تاریخچۀ مطالعه دربارۀ نشخوار فکری

تاریخچۀ مطالعه دربارۀ نشخوار فکری

واسه به دست آوردن جزییات بیشتر و جستجو در بین هزاران پایان نامه

در موضوعات جور واجور و دانلود متن کامل اونا

با فرمت ورد به سایت  zusa.ir  مراجعه کنین

تاریخچۀ مطالعه در بارۀ نشخوار فکری به نظریه پردازانی مانند آرون تی. بک[۱] (۱۹۲۱) برمیگرده، اون با مطالعه روی افراد دپرس به نقش مهم نشخوار فکری در پایداری علائم افسردگی فهمید و نظریۀ «نشخوار فکری در جواب به استرس»[۲] رو در مورد افسردگی نشون داد (رابینسون و آلوی، ۲۰۰۳). پس از اون نظریه پردازانی مانند نالن هاکسما[۳] (۱۹۹۱) که روی سبکای جواب در افسردگی تحقیق می کرد، تئوری «سبک جواب نشخواری»[۴] رو نشون داد (موریسون و اُکانر، ۲۰۰۸). پس از اون افراد دیگه مثل هارل  و بقیه در زمینۀ نشخوار فکری تحقیقات بیشتری انجام دادن (نالن هاکسما و هارل  ، ۲۰۰۲) و الان هم این تحقیقات ادامه دارن.

استرس

۲-۲-۱۴  تاریخچۀ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی

مطالعه و بحث در بارۀ هیجان گذشته ای طولانی داره. از زمانای دور، بحث در بارۀ اینکه «هیجان»[۵] چیه و چه ارتباطی با ذهن داره، وجود داشته. مثلا آدمایی مانند افلاطون، دکارت، ارسطو، و هیوم در مورد اینکه هیجان چیه عقاید متفاوتی رو گفتن. تاریخچۀ جدی مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی به آدمایی مانند فروید (شروع کنندۀ بحث در این مورد)، لازاروس، تامپسون، و گراس برمیگرده و الان هم این تحقیقات ادامه دارن.

بررسی تئوریا در مورد موضوع تحقیق
در زیر شرحی کوتاه از تئوریایی که در مورد موضوع وجود دارن آورده می شه.

۲-۲-۱۵  تئوریا در مورد اعتیاد و برگشت مصرف

تئوریای متفاوتی واسه اعتیاد و برگشت مصرف مواد ارائه شدن که هر کدوم از اونا روی جنبۀ خاصی از عوامل در رابطه به اعتیاد و برگشت مصرف تکیه می کنن:

۲-۲-۱۵-۱ تئوری انگیزه
براساس گفتۀ (وست و هاردی[۶]، ۲۰۰۵)، «تئوری انگیزه»[۷] در مورد اعتیاد میگه که سیستم انگیزه ای[۸] آدم از محیط داخلی مانند هیجانات و محیط خارجی مانند محرکات محیطی اثر قبول می کنه؛  تئوری در رابطه به این مبحث «تئوری ذهن ناپایدار»[۹] است که بیان می داره ذهن آدم به شکلی تکامل یافته که ذاتاً ناپایدار و به محرکای تحریک کننده و حوادث جزیی حساسه. نبود بالانس مثلا در افراد معتاد، مسئول تحریک شدن با محرکای برانگیزانندۀ مصرف مواد و برگشت مصرف مواده.

معتاد

۲-۲-۱۵-۲ تئوری جلوگیری از برگشت مصرف مواد مارلات و گوردون 
«تئوری جلوگیری از برگشت مصرف مواد»[۱۰] به وسیله مارلات و گوردن[۱۱] در سال ۱۹۸۵ براساس تئوری یادگیری اجتماعی و شناختی[۱۲] ارائه شد؛ این محققان یه سری از عواملی رو که منتهی به برگشت مصرف می شن رو با روش های هدف دار شناختی و رفتاری ترکیب کرده و مدل خود رو ارائه دادن (لارمیر و همکاران، ۱۹۹۹). براساس مدل شناختی رفتاری مارلات و گوردون، از دست دادن مهارتای مناسب مانند قاطعیت[۱۳] و داشتن افکار به درد نخور[۱۴] در زمان مواجه شدن با موقعیتای پرخطر و یا استرس زا منتهی به برگشت مصرف مواد می شن (برزلین و همکاران، ۲۰۰۲) و تغییر افکار به درد نخور و پاسخای انطباقی (مثل تنظیم هیجانات مناسب) منتهی به کاهش در برگشت مصرف مواد می شه (مارلات و گوردون، ۱۹۸۵، به نقل از برزلین و همکاران، ۲۰۰۲). لارمیر و همکاران (۱۹۹۹) هم می گن که مارلات و گوردون در ارائۀ تئوری خود موقعیتایی رو که باعث برگشت مصرف مواد می شن به دو دستۀ «تعیین کننده های آنی»[۱۵] و «پیش آینده های مخفی»[۱۶] تقسیم بندی کردن؛ آنیا شامل موارد موقعیتای پر خطر، مهارتای انطباقی، انتظارات نتیجه، اثرات لغزش  و پیش آینده ها مخفی شامل موارد سبک زندگی، انگیختها و ولع مصرف  هستن. مداخلات اختصاصی با هدف خنثی کردن این عوامل شکل میگیره.

۲-۲-۱۵-۳  تئوری روبرو شدن با سرنخ
«تئوری روبرو شدن با سرنخ»[۱۷] که یه جور تئوری یادگیریه، اقتباس شده از شرطی سازی سنتی[۱۸] پاولفه. «ایوون پترویچ پاولف[۱۹] دانشمند روسی در شروع قرن بیستم میلادی به هنگام تحقیق در بارۀ فیزیولوژی غدد بزاقی به نظریۀ شرطی سازی پاسخگر یا سنتی رسید که یافته های پژوهشا رو در کتاب معروفش با عنوان «بازتابای شرطی»[۲۰] در سال ۱۹۲۷ انتشار داد» (سیف، ۱۳۸۹، ص ۱۶۶). کانکلین و تیفانی[۲۱] (۲۰۰۲) می گن که براساس مدل یادگیری شرطی سازی سنتی پاولف، مواد، «محرک غیرشرطی»[۲۲] است، اثرات دارو، «جواب غیرشرطی»[۲۳] است، شرایطی که در اون مواد مصرف می شه، «محرک شرطی»[۲۴] است که منتهی به کاووش دارو و مصرف اون یعنی «جواب شرطی»[۲۵] می شه. امروزه درمان روبرو شدن با سرنخ واسه مشکلات متفاوتی که در اون دلیلی (سرنخ) منتهی به فعال شدن و شدت پیدا کردن اختلالی می شه، به کار میره. دروموند[۲۶] و همکاران (۱۹۹۵) می گن که «درمان روبرو شدن با سرنخ  یه روش بالینی روتین در درمان اختلالاتی مثل فوبیا و وسواس شده و در حوزۀ اعتیاد هم نوید بخشی خود رو به اثبات رسونده» (ص ۸). مصرف مواد مخدر و برگشت مصرف اونا چه از نظر بالینی و چه از نظر تجربی به صورت قوی با سر نخا و محیط رابطه دارن. کانکلین و تیفانی (۲۰۰۲) می گن که وقتی که یه معتاد با سرنخی که قبلاً به مصرف مواد مربوط بوده روبرو می شه پاسخایی مثل رفتارای کاووش دارو[۲۷] و علائم مثل محرومیت در فرد برانگیخته می شه که واسطۀ مصرف مواد می شن. این مشاهدات محققان رو به این سمت هدایت کرد که فایدۀ درمانی حذف اثر ارتباطی سرنخای مواد رو مهم بدوننش. هاورمنز و جانسِن[۲۸] (۲۰۰۳) می گن که درمان روبرو شدن با سرنخ[۲۹] ، درمانی به درد بخور واسه جلوگیری از برگشت مصرف مواده که از نظر تئوریکی میتونه با خاموش کردن جواب شرطی شده به مواد مخدر، از برگشت مصرف مواد جلوگیری کنه.
[۱]- Aaron Temkin Beck (A. T. Beck)
[۲]- Stress-Reactive Rumination(SRR)
[۳]- Nolen-Hoeksema
[۴]- Ruminative Response Style (RRS)
[۵]- Emotion
[۶]-West and Hardy
[۷]- Motivation Theory
[۸]- Motivational System
[۹]- Unstable Mind
[۱۰]- Marlatt and Gordon’s Cognitive Behavior Relapse Prevention (CBRP)
[۱۱]-Marlatt and Gordon
[۱۲]- Cognitive Social Learning Theory
[۱۳]- Assertiveness
[۱۴]- Dysfunctional Thoughts
[۱۵]- Immediate Determinants
[۱۶]- Covert Antecedents
[۱۷]- Cue Exposure Theory (CET)
[۱۸]- Classical Conditioning
[۱۹]- Ivan Petrovich Pavlov
[۲۰]- Conditioned Reflexes
[۲۱]-Conklin and Tiffany
[۲۲]- Unconditioned Stimulus (US)
[۲۳]- Unconditioned Response (UR)
[۲۴]- Conditioned Stimulus (CS)
[۲۵]- Conditioned Response (CR)
[۲۶]-Drummond
[۲۷]- Drug-Seeking
[۲۸]-Hovermans and Jansen
[۲۹]- Cue Exposure Treatment

بستن منو