تئوری های زیر بنایی درمان های جلوگیری از عود مصرف مواد

 

 

۲-۲-۱۶  تئوریا در مورد نشخوار فکری

پایه های نظری واسه نشخوار فکری هم به آرون بک برمیگرده. اون تئوری «مدل شناختی آسیب پذیری به استرس در افسردگی»[۱۷] رو در سال ۱۹۶۷ ارائه داد و اضافه کرد که آدمایی که هم سبک شناختی منفی[۱۸] دارن و هم تمایل به نشخوار فکری روی این شناختای منفی در جواب به حوادث استرس زای زندگی دارن (که همون تئوری نشخوار فکری در جواب به استرس»[۱۹] به وسیله بکه)، احتمال زیادی داره که افسردگی در اونا شروع شه (رابینسون و آلوی، ۲۰۰۳). از نظر رابطه این تئوری با برگشت مصرف مواد باید گفت که در مدل بک بیان می شه که باورهای هسته ای (که بر تفکر و نگاه فرد از جهان اثر می ذارن)، در روبرو شدن با برانگیزانندهای معینی مثل حالات هیجانی منفی (افسردگی، خستگی و عصبانیت)، حالات فیزیکی (علایم ترک، درد) یا مسائل خارجی (مکانای مربوط به مصرف مواد) فعال می شن، فعال شدن این باورها، موجب برانگیخته شدن باورهای مربوط به مواد و افکار خودآیند می شن (بک، ۱۹۹۳). رابطه بین اعتیاد و شناختای منفی هم به اثبات رسیده. (گولد[۲۰]، ۲۰۱۰) بیان می داره که اعتیاد، از دید روان شناسی و نورولوژیکی یه جور مشکل به وجود اومده توسط تغییر در شناخت افراده، این محقق هم اینکه بیان می داره که نواحی مغزی و فرایندهای عصبی که به اعتیاد مربوطند با نواحی از مغز که اعمال شناختی مثل یادگیری، حافظه، دلیل آوردن منطقی، و کنترل تکانش رو رهبری می کنن، همپوشی زیادی دارن. نالن هاکسما، نظریه پرداز دیگه ایه که به پیروی از تئوری «مدل شناختی آسیب پذیری به استرس در افسردگی» آرون بک، «تئوری سبکای جواب در افسردگی»[۲۱] رو و بعد «تئوری سبک جواب نشخواری»[۲۲] رو در سال ۱۹۹۱ ارائه داد. موریسون و اُکانر (۲۰۰۵) می گن که سبک جواب نشخواری یا نشخوار فکری به عنوان افکار و رفتارهایی که در جواب به خلق منفی یا غمگین داده می شن، تعریف می شه که نتیجۀ اون تمرکز فرد بر علتها و عواقب هیجاناتشانه که این منتهی به نبود توانایی فرد واسه دقیق شدن و فوکوس کردن بر انجام فعالیتایی که حواس رو از اون هیجان پرت می کنه، می­شه. در تحقیقی که به وسیله جاست و آلوی[۲۳] (۱۹۹۷) انجام شد این تئوری مورد آزمایش قرار گرفت، در این تحقیق آزمودنیای غیرافسرده که در جواب به علائم افسردگی سبک جواب نشخواری داشتن احتمال اینکه دوره های افسردگی رو در طول ۱۸ ماه تجربه کنن بیشتر از آزمودنیایی بود که از «پرت کردن حواس» در جواب به علائم افسردگی استفاده می کردن. رود (۲۰۱۱) بیان می داره که «نشخوار فکری متمرکز بر هیجانات» [۲۴]که نقش کلیدی در تئوری سبکای جواب نالن هاکسما بازی می کنه، یه تئوری شناختی توانمنده که به خصوص واسه توضیح اختلاف جنس[۲۵] در افسردگی به کار میره. به گفتۀ رود، نالن هاکسما در سال ۱۹۹۴ تئوری سبکای جواب خود رو به «مدل دیاتز- استرس»[۲۶] دوباره معنی سازی کرده، این تئوری بیان می داره که نشخوار فکری متمرکز بر هیجان در افراد مستعد به استرس، آسیب پذیری افسردگی رو شدید شدن می بخشه. نالن هاکسما و هارل (۲۰۰۲) و نالن هاکسما و همکاران (۲۰۰۷)، «مدل دیاتز- استرس» رو به عنوان عامل آسیب پذیری واسه سوء مصرف مواد توضیح دادن. در مطالعه ای که با بهره گرفتن از نمونۀ دانشجویان کالج انجام شد،

این مطلب را هم بخوانید :  خرید تاریخچه گروه درمانی

اعتیاد

نالن هاکسما و مارو[۲۷] (۱۹۹۱، به نقل از اسکیچ و آبلا، ۲۰۰۸) گزارش کردن که سطح بالاتر نشخوار فکری با تمایل واسه در گیری در رفتارای بی پروا مانند سوء مصرف مواد در جواب به خلق دپرس همراه س.

[۱]-Todd and Bohart

[۲]- B. F. Skinner

[۳]-Corey

[۴]- Operant Conditioning

[۵]- Joseph Wolpe

[۶]- Social Learning Theory

[۷]- Albert Bandura

 

[۹]- Cognitive Behavioral Treatments

[۱۰]- Albert Ellis

[۱۱]- Donald Meichenbaum

[۱۲]- Rational Emotive Behavior Therapy (REBT)

[۱۳]- Activating Events

[۱۴]- Beliefs

[۱۵]- Consequences Behavioral

 

[۱۶]-Prochaska and Norcross

[۱۷]- Cognitive Vulnerability-Stress Model of Depression

[۱۸]- Negative Cognitive Style

[۱۹]- Stress-Reactive Rumination (SRR)

[۲۰]-Gould

[۲۱]- Response Styles Theory in Depression

[۲۲]- Rumination Response Style (RRS)

[۲۳]- Just and Alloy

[۲۴]- Emotion-Focused Rumination (EFR)

[۲۵]- Gender Difference

[۲۶]- Diathesis-Stress Model

[۲۷]- Morrow