پایان نامه با موضوع مدل مبتنی بر پذیرش[1] (AB)

رومر[2] و اورسیلو[3] (2002؛ رومر و همکاران، 2005) مدل مبتنی بر پذیرش را مطرح کردند. این مدل فهم جدیدی از نحوه شکل گیری و تداوم اختلال اضطراب فراگیر را با ایجاد ارتباط بین سایر مدل های نظری عنوان شده در این زمینه فراهم کرده است. در این مدل تمرکز اصلی بر روی الگوهای پذیرش و ذهن آگاهی زیربنای این اختلال است.

بر طبق این مدل، افرادی که دچار اختلال اضطراب فراگیر هستند معتقدند که نگرانی آنها مانع پیش آمدن عواقب منفی می شود (از طریق فرآیند حل مسئله و یا تفکر خرافاتی) و همچنین به اجتناب از تجارب مهلک درونی کمک می کند. با وجود ترس از بلاتکلیفی، این بیماران در کوتاه مدت از طریق پیش بینی و حتی اجتناب خرافی می توانند حس کنترلی بر عواقب منفی بالقوه و تجارب درونی آزاردهنده پیدا کنند. با این وجود، آن تجارب درونی اجتناب شده شیوع بیشتری پیدا می کنند (وگنر[5] و همکاران، 1987) و آن موارد هیجانی منفی پردازش نشده باقی می مانند (فوآ و کوزاک[6]، 1986) و بنابراین این افراد به درون چرخه­ای از نگرانی و اجتناب فزون­یافته می افتند.

در رأس مدل AB تأکید بر ناراحتی و رنج و اجتناب افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر از تجارب درونی است. این مدل همچنین عنوان می کند که خود نگرانی تبدیل به یک تجربه درونی ناخوشایند می شود که براساس چرخه­ی تقویت منفی نمی توان آن را متوقف کرد. علاوه­ بر­این، این مدل اظهار می دارد که اگرچه یک الگوی رفتار اجتنابی خاص در اختلال اضطراب فراگیر وجود ندارد، اجتنابی کلی در رابطه با رفتارهای حل مسئله وجود دارد.

به طور خلاصه، این مدل، گرایش به تمرکز بر روی وقایع آینده و تلاش برای عدم توجه به تجارب درونی با تأکید بر عدم پذیرش و ذهن­آگاهی را عوامل پاتولوژیک نگهدارنده در افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر می­داند.

 

2-6-5 مدل فراشناختی

مدل فراشناختی اضطراب فراگیر (ولز[8]، 1995، 1999)، عنوان می­ کند که باورهای افراد درباره نگرانی منجر به چرخه­ی ناسازگارانه­ای از تلاش­های فرد برای کنار آمدن در برخورد با استرسورها می­شود. این چرخه در پردازش هیجانی تداخل ایجاد می کند، که بدین ترتیب تلاشهای بی­فایده­ی بیشتری را برای کنار آمدن با موقعیت از طریق نگرانی تقویت می کند. مؤلفه­ی اصلی این مدل این است که نسبت دادن های منفی درباره­ی نگرانی هستند که بیماری زا هستند و منجر به ایجاد و حفظ اختلال اضطراب فراگیر می شوند.

مدل فراشناختی براساس ارزیابی­های فراشناختی مختلف، دو نوع نگرانی خاص را مطرح کرده است. نوع اول نگرانی در واکنش به اتفاقات بیرونی یا درونی­ای (غیر شناختی) رخ می­دهد که تهدیدکننده ادراک می شوند (مانند، موقعیت شغلی، سلامت جسمی و. . . ) (ولز، 2004). در این مدل، افرادی که دچار اختلال اضطراب فراگیر هستند اینطور می پندارند که نسبت دادن های مثبت به نگرانی در کنارآمدن با چنین موقعیت­هایی مفید است. مثالی از اینگونه باورها عبارت است از؛ “نگرانی باعث می شود در برخورد با اتفاقات منفی غیرمنتظره تحمل بیشتری داشته باشم” (ولز، 1995). البته داشتن باورهای مثبت درباره نگرانی به طور کلی خاص اختلال اضطراب فراگیر نیست. با این وجود، از طریق زنجیره­ی خاصی از وقایع فرد به تدریج نگرانی نوع دوم را ایجاد می کند، نگرانی درخصوص نگرانی. این نگرانی های نوع دوم بر اساس ارزیابی های منفی از تجربه­ی نگرانی آنهاست، مانند اینکه این نگرانی ها خارج از کنترل هستند و می توانند مضر باشند. برطبق این مدل، ایجاد نگرانی نوع دوم بخشی از فرآیند بیماری زاست که که می تواند منجر به حفظ اختلال اضطراب فراگیر شود.

این مطلب را هم بخوانید :  دانلود پایان نامه خود گردانی و عملکرد مختل

مدل فراشناختی، این فرآیند را به شکل زیر ترسیم می کند. نخست، یک اتفاق درونی یا بیرونی نگرانی نوع یک را به راه می اندازد (برای مثال، “اگر سرطان بگیرم چه اتفاقی می افتد؟”)، که می تواند با فعالسازی سیستم اعصاب خودمختار همراه باشد. فردی که چنین حالاتی را ناخوشایند می داند، چنین فعال شدگی سیستم اعصاب خودمختار می تواند او را به جابجایی از این حالت به فرآیندهای شناختی کلامی وا دارد (بر این اساس که چنین فرآیندهای شناختی کلامی­ای می توانند به او کمک کنند که از برانگیختگی منفی اجتناب کند). به طور نمونه، فرآیند نگرانی زمانی که فرد احساس کند که ابزار بهتری برای حل این مشکل دارد به پایان خواهد رسید؛ با این حال، اگر تجربه ی درونی نگرانی به خودی خود تهدیدکننده ادراک شود، این روند اتمام نگرانی دچار اختلال می شود و بنابراین منجر به تداوم نگرانی و تشدید باورهای منفی می شود.

برطبق این مدل، چنین باورهایی به خاطر استفاده ی نگرانی برای اجتناب از فعالسازی تنی ـ که با پردازش هیجانی موفقیت آمیز آشفتگی تداخل می کند و بنابراین موجب حفظ اضطراب می شود ـ افزایش می یابند. چنین باورهایی می توانند منجر به حساسیت نسبت به افکار مزاحم و محرک های آنها و همچنین منجر به تلاشهایی برای سرکوبی آنها شوند که نشان داده شده است خود این سرکوبی منجر به افزایش شناخت های مزاحم می شود (باتلر[9] و همکاران، 1995؛ کلارک[10] و همکاران، 1991؛ وگنر[11] و همکاران، 1987؛ ولز و پاپجورجیا[12]، 1995). چنین تلاشهای ناموفقی برای اجتناب و سرکوبی این باور را تقویت می کنند که نگرانی غیرقابل کنترل است و همین موضوع احتمال نگرانی نوع دوم را افزایش می دهد.

به طور خلاصه، تلاشهای فرد برای اجتناب به دنبال چرخه ای از فراشناخت های منفی و گوش بزنگی نسبت به نشانه های تهدید، منجر به پردازش ازهم­گسیخته اضطراب و مزاحمت های شناختی افزایش یافته می شود که به این ترتیب با تنظیم ذهنی تداخل پیدا می کند و منجر به نگرانی بیشتر می شود.

این مطلب را هم بخوانید :  پایان نامه درمان روانپویشی حمایتی ـ بیانی

 

2-7 درمان

براساس مدل های نظری عنوان شده و سبب شناسی های ذکر شده، درمانهایی برای این اختلال شکل گرفته اند که در ادامه به برخی از آنها خواهیم پرداخت.

 

27-1 درمانهای روانشناختی

2-7-1-1 درمان شناختی رفتاری

تنها یک رویکرد CBT وجود ندارد. این روش درمانی معمولاً شامل چندین مؤلفه ی درمانی است که حیطه های مختلف نشانه های بیماری را هدف می گیرد (اریکسون و نیومن، 2005). به طور کلی این روش درمانی یک رویکرد گسترده ی مبتنی بر “مهارت های مقابله ای” است که با تحریف های فکر چالش می کند و سعی دارد که توانایی فرد را در فکر به شکل عاقلانه تر و عمل کردن به شیوه ای سازگارانه تر بهبود بخشد. در رأس این رویکرد باور زیربنایی است که الگوهای کارآمد و ناکارآمد فکر کردن، رفتار کردن و احساس کردن را که اساس حالات روانپزشکی است تحت تأثیر قرار می دهد.

کمتر تردیدی در خصوص مؤثر بودن این روش در درمان اختلال اضطراب فراگیر وجود دارد (دورهام، 2007). این روش درمانی برای این اختلال، بیش از هر روش دیگری مورد مطالعه قرار گرفته است (بورکوک و همکاران، 2003) و هنوز از نظر بسیاری به عنوان درمان روانشناختی “خط اول” درنظر گرفته می شود (اریکسون و نیومن، 2005).

 

2-7-1-2 درمان فراشناختی

در این درمان ترسیم یک کیس فرمولیشن نقطه ی آغاز است. در ابتدا از بیمار درباره ی آخرین دوره ای که اضطراب آزاردهنده را تجربه کرده است سؤال می شود (از سؤالات ساختاریافته استفاده می شود). درمورد نگرانی نوع یک همراه با علائم اضطراب و نگرانی نوع دو که بازتاب باورهای منفی است، سؤال می شود. در مرحله ی بعد متخصص عنوان می کند که نگرانی به خودی خود مشکل ساز نیست، بلکه باورهای خاصی دراین باره و راهبردهای کنارآمدن ناسازگارانه (به شدت به دنبال اطمینان بخشی از جانب دیگران بودن و چک کردن های وسواسی) مانع از فروکش این نگرانی می شود. در این درمان تمرکز بر روی باورهای منفی درباره ی نگرانی است (نگرانی نوع دو). و بعلاوه بر روی رفتارها و راهبردهای کنترل فکر.

به طور کلی درمان فراشناختی اثربخش است و دارای اعتبار تجربی برای درمان اختلال اضطراب فراگیر می باشد و می بایست به عنوان یکی از درمان های خط اول برای این اختلال درنظر گرفته شود. با این حال ممکن است بسیاری از متخصصین و بیماران آن را بیش از حد ذهنی و دشوار برای تبدیل نظریه به عمل، بدانند.

[1] Acceptance-based

[2] Romer, L.

[3] Orsillo, S. M.

[4] Superstitious thinking

[5] Wegner, D. M.

[6] Foa, E. B., Kozak, M. J.

[7] Metacognitive (MC)

[8] Wells, A.

[9] Butler, G.
پایان نامه
[10] Clark, D. M.

[11] Wegner, D. M.

[12] Papageorgiou, C.

Leave a Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *