بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار …


ژاژ مــی‌خــایــد ز کینه بــولـهــب
مصطــفی مـه می‌شـکـافد نیــم شب
وان جـهـود از خشـم سبلت می‌کنـد
آن مـسـیــحـا مــرده زنـده مـی‌کنـد
(۲/۴۲۲-۴۲۳)
بیت اول اقتباس از آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ.»، (قیامت نزدیک شد و ماه دو پاره شد.)، (قمر، ۱).
بیت دوم اقتباس از عبارت قرآنی «…أُحیی المَوتی بإِذنِ اللهِ…» (… و به اذن الهی مردگان را زنده می‌کنم…»، (آل عمران، ۴۹). مولانا این ابیات را به عنوان مثال میاورد تا بگوید هرکس به اقتضای ذات و سرشت خود کار می‌کند. مثلاً حضرت رسول اکرم، در نیمه‌ی شب، ماه را دوپاره کرد، ولى ابولهب از روى دشمنى و کینه یاوه مى‌گوید. مثال دیگر، حضرت مسیح (ع) با دم الهى خود مرده را زنده مى‌کند؛ در حالى که آن یهودى متعصّب از روى عصبانیت موهاى سبیل خود را مى‌کند.

ای امــیـــر آب مــا را زنــده کــن
چـون نمـیــرد پیـش او کز امـر کُـنْ
(۲/۴۷۵)
اشاره به آیه «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»، (امر او چون [آفرینش] چیزی را اراده کند، تنها همین است که به آن می‌گوید موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود.)، (یس، ۸۲). این بیت از ابیات داستانی است که در آن ابلهی با پیامبرى ملاقات کرده بود که مى‌توانست به جان‌ها حیات طیّبه بخشد، ولى از سر نادانى و بلاهت از آن حضرت تنها مى‌خواهد اجسام و ابدان را حیات بخشد. مضمون آیه با مفهوم بیت متفاوت است ولی مولانا از کلمه قرآنی استفاده کرده است.

همچو خــر مصـحف کشد از بهر کاه
سال‌هـا گـوید خــدا آن نــان خــواه
(۲/۵۰۲)
الهام از آیه «مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»، (داستان کسانی که [عمل به] تورات بر آنان تکلیف شد، سپس آن‌را [چنانکه باید و شاید] رعایت نکردند همانند چارپایی بر او کتابی چند است؛ چه بد است وصف گروهی که آیات الهی را تکذیب کردند؛ و خداوند قوم ستمکار [مشرک] را هدایت نمی‌کند.)، (جمعه، ۵). مولانا با استفاده از تمثیل قرآنی بیان شده در آیه مذکور می‌گوید آن کس که در طلب نان است و سالیان دراز خداخدا گوید، مانند خرى است که کتاب خدا را بر پشت حمل مى‌کند.

نــه ز نــامم پـاره پـاره گشت طور
حـق همـی‌گویــد که ای مغرور کور
(۲/۵۱۰)
مصرع دوم اقتباس از عبارت قرآنی «… فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ»، (… پس چون پروردگارش بر او تجلّی کرد، آن را پخش و پریشان کرد و موسی بیهوش افتاد، سپس چون به خود آمد گفت تو پاک و منزهی، به درگاهت توبه کردن و من نخستین مؤمن [به این حقیقت] هستم.)، (اعراف، ۱۴۳). مولانا با اشاره به آیه مذکور در منطق عرفانی و تعلیمی می‌گوید حق تعالى به آنان که از عظمت شأن کلام شریف و نام لطیف او بى‌خبراند خطاب مى‌کند: اى مردم مغرور کور، مگر کوه طور با آن عظمت از نام من پاره‌پاره نگشت و از هم نگسست؟

خــشـم ابراهـیــم بـــا بــر آفــلان
خـاصه تقلیــد چـنـیـن بـی‌حاصـلان
(۲/۵۶۶)
اشاره به آیه «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأى‏ کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ»، (زمانی که شب بر او پرده انداخت، ستاره‌ای دید، گفت این پروردگار من است، آنگاه چون افول کرد، گفت افول کنندگان را دوست ندارم.)، (انعام، ۷۶). در این بیت خشم، به منزلۀ اعراض آمده است. یعنى از صوفیان فاقد حقیقت و متظاهر، اعراض کن و با آنان مصاحبت مکن. مصراع دوم اشاره به آیه مذکور است و در آن اختصار رعایت شده و کامل آن این است که با خشم ابراهیم، بر آفلان خشم کن.

حجّتـش ایـن کـه خـدا گـفـتــا کُـلُـوا
در زمــان پـیـش آیــد آن دوزخ گـلـو
(۲/۶۲۲)
اشاره به عبارات قرآنی «…کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ…»، (…از روزى پاکیزه‏اى که به شما بخشیده‏ایم بخورید…)، (بقره، ۵۷) و «کُلوا مما رَزَقْناکُمْ حلالاً طیّباً…»، (و از آنچه خداوند به شما روزی داده است، پاک و پاکیزه بخورید…)، (مائده، ۸۸). بیت وصف حال فردی شکمباره است. مولانا خلاقانه به عبارت قرآنی اشاره می‌کند. با این تفاوت که آیات قرآنى امر به خوردن و بهره‌مند شدن از نعمت‌هاى الهى مى‌کند، ولى به شرط عدم اسراف و اتلاف نعمت‌ها، امّا آن مفلس شکمباره تنها به خوردن توجّه داشت و به نهى از اسراف اعتنایى نداشت و بهانه‌اش این بود که خدا فرمود: کلوا.

در حجب بـس صـورتست و بس صدا
هسـت بر سمـع و بـصـر مُـهـر خــدا
(۲/۶۸۱)

این مطلب را هم بخوانید :  مقایسه توانایی خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی وکارکرد خانواده دانش آموزان دختر ...