن
روز تا 50%گلدهي
وزن هزاردانه(g)
تعداد بذر در چتر
عملکرد بذر(%)

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
حداقل
613/0
528/0
04/3
86/2
53/24
41
44/62
65
97/1
21/2
21/4
4
21/7
54/6
حداکثر
37/1
76/1
9/12
05/16
66/65
84
34/132
187
89/5
38/6
34/18
15
99/40
30
ميانگين
956/0
12/1
06/7
58/7
21/42
68/58
23/89
63/94
41/3
67/3
25/12
27/7
25/20
23/17
ضريب تغييرات ژنتيکي
86/15
37/28
84/31
46/36
01/34
01/21
32/24
01/21
53/23
69/25
19/28
86/35
15/40
57/38
ضريب تغييرات فنوتيپي
86/15
34/29
09/37
51/40
28/35
63/21
75/24
26/23
41/30
76/25
74/34
36/37
99/40
31/40
وراثت پذيري عمومي
74/99
55/93
63/73
13/81
92/92
37/94
58/96
85/97
86/59
44/99
54/68
54/92
95/95
54/91

3-17 تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک
نتايج تجزيه واريانس صفات زراعي مورد مطالعه در جداول(3-36 و3-37) و مقايسه ميانگين صفات در جدول (3-38، 3-39 و 3-40) آورده شده است. نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي مورد مطالعه از لحاظ تمام صفات زراعي اختلاف بسيار معنيداري با يکديگر داشتند. اين امر نشاندهنده وجود تنوع ژنتيکي بالا از لحاظ صفات زراعي مورد بررسي و امکان گ
زينش براي اين صفات در ميان تودههاي مورد مطالعه بوده است. مقايسه ميانگين LSD براي صفات زراعي مورد مطالعه نشاندهنده دامنه گسترده اختلاف در بين تودههاي مورد آزمايش از لحاظ صفات زراعي بود.
3-17-1 درصد سبز شدن
طبق نتايج بدستآمده در جدول تجزيه واريانس(3-37) تودههاي مورد بررسي از نظر صفت درصد سبز شدن اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين صفت درصد سبز شدن در دوگروه تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف قابل ملاحظهاي داشت، به طوريکه ميانگين اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان 53/0 درصد و در تودههاي خودگرده افشان 354/0 درصد برآورد شد. نتايج مقايسه ميانگين نشان ميدهد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان تنوع زيادي را از نظر صفت درصد سبز شدن دارند. کمترين درصد سبز شدن تودههاي آزاد گرده افشان برابر با33/0 درصد در توده کرمان مشاهده شد. در حاليکه توده ياسوج با 14/0 درصد کمترين درصد سبز شدن را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين درصد سبز شدن برابر با 68/0درصد به توده اصفهان اختصاص داشت. همچنين بيشترين درصد سبز شدن در تودههاي خودگرده افشان مربوط به توده مشهد با 53/0 درصد بود.
3-17-2 ارتفاع
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت ارتفاع اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين ارتفاع براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 70/78 سانتي متر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 70/68 سانتيمتر برآورد شد. کمترين ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 54 سانتيمتر در توده آلباني مشاهده شد. در حاليکه توده ورامين با 96/40 سانتيمتر کمترين ارتفاع را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده کاشان برابر با سانتيمتر 54/109 سانتيمتر بوده است، در حاليکه توده اصفهان با 03/113 سانتيمتر بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-3 تعداد انشعاب فرعي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت تعداد انشعاب فرعي اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين تعداد انشعاب فرعي براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 26/12 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 26/10 برآورد شد. کمترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده لهستان به ترتيب برابر با 66/6 و 66/4 مشاهده شد. بيشترين تعداد انشعاب فرعي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 31 و 29 بوده است (جدول3-38).
3-17-4 قطر گلآذين
مطابق نتايج تجزيه واريانس، تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت قطر گلآذين اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين قطر گلآذين براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 63/18 سانتيمتر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 68/5 سانتيمتر برآورد شد. کمترين قطر گلآذين در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 32/3 سانتيمتر در توده سميرم مشاهده شد. در حاليکه توده آلباني با 29/4 سانتيمتر کمترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان دارا بود. بيشترين قطر گلآذين در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده پاوه برابر با 56/10 سانتيمتر بوده است، در حاليکه توده اردبيل با 38/6 سانتيمتر بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-5 قطر تاجپوش
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت قطر تاجپوش اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند ميانگين قطر تاجپوش براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 03/74 سانتيمتر و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 74/71 سانتيمتر برآورد شد. کمترين قطر تاجپوش در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده تبريز به ترتيب برابر با 86/53 و 65/44 سانتيمتر مشاهده شد. در حاليکه توده کاشان به ترتيب با 3/114 و 70/97 سانتيمتر بيشترين قطر تاجپوش در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان را به خود اختصاص داده بود.
3-17-6 وزن تر بوته
نتايج تجزيه واريانس براي صفت وزن تر بوته نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن تر بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 74/195 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 43/157 گرم برآورد شد. کمترين وزن تر بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده انگلستان به ترتيب برابر با 37/98 و 71/82 گرم مشاهده شد. بيشترين وزن تر بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده گناباد به ترتيب برابر با 69/446 و 90/319 گرم بوده است.
3-17-7 وزن خشک بوته
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت وزن خشک بوته اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين وزن خشک بوته براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 26/91 گرم و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 56/71 گرم برآورد شد. کمترين وزن خشک بوته در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان به ترتيب برابر با 61/31 و27/22 گرم در توده تبريز مشاهده شد. بيشترين وزن خشک بوته در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده گناباد برابر با 35/251 گرم بوده است، در حاليکه توده مشهد با 68/161 گرم بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-8 نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع
نتايج تجزيه
واريانس براي صفت نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان اختلاف بسيار معنيداري را نشان دادند. ميانگين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 956/0 درصد و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 12/1 درصد برآورد شد. کمترين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده مشهد به ترتيب برابر با 624/0 و 585/0 درصد مشاهده شد. بيشترين نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده پاوه برابر با 36/1 درصد بوده است، در حاليکه توده ورامين با 64/1 درصد بيشترين مقدار اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.
3-17-9 نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد که تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان از نظر صفت نسبت

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، لايه، 42/91

روزنه
تبريز
-15/85
8/33
-50
61/90
8/63
11/54
68/04
22/37
63/79
ياسوج
9/80
42/85
36/58
78/68
44/04
56/28
8/98
66/72
46/01
کاشان
3/38
33/33
32/65
76/81
17/47
31/33
8/24
60/72
40
سميرم
7/81
53/84
55/55
83/78
12/24
26/10
1/05
34/91
35/65
کرمان
60/97
72/83
47/61
90/19
19/21
38/14
21/97
50
55/26
همدان
68/42
76/92
67/85
92/15
-70/67
71/45
30/61
92/79
57/52
تهران
55
83/75
85
92/68
28/93
43/71
12/5
62/47
56/14
بوشهر
50
89/77
85/18
95/83
8/33
31/33
-42/62
54/54
58/62
نهاوند
17/5
-18/18
35
75/92
22/02
4/30
-14/75
11/87
57/26
شيراز
55/81
80/72
65/21
92/45
-35/30
22/78
-19/67
38/52
53/50
اردبيل
76/08
86/04
83/33
94/64
30/46
50/09
15/55
77/16
54/09
کرج
94/44
82/55
75/75
92/98
27/28
75/04
12/5
84/42
51/32
پاوه
92/85
81/70
84/44
94/23
22/50
35/33
33/67
57/48
54/38
ورامين
97/5
76/62
66/66
90
26/09
68/85
-16/66
97/19
55/75
اصفهان
97/29
76/62
99/77
91/48
15/79
-29/50
32/65
-24/60
58/03
اروپا
50
49/50
41/86
84
33/37
62/47
9/78
81/23
38/26
شيروان
25
5/97
-95/45
15/68
-10/71
53
28/08
69/31
53/04
يزد
8/62
41/83
41/66
79/41
7/18
84/5
-8/64
92/30
40/86
لهستان
85/24
44/55
45/09
80/28
8/63
-11/54
-10/97
2/80
38/26
انگلستان
73/01
31/06
33/96
76/71
24/98
-31/47
-9/41
-24/60
37/06
گناباد
87/30
38/83
42/59
78/87
27/65
37/52
1/08
52/11
35/96
مشهد
31/81
42/85
00/0
77/77
-21/80
46/18
-52/38
72/91
54/31
آلباني
-79/62
50
47/72
82/81
-16/65
64/69
-52/72
74/78
44/34
ميانگين
45/75
53/58
44/70
81/71
9/98
36/62
2/47
52/49
49/54

3-12 مقايسه ميانگين نتايج حاصل از پسروي خويشآميزي بر روي صفات آناتومي بذر
همانطور که در جدول (3-26 و 3-27) مشاهده ميشود خويشآميزي به طور معنيداري بر روي کل صفات آناتومي به جز ضخامت کوتيکول، تعداد لايه اندوکارپ و آندوسپرم به ترتيب با ميزان 94/8، 21/6 و 79/7 درصد تأثيرگذار بود. مقادير مثبت پسروي خويشآميزي بيانگر آن است که تودههاي آزاد گرده افشان داراي ميانگين صفت بالاتري از تودههاي خودگرده افشان مي باشند در حاليکه مقدار منفي پسروي ناشي از خويشآميزي عکس اين مطلب را نشان ميدهد.
طبق برآورد بدستآمده خويشآميزي تأثير متفاوتي بر ميانگين صفات داشت. ميانگين تمامي صفات مورد مطالعه بجز صفات نسبت طول به عرض بذر(78/1-) و کانال ترشحي(36/9-) مثبت بود. (جدول3-26). اين نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي باعث افزايش ميانگين صفات نسبت طول به عرض بذر و کانال ترشحي شده است، در صورتيکه ميانگين بقيه صفات در اثر خويشآميزي کاهش پيدا کردند. همچنين مقدار پسروي خويشآميزي در صفات ضخامت اپيکارپ و پارانشيم مزوکارپ به ترتيب با ميزان 31/64 و 16/41 درصد بيش از صفات ديگر مشاهده شد(جدول3-27).
در بين تودههاي مورد مطالعه، خويشآميزي بر روي صفات تعداد لايه اپيکارپ در تودههاي کاشان، بوشهر و لهستان، تعداد لايه کوتيکول در تودههاي کاشان، همدان و انگلستان، تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال در تودههاي نهاوند و لهستان، حاشيهي سطح ديواره سلولي آنتيکلينال در تودههاي آلباني و سميرم، تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در پاوه و تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي کرج و شيروان تأثيري نشان نداد. در حاليکه خويشآميزي بيشترين تأثير مثبت را روي تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال در توده آلباني و مشهد و تعداد کانال ترشحي در توده مشهد، بيشترين تأثير منفي را روي صفات طول بذر در تودههاي اردبيل و کرمان، ضخامت اپيکارپ در توده اصفهان و ضخامت پارانشيم مزوکارپ در تودههاي همدان و انگلستان نشان داد.

جدول3-26: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک مرتبط با بذر
توده
طول بذر
عرض بذر
نسبت طول به عرض بذر
ضخامت اپيکارپ
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتيکلينال
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکول
تعداد لايه کوتيکول
تبريز
56/58
49/42
-18/43
79/67
42/91
30/03
46/18
8/73
12/40
ياسوج
18/38
35/78
-25/88
60/12
12/40
20/12
20/12
-15/03
28/75
کاشان
55/72
29/38
-6/61
54/38
00/0
23/09
28/54
-9/80
00/0
سميرم
39/51
30/98
-39/63
50
28/75
00/0
60/06
-20/27
12/40
کرمان
70/20
35/71
33/53
70/42
63/66
42/91
28/54
7/04
20/12
همدان
66/15
40/40
5/93
71/75
42/91
36/33
42/91
12/41
00/0
تهران
36/26
28/89
8/22
71/63
28/75
36/33
28/75
17/19
12/40
بوشهر
50
31/75
-10/24
69/85
00/0
46/18
27/32
11/26
42/91
نهاوند
67/46
16/77
13/01
65/69
19/87
18/6
0/00
8/39
30/03
شيراز
57/34
43/11
-15/02
67/58
28/75
12/40
30/03
13/29
63/66
اردبيل
68/36
33/33
11/82
64/18
20/12
42/91
64/37
11/18
28/75
کرج
72/94
40/95
-6/10
64/18
50
30/03
50
2/05
27/32
پاوه
52/04
43/26
-5/62
68/53
-14/16
21/45
-42/91
15/09
42/91
ورامين
54/31
16/81
6/10
69/62
30/03
9/01
23/09
12/08
36/33
اصفهان
44/21
34/70
1/98
73/64
21/45
15/47
30/03
44/64
42/91
اروپا
26/57
19/90
8/10
51/95
42/91
42/91
23/09
-6/02
-9/90
شيروان
44/24
22/39
-1/85
51/90
-14/16
36/33
30/03
24/17
42/91
يزد
59/83
20/34
25/69
61/25
16/54
15/47
9/01
15/46
42/91
لهستان
41/01
10/95
34
55/92
00/0
9/01
0/00
3/79
60/06
انگلستان
30/30
42/10
-20/16
61/49
50
23/09
50
9/77
00/0
گناباد
42/51
35/63
3/64
71/17
20/12
36/33
30/3
11/79
27/32
مشهد
2/52
25/86
-4/66
59/83
42/91
42/91
45/71-
21/19
42/91
آلباني
21/16
43/09
-38/82
64/42
28/75
00/0
87/79-
7/33
39/07
ميانگين
46/85
31/80
-1/78
64/31
46/24
25/70
6/18
8/94
28/09

جدول3-27: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک مرتبط با بذر
توده
ضخامت پارانشيم مزوکارپ
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
تعداد کانال ترشحي
تعداد لايه پوشش بذر
تعداد لايه اندوکارپ
تعداد لايه آندوسپرم
تبريز
-13/35
22/50
8/49
4/14
-4/03
30/03
3/94
10/71
ياسوج
42/63
34/89
10/19
-10/78
-12/51
30/71
9/09
17/36
کاشان
31/43
36/60
10/38
7/89
-4/76
9/01
12/47
5/21
سميرم
27/74
34/89
6/59
8/84
-7/50
50
9/07
9/14
کرمان
58/33
20/03
12/51
7/27
-6/34
20/12
7/32
15/35
همدان
79/16
37/87
23/54
-4/31
-7/82
37/59
10/71
11/68
تهران
77/63
24/37
6/59
3/30
-3/40
23/09
12/47
13/76
بوشهر
31/17
27/53
10/54
14/96
-4/76
7/08
4/66
24/95
نهاوند
59/25
32/44
26/15
41/13
-4/51
9/90
8/49
8/57
شيراز
75/76
29/8
16/87
5/85
-1/1
28/54
8/14
13/76
اردبيل
25/56
24/33
11/01
19/88
-5/17
30/03
3/19
3/19
کرج
56/54
40/92
11/61
12/06
-4/91
37/59
00/0
-8/82
پاوه
35/98
32/44
00/0
7/93
-8/62
18/76
6/7
6/82
ورامين
56/83
27/91
12/49
7/54
-9/85
28/54
8/82
2/30
اصفهان
1/81
31/92
18/98
23/72
-41/38
5/83
6/48
-9/68
اروپا
25/30
48/84
6/31
6/34
-4/91
21/45
6/48
-9/14
شيروان
57/59
24/49
19/33
7/69
-14/07
14/16
00/0
3/81
يزد
34/86
16/22
9/60
7/97
-6/12
9/01
-15/96
13/76
لهستان
38/78
34/89
10/19
7/56
-6/99
23/09
5/77
-5/21
انگلستان
79/11
20/46
19/50
25
-3/76
39/93
5/95
9/68
گناباد
24/38
52/18
4/80
10/94
18/41
30/03
5/58
8/82
مشهد
60/70
50
6/38
9/66
-61/81
28/54
13/76
17/41
آلباني
-20/49
32/61
17/73
17/24
-9/37
60/06
9/68
15/79
ميانگين
41/16
32/07
12/16
10/49
-9/36
25/78
6/21
7/79

3-13 تجزيه خوشهاي
در اين مطالعه بهمنظور گروهبندي تودههاي رازيانه در دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني از تجزيهي خوشهاي به وسيله روش وارد و فاصله اقليدسي به عنوان معيار تشابه استفاده شد و فاصله اقليدسي بهعنوان معيار تشابه استفاده شد. تجزيه خوشهاي بر اساس صفات آناتومي براي 23 توده رازيانه در حالت آزاد گرده افشاني به روشward ، تودههاي مورد نظر را به چهار گروه تقسيم کرد(شکل3-2 الف). در نتايج تجزيه خوشهاي تودههاي رازيانه آزاد گرده افشان، گروه اول شامل تودههاي تبريز و انگلستان بود که اين تودهها از نظر خصوصيات آناتومي ساقه مورد بررسي نظير عرض سلول اپيدرمي شکمي و شاخص روزنهاي، خصوصيات آناتومي دمبرگ مورد بررسي نظير ضخامت کوتيکول شکمي، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي، تراکم روزنهاي و نسبت طول به عرض سلولهاي روزنه، خصوصيات آناتومي بذر مورد بررسي نظير تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال شباهت داشتند. گروه دوم شامل گناباد بود که بيشترين ضخامت کوتيکول پشتي را به خود اختصاص داده بود. گروه سوم شامل تودههاي شيروان، شيراز، اردبيل، سميرم، ورامين، يزد، کرج، اصفهان، کرمان، نهاوند، پاوه، کاشان، بوشهر، ياسوج، اروپا، مشهد، همدان و تهران بود که اين تودهها از نظر ساير خصوصيات آناتومي ساقه، دمبرگ و بذر مورد بررسي شباهت زيادي با هم داشتند. گروه چهارم شامل تودههاي لهستان و آلباني بود که از لحاظ صفات طول روزنه و بذر ، عرض سلول اپيدرم پشتي، طول سلول اپيدرمي شکمي و نسبت طول به عرض سلول اپيدرمي شکمي بههم شبيه بودند.
تجزيه خوشهاي بر اساس صفات آناتومي براي 23 توده رازيانه در حالت خودگرده افشاني به روش ward ، تودههاي مورد نظر را به چهار گروه تقسيم کرد(شکل3-2 ب).با توجه به نتايج تجزيه خوشهاي تودههاي رازيانه خودگرده افشان گروه اول شامل توده تبريز ميباشد که اين توده نسبت به ساير تودهها از لحاظ صفات آناتومي ساقه عرض سلول اپيدرمي شکمي، تعداد دستجات آوندي بزرگ و عرض ستون اسکلرانشيمي، خصوصيات آناتومي دمبرگ نظير شاخص روزنهاي و نسبت طول به عرض سلولهاي روزنه، خصوصيات آناتومي بذر نظير تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ از بقيه تودهها متمايز گرديد. گروه دوم شامل تودههاي شيروان، لهستان، سميرم، ورامين، يزد، کرج، اصفهان، کرمان، نهاوند، پاوه، کاشان، بوشهر، آلباني، ياسوج، اروپا، مشهد، همدان و تهران بود که از نظر ساير خ
صوصيات آناتومي ساقه، دمبرگ و بذر مورد بررسي شباهت زيادي با هم داشتند. گروه سوم شامل تودههاي شيراز، اردبيل و گناباد بود که از لحاظ صفات عرض سلول اپيدرمي شکمي، متوسط قطر کلانشيم، فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي و شکمي، نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتي و نسبت طول به عرض روزنه مشابه هم بودند. گروه چهارم شامل توده انگلستان بود که

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تودههاي، لايه، مزوکارپ

مشاهده شد.
3-9-10 ضخامت پارانشيم مزوکارپ
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين ضخامت پارانشيم مزوکارپ برابر با 329/0 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 195/0 بود. کمترين ضخامت پارانشيم مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده همدان به ترتيب برابر با 312/0 و 065/0 ميکرومتر مشاهده شد. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين ضخامت پارانشيم مزوکارپ در توده اردبيل برابر با 442/0 ميکرومتر بود، در حاليکه توده آلباني با 338/0 ميکرومتر بيشترين مقدار اين صفت در تودههاي خودگرده افشان داشت.
3-9-11 تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
ميانگين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 82/13 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 40/9 برآورد شد. کمترين مقدار اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده همدان برابر با 33/12 بود. در حاليکه در تودههاي خودگرده افشان توده مشهد با 33/6 کمترين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ را نشان داد. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ در توده شيروان به ترتيب برابر با 33/16 و 33/12 بود.
3-9-12 تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
ميانگين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 74/30 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 03/27 بود. کمترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان در توده بوشهر برابر با 33/25 شمارش شد. در حاليکه تودههاي شيراز و اصفهان با 33/21 کمترين ميزان اين صفت را در ميان تودههاي خودگرده افشان داشت. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در توده انگلستان برابر با 33/39 شمارش شد، در حاليکه توده تبريز برابر با 33/32 بيشترين تعداد دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي خودگرده افشان داشت.
3-9-13 اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
ميانگين اندازه دستجات آوندي مزوکارپ براي تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 143/0 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 123/0 برآورد شد. کمترين اندازه دستجات آوندي مزوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده ياسوج برابر با 102/0 ميکرومتر و در تودههاي خودگرده افشان مربوط به تودههاي انگلستان و آلباني برابر با 096/0 ميکرومتر بود. بيشترين ميزان اين صفت در تودههاي آزاد گرده افشان در توده نهاوند برابر با 282/0 و در تودههاي خودگرده افشان مربوط به توده شيراز برابر با 193/0 ميکرومتر بود.
3-9-14 تعداد کانال ترشحي
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد کانال ترشحي برابر با 09/25 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 11/27 بود. کمترين تعداد کانال ترشحي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان مربوط به توده يزد به ترتيب برابر با 33/16 و 33/17 شمارش شد. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين ميزان اين صفت در توده انگلستان به ترتيب برابر با 33/44 و 46 شمارش شد.
3-9-15 تعداد لايه پوشش بذر
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد لايه پوشش بذر برابر با 83/3 و براي تودههاي خودگرده افشان برابر با 89/2 بود. کمترين تعداد لايه پوشش بذر در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده شيروان برابر با 33/2 شمارش شد. در حاليکه توده سميرم و آلباني با 33/1 کمترين تعداد لايه پوشش بذر در ميان تودههاي خودگرده افشان داشتند. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه پوشش بذر در توده اصفهان به ترتيب برابر با 66/5 و 33/5 شمارش شد.
3-9-16 تعداد لايه اندوکارپ
ميانگين تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان برابر با 31/12 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 51/11 بود. کمترين تعداد لايه اندوکارپ در تودههاي آزاد گرده افشان مربوط به توده يزد برابر با 33/8 شمارش شد. در حاليکه تودههاي همدان و مشهد با 33/8 کمترين تعداد لايه اندوکارپ در ميان تودههاي خودگرده افشان داشتند. در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان بيشترين تعداد لايه اندوکارپ در توده انگلستان به ترتيب برابر با 33/22 و 33/21 شمارش شد.
3-9-17 تعداد لايه آندوسپرم
در تودههاي آزاد گرده افشان ميانگين تعداد لايه آندوسپرم برابر با 85/9 و در تودههاي خودگرده افشان برابر با 72/9 بود. کمترين تعداد لايه آندوسپرم در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان در توده بوشهر به ترتيب برابر با 33/5 و 4 شمارش شد. در تودههاي آزاد گرده افشان بيشترين تعداد لايه آندوسپرم در توده مشهد برابر با 33/15 شمارش شد و توده ورامين با 14 لايه آندوسپرم، بيشترين ميزان اين صفت را در تودههاي خودگرده افشان نشان داد.

جدول3-15: تجزيه واريانس صفات آناتوميک بذر براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
طول بذر
عرض بذر
نسبت طول به عرض بذر
ضخامت اپيکارپ
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتيکلينال
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکول
تعداد لايه کوتيکول
ضخامت پارانشيم مزوکارپ
تکرار
2
**63/1
*41/0
ns031/0
ns001/0
ns006/0
ns347/0
**56/2
ns002/0
**684/0
**862/0
ژنوتيپ
22
**37/2
**192/0
**22/1
**187/0
**41/1
**443/0
**586/0
**043/0
*12/1
*35/1
تکرار*ژنوتيپ
44
181/0
023/0
055/0
015/0
007/0
737/0
767/0
002/0
312/0
26/1
حالت گردهافشاني
1
**49/83
**28/16
**824/0
**21/30
**177/0
**524/0
**574/0
**67/6
**424/0
**45/32
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني< br />22
** 578/0
* 153/0
**604/0
**209/0
**09/0
**224/0
ns116/0
**054/0
**544/0
**37/11
خطاي آزمايشي
46
19/0
083/0
079/0
024/0
007/0
033/0
074/0
006/0
063/0
96/0
ضريب تغييرات (%)

56/4
13/3
69/2
49/10
71/10
68/15
96/1
97/13
02/2
27/9
n.s، * و** به ترتيب عدممعني داري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-16: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک بذر براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ
اندازه دستجات آوندي مزوکارپ
تعداد کانال ترشحي
تعداد لايه پوشش بذر
تعداد لايه اندوکارپ
تعداد لايه آندوسپرم
تکرار
2
ns636/0
ns152/0
ns027/0
ns152/0
ns032/0
ns003/0
**7/8
ژنوتيپ
22
**52/1
**174/0
**884/0
**174/0
*321/0
*175/0
**67/44
تکرار*ژنوتيپ
44
12/1
085/0
327/0
33/2
046/0
001/0
65/2
حالت گردهافشاني
1
*39/1
**67/6
**51/1
*22/1
**45/1
**71/26
**43/4
ژنوتيپ*حالتگرده افشاني
22
ns 373/0
**054/0
**077/0
ns064/0
**098/0
**219/0
ns586/0
خطاي آزمايشي
46
34/0
006/0
32/0
83/0
72/0
029/0
511/0
ضريب تغييرات (%)

04/22
48/3
13/3
34/5
48/3
3
04/22
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد

جدول3-17: مقايسه ميانگين صفات آناتومي بذر تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
طول بذر(mm)
عرض بذر(mm)
نسبت طول به عرض بذر (%)
ضخامت اپيکارپm)µ(
تعداد لايه اپيکارپ
حاشيه سطح ديواره سلولي آنتي کلينالm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
09/5ab
bc21/2
a61/2
b32/1
c41/1
c67/1
bc123/0
d025/0
c33/2
de33/1
b33/3
b33/2
ياسوج
21/3cd
bc62/2
b90/1
b22/1
c7/1
bc14/2
ab158/0
b063/0
c66/2
b33/2
b33/3
b66/2
کاشان
93/3c
c74/1
b94/1
b37/1
c/1
c29/1
a171/0
ab078/0
b33/3
a3
ab33/4
ab33/3
سميرم
72/3c
bc25/2
cd42/1
c98/0
c64/1
b29/2
a176/0
a088/0
c33/2
d66/1
ab66/4
a66/4
کرمان
96/3c
cd18/1
c68/1
b08/1
c64/1
cd09/1
b142/0
c042/0
b66/3
de33/1
c33/2
c33/1
همدان
90/3c
c32/1
b98/1
b18/1
c18/1
c11/1
131/0b
c037/0
c33/2
de33/1
b66/3
b33/2
تهران
53/3c
bc25/2
ab18/2
ab55/1
c58/1
c45/1
b141/0
c04/0
c33/2
d66/1
b66/3
b33/2
بوشهر
58/4b
bc29/2
c48/1
b01/1
b05/2
b26/2
b136/0
c041/0
c33/2
b33/2
ab33/4
b33/2
نهاوند
04/5ab
c64/1
c55/1
b29/1
c46/1
c27/1
b137/0
c047/0
d66/1
de33/1
a33/5
a33/4
شيراز
56/5ab
bc41/2
c54/1
cd876/0
b13/2
b45/2
b145/0
c047/0
c33/2
d66/1
c66/2
b33/2
اردبيل
67/6ab
bc11/2
b92/1
b28/1
c86/1
c64/1
b148/0
b053/0
b33/3
b66/2
c33/2
c33/1
کرج
1/5ab
c38/1
c68/1
c992/0
c31/1
c39/1
b148/0
b053/0
c66/2
de33/1
b33/3
b33/2
پاوه
9/4b
bc35/2
ab45/2
b39/1
c6/1
c69/1
b143/0
c045/0
c33/2
b66/2
ab66/4
ab66/3
ورامين
1/5ab
bc33/2
ab26/2
a88/1
c31/1
c23/1
b135/0
c041/0
b33/3
b33/2
b66/3
ab33/3
اصفهان
80/3c
bc12/2
ab19/2
b43/1
c51/1
c48/1
bc129/0
c034/0
a66/4
a66/3
ab33/4
ab66/3
اروپا
59/4b
b37/3
ab06/2
ab65/1
b22/2
bc04/2
a179/0
a086/0
c33/2
de33/1
c33/2
c33/1
شيروان
43/4b
bc47/2
b92/1
b49/1
c62/1
c65/1
b131/0
c048/0
c33/2
b66/2
b66/3
b33/2
يزد
66/3c
c47/1
c72/1
b37/1
c44/1
cd07/1
ab160/0
b063/0
c66/2
b33/2
ab33/4
ab66/3
لهستان
29/7a
a30/4
ab10/2
a87/1
a47/3
b29/2
ab152/0
b062/0
d33/1
de33/1
b66/3
ab33/3
انگلستان
62/4b
b22/3
b90/1
b1/1
b43/2
b92/2
a174/0
b067/0
c66/2
de33/1
ab33/4
ab33/3
گناباد
01/5ab
bc88/2
b88/1
b21/1
b47/2
b38/2
a170/0
b067/0
b33/3
b66/2
b66/3
b33/2
مشهد
57/3
b48/3
c74/1
b29/1
b57/2
b69/2
bc122/0
c049/0
c33/2
de33/1
c33/2
c33/1
آلباني
b63/4
b65/3
b81/1
b03/1
b55/2
a54/3
b149/0
c049/0
c33/2
d66/1
d33/1
c33/1
ميانگين
60/4
39/2
91/1
29/1
84/1
87/1
146/0
053/0
28/2
98/1
54/3
32/2
LSD
08/0
34/0
06/0
06/0
19/0
02/0
003/0
008/0
67/0
33/0
67/0
67/0

جدول3-18: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي بذر تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد لايه ديواره سلولي پريکلينال
ضخامت کوتيکولm)µ(
تعداد لايه کوتيکول
ضخامت پارانشيم مزوکارپm)µ(
تعداد لايه پارانشيم مزوکارپ
تعداد دستجات آوندي مزوکارپ

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع 002/0، 001/0، b032/0

**68/11
ns03/0
**05/0
**09/0
**02/0
**01/0
**001/0
**003/0
**72/2
**074/0
خطاي آزمايشي
46
077/0
58/1
007/0
006/0
001/0
001/0
002/0
003/0
001/0
203/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

86/26
11/7
28/7
84/19
84/19
11/19
35/14
88/4
11/4
58/1
69/21
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-9: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک دمبرگ براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
متوسط طول ستون اسکلرانشيمي
تعداد دستجات آوندي بزرگ
عرض ستون اسکلرانشيمي
متوسط قطر کلانشيم
تعداد کانال ترشحي
متوسط طول غلافهاي آوندي
متوسط عرض غلافهاي آوندي
طول اسکلرانشيم حاشيهاي
قطر دهانه آوند چوبي
عرض روزنه
فاصله آوندهاي بدون ستون تا اپيدرم
تکرار
2
ns03/0
ns104/0
ns001/0
ns004/0
ns911/0
ns009/0
ns004/0
ns01/0
ns008/0
ns01/0
ns02/0
ژنوتيپ
22
**003/0
**97/143
*004/0
**001/0
**66/102
*019/0
ns049/0
**007/0
**001/0
*001/0
**002/0
تکرار*ژنوتيپ
44
01/0
17/2
002/0
001/0
341/2
003/0
001/0
005/0
002/0
004/0
003/0
حالت گردهافشاني
1
**001/0
**10/645
**002/0
**007/0
**177/256
**191/0
**126/0
**049/0
**165/0
**013/0
**062/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**003/0
**28/20
**003/0
**009/0
**94/106
**018/0
**004/0
**066/0
**001/0
**001/0
**001/0
خطاي آزمايشي
46
002/0
03/2
004/0
002/0
19/6
003/0
002/0
001/0
006/0
004/0
007/0
ضريب تغييرات (%)

84/7
23/11
12/3
35/14
34/4
4
59/10
81/5
34/13
78/8
22/19
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-10: ادامه تجزيه واريانس صفات آناتوميک دمبرگ براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني
ميانگين مربعات صفات
منابع تغييرات
درجه آزادي
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتي
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي
تعداد لايههاي سلولهاي کلرانشيمي
تعداد لايههاي اپيدرمي
شاخص روزنهاي
تراکم روزنهاي
نسبت طول به عرض روزنه
تکرار
2
ns006/0
ns008/0
ns077/0
ns01/0
ns06/0
ns094/0
ns007/0
ژنوتيپ
22
*007/0
ns003/0
**59/150
**64/37
ns02/0
ns94/37
ns01/0
تکرار*ژنوتيپ
44
006/0
002/0
14/2
537/0
02/0
393/0
001/0
حالت گردهافشاني
1
**008/0
**073/0
**57/517
**39/129
**08/0
**79/301
**06/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**004/0
**01/0
**37/30
**59/7
**01/0
**88/7
**016/0
خطاي آزمايشي
46
002/0
003/0
93/1
484/0
001/0
4/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

22/19
55/6
87/24
78/8
36/10
37/7
33/11
n.s، * و** به ترتيب عدم معنيداري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3-11: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
ضخامت دمبرگm)µ(
تعداد دستجات آوندي
طول سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
عرض سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
ضخامت کوتيکول پشتيm)µ(
طول سلول اپيدرمي شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
b48/2
ab20/2
b33/34
b33/32
c123/0
bc116/0
c025/0
b023/0
c012/0
b006/0
d013/0
c016/0
ياسوج
c29/1
c981/0
c22
e33/19
b158/0
b142/0
ab062/0
b024/0
ab031/0
cd004/0
b032/0
c012/0
کاشان
bc15/2
bc10/1
c22
d66/23
a171/0
ab166/0
ab078/0
b027/0
a039/0
b007/0
a040/0
c013/0
سميرم
b35/2
ab20/2
bc66/28
c28
a176/0
a179/0
a088/0
b024/0
a044/0
a012/0
a040/0
c012/0
کرمان
bc18/2
bc15/1
bc28
c33/27
b142/0
b133/0
b042/0
b022/0
b021/0
b006/0
c022/0
d003/0
همدان
b36/2
ab20/2
cd33/18
e66/17
bc131/0
bc127/0
b037/0
c015/0
b018/0
b007/0
cd019/0
d003/0
تهران
ab64/2
a34/2
c33/21
e33/19
b141/0
b139/0
b040/0
b021/0
b020/0
b006/0
c021/0
d006/0
بوشهر
b36/2
a32/2
c22
e66/19
bc136/0
bc127/0
b036/0
b022/0
b018/0
cd004/0
cd019/0
d004/0
نهاوند
b35/2
b22/1
b31
b33/30
bc137/0
bc112/0
b041/0
b022/0
b020/0
c005/0
c021/0
c013/0
شيراز
ab70/2
b70/1
b33/30
e33/19
b145/0
b130/0
b047/0
b023/0
b023/0
b006/0
c024/0
d005/0
اردبيل
bc18/2
bc17/1
c33/20
e66/19
b148/0
b138/0
b053/0
a081/0
b026/0
b007/0
c027/0
d004/0
کرج
ab55/2
b55/1
c33/21
e33/20
b148/0
b133/0
b052/0
bc016/0
b026/0
c005/0
c024/0
d006/0
پاوه
b48/2
b48/1
c33/20
e66/19
b143/0
b134/0
b045/0
bc017/0
b022/0
b007/0
c023/0
d004/0
ورامين
ab57/2
b57/1
c66/23
e33/20
bc135/0
b148/0
b041/0
b020/0
b020/0
b007/0
c021/0
d003/0
اصفهان
ab88/2
a31/2
cd33/19
e66/18
c129/0
c104/0
b034/0
bc017/0
b017/0
b008/0
cd018/0
d005/0
اروپا
ab69/2
b69/1
c33/21
e33/19
a179/0
a173/0
a086/0
b024/0
a043/0
b006/0
a044/0
c018/0
شيروان
a02/3
ab02/2
c66/21
e33/20
bc131/0
bc11/0
b048/0
bc018/0
b024/0
b006/0
c025/0
b036/0
يزد
b53/2
ab03/2
d33/17
f66/16
ab160/0
b140/0
ab063/0
b023/0
ab031/0
a011/0
b032/0
c016/0
لهستان
b40/2
b40/1
b66/35
b33/33
b152/0
bc122/0
ab060/0
b025/0
ab031/0
b008/0
b032/0
c013/0
انگلستان
b48/2
b48/1
a46
a66/45
a174/0
b134/0
ab067/0
b030/0
ab033/0
a013/0
b034/0
b023/0
گناباد
b50/2
ab10/2
c66/23
d66/22
a170/0
b143/0
ab067/0
b022/0
ab033/0
c005/0
b034/0
c016/0
مشهد
ab61/2
b61/1
cd66/19
e33/20
c122/0
cd098/0
ab066/0
bc016/0
c014/0
c005/0
d015/0
c015/0
آلباني
b45/2
ab22/2
c33/23
d66/22
b149/0
b139/0
b049/0
b021/0
b024/0
b008/0
c025/0
a041/0
ميانگين
44/2
74/1
85/24
59/21
147/0
133/0
056/0
024/0
025/0
006/0
026/0
012/0
LSD
05/0
09/0
1
1
002/0
006/0
007/0
001/0
006/0
001/0
002/0
006/0

جدول3-12: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
عرض سلول اپيدرمي شکمي m)µ(
طول روزنهm)µ(
ضخامت کوتيکول شکمي m)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتيm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي شکميm)µ(
متوسط طول ستون اسکلرانشيميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
d013/0
b016/0
c035/0
cd021/0
c127/0
bc022/0
b128/0
bc092/0
765/0ab
bc112/0
123/0b
bc042/0
ياسوج
b032/0
b012/0
c032/0
c031/0
bc151/0
b041/0
b123/0
ab111/0
357/0c
b114/0
086/0c
ab055/0
کاشان
a040/0
b013/0
c029/0
cd022/0
b161/0
b049/0
b127/0
ab119/0
459/0b
ab139/0
041/0d
ab069/0
سميرم
a045/0
b012/0
cd026/0
cd021/0
b166/0
a054/0
b134/0
a124/0
474/0b
a144/0
096/0c
a074/0
کرمان
c021/0
cd003/0
c031/0
cd025/0
bc155/0
b031/0
b126/0
ab101/0
096/0e
ab121/0
046/0d
ab051/0
همدان
cd019/0
cd003/0
c028/0
cd020/0
bc151/0
bc028/0
b123/0
b098/0
131/0d
b118/0
042/0d
b048/0
تهران
c021/0
c006/0
c041/0
c032/0
bc154/0
b032/0
b121/0
ab100/0
144/0d
ab122/0
037/0de
ab055/0
بوشهر
cd019/0
c004/0
b148/0
b078/0
bc150/0
bc028/0
b122/0
b098/0
131/0d
b118/0
028/0e
b047/0
نهاوند
c021/0
b012/0
c045/0
c033/0
bc153/0
b032/0
b122/0
ab103/0
264/0c
ab120/0
083/0c
ab050/0
شيراز
c024/0
c005/0
c036/0
cd028/0
b165/0
b033/0
b123/0
ab102/0
158/0d
ab128/0
041/0d
ab058/0
اردبيل
c027/0
c004/0
c046/0
c033/0
b162/0
b036/0
a181/0
ab106/0
093/0e
ab126/0
071/0cd
ab056/0
کرج
c027/0
c005/0
ab217/0
ab156/0
bc148/0
b031/0
cd116/0
ab106/0
116/0d
ab126/0
037/0d
ab053/0
پاوه
c023/0
c005/0
b183/0
ab177/0
b163/0
b032/0
c117/0
ab102/0
127/0d
ab122/0
048/0d
ab052/0
ورامين
c021/0
c006/0
ab215/0
a198/0
bc145/0
b03/0
b121/0
ab100/0
115/0d
ab120/0
034/0de
b050/0
اصفهان
cd018/0
c004/0
ab217/0
ab165/0
bc139/0
a053/0
c117/0
b097/0
115/0d
b117/0
042/0d
b048/0
اروپا
a043/0
b018/0
a261/0
ab179/0
b173/0
a053/0
b124/0
a123/0
168/0d
a143/0
085/0c
a073/0
شيروان
c025/0
ab036/0
b135/0
b099/0
bc138/0
b035/0
c118/0
ab104/0
267/0c
ab134/0
231/0a
ab054/0
يزد
b032/0
b016/0
c038/0
cd024/0
b160/0
b041/0
b123/0
ab111/0
427/0b
b115/0
065/0cd
ab061/0
لهستان
b032/0
b013/0
b183/0
c045/0
b164/0
b033/0
b125/0
ab112/0
174/0d
ab131/0
067/0cd
ab062/0
انگلستان
b034/0
ab023/0
b164/0
b079/0
b174/0
b041/0
b130/0
ab113/0
143/0d
ab133/0
086/0c
ab063/0
گناباد
b034/0
b016/0
ab245/0
ab134/0
b163/0
b043/0
b122/0
ab113/0
167/0d
bc112/0
094/0c
ab062/0
مشهد
cd015/0
b015/0
c063/0
c032/0
ab229/0
bc024/0
cd116/0
b094/0
247/0c
b114/0
085/0c
b044/0
آلباني
c025/0
a041/0
c053/0
c041/0
a283/0
b034/0
c118/0
ab104/0
777/0a
ab124/0
082/0c
ab054/0
ميانگين
026/0
013/0
119/0
072/0
036/0
836/0
036/0
096/0
257/0
123/0
07/0
055/0
LSD
002/0
001/0
003/0
003/0
005/0
008/0
001/0
005/0
01/0
002/0
004/0
002/0

جدول3-13: مقايسه ميانگين صفات آناتومي دمبرگ تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد دستجات آوندي بزرگ
عرض ستون اسکلرانشيميm)µ(
متوسط قطر کلانشيمm)µ(
تعداد کانال ترشحي
متوسط طول غلافهاي آونديm)µ(
متوسط عرض غلافهاي آونديm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع 001/0، c005/0، اپيدرمي

گردهافشاني
1
**003/0
**022/0
**61/804
**39/129
**006/0
**93/184
**001/0
ژنوتيپ*حالت گردهافشاني
22
**004/0
**001/0
**68/33
**59/7
**008/0
**42/8
**004/0
خطاي آزمايشي
46
003/0
001/0
9/0
484/0
001/0
226/0
002/0
ضريب تغييرات (%)

6/8
65/3
21/3
348/0
55/3
6/8
66/5
n.s، * و** به ترتيب عدممعني داري، معنيداري در سطح احتمال 5 و 1 درصد ميباشد.

جدول3- 4: مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
ضخامت ساقه(mm)
تعداد دستجات آوندي
طول سلول اپيدرمي پشتيm)µ(
عرض سلول اپيدرمي پشتي m)µ(
ضخامت کوتيکول پشتيm)µ(
طول سلول اپيدرمي شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
b48/2
a95/1
b33/34
c32
c123/0
bc135/0
b023/0
c014/0
b007/0
b003/0
a026/0
a007/0
ياسوج
d29/1
d652/0
c22
d33/20
ab158/0
b146/0
b023/0
c015/0
c004/0
b003/0
b012/0
a011/0
کاشان
c15/2
b52/1
c22
d66/20
a171/0
a165/0
b027/0
a022/0
bc006/0
ab004/0
b013/0
a011/0
سميرم
bc35/2
c32/1
c66/28
cd33/25
a176/0
ab155/0
b024/0
a020/0
a013/0
b002/0
b012/0
a011/0
کرمان
c18/2
a96/1
c28
cd26
b142/0
bc135/0
b022/0
c013/0
b007/0
b003/0
c003/0
c005/0
همدان
bc36/2
c34/1
cd33/18
e33/17
bc131/0
cd120/0
c016/0
c012/0
b007/0
b003/0
c003/0
c005/0
تهران
b64/2
c25/1
c33/21
d66/20
b141/0
bc135/0
b021/0
c013/0
b008/0
ab004/0
c006/0
a009/0
بوشهر
bc36/2
c23/1
c22
d33/21
bc136/0
bc132/0
b022/0
b016/0
bc006/0
ab004/0
b012/0
a008/0
نهاوند
bc35/2
ab75/1
bc31
c30
bc137/0
bc131/0
b022/0
c013/0
b007/0
b003/0
b012/0
b006/0
شيراز
ab70/2
ab69/1
bc33/30
cd66/26
b145/0
bc137/0
b023/0
c015/0
b008/0
b003/0
c005/0
a009/0
اردبيل
bc18/2
a87/1
c33/20
d66/19
b148/0
b142/0
a081/0
b017/0
b008/0
b002/0
c004/0
c005/0
کرج
b55/2
c32/1
c33/21
d33/19
b148/0
bc135/0
c016/0
c012/0
b007/0
b002/0
c004/0
c005/0
پاوه
b48/2
c35/1
c33/20
d33/19
b143/0
bc135/0
a071/0
b016/0
bc006/0
ab004/0
c005/0
b006/0
ورامين
b57/2
ab66/1
c66/23
d66/18
bc135/0
c128/0
b021/0
c012/0
c004/0
a008/0
c003/0
c005/0
اصفهان
a88/2
a88/1
bc33/30
d33/20
bc129/0
d116/0
c017/0
c015/0
c005/0
a007/0
c003/0
c005/0
اروپا
b69/2
b56/1
c33/21
d19
a179/0
a165/0
b024/0
a022/0
bc006/0
b002/0
b018/0
a011/0
شيروان
a02/3
a22/2
c66/21
d20
bc131/0
d116/0
a081/0
b017/0
bc006/0
ab004/0
a036/0
a008/0
يزد
b53/2
d980/0
d33/17
e39/16
ab160/0
ab153/0
b023/0
a019/0
a013/0
ab005/0
b016/0
a007/0
لهستان
b40/2
ab70/1
b66/35
b33/34
ab152/0
ab152/0
b025/0
b017/0
b008/0
ab004/0
b013/0
a009/0
انگلستان
b48/2
c30/1
a46
a33/45
a174/0
ab157/0
b030/0
a019/0
a013/0
a009/0
a023/0
a009/0
گناباد
b50/2
c33/1
c66/23
d33/22
a170/0
ab157/0
b022/0
a019/0
c005/0
a009/0
b016/0
a009/0
مشهد
b61/2
c23/1
cd66/19
d33/18
c122/0
d119/0
c016/0
d010/0
c005/0
a007/0
b015/0
a007/0
آلباني
b45/2
c36/1
c33/23
d66/22
b149/0
cd127/0
b021/0
b017/0
b008/0
ab005/0
a041/0
a008/0
ميانگين
44/2
48/1
72/111
8/36
147/0
138/0
029/0
015/0
007/0
032/0
013/0
008/0
LSD
01/0
17/0
67/0
33/1
009/0
001/0
005/0
001/0
001/0
001/0
005/0
001/0

جدول3- 5: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
عرض سلول اپيدرمي شکمي m)µ(
طول روزنهm)µ(
ضخامت کوتيکول شکميm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي پشتيm)µ(
نسبت طول به عرض سلولهاي اپيدرمي شکميm)µ(
متوسط طول ستون اسکلرانشيميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
تبريز
c035/0
a034/0
c127/0
b077/0
b128/0
ab114/0
d47/5
c22/5
ab765/0
ab304/0
b123/0
b034/0
ياسوج
c032/0
a030/0
b151/0
ab089/0
b123/0
ab110/0
b88/6
c39/5
bc375/0
ab310/0
c086/0
b040/0
کاشان
c029/0
a031/0
b161/0
a102/0
b127/0
ab111/0
c33/6
b22/6
b459/0
ab311/0
e026/0
b041/0
سميرم
cd026/0
a032/0
b166/0
a102/0
b124/0
ab112/0
ab 37/7
b22/6
b474/0
ab312/0
c096/0
b042/0
کرمان
c031/0
ab026/0
b155/0
b076/0
b122/0
ab106/0
c46/6
b33/6
d196/0
ab309/0
e026/0
c022/0
همدان
c028/0
ab028/0
b151/0
ab098/0
bc116/0
ab104/0
ab02/8
a8
d131/0
b120/0
e022/0
b035/0
تهران
c041/0
ab025/0
b154/0
ab093/0
b121/0
ab105/0
c61/6
b33/6
d144/0
b101/0
ef017/0
c024/0
بوشهر
b148/0
ab029/0
b150/0
b079/0
b122/0
b102/0
c21/6
ab50/7
d131/0
b102/0
e028/0
cd012/0
نهاوند
c045/0
ab024/0
b153/0
ab084/0
b122/0
ab106/0
c13/6
c5
c264/0
ab304/0
c083/0
a055/0
شيراز
c036/0
b022/0
b165/0
ab086/0
b123/0
b102/0
c24/6
b6
d158/0
bc035/0
e026/0
b030/0
اردبيل
c046/0
ab027/0
b162/0
ab096/0
a181/0
ab107/0
e82/1
d2
d193/0
ab307/0
ef017/0
b027/0
کرج
ab217/0
ab027/0
bc148/0
ab094/0
bc116/0
ab112/0
a88/8
a8
c216/0
a320/0
ef017/0
c022/0
پاوه
b183/0
ab027/0
b163/0
ab096/0
b117/0
a121/0
ab27/8
a8
c227/0
ab301/0
e028/0
b036/0
ورامين
ab215/0
ab026/0
bc145/0
b067/0
b121/0
b102/0
c34/6
c75/5
e015/0
c011/0
d034/0
b036/0
اصفهان
ab217/0
ab025/0
bc139/0
ab095/0
b117/0
ab105/0
ab 34/7
ab7
e015/0
c011/0
d044/0
b035/0
اروپا
a261/0
a032/0
b173/0
a102/0
b124/0
ab112/0
ab49/7
ab7
d168/0
ab312/0
d058/0
b042/0
شيروان
b135/0
ab024/0
bc138/0
bc066/0
b118/0
ab107/0
ab31/7
b66/6
c268/0
ab301/0
a231/0
c020/0
يزد
c038/0
ab029/0
b160/0
ab088/0
b123/0
ab109/0
b78/6
b2/6
b427/0
ab309/0
d065/0
b039/0
لهستان
b183/0
ab029/0
b164/0
ab087/0
b125/0
ab106/0
c01/6
b6
c274/0
ab313/0
d067/0
b032/0
انگلستان
b164/0
ab029/0
b174/0
ab099/0
ab130/0
ab109/0
c27/6
b45/6
d143/0
b209/0
c086/0
b039/0
گناباد
ab245/0
ab029/0
b163/0
ab099/0
b122/0
ab109/0
ab74/7
ab7
c267/0
ab309/0
c094/0
b039/0
مشهد
c063/0
ab024/0
a229/0
b074/0
bc116/0
ab104/0
ab 36/7
b33/6
c247/0
b132/0
c085/0
b045/0
آلباني
c053/0
ab027/0
a283/0
ab093/0
b121/0
b102/0
ab02/7
b32/6
a777/0
ab305/0
c082/0
b037/0
ميانگين
107/0
027/0
163/0
089/0
129/0
107/0
71/6
04/6
275/0
232/0
062/0
034/0
LSD
003/0
001/0
002/0
003/0
002/0
002/0
43/0
45/0
012/0
007/0
005/0
01/0

جدول3- 6: ادامه مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
طول اسکلرانشيم حاشيهاي m)µ(
قطر دهانه آوند چوبيm)µ(
عرض روزنهm)µ(
فاصله آوندهاي بدون ستون تا اپيدرمm)µ(
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم پشتيm)µ(
فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکميm)µ(

آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
آزاد گرده افشان
خودگرده
افشان
تبريز
bc221/0
ab114/0
b073/0
bc032/0
bc221/0
ab032/0
b310/0
b057/0
cd569/0
0/122d
e584/0
0/427d
ياسوج
bc226/0
a120/0
b075/0
ab049/0
bc226/0
ab035/0
b313/0
ab060/0
c610/0
0/22cd
d605/0
0/33e
کاشان
b232/0
a121/0
b077/0
a050/0
bc232/0
a040/0
b316/0
b059/0
c673/0
0/331c
d639/0
0/43d
سميرم
b231/0
a122/0
b077/0
a051/0
bc231/0
a046/0
b315/0
ab061/0
c665/0
0/49bc
d632/0
0/331e
کرمان
b230/0
b113/0
b076/0
ab048/0
bc230/0
ab033/0
b315/0
b054/0
c650/0
0/318c
d641/0
0/528c
همدان
b233/0
ab114/0
b077/0
bc031/0
bc233/0
a041/0
b316/0
b052/0
c682/0
0/222cd
d641/0
0/533c
تهران
b235/0
b112/0
b078/0
ab042/0
bc235/0
a039/0
b317/0
c044/0
c709/0
0/216cd
d654/0
0/433d
بوشهر
b248/0
ab115/0
ab082/0
ab049/0
b248/0
ab035/0
ab324/0
ab062/0
ab835/0
0/321c
c717/0
0/635b
نهاوند
a316/0
ab116/0
a105/0
ab043/0
a316/0
a041/0
a358/0
b059/0
a51/1
0/217cd
a05/1
0/641b
شيراز
ab277/0
ab114/0
ab092/0
ab043/0
ab277/0
ab037/0
ab338/0
b056/0
ab12/1
0/512b
b862/0
0/742a
اردبيل
ab265/0
ab117/0
ab088/0
a051/0
ab265/0
ab038/0
ab332/0
bc049/0
ab1
0/215cd
b802/0
0/438d
کرج
b233/0
ab116/0
b077/0
ab049/0
bc233/0
a046/0
b316/0
a066/0
c682/0
0/318c
d641/0
0/533c
پاوه
b238/0
ab116/0
b079/0
ab048/0
bc238/0
ab038/0
b319/0
b053/0
bc733/0
0/523b
d666/0
0/642b
ورامين
b228/0
ab115/0
b076/0
ab043/0
bc228/0
a047/0
ab331/0
c043/0
ab987/0
0/715a
d615/0
0/431d
اصفهان
ab263/0
ab115/0
ab087/0
ab047/0
ab263/0
ab036/0
ab331/0
b055/0
ab987/0
0/519b
c793/0
0/533c
اروپا
b238/0
a122/0
b079/0
a054/0
bc238/0
a044/0
b319/0
ab062/0
bc732/0
0/424bc
d666/0
0/541c
شيروان
b246/0
ab115/0
ab082/0
ab046/0
b246/0
a039/0
ab323/0
b058/0
b819/0
0/418bc
c709/0
0/432d
يزد
b244/0
ab117/0
ab081/0
ab049/0
b244/0
a045/0
ab322/0
c044/0
bc792/0
0/317c
d696/0
0/438d
لهستان
b234/0
ab119/0
b078/0
ab047/0
bc234/0
a044/0
b317/0
b059/0
c699/0
0/417bc
d649/0
0/337e
انگلستان
b239/0
ab119/0
b079/0
b038/0
bc239/0
a039/0
b319/0
b057/0
bc744/0
0/518b
d672/0
0/639b
گناباد
b243/0
ab118/0
ab081/0
a054/0
b243/0
ab038/0
ab321/0
b056/0
bc786/0
0/419bc
d693/0
0/728ab
مشهد
b235/0
ab114/0
b078/0
ab048/0
bc235/0
ab035/0
b317/0
b058/0
c704/0
0/322c
d652/0
0/144f
آلباني
b233/0
ab116/0
b077/0
ab044/0
bc233/0
ab037/0
b316/0
ab062/0
bc712/0
0/525b
b821/0
0/532c
ميانگين
241/0
116/0
08/0
04/0
242/0
039/0
321/0
055/0
799/0
0/362
609/0
0/49
LSD
006/0
001/0
013/0
001/0
004/0
001/0
002/0
001/0
016/0
08/0
009/0
01/0

ادامه جدول3-7: مقايسه ميانگين صفات آناتومي ساقه تودههاي مورد مطالعه رازيانه
توده
تعداد لايههاي سلولهاي کلرانشيمي
تعداد لايههاي اپيدرمي
شاخص

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رازيانه، تودههاي، تجزيه

ساقه 71
جدول3-21: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک ساقه 72
جدول3-22: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک ساقه 73
جدول3-23: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 75
جدول3-24: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 76
جدول3-25: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک دمبرگ 77
جدول3-26: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک بذر 79
جدول3-27: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات آناتوميک بذر 80
جدول3-28: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با ساقه در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 86
جدول3-29: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با ساقه در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 87
جدول3-30: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 90
جدول3-31: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 91
ادامه جدول3-31: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با دمبرگ در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 92
جدول3-32: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با بذر در تودههاي آزاد گرده افشان 94
جدول3-33: تجزيه عامل‌ها صفات آناتومي مرتبط با بذر در تودههاي خودگرده افشان 95
جدول3-34: آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک اندازهگيري شده تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 106
جدول3-35: ادامه آمارههاي توصيفي صفات موفولوژيک تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 106
جدول3-36: تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه 112
جدول3-37: ادامه تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني رازيانه 112
جدول3-38: مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 113
جدول3-39: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 114
جدول3-40: ادامه مقايسه ميانگين صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 115
جدول 3-41: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک 155
جدول3-42: ادامه نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات مورفولوژيک 156
جدول3-43: تجزيه عامل‌هاي صفات مورفولوژي در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 125
جدول3-44: تجزيه عامل‌هاي صفات مورفولوژي در تودههاي خودگرده افشان رازيانه 124
جدول3-45: تجزيه واريانس صفات فيتوشيميايي براي دو حالت آزاد گرده افشاني و خودگرده افشاني در رازيانه 128
جدول3-46: مقايسه ميانگين صفات فيتوشيميايي در تودههاي آزاد گرده افشان و خودگرده افشان رازيانه 129
جدول3-47: نتايج حاصل از برآورد ميزان پسروي خويشآميزي در تودههاي رازيانه براي صفات فيتوشيميايي 131
جدول3-48: ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه با GC/MS 133
ادامه جدول3-48: ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه با GC/MS 134
جدول3-49: همبستگي ترکيبات اصلي اسانس 23 نمونه شيميايي رازيانه 137
جدول3-50: تجزيه عاملهاي ترکيبات اصلي اسانس بذر 139
جدول3-51: همبستگي صفات مورفولوژيک، فيتوشيميايي و آناتوميک 23 نمونه شيميايي رازيانه حالت آزاد گرده افشاني 141
جدول3-52: همبستگي صفات مورفولوژيک، فيتوشيميايي و آناتوميک 23 نمونه شيميايي رازيانه حالت خودگرده افشاني 142
جدول3-53: همبستگي بين پارامترهاي مختلف اندازهگيري شده در مراحل مختلف نمونه برداري گياه رازيانه 152
جدول 3-54: اطلاعات مربوط به نشانگرهاي حاصل از تجزيه ISSR در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 157
جدول 3-56: اطلاعات نشانگرهاي مورد مطالعه در ارزيابي تنوع ژنتيکي ميان تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 160
جدول 3-57: اطلاعات نشانگرهاي مورد مطالعه در ارزيابي تنوع ژنتيکي ميان تودههاي خودگرده افشان رازيانه 161
جدول3-58: تجزيه واريانس مولکولي در 23 توده آزاد گرده افشان رازيانه مفروض در دو گروه کلي 170
جدول 3-59: اطلاعات مربوط به مکانهاي چند شکل، هتروزيگوسيتي موردانتظار در تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه 170
جدول3-60: تجزيه واريانس مولکولي در 23 توده خودگرده افشان رازيانه مفروض در دو گروه کلي 171
جدول 3-61: اطلاعات مربوط به مکانهاي چند شکل، هتروزيگوسيتي موردانتظار در تودههاي خود گرده افشان رازيانه 171
فصل چهارم: نتيجهگيري و پيشنهادها 174

فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل3-1 ساختمان کانال ترشحي در دمبرگ رازيانه…………………………………………………………………………………………………55
شکل3-2: نتايج گروهبندي تودههاي رازيانه بر اساس صفات آناتومي الف) آزاد گرده افشاني و ب) خود گرده افشاني 83
شکل3-3: نتايج گروهبندي تودههاي رازيانه بر اساس صفات مورفولوژي الف) آزاد گرده افشاني و ب) خود گرده افشاني 121
شکل 3-4: شماي کلي از تودههاي الف) ديررس و پابلند ب) زودرس و پاکوتاه 125
شکل3-5: الف)
نمونه کروماتوگرام و ب) نمونه اسپکتروم بدستآمده از آناليز ترکيبات اصلي اسانس بذر رازيانه 135
شکل3-6: نمودار خوشهاي 23 توده رازيانه مورد مطالعه بر اساس ترکيبات اصلي اسانس 138
شکل3-7: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH توسط عصاره تودههاي مختلف آزاد گرده افشان رازيانه 145
شکل3-8: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH توسط عصاره تودههاي مختلف خود گرده افشان رازيانه 145
شکل3-9: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن توسط عصاره تودههاي مختلف رازيانه آزاد گرده افشان 146
شکل3-10: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن توسط عصاره تودههاي مختلف رازيانه خودگرده افشان 146
شکل3-11: مقايسه قدرت آنتياکسيداني عصاره توده هاي مختلف رازيانه آزاد گرده افشان به روش بتاکاروتن 147
شکل3-12: مقايسه قدرت آنتياکسيداني عصاره توده هاي مختلف رازيانه خودگرده افشان به روش بتاکاروتن 147
شکل3-13: (الف ، ب و ج) همبستگي فنول تام و سه مدل سيستم سنجش ظرفيت آنتياکسيداني 148
شکل3-14(الف-ي): محتواي برخي آنتياکسيدانهاي غيرآنزيمي گياه رازيانه در مراحل مختلف نمونهبرداري 151
شکل3-15: تغييرات درصد بازدارندگي راديکال آزاد DPPH در طي مراحل فنولوژي رازيانه 153
شکل3-16: مقايسه قدرت احياءکنندگي آهن در طي مراحل فنولوژي رازيانه 153
شکل3-17: مقايسه قدرت آنتياکسيداني رازيانه در طي مراحل فنولوژي به روش بتاکاروتن 193
شکل 3-19: نمونهاي از ژل آگارز يک درصد TAE جهت تعيين کميت و کيفيت DNA 156
شکل 3-20: الگوي نواري آغازگر 12 در برخي از تودههاي رازيانه. 162
شکل3-21: الگوي نواري آغازگر 6 در برخي از تودههاي رازيانه. 162
شکل3-22: گروهبندي تودههاي آزاد گرده افشان رازيانه مورد مطالعه بر اساس ضريب JACARD 165
شکل3-23: گروهبندي تودههاي خودگرده افشان رازيانه مورد مطالعه بر اساس ضريب JACARD 166
شکل3-24: نمودار تجزيه به مؤلفههاي اصلي تعديل شده دوبعدي براي 23 توده آزادگرده افشان رازيانه 168
شکل3-25: نمودار تجزيه به مؤلفههاي اصلي تعديل شده دوبعدي براي 23 توده خودگرده افشان رازيانه 168

چکيده
گياهان دارويي در ايران جزء ذخاير ژنتيکي ارزشمند محسوب ميشوند. از جمله اين گياهان، گياه دارويي رازيانه با نام علمي (.Mill Foeniculum vulgare) از خانواده چتريان (Apiaceae)، چند ساله و از قديميترين گياهان دارويي و ادويهاي مي‌باشدکه در مناطق مختلف کشور کشت ميشود. هدف از اجراي اين پژوهش، بررسي تأثير خويشآميزي و زمان برداشت روي ميزان متابوليتهاي ثانويه و بررسي تنوع ژنتيکي بين لاينهاي خودگرده افشان و دگرگرده افشان جمعيت رازيانههاي ايراني و خارجي با استفاده از نشانگرهاي مولکولي، مورفولوژيک و آناتوميک بوده است. علاوه بر اهداف ذکر شده، ترکيبات اصلي اسانس بذر هم به وسيله طيف سنجي کرماتوگرافي گازي مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت. اين مطالعه به صورت آزمايش فاکتوريل در قالب طرح بلوک کامل تصادفي در سه تکرار در سالهاي 93-1391 اجرا شد. در اين مطالعه 15 ترکيب نشانگري ISSR در تودههاي دگرگرده افشان در مجموع، 248 نوار چند شکل توليد نمودند که 32/88 درصد آنها چند شکل بودند و PIC در حدود 43/0 حاصل شد در حاليکه در تودههاي خودگرده افشان در مجموع 217 نوار چند شکل توليد نمودند که 32/82 درصد آنها چند شکل بودند و PIC در حدود 42/0 حاصل شد. دادههاي حاصل از تجزيه و تحليل نرم افزارهاي مولکولي با نشانگر ISSR، 23 توده دگرگرده افشان رازيانه را بر اساس مناطق جغرافيايي و اقليم منطقه به پنج گروه و 23 توده خودگرده افشان را به چهار گروه تقسيم کردند. تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي تعديل شده (PCoA) در هر دو حالت خودگرده افشاني و دگرگرده افشاني نيز در اکثر موارد نتايج تجزيه خوشه‌اي را تاييد نمود. نتايج حاصله از تجزيه واريانس دادههاي مطالعات تشريحي بافتهاي اندامهاي رويشي (ساقه ودمبرگ) و زايشي (بذر) بيانگر وجود تنوع زيادي بين تودههاي دگرگرده افشان و خودگرده افشان از نظر اکثر صفات مورد مطالعه بود. خويشآميزي سبب افزايش ميانگين صفات فاصله غلافهاي آوندي کوچک تا اپيدرم شکمي ساقه، نسبت طول به عرض بذر و تعداد کانال ترشحي در ساختار بذر و ساقه شد. توده انگلستان با 46 و توده لهستان با 66/35 کانال ترشحي بيشترين ميزان اين صفت را به ترتيب در بين تودههاي دگرگرده افشان و خودگرده افشان نشان دادند. نتايج نشان داد که ضريب تغييرات ژنتيکي در تودههاي دگرگرده افشان براي صفات تعداد انشعاب فرعي، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي، وزن هزاردانه و تعداد بذر در چتر کمتر از تودههاي خودگرده افشان برآورد شد. در حاليکه ضريب تغييرات فنوتيپي در تودههاي خودگرده افشان براي صفات درصد سبز شدن، ارتفاع، تعداد انشعاب فرعي ، نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع ، نسبت ارتفاع به تعداد انشعاب فرعي و تعداد بذر در چتر بيشتر از تودههاي دگرگرده افشان برآورد شد. بيشترين مقدار وراثت پذيري عمومي در تودههاي دگرگرده افشان مربوط به نسبت قطر تاج پوش به ارتفاع (74/99درصد) و بيشترين اين مقدار در تودههاي خودگرده افشان مربوط به وزن هزاردانه (44/99درصد) بود. نتايج نشان ميدهد که خويشآميزي سبب افزايش ميانگين درصد اسانس، عملکرد عصاره، فنول تام، فلاونوئيد تام و افزايش فعاليت آنتياکسيداني شده است. در تودههاي دگرگردهافشان توده شيروان بيشترين مقدار فنول تام(29/76) ميليگرم تانيک اسيد بر گرم ماده خشک، عملکرد عصاره(33/17درصد)، فلاونوئيد تام(49/14) ميليگرم کوئرستين بر گرم ماده خشک و بيشترين
فعاليت آنتياکسيداني (29/76) ميکروگرم بر ميليليتر حجم عصاره را نشان داد در حاليکه توده تبريز بيشترين عملکرد عصاره، فلاونوئيد تام و فعاليت آنتي اکسيداني را در تودههاي خودگرده افشان داشت. ترکيب اصلي اسانس بذر رازيانه ترانسآنتول است که بيشترين مقدار آن در توده اصفهان (38/90 %) و کم‌ترين آن در نمونه همدان (07/85 %) مشاهده شد. در تودههاي دگرگرده افشان بيشترين و کمترين درصد اسانس به ترتيب به توده اصفهان (42/6 درصد) و تودههاي اردبيل و بوشهر(4/2 درصد) اختصاص داشت. در حاليکه بيشترين و کمترين درصد اسانس در تودههاي خودگرده افشان به ترتيب در تودههاي همدان (50/6 درصد) و شيروان (5/3 درصد) مشاهده شد. مقايسه ميانگين دادههاي تجزيه متابوليتهاي ثانويه در مراحل

پایان نامه با کلید واژگان فناوری نانو، صنعت و دانشگاه، توزیع فراوانی

به سطح الیاف کمک زیادی می کند و بعد فکر کردند که در الیاف طبیعی و مصنوعی به چه شکل این کار را انجام دهند:
1- در الیاف طبیعی:
به دلیل این که در فرآیند تولید آن نقشی ندارند پس فقط با اصلاح سطح الیاف تا حدودی امکان پذیر است و یا این که با یک سری پیوندهای شیمیایی دوام آن را بیشتر کنند،که در ایران فقط در آزمایشگاه های دانشگاه ها صورت گرفته است.
2- در الیاف مصنوعی:
در این الیاف دست بازتر است، کار به این صورت انجام گرفت که نانو ذرات نقره را در الیاف مثلاً نایلون در زمان تولید و ذوب ریسی، مذابی که از پولیمر نایلون تولید شده است را با نانو ذرات مخلوط و در مرحله ی ریسندگی نایلون آن الیاف را از منافذ ریزی رد می کنند تا رشته ها ساخته شود ولی به محض رد شدن از منافذ هوای خنک دمیده شده و ذرات نانو بر روی لیف نایلون منجمد شده و آن ها آغشته به ذرات نانویی هستند که با شستشو از بین نمی روند.
ایشان در پاسخ به این سؤال که در دنیا چند سال که نانو متولد شده است ؟می گوید: در دنیا حدوداً50 سال در ایران 15 سال و در صنعت 5 سال است به وجود آمده است.
• چه چیزهایی خاصیت نانو دارند؟
نقره – روی– مس – تیتان …
مس ته رنگ پارچه را تغییر می دهد به همین دلیل استفاده نمی شود. روی مقرون به صرفه نیست زیرا مقدار بیشتری از ذرات استفاده می شود اثراتش کمتر می شود و زنجیر پولیمری ها از بین می رود و نقره که از کلیه موارد مقرون به صرفه تر و با دوام تر است.
بعضی از شرکت ها بر روی لباس ورزشی – لباس زیر- جوراب شلواری- کف کفش کار کرده اند و در این بخش نشان ایمنی (سیب سبز سلامت) از وزارت بهداشت دریافت نموده اند.
• چه ضررهایی در بخش کاربرد دارد؟
در خارج از ایران برای استفاده از آن سخت گیری بیشتری انجام می گیرد زیرا هنوز به دلیل سن کم این تکنولوژی هنوز مضرات آن به روشنی معلوم نشده است. از جمله مواردی که باعث محدود تر شدن استفاده آن در ایران می شود این است که نانو ذرات از سطح پوست عبور می کند و مقدار آن از یک حدی بیشتر نباید وارد بدن شود و فعلاً در طیف بسیار کوچکی فقط در آزمایشگاه دانشگاه ها کار می شود. ایشان اعتقاد دارد که به دلیل عدم ارتباط بین صنعت و دانشگاه این تکنولوژی در بیشتر موارد به صورت غیر کارشناسی صورت می گیرد.
«بکارگیری فناوری‌های نوین توسط شرکت‌های کوچک نساجی، به علت وجود مرزهای بسیار مستحکم و نفوذناپذیر اینگونه فناوری‌ها و نیز هزینه بالای تغییرات، بسیار دشوار است، به همین خاطر به‌ نظر می‌رسد که شرکت‌‌های بزرگ نساجی که دارای انواع مختلف محصولات هستند، در این عرصه پیروز میدان باشند. این فرصت رشد سریع، در اختیار بخش منسوجات فنی و محصولاتی مانند منسوجات نظامی و ورزشی است که قیمت تمام‌شده برای آنها زیاد مهم نیست. در زمینه ورود فناوری نانو به بازار پوشاک که حدود 60 درصد بازار منسوجات را تشکیل می‌دهد، موانع زیادی وجود دارد، اما با این وجود، فناوری نانو موجب ارتقاء گسترده‌ای در واحدهای نساجی موجود خواهد شد که بیشتر این رشد در بخش‌های غیرمتعارف خواهد بود.»(همان منبع)
چندین شرکت در ایران در این بخش به خوبی کار می کنند و تحقیقات وسیعی را صورت داده اند.
مثل: مهیارزنجان،کاسپر، نانوسید و برای اولین بار هم گراد
مهندس شریفی یکی از متخصصین شرکت زرنخ تهران که در زمینه ی نانوکار می کنند معتقد است:
“بزرگترین مشکلی که بشر در زمینه ی نسوج با آن مواجه است هاگ باکتری ها هستند که به هر نوع لیفی (طبیعی، مصنوعی) حمله می کند پس در صدد کنترل آن برآمده در دنیا حدود 50 سال که پدیده ای به نام نانو تکنولوژی کشف شده و در ایران هم به طبع در این مورد حدود 15 سال است که کار شده است. ایشان در تعریف نانو می گوید: نانو 9-10 یا یک میلیاردیم یک مقیاس گویند.
از برنامه های آتی این شرکت تولید جوراب – لباس زیر- لباس ورزشی- اسکاچ- ملحفه ی ضد باکتری و … می باشد، در رابطه با تولید محصول جدیدشان می گوید: در حین ذوب ریسی پولیمر تولید شده را آغشته به ذرات نانو نقره کرده که به دلیل این که آن ذرات در زمان تولید الیاف مصنوعی به آن تزریق می شوند لذا ذرات در دمای c2500هم از آن ها جدا نمی شوند و این پیشرفت بسیار جالبی در این زمینه است.”
براي ورزشكاراني كه نگاهي حرفه‌اي به ورزش و رقابت‌هاي قهرماني دارند، بهره‌مندي از پوشاك و كالاهاي ورزشي حرفه‌اي از لوازم پيشرفت برنامه قهرماني و كسب ركوردهاي جهاني به حساب مي‌آيد. اين روزها به لطف استقبال هر چه بيشتر صنعت لوازم ورزشي از دانش و فناوري‌هاي نوين در توليد محصولات جديد، شاهد ظهور نسل تازه‌اي از پوشاك و لوازم فناورانه در دنياي ورزش و قهرماني هستيم كه انصافاً در روند حرفه‌اي شدن و قهرماني ورزشكاران بسيار موثر است .در بخش ورزشی در سطح دنیا کارهایی صورت گرفته است و الیاف هوشمندی تولید که به کمک بازیکنان المپیک آمده است، شركت هاي سازنده وسايل ورزشي نيز رقابتي بسیار نزدیکی در این زمینه دارند، نايك به وضوح از بافت توپ هاي گلف براي توليد پارچه اي با بافت كندو يي شكل براي بخش هايي از اين لباس جديد الهام گرفته است به اين ترتيب، مقاومت هوا را در هنگام حركت ورزشكاران كاهش مي دهد به گفته نايك اين لباس جديد موجب مي شود تا در مسابقه دو سرعت 100 متر زمان 023/0 ثانيه نسبت به لباس قبلي كه نايك توليدكرده بود، صرفه جويي شود.»(تعریف نانو،1389)

فصل 3
روش شناسی

< br />

3-1آمار و جایگاه آن در پژوهش:
برای مفهوم دادن به دادهها از آمار استفاده می کنیم و بر همین اساس در پژوهش فوق یافتههای تحقیق با استفاده از روشهای آماری و نرمافزار spss16 و Excelبازگو خواهد شد و در ادامه در فصل بعدی به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته میشود. روش آماری فوق در این تحقیق با ایجاد 1ـ جداول توزیع فراوانی و تهیه لیست دادهها 2ـ جداول دوبعدی و چندبعدی 3ـ انجام بررسیهای آمار توصیفی 4ـ بررسیهای آمار استنباطی 5- تغییر، اصلاح، جابجایی و مرتب کردن دادهها می پردازد.
3-2 روششناسی پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است در این تحقیق سعی شده هنر الیاف به صورت ساختاری توصیف و به تشریح جایگاه آن در جامعه و رابطه هنرمندان و جامعه ی هنری به آن پرداخته شود.در این جا هنر الیاف به عنوان متغیر و جامعه آماری ما براساس هنرمندان فعالی که در طی سال حداقل یک نمایشگاه دارند مورد بررسی قرار میگیرد و در واقع از نوع بررسی یک متغیر در یک جامعه آماری همراه با سه مؤلفه میباشد.
3-3 متغیر پژوهش
از آنجایی که محقق در پی آن است که به تآثیر هنر الیاف بر روی جامعه به خصوص جامعه هنری دست یابد لذا متغیر این پژوهش هنر الیاف می باشد که از نوع متغیرهای کمی محسوب می شود، متغیر مذکور در یک جامعه ی آماری مورد بررسی قرار می گیرد.
3-4 روشهای جمعآوری دادهها
دادههای این پژوهش براساس مصاحبه به روش باز و بسته جمعآوری شده است. با عده ای از اساتید و هنرمندان هنر الیاف به صورت مستقیم مصاحبه صورت گرفته است و بخشی از پژوهش در غالب پرسشنامه ای با طراحی سؤالاتی پنج گزینه ای انجام گرفته است که بین جامعه آماری مورد نظر پخش شده و آنها به آن سؤالات پاسخ داده اند.
3-5 نحوه طراحی پرسشنامه

پایان نامه با کلید واژگان صنایع دستی، آزادی بیان، دوره سلجوقیان

الیاف اجرا می شود، می تواند در حد ایده یک فرد ارائه و توسط گروهی دیگر اجرا شود. با ظهور جنبش های هنر در سال 1960م شکل ومضمون اثر هنری را تغییر و رابطه اش را با انسان و طبیعت مورد پرسش قرار داد، یکی از نتایج اصلی این تغییرات مدرنیسم بود که برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و نقاشی به روی سطح به شمار می آمد و در این زمان فضای کار هنرمندان تجسمی گسترش و رونق یافت و آثاری در ابعاد بزرگ و متناسب با فضا و عملکرد آن شکل گرفت. که در آن اندیشه و مفهوم خاصی – که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید.
«در واقع دراین هنر مفهوم اثراهمیت خاصی دارد نه چگونگی ارائه آن،فکر هنرمند مهم است نه شیء. هدف رساندن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است،حال وسیله ی بیان هرچه باشد، هنرمندان مفهومی انگارها و اطلاعات شان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان هم چون مقاله، عکس و سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدئویی و … واز طریق زبان گفتاری به مخاطب منتقل می کنند.» (پاکباز،1379)

تصویر 74 – کره زمین – نمایشگاه نیاوران- 1385
• تاپیستری(Tapestry):
در ابتدا به صورت بافته های تصویری به شکل کلاسیک در قطع های بسیار بزرگ بافته می شد درپرده و ديوار كوب و يا حتي تزيين لباس استفاده مي‌شود. «تاپيسري یا“Tapisserie”واژه‌اي فرانسوي كه در زمان انگليسي به آن تاپيستري «Tapestry» از فعل ((Tapisser، به زبان فرانسه21 به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.» (ثمری،1382، :19 – 21) «تاپيستري در درجه اول يك تكنيك است، اين تكنيك امروزه گستره‌اي وسيع از بافت دو بعدي روي سطح پيدا كرده است.
قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار، ابزار مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضارا توصيف مي‌كند .از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري نيزبكارمي‌رود، درهرصورت اصطلاح تاپيستري يك ساختار بافت مشخص با پودهاي ناپيوسته عنوان دیوار آویز یا پارچه های رو مبلی به کار می رفت را در برگرفت.»بریتانیکا،1973-1943،: 1055
«اين واژه از كلمه فرانسوي tapis به معناي كف پوش ريشه گرفته است واصطلاح تاپيستري به دیواركوب‌هاي تصويري با قطع بزرگ در زمان قرون وسطي در اروپاي شمالي اطلاق مي‌شده است ولي امروزه براي هربافته ی رويي توصيف شده كه براي روكش مبلمان ـ كف پوش ـ ضخیم دوروی(Reversible) منقوش تصویری که معمولاً به از جمله آكسفورد،elementary Learners، رفرنس، وبستر و … از آن به پارچه‌اي تصويري و نقش و نگاردار دو، مبل و … می آید. فعل(Tapisser) از کلمه ی(Tapis) به معنای فرش (Carpet)از کلمه یونانی (Tapet) مشتق شده است، ریشه ی لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده اما آن را به ایران22 نسبت داده اند. در دايره‌‌المعارف‌هاي مرجع احجامي سه بعدي بزرگ و كوچك، استوار و آويزان با كاربرد مواد مختلف سواي نخ و پشم در آثار تاپيستري به چشم مي‌خورد كه با رشد و تكامل الياف و مواد امكانات وسيع‌تري براي خلق اين آثار به وجود آمده است.» (غروی،1386)

تصویر 75- تاپیستری – آزاده کمال فر
یکی از اساتید هنر الیاف معتقد است:
«هنر تاپیستری گونه ای از بافت است که در تار و پود آن علاوه بر پشم و نخ، موادی مثل: فلز، چوب، شیشه، کاغذ و … مورد استفاده قرار می گیرد. این هنر در واقع«هنر چیدمانی» است که تلفیقی هنرمندانه از بافت، گرافیک، صنایع دستی، نقاشی، آیینه کاری و … به شمار می آید که امروزه در عرصه ی هنر های تجسمی دنیا جایگاه شاخصی برای خود یافته است. در بافت این هنر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و هنرمند می تواند از تمام تکنیک های موجود در بافت های سنتی استفاده کند یا بهره گیری از فناوری های جدید مانند نانو تکنولوژی، اثری زیبا خلق کند. »(غروی ، 1388)

تصویر 76- مجسمه نرم – مجموعه نمایشگاه نیاوران- 1385
سیر تحول تاپیستری در اروپا:
به دنبال انقلاب صنعتی در قرن 19 م تحول بزرگی در بخش صنعت اتفاق افتاد و سیل عظیمی از صنایع ماشینی وارد بازار شد ولی به مرور زمان فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ تولید گردید و بالطبع تاثیرات زیادی بر نوع نگاه و برخورد جامعه داشت.به نظر می رسید نگاه ماشینی بزرگترین تأثیر خود را در بخش صنعت دارد ولی به مرور زمان تولید بی رویه ارتباط بین طراح و صنعتگر را از بین می برد و در بخش هنر به خصوص نساجی تأثیرات قابل ملاحظه ای را گذاشت و همین امر عده ای از هنرمندان را بر آن داشت تا با سخنرانی ها و بیانیه های پی در پی به مبارزه بر علیه این تفکربرخیزند.جنبش بازگشت به صنایع دستی از جمله مواردی بود که گامی فراتر از استعداد هنر ماشینی برداشت و به مبارزه با این فرهنگ گام نهاد لذا:
«ویلیام موریس نقاش، شاعر، صنعتگر، سخنران و رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی(تولید انبوه) قیام کرد و این حرکت را شورش بر علیه استبد
اد ناشی از مصالحه(مصرف گرایی) و ( سطحی نگری) نامیدوی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه‌ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند.نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد و تأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت«هنرنو» در اورپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر دادو در اواخرسال 1914م دست به کار آماده سازی نقشه های خود برای بنیانگذاری مدرسه ی هنری وایمار شد بازگشایی این مدرسه جدید که یک آکادمی هنری و مدرسه هنر ها و صنایع دستی بود، در سال 1919م در آلمان انجام گرفت نام آن«باوهاوس» بود و پس از چندی مهمترین هسته انرژی های خلاق در اروپا شد. تأثیرات گسترده این جنبش و آزادی بیان در ابراز عقاید هنرمند،تعاریف متعارف صنایع دستی را تغییر و آن را تبدیل به هنر مستقلی در بخش به خصوص نساجی نمود. «جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته‌های تصویری یا تاپستری بودند که تحت تأثیر نقاشی‌های پل کله بافته
می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده‌ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی(گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.گونتا استوند از دیگر استادان باوهاوس، در سال 1926م در یکی ازمقالات خود می نویسد: بافته ها دارای جوهری زیبا شناختی است، ترکیبی از فرم، رنگ و مواد به عنوان یک کل واحد. امروزه جستجو برای نظم در همه ی زمینه های طراحی وجود دارد بنابراین ما نیز در کارگاه‌های بافندگی، خود را موظف به تحقیق درباره عناصر اصولی و عامی می‌دانیم. درهای این مدرسه در سال 1933م توسط آلمان نازی بسته شد اما به دلیل انتشار مکتب باوهاس و همچنین اعتباری که نظریه این مکتب یافته بود، در طول سه دهه(1960.م-1930.م) کاربرد عملی منسوجات، همه نظرات اصلی دیگر را تحت الشعاع قرار داد و این مکتب، اولین و تنها مکتبی نبود که به اهمیت بیانی بافت، ساختار، رنگ و یافتن جنبه‌های نو در نقش بافته‌ها اشاره می‌کرد، اما در خلال تدریس و مهمتر از آن انتشار نوشته های استادان، این تأثیرات مکتب باوهاس بود که در سطح جهانی گسترش یافت.»(مدرسه باووهاس،1390)
این تکنیک که به حکم نزدیکی تکنیک بافت آن به پارچه و سادگی فنی نسبی آن با پیچیدگی فن گره بافی می‌تواند تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.
«این هنر به عنوان پایه‌ی اصلی صنعت بافندگی تا قرن 14 م در خاورمیانه به کار می رفت، خاستگاه اصلی این هنر – صنعت به روشنی مشخص نیست. قدیمی ترین تاپیستری شناخته شده از مقابر مصری به دست آمده و به سال های 1400 ق . م تا 1300 ق . م تعلق دارد اما از آن جا که تاریخ نگاران همواره از شکوه و جلال تاپیستری های بابلی و سوریانی یاد کرده اند ودر مصر نیز تا قرن 4ق.م نمونه های دیگری یافت نشده است و محققین بافت آن را صنایع دستی بومی منطقه ندانسته و احتمال می دهند که مصریان آن را از مردم بین النهرین آموخته باشند.»(بریتانیکا،1973-1943،: 1058) «قدیمی ترین نمونه ی تاپیستری به دست آمده از ایران به روزگار ساسانیان باز می گردد،این نمونه هم اکنون در گالری هنر دانشگاه Yale قرار داشته و به کلکسیون خانم مور (Moore) تعلق دارد، شیوه ی بافت و طراحی این تاپیستری به خوبی برمهارت و استادی بافندگان آن صحه می‌گذارد. این تاپیستری نقوش پارچه های ساسانی را داشته و به شیوه ی گلیمی چاک دار اجرا شده است. در دوران اسلامی چنان چه دیدیم بافندگی منسوجات ایرانی به همان سبک و باشکوه و جلال فراوان همچنان رواج داشت. از قرن 3 ه.ق به بعد پارچه های تاپیستری که تنها در کتیبه شان نامی از فرمانروا می آید به وفور دیده می شود.» (فریه ، 1274،155)

تصویر77- درنا نمدی(درنا،1388)

تصویر78-بزکوهی ،ایران ساسانی – قوچ باصلیبی در میان شاخ هایش،ایران یا
بریتانیکا،1322،:1059)- عراق (فریه،1373،: 154)
«نمونه های تاپیستری ابریشمین موزه ی لوور نیز احتمالاً به دوره های نخستین اسلام و سلجوقیان تعلق داشته و در حقیقت پرده هایی هستند که در نزدیکی اصفهان بافته شده و با تصاویری چون ابوالهولSpanix)، سر انسان با بدن حیوان) با بدن شیر و سر یک شاهزاده خانم، تکرار نقوش، درخت نخل با پرندگان نشسته بر شاخه هایش بر گرفته از شمایل نگاری ومنسوجات مصور دوره سلجوقیان است.»(پوپ،1363،29)
«هنر سغدی23 حد فاصل هنر ایران و خاور دور است و طی قرن 2 تا 5 ه.ق نوعی کتان بسیار لطیف به نام کسب(Qasab)که به صورت تاپیستری بر زمینه ی طلائی رنگ با طرح ترنج در وسط و زنجیر مروارید با نخل تزئینی بوده و می توان آن را همان گیاهانی تعبیر نمود که روی پارچه های ابریشمی شرق ایران در دوره ی ساسانی نقش بسته است.24» (هریس،1993م،: 65) بسیاری از آثار به دست آمده و به جای مانده امروزه درکلیساها و موزه های دنیا نگهداری می شود.

تصویر 79 – تاپیستری ایرانی متعلق به کلیسای سنت گرئونقرنSt. Gereon ،قرن 5و6 ه.ق
(لوبل
،1355،:64)
• تابلوهای تصویری :
به مجموعه دست بافته هایی که با استفاده از انواع شیوه های بافت با طرح و نقشه تصویری بافته می شود.
آثار نگارگری همواره منبع بسیار خوبی جهت بررسی و تحقیق در احوال و عادات و نحوه ی تفکر و شیوه ی زندگی ایرانیان بوده است.«نمونه ای که متعلق به مجموعه ی شخصی یکی از شاهزادگان قدیمی لهستان است که از نظر فنی بسیار پیچیده بوده و بافت آن جناغی25(Twill)است. در این نمونه شاه طهماسب (به احتمال زیاد) در وسط بر تخت شاهی نشسته و چهره ی او قدرت سلطنتی را نشان میدهد. تنوع فوق العاده رنگ ها در حقیقت نوعی طرح هندسی بسیار جالب را پدید آورده و شامل پرندگان، فرشتگان و جانوران است و با الهام از آثار نقاشان و تزئین کنندگان کتب قدیمی طراحی شده است. در مجموع از نظر ترکیب بندی بسیار تأثیر گذار و از نظر فنی در

پایان نامه با کلید واژگان صنایع دستی، قرون وسطی، زیبایی شناختی

رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی تولید انبوه قیام کرد و این حرکت را شورش بر علیه استبداد ناشی از مصالحه (مصرف گرایی) وسطحی نگری نامید وی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20 م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند، نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد وتأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک

تصویر 52- تاپیستری فلورا- طراحی توسط موریس و ادوارد برن جونز(فیلیپس،1994م،:122)
هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت هنرنو Art nouveau)) در اروپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر داد و زمینه‌ی ساخت مدرسه‌ی باوهاوس به آرامی در حال شکل‌گیری بود.» (نهضت هنر نو،1389)
در این میان در بخش صنعتی محصولاتی که وارد عرصه ی بازار می شد از نظر زیبایی شناختی در سطح بسیار پایینی تولید در حالی که از نظر تکنیکی در سطح بسیار عالی قرار داشت و ویلیام موریس برای ایجاد تعادل در جامعه میان هنرمندان و همچنین بهبود بخشیدن به استانداردهای طراحی و ایجاد انگیزه و تحریک هنرمندان شوق و رغبت آن ها با برپایی سخنرانی ها و احیاء تکنیک های سنتی منجمله رنگرزی گیاهی، چاپ دستی و بافت های دستی و … به ایجاد توازن میان حرفه ها از نظر تکنیکی و هم هنری از نظر تزئینی دست یابد.
«موریس معتقد بود هیچ چیز نباید توسط انسان ساخته شود مگر آن که ارزش ساخته شدن را داشته باشد وی می گفت: بشریت نیازمند آن است که دوباره در زندگی لذت را تجربه کند و به خوبی در آثارش مشخص بود آثار وی سرشار از سادگی و زیبایی بود که به اعتقاد وی کامل کننده ی معماری قرون وسطی و تمامیت بی عیب و نقص صنایع دستی بود ویلیام موریس بر این باور بود که هنر از لذت کارگر در انجام کارِ ضروری روزمره ناشی وتزئین آن، بیان این لذت است و به همین دلیل زمانی که تجارت خانه اش از لندن به مورتن ابی (Movtton Abbey)منتقل شد، دارهای عمودی بزرگی در آن جا نصب تا حداکثر نور لازم به آن ها تابیده شود شرایطی که کمتر بافنده ای تاکنون با خود دیده بود. برجسته ترین نکته در این کارگاه ها آزادی هنرمند و بافنده در استفاده از نبوغ وخلاقیت شان بود به خصوص در کارگاه های تاپیستری و شیشه گری.»(فیلیپس،1994،:118)
تأثیرات هنرمندان اروپایی در کلیه کشورهای دنیا و به خصوص آمریکا غیر قابل کتمان است به طوری که استقبال آن ها به گونه ای بود که این هنر در آن کشورها بسیار مستقل و با سبک و سیاق همان کشور اداره و پیش می رفت. «آثار موریس با الهام ازهنر قرون وسطی در انگلیس و فرانسه است و منسوجاتش تحت تأثیر پارچه های ایتالیایی در قرن 15تا17م است وی در اواخر عمر کاری خود به طرح های ایرانی، ترکی و پارچه های هندی گرایش پیدا کرد. محصولات کارگاه های وی عبارتند از:گلدوزی، تاپیستری و پارچه های چاپی (کتان، پشم، ابریشم) و فرش های ماشینی و دستی است. تلاش های وی منجر به تشکیل انجمن های گلدوزی بانوان از دهه ی 1870م به بعد و ایجاد اولین مدرسه‌ی سلطنتی هنر ها سوزن دوزی بود و ایجاد نمایشگاه هایی از آثار این هنرمندان در سطح بسیار عالی. در کارگاه وی استفاده از مواد اولیه ضخیم تر با تعداد تارهای کمتر برخلاف تکنیک های سنتی بافت تاپیستری تا آن زمان بود. در آخرین سال های قرن19م وشروع سبک آرت نووا(Art nouveau)19 است که تمایل به طراحی داخلی در اروپا باب گردیدو مدارس جدید تاپیستری تأسیس شد و در آن جا بافت روکش مبل و پرده و … بسیارصورت می گرفت.در دیگر کشورها موج جدیدی از تأثیرات جنبش اخیر و توجه معماران به طراحی داخلی در حال بروزبود. «که سخنرانی ها،مجلات و کتاب هایی به ارائه‌ی پیشنهادهایی در زمینه ی استفاده از تاپیستری در طراحی داخلی منازل مبادرت ورزیدند و مورد توجه ویژه هم قرار گرفت و در آغاز قرن 20 م تقاضا برای خرید و فروش تاپیستری‌های دست‌باف زیاد شد و همین امر در آمریکا منجر به تأسیس کارگاه های بافت تاپیستری دستی گردید. »(پاری،1988)
مدرسه ی باهاوس بدون تردید از مشهورترین مدارس وکارگاه های دنیا است که بعدها به عنوان نماد مدرنیته مطرح گردید. «مدرسه ی هنرهای کاربردی و معماری در سال 1919م پایه ریزی شد که از ادغام دو مرکز هنرها و پیشه ها و مدرسه ی هنر به وجود آمد، هدف مدرسه، پرورش فارغ التحصیلان معماری بود، که روش آنها،همه ی زمینه های هنر و طراحی را در بر می گیرد، گسترش اندیشه های پیشگام جنبش های هنر و کارهای دستی مانند تفکر ویلیام موریس، سی.ار، اَشبیودبلیو، آر.لِتابی در بریتانیا، والترگرپیوس(Walter Gropius)را امیدوار کرد که بتواند زمینه های زیبایی شناسانه و کاربردی هنر را یکپارچه سازند، دانش آموزان در سال اول پس از آن که در کارگاه، ویژگی دستمایه های مورد استفاده مانند چوب، فلز، منسوجات، سفالگری و چاپ را می آموختند و مسیر بنیادین آموزش را پی می گرفتند، بیشتر به عنوان طراح فارغ التحصیل می شدند تا معمار.این مسیر بنیادین که در آغاز به دست یوهانس ایتن ( Itten(Johannesو سپس لازلو موهولی ناگی از سال 1923م آموزش داده شد، برای ایجاد روشی مشترک در میان دانش آموزان، بسیار ارزشمند بود،این
روش بر آزمایش ویژگی های ظاهری و عملی دستمایه ها برای پیدا کردن اساس طراحی با اندیشه ای اصولی تاکید داشت و به این ترتیب، ایده های انتزاعی بافت، حجم، شکل، فضا، رنگ و شفافیت که بخشی از زبان بصری در گستره تنوع مواد بودند، به شناخت نگرش باهاوس کمک نمودند .بعد از سال 1923م. این مدرسه در پی یافتن راهی برای هماهنگ ساختن صنعت و طراحی از تاکیدهای نخستین بر کارهای دستی تغییر جهت داد، در این هنگام سعی شد صنعتی خود انگیخته ایجاد شود و به همین منظور آنها شروع به بیرون بردن کار از کارگاه به عنوان پیش نمونه های کارخانه های صنعتی کردند، برخی از کارگاه ها در مقایسه با دیگران بهتر نتیجه می گرفتند.از میان موارد موفق می توان به تولید لامپ، صنعت شیشه، منسوجات بافتنی، کاغذ دیواری، اسباب‌خانه و طراحی های گرافیکی اشاره کرد.»(مدرسه باووهاس،1390)
«جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920 م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته های تصویری یا تاپیستری بودند که تحت تاثیر نقاشی هایپل کله (Poul cole) بافته می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی (گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.» (نهضت هنر نو،1389)
«هنری وان ولده از جمله هنرمندان آلمانی که تأکید داشت که پیشه وران بزرگترین ذخایر خلاق آینده هستند و باوری که با خود به مدرسه ی باوهاس برد.هسته ی مرکزی تعلیمات در این مدرسه کارگاه های تولیدی بود مثل:فلز، سفال، نقاشی روی شیشه، بافندگی و چاپ، مجسمه سازی و معماری.»(کنستانتین و لنورلارسن،:17)
درآن جا به شاگردان یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند.«این مدرسه هدف اصلی در شروع کار خود داشت که در تمام مدت فعالیت خود دنبال می کرد و امروزه تأثیرات آن در زندگی روزمره ما دیده می شود:
الف- نجات همه‌ی فرم های هنری از جدایی و تنهایی، ترغیب و تشویق هنرمندان و صنعتگران مستقل به همکاری و به مشارکت گذاردن تجارب و مهارت هایشان.
ب- رساندن مقام و ارزش صنایع دستی،صندلی ها، چراغ های مطالعه و به طور کلی همه ی اثاثیه منزل به همان جایگاه ای که هنرهای تزئینی، نقاشی و مجسمه سازی از آن برخوردار بودند.
ج- ایجاد و برقراری ارتباط میان گردانندگان صنعت و صنایع دستی تا در یک حرکت دسته جمعی و با فروش طرح ها به صنعت سرانجام از حمایت های دولتی بی نیازگردند.»(مدرسه باووهاس،1390(
ایجادکارگاه های بافندگی و سطح بالای تعلیمات در آن کارگاه ها آن را تبدیل به یکی از مهم ترین کارگاه های مؤسسه نمود. «تولیدات کارگاه های باوهاوس عناصر ابتدایی صنایع دستی را در خود داشتند به خصوص در قسمت بافندگی و ابداعات افراطی که در آن صورت می گرفت، موضوعات ذهنی ابتدا انتزاعی شده و سپس به تصویر در آمدند و تاپیستری ها و دیوار آویزهای بسیار زیبایی توسط هنرمندانی مثل آنی آلبرز(Anni Albers) وگونتا استولز(GuntaStolzl) و …طراحی و تولید شدند که چهارچوب متعارف هنرهای دستی (گلیم، پارچه، فرش) خارج شده و به اثر هنری مستقل تبدیل گردیده است. آنی آلبرز در بافته هایش به دنبال رسیدن به مفاهیم ساختارگرایانه ای بود که جایگزین مفاهیم زیبایی شناسانه و تزئینی کند،وی در مورد بافته هایش معتقد بود که: در مورد دیوار آویزهایم می اندیشم که آن ها تلاش برای رسیدن به هنر هستند و کاربرد نخ و الیاف جهت شناسایی احساسی که در آن ها جاری است.»(کنستانتین و لنورلارسن.:24)

تصویر53- آنی آلبرز(آلبرز،1998م)
گونتا استولز دیگر هنرمندی که معتقد بود که منسوج جوهره ای زیبایی شناختی دارد وی شاگردانش را به بافتن با دست ترغیب می نمود تا از توانایی های آن در جهت توسعه و اجرای ایده هایشان و رسیدن به جوهره بهره مند گردند. (وورتمن ولتج،1993) در واقع همه ی این هنرمندان به دنبال یافتن رویکردی جدید و نگرشی تازه به بافت و تاپیستری بودند که بعد ازجنگ جهانی دوم تأثیرات آن راشاهد هستیم.

تصویر54- گونتا استولز)استولز،1996م)
«از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضايا روي زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار ، نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.»(ثمري،1382،:19–21)
این دوسالانه اولین بار به وسیله ی مرکز بین المللی تاپیستری های مدرن و سنتی (CITAM)20در سال 1960 م و با ابتکار ژان لورسا(Jean-Lurcat) نقاش فرانسوی که با دیدن تاپیستری های مربوط به قرن 14م به آن علاقه مند شد و به طراحی و تولید آن همت گمارد. در سال های نخست این نمایشگاه بسیار آزاد بود و تأثیربسیاری بر کارهنرمندان گذاشت و جنبش هنر الیاف را تسریع بخشید. برپای
ی نمایشگاه ها زیادی در اقصاء نقاط اروپا و همچنین معرفی هنرمندان در این عرصه منجر گردید تا هنر الیاف در اروپا قوت بگیرد.

لورسا،1995م))Jean-Lurcatتصویر55-
در دوسالانه ی پنجم،سال 1971م تغییرات بسیار اساسی در ساختار اولیه تاپیستری به وجود آمد و تعریف جدیدی از تاپیستری ارائه گردید:
1. مواد اولیه می تواند هر نوع لیف نساجی اعم از طبیعی،مصنوعی ویا هرنوع جنس دیگر باشد.
2. تکنیک بافت و نحوه ی بیان آزاد است.
3. کاربرد تاپیستری یا شیء بافته شده نیز آزاد بوده می تواند به صورت دیوارآویز، مجسمه‌ی نرم(Soft sculpture)، جدا کننده ی فضا در معماری، عنصری از طراحی صحنه و یا فضای بیرونی و محیط زیست باشد.»(ثمری،1376)
و بعد از آن تکنیک های غیر معمول، الیاف جدید غیر متداول، شیوه های نوین ارائه ی آثار، عناوینی نظیر دیوار آویز، تاپیستری کاربرد لفظ عمومی بافنده را

پایان نامه با کلید واژگان نقوش انتزاعی، پایان نامه ها، فارغ التحصیلان

شیوه های معاصر از سنتی به کار رفته است و اصولاً می تواند به هر حوزه از زندگی اطلاق شود.»(لارنس،1381،:11)
«آغاز جنش نوگرایی در هنر های تجسمی، حدود سال 1319ه.ش و 1320ه.ش بوده است و دانشکده ی هنر های زیبا با سه رشته ی معماری،نقاشی و پیکره سازی با الگوی مدرسه ی هنر های زیبای پاریس با حضور اساتید ایرانی و اروپایی راه اندازی شد.»( افشارمهاجر،1384،:189)

تصویر 33- ناصر اویسی – رنگ و روغن(افشار مهاجر،1384،:245)
هنرمندان نوگرا تلاش زیادی در جهت ترویج هنر مدرن داشتند، «از جمله ی آن ها جلیل ضیاء پور نقاش نوگرایی بود که با سخنرانی های پور شور خود تأثیر زیادی بر این مهم گذاشت از دیگر هنرمندان ژازه طباطبایی (مجسمه ساز، نقاش)، ناصر اویسی که با استفاده از عناصر تصویری کهن ایرانی در قالبی مدرن آثاری زیبا خلق نمودند.»(افشارمهاجر،1384،:193)تغییر دیدگاه هنرمندان بر آثار هنری تأثیرات بسیاری داشت و ابزار بیان هنری دیگر تنها بوم نقاشی و یا مجسمه نبود بلکه هنرمندان با تلفیق سایر عناصر هنری و با شناخت آن ها آثاری را خلق می کردند که نشانه ای ازحضورهنر مدرن است.

تصویر34- حسین زنده رودی-نقاشی رنگ و روغن(افشار مهاجر.1384.:206)
«وجود هنرمندانی مانند شمس الضحاء نشاط در زمینه ی سوزن دوزی و شوکت الملوک شقاقی در زمینه های گلدوزی، خامه دوزی و تابلو های نقاشی در آن دوران و دریافت مدال های افتخار این هنرمندان نشان از بکار گیری این هنر در ابراز بیان تصویری است، مدتی این هنر مورد بی اعتنایی قرار گرفت ولی در سال 1340 ه.ش هنرمندان مدرنیسم مثل هوشنگ سیحون به عنوان نقاش ومهندس معمار با استفاده از نمد با نگاهی نقاشانه و طرح های آبستره و انتزاعی دیدگاهی جدیدی را برای اولین بار در ایران به این هنر بخشید وی با آگاهی از خواص،معایب و مزایای ماده ی مورد نظر یعنی نمد را طراحی نمود، ناصر اویسی هنرمند نوگرایی است که پیوند میان هنر منسوجات و هنرهای تجسمی رابرقرار نمود وی به کمک قالب های چاپ قلمکار و خط نگاری این پیوند را قوی تر نمود.در همان سال ها کارگاه ها وزارت فرهنگ و هنرعلاوه بر بافت پارچه به طراجی و بافت فرش و گلیم همت گماشتند و در کنار آن از هنرمندان نوپردازی مثل بهرام عالیوندی به عنوان طراح و نقاش نوپرداز، جمیله هاشمی به عنوان طراح پارچه، قالی، تزیینات داخلی استفاده نمود و در کنار بافت گلیم و قالی به شیوه ی سنتی شاهد بافت یکی دواثر از عالیوندی در این اداره هستیم(تصویر 35)و همچنین جمیله هاشمی به طراحی برای بافت تاپیستری و آموزش بافت آن به شیوه ی جدید یعنی پیاده کردن طرح به طور مستقیم برروی چله به جای استفاده از نقشه پرداخت.(تصویر 36)

تصویر35- طراح اثر عالیوندی- حدود سال 1330ه.ش
در مدت دو سال چهار اثر تاپیستری اجرا شد که طی برگزاری نمایشگاهی برای اولین بار به معرض نمایش در آمد که در ابتدا بازدیدکنندگان آن را گلیم می پنداشتند. نمونه آثار دیگری در کارگاه های وزارت فرهنگ و هنر بافته شد.

تصویر36- تاپیستری-جمیله هاشمی-سال 1340
از دیگر کسانی که تاثیر بسزایی را بر هنرها سنتی گذاشتند عیسی بهادری (سرپرست هنرستان هنرهای زیبای اصفهان) و شاگردانش:محمود فرشچیان، هوشنگ جزی زاده،رستم شیرازی بودند که با طراحی تحول بزرگی را بر خاصیت بیانی تصویری این هنر گذاشتند.»(پاکباز.1379)
از دیگر عوامل مؤثر برپیشرفت هنر الیاف در ایران استفاده از تاپستری در تزیینات داخلی ساختمان های عمومی و جایگزینی نقاشی دیواری در معماری مدرن است. «یکی از نقاشان فرانسوی به نام ژان لورسا Jean Lurcat-(1892-1966م) معتقد است که :از آن جائیکه معدود کسانی هنوز باقی مانده اند که توانایی نقاشی به شیوه ی فرسک را دارند تاپیستری، دیوار آویز تزئینی است که می تواند به راحتی جایگزین آن گردد و در ضمن قابلیت جابجایی آن مناسب تر از فرسک می باشد.»(فیلیپس،1994،:140)
از مجموعه مکان های عمومی که از تاپیستری در فضای داخلی خویش استفاده نمود به هتل شایان در کیش می توان اشاره نمود.(تصویرشماره37)که یکی از آثار آن توسط شهرزاد غروی از گرافیست هایی است که در زمینه چاپ سیلک و تاپیستری مهارت زیادی دارد نام برد.
شیوه ارائه مجموعه آثاری که در این هتل به نمایش گذاشته شده است به صورت انتزاعی و بسیار نوگرایانه می باشد در ضمن آثار تاپیستری دیگری در این هتل قرار دارد که از هنرمندان غیر ایرانی می باشد.(تصویر37)

تصویر 37- هتل شایان کیش-شهرزاد غروی-1354ه.ش
پرویز تناولی مجسمه سازی است که به دلیل علاقه به دست بافته های عشایر تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام دهد که منجر به طراحی برای بافت گبه و قالی های تصویری به نقشمایه های انتزاعی و نوگرا همت گمارد. از دیگر هنرمندان که در این عرصه فعالیت نمود ویکتوریا افشار،لی لا ثمری، نسرین کیهان و اشرف بافته چیان و مرحوم عاطفه صرافی می توان نام برد که تأثیرات حضورشان در این عرضه همچنان وجود دارد.

تصویر 38- قالیچه های تصویری- پرویز تناولی(تناولی،1368)
«در بخش صنعت در سال های حکومت پهلوی دوم صنعت مجدداً از صفر شروع کرد و در واقع تولدی دوباره یافت ،آهنگ رشد صنایع نساجی از سال های 1320تا 1332ه.ش کند بود و به همین جهت پارچه های خارجی در بازار ایران جولانگاهی یافتند و ارز زیادی از مملکت خارج شد ولی با حمایت دولت و کمک بخش خصوصی وضع کارخانجات تغییر اساسی کردند و کارخانجات دولتی قبل در کنار تأسیس کارخانه چیت سازی تهران با سرمایه دولت به کار خود ادامه
می داند. تولید پارچه هایی پشمی و نخی در سال های 1341ه.ش سیر صعودی داشت تا جائیکه تا سال 1345 ه.ش کشور از ورود پارچه های نخی بی نیاز شد، این پیشرفت تا جایی پیش رفت که در سال 1348ه.ش 62 کارخانه ی بزرگ نخی و 14 کارخانه ی پشم بافی در نقاط مختلف کشور وجود داشت.»(الوند، 1350،صنعت نساجی ایران از دیر باز تا امروز)
همگام با بخش هنری، نساجی در بخش صنعتی رشد فزاینده ای داشت به طوری که ایران را بعضی موارد بی نیاز کرد، «از مجموعه عواملی که باعث رونق صنایع پارچه بافی درآن دوره شده بود عبارتند از سهیم شدن کارگران در سود کارخانجات بود چرا که با شوق و علاقه و میل به تولید بهتر وسود بیشتر کار می کردند ودومین عامل آموزش در دوبخش : 1- آ موزش کارگران شاغل و 2 – ایجاد مدارس حرفه ای و دانشکده های مخصوص این رشته دانست از مهمترین این مراکز و دانشکده ی صنعتی (پلی تکنیک تهران) را در شمار بهترین آن ها می توان نام برد،از انواع پارچه هایی که تولید می شد می توان به چیت، چلوار، پوپلین،پاتیس، ساتین، گاواردین، کرکی، فاستونی، وال، شانتون،کودری، ململ، کرپ، برزنتی، پرده، رومبلی، مخمل و شال و انواع منسوجات ابریشمی که بعد از نفت مهمترین صنعت در کشور محسوب می شد.»( الوند، 1350،صنعت نساجی ایران از دیر باز تا امروز)
در سال های 1320ه.ش توجه به موقعیت دختران و زنان و شرکت آنان در مسائل اجتماعی و راه یابی برخی از آنان به دانشگاه ها خارجی در تداوم هنر(تزیینی، زیبا) تغییرات و تحولات آن نقش مؤثری ایفا نمودند. «از جمله فعالیت های آنان انجام کارهای هنری دستی از قبیل سوزن دوزی بود که دراین دهه شاهد رشد و شکوفایی این هنر هستیم.»(قویمی،1352،:103)
گرایش به سوزن دوزی تابلو های نقاشی های اروپایی،مناظر طبیعی، گل ها و گیاهان و خلق آثاری در این زمینه هر روز بیشتر شده و «زنان هنرمندی نظیر مستغنی،که در نقاشی متبحر بوده کمال الملک وی را در سطح خود می دانست،به سوزن دوزی و یا بافت ،با تکنیک قالی بافی، تابلو های نقاشی خود همت گماردند و گاه به قدری در این کار مهارت یافتند که تشخیص نقاشی ها، از ابریشم دوزی، سوزن دوزی با نخ های ابریشم، مشکل می نمود.» قویمی،1352)
در آن دوران، الیاف طبیعی به دلیل مخارج بالای تولید آن کم کم به صورت الیاف لوکس در آمده است و الیاف سنتیک مانند نایلون و یا پلی استر به خاطر سبکی وزن و قیمت بسیارکمتر و تقاضای بیشتر تولید بیشتری داشته باشد و در نتیجه کمتر تولید شدن الیاف طبیعی (مگر در موارد خاص مثل لباس دربار) و عرضه ی کم منجر به انحطاط آن شد اما در میان عشایر و در بین بعضی از شهر های کشورهمچنان تولید آن الیاف جهت مصارف شخصی ادامه داشت مثلاً برای بافت قالیچه از الیاف طبیعی با رنگرزی طبیعی استفاده می شده است.( مجموعه مقالات رشته ها و بافته ها،1353)

تصویر 39-پارچه – نسرین کیهان
این پویش را در رویکرد دوباره به بافت تاپیستری شاهد هستیم، در کنار اساتید قدیمی مانند جمیله هاشمی که به طراحی برای بافت و چاپ پارچه مشغول بود، شهرزاد غروی، لی لا ثمری با ارائه آثار تاپیستری در جستجو رسیدن به کیفیت بصری بافت الیاف با انواع تکنیک های بافت(دار، دستگاه های بافندگی، مکرمه، رپینگRapping) ادامه دادند و در کنار آنان هنرمندان دیگری نظیر مرحوم عاطفه صرافی که سابقه‌ی تحصیلاتش در طراحی صنعتی بود و در ایجاد آثاری حجمی و سه بعدی تبحر داشت، نسرین کیهان از دیگر هنرمندانی است که در خلق آثار تصویری با دستگاه بافندگی و نمایش توانایی های بالای این تکنیک شهرت دارد.گرایش دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه های هنری و ایجاد رشته هایی با گرایشات به طراحی و بافت پارچه وزیر مجموعه های مذکورو واحد های درسی در دانشگاه ها به دلیل تقاضای هنرمندان و دانشجویان و ارائه ی پایان نامه هایی در زمینه ی کاربرد منسوجات در طراحی داخلی و برگزاری نمایشگاه های متعدد در زمینه ی چاپ دستی و تاپیستری و انواع رودوزی ها از مواردی است که می توان ذکر نمود. در سال 1373 ه.ش فرودگاه مهرآباد شاهد حضور یک اثر نفیس و بزرگ با ابعاد 2/10 متر (در 6 قطعه ی مجزا) است که توسط شهرزاد غروی اجرا شده است که در این جا همکاری هنرمند و دکوراتیو را برای خلق یک اثر هنری با ویژگی های یک اثر دکوراتیو هستیم.(تصویر40)

تصویر 40- تاپیستری- شهرزاد غروی-1373
نصب یک تکه دوزی با ابعاد بسیار بزرگ در هتل هایت خزر (هتل آزادی سابق) از دیگر حرکت های نوگرایانه است.

تصویر 41- تاپیستری- لی لا ثمری
از دیگر هنرمندان به آنه محمد تاتاری که با شیوه ای کاملاً مفهومی به خلق یک اثر در ابعاد طبیعی پرداخته که آلاچیقی است که کف آن نماد تقسیم بندی زمین است وسط آن هر روز ، بامدادان آتش می افروزند و آتشی که فضا را با رنگ گرم و زندگی بخش قرمز روشن می آراید، ان اثر با نام نوستالژی ترکمن در نمایشگاه هنر مفهومی موزه هنر های معاصر اجرا شد.(تصویر42)

تصویر42- آلاچیق – نوستالژی ترکمن(بروشور نمایشگاه هنر مفهومی،:29)
در طی نمایشگاه دیگری محبوبه زاد احمدی به تجربه و اجرای آثاری با تکنیک های چاپ سنتی دست زده است این هنرمند با الهام از نقوش سنتی مینیاتور، نقوش برجسته ی ایرانی در کنار هنرمندانی شبیه محمد بهشتی و اساتید قدیمی و با سابقه چون ویکتوریا افشار کار می کنند.آثار زاد احمدی با الهام از نقوش انتزاعی و سنتی به همراه رنگ های زرد اسپرکی، قرمز روناسی و آبی نیلی تداعی کننده ی هنر شرق ولی با نقوشی متفاوت از آن که به گفته خود هنرمند با تغییر بوم نقا
شی تجربه ی جدیدی را امتحان کرده است.

تصویر 43- چاپ – محبوبه زاد احمدی

مریم اشکانیان هنرمند دیگری است که با برگزاری نمایشگاه های متعدد در ایران و دنیا دست به نوآوری می زند وی که در نمایشگاه آبان سال جاری مجسمه های پارچه ای را به نمایش می گذارد این هنرمند از جمله افرادی است که در این مجموعه آثاراز چاپ، پارچه و دوخت به عنوان ابزار بیان هنری استفاده می کند.

تصویر44 – مجسمه های پارچه ای- مریم اشکانیان(گالری هما،اشکانیان)
جنبش هنر الیاف تأثیرات بسیار شگرفی بر روی هنر و هنرمندان ایران گذاشت و از این رو هنرمندان معاصر ایران همگام با جهان غرب و در برخی موارد با حفظ ارزش های سنتی با نوآوری و تجربه ی تکنیک های جدید دریچه ای دیگربه دنیای گسترده ی هنر الیاف گشوده اند.
هنرمندانی همچون ندا درزی، فریده شهسوارانی از دیگر هنرمندانی هستند که در بخش هنر

منبع پایان نامه درباره فناوری نانو، صنعت و دانشگاه، توزیع فراوانی

سطح اتصال ذرات به سطح الیاف کمک زیادی می کند و بعد فکر کردند که در الیاف طبیعی و مصنوعی به چه شکل این کار را انجام دهند:
1- در الیاف طبیعی:
به دلیل این که در فرآیند تولید آن نقشی ندارند پس فقط با اصلاح سطح الیاف تا حدودی امکان پذیر است و یا این که با یک سری پیوندهای شیمیایی دوام آن را بیشتر کنند،که در ایران فقط در آزمایشگاه های دانشگاه ها صورت گرفته است.
2- در الیاف مصنوعی:
در این الیاف دست بازتر است، کار به این صورت انجام گرفت که نانو ذرات نقره را در الیاف مثلاً نایلون در زمان تولید و ذوب ریسی، مذابی که از پولیمر نایلون تولید شده است را با نانو ذرات مخلوط و در مرحله ی ریسندگی نایلون آن الیاف را از منافذ ریزی رد می کنند تا رشته ها ساخته شود ولی به محض رد شدن از منافذ هوای خنک دمیده شده و ذرات نانو بر روی لیف نایلون منجمد شده و آن ها آغشته به ذرات نانویی هستند که با شستشو از بین نمی روند.
ایشان در پاسخ به این سؤال که در دنیا چند سال که نانو متولد شده است ؟می گوید: در دنیا حدوداً50 سال در ایران 15 سال و در صنعت 5 سال است به وجود آمده است.
• چه چیزهایی خاصیت نانو دارند؟
نقره – روی– مس – تیتان …
مس ته رنگ پارچه را تغییر می دهد به همین دلیل استفاده نمی شود. روی مقرون به صرفه نیست زیرا مقدار بیشتری از ذرات استفاده می شود اثراتش کمتر می شود و زنجیر پولیمری ها از بین می رود و نقره که از کلیه موارد مقرون به صرفه تر و با دوام تر است.
بعضی از شرکت ها بر روی لباس ورزشی – لباس زیر- جوراب شلواری- کف کفش کار کرده اند و در این بخش نشان ایمنی (سیب سبز سلامت) از وزارت بهداشت دریافت نموده اند.
• چه ضررهایی در بخش کاربرد دارد؟
در خارج از ایران برای استفاده از آن سخت گیری بیشتری انجام می گیرد زیرا هنوز به دلیل سن کم این تکنولوژی هنوز مضرات آن به روشنی معلوم نشده است. از جمله مواردی که باعث محدود تر شدن استفاده آن در ایران می شود این است که نانو ذرات از سطح پوست عبور می کند و مقدار آن از یک حدی بیشتر نباید وارد بدن شود و فعلاً در طیف بسیار کوچکی فقط در آزمایشگاه دانشگاه ها کار می شود. ایشان اعتقاد دارد که به دلیل عدم ارتباط بین صنعت و دانشگاه این تکنولوژی در بیشتر موارد به صورت غیر کارشناسی صورت می گیرد.
«بکارگیری فناوری‌های نوین توسط شرکت‌های کوچک نساجی، به علت وجود مرزهای بسیار مستحکم و نفوذناپذیر اینگونه فناوری‌ها و نیز هزینه بالای تغییرات، بسیار دشوار است، به همین خاطر به‌ نظر می‌رسد که شرکت‌‌های بزرگ نساجی که دارای انواع مختلف محصولات هستند، در این عرصه پیروز میدان باشند. این فرصت رشد سریع، در اختیار بخش منسوجات فنی و محصولاتی مانند منسوجات نظامی و ورزشی است که قیمت تمام‌شده برای آنها زیاد مهم نیست. در زمینه ورود فناوری نانو به بازار پوشاک که حدود 60 درصد بازار منسوجات را تشکیل می‌دهد، موانع زیادی وجود دارد، اما با این وجود، فناوری نانو موجب ارتقاء گسترده‌ای در واحدهای نساجی موجود خواهد شد که بیشتر این رشد در بخش‌های غیرمتعارف خواهد بود.»(همان منبع)
چندین شرکت در ایران در این بخش به خوبی کار می کنند و تحقیقات وسیعی را صورت داده اند.
مثل: مهیارزنجان،کاسپر، نانوسید و برای اولین بار هم گراد
مهندس شریفی یکی از متخصصین شرکت زرنخ تهران که در زمینه ی نانوکار می کنند معتقد است:
“بزرگترین مشکلی که بشر در زمینه ی نسوج با آن مواجه است هاگ باکتری ها هستند که به هر نوع لیفی (طبیعی، مصنوعی) حمله می کند پس در صدد کنترل آن برآمده در دنیا حدود 50 سال که پدیده ای به نام نانو تکنولوژی کشف شده و در ایران هم به طبع در این مورد حدود 15 سال است که کار شده است. ایشان در تعریف نانو می گوید: نانو 9-10 یا یک میلیاردیم یک مقیاس گویند.
از برنامه های آتی این شرکت تولید جوراب – لباس زیر- لباس ورزشی- اسکاچ- ملحفه ی ضد باکتری و … می باشد، در رابطه با تولید محصول جدیدشان می گوید: در حین ذوب ریسی پولیمر تولید شده را آغشته به ذرات نانو نقره کرده که به دلیل این که آن ذرات در زمان تولید الیاف مصنوعی به آن تزریق می شوند لذا ذرات در دمای c2500هم از آن ها جدا نمی شوند و این پیشرفت بسیار جالبی در این زمینه است.”
براي ورزشكاراني كه نگاهي حرفه‌اي به ورزش و رقابت‌هاي قهرماني دارند، بهره‌مندي از پوشاك و كالاهاي ورزشي حرفه‌اي از لوازم پيشرفت برنامه قهرماني و كسب ركوردهاي جهاني به حساب مي‌آيد. اين روزها به لطف استقبال هر چه بيشتر صنعت لوازم ورزشي از دانش و فناوري‌هاي نوين در توليد محصولات جديد، شاهد ظهور نسل تازه‌اي از پوشاك و لوازم فناورانه در دنياي ورزش و قهرماني هستيم كه انصافاً در روند حرفه‌اي شدن و قهرماني ورزشكاران بسيار موثر است .در بخش ورزشی در سطح دنیا کارهایی صورت گرفته است و الیاف هوشمندی تولید که به کمک بازیکنان المپیک آمده است، شركت هاي سازنده وسايل ورزشي نيز رقابتي بسیار نزدیکی در این زمینه دارند، نايك به وضوح از بافت توپ هاي گلف براي توليد پارچه اي با بافت كندو يي شكل براي بخش هايي از اين لباس جديد الهام گرفته است به اين ترتيب، مقاومت هوا را در هنگام حركت ورزشكاران كاهش مي دهد به گفته نايك اين لباس جديد موجب مي شود تا در مسابقه دو سرعت 100 متر زمان 023/0 ثانيه نسبت به لباس قبلي كه نايك توليدكرده بود، صرفه جويي شود.»(تعریف نانو،1389)

فصل 3
روش شناس
ی

3-1آمار و جایگاه آن در پژوهش:
برای مفهوم دادن به دادهها از آمار استفاده می کنیم و بر همین اساس در پژوهش فوق یافتههای تحقیق با استفاده از روشهای آماری و نرمافزار spss16 و Excelبازگو خواهد شد و در ادامه در فصل بعدی به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته میشود. روش آماری فوق در این تحقیق با ایجاد 1ـ جداول توزیع فراوانی و تهیه لیست دادهها 2ـ جداول دوبعدی و چندبعدی 3ـ انجام بررسیهای آمار توصیفی 4ـ بررسیهای آمار استنباطی 5- تغییر، اصلاح، جابجایی و مرتب کردن دادهها می پردازد.
3-2 روششناسی پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است در این تحقیق سعی شده هنر الیاف به صورت ساختاری توصیف و به تشریح جایگاه آن در جامعه و رابطه هنرمندان و جامعه ی هنری به آن پرداخته شود.در این جا هنر الیاف به عنوان متغیر و جامعه آماری ما براساس هنرمندان فعالی که در طی سال حداقل یک نمایشگاه دارند مورد بررسی قرار میگیرد و در واقع از نوع بررسی یک متغیر در یک جامعه آماری همراه با سه مؤلفه میباشد.
3-3 متغیر پژوهش
از آنجایی که محقق در پی آن است که به تآثیر هنر الیاف بر روی جامعه به خصوص جامعه هنری دست یابد لذا متغیر این پژوهش هنر الیاف می باشد که از نوع متغیرهای کمی محسوب می شود، متغیر مذکور در یک جامعه ی آماری مورد بررسی قرار می گیرد.
3-4 روشهای جمعآوری دادهها
دادههای این پژوهش براساس مصاحبه به روش باز و بسته جمعآوری شده است. با عده ای از اساتید و هنرمندان هنر الیاف به صورت مستقیم مصاحبه صورت گرفته است و بخشی از پژوهش در غالب پرسشنامه ای با طراحی سؤالاتی پنج گزینه ای انجام گرفته است که بین جامعه آماری مورد نظر پخش شده و آنها به آن سؤالات پاسخ داده اند.
3-5 نحوه طراحی پرسشنامه

منبع پایان نامه درباره صنایع دستی، آزادی بیان، دوره سلجوقیان

همراه با نخ و الیاف اجرا می شود، می تواند در حد ایده یک فرد ارائه و توسط گروهی دیگر اجرا شود. با ظهور جنبش های هنر در سال 1960م شکل ومضمون اثر هنری را تغییر و رابطه اش را با انسان و طبیعت مورد پرسش قرار داد، یکی از نتایج اصلی این تغییرات مدرنیسم بود که برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و نقاشی به روی سطح به شمار می آمد و در این زمان فضای کار هنرمندان تجسمی گسترش و رونق یافت و آثاری در ابعاد بزرگ و متناسب با فضا و عملکرد آن شکل گرفت. که در آن اندیشه و مفهوم خاصی – که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید.
«در واقع دراین هنر مفهوم اثراهمیت خاصی دارد نه چگونگی ارائه آن،فکر هنرمند مهم است نه شیء. هدف رساندن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است،حال وسیله ی بیان هرچه باشد، هنرمندان مفهومی انگارها و اطلاعات شان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان هم چون مقاله، عکس و سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدئویی و … واز طریق زبان گفتاری به مخاطب منتقل می کنند.» (پاکباز،1379)

تصویر 74 – کره زمین – نمایشگاه نیاوران- 1385
• تاپیستری(Tapestry):
در ابتدا به صورت بافته های تصویری به شکل کلاسیک در قطع های بسیار بزرگ بافته می شد درپرده و ديوار كوب و يا حتي تزيين لباس استفاده مي‌شود. «تاپيسري یا“Tapisserie”واژه‌اي فرانسوي كه در زمان انگليسي به آن تاپيستري «Tapestry» از فعل ((Tapisser، به زبان فرانسه21 به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار نمدمالي، سوزن‌دوزي، چهل تيكه و … استفاده مي‌كنند.» (ثمری،1382، :19 – 21) «تاپيستري در درجه اول يك تكنيك است، اين تكنيك امروزه گستره‌اي وسيع از بافت دو بعدي روي سطح پيدا كرده است.
قالي‌بافي، گليم‌بافي، جاجيم‌بافي، ورني‌بافي، پارچه‌بافي، مكرمه‌بافي، ميل بافي، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار، ابزار مصنوعي و فرآورده‌هاي ديگر مانند مهره‌هاي چوبي و فلزي و تكنيك‌هاي مختلف نساجي و بافندگي از قبيل زمين قرار مي‌دهند و كاربردشان چون تابلوي نقاشي يا مجسمه است. درتهيه آن‌ها از الياف نخ، پشم، ابريشم و الياف تصويري از اشكال كلاسيك خارج شد و فضاي جديدي براي آن در نظر گرفته شد و اكنون به منسوجاتي گفته مي‌شود كه ابعاد تجسمي دارند و آن‌ها را به ديوار مي‌آويزند … و يا به صورت احجام پيكره مانند در فضارا توصيف مي‌كند .از سال 1971م، همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپيستري» در شهر لوزان سوئیس، بافته‌هاي تصويري نيزبكارمي‌رود، درهرصورت اصطلاح تاپيستري يك ساختار بافت مشخص با پودهاي ناپيوسته عنوان دیوار آویز یا پارچه های رو مبلی به کار می رفت را در برگرفت.»بریتانیکا،1973-1943،: 1055
«اين واژه از كلمه فرانسوي tapis به معناي كف پوش ريشه گرفته است واصطلاح تاپيستري به دیواركوب‌هاي تصويري با قطع بزرگ در زمان قرون وسطي در اروپاي شمالي اطلاق مي‌شده است ولي امروزه براي هربافته ی رويي توصيف شده كه براي روكش مبلمان ـ كف پوش ـ ضخیم دوروی(Reversible) منقوش تصویری که معمولاً به از جمله آكسفورد،elementary Learners، رفرنس، وبستر و … از آن به پارچه‌اي تصويري و نقش و نگاردار دو، مبل و … می آید. فعل(Tapisser) از کلمه ی(Tapis) به معنای فرش (Carpet)از کلمه یونانی (Tapet) مشتق شده است، ریشه ی لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده اما آن را به ایران22 نسبت داده اند. در دايره‌‌المعارف‌هاي مرجع احجامي سه بعدي بزرگ و كوچك، استوار و آويزان با كاربرد مواد مختلف سواي نخ و پشم در آثار تاپيستري به چشم مي‌خورد كه با رشد و تكامل الياف و مواد امكانات وسيع‌تري براي خلق اين آثار به وجود آمده است.» (غروی،1386)

تصویر 75- تاپیستری – آزاده کمال فر
یکی از اساتید هنر الیاف معتقد است:
«هنر تاپیستری گونه ای از بافت است که در تار و پود آن علاوه بر پشم و نخ، موادی مثل: فلز، چوب، شیشه، کاغذ و … مورد استفاده قرار می گیرد. این هنر در واقع«هنر چیدمانی» است که تلفیقی هنرمندانه از بافت، گرافیک، صنایع دستی، نقاشی، آیینه کاری و … به شمار می آید که امروزه در عرصه ی هنر های تجسمی دنیا جایگاه شاخصی برای خود یافته است. در بافت این هنر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و هنرمند می تواند از تمام تکنیک های موجود در بافت های سنتی استفاده کند یا بهره گیری از فناوری های جدید مانند نانو تکنولوژی، اثری زیبا خلق کند. »(غروی ، 1388)

تصویر 76- مجسمه نرم – مجموعه نمایشگاه نیاوران- 1385
سیر تحول تاپیستری در اروپا:
به دنبال انقلاب صنعتی در قرن 19 م تحول بزرگی در بخش صنعت اتفاق افتاد و سیل عظیمی از صنایع ماشینی وارد بازار شد ولی به مرور زمان فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ تولید گردید و بالطبع تاثیرات زیادی بر نوع نگاه و برخورد جامعه داشت.به نظر می رسید نگاه ماشینی بزرگترین تأثیر خود را در بخش صنعت دارد ولی به مرور زمان تولید بی رویه ارتباط بین طراح و صنعتگر را از بین می برد و در بخش هنر به خصوص نساجی تأثیرات قابل ملاحظه ای را گذاشت و همین امر عده ای از هنرمندان را بر آن داشت تا با سخنرانی ها و بیانیه های پی در پی به مبارزه بر علیه این تفکربرخیزند.جنبش بازگشت به صنایع دستی از جمله مواردی بود که گامی فراتر از استعداد هنر ماشینی برداشت و به مبارزه با این فرهنگ گام نهاد لذا:
«ویلیام موریس نقاش، شاعر، صنعتگر، سخنران و رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی(تولید انبوه) قیام کرد و این حرکت را شورش
بر علیه استبداد ناشی از مصالحه(مصرف گرایی) و ( سطحی نگری) نامیدوی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه‌ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند.نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد و تأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت«هنرنو» در اورپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر دادو در اواخرسال 1914م دست به کار آماده سازی نقشه های خود برای بنیانگذاری مدرسه ی هنری وایمار شد بازگشایی این مدرسه جدید که یک آکادمی هنری و مدرسه هنر ها و صنایع دستی بود، در سال 1919م در آلمان انجام گرفت نام آن«باوهاوس» بود و پس از چندی مهمترین هسته انرژی های خلاق در اروپا شد. تأثیرات گسترده این جنبش و آزادی بیان در ابراز عقاید هنرمند،تعاریف متعارف صنایع دستی را تغییر و آن را تبدیل به هنر مستقلی در بخش به خصوص نساجی نمود. «جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته‌های تصویری یا تاپستری بودند که تحت تأثیر نقاشی‌های پل کله بافته
می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده‌ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی(گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.گونتا استوند از دیگر استادان باوهاوس، در سال 1926م در یکی ازمقالات خود می نویسد: بافته ها دارای جوهری زیبا شناختی است، ترکیبی از فرم، رنگ و مواد به عنوان یک کل واحد. امروزه جستجو برای نظم در همه ی زمینه های طراحی وجود دارد بنابراین ما نیز در کارگاه‌های بافندگی، خود را موظف به تحقیق درباره عناصر اصولی و عامی می‌دانیم. درهای این مدرسه در سال 1933م توسط آلمان نازی بسته شد اما به دلیل انتشار مکتب باوهاس و همچنین اعتباری که نظریه این مکتب یافته بود، در طول سه دهه(1960.م-1930.م) کاربرد عملی منسوجات، همه نظرات اصلی دیگر را تحت الشعاع قرار داد و این مکتب، اولین و تنها مکتبی نبود که به اهمیت بیانی بافت، ساختار، رنگ و یافتن جنبه‌های نو در نقش بافته‌ها اشاره می‌کرد، اما در خلال تدریس و مهمتر از آن انتشار نوشته های استادان، این تأثیرات مکتب باوهاس بود که در سطح جهانی گسترش یافت.»(مدرسه باووهاس،1390)
این تکنیک که به حکم نزدیکی تکنیک بافت آن به پارچه و سادگی فنی نسبی آن با پیچیدگی فن گره بافی می‌تواند تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.
«این هنر به عنوان پایه‌ی اصلی صنعت بافندگی تا قرن 14 م در خاورمیانه به کار می رفت، خاستگاه اصلی این هنر – صنعت به روشنی مشخص نیست. قدیمی ترین تاپیستری شناخته شده از مقابر مصری به دست آمده و به سال های 1400 ق . م تا 1300 ق . م تعلق دارد اما از آن جا که تاریخ نگاران همواره از شکوه و جلال تاپیستری های بابلی و سوریانی یاد کرده اند ودر مصر نیز تا قرن 4ق.م نمونه های دیگری یافت نشده است و محققین بافت آن را صنایع دستی بومی منطقه ندانسته و احتمال می دهند که مصریان آن را از مردم بین النهرین آموخته باشند.»(بریتانیکا،1973-1943،: 1058) «قدیمی ترین نمونه ی تاپیستری به دست آمده از ایران به روزگار ساسانیان باز می گردد،این نمونه هم اکنون در گالری هنر دانشگاه Yale قرار داشته و به کلکسیون خانم مور (Moore) تعلق دارد، شیوه ی بافت و طراحی این تاپیستری به خوبی برمهارت و استادی بافندگان آن صحه می‌گذارد. این تاپیستری نقوش پارچه های ساسانی را داشته و به شیوه ی گلیمی چاک دار اجرا شده است. در دوران اسلامی چنان چه دیدیم بافندگی منسوجات ایرانی به همان سبک و باشکوه و جلال فراوان همچنان رواج داشت. از قرن 3 ه.ق به بعد پارچه های تاپیستری که تنها در کتیبه شان نامی از فرمانروا می آید به وفور دیده می شود.» (فریه ، 1274،155)

تصویر77- درنا نمدی(درنا،1388)

تصویر78-بزکوهی ،ایران ساسانی – قوچ باصلیبی در میان شاخ هایش،ایران یا
بریتانیکا،1322،:1059)- عراق (فریه،1373،: 154)
«نمونه های تاپیستری ابریشمین موزه ی لوور نیز احتمالاً به دوره های نخستین اسلام و سلجوقیان تعلق داشته و در حقیقت پرده هایی هستند که در نزدیکی اصفهان بافته شده و با تصاویری چون ابوالهولSpanix)، سر انسان با بدن حیوان) با بدن شیر و سر یک شاهزاده خانم، تکرار نقوش، درخت نخل با پرندگان نشسته بر شاخه هایش بر گرفته از شمایل نگاری ومنسوجات مصور دوره سلجوقیان است.»(پوپ،1363،29)
«هنر سغدی23 حد فاصل هنر ایران و خاور دور است و طی قرن 2 تا 5 ه.ق نوعی کتان بسیار لطیف به نام کسب(Qasab)که به صورت تاپیستری بر زمینه ی طلائی رنگ با طرح ترنج در وسط و زنجیر مروارید با نخل تزئینی بوده و می توان آن را همان گیاهانی تعبیر نمود که روی پارچه های ابریشمی شرق ایران در دوره ی ساسانی نقش بسته است.24» (هریس،1993م،: 65) بسیاری از آثار به دست آمده و به جای مانده امروزه درکلیساها و موزه های دنیا نگهداری می شود.

تصویر 79 – تاپیستری ایرانی متعلق به کلیسای سنت گرئونقرنSt. Gereon ،قرن 5و
6 ه.ق
(لوبل،1355،:64)
• تابلوهای تصویری :
به مجموعه دست بافته هایی که با استفاده از انواع شیوه های بافت با طرح و نقشه تصویری بافته می شود.
آثار نگارگری همواره منبع بسیار خوبی جهت بررسی و تحقیق در احوال و عادات و نحوه ی تفکر و شیوه ی زندگی ایرانیان بوده است.«نمونه ای که متعلق به مجموعه ی شخصی یکی از شاهزادگان قدیمی لهستان است که از نظر فنی بسیار پیچیده بوده و بافت آن جناغی25(Twill)است. در این نمونه شاه طهماسب (به احتمال زیاد) در وسط بر تخت شاهی نشسته و چهره ی او قدرت سلطنتی را نشان میدهد. تنوع فوق العاده رنگ ها در حقیقت نوعی طرح هندسی بسیار جالب را پدید آورده و شامل پرندگان، فرشتگان و جانوران است و با الهام از آثار نقاشان و تزئین کنندگان کتب قدیمی طراحی شده است. در مجموع از نظر ترکیب بندی بسیار تأثیر گذار و

منبع پایان نامه درباره دوره ساسانی، آسیای مرکزی، طبیعت گرایی

المعز الدين الله خليفه فاطمی در شوشتر بافته شده و مشتمل بر نقشه عالم بصورت اقاليم و كوه‌ها و درياها وشهرها و رودهای آن بود.»
بنابراين شوشتر را بايستی در زمره مراكز مهم تهيه پارچه دانست، متأسفانه از قرن اوليه نمونه‌هايی در دست نيست تنها قطعات باقی مانده متعلق به دوران فرمانروايی آل بويه است كه با کمال دقت بافته شده و از نظر نقش و رنگ بسيار جالب توجه است، مركز بافت اين پارچه ها را به شهرری نسبت می‌دهند بنابراين شهرری كه در دوران سلاجقه در صنعت سفال سازی شهرت داشته در دوران آل بويه يكی از مراكز بزرگ و مهم بافندگی بوده است.
از دوران آل بويه از شهرری و بقعه بی‌بی‌شهربانو و كوه های نقاره‌خانه پارچه‌های نفيسی به دست آمده است كه از آثار صنعتی و با ارزشی ايران به شمار مي‌رود. متأسفانه قسمت اعظم از اين پارچه‌های نفيس از كشور خارج شده به طوری كه بعضی از آن ها هم اكنون زينت بخش موزه‌های اروپا و آمريكا و برخی ديگر نيز متعلق به صاحبان مجموعه‌های خصوصی مي‌باشد. اغلب پارچه‌های باقيمانده از اين دوران يا روپوش تابوت و قبر و يا كفن می‌باشند معذلك نمی‌توان ادعا كرد كه در آن دوران تنها به بافت پارچه‌هایی بدين منظور اكتفا می شده است چنان كه در كتاب روضة الصفا10 ضمن شرح حال فخرالدوله ديلمی11 از جامه‌های دوخته و پارچه‌های نفيس ذكری به ميان رفته است.
در اطراف حرم بی بی شهربانو مقابر زيادی ديده مي‌شود كه قسمت اعظم پارچه‌هاي بدست آمده از اين قبور مي‌باشند، جنس پارچه‌ها از پنبه يا ابريشم و عموماً منقوش است، گاه روی زمينه سفيد نقوشی به رنگ ديگر و يا به عكس نقوش سفيد در زمينه های الوان بافته شده است و زمانی با تار و پود يك رنگ، بافنده نقوشی را برروی پارچه نشان داده است.

تصویر15- روپوش تابوت (آل بویه،1378)

يكي از بهترين نمونه‌ انواع اين پارچه‌ها روپوش تابوتی است از ابريشم متعلق به موزه كليولند استان اوهايو كه شاهكار صنعت پارچه‌بافي دوران آل بويه به شمارمي رود.(تصویر15)(آل بویه،1378)

تصویر 16- اطلس، نيلی كم رنگ و نخودی‌ و سفيد، قرن5هجری، مؤسسه هنری ديترويت(پوپ-اکرمن،1387، :2333)
تصویر17 – قسمتی از طراحی پارچه(همان منبع)
علاقه به محصور کردن نقوش در اشکال هندسی در اواخر دوره ساسانی مشهود بود(تصویر9و8)و این میل در دوره های اول اسلامی هم دیده می شود. «در تصویر شماره 16نقش خرگوش دوان نیز گرفته شده از نقوش سفال های لعابی کاشان است، اما آهوی عجیبی که پایش به پای شیر شباهت دارد در این طرحِ بی سابقه، ناآشناست.
با وجود آن که همه نقوش و رنگ های این پارچه اقتباس از کاشی است، رنگ‌ها و سایه‌ها و ساقه های مارپیچی ظریف و جانوران زیبای آن برای طراحی روی پارچه نازک، بسیار مناسب است .زیبایی این پارچه کامل است، اما چون بافتن پارچه حریر ابریشمی کار تازه ای بوده، شاید هنرمندان و طراحان ناگزیر بوده‌اند که از شیوه‌های طراحی کاشی سازان اقتباس و تقلید کنند، با این حال در بافت پارچه هنوز مشکلاتی وجود داشت. در طراحی دقت بسیار بکار رفته اما درخشندگی جنس پارچه که منظور اصلی بافنده و طراح بوده به مرحله کمال نرسیده ورسیدن به این منظور تا پنج قرن بعد به طول انجامیده است.»(پارچه بافی،1389)

تصویر18- پارچه سنگ قبر-ابريشمي با بافت مركب، نیمه ی دوم قرن6هجری (همان منبع،:2324)

پس همان گونه که گفته شد طراحی رکن اصلی و اساسی یک کار ماندگار است و در این دوره تأکید بسیاری بر این مهم بوده است، پیشرفت نساجی در این دوره مرهون زحمات هنرمندان سایر رشته‌های رایج در آن دوره بوده، چرا که همکاری و هم فکری آنها در کنار هم راه رسیدن به بالاترین درجه‌ی کمال را در دوره های بعدی امکان پذیر می سازد. «روی پارچه ابریشمی دیگری(تصویر18) اشکال هندسی می بینیم که زمینه را به طرح اصلی می پیوندد، متأسفانه قطعاتی که به جا مانده آن قدر بزرگ نیست که موضوع طرح را کاملاً نشان دهد، طرح اصلی عبارت است از کثیرالاضلاع هشت بری که در محور به کثیرالاضلاع شش بر شیب دار متصل می شود، میان حاشیه‌های مضاعف ساده شاخ و برگ پیچیده پرنقشی است که حالت آن شبیه درخت‌های مارپیچی داخل این قاب است، تنه درختان هشت‌بر، استحکام طرح خارجی را تکمیل می‌کند تا به حدی که دو ابوالهول رو به روی هم و درخت‌های مو که میان آنهاست با همه زیبایی مانند طرح‌های بی ارزشی که برای پرکردن فضای خالی رسم شده باشد به نظر می آیند، بافندگی پرمایه متن پارچه بر نفیس بودن آن می افزاید.» انتخاب رنگ، الیاف به کار رفته، رنگرزی طبیعی در کنارطراح و بافنده، زیبایی خاصی به آثار به جای مانده از آن دوره می دهد، چرا که مادر این دوره شاهد پیشرفت چشمگیری در بافندگی هستیم که با وجود پیچیده بودن طرح، هنرمند بافنده با مهارت خاص به خلق اثری بسیار نفیس می پردازد و همچنان سیر صعودی را طی می کند. موارد استفاده از پارچه های فوق به دلیل متقاضیان زیاد از اقصاء نقاط دنیا بسیار متنوع می باشد. این طرح اقتباس گرفته از یکی از تصاویر مانوی است،فرشتگان هوروتات و امرتات(خرداد و مرداد) هستند که وظیفه آسمانی خود را نگهبانی سرو که نشانه”سپنتامینو” (روح مقدس) یا یزدان است انجام می دهند. درنقش فوق همان ترنج باستانی دوره ساسانی حفظ شده است جز در مورد قلم کاری هایی که رنگ آمیزی پارچه های قرن 18 فرانسه را دربر دارد، د
ر طرح ابریشمی، رنگ دخالت مستقیمی ندارد و فقط برای مشخص کردن طرح های خطوط که غرض اصلی هنرمند است به کار می رود. خلاصه آن که طرح این پارچه ها بیشتر جنبه ترسیمی دارد و به این سبب است که ارزش حقیقی آن ها از نزدیک آشکار می شود.»(همان منبع)
گاهی خطوط درشت و محکم و گاهی ریز و ظریف، گاهی نقش های روشن و بزرگ معماری و نقوش تمثیلی و موضوعات شاعرانه و عاشقانه که مشحون از نازک کاری و زیبایی گرم و پر احساس هنرمند است، همه این طرح ها نشان می دهد که هنر بافندگی تا چه حد وسعت داشته و از سویی بیانگر میزان تسلط هنرمند در بیان اندیشه اصلی خویش است وهمان طور که گفته شد هنر پارچه بافی مانند دیگر هنرها تنها مرهون ذوق و سلیقه هنری عصر خویش نیست بلکه خصوصاً مدیون طراحان واستادان هنرهای دیگر است، طراحان اینحریرهای دیلمی و سلجوقی طی تاریخ طولانی و پیوسته‌ی هنر ایران از بهترین استادان به شمار می آیند و بافندگانی که طرح های دشوار و پیچیده ایشان را روی پارچه می آورند می بایستی هم موضوع را خوب درک کنند و هم در کار خود استاد باشند، این هنرمندان در به تصویر کشیدن موضوعات متفاوت مانند: درخت زندگی و تاک های پیچ در پیچ و نخل های زنده و شکل های نرم و ظریف جانوران و صورت های زیبا و ترکیبات پر نقش بسیار بی همتا بوده اند و بیشتر این پارچه ها برای جامه‌ی پادشاهان و امیران سلسله هایی که درتاریخ از بزرگ ترین فرمانروایان شمرده شده اند بافته می شده اند.(تصویر19)

تصویر19 – پارچه سلجوقي، موزه منسوجات واشینگتن(پوپ،:2324)
«تکنیک های گسترده‌ی بافت پارچه در این زمان عبارت اند از :انواع کجراه ها(سرژه ها)، پارچه های دولا و سه لا‌باف، استفاده از نخ های تابیده با تمایز سفت تاب وشل تاب که رگه های اریب را بر سطح پارچه ها نمایان ساخت.»(پوپ،1350،: 2185) علاوه بر صادرات پارچه به همه ی کشورها، صنعت و تکنیک بافت تا جایی پیشرفت که دارهای بافندگی با نام وساخت ایران تولید و به کشورهای دیگر مثل چین فرستاده شد. «توسعه ی بافت پارچه های زری یا زربفت(با پود طلا)و نیز ابریشمینه های گل برجسته و در نهایت ساخت دستگاه بافندگی کاملی که با نام دستگاه ایرانی معروف شدو به همین شکل به چین رفت و در آنجا برای بافت گلیم های کواسو از آن سود بردند.»(وولف،1372،:7-156)

تصویر20- پارچه با رنگرزی مقاوم با کتیبه و نقش حیوان،قرن 5و6 ه.ق(بلوم،1317،:2)

2-2-2 دوره تیموریان :
با توجه به این که در دوره ایلخانان با حمله مغول به ایران و استقرار آنها لطمات جبران ناپذیری به هنر وارد شد ولی تیموریان تأثیرات مثبتی در صنعت نساجی ایران از خود بر جای گذاردند و بر ذخایر هنر نساجی چه از نظر طرح و چه از نظر بافت افزودند، « شواهد آن از نوشته‌های جهانگردانی چون مارکوپولوو از روی مینیاتورها که انواع لباس‌ها، پرده ها و روتختی ها با تزیینات گوناگون مثل اسلیمی های ظریف… را نشان داده است، می توان یافت.در این زمان کارگاههای بافندگی هرات ، تبریز و قم با تولید پارچه های ابریشمی با نام قماش (Gumash) شهرت زیادی یافتند، نفوذ نقوش و طرح ها مانند ابر چینی، اژدها و … در بافته ها در این دوره کاملاً مشهود است و چین منشاء رواج طرح های گیاهی (هم از جهت گرایش به طبیعت و نیز استفاده از حرکات منحنی و خطوط اریب) محسوب می گردد.
چادرهای مغولان به شکل یورت های نمدی بود ولی از پارچه‌های ابریشم و حریرهای راه راه رنگی و طرح های راه راه باریک با تنوع فوق العاده، در پارچه های ایکات(Ikat) با تکنیک رنگرزی به شیوه‌ی گره زنی که مغولان از ترکستان با خود آوردند، دیده می شود، در حقیقت ترکستان از نظر ابداع این پارچه ها به فرهنگ نساجی ایرانی– مغولی(perso-mongolion) کمک می کند، این طرح‌ها به شکل تاپیستری‌های اشکانیان در آسیای مرکزی اجرا می شود.»(پوپ ،1971،جلد پنجم،:6- 2045)
حمایت دربار، توانایی بالای هنرمندان، اساتید و همچنین بستر مناسب جهت همکاری هنرمندان فضای مناسبی را جهت تولید و خلق انواع متنوعی ازنقوش وپارچه‌های بسیار زیبا با کاربری متفاوت در این دوران به منصه‌ی ظهور نشست ولی تا رسیدن به نقطه‌ی طلایی هم چنان فاصله داشتند. از نمونه‌های شاخصِ« این دوره به کفندوک رودلف چهارم اطریش(Duke Rudolf Iv of Asustria) با نام ایل ابوسعید به تاریخ ( 736-717 ه.ق) می توان اشاره نمود و نیز پارچه های ابریشمی دولای ایکات که از گورستان های شهر ری بدست آمده است.سبک چینی – اسلامی (Chino-Islamic)با بافت کاموکا یا کین کوب که هر دو تعبیری از نام چینی کیم خا (Kim – kha)است که پارچه ای است راه راه با نخ پنبه ای، ابریشم، نخ های زرین و با طرح هایی نظیر ترنج کوچک با دایره های کوچک با الهام از طبیعت و استفاده از سیاه قلم در ترسیم نقوش، در ماورالنهر(سمرقند و بخارا…)پی ریزی شد. از دیگر عناصر تزیینی این دوره ، نخل های تزیینی سبک هرات و گل نیلوفر، اسلیمی ها و طرح های مشبک که در حقیقت سبک اسلامی بیشترین منبع این طرح ها محسوب می شده است، را می توان نام برد.
اما در مجموع این دوره از نظر فنی دوره‌ی مأیوس کننده ای است چرا که روش ها و فنون متداول گذشته نه تنها توسعه نیافت بلکه سیر قهقرایی نیز داشت اما از جهت طراحی می توان گفت که این دوره سومین و آخرین مرحله‌ی تاریخ طراحی پارچه ایرانی پی ریزی شده است یعنی همان دوره ای که به تأسیس کارگاه های پارچه بافی سلطنتی در زمان شاه عباس منتهی گردید سبک نخستین، تداوم سبک هخامنشی است و تجسم آن در ابریشم های س
اسانی دیده می شود که در دوران سلجوقی با طرح های چینی، طبیعت گرایی محض بر دیگر طرح ها غلبه یافت.»(پوپ،1971،جلد پنجم)
2-2-3 دوره صفویه :
با توجه به طراحی پارچه در دوره تیموری و فنون بافندگی بسیار پیشرفته در دوره های مختلف و قبل از صفوی و حمایت شاهان در این زمان لذا بستر مناسبی برای صنعت نساجی به وجود آمد. «عهد صفویه را می توان دوران بافندگی کلاسیک ایران نامید در این دوران بافندگی، سلیقه و تنوع به مرحله والای خود رسید، نخستین شاهان صفوی صنعت نساجی را چنان که باید به زیر حمایت خود گرفته به راستی در پیشرفت و رونق آن کوشیدند، اوج هنر بافندگی این سلسله به دوران سلطنت شاه عباس اول ملقب به کبیر12 بود، وی خود سازمان ابریشم بافی کشور را شخصاً زیر نظر گرفت شاردن فرانسوی از وجود سی و دو کارگاه صنایع دستی در محوطه کاخ شاهی سخن به میان می آورد که پیشه وران از هر زمره در آنها به کارهای دستی اشتغال

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، مواد مخدر، بیش فعالی

ترجمه محمد رضا نيكخو، هاماياك آواديس يانس؛ انتشارات سخن (تاریج انتشار به زبان اصلی 2000).
باغبان، ایران؛ بهرامی، فاطمه؛ احمدی، احمد و صالحی، اعظم (1390). رابطه بين راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان و مشکلات هيجاني با توجه به عوامل فردي و خانوادگي. مشاوره و روان درماني خانواده. 1 (1): 1-18.
بشارت، محمدعلي(1380). سمينار بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر؛ ر دسترسي از طريق سايت www.iranpsych .
بخشاني ، نورمحمد ؛ رقيبي ، مهوش ؛ بابايي ، سمانه (1389) . فراواني علائم بيش فعالي و نارسايي توجه بالغين در دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان. مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان ،13(7) :18-22.
جمشيدي، حميدرضا ( 1382). ” آشنايي با فهرست مواد مخدر و روانگردان “، كارگاه آموزشي قضايي، مشهد.
رستمي، رضا؛ سردارپور گودرزي، شاهرخ و بوالهري، جعفر (1382) . سم زدايي فوق سريع: مزايا و معايب. فصلنامه انديشه و رفتار8(4 ): 64-72.
سيام ، شهره (1385). بررسي شيوع سوء مصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف شهر رشت در سال 1384. طبيب شرق،8 (4) :279- 285.
زینالی ، علی ؛ وحدت ،رقیه (1389). رابطه سبکهای والدینی با استعداد به اعتیاد در فرزندان . خانواده پژوهی ،6 (23) :335-352.
صادقی، نگار؛ ولی اله، فرزاد و محمدخانی، شهرام (1390). مدل روابط علي هيجان منفي، باورهاي مرکزي، باورهاي مرتبط با مواد، عقايد وسوسه انگيز و تنظيم هيجان با بازگشت به مصرف مواد. پژوهش های نوین روانشناختی روانشناسی دانشگاه تبریز، 6 (23): 155-181.
عربگل،فریبا ؛ حیاتی ، مرتضی ؛ حدید ،مائده(1383). شیوع اختلال بیش فعالی / کمبود توجه در گروهی از دانشجویان. تازه های علوم شناختی ،سال ششم ، شماره 1 و2 .
عابدي، شيوا ؛ شيرازي ، الهام ؛ حاجبي ، احمد (1386). آيا اختلال بيش فعالي/ كمبود توجه در مبتلايان به وابستگي به مواد شايعتر است؟مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، 13 (3) : 231-227
کوشا، مریم ؛ علاقبندراد ، جواد ؛ شهریور،زهرا ؛ تهرانیدوست ، مهدی ؛محمدی ،محمدرضا؛کیانی، امیر(1382). ارتباط الگوی مصرف مواد با ابتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی در نوجوانان پسر. تازه های علوم شناختی،5 (4):64-72 .
كرد ميرزا، عزت اله ( 1378 ) . هنجاريابي آزمون APS (مقياس آمادگي اعتياد) به منظور شناسايي افراد مستعد سوءمصرف مواد در بين دانشجويان دانشگاههاي. تهران پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه علامه طباطبائي.
گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان(1378). شناخت مواد اعتياد آور ؛ انتشارات ارتقاي سلامت ايرانيان.
مينويي، محمود و صالحي، مهديه(1381). ” بررسي عملي بودن، اعتبار، روايي و هنجاريابي آزمون هاي APS ، AAS ، MAC-R به منظور شناسايي افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بين دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران” . فصلنامه اعتياد پژوهي، 1 (3) : 49-58 .
میرزایی، آزاده، شمس، جمال و عزیزی، علیرضا (1389).بررسي رابطه تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني با ميزان وابستگي دانشجويان به سيگار. حکیم، 13 (11): 11-18.
وحدت، حامدنیا و زینالی (1386).بررسي زمينه هاي پيش اعتيادي معتادان و مقايسه آن با افراد سالم غيرمعتاد. دانش و پژوهش در روان شناسي كاربردي .9(33):149-168.
مولوی، پرویز؛ رسول زاده، بهزاد (١٣٨٣). بررسی عوامل موثر در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر. فصلنامه اصول ﺑﻬداشت روانى، 6 (22): 49-55.

منابع غیر فارسی

Arabgoul F, Hayati M, Hadid M. [Prevalence attention deficit/hyperactivity disorder in group of students] Persian. New Cogn Sci 2004; 6(1,2): 73-77.
Alizade H. [No explanation attention deficit / hyperactivity disorder: Pattern of behavioral inhibition and nature of restraint] Persian. Tehran J Except Child (TJEC) 2005; 3: 4.
Biederman, J., Wilens, T., Mick, E., Milberger, S., Spencer,T.J., & Faraone SV. (1995). Psychoactive substance usedisorders in adults with attention-deficit hyperactivity disorder (ADHD): Effects of ADHD and psychiatric comorbidity.American Journal of Psychiatry, 152, 1652-1658.
Bjork, J. M., Hommer, D. W., Grant, S. J., & Danube, C. (2004). Impulsivity in abstinent alcohol-dependent patients: relation to control subjects and type 1–/type 2–like traits. Alcohol, 34(2), 133-150.
Bar-On R, Parker JDA. Emotional intelligence: Theory, development, assessment: Theory, development, assessment, and application at home, school, and in the workplace. San Francisco, CA, US: Jossey-Bass; 2000.
Berning, L.C. (1999). Relative external validity of the MMPI-2 substance abuse scales.Dissertation Abstracts
Clements, R., & Heintz, J.M. (2002).Diagnostic Accuracy and Factor Structure of the AAS and APS Scales of the MMPI-2. JOURNAL OF PERSONALITY ASSESSMENT, 79(3), 564–58.
Coffey, S. F., Gudleski, G. D., Saladin, M. E., & Brady, K. T. (2003). Impulsivity and rapid discounting of delayed hypothetical rewards in cocaine-dependent individuals. Experimental and clinical psychopharmacology, 11(1), 18.
Doran, N., McChargue, D., & Cohen, L. (2007). Impulsivity and the reinforcing value of cigarette smoking. Addictive behaviors, 32(1), 90-98.
Dillon DG, Ritchey M, Johnson BD, La-Bar KS. Dissociable effects of conscious emotion regulation strategies on explicit and implicit memory. Emotion.2007;7(2):345-62.
Eisenberg N. Emotion regulation and moral development. Annu Rev Psychol. 2000;51:665-97.
Faraone SV, Biederman J. Neurobiology of attentiondeficit/ hyperactivity disorder. Biol Psychiatry 1998; 44(10): 951-958.
Faraone SV, Biederman J. What is the prevalence of adult ADHD? results of a population screen of 966adults. J Atten Disord 2005; 9(2): 384-91.
Fox, H.C., Axelrod, S.R.. Paliwal, P., Sleeper, J., & Sinha, R. (2007). Difficulties in emotion regulation and impulse control during cocaine abstinence. Drug and Alcohol Dependence, 89, 298-301, 33, 388-394.
Fowler M. Attention deficit disorder. National information center for children and youth with disabilities (NICHCY), PO Box 1492. Washington DC; 1991: 20013-1492. http://www.nichcy.org.
Faigel, H. C., Sznajderman, S., Tishby, O., Turel, M., & Pinus, U. (1995). Attention deficit disorder during adolescence:: A review. Journal of Adolescent Health, 16(3), 174-184.
Garnefski N & Kraaij V. Cognitive emotion regulation questionnaire – development of a short 18-item version (CERQ-short), Personality and Individua Diffe
rences.2006;41: 1045–1053.
Granefski N, Kraaij V. Cognitive emotion regulation strategies and depressive symptoms: A comparative study of five specific Sample. Pers Indiv Diff. 2006;(40):1659-69.
Groos JJ. Emotion regulation: Past, present, future. Cogn Emotion. 1999;13(5):551-73.
Gross JJ & John OP. Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology. 2003; 85 (2): 348–362.
Gross, J.J., Munoz, R.F. (1995). Emotion regulation and mental health. Clinical psychology: Science and Practice, 2 (2), 151-164.
Garnefski N, Van Den Kommer T, Kraaij V, Teerds J, Legerstee J, Onstein E. The relationship between cognitive emotion regulation strategies and emotional problems: comparison between a clinical and a non-clinical sample, European journal of personality 2002; 16 (5): 403 – 420.
Heiligenstein, E., Guenther, G., Levy, A., Savino, F., & Fulwiler, J. (1999). Psychological and academic functioning in college students with attention deficit hyperactivity disorder. Journal of American College Health, 47(4), 181-185.
Kaplan, HA, Sadock BJ . Comprehensive textbook of Pschiatry. 5thed. Baltimore: William &Wilkins; 1985.
Kessler RC, Adler L, Barkley R, et al. The prevalence and correlates of adult ADHD in the United States: Results from the national comorbidity survey replication. Am J Psychiatry 2006: 163(4): 716-723.
Martin R, Dahlen ER. Cognitive emotion regulation in the prediction of depression, anxiety, stress, and anger, Personality and Individual Differences.2005; 39: 1249–1260.
Oschner KN, Gross JJ. The cognitive control of emotion. Trend Cogn Sci. 2005; 9(5):242-9.
Parker, JD., Taylor, RN., Eastabrook JM., Schell SL., Wood LM. (2008). Probrm gambling in adolscents: relationship with internet misuse, gaming abuse and emotional intelligence. Personality and individual differences, 45: 174-180.
Rezvan S, Bahrami F & Abedi MR. The Effect of Emotional Regulation on Happiness and Mental Rumination of Students, Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology 2006; 12 (3): 251-257. (Persian).
Rösler, M., Retz, W., Retz-Junginger, P., Hengesch, G., Schneider, M., Supprian, T., … & Thome, J. (2004). Prevalence of attention deficit–/hyperactivity disorder (ADHD) and comorbid disorders in young male prison inmates*. European archives of psychiatry and clinical neuroscience,254(6), 365-371.
Trinidad, D. R., & Johnson, C. A. (2002). The association between emotional intelligence and early adolescent tobacco and alcohol use. Personality and Individual Differences, 32(1), 95-105.
Teeter PA. Interventions for ADHD. Treatment in developmental contex. New York: Guilford Press; 1998:276-319.

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، کمبود توجه، بیش فعالی

اری وجود دارد، که طبق گزارش گارانسفکی و اسپینوون ( 2001) ، این راهبرد جزء چهار زیر مقیاس تنظيم هيجان شناختي ناسازگار و راهبردهاي مقابله اي نابهنجار را تشكيل مي دهند. سطح معناداری برابر با 04/0 می باشد که از 05/0کوچکتر بوده و در نتیجه این سئوال تایید می شود. قبول این سئوال به این معنا است گروه دانشجویان دارای نشانه های ADHD خود را در تجربيات تلخ مسئول و مقصرمی دانستند. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد. گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر، کرائج؛2002 ).فاجعه آمیز پنداری به معنی فكر كردن به اينكه اتفاق رخ داده چقدر وحشتناك بوده و اين اتفاق بدترين چيزي است كه در زندگي هر كسي رخ مي دهد. كاربرد زياد اين راهبرد به مشكلات هيجاني و بيماري هاي رواني منجر مي شود در كل اين راهبرد به نظر مي رسد كه با غير انطباقي بودن، پريشاني هيجاني و افسردگي مرتبط باشد (گارنفسكي،2002).
سئوال سوم مبنی بر این است که راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانگونه که نتایج در فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 30/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال سوم تایید نمی شود و در متغیر کنار آمدن و پذیرش ، بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. راهبرد کنار آمدن و پذیرش در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001) ، بدین معنا می باشد که دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است تفاوتی ندارند. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش بيني و عزت نفس و رابطه منفي (تعديل كننده) با ميزاني از اضطراب دارد. اگرچه خود فرايند پذيرش، خوب است اما براي بسياري از وقايع، سطوح خيلي بالاي پذيرش مي تواند نشانگر نوعي از كناره گيري حسي شود و به احساس عدم توانايي در تأثيرگذاري روي وقايع منجر گردد (گارنفسكي،2002).
سئوال چهارم مبنی بر این است که راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانطوری نتایج فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 90/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال چهارم تایید نمی شود و در متغیر مثبت اندیشی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. این راهبرد در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001).رد این فرضیه به این معنا است که ، دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی در فكر كردن درباره وقايع مثبت به جاي وقايع منفي، با هم تفاوت ندارند. تحقيقات نشان داده اند كه اين راهبرد به خودي خود تأثير مثبت روي سلامت رواني انسان ها دارد؛ اما به كارگيري اين راهبرد در سطوح بالا مي تواند به عنوان ترك رابطه رواني محسوب گردد. گمان بر اين است كه اين راهبرد در كوتاه مدت ياري دهنده ولي در بلند مدت مانع از مقابله سازنده با رويداد منفي گردد (گارنفسكي،2002).
سئوال پنجم مبنی بر این است که آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانگونه که نتایج در فصل چهارم نشان دادند سطح معناداری برابر با 19/0 می باشد که از 05/0 بزرگتر بوده و در نتیجه سئوال پنجم تایید نمی شود و در متغیر مثبت اندیشی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. . این راهبرد در 5 زير مقياس سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار و راهبرد هاي مقابله اي نا بهنجار رده بندی شده است (گارانسفکی و اسپینوون ، 2001).رد این سئوال به این معنا است که ، دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی ، در نحوه تفكر مبتني بر اينكه، ديگران مسئول و مقصر اتفاق بدي كه برايشان رخ داده هستند، تفاوت ندارند. مطالعات نشان داده اند كه تمام نمونه هايي كه تجارب منفي دارند شخص ديگري را در اين رويداد مقصر مي دانند و به سرزنش او مي پردازند، چنانچه گفته مي شود كه سرزنش و مقصر دانستن ديگران با بهزيستي هيجاني ضعيف همراه مي باشد و در سطح عملكردي با مشكلات رفتاري همراه مي شود. سرزنش خود و ديگران سبك هاي اسنادي هر فردي هستند، طرز تفكري دروني، باثبات و كلي بودن عليت تجارب و وقايع بخصوص وقايع منفی (گارنفسكي،2002).
همانطور که ملاحظه می شود از بین چهار راهبرد تنظیم شناختی هیجان ( سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری ،کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی، سرزنش دیگران)، فقط در راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، میان دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و دانشجویان عادی تفاوت وجود دارد.
یافته های سئوال ششم نشان دادند که استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد. همانطور که نتایج فصل چهارم نشان دادند، سطح معناداری برابر با 001/0 می باشد که از 05/0 کوچکتر بوده و در نتیجه سئوال ششم تایید می شود و در متغیر استعداد اعتیاد بین
دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنا که گروه با نشانه های ADHD گرایش بیشتری به اعتیاد دارند . نتایج این سئـوال با نظر وییاوا (2002) ، که گزارش می کند ،نشــــانه های ADHD با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است ، و همچنین با نظر ، ديسني و الكينز و مك گو (1999)، که ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند، همسو می باشد. بررسی ویلنز و همکاران (2011)،که نشان دادند داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد، نیز با پژوهش حاضر همسویی دارد . علائم ADHD به عنوان مقدمه احتمالي سوء مصرف مواد، مورد مطالعه قرار گرفته و مطالعات زيادي تاييد كرده كه ADHD ممكن است يكي از علل گرايش به مصرف مواد باشد (وییاوا،2002).
سئوال هفتم مبنی بر اینکه بین استعداد به اعتیاد و تنظیم شناختی هیجان رابطه وجود دارد. نتایج بدست آمده در فصل چهارم، نشان داد بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد رابطه معنا داری وجود دارد، که از بین مؤلفه های تنظیم شناختی هیجان، دو مؤلفه سرزنش خود و سرزنش دیگران با استعداد به اعتیاد رابطه معنا داری دارد.
5-3- محدودیت های تحقیق
در پژوهش حاضر نيز بايد همه محدوديت هايي كه تحقيقات علوم اجتماعي و انساني را در بر مي گيرد، مدنظر داشت. اما محدوديت هايي كه در تحقيق حاضر برجسته تر مي نمود، عبارت اند از:
– با توجه به محدوديت جامعه اين پژوهش، نتايج اين پژوهش به جامعه هاي شهرها يا شهرستانهاي ديگر، بخصوص شهر ها يا شهرستانهايي با ويژگي هاي فرهنگي، قومي و آموزشي همچنین موقعیت جغرافیایی بسيار متفاوت با تهران،همچنین تعداد محدود نمونه، قابل تعميم به کل دانشجویان نيست و لازم است در تعميم دهي نتايج اين پژوهش ، بسيار محتاط بود .
– عدم امکان نظارت بر تکمیل پرسشنامه ها جهت محرمانه ماندن اطلاعات.
– در پژوهش حاضر صرفا دانشجویان را مورد برسی قرار دادیم، این احتمال می رود که بسیاری افراد با نشانه های ADHD وجود داشته باشند که دانشجو نباشند و تحصیلاتی نداشته باشند و یا اینکه موفق به اتمام تحصیلات خود در دانشگاه نشده باشند و در پایان رساندن تحصیلاتشان با مشکل مواجه شده باشند.
5-4- پیشنهادات
با توجه به شيوع بالاي اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی در بزرگسالان و اهميت تشخيص و درمان به موقع آن و همچنين بررسي و مطالعات گسترده تر در جهت تعيين شيوع در جمعيت عمومي و هم در ارزيابي روانشناختي دانشجويان در هنگام ثبت نام اوليه، توجه بيشتر به اين اختلال در مراكز مشاوره دانشگاهي و آگاه نمودن بيشتر مشاوران محترم و معرفي به موقع فرد به روانپزشك و شناسايي اين افراد، از تاثيرات نامطلوب ADHD بزرگسالان بر زندگي شغلي، تحصيلي و خانوادگي آنها مي كاهد. به طور كلي به نظرمي رسد كه غربالگري دانشجويان داراي اين اختلال و نيز بررسي بيشتر و معرفي آنها به روانپزشك و روانشناس به منظور تشخيص و درمان ضروري باشد، تا از اين طريق به بهبود عملكرد و روابط آنها كمك شود . اين بررسي گرایش به اعتیاد و نیز استفاده نادرست از برخی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی در گروه ADHD را تأييد مي كند. از آن جا كه ADHD اختلالي درما ن پذير است و به دنبال مصرف داروهاي محرك تا 75 درصد بهبودي در علايم و نشانه هاي اين اختلال ديده مي شود (سادوك و سادوك،2003) و خطر مصرف مواد در آينده كاهش مي يابد (ويلنز،2004؛بیدرمن،2003)، تشخيص و درمان زودرس ADHD به عنوان عامل مؤثري در كاهش مصرف مواد در نوجواني و بزرگسالي پيشنهاد مي شود.
برگزاري سمينارها و كنفرانسها به منظور شناخت این اختلال و نیز ارتقاء سطح آگاهي دانشجويان از مضرات جسمي، رواني و اجتماعي مواد مخدر و سيگار حتي در حالت تفنني آن، گام هاي موثري در پيشگيري از تشكيل اين عادت خطرناك بردارند.همچنين رسانه هاي گروهي مخصوصا صدا و سيما در اين زمينه مي تواند بسيار موثر باشد.
الکین400(2005)، معتقد است 42 در صد از اشخاص جوان در مقابل مشكلات زندگي به مواد مخدر ، دخانيات و الكل روي مي آورند. در اين مورد مجيد پور و همكاران(1384)، معتقدند كه دانشجو بايد در بسياري از اوقات مهارت جايگزيني نيازها و رفع مشكلات را داشته باشد كه در بسياري از موانع به دليل نبود اين مهارت وقتي دچار استرس و فشار روحي مي گردند مهارت جايگزين كردن روش هاي سالم كسب آرامش همچون استراحت كردن ، تنفس عميق ، تفريح و… را ندارد و از روش هاي ناسالمي چون استعمال مواد بهره مي برد.
در نهایت می توان گفت که با توجه به بالا بودن شیوع میزان اعتیاد در جامعه ، پیشنهاد می شود با ایجاد مراکز آموزش مهارت های زندگی ، گسترش مراکز مشاوره خانواده ، ایجاد مراکز و کلاس های آموزش هنری، فرهنگی و فنی و حرفه ای از گسترش این معضل جلوگیری کرد.
با توجه به نتايج اين پژوهش مي توان بيان كرد كه يكي از دلايل احتمالي گرايش افراد به مصرف مواد، مشكلات و كاستي هاي وسيع در حوزه هيجانهاست. اين مطالعه مي تواند راهگشاي تحقيقات بعدي در زمينه نقش راهبردهاي تنظيم شناختی هيجاني در رفتار بین فردی در افراد با نشانه های ADHD باشد. تلويحات مهم اين مطالعه حاكي از اهميت تحول مداخلات و روش هاي جديدي است كه افراد با نشانه های ADHD مي بايست براي كنار آمدن با هيجاناتشان ياد بگيرند. درمان هايي كه به طور ويژه بر تحول راهبردهاي تنظيم هيجان سازگارانه اثر مي گذراند ممكن است به كاهش پيامدهاي باليني منفي در اين گروه كمك كند. نارسايي هاي هيجاني در رويارويي افرا
د با حوادث تنش زا از هسته هاي اساسي آسيب شناسي رواني است. همچنين دليل احتمالي ديگر اين است كه آنها مي خواهند از حالت هاي هيجاني آزار دهنده و توان فرسا آسوده شوند. به بيان ديگر، مصرف مواد را به عنوان يك راهبرد مقابله اي اجتنابي، منفي و ناكارآمد براي كاهش مشكلات خود به كار مي گيرند (كوپر، راسل، اسكينر و ويندل401، 1992).
همچنین می توان مشابه این تحقیق را در میان قشر غیر دانشجو انجام داد .

منابع و مآخذ
منابع فارسی
ابولقاسمی، عباس؛ اله قلی، کلثوم؛ نریمانی، محمد و زاهد، عادل (1390). راهبردهای تنظیم هیجان در سوء مصرف‌کنندگان مواد دارای واکنش‌پذیری بالا و پایین. مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 77: 15-22.
انجمن روانپزشكي آمريكا (1381). متن تجديد نظر شده راهنماي تشخيص و آماري اختلالهاي رواني ( DSM-IV-TR)

پایان نامه با کلید واژه های بیش فعالی، مصرف مواد، سوءمصرف مواد

انه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود . حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد344 (آگاتسوما و هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی(فرانک و همکاران،2003)، نسبت داده می شود .
سیگل345 (1998)، در یک جمع بندی بیان می دارد، تحقیقات نشان می دهد که معتادان دارای ویژگی های شخصیتی چون من ضعیف، دامنه پایین تحمل ناکامی، اضطراب وتحمل همه کار توانی هستند .بسیاری از آنها دارای شخصیت اجتماع ستیز و بیماری های روانی جدی هستند. همچنین مصرف کنندگان مواد تمایل به اضطراب ، تکانشی بودن سرکشی و غرور بیشتر دارند آنها در بزرگسالی ناشکیبا و بی طاقت هستند و نیاز قوی به تأیید شدن دارند(لویینسون346، 1997). به طور کلی اختلالات شخصیت پیش بینی کننده قوی در وابسته شدن به مواد افیونی و کوکائین محسوب می شود(فرانکوییس 347،2000).
کلارک348 و دیگران (1998)، به مطالعه عملکرد خانواده از دید مادران و نوجوانان استفاده کننده از الکل پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد نا مطلوب در خانواده های نوجوانان الکلیک بیش از نوجوانان عادی است. مادران نوجوانان الکلیک عملکرد نامطلوب تر خانوادگی را گزارش کردند.
استارک-روبلوسکی349 و پل350 (2006)، دریافتند که سبکهای والدینی(اقتداری،استبدادی و بی اعتنا) با مصرف مواد در نوجوانان دختر و پسر رابطه دارد . اسپیرس نومیستر351 و فینچ352 (2006) ، نشان دادند که سبکهای والدینی متفاوت منجر به هدف گزینی متفاوت در نوجوانان می شود.
وینستین353(1993) ، مطالعه ای روی 338 دانشجو در ایالات متحده انجام داد. در این پژوهش نشان داد که دوستان و همسالان مهمترین تأثیر را در مصرف مواد مخدر دارند .
کروم- مرابیت354 و مایر355 (2005) ، در یک مطالعه مقایسه ای با 4045 نوجوان به عنوان گروه پر خطر و 1709 نوجوان به عنوان گروه گواه دریافتند نوجوانان خطر جو بیشتر اوقات خود را خارج از مدرسه با دوستان صرف می کنند و به جای انجام تکالیف درسی ، اغلب سیگار می کشند ، و الکل مصرف می کنند و با احتمال بیشتری در زد و خورد های فیزیکی درگیر می شوند(به نقل از پژوهش زینالی،1386).
ديسني 356و الكينز357 و مك گو358(1999)، ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند.
ویلنز359 و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی تأثیر اختلال ADHD 360بر دوره سوءمصرف مواد پرداختند. در این مطالعه 130 بزرگسال دارای اختلال ADHD با 71 بزرگسال بدون اختلال ADHD که همگی دارای سابقه اختلال مصرف مواد محرک361 بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد.
طبق تحقیقات انجام شده، فولر362(1991) ،کاپلان(1985) ، ریف (2005)، بیان کردند ، ميزان آسيب رواني ADHD كودكان در بزرگسالي زياد مي باشد. مخصوصا با ريسك بالاي شخصيت ضداجتماعي همراه است . وییاوا363(2002) ، ADHD، با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است و مطالعات نشان داده است كه خصوصا علائم بي توجهي ممكن است زمينه ساز اين مساله باشد. در بيماران ADHD ، سيگار كشيدن به صورت يك رفتار عادتي و مستمر مي گردد. سن مصرف سيگار، پايين و تعداد سيگارهاي مصرفي بيشتر مي شود. اين موضوع به عنوان يك مدرك، ارتباط مشخص بين علائم ADHD و خطر استفاده از تنباكو، را فراهم مي كند )کولینز364،2005).

فصل سوم
روش تحقیق

در اين فصل درباره روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری بحث خواهيم کرد. سپس ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش را معرفی کرده و شيوه اجرا و همچنين روش های آماری مورد استفاده برای تحليل داده ها را توضيح می دهيم.
3-1 – روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای(پس رویدادی) است. گروه مورد مطالعه دانشجویان دارای نشانه های ADHD و گروه مقایسه دانشجویان عادی و بدون نشانه های ADHD است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد اعتیاد و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های ADHD با دانشجویان عادی است. متغیر مستقل در این پژوهش استعداد به اعتیاد و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و متغیر وابسته داشتن نشانه های ADHD و نبود این نشانه ها است.
3-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري
جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب می گردند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. افرادی در گروه با نشانه های ADHD قرار می گیرند که نم
ره آنها در پرسشنامه کانرز بالاتر از نقطه برش باشد.
3-3- ابزار پژوهش
3-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز365 (CAARS-S:S):
پرسشنامه ای است با پایایی و روایی مناسب شامل 26 آیتم صفر تا سه امتیازی که در تصحیح آن از پنج زیر مقیاس شامل:
A کم توجهی- مشکلات حافظه
B بی قراری / بیش فعالی
C بی ثباتی هیجانی/ تکانه ای بودن
D مشکلات با تصور کلی از خود
E شاخص بیش فعالی کم توجهی
استفاده می شود (کانرز و همکاران، 1999). زیر مقیاس E، مقیاسی از سطح کلی علایم مربوط به بیش فعالی را نشان می دهد و از میان زیر مقیاس ها بهترین غربال برای شناسایی افراد در معرض خطر بیماری می باشد. نمرات خام هر زیر مقیاس با استفاده از جدول هنجاری مناسب آن حوزه را نشان می دهند، احتمال بدنمایی یا اغراق در علایم را نیز مطرح می کنند (کانرز و همکاران، 1999 ). این پرسشنامه در ایران توسط عربگل و همکاران (۱۳۸۳) هنجاریابی شده است و نقطه برش آن را 38 تعیین کرده اند پس اگر نمرات بدست آمده بالاتر 38 باشد فرد تشخیص اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی دریافت می کند و نمرات پایین تر از 38 بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی می باشد همچنین روایی آن را که با روش آلفای کرونباخ محاسبه شده است رقم 81/0 به دست آمده است .
3-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز
برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب همسانی درونی که از طریق آلفای کرونباخ محاسبه می شود استفاده گردید. در این روش ابتدا ضریب آلفای کلی پرسشنامه بدست آمده و سپس با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات ، سوالات نامناسب شناسایی می شوند .
جدول3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده
آلفای کرونباخ کلی

تعداد سئوالات
تعداد نمونه

72/0

24

106

همانگونه که از جدول فوق مشخص است مقدار ضریب آلفای محاسبه شده برابر 72/0 می باشد که ضریب پایایی قابل قبولی می باشد. در مرحله بعدی جهت حذف سئوالات نامناسب با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات در جدول 3-2 پرداخته شده است .

جدول3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات

میانگین مقیاس در صورت
حذف سئوال
واریانس مقیاس
در صورت حذف سئوال
همبستگی کلی
سئوال تصحیح شده
آلفای کلی در صورت حذف سئوال
شماره سئوال
51/70
452/102
269/0
713/0
1
29/71
463/106
015/0 –
736/0
2
62/70
327/101
306/0
711/0
3
27/71
467/101
191/0
718/0
4
52/71
313/96
427/0
700/0
5
70/71
342/98
359/0
705/0
6
39/71
301/98
344/0
706/0
7
59/71
815/95
495/0
.696/
8
84/71
658/96
510/0
.696/
9
12/72
228/104
092/0
725/0
10
63/71
452/95
470/0
698/0
11
14/71
543/95
441/0
698/0
12
28/71
062/94
546/0
691/0
13
77/71
151/101
211/0
717/0
14
96/71
069/106
011/0
732/0
15
68/70
992/101
233/0
715/0
16
32/71
129/104
081/0
727/0
17
26/72
713/96
377/0
703/0
18
23/72
339/106
006/0
731/0
19
41/72
524/100
259/0
713/0
20
71/72
086/106
025/0
729/0
21
77/71
548/95
424/0
699/0
22
10/72
251/99
281/0
711/0
23
43/71
797/99
185/0
721/0
24

همانگونه که از جدول 3-2 مشخص است سئوالهای 2 و 19 که با رنگ قرمز مشخص شده اند سئوال نامناسب تشخیص داده شده و در صورت حذف آن ضریب پایایی تا حدودی افزایش می یابد.
3-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان 366(CERQ):
پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان توسط گارنفسكي367 و همكاران ( 2002 )، تدوين شده است. اين پرسشنامه دارای 36 سوال و چند بعدي است كه جهت شناسايي راهبردهاي مقابله اي شناختي افراد پس از تجربه كردن وقايع يا موقعيتهاي منفي مورد استفاده قرار مي گيرد. برخلاف ساير پرسشنامه هاي مقابله اي كه به صورت آشكار بين افكار فرد و اعمال واقعي وي تمايز قايل نمي شوند، اين پرسشنامه افكار فرد را پس از يك تجربه منفي يا وقايع آسيب زا ارزيابي مي كند. اين پرسشنامه يك ابزار خود گزارشي است و داراي 36 ماده مي باشد. اجراي اين پرسشنامه خيلي آسان است و براي افراد 12 سال به بالا (هم افراد بهنجار و هم جمعيت هاي باليني) قابل استفاده مي باشد. پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) نه راهبرد شناختي سرزنش خويش368، پذيرش369، نشخوارگري370، تمركز مجدد مثبت371، تمركز مجدد بر برنامه ريزي372، ارزيابي مجدد مثبت373، ديدگاه پذيري374، فاجعه انگاري375 و ملامت ديگران376 را ارزيابي مي كند. گارنفسكي و همكاران ( 2002)، اعتبار و روايي مطلوبي را براي اين پرسشنامه گزارش كرده اند. ساختار عاملی و اعتبار این ابزار در ایران توسط امین آبادی و همکاران (1390) ، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از 36 سوال مورد بررسی تنها 26 سوال در 4 عامل به نام های سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی و سرزنش دیگران جای گرفتند. لذا از فرم 26 سوالی پرسشنامه در پژوهش حاضر استفاده گردیده است. نمره گذاري اين پرسشنامه در يك پيوستار 5 درجه اي (هميشه،اغلب اوقات، معمولا، گاهي ، هرگز ) به ترتيب از چپ به راست از1 تا 5 نمره گذاري مي شوند و نمرات بدست آمده با هم جمع مي شوند. نمرات هر يك از مؤلفه ها ممكن است از 4 تا 20 نمره در نوسان باشد. نمرات 4 تا 20 هر مؤلفه ميزان كاربرد آن راهبرد را مشخص مي كند. ممكن است در هر كدام از مؤلفه ها يكي ازمواد بدون پاسخ باشد كه در اين صورت آن مواد با متوسط ديگر مواد نمر
ه گذاري مي شود.
راهبردهاي تنظيم هيجان شناختي عبارت اند از:
• سرزنش خود: خود را مسئول و مقصر دانستن در تجربيات تلخ. كسي كه در وقايع پيش آمده به سرزنش خودگناه است. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر377 ، کرائج378؛2002 ).
• پذيرش: دلالت دارد بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش بيني و عزت نفس و رابط

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، عوامل خطر، استعداد اعتیاد

فعالي اتوماتيك منجر به اختلال در درك واقعيت چيزها مي شود كه شامل موارد زير مي باشد:
– شخصيت زدايي: تجربه هاي «خارج از بدن» يا درك نادرست از واقعيت
– سنسيستزيا:198 ديدن صداها و شنيدن درون دادهاي تصويري
– داروهاي توهم زا: بوها، احسا سهاي لامسه اي يا تصويرهاي بصري كه از درون فرد ناشي مي شود.
اين توهم هاي احساسي كه بوسيلة داروي توهم زا به وجود مي آيند، اغلب با تغييرات خلقي كه معمولاً نشاط آور، اما بعضي اوقات شديداً آرام بخش بوده و باعث بيماريهاي شديد نيز مي شود. آسيب جدي قدرت قضاوت مي تواند به تصميم گيري هاي ضعيف و اتفاقات جدي منجر گردد. برخي از مواد توهم زا، منجر به تحمل متقاطع 199مي شوند. برخلاف سركوب كننده ها و محرك ها، مواد توهم زا، عملكرد تقويت كننده در حيوانات ندارند (ابا دينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384).
توهم زاها عبارتند از: ليزرژيك اسيد دي اتيل آميدLSD))، پسيلوسيبن (يا قارچ هاي جادويي)، دي متيل تريپتتامينDmt))، فنالكيلامي نها شامل: مسكالين، دي متوكس يمتيل آمفتامين Stp) یا Dom) متيل دي اكسي آمفتامينMDA))، متيلن دي اكسي متامفتامينMDMA) یا Ecstasy یا x).
MDA و MDMA، توهم زاهاي محرك محسوب مي شود. فن سيكيدين و مار ي جوانا هر چند در گروه هاي ديگري تقسيم بندي مي شوند، ولي توهم زا هستند. اين گروه از مواد، ناراحتيهاي فكري، خلقي و ادراكي ايجاد مي كنند. تحمل نسبت به اين داروها خيلي سريع و پس از 3 تا 4 روز مصرف مستمر پديد مي آيد. مصرف اين مواد بسته به دوز مصرفي و محيط فرد مي تواند سرخوشي و حالتي شبيه گذار به عالم فوق طبيعي ايجاد كند. توهم هاي شنوايي يا بينايي از ديگر آثار اين مواد است. اين مواد مي توانند موجب هذيان شوند و به قضاوت، هوشياري، حافظه و احساس فرد آسيب وارد كنند. اين آشفتگي رواني در اثر محروميت ناشي از قطع مصرف مواد نيز ممكن است ديده شود. فن سيكليدين pcp)) و كتامين يك گروه متنوع و غيرمتجانس هستند كه برخي اثرات توهم زاها را داشته اما اثرات ديگري هم توليد مي كنند. (نادري،بينازاده، صفاتيان و پيوندي،1387).
علامت ها و نشانه هاي مصرف LSD شامل:
• آسيب رساندن زياد به ادراك از واقعيت، براي مثال: تفسير درونداد يكي از حواس به جاي ديگري،مانند شنيدن رنگها
• توهم ها
• پايداري تغييرات ذهني در ادراك
• سريع شدن ضربان قلب
• بالا رفتن فشار خون
• رعشه ها
• عقب برگشتن، تجربه دوباره توهم ها، حتي سالهاي بعد
علامت ها و نشانه هاي مصرفPCP شامل:
• توهم ها
• شنگولي
• هذيان ها
• وحشتزدگي
• از دست دادن اشتها
• افسردگي
• پرخاشگري، احتمالاً رفتار خشونت آميز
نشانه ها و علامتهاي مصرف كتامين شامل:
• افزايش ضربان قلب
• تهوع و استفراغ
• بهت زدگي
• آسيب كاركرد حركتي
• از دست دادن حافظه

2- 2-7 نظریه استعداد اعتیاد200
نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا201، 1970). مصرف مواد یک پدیده رشدی است که به صورت خطی از اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی افزایش می یابد (یانگ202 و همکاران، 2002). ممکن است اوج تجلی استعداد به اعتیاد در طی زندگی اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی باشد (وحدت ، زینالی ، 1388). اعتیاد قبل از آنکه فرد مصرف مواد را شروع کند ، در طی دوران رشد به موازات شکل گیری افکار ، عقاید،رفتار، شیوه زندگی، روابط اجتماعی ،خصوصیات شخصیتی و …بستر ظهورش فراهم می شود (زینالی، وحدت ، عیسوی،1387 ). به عبارت دیگر قبل از آنکه فرد به مصرف مواد روی آورد ، زمینه و آمادگی آن ایجاد می شود که تحت عنوان استعداد اعتیاد مطرح است (زینالی و همکاران،1387، فرانک203 و همکاران،2003 ، فلاگل204 ،وازوگز205 ، رابینسون206،2003 ،آگاتسوما 207، هیرویی208، 2004).
بسياري از مردم در طول زندگي خود ممكن است به مصرف الكل يا داروهاي غيرقانوني بپردازند كه در اين ميان نه تنها تمامي آنها با مشكلات مرتبط با مواد مواجه نمي شوند ، بلكه دامنة مشكلاتي كه احتمالاً تجربه خواهند كرد، از فردي به فرد ديگر متفاوت است ؛ به همين نسبت هر طبقه از داروها، اثرات كوتاه مدت و بلند مدت دارند كه به ميزان مصرف و قدرت دارو بستگي دارد كه اين اثرات نيز از شخصي به شخص ديگر متفاوت است(كردميرزا و همکاران ، 1382). آنچه مهم جلوه مي نمايد سنجش سوء مصرف مواد و وابستگي به مواد، از طريق تعيين عوامل خطرساز 209 و به همين نسبت جلوگيري از بغرنج شدن رفتار اعتيادي است . بر اين اساس و با استناد به مدارك جامع ، برخي از محققان ارزيابي استعداد اعتياد را مسلّم دانسته و تلاش هاي وافري در اين رابطه به عمل آورده اند؛ از جمله اقدامات صورت گرفته، استفاده از آزمون هاي قلم – كاغذي مثل 2- MMPI براي سنجش اعتياد و استعداد گرايش به آن بوده است . برخي اميد به ساخت ابزارهايي براي تشخيص استعداد اعتياد دارند و بعضي ديگر وجود شخصيت معتاد گونه را انكار كرده اند(اخوت ، 1355).
به طور كلي مي توان عوامل و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي گرايش به مواد را به عنوان يك معضل اجتماعي به طور مستقيم با ساير مسائل و پديده هاي اجتماعي ارتباط داد. افزايش آسيب ها و مفاسد اجتماعي كه از پيامدهاي اعتياد است، نيز خود زمينه ساز استعداد براي گرايش به اين معضل را فراهم مي كند. از عوامل و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي گرايش به مواد مي توان به حيطة فرهنگي
– اجتماعي ،شامل در دسترس بودن مواد و شايعات پزشكي و فقر آگاهي(بهرامي ،1383)، حيطة خانوادگي شامل روابط زناشويي والدين، وجود يك معتاد در خانواده(بهرامي ،1383)، روابط والدين و نوجوانان(كلايد210،1381)، متغيرهاي كنترلي والدين (كلايد،1381)، حيطة همسالان و دوستان، حيطة شخصيتي كودك و نوجوان شامل متعارف بودن كنترل هيجاني، عملكرد هيجاني، وابستگي اجتماعي(كلايد، 1381)، اشاره نمود. ازآن جا كه بين زمان شروع مصرف مواد و سوء مصرف و وابستگي به آن، رابطه وجود دارد، مداخلات زود هنگام، جهت پيش دستي برآغاز مصرف مواد مخدر، الكل، دخانيات و ديگر موارد مشابه ضروري بوده و لازم است بسياري از اين برنامه ها نوجوانان دورة راهنمايي و ابتداي دبيرستان را به علت اين كه اكثر افراد براي اولين بار در اين سنين مصرف مواد را تجربه مي كنند، مورد هدف و توجه قرار دهند (جنیفر211،2003). از نظر اكثر افرادي كه با نوجوانان كار مي كنند، مهم ترين خطري كه اين گروه را تهديد مي كند اين است كه آن ها به عنوان واكنشي در قبال قرار گرفتن مكرر در موقعيت هاي نامناسب از جمله احساس ناامني، فشار، آشفتگي رواني، احساس حقارت، طرد شدگي و بيگانگي، تعارض با والدين با مشكلات روزمره به مواد مخدر پناه مي برند . شمار بسياري از نوجوانان آسيب پذير گمان مي كنند كه مي توانند صرفاً به طور تفريحي و يا براي كسب تجربه، مواد مخدر را مصرف كنند، اما به زودي در مي يابند كه مصرف اين مواد به صورت تكيه گاه رواني آنها در مي آيد و نمي توانند آن را كنار بگذارند (رحيمي موقر،1384). دوران نوجواني از ادوار پر اهميت در فرآيند رشد آدمي است . قدم گذاردن به اين دوره معمولاً با بلوغ آغاز مي شود و شكوفايي غريزة جنسي، تثبيت و تحكيم علايق و منافع شخصي و اجتماعي و ميل به آزادگي و استقلال از ويژگي هاي مهم اين دوره است . تغيير و تحول جسمي، رواني و شخصيتي در اين دوران، خواسته هاي جديدي را مطرح مي سازد. از يك سو فشار غرايز و نيازها و ميل ها به تبعيت از ارزش هاي نوجواني، همچنين پذيرفته شدن و جذب در گروه هاي همسال، فشارهاي گروهي، ميل به ابراز وجود، پي ريزي زندگي مستقل وغيره، و از طرف ديگر فقدان امكانات، روابط نامناسب عاطفي، عدم توجه به خواسته ها،ارزش ها و نظرات نوجوان و نيز بي تجربه گي و عدم شناخت كافي، او را در يك بحران كافي و آشفتگي رواني قرار مي دهد و عوارضي چون بي ثمري، پوچي و بي كفايتي به بارمي آورد. در نتيجه گرايش به انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد در آن فراهم مي شود (طارميان،1378). افرادی که وابسته به مواد رشد می کنند ، ممکن است ریسک فاکتورهای روانپزشکی متفاوت تری داشته باشند (فرانک و همکاران،2003). همچنین در اعتیاد ، ریسک فاکتورهای محیطی، در دسترس قرار گرفتن مواد را تسهیل می کند و ریسک فاکتورهای روانپزشکی، احتمال رشد وابستگی به مواد را بالا می برند(فرانک و همکاران،2003) . از سوی دیگر فلاگل و همکاران (2003)، دریافتند که افزایش توجه و رسیدگی والدین به دنبال حوادث استرس آمیز در طی رشد اولیه ، اثرات حفاظتی در مقابل رفتارهای داروجویانه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود. حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد212 (آگاتسوما ، هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی، نسبت داده می شود (فرانک و همکاران 2003).
هنگامي كه فرد براي مصرف مواد از سوي همسالان تحت فشار قرار مي گيرد، مديريت مؤثر هيجا نها خطر سوء مصرف را كاهش مي دهد. توانايي مديريت هيجانها باعث مي شود كه فرد در موقعيت هايي كه خطر مصرف مواد بالاست، از راهبردهاي مقابله اي مناسب استفاده كند.
2- 2-8 عوامل خطرساز اعتياد213
– عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی
مشکلات روانپزشکی ممکن است نقشهاي چندگانه اي را در رشد اعتیاد بازي کند. چنین مشکلاتی اغلب دلیلی براي شروع و نیز حفظ مصرف مواد هستند؛ براي مثال، این احتمال وجود دارد که مردم الکل را به منظور کاهش علائم درد و اضطراب مصرف کنند . اگرچه شاهدي براي یک شخصیت معتاد214 که منجر به اعتیاد شود وجود ندارد، اما یک دسته صفات شخصیتی نظیر سطح پایین تحمل استرس، تصویر منفی از خود، فقدان شایستگی، انزوا و افسردگی وجود دارد که از اعتیاد ناشی می شوند.
– عوامل خطرساز از نظر رفتاري
اجتماع ستیزي اولیه و رفتار بزهکارانه ( مانند اختلال کرداري) با سوء مصرف اولیه مواد و اعتیاد مرتبط است. عملکرد تحصیلی ضعیف و فقدان تعهد آموزشی نیز با احتمال افزایش سوء مصرف مواد مرتبط هستند . سوء مصرف ، اغلب به دنبال یک دوره نگرشهاي منفی نسبت به خود و سایرین، گرفتاري(تعامل) اجتماعی با سایر همسالان ناراحت و رفتار غیر قابل قبو
ل اجتماعی براي دستیابی به خود ارزشی و رضاي خاطر ایجاد می شود.
– عوامل خطرساز جمعیت شناختی
برخی عوامل جمعیتی با سوء مصرف و اعتیاد مرتبط هستند. براي نمونه در مجموع مردان میزان بالاتري از سوء مصرف و اعتیاد را نسبت به زنان نشان داده اند. برخی گروه هاي نژادي و فرهنگی از قبیل آمریکاییهاي آفریقایی تبار و اسپانیاییها ، سطح بالاتري از اعتیاد را نسبت به سایر گروه ها (در جامعه آمریکا) داشته اند. زندگی در داخل شهر با موانع شغلی، آموزشی و اقتصادي توام است که احتمال سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند.
– عوامل خطرساز خانوادگی
والدین و سایر اعضاء خانواده می توانند احتمال مصرف و سوء مصرف مواد کودکان را از طریق الگوسازي و سرمشق گیري افزایش دهند. انظباط متناقض والدین، فقدان صمیمیت خانوادگی و وجود والدینی که فاقد مهارتهاي لازم هستند با درگیري اولیه با الکل و

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، سوء مصرف مواد، مواد مخدر

وسيله عوامل ژنتيكي يا محيطي تعيين مي شوند مطالعه نقش ژنتيك در سوء مصرف مواد، معطوف به تعيين تأثير نسبي وراثت است. پژوهش ژنتيكي تقريباً بطور جامعي بر روي سوء مصرف الكل تمركز دارد، چون سوء مصرف الكل هم قانوني است هم شايع. امكان وجود زمينه ژنتيكي در مورد سايراشكال سوء مصرف مواد تنها به تازگي مورد بررسي قرار گرفته است. مطالعات انساني آشكارا نشان داد ه اند كه خطر سوء مصرف الكل )و احتمالاً مواد ( ژني است. از مطالعات حيواني براي تحليل جنبه هاي خاصي از زمينه ارثي استفاده مي شود. سوء مصرف مواد، نشانگان رفتاري پيچيده است و احتمالاً از مكانيسم هاي ژنتيكي متعددي تأثير مي پذيرد).رنجگر،1383 ).
نظريه روان پويشي
نظريه پردازان اوليه بر جنبه هاي ليبدويي سوء مصرف همچون ارضاي سابق لذت، لذ ت گرايي و دستيابي به حالتهاي بازگشتي تأكيد مي كردند. اين مفهوم پردازيها از سوء مصرف مواد همگام با علايق گسترده تر در حوزه روانشناختي «نهاد» شهوت دهاني و نقش سايق ها در تعيين رفتار است. در حال حاضر،تصور بر اين است كه سوء مصرف مواد در نقش كاركردهاي دفاعي و انطباقي نامناسب و نابجا عمل مي كند. سوء مصرف مواد تلاش براي مقابله با عواطف و جهان خارج (به ويژه دنياي شيء) را بازنمايي مي كند. براي مثال: سوء مصرف مواد به عنوان ايفا كننده نقش دفاع عاطفي تصنعي در نظر گرفته مي شود در مورد سوءمصرف كنندگان مواد، عواطف معمولاً كلي، نامتمايز و پيش كلامي مي باشند بطوري كه تجربه عواطف بدني و توانكاه مي شوند. تجربه بدني جانكاه عواطف، منجر به ميل و اشتياق به مواد در كساني مي شود كه ناتوان از تحليل بيان و كنترل احساسات هستند. شرايطي كه از آن بعنوان الكستيميا177 ياد مي شود (نظريه هاي فعلي روان پويشي سوء مصرف مواد در باورهاي زير مشترك هستند):
1. سوء مصرف مواد به عنوان نشانه اي از آسيب رواني اساسي تر تلقي مي شود.
2. دشواري در كنترل عاطفه بصورت يك مشكل هسته اي در نظر گرفته مي شود.
3. روابط شي و آشفته در ابتلا به سوء مصرف مواد مهم هستند (رنجگر،1383)
نظريه روانكاوي، استفاده از مواد مخدر را نشانه روان رنجوري هايي178 مي داند كه خودشان را در هنگام بلوغ نشان مي دهند. ما مي دانيم كه نوجوانان معمولي مراحلي از ملامت، اضطراب، خشم، ناكامي و حتي افسردگي كوتاه مدت را مي گذرانند. يكي از مشخصه هاي نوجوانان، تغييرات سريع و فراگير، تقريباً در همه جنبه هاي زندگي است كه اين خود به فشار رواني بسيار زيادي منجر مي گردد. تحقيقات نشان داده است كه اين عوامل به همراه گروه همسالان در كشاندن نوجوانان به مصرف مواد نقش دارند. يك نوجوان معمولي مانند يك بزرگسال، تجربه كافي براي رويارو شدن با احساسات ناشي از فشارهاي رواني- اجتماعي را ندارد. مواد مخدر روان گردان به عنوان داروهاي خودتجويزي در اين شرايط فشارزا، توسط نوجوان مصرف مي شود. اين داروها اختلالات رواني به همراه دارند. مواد مخدر و داروهايي كه براي اختلالات عاطفي تجويز بشوند داراي تأثيرات شيميايي عصبي هستند و به احتمال زياد مي توانند نابهنجاري را درمان كنند(ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران،1384).
فنيچل ( 1945 ) در يك چارچوب روان تحليل گرانه مي نويسد : دلايل براي گرايش به الكل (و ساير مواد اعتياد آور)، وجود ناكاميهاي بيروني و يا بازداريهاي دروني است، به گونه اي كه فرد جرأت فعاليت مجدد سوپرايگو را بدون كمك مصنوعي ندارد. براساس ديدگاه روان تحليلگري، سوء مصرف داروها و الكل بر حسب تثبيت ليبيدوئي، با پسرفت به سطح پيش تناسلي، دهاني، يا حتي سطوح ابتدائي تر رشد رواني- جنسي توصيف شده است و بيش از همه بر مرحله دهاني تاكيد شده است (كاپلان و سادوك، 1992). براساس اين ديدگاه ، سوء مصرف كنند ة مواد ، شخصيتي است كه از جنبه اقتصاد رواني عميقاً و براي هميشه براساس نمونه مشهور روان نژند يعني اوديپي – مثلثي – تناسلي شكل گرفته است (برژره179،1987). همچنين، نگرش هاي فردي كه الكل يا مواد را مصرف مي كند ، و انتظاراتي كه در مورد پيامدهاي دلخواه خود دارد، نقشي اساسي را در سوء مصرف بازي مي كند، براي مثال تلقي الكل به عنوان يك” اكسير جادوئي” ( مارنات180، 1987 ) .
نظريه هاي رفتاري و شناختي رفتاري
اعتياد به مواد مخدر يا « اختلال وابسته به مواد» به دليل ماهيت زيستي- رواني- اجتماعي انسان از پيچيدگي خاصي برخوردار است، به همين علت درمان اين اختلال با تأكيد بر يك رويكرد محض اغلب دشوار و ناكارآمد است. نتايج مطالعات پژوهشگران بيانگر اين حقيقت است كه همانند بسياري از اختلالات رواني ديگر، كارآمدترين رويكرد درماني در كاهش يا ترك مصرف مواد اعتيادآور شامل تركيبي از شيوه هاي جسمي و رواني مي باشد (م.كارول، ترجمه قامت بلند،1381). نظريه هاي رفتاري و شناختي- رفتاري سوء مصرف مواد تا اندازه اي از اصول يادگيري شرطي سازي پاولفي، شرطي سازي كنشگر و نظريه يادگيري اجتماعي بدست آمده اند جنبه هاي تقويت كننده سوء مصرف مواد اهم از طريق ايجاد يا افزايش حالات رواني مثبت و هم از طريق تقليل يا حذف حالات رواني منفي بطور واضحي منطبق با پارادايم شرطي سازي عاملي هستند. اصول شرطي سازي كلاسيك كمك به تبيين تداعي قوي بين نشانه هاي محيط و تجربه ميل به مواد مي كند.
عبارتهاي معروف AA181 (الكلي هاي گمنام)/182 NA(معتادان گمنام ) ،«از مردم، مكانها و اشياء دور بمانند» تلاش براي شكستن پيوند بين نشانه هاي محيطي و مصرف مواد را منعكس مي سازند. مؤلفه هاي اساسي نظريه يادگيري اجتماعي از آن
جا كه در درك سوء مصرف مواد به كاربرده مي شود عبارت اند از: نقش سرمشق گيري و ميانجي گري شناختي رفتار. شايد مشخص ترين عامل خطرزاي سوء مصرف مواد تداعي با ساير سوء مصرف كنندگان مواد (هم در خانواده و هم در گروه همسالان) باشد كه سرمشق الگوهاي مصرف يا سوء مصرف مواد هستند . عوامل شناختي زمينه ساز فرد براي سوء مصرف مواد شامل مهارتهاي مقابله و حل مسأله ضعيف، حس خودكارآمد پايين (برداشت از درماندگي) و انتظارات مثبت از اثرات مواد مي شود (رنجگر، 1383). از منظر نظريه شناختي- رفتاري183، وابستگي به الكل و مواد، رفتارهاي آموخته شده تلقي مي شوند. اين رفتارها از طريق تجربه كسب مي شوند. اگر مصرف الكل يا يك ماده بطور مكرر نتايج مطلوب معيني (براي مثال: احساسات خوشايند، كاهش تنش و غيره) به دنبال داشته باشد، مصرف الكل و مواد به شيوه ترجيحي براي دستيابي به آن نتايج تبديل مي شود، خصوصاً اگر شيوه هاي ديگر دستيابي به آن نتايج مطلوب، وجود نداشته باشد. از اين منظر، وظايف اوليه درمانگر عبارتند از:
1. شناسايي نيازهاي خاص كه الكل و مواد براي ارضاي آنها مصرف مي شوند، و
2. گسترش مهارت هايي كه شيوه هاي بديل ارضاي آن نيازها را فراهم مي سازند.
درون اين منظر عام، ديدگاه هاي مختلفي صورت بندي شد ه اند. رويكردهاي رفتاري بر پيش آيندها 184 و پس آيندهاي185 رفتاري مشاهده پذير تأكيد مي ورزند بدون اينكه در اين گونه رويكردها به رويدادهاي دروني مانند شناخت ها كه دستيابي به آنها تنها از طريق گزارش شخصي ممكن است، ارجاعي صورت گيرد. از سوي ديگر، رويكردهاي شناختي- رفتاري از ميان عواملي كه باعث ظهور و تداوم رفتار مي گردند به شناخت ها، افكار و هيجانات توجه دارند. در اين رويكردها براي اصلاح فرآيندهاي شناختي و هيجاني غالباً از روشهاي رفتاري (براي مثال: تمرين مكرر، تقويت) استفاده مي شود ( كادن، ترجمه بخشي پور رودسري،1383).
درمان شناختي- رفتاري بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي186 است. اين رويكرد چنين فرض مي كند كه يك عامل عمده درتعيين علت شروع مصرف مواد توسط افراد ،اين است كه آنها ياد مي گيرند اينگونه رفتار كنند. شيوه هاي مختلفي كه افراد به كمك آنها مصرف مواد را ياد مي گيرند عبارتند از: الگو سازي187، شرطي شدن عامل188 و شرطي شدن كلاسيك189 (كارول، ترجمه قامت بلند،1381).
2-2-4 همه گير شناسي سوء مصرف مواد
استفاده از داروهاي غير مجاز درحال رواج است. اين مسأله در دهه 1970 و 1980 اساساً تغيير يافت و تصور مي شود كه مشكل مهم 20 سال اول هزارة جديد باشد. « عصر دارو» به عنوان يك دورة زماني تاريخي اجتماعي تعريف مي شود كه طي آن دارويي جديد يا يك سبك جديد مصرف دارو (مانند مصرف هرويين يا كراك كه سبكي جديد از كوكايين است) معرفي مي شود و توسط تعدادي زيادي از مردم پذيرفته مي شود و مصرف آن دارو در جمعيت عمومي رسمي مي شود. هر عصر دارو 4 مرحله اصلي دارد.مرحلة اول «نهفتگي» است كه طي آن بعضي از افراد بعنوان پيشگام، شروع به مصرف مي كنند، به بدعت گذاري پرداخته و الگوهاي نسبتاً استاندارد مصرف و يا فروش دارو را گسترش مي دهند. مرحلة «بسط » زماني اتفاق مي افتد كه پيشگامان مصرف دارو تعداد زيادي از مصرف كنندگان را با آن دارو آشنا مي كنند، كه معمولاً افرادي هستند كه تجربة مصرف ساير داروهاي قاچاق را دارند، تعداد زيادي از آنها مصرف كنندگان منظم مي شوند مرحلة فلات زماني اتفاق مي افتد كه اغلب آنها در معرض خطر زياد براي تبديل شدن به مصرف كنندگان عادي هستند و فرصت آن را نيز دارند اما هنوز مصرف كنندة منظم نشده اند، از طرف ديگر جريان آشنا شدن مصرف كنندگان جديد (معمولاً افراد زير 20 سال) كماكان ادامه دارد . مرحلة كاهش مربوط به زماني است كه تعداد كمتري از مبتديان در معرض بالاي خطر آشنايي با مصرف دارو هستند و يا مصرف كنندگان منظم، ميزان مصرفشان را كاهش مي دهند. بنابراين روي هم رفته تقاضا كاهش مي يابد و سودهاي اقتصادي ناشي از فروش دارو محدود مي شود. با اين وجود بسياري از افرادي كه در طول مرحلة اول و دوم با آن دارو آشنا شده اند، آنچنان منظم و پايدار به مصرف آن ماده مي پردازند كه مصرف آنان در طول زندگي عود مي كند. رفتار افراد، عمدتاً بين 16 تا 21 سال براي پي بردن به اينكه در كدام مرحلة عصر دارو هستند تعيين كننده است. داروهايي كه افراد در طي دورة بزرگسالي با آنها آشنا شوند و بطور منظم آنها را مصرف مي كنند ( و نيز داروهايي كه آنها از مصرفشان اجتناب مي كنند) ممكن است اكثر مصرف كنندگان را گرفتار كند و بنابراين مصرف دارو و رفتارهاي مربوط به فروش آن مي تواند تا سالهاي زيادي باقي بماند (لوينسون،1997).
از نظر نگرش نسبت به مواد، الگوهاي مصرف آنها دسترسي به مواد، واكنش هاي فیزيولوژيايي به آنها وشيوع اختلالهاي مرتبط با مواد تفاوت هاي فرهنگي گسترده اي وجود دارد. بعضي گروهها مصرف الكل را ممنوع كرده اند در حاليكه در جاهاي ديگر مصرف مواد گوناگون به خاطر تأثير در تغيير خلق بسيار رايج است. در ارزيابي الگوهاي مصرف مواد در هر فردي بايد اين عوامل را مورد توجه قرار داد. همچنين الگوهاي مصرف دارو و قرار گرفتن در معرض سموم در داخل هر كشور و نيز ميان كشورهاي مختلف متفاوت است. در ميان افرادي كه در محدوده سني ميان 18 تا 24 سال قرار دارند ميزان شيوع مصرف تقريباً همه مواد از جمله الكل نسبتاً زياد است . براي داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند معمولاً بروز مسموميت جزو اولين اختلال هاي مرتبط با مواد است كه بطور معمول در دوره نوجواني آغاز
مي شود. هر گاه يك دارو به مقدار نسبتاً زياد و در يك دوره نسبتاً طولاني مصرف شود احتمال دارد در هر سني عوارض ترك مصرف ظاهر شود. وابستگي به مواد نيز ممكن است در هر سني رخ دهد ولي بطور معمول آغاز آن براي بيشتر داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند در دهه سوم، چهارم و پنجم عمر است. هر گاه يك اختلال مرتبط با مواد به جز مسموميت در اوايل نوجواني آغاز شود اغلب با اختلال سلوك و ناتواني در اتمام تحصيلات رابطه دارد. در مورد سوء مصرف داروها معمولاً تشخيص هاي مرتبط با مواد در مردان بيشتر از زنان مطرح مي شود اما نسبت تشخيص در هر دو جنس در سه طبقه مواد مصرفي متفاوت است (برگرفته DSM-IV-TR ،2007). در ايران آمارهايي كه مشاهده مي كنيم آمارهايي است كه در جرايد و نشريات اعلام شده و چون معارضي ندارد مي توان تأييد شده تلقي نمود. مصرف كنندگان مواد مخدر ايران 1150000 نفر معتاد اصلي است، 880000 نفر مصرف

پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد

شده است. هم اكنون اكثر متخصصين و صاحبنظران درمان اعتياد بر اين باورند كه اعتياد يك اختلال رواني، ژنتيكي، جسمي و اجتماعي مي باشد كه بر اين اساس تنوع از درمانهاي دارويي، روانشناختي و مداخلات اجتماعي براي كنترل آن طراحي شده است(نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي، 1387). در زمينة رفتار ناهنجار، متمركز كردن بحثمان روي مصرف نابهنجار يا بيش از حد داروها اهميت دارد. در جامعه ما مصرف برخي مواد روان گردان، نظير قهوه يا مقدار معتدل الكل، رفتار بهنجار و مناسب محسوب مي شود. چه موقعي مصرف دارو نامناسب و ناسازگارانه تلقي مي شود؟ در واقع چگونه سوء مصرف دارو را تعريف مي كنيم؟ اينها سئوالهاي دشواري هستند كه چالش قابل ملاحظه اي را براي متخصصان بهداشت رواني ايجاد كرده اند، و تعريف ها و تشخيص ها طي دهها سال تغيير يافته اند. مانند چندين اختلال روانپزشكي كه نا بهنجاري جسماني واضح يا آزمون تشخيص آزمايشگاهي براي آنها وجود ندارد. در نظر گرفتن جنبه هاي تاريخي و فرهنگي مصرف دارو، چارچوب مناسبي را براي مفاهيم فعلي اختلالهاي مصرف مواد در اختيار مي گذارد. مردم قرنها با هدفهاي اجتماعي، مذهبي، دارويي و تفريحي، داروهاي تغيير دهنده ذهن را مصرف كرده اند. براي مثال بيش از 3000 سال است كه ترياك در جوامع مختلف مصرف شده است. در قرن نوزدهم، در آمريكا و انگلستان انواع فرآوردهاي ترياك وسيعاً در دسترس بوده و حتي به مصرف كودكان مي رسيده است. مصرف ترياك در طبقه متوسط بسيار رايج بوده و اين مشكل اجتماعي عمده يا “اعتياد” محسوب نمي شد. فقط بعدها در اين قرن مصرف افيونها با اعتياد «جرم» و فساد اخلاقي پيوند يافت. به داروهاي توهم زا133 نيز برحسب زمينه اجتماعي به شيوه هاي متفاوتي نگريسته شده است. بسياري از جوامع بدوي، براي مقاصد مذهبي، عبادي يا تشريفاتي گياهان حاوي مواد توهم زاي قدرتمند را مصرف كرده اند (سيد محمدي، 1382). مصرف الكل و سوءمصرف مواد يكي از اصلي ترين مشكلاتي است كه در جوامع امروزي ديده مي شود . سوء مصرف مواد يك پديده شايع در سراسر دنياست و به عنوان مهمترين آسيب اجتماعي، جامعه انساني را مورد هجوم قرار داده است(بخشی پور، 2004 ؛ سیام، 2006). سوء مصرف مواد به الگوي غير انطباقي از مصرف مواد گفته مي شود كه منجر به مشكلات مكرر و پيامدهاي سوء مي شود و مجموعه اي از علايم شناختي، رفتاري و روان شناختي را در بر مي گيرد (مددی، 2004). اعتياد براي هر جامعه ي انساني توام با خساراتي است كه جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انساني را در بر مي گيرد. اعتياد نيروي جوان در واقع زمينه ساز تخريب و انحطاط كامل آن اجتماع مي باشد .
سوء مصرف مواد يكي از مهمترين مشكلات عصر حاضر مي باشد كه گستردة جهاني پيدا كرده است مشكلي كه ميليون ها زندگي را ويران و سرمايه هاي كلان ملي را صرف هزينه مبارزه، درمان و صدمات ناشي از آن مي نمايد. روزانه تعداد زيادي بر شمار مبتلايان اين مصيبت افزوده گشته و بر اين اساس عوارض آن كه شامل اختلالات جسمي، رواني، خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي- اجتماعي مي باشد؛ باعث از بين رفتن مرزهاي فرهنگي جامعه و به خطر افتادن سلامت رواني و اقتصادي بشر مي گردد. كشور ما به دلايل متعدد فرهنگي از قبيل باورهاي غلط و سنتي مردم و يا موقعيت جغرافيايي و همجواري با دو كشور بزرگ توليد كننده داراي شرايط كاملاً بحراني و حساس مي باشد و مبتلايان به اعتياد همه روزه باعث ايجاد خسارت سنگين اقتصادي و فرهنگي به جامعه مي گردند (مناجاتی و همکاران ، 1382). به رغم كاهش مصرف مواد مجاز و غيرمجاز در سال هاي اخير، اعتياد به الكل و مواد مخدر باز هم مشكلات جدي در اوايل بزرگسالي هستند. اين مواد به فرايندهاي شناختي آسيب مي رسانند، مشكلات رواني زير بناي اعتياد را تشديد مي كنند و خطر آسيب غيرعمدي و مرگ را افزايش مي دهند (اي.بِرك، ترجمه سيد محمدي، 1385). انسانها براي مداواي بيماريها، تسكين درد، و كاهش رنج رواني هزاران سال است كه از داروها استفاده كرده اند. به زبان شكسپير، مردم براي درد و رنجهاي زندگي، همواره در جستجوي «ترياقيهاي دلنشين براي عالم بي خبري» بوده اند(موسوی ،1388). اما نقش داروهاي روان گردان 134در جامعة موجود ما بسيار پيچيده و اغلب با جرو بحث داغ و هيجاني توأم بوده است. افراد براي تغيير دادن حالتهاي رواني خود داروهاي روان گردان مصرف مي كنند، براي مثال، اينگونه داروها مي توانند خلق را بهبود بخشند، موجب شنگولي شوند، ادراك را تغيير دهند، يا از اضطراب بكاهند. تبيين ها و نظريه هاي مصرف دارو از حوزهاي مطالعاتي متعددي بدست آمده اند كه از جملة آنها مي توان به پزشكي، روانپزشكي، روانشناسي، قانون و زيست شناسي اشاره كرد. به رغم اقدامات پژوهشي قابل ملاحظه، و تناقضهاي بسيار در رابطه با نحو ه اي كه جامعة ما داروها را در نظر مي گيرد، جنبه هاي متعددي از رفتار مصرف دارو وجود دارند كه ما هنوز آنها را نمي فهميم. براي مثال، عموماً پذيرفته شده است كه نيكوتين بسار اعتيادآور است، با اين حال احتمالاً ما از معتاد به دارو ناميدن يك سيگاري خودداري مي كنيم(روزنهان135 و سليگمن136؛ ترجمه سيد محمدي، 1380). عوامل چندي ممكن است افراد را مستعد مصرف دارو بنمايد، از آن جمله است: پرورش يافتن در يك خانوادة ناشاد، وجود والديني كه يا آسان گير هستند يا اينكه الگويي براي سوء استفاده از دارو فراهم مي كنند، تأثيرات دوستان، و ناهمنوايي اجتماعي با ادامة مصرف دارو وابستگي در شخص بوجود مي آيد كه خود نياز تازه اي
مي آفريند كه بايد ارضا شود )اتكينسون، اتكينسون و هيلگارد؛ ترجمه براهني و همكاران، 1380 ).
هر ساله در كشورهاي مختلف ميليون ها دلار هزينه، صرف مبارزه با مواد يا درمان و نگهداري افراد وابسته به مواد مي گردد. ايران در بين كشورهايي كه درگير مسائل مرتبط با سوءمصرف مواد هستند، جايگاه ويژه اي دارد. از يك سو به دليل همسايگي كشور ما با افغانستان به عنوان بزرگترين توليدكننده مواد افيوني و دسترسي آسان به مواد در داخل كشور و از سوي ديگر جوان بودن جمعيت كشور، ايران را در زمره كشورهاي مساعد براي بروز مشكلات سوءمصرف مواد قرار داده است. براساس گزارش سازمان ملل ( 2005 ) ايران بالاترين نسبت معتادان به هروئين و ترياك را در جهان دارا مي باشد. براساس اين گزارش، در ايران از هر 17 نفر 1 نفر معتاد به اين مواد است. علاوه بر اين 20 درصد از جمعيت 15- 60 سال كشور به نحوي در سوء استفاده از مواد مخدر دست دارند . همچنين سازمان بهداشت جهاني137 (WHO) در گزارش خود در سال 2004 اعلام كرد كه ايران از لحاظ گرايش به مصرف مواد در بين كشورهاي جهان رتبه اول را دارا مي باشد.
اعتياد مصرف تكراري مواد است، به صورتي كه باعث شكست در كار ، تحصيل ، نقش هاي خانوادگي يا موقعيت هاي حساس مثل رانندگي با اتومبيل شده يا مشكلات قانوني مربوط به مصرف مواد ايجاد مي كند (فنتین138،2007). مشكل اعتياد به مواد مخدر، مشكلي جهاني بوده و يكي از معضلات بهداشتي – درماني جوامع مختلف محسوب مي شود و كمتر كشوري را در دنيا مي توان يافت كه از اين آسيب در امان باشد (قریشی زاده،2003). اعتياد يكي از چهار بحران جهان است كه گردش مالي آن بيش از 1600 ميليارد دلار در سال است . اين پديده اي است كه حداقل 200 ميليون شهروند جهان گرفتار آسيبهاي جدي آن هستند(هاشمی ، 2003). بحران اعتياد مثل بحرانهاي ديگر مانند تخريب محيط زيست، فقر و قحطي ، جنگ و خونريزي و ظهور بيماري هاي نوپديد سلامت جوامع بشري را تهديد مي نمايد و منجر به مشكلات و معضلات خانوادگي، فساد و جرايم و بي ثباتي سياسي و اقتصادي جامعه مي شود(قریشی زاده،2003) .
اعتياد به مواد مخدر نتيجه ي مصرف مكرر و مداوم ماده يا مواد تخديركننده و روان گردان تا حدگرفتاري شديد به آن است و فرد معتاد احساس مي كند كه نمي تواند يا نمي خواهد استفاده از اين مواد را ترك و يا ميزان آن را كم كند و در صورت ترك آن معمولاً دچار مسموميت مي شود. در پزشكي به جاي اصطلاح اعتياد معمولاً كلمه ي وابستگي به مواد به كار مي رود و معتاد كسي است كه از نظر رواني و جسمي به يك ماده مخدر وابستگي پيدا مي كند (مرادي، 1381).
اعتياد يك بيماري جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است كه در شكل گيري آن زمينه هاي پيش اعتيادي چندي نقش دارند (گالانتر139، 2006) .به بيان ديگر براي شروع و ادامة مصرف مواد زمينه هاي رشد ناسالم و استعداد ويژه اي لازم است كه بنيان آن در درون نظام خانواده و سپس در اجتماع ريخته مي شود . در زمينه وابستگي به مواد عوامل گوناگون روان شناختي، اجتماعي، خانوادگي و زيست شناختي درگير هستند ، اما هيچ يك از آنها به تنهايي نمي توانند در وابستگي به مواد تعيين كننده باشند(فرانكويس140، اورياكومب141 ، تيگنول142، 2000).
متغيرهاي گوناگوني بر پديدآيي و تداوم و درمان وابستگي به مواد مخدر تأثير مي گذارند. در پژوهش هاي باليني متغيرهاي چندي به منزله ي متغيرهاي پيش بين در زمينه ي وابستگي به مواد مخدر بررسي شده اند كه به چهار دسته تقسيم مي شوند:
1. محيط فرهنگي- اجتماعي
2. عوامل بين فردي
3. عوامل رواني- رفتاري
4. عوامل زيستي- ژنتيكي (نيوكام143 ، ريچاردسون144، 2000؛ لتيري145، 1985؛ نيوكام، 1995).
سادوك و سادوك)2000)، به عوامل فردي و اجتماعي از يك سو و يادگيري هاي اوليه و روابط خانوادگي و بين فردي از سوي ديگر اشاره كرده اند. برخي از پژوهشگران ناراحتي هاي عصبي و رواني،دردهاي بدني، مشكلات جنسي و برخي ديگر، فقر، بي سوادي، بي كاري و تجرد را علت اعتياد دانسته اند، درحالي كه يافته هاي باليني اخير70 در صد معتادان را متأهل و داراي شغل دانسته اند و 30 در صد بقيه در جريان اعتياد شغل خود را از دست داده اند(زينالي، 1379). اين يافته ها هم چنين زمينه هاي رشدي ناسالم، استعداد و آمادگي برا ي اعتياد را داراي نقش اساسي معرفي كرده اند. برخي بررسي ها پنج تا ده درصد افراد جامعه را داراي زمينه مستعد براي اعتياد دانسته اند(پيران، 1376). وابستگي تنها در بخش كوچكي از افراد مستعد وابستگي، داراي يك رشته ويژگي هاي رفتاري و اختلال هاي رفتاري همراه، مانند جستجوي لذت، جستجوي تازگي و شخصيت ضداجتماعي نشان داده شده است(آگاتسوما146 ، هيرويي147 ، 2004). عوامل پيش آگهي بد در اعتياد به شرح زير گزارش شده است :
1. سابقه خانوادگي الكليسم
2. اعتياد دارويي
3. ساير اختلالات ذهني
4. سابقه قبلي انحراف شخصيتي
5. شروع زود هنگام اعتياد دارويي
6. نوع دارو
7. تحصيلات
8. سوءمصرف الكل پيش از اعتياد
9. مدت زمان اعتياد (كوزلو 148،روخلينا149 ، 2000).
بر اساس جهت گيري مواجهه اي، علت اعتياد صرفاً مواجهه با افيون ها است. وقتي شخصي فشار رواني تجربه مي كند، اندروفين ها ترشح مي شوند و يك بي حسي برطرف كننده ي فشار رواني ايجاد مي شود، تحمل درد را افزايش مي دهد. برخي محققان اظهار داشته اند كه ممكن است استفاده از هروئين و ساير افيون ها باعث فروريزي درازمدت دستگاه بيوشيميايي گردد كه اندروفين ها را مي سازد. طبق اين ديدگاه، معتاد به خاطر اين كه دارو سيستم طبيعي تسكين دهن
ده ي درد بدن وي را درهم ريخته به مصرف افيون ها ادامه مي دهد. جهت گيري انطباقي راهي تعاملي است كه در آن، هم شخص و هم محيط عوامل مهمي در بروز اعتياد تلقي مي شوند: ويژگي هاي شخص (انتظارات، نگراني ها و جز اين ها) و موقعيت هايي كه فرد در زندگي با آنها روبرو مي شوند، خصوصاً آن هايي كه ايجاد فشار رواني مي كنند، در كنار هم، نياز به دارو و واكنش هاي او را به داروها تحت تأثير قرار مي دهند (ساراسون150 و ساراسون، 1382).
اگرچه از دیرباز در تمام جوامع بشری سوء مصرف مواد افیونی به عنوان عادتی غیراجتماعی و نامقبول تلقی شده است ، اما با وجود این عدم مقبولیت ، طبقات مختلف اجتماع با این مساله به صورت جدی درگیر می باشند به طوری که هم اکنون مردان و زنان زیادی ، خصوصاً از سنین نوجوانی تا میان سالی مواد مخدرمصرف می کنند و به آ ن وابسته شده اند . این معضل یکی از آسیب های مهم

پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، بیش فعالی

ي رواني ( DSM-IV-TR) ترجمه محمد رضا نيكخو، هاماياك آواديس يانس؛ انتشارات سخن (تاریج انتشار به زبان اصلی 2000).
باغبان، ایران؛ بهرامی، فاطمه؛ احمدی، احمد و صالحی، اعظم (1390). رابطه بين راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان و مشکلات هيجاني با توجه به عوامل فردي و خانوادگي. مشاوره و روان درماني خانواده. 1 (1): 1-18.
بشارت، محمدعلي(1380). سمينار بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر؛ ر دسترسي از طريق سايت www.iranpsych .
بخشاني ، نورمحمد ؛ رقيبي ، مهوش ؛ بابايي ، سمانه (1389) . فراواني علائم بيش فعالي و نارسايي توجه بالغين در دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان. مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان ،13(7) :18-22.
جمشيدي، حميدرضا ( 1382). ” آشنايي با فهرست مواد مخدر و روانگردان “، كارگاه آموزشي قضايي، مشهد.
رستمي، رضا؛ سردارپور گودرزي، شاهرخ و بوالهري، جعفر (1382) . سم زدايي فوق سريع: مزايا و معايب. فصلنامه انديشه و رفتار8(4 ): 64-72.
سيام ، شهره (1385). بررسي شيوع سوء مصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف شهر رشت در سال 1384. طبيب شرق،8 (4) :279- 285.
زینالی ، علی ؛ وحدت ،رقیه (1389). رابطه سبکهای والدینی با استعداد به اعتیاد در فرزندان . خانواده پژوهی ،6 (23) :335-352.
صادقی، نگار؛ ولی اله، فرزاد و محمدخانی، شهرام (1390). مدل روابط علي هيجان منفي، باورهاي مرکزي، باورهاي مرتبط با مواد، عقايد وسوسه انگيز و تنظيم هيجان با بازگشت به مصرف مواد. پژوهش های نوین روانشناختی روانشناسی دانشگاه تبریز، 6 (23): 155-181.
عربگل،فریبا ؛ حیاتی ، مرتضی ؛ حدید ،مائده(1383). شیوع اختلال بیش فعالی / کمبود توجه در گروهی از دانشجویان. تازه های علوم شناختی ،سال ششم ، شماره 1 و2 .
عابدي، شيوا ؛ شيرازي ، الهام ؛ حاجبي ، احمد (1386). آيا اختلال بيش فعالي/ كمبود توجه در مبتلايان به وابستگي به مواد شايعتر است؟مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، 13 (3) : 231-227
کوشا، مریم ؛ علاقبندراد ، جواد ؛ شهریور،زهرا ؛ تهرانیدوست ، مهدی ؛محمدی ،محمدرضا؛کیانی، امیر(1382). ارتباط الگوی مصرف مواد با ابتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی در نوجوانان پسر. تازه های علوم شناختی،5 (4):64-72 .
كرد ميرزا، عزت اله ( 1378 ) . هنجاريابي آزمون APS (مقياس آمادگي اعتياد) به منظور شناسايي افراد مستعد سوءمصرف مواد در بين دانشجويان دانشگاههاي. تهران پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه علامه طباطبائي.
گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان(1378). شناخت مواد اعتياد آور ؛ انتشارات ارتقاي سلامت ايرانيان.
مينويي، محمود و صالحي، مهديه(1381). ” بررسي عملي بودن، اعتبار، روايي و هنجاريابي آزمون هاي APS ، AAS ، MAC-R به منظور شناسايي افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بين دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران” . فصلنامه اعتياد پژوهي، 1 (3) : 49-58 .
میرزایی، آزاده، شمس، جمال و عزیزی، علیرضا (1389).بررسي رابطه تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني با ميزان وابستگي دانشجويان به سيگار. حکیم، 13 (11): 11-18.
وحدت، حامدنیا و زینالی (1386).بررسي زمينه هاي پيش اعتيادي معتادان و مقايسه آن با افراد سالم غيرمعتاد. دانش و پژوهش در روان شناسي كاربردي .9(33):149-168.
مولوی، پرویز؛ رسول زاده، بهزاد (١٣٨٣). بررسی عوامل موثر در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر. فصلنامه اصول ﺑﻬداشت روانى، 6 (22): 49-55.

منابع غیر فارسی

Arabgoul F, Hayati M, Hadid M. [Prevalence attention deficit/hyperactivity disorder in group of students] Persian. New Cogn Sci 2004; 6(1,2): 73-77.
Alizade H. [No explanation attention deficit / hyperactivity disorder: Pattern of behavioral inhibition and nature of restraint] Persian. Tehran J Except Child (TJEC) 2005; 3: 4.
Biederman, J., Wilens, T., Mick, E., Milberger, S., Spencer,T.J., & Faraone SV. (1995). Psychoactive substance usedisorders in adults with attention-deficit hyperactivity disorder (ADHD): Effects of ADHD and psychiatric comorbidity.American Journal of Psychiatry, 152, 1652-1658.
Bjork, J. M., Hommer, D. W., Grant, S. J., & Danube, C. (2004). Impulsivity in abstinent alcohol-dependent patients: relation to control subjects and type 1–/type 2–like traits. Alcohol, 34(2), 133-150.
Bar-On R, Parker JDA. Emotional intelligence: Theory, development, assessment: Theory, development, assessment, and application at home, school, and in the workplace. San Francisco, CA, US: Jossey-Bass; 2000.
Berning, L.C. (1999). Relative external validity of the MMPI-2 substance abuse scales.Dissertation Abstracts
Clements, R., & Heintz, J.M. (2002).Diagnostic Accuracy and Factor Structure of the AAS and APS Scales of the MMPI-2. JOURNAL OF PERSONALITY ASSESSMENT, 79(3), 564–58.
Coffey, S. F., Gudleski, G. D., Saladin, M. E., & Brady, K. T. (2003). Impulsivity and rapid discounting of delayed hypothetical rewards in cocaine-dependent individuals. Experimental and clinical psychopharmacology, 11(1), 18.
Doran, N., McChargue, D., & Cohen, L. (2007). Impulsivity and the reinforcing value of cigarette smoking. Addictive behaviors, 32(1), 90-98.
Dillon DG, Ritchey M, Johnson BD, La-Bar KS. Dissociable effects of conscious emotion regulation strategies on explicit and implicit memory. Emotion.2007;7(2):345-62.
Eisenberg N. Emotion regulation and moral development. Annu Rev Psychol. 2000;51:665-97.
Faraone SV, Biederman J. Neurobiology of attentiondeficit/ hyperactivity disorder. Biol Psychiatry 1998; 44(10): 951-958.
Faraone SV, Biederman J. What is the prevalence of adult ADHD? results of a population screen of 966adults. J Atten Disord 2005; 9(2): 384-91.
Fox, H.C., Axelrod, S.R.. Paliwal, P., Sleeper, J., & Sinha, R. (2007). Difficulties in emotion regulation and impulse control during cocaine abstinence. Drug and Alcohol Dependence, 89, 298-301, 33, 388-394.
Fowler M. Attention deficit disorder. National information center for children and youth with disabilities (NICHCY), PO Box 1492. Washington DC; 1991: 20013-1492. http://www.nichcy.org.
Faigel, H. C., Sznajderman, S., Tishby, O., Turel, M., & Pinus, U. (1995). Attention deficit disorder during adolescence:: A review. Journal of Adolescent Health, 16(3), 174-184.
Garnefski N & Kraaij V. Cognitive emotion regulation questionnaire – development of a short 18-item version (CERQ-short), Pers
onality and Individua Differences.2006;41: 1045–1053.
Granefski N, Kraaij V. Cognitive emotion regulation strategies and depressive symptoms: A comparative study of five specific Sample. Pers Indiv Diff. 2006;(40):1659-69.
Groos JJ. Emotion regulation: Past, present, future. Cogn Emotion. 1999;13(5):551-73.
Gross JJ & John OP. Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology. 2003; 85 (2): 348–362.
Gross, J.J., Munoz, R.F. (1995). Emotion regulation and mental health. Clinical psychology: Science and Practice, 2 (2), 151-164.
Garnefski N, Van Den Kommer T, Kraaij V, Teerds J, Legerstee J, Onstein E. The relationship between cognitive emotion regulation strategies and emotional problems: comparison between a clinical and a non-clinical sample, European journal of personality 2002; 16 (5): 403 – 420.
Heiligenstein, E., Guenther, G., Levy, A., Savino, F., & Fulwiler, J. (1999). Psychological and academic functioning in college students with attention deficit hyperactivity disorder. Journal of American College Health, 47(4), 181-185.
Kaplan, HA, Sadock BJ . Comprehensive textbook of Pschiatry. 5thed. Baltimore: William &Wilkins; 1985.
Kessler RC, Adler L, Barkley R, et al. The prevalence and correlates of adult ADHD in the United States: Results from the national comorbidity survey replication. Am J Psychiatry 2006: 163(4): 716-723.
Martin R, Dahlen ER. Cognitive emotion regulation in the prediction of depression, anxiety, stress, and anger, Personality and Individual Differences.2005; 39: 1249–1260.
Oschner KN, Gross JJ. The cognitive control of emotion. Trend Cogn Sci. 2005; 9(5):242-9.
Parker, JD., Taylor, RN., Eastabrook JM., Schell SL., Wood LM. (2008). Probrm gambling in adolscents: relationship with internet misuse, gaming abuse and emotional intelligence. Personality and individual differences, 45: 174-180.
Rezvan S, Bahrami F & Abedi MR. The Effect of Emotional Regulation on Happiness and Mental Rumination of Students, Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology 2006; 12 (3): 251-257. (Persian).
Rösler, M., Retz, W., Retz-Junginger, P., Hengesch, G., Schneider, M., Supprian, T., … & Thome, J. (2004). Prevalence of attention deficit–/hyperactivity disorder (ADHD) and comorbid disorders in young male prison inmates*. European archives of psychiatry and clinical neuroscience,254(6), 365-371.
Trinidad, D. R., & Johnson, C. A. (2002). The association between emotional intelligence and early adolescent tobacco and alcohol use. Personality and Individual Differences, 32(1), 95-105.
Teeter PA. Interventions for ADHD. Treatment in developmental contex. New York: Guilford Press; 1998:276-319.

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، مصرف مواد، کمبود توجه

ی در مقابل رفتارهای داروجویانه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود . حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد344 (آگاتسوما و هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی(فرانک و همکاران،2003)، نسبت داده می شود .
سیگل345 (1998)، در یک جمع بندی بیان می دارد، تحقیقات نشان می دهد که معتادان دارای ویژگی های شخصیتی چون من ضعیف، دامنه پایین تحمل ناکامی، اضطراب وتحمل همه کار توانی هستند .بسیاری از آنها دارای شخصیت اجتماع ستیز و بیماری های روانی جدی هستند. همچنین مصرف کنندگان مواد تمایل به اضطراب ، تکانشی بودن سرکشی و غرور بیشتر دارند آنها در بزرگسالی ناشکیبا و بی طاقت هستند و نیاز قوی به تأیید شدن دارند(لویینسون346، 1997). به طور کلی اختلالات شخصیت پیش بینی کننده قوی در وابسته شدن به مواد افیونی و کوکائین محسوب می شود(فرانکوییس 347،2000).
کلارک348 و دیگران (1998)، به مطالعه عملکرد خانواده از دید مادران و نوجوانان استفاده کننده از الکل پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد نا مطلوب در خانواده های نوجوانان الکلیک بیش از نوجوانان عادی است. مادران نوجوانان الکلیک عملکرد نامطلوب تر خانوادگی را گزارش کردند.
استارک-روبلوسکی349 و پل350 (2006)، دریافتند که سبکهای والدینی(اقتداری،استبدادی و بی اعتنا) با مصرف مواد در نوجوانان دختر و پسر رابطه دارد . اسپیرس نومیستر351 و فینچ352 (2006) ، نشان دادند که سبکهای والدینی متفاوت منجر به هدف گزینی متفاوت در نوجوانان می شود.
وینستین353(1993) ، مطالعه ای روی 338 دانشجو در ایالات متحده انجام داد. در این پژوهش نشان داد که دوستان و همسالان مهمترین تأثیر را در مصرف مواد مخدر دارند .
کروم- مرابیت354 و مایر355 (2005) ، در یک مطالعه مقایسه ای با 4045 نوجوان به عنوان گروه پر خطر و 1709 نوجوان به عنوان گروه گواه دریافتند نوجوانان خطر جو بیشتر اوقات خود را خارج از مدرسه با دوستان صرف می کنند و به جای انجام تکالیف درسی ، اغلب سیگار می کشند ، و الکل مصرف می کنند و با احتمال بیشتری در زد و خورد های فیزیکی درگیر می شوند(به نقل از پژوهش زینالی،1386).
ديسني 356و الكينز357 و مك گو358(1999)، ارتباط مستقيمي بین ADHD بزرگسالان و سوءمصرف مواد در آنها گزارش کرده اند.
ویلنز359 و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی تأثیر اختلال ADHD 360بر دوره سوءمصرف مواد پرداختند. در این مطالعه 130 بزرگسال دارای اختلال ADHD با 71 بزرگسال بدون اختلال ADHD که همگی دارای سابقه اختلال مصرف مواد محرک361 بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که داشتن اختلال ADHD با داشتن سوء مصرف مواد طولانی تر و بهبود کندتر ارتباط دارد.
طبق تحقیقات انجام شده، فولر362(1991) ،کاپلان(1985) ، ریف (2005)، بیان کردند ، ميزان آسيب رواني ADHD كودكان در بزرگسالي زياد مي باشد. مخصوصا با ريسك بالاي شخصيت ضداجتماعي همراه است . وییاوا363(2002) ، ADHD، با خطر افزايش مصرف مواد در ارتباط است و مطالعات نشان داده است كه خصوصا علائم بي توجهي ممكن است زمينه ساز اين مساله باشد. در بيماران ADHD ، سيگار كشيدن به صورت يك رفتار عادتي و مستمر مي گردد. سن مصرف سيگار، پايين و تعداد سيگارهاي مصرفي بيشتر مي شود. اين موضوع به عنوان يك مدرك، ارتباط مشخص بين علائم ADHD و خطر استفاده از تنباكو، را فراهم مي كند )کولینز364،2005).

فصل سوم
روش تحقیق

در اين فصل درباره روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری بحث خواهيم کرد. سپس ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش را معرفی کرده و شيوه اجرا و همچنين روش های آماری مورد استفاده برای تحليل داده ها را توضيح می دهيم.
3-1 – روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای(پس رویدادی) است. گروه مورد مطالعه دانشجویان دارای نشانه های ADHD و گروه مقایسه دانشجویان عادی و بدون نشانه های ADHD است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد اعتیاد و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های ADHD با دانشجویان عادی است. متغیر مستقل در این پژوهش استعداد به اعتیاد و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و متغیر وابسته داشتن نشانه های ADHD و نبود این نشانه ها است.
3-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري
جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب می گردند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. افرادی در گروه با نشان
ه های ADHD قرار می گیرند که نمره آنها در پرسشنامه کانرز بالاتر از نقطه برش باشد.
3-3- ابزار پژوهش
3-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز365 (CAARS-S:S):
پرسشنامه ای است با پایایی و روایی مناسب شامل 26 آیتم صفر تا سه امتیازی که در تصحیح آن از پنج زیر مقیاس شامل:
A کم توجهی- مشکلات حافظه
B بی قراری / بیش فعالی
C بی ثباتی هیجانی/ تکانه ای بودن
D مشکلات با تصور کلی از خود
E شاخص بیش فعالی کم توجهی
استفاده می شود (کانرز و همکاران، 1999). زیر مقیاس E، مقیاسی از سطح کلی علایم مربوط به بیش فعالی را نشان می دهد و از میان زیر مقیاس ها بهترین غربال برای شناسایی افراد در معرض خطر بیماری می باشد. نمرات خام هر زیر مقیاس با استفاده از جدول هنجاری مناسب آن حوزه را نشان می دهند، احتمال بدنمایی یا اغراق در علایم را نیز مطرح می کنند (کانرز و همکاران، 1999 ). این پرسشنامه در ایران توسط عربگل و همکاران (۱۳۸۳) هنجاریابی شده است و نقطه برش آن را 38 تعیین کرده اند پس اگر نمرات بدست آمده بالاتر 38 باشد فرد تشخیص اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی دریافت می کند و نمرات پایین تر از 38 بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی می باشد همچنین روایی آن را که با روش آلفای کرونباخ محاسبه شده است رقم 81/0 به دست آمده است .
3-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز
برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب همسانی درونی که از طریق آلفای کرونباخ محاسبه می شود استفاده گردید. در این روش ابتدا ضریب آلفای کلی پرسشنامه بدست آمده و سپس با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات ، سوالات نامناسب شناسایی می شوند .
جدول3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده
آلفای کرونباخ کلی

تعداد سئوالات
تعداد نمونه

72/0

24

106

همانگونه که از جدول فوق مشخص است مقدار ضریب آلفای محاسبه شده برابر 72/0 می باشد که ضریب پایایی قابل قبولی می باشد. در مرحله بعدی جهت حذف سئوالات نامناسب با محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات در جدول 3-2 پرداخته شده است .

جدول3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات

میانگین مقیاس در صورت
حذف سئوال
واریانس مقیاس
در صورت حذف سئوال
همبستگی کلی
سئوال تصحیح شده
آلفای کلی در صورت حذف سئوال
شماره سئوال
51/70
452/102
269/0
713/0
1
29/71
463/106
015/0 –
736/0
2
62/70
327/101
306/0
711/0
3
27/71
467/101
191/0
718/0
4
52/71
313/96
427/0
700/0
5
70/71
342/98
359/0
705/0
6
39/71
301/98
344/0
706/0
7
59/71
815/95
495/0
.696/
8
84/71
658/96
510/0
.696/
9
12/72
228/104
092/0
725/0
10
63/71
452/95
470/0
698/0
11
14/71
543/95
441/0
698/0
12
28/71
062/94
546/0
691/0
13
77/71
151/101
211/0
717/0
14
96/71
069/106
011/0
732/0
15
68/70
992/101
233/0
715/0
16
32/71
129/104
081/0
727/0
17
26/72
713/96
377/0
703/0
18
23/72
339/106
006/0
731/0
19
41/72
524/100
259/0
713/0
20
71/72
086/106
025/0
729/0
21
77/71
548/95
424/0
699/0
22
10/72
251/99
281/0
711/0
23
43/71
797/99
185/0
721/0
24

همانگونه که از جدول 3-2 مشخص است سئوالهای 2 و 19 که با رنگ قرمز مشخص شده اند سئوال نامناسب تشخیص داده شده و در صورت حذف آن ضریب پایایی تا حدودی افزایش می یابد.
3-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان 366(CERQ):
پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان توسط گارنفسكي367 و همكاران ( 2002 )، تدوين شده است. اين پرسشنامه دارای 36 سوال و چند بعدي است كه جهت شناسايي راهبردهاي مقابله اي شناختي افراد پس از تجربه كردن وقايع يا موقعيتهاي منفي مورد استفاده قرار مي گيرد. برخلاف ساير پرسشنامه هاي مقابله اي كه به صورت آشكار بين افكار فرد و اعمال واقعي وي تمايز قايل نمي شوند، اين پرسشنامه افكار فرد را پس از يك تجربه منفي يا وقايع آسيب زا ارزيابي مي كند. اين پرسشنامه يك ابزار خود گزارشي است و داراي 36 ماده مي باشد. اجراي اين پرسشنامه خيلي آسان است و براي افراد 12 سال به بالا (هم افراد بهنجار و هم جمعيت هاي باليني) قابل استفاده مي باشد. پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) نه راهبرد شناختي سرزنش خويش368، پذيرش369، نشخوارگري370، تمركز مجدد مثبت371، تمركز مجدد بر برنامه ريزي372، ارزيابي مجدد مثبت373، ديدگاه پذيري374، فاجعه انگاري375 و ملامت ديگران376 را ارزيابي مي كند. گارنفسكي و همكاران ( 2002)، اعتبار و روايي مطلوبي را براي اين پرسشنامه گزارش كرده اند. ساختار عاملی و اعتبار این ابزار در ایران توسط امین آبادی و همکاران (1390) ، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از 36 سوال مورد بررسی تنها 26 سوال در 4 عامل به نام های سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، کنار آمدن و پذیرش، مثبت اندیشی و سرزنش دیگران جای گرفتند. لذا از فرم 26 سوالی پرسشنامه در پژوهش حاضر استفاده گردیده است. نمره گذاري اين پرسشنامه در يك پيوستار 5 درجه اي (هميشه،اغلب اوقات، معمولا، گاهي ، هرگز ) به ترتيب از چپ به راست از1 تا 5 نمره گذاري مي شوند و نمرات بدست آمده با هم جمع مي شوند. نمرات هر يك از مؤلفه ها ممكن است از 4 تا 20 نمره در نوسان باشد. نمرات 4 تا 20 هر مؤلفه ميزان كاربرد آن راهبرد را مشخص مي كند. ممكن است در هر كدام از مؤلفه ها يكي ازمواد بدون پاسخ باشد كه در اين صورت آن
مواد با متوسط ديگر مواد نمره گذاري مي شود.
راهبردهاي تنظيم هيجان شناختي عبارت اند از:
• سرزنش خود: خود را مسئول و مقصر دانستن در تجربيات تلخ. كسي كه در وقايع پيش آمده به سرزنش خودگناه است. احساس گناه بالا ممكن است منجر به بيماري هاي رواني چون افسردگي باشد گفته مي شود سبك هاي اسنادي در سرزنش خود دخيل هستند و با افسردگي و ديگر بيماري هاي رواني نيز مرتبط مي باشند (گارنفسكي،2002)؛ سرزنش خود در سطح رفتاري با بازده مثبت در عملكرد همراه مي شود (گارنفسكي ،کومر377 ، کرائج378؛2002 ).
• پذيرش: دلالت دارد بر پذيرش رويداد و تجربه تلخ و كناره گيري از آنچه روي داده است. پذيرش يك راهبرد مقابله اي است كه رابطه مثبت و تعديل كننده اي با ميزاني ازخوش

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، مصرف مواد، کمبود توجه

هستند با درگیري اولیه با الکل و سایر مواد، مرتبط هستند. یک مطالعه جدید اشاره کرده است که الکلیسم والدین از طریق استرس و اثر منفی آن، کاهش نظارت والدین و افزایش تهیج پذیري مزاجی آنان، می تواند بر مصرف مواد نوجوانان تاٌثیرگذارد.
– عوامل خطرساز اجتماعی
کودکان از طریق مصرف الکل توسط همسالان و نگرشهاي آنان نسبت به مصرف مواد ، تحت تأثیر قرار می گیرند. نوجوانانی که دوستانشان به الکل و سایر مواد دسترسی دارند بطور فزاینده در معرض خطر بوده و احتمال زیادي براي تبدیل آنها به مصرف کننده مواد وجود دارد. بزرگسالان اغلب از طریق همسالانشان به این صورت تأثیر می پذیرند که ماده خاصی را انتخاب کنند.
– عوامل خطرساز وراثتی
از قدیم یک عامل وراثتی که بر افزایش احتمال اعتیاد به الکل تأثیر می گذارد فرض شده است. به عنوان مثال، پسران و دختران افراد الکلیسم سه یا چهار برابر بیشتر احتمال دارد که نسبت به افرادي که تاریخچه خانوادگی الکلیسم ندارند، به عنوان یک الکلیک رشد کنند. به همین دلیل، اعتیاد به سایر مواد نیز با یک تاریخچه خانوادگی الکلیسم مرتبط است. برخی از افراد، پس از نخستین حمله ناشی از مصرف الکل سطح پایین تري از یک انتقال دهنده عصبی به نام سروتونین را نشان داده اند. بنابراین، ممکن است تعدادي از افراد الکلی یک کاهش از پیش تعیین شده در این انتقال دهنده عصبی داشته باشند. در واقع، مصرف الکل تلاشی براي رهائی از این عدم تعادل انتقال دهنده عصبی است . به عبارت دیگر ممکن است نوعی از الکلیسم با کمبود سروتونین مرتبط باشد و نوعی دیگر، از سایرکمبودهاي زیست شناختی ناشی شود.
– عوامل خطرساز دارو شناختی
داروشناسی عبارتست از مطالعه داروها و اثرات آنها بر بدن. چندین عامل داروشناختی ، خطر ادامه مصرف، سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند (لاندري215،1993).
بسياري از پژوهشگران حوزه اعتياد و به ويژه اكثر افراد عادي جامعه، بر اين باورند كه ساختمان شخصيت برخي افراد براي پذيرش اعتياد مساعدتر از ديگران است. اينان مي پندارند كه اين زمينة مساعد بي گمان شرط اوليه و لازم ابتلا به اعتياد ا ست و بدين ترتيب مسأله را بيش از حد ساده مي انگارند. تنها مزيت اين كار آن است كه به مسأله، ظاهري روشن و آشكار مي بخشد (برژره،1987). بدين ترتيب عواملي وجود دارند كه احتمال يا امكان سوء مصرف مواد و اعتياد را افزايش مي دهند. عوامل خطرساز در گرايش به اعتياد ضامن اعتياد در آينده نيستند ، بلكه بيشتر پيش بيني كننده ها و شاخصهاي اعتياد بالقوه هستند(لاندري،1993).
برخی از منابع دیگر، عوامل خطر آفرین اعتیاد را در قالب مقوله هائی متفاوت از نوع ذکر شده، اما با ماهیتی کم و بیش یکسان دسته بندي کرده اند که در جدول 2-1 به آن اشاره شده است .

جدول 2-1 عوامل مخاطره آفرین در گرایش به سوء مصرف مواد

عوامل مخاطره آفرین فردي

عوامل مخاطره آفرین محیطی و بین فردی

عوامل مخاطره آفرین اجتماعی
• دوره نوجوانی
• استعداد ارثی
• صفات شخصیتی
• صفات ضد اجتماعی
• پرخاشگري
• اعتماد به نفس پائین
• اختلالات روانی
• افسردگی
• فوبی
• نگرش مثبت به مواد
• موقعی تهاي مخاطره آفرین
• ترك تحصیل
• بی سرپرستی
• تأثیر مثبت مواد بر فرد
• عوامل مربوط به خانواده
• غفلت از فرزندان
• وجود الگوي نامناسب در خانواده
• خانواده آشفته
• عوامل مربوط به دوستان
• دوستان مصرف کننده مواد
• عوامل مربوط به مدرسه
• فقدان حمایت
• فقدان محدودیت
• عوامل مربوط به محل سکونت
• شیوع خشونت و اعمال خلاف
• فقدان قوانین و مقررات جدي ضد مواد مخدر
• بازار مواد
• مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
• کمبود فعالیتهاي جایگزین
• کمبود امکانات حمایتی،مشاور هاي و درمانی
• توسعه صنعتی، محرومیت اقتصادي اجتماعی
(منبع : رحیمی، :1376 1و2و4)

همچنین الگوی شروع مصرف را می توان به صورتی که در نمودار 2-1 آمده است، نشان داد :

نمودار 2-1 الگوي کلی شروع مصرف
(اقتباس از گلانتز و هارتل)

2-3- اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)216
2-3-1 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)217 و علایم تشخیصی
اختلال بیش فعالی- کاستی توجه (ADHD ) مجموعه ای از علائم و نشانگان است که با پر تحرکی و رفتارهای تکانه ای و محدودیت میزان توجه که منجر به اختلال تمرکز می شود، قابل تشخیص است. این اختلال نخستين بار در سال ١٨٦٣ توسط هاينريش هافمن218 توصيف گرديد (نجمی،2007). برای تشخیص گذاری، نشانه ها باید حداقل شش ماه دوام داشته باشد و نخستین بار بعد از سه سالگی و قبل از هفت سالگی شروع شده باشد (کاپلان219 ، سادوک220، 2005). محققان دريافته اند كه اختلالهاي رفتاري معمولا نخستين بار در سال هاي آغازين دوره ابتدايي مشاهده مي شوند (يوسفي، 1377 ). اختلالهاي رفتاري به طور چشمگيري بر عملكرد تحصيلي- اجتماعي كودكان، تأثير منفي مي گذارند و احتمال ابتلا به بيماري هاي رواني در دوره بزرگسالي ر ا افزايش مي دهند ( عدل، 1372 ) .
اين اختلال یکی از شایعترین اختلال عصبی رفتاری است که در مراجعان به درمانگاههای روانپزشکی کودک و نوجوان مشاهده می شود (ویلنز221، فارائون222، بیدرمن223 ،گاناواردن224،2004 ). تشخیص دیرهنگام این اختلال می تواند پیامدهای
زیانباری از جمله سوءمصرف مواد و اختلال در روابط اجتماعی، تحصیلی و شغلی را در پی داشته باشد (بیدرمن ، فارائون ، کینان225 ، کنی 226، تسوانگ227 ، 1990؛ بیدرمن و همکاران،1992؛ فارائون و همکاران،1995؛ غنی زاده، بهره دار و معینی، 2006؛ توکلیان، داوری آشتیانی، عربگل و امینی،2003 ). زمانی این اختلال یک بیماری دوران کودکی تلقی می شود که تأثیر اندکی بر عملکرد دوره بزرگسالی بگذارد، در حالی که تحقیقات اخیر نشان داده اند که تعداد زیادی از کودکان ADHD، در طول زندگیشان اثراتی از مهار گسیختگی، تکانشگری، به هم ریختگی، بی توجهی و بی ثباتی هیجانی را تجربه می کنند (تیتر228،1998). ویژگیهای دیگر این بیماری، ناپایداری عاطفی، عصبانیتهای ناگهانی و شدید، پاسخهای هیجانی شدید، آشفتگی در انجام کارها، بی ثباتی در روابط بین فردی، ناکامی شغلی و تحصیلی، سوء مصرف الکل و پاسخهای غیرمعمول به روان درمانی می باشد (کاپلان وسادوک،2000). مشکلات کاری افراد بیش فعال احتمالاً به دلیل پیشرفت تحصیلی پایینتر، مشکلات یادگیری قبلی، مشکلات تکانه ای بود و …آنهاست. علاوه بر موارد فوق، در مطالعات مختلف وضعیت ازدواج و شغل آینده مبتلایان، به این بیماری نشان داده شده است. کارکرد بزرگسالان واجد اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ممکن است در بعضی زمینه ها خوب و در برخی نامطلوب باشد. با آگاهی از این موضوع، درمانگر و فرد مورد نظر می توانند برای تقویت تواناییها و جبران ضعف در دیگر زمینه ها راهکارهایی پیدا کنند (تیتر،1998). تأثیر منفی این اختلال بر وضعیت تحصیلی و شغلی، زندگی اجتماعی، ثبات روابط نزدیک و مهارت حل مسأله (پاری229 و همکاران، 2002) و نیز مفید بودن روش خود گزارشگری در تشخیص این اختلال در بزرگسالان و توصیه برخی مطالعات به بررسی این بیماری در دانشجویان (فولوایلر230، 1999) و نیز پاسخ مناسب و مؤثر درمانی (در صورت تشخیص به موقع این اختلال) پژوهشگران (عربگل و همکاران) را بر آن داشت تا به بررسی این اختلال در بزرگسالی بپردازند . اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه يك اختلال مولتي فاكتوريال بوده و اتيولوژي دقيق آن ناشناخته است(دلی231،2004).ولي مي توان به نقش عوامل رواني اجتماعي، بيولوژيكي، ژنتيكي، عوامل محيطي، تغذيه اي، وزن كم زمان تولد، عوامل خانوادگي ، مصرف تنباكو در طي حاملگي مادر، سابقه فاميلي، استرس رواني در حاملگي و آسيب هاي جزيي(بردهتر232،2006؛یوشیمسو233،2006) اشاره كرد. اختلالات رواني و رفتاري نظير اختلال عملكرد، بي اختياري ادراري، اختلال وسواس و اختلال اضطرابي ممكن است ADHD را همراهي كند(بیدرمن234، 1991؛حیرانی، 1381 ).
اين اختلال كه با ويژگيهاي كلي بي توجهي، عدم تمركز تكانشگري و ناآرامي مشخص مي شود، كاركرد كودك را در مدرسه، خانه و جامعه مختل ساخته، به نحوي كه در صورت عدم درمان، خطر شكست تحصيلي، سوء مصرف مواد و اختلالات روانپزشكي بالا مي رود(والنت235 و سیتل236، 2001) . به جز بيش فعالي،نقص دامنة توجه، ضعف تمركز، حواسپرتي و مشكلات همراه با بيقراري و دمدمي مزاج بودن، كودكان مبتلا اغلب دچار ناتواني در يادگيري و مشكلات هيجاني نيز مي باشند اثرات زيانبار اين اختلال بر جامعه مانند: صرف هزينه هاي گزاف، تنيدگي در خانواده، آشفتگي در مدرسه، استعداد ارتكاب جرايم و سوء مصرف مواد، تداوم اختلالات روانپزشكي تا بزرگسالي در مطالعات مقطعي و گذشته نگر متعددي مطرح شده است (عربگل،2004).
این اختلال 5-3 در صد کودکان را مبتلا می کند و موجب تحرک و فعالیت بیش ازاندازه و یا کاهش توجه و تمرکز بیماران می شود( سادوک و سادوک ،2000). خطر ابتلا در دوقلوهای تک تخمکی بیش از دو تخمکی بوده است. هم چنین احتمال ابتلای پسران ، دو تا نه برابر دختران گزارش شده است. برخی بررسی ها نشان داده اند که فراوانی موارد ابتلا به ADHD در خانواده های دختران مبتلا بیشتر از خانواده های پسران مبتلا است (اسمالی237 و همکاران،2000).
این اختلال به صورت الگوي پايدار كمبود توجه و يا رفتارهاي فعال و تكانه اي تعريف مي شود كه از آنچه معمولاً در كودكان هم سن و يا سطح رشد مشابه ديده مي شود شديد تر است. علايم بيماري بايد قبل از 7 سالگي شروع شده و حداقل به مدت 6 ماه طول كشيده باشد و همراه با اختلال عملكرد در دو موقعيت خانه، مدرسه وارتباط با همبازي كودك باشد اين كودكان در خانه از والدين خود پيروي نكرده و تكانشي عمل مي كنند و دچار بي ثباتي هيجاني بوده و تحريك پذير هستند و در مدرسه قادر به انجام تكاليف نبوده و نيازمند به توجه بيشتر از سوي معلمين مي باشند.
گرچه پژوهش ها درباره خانواده کودکان مبتلا به ADHD دارای سابقه بیست وپنج ساله است ، با این حال خاطر نشان شده است که نقش عوامل خانوادگی در ابتلا به این اختلال کمتر مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از سئوالات در مورد خصوصیات خانوادگی کودکان مبتلا به این اختلال هنوز بدون پاسخ مانده است (جانستون و ماش238،2001 ) . استورمونت- اسپرگین و زنتال (1996) کودکان مراجعه کننده به کلینیک ها ی درمانی را که تشخیص اختلال بیش فعالی دریافت کرده بودند با کودکان عادی مقایسه کردند. نتایج نشان داد که خانواده های کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی با خانواده های کودکان عادی در پاره ای موارد (سابقه بیماری روانی در والدین، ترتیب تولد و …)دارای تفاوت معنا دار می باشند (استورمونت- اسپرگین239 ، زنتال240،1996 ) . میزان بالای اختلالات اضطرابی در خویشاوندان زن کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی گزارش می شود(پرین241 ، لاست242،1996 ).
مطالعات اخير نشان داده
اند كه ADHD مي تواند تا سالهاي نوجواني و بزرگسالي ادامه يابد(فولر2431991؛ ولدیزن244،2006). اختلال بیش فعالی- کمبود توجه يك اختلال رواني متداول در بالغين است كه عليرغم انتشار مطالعات وسيع از اواسط دهه 1970 تا سالهاي اخير به ندرت در بالغين تشخيص داده مي شود (وندر245،2000 ). طي كنترلهاي طولاني مدت نشان داده شد كه اين اختلال در تعداد قابل اندازه گيري از بالغين كه در كودكي ADHD بودند، وجود دارد (برینس246، 2007؛کیت247،2009).
علائم ADHD در گروههاي سني متفاوت، مشابه مي باشد چون علائم اين اختلال در افراد بالغ به روشني علائم در كودكان نمي باشد، ممكن است اين اختلال را در مورد بيمار قطعي ندانند (کاپلان و سادوک،1985) . علائمي از جمله بيش فعالي حركتي، بي توجهي، پاسخ هيجاني شديد، آستانه تحريك پايين و عصبانيت هاي ناگهاني و شديد، تكانشگري و ويژگي ارتباطي ضعيف و پرتنش و بي ثباتي در روابط بين فردي، همچنين ناكامي شغلي و

پایان نامه ارشد رایگان درمورد متادون، مصرف مواد، سوء مصرف مواد

معتاد اصلي است، 880000 نفر مصرف كننده تفنني و 500000 نفر نيمه معتاد هستند. اگر نسبت به جمعيت همه اين ارقام را جمع بزنيم در حدود 4 درصد خواهد شد. البته اگر فقط عدد اول را محاسبه كنيم كمتر از2 درصد معتاد خواهيم داشت. از كل معتادان كشور 6/18 تا 4/21 در تهران زندگي مي كنند، كه 300000 نفر ترياك، 324000 نفر شيره و 72000 نفر هرويين مصرف مي كنند. شيوع مصرف مواد قبل از ده سالگي در سال 1375 صفر درصد بوده ولي در سال 1377 به 12 درصد رسيده است كه اين امري وحشتناك است، زيرا سن قبل از ده سالگي سن رشد است يعني سني كه ما براي تربيت نسل آينده سرمايه گذاري مي كنيم. شروع مصرف قبل از 15 سالگي و بين 15 تا 19 سالگي در طول اين سالها به ترتيب از 3/3 درصد و از 12 به 2/22 درصد افزايش داشته است )موسوی ،1388).
2-2-5 نشانه هاي سوء مصرف مواد
در نتيجة مصرف افيون چند نشانة فيزيولوژيكي ايجاد مي شود كه علت آن اثر دارو بر چندين منطقة مغز است. آثار جسماني عمدة اين داروها كاستن از ادراك درد است. افيونها عموماً با اولين مصرف موجب تهوع و استفراغ مي شوند. آنها همچنين موجب تنگي آشكار مردمك مي شوند كه به « مردمك نوك سوزني190 » معروف است. اين علامت معمولاً در معتادان هرويين ديده مي شود. افيونها حركت غذا در مسير گوارش را كُند مي كنند و به همين خاطر موجب يبوست مي شوند. در واقع، هزاران سال افيونها را براي درمان اسهال و اسهال خوني بكار برده اند، و هنوز هم براي اين منظور استفاده مي شوند. آثار اين داروها بر دستگاه عصبي خودمختار ظريف تر از آثار داروهاي محرك است، آنها اثر زيادي روي قلب ندارند، ولي فشار خون را كاهش داده و موجب عرق كردن مي شوند. گرچه اثر ذهني اولية هرويين به ارگاسم جنسي شباهت دارد، مصرف مزمن آن با كاهش سايق جنسي و كژكاري جنسي همراه است. جدي ترين اثر فيزيولوژيكي، اُفت تنفسي است، وقفة تنفسي رايج ترين علت مرگ ناشي از مصرف بيش از حد است (روزنهان و سليگمن، ترجمه سيد محمدي،1380).
2-2-6 انواع مواد اعتيادآور
اگرچه تعداد مواد اعتيادآور بسيار زياد هستند و هر يك از اين مواد آثار و عوارض خاصي بر روي جسم و روان فرد مصرف كننده بر جاي مي گذارند، ولي بطور كلي تمامي اين مواد به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند:
1- كُند كنند ه ها191
2- محرك ها192
3- توهم زاها193 (موسوی،1388).
يك ماده مخدر مي تواند حداقل سه اسم متفاوت داشته باشد: «ماده شيميايي» ،«جنسي» و« تجارتي». آنهايي كه مصرف دارويي مشروع دارند ممكن است تحت انواع متفاوتي از اسامي تجاري نام گذاري شوند. اسامي تجاري با حرف بزرگ شروع مي شوند، در حالي كه«ماده شيميايي»،«جنسي» با حرف كوچك شروع مي شوند (ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران،1384).
-كُند كننده ها
كُند كننده ها موادي هستند كه گيرنده هاي درد اعصابِ بدن را از كار مي اندازند، و دردهاي رواني راهم سد مي كنند و در نتيجه مصر ف كننده از نظر عاطفي و عملكرد زندگي فردي سست، آرام و كُند مي شود. اين افراد احساس دلهره و نگراني كمتري را در زندگي تجربه مي كنند (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387). مصرف اين مواد منجر به وابستگي رواني و جسمي، يعني اشتياق براي مصرف شده، ترك آنها باعث فشارهاي رواني و جسمي مي شود. مشتقات ترياك (هرويين، مورفين، كديين) و آرام بخشهايي مانند ترياك از قبيل متادون اغلب در دسته ناركوتيك ها قرار مي گيرند. دسته كندكننده ها شامل مواد استنشاقي هم مي شود، يعني دسته اي از مواد متنوع كه به آساني قابل دسترسي هستند و معمولاً در خانه ها موجود است، از قبيل چسب، تينر نقاشي، اسپري مو و پاك كننده لاك ناخن. هنگام استنشاق احساس ضعفي را بوجود مي آورند كه مي توانند باعث مستي شوند ماند آنچه الكل به دنبال دارد (ابادينسكي، ترجمه كريمي وهمكاران،1384). باربيتورات ها و بنزوديازپين ها نمونه هايي از كندكنندهاي سيستم عصبي مركزي هستند. فنوباربيتال،آموباربيتال (آميتال) و سكوباربيتال (سكونال) نمونه هايي از باربيتورا تها هستند. بنزوديازپين ها شامل آرامبخش هايي همچون: ديازپام (واليوم)، آلپرازولام (زاناكس)، اوكزازپام (سراكس)، لورازپام (آتيوان)، كلونازپام(لكونوپين) و كلروديازپوكسايد (ليبريوم).
علامتها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
– حالت خواب آلودگي
– گفتار بريده بريده
– فقدان هماهنگي
– اختلال حافظه
– گم گشتگي
– تنفس آهسته و كاهش فشار خون
– سرگيجه
– افسردگي
شايع ترين موارد مصرف كند كننده در كشور عبارتند از: ترياك، سوخته ترياك، شيره ترياك، هرويين،كراك (هرويين فشرده)، تمجيزك/ نورجيزك، داروهاي آرام بخش- خواب آور، الكل، مواد استنشاقي (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387).
مواد استنشاقي
علامت ها و نشانه هاي مصرف استنشاقي بستگي به مواد استنشاقي دارد. بعضي موارد استنشاقي رايج شامل: چسب، تينرهاي نقاشي، مايع غلط گيري، ماژيك، بنزين، محلول هاي پاك كننده و فرآورده هاي افشانه خانگي. هنگام استنشاق، اين فرآورده ها ممكن است باعث مسموميت كوتاه مدت و كاهش بازداري احساسات شوند. استفاده طولاني مدت ممكن است باعث حمله هاي صرع و آسيب به مغز، كبد و كليه ها شود. همچنين استفاده از استنشاقي ها ممكن است باعث مرگ شود (موسوی، 1388). مشكل سوء مصرف اين مواد بسيار بيشتر از حد قابل تصور است و در همة كشورها چه جوامع صنعتي و چه غيرپيشرفته اين مواد وجود دارند. اين مواد بصورت گسترده در دسترس اند و به صورت قانوني و به قيمت ارزان قابل خريداري اند.
مواد استنشاقي، سرخوشي سريعي ايجاد مي كنند. افرادي كه به فواصل كوتاه و به صورت شديد از اين مواد استنشاق مي كنند، معمولاً سردرد دارند. كساني كه از اين مواد استفاده مي كنند، به سه گروه تقسيم كرده اند:
1- بزرگسالان وابسته به مواد استنشاقي
2- مصرف كنندگان چند دارو(ماده)194
3- افراد جوان وابسته به مواد استنشاقي
گروه اول: چون به مدت طولاني و زياد از اين مواد استفاده كرده اند، مشكل جدي دارند. اگرچه اغلب افراد سوء مصرف كننده مواد استنشاقي از ديگر مواد يا الكل هم استفاده مي كنند، ولي گروه اول بطور غالب (حتي اگر ساير مواد هم در دسترس باشد) مواد استنشاقي را بكار مي برند. گروه دوم: تنها در صورتي كه ساير مواد و مادة اصلي مورد مصرفشان در دسترس نباشد، از اين مواد مصرف مي كنند و مشكل آنها ببيشتر به ساير مواد مربوط مي شود. گروه آخر كه افراد جوان مصر ف كننده اين مواد هستند، دورة كوتاهي اين مواد را تجربه كرده اند. همانطور كه ممكن است الكل يا سيگار حتي ماري جوانا را تجربه كرده باشند. براي اينكه اين افراد همانند گروه اول مشكل شان سخت و جدي نشود، مداخلات و درمان هاي رفتاري براي آنان بسيار مهم است. بعضي گزارش ها وجود خشونت بيشتر را در افراد وابسته به اين مواد ذكر كرده اند و معمولاً اين افراد رفتارهاي اجتماعي ضعيف تري دارند. بسياري از اختلالات عصب شناختي 195مانند انسفالوپاتي يا پاركينسونيسم يا عدم تعادل مخچه اي 196 مي توانند ايجاد شوند. علايمي كه در ضمن مصرف اين مواد ممكن است ديده شود عبار ت اند از: سرگيجه، نيستاگموس، تكلم نامفهوم، لتارژي، كاهش رفلكس ها، لرزش، ضعف عضلاني عمومي، تاري ديد و به ندرت اغما (نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي،1387 ).
هزاران سال است كه از مواد اپيوييدي براي از بين بردن درد استفاده مي شود. اپيوييدها را مي توان ازنظر طبيعي يا صناعي بودن به دو گروه تقسيم كرد:
اپيوييدي هاي طبيعي عبارت اند از: ترياك، شيره، پاراگوريك.
اپيوييدي هاي صناعي عبارت اند از: مورفين و اپيوييدهاي مشابه آن (متادون،LAAM،پروپوكسي فن،Darron) مپريدين و اپيوييدهاي مشابه آن (مپريدين، پتيدين، آنيلريدين، ديفنوكسيلات، فنتانيل، لپروميدآلفاپرودين) و ديگر اپيوييدها (پنتازوسين، بوپره نورفين، بوترفانل، نولبوفين، نالوكسان، نالتركسون و …). از اوايل دهة 1970 ، دانشمندان متوجه شدند كه مواد اپيوييدي به محل هاي اختصاصي (گيرنده ها) در مغز و بدن متصل شده، اثرات خود را بروز مي دهند. در بدن موادي به نام اندورفين وجود دارند كه با اين گيرنده ها تركيب مي شوند. نوع ديگر طبقه بندي مواد اپيوييدي برحسب آگونيست خالص يا آگونيست نسبي يا آنتاگونيست بودن آنان است:
اپيوييدي هاي آگونيست خالص عبارت اند از: مورفين، متادون، اكسي كدون، مپريدين، پروپوكسي فن،هرويين، ترياك، شيره، هيدرومورفون، فنتانيل و كديين.
اپيوييدي هاي آگونيست نسبي (آگونيست، آنتاگونيست) عبارت اند از: پنتازوسين (تالوين)، نالبوفين، بوپره نورفين، بوتورفانول، و آنتاگونيست هاي اپيوييدي عبارت از: نالوكسان و نالتركسون (نادري، بينازاده،صفاتيان و پيوندي، 1387).
شبه افيون يها197 مخدر هستند، داروهاي مسكن بطور طبيعي از ترياك يا بطور مصنوعي توليد مي شوند. اين نوع از داروها شامل: هرویين، مورفين، كديين، متادون و اكسي كدون (اكسي كنتين). علامت ها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
• كاهش احساس درد
• آرامش با داروي مسكن
• افسردگي
• گم گشتگي
• يبوست
• تنفس آهسته
• نشانه هاي سوزن (اگر داروها تزريقي باشد). (بر گرفته از تحقیق موسوی،1388)
– محرك ها
مواد محرك كه موجب وابستگي شديد مي شوند عبارت از: كوكايين، آمفتامين، متلين دي اكسي آمفتامين، فن فرازين، فن دي فرازين، دي اتيل بروپيون، متيل فنيديت (ريتالين) و متامفتامين. از مواد محرك با وابستگي كم نيز مي توان از كافيين، نيكوتين، فني لپروپانولامين، افدرين، سودوافدرين، تئوفيلين، فن فلورامين،استريكنين نام برد (نادري، بينازاده، صفاتيان و پيوندي،1387 ).
اين مواد به شكل پودر سفيد مايل به قهوه اي روشن بوده و به صورت قرص و كپسول در رنگ ها واندازه هاي مختلف وجود دارد و حتي بصورت محلول (قابل تزريق) نيز وجود دارد . شايع ترين مواد محرك در كشور عبارتند از: شيشه، اكستازي، قرص ريتالين (متيل فنيديت )) گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان، 1387).
علامت ها و نشانه هاي مصرف و وابستگي به اين داروها شامل:
• شنگولي
• كاهش اشتها
• گفتار سريع
• تحريك پذيري
• بيقراري
• افسردگي ناشي از كم شدن داروها
• احتقان بيني و آسيب غشاء مخاطي در مصرف كنندگاني كه از راه بيني دارو مصرف مي كنند.
• بي خوابي
• از دست دادن وزن
• افزايش ضربان قلب، فشار خون و دما
• پارانوييد
آهسته شدن هدايت قلبي، تشنج و كاهش اكسيژن مغز، خستگي و از پا افتادگي جسماني، آسيب ديدن قضاوت هوشياري فرد، حالت هاي سايكوتيك، خشونت، كاهش ميزان نوروترانسميترها، تخريب عصبي، رفتارهاي پرخطر (تزريق هاي مشترك، تصادف با اتومبيل، بي بند و باري جنسي و … ) از جملة عوارض مصرف حاد محرك ها با دوز بالا هستند و سايكوز، كاهش طولاني مدت نوروترانسميترها، تخريب عصبي،آسيب به عروق مغزي، آسيب به عملكرد شغلي، خانوادگي و اجتماعي از عوارض مصرف مزمن محرك ها هستند(نادري، بينازاده، صفاتيان و پيوندي، 1387).
مواد محرك خوشي ذهني عميق و
در عين حال همراه با هوشياري ايجاد مي كنند. لذات معمولي را مهم جلوه داده و دلواپسي ها را كاهش، اعتماد به نفس و تسلط بر ادراك و احساسات را افزايش مي دهند. موانع اجتماعي كاهش داده مي شوند و ارتباط بين افراد آسان مي شود. همه جنبه هاي محيط فردي با كيفيت هاي بيشتر اما بدون تحريف ادراكي توه مآور شكل مي گيرد. شور و حساسيت هاي جنسي افزايش داده مي شوند (ابا دينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384).
– توهم زاها
موادي كه حالت آگاهي و ادراكي فرد را تغيير مي دهد. فرد مصرف كننده چيزهايي را كه وجود ندارد، مي بيند و مي شنود و حالت هايي از ديوانگي را تجربه مي كند (گروه نويسندگان ارتقاي سلامت ايرانيان،1387). داروي توهم زا، درك نادرست يا تحريف شده اي از موضوعات يا وقايع با حسي جذاب از واقعيت آنها. مواد توهم زا هم به شكل مصنوعي و هم طبيعي وجود دارند. آنها دستگاه عصبي مركزي را به گون هاي تحريك مي كنند كه عملاً توانايي تعديل در

پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، کمبود توجه، استعداد اعتیاد

ن اهداف (تامپسون25، 1994). تنظيم هيجان مي تواند آگاهانه يا ناآگاهانه، زودگذر يا دائمي و رفتاري و يا شناختي باشد، تنظيم هيجان رفتاري، نوعي از تنظيم هيجان است كه در رفتار آشكار فرد ديده مي شود نسبت به تنظيم هيجان شناختي كه قابليت مشاهده ندارد و زودگذر است. تنظيم هيجان موفق همراه با دستاوردهاي مثبت مي باشد، دستاوردهايي چون رشد صلاحيت هاي اجتماعي (ایزنبرگ26، 2000)، سلامتي به كارگيرنده تنظيم هيجان و در مقابل، هيجان تنظيم نشده با اشكال برجسته آسیب های روانی همراه است .مثلا گفته شده است كه عدم تنظيم هيجان مي تواند منادي رفتارهاي مشكل آفريني همچون خشونت باشد(دیلون27 و همکاران، 2007). پژوهش ها نشان داده اند كه طبقه قدرتمندي از تنظيم هيجان شامل راههاي شناختي اداره اطلاعات هيجاني تحريك كننده است (آسخنر، گروس28، 2005).
اعتیاد یک بیماری جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی29 است که در شکل گیری آن زمینه های پیش اعتیادی متعددی نقش ایفا می کنند. مطالعات نشان داده اند اعتیاد در مصرف کنندگان نیکوتین، الکل و تریاک تنها در بخش کوچکی از جمعیت که به مصرف مزمن مواد می پردازند روی می دهد. به عبارتی این مطالعات سه نکته را نشان می دهند که 1- تمام افرادی که با مواد مخدر مواجه نمی شوند وابسته یا معتاد نمی گردند. 2- مواجه طولانی با مواد مخدر شرط کافی برای اعتیاد نیست. از سوی دیگر برخی اشخاص تنها بعد از چند بار مواجه شدن با مواد معتاد می شوند 3- کسانی که مستعد اعتیاد هستند به مصرف مواد چندگانه تمایل دارند (هیرویی30 ، آگاتسوما31، 2005). نظریه استعداد اعتیاد32 بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که واکنش پذیری بالا و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی بیشتر، از عوامل خطر زا برای سوء مصرف کنندگان مواد است (ابوالقاسمی و همکاران، 1389). همچنین برخورداری از بیماری روانی زمینه ای یکی از عوامل مستعد کننده برای اعتیاد می باشد.
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی ارثی شایع است که از کودکی وجود داشته و احتمالا علت آن را کاهش عملکرد سیستم های تولید کننده دوپامین در مغز عنوان می کنند (روزلر33 و همکاران، 2000). بررسی شیوع ADHD و شرح حال افراد مبتلا نشان می دهد که شیوع آن در کودکان 3 تا 10 درصد می باشد که یک سوم تا دو سوم آنها تا بزرگسالی هم مشکلاتشان ادامه پیدا می کند و شیوع ADHD در جمعیت افراد بزرگسال عادی 1 تا 6 درصد تخمین زده می شود (وندر34 و همکاران، 2001). لذا بر خلاف گذشته امروزه اعتقاد برآن است که نشانه های ADHD بعد از بلوغ عمدتاً ادامه پیدا می کند (وندر و همکاران، 2001 ؛ فاگل 35و همکاران، 1995). پژوهش های مختلف نشان داده اند که ADHD خطر سوء مصرف مواد، بزهکاری، زندانی شدن، شکست های شغلی، طلاق و مشکلات ازدواج را افزایش می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
با توجه به موارد مذکور سوال اصلی پژوهش این است که آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد یا خیر؟
1-4 – ضرورت و اهميت پژوهش
سوء مصرف مواد موضوعی است که مورد توجه روانشناسان بالینی و روانپزشکان قرار گرفته است چرا که این مسئله دارای عواقب سوء منفی بلند مدت در اقشار مختلف جامعه است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال 2005 ایران بالاتری نسبت معتادان به هروئین و تریاک را در جهان دارد. یکی از عوامل موثر در سوءمصرف کنندگان مواد واکنش پذیری36 است. واکنش پذیری بالا منجر به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی شده و در نتیجه استفاده از مواد مخدر را افزایش می دهد. افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالاً در معرض سوءمصرف مواد بیشتری هستند (دوران37 و همکاران، 2007). هیجان طلبی38 و واکنش پذیری از خصوصیات افرادی هست که واکنش پذیری بالایی در مقابل رویداد های زندگی از خود نشان می دهند. این دو از عواملی هستند که بر رفتار های مشکل زا و به ویژه مصرف مواد و بزهکاری نقش دارند (بیجرک39 و همکاران، 2004؛ کافی40 و همکاران، 2003). هنگامی که فرد برای مصرف مواد مخدر تحت فشار قرار می گیرد مدیریت موثر هیجان ها خطر سوء مصرف مواد را کاهش می دهد. توانایی مدیریت هیجان ها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالا است از راهبرد های مقابله ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند. آنها فشار های ناخواسته دیگران را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند و در نتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان می دهند(ترینیداد41 ، جانسون42، 2002). مطالعات نشان داده است که دانشجویان مبتلا به ADHD دارای مشکلات تحصیلی بیشتری نسبت به دانشجویان عادی می باشند (پاری43 و همکاران، 1999). همچنین نشان داده شده است که اختلال های همزمان با اختلال ADHD در دانشجویان عبارتند از :اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات یادگیری، سوء مصرف مواد مخدر و الکل یا هردو، وابستگی، مشکلات قانونی و اختلالات خوردن (پاری و همکاران، 1995). به طور کلی می توان گفت که ADHD موفقیت اجتماعی، تحصیلی و رشد عاطفی دانشجویان دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
دانشجویان یکی از مهمترین اقشار جامعه می باشند که سلامت جسمی و
روانی آنها منجر به سلامت جامعه خواهد شد. بررسی عوامل زمینه ساز گرایش به اعتیاد در دانشجویان می تواند زمینه را برای پیشگیری های اولیه و ثانویه و سیاست گذاری های ملی و آموزشی فراهم سازد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف از پژوهش حاضر مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد.
1-5- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر عبارتست از « مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی».
اهداف ویژه پژوهش عبارتند از:
– مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
– مقایسه استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
1-6- سئوال‌هاي پژوهش
1- آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
سوالات فرعی مرتبط با سوال اول عبارتند از:
1-1 آیا راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-2 آیا راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-3 آیا راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-4 آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
2- آیا استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
3- آیا بین تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد رابطه وجود دارد ؟
1-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی):
1-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان
تعریف مفهومی: مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد ( تامپسون، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) (گارنفسكي و همكاران 2002 ) بدست می آورد.
1-8-2 استعداد اعتیاد
تعریف مفهومی: نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در مقیاس استعداد اعتیاد (AAS) و مقیاس می بارگی مک اندرو(MAC-R )بدست می آورد.
1-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان:
تعریف مفهومی: اختلال ADHD به عنوان الگوی تکراری بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی توصیف شده است که غالبا شروع آن از هفت سالگی بوده و شدیدتر از آن است که قابل اسناد به رشد طبیعی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000)
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در شاخص بیش فعالی کم توجهی (E) پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز44 (CAARS-S:S) بدست می آورد . افرادی که نمرات آنها بالاتر از نقطه برش باشد به عنوان افراد دارای اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ADHD در نظر گرفته می شوند.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 – مفهوم تنظیم هیجان45
2-1-1 تعریف هیجانات46
هیجان ها داده هایی درونی هستند که بر انگیزه و رفتار اثر می گذارند و در واقع ممکن است مقدم بر شناخت باشند. همچنین داده های تجربی بیان می کنند که هیجان توسط ساختارهای زیرین قشر مخ کنترل می شود و می تواند بر دامنه ای از پردازش های شناختی که شامل سوگیری توجه، سوگیری حافظه و قضاوت و تصمیم گیری است، اثر بگذارد(ولز 47، متیوس48، 1994؛ ویلیامز49، واتس50، مک لود51، متیوس، 1988؛ کلور52 ، پاروت53، 1994). هیجان ها انواع مختلفی دارند؛ از سرخوشی تا تنفر و از وحشت تا ملال گسترده اند(پروین54،1996). یکی از ویژگی های مهم هیجان ها، کیفیت دستوری آ نهاست؛ چیزی که فریجدا55(1986) آن را مهار پیشین56 می نامد؛ بدین معنا که هیجانها می توانند کاری را که در حال انجام آن هستیم متوقف کنند. این ویژگی تنظیم هیجانی را ممکن می سازد.
تنظیم هیجان شامل گسترهاي از راهبردهاي شناختی و رفتاري هشیار و ناهشیار است که جهت کاهش، حفظ یا افزایش یک هیجان صورت می گیرد( گراس، 2001). تنظیم هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرآیندهاي اجتماعی روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(گراس، 2007).
تنظيم هيجان به عنوان يكي از متغيرهاي روانشناختي، مورد توجه بسياري از پژوهشگران قرارگرفته است (براي مثال گلمن57، 1995 ؛ شاته58 و همكاران، 1998 ؛ ماير59، كاروسو 60، سالووي61، 1999 ). شواهد زيادي نشان مي دهند كه تنظيم هيجاني با موفقيت يا عدم موفقيت در حوز ه هاي مختلف زندگي مرتبط است (شاته، مالو62، تورستنسون63، بولار64 ، روك65، 2007؛ جاكوبس6
6 و همكاران، 2008).تنظيم هيجان نقش مهمي در سازگاري ما با وقايع استر سزاي زندگي دارد( آيز نبرگ67، فابس68،2000). هنگامي كه فرد با يك موقعيت هيجاني روبرو مي شود احساس خوب و خوش بيني براي كنترل هيجان كافي نيست بلكه وي نياز دارند كه در اين موقعيت ها بهترين كاركرد شناختي نيز داشته باشد (رضوان،2006). در اصل در تنظيم هيجان به تعامل بهينه اي از شناخت و هيجان جهت مقابله با شرايط منفي نياز است(آسخنر69، 2005)، زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي كنند و تفسيرهاي شناختي تعيين كننده واكنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند (جیمنز70 ، گروس71، 2005). از طرفي تغيير در هر كدام از بخش هاي مختل

پایان نامه با واژه های کلیدی قانون مجازات، مجازات اسلامی، قتل عمد

انگیزه ارتکاب جرم
 به خاطر تمام دلایلی که در بحث راجع به علل ابتلا به الکلیسم و اعتیاد بیان گردید می توان گفت که شخص با اراده خود ، خود را مست می کند تا به منظوری غیر از ارتکاب جرم دست یابد . یکی از نقاط قوت بسیار مهم قانون مجازات اسلامی و تفوق این قانون گذار بر قانون مجازات عمومی همین نکته است که قانون مجازات اسلامی نسبت به این اشخاص طوری می نگرد که این افراد تحت تاثیر عوامل اجتماعی و جبر روان به این ورطه کشیده  شده اند و باید آنها را اصلاح کرد . در حالی که قانون مجازات عمومی این اشخاص را موجوداتی دانسته که به حال اجتماع مضر بوده و با سپردن افسار خود به دست امیال خویش مرتکب بزه گردیده و میکروب اجتماع تلقی می شوند . این سیاست کیفری در حالی بود که در زمان حکومت قانون  مجازات عمومی اسباب مستی به وفور در اختیار مردم قرار می گرفت و هیچ معنی هم از این جهت وجود نداشت . حتی در مورد مواد مخدر هم از سال 1338 به بعد قانون منع استعمال  تریاک و مشتقات آن به تصویب رسید که عملاً اجرا نمی شد و تا مدتها استعمال مواد مخدر هیچ کیفری به دنبال نداشت . در واقع با دست پیش می کشید و با پا پس می داد . در حالی که در سایه حکومت قوانین اسلامی و به خصوص قانون مجازات اسلامی زمینه ارتکاب این نوع جرایم بسیار محدودتر از قبل گردیده و حتی در مواردی هم که ارتکاب می یابد به دید اغماض و از راه عفو قانونی به آن نگریسته می شود . در قانون مجازات عمومی مجازات شدید بود و ضمناً باید شخص اقدامات تامینی را هم تحمل می کرد در حالی که قانون مجازات اسلامی شخص از مسئوولیت کیفری معاف بوده و صرفاً به تحمل اقدامات تامینی و تربیتی محکوم می شود .
ه : مستی غیر ارادی
فرع دیگری از این تقسیم بندی وجود دارد و آن مستی غیر ارادی است . ناگفته روشن است در موردی که شخص هیچ دخالتی در مستی خویش ندارد ، مورد خطاب قانون گذار نخواهد بود و از این جهت موضوع حق و تکلیف قرار نگرفته و هیچ مسئوولیتی از لحاظ کیفری متوجه او نیست .
در واقع باید گفت که هر زمان شخص به کیفر شرب خمر محکوم شد باید سراغ او رفت و پرسید که آیا به منظور ارتکاب جرم خود را مست کرده یا خیر و در این حالت مستی غیر ارادی منتفی خواهد بود . همان طور که گفته شد هرگاه شخص بتواند از اسباب عام رافع مسئوولیت استفاده کند مسئوولیتی از جهت جرم ارتکابی متوجه او نخواهد بود .126
قاعده “الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار”
معنای این قاعده چیست؟ این یک قاعده عقلی است که در بردارنده این مطلب است که انسان دارای اراده آزاد است که مسئول تمام اعمال و رفتارهای خود می باشد و شرایط و مقتضیاتی که بشر را احاطه کرده است اثر قابل توجهی بر روی اعمال و تصمیمات او ندارد و او با اراده ی کامل می تواند از عواملی که او را تحت فشار قرار می دهد دوری کند با آنها به مبارزه بپردازد . اگر فردی مقاومت نکرد و کوشش خود را در راه نابودی آنها به کار نبرد و از اراده خود یاری نخواست تا در دام بزه کاری دچار نگردد دلیل آن است که خود وی مایل بوده که گرایش اعمال بزه کارانه در وی ایجاد گردد .
اگر فردی رفتار ضد اجتماعی پیشه کند ریشه اشتباهات او را نباید در جایی جز در خواسته و میل باطنی او جستجو کرد . زیرا آگاهانه به طرف ارتکاب جرم رفته است . لذا کاملاً گناهگار است و باید به کیفر اعمال نادرست خود برد تا دیگر گرد رفتارهای ضد اجتماعی نگردد .
حال که روشن شد که انسان دارای اراده آزاد است و عواقب اعمال خود را باید متحمل شود ، اگر در این بین کاری کرد که اراده اش سلب شد چنان چه با اراده خود این کار ( سلب اراده ) را کرده باشد ، باز هم شخص دارای اراده فرض می شود . به خاطر اینکه افراد باید عواقب کارهای خود را بسنجد اگر چه این عواقب مستند به اراده مستقیم فرد حین ارتکاب نباشد . دکتر گرجی در این باره می گوید :
«… چون خود او بدون عذر مشروع قصد و ادراک خود فاسد نموده لذا به حکم قاعده عقلیه الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار مانند افراد غیر مست مستحق کیفر است . بنابراین اگر عمداً مرتکب جنایت شد می توان از او قصاص کرد…127»
این قاعده که مورد قبول اکثریت فقهاست مستند حکم به مسئوولیت مست است . البته استدلال دکتر گرجی در استناد به این قاعده عام است و شامل سایر استدلالاتی که در این مورد ممکن است مطرح شود نیز می شود و نامشروع بودن اسباب مستی را نیز در بر می گیرد .
در باب عمد یا غیر عمد بودن جرم ارتکابی نیز با توجه به عمدی بودن استعمال مسکر نیازی به تحقیق نیست . چون عمدی بودن جرم ارتکابی در این قاعده موجود است و آن در کلمه‌ی اختیار مستتر است . بنابراین کلمه ی «عمداً» در عبارت دکتر گرجی اضافی به نظر می رسد و ممکن است موجب این شبهه شود که تحقق چنین حالتی عقلاً و منطقاً محال ذاتی و اجتماع نقیضین است . اما با توضیحی که داده شده این شبهه مرتفع می گردد .

فصل سوم : احکام و آثار کیفری و مدنی قتل عمد غیر مستوجب قصاص

مبحث اول : تبدیل قصاص به دیه به علت فرار قاتل
وفق ماده 435- هرگاه در جنایت عمدی، به علت مرگ یا فرار، دسترسی به مرتکب ممکن نباشد با درخواست صاحب حق، دیه جنایت از اموال مرتکب پرداخت می شود و درصورتی که مرتکب مالی نداشته باشد در خصوص قتل عمد، ولی دم می تواند دیه را از عاقله بگیرد و درصورت نبود عاقله یا عدم دسترسی به آنها یا عدم تمکن آنها ، دیه
از بیت المال پرداخت می شود و در غیر قتل، دیه بر بیت المال خواهد بود. چنانچه پس از أخذ دیه، دسترسی به مرتکب جنایت اعم از قتل و غیر قتل، ممکن شود در صورتی که أخذ دیه به جهت گذشت از قصاص نباشد، حق قصاص حسب مورد برای ولی دم یا مجنیٌ علیه محفوظ است، لکن باید قبل از قصاص، دیه گرفته شده را برگرداند.
در‌خصوص مواد فوق چند نکته قابل ذکر است :
نکته اول آنکه ؛ همان‌طور‌که پیش‌تر ذکر شد ، در قتل‌عمد ، مجازات عینی ، قصاص است و تبدیل آن به دیه نیازمند دلیل است که این دلیل می‌تواند تراضی و صلح ولیِ‌دم با قاتل به اخذ دیه ، به‌جای قصاص باشد و نیز این دلیل می‌تواند عدم امکان اجرای قصاص بنا به عللی نظیر فرار قاتل ، فوت وی یا وجود یک مانع خارجی نظیر ترس ولی‌دم از بستگان قاتل و احتمال عقلایی وقوع قتل یا قتل‌هایی دیگر در پی قصاص قاتل باشد که این موارد را حضرت آیت الله خویی (ره) در کتاب مبانی تکمله المنهاج بیان کرده است128 و مجتهد عالی‌قدر استاد آقای دکتر گرجی129 نیز نظر به تبدیل قصاص به دیه در موارد فوق دارند . مع‌الوصف قانون‌گذار قانون مجازات اسلامی فقط در موردی که قاتل فرار نماید و تا هنگام مردن به او دسترسی نباشد ، قائل به تبدیل قصاص به دیه شده است که این امر با موازین عدالت سازگار نمی‌باشد . چرا که اگر ضابطه تبدیل قصاص به دیه ، عدم امکان اجرای قصاص به دلیل فوت قاتل است ، که در هر دو مورد ( مورد فوت قاتل قبل از قصاص و مورد فوت قاتل پس از فرار و قبل از قصاص ) این ضابطه موجود است و اگر علت سقوط قصاص و دیه در فرض فوت قاتل قبل از قصاص ، این است که چون قصاص ، مجازات عینی است که به رقبه تعلق می‌گیرد و لذا با فوت قاتل سالبه به انتفاء موضوع است ؛ که این استدلال در مورد اخیر نیز صادق است .
نکته دوم ؛ در‌خصوص مفاد ماده 435 قانون مجازات اسلامی ، مفهوم کلمه « نزدیک‌ترین خویشان » است . از آنجا که اصل بر این است که کسی ضامن جنایت دیگری نباشد ، لذا قدر متیقن از خویشان ، «عاقله» است و همان‌طور‌که می‌دانیم از نظر اصولی ، قدر متیقن مانع تمسک به اطلاق دلیل می‌شود .
نکته سوم آنکه؛ وفق مفاد این ماده تبدیل قصاص به دیه در مورد فرار قاتل ، مغیا است به مرگ قاتل . فلذا در قتل عمد ، به مجرد فرار قاتل نمی‌توان دیه قتل را از اموال وی اخذ نمود . زیرا مفهوم غایت ، حجت است و باید بگوییم چنانچه قاتل بمیرد ، قصاص تبدیل به دیه می‌شود و آن وقت می‌توانیم دیه را از اموال وی خارج کنیم .

مبحث دوم : مجازات قتل فرزند توسط پدر
یكي از شرايط اجراي قصاص ، انتفاء ابوت يعني نبودن رابطه پدري و  فرزندي بين قاتل و مقتول است . در اين مورد حقوق كيفري ايران با توجه به حق ولايت پدر و جد پدري نسبت به فرزند ، قتل فرزند توسط پدر يا جد پدري را موجب قصاص ندانسته و حكم خاصي براي آن مقرر نموده است كه متاثر از نظرات فقهاي اماميه در كتب فقهي مي‌باشد .
در ماده 301 قانون مجازات اسلامي مقرر گرديده :
“قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب ، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد و مجنی علیه عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد .”
دليل اين حكم ، اجماع علماي شيعه و روايات متعددي است كه در اين مورد وجود دارد . شهيد ثاني در خصوص حكم مزبور مي‌گويد : « بر پدر در برابر قتل فرزندش چه پسر و چه دختر، قصاص واجب نيست . دليل آن گفته پيامبر بزرگ اسلام (ص) : « پدر در برابر فرزند به قصاص نمي‌رسد » و بدليل گفته امام صادق (ع) : « پدر در برابر پسر كشته نمي‌شود و پسر در برابر پدرش كشته مي‌شود هرگاه پدر خود را بكشد ». به علت اينكه پدر سبب وجود فرزند است و پسنديده نيست كه فرزند سبب عدم شود ، اين شايسته احترام پدري نيست و براي رعايت احترام پدري ، پدر بواسط قذف فرزند حد زده نمي‌شود همين طور اجداد در برابر نوه‌ها به قصاص نمي‌رسند خواه نزديك باشند يا دور »130 .
در بررسي حكم ماده 301 قانون مجازات اسلامي موارد زير قابل استنتاج است :
1 – اين حكم شامل جد پدري هم مي‌شود و اگر پدر بزرگي ، نوه خود را به قتل برساند ، مشهور بين فقها آن است كه از او قصاص نمي‌شود . دليل آن عبارت از اين است كه كلمه « والد » در روايات‌ آمده و شامل جد پدري هم مي‌شود ، همچنانكه كلمه « ابن » شامل نوه هم خواهد بود .131
2- معافيت از مجازت قصاص ، منحصر به پدر يا جد پدري است . بنابراين مادر يا جد مادري و يا هر يك از افراد ديگر خانواده ، مشمول اين حكم نبوده و در صورت ارتكاب قتل عمدي مستوجب قصاص خواهند بود .
زيرا عمومات ادله قصاص شامل آنها نيز مي‌شود . بنابراين اگر پدري به همراه مردي بيگانه در قتل فرزند خود شركت نمايد در اين صورت اولياء دم مي‌توانند بيگانه را قصاص نمايند و با توجه به اينكه امكان استيفاي قصاص در مورد پدر وجود ندارد در صورت قصاص بيگانه ، پدر بايد نصف ديه را به او رد نمايد و در صورتي كه قصاص بيگانه اجرا نشود وي بايد نصف ديه فرزند را به اولياء دم رد نمايد .
انتفاي قصاص در مورد پدر يا جد پدري به فرزند تازه متولد شده اختصاص ندارد و سن فرزند در آن بي‌تاثير است . بنابراين ، حكم مزبور صرفاً ناظر به دوران كودكي فرزند نمي‌باشد بلكه شامل ساير دوران زندگي وي نيز مي‌باشد و بدين ترتيب فرزند در هر سني كه باشد اعم از بلوغ و جواني ، قتل وي مشمول حكم مورد بحث است .
4- برابر حكم ماده مذكور ، در اين حالت ، پدر قاتل از ديه‌اي كه پرداخت مي‌كند ارث نمي‌برد ولي از ساير ماترك فرزند ارث مي‌برد.132 اما اگر پدر ، فرز
ندش را از روي خطا بكشد ديه و خونبهاي فرزند را عاقله او مي‌دهد كه در اين صورت ، ارث بردن پدر محل خلاف است . بعضي از فقها گفته‌اند مطلقاً ارث نمي‌برد و بعضي گفته‌اند مطلقاً ارث مي‌برد و برخي نيز قائل به تفصيل شده و گفته‌اند از ديه ارث نمي‌برد و از غير ديه ارث خواهد برد.133
در مورد قتل پدر توسط فرزند ، در ماده 301 اشاره‌اي نشده است و علاوه بر آن در ساير مواد قانوني ديگر نيز حكم خاصي براي كشتن پدر توسط فرزند وجود ندارد . النهايه قتل عمدي پدر و جد پدري از ناحيه فرزند ، مشمول مقررات عمومي قتل عمدي بوده و مستوجب قصاص مي‌باشد . در عين حال علاوه بر كيفر قصاص كه مجازات اصلي مي‌باشد ، محروميت خاصي نيز در اين باره پيش‌بيني شده كه اثر تبعي آن مي‌باشد . طبق ماده 880 قانون مدني ، قتل از موانع ارث است بنابراين كسي كه مورث خود را عمداً بكشد اعم از اينكه قتل

دانلود پایان نامه درباره ارزش دفتری، تسهیلات مالی، سهامداران نهادی

است
BI
نسبت اوراق مشارکت منتشره به ارزش دفتری
011/9
222/0
توزیع نرمال است
LI
نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری
772/2
000/0
توزیع نرمال نیست
Inst
میزان مالکیت سهامداران نهادی
808/3
067/0
توزیع نرمال است
Iown
درصد مالکیت سهامداران حقیقی
610/4
290/0
توزیع نرمال است
Cown
تعداد سهامداران نهادی
346/6
070/0
توزیع نرمال است
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
666/3
105/0
توزیع نرمال است
ROA
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
563/2
231/0
توزیع نرمال است
LEV
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
010/1
260/0
توزیع نرمال است

نمودار زیر (Q-Q plot)، توزیع غیر نرمال متغیر وابسته حاصل از مدل سوم (نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری) را به نمایش گذاشته است.

نرمال بودن متغیر وابسته، شرط لازم برای مدل‌های رگرسیون است، بنابراین لازم است قبل از آزمون فرضیه‏ها این متغیر نرمال سازی شود. در این پژوهش برای نرمال سازی داده‌ها از تابع انتقال جانسون128 بهره گرفته شده و توسط نرم افزار 16 Minitabمورد تجزیه و تحلیل واقع شده است (قابل مشاهده در پیوست).نتایج حاصل از آزمون K-S بعد از فرآیند نرمال سازی داده‌ها به شرح زیر می‌باشد.

جدول 4-8- نتايج آزمون نرمال بودن متغیر وابسته مدل سوم تحقیق بعد از فرآیند نرمال سازی
متغیر
تعداد (N)
آماره (K-S)
سطح اهمیت (Sig)
نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری
265
919/0
368/0

با توجه به شکل بالا از آن‌جایی که بعد از نرمال سازی داده‌ها سطح اهمیت (Sig.) آماره كولموگروف-اسميرنف برای متغیر وابسته بالاتر از 05/0 می‌باشد (368/0)، بنابراین فرضیه در سطح اطمینان 95% تأیید شده و بيان‌گر این است که متغیر نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری بعد از فرآیند نرمال سازی، دارای توزیع نرمال می‌باشند. (Q-Q plot)، توزیع نرمال متغیر وابسته را بعد از فرآيند نرمال سازي توسط تابع انتقال جانسون، به نمایش گذاشته است.

4-4-3-2) آزمون استقلال خطاها
آزمون دوربين واتسون همبستگي سريالي بين باقيمانده (خطا)هاي رگرسيون را بر مبناي فرض صفر آماري زير آزمون مي‌نمايد:
H0: بین خطاها خود همبستگي وجود ندارد.
H1: بین خطاها خود همبستگي وجود دارد.
آماره دوربین واتسن به همراه مقادیر بحرانی در سطح خطای 5% به شرح جدول 4-9 است. با توجه به این که مقدار آماره دوربین واتسون محاسبه شده مدل های اول و دومازمقدار بحرانی در سطح خطای 0.05 بزرگتر است لذا عدم همبستگی پیاپی یا سریالی باقیمانده ها در مدل های رگرسیونی اول و دوم در سطح معنیداري0.05مورد تایید قرار می گیرد.
جدول4-9- آزمون استقلال خطاها
مدل رگرسیونی
مقادیر بحرانی(سطح خطا 1%)
آماره دوربین واتسن

Du
Dl

مدل اول
3
1
375/1
مدل دوم
3
1
157/1
مدل سوم
3
1
268/1
4-4-4) ناهمسانی واریانس ها
یکی از موضوعات مهمّی که در برآورد واریانس ناهمسانی در این تحقیق از آزمون وایت استفاده شده است. نتایج حاصل از این آزمون به صورت زیر بیان می شود:
جدول4-10- نتایج حاصل از آزمون ناهمسانی واریانس
شرح
آماره وایت
P-value
نتیجه آزمون
مدل اول
2.28
0.007
وجود ناهمسانی
مدل دوم
6.88
0.00
وجود ناهمسانی
مدل سوم
28.064
0.00
وجود ناهمسانی
نتایج حاصل از آزمون وایت در جدول (4-10) آورده شده است. نتایج نشان دهنده این است که آماره F هریک مدل های تحقیق در سطح خطای 0.05 معنی دار است در نتیجه فرضیه صفر مبنی بر وجود ناهمسانی واریانس در بین دادهای مدل در سطح خطای 0.05 رد نمی شود. نتایج حاصله نشان دهنده وجود ناهمسانی واریانس در بین داده های مدل است. در صورت وجود ناهمسانی واریانس تخمین زننده های 129OLS همچنان بدون تورش خواهند بود ولی دارای حداقل واریانس نخواهند بود لذا برای رفع این نقیصه از تخمین زننده 130GLS استفاده خواهد شد.

4-4-5- آزمون هم خطی متغیرهای مستقل
با توجه به جدول 4-11، میزان تولرانس و عامل واریانس برای تمامی متغیرهای مستقل بیشتر از 2/0، و عامل تورم واریانس نیز بسیار نزدیک به 1 است (از 5 خیلی کمتر است)، در نتیجه فرضیه عدم وجود هم‌خطی بین متغیرهای مستقل تایید می‌شود.
جدول 4-11 آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل
نام متغیر
تولرانس
عامل تورم واریانس
Iown

درصد سهامداران حقیقی
978/0
028/1
Cown
میزان تمرکز مالکیت
707/0
415/1
Inst
درصد سهامداران نهادی
461/0
175/2
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
951/0
046/1
Lev
میزان اهرم مالی شرکت
962/0
031/1
ROA
بازده دارایی ها
981/0
017/1

پس از بررسی فروض کلاسیکدر قسمت بعد نتایج حاصل از برازش مدل های‌ رگرسیونی تحقیق و به تبع آن فرضیه های تحقیق مورد بررسی و آزمون قرار می گیرد.
4-5) آزمون فرضیات تحقیق
همانطور که در فصل 3 تشریح گردید، در این تحقیق برای آزمون هر یک از فرضیات اصلی تحقیق از یک مدل رگرسیونی استفاده شده است.
4-5-1) آزمون فرضیه اول:
مدل اول تحقیق به شرح زیر است)لین وهمکاران 2013):
SIit = β0 + β1INSTit + β2IOWNit + β3COWNit +β4ROAit + β5SIZEit + β6LEVit + εit
پس از آزمون مفروضات رگرسیون و اطمینان از برقراری آن‌ها، نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون فوق برای شرکت های تولیدی در جدول4 -11 ارائه شده است. مقدار آماره F (22.686) نیز حاکی از معناداری کل مدل رگرسیون می باشد. همان طور که در قسمت پایین جدول 4-11 مشخص شده است، ضریب تعیین و
ضریب تعیین تعدیل شده مدل فوق به ترتیب عبارتند از 8/13 درصد و 2/13 درصد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که در معادله رگرسیونی مزبور ، تنها حدود 2/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته (میزان سهام عادی منتشر شده) توسط متغیرهای مستقل و کنترل مزبور تبیین میشوند.
در این جدول اعداد مثبت (منفی) در ستون مقدار ضریب نشان دهنده میزان تاثیر مستقیم (معکوس) هر یک از متغیرها بر دقت پیش بینی سود هر سهم شرکت‌های مورد بررسی است.
نحوه داوری: در صورتی که مقدار sig محاسبه شده توسط نرم افزار کمتر از سطح اطمینان در ن

دانلود پایان نامه درباره اثرات ثابت، ارزش دفتری، سهامداران نهادی

است طبق متن پیش نویس آیین نامه راهبری شرکتها در بورس اوراق بهادار ایران دارای دو ویژگی کلیدی زیر می باشد :
سهامدارانی که بیش از5در صد سهام شرکت را در اختیار دارند و دارای بیشترین حق کنترل و توان نظارت بر تصمیمات هیأت مدیره میباشند .
بتواند حداقل یک عضو هیأت مدیره را به طور مستقل منصوب نماید (احمدوند ، 1385،8)1 .
تمرکز مالکیت :
عبارت است از چگونگی توزیع سهام بین سهامداران شرکتهای مختلف هرچه تعداد سهامداران کمتر باشد مالکیت متمرکزترخواهد بود.درمالکیت متمرکز عمده سهام شرکت درمالکیت تعداد محدودسهام داران است (نمازی وشمس الدینی ،1388). منظور ازتمرکز مالکیت تعداد سهامداران نهادی است.
بازده سرمایه گذاری:
که بیانگر میزان نسبت سود خالص شرکت تقسیم بر حقوق صاحبان سهام در شرکت خواهد بود (شریعت پناهی، 1376).
3-13) خلاصه فصل سوم
در اين فصل به شرح نوع پژوهش، جامعة آماري مورد استفاده، نمونه گيري، روش گردآوري اطلاعات، متغيرهاي پژوهش و روشهاي مورد استفادة تجزيه و تحليل دادهها، اشاره شده است.
با توجه به توضيحات داده شدهدر این تحقیقدر اين فصل، آزمونها و فرضيههاي تحقیق بيان شده و نحوة رد يا تاييد فرضيهها ارائه شده است.
در ادامه و در فصل چهارم نیز از رگرسیون چند متغیره با به كارگيري داده‌هاي تركيبي استفاده گردیده است. براي تجزيه و تحليل دادههاي تحقيق و آزمون فرضيات تحقيق نیز از روشهاي آماري به دو شكل توصيفي و استنباطي استفاده شده است كه در ابتدا با استفاده از آمار توصيفي به تبيين و توصيف ويژگيهاي جمعيت شناختي دادهها پرداخته شده و سپس براي برآورد پارامترها و بررسي آزمون فرضيات تحقيقاز نرم افزارEviews وSPSSاستفاده شده است. برای تصریح مدلهای تحقیق نیز کلیه فروض کلاسیک رگرسیون آزمون و اقسام آن تشریح گردید و برای انتخاب نوع مدل قابل استفاده در داده های ترکیبی از آزمونهای تعیین مدل چاو و هاسمن استفاده شده است.

فصل چهارم
یافته های پژوهش

4-1) مقدمه
در این فصل براي تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده از روشهاي آمار توصيفي و آمار استنباطي استفاده شده است. استفاده از آمار توصيفي با هدف تلخيص اطلاعات جمع آوري شده و شناخت بيشتر جامعه مورد بررسي صورت پذيرفته است زیرا هدف آمار توصيفي، توصيف، استخراج نكات اساسي و تركيب اطلاعات به كمك زبان اعداد است. هدف آمار استنباطي، به طور كلي انجام استنباط دربارة پارامترهای جامعه از طريق تجزيه و تحليل اطلاعات موجود در داده‌هاي نمونه و همچنين سنجش عدم اطمینانی است كه در اين استنباطها وجود دارد. در این فصل در فرایند اجرای مدل در وهله نخست با استفاده از آماره های چاو و هاسمن نوع مدل مناسب برازش رگرسیون(داده های تلفیقی یا پانل با اثرات ثابت و تصادفی) تعیین شده و با استفاده از آماره های همچون ایم، پسران و شین و لين و لوين پایایی متغیرها بررسی شده است. در ادامه، فروض کلاسیک رگرسیون121 شامل استقلال توزیع خطاها122، نرمال بودن توزیع خطاها123 ، ناهمسانی واریانس ها124 و استقلال متغیرهای مستقل125 بررسی شده است. و در انتها با توجه به معناداری کل مدل و نیز معناداری تک تک ضرایب مدل نهایی جهت تجزیه و تحلیل استخراج گردیده است.پژوهش حاضر از سه فرضیه اصلی تشکیل شده است که هر یک به ترتیب برازش کننده ارتباط میان ساختار سرمایه و تامین مالی از طریق انتشار سهام (فرضیه اول)، تامین مالی از طریق انتشار اوراق مشارکت ( فرضیه دوم) و تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی (فرضیه سوم) می باشند. نتایج بررسی ها بطور خلاصه بیانگر تایید هر سه فرضیه پژوهش است و لذا اینگونه قابل ذکر است که بین ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نحوه تامین منابع مالی شرکتها ارتباط معنی داری وجود دارد و می توان برای تعیین و پیش بینی نوع تامین منابع مالی در شرکتها از ساختار سرمایه آنها کمک گرفت و آن را در مدل های پیش بینی گنجاند.
از فرضیات اصلی نیز خود تشکیل شده از سه فرضیه فرعی خواهند بود.

4-2) توصیف نمونه آماری
جامعه آماریپژوهش حاضر شامل کلية شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران مي‌باشند که تا پایان سال 1391 بر پایه نرم‌افزار ره‌آورد نوین بورس برابر با 470 شرکت بوده که با توجه به روش غربالگري( بر اساس معیارهای جدول 4-1) 122 شرکت باقی ماند.
جدول 4-1) تعداد شرکت ها پس از غربالگری
شـــــــــــــــــرح
تعداد
تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تا پایان سال 1391
470
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش از بورس برون رفت داشته اند
(105)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش وارد بورس شده اند
(38)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش سال مالی آنها به 29/12ختم نمی شوند
(69)
تعداد شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش به امور سرمایه گذاری و واسطه گری مالی اشتغال دارند
(30)
تعدا شرکتهایی که دارای اطلاعات ناقص بوده اند وداده های مربوط به متغیرها دردسترس نبوده است
(106)
تعداد شركت هاي مورد بررسی
122

بر اساس محاسبات انجام شده تعداد نمونه، 122= n شرکت می باشد که نمونه ها بطور هدفمندانتخاب شده اند.

4-3) آمار توصیفی داده ها
در جدول (4-2) ، آمارههای توصیفی متغیرهای تحقیق را در طی دوره مورد بررسی نشان میدهد. آمار توصیفی متغیر‌ها تحقیق که با استفاده
از داده‌های شرکت ها طی دوره آزمون (سال‌های 91-1385) اندازه‌گیری شده‌اند، شامل میانگین، میانه، انحراف معیار، کمینه و بیشینه ارائه گردیده است.
جدول 4-2. آماره های توصیفی متغیرهای تحقیق
نماد متغیرها
شرح متغیرها
تعریف عملیاتی
میانگین
میانه
انحراف معیار
بیشینه
کمینه
SI
متغیر وابسته (سهام عادی)
نسبت سهام عادی به ارزش دفتری
0.201
0.179
0.155
0.872
0.024
BI
متغیر وابسته (اوراق مشارکت)
نسبت اوراق مشارکت به ارزش دفتری
0.047
0.001
0.093
0.574
0.000
LI
متغیر وابسته (تسهیلات بانکی)
نسبت تسهیلات دریافتی به ارزش دفتری
0.211
0.192
0.161
0.858
0.000
Inst

متغیر مستقل (سهامداران نهادی)
میزان مالکیت سهامداران نهادی
0.653
0.710
0.218
0.970
0.050
Iown
متغیر مستقل (سهامداران حقیقی)
درصد مالکیت سهامداران حقیقی

0.421
0.330
0.277
1.000
0.040
Cown
متغیر مستقل (تمرکز مالکیت)
تعداد سهامداران نهادی
2.715
2.000
1.533
8.000
1.000
Size
متغیر کنترلی (اندازه شرکت)
لگاریتم جمع دارایی ها
13.704
13.328
1.803
20.237
9.880
ROA
متغیر کنترلی (بازده دارایی ها)
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
0.105
0.091
0.126
0.726
-0.340
LEV
متغیر کنترلی (اهرم مالی)
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
0.646
0.649
0.216
2.078
0.089

4-4) آمار استنباطی
4-4 -1-آزمون پایایی متغیرها
در این قسمت به بررسی ایستایی یا پایایی متغیرهای پژوهش پرداخته شد. به منظور بررسی پایایی، از آزمون ایم، پسران و شین126 (1997)، لين و لوين127(1992؛ 2003) استفاده شد. نتایج این آزمون در جدول 4-3 و 4-4 نشان داده شده است.با توجه به نتایج آزمون IPS (جدول 4-3)، چون مقدار p-value برای تمامی متغیرها کمتر از 05/0 است، در نتیجه این متغیرهای پژوهش در طی دوره پژوهش در سطح پایا بودهاند.
جدول 4-3. آزمون ایم، پسران و شین (IPS)
متغیر
SI
BI
LI
Inst
Iown
Cown
Size
RoA
LEV
W-stat
-0.770
-6.260
-2.754
14.121
2.908
1.543
2.695
-0.656
-0.948
p-value
0.00
0.00
0.00
0.00
0.01
0.02
0.03
0.02
0.01
جدول 4-4. آزمون لين و لوين (LL)
متغیر
SI
BI
LI
Inst
Iown
Cown
Size
RoA
LEV
T-stat
11.568
3.912
1.426
18.653
3.080
2.495
13.398
-0.017
-0.002
p-value
0.00
0.00
0.02
0.02
0.03
0.01
0.02
0.00
0.00
با توجه به نتایج آزمون LL (جدول 4-4)، چون مقدار p-value کمتر از 05/0 است، کل متغیرهای در طی دوره پژوهش در سطح پایا بودهاند. در نتیجه نتایج آزمون IPS و LL نشان میدهد که، میانگین و واریانس متغیرها در طول زمان و کوواریانس متغیرها بین سالهای مختلف ثابت بوده است. در نتیجه استفاده از این متغیرها در مدل باعث بوجود آمدن رگرسیون کاذب نمیشود.
4-4-2) تعيين مدل مناسب براي تخمين مدل رگرسيون
با توجه به ادبیات تحقیق موجود و نیز ماهیت فرضیه های تحقیق در این پژوهش از داده‌های ترکیبی استفاده شده است. بمنظور پولد یا پانل بودن (تلفیقی یا تابلویی با اثرات ثابت یا تصادفی) برای آزمون فرضیات از آزمون های چاو و هاسمن استفاده شده است.
الف) آزمون چاو
نتايج مربوط به آزمون برای مدلهای‌ رگرسیونی تحقیق حاضر در جدول 4-5 نشان داده شده است.
جدول 4-5. آزمون چاو
مدل رگرسیونی
آزمون F
آماره F
احتمال
نتيجه آزمون
مدل اول
مقدار
9.2949
0000/0
رد فرض صفر
مدل دوم
مقدار
9.467
0000/0
رد فرض صفر
مدل سوم
مقدار
10.6448
0000/0
رد فرض صفر
در مورد مدل اولبا توجه به سطح معناداری نتايجآزمون چاو نشانميدهدفرض0H(مدلتلفيقي) تاييدنميشود.بهبيانديگر،آثارفرديياگروهيوجودداردوبايدازروشدادههايتابلويي(پانل)برايبرآوردمدل رگرسیونی تحقیقاستفادهشود که در ادامه برای تعیین نوع مدل پانل (با اثرات تصادفی یا اثرات ثابت) از آزمون هاسمن استفاده می شود.
ب) آزمون هاسمن
پس از مشخص شدن اينکه عرض از مبدأ براي سال‌هاي مختلف يکسان نيست، بايد روش استفاده در برآورد مدل (اثرات ثابت يا تصادفي) تعيين گردد که بدين منظور از آزمون هاسمن استفاده مي گردد.
در آزمون هاسمن فرضيه مبني بر سازگاري تخمين هاي اثر تصادفي را در مقابل فرضيه مبني بر ناسازگاري تخمين هاي اثر تصادفي آزمون مي نمايد.
جدول4-6. آزمون هاسمن
مدل رگرسیونی
آزمون هاسمن
آماره
احتمال
نتيجه آزمون
مدل اول
مقدار
9.071
0.099
رد فرض یک (تایید تخمین مدل با اثرات تصادفی)
مدل دوم
مقدار
12.916
0.044
رد فرض صفر (تایید تخمین مدل با اثرات ثابت)
مدل سوم
مقدار
28.118
0.000
رد فرض صفر (تایید تخمین مدل با اثرات ثابت)
*** معني‌داري در سطح 95 درصد
نتايج مربوط به آزمون هاسمن برای مدلهای تحقیق در جدول 4-6 نشان داده شده است. نتايج نشان داده که آماره آزمون هاسمن برای مدل اول برابر با 071/9 بدست آمده است که در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نمي باشند که حاکی از رد فرضیه می باشد، لذا با توجه به آزمون هاسمن برازش مدل‌ های رگرسیونی اول این تحقیق با استفاده از مدل داده‌های پانل به روش اثرات تصادفی مناسب خواهد بود. همچنین در مدلهای دوم و سوم با توجه به آماره آزمون هاسمن به ترتیب 12.916 و 28.1183 و سطوح معنی داری کمتر از 5 درصد مشاهده می شود که در سطح اطمينان 95 درصد فرضیه برای هر دو مدل تایید شده و لذا برای برازش مدلهای رگرسیونی دوم و سوم باید از مدل داده های پانل به روش ا
ثرات ثابت استفاده نمود.
4-4-3) آزمون فروض کلاسیک رگرسیون
همان طور که در فصل 3 اشاره شد، پیش از برازش مدل‌های رگرسیون لازم است ابتدا مفروضات رگرسیون خطی مورد آزمون قرار گیرد.
4-4-3-1) آزمون نرمال بودن توزیع متغیرها
برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته و مستقل از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده شده است. این آزمون برای متغیرهای وابسته و کنترل در هریک از مدل های رگرسیونی زیر انجام شده است. جدول خروجی آزمون K-S در نرم‌افزار SPSS برای این متغیر به شرح جدول 4-7 است. با توجه به جدول فوق و آماره Z کولموگروف اسمیرنوف از آنجائیکه سطح معناداری برای تمامی متغیرها بیشتر از 05/0 است فرضیه H0 تایید شده لذا با اطمینان 95% می توان گفت متغیر هایحاصل از مدل اول و دوم نرمال هستند ولی متغیر وابسته مدل سوم از توزیع نرمال پیروی نمی نماید.
جدول 4-7 .آزمون کولموگروف اسمیرنوف
نام متغیر
Z کولموگروف اسمیرنوف
سطح معناداری
نتیجه
SI
نسبت ارزش سهام به ارزش دفتری
751/3
308/0
توزیع نرمال

دانلود پایان نامه درباره جریان نقدی، کارآفرینی، ثروت سهامداران

شرکت مؤثر واقع شود. تمرکز طولانی مدت بر موضوعات خاص و دورههای طولانی مدت سرمایهگذاری برای پژوهش و توسعه و همچنین توسعه بازار و محصول برای قوام و حیات بنگاههای اقتصادی کشور در حال حاضر امری ضروری است. تا بدین وسیله با کسب صلاحیت و توانمندی محوری لازم، آمادگی کافی را برای حضور در صحنههای شدیداً رقابتی بین المللی به دست آورند. علیرغم این واقعیت، کوتاه نظر بودن گروههایی از سرمایهگذاری میتواند به معنای تعقیب هدفهای کوتاه مدت از سرمایهگذاری توسط ایشان باشد. مسأله نزدیک بینی و کوتاه نظری به ویژه از لحاظ تأثیری که برسرمایهگذاری شرکتها در زمینه پژوهش و توسعه و نوآوری بر جای میگذارد حائز اهمیت است و بررسیهای انجام گرفته تاکنون نتایج متفاوتی را به دست دادهاند.

2-2-4-3- سرمایهگذاران مدیریتی
کریزنر66 (1973 و 1980) توجه تمامی افراد بشر را به چیزی معطوف میداند که برای آنها منافع دارد. وی کارآفرین67 را به معنای واقعی کلمه، فردی میشناسد که نقش او برخاسته از آگاهی به فرصتهایی است که به آنها قبلاً توجه نمیشده است. سلدن68 (1980) نقطهنظرهای کریزنر را تحت عنوان نظریه کارآفرینی69 مطرح میکند که محور اصلی آن، مدیر مالک یا کارآفرین در نظریههای کلاسیک مدیریت(مبتنی بر نظریه انسان اقتصادی) است. طبق این نظریه، کارآفرین کسی است که به فرصتها آگاهی پیدا میکند و بصیرت کشف و سرمایهگذاری روی آنها را دارد. اما، نقش کارآفرین بیشتر در سازمانهای دارای وحدت مالکیت و مدیریت متجلی میشود و بهتدریج که مدیریت در پی نیاز به افزایش سرمایه از مالکیت شرکتها جدا میشود، این نقش بسیار کمرنگ میشود. چنین وضعی بهویژه پس از جنگ جهانی دوم شتاب بیشتری مییابد. در پی جدایی مالکیت از مدیریت، نظریههای رفتاری مدیریت با رد مدل کلاسیک کارآفرین یا مدیر مالک، بر انگیزهای مدیر تکیه کرد. این نظریه پیشبینی کرد که میتوان با استفاده از ساز و کارهایی، منافع مدیران و صاحبان سرمایه را در یک راستا قرار داد. آدام اسمیت70 اولین کسیبود که نتایج زیانبار این جدایی را مطرح کرد. به گفته او، «از مدیران سرمایه دیگران نمیتوان انتظار داشت که به اندازه شرکای شرکت خصوصی در حفظ و حراست از سرمایه خود، مدام هوشیار و نگران باشند. بنابراین، غفلت و اسراف در مدیریت چنین شرکتهایی همواره رواج دارد» .
برل71 و مینز72 (1932) پس از آدام اسمیت، ادعا کردند که در شرکتهای سهامی عام، با تکیه بر منافع شخصی مدیران، نمیتوان انگیزه مؤثری برای استفاده کارآمد از داراییهای مؤسسه پدید آورد چرا که بدون مشارکت در مالکیت، مدیران در منافع ناشی از افزایش کارآیی سهیم نیستند. آنان اولین کسانی بودند که عنوان کردند تفکیک مالکیت و کنترل، دست مدیران را در راستای دستیابی به اهداف مغایر با حداکثر کردن ثروت صاحبان سرمایه، باز میگذارد.
طبق نظریه نمایندگی که اکنون مبحث عمده و مهمی در ادبیات اقتصادی و مالی است، مدیران، موقعیت،شهرت و اعتبار، آسایش،احترام و … خود را به هزینه شرکت بالا میبرند.این نظریه که تعارض بین مدیران و سهامداران را تحلیل میکند، به همان نتایج نظریه کارآفرینی، البته از دیدگاهی متفاوت میانجامد: نظریه کارآفرینی از محاسن مالکیت سخن میگوید، در حالیکه نظریه نمایندگی، کاهش هزینههای نمایندگی را درصورت مالک شدن مدیرانپیشبینی میکند. جنسن و مکلینگ(1976)، هزینه نمایندگی را هزینه استفاده بیش از حد مدیریت از مزایای جنبی، و راس73، وسترفیلد74 و جافی75 (1990) آن را فراغت از زیر کار طفره رفتن و استفاده از امکانات شغلی مدیران تعریف میکنند.نظریه جریان نقدی76 آزاد، دلیل اصلی تعارض منافع مدیران و سهامداران را وجود جریان نقدی آزاد در شرکتها میداند. طبق تعریف جنسن ،1986، جریان نقدی آزاد عبارت است از جریان نقدی مازاد بر نیاز واقعی سرمایهگذاری روی تمامی طرحهایی که در صورت تنزیل به نرخ هزینه سرمایه مربوط، دارای ارزش فعلی خالص مثبتاند. به نظر جنسن، مدیران به جای حداکثر کردن ثروت سهامداران، به دنبال کسب قدرت و اعمال کنترل بیشتر بر شرکتاند.نظریه بنگاه اقتصادی77، از دیدگاهی متفاوت با نظریه نمایندگی، مدل کلاسیک کارآفرین(مدیر مالک) را رد میکند، اما رفتار اقتصادی مدیران را بهعنوان نماینده صاحبان سرمایه قبول دارد.
در این نظریه، بنگاه اقتصادی به مثابه «مجموعه قراردادها78» تلقی میشود که طرفهای اصلی این قراردادها «تقبلکنندگان خطر79» و «مدیران»اند. در این دیدگاه که اولبار توسط کوآسه ،1937، مطرح شد، مدیریت به عنوان یکی از طرفهای قرارداد، نوعی کار است که در بازار کار و بازار سرمایه جهت و نظم میگیرد: اگر مدیر در جهت منافع سهامداران کار نکند، ارزش شرکت در بازار سرمایه و ارزش مدیر در بازار کار مدیران کاهش مییابد.از این رو به گمان این نظریهپردازان، ساز و کارهای بازار و و ساز و کارهای قرارداد، عامل کاهش زیان ناشی از تعارض منافع مدیریت و سهامداران است. لذا، تفکیک مدیریت و مالکیت نه تنها مضر نیست، بلکه با انتقال مالکیت از سرمایه داران به مدیران و متخصصان، کارایی به وجود میآید.
در تملک مدیریت معمولاً سه طرف وجود دارد:
مؤسسهای که تملک را توجیه اقتصادی و تضمین میکند.
مدیران.
مؤسسات سرمایهگذار همچون شرکتهای بیمه یا صندوقهای بازنشستگی.
مدیران معمولاً برای تأمین مالی، قرارداد حداقل سه ساله با بانک منعقد میکنند.
سال 1984 سرآغاز شکوفایی تملکهای مدیریت در کشورهای صنعتی پیشرفته بود. از آن سال تا سال 1988،
400 تملک مدیریت به مبلغ 182 میلیارد دلار در آمریکا رخ داد؛ این مبلغ در همین دوره در انگلستان1/2 میلیارد پوند معادل 6/3 میلیارد دلار بود(تملکات مدیران انگلستان، 1989، 14)80.
طبق محاسبات کپلن81 (1989) که رساله دکترای خود را در دانشگاه هاروارد پیرامون تملک مدیریت به رشته تحریر درآورده است، سرمایهگذاران(شامل مدیران)، سهام سهامداران عام را بهطور متوسط 40% بیش از ارزش بازار آن سهام خریدهاند. البته، علت افزایش شدید بهای سهام این شرکتها، اعلام تملک بوده است. دیانجلو82، و رایس83 (1984) نیز در تحقیق روی نمونهای شامل 72 تملک در فاصله سالهای 1973 تا 1980(که هنوز تملک مدیریت وسعت سالهای 1984 به بعد را پیدا نکرده بود)، متوسط افزایش ثروت سهامداران در پی اعلام تملک را 22% محاسبه کردهاند. در این 72 تملک، میانگین و میانه سهم مالکیت مدیران به ترتیب 45% و 51% بوده است. لن84 و پاولسن85 (1988) و لوئناشتاین86 (1985) نیز افزایش ارزش بین 20% تا 56% را در حدفاصل زمانی قبل و پس از اعلام عمومی تملک گزارش کردند.
2-2-4-4- سرمایهگذاران خارجی
در اقتصادهاي آزاد و بازارهاي سرمايه بين المللي بخشي از مالكيت شركت ها در اختيار سرمايه گذاران خارجي قرار دارد. اين پديده حتي در چارچوب اقتصاد از ابعاد مختلفي قابل بررسي است كه در اين گزارش صرفاً اثرات وجود سهامداران خارجي در تركيب سهامداري بر بازده و ارزش شركت ها مورد توجه قرار مي گيرد. به موازات گسترش جهاني سازي در بازارهاي مالي، نقش سرمايه گذاران خارجي در شركت ها بيشتر و پررنگ تر مي شود.
به زعم برخي صاحب نظران به دلايل مختلف حضور سهامداران خارجي در تركيب مالكيت ميتواند بهبود عملكرد و افزايش بازده و ارزش شركت را به دنبال داشته باشد كه عبارتند از:
– اعمال نظارت بيشتر بر مديران؛
– افزايش تخصص و تجربه مديريتي شركت؛
– ورود سرماي ههاي جديد و افزايش انعطاف و توان مالي شركت؛
– تسهيل و تسريع پيوستن شركت به بازارهاي سرمايه جهاني و كاهش نرخ هزينه سرمايه (کمپبل، 2002 ،125 )87.
2-2-5- تئوری نمایندگی88
يكي از موضوعات مطرح درخصوص تركيب مالكيت تئوري نمايندگي درشركت هاست. اين تئوري در اصل به مبحث تضاد منافع بين مالكان و مديران مي پردازد، تضاد و تعارضي كه از دوگانگي و اختلاف بين اهداف مديران و اهداف سهامداران نشأت مي گيرد. در حالي كه هدف اصلي سهامداران به حداكثر رسيدن ثروت خود از طريق حداكثر شدن ارزش شركت است معمولاً دنبال كردن چنين هدفي از سوي مديران مورد غفلت واقع مي شود و در نتيجه سهامداران نسبت به استفاده بهينه ازسرمايه و ثروت خود توسط مديران دچار ترديد مي شوند ( شلیفر و ویشنی،1997،189)89.
در يك دسته بندي كلي هزينه هاي نمايندگي را مي توان به سه گروه اصلي زير تقسيم كرد:
1- هزينه ها و مخارج مربوط به نظارت، مانند هزينه هاي حسابرسي؛
2- هزينه هاي مربوط به ساختار سازماني و فرآيند ايجاد محدوديت براي مديران، از قبيل انتصاب افرادي خارج از شركت در تركيب هيأت مديره؛
3- هزينه هاي فرصت از دست رفته كه مي تواند در اثر محدود كردن اختيارات مديريت براي شركت به وجود آيد (شريعت پناهي، 1382 ،158)1.
حال كه تركيب سهامداري و به ويژه مالكيت مديران در شركت از موضوعات مهمي است كه مي تواند هزينه ها و يا فرصت هايي را در موقعيت هاي مختلف براي شركت به وجود آورد بايد ديد چگونه مي توان ساختار مالكيتي مناسبي را مورد توجه قرار داد كه از يك سو تلاش هاي مديريت در راستاي تأمين اهداف سهامداران باشد و از سوي ديگر حتي الامكان هزينه هاي نمايندگي به حداقل ممكن برسد. دراين زمينه تحقيقات و تجربيات متعددي پيش رو قرار دارد اما تنها بخشي از آنها به بررسي اثر تركيب مالكيت براين موضوع پرداخته اند و مالكيت مديران را مورد توجه قرار داد ه اند (ساک کیون، 2002،89)90.
2-2-6- رابطه ساختار مالكيت با كارآيي بازار سرمايه
ساختار مالكيت از آن جهت با درجه كارآيي بازار سرمايه ارتباط پيدا مي كند كه بالاتر بودن درجه كارآيي بازار و افشاي كامل، دقيق و به هنگام اطلاعات شركت ها در بازار مي تواند اثرات منفي تركيب مالكيت را در مواردي مانند هزينه نمايندگي، ما به التفاوت قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش و غيره كاهش دهد؛ به ويژه در حالتي كه بحث بر سر مالكيت مديران و مالكيت دروني يا سهامداري دارندگان اطلاعات نهاني و معاملات اين گروه ها روي سهام شركت باشد. اگر بنا به فرض بپذيريم كه براساس تئوري بازار كارآ قيمت هاي اوراق بهادار منعكس كننده تمام واقعيات شركت و قيمتي واقعي است كه اثر تمام اطلاعات مثبت و منفي شركت را با خود دارد در اين صورت تركيب مالكيت حداقل تأثيرات منفي بالقوه را در قيمت سهام در بازار خواهد داشت. در چنين وضعيتي هيچ گروه از مالكان شركت قدرت اثر گذاري و اعمال نفوذ در قيمت هاي بازار سهام شركت را نخواهند داشت. به هرحال واقعيت اين است كه هيچ بازاري به طور كامل كارآ نيست و هر چه درجه ناكارآيي بيشتر باشد قدرت اعمال نفوذ سهامداران عمده، نهادي و داخلي بر تصميمات شركت و تأثير گذاري آنها در تعيين قيمت هاي سهام در بازار افزايش خواهد يافت (پاشنر، 1993،189)91.
2-3-گفتاردوم:
بررسی روشهای تأمین مالی
تأمیــن مالی برای هر شرکت یکی از مهمترین موضوعاتی است که مدیران با آن دست و پنجه نرم میکنند. ارزیابی روش تأمین منابع کار سادهای نیست و در هر مورد مدیران از بین چند راه مختلف باید یک روش را برگزیند اما چگونه میتوان یک روش را بر دیگر روشها ترجیح داد؟
آنچه که در تأمین مالی یک شرکت حائز ا
همیت است رعایت اصول تأمین مالی میباشد که در حفظ و نگهداری آن واحد این شیوه نقش بسیار مهمی را ایفا میکند و سلامت شرکت را از جنبههای گوناگون از جمله سوددهی و اجرای برنامههای آینده تضمین میکند. در واقع برنامههای یک شرکت هنگامی کامل خواهد شد که شیوههای تأمین مالی در آن واحد به خوبی طراحی و تدوین شده باشد. در صورتی که مدار فعالیتهای شرکت در زمینه به جریان انداختن پول نقد، دچار اشکال گردد، شرکت با مشکلات ناشی از شیوه تأمین مالی مواجه خواهد شد و در صورت یافتن راه حل مناسب ممکن است خسارات جبران ناپذیری به شرکت وارد شود. یک شرکت در حال فعالیت ممکن است بخواهد بداند که بهترین راه تأمین نقدینگی چه راهی میتواند باشد، آیا وجوه مورد نیاز خود را از طریق انتشار سهام عادی یا سهام ممتاز یا اخذ وام بلند مدت با صدور اوراق قرضه تأمین کند و یا از طریق سود انباشته که هر یک از راه حلهای فوق معایب و مزایایی را به دنبال خواهد داشت. در واقع این راه حلها

دانلود پایان نامه درباره حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، عملکرد شرکت

درتمامی حالتها به فکربرآورده کردن منافع مالک باشد.وجود چنین واقعیت هایی پرسش های اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. این پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تاسیس شده اند اداره می شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می دهند؟
پاسخ بهچنین پرسشهایی باعث شکلگیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی15،ساختار مالکیت16، ترکیب سهامداران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.
2-2-2 حاکمیت شرکتی
واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .”جیمز ولفنسان17″ رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه میگوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت ها کشورها اهمیت بیشتری دارد.(سایت آفتاب 1387)اصطلاح ” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی بکار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،1387 )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه درسال 1973که به ماجرای “واتر گریت”18 شهرت یافت برمیگردد. افشاء این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.
بر این اساس انجمن حسابداران رسمی آمریکا19 استانداردهای ویژه ای را برای حسابرسان مستقل در مورد کنترل داخلی شرکتها وضع نمودند. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب درسال 1987 در گزارشی با عنوان “تریدوی20” نتیجه بررسی های خود را در این باره اعلام نمود . به دنبال آن کنگره آمریکا در سال 1991 قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکت های سهامی عام ملزم به ارایه گزارش در ارتباط با کیفیت و موثر بودن کنترل داخلی گردیدند . اما حاکمیت شرکتی به گونه ای که امروز مطرح است حاصل مطالعات و بررسی هایی است که درکشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه1990 میلادی برمیگردد.گزارش “کادبری21” در انگلستان، مقررات هیأت مدیره جنرال موتورز آمریکا ، گزارش “دی22” در کانادا و گزارش “وی انو23” در فرانسه از آن جمله اند. رسوایی های مالی درشرکت های انرون،ورلد کام،آجیپ سیکو،زیراکس و چند شرکت دیگر کنگره آمریکا را بر آن داشت را تا کمیته خاصی را مأمور بررسی راهکارهایی برای مبارزه با فساد و تقلب ایجاد نمایند.حاصل تمامی این بررسی ها تصویب قانونی به نام “ساربنز-اکسی24″بود.(بت شکن و رهبریخرازی ،1388،3)
در سالهای اخیر نهادها و سازمان هایی نظیر: شبکه جهانی حاکمیت شرکتی25 ،اتاق بازرگانی بین المللی26، بانک جهانی27، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی28 و فدراسیون بین المللی حسابداران29 در ترویج و وضع استاندارد هایی در رابطه با حاکمیت شرکتی فعالیت دارند. موضوع در حال توسعه تا حدی متفاوت است و دستورالعمل های حاکمیت های شرکتی در این کشورها غالبا به پرکردن خلاهای قانونی پرداخته است که در کشورهای پیشرفته از طریق قوانین و مقررات ساختار یافته تامین می شود .قوانینی نظیر : برخورد یکسان با سهامداران ،افشا به موقع و مناسب و نحوه برگزاری مجامع عمومی و مسایلی از این دست در عین حال ، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای پیشرفته تلاش ها در جهت ارائه راهکارهایی برای ملزم نمودن مدیران به پاسخگویی و تنظیم روابط منصفانه با ذینفعان ادامه دارد(بدری،1387،12)30 .
به طور کلی می توان بیان نمود نیاز به حاکمیت شرکتی از تضاد منافع موجود میان مشارکت کنندگان در شرکت (این تضاد منافع اغلب با مسایل نمایندگی در ارتباط است که خود ناشی از این علت است که مشارکت کنندگان مختلف از اهداف و ترجیحات مختلفی برخوردارند) ناشی می شود ( رحمانی، 1387،). به بیان دیگر با توجه به وجود تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکت های مختلف و وجود تضاد میان منافع ذینفعان غیاب استقرار مکانیسم حاکمیت شرکتی میتواند عملکرد شرکت را بجای اینکه به سمت منافع سهامداران هدایت کند به سمت منافع گروه خاصی از جمله مدیران سوق دهد.این مفهوم ناظر بر نحوه حاکمیتی است که بر یک شرکت سهامی عام اعمال میشود و مطابق با آن چگونگی پاسخگویی شرکت به سهامداران و همچنین سایر ذینفعهای سازمانیاش شکل میگیرد. بدین سبب از نظر کارکرد شرکتها و همچنین کل جامعه حائز اهمیت شمرده شده و در سالیان اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این امر موجب شده است که گروههای مختلف حسب علائق و قالبهای ذهنی خود تعاریف متفاوتی از آن ارائه کنند.از جمله این دیدگاهها، پرداختن به موضوع حاکمیت شرکتی به منظور یافتن ساختاری است که قدرت تشخیص و تصمیمگیری مدیران یک شرکت را به بهترین نحو در خدمت سهامداران قرار دهد. این زاویه دید در واقع معطوف به کنترل هزینههای نمایندگی ناشی از تقابل مالکین و مدیران توسط ساختار حاکمیت شرکتی است. در این چارچوب برخی مبحث حاکمیت شرکتی را متوجه روشهایی میدانند که به تأمین کنندگان مالی شرکت اطمینان میدهد که سرمایهشان از برگشت کافی برخوردار خواهد بود. برخی دیگر، موضوع را از حوزه اقتصاد دیده و وظیفه آن را کارآمدتر کردن شرکتها با استفاده از زیر ساختهایی همچون قراردادها، طراحی س
ازمان و مقررات میانگارند. در این قالب نظرات معطوف به مفهوم ارزش (ثروت) متعلق به سهامداران31 است. یعنی مالکین شرکت چگونه میتوانند مدیران را به کسب یک نرخ بازده رقابتی ترغیب کرده و از این امر اطمینان حاصل کنند (ماتیسن، 1999، 5)32.
سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی33 (1998) حاکمیت شرکتی را ساختار روابط ما بین سهامداران، اعضاء هیئت مدیره و مدیران و مسئولیتهای مترتب بر آن میداند. از نظر این سازمان چنین ساختاری زمینه عملکرد رقابتآمیزی را که مستلزم دست یافتن به اهداف اولیه شرکت است، فراهم میآورد.بدین ترتیب حاکمیت شرکتی نظام هدایت و کنترل شرکتها شناخته میشود و ساختار آن حقوق و دامنه مسئولیتهای کنشگران یک سازمان از جمله هیئت مدیره، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را تعیین میکند.
حاکمیت شرکتی34 در اساس، خطوط تصمیمگیری، حوزه و تناسب اختیارات و وظایف سطوح مدیریت عالی سازمان را برای نیل به دو هدف اساسی بررسی میکند:
1- کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود و ارتقای شفافیت35 و پاسخدهی36.
2- بهبود کارایی دراز مدت سازمان از طریق جلوگیری از خودکامگی و عدم مسئولیت مدیریت اجرایی.
حاکمیت شرکتی پیش از هر چیز حیات سالم بنگاه اقتصادی را در دراز مدت هدف قرار میدهد، و به این خاطر درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمانها حفاظت به عمل آورد. واقعیت ورشکستگی شرکتهای عظیم و معتبر در مدت زمان کوتاه از دو پدیده متوالی ناشی شده است: انعکاس اخبار غلط و گزارشهای مالی نادرست درباره وضعیت بنگاه و افشای قریب الوقوع آن، وضعیت حاضر هم اکنون در بازارهای سهام کشورهای صنعتی به بحران بیسابقه بدل گشته و درجه اعتماد سرمایهگذاران به شرکتها را به شدت کاهش داده است.در سالیان اخیر مطالعات متعددی پیرامون حاکمیت شرکتی به عمل آمده است و جملگی سعی داشتهاند که روشی بهینه را برای حکم راندن بر شرکتها بیابند.
بررسیهای صورت پذیرفته توسط پرووز37 (1994) و آئوکی38 و کیم39 (1995) در این میان بیش از دیگران مورد استناد قرار گرفتهاند.
نویسندگان مزبور الگوهای حاکمیت شرکتی را به دو الگوی انگلیسی-آمریکایی (انگلوساکسون) و مدل آلمانی-ژاپنی تقسیم میکنند. توجه الگوی نخست معطوف به بیشینهسازی منافع سهامداران است. بر این مبنا رابطهای حقیقی مابین بانکها و شرکتها برقرار است، سودآوری مورد تأکید قرار میگیرد، قبضه مالکیت امری عادی است و بازار اوراق بهادار منبع مهم تأمین مالی شرکتها به شمار میآید. مدل آلمانیها در نقطه مقابل قرار گرفته و از ذینفعهای سازمان به عنوان وزنه تعادل در مقابل سهامداران استفاده میکند. این دیدگاه شرکتها را ائتلافی از گروههای با علایق و منافع متفاوت میبیند و مدیریت وظیفه دارد نقطه تعادل مابین آنها را بیابد. ژو40 و وانگ41 (1997) دو مدل بالا را در قالب تأمین مالی «مبتنی بر کنترل42» و «تأمین آزاد43» از یکدیگر متمایز میسازند. در مورد اول، سهامدارانی در شرکت سهامی عام حضور دارند که بخش بزرگی از سهام در اختیار آنها است. این سهامداران اصلی میتوانند بانکها، نهادهای مالی و غیر بانکی و یا شرکتهای سهامی دیگر باشند. در این صورت مدیریت بیشتر تحت نظارت قرار میگیرند. مالکیت متراکم انگیزه و توانایی لازم را برای نظارت و کنترل در اختیار سهامداران و سرمایهگذاران قرار میدهد. آلمان و ژاپن مصادیق چنین الگویی هستند(همان، 42)44.
در تأمین مالی آزاد پراکندگی زیادی در مالکیت سهام مشاهده میشود و بدین سبب قدرت تأثیرگذاری سهامداران بر مدیریت شرکت ضعیف است. بنابراین با فروش سهام که معمولاً قبضه مالکیت را به دنبال دارد، نسبت به عملکردهای ناموفق شرکت از خود عکسالعمل نشانمیدهند. چنین حالتی را در الگوی انگلوساکسون مشاهده میکنیم. در آمریکا حسب مقررات دولت که با هدف کسب اطمینان از متنوع بودن پرتفوی داراییهای شرکتهای بیمه، بانکها، صندوقهای متقابل و صندوقهای بازنشستگی تدوین شدهاند، این شرکتها را از داشتن منافع کنترلکننده در شرکتهای سهامی عام باز میدارد. در این الگو بازارهای سرمایه و سهام با نقدینگی بالا، قوانین مربوط به افشای اطلاعات و معاملات مدیران و همچنین مقررات حفظ حقوق سهامداران جزء، زمینه حفاظت از سرمایهگذاران و سهامداران را فراهم میآورند. با وجود تفاوت موجود بین نمونههای بالا، به نظر میرسد که به علت موفقیتهای کسب شده توسط شرکتهای آمریکایی در مسیر مشکلاتی که با آن مواجه بودهاند، انگاره بیشینهسازی منافع سهامداران توجه بیشتری را در حوزه حاکمیت شرکتی کشورهای اروپایی و ژاپن به خود جلب کرده است. کما اینکه OECD در سال 1998 با انتشار اصول مورد نظر خود در مورد حاکمیت شرکتی، وظیفه اصلی شرکتها را برآوردن علائق و توجه به منافع سهامداران میشمارد.
در یک نگاه کلی حاکمیت شرکتی، شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی میشود که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکتها را تعیین میکنند. عناصری که در این صحنه حضور دارند، عبارتند از سهامداران و ساختار مالکیت ایشان، اعضاء هیئت مدیره و ترکیباتشان، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی هدایت میشود و سایر ذینفعها که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت را دارند. در این میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایهگذاران نهادی و حقوقی در دایره مالکین شرکتهای سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گرو
ه بر نحوه حکمرانی و تولیت بر سازمانها و همچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.
2-2-2-1 تعریف حاکمیت شرکتی< br />سازمان همکاری برای توسعه اقتصادی، حاکمیت شرکتی را چنین تعریف میکند: «مجموعه روابط میان مدیریت (اجرایی)، هیأت مدیره، سهامداران و سایر طرفهای ذیربط در یک شرکت» (1998: 158). به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی ساختاری را تبیین میکند که از طریق آن اهداف شرکت معین شده، روشهای نیل به اهداف معلوم گردیده و نهایتاً معیارها و مکانیزمهای نظارت و هدایت عملکرد مشخص میگردند.
2-2-2-2 مکانیسم های حاکمیت شرکتی برای حمایت از سهامداران :
حاکمیت شرکتی به منظور حمایت از حقوق سهامداران از مکانیسم هایی بهره می گیرد که عبارتنداز:
1-هیأت مدیره:
هیأت مدیره از جمله مکانیسم های داخلی حاکمیت شرکتی است که تاثیر زیادی بر عملکرد شرکت و رعایت حقوق ذینفعان بنگاه دارد. نقش هیأت مدیره شرکت ها در نظارت بر نحوه اداره شرکت در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده و هدایت مدیریت اجرایی بسیار تعیین کننده است تا جایی که در مواردی حاکمیت شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیأت مدیره سنجیده می

منابع تحقیق درمورد تسهیلات مالی، ارزش دفتری، سهامداران نهادی

تسهیلات مالی به ارزش دفتری
772/2
000/0
توزیع نرمال نیست
Inst
میزان مالکیت سهامداران نهادی
808/3
067/0
توزیع نرمال است
Iown
درصد مالکیت سهامداران حقیقی
610/4
290/0
توزیع نرمال است
Cown
تعداد سهامداران نهادی
346/6
070/0
توزیع نرمال است
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
666/3
105/0
توزیع نرمال است
ROA
نسبت سود خالص شرکت به سرمایه
563/2
231/0
توزیع نرمال است
LEV
نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
010/1
260/0
توزیع نرمال است

نمودار زیر (Q-Q plot)، توزیع غیر نرمال متغیر وابسته حاصل از مدل سوم (نسبت تسهیلات مالی به ارزش دفتری) را به نمایش گذاشته است.

نرمال بودن متغیر وابسته، شرط لازم برای مدل‌های رگرسیون است، بنابراین لازم است قبل از آزمون فرضیه‏ها این متغیر نرمال سازی شود. در این پژوهش برای نرمال سازی داده‌ها از تابع انتقال جانسون128 بهره گرفته شده و توسط نرم افزار 16 Minitabمورد تجزیه و تحلیل واقع شده است (قابل مشاهده در پیوست).نتایج حاصل از آزمون K-S بعد از فرآیند نرمال سازی داده‌ها به شرح زیر می‌باشد.

جدول 4-8- نتايج آزمون نرمال بودن متغیر وابسته مدل سوم تحقیق بعد از فرآیند نرمال سازی
متغیر
تعداد (N)
آماره (K-S)
سطح اهمیت (Sig)
نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری
265
919/0
368/0

با توجه به شکل بالا از آن‌جایی که بعد از نرمال سازی داده‌ها سطح اهمیت (Sig.) آماره كولموگروف-اسميرنف برای متغیر وابسته بالاتر از 05/0 می‌باشد (368/0)، بنابراین فرضیه در سطح اطمینان 95% تأیید شده و بيان‌گر این است که متغیر نسبت تسهیلات مالی دریافتی به ارزش دفتری بعد از فرآیند نرمال سازی، دارای توزیع نرمال می‌باشند. (Q-Q plot)، توزیع نرمال متغیر وابسته را بعد از فرآيند نرمال سازي توسط تابع انتقال جانسون، به نمایش گذاشته است.

4-4-3-2) آزمون استقلال خطاها
آزمون دوربين واتسون همبستگي سريالي بين باقيمانده (خطا)هاي رگرسيون را بر مبناي فرض صفر آماري زير آزمون مي‌نمايد:
H0: بین خطاها خود همبستگي وجود ندارد.
H1: بین خطاها خود همبستگي وجود دارد.
آماره دوربین واتسن به همراه مقادیر بحرانی در سطح خطای 5% به شرح جدول 4-9 است. با توجه به این که مقدار آماره دوربین واتسون محاسبه شده مدل های اول و دومازمقدار بحرانی در سطح خطای 0.05 بزرگتر است لذا عدم همبستگی پیاپی یا سریالی باقیمانده ها در مدل های رگرسیونی اول و دوم در سطح معنیداري0.05مورد تایید قرار می گیرد.
جدول4-9- آزمون استقلال خطاها
مدل رگرسیونی
مقادیر بحرانی(سطح خطا 1%)
آماره دوربین واتسن

Du
Dl

مدل اول
3
1
375/1
مدل دوم
3
1
157/1
مدل سوم
3
1
268/1
4-4-4) ناهمسانی واریانس ها
یکی از موضوعات مهمّی که در برآورد واریانس ناهمسانی در این تحقیق از آزمون وایت استفاده شده است. نتایج حاصل از این آزمون به صورت زیر بیان می شود:
جدول4-10- نتایج حاصل از آزمون ناهمسانی واریانس
شرح
آماره وایت
P-value
نتیجه آزمون
مدل اول
2.28
0.007
وجود ناهمسانی
مدل دوم
6.88
0.00
وجود ناهمسانی
مدل سوم
28.064
0.00
وجود ناهمسانی
نتایج حاصل از آزمون وایت در جدول (4-10) آورده شده است. نتایج نشان دهنده این است که آماره F هریک مدل های تحقیق در سطح خطای 0.05 معنی دار است در نتیجه فرضیه صفر مبنی بر وجود ناهمسانی واریانس در بین دادهای مدل در سطح خطای 0.05 رد نمی شود. نتایج حاصله نشان دهنده وجود ناهمسانی واریانس در بین داده های مدل است. در صورت وجود ناهمسانی واریانس تخمین زننده های 129OLS همچنان بدون تورش خواهند بود ولی دارای حداقل واریانس نخواهند بود لذا برای رفع این نقیصه از تخمین زننده 130GLS استفاده خواهد شد.

4-4-5- آزمون هم خطی متغیرهای مستقل
با توجه به جدول 4-11، میزان تولرانس و عامل واریانس برای تمامی متغیرهای مستقل بیشتر از 2/0، و عامل تورم واریانس نیز بسیار نزدیک به 1 است (از 5 خیلی کمتر است)، در نتیجه فرضیه عدم وجود هم‌خطی بین متغیرهای مستقل تایید می‌شود.
جدول 4-11 آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل
نام متغیر
تولرانس
عامل تورم واریانس
Iown

درصد سهامداران حقیقی
978/0
028/1
Cown
میزان تمرکز مالکیت
707/0
415/1
Inst
درصد سهامداران نهادی
461/0
175/2
Size
لگاریتم جمع دارایی ها
951/0
046/1
Lev
میزان اهرم مالی شرکت
962/0
031/1
ROA
بازده دارایی ها
981/0
017/1

پس از بررسی فروض کلاسیکدر قسمت بعد نتایج حاصل از برازش مدل های‌ رگرسیونی تحقیق و به تبع آن فرضیه های تحقیق مورد بررسی و آزمون قرار می گیرد.
4-5) آزمون فرضیات تحقیق
همانطور که در فصل 3 تشریح گردید، در این تحقیق برای آزمون هر یک از فرضیات اصلی تحقیق از یک مدل رگرسیونی استفاده شده است.
4-5-1) آزمون فرضیه اول:
مدل اول تحقیق به شرح زیر است)لین وهمکاران 2013):
SIit = β0 + β1INSTit + β2IOWNit + β3COWNit +β4ROAit + β5SIZEit + β6LEVit + εit
پس از آزمون مفروضات رگرسیون و اطمینان از برقراری آن‌ها، نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون فوق برای شرکت های تولیدی در جدول4 -11 ارائه شده است. مقدار آماره F (22.686) نیز حاکی از معناداری کل مدل رگرسیون می باشد. همان طور که در قسمت پایین جدول 4-11 مشخص شده است، ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده مدل فوق به ترتیب عبارتند از 8/13 درصد و 2/13 درصد. بنابراین، می‌توان نتیجه گ
رفت که در معادله رگرسیونی مزبور ، تنها حدود 2/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته (میزان سهام عادی منتشر شده) توسط متغیرهای مستقل و کنترل مزبور تبیین میشوند.
در این جدول اعداد مثبت (منفی) در ستون مقدار ضریب نشان دهنده میزان تاثیر مستقیم (معکوس) هر یک از متغیرها بر دقت پیش بینی سود هر سهم شرکت‌های مورد بررسی است.
نحوه داوری: در صورتی که مقدار sig محاسبه شده توسط نرم افزار کمتر از سطح اطمینان در ن

منابع تحقیق درمورد هزینه سرمایه، اوراق قرضه، بورس اوراق بهادار

سرمایه شرکت میگردد.
3) تصمیمهای عملیاتی و تأمین مالی شرکت
تصمیمهای اتخاذ شده در یک شرکت بر روی ریسک شرکت مؤثر میباشد. اگر مدیریت شرکت سرمایهگذاری را با سطح ریسک بالا بپذیرد و یا اینکه به میزان زیادی از بدهی سهام ممتاز استفاده نماید، ریسک شرکت افزایش مییابد در نتیجه سرمایهگذاران نرخ بازده بالاتری را انتظار خواهند داشت و این امر سبب افزایش هزینه سرمایه میگردد.
4) سطح تأمین مالی
هر چه سطح تأمین مالی شرکت افزایش یابد، عواملی همچون هزینههای صدور و فروش اوراق بهادار، افزایش نسبت اهرمی و عرضه زیاد اوراق بهادار موجب افزایش هزینه سرمایه میشوند.
2-3-3-5-2- محاسبه هزینه سرمایه
در دنیای پیچیدة تجارت، مـحاسبه هزینه سرمایه شرکت، توام با مشکــلات و دشواریهای عدیـدهای میباشد. به همین علت و به منظور تسهیل محاسبات، ناچار به لحاظ نمــودن پارهای از مفروضات میباشیم. این مفروضات عبارتند از:
ریسک تجاری ثابت
ریسک مالی ثابت
سیاست تقسیم سود ثابت
بنابراین در محاسبات هزینه سرمایه باید فرض نمائیم که اولاً ترکیب منبع مالی تغییر نخواهد نمود، ثانیاً ریسک سرمایهگذاری در پروژههای جدید مشابه با ریسک پروژههای انجام شده قبلی میباشد و ثالثاً اینکه تغییری در نسبت پرداخت سود سهام به سهامداران ایجاد نشده و شرکت سیاست تقسیم سود ناشی را دنبال میکند. همانگونه که منابع تأمین مالی شرکت متنوع و متعدد بوده و شامل بدهی، سهام ممتاز سهام عادی و سود انباشته میگردد. هزینه سرمایه شرکت نیز ترکیبی از هزینه هر یک از اقلام خاص آن یعنی هزینه بدهی، سهام ممتاز، سهام عادی و سود انباشته میباشد.از آنجائی که هر یک از منابع تـأمین مالی، نسبتی از کل سرمایه شــرکت را تشکیل میدهد، لذا هزینه سرمــایه شرکت نیز میبایستی با توجه به نسبت هر یک از اقلام خاص در تأمین سرمایه شرکت محاسبه گردد. بدین لحاظ برای محاسبه هزینه سرمایه شرکت از میانگین موزون هزینه سرمایه استفاده مینمائیم. فرمول محاسبة هزینه سرمایه شرکت به صورت زیر میباشد :
( رابطه 1-3-2 ) محاسبه هزینه سرمایه
Kf = (%D)(Kd)=(%Ps)(KPs)+(%CE)(Ke)+(%RE)(Kr)
جائی که:
Kf = هزینه سرمایه شرکت (میانگین موزون هزینه سرمایه)
Kd = هزينه بدهی ( بلند مدت )
KPs = هزینه سهام ممتاز
Ke = هزینه سهام عادی
Kr = هزینه سود انباشته
%D= نسبت بدهی بلند مدت به سرمایه شرکت
%Ps = نسبت سهام ممتاز به سرمایه شرکت
%CE = نسبت سهام عادی به سرمایه شرکت
%RE = نسبت سود انباشته به سرمایه شرکت
بنابراین محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه شركت مستلزم طی دو مرحله میباشد. مرحله اول آن محاسبة هزینه هر یک از اقلام تشکیل دهنده سرمایه شرکت و مرحله دوم آن محاسبة نسبت مشارکت هر یک از منابع تأمین مالی در کل سرمایه میباشد.
در ادامه به اختصار نحوه محاسبه هزینه هر یک از اقلام خاص سرمایه بیان میشود.
2-3-3-6- هزینة بدهی
هزینة بدهی به سادگی قابل محاسبه است. بدین ترتیب که هزینه بدهی برابر با نرخ بهره پرداختی بابت استقراض میباشد. یعنی بهره پرداختی تقسیم بر ارزش بدهی :
(رابطه 2-3-2) هزینه بدهی
بهره
Kd =
اصل بدهی

اما طرز محاسبه هزینه مربوط به زمانی است که تأثیر مالیات نادیده گرفته شود و اوراق قرضه به قیمت اسمی به فروش برسد. تأثیر وجود مالیات و فروش اوراق قرضه به کسر یا صرف و نیز تأثیر زمان سررسید بدهی بر هزینه سرمایه به شرح زیر است :
الف) تأثیر مالیات
بهره پرداختی بابت بدهیها ( استقراض ) یک هزینه قابل قبول مالیاتی است. با افزایش میزان هزینه بهره میزان مالیات پرداختی کمتر میشود. بطور خلاصه اینکه هزینه مؤثر بدهی ( به عبارتی هزینه بعد از مالیات ) کمتر از هزينه قبل از محاسبه مالیات است. با در نظر گرفتن تأثیر مالیــات معادله قبل به شرح زیر اصلاح میشود :
( رابطه 3-3-2 ) هزینه بدهی با در نظر گرفتن تاثیر مالیات
Km = Ka(1-t)
Km= هزینه مؤثر بدهی
t= نرخ مالیات
ب) کسر یا صرف اوراق قرضه :
اوراق قرضه عموماً با قیمتی متفاوت با ارزش اسمی به فروش میرسند. این اختلاف اصطلاحاً صرف یا کسر اوراق قرضه نامیده میشود. در اینجا هزینه بدهی معادل نرخ بهره (نرخ کوپن) نیست. این نکته را هم باید در نظر داشت که میزان صرف یا کسر اوراق قرضه در طول زمان انتشار تا سررسید مستهلک میشود.
ج) اوراق قرضه دائمی (فاقد سررسید)
هزینه اوراق قرضه بدون سررسید از طریق تقسیم بهره بر قیمت فروش اوراق محاسبه میشود :
( رابطه 4-3-2 ) هزینه اوراق قرضه بدون سررسید
Kd = R/P(1-t)
R= بهره بدهی
P= قیمت فروش
t= نرخ مالیات
Kd= هزینه بدهی
محاسبه دقیق هزینه تأمین مالی از محل بدهیهای بلند مدت صرف نظر از جزئی بودن درصد آن در ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نیز سوبسیدی بودن نرخ آنها دشوار و تا حدی نیز غیر ممکن میباشد، چرا که مهمترین ویژگی این ابزار تأمین مالی مشمول شدن هزینه آن به عنوان هزینههـای قابل قبول مالیاتی و به عبارت دیگر صرفهجویی مالیاتی آن میباشد. در ایران براساس قانون مالیاتهای مستقیم درآمد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، از مالیات معاف بوده و در واقع کل مالیات متعلقه به شرکت و سهامدار، توسط سـهــامدار و متناسب با میزان و درصد ســهم هریک از سهامداران به کل سهام شرکت پرداخت میگردد. بنابراین تعیین و استفـاده از یک نرخ مشخـص مالیاتی در محاسبه هزینه تأمین مالی بدهـیها امکانپذیر نمیباشد.
2-3-
3-7- هزینه سهام ممتاز
هزینـه سهام ممتاز حـداقل نرخ بازدهی است که جهت جبـران نرخ بازده مورد انتـظار سهـامداران ممتاز میبایستی توسط شرکت تحصیل گردد، فرمول محاسبة هزینه سهام ممتاز بشرح زیر میباشد:
( رابطه 5-3-2 ) هزینه سهام ممتاز
Kp = D/ pn
Kp = هزینه سهام ممتاز
D = سود سالانه سهام ممتاز
pn = خالص وجوه دریافتی از فروش سهام ممتاز (پس از کسر هزینه فروش)
از آنجائی که سود سهام ممتاز از محل سود پس از کسر مالیاتی شرکت پرداخت میگردد، لذا به عنوان هزینه قابل مالیاتی نبوده و صرفهجویی مالیاتی برای شرکت به همراه ندارد. تاکنون سهام ممتاز به عنوان یک ابزار تأمین مالی در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده نشده است.
2-3-3-8- هزینة سهام عادي
هزینة تأمین مالی از محل سهام عادی حداقل نرخ بازدهی است که بایستي شرکت برای سهامداران خود فراهم نماید تا ارزش بازار سهام خود را حفظ نموده و سهامدارانش را نیز راضی نگاه دارد.
در کنار تأمین مالی بواسطه منابع مالی همچون بدهی و سهام ممتاز، سهامداران عادی به دو طریق میتوانند سرمایه مورد نیاز شرکت را فراهم نمایند. یکی فروش سهام عادی که معرف تأمین مالی خارجی است و دیگری انباشته نمودن تمام یا قسمتی از سود قابل تقسیم به منظور تأمین مالی سرمایهگذاریهای آتی که تأمین مالی داخلی نام دارد.
در ادبیات مالی برای محاسبة هزینه تأمین مالی از محل سهام عادی، چهار نظریه و مدل به شرح زیر مطرح شده است:
نظرية مدل بدون رشد93
نظرية مدل رشد گوردون94
نظرية مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای95
نظرية مدل صرف ریسک96
قبل از تشریح مدلهای فوق ذكر یک نکته ضروری به نظر میرسد و آن اینکه اصولاً استفاده از هر مدلی در تحقیقات مالی در صورتی معتبر است که صحت مفروضات آن مدل نيز در تحقيق مورد نظر لحاظ شده باشد. به عبارت ديگر اگر مفروضات مدلی، با شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه مورد تحقیق مطابقت نداشته باشد، مسلماً نمیتوان از آن مدل در برآورد متغیرها و از نتایج حاصل از بکارگیری آن مدل جهت تشریح و توجیه شرایط و واقعیتهای موجود در جامعه تحقیق استفاده نمود. بنابراین در ادامه بحث، ضمن مطرح نمودن ادبیات مالی مربوط به هر یک از مدلها، تا حد امکان مفروضات مدلهای مذکور را با شرایط موجود در بازار سرمایه و شرکتهای ایرانی مقایسه خواهیم نمود.
2-4- گفتار سوم:پیشینه تحقیق
2-4-1- تحقیقات انجام شده در ایران
سینگ و حمید97 (1992) و سینگ (1995) روشهاي تامین مالی پنجاه کشور توسعه یافته و کشورهاي در حال توسعه را بررسی کردند .نتایج اصلی این مطالعه به صورت زیر است.
شرکتهاي واقع در کشورهاي در حال توسعه ، بیشتر از منابع خارجی براي تامین مالی استفاده میکنند.
شرکتهاي واقع در کشورهاي در حال توسعه، براي افزایش خالص دارایی هاي خود بیشتر به انتشار سهام جدید روي میآورند.
مجتهدزاده، علوي طبري و خدابخشي (1388) رابطه تأمين مالي و عملکرد عملياتي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسي کردند. نتايج تحقيق آنان نشان داد که نه تنها تأمين مالي اثري بر عملکرد عملياتي قبل و بعد از آن ندارد بلکه نوع و حجم تأمين مالي نيز بر اکثر سنجههاي عملکرد عملياتي تأثير چنداني ندارد.
حسن قاليباف اصل و سلما ايزدي (1388)، در مقاله ای، رابطه عواملي مانند اندازه، سودآوري، دارايي هاي قابل وثيقه، ريسك تجاري و نقدينگي با ميزان استفاده از بدهي در ساختار سرمايه شركت ها، به منظور آزمون يك تئوري نوين ساختار سرمايه، مانند تئوري توازي ايستا در شركت هاي ايراني، بررسي نموده اند. نتايج حاصل نشان مي دهد كه در طول قلمرو زماني تحقيق، عوامل اندازه، سودآوري و نقدينگي جزء عواملي هستند كه ارتباط معكوس و معني دار با ساختار سرمايه شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارند .به طور خلاصه، نتايج حاصل از اين تحقيق، تئوري توازي ايستا در بورس اوراق بهادار تهران را تاييد نمي كند.
حساس یگانه، مردای و اسکندر (1387) طی مطالعه ای بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران در فاصله زمانی سالهای 1376 تا 1383، رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت را مورد آزمون قرار دادند. یافته های تحقیق مبین ارتباط مثبت بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت می باشد. ایشان نتایج تحقیق را این گونه تفسیر نمودند که سرمایه گذاران نهادی با توجه به انگیزه های که برای بهبود عملکرد شرکت های سرمایه پذیر دارند نظارتی مؤثر بر آنها اعمال نموده و مدیران این شرکت ها را با اتخاذ تصمیمات بهینه و در نتیجه بهبود عملکرد شرت ترغیب می کنند.
نمازی، رحمان سرشت و مظلومی «رابطه عملکرد مدیریتی سرمایه گذاران شرکتی با سهم مالکیت این مؤسسات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» را مورد مطالعه قرار دادند. آنان در این پژوهش نقش سرمایه گذاران شرکتی را مورد بررسی قرار دادند و این سؤال را مطرح کردند که آیا ساختار مالکیت سازمانها توان توجیه عملکرد های متفاوت در آن ها را دارد؟ یافته های تحقیق نشان داد که گروههای مختلف مالک و حقیقی و حقوقی به یک میزان از قدرت و هم سویی در اثر گذاری بر عملکرد شرکت برخوردار نیستند و در مجموع تفاوت در ساختار مالکیت شرکت ها توانسته است بخشی از نوسانات در عملکرد شرکتها را توضیح دهد.
نمازی و کرمانی رابطه بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی سالهای 1382 تا 1386 مورد بررسی قرار دارند. نت
ایج پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی حاصل از این بود که رابطه معنی دار و منفی بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت و رابطه معنی دار و مثبت بین مالکیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود دارد. همچنین مالکیت مدیریتی به صورت معنی دار و منفی بر عملکرد تأثیر می گذارد.
2-4-2- تحقیقات انجام شده در سایر کشورها
لین و همکاران (2013) در پژوهشی به بررسی تاثیر ساختار مالکیت و ارتباط آن با انتخاب روشهای تامین مالی از بانکها و یا انتشار اوراق مشارکت پرداختند. پژوهش مزبور برای 9831 شرکت در 20 کشور از ابتدای سال 2001 تا پایان 2010 انجام پذیرفت. نتایج گویای آن است که تنوع در حقوق مالکانه و کنترلی در شرکتهای با ساختار مالکیت نهادی کمتر به سمت تامین مالی از طریق تسهیلات بانکی می روند. همچنین سایر نتایج بیانگر آن است که تنوع در ساختار مالکیت روی دیگر جنبه های ساختار بدهی در شرکت از جمله سررسید پرداخت و یا وثایق مورد نیاز نیز اثرگذار خواهد بود. به عبارتی شرکتهای با ساختار مالکیت نهادی بیشتر به سمت تامین

منابع تحقیق درمورد حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، عملکرد شرکت

اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. این پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تاسیس شده اند اداره می شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می دهند؟
پاسخ بهچنین پرسشهایی باعث شکلگیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی15،ساختار مالکیت16، ترکیب سهامداران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.
2-2-2 حاکمیت شرکتی
واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .”جیمز ولفنسان17″ رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه میگوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت ها کشورها اهمیت بیشتری دارد.(سایت آفتاب 1387)اصطلاح ” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی بکار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،1387 )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه درسال 1973که به ماجرای “واتر گریت”18 شهرت یافت برمیگردد. افشاء این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.
بر این اساس انجمن حسابداران رسمی آمریکا19 استانداردهای ویژه ای را برای حسابرسان مستقل در مورد کنترل داخلی شرکتها وضع نمودند. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب درسال 1987 در گزارشی با عنوان “تریدوی20” نتیجه بررسی های خود را در این باره اعلام نمود . به دنبال آن کنگره آمریکا در سال 1991 قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکت های سهامی عام ملزم به ارایه گزارش در ارتباط با کیفیت و موثر بودن کنترل داخلی گردیدند . اما حاکمیت شرکتی به گونه ای که امروز مطرح است حاصل مطالعات و بررسی هایی است که درکشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه1990 میلادی برمیگردد.گزارش “کادبری21” در انگلستان، مقررات هیأت مدیره جنرال موتورز آمریکا ، گزارش “دی22” در کانادا و گزارش “وی انو23” در فرانسه از آن جمله اند. رسوایی های مالی درشرکت های انرون،ورلد کام،آجیپ سیکو،زیراکس و چند شرکت دیگر کنگره آمریکا را بر آن داشت را تا کمیته خاصی را مأمور بررسی راهکارهایی برای مبارزه با فساد و تقلب ایجاد نمایند.حاصل تمامی این بررسی ها تصویب قانونی به نام “ساربنز-اکسی24″بود.(بت شکن و رهبریخرازی ،1388،3)
در سالهای اخیر نهادها و سازمان هایی نظیر: شبکه جهانی حاکمیت شرکتی25 ،اتاق بازرگانی بین المللی26، بانک جهانی27، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی28 و فدراسیون بین المللی حسابداران29 در ترویج و وضع استاندارد هایی در رابطه با حاکمیت شرکتی فعالیت دارند. موضوع در حال توسعه تا حدی متفاوت است و دستورالعمل های حاکمیت های شرکتی در این کشورها غالبا به پرکردن خلاهای قانونی پرداخته است که در کشورهای پیشرفته از طریق قوانین و مقررات ساختار یافته تامین می شود .قوانینی نظیر : برخورد یکسان با سهامداران ،افشا به موقع و مناسب و نحوه برگزاری مجامع عمومی و مسایلی از این دست در عین حال ، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای پیشرفته تلاش ها در جهت ارائه راهکارهایی برای ملزم نمودن مدیران به پاسخگویی و تنظیم روابط منصفانه با ذینفعان ادامه دارد(بدری،1387،12)30 .
به طور کلی می توان بیان نمود نیاز به حاکمیت شرکتی از تضاد منافع موجود میان مشارکت کنندگان در شرکت (این تضاد منافع اغلب با مسایل نمایندگی در ارتباط است که خود ناشی از این علت است که مشارکت کنندگان مختلف از اهداف و ترجیحات مختلفی برخوردارند) ناشی می شود ( رحمانی، 1387،). به بیان دیگر با توجه به وجود تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکت های مختلف و وجود تضاد میان منافع ذینفعان غیاب استقرار مکانیسم حاکمیت شرکتی میتواند عملکرد شرکت را بجای اینکه به سمت منافع سهامداران هدایت کند به سمت منافع گروه خاصی از جمله مدیران سوق دهد.این مفهوم ناظر بر نحوه حاکمیتی است که بر یک شرکت سهامی عام اعمال میشود و مطابق با آن چگونگی پاسخگویی شرکت به سهامداران و همچنین سایر ذینفعهای سازمانیاش شکل میگیرد. بدین سبب از نظر کارکرد شرکتها و همچنین کل جامعه حائز اهمیت شمرده شده و در سالیان اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این امر موجب شده است که گروههای مختلف حسب علائق و قالبهای ذهنی خود تعاریف متفاوتی از آن ارائه کنند.از جمله این دیدگاهها، پرداختن به موضوع حاکمیت شرکتی به منظور یافتن ساختاری است که قدرت تشخیص و تصمیمگیری مدیران یک شرکت را به بهترین نحو در خدمت سهامداران قرار دهد. این زاویه دید در واقع معطوف به کنترل هزینههای نمایندگی ناشی از تقابل مالکین و مدیران توسط ساختار حاکمیت شرکتی است. در این چارچوب برخی مبحث حاکمیت شرکتی را متوجه روشهایی میدانند که به تأمین کنندگان مالی شرکت اطمینان میدهد که سرمایهشان از برگشت کافی برخوردار خواهد بود. برخی دیگر، موضوع را از حوزه اقتصاد دیده و وظیفه آن را کارآمدتر کردن شرکتها با استفاده از زیر ساختهایی همچون قراردادها، طراحی سازمان و مقررات میانگارند. در این قالب نظرات معطوف به مفهوم ارزش (ثروت) متعلق به سها
مداران31 است. یعنی مالکین شرکت چگونه میتوانند مدیران را به کسب یک نرخ بازده رقابتی ترغیب کرده و از این امر اطمینان حاصل کنند (ماتیسن، 1999، 5)32.
سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی33 (1998) حاکمیت شرکتی را ساختار روابط ما بین سهامداران، اعضاء هیئت مدیره و مدیران و مسئولیتهای مترتب بر آن میداند. از نظر این سازمان چنین ساختاری زمینه عملکرد رقابتآمیزی را که مستلزم دست یافتن به اهداف اولیه شرکت است، فراهم میآورد.بدین ترتیب حاکمیت شرکتی نظام هدایت و کنترل شرکتها شناخته میشود و ساختار آن حقوق و دامنه مسئولیتهای کنشگران یک سازمان از جمله هیئت مدیره، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را تعیین میکند.
حاکمیت شرکتی34 در اساس، خطوط تصمیمگیری، حوزه و تناسب اختیارات و وظایف سطوح مدیریت عالی سازمان را برای نیل به دو هدف اساسی بررسی میکند:
1- کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود و ارتقای شفافیت35 و پاسخدهی36.
2- بهبود کارایی دراز مدت سازمان از طریق جلوگیری از خودکامگی و عدم مسئولیت مدیریت اجرایی.
حاکمیت شرکتی پیش از هر چیز حیات سالم بنگاه اقتصادی را در دراز مدت هدف قرار میدهد، و به این خاطر درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمانها حفاظت به عمل آورد. واقعیت ورشکستگی شرکتهای عظیم و معتبر در مدت زمان کوتاه از دو پدیده متوالی ناشی شده است: انعکاس اخبار غلط و گزارشهای مالی نادرست درباره وضعیت بنگاه و افشای قریب الوقوع آن، وضعیت حاضر هم اکنون در بازارهای سهام کشورهای صنعتی به بحران بیسابقه بدل گشته و درجه اعتماد سرمایهگذاران به شرکتها را به شدت کاهش داده است.در سالیان اخیر مطالعات متعددی پیرامون حاکمیت شرکتی به عمل آمده است و جملگی سعی داشتهاند که روشی بهینه را برای حکم راندن بر شرکتها بیابند.
بررسیهای صورت پذیرفته توسط پرووز37 (1994) و آئوکی38 و کیم39 (1995) در این میان بیش از دیگران مورد استناد قرار گرفتهاند.
نویسندگان مزبور الگوهای حاکمیت شرکتی را به دو الگوی انگلیسی-آمریکایی (انگلوساکسون) و مدل آلمانی-ژاپنی تقسیم میکنند. توجه الگوی نخست معطوف به بیشینهسازی منافع سهامداران است. بر این مبنا رابطهای حقیقی مابین بانکها و شرکتها برقرار است، سودآوری مورد تأکید قرار میگیرد، قبضه مالکیت امری عادی است و بازار اوراق بهادار منبع مهم تأمین مالی شرکتها به شمار میآید. مدل آلمانیها در نقطه مقابل قرار گرفته و از ذینفعهای سازمان به عنوان وزنه تعادل در مقابل سهامداران استفاده میکند. این دیدگاه شرکتها را ائتلافی از گروههای با علایق و منافع متفاوت میبیند و مدیریت وظیفه دارد نقطه تعادل مابین آنها را بیابد. ژو40 و وانگ41 (1997) دو مدل بالا را در قالب تأمین مالی «مبتنی بر کنترل42» و «تأمین آزاد43» از یکدیگر متمایز میسازند. در مورد اول، سهامدارانی در شرکت سهامی عام حضور دارند که بخش بزرگی از سهام در اختیار آنها است. این سهامداران اصلی میتوانند بانکها، نهادهای مالی و غیر بانکی و یا شرکتهای سهامی دیگر باشند. در این صورت مدیریت بیشتر تحت نظارت قرار میگیرند. مالکیت متراکم انگیزه و توانایی لازم را برای نظارت و کنترل در اختیار سهامداران و سرمایهگذاران قرار میدهد. آلمان و ژاپن مصادیق چنین الگویی هستند(همان، 42)44.
در تأمین مالی آزاد پراکندگی زیادی در مالکیت سهام مشاهده میشود و بدین سبب قدرت تأثیرگذاری سهامداران بر مدیریت شرکت ضعیف است. بنابراین با فروش سهام که معمولاً قبضه مالکیت را به دنبال دارد، نسبت به عملکردهای ناموفق شرکت از خود عکسالعمل نشانمیدهند. چنین حالتی را در الگوی انگلوساکسون مشاهده میکنیم. در آمریکا حسب مقررات دولت که با هدف کسب اطمینان از متنوع بودن پرتفوی داراییهای شرکتهای بیمه، بانکها، صندوقهای متقابل و صندوقهای بازنشستگی تدوین شدهاند، این شرکتها را از داشتن منافع کنترلکننده در شرکتهای سهامی عام باز میدارد. در این الگو بازارهای سرمایه و سهام با نقدینگی بالا، قوانین مربوط به افشای اطلاعات و معاملات مدیران و همچنین مقررات حفظ حقوق سهامداران جزء، زمینه حفاظت از سرمایهگذاران و سهامداران را فراهم میآورند. با وجود تفاوت موجود بین نمونههای بالا، به نظر میرسد که به علت موفقیتهای کسب شده توسط شرکتهای آمریکایی در مسیر مشکلاتی که با آن مواجه بودهاند، انگاره بیشینهسازی منافع سهامداران توجه بیشتری را در حوزه حاکمیت شرکتی کشورهای اروپایی و ژاپن به خود جلب کرده است. کما اینکه OECD در سال 1998 با انتشار اصول مورد نظر خود در مورد حاکمیت شرکتی، وظیفه اصلی شرکتها را برآوردن علائق و توجه به منافع سهامداران میشمارد.
در یک نگاه کلی حاکمیت شرکتی، شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی میشود که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکتها را تعیین میکنند. عناصری که در این صحنه حضور دارند، عبارتند از سهامداران و ساختار مالکیت ایشان، اعضاء هیئت مدیره و ترکیباتشان، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی هدایت میشود و سایر ذینفعها که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت را دارند. در این میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایهگذاران نهادی و حقوقی در دایره مالکین شرکتهای سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گرو
ه بر نحوه حکمرانی و تولیت بر سازمانها و همچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.
2-2-2-1 تعریف حاکمیت شرکتی
سازمان همکاری برای توسعه اقتصادی، حاکمیت شرکتی را چنین تعریف میکند: «مجموعه رو
ابط میان مدیریت (اجرایی)، هیأت مدیره، سهامداران و سایر طرفهای ذیربط در یک شرکت» (1998: 158). به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی ساختاری را تبیین میکند که از طریق آن اهداف شرکت معین شده، روشهای نیل به اهداف معلوم گردیده و نهایتاً معیارها و مکانیزمهای نظارت و هدایت عملکرد مشخص میگردند.
2-2-2-2 مکانیسم های حاکمیت شرکتی برای حمایت از سهامداران :
حاکمیت شرکتی به منظور حمایت از حقوق سهامداران از مکانیسم هایی بهره می گیرد که عبارتنداز:
1-هیأت مدیره:
هیأت مدیره از جمله مکانیسم های داخلی حاکمیت شرکتی است که تاثیر زیادی بر عملکرد شرکت و رعایت حقوق ذینفعان بنگاه دارد. نقش هیأت مدیره شرکت ها در نظارت بر نحوه اداره شرکت در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده و هدایت مدیریت اجرایی بسیار تعیین کننده است تا جایی که در مواردی حاکمیت شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیأت مدیره سنجیده می شود.هیأت مدیره علاوه بر هدایت استراتژیک شرکت مسئولیت مهمی در نظارت بر عملکرد

پایان نامه ارشد با موضوع جامعه شناسی، فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق

بزرگمهر، تهران، پنگوئن، 1362.
• باتامور، تام، جامعه شناسي سياسي، ترجمه منوچهر صبوري کاشاني ، تهران، انتشارات کيهان، 1366.
• باربور، ايان، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1362.
• بُدن، ریمون، مطالعاتی در آثار جامعه شناسان کلاسیک، ترجمه ی باقر پرهام، تهران، نشر مرکز،1383.
• بنتون.ت و كرايب، يان، فلسفه علوم اجتماعي؛ بنيادهاي فلسفي تفكر اجتماعي، ترجمه شهناز مسمي پرست و محمود متحد، تهران، نشر آگه، 1384.
• بوريل، گيبسون و گارت مورگان، نظريه‌هاي كلان جامعه‌شناسي و تجزيه و تحليل سازمان، ترجمه محمدتقي نوروزي، تهران، سمت، 1383.
• بيات، عبدالرسول و ديگران، فرهنگ واژه ها ،‌ قم، مؤسسه انديشه و فرهنگ ديني،1381.
• پارسانيا، حميد، روش‌شناسي انتقادي حكمت صدرايي، قم، كتاب فردا، 1389.
• پترسون، مايكل و ديگران، عقل و اعتقاد ديني، ترجمه احمد نراقي و ابراهيم سلطاني، تهران، طرح نو، 1379.
• پولانتزاس، نیکوس، فلسفه حقوق، ترجمه نجاد علی الماسی، میزان، 1386.
• پولانزاس، نیکوس، واقعیت و حقوق، نجاد علی الماسی، دانشگاه شهید بهشتی، 1354.
• تايپتون، فرانک و آلدريچ، رآبرت، تاريخ اقتصادي واجتماعي اروپا، ترجمه كريم پيرحياتي، تهران، شركت انتشارات علمي وفرهنگي، 1375.
• تبیت، مارک، فلسفه حقوق، ترجمه حسن رضایی خاوری، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1384.
• تنهايي، ابوالحسن، نظريه‌هاي جامعه شناسي، مشهد، مرنديز، 1387.
• توسلي، غلامعباس، نظريه‌هاي جامعه‌شناسي، تهران، سمت، 1386.
• جلائي‌پور، حميدرضا، نظريه‌هاي متاخر جامعه‌شناسي، تهران، ني، 1387.
• حسين‌زاده، محمد، معرفت‌ شناسي، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€،1381.
• حميد، صنعت‌جو، اميل دوركيم متفكري همچنان تاثيرگذار، عميدي ، 1392.
• خسروپناه، عبدالحسين، كلام جديد، قم، مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم، 1379.
• دانش پژوه ، مصطفی، شناسه حقوق: دانش حقوق، قاعده حقوقي و رابطه حقوق با عدالت، اخلاق و دين، نشرجنگل، 1391.
• دانش، تاج زمان، مجرم كيست جرم شناسي چيست؟، تهران، مؤسسه كيهان،1364.
• داور، شيخاوندی، جامعه شناسی انحرافات ومسائل اجتماعی، مشهد، نشرمرنديز، 1379.
• دل وکیو، ژرژ، فلسفه حقوق، ترجمه جواد واحدی، نشر میزان، 1380.
• دوركيم، اميل، خودكشي، ترجمه نادر سالارزاده اميري، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1373.
• دورکیم ، امیل، صور بنیانی حیات دینی، باقر پرهام، مرکز، 1383.
• دورکیم، امیل، فلسفه و جامعه‏شناسي، ترجمه فرحناز خمسه‏اي، تهران، مركز ايراني مطالعه فرهنگ‌ها، 1360.
• دورکیم، امیل، تعلیم و تربیت، علی محمد کاردان، فرخی، 1368.
• دورکیم، امیل، درباره تقسيم كار اجتماعي، ترجمه باقر پرهام، مركز، تهران، 1384.
• دورکیم، امیل، درس های جامعه شناسی(فیزیک اخلاقیات و حقوق)، جمال الدین موسوی، نشر نی، 1391.
• دورکیم، امیل، قواعد روش جامعه شناسی، علی محمد کاردان، تهران،دانشگاه تهران، 1343.
• ديليني، تيم، نظريه‌ هاي كلاسيك جامعه شناسي، ترجمه بهرنگ صديقي، تهران، ني، 1387.
• رایحیان اصل، مهرداد، بزه دیده شناسی حمایتی، تهران، نشر دادگستر،1384.
• رباني گلپايگاني، علي، تحليل و نقد پلوراليسم ديني، تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1378.
• رحمانی فرد، شهرداد، جامعه شناسی حقوق،بهینه، تهران، 1386 .
• رحيمي ، مصطفي، حقوق و جامعه شناسی، تهران ، سروش ،1371.
• رشاد، علي امیر، دموكراسي قدسي، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1379.
• ریتزر، جرج، بنیان‌های جامعه‌شناختی، ترجمه تقی آزاد ارمکی، تهران، نشر سیمرغ، 1374.
• ریتزر، جرج، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمه احمدرضا غروی‌زاد، تهران، نشر ماجد، 1373.
• ریچلز، جیمز، فلسفه اخلاق، آرش اخگری، نشر حکمت، 1387.
• ساعي، ‌ايرج و ديگران، زندگي جامعه شناسان بزرگ، تهران، زرباف، 1385.
• سبحاني، جعفر، پلولاريسم ديني يا كثرت گرايي، قم، موسسه امام صادق€، 1381.
• ستوده، هدايت الله، آسيب شناسي اجتماعي، تهران، انتشارات آواي نور، 1382.
• سيدمن، استيون، كشاكش آرا در جامعه شناسي، ترجمه جليلي هادي، تهران، ني، 1386.
• سيموس، بريث ‌ناچ، جرم و مجازات از ديدگاه اميل دوركيم، محمدجعفر ساعد، خرسندي ، 1387.
• شجاعي ‌زند، علي ‌رضا، عرفي شدن در تجربه مسيحي و اسلامي، تهران، باز، 1381.
• شجاعي زند، علي رضا، عرفي شدن در تجربه مسيحي و اسلامي، تهران، نشر باز، 1381.
• صانعى دره‏ بیدى، منوچهر، فلسفه اخلاق در تفکرغرب، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتى، 1368.
• صانعی، پرویز، حقوق و اجتماع و عوامل اجتماعی و روانی، نشر و پخش کتاب، 1347.
• فراستخواه،مقصود، تهران، دین وجامعه، شرکت سهامی انتشار، 1377.
• فراستخواه،مقصود،اخلاق غیر دینی ودین غیر اخلاقی، تفکر،1389.
• فرانكنا، ويليام كي.، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقي، قم، مؤسسة فرهنگي طه، 1376.
• فنایی، ابوالقاسم، دین در ترازوی اخلاق، مؤسسه فرهنگی صراط، 1384.
• قدردان قراملكي، محمدحسن، سكولاريسم در مسيحيّت و اسلام، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم،1379.
• كاپلستون، فردريك ، تاريخ فلسفه، ترجمه امير جلال‌الدين اعلم، تهران، علمي و فرهنگي و سروش، ج5، 1370.
• كاپلستون، فردريك، تاريخ فلسفه، ت
رجمه اسماعيل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران، علمي و فرهنگي و سروش، 1373، ج 6.
• كرايب، يان، نظريه اجتماعي كلاسيك، ترجمه‌ي شهناز مسمي پرست، تهران، نشر آگه، 1382.
• كرايب، يان، نظريه اجتماعي مدرن؛ از پارسونز تا هابرماس، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر آگه، 1383.
• كوزر، ليوئيس، زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، علمي،1385.
• کاتوزیان، ناصر، فلسفه حقوق، دانشگاه تهران، 1352، ج1.
• کانت، ایمانوئل، فلسفه حقوق، منوچهر صانعی دره بیدی،تهران، نقش و نگار، 1380.
• کانت، ایمانوئل، فلسفه فضیلت. منوچهر صانعی دره بیدی، تهران، نقش و نگار،1383.
• کوزر، لوئيس/ برنارد روزنبرگ، نظريه‌هاي بنيادي جامعه شناختي، ‌تر جمه ارشاد فرهنگ، تهران، نشر ني، 1378.
• کوزر، لیوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی،۱۳۸۲.
• کوئين، بروس، مباني جامعه شناسي، ‌تر جمه غلام عباس توسلي و رضا فاضل، تهران، سمت، 1372.
• کیویستو، پیتر، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، نشر نی، 1380.
• گرب، ادوارد ج، نابرابري اجتماعي، محمد سياهپوش و احمد رضا غروي‌زاد، نشر معاصر، 1381.
• گلشني، مهدی، از علم سكولار تا علم ديني، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1380.
• گورويچ ، ژرژ ،درآمدي به جامعه شناسي حقوقي ، تهران ، دانشكده علوم اجتماعي و تعاون ، موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعی،1352.
• گيدنز، آنتوني، جامعه شناسی، ‌تر جمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1378.
• گیدنز، آنتونی، چکیده آثار، ترجمه حسن چاوشیان، تهران،ققنوس،1383.
• گيدنز، آنتوني، دوركم، ترجمه يوسفعلي اباذري، تهران، خوارزمي، 1363.
• گیدنز، آنتونی، سیاست، جامعه شناسی و نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی،1381.
• گيدنز، آنتونی، نظريه های جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري،تهران، نشر ني، 1374.
• لاكوست، ژان، فلسفه در قرن بيستم، ترجمه رضا داوری اردكاني، تهران، سمت، 1384.
• لگنهاوزن، محمد، اسلام و كثرت ‌گرايي ديني، ترجمه نرجس جواندل، قم، موسسه فرهنگي طه، 1379.
• له مان، جنيفر، ساخت شكني دوركيم، ترجمه شهنار مسمي پرست، تهران، ني، 1385.
• لوی برول، هانری، جامعه شناسی حقوق، ابوالفضل قاضی،نشر میزان،1383.
• مور، جورج ادوارد، اخلاق، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1366.
• نجفي توانا ، علي، جرم شناسي ، تهران، انتشارات خيام،1377.
• نراقي، احسان، علوم اجتماعي و سير تكويني آن، تهران، فرزان، 1379.
• هارت، اچ.ال.آ،آزادي، اخلاق، قانون (درآمدي بر فلسفه حقوق كيفري و عمومي) ، محمد راسخ، طرح نو ، چاپ دوم،1388
• هميلتون، ملكلم، جامعه‌شناسي دين، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، تبيان، 1377.

پایان نامه ارشد با موضوع همبستگی اجتماعی، تقسیم کار، وجدان جمعی

نمی داند و در کنار آن، همبستگی را لازم می داند.
دین واقعیتی اجتماعی است که نقش انکار ناپذیری در جامعه دارد و می توانیم آن را به عنوان سیمان اجتماعی و مایه همبستگی جامعه در نظر گیریم. اما در عین حال دورکیم معتقد است : (البته در مطالعات بعدی اش) «جامعه امروزی تهی از مذهب شده و دین در دنیای امروز نقش و کارکرد کمتری بر عهده دارد.»124 عقب نشینی دین از صحنه اجتماع نتیجه مدرنیته، فردگرایی یا انقلاب صنعتی نیست. او اصلا برای این مسئله تاریخی قائل نیست و بر آن است که از همان ابتدای زندگی بشر، روز به روز نقش دین و کارکرد اجتماعی اش کاهش یافته و جامعه خود، جانشین آن شده است. اما اینجاست که دورکیم از خود می پرسد وقتی جامعه از دین و مذهب دور شود، وجدان اجتماعی بر چه اساس شکل می گیرد و نقش انسجام بخشی دین را چه واقعیت اجتماعی بر عهده می گیرد؟ هم عصران دورکیم به این پرسش، پاسخ های متفاوتی از جمله قانون، عشق، دوست داشتن و قدرت و دولت داده اند، اما او اینها را نمی پذیرد.125
دورکیم در مطالعاتش اگرچه پیوسته به پیش داوری های ذهنی می تازد ، اگرچه برای آموزه های ماورایی و غیر علمی ارزش و اعتباری قایل نیست و پیوسته مقابل برداشت های تفسیری از تعالیم ، امور و عقاید مقدسی که آنها را ساخته ی باورهای بشر و اقتضای خود جامعه می داند ، چیزی که به اتکای آن دورکیم را مدعی اخلاق اخلاق سکولار می دانیم. اما حتی لحظه ای اخلاق را جدای از دین در نظر نمی گیرد. همراهی دین با اخلاق برای دورکیم به این صورت است که او درست است قایل به رهایی از باورهای دینی است و جامعه را رهنمون به سوسس دیگر از دین می کند اما اخلاق او اخلاقی دینی است منتهی نه دین مذهبی بلکه دینی اجتماعی ، چیزی برخواسته از احساس نیاز طبیعی جامعه ، دینی با مشخصات و خصایص مخصوص به خود که د رادامه خواهد آمد:
دورکیم  در مجموع  پنج ویژگی برای دین مطرح نموده است:
«1. دین به دور از اعتقاد است، اعتقاد به ماوراء الطبیعه، اعتقاد به روح و خدایان و اعتقاد به غیب
2. دین را  امری قدسی می داند که در مقابل امر غیر قدسی (دنیوی) قرار می گیرد و دین از این نگاه دستگاهی پیوسته از باورهاست
3. خدا و دین چیزی جز تغییر شکل جامعه نیست. او بر این معادله تاکید می کند که خدا مساوی با جامعه است و دین مساوی با جامعه است. از همین رو دورکیم به دو مفهوم پیچیده و مهم در جهان قائل است که یکی اجتماع است و دیگری خدا و در نهایت خدا را همان اجتماع می داند. وی جامعه را فراتر از تجمع فرد فرد انسانها می داند و معتقد است جامعه می تواند در انسانها نوعی شور و هویت و مای جمعی ایجاد کند که در نهایت می تواند نقش خدا را ایفا کند. از منظر دورکیم شکل متعالی وجدان جمعی نیز که ساخته و پرداخته جامعه است، همان دین است. 
4.   جامعه الزاما نیازمند اندیشه ها و آرمان هایی جمعی است که بتواند نقش های خود را ایفا کرده و وجدان جمعی را خلق کند و دین است که این نقش را بر عهده می گیرد. به عقیده او هیچ دینی نیست که دستگاهی از اندیشه نداشته باشد و همه ادیان خالق آرمان هایی بوده و اندیشه پرداز هستند.
5.  دین فارغ از اندیشه پردازی، خصوصا عبارت است از عملمردم غیر از نیاز به باور و عقیده ، آن چیزی که بدان وابسته اند، اعمال و مناسک و احکام است که این مسئله نیز در هر دینی مشهود و موجود است.»126
در همه‌ كارهای‌ دوركیم‌، (خودكشی‌، تقسیم‌ كار و خصوصا صور بنیادی‌ حیات‌ دینی‌) و نیز درس‌های‌ او، توجه‌ و اهمیت‌ به‌ دین‌، نقش‌ زیادی‌ دارد. این‌ واقعیت‌، ناشی‌ از دو مسأله‌ است‌. اول‌ این‌ كه‌ دركل‌، جامعه‌شناسی‌ پیوندی‌ ناگسستنی‌ با دین‌ دارد، این‌ علم‌، كار خویش‌ را با دین‌ آغاز كرده‌ چرا كه‌ اولین‌ وجه‌ از شؤون‌ حیات‌ اجتماعی‌، دین‌ است‌ و نیز جامعه‌شناسی‌ كه‌ علم ‌شناخت‌ جامعه‌ است‌، ناگزیر از پرداختن‌ به‌ دین‌ است‌. نكته‌ دیگر، شخصیت‌ و زندگی‌ خود امیل‌ دوركیم‌ است‌. او یك‌ یهودی‌ اشكناز بود كه‌ در امور و مناسك‌ دینی‌ بسیار سختگیر هستند و حتی‌ گفته‌ شده‌ كه‌ او قرار بوده‌ لباس‌ مذهبی‌ نیز بپوشد. لذا علیرغم‌ این‌ كه‌ دوركیم‌ در جوانی‌ از ایمان‌ و باورهای‌ مذهبی‌ اش‌ دست‌ شست‌، اما تا پایان‌ عمر، دین‌ در كانون‌ تحقیقات‌ و توجهاتش‌ بود و البته‌ با نگاهی‌ به‌ عقاید و آثارش‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ كه‌ گرچه‌ وی‌ دین‌ یهود را ترك‌ كرد، اما دین‌ به‌ تعریف‌ دوركیمی‌ اش‌ را كنار نگذاشت‌.127
در هر صورت‌ بر مبنای‌ تعریف‌ دوركیم‌ از جامعه‌شناسی‌ كه‌ آن‌ را مطالعه‌ تأثیر جامعه‌ بر همه‌ پدیده‌های‌ انسانی‌ می‌ داند، وی‌ دین‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ واقعیت‌ اجتماعی‌ و البته‌ شكل‌ بنیادی‌ و اولیه‌ واقعیت‌ اجتماعی‌ در نظر می‌گیرد كه‌ بر انسان‌ و رفتار و عقیده‌ او تأثیرگذار است‌. او همچنین‌ دین‌ را پدیده‌ ای‌ اجتماعی‌ می‌ انگارد كه‌ جامعه‌ نیز بر آن‌ تأثیر دارد. دوركیم‌، دین‌ را متفاوت‌ از تعریف‌ عامه‌ كه‌ اعتقاد به‌ خدا، پیامبر، شریعت‌ و كتاب‌ خاص‌ می‌ دانند، تعریف‌ كرده‌ است‌.
دورکیم بر اساس مفهوم دو سویه ی امر اخلاقی «اجبار و نیکی»128 که آن را همپای دین می کند، قصد بناکردن اخلاقی پوزیتیو دارد. با این مقدمات دورکیم نتیجه می گیرد که امر اخلاقی از آنجا آغاز می شود که جامعه و زندگی جمعی شروع می شود. مفهوم اخلاق ضرورتاً با م
فهوم اجتماع پیوند خورده است. شاخصه اجتماع در نظر دورکیم چیست؟ اقتدار و نظمی که به افراد حکم می کند. بدین ترتیب دورکیم اخلاق لائیک خود را بنا می نهد که بر سه پایه استوار است:
۱.روحیه نظم برای پاسخ به وجه اجباریامر اخلاقی
2.تعلق به گروه داشتن
۳.خود آگاهی فرد نسبت به اعمال خودش
اما در خصوص اثبات این ادعا و بررسی بیشتر مبنای دینی یا لاییک ( و به تعبیر درست تر از نظر نگارنده، مبنای سکولار) داشتن اخلاق دورکیم باید گفت؛ دورکیم در پاسخ به این سؤال که، بر مبنای چه حقی از فرزندان خود تکلیف می خواهیم؟ مشروعیت این حق از کجا می آید؟ می گوید:«اولاً بایستی میان آموزش و پرورش تفکیک قائل شد. کار آموزش فهماندن است و کار پرورش درونی کردن آموزه هاست. دورکیم معتقد است وظیفه ما صرف آموزش است نه آموزش لائیک و نه آموزش مذهبی.»129 در نتیجه آموزش مذهبی، از منظر وی صورت القائی به خود می گیرد. تا پیش از این تعلیمات مذهبی را القاء می کردند در حالی که از این پس ما می خواهیم به آموزش صرف بپردازیم. نکته دیگر اینکه بایستی در مدارس پایه و مبنای اخلاق را آموزش داد. دورکیم می گوید: «شما از ما می خواهید خدا و دین را پایه امر اخلاقی قرار دهیم اما توجه به این نکته ضروری است که خدا مفهومی ثابت و لایتغیر است در حالی که اخلاق ثابت نیست. اگرچه پایه قرار دادن مفهوم خدا می تواند وجه ثابت اخلاق را توضیح داده و شأنی استعلایی به اخلاق ببخشد اما نمی تواند پشتوانه امر دینامیک، متغیر و فعال اخلاق باشد.لذا همواره کسانی که مفهوم پایه ای خود را خدا قرار می دهند در برابر تحولات و تغییرات اخلاقی مقاومت می کنند.»130،131
بنابر این و بر اساس آنچه از مطالعات دورکیم استخراج می شود. مختصراً به این سه گزاره می رسیم که دورکیم ، اگرچه جامعه را به سویی جدای از دین رهنمون می سازد و با پرورش و تلقین تعالیم دینی مخالفت می کند اما برای اخلاق، مبنایی دینی در نظر می آورد چرا که نمی تواند اخلاق را به حال خود رها کرده و تنها آنرا به جامعه واگذار کند، جامعه ای که روحیه ی متغیر و وجدانی نسبی برآن حکومت می کند. اما این مبنای دینی که برای اخلاق بر می شمرد دینی سنتی و مذهبی نیست بلکه دینی اجتماعی با مشخصه هایی عقلی و متفاوت از مبانی ماورایی می باشد. و درنهایت اینکه کاربرد اخلاق لاییک برای آنچه به دورکیم نسبت می دهیم ، اشتباه متداول درکاربرد واژگان است و باید آنرا اخلاقی سکولار بدانیم .

فصل سوم- حقوق
برای بررسی حقوق از منظر دورکیم باز باید به شیوه ی استدلالی و همان روش پوزیتویستی او سری زد. او از نگاه جامعه شناسی خود به امر اجتماع پرداخته و در رهگذر تحول جوامع، تغییرات آنها را بررسی کرده . بطوریکه با تغییر جامعه، قواعد اخلاقی و نیز قواعد حقوقی مستلزم آن نیز تغییر می کند. اینجاست که ما با بیان این مسأله، این ادعا را به اثبات می رسانیم که دورکیم چگونه نقش و کارایی حقوق را در جامعه تشریح می کند و بر چه اساسی تحول آن را توجیه می کند .
دورکیم ، با تمرکز بر اندام جامعه بصورت تاریخی از جوامع ابتدایی و بررسی بومیان استرالیایی تا جامعه ی عصر خویش نقش های اجتماعی را بررسی می کند و در خلال این نقش ها ارتباط اجتماعی اعضای جامعه را و نحوه ی همبستگی که میان آن هاست را روشن می کند و اینجاست که حقوق برای سامان دادن آن نظام اجتماعی رخ می نمایاند. دورکیم بر اساس نظریه ی تقسیم کار اجتماعی132 به توجیه حقوق و قواعد حقوقی در سامان جامعه می پردازد. که در این بخش به تفصیل بیان خواهیم کرد. او در کتاب تقسیم کار اجتماعی مناسباتی را که میان همبستگی اجتماعی با اصناف حقوق وجود دارند عزیمتگاه تحقیق تلقی می کند و می نویسد: «حقوق رمز آشکار و قابل رؤیت همبستگی اجتماعی است . این حقوق به عنوان همبستگی عملی درک می شود و یا بمنزله ی صورت و شکل همبستگی مکانیکی دریافت می گردد.» 133

مبحث اول- تعریف و جایگاه حقوق در جامعه
دورکیم، تقسیم کار اجتماعی را بعنوان یک عاملی که نقش آن ایجاد همبستگی اجتماعی بین افراد جامعه است، عاملی که همبستگی اجتماعی لازم برای جامعه را فراهم می کند، مورد بررسی قرار می دهد. و بر اساس همان واحد تحلیلی خود یعنی واقعیت اجتماعی، به توضیح همبستگی اجتماعی می پردازد. دورکیم، با این توجیه که امر درونی قابل رؤیت نبوده و برای درک آن، باید امر بیرونی را مشاهده کنیم تا از رهگذر آن، امر درونی را بشناسیم به بررسی حقوق، می پردازد، چرا که حقوق را نماینده ی آن می شناسد. می گوید: «حقوق نماینده ی اصلی ترین شکل همبستگی اجتماعی است.»134بنا براین، دورکیم همبستگی اجتماعی را عنصر لازمی برای جوامع، دانسته و تقسیم کار اجتماعی را عامل بوجود آورنده ی آن می داند و از آن میان حقوق را بعنوان ضامنی برای تأمین همبستگی اجتماعی معرفی می کند. ضمن تشریح این ادعا و با تحلیل و بررسی نظریه ی تقسیم کار اجتماعی دورکیم ، حقوق را بررسی می کنیم.
  از نظر دورکیم جوامع نخستین دارای «همبستگی مکانیکی یا خودکار»135 بودند که از مجموعه‌ای از خانواده‌ ها یا خرده واحد های اجتماعی دیگر با مشخصه های مشترک تشکیل شده که اغلب از نظر اقتصادی خودکفا بوده و قادرند نیازهای تولیدی و مصرفی خود را تأمین کنند. علاوه بر این، مردمان نخستین دارای وجدان جمعی(collective conscience)یعنی کلیتی از اعتقادات و عواطف مشترک در میان شهروندان معمولی بوده که قواعد اخلاقی برای ایج
اد همبستگی اجتماعی در این مجموعه اعتقادات (وجدان جمعی) تجلی پیدا می‌کردند. در نتیجه همبستگی بر اساس وجدان جمعی حاصل می گردید و حقوق هم در آن متجلی می شد.
از نظردورکیم جوامع باید تغییر کنند و تغییر نیز می‌کنند و در جامعه سالم و بهنجار مقرراتی که اساس همبستگی را فراهم می‌کند به اقتضاء زمانه تحول می‌یابد. به نظر او در گذر زندگی اجتماعی از دوران نخستین به عصر سرمایه داری جدید، همبستگی مکانیکی که بر اساس همانندی و وجدان جمعی بود، از هر سو و خاصه از سوی تقسیم فزاینده کار مورد هجوم قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که تقسیم کار نیرویی اساسی در تکامل تاریخی ساختارهای اجتماعی است. دلیل آن هم این است که در جوامع امروزی افراد در انواع مشاغل گوناگون کار می‌کنند که با توسعه صنعت پدید آمده است. در فرهنگ های سنتی اکثریت مردم به یک فعالیت اصلی اشتغال داشتند- گردآوری خوراک یا تولید خوراک-اما پیشه ‌هایی مثل نجاری، سنگ‌ تراشی، آهنگری، بنّایی و … در جوامع بزرگتر معمول گردیده است. جوامع جدید از

پایان نامه ارشد با موضوع اخلاق حرفه ای، افکار عمومی، وجدان جمعی

در واقعیت نخواهد داشت. اخلاق در هر درجه از تکاملش هیچ‌گاه جز در جامعه وجود نداشته است و تغییرات آن همیشه تابعی است از تغییرات شرایط اجتماعی. بر این پایه در نظر گرفتن کیفیت اخلاق، بدون وجود جوامع در حکم خروج از دایره واقعیات و ورود به قلمرو فرضیه‌های بی‌پایه و تخیلات نیازمودنی است. وظایف فرد در قبال خویش در واقع همان وظایف وی در قبال جامعه‌اند.85
حال که اخلاق فردی انتزاعی بیش نیست پس در دیدگاه دورکیم معیار ارزشمندی یک عمل چیست؟ چگونه می‌توان گفت کاری ارزش اخلاقی دارد؟ دورکیم در این زمینه معتقد است: «حق قانون‌گذاری اخلاقی با جامعه است و جامعه قانون‌گذاری است که می‌باید فرمانبردارش باشیم»86. دورکیم خاطر نشان می‌کند که ما در درونمان  به خوبی احساس می‌کنیم که خود فرمانروای ارزش گذاری های خود نیستیم بلکه موجوداتی مقید و مجبوریم. ما انسانها در بند آگاهی‌ های جمعی هستیم و به خودی  خود هیچ چیز ارزش ذاتی ندارد. اگر می‌گوییم عملی ارزشمند است این ارزشمندی فرآورده باورهای جمعی است. دورکیم در جایی دیگر می‌گوید: «افکار عمومی به برکت مبانی و خاستگاه های خود، از اقتدار و مرجعیتی اخلاقی برخوردار است که با تکیه بر آن خود را بر تک تک افراد تحمیل می‌کند. افکار عمومی در برابر کوششهایی که به آهنگ مخالفت با او انجام می‌گیرد‌، ایستادگی می‌کند و همچنان که جهان بیرونی در برابر عواملی که می‌کوشند بر ضد او به سرکشی پردازند، واکنش دردآلودی از خود نشان می‌دهد. واکنش افکار عمومی نیز در برابر مخالفان خویش چنین است. کسانی را که داوری‌هایشان درباره امور اخلاقی بر پایه شالوده‌هایی جز شالوده ‌های خود اوست، نکوهش می‌کند و کسانی را که از زیبایی‌ شناسی دیگر جز زیبایی‌ شناسی او ملهم هستند، ریشخند می‌کند. هرکس بکوشد چیزی را با بهایی کمتر ازارزش‌آنها ارزیابی کند با مقاومتهایی برخورد می‌کند… ما به خوبی احساس می‌کنیم که فرمانروای ارزشهای خویش نیستیم، بلکه موجوداتی مقید و مجبوریم و آنچه ما را مقید می‌کند همان آگاهی‌ های جمعی است»87.  بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که در نگاه جامعه‌گرایی، اخلاق خوب آن است که جامعه بدان امر می‌کند و بد آن است که جامعه از آن نهی می‌کند. اما چگونه می‌توان دریافت جامعه به چه امر می‌کند؟ پاسخ دورکیم  این است که برای آنکه بدانیم مصداق هر یک از دو مفهوم « خوب» و «بد» چیست و بتوانیم خوب ها و بد ها را از هم تمییز دهیم باید خلقیات و آداب و رسوم جامعه را مطالعه کنیم. با بررسی آداب و رسوم موجود در یک جامعه، پی می‌بریم که چه چیزی خوشایند آن جامعه است و چه چیزی خوشایند آن جامعه نیست. این گونه می‌توان به وظایف و تکالیف اخلاقی  خود پی برد. هرچه خوشایند جامعه است؛ «خوب» و در نتیجه انجام آن بر ما لازم است. و بر عکس هر چه جامعه آن را بد می‌داند «بد» و ترکش لازم است. بر این پایه برای آنکه تکلیف اخلاقی خود را دریابیم چاره‌ای نیست جز اینکه به واقعیات موجود در جامعه مراجعه کنیم. برهمین اساس است‌ که دورکیم معتقد است: «قواعد رفتار را می‌توان از یک مطالعه عینی ساده درباره حقایق بیرونی استنتاج کرد»88.
بطور کل می توان نتیجه گرفت که سه عنصر بنیادی در تعریف مفهوم اخلاق دورکیم موجود است. اول اینکه ، واقعیت اخلاقی یک مفهوم خنثی و بی طرف است، یعنی بیشتر توسط نگرانی ها و دغدغه ها سمت و سو می گیرد تا منافع شخصی، به عبارتی، اخلاق، در شرایطی که بی طرفی و تعلق خاطر شکل گرفته است بوجود می آید. دوم اینکه ، بی طرفی اخلاقی همیشه دارای اصالت و پایگاهی اجتماعی است. رفتار و اعمال ما توسط استانداردهای ایجاد شده در جامعه – همانکه دورکیم وجدان جمعی می نامد – اخلاقی، خوانده می شود. در نهایت اینکه آنچه از آن به جامعه یا اجتماع یاد می شود، یک مفهوم پویاست.گستره ی آن می تواند به اندازه ی یک خانواده ی هسته ای باشد یا فراتر از آن و شامل تمامی مردم یک کشور- ملت- شود. با این حال دورکیم شکی ندارد که هرچند زندگی اخلاقی ما دارای منابع زیادی است، اما آخرین آن، یعنی جامعه دارای بیشترین نقش در شکل دادن به اخلاق مدرن است. این اخلاق دورکیم، علی رغم اینکه مختص یک کلیت واحد است و قواعد مشخصی را در کل جامعه اعمال می کند، دارای قواعدی است که تحت تأثیر اخلاق فرا ملی و نظام جهانی قرار دارد.

مبحث دوم- اخلاق حرفه ای:
از میان قواعد رفتاری مجاز، بخشی از آنها برای یک گروه و نظام، مدون شده، بصورتی که حرفه ای خاص، اخلاقی را برای سامان دادن اعضای خود و تنظیم روابط درون آن حرفه و کارکرد های خود حرفه، مشخص ساخته و مختص به همان گروه می باشد. بر اساس تفاوت های بنیادین آن حرفه با دیگر حرف، اخلاق متفاوتی هم متبلور می شود که آنرا تحت عنوان اخلاق حرفه ای می شناسیم. اما در ادامه به توضیح بیشتر این تقسیم بندی در نظر دورکیم می پردازیم تا ضمن شناسایی ویژگی و خصلت عمومی اخلاق حرفه ای شرایط لازم کارکرد آن را هم، بازشناسی کنیم.
وجه ممیز اخلاق حرفه ای از دیگر بخش های علم اخلاق چنان که دورکیم می گوید: « نوعی بی اعتنایی است که وجدان عمومی نسبت به آن دارد»89. توضیح آنکه قواعد اخلاقی درون یک گروه یا حرفه، ناظر بر رفتارها و کارکرد های همان است و با معاییر و ضوابط جامعه هم بیگانه است. درنتیجه ی این بیگانگی و تفاوت، از قضاوت جامعه و وجدان عمومی هم مصون می باشد. اشتباهات و تخلفات درون یک حرفه، بیرون از آن عیب نیست و سرزنشی بدنبال
ندارد. اگرچه از درون خود آن ممکن است حتی جرم دانسته شده و مؤاخده گردد. رعایت نکردن اصول حرفه ای از جانب یک صنعتگر میان صنعتگران، تقبیح و سرزنش بدنبال دارد اما چه بسا برای جامعه محسوس نباشد چون وجدان عمومی را جریحه دار نکرده، از آن رو که بین همه ی اعضای جامعه مشترک نیست و چندان مورد توجه وجدان عمومی قرار نمی گیرد. اما این بدان معنا نیست که اخلاق حرفه ای مورد حمایت نمی باشد چه که پاسداری گروه از آن موجب بقا و استحکام آن می باشد. پاسداری گروه شرط اساسی اخلاق حرفه ای است، چنان که بدون آن نمی تواند وجود داشته باشد. «یک اخلاق، همواره دستاورد یک گروه است و به عمل در نمی آید مگر در صورتی که گروه از آن پاسداری کند»90.
بعبارتی همانطور که اخلاق عمومی از دل جامعه بر می خیزد و قواعد واقعیت اخلاقی همان رسوم و آداب جامعه بوده و از حمایت وجدان عمومی برخوردار است. اینجا هم در مورد قواعد اخلاق حرفه ای باید گفت، از دل جامعه بر می خیزند، منتهی جامعه ی محدود و مختص به خود، که همان گروه یا حرفه می باشد. تنها گستردگی و شمول جامعه متفاوت است. بر همین اساس می توان گفت در خصوص این دسته از قواعد اخلاقی هم به نوعی یک وجدان و آگاهی جمعی موجود است اما نه آن وجدان عمومی که در بستر کل جامعه ی انسانی برقرار است بلکه وجدان حرفه ای _ وجدان عمومی مختص به همان حرفه _ چیزی که بر اساس اهداف و غایات و مقتضیات آن حرفه و تشکل بوجود آمده که بمراتب از اخلاق حرفه ی خود هم حمایت می کند.
اخلاق حرفه ای در گروه، قواعدی دارد که افراد را به پیروی از یک قدرت اخلاقی مشترک، برتر و مشروع، نسبت به جمعی که برای آنها قانون وضع کرده، ملزم می سازد. در واقع چون جامعه نسبت به اخلاق حرفه ای بی اعتناست باید گروهی باشد که آنرا پایه گذاری کند و مراقب و پاسدار آن باشد. این گروه پاسدار اخلاق حرفه ای، متشکل از افرادی است که آن گروه را بوجود آورده اند.
در مقایسه ی اخلاق عمومی با اخلاق حرفه ای، اخلاق عمومی تنها در مواجه با توده ی جامعه می باشد اما در اخلاق حرفه ای به میزان فراوانی حرف تشکلهای اخلاق حرفه ای هم متفاوت است. مخاطب اخلاق عمومی کل جامعه می باشد ولی مخاطب اخلاق حرفه ای تنها، گروه آفریننده ی آن حرفه است. بعبارتی دیگر اعضای یک گروه هم مقید به اخلاق عمومی هستند بعنوان عضوی از اعضای جامعه و هم در مقام صاحب و عضو آن حرفه مقید به اخلاق حرفه ای خود می باشند. هر تشکل نسبت به بقیه و کل جامعه استقلال نسبی دارد و تنها همان است که در تنظیم و تدوین روابط پیشنهاد شده صلاحیت دارد.91
از آنجا که هر اخلاق حرفه ای دستاورد همان گروه حرفه ای است آن اخلاق هم متناظر همان گروه است. در شرایط مساوی، هرچه گروه انسجام ( روابط بیشتر، صمیمانه تر، افکار بیشتر، انضباط اخلاقی بیشتر ، پاسداری و….) بیشتری داشته باشد قواعد اخلاقی خاص آن متعدد تر و حاکمیت شان بر وجدان ها بیشتر است. هر چه گروه حرفه ای استحکام وسازماندهی بیشتری داشته باشد اخلاق حرفه ای شان هم رشد یافته تر و کارکرد شان پیشرفته تر خواهد بود. این شرط بویژه در حرفی بیشتر رعایت می شود و صادق است که به دولت وابسته اند مثل حرف آموزشی، قضایی، اداری و نظامی. نوعی از حرفه ها هست که از این شرط چندان برخوردار نیستند، مثل حرف اقتصادی اعم از صنعتی یا بازرگانی92.
هیچ شکل از فعالیت اجتماعی نیست که بتواند انضباط اخلاقی خاص خود را نادیده بگیرد. در هر جامعه بین منافع فرد و جمع، تعارض هایی بوجود می آید که اگر طبع اجزای جامعه ( افراد) بطور طبیعی و آزاد آنها را مختار بگذارد نابسامانی ها و تضادهایی بوجود می آید. باید سازمانی باشد که همواره اصول و قواعدی را به او یادآور شود و به رعایت الزام سازد این سازمان یک انضباط اخلاقی است و هر فعالیت حرفه ای، اخلاق خود را داراست. شاید چنان که گفته شد تنها میزان انسجام و همبستگی آنها نسبت به یکدیگر متفاوت باشد.
در نهایت باید گفت، اخلاق عمومی برای زندگی عمومی بوجود آمده است نه برای زندگی خاص . آن ها تعیین کننده ی قواعد اخلاق، در روابط خود هستند، که اختصاص به صنعت و تجارت و دیگر رشته ها ندارند. باید نظام اخلاق حرفه ای بوجود بیاید، منتهی این قاعده مندی و اخلاقی شدن را نه کارمندی در دفتر کارش می تواند بوجود بیاورد نه یک دولتمرد بلکه فقط می تواند دستاورد گروه های ذینفعع باشد. این اخلاق حرفه ای دورکیم و این واقعیت اجتماعی که او معرفی کرده با مشخصاتی چون متفاوت و مستقل بودن از جامعه، با ریشه ای برخاسته از گروه حرفه ای منفک از جامعه، مستلزم آن است که بگوییم؛ چه بسا یک سری اصول و قواعد اخلاقی وضع شده در حرفه ای مشخص، در جامعه ی عمومی و بر اساس اخلاق عمومی، حرمت و احترامی نداشته و حتی غیر اخلاقی شمرده شود. ممکن است یک قاعده ی اخلاق حرفه ای در جامعه، بعنوان امر غیر اخلاقی قلمداد شود به این دلیل که خلاف وجدان عمومی است، هرچند در آن نظام حرفه ای بصورت امر اخلاقی مقررات گذاری شده باشد و مورد احترام و پاسداری باشد. بعنوان مثال فاش کردن اطلاعات دیگران به لحاظ اخلاق عمومی امری غیر اخلاقی دانسته می شود اما در اخلاق حرفه ای خاص – مانند پزشکی یا وکالت ،… – بر اساس نظامات و اصول و شرایط آن حرفه، ممکن است موجه باشد.
در توجیه حضور و ضرورت وجود اخلاق برای یک حرفه گفتیم و دانستیم که به عقیده ی دورکیم لازم و ضروری است تا یک حرفه، دارای اخلاق باشد اما این اخلاق به چه معناست ؟ و چیست؟ بعنوان مثال اخلاق اقتصادی
مد نظر او یعنی چه ؟ آنجا که دورکیم می گوید: « در نظام اقتصادی باید یک انضباط اخلاقی برقرار باشد.»93 منظور او چیست؟ نه تنها اخلاق اقتصادی بلکه در هر حرفه ی دیگر، اخلاق چیزی است جدای از دین و پیش پندار های دینی. با پیش فرض قرار دادن دو تایی ماهیت دین و اخلاق به ادامه ی بحث می پردازیم. البته ناگفته نماند اگر چه ،اخلاق را این، همانی دین نمی دانیم اما این در حالیست که اخلاق و دین گاهاً با یکدیگر هم گام بوده و حتی دیدیم که دورکیم در تحلیل خصایل واقعیت اخلاقی گفت چه بسا، اخلاق در جوار و به پشتیبانی تعالیم دینی و باور های دینی، رشد و انسجام می یابد.
به هر روی بر این اساس که اخلاق ما برخواسته از وجدان اجتماعی است و این وجدان جمعی است که معیار ارزش اخلاقی است، پس وقتی سخن از اخلاقی کردن اقتصاد می شود، به این معنی است که ارزش هایی را که بر اساس و منطبق با وجدان آن جمع و نظام صنفی، اخلاقی می دانیم باید بعنوان اصول اخلاقی آنجا

پایان نامه ارشد با موضوع پوزیتویسم، حقوق طبیعی، پوزیتیویسم

ز قانون اطاعت کرد؟ کدام نیروی پنهانی در وراء قواعد حقوقی نهفته است که انسان را ملزم به پیروی می کند و توجیه کننده ی الزام ناشی از آنها است؟ این سؤال به گونه ی دیگری نیز طرح شده است و آن این که منشأ اعتبار و ارزش قانون چیست؟ بر چه اساسی می توان یک قانون را معتبر و ارزشمند دانست؟ ملاک ارزیابی و صحت و عدم صحت یک قانون چیست؟
برای پاسخ دادن به این پرسش اساسی، مکاتب مختلفی پدید آمده است که هر کدام به گونه ای به شناخت قواعد حقوقی پرداخته اند. تا در پرتو شناخت ماهیت قانون و قاعده ی حقوقی، بتوانند منشأ مشروعیت آن را کشف نمایند. پوزیتویسم نیز در مقام پاسخ به این سوال بر آمده و از آنجا که فن تحلیلی دورکیم هم مبتنی بر مبانی پوزیتویستی است، به بررسی مفهوم پوزیتویسم حقوقی می پردازیم تا از آن میان، دیدگاه و پاسخ دورکیم را نیز استنتاج کنیم.

گفتار دوم – پوزیتویسم حقوقی
پوزیتویسم حقوقی، معتقد است قوانین حقوقی را به هیچ وجه نباید مانند قوانین طبیعی یا عقلی دانست، زیرا قوانین حقوقی هیچ واقعیتی، در وراء خود ندارند، واقعیت آنها همین واقعیت جعلی و اعتباری و وضعی است که قانونگذار به آنها می بخشد. قبل از آن که قانونگذار قانونی را وضع کند از هیچ واقعیتی برخوردار نیست و پس از وضع نیز قابل نسخ است و اگر نسخ شد، یکسره از بین می رود و هیچ اعتبار و ارزشی نخواهد داشت. بنابراین قوام و هستی قوانین حقوقی تنها به اعتبار و وضع آنهاست.33
بر اساس این دیدگاه اعتبار و مشروعیت قانون ، ناشی از وضع آن توسط مقام صلاحیتدار است، که این مقام صلاحیتدار، از دیدگاه طرفداران حقوق الهی، خداوند متعال است. ولی از دیدگاه مکاتب پوزیتیویستی، چنان که خواهد آمد متفاوت است. عده ای از پوزیتویست ها معتقدند دولت، آن مقام صالح است و عده ای قایل به مردم هستند. اگر مردم قانونی را پذیرفتند، به سبب همان پذیرش معتبر می شود و اگر قانونی با خواسته مردم موافقت نداشت، فاقد اعتبار و ارزش است و به تعبیر دیگر، می توان گفت؛ مقبولیت قانون عین مشروعیت آن است. البته مراد از مردم در این جا کل جامعه یا گروه خاص، می باشد.34 وضع کنندگان این قوانین کسانی هستند که مقام و توان کافی را برای تحمیل اراده ی خود بر جامعه دارند. قوانین و محدودیت هایی که از این راه اجرا می شوند ممکن است با مشورت و رضایت مردم و یا بدون آن باشد. به هرحال قوانین به این شیوه وضع شده اند و تصمیمات فردی و جمعی سرچشمه ی قانون هستند و این پرسش که قانون چیست را می توان در قالب تصمیم ها و قراردادهایی توضیح داد که اساساً نو آوریهایی آزادانه هستند.
پرسش از خوبی و بدی قوانین هیچ ربطی به جایگاه آنها به عنوان قانون ندارد این یک دیدگاه قرارداد گرا درباره ی قانون است. اگر چه، طرفداران نظریه ی حقوق طبیعی، قانون را نتیجه ی اصول اولیه یا مبانی طبیعی می دانند و یک مفهوم بنیاد گرایانه از قانون می سازند که بر پایه ی آن قانون کشف می شود نه این که وضع و قرارداد شود .35 در مقابل، پوزیتویسم حقوقی بیانگر آنست که، داشتن یک نظریه اخلاقی بی طرف توصیفی یا مفهومی، در مورد قانون، هم ممکن است و هم ارزشمند. بهترین برداشت از پوزیتویسم حقوقی، این باور است که قانون وضعی، موضوعی ارزشمند برای مطالعه ای مستقل است. این باور، در مقابل رویکرد هایی قرار می گیرد که بیشتر به وظیفه ی تجویزی – اینکه چه قانونی باید تصویب شود- توجه دارند تا به توصیف یا تحلیل مفهومی آن یعنی قانون، چنانکه هست.
اما در مورد تاریخ پوزیتویسم حقوقی، باید گفت: پوزیتویسم حقوقی را به تعبیر مضیق، تمرکز بر قانون موضوعه یا رویکرد محض توصیفی یا تحلیل مفهومی به حقوق، احتمالا می توان به توماس هابز بازگرداند (1588-1679). حتی برخی توماس آکویناس (1225-1274)، نظریه پرداز بزرگ حقوق طبیعی، را مبتکر این، اندیشه می دانند که مطالعه ی مستقل قانون موضوعه، با ارزش است. با این حال سابقه ی پوزیپتویسم حقوقی مدرن، را معمولا به آثار جرمی بنتام (1748-1832) و جان آستین (1790-1859) باز می گردانند. آغاز اثبات گرایی را معمولاً با کتاب “تحدید حدود فلسفه ی حقوق” (1832)، آستین قرین می انگارند. آستین در این کتاب آورده: “وجود قانون یک چیز است، شایستگی یا ناشایستگی آن چیز دیگر”.36 به این معنی که اعتبار قانون، با اخلاقی بودن یا نبودن آن و یا سنجش ظالمانه بودن یا نبودن آن متفاوت است، پوزیتویسم حقوقی تلاش می کند برای اینکه شناسایی یک هنجار را بعنوان قانون و یا نامیدن یک نظام را بعنوان نظام حقوقی معین، از شایسته بودن آن هنجار یا نظام تفکیک دهد. تلاش او برای انفکاک میان این دو مقوله است.
در میان جریان های فکری پوزیتویسم حقوقی، اغلب اندیشه های اچ.ال.آ هارت غالب گشته به این صورت که، نظریه ی فرمان توسط آستین و بنتام مطرح شد، او قانون را تقلیل می داد به فرمان حاکم و دیگری نظریه ی هارت است که علی رغم آستین که همه ی قوانین را از نوع فرمان حاکم می داند، او بر تنوع قوانین پافشاری دارد، چنانکه بعضی قوانین مستقیماً شهروندان را مخاطب ساخته و برخی، در عنوان قواعد ثانوی، مقامات رسمی را مخاطب قرار می دهد که چگونه قواعد اولی را شناسایی، اصلاح و اجرا کنند. به بیان هارت نظام حقوقی هم شامل قواعد تکلیف آور و هم صلاحیت آور می باشد.37
پوزیتویسم حقوقی، در مقابل مکتب حقوق طبیعی،معتقد بود، قواعد حقوقی، باید متکی بر حقایق ملموس و تجربی باشد، نه حقایق معقول. مبنای حقوق واقعیت های خارج از عقل محض اس
ت و پدیده ی حقوقی را باید تابع واقعیت های ملموسی دانست که با عقل تجربی قابل شناسایی است. توضیح، این که واقعیت، در حقوق طبیعی و عقلی و الهی، امری ثابت و لا یتغیر است و ازراه عقل، نیز در مواردی قابل شناسایی است. اما واقعیتی که پوزیتیویسم به آن معقتد است امری متغیر، مادی و محسوس است که تنها از طریق شناخت حسی و تجربه قابل شناسایی است. این همان چیزی است که دورکیم در مطالعات خود مدنظر داشته ، چرا که پیوسته تأکید بر « دورانداختن تصورات ذهنی و از پیش ساخته، و توجه به امور و واقعیت های ملموس جامعه»38دارد.
این دیدگاه های پوزیتیویستی در حقوق، در جریان ظهور پوزیتیویسم فلسفی در غرب و به دنبال به وجود آمدن موج تجربه گرایی در علوم و زیر سؤال رفتن شناخت های عقلانی در اثر تعالیم اگوست کنت، واقع شده. او که بشر را از درک مطلق حقایق عاجز می دانست و برای کشف روابط میان پدیده ها اهرم مشاهده و استدلال را کافی تلقی می کرد، میان حقوق و قدرت سیاسی دولت پیوند ناگسستنی برقرار ساخت، امیل دورکیم نگاه پوزیتویستی خود را از او به یادگار گرفت و در درک پدیده های اجتماعی، بکار بست. اگوست کنت معتقد بود که هر شاخه ای از معرفت بشری سه مرحله اساسی را طی کرده است و از مرحله ی الهی به مرحله ی انتزاعی یا فلسفی رسیده و از آن جا به مرحله ی علمی یا تحصلی، دست یافته است.39 بر این اساس حقوق نیز که در زمانی صبغه ی دینی و الهی داشته است وارد مرحله ی عقلی شده و نهایتاً به مرحله ی علمی و تجربی رسیده. حرکت تاریخی، گرایش تحصلی را به جای متافیزیک والهیات قرون وسطی قرار داد و در نتیجه پدیده ی حقوق نیز تابع واقعیتهای تجربی گردید، از این زمان به بعد حقوق، رنگ متافیزیکی خود را از دست داد و منشأ الهی آن به فراموشی سپرده شد .
همان گونه که در علوم دیگر، ملاک شناخت، تجربه ی حسی معرفی شد و در نتیجه، میدان شناخت و معرفت به امور مادی و محسوس، منحصر گردید و پدیده های فوق تجربی که فقط از طریق عقل یا وحی قابل شناسایی هستند از دائره معرفت علمی انسان خارج دانسته شد، در زمینه ی حقوق نیز، ملاک حقانیت و مشروعیت قانون، واقعیتهای عینی و ملموس خارجی معرفی گردید. از جمله این که ما می بینیم آن چیزی که به قانون فعلیت می بخشد، پذیرش مردم است ( البته پوزیتویسم حقوقی محض، تنها، اعتبار قانونگذار را می پذیرد حتی اگر مورد پذیرش عموم نباشد )و این واقعیت قابل درکی است که حقوق از آن ناشی می شود و اما حقایق دیگری که بتوان حقوقی را مبتنی بر آنها دانست، خارج از قدرت درک و شناخت انسان است و نباید به آنها توجه کرد. بدین جهت گفته می شود که از دیدگاه مکاتب پوزیتیویستی، آنچه هست، همان چیزی است که باید باشد و بین این دو تفاوتی نیست.40،41
پوزیتویسم حقوقی، ایده گرایی در حقوق را رد می کند و با این نظریه، که آرمانهای اخلاقی قواعدی برتر از قوانین اجتماعی است یا ریشه ی فطری و طبیعی دارد مخالفت می کند، توانایی عقل انسان در یافتن بهترین راه حل ها یکسره انکار شده و می گوید علم حکومت نیز مانند سایر علوم، باید متکی بر حقایق خارجی و تجربه باشد، نه اندیشه های ماورایی و آرمانی. انسان موجودی است زاده ی تخیل و آنچه واقعیت دارد اجتماع انسانی و زندگی مشترک ایشان است، پس ماهیت و آثار این واقعیت می باید مطالعه و گفت و گو شود.
در پوزیتویسم حقوقی باید به جای وحدت قواعد از کثرت آنها بین جوامع مختلف سخن گفت زیرا هر گروه انسانی در شرایط خاصی به سر می برد و برای ایجاد نظم از قواعد ویژه ای پیروی می کند. 42
نظریه ی پوزیتویستی حقوق، عرصه ی قانون و اخلاق را کاملاً از یکدیگر مجزا می داند.با این توضیح که ضمن تأكید بر جدایى حقوق و اخلاق، با صراحت بین هنجارهاى حقوقى و اخلاقى فرق مى گذارد. از این منظر، ممكن است حتى یك نظام متشكل از هنجارهاى ظالمانه نیز نظام حقوقى به شمار آید.در مقابل، نظریه هاى حقوقى مخالف پوزیتویسم ـ براى نمونه حقوق طبیعى کلاسیک ـ بر این واقعیت اصرار می ورزند كه طبیعت حقوق به گونه اى است كه برخى ارتباطات لازم با اخلاق را ایجاب مى كند و هنجارهاى بنیادین و معتبر اخلاقى باید بر هنجارهاى حقوقى اثرگذار باشد.43به زعم پوزیتویست حقوقی، هر قاعده ی حقوق موضوعه معتبراست، هر چند ناعادلانه و مغایر موازین اخلاقی باشد. پوزیتویسم حقوقی، هرآنچه را بعنوان بخشی از حقوق موضوعه تلقی نشود طرد می کند و حقوق را در معنای محدود و مضیق خود مورد نظر قرار می دهد. اعتبار قانون را توسط منبع و صحت روند تصویب آن یعنی فرایند قانونگذاری، تعیین می کند، نه بر مبنای یک پایه ی اخلاقی.44
در پوزیتویسم حقوقی، اعتقاد بر این است که قانون نباید برای از بین بردن یک موقعیت نابهنجار، مورد استفاده قرار گیرد بلکه رسالت آن حل و فصل اختلافات است. در رویکرد پوزیتویستی حقوق، رسالت قانون از بین بردن اوضاع و احوال نامساعد و یا حل تعارضات اخلاقی نیست بلکه باید بگونه ای مورد استفاده قرار گیرد که اختلافت را حل و فصل کند، یعنی با یک روش علمی، که البته در اینصورت، جامعه شاهد عملکرد مؤثرتری خواهد بود. همینطور در مباحث نظری هم، برای تصمیم گیری در مورد عدالت حقوقی، رویکرد پوزیتویستی متکی به قانون است نه دستورات اخلاقی یا جانبداری های سیاسی.
پوزیتویسم حقوقی، همانطور که اعتبار قانون را در منبع آن، و فرایند قانونگذاری و تصویب می داند و اراده ی دولت، بمثابه ی قانونگذار را عین عدالت دانسته و واقعیتهای ملموس و تجربی را مبنای حقوق می داند ، ا
جرای حق را نیز تنها در ملاحظه ی قانون مصوب و بدون در نظر گرفتن مبانی اخلاقی دانسته است و در مرحله ی تفسیر حقوق و تئوری پردازی حقوقی هم ملاحظات سیاسی، اخلاقی، فرهنگی و بطور کل، مبتنی بر عقل محض را کنار گذاشته. در زمینه ی حقوق، ملاک حقانیت و مشروعیت قانون، واقعیت های عینی و ملموس خارجی معرفی می گردد .
گفتار سوم – نقد پوزیتویسم حقوقی
مرتبط دانستن حقوق که از بهترین ابزارهای زندگی جمعی و تأمین سعادت انسان است به واقعیتهای صرفا تجربی و متغیر، اگرچه ممکن است کارآمدی حقوق را در حل مشکلات اجتماعی افزایش دهد و ثمرات به ظاهر مفیدی را به دنبال داشته باشد، اما از طرف دیگر حقوق را با یک خلأ مبنایی و زیربنایی مواجه می کند که می تواند خسارتهای جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. در این جا با صرف نظر از اشکالاتی که بر هر یک از مکاتب فوق وارد است به اشکالاتی که بر این دیدگاه به طور کلی وارد است

پایان نامه ارشد با موضوع جامعه شناسی، پوزیتویسم، علوم اجتماعی

یل به جدایی آنهاست و یا وحدت میان آنها؟
_سؤالات فرعی: آیا جامعه ی سالم و به هنجار ، جامعه ای است عاری از هرگونه جرم و اقدام غیر اخلاقی ؟ نسبت میان جرم و اخلاق چیست؟
_ آیا اخلاق دورکیم یک اخلاق دینی است یا سکولار؟ منظور از اخلاق سکولار دورکیم چیست؟
_ دورکیم ، منشأ اخلاق و قانون را در چه چیزی ارزیابی می کند؟
_ آیا با تغییر جوامع و در فرایند تحول شرایط زیستی و مبانی اعتقادی جامعه و اخلاق رایج در آن، حقوق هم تغییر می کند ؟
و) فرضیه های تحقیق
-گزاره های دینی الزاماً تقارن و مناسبتی با قواعد اخلاقی ندارند. هیچ الزامی در تبعیت قواعد اخلاقی از دین نیست به این معنی که نمی توان گفت هر عملی که مبنای دینی نداشته باشد غیر اخلاقی است. یا تنها امور دینی ، اخلاقی هستند.
– اگرچه در دوران ابتدایی زندگی بشر، دین حاکم بر قواعد اخلاقی و حقوقی بوده، دست کم، در دوران معاصر برای اخلاقی بودن، انواع دلایل و توجیهات فلسفی وعقلی وعرفی و انسانی و اجتماعی مستقلی ارائه شده است.
– حقوق و اخلاق علی رغم مشابهت ها و هم پوشانی هایی که بعضاً میانشان شاهد هستیم، الزاماً واحد و منطبق بر هم نیستند و چه بسا قواعد حقوقی که وجه غیر اخلاقی داشته باشند.
– نیاز به قانون بیش از نیاز به اخلاق است.
– اگرچه نمی توان هیچ حکم دستوری و تکلیفی برای پیروی قواعد حقوقی از قواعد اخلاقی داشت، اما نمی توان منکر مناسبت ها و شباهت های قواعد آنها بوده و قایل به بی تفاوتی قواعد حقوقی نسبت به قواعد اخلاقی باشیم.

ز) روش تحقیق و جمع آوری اطلاعات و داده ها
– روش مورد استفاده در این تحقیق، روشی توصیفی- تحلیلی بوده، که در آن برای جمع آوری منابع نیز با بهره گیری ازروش کتابخانه ای، از منابع مختلف فارسی و انگلیسی که در دسترس نگارنده قرار داشته استفاده گردیده است.
ح) ساماندهی تحقیق
این رساله در چهار فصل دسته بندی شده که ابتدا در فصل اول، با معرفی اجمالی دورکیم، بستر ها و زمینه ی فکری او را از تصویب و برقراری مکتب جامعه شناسی علمی مختص به دورکیم تا پوزیتویسم حقوقی بررسی خواهیم کرد و ضمن بیان و معرفی پوزیتویسم حقوقی دورکیم به تحلیل و نقد آن می پردازیم. در فصل دوم به معرفی واحد تحلیلی دورکیم یعنی واقعیت اجتماعی می پردازیم که ضمن آن واقعیت اخلاق را چنانکه مد نظر دورکیم بوده بشناسیم. مفهوم اخلاق، پیوسته در میان مطالعات مربوطه هم نشینی با دین داشته، بنابر این در فصل دوم در مبحثی مجزا این نکته را روشن خواهیم کرد که آیا امکان مفهومی میان اخلاق دینی می توان متصور بود یا نه؟ و هم چنین اینکه، اخلاق دورکیم، اخلاقی دینی است یا غیر دینی ؟ و در پایان با بررسی این نکته که اخلاق دورکیم اخلاقی غیر دینی است به بیان و بررسی اخلاق سکولار می پردازیم و مرز میان اخلاق لاییک و سکولار را روشن می کنیم.
در فصل سوم با معرفی و تکاپوی در آثار دورکیم آنجا که به مفهوم حقوق پرداخته، حقوق مورد نظر دورکیم را معرفی می کنیم و کارکرد و نقش حقوق را در جامعه شناسی دورکیم مشخص می کنیم. با بررسی انواع نظام های حقوقی دورکیم، نقش حقوق را در مدیریت ناهنجاری های اجتماعی و در کنترل جرم تبیین می کنیم و در نهایت به بررسی منشأ قانون می پردازیم.
در فصل چهارم بر اساس دستاوردها و گزاره های بدست آمده در خلال بررسی مفاهیم اخلاق و حقوق در جامعه شناسی دورکیم به بررسی رابطه ی حقوق و اخلاق می پردازیم و بر اساس آن ها دیدگاه دورکیم را در خصوص نسبت حقوق با اخلاق استخراج می کنیم و ضمن بیان به بررسی و تحلیل آن می پردازیم.

فصل اول: دورکیم و مکتب پوزیتویسم حقوقی

از آنجا که آدمی، متولد در شرایط زیستی جامعه ی اطراف خود می باشد و چنانکه خود دورکیم مدعی است، وقایع جامعه و پدیده های اجتماعی بر افراد تحمیل می شوند. و نیز به این دلیل که اندیشه های انسان متأثر از شرایط محیطی می باشد، ناگزیر از آنیم که برای شناخت دقیق تر و فهم بهتر دورکیم، مختصری در حد کفایت، از محیط اجتماعی که دورکیم در آن به سر می برده و در احوالات دوران کودکی او و مهمتر از آن در کشاکش پخت و بلوغ اندیشه هایی که از او یک جامعه شناس، ساخت، بپردازیم. تا از این رهگذر ضمن شناخت بیشتر دورکیم اشاره ای هم داشته باشیم به اوضاع و احوالی که بر ساحت فکری او سایه افکنده، بدیهی است در این مختصر نمی توان آنچنان که لازم است به شرح زندگانی و بیان آثار دورکیم پرداخت. بنابر این نه تنها، جهت فهم و تحلیل مفاهیم مورد نظر این رساله بلکه بطور کل پیش از شناخت نظریه ی هر صاحب نظری به جاست که محیط فکری او را بیشتر بشناسیم، خصوصاً که قرار است در این راستا مفهوم اخلاق و حقوق دورکیم را شناسایی کنیم. بیراهه نرفته ایم اگر ابتدا، زمینه ی فکری دورکیم و عواملی که بر او تأثیر داشته اند و جدالهای فکری که در اندیشه ی او بوجود آمده و در نهایت، همین روش پوزیتویستی را در گفتاری مجزا بررسی کنیم.

مبحث اول) بستر ها و زمینه ی فکری دورکیم:
امیل دورکیم در 15 آوریل سال (1858) یعنی یک سال پس از مرگ اگوست کنت در شهر اپینال (Epinal) ایالت لورن(Lorraine) واقع در شرق فرانسه به دنیا آمد و در سال (1917) دیده از جهان فرو بست. یعنی در دوران پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس در سال ( 1870-71 ) و وقایع خونین کمون پاریس بزر
گ شد .
دوران متوسطه را در دبیرستان اپینال و سپس دبیرستان لویی لوگران پاریس گذراند. پس از دو بار ناکامی در امتحانات ورودی «اکول نرمال سوپریور»1، در (۱۸۷۹) وارد این مدرسه عالی شد. سر انجام تحصیلات خود را در دانشسرای عالی پاریس(1882) به پایان رسانید. در دوران جوانی علاوه بر گذران تحصیلات عادی در مدارس غیر مذهبی، زبان عبری، عهد عتیق و تلمود را نیز فراگرفت و از این تاریخ تا سال (1887) به تدریس در دبیرستان ها اشتغال داشت. در این میان، سال تحصیلی (1885-6) را در آلمان سپری کرد و به مطالعه ی تحولات معاصر در فلسفه ی اجتماعی و روانشناسی جمعی در آن کشور پرداخت و در بازگشت، دو مقاله ی بلند نوشت که درآنها به چهره های بارز تفکر اجتماعی آلمان پرداخت . اقامت موقتی وی در آلمان به استحکام و روشنتر شدن چارچوب در حال ظهور عقاید خود وی کمک کرد و در عین حال که مصالح رساله ی دکتری را آماده می ساخت در مسایل روش شناختی علوم اجتماعی نیز کار می کرد .2
مقالاتی که دورکیم، درباره ی تفکر اجتماعی آلمان نوشت به وی کمک کرد که در سال (1887) مقامی در دانشگاه بوردو بدست آورد، این مقام که دانشیاری علوم اجتماعی و آموزش بود خاص او بوجود آمد. در همان سال ازدواج کرد و پانزده سال در بوردو ماند که پربارترین دوران زندگی اش بود. دورکیم اولین تدریس فلسفه را همان سال در بوردو به عهده گرفت – به دلیل اینکه در هیچ نقطه‌ای از دنیا رشته‌ای به نام جامعه‌شناسی وجود نداشت، نتوانست جامعه‌شناسی تدریس کند- اما در واقع دوره مزبور را می‌توان جامعه‌شناسی نامید3.
در سال 1893 از رساله دکترایش تحت عنوان «تقسیم کاراجتماعی» دفاع کرد. دو سال بعد، کتاب «قواعد روش جامعه‌شناسی» و دو سال پس از آن نیز کتاب « خودکشی » او به چاپ رسید. در پیشگفتارش بر کتاب خودکشی، یادآور شد که جامعه‌شناسی اکنون دیگر جایش را باز کرده است. کوشش او برای تأسیس جامعه شناسی بعنوان علمی مستقل، نه فقط اقدامی روشنگرانه، که اقدامی عملی هم بود و مصداق بارز آن بنیان سالنامه ی جامعه شناسی می باشد (1898).4 دانشکده ی بوردو، وی را که در این علم شهرتی کافی به دست آورده بود به استادی این درس برگزید. دورکیم در دوره ی استادی و تا پایان عمر مدام به تدریس دو رشته ی علوم تربیتی و جامعه شناسی اشتغال داشت. وی گذشته از تحقیقات اجتماعی و نوشتن کتب مهمی در جامعه شناسی ، در علوم تربیتی نیز آثار مهمی از خود به جاگذاشته است.
از کتابهای مهم دیگر وی کتاب صور بنیانی حیات دینی است. در فاصله ی تألیف این دو کتاب آخر، به تألیفات دیگری نیز پرداخت که از اهم آنها ، تربیت اخلاقی و دروس جامعه شناسی است و یک سلسله مطالعاتی که در مجموعه ای به نام فلسفه و جامعه شناسی پس از مرگ وی یعنی در سال (1925) گرد آمد و به چاپ رسید .علاوه بر این در سال (1969) دانشکده ی حقوق دانشگاه استانبول، مجموعه ای از درسهای منتشر نشده ی امیل دورکیم را به کوشش حسین نل کوبالی5، با عنوان درسهای جامعه شناسی ( فیزیک اخلاقیات و حقوق ) منتشر کرد. این ها درسهایی بوده که امیل دورکیم بین سالهای (1890-900) در بوردو تدریس می کرد و در سوربن، ابتدا در (1904) و سپس در سال (1912) تکرار شد. در اواخر سال 1916 سکته کرد، سپس اندکی بهبود یافت ولی همچنان دچار ضعف بود تا آنکه در 15 نوامبر سال 1917 در گذشت .
دورکیم را باید نخستین جامعه شناس دانشگاهی فرانسه به شمار آورد.6 او در درون دانشگاه برای تثبیت رشته جامعه شناسی مبارزه می‌کرد، چرا که هنوز هم مشروعیت جامعه شناسی به عنوان یک رشته علمی توجیه نشده بود.7 امیل دورکیم در سراسر عمرش بر آن بود تا بی‌ طرفی علمی را با تعلق شدید اخلاقی درآمیزد. او از هواداران پرشور جستجوی بی‌طرفانه حقیقت و دانش بود اما هم‌ نوعانش را هم، وا می‌ داشت تا همگی در جهت تحقق وحدت اخلاقی و عدالت اجتماعی خدمت کنند.8،9

جا دارد که بر جهت گیری حرفه ای دورکیم، تأکید ورزیم و زندگی و کار او را در خلال آن ، نظاره کنیم، نه فقط به این دلیل که این امر با نگرش او نسبت به خودش سازگار است بلکه به این دلیل نیز که برای فهم اندیشه ی یک متفکر آگاه، لازم است سمت و سوی فکری او و تمرینات اندیشه اش را واکاوی کنیم . دانستن زمینه ی فکری دورکیم، ما را در تعلیل و توجیه نگاه او به مسایل مورد توجه اش چنانکه خواهد آمد یاری می کند.
نزد دورکیم، اصلاح‌ طلبی به عنوان یک هدف و جامعه شناسی به عنوان یک ابزار پیوندی وثیق با هم دارند. به همین دلیل نباید هرگز جامعه شناسی دورکیم را جدا از اهدافی که از آن انتظار داشته، مطالعه کرد. دورکیم با جامعه شناسی خود چارچوبی فراهم آورده که اهداف و انگیزه ‌های خود را از طریق آن پیگیری کرده است.10
آنچه به نوشته های دورکیم قدرت فکری می‌بخشد، حمله ی مداوم اوست به چند مسئله محدود، مسایلی که ذهن او در سراسر دوره ی حیات فکریش به آنها مشغول بود. اول تلاش او برای بنیانگذاری جامعه شناسی بر پایه ‌ی تجربی بود. زمانی که اگوست کنت، جامعه شناسی را وضع کرد، امیل دورکیم بود که پایه ‌هایی به جامعه شناسی بخشید که آن را با اندیشه خود، ساخته بود و این حوزه دارای موضوع علمی، متفاوت از رشته‌ های علمی موجود بود. به این ترتیب، برای مثال هنگامی که روان‌ شناسی درگیر مطالعه‌ ی عوامل روان ‌شناختی بود، دورکیم ایده ی واقعیت اجتماعی را برای تمایز موضوع جامعه شناسی از روان‌ شناسی رواج داد. زمانی که روان‌ شناسی به مطالعه عوامل درونی فرد می‌ پرداخت، جامعه‌شناسی قرار بود عواملی را
مطالعه کند که نسبت به افراد، خارجی و همچنین اجباری بودند. این نوع نگرش، جامعه‌شناسی را کانون ارتباط با پدید‌ه‌های جمعی مانند گروه‌ها، جوامع و فرهنگ ، قرار داد.
به این ترتیب اندیشه دورکیم در جامعه شناسی، در مرحله ‌ای منجر به کانونی بودن فعلی آن در ارتباط با چنین پدیده‌هایی جمعی شد.11 دورکیم عنوان می کند: «جامعه‌شناسی به هیچ علم دیگری پیوسته نیست بلکه خود علمی ممتاز و مستقل است و احساس این که واقعیت اجتماعی جنبه خاصی دارد چنان برای جامعه‌شناسی ضروری است، که تنها معارفی که بالاخص بر جامعه‌شناسی مبتنی باشد، می‌تواند او را برای فهم واقعیت های اجتماعی مهیا سازد.»12
دومین مسئله ای که دورکیم به آن پرداخت، معنی پیدایش فردگرایی در جامعه ی نوین بود. زمینه ‌ی آثار دورکیم، انقلابی بود که چندان در اجرای شعارهای خود (آرمان‌های فردگرایی

منابع و ماخذ تحقیق دانشجویان دختر، روش پیمایش، پردازش اطلاعات

آماري دانشجویان دختر رشته ارتباطات دانشگاه آزاد واحد مرکز میباشد
7- روش برآورد حجم نمونه
حجم نمونه در این پژوهش بر اساس فرمول کوکران با 8/8 درصد خطا و2/91 درصد اطمینان از جامعه 769 نفری 107 نفر بر آورد گردید.برای جلوگیری از خطای محاسبه مبنا 110 نفر قرار داده شد.
8- روش نمونه گيري
روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری احتمالی با تکنیک نمونه گیری تصادفی بر اساس چارچوب نمونه گیری بدست آمده از دانشجویان دختر رشته ارتباطات بوده است.
9- سطح تجزيه و تحليل داده ها
داده هاي جمع آوري شده در اين بررسي جهت آزمون سئوالات مطرح شده در سطح خرد و از جنبه توصيفي و تحليلي انجام خواهد شد .
11- روية جمع آوري اطلاعات
اطلاعات مورد نظر كه در نهايت به اين صورت گردآوري و جمع شده است ، حاصل روش « مطالعة اسنادي » وروش پیمایشی است که پس از تعیین اهداف وشناسایی متغیرها ومفاهیم تحقیق ،ابزار تهیه واطلاعات از جامعه آماری مورد نظر مبتنی بر نمونه های محاسبه شده بدست آمد.پس از آن پردازش اطلاعات صورت گرفت وجداول یک بعدی و2 بعدی تهیه شد.برای جداول یک بعدی توصیف وبرای جداول 2 بعدی تحلیل ارائه گردید. پردازش با نرم افزار spss جهت سهولت کار انجام گرفت.
12- تکنیکهای آماری مورد استفاده در توصیف وتحلیل اطلاعات :
در این پژوهش از هر 2 دسته تکنیکهای آمار توصیفی وآمار استنباطی بهره برداری شد.در دسته اول تشکیل جداول توزیع فراوانی ومحاسبات درصدی ودر دسته دوم از آزمون کای اسکوار بهره برداری شد.
13- محدودیت‌های پژوهش :محدودیت‌های زیادی در پیش رو بود که از مهم‌ترین آن‌ها جمله محدودیت‌های پژوهش نبود منابع فارسی کافی وهمچنین محدودیت جامعه آماری بود.

فصل چهارم :
4-1تجزیه‌وتحلیل یافته‌های تحقیق
مقدمه
در تحقيق حاضر به بررسی “میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات”باهدف اصلي: شناخت میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات پرداختیم.
در اين پژوهش كه به روش پیمایشی صورت گرفت یافته‌ها در دو بخش توصيف یافته‌ها و تحليل یافته‌ها ارائه‌شده است , در بخش اول در جمع‌بندی توصيف یافته‌ها مبتني بر نسبها , كمترين و بيشترين نسبت ارائه مي گردد و در بخش تحليل يافته ها مبتني بر آزمون , رابطه متغييرهاي مورد بررسي به همراه نسبت خطا و اطمينان رابطه آورده مي شود .
4-1-1 جمع بندي و توصيف يافته ها:

جدول 4-1 توزيع فراواني دانشجويان بر حسب سن
سن

فراواني
درصد
فراواني
فراواني
تجمعي
25-20
103
6/93
6/93
30-25
5
5/4
2/98
35-30
1
9/0
1/99
40-35
1
9/0
0/100
جمع
110
100

4-1-1-1توصيف جدول 4-1
با توجه به توزيع فراواني فوق از مجموع 110 نفر افراد پاسخگو بيشترين تعداد يعني 103 نفر يا 6/93 درصد افراد سن بين( 25-20 )سال داشته اند
گروهاي سني ديگر به ترتيب كثرت نفرات به شرح زير است.
5/4 درصد دانشجويان يعني 5 نفر در گروه سني 25 ـ30 قرار دارند.
2 نفريعني 8/1 درصد از دانشجويان در دو گروه سنس (30ـ35 و 35ـ40) نتيجه ايي كه از جدول فوق مي توان گرفت اينست كه اكثر دانشجويان ردختر رشته ارتباطات در گروه سني 20ـ25 سال قرار دارند.

جدول 4-2توزيع بر حسب وضعيت تأهل
نوع جواب
فراواني
درصد
فراواني
فراواني
تجمعي
بدون پاسخ
1
9/0
9/0
متأهل
15
6/13
5/14
مجرد
94
5/85
100
مطلقه
0
0
100
بيوه
0
0
100
جمع
110
100

4-1-1-2توصيف جدول 4-2
با توجه به توزيع فراواني فوق از مجموع 110 نفر افراد پاسخگو بيشترين تعداد يعني 94 نفر يا 5/85 درصد افراد پاسخگو مجرد بوده اند و كمترين نسبت تعداد يعني 15 نفر يا 6/13 درصد افراد متأهل بوده اند واز اين تعداد يك نفر يا 9/0 درصد به اين سؤال پاسخي نداده وضمناً هيچكدام از پاسخگويان بيوه يا مطلقه نبوده است

جدول 4-3توزيع بر حسب مقطع تحصيلي
سال
فراواني
درصد فراواني
فراواني

منابع و ماخذ تحقیق دانشجویان دختر، صدا و سیما، روش پیمایش

سمپوزیومی، یكی از شركت‌كنندگان نوشت: قدرت رادیو را می‌توان باقدرت بمب اتم مقایسه كرد. اینان را عقیده بر آن است كه وسایل ارتباط‌جمعی جدید، ابزاری بس نیرومندند؛ كه می‌توان از آنان درراه خیر یا شر با تأثیری شگرف سود برگرفت و چنانچه كنترل مطلوب وجود نداشته باشد، امكان استفاده از این وسایل درراه دوم بیشتر است». (ساروخانی، 1381 ، 97)
بر اساس این نگرش پیام‌دهنده می‌تواند گلوله جادویی خود را به‌سوی بیننده یا شنونده شلیك كند و همان‌گونه كه یك مدار الكتریكی می‌تواند الکترون‌ها را به فیلامنت داخل لامپ ببرد و آن را روشن كند او نیز با گلوله جادویی می‌تواند اندیشه پیام‌گیران را روشن كند. (دادگران، 1374، 55)
این نظریه كه پیش‌بینی می‌كند؛ پیام‌های ارتباط‌جمعی بر همۀ مخاطبان كه در معرض آن‌ها قرار می‌گیرند، اثرهای قوی و کم‌وبیش یكسان دارد؛ برای رسانه در شكل‌دهی به افكار و عقاید عمومی قدرت زیادی قائل بوده و معتقد است، وسایل ارتباط‌جمعی می‌تواند، نسلی تازه برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورد. (تانكارد و سورین؛ 1381، 385)

2-7-4 نظريه برجسته‌سازی48
طبق اين نظريه ، ارتباط‌جمعی در انعكاس اخبار با برجسته‌سازی و اولويت دادن به برخي خبرها در جهت‌دهی به نگرش مخاطبان تأثير می‌گذارند .
اين نظريه در اوايل دهه 1970 توسط « مك كومبز » و « شاو »49 مطرح شد ؛ اگرچه قبل از آن افرادي ازجمله مك كوئيل ( 1961 ) در مورد اين موضوع كه رسانه اولويت همگان را تعيين می‌کنند مطالبي را مطرح كرده بودند (حسيني پاكوهي ، 1373 ، 23 ) .
خلاصه نظريه برجسته‌سازی اين است : تأكيد و برجستگي موضوعات و مسائل در وسايل ارتباط‌جمعی باعث برجسته شدن آن‌ها در ذهن مخاطبان می‌شود . نکته‌ای كه اين نظريه اشاره دارد اين است كه برجستگي مسائل ، تغييرات رفتاري به دنبال ندارد ، بلكه تغييرات شناختي (اطلاعاتي ) به وجود می‌آورد .
راجرز و ديرينگ(DEARING) برجسته‌سازي را چنين تعريف مي‌كنند: « فراگردي كه به‌واسطة آن رسانه‌هاي جمعي اهميت نسبي موضوعات و تأثيرات گوناگون را به مخاطب منتقل مي‌كنند » .
به اعتقاد مك كوئيل فراگرد برجسته‌سازی نه به يك اولويت ، بلكه بر سه اولويت متفاوت مربوط می‌شود . يك اولويت در گروه سياسي يا ساير گروه‌های ذينفع جاي می‌گیرد ؛ ديگري اولويت رسانه‌هاست كه ارزش‌هاي خبري و سليقه‌هاي ملموس مخاطبان بر آن تأثير مي‌گذارد و به آن ساخت مي‌دهد ؛ اولويت سوم از آن همگان است كه تصور مي‌شود تحت تأثير رسانه‌هاست (ويندال ، 1376 ، 326 ) شكل زير .

درمجموع مي‌توان گفت برجسته‌سازي خبري هنجاري است كه در عرصه اخبار يا رده‌بندي اهميت رويدادها و يا دروازه‌باني خبري، رابطه‌اي مستقيم دارد. برجسته‌سازي ، گستره انتقال خبرها را تعيين مي‌كند و محدوديت‌هاي بحث را مشخص مي‌سازد ( شكرخواه ، 1374 ، 21 ) .
2-7-5 نظريه نياز جويي
نظريه ديگري كه براي تحليل یافته‌ها در اين پژوهش مورداستفاده قرار می‌گیرد “ نظريه نيازجويي ” است . در نظريه نيازجويي مخاطب پويا فرض می‌شود و براي تأمين نيازهاي اطلاعاتي خود به وسايل ارتباطي روي می‌آورد . اين نظريه در تكامل خود مراحلي را پشت سر گذاشته است . در مرحله سوم كه مرحله بلوغ اين نظريه است ، گام‌های اساسي در انسجام نظري اين نظريه برداشته شد . در اين مرحله كاتز و همكاران او با توصيفي كه از رويكرد نيازجويي ( استفاده و خشنودي ) عرضه كردند ، مؤثرترين نقش را داشتند . به نظر كاتز “ يك فرد با خاستگاه‌های اجتماعي و روان‌شناختی نيازهاي خود مواجه است كه اين نيازها موجب انتظارات او از رسانه‌های جمعي يا ساير موانع است و درنهایت به الگوهاي متفاوت روی‌آوری رسانه‌ها منتهي می‌شوند و حاصل آن‌ها ارضاي نيازها و پيامدهاي ديگري است كه شايد در بسياري از آن‌ها تعهد دخيل نيست » (محمدي مهر، 1378 ، 87 و 86 ) .
درواقع در نظريه نيازجويي سؤال اين نيست كه پيام با مخاطب چه می‌کند ، بلكه سؤال اين است كه مخاطب با پيام چه می‌کند ؛ پيام چه استفاده‌ای براي مخاطب دارد ؟ چرا مخاطب دست به انتخاب پيام مي زند ؟
مخاطب هدفمند عمل می‌کند ، بنابراين اگر اين انتخاب پاسخگوي نيازهاي وي نباشد از آن روی‌گردان می‌شود . زيرا اين انتخاب پاسخگوي نيازهاي وي است .
“ در اثر نظريه استفاده و خشنودي تغيير كاملاً قطعي در كيفيت توجه به مخاطب روي داد . فرض اصلي الگوي استفاده و خشنودي اين است كه مخاطب ، کم‌وبیش به‌صورت فعال ، به دنبال محتوایی است كه بيشترين خشنودي را فراهم كند . افراد هرقدر بيشتر احساس كنند كه محتواي واقعي نياز آنان را برآورده می‌کند ، احتمال اينكه آن محتوا را انتخاب كنند بيشتر است .
اين الگوها نوعاً با عواملي آغاز می‌شوند كه بر انتخاب مخاطبان از محتواي رسانه‌ها تأثير می‌گذارند ” ( ويندال ، 1376 ، 352 ) .
با تمام اين اوصاف نكاتي چند در خصوص نسبت پذيرا بودن پيام ، تغييرات ناشي از پيام و گرايش مخاطب مطرح است . این‌که آيا وسايل ارتباطي بخصوص روزنامه‌ها می‌توانند تغييرات نگرشي يا رفتاري را به همراه داشته باشند و اگر چنين است مخاطب تا كجا پذيراي چنين تغييراتي است .
نظريه هماهنگي و ناهماهنگي شناختي كه در حوزه روانشناسي اجتماعي جاي می‌گیرد ، ما را در تبيين اين فرآيند ياري مي كند .
شناخت ، مجموعه ادراك ، تفكر و استدلال است . هر كس تصويري خاص از جهان پيرام
ون خود دارد . عواملي چون محيط مادي – اجتماعي ، ساختمان فيزيولوژيك ، نيازها ، اهداف و تجربيات گذشته در آن مؤثر است . شخص شناخت‌های خود را بر اساس “ مجاورت و شباهت ” سازمان می‌دهد . گروه‌بندی امور تابع تجارب گذشته و فرهنگ اوست . پس شناخت‌های جداگانه افراد باهم جمع می‌شوند و نظام شناختي را می‌سازند .
2-7-6 الگوي هماهنگي و ناهماهنگي شناختي
“ نظریه‌های هماهنگي و ناهماهنگي شناختي ، در حوزه روانشناسي اجتماعي مطرح می‌شوند . در روانشناسي اجتماعي الگوي مهمي كه نگرش‌ها در چارچوب آن موردمطالعه قرار می‌گیرند ، الگوي هماهنگي شناختي است . در اين الگو چند نظريه شبيه به هم وجود دارد كه متعلق به هايدر (نظريه تعادل ) و فستينجر ( نظريه عدم تعادل ) است . فكر بنيادي و زيربنايي اين دیدگاه‌ها اين است كه مردم مایل‌اند بين شناخت‌های گوناگونشان هماهنگي وجود داشته باشد و همين تمايل يكي از تعیین‌کننده‌های اصلي شکل‌گیری نگرش است . درواقع انسان ، پذيرنده منفعل اطلاعات ورودي نيست ، بلكه به‌عنوان موجودي داراي شناخت ، اطلاعات رسيده را مورد ارزيابي ، تجزیه‌وتحلیل و تعبير و تفسير قرار مي دهد ” ( محمدي مهر ، 1378 ، ص 87 و 86 ) .
“ سه مفهوم بسيار پيوسته و مرتبط در روشن كردن رفتار اجتماعي انسان در اينجا وجود دارد ، اين سه مفهوم عبارتند از : توجه انتخابي ، ادراك انتخابي و حافظه انتخابي .
توجه انتخابي گرايشي است كه مردم خويشتن را در مواجهه با ارتباطاتي قرار مي دهند كه با اعتقادات ، علايق و باورهايشان سازگاري دارد و از ارتباطاتي كه با علايق ايشان سازگار نيست ، پرهيز مي كنند .
ادراك انتخابي ، تمايلي است كه مردم به درك پيامهايي دارند كه با باورهاي پيشين ايشان سازگاري دارد ، بطوري كه ممكن است چيزي را گوينده به فردي گويد ، نشنود و حال اينكه اگر شخص ديگري حضور داشته باشد ، پيام را درك كند ، به لحاظ نظري مي توان ادعا كرد كه براي يك پيام واحد ، به همان تعداد شنونده يا مخاطب پيام ، برداشتهاي متفاوت حاصل گردد .
حافظه انتخابي ممكن است به سختي با ادراك انتخابي تفكيك گردد ، اما به هر حال افراد علاقمند به يك موضوع خاص به سهولت بيشتري پيام را فرامي گيرد تا افرادي كه هيچ علاقه اي به آن موضوع ندارند و در اصل افراد علاقمند ديرتر پيام را به دست فراموشي مي سپارند (نقيب السادات، 1374 ، 73 ) .

بخش هشتم

2-8پیشینه تحقیق
تحقیقاتی که به عنوان پایان نامه های دانشگاهی در مقاطع کارشناسی ارشد و بالاتر انجام می پذیرد اکثراً موضوعاتی را شامل می شوند که کمتر به آن ها پرداخته شده است و نتایج به دست آمده در این تحقیقات می تواند مورد توجه قرار گیرد.
در ارتباط با پیشینه تحقیق در خصوص خبر تلویزیون، مرکز مطالعات، تحقیقات و سنجش برنامه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، چند کار پیمایشی را به انجام رسانده است که این تحقیقات بصورت بررسی نظرات مردم تهران و یا چند شهر دیگر نسبت به اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران بوده است، به عبارت دیگر خبر تلویزیون از دیدگاه مردم با سطح تحصیلات متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است و در برگیرنده هدف های همچون دستیابی به مهمترین منبع کسب خبر در بین مردم میزان شنونده و بیننده اخبار میزان قابل فهم بودن اخبار، میزان اعتماد مردم و در نهایت میزان رضایت و انتظارات مردم از اخبار صدا و سیما بوده است.
با این وجود، تحقیق« بررسی میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات از یک نظر با تحقیقات انجام شده تفاوت اساسی دارد و آن اینکه در این تحقیق به بررسی نگرش افرادی پرداخته شده است که در زمینه خبر تخصصی نسبی داشته و قادرند با دیدی منطقی نسبت به اخبار تلویزیون اظهار نظر کنند.
بالطبع سئوالات پرسشنامه در این تحقیق به نحوی طرح شده است ک این افراد بتوانند به آن پاسخ منطقی بدهند. این سؤالات بیشتر در برگیرنده عواملی چون سانسور، تحریف ، مبالغه و اغراق، جنبه اطلاع رسانی خبر، میزان تازگی، تفاسیر خبری، ارائه همزمان خبر با تصویر … بوده است.
آنچه که مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در خصوص اخبار تلویزیون بصورت پیمایشی انجام داده عبارتند از:
1- بررسی نظرات بینندگان تلویزیون درباره خبر، در تابستان سال 1355
2- بررسی اخبار مثبت سیمای جمهوری اسلامی ایران – انتشار 1362
3- نظرات مردم درباره اخبار سراسری شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران – انتشارات 1364
4- گزارشی در مورد بازبینی هفت شب برنامه های خبری شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران انتشار 1365
5- نظرات مردم تهران درباره اخبار صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران – انتشار 1367
6- تجزیه‌وتحلیل سؤالات آزمایشی سنجش نگرش مردم تهران نسبت به اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران – انتشار 1367
7- بررسی وضعیت اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران از آبان 1362 تا پایان 1367 – انتشار 1368
8- نگرش مردم تهران ( با تحصیلات راهنمایی و بالاتر نسبت به اخبار سرتاسری جمهوری اسلامی ایران در اسفندماه 1367 – انتشار 1368 )
9- نگرش مردم تهران ( با تحصیلات راهنمایی و بالاتر ) نسبت به اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران – خرداد ماه 1371
10- بررسی نظرات مردم تهران درباره اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران در اسفندماه 1371
بررسی نظرات مردم تهران درباره وضعیت بخش‌های خبری سیمای جمهوری اسلامی ایران

فصل سوم :
روش شناسائی تحقیق (متدولوژی)
مقدمه : ( شماي تحقيق )
منظور از شمای تحقيق ؛ بيان موضوع تحقيق و هدف اين پژوهش است ، كه “ عنوان تحقيق ” به قرار ذيل مي باشد :
“میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات”
و هدف اصلي اين تحقيق : شناخت میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات است.
1- معرفي متغيرهاي تحقيق
2-تعاريف نظري و عملي متغيرها و مفاهيم به كار رفته در سئوالها و يا فرضيه ها
3- روش تحقيق
در این پژوهش از 2 روش زیر بهره گرفته شد:
روش اسناد ومدارک علمی Documents & Archival Method
روش پیمایشی 50Survey Method
4- تكنيك تحقيق
در اين بررسي از دو تكنيك فیش برداری توصیفی در روش اسناد ومدارک علمی وتکنیک پرسشنامه در روش پیمایشی بهره برداری شد.
5- واحد تحليل
واحد تحليل در اين بررسی فرد می باشد.
6- جامعة آماري :
در اين بررسي جامعة

منابع و ماخذ تحقیق تغییر نگرش، پردازش اطلاعات، قابلیت اعتماد

پایانی وجودداشته باشد)همچنین درمورد مفهوم متقاعدسازی ،هدف اصلی متقاعدکردن دیگری است . برای مثال وقتی می گوییم «من حسن رامتقاعدکردم که به من پول قرض بدهد» درذهن چنین متبادرمی شود که من قصد داشتم اوراتحت تاثیرقراربدهم .
3- وجودآزادی برای فردمتقاعدشونده.( آزادی دراراده ،انتخات آزادوآزادی درعمل) برای مثال اگرکسی ،برای گرفتن پولی کسی دیگر،اقدام به زورگیری ویاازطریق بیهوش نمودن اونماید به این عمل متقاعدسازی اطلاق نمی گردد . زیرا،فردی که موردسرقت واقع شده است آزادی انتخاب نداشته است . وعمل سرقت درواقع برای اوتحمیل شده است نه اینکه این عمل ازروی متقاعدسازی اوانجام شده باشد.
4- متقاعدسازی ازطریق الگوی زبانی انجام شود.(برای مثال ،بلندکردن وپرت کردن کسی ازبالای بام ساختمان ،باگفتگوکردن با اووتشویق کردن اوبه پریدن ازهمان بالابام ،دوتاعمل کاملا متفاوت است ) درحالت اول الگوی زبانی بکارنرفته است امادرحالت دوم رفتاربراثرارتباط زبانی صورت گرفته است .سرانجام تعریفی که ازجهاتی جامع ومانع برای متقاعدسازی ،وبالحاظ این چهارویژگی ،می توان ارایه نمود چنین است :
متقاعدسازی عبارت است از:تلاش عامدانه ای موفق درتاثیر گذاری برنگرش دیگری ازطریق ارتباط،درشرایطی که متقاعدشونده میزانی ازآزادی را داراست .(دادگران،1380،189)

– 2-4-5 نظریه های متقاعدسازی:
در زیر به دو مورد از نظریه های متقاعدسازی می پردازیم که عبارتند از: مدل کوشش در خور و مدل استشهادی – نظام دار.
– 2-4-5-1مدل کوشش درخور :
این مدل متعلق به پتی و کاچیوپو است. این مدل، مدل کارامدی در زمینه پردازش اطلاعات و شیوه متقاعد ساختن است. در این نظریه تفکر به عنوان متغیر واسطه ای برای متقاعد شدن محسوب می شود و هر گونه متقاعد شدن و کیفیت آن متکی به شیوه پردازش اطلاعات درباره موضوع است.
اصطلاح کوشش در این نظریه به مفهوم تقلای شناختی، تفکر و اندیشه ورزی اشاره دارد که مستلزم اعمال درجاتی از پردازش موشکافانه در میان اطلاعات است. هدف چنین کوششی رسیدن به نتایج مستدل و تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات معتبر است.
میزان اعمال کوشش، بسته به میزان ارزش و اهمیتی که افراد برای موضوع قائلند، تفاوت می کند. هر قدر موضوع برای فرد از درجه اهمیت بیشتری برخوردار باشد فرد کوشش فکری بیشتری نیز بذل بررسی اطلاعات مربوط به آن خواهد کرد. اما اگر موضوع از اهمیت چندانی برخوردار نباشد، نیازی هم به اعمال کوشش فکری احساس نخواهد شد.
مفهوم درخور در این نظریه به مفهوم برازنده، شایسته و متناسب است. یعنی اعمال سطحی از کوشش (شناختی) برازنده و متناسب با درجه اهمیتی که موضوع نزد افراد دارد. بنابراین اصطلاح کوشش درخور به درجاتی از کوشش های فکری دلالت دارد که فرد بسته به درجه اهمیت موضوع یا ارزشی که ممکن است برای آن قائل باشد (کم یا زیاد)، هنگام پردازش اطلاعات مربوط به آن اعمال می کند (حکیم آرا، 1374، 131-130).
بر پایه این نظریه، دو رهگذر فکری برای متقاعد شدن وجود دارد: شیوه مرکزی و شیوه پیرامونی .
شیوه مرکزی، پردازش مرکزی را دامن می زند و آن هنگامی است که خود موضوع پیام به هر علت ممکن اهمیت یافته، مورد توجه قرار می گیرد. اما شیوه پیرامونی با پردازش پیرامونی رابطه دارد و آن هنگامی است که چیزهایی ورای موضوع مورد توجه قرار گرفته، سبب تغییر نگرش می شوند. نگرش حاصل از هر یک از این دو شیوه تفکر به لحاظ کیفی با یکدیگر متفاوتند40 (Sperl; 2001; 652).
نگرش های شکل گرفته از طریق شیوه مرکزی از پایداری و استحکام زیادی برخوردارند و در برابر تغییر مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. اما نگرش های شکل گرفته از طریق شیوه پیرامونی ناپایدارترند و عمر کوتاه تری دارند (حکیم آرا، 1374، 132).
در مواجهه مردم با پیام تبلیغی، چه عواملی سبب اعمال شیوه مرکزی و چه عواملی سبب اعمال شیوه پیرامونی می شوند؟ بر اساس پیش بینی مدل کوشش درخور، وساطت فکری به شیوه مرکزی فقط هنگامی محقق می شود که مردم هم انگیزه و هم توانایی لازم برای پردازش اطلاعات پیام را داشته باشند. در صورت فقدان هر کدام از این دو متغیر، متقاعد شدن تنها به شیوه پیرامونی امکان پذیر است41 (, 2007, 113).

– 2-4-5-2-مدل استشهادی – نظام دار :
مدل کوشش درخور در حوزه تغییر نگرش و متقاعدسازی مطرح شد. اما مدل استشهادی – نظام دار ابتدا در قلمرو مباحث تصمیم گیری وارد شد و سپس وارد حوزه نگرش ها و متقاعدسازی شد. این نظریه متعلق به شایکن و ایگلی می باشد. تاریخچه این مدل به دهه 1980 بر می گردد.
یکی از اصول این مدل عبارت است از اصل کمترین کوشش و اصل کفایت. بر اساس مفروضات این اصل، آدمی موجودی است با ذهن اقتصادی. بر این اساس آدمی به پیمایش کوتاه ترین و سریع ترین راه برای به نتیجه رسیدن و تصمیم گیری با کمترین میزان صرف اطلاعات و انرژی گرایش دارد.
این مدل نیز مانند مدل کوشش درخور ترکیبی از دو پردازش است که عبارتند از پردازش نظام دار و پردازش استشهادی. پردازش نظام دار همتای شیوه پردازش مرکزی است. ویژگی های تصمیم های مبتنی بر پردازش نظام دار اطلاعات عبارتند از:
پایداری زیاد در طول زمان، مقاومت زیاد در برابر تغییر و توان بالا برای پیش بینی رفتار.
پردازش استشهادی، همتای شیوه پیرامونی است. بر این مبنا، این شیوه پردازش؛ متکی بر استفاده از قوانین ساده تصمیم گیری از قبیل «همه مردم که دروغ نمی گویند» و «به گفته های متخصص می توان اعتماد
کرد» و قوانین دیگری از این دست می باشد (حکیم آرا، 1374، 152-151).
ویژگی های متقاعدگرایانه مولفه های مربوط به منبع، پیام و مخاطب ارتباط:
افزایش میزان نفوذ و اقناع به ویژگی های مولفه های چهارگانه ارتباطی مربوط می شود که در زیر به ویژگی های سه فاکتور از این چهار فاکتور می پردازیم.
ویژگی های متقاعدگرایانه مولفه های مربوط به منبع ارتباط: اصطلاح منبع شامل تمام دست اندرکارانی می شود که در طرح و انتقال پیام نقش دارند. برخی از ویژگی های مربوط به منبع عبارتند از:
– اعتبار منبع: بیش از دو هزار سال پیش ارسطو، شاگرد افلاطون، از اعتبار منبع با نام اتوس (اعتبار گوینده یا نویسنده) سخن رانده است. برای اعتبار منبع دو فاکتور مطرح می شود که عبارتند از تخصص و قابلیت اعتماد. در ابتدا پژوهشگران میان این دو جنبه از اعتبار یعنی تخصص و قابلیت اعتماد تمایزی قائل نبودند. مفهوم تخصص یا خبرگی به مراتب بالایی از آگاهی و تجربه در حوزه معینی دلالت دارد و قابلیت اعتماد به میزان صداقت و قابل اعتماد بودن منبع اشاره دارد (حکیم آرا، 1374، 255).
– دوست داشتنی بودن: استفاده از منبع دوست داشتنی در کنار متغیر اعتبار از ویژگی های تسهیل کننده متقاعدسازی است. منبع دوست داشتنی، ارتباط را دوست داشتنی می کند و ارتباط دوست داشتنی متقاعدکننده است.
دوست داشتنی بودن منبع در قالب دو مولفه جذابیت و شباهت قابل مطالعه است. جذابیت عبارت از دارا بودن هر صفت مثبتی است که سبب برجسته شدن شخصیت افراد شود. شباهت نیز می تواند به همسان سازی هویتی یا همانندسازی با مخاطب کمک کند. مبنای شباهت ممکن است دین، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، شباهت ظاهری و هر برچسب دیگری باشد که بتواند سرنوشت گروهی را به هم گره بزند (حکیم آرا، 1374، 266-259).
– اقتدار: از آنجا که به گفته افلاطون، متقاعدسازی کلید قدرت است، استعداد برای تاثیرگذاری بر دیگران همواره موضوع مورد توجه مردم و البته محققان بوده است (حکیم آرا، 1374، 267).
ویژگی های متقاعدگرایانه مولفه های مربوط به پیام: افلاطون پیام را کلید متقاعدسازی و متقاعدسازی را کلید قدرت دانسته است. وی در کتاب خود موسوم به مناظره چنین می نویسد:
«چه چیز برتر از کلامی است که قاضی را در دادگاه، سناتور را در مجلس سنا، یا شهروندان را در انجمن شهر یا در هر همایشی متقاعد می کند؟» (حکیم آرا، 1374، 274). برخی از ویژگی های متقاعدگرایانه مربوط به پیام عبارتند از:
– قابلیت فهم پیام: هر پیام متقاعدگرایانه پبش از هر چیز باید قابل فهم باشد. واضح است که به پیامی که آن را نفهمیم، نمی توانیم فکر کنیم.
– شمار استدلال: افزایش شمار استدلال های پیام می تواند بر فعالیت های پردازشی افزوده و مردم را به تفکر بیشتر سوق دهد.
– آهنگ هیجانی و قالب‌بندی پیام: برانگیختن هیجان از روش‌های متداول برای جلب‌توجه مردم است.
– یک‌جانبه / دوجانبه: مفهوم یک‌جانبه / دوجانبه با دو اصطلاح یک‌سویه/ دوسویه که در قلمرو مفهوم تعامل ارتباطی مطرح می‌شود تفاوت دارد. پیامی یک‌جانبه است که استدلال‌های آن یکسره در موافقت یا در مخالفت از موضع نهایی پیام باشد. پیام‌های دوجانبه شامل آن دسته از پیام‌هایی است که دربردارنده هر دو نوع استدلال‌های موافق و مخالف باشد. کسانی که از ابتدا با موضع جانب‌داری پیام موافق باشند، بیشتر از طریق پیام یک‌جانبه متقاعد می‌شوند و آنانی که ابتدا مخالف باشند با پیام‌های دوجانبه تغییر نگرش می‌دهند.
– تکرار پیام و تنوع تکرار: تکرار پیام یکی از متغیرهایی است که به توانایی پردازش اطلاعات مربوط به موضوع کمک می‌کند. تکرار تا آنجا که خستگی به بار نیاورد می‌تواند زمینه‌های دقت موشکافانه نسبت به استدلال‌های پیام را فراهم کند.
– آیین سخنرانی: سخنرانی مؤثر به عوامل متعددی مربوط می‌شود. روان و شمرده‌گویی، نگاه مستقیم، تن صدا و سایر ارتباطات غیرکلامی ازجمله فنون سخنرانی‌اند که هرکدام درجایی مفیدند و در جای دیگر ممکن است نامناسب باشند (حکیم آرا، 1374، 308-306).
ویژگی‌های متقاعدگرایانه مؤلفه‌های مربوط به مخاطب و کاربر: ویژگی‌های جامعه کاربران مخاطب بسیار پیچیده و متنوع است و برازنده ساختن پیام منوط به در نظر داشتن ملاحظاتی دراین‌باره است. برخی از این ملاحظات عبارت‌اند از:
– هوش: هوش ظرفیت فهم جهان و محیط اطراف است که به هنگام رویارویی با موانع، با توسل به تفکر مستدل و بهره‌گیری مؤثر از منابع به کار می‌افتد. هوش بالا منجر به فهم بهتر پیام می‌شود. اما منجر به تغییر نگرش کمتر نیز می‌شود.
– عزت‌نفس: عزت‌نفس عبارت از نگرش مثبت (یا منفی) فرد نسبت به خود است. عزت‌نفس بالا باعث تغییر نگرش کمتر می‌شود.
– جنسیت: زنان به خاطر اینکه فرهنگ آن‌ها را به تمکین و تسلیم دعوت می‌کند، عموماً نسبت به متقاعد پذیری مستعدتر می‌باشند (کوهن، علیرضا کلدی، 1378، 52).
– خبرگی: کسانی که در ردیف خبرگان قرار می‌گیرند نه‌تنها از اطلاعات وسیعی نسبت به موضوع آگاهی دارند، بلکه از جزئیات مربوط به موضوع نیز باخبرند، درنتیجه اقناع آنان بسیار سخت می‌باشد (حکیم آرا، 1374، 330-328).

– 2-4-6تلویزیون و متقاعدسازی:
نهاد رسانه یکی از نهادهای تأثیرگذار در هر جامعه‌ای می‌باشد. رسانه‌های همگانی از قدرتمندترین سازمان‌های عصر نوین هستند. به‌عنوان‌مثال، اکثریت مردم در کشورهای پیشرفته در هر جای جهان می‌گویند که به تلویزیون بیش از هر منبع اط
لاع‌رسانی دیگری اعتماد دارند (لال، 1379، 87). تلویزیون به خاطر دیداری بودن، آنی بودن و راحت بودن از حیث اعتبار گوی سبقت را از سایر وسایل ارتباطی می‌برد (لال، 1379، 88).
رسانه، «عبارت از وسایل ارتباطی است و حامل‌های زیادی را دربرمی گیرد» (کازنو، ساروخانی، 1381، 3).
پیرامون نقش و اثر رسانه‌ها بر روی افکار عمومی و فرایند اقناع در طی تاریخ سه دسته نظریه ارائه‌شده است:
در بسیاری از نظریه‌ها تنها به قدرت مطلق رسانه‌ها پرداخته‌شده است. این نظریه‌ها بیشتر به قبل از دهه 60 میلادی برمی‌گردد. نظریه‌هایی چون گلوله جادویی، سوزن تزریقی، و جامعه انبوه از این دسته نظریه‌ها هستند. مدل تأثیر مستقیم (لاسول) را نیز در زمره این نظریات می‌توان به‌حساب آورد. بر مبنای نظر لاسول، انتقال اطلاعات از طریق رسانه‌های جمعی به‌طور مستقیم بر نگرش‌ها و رفتار مردم تأثیر می‌گذارد.
برخی نظریه‌ها که ازنظر تاریخی مربوط به دهه 70 میلادی به بعد هستند، قدرت

منابع و ماخذ تحقیق ناخودآگاه، قابلیت اعتماد، مشارکت اجتماعی

اطلاعاتی کاستی است آنگاه است که رسانه مورداستفاده خود را تغییر می‌دهد. به‌طور مثال وقتی یک مخاطب تلویزیون متوجه می‌شود که نسبت به روزنامه‌خوان‌ها از معلومات کمتری در سیاست برخوردار است سعی می‌کنند او نیز رسانه تلویزیون را رها کرده و به سمت مطبوعات سوق یابد که این نشان از عدم توجه به نیازهای آتی مخاطبان است.
باید خاطرنشان ساخت که عده‌ای معتقدند همه رسانه‌ها توان ارضای تمام نیازها را به یکسان ندارند بلکه اولویت‌هایی در بین رسانه‌ها وجود دارد.
نکته آخر در مورد نیازها این است که باید به نیازهای اصلی و استراتژیک جامعه نیز توجه کرد. هیچ‌گاه نباید در ارضاء نیازهای مخاطبان، مقلد صرف بیگانگان بود زیرا آن‌ها نیازهایی همچون نیازهای کشور ایران نخواهند داشت. (پاکدهی،1374، 37)
2-3-8نقش نگرش‌ها برجذب مؤثر خبر
نگرش عبارت از؛ آمادگی ذهنی و عصبی است که از طریق تجربه،سازمان می‌یابد و بر واکنش فرد در مقابل تمام اشیاء و وضعیت‌هایی که به آن ربط دارد، اثری هدایت‌کننده یا پویا بجا می‌گذارد.(بینگلر،1376، 52)
دادگران در همین خصوص می‌گوید: نگرش نوعی حالت آمادگی و تمایل به عمل یا عکس‌العمل خاص در مقابل محرکی خاص است. درنتیجه نگرش‌های فرد غالباً حاضر اما راکد است و تنها در صورت برخورد با موضوع دربیان و رفتار تجلی پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر نگرش، گرایش شخصی برای پاسخ دادن به‌طور مطلوب یا نامطلوب نسبت به شیء شخص، موسسه یا رویدادی است.(اردستانی،1379، 38)
نگرش آغازین مخاطب و موضوع تبلیغ‌شده خبر، البته اگر به‌طور مشترک در نظر گرفته شوند، بر هدایت شرح و بسط اثرگذار خواهند بود. زمانی که موضوع تبلیغ‌شده موضعی باشد که گیرنده همین حالا هم گرایش مطلوبی به‌سوی آن دارد- یعنی زمانی که پیام یک موضوع « مؤید نگرش» را تبلیغ می‌کند- مخاطب به ظن غالب، طبق عادت گرایش خواهد داشت که درباره موضوع ارائه‌شده، اندیشه‌های موافق داشته باشد. برعکس، زمانی که خبر موضعی یاد نگرش را تبلیغ می‌کند، گیرندگان برحسب عادت گرایش دارند که در خصوص دیدگاه تبلیغ‌شده اندیشه‌های ناموافق داشته باشند. به‌عبارت‌دیگر «اگر همه‌چیز برابر باشد، انتظار می‌رود خبرهای مؤید نگرش، اندیشه‌های اکثراً موافق را در خاطر افراد زنده کند.(اوکیف،1378، 140)
سیستم دفاعی مخاطب در برابر پیام‌های مخالف را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
• بازداری
• واپس‌زنی
• انکار
شیوه بازداری به معنی آن است که انگیزه خاص تا زمانی که واکنش آشکاری در رابطه با آن انجام شود، پذیرفته و در لیست انتظار گذاشته می‌شود. پس‌رانی یا سرکوب، این شیوه اساسی‌ترین پایه دفاع از خود است. زیرا انگیزه به قدرت خوب تحت کنترل درمی‌آید که شخص وجود آن را فراموش می‌کند. اگرچه آگاهی هوشیارانه انگیزه از میان می‌رود ولی انگیزه به حیات خود ادامه می‌دهد و خود را به اشکال دیگر می‌نمایاند. این اشکال عبارت‌اند از: مکانیم فرافکنی، استناد انگیزه به شخص دیگر، شکل‌گیری واکنش، بیان و توصیف محکمی از انگیزه‌ای که مخالف انگیز رد شده است، همچنین جابجایی که در آن وجود هر پرخاشگری که آگاهانه ازنظر مخاطب پذیرفتنی نیست، از هدفی واقعی به‌سوی هدفی ضعیف‌تر هدایت می‌شود. در شیوه انکار فرد همه جنبه‌های ترس‌آور درک از محیط خود را محو می‌کند. اگر مخاطب نتواند بر ورود محرک‌ها کنترل داشته باشد آن‌ها را به شکل مهیج تغییر شکل می‌دهد و به‌سادگی پیام را دریافت نمی‌کند.(همان منبع،153) البته باید گفت تمامی مراحل مذکور آگاهانه به وقوع نمی‌پیوندد بلکه در خیلی مواقع بدون آگاهی این اعمال انجام می‌گیرند. علت هم آن است که نگرش امری ذهنی است و در اکثر مواقع نیز در ناخودآگاه ذهن قرار دارند که در ضمن این ذهن ناخودآگاه با صراحت و دقیق وظایف خود را انجام می‌دهد و اجازه‌ی نفوذ پیام‌ها یا خبرهای مخالف را به ذهن نمی‌دهد و فرایند دفاعی مذکور را به اجرا می‌گذارد.(بینگلر،1376، 29) مهم‌ترین عامل در عدم جذب مؤثر خبر، تعصبات مخاطبان هست. « انحراف و تعصب موانعی در ادراک مخاطبان به وجود می‌آورند و درنتیجه چیزهایی را که با نظرات و نگرش‌های پیش شکل‌گرفته مخاطبان سازگار نیستند از بین می‌برند. گفتنی است هیچ‌کس به‌طور کامل انحراف‌ها و تعصب‌های خودآگاه نیست، اکثر افراد از داشتن انحراف یا تعصبی درونی آگاهی ندارند.(کونتز ‌ودیگران،1378، 37) لذا هر شبکه خبری برای مقابله با تعصبات بی‌پایه و غیر خردمندانه باید آن‌ها را برای مخاطبان خود علنی نماید و نشان دهد عده‌ای دارای چه نوع تعصباتی هستند و سپس ریشه‌های این تعصبات را برای آن‌ها مشخص نمایاند و با حمله به ریشه‌های اصلی تعصبات امیدوار باشد که، تعصبات پوچ نیز از جامعه رخت بربندند.
با توجه به توضیحات مذکور مشخص می‌شود در مخاطب شناسی، شناخت نگرش‌های مخاطب نیز از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار هست و اگر با تکنیک‌های دقیق عملی، نگرش‌های مخاطبان شناسایی نگردند، احتمال دارد سال‌ها فعالیت‌های انجام‌شده شبکه‌های رسانه‌ای به خطا رفته باشند و به خاطر انحصاری بودن شبکه‌های رادیو و تلویزیون در ایران، این امر که نتوان به خطای خود پی برد خیلی بیشتر است. زیرا شبکه‌ای دیگر وجود ندارد که بتواند جای گزین شبکه‌های موجود شوند و مخاطب به خاطر عادت سرگرمی و همراهی با جامعه مجبور است از ین شبکه‌ها استفاده کند که این به‌غلط در خیلی مواقع با موافق
بودن با برنامه یا شبکه‌ها اشتباه گرفته می‌شود.(اردستانی،1379، 41)
انگیزه‌های مخاطب، از توجه به اخبار را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد:
برای آگاهی از مسائل و اتفاقات روز
استفاده از اخبار برای کسب هویت اجتماعی و تعلق اجتماعی
نظارت بر بافت اجتماعی برای عمل
برای مشارکت اجتماعی در دموکراسی
به‌عنوان مسئولیت اجتماعی یک شهروند
برای تفریح و سرگرمی
استفاده روزمره و بدون هدف و عادتی از اخبار
به‌عنوان قسمتی از زندگی روزانه
پیگیری اخبار و گزارش‌های دنباله‌دار برای ارضاء حس کنجکاوی
اخبار به‌عنوان یکی از برنامه‌های تلویزیون
بی‌ثباتی انگیزه‌ها در مخاطب
انگیزه‌ها در طول زمان ثابت نمی‌مانند و ازنظر نوع و شدت تغییر می‌کنند . بنابراین برای خبرها این مزیت آشکاری است که زمانی در اختیار مدرم قرار گیرند که نیازها و انگیزه‌های مرتبط به آن موجود و شدید باشد ( بینگلر 1376، ص 131 )

2-3-2 نقش اعتبار در خبر

نقش اعتبار در خبر
اعتبار credibility میزان اطمینان و ارزشی است که گیرنده برای یک منبع و یا یک کانال ارتباطی قائل است. (راجرز وشومیکر،1376، 262)به تعبیر دیگر اعتبار به قضاوت‌هایی اشاره دارد ک پیام‌گیر در خصوص« باورپذیری» یک رسانش گر انجام می‌دهد.(اوکیف،1378، 179) لذ اگر اعتبار مثبت در نزد پیام‌گیر برای پیام‌رسان نباشد، پیام‌گیر یا اصلاً پیام را دریافت نمی‌کند و خود را در فرا‌‌‌گرد ارتباطی قرار نمی‌دهد انسداد کانال) و یا اینکه پیام‌های دریافتی و موثق و معتبر نخواهد پنداشت. معتبر ندانستن دو پیامد را به پیامد را به همراه دارد:
مخاطب درصدد نقض آن پیام‌ها( و اخبار) بر خواهد آمد و با استدلال‌های مخالف برای خود آن‌ها را کذب فرض می‌نماید.
اگر برای آن‌ها استدلالی هم نیاورد بازهم از آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده نخواهد کرد که این عدم استفاده به معنای بی‌تأثیری پیام خواهد بود.
همان‌طور ک گفته شد، اعتبار منبع خصوصیتی اسـت که دریافت‌کننده پیام برای فرستـنده پیام قائل است.(هامیلتون،1375، 22) دقیقاً این تصورات و کلیشه‌های مخاطب است که می‌تواند اعتبار یک منبع را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار داده و آن را کم‌وزیاد نماید. میلر در این رابطه می‌گوید: ارزش‌های متغیرها را که سازنده اعتبار منبع‌اند، مخاطبان یعنی گیرندگان پیام تعیین می‌کنند.
در عصر ارتباطات و با گسترش رسانه‌های همگانی و تنوع غیرقابل‌تصور آن‌ها، وضعیت اطلاع‌رسانی به نحوی گردیده است که مخاطب می‌تواند در یک‌لحظه به انواع رسانه‌ها دسترسی داشته باشد.
یکی از مهم‌ترین عوامل انتخاب شبکه با پیام (خبر) اعتبار هست. به این معنا که مردم بیشتر از منابعی استفاده می‌کنند که دارای اعتبار بالاتر نسبت به دیگر منابع باشد. علت آن‌هم این است که مخاطب زمان یا توان لازم برای ارزیابی یک‌به‌یک خبرها را نخواهد داشت لذا بیشتر سعی می‌کند منابع خبری معتبر و موثق را در بین شبکه‌های مختلف پیدا کند و از آن برای استفاده روزانه بهره ببرد و از منابع کم اعتبار فقط در مواقع ضروری یا مطالب کم‌اهمیت استفاده کند.
نقش دیگر اعتبار در جذب خبر این است ک مخاطب باور سریع‌تری نسبت به خبرهایی که از منابع معتبر منعکس می‌شوند دارند و آن خبرها را بدون هیچ‌گونه واکاوی قبول می‌نمایند. درصورتی‌که اخبار و اطلاعات منابع کم اعتبار را مورد واکاوی و پرسش قرار می‌دهند که واکاوی و دقت نظر بهترین خبرها را نیز زیر سؤال می‌برد.
اعتبار مقدماتی یا عرضی: به اعتباری اطلاق می‌شود که عامل ارتباطی قبل از ورد به فراگرد ارتباطی موردنظر از آن برخوردار است. بدون توجه به اینکه چه می‌گوید. چنین به نظر می‌رسد که عامل ارتباطی منبع است ک چیزی را دارد که باید به او توجه نمود. اغلب اعتبار اولیه از عنوان منبع یا شخص نشأت می‌گیرد و بر آن متکی است.(فرهنگی،1374، 334)
اما برای منبع خبری می‌توان به عوامل نسبی دیگر همچون جامعیت در پخش خبر، پخش اخبار کاربردی، پخش اخبار توسعه‌ای، استفاده از گزارش‌های زنده، گزارش وقایع مهم جهانی عدم محافظه‌کاری، تلفیق مناسب خبر و تفسیر، عدم تکذیب اخبار شبکه، افشاگری و … درگذشته باعث می‌شوند افراد یا مخاطبین اعتبار اولیه مناسب برای شبکه موردنظر قائل شوند.
اعتبار ثانویه مشتق: در هر فراگرد ارتباطی، عامل ارتباطی، کم‌وبیش راجع به خود سخنی می‌گوید، خواه مستقیم یا غیرمستقیم. او در این فراگرد می‌تواند تدریجاً اعتباری برای خود کسب کند که دیگر فقط وابسته به‌عنوان، سمت و پیشینه او نیست. این اعتبار بیشتر از نکاتی همچون موضوعی که از آن سخن گفته می‌شود و تسلط بر آن شیوه، شیوه‌های بیانی غیرکلامی، نوع طرح و استدلال مربوط به موضوع نشأت می‌گیرد همه این موارد می‌تواند منشأ فرعی اعتبار ثانویه باشند.(همان منبع،334)
منابع ارتباطی زمانی که در حال ارائه پیام می‌باشند اعتبار ثانویه کسب می‌نمایند. در این زمان است که مخاطب با ارزیابی پیام‌های ارائه‌شده، میزان اعتبار منبع را مشخص می‌نماید و به آن نمره قبولی یا رد می‌دهد.
اعتبار نهایی: اعتباری است که فرد احساس می‌کند پس از ایجاد یک رابطه میان کنشی با دیگران به دست آورده است، به‌عبارت‌دیگر، دیگران پس از وقوع یک رابطه درمی‌آیند که فرد یا مطلب موردنظر دارای چه اعتباری است. ( همان، 347 )
اعتبار نهایی در اثر تلفیق اعتبار اولیه و ثانویه به همراه تفکر و گفتگو با دیگران به دست می‌آید و یا حتی برخورد با موضوعاتی مشابه موضوع مطرح‌شده نیز باعث ایجاد یا از دست رفتن اعتبار می‌گردند بنابراین در اعتبار نهایی نیز می‌تواند اعتبار به وجود آید و یا اینکه اعتباری از بین می‌رود.
فیلیپ می یر(Philip meyer ) یکی از پژوهشگران آمریکایی، در خصوص تعریف و سنجش اعتبار رسانه‌ها، با تحلیل شاخص‌های اعتبار سنجی گزیانو و مک گرث، یک ساختار دو عامل برای سنجش اعتبار رسانه‌ها ساخته است. ازنظرمی بر« اعتبار» عامل اول محسوب می‌شود و عامل مؤلفه‌های بنیادین قابلیت اعتماد، صحت، بی‌طرفی ، کامل بودن پیام (خبر) است.(واینه وانتا ویووی هو،1994، 98-90)

عوامل ایجاد اعتبار برای خبر
منبع در خبر( موثق بودن)
برای برقراری یک ارتباط کامل بین وسایل ارتباط‌جمعی و مخاطبان، آن‌هم زمانی ک مسئله خبررسانی مطرح می‌شود معتبر بودن منبع خبر درواقع شرط لازم برای برقراری ارتباط خواهد بود.
ذکر منبع پیام در خبرها و مقالات دیگر مطالب رسانه‌های دیداری و نوشتاری، علاوه بر اینکه در جلب اطمینان مخاطب مؤثر است، به پیام و خود رسانه نیز به‌عنوان منبع پیام،

منابع و ماخذ تحقیق ناخودآگاه، مخاطب شناسی، زمینه اجتماعی

شیوه‌ها افزوده است. برخی از این روش‌ها و شیوه‌ها عبارت‌اند از:
1. سانسور پیشگیرانه (پیش از انتشار). در این روش پیش از ارسال پیام و حتی گاهی در زمان شكل‌گیری پیام، بر آن نظارت می‌شود. در سانسور پیش از انتشار گاهی فقط برخی قسمت‌های پیام حذف می‌شود كه به آن “سانسور سلبی” گفته می‌شود. گاهی هم ممیز، تنها به حذف اكتفا نمی‌كند، بلكه دستور می‌دهد كه بعضی مطالب موافق نظر خودشان به آن افزوده شود یا تغییر یابد كه به آن “سانسور ایجابی” گفته می‌شود.
2. سانسور پیگیرانه / تعقیبی (پس از انتشار). در این شیوه ابتدا پیام ارسال می‌شود، سپس اگر عواقبی به لحاظ انتشار آن پدید آید یا ارسال آن مغایر با مقررات و موازین قانونی شناخته شود، دستگاه قضایی تخلف را پیگیری می‌كند. این نوع سانسور اگر برخاسته از نهادهای قانون‌گذار مردمی باشد، نه‌تنها موجب اخلال در ارسال پیام نمی‌شود، بلكه سبب می‌شود كه از سوءاستفاده از آزادی جلوگیری شود.
3. سانسور قانونی و غیرقانونی. گاهی كنترل و نظارت بر چگونگی ارتباطات در جامعه مبتنی بر تصمیم‌گیری جمعی است. بدین معنی كه نهادهای قانون‌گذار متكی بر آرای مردم چگونگی و نحوه نظارت بر آن را تعیین می‌كنند كه نظارت قانونی تلقی می‌شود. اغلب كشورها نیز بر اساس دیدگاه‌های حاكم، قوانینی برای سانسور دارند. اما هرگاه حكومت‌ها یا گروه‌های فشار، بدون اتكا به قانون، در جریان ارتباطات اخلال كنند، دست به “سانسور غیرقانونی” زده‌اند.
4. سانسور رسمی و غیررسمی. در سانسور رسمی حكومت‌ها روندی را برای اعمال نظارت اعلام می‌دارند و به آن عمل می‌كنند. در سانسور غیررسمی به‌ظاهر حكومت با تحدید آزادی، به هر نوع، اظهار مخالفت می‌كند و قوانین موجود نیز مؤید آزادی هستند، اما كارگزاران حكومت درروند ارتباطات اخلال می‌كنند. نوع اخیر را “سانسور غیررسمی” می‌گویند (خسروی، 1378، 5355).
5. سانسور اقتصادی. این نوع سانسور با دست‌کاری در بازار و یا گران كردن مصنوعی انتشارات و عدم‌حمایت دولت از پدیدآورندگان و ناشران صورت می‌گیرد در دهه 1950 آلدوكس هاكسلی گران شدن كتاب را عامل سانسور و عدم دسترسی خوانندگان به آن می‌داند (27: 395). با گسترش شبكه‌های اطلاع‌رسانی، سانسور اقتصادی با شكل دیگری بروز كرده است: “گرانی اتصال به شبكه‌های اطلاع‌رسانی و فقدان دسترسی به ابزار و فناوری ارتباطات موجب دوری جوامع فقیر از جریان ارتباطات جهانی است” (مولانا، 1371؛ 24).
6. خودسانسوری. هرگونه اخلال نظام‌مند كه فرد در تبادل پیام برای خود ایجاد می‌كند و ممكن است از خودآگاه یا ناخودآگاه وی نشأت‌گرفته باشد خودسانسوری نام دارد (خسروی ، 1378، 72). تصورات قالبی، القا، تبلیغ، و عوامل بسیار دیگری ضمن تأثیر بر ناخودآگاه ما را وا‌می‌دارند كه به‌گونه‌ای خاص بیندیشیم، بنویسیم، و سخن بگوییم. همیشه عامل ناخودآگاه بی‌تأثیر نیست، بلكه گاهی عوامل سیاسی و اقتصادی نیز می‌تواند علت آن باشد. نتایج پژوهشی كه طی سال‌های 1358-1365 در ایران صورت گرفته نشان می‌دهد كه پدیده خودسانسوری در مطبوعات وجود داشته است وعده‌ای علت آن را نگرانی از عواقب انتشار اطلاعات ذكر كرده‌اند (محسنیان‌راد، 1370، 6).

– 2-2-3-2انواع سانسور
معمولاً سانسور (ممیزی) به دلایل سیاسی – اجتماعی، اخلاقی و دینی رخ می‌دهد. با توجه به منشأ و کانون سانسور می‌توان آن را به انواع ذیل تقسیم نمود:
1) سانسور سیاسی – اجتماعی: با توجه به پیچیدگی و گستردگی مسائل سیاسی – اجتماعی و نقش اساسی آن در زندگی جمعی انسان، اغلب سانسورها در این حوزه اعمال می‌شود یا به‌نوعی با آن در ارتباط است.
ضرورت‌ها و نکات بسیاری وجود دارد که سانسور به استناد آن‌ها صورت می‌گیرد. معمولاً سانسور سیاسی توسط دولت با استناد به “حفظ امنیت ملی و مصالح عمومی و حفظ اسرار امنیتی و نظامی” برای ممنوعیت ابراز عقاید مخالفان و جلوگیری از فعالیت‌های سیاسی آنان اعمال می‌گردد .
درست است که این اصل، از حفاظت اسرار نظامی و اطلاعات استراتژیک (که به‌حق باید محفوظ بماند) آغاز می‌شود، ولی ممکن است به‌مرورزمان تا حدّ کوچک‌ترین انتقاد به دولتمردان و عملکرد دولت‌ها تنزل یابد.
به استناد همین اصل، یعنی “امنیت ملّی” در اکثر کشورها، سالانه میلیون‌ها سند در بایگانی‌های محرمانه جای می‌گیرد. فقط در ایالات‌متحده‌ی آمریکا هرسال 20 میلیون سند را طبقه‌بندی محرمانه می‌کنند. (تافلر، آلوین؛ ، 1372، ص409) این اسناد پس از گذشت 40 یا 50 سال منتشر می‌شوند و گاه نیز به دلیل همان مصلحت‌اندیشی “امنیت ملّی و حفظ منافع عمومی” هرگز منتشر نمی‌شوند، برای مثال اسناد کودتای 28 مرداد ایران که قرار بود منتشر شود با این توضیح که یکی از کارمندان سیا اشتباهی آن‌ها را به ماشین امحا سپرده است؛ منتشر نشد.( خسروی، ، 1378، 11)
لازم به ذکر است که برخی از صاحب‌نظران معتقدند سانسور سیاسی علاوه‌بر آنکه باعث جلوگیری از انتقاد از دولت می‌شود، یکی از اهداف مهم آن نیز، ایجاد و رشد یک نوع گرایش خاص سیاسی در افراد است. .(رجب زاده، ، 1380، 19)

2) سانسور اخلاقی: اخلاق و رعایت حریم زندگی اخلاقی جامعه نیز از اولین دلایل اتخاذ ممنوعیت‌ها در جوامع مختلف و از متداول‌ترین نوع ممیزی است. بسیاری از کشورها قوانین مکتوبی علیه افکار منافی اخلاق دارند. تقریباً در همه‌ي جوامع، بنا بر عرف جامعه و نوع فرهنگ، این ممیزی تا حدود زیادی بر صور بیان فکر جری
ان دارد.
در سانسور سیاسی و اجتماعی به این دلیل که تحریکات یک نوشته ممکن است برای حکومت مشکل ایجاد کند به حذف و تغییر می‌پردازند و بیشتر به جنبه‌های عملی نوشته تکیه‌دارند، اما در سانسور اخلاقی اغلب خود کلمات فی‌نفسه، اهانت‌آمیز تلقی می‌شوند و ظاهراً در ذهن سانسورگران صرف بیان آن منجر به عمل می‌شود؛ به همین دلیل آثار هرزه و وقیح بیشترین موضوع در سانسور اخلاقی بوده است.
انواع دیگری از سانسور، مانند سانسور فرهنگی که اشاره به “پدیده‌ی خودسانسوری” دارد، ذکرشده که برای روشن شدن آن پدیده خودسانسوری به‌صورت مختصر بیان می‌شود:
پدیده‌ی خودسانسوری: در واژه‌نامه‌ی آكسفورد تعریفی از “سانسور” شده است که به‌نوعی می‌توان آن را درباره‌ی خودسانسوری صادق دانست: «قدرت یا نیروی فکری که عناصری از ناخودآگاه را سرکوب کند و مانع بروز آن‌ها در خودآگاه شود.» (خسروی، فریبرز، 1378، 42)
البته خودسانسوری همواره از ناخودآگاه سرچشمه نمی‌گیرد این درست است که عواملی چون تصورات قالبی، اقناع و القاء، فرد را چنان تربیت می‌کند که ناخودآگاه به‌گونه‌ای ویژه ببیند و بنویسد و ارتباط برقرار کند؛ یا به قول زرین‌کوب “بت‌ها” می‌توانند حتی ناخواسته پژوهش را “سودار” و “کج” کنند. (زرین‌کوب، ، 1362، 28)اما بسیاری مواقع خودسانسوری آگاهانه رخ می‌دهد و عوامل سیاسی، اقتصادی و… می‌تواند علت آن باشد.
پژوهشی که در سال‌های 1358 تا 1365 در ایران صورت گرفته است، نشان می‌دهد که پدیده خودسانسوری در مطبوعات وجود داشته است وعده‌ای علت آن را نگرانی از عواقب انتشار اطلاعات خود ذکر کرده‌اند. (محسنیان راد، مهدی ، 72)
خودسانسوری به‌همان اندازه برای پدیدآورنده پیام مخرّب و خطرناک است که برای گیرنده‌ی پیام نیز چنین هست، زیرا جامعه بدون اینکه بداند تصور می‌کند روند جریان اطلاعات طبیعی و سالم است و این برداشت بیشتر می‌تواند او را بفریبد.

– 2-2-3-3آثار و پیامدهای سانسور
صرف‌نظر از نگاه انتقادی به سانسور که میراث سنت روشنگری در غرب است، و سانسور را سراسر زیان و مصیبت می‌بیند و موضعی نفی‌کننده دارد؛ سانسور می‌تواند از یک دیدگاه، سازوکاری تعادل‌بخش برای نظام اجتماعی تلقی شود که از گسستگی و ایجاد شکاف‌های فرهنگی و اجتماعی مانع می‌شود. اما درعین‌حال می‌تواند خودش به‌عنوان یک «مسئله‌ی اجتماعی» به‌حساب آید. زیرا روی‌آوری حکومت‌ها به سانسور به معنای آن است که سازوکارهای کنترل درونی درست عمل‌نکرده و در جامعه، شکل‌گیری فرهنگ از آرمان مشترک و ارزش‌های مقام جامعه، فاصله گرفته است. به‌عبارت‌دیگر قوت گرفتن سانسور خود نشانه‌ی آسیب‌هایی در جامعه است که مهم‌ترین آن ناکارایی نهادهای تربیتی و ارتباطی از یک‌سو، و گسست در آرمان اجتماعی و نظم آن از سوی دیگر است.
روی‌آوری به سانسور اگرچه در سطح، گسست‌ها و فاصله‌های ایجادشده را ترمیم می‌کند؛ اما به‌نوبه خود موجب غفلت از فرایندهای اجتماعی و فرهنگی درون جامعه می‌شود. فرایندهایی که می‌توانند کلیت نظم اجتماعی را به مخاطره اندازند و به‌صورت انقلاب جلوه‌گر شوند. .(رجب زاده، ، 1380، 4) نتیجه اینکه سانسور، نوعی کنترل فریبنده است، در همان حال که ترمیم و انسجام را القا می‌کند، امکان انطباق و حفظ انسجام و ترمیم جامعه را کاهش می‌دهد. ازاین‌رو برای دولت‌ها و نظم حاکم یک خطر بالقوه تلقی می‌شود.

بخش سوم:
2-3 مخاطب شناسی
مخاطبان را می‌توان با تکیه‌بر مکان ( مانند مورد رسانه‌های محلی)، بر اساس مردم ( مانند هنگامی‌که رسانه‌ای به‌واسطه مقبولیتش برای یک گروه سـنی یا مقوله جنسـیتی، اعتقاد سیـاسی، یا درآمدی تعریف کرد.(مک کوایل،1380، 4)
مخاطب شناسی در صداوسیما از محوری‌ترین کارهای برنامه‌سازی و برنامه‌ریزی است و این به خاطر این است که مقدمه هر کار و ازجمله برنامه‌سازی شناخت کسانی است که برنامه برای آن‌ها ساخته می‌شود. با بررسی‌های جزئی و جسته‌وگریخته نمی‌توان مخاطبان را به‌طور عمیق شناخت، گاهی اوقات برنامه‌های بسیار خوبی ساخته می‌شود. هزینه‌های زیادی صرف می‌شود و زحمات زیادی کشیده می‌شود ولی چون برنامه با نیاز و وضعیت مخاطبان همسو نیست اثر لازم را ندارد و اهدافی که از ساخت برنامه دنبال می‌شود تحقق نمی‌یابد. رسالت صداوسیما در این است که مخاطبان زیادی را جلب و در آن‌ها تغییر رفتار، گفتار و منش ایجاد و به‌طور خلاصه زمین‌های بهبود و کیفی نمودن زندگی آن‌ها را فراهم نماید. بر این اساس بایستی از طریق پژوهش علمی مخاطبان را شناسایی نمود.
2-3-1تعریف مخاطب
یونس شکرخواه در تعریف مخاطب می‌گوید: مخاطب کسی است که در یک حرکت خطی از منبع ارسال پیام در انتهای همه فرایندهای ارسال پیام قرار دارد. برای روزنامه ، مخاطب همان خواننده است، برای رادیو شنونده و برای تلویزیون و سینما، بیننده و تماشاگر به مخاطب می‌توان از زوایای دیگری نیز نگریست که یکی از آن زوایا نگاه کارکردی به مخاطب است (شکرخواه ،1376، 21)
در این خصوص ویندال همکارانش چهار کارکرد را برای مخاطب در نظر گرفته‌اند:
مخاطب به‌عنوان بازار؛ مک کوئیل این مخاطبان را چنین تعریف می‌کند:« توده‌ای از مشتریان بالقوه با زمینه اجتماعی اقتصادی شناخته‌شده که رسانه با پیام به سمت آن هدایت می‌شود» در اینجا نکته مهم خصلت دوگانه مخاطب است: الف – مشتری بالقوه برای رسانه ب – هدف بر
ای تبلیغ پیام ( و درنتیجه، مشتری بالقوه برای محصولی که تبلیغ می‌شود. )
مخاطب به‌عنوان طرف گفتگو،مخاطبان برعکس تصورات گذشته که منفعل فرض می‌شدند بیشتر فعال و سهیم در ارتباطات می‌باشند. در این الگو، مشکل است مخاطبان را تنها توده‌ای از گیرندگان در نظر گرفت. در الگوی فراگردی، مخاطبان معمولاً مرکب از گروه‌هایی فرعی هستند که با یکدیگر ( و نیز با برنامه‌ریز ارتباطی) ارتباط برقرار می‌کنند و آن‌ها را باید شرکای ارتباط قلمداد کرد.
مخاطب به‌عنوان مشتری؛ در بسیاری از تلاش‌های ارتباطی، مخاطبان را به‌عنوان مشتریان و بهره‌وران ارتباط تلقی می‌کنند. آنان، مانند مشتریان بازارهای تجاری، استفاده‌کنندگان نهایی یک خدمت یا محصول هستند.
مخاطب به‌عنوان ارتباط گر: تعداد اندکی از نظریه‌های ارتباط‌جمعی تصدیق کرده‌اند که مخاطب می‌تواند به‌عنوان فرستنده یا ارتباط گر فعال عمل کند. لیکن این توانایی هرروز بیش‌ازپیش مورد تصدیق قرار می‌گیرد.(ویندال سون،1376، 290-295)
در فعالیت‌های خبری نیز می‌بایست تعریف مناسب اما انعطاف‌پذیری از مخاطب داشت به این معنا که در بعضی خبرها به مخاطب به‌عنوان مشتری، و در خبری دیگر

منابع و ماخذ تحقیق ارتباطات انسانی، نهادهای اجتماعی، روزنامه‌نگاری

فعاليت خبرگزاری‌ها رشد كرده است . خبرگزاری‌هایی كه حاصل فعالیت‌هایشان ، براي اكثر مردم قابل‌قبول بوده است . در شيوه روزنامه‌نگاری عيني ، اين اصل مبناي عمل است كه “اجازه دهيد واقعیت‌ها ، خود سخن بگويند ” ، افراد نيز بعضي بر واقعيت دريافتي قضاوت می‌کنند نه بر مبناي تفسيرهاي ناخواسته خبرنگار يا روزنامه‌نگار. ” ( نقيب السادات ، 1375 ، 63 ) .
ب ) گزارشگري تشريحي
فرض در گزارشگري تشريحي اين است كه عينيت غالباً در اين كار غیرممکن است و حتي در پاره‌ای از موارد خطرناك نيز هست . بنا به يكي از فلسفه‌های گزارشگري تشريحي شغل گزارشگر این است كه اخبار را براي خواننده تشريح كند و معنايش را توضيح دهد . “ كرتيس مك دو گال ” حامي اصلي گزارشگري تشريحي گفته است كه خبرنویسی سنتي ، حتي هنگامی‌که كوشش می‌کند كه عيني باشد ، هميشه دربردارنده درجه‌ای از تشريح و تفسير است . تنها با تأكيد بر يك عنصر در اولين جمله يك خبر ، گزارشگر قضاوت خود را در مورد این‌که چه چيز مهم است و چه چيز مهم نيست ، نشان داده است . همین‌طور كه گزارشگر سخنان يك گوينده يا منبع خبري را تفسير می‌کند ، بعضي از اين قضاوت‌های تشريحي صورت گرفته است (نقيب السادات ، 1374 ، 28 ) .
گزارشگري تشريحي به ارائه اطلاعات در رابطه با پیشینه موضوع می‌پردازد ، اطلاعاتي كه خواننده نياز به دانستن آن در خصوص آن واقعه دارد .
به‌هرحال بحث درزمینه عينيت و گزارشگري تشريحي فراوان است و به همين اندازه كه مفهوم روشن گردد بسنده می‌کنیم و از این‌که کدام‌یک از دو مفهوم بايد بكار گرفته شود در اينجا خودداري می‌گردد . حال به‌منظور بررسي گزينش خبر يا به عبارتي گزينشگري و پس‌ازآن معيارها و ملاک‌های گزينش خبر ، به اين دو بحث می‌پردازیم .

3) گزينشگري (دروازه‌بانی ) خبر
هرروز حوادث بی‌شماری در گوشه و كنار جهان رخ می‌دهد . فضا و زمان محدود و پخش و انتشار خبر در هر رسانه ، امكان مخابره كليه خبرها را ميسر نمی‌سازد . لذا رسانه‌های خبري از ميان اين رويدادهاي بی‌شمار ، تعداد محدودي را جهت انتشار انتخاب می‌کنند ، گزينش خبر فرآيندي اجتناب‌ناپذیر در تهيه بخش‌های خبري است .
“ به كساني كه در تحريريه رسانه‌های خبري در فرايند تهيه ، گزينش و ارائه پیام‌های خبري فعاليت دارند ، گزينشگر می‌گویند ” (بديعي ، 1369 ، 40 ) .
“ دروازه‌بانی خبر ، فرايندي است كه طي آن هزاران خبر ، جمع‌آوری ، خلاصه و تجزيه می‌شوند و به صدها پيام تبديل می‌شود و به اشخاص مفروض در یک‌زمان مفروض می‌رسند ” (بديعي ، 1369 ، 29 ) .
در يك تحليل دقیق‌تر “ دروازه‌بانی فرايند دوباره‌سازی يك چارچوب ضروري براي يك رويداد و تبديل آن به خبر است . ارتباط گران ، عناصري از پيام را انتخاب و بقيه را رد می‌کنند . عناصر انتخاب‌شده به‌طور برجسته با بيشترين سرعت و به‌طور مكرر نمايش داده می‌شوند ” (بديعي ، 1369 ، 29 ) .
مفهوم گزينشگري كه دروازه‌بانی ، مرزباني ، سوزن باني و خبربانی نيز ترجمه‌شده نخستين بار به‌وسیله كورت لوين در سال 1947 بكار برده شد . او اين مفهوم را مشابه تصمیم‌هایی مطرح كرد كه يك زن خانه‌دار براي خريد مواد اوليه موردنیاز غذا بكار می‌برد . او خاطرنشان ساخت كه اطلاعات هميشه در کانال‌هایی قرار می‌گیرد كه حاوي “ منطقه دروازه35” است . منطقه‌ای كه در آنجا تصمیم‌ها بر اساس مقررات بی‌طرفانه يا مقررات شخصي از سوي دروازه‌بانان اتخاذ می‌شود . دروازه‌بانان تصميم می‌گیرند كه آيا اطلاعات يا كالاها اجازه ورود و ادامه عمل در كانال را خواهند داشت يا خير ؟
ايده دروازه‌بانان به‌وسیله وايت36 در سال 1950 مورداستفاده قرار گرفت . او اين ايده را براي بررسي عملكرد دبير سرويس يك روزنامه محلي آمريكائي بكار برد و دريافت ، كه چنين به نظر می‌رسد كه تصمیم‌های او براي دور انداختن بسياري از مضمون‌ها ، از اعمال مهم دروازه‌بانی است . مدلي كه وايت در اين مورد مطرح كرد به‌قرار ذيل بود :

(مدل ساده دروازه‌بانی خبر وايت )
منابع مضامين خبري = N
مضامين خبري = 4 ،3 ، 2 ، 1 N
مضامين انتخاب‌شده = 3 ، 2 N
گيرندگان = M
خبرهاي دور انداخته‌شده = 4 N ، 1 N
“ در اين مدل N به معناي مضمون‌های خبري است كه از آن مضمون‌های خبري N1 و N2 و N3 و N4 بيرون می‌آید . اين مضمون‌ها با دروازه برخورد می‌کنند . در آنجا برخي از اين مضمون‌ها كنار گذاشته می‌شود مثل N1 و N4 كه در مدل دور انداخته‌شده است و N2 و N3 به‌صورت مضمون‌های انتخاب‌شده به‌طرف گيرندگان (M) حركت می‌کند و به آنان می‌رسد ” (محسنيان راد ، 1374 ، 427 و 426 ) .
“ وايت در اين تحقيق ، سردبير يكي از اين روزنامه‌ها را انتخاب كرد و از او خواست هر خبري را كه از خبرگزاری‌های يونايتد پرس ، آسوشيتدپرس ، و سرويس خبري بین‌المللی انتخاب نمی‌کند و به چاپ نمی‌رساند نگه دارد و علت آن را توضيح دهد . اين تحقيق نشان داد كه یک‌سوم مطالب انتخاب‌نشده توسط گزينشگر “ آقاي دروازه ” بر اساس ارزیابی‌های ذهني او و دوسوم بقيه به علت كمبود جا يا تكراري بودن رد شده است ” (نقيب السادات ، 1374 ، 31 ) .
وستلي37 و مك لين38 از ديگر محققاني هستند كه مدلي را درزمینه‌ی چگونگي دروازه‌بانی ارائه كردند .
در مدل ايشان نيز همه اخبار و وقايع به مخاطب نمی‌رسد و گزينشگر تنها اخباري را كه مناسب می‌داند ، در اختيار م
خاطب قرار می‌دهد .

الگوي وتسلي و مك لين
در اين الگو X ها وقايع هستند ، گزينشگر C و مخاطب B .
در اخبار 5 رويداد ، گزينشگر دو رويداد را يعني X2 و X4 را گزينش نكرده است . X2 کم‌ارزش بوده است ، به همين دليل كنار گذاشته‌شده است ، ليكن X4 براي مخاطب داراي ارزش بوده است و مطالبي در مورد آن از طريق ارتباطات ميان فردي شنيده است ، درنتیجه بدان رجوع كرده تا درباره‌اش خبري بخواند ، اما چون آن را در روزنامه نمی‌یابد ، ناچار به ساير منابع مراجعه می‌کند (بديعي ، 1369 ، 41) .
“ اسنايدر نيز همانند “ وايت ” به همان نتيجه رسيد كه باگذشت بيش از شانزده سال ، اين گزينشگر هنوز هم خبرها را با توجه به تمايلات و نگرش‌های شخصي خود انتخاب می‌کند و تصور می‌کند آنچه را كه انتخاب می‌کند ، همان است كه خوانندگان او می‌خواهند . اسنايدر اضافه كرد كه در اين شانزده سال ، گرچه از جنبه‌های فني تغييرات زيادي در روزنامه موردبررسی صورت پذيرفته ، ولي هیچ‌گونه تغيير محسوسي در رفتار ارتباطي گزينشگر پديد نيامده است ” (بديعي ، 1369 ، 41 ) .
“ جي . تي مك تلي39 نه سال پس از وايت ، يعني در سال 1959 ، مدل تکامل‌یافته‌تری از دروازه‌بانی خبري ارائه كرده است.

الگوي دروازه‌بانی مك نلي تعداد بيشتري از دروازه‌بان‌ها در مدنظر قرارگرفته‌اند .
عناصر تشکیل‌دهنده اين مدل عبارت‌اند از :
E رويدادي است كه به خاطر ارزش خبري انتخاب‌شده است ؛
1C خبرنگار يك خبرگزاري خارجي است ؛
2C سردبير دفتر منطقه‌ای همان خبرگزاري خارجي است ؛
3C مسئول بالاتر همين دفتر منطقه‌ای خبرگزاري است ؛
4C سردبير منطقه مزبور در كشور اصلي خبرگزاري است ؛
5C مسئول مخابره خبر مزبور در خبرگزاري است ؛

S
1S
2S خبر E كه مدام تغيير شكل می‌دهد و کوتاه‌تر می‌شود ؛
3S
4S
R گيرنده است ؛
1R
2R و سايرR ها ، اعضاي خانواده ، دوستان و اقوام هستند ؛
3R
SR تغيير شكل خبر در افكار عمومي است ؛
خطوط نقطه‌چین پس فرست خبر است .
همان‌طور كه ديده می‌شود در این‌گونه نحوه عبور از دروازه‌های مختلف تا حدودي تشريح شده است . گالتونگ و روگ ، شش سال بعد (1965) وارد عرصه دروازه‌بانی خبر می‌شوند و مدل خود را ارائه
کردند.

در اين مدل نحوه دريافت متصدیان رسانه در قبال رويداد ، اولين دروازه را ايجاد می‌کند و آن تعيين اين نكته است كه آيا اين خبر ارزش چاپ را دارد يا نه ؟ و سپس در دروازه بعد ، گزينش بر اساس معيارهاي یکتا نه چه به‌تنهایی و چه در حالت تركيبي صورت می‌گیرد ( نقيب السادات ، 1374 ، 33 و 32 ) .

2-2-3 سانسور
– 2-2-3-1تعریف سانسور
سانسور را از دیدگاه‌های گوناگون تعریف کرده‌اند. دائرة‌المعارف بریتانیکا، سانسور را این‌گونه تعریف می‌کند: «سانسور عملی است در جهت تغییر یا جلوگیری از سخن یا نوشته‌ای که مخل‌ صلاح عمومی ارزیابی شود.» رجب‌زاده، 1380، 17)
در این تعریف سانسور وقتی رخ می‌دهد که تهدید و خطری متصور باشد، درحالی‌که همیشه چنین نیست. گاهی سانسورگران برای رونق بخشیدن به یک اندیشه، تلاش می‌کنند که واقعیتی به‌گونه‌ای خاص، نمودار شود که زیبا و منزه جلوه کند. در این تعریف، سانسور نگاهی از بیرون به یک رویداد است؛ چراکه معمولاً سانسورگران و ممیزان خود را مصلحانی می‌دانند که با تشخیص سره از ناسره از گمراهی و کج‌روی اندیشه‌ای افراد جامعه پاسداری می‌کنند.
در برخی از تعاریفی که از سانسور شده بسیار کلی هستند و جنبه‌های زیادی از زندگی را دربر می‌گیرد. به‌طور مثال می‌توان به دائرة‌المعارف ورلدبوک که سانسور را این‌گونه تعریف کرده اشاره نمود: «کنترل کردن آنچه مردم می‌گویند، می‌نویسند، می‌شنوند، می‌خوانند، می‌بینند یا انجام می‌دهند سانسور گفته می‌شود. این نظارت از سوی دولت یا گروه‌های اجتماعی اعمال می‌شود. سانسور می‌تواند روی کتاب، روزنامه، مجلات، رادیو، تلویزیون، سخنرانی‌ها، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی و… صورت گیرد، سانسور حتی می‌تواند روی نحوه‌ی لباس پوشیدن مردم نیز مؤثر باشد.»(همان منبع،17)
برخی از منابع نیز به شکل محدود، یک جنبه از سانسور را در نظر گرفته‌اند، مانند دائرة‌المعارف فارسی مصاحب که فقط ممیزی پیش از انتشار را مدنظر دارد. دائرة‌المعارف مصاحب می‌نویسد: سانسور کلمه‌ای است به معنی “تفتیش پیش از انتشار کتاب‌ها، جراید، نمایشنامه‌ها و امثال آن‌ها و نیز تفتیش نامه‌های خصوصی و غیره قبل از رسیدن آن‌ها به مقصد؛ یا تفتیش نطق و بیان قبل از ایراد آن‌ها به‌منظور حصول اطمینان از اینکه مندرجات آن‌ها مضر به اخلاق عمومی یا منافع دولت یا دستگاه حاکم نباشد.» (مصاحب، 1345، 156)
در میان تعاریف مختلف یکی از جامع‌ترین تعاریف در دائرة‌المعارف بزرگ علوم اجتماعی از قول «لاس ول» نقل‌شده است: «سانسور یعنی سیاست تحدید وسایل بیان افکار و عقاید و تصورات و محرک‌هایی که واقعاً یا فرضاً برای قدرت حاکم یا نظم اجتماعی و اخلاقی که قدرت از آن‌ها حمایت می‌کند، مضر است را گویند.» با این تعاریف مشخص شد که سانسور به‌عنوان یکی از مکانیسم‌های کنترل تلقی می‌شود که برای عقاید، افکار و بیاناتی که واقعاً و یا فرضاً از دید قدرت حاکم (چراکه ممکن است واقعاً این‌طور نباشد) تهدی
دکننده‌ی ثبات سیستم اجتماعی است، اعمال می‌گردد.
بنابراین در جوامع انسانی، همواره اندیشه‌ها و پیامدهایی از سوی اندیشمندان یا نهادهای اجتماعی مطرح‌شده که به علل گوناگون فرد یا افرادی، سازمان یا دولتی، اشاعه و نشر آن اندیشه و پیام را برنمی‌تابد و آن را مخل‌ موجودیت یا اهداف خود می‌داند؛ پس سعی در ممانعت گسترش آن‌ها می‌نماید. یا بالعکس، اندیشه یا پیامی را موافق رأی خود یافته و سعی در تبلیغ و آرایش و پیرایش آن نماید. در یک حالت از نشر و گسترش جلوگیری می‌شود که در این حالت سلبی عمل می‌شود و در حالت دیگر دست به اندیشه آفرینی و تبلیغ و پیراستن پیام خاصی زده می‌شود و مجال برای اندیشه‌های دیگر داده نمی‌شود که در این حالت ایجابی عمل می‌شود. به هر رو آنچه مسلم است سانسور در فرایند ارتباطات انسانی رخ می‌دهد.

روش‌های سانسور. دولت‌ها و گروه‌های مختلف، برای اعمال سانسور از شیوه‌های گوناگون استفاده می‌كنند. گذشت زمان‌بر تنوع این

منابع و ماخذ تحقیق روزنامه‌نگاری، اعداد و ارقام

ه ؛1378؛13)
2-1-2-1 دربرگيري 3
رويدادي داراي ارزش خبري دربرگيري است كه بر تعداد فراواني از افراد جامعه تأثيرگذار باشد، و اصلاً مهـم نيـست كـه ايـن تأثیر مثبت است يا منفي، مستقيم است يا غيرمستقيم. مثلاً خبر ضرورت تعويض شناسنامه‌ها، يك خبر داراي دربرگيري است زيرا كه براي همه مخاطبان مهم است و همه آنان را در برمی‌گیرند .همه مخاطبان مهم است و همه آنان را دربرمی گيرد.(عباسی؛1380؛29)

2-1-2-2.شهرت4
اشخاص، اشياء و نهادهايي كه داراي شهرت هستند، از ارزش خبري برخوردارند.اين ارزش خبري به‌خودی‌خود كاملاً گوياست. البته در انباره ديدگاهي منتقدانه وجود دارد كه طرح آن ضروري است. بـه ايـن معني كه در اين ديدگاه، اعتقاد بر اين است كه خبرها، مردم عادي را پوشش نمی‌دهند، چون‌که اينـان از شـهرت برخـوردار نيـستند؛ روزنامه‌نگاران فقط به مشاهير، آن‌هم بيشتر از نوع قدرتمند و قدرت‌مدار آنان مي‌پردازند، حال‌آنکه قهرمانان واقعي، مردم هـستند. مثلاً در جنگ‌ها فقط فرماندهان در پوشش خبري قرار می‌گیرند حال‌آنکه نقش سربازان نيز بسيار مهم است. درواقع، از ديدگاه معتقدان به اين نظریه انتقادي، نقشه‌ای كه خبرها از جهان به مخاطبان ارائه می‌کنند، نقشه دقيق و كاملي نيست. (شکرخواه ؛1378؛14)

2-1-2-3 برخورد، اختلاف و درگيري 5
این‌گونه از رويدادها حاوي برخوردهايي هستند كه در شکل‌های گوناگون جلوه‌گر می‌شوند. اين برخوردهـا ميـان افـراد، گروه‌ها و ملت‌ها صورت می‌گیرند. اين برخوردها به شكل انسان عليه انسان، انسان عليه محيط و انسان عليه طبيعت، فجايع طبيعـي و حـوادث مربوط به حیات‌وحش قابل‌پیگیری هستند. اخبار مربوط به سرقت‌ها، قتل‌ها، جنگل‌ها، تصادف‌ها، زلزله‌ها و… از اين قبيـل خبرهـاي”برخوردي“ به شمار می‌آیند، كه درهرحال كشمكش محور اصلي آن‌ها را تشكيل می‌دهد و غالباً از رويدادهاي موردعلاقه رسانه‌ها هستند.(عباسی؛1380؛30)

2-1-2-4. استثنا و شگفتي 6
اين نوع رويدادها از وجه غيرعادي بودن و يا و استثنايي بودن از ارزش خبري برخوردارند.به‌طورکلی اين رويدادهاي نادر را خوانندگان و مخاطبان خبرها تحت عنوان تر ین‌ها می‌شناسند: پيرتـرين فـرد جهـان،بلنـدترين آسمان‌خراش دنيا، کوچک‌ترین كامپيوتر و مانند این‌ها. (شکرخواه ؛1378؛14)

2-1-2-5. بزرگي و فراواني تعداد و مقدار 7
اين ارزش خبري عمدتاً به اعداد و ارقام مربوط می‌شود. فرقي نمی‌کند كه اين ارقام مربوط به چيـست، هراندازه كـه تعـداد ارقـام بزرگ‌تر باشد ـ چون‌که از جنبة فراگيري اهميت می‌یابد ـ از ارزش خبري بيشتري برخوردار می‌شود. به‌عنوان نمونه، مـرگ 100 نفـربر اثر يك تصادف، از مرگ 3 نفر در يك تصادف ديگر، از بخت بيشتري براي گزينش و تبدیل‌شدن به خبر برخوردار می‌شود.(عباسی؛1380؛30)
2-1-2-6 مجاورت 8
مخاطبان رسانه‌ها ترجيح می‌دهند كه ابتدا از خبرهاي مربوط به محله، شهر، كشور و كشورهاي هم‌جوار خود اطلاعـات كـسب كننـد.مجاورت به لحاظ ارزش خبري در دو شكل مورد گزينش قرار می‌گیرند: جغرافيايي و معنوي. مجاورت جغرافيايي مثل شهر، كشور و منطقه مجاور؛ و مجاورت معنوي مثل مشابهت‌های فرهنگي، عقيدتي، قومي، اجتماعي و مانندهاي آن‌ها. (شکرخواه ؛1378؛15)

2-1-2-7. تازگي 9
دانستن اينكه رويداد در چه وقت به وقوع پيوسته است، در جهان رقابت‌های خبري از اهميت ویژه‌ای برخـوردار اسـت. هراندازه كه فاصله وقوع رويداد و درج آن به‌عنوان خبر، نزدیک‌تر باشـد، خبـر، تروتازه تر خواهد بود. (عباسی؛1380؛ 30) براي آنكه مخاطب به‌سرعت نياز خبري خود را برطرف كند، بايد به‌سرعت هرچه‌تمام‌تر به او خبر داده شود تا ضمن اينكه نياز خبری‌اش را برطرف می‌کنیم، مانع رفتن او به‌طرف ساير منابع خبري شويم. (شکرخواه ؛1378؛15)
اين هفت ارزش خبري كه ذكرشان رفت، حالتي منحصربه‌فرد دارند و می‌توانند جنبه‌های ارزشي خبرها را پوشش دهند و اطلاع از آن‌ها کمابیش می‌تواند براي درك ارزش‌های خبري كفايت كند. اما بحث ارزش‌های خبري از وجوه ديگري هم موردتوجه قرارداد و می‌تواند گفت كه گرماي خود را حفظ كرده است.فيليپ گايار10 فرانسوي در كتاب فن روزنامه‌نگاری به سه ارزش خبري اشاره می‌کند. او در فصل سـوم ايـن كتاب، تحت عنوان «از رويداد تا خبر» ابتدا به بررسي مبحث مسير خبر می‌پردازد و سپس با اشاره به موضوع انتخاب اخبـار، بـه سـه ضابطه انتخاب اشاره می‌کند.
گايار می‌گوید: ضوابط جهاني خبر در خود خبر مستترند كه بايد آن‌ها را در ايـن عبـارت جـست: آنچـه موردتوجه و علاقـه خوانندگان باشد.گايار اين ضوابط سه‌گانه را چنين فهرست می‌کند:
1. واقعه روز بودن (كه همان عنصر تازگي است)؛
2. اثرگذاري (دامنه انعكاس رويداد در زمان و مكان)؛
3. سودمندي (طرز تلقي مردم نسبت به رويداد).(همان منبع 15)

2-1-2ارزش‌های دوازده‌گانه
يوهان گالتونگ 11و مري روگ12 از چهره‌های برجسته در پژوهش‌های ارتباطي به شمار می‌آیند. و شاید بتوان آنان را طلایه‌داران بحث ارزش‌های خبري شمرد، آنان با نگاهي ويژه به اين ارزش‌ها می‌نگرند كـه هم‌اکنون نيـز در كـانون بحث‌ها و بررسی‌های علمي و دانشگاهي قرار دارد.
اين دو پژوهشگر دوازده ارزش خبري را مطرح كردند. اين دوازده ارزش عملاً به مرجعي گريزناپذير و پيوسته در پژوهش‌های مربوط به اخبار بین‌المللی تبديل شدند. يكي از علل مطرح‌شدن اين نظريات در قالـب
يك الگوي پژوهشي حاكم اين بود كه آراي اين دو محقق از نخستين پژوهش‌های نظري در اين عرصه بودنـد. افـزون بـر ايـن، ارائه نظریه معروف امپرياليسم ساختاري13 ، كه پنج سال بعدازآن (1970) از سوي گالتونـگ ارائـه شـد و طـرف توجه محققان جهان سوم قرار گرفت، عامل ديگري بود كه به گسترش آراي گالتونگ و روگ كمك كرد.
اين دو پژوهشگر با اعلام يك مرحله‌ای بودن فرايند تبديل رويداد به خبر، دوازده عامل مؤثر بر گزينش خبر را مـشخص كردنـد. به عقیده ايشان هشت ارزش نخست از آن دوازده ارزش، در همه جاي جهان به طرزي مشترك مورداستفاده روزنامه‌نگاران قـرارمي گيرند و ربطي به مشخصه‌های فرهنگي ملل گوناگون ندارند؛ اما چهـار عامـل ديگـر ازنظر فرهنگـي بر انتخاب اخبـار مؤثرند و دست‌کم می‌توان گفت كه اين چهار عامل در گوشه شمال غربي دنيا از جنبه فرهنگي، به طرزي يكسان و مشابه در امر گزينش اخبـار به كار گرفته می‌شوند. (شکرخواه؛1378؛16)

2-1-2-1 تواتر14:
به اعتقاد گالتونگ و روگ، اين ارزش خبري در حقيقت يك ظرف زماني است كه رويـداد، آن را پـر می‌کند. به‌عنوان‌مثال، جنایت‌ها در زمان اندكي روي می‌دهند و معني آن‌ها هم ملموس است و به‌سرعت نيز درك می‌شوند، مثل ديواري كه زود بالا می‌آید و همه آن را می‌بینند، اما مثلاً اجراي يك برنامه آموزشي خيلي زود به چشم نمی‌آید و اجراي آن مقتضي زمان بيـشتري اسـت (ظـرف زماني طولانی‌تری لازم دارد)، به همين جهت، روزنامه‌نگاران به پوشش اين نوع رويدادها كه ظرف زماني آن‌ها طولاني اسـت، تمايـل نشان نمی‌دهند. گالتونگ و روگ در تبيين اين ارزش خبري می‌گویند كه خبرهايي كه ازلحاظ تواتر و فركـانس کوتاه‌ترند، بیشتر مطلوب روزنامه‌نگاران هستند؛ اما از سوي ديگر، گرایش‌ها و تحولات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه ازنظر تكوين و تحقق نهـايي مستلزم زمان طولانی‌تر هستند ـ و لذا از جنبه معني، مفهوم و وزن، ديرتر از رويدادهاي با فركانس و تواتر كوتاه، درك می‌شوند ـ در خارج از دایره انتخاب روزنامه‌نگاران باقي می‌مانند و بخت انتخاب شدن را پيدا نمی‌کنند. وانگهي، روزنامه‌نگاران حتي اگر رويدادهاي پرتواتر را انتخاب كنند، بيشتر از زاویه آماري به آن‌ها می‌پردازند و اين نيز غالباً در نشریه‌های تخصصي صورت می‌گیرد. (همان منبع؛16)

2-1-2-2 آستانه15:
آستانه كه می‌توان آن را نقطه شروع هم ناميد، در حقيقت اندازه قد و قواره رويداد است. براي هر رويداد، ”آستانه“ اي وجود دارد كه اگر رويداد به سطح آن نرسد، اصلاً مخابره نخواهد شد. افزون بر این، اگر رويدادي به آستانه برسد و مخابره شود، ممكن است كـه در درون خود آستانه‌های ديگري بيافريند. اين نكته را يادآوري كنيم كه هراندازه كه يك رويداد ازنظر آستانه، بزرگ‌تر باشـد، بـراي اسـتمرار درج آن بـه ”درام“ يـا هيجـان قوی‌تری نياز داريم. به عقیده گالتونگ و روگ، گزارش‌های مربوط به جنگ از موارد بارز برخوردهاي مهيج به‌حساب می‌آیند.
اما همان‌گونه كه گفته شد، در بسياري از موارد، رويدادهايي كه مخابره می‌شوند، در درون خـود حـاوي موضوع‌های پركـشش ديگري هستند كه اگر رويداد نخست، مخابره نشده بود و به خبر تبديل نمی‌شد، رویدادهای بعد، اصلاً بخت و فرصت تبدیل‌شدن بـه خبر را به دست نمی‌آورند. (پورنوروز؛1380؛235)

-2-1-2-3 فقدان ابهام16:
فقدان ابهام به‌مثابه سومين ارزش خبري كه به‌وسیله دو محقق موردبحث مطرح‌شده اسـت درواقع به‌وضوح رويـداد مربـوط می‌شود. وضوح به معني ساده‌سازی نيست، اما به‌هرحال بايد به طيف گسترده معـاني جهـت داد و سـامان بخـشيد. همان‌طور كـه می‌دانیم، روزنامه‌نگاری برخلاف ادبيات، به رمز و رازهاي ژرف نياز ندارد و اين رمز و رازها در حد منطقي می‌پذیرد. برخلاف ادبيـات كه در آن ايهام ابزار كار به‌حساب می‌آید، در روزنامه‌نگاری اين امر تا حد امکان كاهش می‌یابد. (همان منبع؛235)

2-1-2-4 معنی‌دار بودن17
چهارمين ارزش خبري موردنظر گالتونگ و روگ تحت عنوان معنی‌دار بودن، خود را در دو صورت نشان می‌دهد:
الف. مجاورت فرهنگي18؛
ب. مربوط بودن19.
مجاورت فرهنگي براي كسي كه خبر را گردآوري می‌کند، در قياس با ساير معيارها، معنی‌دارتر به نظر می‌رسد. گزينشگـر خبـر اگر احساس كند كه پیشینه فرهنگي يك رخداد با او و مخاطبان رسانه‌اش هماهنگي و سنخيت و همخواني دارد، آن را براي درج و پخش انتخاب می‌کند (همچون انعكاس اخبار جوامع اسلامي در رسانه‌های ايران). مربوط بودن و ربط داشتن هم از همين زاويه و منظر مطرح است. رويدادهايي كه در فرهنگ‌های دوردست رخ می‌دهند، کمتر بخت و امكان گزينش می‌یابند، مگر آنكه به‌صورت تهديد جلوه‌گر شوند (مثل درج اخبـار اوپـك و مـسائل كـشورهاي عـضو آن در نشریات غربي در هر زمان كه موضوع نفت براي غرب به‌صورت تهديد درمی‌آید). (شکرخواه؛1378؛17)

2-1-2-5 همخواني و هماهنگي20:
گالتونگ و روگ پنجمين ارزش خبري را چنين تبيين کرده‌اند: قابليت پیش‌بینی كردن يك رويداد و يا تمايل داشتن رسانه‌ها به يك رويداد. اين دو محقق ميگويند كه اگر رسانه‌ها انتظار و قصد تحقيق يك رويداد را داشته باشند، آن رويداد قطعاً متحقق خواهـد شـد. به‌عنوان‌مثال، مطبوعات غالباً گردهمایی‌ها را به آن صورتي كه می‌خواهند و با ذكر نکته‌هایی كه مایل‌اند در آن‌ها طرح و برجـسته شـوند، در معرض ديد مخاطبان قرار می‌دهند. مثالي كه محققان ما در اين زمينه ارائه
می‌کنند برپايي يك گردهمايي بزرگ عليـه جنـگ ويتنـام است كه رسانه‌ها همه شعارها و دیدگاه‌های مطرح‌شده در اين گردهمايي را ناديده گرفتند و فقط مسئله خشونتي را كه در ضـمن آن حادث شد، برجسته كردند. (همان منبع؛17)
2-1-2-6 غیرمنتظره بودن21:
منظور گالتونگ و روگ از غيرمنتظره بودن يك رويداد، غیرقابل‌پیش‌بینی بـودن و نـدرت رويـداد اسـت. طبعـاً ايـن معنـا را بايـد ارزش‌هایی همچون معنی‌دار بودن (ارزش چهارم) و همخواني و هماهنگي (ارزش پنجم) يافت. بنابراين، تازگي رويدادهاي غيرمنتظره را بايد در گستره‌های آشنا و قابل‌انتظار جستجو كرد. (همان منبع؛17)
2-1-2-7. استمرار22:
استمرار يا تداوم ناظر بر خبر جاري23 است. اگر خبري تحت پوشش خبري قرار گيرد، تـا زمـان مـشخص به‌طور مستمر تحت پوشش خبري خواهد باشد. (پورنوروز؛1380؛236)

2-1-2-8. تركيب24:
تركيب آمیزه‌ای از انواع رويدادهاست. به‌عنوان‌مثال، اگر روزنامه‌ای حاوي چنـدين خبـر خـارجي اسـت، چنـد خبـر داخلـي بـه آن می‌افزایند تا توازن خبري را برقرار سازند. يا روزنامه‌ای كه در يك صفحه خود چند خبر منفي دارد، با استفاده از يك يا دو خبر

منابع و ماخذ تحقیق دانشجویان دختر، رسانه‌های جمعی، نیازهای اطلاعاتی

رشته تحصیلی: تحقیق در ارتباطات
تاريخ شروع پايان‌نامه: 1381
تاريخ اتمام پايان‌نامه: 1382
استاد / استادان راهنما: دکترساروخانی
استاد/استادان مشاور: دکتر شهابی
آدرس و شماره تلفن : مرزداران اطاعتی شمالی خ فرهنگیان پ5 ش تلفن88250605
چکیده پایان‌نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش‌های اجرا و نتایج به‌دست‌آمده):
هدف پژوهش دستیابی به میزان اعتماد بینندگان اخبار تلویزیون به بخش خبری ساعت ۲1 شبکه یک با توجه به شرایط فردی ( سن، سنوات تحصیل و تأهل و… ) بررسی عوامل مؤثر در میزان اعتماد مردم نسبت به بخش‌های خبری ساعت ۲1، دستیابی به نظر بینندگان درباره میزان توجه آنان به انواع اخبار و دستیابی به میزان استفاده بینندگان از منابع خبری است . جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه ، آزاد اسلامی واحد مرکز رشته ارتباطات و است که با روش نمونه‌گیری بر اساس فرمول کوکران انتخاب‌شده‌اند . روش پژوهش پیمایشی است، که با استفاده از آزمون‌های آماری کای اسکوار تجزیه‌وتحلیل شده است. بخش‌های مربوط به ادبیات و نظریات با مراجعه به کتابخانه موردبررسی قرارگرفته و ارائه‌شده است. انسان معاصر به‌منظور انجام فعالیت‌های فردی و اجتماعی خود نیاز به اطلاعات و اخباری دارد که محیط زندگی و دنیوی وی را احاطه کرده است . انسان همواره نیاز دارد از جهاتی که در آن زندگی می‌کند و از محیطی که در آن در تکاپو است ، آگاهی کسب کند و نیازهای اطلاعاتی خود را چون دیگر نیازهای زندگی تأمین نماید و با شناخت میزان اعتبار و ذائقه مخاطبان اخبار ،می‌توان زیرساخت‌های لازم را برای فعالیت منطبق‌تر با خواسته‌های مخاطبان فراهم آورد. نتایج آزمون نشان داد که بين متغيّرهای سن ، سال تحصیلی ،علاقه پاسخگويان با ميزان اعتماد آنان به اخبار ساعت 21 رابطه‌ای وجود ندارد،اما بين متغيّرهای بی‌طرفانه بودن ، نقاط ضعف ، انتخاب و تنظیم اخبار با ميزان اعتماد پاسخگويان رابطه معنی‌داری وجود دارد. افرادی که سال تحصیلی آن‌ها خیلی زیاد بوده است کمتر از سایرین به این بخش اعتماد داشته‌اند.نتیجه کلی حاکی از آن است با بالا رفتن سال تحصیلی میزان اعتماد به اخبار تقلیل یافته است. ‬

مناسب است
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاريخ و امضاء:
مناسب نيست

1-1اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن 1
1-2بیان مسئله 2
1-3بيان اهداف تحقيق 3
1-3-1 هدف كلي 3
1-3-2 اهداف جزئي 4
1-4سؤالات و فرضیه‌های تحقیق 5
1-4-1 سؤالات تحقیق 5
1-4-2 فرضیه 5
1-5تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه‌های کلیدی 6
فصل دوم : 9
تدارک نظری تحقیق 9
بخش اول 9
2-1 خبر 9
2-1-1تعريف خبر 9
2-1-2 ارزش‌های خبري 11
2-1-2-1 دربرگيري 11
2-1-2-3 برخورد، اختلاف و درگيري 12
2-1-2-4. استثنا و شگفتي 12
2-1-2-5. بزرگي و فراواني تعداد و مقدار 13
2-1-2-6 مجاورت 13
2-1-2-7. تازگي 13
2-1-2ارزش‌های دوازده‌گانه 14
2-1-2-1 تواتر: 15
2-1-2-2 آستانه: 16
-2-1-2-3 فقدان ابهام: 17
2-1-2-4 معنی‌دار بودن 17
2-1-2-5 همخواني و هماهنگي: 18
2-1-2-6 غیرمنتظره بودن: 19
2-1-2-7. استمرار: 19
2-1-2-8. تركيب: 19
2-1-2-9. ارجاع يا تمثل به ملل برگزيده 20
2-1-2-10. برگزيده اشخاص به ارجاع: 21
2-1-2-11. شخصیت‌سازی: 22
2-1-2-12. منفي گرايي: 23
2-1-3 عناصر خبری 26
خبرنویسی در رسانه‌های جمعی 28
2-4-1-4 سبک‌های خبرنويسي 32
– 2-1-4-1 سبك هرم وارونه: 33
– 2-1-4-2 سبك تاريخي 33
– 2-1-4-3 سبك تاريخي به همراه ليد 34
– 2-1-4-4 سبك پايان شگفت‌انگيز 34
– 2-1-4-5 سبك بازگشت به عقب و سبك تشريحي 34
بخش دوم: 35
– 2-2-3-1تعریف سانسور 45
– 2-2-3-2انواع سانسور 48
– 2-2-3-3آثار و پیامدهای سانسور 51
بخش سوم: 52
2-3 مخاطب شناسی 52
2-3-1تعریف مخاطب 53
2-3-2نقش شناخت مخاطب در ارسال خبر 54
2-3-3سنت‌های مخاطب پژوهی 55
2-3-3-1 مشخصات سنت‌های ساختارگرا در مخاطب پژوهی 55
2-3-3-2مشخصات سنت‌های رفتارگرا در مخاطب پژوهی: 56
2-3-4سنت‌های فرهنگی و تحلیل دریافت 57
2-3-5عوامل انگیزشی در مخاطبان 58
2-3-6تغییر انگیزه در مخاطبان 58
2-3-7نقش نیازها در جذب مؤثر خبر 59
2-3-8نقش نگرش‌ها برجذب مؤثر خبر 62
2-3-2 نقش اعتبار در خبر 66
عوامل ایجاد اعتبار برای خبر 69
بخش چهارم 75
2-4 تئوری های ارتباطات اقناعی 75
– 2-4-1 اقناع: 75
– 2-4-2 تاریخچه متقاعدسازی: 76
– 2-4-3 مفهوم متقاعدسازی 76
– 2-4-4 ویژگی های متقاعد سازی 77
– 2-4-5 نظریه های متقاعدسازی: 78
– 2-4-5-1مدل کوشش درخور : 78
– 2-4-5-2-مدل استشهادی – نظام دار : 80
– 2-4-6تلویزیون و متقاعدسازی: 84
2-5نقش اعتبار در خبر 86
2-5-1 عوامل ایجاد اعتبار برای خبر 89
2-5-1-1 منبع در خبر( موثق بودن) 89
2-5-1-2 عینی و واقعی بودن خبر 91
2-5-1-3 جذابیت در ارائه خبر 92
2-5-1-4 شکل ارائه اخبار: 92
2-5-1-5 قابل درک بودن 93
2-5-1-6 ارضاء نیازهای خبری مخاطبان 93
2-5-2 عوامل اختلال در اعتبار خبر 94
2-5-2-1 عدم صداقت در فرایند انتشار خبر 94
2-5-1 مبالغه و اغراق در فرایندانتشار خبر: 95
2-5-2-3 تحریف: 95
2-5-2-4 سانسور: 96
2-5-2-5 عدم بی طرفی در ارائه اخبار: 96
بخش ششم: 98
2-6 ساختار خبر تلویزیون 98
2-6-1 هدفمندي، جامع‌نگرى و وحدت موضوع 98
2-6-2 پلاتو 99
2-6-3 گفتار متن خبر (نريشن) 102
2-6-3-1نريشن کامل: 102
2-6-3-2نريشن جزئ
ى: 102
2-6-4 جلوه‌هاى صوتى 103
2-6-5 جلوه‌هاى تصويرى 104
2-6-6 انسجام صدا و تصوير 105
2-6-7پرداخت تکنيکى خبر 106
2-6-8 مدت خبر 106
2-6-9 انواع خبر تلویزیون 107
2-6-10 خبرنويسي براي راديو و تلويزيون 110
بخش هفتم 113
2-7چارچوب نظري 113
2-7-1شکل‌‌گیری افکار عمومی در مدل نئول-نئومن (مدل مارپیچ سکوت) 113
2-7-2 نظریه سوزن تزریقی (گلوله جادویی) 116
2-7-3فرایند ارتباط در سوزن تزریقی 117
2-7-5 نظريه نياز جويي 120
2-7-6 الگوي هماهنگي و ناهماهنگي شناختي 121
بخش هشتم 123
2-8پیشینه تحقیق 123
فصل سوم : 125
روش شناسائی تحقیق (متدولوژی) 125
مقدمه : ( شماي تحقيق ) 125
فصل چهارم : 128
4-1تجزیه‌وتحلیل یافته‌های تحقیق 128
4-1-1 جمع بندي و توصيف يافته ها: 128
4-1-1-1توصيف جدول 4-1 129
4-1-1-2توصيف جدول 4-2 130
4-1-1-3توصيف جدول 4-3 132
4-1-1-4توصيف جدول 4-4 132
4-1-1-5توصيف جدول 4-5 133
-1-1-6توصيف جدول شماره4-6 134
4-1-1-7توصيف جدول شماره4-7 135
4-1-1-8 توصيف جدول شماره4-8 137
4-1-1-9 توصيف جدول 4-9 138
4-1-1-10 توصيف جدول 4-10 138
4-1-1-11 توصيف جدول 4-11 139
4-1-1-12 توصيف جدول 4-12 140
4-1-1-13 توصيف جدول 4-13 141
4-1-1-14 توصيف جدول 4-14 142
4-1-1-15 توصيف جدول 4-15 143
4-1-1-16 توصيف جدول 4-16 144
4-1-1-17 توصيف جدول 4-17 145
4-1-1-18 توصيف جدول 4-18 146
4-1-1-19 توصيف جدول 4-19 147
4-1-1-20 توصيف جدول4-20 148
4-1-1-21 توصيف جدول 4-21 150
4-1-1-22 توصيف جدول 4-22 151
4-1-1-23 توصيف جدول 4-23 152
4-1-1-24 توصيف جدول 4-24 153
4-1-1-25 توصيف جدول 4-25 154
4-1-1-26 توصيف جدول 4-26 155
4-2-1 جمع بندی تحلیل یافته ها: 156
4-2-1رابطه بين سن پاسخگويان با ميزان اعتماد آنها به اخبار ساعت 21 157
– 4-2-2رابطه بين سالتحصيلي پاسخگويان با ميزان اعتماد آنها به اخبار ساعت 21 159
– 4-2-3رابطه بين نوع علاقه پاسخگويان با ميزان اعتماد آنها به اخبار ساعت 21 161
– 4-2-7رابطه بين تنظيم اخبار بر اساس گرايشات سياسي وجناحي با ميزان اعتماد پاسخگويان به اخبار ساعت 21 168
فصل پنجم: 169
نتیجه گیری وپیشنهادات 169
5-1 نتيجه گيري 169
5-2 پيشنهادات 171
– 5-2-1 پيشنهادات به مسئولان بخش اخبار شبکه 1 سیما 171
5-2-2 پيشنهادات به سياستگذاران و برنامه ريزان رسانه ای کشور 172
5-2-3 پيشنهادات براي پژوهش‌هاي بيشتر 173
چکیده انگلیسی 174
منابع و مآخذ 175
منابع فارسي : 175
منابع انگلیسی: 183

فهرست جدول ها

جدول 4-1 توزيع فراواني دانشجويان بر حسب سن 129
جدول 4-2توزيع بر حسب وضعيت تأهل 130
جدول 4-3توزيع بر حسب مقطع تحصيلي 131
جدول 4-4توزيع بر حسب وضعيت اشتغال 132
جدول 4-5توزيع بر حسب تماشاي اخبار 133
جدول4-6توزيع بر حسب علت پاسخ منفي (تماشا نكردن اخبار تلويزيون) 134
جدول 4-8توزيع بر حسب نوع علاقه 136
جدول 4-9 توزيع بر حسب منابع اخذخبر(نوع رسانه) 137
جدول 4-10توزيع بر حسب شيوه انعكاس خبري 138
جدول 4-11توزيع بر حسب ميزان علاقه به اخبار هيجان انگيز 139
جدول 4-12 توزيع بر حسب انعكاس اخبار التهاب آور 140
جدول 4-13توزيع بر حسب تحريف مبالغه وتناقض گويي 141
جدول 4-14 توزيع بر حسب اخبار مربوط به احزاب سياسي 142
جدول 4-15توزيع بر حسب ميزان تماشاي اخبار ساعت 21 143
جدول 4-16توزيع بر حسب نقاط قوت 144
جدول 4-17توزيع بر حسب نقاط ضعف 145
جدول 4-18توزيع بر حسب ميزان بيان رويداد هاي داخل ايران 146
جدول 4-19توزيع بر حسب گرايشات سياسي وجناحي 147
جدول 4-20توزيع بر حسب موارد مورد توجه خبر ساعت 21 148
جدول 4-21توزيع بر حسب محتواي اخبار ساعت 21 149
جدول 4-22توزيع بر حسب توانايي گويندگان 151
جدول 4-23توزيع بر حسب مدت زمان اخبار 152
جدول 4-24توزيع بر حسب گزارشهاي تصويري 153
جدول 4-25توزيع بر حسب ميزان اعتماد به اخبار ساعت 21 154
جدول 4-26پیشنهادات 155
جدول 4-27توزيع جمعيت نمونه براساس سن وميزان اعتبار اخبار 156
جدول 4-28توزيع جمعيت نمونه براساس سالتحصيلي وميزان اعتبار اخبار 158
جدول 4-29توزيع جمعيت نمونه براساس نوع علاقه وميزان اعتبار اخبار 160
جدول 4-30توزيع جمعيت نمونه براساس پخش بيطرفانه وميزان اعتبار اخبار 162
جدول 4-31توزيع جمعيت نمونه براساس پخش بيطرفانه وميزان اعتبار اخبار 164
جدول 4-32توزيع جمعيت نمونه براساس پخش بيطرفانه وميزان اعتبار اخبار 167

1-1اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن
با نگاهی گذرا به تاریخ زندگی بشر، می‌توان به این نتیجه دست پیدا کرد که در هیچ زمانی مانند امروز امکان دسترسی به اطلاعات و اخبار گوناگون وجود نداشته است و این روندی است که باگذشت زمان هر چه بیشتر شتابان می‌شود. در این میان وسایل ارتباط‌جمعی (روزنامه- رادیو- تلویزیون- سینما) با انتشار اخبار و پیام‌های گوناگون، مهم‌ترین نقش را به عهده داشته‌اند و با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار، درراه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری، گام‌های مثبتی را برداشته‌اند، این خصیصه وسایل ارتباط‌جمعی باعث شده که برجسته‌ترین متفکران و صاحب‌نظران علوم ارتباطات، عصر کنونی را عصر ارتباطات نام دهند.
مهم‌ترین ویژگی رسانه جنبه آگاهی دهندگی و توانایی قدرت عمل در نشر پیام در طیف وسیع و گسترده است. بنابراین خبر از مهم‌ترین بخش‌های آگاهی‌دهنده در این رسانه‌ها خواهد بود. زیرا در ایجاد آگاهی سیاسی
– اجتماعی – اقتصادی که ضرورت حفظ حیات و تحول جامعه به شمار می‌روند، نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند. خبر در صدر برنامه‌های تلویزیونی قرار دارد و در بین شبکه‌های تلویزیونی دنیا به جبران رقابت این رسانه‌ها درزمینه اطلاع‌رسانی تبدیل‌شده است؛ در حال حاضر شبکه‌های تلویزیونی با شکل

پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشجویان دختر، روش پیمایش، پردازش اطلاعات

آماري دانشجویان دختر رشته ارتباطات دانشگاه آزاد واحد مرکز میباشد
7- روش برآورد حجم نمونه
حجم نمونه در این پژوهش بر اساس فرمول کوکران با 8/8 درصد خطا و2/91 درصد اطمینان از جامعه 769 نفری 107 نفر بر آورد گردید.برای جلوگیری از خطای محاسبه مبنا 110 نفر قرار داده شد.
8- روش نمونه گيري
روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری احتمالی با تکنیک نمونه گیری تصادفی بر اساس چارچوب نمونه گیری بدست آمده از دانشجویان دختر رشته ارتباطات بوده است.
9- سطح تجزيه و تحليل داده ها
داده هاي جمع آوري شده در اين بررسي جهت آزمون سئوالات مطرح شده در سطح خرد و از جنبه توصيفي و تحليلي انجام خواهد شد .
11- روية جمع آوري اطلاعات
اطلاعات مورد نظر كه در نهايت به اين صورت گردآوري و جمع شده است ، حاصل روش « مطالعة اسنادي » وروش پیمایشی است که پس از تعیین اهداف وشناسایی متغیرها ومفاهیم تحقیق ،ابزار تهیه واطلاعات از جامعه آماری مورد نظر مبتنی بر نمونه های محاسبه شده بدست آمد.پس از آن پردازش اطلاعات صورت گرفت وجداول یک بعدی و2 بعدی تهیه شد.برای جداول یک بعدی توصیف وبرای جداول 2 بعدی تحلیل ارائه گردید. پردازش با نرم افزار spss جهت سهولت کار انجام گرفت.
12- تکنیکهای آماری مورد استفاده در توصیف وتحلیل اطلاعات :
در این پژوهش از هر 2 دسته تکنیکهای آمار توصیفی وآمار استنباطی بهره برداری شد.در دسته اول تشکیل جداول توزیع فراوانی ومحاسبات درصدی ودر دسته دوم از آزمون کای اسکوار بهره برداری شد.
13- محدودیت‌های پژوهش :محدودیت‌های زیادی در پیش رو بود که از مهم‌ترین آن‌ها جمله محدودیت‌های پژوهش نبود منابع فارسی کافی وهمچنین محدودیت جامعه آماری بود.

فصل چهارم :
4-1تجزیه‌وتحلیل یافته‌های تحقیق
مقدمه
در تحقيق حاضر به بررسی “میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات”باهدف اصلي: شناخت میزان اعتبار اخبار ساعت 21 شبکه اول در نزد دانشجویان دختر رشته ارتباطات پرداختیم.
در اين پژوهش كه به روش پیمایشی صورت گرفت یافته‌ها در دو بخش توصيف یافته‌ها و تحليل یافته‌ها ارائه‌شده است , در بخش اول در جمع‌بندی توصيف یافته‌ها مبتني بر نسبها , كمترين و بيشترين نسبت ارائه مي گردد و در بخش تحليل يافته ها مبتني بر آزمون , رابطه متغييرهاي مورد بررسي به همراه نسبت خطا و اطمينان رابطه آورده مي شود .
4-1-1 جمع بندي و توصيف يافته ها:

جدول 4-1 توزيع فراواني دانشجويان بر حسب سن
سن

فراواني
درصد
فراواني
فراواني
تجمعي
25-20
103
6/93
6/93
30-25
5
5/4
2/98
35-30
1
9/0
1/99
40-35
1
9/0
0/100
جمع
110
100

4-1-1-1توصيف جدول 4-1
با توجه به توزيع فراواني فوق از مجموع 110 نفر افراد پاسخگو بيشترين تعداد يعني 103 نفر يا 6/93 درصد افراد سن بين( 25-20 )سال داشته اند
گروهاي سني ديگر به ترتيب كثرت نفرات به شرح زير است.
5/4 درصد دانشجويان يعني 5 نفر در گروه سني 25 ـ30 قرار دارند.
2 نفريعني 8/1 درصد از دانشجويان در دو گروه سنس (30ـ35 و 35ـ40) نتيجه ايي كه از جدول فوق مي توان گرفت اينست كه اكثر دانشجويان ردختر رشته ارتباطات در گروه سني 20ـ25 سال قرار دارند.

جدول 4-2توزيع بر حسب وضعيت تأهل
نوع جواب
فراواني
درصد
فراواني
فراواني
تجمعي
بدون پاسخ
1
9/0
9/0
متأهل
15
6/13
5/14
مجرد
94
5/85
100
مطلقه
0
0
100
بيوه
0
0
100
جمع
110
100

4-1-1-2توصيف جدول 4-2
با توجه به توزيع فراواني فوق از مجموع 110 نفر افراد پاسخگو بيشترين تعداد يعني 94 نفر يا 5/85 درصد افراد پاسخگو مجرد بوده اند و كمترين نسبت تعداد يعني 15 نفر يا 6/13 درصد افراد متأهل بوده اند واز اين تعداد يك نفر يا 9/0 درصد به اين سؤال پاسخي نداده وضمناً هيچكدام از پاسخگويان بيوه يا مطلقه نبوده است

جدول 4-3توزيع بر حسب مقطع تحصيلي
سال
فراواني
درصد فراواني
فراواني