صور خیال در غزلیّات نظیری نیشابوری- قسمت ۳۷

فرداست تیغ قهر بر آهیختست باز
(۲۹۳، ۷)

 

 

دامان کوه اضافه‌ی استعاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچه در رخسار گل آبست در شمع آتش است عندلیب گر نمی‌خوانند رو پروانه باش
(۳۵۱، ۴)

 

رخسار گل اضافه‌ی استعاری
موارد دیگر ر.ک (۱۲۳، ۷) (۱۴۷، ۴) (۱۵۴، ۱) (۱۶۳، ۷) (۱۶۴، ۱۰) (۱۷۲، ۸) (۱۸۵، ۱۲) (۱۸۷، ۴) (۱۹۲، ۱) (۲۳۱، ۶) (۲۳۲، ۵) (۲۳۷، ۴) (۲۳۷، ۶) (۲۴۱، ۵) (۲۴۱،‌ ۸ ) (۲۴۹،‌ ۴) (۲۵۱، ۹) (۲۵۸، ۵) (۲۵۹، ۶) (۲۶۶، ۲) (۲۷۱، ۱)(۲۷۶، ۱) (۲۷۶، ۱۰) و …

 

فصل پنجم

 

 

کنایه

 

 

۵-۱٫ کنایه

 

چهارمین قسمت از صور خیال سنتی کنایه است. کنایه آوردن سخنی است با دو معنی دور و نزدیک که منظور اصلی شاعر معنی دور است هر چند هر دو معنی (دور و نزدیک) لازم و ملزوم هم هستند. «کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند؛ پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار بندد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل گردد؛ چنانکه بگویند «پخته‌خواری» به معنی مردم تنبلی که از دسترنج آماده‌ی دیگران استفاده می‌کنند.» (همایی، ۱۳۷۳: ۲۵۵).
«کنایه در لغت به معنی ترک تصریح است… و در اصطلاح اطلاق می‌شود بر دو معنی:
الف) ذکر ملزوم و اراده‌ی لازم یا ذکر لازم و اراده‌ی ملزوم
ب) لفظی که اراده شود از آن لازم معنی اصلی اشیاء جواز اراده‌ی معنی اصلی در حین اراده‌ی لازم مانند طویل النجاد که در اصل به معنی کسی که بند شمشیرش بلند است لکن از این لفظ طول قامت را که لازم معنی اصلی؛ یعنی، بلند بند شمشیر است اراده کنند.» (رجایی، ۱۳۷۹: ۳۲۴).
«کنایه دوری از تصریح به چیزی است با آوردن مساوی آن چیز از نظر ملازمت تا شنونده به ملزوم آن منتقل شود.» (عفیفی، ۱۳۷۶: ۲۰).

 

۵-۲٫ انواع کنایه

 

کنایه را از چند منظر می‌توان تقسیم‌بندی کرد که مهم‌ترین آنها دو نوع تقسیم است:
الف) کنایه بر پایه‌ی وسائط (به لحاظ وضوح و خفا وسائط).
ب) کنایه بر پایه‌ی مکنّیٌ عنه.

 

۵-۳٫ گونه‌های کنایه بر پایه‌ی وسائط

 

کنایه بر پایه‌ی وسائط بر چهار نوع است: ۱- تلویح ۲- ایماء ۳- رمز ۴- تعریض

 

 

  1. تلویح:«کنایه‌ای است که ربط میان لازم و ملزوم بسیار دور از ذهن است مانند: در خانه‌اش باز است در وهله‌ی اوّل یعنی رفت و آمد فراوان و مهمان داشتن است و مهمان فراوان داشتن کنایه از بخشندگی. این کلمه که به معنی اشاره به دور است اصطلاحاً به کنایه‌ای اطلاق می‌شود که وسائط میان لازم و ملزوم بسیار دور باشد مثلاً در عبارت کثیرالرماد در مفهوم مرد بخشنده و کسی که سفره‌ی ضیافتش گسترده و بخشش فراوان است ذهن ما نخست باید از زیادی خاکستر آشپزخانه بر زیادی سوخت و مصرف منتقل ‌شود آنگاه از این موضوع به فراوانی اغذیه و اطعمه و از آن پس به وجود مهمان بیشتر و سرانجام به مهمان‌نوازی و کرم شخص منتقل می‌گردد.» (تجلیل، ۱۳۷۰: ۸۵). این نوع کنایه در غزلیات نظیری نیشابوری از بسامد بالایی برخوردار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خرمن به باد رفت در این دشت پر فریب مرغی نسود گوشه‌ی بالی به دام ما
(۳۱، ۶)

 

خرمن به باد رفتن کنایه‌ی تلویح به معنی از دست دادن ثروت است و مفلس بودن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر فرد گشته حاکم این ملک غیر تو ناکرده گرم جا، زده کوس رحیل را
(۲۹، ۶)

 

کوس رحیل زدن کنایه از مردن، ناکرده گرم جا: کنایه از توقف کوتاه

Share

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *