فروش اینترنتی فایل پایان نامه اثرگذاری TMS

پژوهشها در زمینه اثرگذاری TMS به طور کلی بر روی افراد سالم و افراد دچار اختلالات صورت گرفته است. در پژوهش هایی که بر روی افراد دچار اختلال صورت گرفته است، عمده ی پژوهش ها به اختلال وسواسی ـ اجباری و سپس اختلال استرس پس از ضربه پرداخته اند و در خصوص اختلال پانیک و اختلال اضطراب فراگیر، پژوهش های پراکنده ای صورت گرفته است که در ادامه عنوان خواهیم کرد.

 

 

اختلال پانیک (PD):

مطالعات تصویربرداری مؤید این موضوع هستند که کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی و آمیگدال در اختلال پانیک دخالت دارند (مایبرگ[1] و همکاران، 1999، نوردال[2] و همکاران، 1998، پراسکو[3] و همکاران، 2004؛ وندل هیوول[4] و همکاران، 2005). پس از جستجوی گسترده برای به دست آوردن شواهد قابل اتکا (جورج و همکاران، 2009؛ پلانتی و برناردی، 2009؛ پیگوت[5] و همکاران، 2008؛ وانزگر و همکاران، 2009)، تنها به یک مطالعه کنترل شده دست یافتیم؛ پراسکو و همکاران (2006)، 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) را با فرکانس 1 هرتز و قدرت 110% آستانه حرکتی به مدت 30 دقیقه بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست برای 15 بیمار پانیک مقاوم به دارو (7 نفر گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 8 نفر گروه پلاسبو) به کار بردند. همه ی افراد در نشانگان اضطراب که توسط مقیاس شدت تاثیر بالینی عمومی، مقیاس شدت اختلال پانیک (PDSS)، مقیاس اضطراب همیلتون و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) سنجیده شده بود، کاهشی را نشان دادند. اما با این وجود تفاوت معناداری به لحاظ نشانگان پانیک بین گروه پلاسبو و گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر دیده نشد.

 

 

اختلال استرس پس از ضربه (PTSD):

مطالعات تصویربرداری نورونی در خصوص اختلال استرس پس از ضربه نشان داده اند که این اختلال با بیش فعالی آمیگدال و کاهش فعالیت در کورتکس پری فرونتال همراه است (برمنر[6]، 2002،2004، 2005، 2006؛ شین[7] و همکاران، 2006). چندین مطالعه نیز نابهنجاری هایی در کورتکس پری فرونتال، مخصوصاً کورتکس اوربیتوفرونتال و کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی و همچنین نواحی لیمبیک، بالاخص نیمکره راست را نشان داده اند (کوهن و همکاران، 2004، فراری[8] و همکاران، 2008). بر همین اساس، به نظر می رسد که به کار بردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر روی کورتکس پری فرونتال می تواند به صورت بالقوه تأثیرات درمانی در اختلال اختلال استرس پس از ضربه داشته باشد.

گریسارو[9] و همکاران (1998) 1 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 0. 3 هرتز و با قدرت 100% آستانه حرکتی را بر روی M1 در هر دو طرف در یک روز به مدت 35 دقیقه برای 10 بیمار اختلال استرس پس از ضربه به کار بردند. این کار منجر به کاهش معنادار در نشانگان اختلال استرس پس از ضربه (به عنوان مثال، اجتناب، اضطراب و جسمانی سازی) شدکه در مقیاس های SCL-90 و مقیاس شدت تاثیر بالینی عمومی-S نمود پیدا کرد. این تأثیرات بین 24 ساعت تا 28 روز دوام داشتند.

روزنبرگ و همکاران (2002)، 10 جلسه (5 روز در هفته) تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 1 و 5 هرتز را بر روی 12 بیمار مقاوم به دارو دچار اختلال اختلال استرس پس از ضربه و افسردگی (6 نفر با فرکانس 1 هرتز و 6 نفر با فرکانس 5 هرتز) با قدرت 90% آستانه حرکتی به مدت 15 دقیقه بر روی کورتکس پری فرونتال چپ به کار بردند. آنها بهبود معناداری را در خصومت، بی خوابی و اضطراب گزارش کردند، اما بهبود کمی در نشانگان اختلال استرس پس از ضربه دیده شد. 75% آنها پس از تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر پاسخ دهی بالینی معناداری نسبت به دارو های ضدافسردگی نشان دادند و 50% از آنها این پاسخدهی را تا 2 ماه بعد از پیگیری حفظ کردند.

کوهن و همکاران (2004)، 10 جلسه (5 روز در هفته) تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 1 و 10 هرتز را بر روی 24 بیمار دچار اختلال اختلال استرس پس از ضربه(8 نفر با فرکانس 1 هرتز و 10 نفر با فرکانس 10 هرتز و 6 نفر در گروه پلاسبو) با قدرت 80% آستانه حرکتی به مدت 20 دقیقه بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست به کار بردند. گروهی که تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز دریافت می کردند، در نشانگان اختلال استرس پس از ضربه (تجربه ی مجدد و اجتناب) بهبود نشان دادند. همچنین کاهش معنادار در سطح کلی اضطراب در طول 14 روز دیده شد.

بگیو و همکاران (2010)، 10 جلسه (5 روز در هفته) تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 20 هرتز را بر روی 30 بیمار دچار اختلال اختلال استرس پس از ضربه(20 نفر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 10 نفر در گروه پلاسبو) با قدرت 80% آستانه حرکتی به مدت 20 دقیقه بر روی کورتکس پری فرونتال چپ (10 نفر) و کورتکس پری فرونتال راست (10 نفر) به کار بردند. نویسندگان نشان دادند که تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 20 هرتز، در مقایسه با گروه پلاسبو منجر به کاهش معناداری در نشانگان اختلال استرس پس از ضربه شده است. با این وجود به کار بردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر در ناحیه کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست نسبت به کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ تاثیرات بیشتری دارد و ماندگارتر است و در طی 3 ماه پیگیری، معنادار است. بعلاوه، بهبود چشمگیری در خلق، ثانویه به کاربردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ و در اضطراب، به دنبال به کار بردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست گزارش شد.

یافته های بالا حاکی از این است که تأثیر مثبت تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس بالا بر روی کورتکس پری فرونتال راست، بالاخص، کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست، می تواند با تنظیم مجدد ارتباط بین کورتکس پری فرونتال با فعالیت کم ـ که فعالیت آمیگدال را تحت تأثیر قرار می دهد ـ و بیش فعالی آمیگدال در اختلال استرس پس از ضربه ـ از طریق افزایش فعالیت کورتکس پری فرونتال ـ مرتبط باشد. به همین ترتیب، این تأثیرات می تواند با فعالیت افزایش یافته ی محور آدرنال ـ هیپوفیز ـ هیپوتالاموس (HPA)، مرتبط باشد (بوگیو و همکاران، 2010؛ کوهن و همکاران، 2004).

این مطلب را هم بخوانید :  خرید پایان نامه کارشناسی ارشد :بیولوژی طرح واره های ناسازگار اولیه

 

اختلال وسواسی ـ جبری (OCD):

در خصوص اختلال وسواسی جبری، مطالعات و تصویربرداری های مغزی حاکی از نابهنجاری هایی در ساختار های قشری و زیرقشری مانند، بیسال گنگلیا، قشر اوربیتوفرونتال (OFC)، ناحیه حرکتی مکمل (SMA)، کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی و بالاخص هسته های کائودیت هستند (پناگاریجو[10] و همکاران، 2010). بعلاوه، مطالعات fMRI عنوان می کنند که رفتارهای تکراری مربوط به اختلال وسواسی ـ اجباری حاصل کاهش بازداری قشری ـ زیرقشری و بیش تحریک پذیری قشری در کورتکس پری فرونتال می باشد (ساکسنا[11] و همکاران، 2002). براساس این اطلاعات پژوهش های مختلف بر روی نواحی مختلف مغزی که در این اختلال درگیر هستند، متمرکز شده اند و به بررسی پروتکل های مختلف درمانی پرداخته اند.

گرینبرگ[12] و همکاران (1998)، 1 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر به مدت 20 دقیقه، با فرکانس 20 هرتز، و با قدرت 80 درصد آستانه حرکتی، برای 12 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری در ناحیه ی کورتکس پری فرونتال راست و چپ و قشر پس سری در روزهای مجزا به کار بردند. متعاقب آن، نشانه های اجباری که توسط پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان (Y-BOC) اندازه گیری می شد، برای 8 ساعت پس از به کار بردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر روی کورتکس پری فرونتال راست بهبود پیدا کرد. امّا تأثیر آن در کورتکس پری فرونتال چپ، مدت زمان کوتاهتری (30 دقیقه) باقی ماند و میزان بهبودی، معنادار نبود. نشانه های اجباری پس از به کار بردن تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر روی قشر پس سری نیز کهش داشت، اگرچه این کاهش معنادار نبود.
پایان نامه
در مطالعه ای آزاد، ساچدو[13] و همکاران (2001)، 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) را بر روی 12 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو به کار بردند. تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز و قدرت 110 درصد آستانه حرکتی به مدت 15 دقیقه بر روی کورتکس پری فرونتال راست و چپ (هر گروه 6 نفر) به کار گرفته شد. هر دو گروه براساس نمره ی کسب شده در مقیاس پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان کاهش معناداری را در وسواس و اجبار به مدت 2 هفته پس از دریافت تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر نشان دادند. با این حال تفاوت معناداری بین گروه ها نبود. بهبود مشاهده شده در وسواس ها بر اساس نمرات حاصل از پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان به مدت 1 ماه باقی ماند.

اخیراً مانتووانی و همکاران (2006)، پژوهشی بر روی 10 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری و مبتلا به سندرم توره (5 نفر در هر گروه) انجام داده اند. آنها 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 جلسه در هر هفته) با فرکانس 1 هرتز و با قدرت 100 درصد آستانه حرکتی در روی ناحیه ناحیه حرکتی مکمل در دو طرف، به مدت 26 دقیقه به کار بردند. پس از هفته ی دوم درمان، کاهش معناداری در نمرات پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان دیده شد. کاهش نشانگان با افزایش معنادار در آستانه حرکتی استراحت راست، همبسته بود و تا 3 ماه ماندگار بود. تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 1 هرتز که بر روی ناحیه حرکتی مکمل به کار گرفته شد، منجر به بهبود بالینی و نرمال شدن بیش تحریک پذیری نیمکره ی راست و از این طریق باعث ایجاد همسانی نیمکره ای به لحاظ آستانه ی حرکتی شده بود.

با توجه به مطالعات کنترل شده ی تصادفی، الونسو[14] و همکاران (2001) 18 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (3 روز در هفته) با فرکانس 1 هرتز و با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی به مدت 20 دقیقه در روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست 18 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری (10 نفر در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 8 نفر در گروه پلاسبو) را انجام دادند. در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر نسبت به گروه پلاسبو، وسواس اندکی بیشتر کاهش یافته بود اما بر اساس نمرات پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان و مقیاس افسردگی همیلتون تفاوت معناداری به لحاظ وسواس و اجبار در بین دو گروه دیده نشد.

مشابه با همین پژوهش، پراسکو[15] و همکاران (2006)، 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 جلسه در هر هفته) را برای 30 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو (18 نفر گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 12 نفر گروه پلاسبو) به کار بردند. تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 1 هرتز، با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ به مدت 30 دقیقه به کار گرفته شد. به دنبال این مداخله کاهش معناداری در سنجش های اضطراب حاصل شد. هر دو گروه در نمرات مقیاس های پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان و مقیاس افسردگی همیلتون کاهش معناداری نشان دادند امّا تفاوت معناداری در بین گروه ها دیده نشد.

ساچدو و همکاران (2007)، 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) را برای 18 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو (10 نفر در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 8 نفر در گروه پلاسبو) با فرکانس 10 هرتز با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ به مدت 15 دقیقه به کار بردند. پس از دو هفته کاهش معناداری در نشانه های اضطراب دیده نشد. سپس در پایان درمان بیماران هر دو گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر برای گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 20 جلسه برای گروه پلاسبو) دریافت کردند. پس افزودن چنین درمانی، کاهش معناداری در در نشانه های وسواسی (که توسط پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان اندازه گیری شدند) تأیید شد.

این مطلب را هم بخوانید :  پایان نامه با موضوع مدل مبتنی بر پذیرش[1] (AB)

کنگ[16] و همکاران (2009) برای 20 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو (10 نفر گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 10 نفر گروه پلاسبو)، 10 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) با فرکانس 1 هرتز، با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست به مدت 20 دقیقه و به دنبال آن با قدرت 100 درصد آستانه حرکتی، ناحیه حرکتی مکمل در دوطرف به مدت 20 دقیقه به کار گرفتند. در 4 هفته هیچ تفاوتی در نمره ی پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان و MDRS در بین دو گروه با فرکانس 1 هرتز، با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ به مدت 30 دقیقه به کار گرفته و شم وجود نداشت. این یافته ها حاکی ازاین هستند که 10 جلسه ی متوالی با فرکانس 1 هرتز، با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ به مدت 30 دقیقه به کار گرفته با فرکانس 1 هرتز بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست و ناحیه حرکتی مکمل هیچ اثر درمانی بر روی نشانگان اختلال وسواسی ـ اجباری ندارد.

رافینی[17] و همکاران (2009) 15 جلسه (روز در هفته) تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر  را برای 23 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو (16 نفر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 7 نفر گروه پلاسبو) به کار بردند. تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر دارای فرکانس 1 هرتز و قدرت 80 درصد آستانه حرکتی بود و بر روی کورتکس اوربیتوفرونتال چپ به مدت 10 دقیقه به کار گرفته شد. تا مدت 10 هفته بعد از درمان، کاهش معناداری در نمرات مربوط به مقیاس پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر نسبت به گروه پلاسبو وجود داشت. پس از 12 هفته اثری از این تأثیرات نبود. همچنین کاهشی در نشانگان اضطراب و افسردگی دیده شد که در بین دو گروه دارای تفاوت معناداری نبود. محققان عنوان کردند که تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 1 هرتز بر روی کورتکس اوربیتوفرونتال بهبود معنادار اما به لحاظ زمانی محدودی در بیماران اختلال وسواسی ـ اجباری ایجاد می کند.

منتووانی و همکاران (2010) برای 18 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری مقاوم به دارو (9 نفر گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 9 نفر گروه پلاسبو)، 20 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) با فرکانس 1 هرتز، با قدرت 100 درصد آستانه حرکتی، بر روی ناحیه حرکتی مکمل در دوطرف به مدت 20 دقیقه انجام دادند. در انتهای درمان، افراد غیرپاسخ ده در گروه پلاسبو و افراد پاسخ ده در هر دو گروه، 4 هفته تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر اضافی دریافت کردند. بعد از این 4 هفته، میزان پاسخ در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر 67% و در گروه پلاسبو 22% بود. افرادی که 4 هفته تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر فعال دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه  شم که 12% کاهش داشتند، دارای 25% کاهش در نمره ی پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان بودند. در افرادی که 8 هفته تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر فعال دریافت کرده بودند، نشانگان اختلال وسواسی ـ اجباری به طور میانگین به میزان 50% کاهش داشت. بعلاوه در افرادی که در معرض تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر فعال قرار داشتند، میزان آستانه ی حرکتی در نیمکره ی راست به مرور زمان به طور معناداری افزایش یافت. بعد از انجام 4 هفته تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر، جانبی سازی نیمکره ای نابهنجار در گروه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر، نرمال شد.

سارخل[18] و همکاران (2010)، برای 42 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری (21 نفر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 21 نفر گروه پلاسبو)، 10 جلسه (5 روز در هفته) تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز و با قدرت 110 درصد آستانه حرکتی را برای مدت 20 دقیقه، بر روی کورتکس پری فرونتال راست به کار بردند. آنها کاهش معناداری در نشانگان اختلال وسواسی ـ اجباری و بهبود معنادار در خلق را در هر دو گروه گزارش کردند. با این وجود، درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز بر اساس نمرات پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان برتر از گروه پلاسبو نبود. آنها اذعان داشتند که تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز بر روی کورتکس پری فرونتال، اثرات معناداری در درمان افراد اختلال وسواسی ـ اجباری ندارد اما تاحدی در درمان علائم افسردگی همبود با اختلال وسواسی ـ اجباری مؤثر است.

منصور[19] و همکاران (2011)، 30 جلسه تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (5 روز در هفته) را برای 30 بیمار اختلال وسواسی ـ اجباری (15 نفر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر و 15 نفر گروه پلاسبو) با فرکانس 10 هرتز و قدرت 110 درصد آستانه حرکتی بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست به مدت 20 دقیقه انجام دادند. آنها پاسخ مثبتی در پرسشنامه وسواس عملی ـ جبری ییل بروان (30% بهبودی) و مقیاس شدت تاثیر بالینی عمومی یافتند. و در نهایت به این نتیجه دست یافتند که تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس 10 هرتز بر روی کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست در کاهش نشانگان اختلال وسواسی ـ اجباری، کاهش شدت بالینی یا بهبود پاسخ درمانی، برتری خاصی نسبت به گروه پلاسبو ندارد.

[1] Mayberg, H.

[2] Nordahl, T.

[3] Prasko, J.

[4] van den Heuvel, O.

[5] Pigot, M.

[6] Bremner, J.

[7] Shin, L.

[8] Ferrari, M.

[9] Grisaru, N.

[10] Pena-Garijo, J.

[11] Saxena, S.

[12] Greenberg, B.

[13] Sachdev, P.

[14] Alonso, P.

[15] Prasko, J.

[16] Kang, J.

[17] Ruffini, C.

[18] Sarkhel, S.

[19] Mansur, C.

Leave a Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *