فایل – بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- قسمت ۷۷


ســـوره الانــعــام در ذکـــر اجـــل
بــهر ایــن فــرمـود حــق عـزَّوجَـــل
(۱/۲۵۹۸)
اشاره به آیه «هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ»، (او کسی است که شما را از گِل آفرید، سپس [شما را در دنیا] عمری مقرّر داشت، و [برای آخرت] سر رسیدی در علم اوست، آنگاه [بعضی از] شما تردید می‌ورزید.)، (انعام، ۲). در این بیت و ابیات پیشین مولانا مثالی می‌آورد که ایجاد همه‌ی کائنات یکسان است و در فاصله زمانی برابر صورت نمی‌گیرد و مهلت خلق و تکامل آن‌ها متفاوت است. بدین منظور به آیه دوم سوره انعام اشاره می‌کند.

کــآفــریــد از خـاک آدم را صـفــی
گـفت والـلّــه عـالِـم السِــرِّ الخَـفـی
(۱/۲۶۵۱)
اقتباس از آیه «وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى»، (و اگر سخنت را آشکار کنی [یا پوشیده بداری] بدان که او هر راز و هر نهفته‌ای را می‌داند.)، (طه،۷). مولانا مصرع اول می‌گوید سوگند به خدایی که عالم به اسرار پنهان است که و این مفهوم را از آیه مذکور گرفته است.

درس کـرد از علّـم الاسمــاء خویـش
تـا ابد هـر چـه بـود از پـیـش پـیـش
(۱/۲۶۵۳)
مصرع دوم اقتباس از عبارت قرآنی «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها…»، (و همه نام‌ها را به آدم آموخت…)، (بقره، ۳۱). مولانا با استفاده ضمنی از این آیه می‌گوید پروردگار اسماء خویش را به آدم آموخت.

تــا بــود شــرم اشـکنی مـا را نـشـان
قُــلْ تَـعـالَــوْا گفت حــق مـا را بـدان
(۱/۲۶۹۸)
اقتباس از عبارت قرآنی «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ…»، (بگو ای اهل کتاب بیایید تا بر سر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم…)، (آل عمران، ۶۴). مولانا قسمت اول آیه (بگو بیایید) را گرفته است و می‌گوید: این کلام خدا اشاره و نشانی است که بندگان گناهکار باز هم به سوی خدا بروند و شرمنده نباشند.

در پــذیــر از فــضـلِ الـلّــه شـتَــری
ای خــداونـد این خـم و کـوزه‌ی مـرا
(۱/۲۷۱۳)
اقتباس از عبارت قرآنی «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ…»، (خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت از آنان خریده است…)، (توبه، ۱۱۱). مولانا از آیه تفسیر ارائه می‌دهد به نظر او این‌که خداوند جان مؤمنان را می‌خرد از باب تفضلی است که خداوند به ایشان دارد. مولانا این آیه را در داستان آب بردن آن عرب بادیه نشین به بغداد برای خلیفه بیان می‌کند که علی رغم وجود آب فراوان نزد خلیفه، آب پذیرفته می‌شود.

گـفـت غُـضُّوا عـن هَــوی اَبـصـارَکِـم
لـولـه‌هـا بـربـنـد و پُـر دارش ز خُــم
(۱/۲۷۱۸)
الهام از عبارت قرآنی «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ. وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ »، (به مردان مؤمن بگو دیدگان [از نظر بازى‏] فرو گذارند، و ناموسشان را محفوظ بدارند، این براى آنان پاکیزه‏تر است، بى‏گمان خداوند به آنچه مى‏کنند آگاه است‏. و به زنان مؤمن [هم‏] بگو دیدگانشان را فروگذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند…)، (نور، ۳۰-۳۱). منظور مولانا از «خم» عالم غیب و دریای الهی است و می‌خواهد بگوید که راه‌های توجه به دنیا و هوای نفس را ببند تا وجود تو از خم معنا پرشود. او در مصرع دوم را از آیه مذکور الهام گرفته و در مفهومی متفاوت به‌ کار گرفته است.

جز رَحـیـق و مایه‌ی اذواق نــیـست
کـین چـنـیـن انـدر هـمه آفاق نیسـت
(۱/۲۷۲۶)
الهام آیه «یُسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ»، (از شرابی مُهر شده به آنان نوشانند.)، (مطفّفین، ۲۵). منظور از رحیق باده‌ی ناب و شراب گواراست که در آیه مذکور نیز آمده است.

آب حــیــوان از رخ یـوسـف چشیـد

این مطلب را هم بخوانید :  بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.