دانلود پایان نامه در مورد 
ماهیت اختلال های اضطرابی:

دانلود پایان نامه در مورد  ماهیت اختلال های اضطرابی:

در تمام اختلال های اضطرابی فرآیندهای مشترکی وجود دارد که دارای سه مؤلفه ی اساسی است: بیش برانگیختگی جسمانی[1]، اجتناب[2] و ادراک خطر[3] (واقعی یا خیالی). این سه مؤلفه به صورت متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند (دوزایس و وسترا[4]، 2006).

بیش برانگیختگی جسمانی شامل حمله­های وحشت­زدگی می­شود و ممکن است به وسیله­ی محرک­های بیرونی یا درونی راه اندازی شود. اجتناب یا فراری که برای کنترل یا کاهش برانگیختگی شروع می شود یکی دیگر از ویژگی های عمده ی تمام انواع اختلال های اضطرابی است. اجتناب عموماً رفتارهای آشکار و بیرونی را دربر­می گیرد و هدف آن دوری کردن از موقعیت های ترسناک است. افراد از راهبردهای رفتاری (به عنوان مثال، استفاده از الکل برای کاهش اضطراب) و یا شناختی (مثل حواسپرتی) به عنوان راهبردهایی برای اجتناب و تسکین دادن خود استفاده می کنند. نوع ویژه ی اجتناب یا عمل حفاظتی که توسط فرد انتخاب می شود، بسته به محتوای ساختار ترس زیربنایی می تواند بسیار متنوع باشد (دوزایس و وسترا، 2006). سومین مؤلفه ی رایج اضطراب که البته میان انواع مختلف اضطراب تا حدودی متمایز است ادراک یا شناخت خطر است که شامل؛

  • باورهای فاجعه آمیز (به عنوان مثال در اختلال وحشت زدگی افزایش ضربان قلب ممکن است به عنوان نشانه ای برای حمله قلبی تعبیر شود)؛
  • تجربه ذهنی عدم کنترل بر محرک­ها و رویدادهای ترساننده (به عنوان مثال در اختلال اضطراب فراگیر این باور وجود دارد که فرد نمی تواند محرک ها و رویدادهای ترساننده را پیش بینی و کنترل کند)؛
  • گوش بزنگی یا پیش بینی مفرط محرک های مرتبط با خطر (به عنوان مثال در اختلال استرس پس از ضربه فرد نسبت به یادآوری نشانه های مبنی بر برگشت قریب الوقوع یک حادثه تروماتیک، همیشه در حالت گوش بزنگی قرار دارد)؛
  • توجه معطوف به خود یا گرایش به تمرکز بر روی خطر ادراک شده (به عنوان مثال در اختلال اضطراب اجتماعی فرد به صورت انتخابی بر نشانه های مبتنی بر طرد شدن توجه می کند) (دوزایس و دابسون[5]، 2006).

 

2-2-3 طبقه بندی اختلالات اضطرابی

بر اساس DSM-IV-TR (انجمن روانپزشکی آمریکا،2000) اختلالات اضطرابی دربرگیرنده 8 طبقه تشخیصی شامل 1- اختلال وحشت زدگی با یا بدون وسعت هراسی[6]، 2- وسعت هراسی با یا بدون اختلال وحشت­زدگی، 3- هراس اختصاصی[7]، 4- جمعیت هراسی[8]، 5- اختلال استرس حاد[9]، 6- اختلال استرس پس ضربه، 7- اختلال وسواس فکر ـ عملی و 8- اختلال اضطراب فراگیر است. در نسخه ی جدید این راهنمای تشخیصی ـ DSM-V ـ  اختلالات اضطرابی دارای طبقه بندی متفاوتی شده است. در زیر عنوان اختلالات اضطرابی، 9 طبقه قرار گرفته اند که عبارتند از؛ 1. اضطراب جدایی، 2. گنگی انتخابی، 3. فوبیای خاص، 4. اضطراب اجتماعی، 5. اختلال پانیک، 6. گذرهراسی، 7. اختلال اضطراب فراگیر، 8. اضطراب ناشی از مصرف مواد یا دارو، و 9. اضطراب ناشی از شرایط طبی

شواهد پژوهشی زیادی مبنی بر بررسی خصوصیات مشترک و متمایز­کننده این اختلالات و فرآیندهای شناختی مشترک درگیر در آنها وجود دارد (براون و همکاران، 1998؛ فرسکو[10] و همکاران، 2003). از میان این اختلالات، اختلال اضطراب فراگیر اختلال بسیار شایعی است که به عقیده برخی نویسندگان، فرآیندهای محوری درگیر در آن (مانند نگرانی) معرف فرآیندهای اصلی دخیل در همه اختلالات اضطرابی است (بارلو[11]، 2002). محققان بر اساس این عقیده به بررسی عوامل آسیب شناختی مشترک بین اختلال اضطراب فراگیر با سایر اختلالات اضطرابی و حتی سایر اختلالات روانشناختی و از آن جمله اختلال وسواس فکری ـ عملی پرداخته اند.

 

2-2-4 همه گیرشناسی اختلال های اضطرابی

اختلالات اضطرابی، به عنوان گروهی از اختلالات روانپزشکی، جزو شایع­ترین اختلالات روانی در جهان هستند (هیل و گورزالکا، 2009). در ایالات متحده حدود 30 میلیون نفر دچار این اختلال هستند و شیوع طول عمر اضطراب حدود 29% می باشد و نسبت ابتلای زنان تقریباً دو برابر مردان است (سادوک و سادوک، 2007). مؤسسه­ی ملی پژوهش همبودی، طبق پژوهشی که در آن 9000 نفر شرکت داشتند اعلام کرد، اختلال های اضطرابی فراوان ترین اختلال های روانی هستند.

در ایران نیز گزارش شده است که شیوع اختلال های اضطرابی معادل شیوع جهانی آن است. زیان حاصل از این بیماری ها به لحاظ آلام فردی، مصائب خانوادگی، شکست های تحصیلی، عاطفی، از دست دادن بهره وری شغلی و مرگ متفاوت است و بیش از آنچه که ما تصور می کنیم اضطراب و افسردگی درمان نشده زندگی افراد را از طریق خودکشی و رفتارهای خود ویرانگرانه به مخاطره می اندازد (محمدی، داوودیان، نوربالا، ملک افضلی، تقوی و همکاران، 1382).

 

2-2-5 همبودی در اختلالات اضطرابی

داشتن اختلالات همبود برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به یک قاعده تبدیل شده است. بیش از 72% افرادی که دارای اختلالات اضطرابی تشخیص داده می شوند، حداقل ملاک های یک اختلال روانی دیگر را نیز دریافت می­ کنند (اساو و همکاران، 2000؛ آنگلود[12] و همکاران، 1999). از میان تمام اختلالات، اختلال افسردگی بیشترین همبودی را با اختلالات اضطرابی دارد (اساو و همکاران، 2013). در میان افرادی که همزمان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند، معمولاً اضطراب پیش از افسردگی به وجود می­آید (اساو[13] و همکاران، 2013).

بر مبنای فرض زیربنایی طبقه بندی مقوله­ای، هر اختلال اضطرابی باید از لحاظ کیفی متمایز از سایر اختلالات باشد. در هرحال، همبودی بسیار بالای این اختلالات باعث زیر سؤال رفتن سیستم طبقه بندی فعلی اختلالات شده است، زیرا به نظر می رسد که ممکن است اختلالات مجزا و یا حداقل به اندازه کافی از یکدیگر متمایز نباشند (سلیگمن و اولندیک[14]، 2011). پایان نامه

بدون درنظر گرفتن معنای اختلالات همبود برای سیستم طبقه بندی مقوله ای، وجود اختلالات همبود می تواند در زمینه تعیین تمرکز درمان، برای درمانگران مشکل ایجاد کند. در زمان وجود اختلالات همبود، درمانگران باید درمورد اینکه کدام اختلال در درجه اول مورد درمان قرار گیرد، تصمیم گیری کند (برای مثال، شدت در برابر ترتیب بروز). پاسخ به این سؤال می تواند ما را در طراحی درمانهای مؤثر برای اختلالات اضطرابی همراه با اختلالات همبود، یاری نماید (براون و بارلو، 2009). کوری[15] و همکاران (2003) معتقدند که درمان اختلالات همبود مستلزم اتخاذ یکی از این رویکردهاست: 1- درمان متوالی[16] (برای مثال، درمان اختلال اولیه و سپس درمان اختلال همبود)؛ 2- درمان فرآیندهای مشترک (برای مثال، هدف قرار دادن ویژگی های مشترک هر دو اختلال)؛ 3- درمان ترکیبی (برای مثال، رویکرد یکپارچه برای پرداختن به فرآیندهای خاص هریک از اختلالات). بعضی دیگر از پژوهشگران معتقدند که درمان کامل نیازمند پرداختن به اختلال اصلی و همبود است، و نباید انتظار پیامدهای مثبت درمانی را در صورت درمان یکی از اختلالات به تنهایی، داشت (اساو و همکاران، 2013؛ اویی و لاودی[17]، 1997).

2-2-6 سبب شناسی اختلال های اضطرابی

اختلال های اضطرابی گروه ناهمگنی از اختلال های روانشناختی هستند و به همین دلیل اطلاعات و دانش کاملی در مورد سبب شناسی و بیماری­زایی آنها در دست نیست. چندین عامل خطرساز مانند عوامل ژنتیک، خانوادگی، زیست شناختی، شناختی، اجتماعی و محیطی برای برخی از این اختلال ها بیان شده است (کی یرنی و ترال، 2011). در اینجا به صورت مختصر به برخی از نظریه ها و پژوهش های مرتبط با آنها پرداخته می شود.

 

2-2-6-1 عوامل خطر زیست شناختی اختلال های اضطرابی

عوامل ژنتیک :

توارث یکی از عوامل زمینه ساز بروز اختلالهای اضطرابی است. پژوهش ژنتیک از یک طرف هم پوشی و تمایز میان انواع مختلف اختلالهای اضطرابی را نشان داده اند و از طرف دیگر به روشن شدن رابطه ی اضراب و افسردیگی کمک شایانی کرده اند.

یکی از مهمترین پژوهش های تاثیر گذار در این حوزه پژوهش دوقلوهای ویرجینا نام دارد که در آن اختلال های اضطرابی و بسیاری از انواع دیگر اختلالهای روانی در یک نمونه های پسیار بزرگ در دوقلوها بررسی شده است (کندلر و پرسکات[18]، 2006 ). در این پژوهش نشان داده شد که اختلالهای اضطرابی تا حد متوسطی زمینه ارثی دارند. بطور خلاصه از این پژوهش نتایج زیر به دست آمد:

1 – عوامل خطر ژنتیک برای اختلال های اضطرابی، هم اختصاصی (انواع مختلفی از ژنها بصورت اختصاصی با هر اختلال رابطه داشت) و هم غیر اختصاصی (مجموعه ی مشترکی از عوامل ژنتیک منجر به آسیب پذیری در برابر تمام اختلالهای اضطرابی می شوند) است.

2 – دو عامل ژنتیک در اختلالهای اضطرابی شناسایی شد: یکی از آنها با اضطراب فراگیر، اختلال وحشتزدگی و گذر هراسی و عامل دیگر با هراس های اختصاصی رابطه دارد.

3 – عوامل خطر محیطی منحصر به فرد برای هر فرد نقش مهمی در سبب شناسی تمام اختلالهای اضطرابی دارند.

 

ویژگی های مغزی:

قسمت های درگیر در افزایش برانگیختگی و انواع اختلال های اضطرابی شامل بادامه و سیستم دیواره ای ـ هیپوکامپی می شود (دیکی و آرمونی[19]، 2008). این قسمت ها مدار ترس[20] نامیده می شوند (گریز[21] و همکاران، 2001). در این مدار بادامه نقش عمده ای دارد و به نظر می رسد که از نظر زیست شناختی زیربنای ایجاد ترس است (اوهمان و مینکا[22]، 2003). بادامه ساختار کوچکی در لوب گیجگاهی است که احتمالاً در تعیین اهمیت هیجانی محرک ها سهیم است و هنگام روبرو شدن با محرک ترسناک یا یک خطر قریب الوقوع مانند نزدیک شدن یک مار فعال می شود و منجر به راه اندازی نشانه های جسمی مانند تند شدن ضربان قلب، عرق کردن، احساس اضطراب و ترس می شود. این فعالیت ها به فرد در مقابله با خطر کمک می کنند. پژوهشگران نشان داده اند که در حیوانات بادامه نقش تعیین کننده ای در شرطی شدن ترس دارد. تغییرات عمده در بادامه ممکن است در بیش برانگیختگی و واکنش های وحشت زدگی مفرط در افراد مبتلا به انواع اختلالات اضطرابی نقش داشته باشند (فلنسبی[23]، 2007).

رابطه ی بادامه با دیگر قسمت های مهم مغز نقش آن را در اختلال های اضطرابی بیشتر می کند. یکی از این قسمت ها سیستم دیواره ای ـ هیپوکامپ است که در واکنش نشان دادن به خطر، به یادسپاری آن و یادگیری درباره ی موقعیت های برانگیزاننده ی اضطراب نقش نقش تعیین کننده ای دارد. متأسفانه این قسمت مغز، حتی زمانی که هیچ خطری وجود ندارد به فعالیت خود ادامه می دهد، به گونه ای که فرد مبتلا به اضطراب، نگران و مضطرب باقی می ماند. بادامه و سیستم دیواره ای ـ هیپوکامپی همچنین با قشر پیشانی و ساختارهای مغزی دیگر که در رفتارها و جنبه های هیجانی اضطراب نقش دارند، روابط گسترده ای دارند (دیموس، 2005).

[1] Somatic arosal

[2] avoidance

[3] Perception of a threat

[4] Dozois, D. J. A., & Westra, H. A.

[5] Dobson, K. S.

[6] Panic with or without agoraphobia

[7] Special phobia

[8] Social phobia

[9] Acute stress disorder

[10] Fresco, D. M.

[11] Barlow, D.

[12] Angold, A.

[13] Essau, C. A.

[14] Ollendick, T. H.

[15] Curry, J. F.

[16] Sequential treatment

[17] Oei, T. P. S., & Loveday, W. A. L.

[18] Kendler, K. S., & Prescott, C. A.

[19] Dickie, K. S., & Armony, J. L.

[20] Fear circuit

[21] Griez, E. J. L.

[22] Ohman, A., & Minka, S.

[23] Folensbee, R. W.

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو