روانشناسی نظریه تغییر درمان الیس

روانشناسی نظریه تغییر درمان الیس

اول: باورهای زنان نسبت به هیجانات منفی و مشکل در کنترل این هیجاناته که با نشخوار فکری رابطه داره. زنان باور دارن، هیجانات منفی شدیدتر از اون هستن که بشه اونا رو کنترل کرد. هم اینکه زنان ممکنه باور داشته باشن هیجانات شدید در اونا در مقایسه با مردان، بیشتر به عواملی بستگی داره، که از کنترل پذیری کمتری بهره مند هستن (آزادی، ۱۳۹۳).

دوم: زنان بیشتر احتمال داره، احساسات خود رو مسئول وضعیت هیجانی روابط شون بدونن و تموم بار حفظ روابط مثبت با بقیه رو، به دوش بکشن . این باور، با افزایش در نشخوار فکری، رابطه داره . مسئولیت احساسات در تعیین وضعیت هیجانی روابط به این منجر می شه که زنان به کوچیکترین تغییری در روابط، حساس و همیشه واسه بروز مشکل گوش به زنگ باشن، همیشه مراقب نظرات و رفتارای بقیه باشن، همیشه به این فکر کنن که چیجوری می تونن بقیه رو خوشحال کنن. در این شرایط، زنان همیشه نسبت به وضعیت هیجانی خود گوش به زنگ هستن و از اون به عنوان دماسنجی، واسه اندازه گیری کیفیت روابط خود، استفاده می کنن . این وضعیت در بروز نشخوار فکری سهیمه.

سوم: زنان بیشتر از مردان، احساس می کنن در مورد حوادث مهم زندگی شون، از کنترل کمتری بهره مند هستن و باید توجه داشت که افراد با احساس کنترل کمتر، نشخوار فکری بیشتری رو گزارش می کنن. احساس کنترل پایین سهم کلی ای از تفاوتای جنسیتی در افسردگی رو بردوش داره. این سه عامل در کنار همدیگه، نقش واسطه رو در تفاوتای جنسیتی در افسردگی بردوش دارن (کاپلان، سادوک و سادوک،۲۰۰۳، ترجمه حسن رفیعی و فرزین رضاعی،۱۳۸۲).

افسردگی

شکل های جور واجور باورهای فراشناختی

الیس[۲] (۱۹۸۶) اضطراب و مشکلات رفتاری رو زاده تفکر خیالی و بی معنی آدم می دونه به خاطر همین وجود چند باور رو تو ذهن خود غیرمنطقی می دونه. باورها شامل:

مشکلات

۱- انتظار تأئید از بقیه

یکی از باورهای غیر منطق «تأئید بقیه» است. یعنی شما بر این باورید که به تأئید و پشتیبانی بقیه نیاز دارین. و در واقع می خواین که همتون رو دوست داشته باشن و موردقبول و احترام بذارن. این باور غیر منطقی می تونه به دلایل جور واجور واسه آدم مشکلاتی جفت و جور کنه. مثلاً چون شخص نمی دونه که می تونین مورد تأئید قرار گیرد یا نه، دچار ناراحتی و نگرانی می شه. حال اگه هم تأئید بقیه رو به دست آورد و بعد نگران میشه که نکنه اون رو از دست بده و این نگرانی روی کارکرد اون و زندگی آینده اثر بد میذاره. مورد تأئید همه قرار گرفتن، خواستی غیر قابل دسترسیه چون کارا و گفتهامون رو معمولاً بعضیا رد می کنن، و بعضی هم نسبت به اون بی خیال نسبت به موضوع می مانند. پس بهتره راه درست زندگی خود رو ادامه بدید و بدونین که هرچند تأئید بقیه باعث رضایت و خوشحالی آدم می­شه ولی چیزی لازم و اجباری نیس. این تصور غیر عقلانیه، چون اینجور هدفی غیر قابل دسترسیه و اگه فردی به دنبال اینجور خواستی باشه کمتر خود رهبر و بیشتر ناامنی و مضطرب و نقض کننده خود میشه. این مطلوبه که آدم مورد محبت و دوستی قرار گیرد، ولی در عین حال فرد منطقی و عقلانی، هیچ وقت چیزهای مورد علاقه و خواسته هاش رو قربونی اینجور هدفی نمی کنه (شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۳).

محبت

۲- زیاده از خود انتظار داشتن

باور به این که لازمۀ احساس با ارزشی وجود بیشترین حد لیاقت، کمال و فعالیت شدیده. این تصور هم ممکن نیس و تلاش وسواسی در راه کسب اون، فرد رو به اضطراب و مریضی روانی گرفتار می کنه و در زندگی احساس پستی و ناتوانی به فرد دست میده. در این مورد شما بر این باورید که باید حتماً فردی موفق باشین، باید به همۀ اهدافتون برسین و باید در هر کاری صلاحیت و توانایی لازم رو داشته باشین تا اون رو در سطحی بالا و با موفقیت کامل انجام بدین. این یه باور غیر منطقیه که می تونه بر زندگی آدم اثر منفی بزاره، مخصوصا وقتی که شخص با شکستی مواجه شه. بعضی افراد وقتی با شکست روبه رو می شن احساس می کنن که فرد نالایقی هستن و این تصور نادرست و غیر منطقی از دید جسمی و روانی اونا رو مریض می کنه. پس لازمه هنگام شکست و شکست در زندگی، از قضاوت دربارۀ خود دوری کنین. اگه هم در موردی لازم دیدید که دربارۀ رفتار خود قضاوت کنین و در آخرً اون رو نادرست یا ناشایست تشخیص دادین فقط تلاش کنین که به اصلاح اون بپردازید (تقی پور،۱۳۸۷).

۳– سرزنش کردن

باور به اینکه گروهی از مردم شرور و بد ذات هستن و باید شدیدا تنبیه شن. سرزنش کردن از باورهای غیر منطقیه که شما دربارۀ خود یا بقیه دارین و فکر می کنید که اگه عمل اشتباهی انجام بدین باید حتماً سرزنش یا حتی مجازات شید. این باور می تونه مشکلاتی به بار آورد. اما قبل از هر چیز باید بدونیم که آدم موجود کاملی نیس و فطرتاً جایز الخطاست. بنابر این هر فردی ممکنه دچار اشتباه شه یا کار غلطی انجام بده و چون لازمۀ این باور غیر منطقی اینه که فرد خطا کار باید سرزنش و مجازات شه، همین باور نادرست شما رو نسبت به خودتون یا بقیه عصبانی می کنه و حتی در مورد خود دچار احساس گناه و افسردگی هم میشین. اما باید دونست که این نوع احساس تند و خشم آلود نمی تنواند اشتباهات رو اصلاح و خطاها رو جبران کنه و ً سرزنش کردن مسأله رو حل نمی کنه بلکه به دنبال اون باشیم که چه کنیم تا در دچار اینجور اشتباهی نشیم (جورج و کریستیانی[۳]،۱۹۹۳، ترجمه فلاحی و حاجی لو،۱۳۸۱).

۴- عکس العمل به شکست

باور به این که اگه وقایع و حوادث اون طور نباشن که فرد می خواد، آخر بیچارگی و فاجعه س. عکس العمل به شکست یه جور باور غیرمنطقیه که وقتی کارا اون طور که باید پیش نمی ره و یا برابر میل شما انجام نمی گیره و یا مردم بر خلاف اون چیزی که مورد نظر شماس رفتار می کنه، دچار پریشونی میشین. گرفتار شدن به پریشونی یه باور «باور» است که یقیناً غیر منطقیه. سرچشمۀ فرضیۀ شکست ـ خشونت طرز فکر غیر عاقلانۀ عکس العمل به ناکامیه. وقتی شدیدا شکست خورده میشین و یا در حق تو  بی­ عدالتی می شه و طردت می کنن باید احساس کنین خیلی افتضاح شد و فاجعۀ هولناکی رخ داده. این طرز تفکر غلطیه. چون که اول اینکهً دلیلی وجود نداره که وقایع و حوادث باید متفاوت با اون چیزی باشن که طبیعتاً هستن. دوم حزن و اندوه شدید، تنها موجب تغییر موقعیت نمی شه بلکه بیشتر وقتا اون رو بدتر هم می کنه. سوم اینکه اگه پیدا کردن هر نوع چاره ای در موقعیت موجود غیر ممکنه تنها راه چاره اون هستش که اون رو قبول کنیم و در آخر اگه فرد موقعیت رو آنطوری که می خواد و در صدده تعبیر و تفسیر نکنه، محرومیت به مشکلات عاطفی منجر نمیشه.

۵- بی مسئولیتی عاطفی (کنترل هیجانی)

براساس این باور غیر منطقی تصور می کنین که خوشیا و ناخوشیا متأثر از عوامل خارجی و خارج از کنترل انسانه و به خاطر همین چون اعمال بقیه یا حواد ث روزمره دنیا رو مسئول ناراحتیای خود میدونید فکر می کنید که اگه بقیه تغییر کنن یا حادثه ای اتفاق نیفته احساس راحتی می کنین که اینجور باوری می تونه آثار سویی بر جسم و روح آدم بزاره که یکی از اونا پریشونی هیجانیه. اگه فردی قبول کنه که مشکلات و احساسات نتیجۀ احساسات و ارزشیابیا و تلقین فرد به خودشه در این صورت کنترل و تغییر اونا ساده و ممکن میشه. فرد عاقل  باهوش می دونه که بخش بزرگ ناراحتی از درون اون ناشی می شه (آزادی، ۱۳۹۳).

۶- نگرانی نسبت به مشکلات آینده (همراه با اضطراب)

باور داشتن به افکار غیر منطقی که همیشه باید نسبت به وقوع احتمالی بعضی رخدادها در آینده احساس نگرانی کنیم و یا یعنی باید به هرچیزی که خطرناک و ترس آور به نظر می رسه مشغولیت ذهنی پیدا کرد و در مورد اون مضطرب شد. این تفکر غیر عقلانیه چون ناراحتی و اضطراب زیاد، اول: مانع ارزشیابی عین حوادث خطرناک و ترس آور می شه. دوم: اگه اتفاقی بیفته مانع از مقابلۀ منطقی با اون می شه. سوم: به ظهور خطر کمک می کنه. چهارم: امکان وقوع اون زیادتر از اندازه زیاد می شه. پنجم: در بیشتر موارد نمیشه از وقوع حوادث غیر قابل پیش بینی جلوگیری کرد. ششم: موجب بدتر شدن حوادث و وقایعی می شه. فرد عقلانی می دونه که خطرهای بالقوه به اون اندازه ای که آدم از اونا هول و هراس داره وحشتناک نیستن و اضطراب نه فقط از وقوع اونا جلوگیری نمیکنه و بلکه باعث افزایش اون می شه (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۳).

۷- دوری از رویارویی با مسائل (مشکلات)

یه باور غیر منطقی دیگه دوری جستن از مشکلاته. شما پیش خود فکر می کنین دوری گزیدن از مسائل زندگی و شونِه خالی کردن از مسئولیتا خیلی آسون تر و درست تر از رو به رو شدن و درگیر شدن با اوناس. بنابر این به دنبال چیزایی هستین که مسأله ساز نباشه. این تفکر غیر عقلانیه، چون دوری و دوری از یه کار، سخت تر و درناک تر از انجام اون هستش و به مشکلات خود می تونه مشکل آفرین باشه چون طفره رفتن از کارای ً سخت و ناخوشایند کم کم در ضمیر ناخودآگاه شما اثر پایداری می­گذارد و موجب می شه بعدا رو به رو شدن با هر کاری براتون مشکل و ناخوشایند باشه. اگه فرد تسلیم شه و دوری رو قبول کنه، بر خلاف این ضرب المثل عمل کرده که «نابرده رنج گنج ممکن نمی شه» (الیس و هارپر[۴]۱۹۹۰، ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۱).

۸- وابستگی

وابستگی یکی از باورهای غیرمنطقی در زندگی آدماس. شما باور دارین که همیشه باید فردی قوی تر از خودتون در کنار شما باشه و در همۀ کارها به اون تکیه کنین. وابستگی به این شدت می تونه مضر و فلج کننده باشه. ما در تموم مراحل زندگی روزمرۀ خود احتیاج به کمک بقیه داریم، اما این دلیل نمی شه که وابستگی به بقیه زیادتر از اندازه معمولی یعنی از دست دادن استقلال، و نبود استقلال یعنی لذت نبردن از زندگی و یا یعنی گم کردن زندگی. یه فرد متکی به بقیه ممکنه در زندگی خود احساس آرامش کاذبی بکنه چون لازمۀ وابستگی اینه که اول: همیشه ممنون بقیه باشه. دوم: با دور شدن شخص پشتیبانی کننده، این حمایتا اجبارا قطع می شه و فرد وابسته، تنها و در سختی می مونه. پس بهتره تلاش کنین روی پای خودتون وایسید و شخصاً تصمیم بگیرین. البته هر کاری ممکنه با شکست یا پیروزی همراه باشه. یقیناً نبود موفقیت ناگواره ولی از ارزش فردی شما به عنوان یه آدم فعال نمی کاهد (پرویزی، ۱۳۸۹).

۹- درموندگی نسبت به تغییر

باور فرد به این که تجارب و وقایع گذشته و گذشته زندگی تعیین کننده مطلق رفتار الان هستن و اثر گذشته رو در تعیین رفتار الان اصلا نمیشه ندیده تصور. این عقیده غیر عقلانیه. فرد عقلانی در عین حالا که گذشته رو مهم می شمارد، می تونه با برسی رفتار گذشته و مورد سوال قرار دادن عقاید و باورهای ناراحت کنندۀ گذشته اش به تغییر رفتار الان خود اقدام کنه. فرد سالم بیشتر از اون چیزی که به گذشته توجه داره به حال و وضعیت موجود توجه می کنه هر چند ممکنه گذشته، حال رو تحت اثر بذاره ولی از روی اجبارً تعیین کنندۀ اون نیس، بلکه ادما از اثر فرض گذشته، حال رو تحت اثر بذاره ولی از روی اجبارً تعیین کنندۀ اون نیس، بلکه ادما از اثر فرض گذشته، حال رو تحت اثر قرار میدن (جورج و کریستیانی،۱۹۹۳، ترجمه فلاحی و حاجیلو، ۱۳۸۱).

۱۰- کمال طلبی (کمال گرایی)

براساس این باور غیر منطقی، شما فکر می کنین که واسه هر مشکلی همیشه یه راه حل کامل هست. پس اگه به اون راه حل اجتماعی دست نیابید اون رو فاجعه ای وحشتناک تلقی می کنین. این عقیده غیر عقلانیه، به خاطر این که اول اینکهً: هیچ وقت اینجور راه حل کاملی وجود نداره. دوم اینکهً: نتایجی که فرد رو از قصور در پیدا کردن اینجور راه حلی تصور می کنه غیر واقعیه و تأکید بر پیدا کردن اینجور راه  حل­های ناقص تری منجر می شه. فرد عقلانی تلاش می کنه تا تا امکان داره راه حلای زیادی رو واسه مشکل خود پیدا کنه و از بین اونا بهترین و عملی ترین رو انتخاب کنه. باور بته کمال مطلق در زندگی روزمره بر خلاف واقعیته چون در دنیای مادی چیزی به نام قطعیت، کمال یا حقیقت محض وجود نداره.

 

 

 

۱۱- نگرانی افراطی نسبت به مشکلات بقیه

باور فرد به این که آدم باید در مقابل مشکلات رفتاری بقیه به طور کاملً برآشفته و محزون شه. اینجور تصوری هم غلطه. چون مشکل بقیه به ما ربطی نداره و پس نباید شدیداً نگران اونا باشیم حتی اگه مشکل اونا به ما هم مربوط باشه چگونگی برداشت ما از مشکله که ما رو ناراحت می کنه (شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۳).

[۱]- Jacsen

[۲]- Elies

[۳]- Jorj & Ceristani

[۴]- Harper

بستن منو